تا حالا شده وسط رژیم باشی، همه چی رو مو به مو رعایت کنی، اما ترازو یه ذره هم تکون نخوره؟ 😩 یا بدتر از اون، عددش بره بالا؟!
شاید وقتشه یه لحظه نفس عمیق بکشی 😮💨 و نگاهت رو از روی ترازو برداری… بیاری سمت چیزی که دیده نمیشه ولی روی همهچی اثر میذاره: ذهنت 🧠✨
آرامش ذهنی در لاغری، همون قطعه گمشدهایه که بدون اون حتی لاغری با ذهن هم برات کار نمیکنه 💔
🧠 چرا با ذهن شلوغ، بدن چاق میمونه؟

تا حالا شده یه روز پرتنش داشته باشی و بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، یهو خودتو جلوی یخچال یا فستفود فروشی پیدا کنی؟ 🤯
ذهن شلوغ، درست مثل یه ریموت کنترل نامرئیه که دست ما نیست، اما همه دکمههای پرخوری رو یکییکی فشار میده. و بله… نتیجهش میشه یه بدن خسته و یه عدد لعنتی روی ترازو که پایین نمیاد! 😩
آرامش ذهنی در لاغری دقیقاً همون پیوندیه که اینجا نقش نجاتدهنده رو بازی میکنه.
📈 کورتیزول: هورمون استرس و چاقی
وقتی ذهنت توی حالت استرس و تنش دائمیه، بدن فکر میکنه قراره با یه بحران بزرگ (مثل جنگ یا قحطی!) روبهرو بشه. پس چی کار میکنه؟
یه هورمون به اسم کورتیزول ترشح میکنه که باعث میشه:
- 🔹 اشتها زیاد بشه
- 🔹 بدن چربیها رو نگه داره (مخصوصاً دور شکم 😬)
- 🔹 میل به غذاهای چرب و شیرین بالا بره
در واقع بدن فکر میکنه لازمه انرژی ذخیره کنه تا زنده بمونه… ولی ما فقط توی ترافیک گیر کردیم یا رئیسمون بداخلاق بوده! 😅
وقتی ذهنمون پر از فکره—چه نگرانی، چه استرس، یا حتی خوشحال شدن، مغز فوری میره دنبال یه پناهگاه امن.
و خب… چی امنتر و آشناتر از یه کاسه بزرگ بستنی شکلاتی؟ یا مثلاً یه بسته چیپس خوشمزه که با هر «کِررانچ»ش صداش آدمو آروم میکنه؟ 🍫🍟
اینجا دیگه قضیه گرسنگی فیزیکی نیست. پای خوردن هیجانی وسطه.
مغز دنبال یه راهحل سریع برای خاموش کردن سروصدای احساساته… و غذا تو این لحظهها دقیقاً مثل قرص آرامبخش عمل میکنه.
🧠 آرامش ذهنی در لاغری یعنی چی؟
یعنی وقتی یاد بگیریم چطور با احساساتمون روبهرو بشیم، دیگه لازم نیست به خوراکیها پناه ببریم.
تحقیقات نشون میده بیشتر افرادی که پرخوری هیجانی دارن، دچار آشفتگی ذهنی هستن و اونقدر درگیر احساسات درونیان که بدنشون رو نمیشنون.
یه مقاله توی ویکیپدیا، خوردن هیجانی رو اینطوری تعریف میکنه: «تمایل به خوردن در واکنش به احساسات مثبت یا منفی.» یعنی هم وقتی ناراحتی ممکنه پرخوری کنی، هم وقتی خیلی خوشحالی!
جالبه بدونی ذهنی که به آرامش نرسیده، نهتنها با غم و استرس بلکه حتی با شادی زیاد یا بیحوصلگی هم دنبال خوراکی میگرده:
- 🔹 نگران شدی؟ شیرینی بخور!
- 🔹 عصبانیای؟ چیپس تند برات تجویز میشه!
- 🔹 بیحوصلهای؟ یه سر به یخچال بزن!
- 🔹 خیلی خوشحالی؟ پیتزا برای جشن آمادهست! 🍕
بهجای اینکه احساساتمون رو در آغوش بگیریم و ببینیم چی ازمون میخوان، تبدیلشون میکنیم به دستور غذایی!
📌 اما راه حل چیه؟
آرامش ذهنی در لاغری یعنی اینکه قبل از اینکه دستمون به سمت غذا بره، یه مکث کوچیک کنیم…
نه برای شمردن کالری، نه برای سرزنش کردن خودمون، نه حتی برای کنترل نفس! بلکه برای یه چیز خیلی مهمتر: گوش دادن به خودمون. 🎧
آیا واقعاً گرسنهایم؟ یا داریم دنبال یه راه فرار میگردیم؟
فرار از استرس کار؟ از تنهایی؟ از یه گفتوگوی سنگین؟ از یک خاطرهی تلخ؟
این همون لحظهی طلاییه که توش آرامش ذهنی در لاغری معنا پیدا میکنه. یعنی جایی که ما، به جای اینکه مثل یه ماشین برنامهریزیشده سراغ غذا بریم، در لحظه میمونیم… با خودمون، با احساسمون، با انتخابمون.
💚 در دوره «ورود به سرزمین لاغرها»، تمرینهای دقیقی طراحی شده برای همین موضوع.
تمرینهایی که یادمون میده:
- چطور صدای واقعی بدنمونو از صدای ذهن پرحرفمون تشخیص بدیم؟
- چطور ذهنِ همیشه عجول رو آروم کنیم تا بتونه صبورانه تصمیم بگیره؟
- و چطور آگاهانه غذا بخوریم، نه برای فرار، بلکه برای زندگی؟
🌀 آرامش ذهنی در لاغری دقیقاً یعنی همین:
بازگشت به لحظه حال.
جایی که تو با خودت در صلحی، بدون جنگ با غذا، بدون استرسِ وزن، بدون قضاوتهای سنگین.
من اعتقاد دارم که حتی اگر سنگ هم از دورههای لاغری با ذهن استفاده کند، لاغر خواهد شد!
بنابراین، نسبت به لاغری خود مطمئن باشید و بدون عجله در این مسیر ادامه دهید. 🌟

چرا دوباره به مسیر ذهنی برمیگردیم؟ 🌱
(پاسخ ساده: چون دنبال آرامش ذهنی در لاغری هستیم!)
یکی از جالبترین نشانههای موفقیتآمیز بودن روش لاغری با ذهن اینه که خیلی از دوستانی که یه زمانی این مسیر رو شروع کرده بودن، ولی بهخاطر عجله رهاش کرده بودن، دوباره برمیگردن به همین مسیر ذهنی.
چرا؟ چون تجربه بهشون یاد داده که راه دیگهای جواب نمیده. 😌🔁
✅ خیلی وقتها بعد از رها کردن این روش، میرن سراغ رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین. از اونایی که هم حالِ جسم رو میگیرن، هم حالِ روح رو. اما نتیجهش چیه؟
خستگی، بیحوصلگی، وزن برگشتی، و یه ذهن پریشون بدون آرامش…
❌ همین تجربههای تلخ باعث میشه بفهمن که بدون آرامش ذهنی در لاغری، هیچ تلاشی موندگار نیست. بدن وقتی متناسب میمونه که ذهن، آرام باشه. نه مضطرب، نه درگیر، نه توی حالت جنگ و گریز!
💚 بههمین دلیله که توی هفتههای ابتدایی دوره «ورود به سرزمین لاغرها»، تمریناتی طراحی شده که اول از همه روی آرام کردن ذهن کار میکنه. چون ما ایمان داریم که آرامش ذهنی در لاغری مثل یه سکوی پرتابه؛ پُرقدرت، نرم، و مطمئن.
🧠 توی مراحل بعدی دوره هم حسابی با نجواهای ذهن چاق کار میکنیم. همون صداهایی که زیر گوشمون میگن:
«خیلی طول میکشه!» یا «ولش کن بابا، یه رژیم بگیر راحت شو!»
اما وقتی با ذهن آگاه بشی، این صداها فقط یه شوخی بامزه میشن که دیگه جدیشون نمیگیری.
✨ بهت اطمینان میدم:
فقط کافیه اجازه ندی عجله، آرامش ذهنی در لاغری رو ازت بدزده.
همین یه کار کوچیک، خودش بدنتو آرومآروم وارد مسیر متناسب شدن میکنه—طبیعی، لذتبخش، و بدون برگشت.
🌿 تجربهی یک هنرجوی لاغری با ذهن: وقتی آرامش ذهنی در لاغری مسیر را روشن میکند…
یکی از بزرگترین درسهایی که توی مسیر لاغری با ذهن گرفتم اینه که:
عجله، صدای ذهن ناآرومه…
ذهنی که بلد نیست صبر کنه، که نمیتونه زیبایی مسیر رو ببینه، که فقط دنبال نتیجه فوریه. دقیقاً همون ذهنیه که آرامش ذهنی در لاغری رو بهم میزنه و سعی میکنه با فریب، منو از این مسیر شیرین بیرون بکشه. 😶💭
یه نمونه واضحش دخترعمویمه…
دختری که میتونست مثل من وارد دنیای زیبای ذهن و آگاهی بشه، اما عجله کرد. انقدر بیحوصله بود که حتی حاضر نشد یک فایل آموزشی رو تا آخر گوش بده. فقط چون میخواست زود لاغر بشه، رفت سراغ عمل معده! ✂️🩺
یکی از اعضای سالم بدنشو قربانی کرد، فقط برای اینکه ترازو زودتر یه عدد خوشحالکننده نشون بده…
اما کاش میدونست که لاغری واقعی، با تیشه زدن به بدن نمیاد، با ساختن ذهن میاد.
اگه مثل من این مسیر آرام، آگاهانه و پر از عشق رو انتخاب میکرد، الان نهتنها سلامت بدنش حفظ شده بود، بلکه با آرامش ذهنی در لاغری، میتونست خودش رو از درون تغییر بده. 🌈🧠
من نزدیک به دو ساله که توی مسیر لاغری با ذهن هستم. لاغر شدم، بله… ولی چیزی خیلی عمیقتر از عدد وزن برام اتفاق افتاده:
دارم آرامش ذهنی در لاغری رو زندگی می کنم.
بدون اضطراب، بدون عجله، بدون فریب دادن خودم. ✨
دیگه به غذا به چشم دشمن نگاه نمیکنم. با عشق غذا میخورم، از بدنم مراقبت میکنم و با خیال راحت، چیزهایی که دوست دارم رو میخورم—نه با احساس گناه، نه با شمردن کالری. این یعنی آزادی واقعی.
در مقابل، دخترعمویم بعد از عمل ۱۶ کیلو وزن کم کرد… ولی حتی نمیتونست یه قاچ هندونه بخوره. میدونی چرا؟ چون ذهنش تغییر نکرده بود. فقط جسمش ناقص شده بود.
و من همون لحظه، از ته دل فقط یه جمله گفتم:
«خدایا شکرت… که منو به این مسیر زیبا و پر از آرامش ذهنی در لاغری هدایت کردی.» 🌺🙏
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔑 رمز موفقیت: درک عمیق تاثیر آرامش ذهنی در لاغری
اگر واقعاً درک کنید که لاغری با ذهن چگونه عمل میکند، آنوقت دیگر نه عجله میکنید، نه ناامید میشوید.
درک دقیق از این مسیر باعث میشود با آرامش ذهنی در لاغری، انگیزه و اشتیاق بالا ادامه دهید تا به تناسب اندام رویاییتان برسید.
پس بیایید کمی با خودمان صادق باشیم و با پاسخ به سؤالات زیر، درک خود از لاغری با ذهن را عمیقتر کنیم:
- لاغری با ذهن چیست و چگونه به شما کمک میکند تا لاغر شوید؟
- تفاوت لاغری با ذهن با روشهایی که قبلاً امتحان کردهاید چیست؟
- از زمانی که با این روش آشنا شدهاید، چه تغییراتی در خود احساس میکنید؟
- در روشهای دیگر چه چیزهایی را از دست دادهاید؟ (مثلاً آرامش ذهنی در لاغری، سلامتی، شادی…)
- با لاغری با ذهن چه چیزهایی بهدست آوردهاید؟
- چرا باور دارید که لاغری با ذهن تنها راه لاغری برای همیشه است؟
نوشتن پاسخ این پرسشها نهتنها به شما کمک میکند تا آرامش بیشتری در مسیر داشته باشید، بلکه مثل چراغی درونی راهتان را در روزهای چالشی روشن میکند. ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🎧 نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
امتیاز 4.30 از 169 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
قدم یازدهم – (دیدگاه من )
سلام
لاغری با ذهن ،ارتباط با ذهن ناخوداگاه است . یعنی استفاده کردن از ابزار خلق که در تو هست ولی تو نمیشناسیش . چون قابل شناسایی نیست . مثلا من نمیدونم چطور قلبم میتپد ،ولی یک ابزاری اون رو از پیدایش ما شروع به تنظیم کرده و چون اون برای بقای تو لازمه اجازه ی دست کاری نمیده . اجازه ی دخالت به کارش را نمیدهد. خب ما این قدرت غیر ارادی را نمیبینیم . هیچ ابزار درکی وجود ندارد . با کدام سیستم میخوای فهمش کنی ؟ لاغری با ذهن هم اینگونه است . هیچ فرد چاقی از اینکه چطور خلق چاقی کرد را نمیداند . فقط وقتی در جسمم پدیدار شد ،متوجه شد که مشکلی است و عدم شناخت و احساس نکردن حضور او ، باعث شد دنبال سرنخ هایی از بیرون برای رفع مسائلی که دوست نداریم بگردد . ناخوداگاه، بخش پررنگ زندگی ماست که ما به حضور آن آگاهی نداریم . بعضی مفاهیم را نمی توان در دنیای مادی درک کرد ،نمی توان دید ، نمی توان مقیاس آورد ، هیچ راه و ابزاری برای ان نیست . ما ابزارهای کمی(قابل اندازه گیری) را خلق کردیم تا بتوانیم محیط پیرامون را درک کنیم . مثلا ترازو ! عدد ترازو فاکتورهای زیادی داره که میتواند عدد خاصی را نشان دهد . تمام ابزار ها و سیستم ها جهت شناسایی و درک بیشتر بودند . لاغری با ذهن برای من مفهوم آگاهی بود و من در قدم یازدهم هستم . چون مشتاق لاغری هستم و چون قدم هایی میره که حس میکنی این جنس را شاید نفهمیده برای خلق مسیری دیگر رفتی یا میتوانی این ابزار را در قسمتهای مختلف زندگیت هم استفاده کنی ، به نظرم شگفت انگیز است . درک از چیزهای ناشناخته مثلا کیفیت ! چطور کیفیت یک محصول را میسنجی ؟ کیفیت پارامتری نداره ! کیفیت وجود داره و ما برای ارزیابی آن ، با ابزار کمی که بتوانیم درک بیشتری داشته باشیم میسنجیم. یا مثلا زیبایی ! هیچ پارامتری جهت اینکه چه کسی زیباست وجود ندارد و علم خیلی سعی میکند این پارامتر کیفی را بتواند تجزیه و تحلیل کند و با عدد و کمیت، بتواند درک و مقایسه کند . ذهن ناخوداگاه هم رد و نشانه ای ندارد و تنها ابزار شناخت آن ،دیدن رفتار و نتیجه ی آن است . من به قدرت ذهن ناخوداگاه اعتقاد دارم . او برای بقای ما نقش حیاتی دارد .
خب اگر این 11 روز که 11 قدم مرا ساخته باید بگم که چون من هرروز درگیر نوشته ها م و تحلیل بودم ، بخش بزرگی از روز من در آن حال و هوا بود و چون هرروز قدمی به آن اضافه میشد ،انگار یک تیکه پازل دیگر هم به این آگاهی اضافه میشد . میدونی حال و هوات عوض شده ، چون افکارت عوض شده ،من با انجام دادن هر قدم ، اول علم و آگاهی را یاد میگیرم ولی چون مقیاس کمی نیست ، من باید حضور آن را با ذهن اگاه ببینم . وقتی فکری وارد ذهنت میشود و برات مهم هست ،حال و هوای آن روزت را میسازد و تو میدانی که حضور آن فکر و حال و هوایی که داری ، باعث به واکنش رفتاری و حال امروزت شده ،ولی تا زمانی که در هوشیارت هست . مثلا من حس میکنم و میبینم که جمله ی لاغری آسانترین کار دنیاست ،درذهن من میچرخه ! چون حضورش را حس میکنم و چون به درونم عمیق شدم ،چون عاشق لاغری هستم ، هر فکری که از جنس تناسب اندامه ،ذهن من جذبش میکنه . افکاری هم هستند که در ذهن ناخوداگاه هستند و راهی برای دیدنشون نیست . چون حضورش را حس نمیکنی و ان ها انقدر تکرار و تمرین شده اند که دربخشی از ذهنت ذخیره شدند که دسترسی نداری . چون ما ابزاری برای سنجش یا وارد شدن نداریم . ما فقط با آگاهی وتمرکز و تجزیه و تحلیل میتوانیم بخش هایی از باورها را از دل نااگاه در بیاریم . واسه همینه اسمش نا آگاه هست و ما چیزی را میبینیم که در آگاه هست .
از مزیت هایی که در این سایت میبینم ، تمام این فرمول ها را استخراج کرده . در آوردن ریشه و فرمول هایی که در ذهن ناخوداگاه ما نقش بسته ،کار بسیار زمان بریه و به راحتی در اختیار ما گذاشته و بخش شناسایی که زمانبره را ما نداریم . خیلی از این فرمول ها اشتباه هستند و خیلی از افکار ما درست نیستند و هر افکاری که قدرت بگیرد ، خودش را با احساس عرض اندام میکند . خیلی از احساسات بد داریم که نمیدانیم منشا آن چیست و ما فقط درد فیزیکی و حال بد را تجربه میکنیم . بدون آن که علت آن را بدانیم . نوشتن در استخراج این افکار به شدت کمک کننده ست . میتوانم مثال بزنم . مثلا رانندگی ، اینقدر در آن حاذق هستیم که در حین رانندگی فکر میکنیم و میتوانیم در عالم خیال بریم ولی به راه ادامه بدیم و حواسمون هر طرف هم باشه . این کار ناخوداکاه انجام میشه و ما زحمتی براش نمیکشیم . در این میان یک ماشین میپیجه و ما سریع روی ترمز میزنیم . همه ی اینها سلسله افکارند و اونقدر تکرار شدند که تو از حضورش خبر نداری ولی آنی انجام میدهی .این مثال ساده ای برای درک بود .
سختترین بخش ،به نظرم کار با ذهن ناخوداگاه است و ما داریم از طریق ذهن آگاه ، هر فکری را که در حال چرخش است که بیشترش با نوشتن میتوان استخراج کرد میقاپیم و یا رفتارها که ابزاری برای دیدن هستند را با ذهن آگاه پیدا میکنیم و شروع به تجزیه و تحلیل ،درستی و نادرستی آن میکنیم و اگر مشتاق کاری باشی و منتظر آن باشی ، هر فکری که در مسیر خلق کمکت میکنه ذهن به سرعت برمیداره تا بتونه از آن فرمول ها استفاده کند . خب من دید عمیقتری به این مساله دارم ،چون حسش کردم و هر مرحله که برمیگردم عمق بیشتری از مسیرم درک میکنم.
من الان میدانم که مواد غذیی و ورزش و تمام ابزارهایی که برای متناسب شدنم استفاده کردم ،جهت دستکاری در محصولم بوده ولی درخت من برای چاقی تنظیم شده و چون در ذهن ناخوداگاهم بود ، من به آن دسترسی نداشتم و شروع کردم با ابزارها و روشهایی که خلاف برنامه ی ذهنم بود ، تناسب اندام را خلق کردن ولی درخت من چاقی است و وقتی اهرم فشار بیرونی را برداری دوباره چاقی خلق میشود و ما هیچ دلیل و علتی برای چاقی نداشتیم . ذهن هوشیار ما که منطق ما هم در آن است ، شروع کرد با ابزارهایی که میداند و درک کرده است برای ما راه حل نشان دادن . به خاطر همین آموزش و آگاهی و درک آن مهمترین بخش است ،چون ما از طریق خوداگاه میتوانیم افکار ذخیره شده در ناخوداگاه را بیابیم و شروع به اصلاح آن کنیم .
میخوام به زبان ساده تر بیان کنم که به زبان ساده این مسیر را طی کنیم 🙂 :
لاغری با ذهن یعنی شناسایی افکار اشتباه در ذهن ناخوداگاه ، شناسایی آن ،تجزیه و تحلیل آن و قدرتمند کردن باور جدید و توجه به آن . همین که شروع به تجزیه و تحلیل میکنی ، یعنی توجه کردی و رفته رفته فرمول های چاقی کمرنگتر شده و فرمولهای جدیدی که جهت درک بیشتر گرفتی و یک فکر با بار احساسی برای تو به وجود می آورد ، در ذهنت شروع به چرخش میکند و چون تو میخواهی بیشتر بدانی ، بیشتر بهش فکر میکنی و چون ذهن میتواند هرچیز را بزرگتر و گسترش میدهد ، تو وقایع و افکار و حرفهایی میزنی که در جهت تایید این فکر باشی و اونقدر تکرار میشود که تبدیل به باور میشود .باور خلق تصویر میکندو دستور را میگیرد و براساس تصویر ذهنی ،شروع به خلق رفتار میکند ( رفتاری که در حوزه ی اختیارات ما نیست ) و ما آن واکنش رفتاری را میبینیم و از تکرار این رفتار ،عادات ما به وجود می آید که دیگر کاملا در بخش ناخوداگاه ما ذخیره شود . گرچه خیلی از افکار اشتباه که به باور تبدیل شده و ابتدای پیدایش رفتار ما و خلق بیرونه با کمرنگ تر شدنش ، ما به تناسب اندام نزدیکتر میشویم . چون ما خود تناسبیم و فقط تنظیماتمون دستکاری شده که با افراد متناسب در زمینه ی خوردن متفاوت عمل میکنیم و اصلا دست ما نیست و فرمان ذهن براساس تصویر ذهنیش است که افکار ما به وجود آوردتش .
2. تفاوت روش لاغری با ذهن با روش های قبلی که استفاده کردید چیست؟
در این روش ما کاری به ابزارهای بیرونی نداریم . ما الان این اگاهی را داریم که منشا مشکلات ما که ریشه ی اختلال چاقی شده است ، فکر است . ما برروی باور کار میکنیم . و باور را کمرنگ و با باور صحیح اصلاح میکنیم . و چون شوق و اشتیاق داریم و باور داریم که ما متناسبیم ، ذهن ما به سرعت ان فکر را میگیرد و شروع به چرخش میکندو در آن چرخش که از فهم و پذیرش ما به فکر می آید ، حال و هوای روانی ما را به سمت خوب میبرد و چون لاغری در ما حس خوب ایجاد میکند . ذهن هرچیزی که در ان انرژی زیاد که از جنس حس خوب باشد یا لذت ، سریع بر میدارد. چون ذهن عاشق لذت است و لاغری هم برای او از این جنس هست . واسه همینه نباید از انرژی حسرت به لاغری نگاه کنیم ، چون آن جنس متفاوتی دارد و کلا مبنا و ریشه ش اینه من چاقم و تناسب ندارم که از پایه این فکر اشتباه هست و ما از طریق احساس میتوانیم متوجه شویم درچه مرحله ای از مسیر هستیم . در این مسیر رژیم غذایی ، ورزش و هر عاملی که از بیرون و اقدامات بیرونی قراره جسم چاق مرا که محصول ذهن چاق منه را تغییر بده ، نداریم . من در این 12 گام فهمیدم که من مسئول پرخوری خودم نبودم و این رفتار ذهن ناخوداگاه من برای خلق چاقیست و من اشرافی به خوردنم ندارم و تا زمانی که باور من درست نشود ، ذهن من از آن مکانیسم برای خلق چاقیم استفاده میکند . من مسئول اطلاعات و داده های مغزم هست و مسئول توجه کردن به آن هستم و از این طریق این مکانیسم خوردن که فرمان ذهنی من است ، شروع به تغییر میکند و من ارادی در میزان خوردن آن نقشی ندارم و هر برنامه ی غذایی که مقدار آن را به من نشان میدهد . در آخر محکوم به شکست است . چون ریشه چاق است و ما از چارچوب برنامه که با حس بد و محدودیت واردش شدیم در آخر شکست میخورد .
3.از زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شده اید چه تغییری در خود مشاهده می کنید؟
4.در روش های مختلفی که برای لاغری استفاده کردید چه مواردی را از دست دادید؟ (وزن، آرامش ذهنی، سلامتی، شادی و …)
کشمکش های زیاد ذهن و گفت و گوهای منفی زیاد درونی در زمان های حال
زندگی در حس حسرت
احساس درماندگی
احساس خستگی ناشی از درماندگی معضل اضافه وزن
مشکلاتی در سفر رفتن یا قرار با دوستان ، چون من محدودیت داشتم و باعث میشد ، فکر کردن به قشنگترین رویدادهای زندگیم در من حس بدی دهد.
5. در روش لاغری با ذهن چه مواردی را به دست آوردید؟
طبیعتا کشمکش های ذهنم که به خاطر استفاده از ابزارهای بیرونی کردم و خلاف جهت مسیر ذهنم بوده ، راحت شدم .
احساس و پذیرش بهتری نسبت به مساله ی چاقی و اضافه وزن دارم
واکنش های احساسیم در مورد مواد غذاییم و مساله ی خوردن کمرنگ شده .
افکار ذهنم سبکتر شده
ذهنم تصویر لاغری را گهگاهی در ذهنم میاره ( احساس خوب و احساسی از جنس امیدواری دارم ) ،در روشهای قبلی هر لحظه ترس از چاقی و احساس بد داشتم و معضل چاقی را بزرگنر از توانایی خودم در تناسب اندام داشتم که به واسطه ی اگاهی و فهم و درک، این حس را ندارم .
6.چرا لاغری با ذهن تنها روش لاغر شدن برای همیشه است؟
چون اصلاح ریشه میکند و ذهنی که به واسطه ی تصویرهای ذهنیش فرمان خوردن را میدهد، اینبار با داشتن تصویر جدید ، فرمان خلق آن را میدهد .( به همین راحتی ) ! در این روش هیچی زورکی نیست و من در مسیر احساس خوشحالی ، صلح پذیرش و احساس بهتری دارم .
سیستم عجله کردن
فکر میکنم سیستم عجله کردن را ما از محیط پیرامون یاد گرفتیم ، چون با پیشرفت تکنولوژی و ایجاد احساس رقابت و ترس از حذف شدن ، باعث شد که ما با سرعت بیشتری بخوایم نتیجه رو خلق کنیم در مورد تناسب اندام سرعت تغییر و ترمیم بدن که به واسطه ی اضافه وزن بهش وارد شده طبیعیه و هرگونه دستکاری در این سیستم که کارکرد طبیعی بدن است ،میتواند اثرات جبران ناپذیری را به بار اورد . چون اضافه وزن ، یک اختلال است و همانطور که زخمی در بدن ما هست و ما بدون اگاهی در مورد مکانیسم ترمیم زخم بعد از مدت زمانی ،بدون درگیری ذهنی و توجه ما به زخم ، متوجه میشیم خوب شده . زمانی که فرمولهای چاقی از ذهن برداشته بشود ، جسم به طور خود به خود شروع به ترمیم شدن و برگشت میکند ،بدون درگیری ذهنی و توجه ما . یک علتی که میتوانم حس عجله کردن را درخودم حس میکنم ، بخشیش به خاطر عدم اطمینان به نتیجه ی لاغر شدن است و زمانی اقدام میکنیم ، که به واسطه ی این روش افراد زیادی را میبینیم که به تناسب رسیدن و این خودش محرک زیادی درجهت حرکت است و چون پروسه ی لاغری در روش های دیگر ، یک پروسه ی پر زحمت که با مقاومت ذهنی زیادی همراهه ، هر شخصی دوست دارد اون پروسه ی مسیرش کوتاه تر باشه تا سریع از محدودیت خلاص شه ویکی از علتهایی که باعث میشه دنبال عجله کردن باشیم ،چون در ذهن ما این باور نقش بسته که این مسیر هم ،مثل سایر روش های دیگر پر از حال بدومحدودیت است .
من سعی کردم هر آنچه را که در این 11 گام در خودم حل و درک کردم را مختصر و کلی بنویسم ،گرچه این افکار درذهنم میچرخد و من با نوشتن ، آن ها را از ذهنم استخراج میکنم و تکرار نمیکنم و زمانی تکرار میکنم که خوب درک نکردم و همین تکرار یعنی توجه و توجه کردن ، ذهن دلایلی پیدا میکند که درک کنیم و نباید به چشم ناامیدی یا وسواس نگاه کرد، فقط درلحظه هر آنچه را که فهمیدیم باید برداشت کنیم و رفته رفته اگاهی ما بیشتر میشود و مفاهیم عمیقتری را درک خواهیم کرد .
ممنون از همه ی دوستان که با حوصله افکار ذهنی مرا خواندند و امیدوارم در این مسیر کمک بزرگی در فهم بیشتر از طریق خودتان بکند .