سالها هر بار که یه رژیم یا ورزش تازه رو شروع میکردم، از همون روز اول یه استرس هم همراهم بود: «نکنه باز نتیجه نگیری و چاقتر بشی». چون چند بار همین اتفاق افتاده بود. هر بار شکست میخوردم، چند کیلو هم از قبل بیشتر میشدم. امروز میدونم کمبود اصلی من در اون سالها آرامش ذهنی در لاغری بود؛ چیزی که هیچ رژیمی بهم نداده بود.
این نوشته جلسه یازدهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه دهم (نفرت از چاقی) دیدیم که نفرت از چاقی ما رو چاقتر میکنه. در این جلسه میخوام از نشونههای اولیهی این مسیر بگم و اینکه چرا آرامش ذهن، قدم اول لاغریه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🌱 اولین نشونهها کجا دیده میشن؟
کسایی که این جلسهها رو با علاقه دیدن و تمرینهاشون رو نوشتن، حتماً تغییراتی در فکر و حسشون دیدن. اولین نتیجه معمولاً یه آرامش نسبیه. ترس از چاقی کمرنگتر میشه و حس ولع به خوردن تغییر میکنه.
جالبه بدونی حتی ممکنه هنوز رفتار غذاییت عوض نشده باشه. مثلاً هنوز پرخوری کنی، ولی فرقش اینه که یه ماه پیش برات مهم نبود و حالا همون لحظه یه صدایی درونت میگه «نکن، اینجوری خوردن اشتباهه». این صدا یعنی فرمانهای ذهنت دارن عوض میشن. برای همینه که بعد از دیدن هر جلسه، تا دو سه روز حرفهاش در ذهنت مرور میشه. این مرور شدن خودش بخشی از کاره.

من ۳۵ سال اضافه وزن داشتم و تا ۱۳۵ کیلو هم رفتم. برای همین تقریباً هیچ رفتار و فکری از آدمهای چاق نیست که برام ناآشنا باشه. خیلی وقتها مثالهایی که میزنم، دقیقاً همون چیزیه که تو هم تجربه کردی. چون نحوهی چاق شدن همهی ما شبیه همه. بنابراین نحوهی لاغر شدن هم میتونه شبیه باشه. وقتی من و این همه از اعضای سایت از این مسیر نتیجه گرفتیم، تو هم میتونی؛ به شرطی که رهاش نکنی.
🌳 درخت ناتوانی و نهال تناسب
هر کدوم از ما سالها با اضافه وزن زندگی کردیم و ضربههای زیادی ازش خوردیم؛ روی اعصابمون، اعتماد به نفسمون و موفقیتهامون. برای همین در ذهنمون یه درخت تنومند به اسم «ناتوانی» رشد کرده. حالا با این جلسهها و تمرینها، یه نهال تازه به اسم «تناسب» کاشتیم که باید با تکرار و استمرار رشد کنه.
خبر خوب اینه که این نهال خیلی سریعتر از اون درخت رشد میکنه. چون چاق شدن برخلاف طبیعت بدن و خلقت خداونده و لطف خدا بوده که روندش اینقدر کند بوده. ولی متناسب شدن همجهت با طبیعت بدنه؛ بنابراین وقتی موانع ذهنی برداشته بشه، سرعتش خیلی بیشتره.
⚖️ چاقی یا اضافه وزن؟
خیلیها فکر میکنن چاقی و اضافه وزن یکیان. ولی در لاغری با ذهن این دو تا رو از هم جدا میکنیم. چاقی مجموعهای از فرمولهاییه که در ذهن ما ذخیره شده. اضافه وزن نتیجهی فعال شدن همین فرمولهاست؛ یعنی همون چیزی که در آینه میبینیم، موقع لباس پوشیدن حس میکنیم و روی ترازو میخونیم.
اشتباه ما این بود که سالها با اضافه وزن جنگیدیم، چون اون رو با چشم میدیدیم. ولی موضوع اصلی چاقی بود که در ذهن ما جا خوش کرده بود. تا وقتی فرمولها عوض نشن، جنگیدن با نتیجه فایدهای نداره.

📟 ترازو، ترموستات ذهنت رو تنظیم میکنه
بعضی از اعضای سایت میگن روزی سه چهار بار خودشون رو وزن میکنن. هر بار که روی ترازو میری و با دیدن عدد حالت بد میشه، ترموستات ذهنت رو روی همون عدد تنظیم میکنی. ذهن ما هم همیشه میخواد پیشرفت کنه و به سمت «بیشتر» بره؛ بنابراین تمام تلاشش رو میکنه که اون عدد رو بالاتر ببره. دیدی که در چاقتر کردن ما خیلی هم موفق بوده.
🔁 لاغری هم مثل هر مهارتی تکرار میخواد
اگه فکر میکنی با یه بار دیدن این ۱۱ جلسه متناسب میشی، بعیده چنین اتفاقی بیفته. هر آموزش ذهنی تکرار میخواد. برای یاد گرفتن ساز، خیاطی، رانندگی یا یه زبان خارجی هم کسی با یه بار شنیدن استاد نشده. ولی وقتی تمرین کردی و در ذهنت ثبت شد، دیگه فراموش نمیشه. لاغری هم یه هنره. باید جلسهها رو بارها ببینی، هر بار مثل روز اول یادداشت برداری و تمرینها رو بنویسی.
همزمان که داری به ذهنت اطلاعات درست میدی، یه صدای دیگه هم کار خودش رو میکنه: «نمیشه. دو روز حالت بهتر بود، که چی؟ تو همون آدم چاقی هستی که بودی». اگه به این نجوا پر و بال بدی و حالت رو بد کنه، خیلی راحت زحمتت رو از بین میبره. پس حواست به نجواهای ذهنت باشه و گولشون رو نخور.
🕊️ آرامش ذهنی در لاغری قدم اوله
خیلیها برام مینویسن «من پرخوری عصبی دارم، به نظرت نتیجه میگیرم؟». جواب من اینه که اول باید همون کلمهی «عصبی» برطرف بشه. کسی که اعصابش به هم ریختهست و با هر چیزی ناراحت میشه، هر چقدر برای لاغری تلاش کنه، فایدهای نداره. بنابراین اول ذهن باید آروم بشه، شادی درونی برگرده و آدم کنترل افکار منفیش رو یاد بگیره. بعد جسم خودبهخود در مسیر تناسب قرار میگیره. یعنی آرامش ذهنی در لاغری شرط اول این مسیره، نه یه چیز اضافه.
برای همینه که میگم لاغری با ذهن فقط برای لاغری نیست. خیلی از اعضای سایت به خاطر لاغر شدن شروع کردن، ولی میبینن رابطههاشون بهتر شده، حالشون عوض شده و آرامش بیشتری دارن. اصلاً جسم مرحلهی آخره؛ چیزهای مهمتری که به دست میاری بیشتر درونیان.
😋 هیچکس با گریه چاق نشده
من اعتقاد دارم همهی ما از چاق شدن لذت بردیم. خودم وقتی یه عروسی در پیش داشتیم، از دو سه روز قبل پرسوجو میکردم که شامش چیه. اگه میشنیدم سلفسرویسه، دیگه تا اون شب رویا میبافتم. چاقی خیلی آروم و با لذت به وجود اومد و برای همین متوجهش نشدیم. رنجش وقتی خودش رو نشون داد که فشارهاش زیاد شد.
تمام هدف من اینه که لاغر شدن رو اونقدر لذتبخش کنم که تلافی اون سالهای رنج دربیاد. وقتی متناسب میشی، انگار آزاد میشی. هر وقت بخوای استخر میری، هر لباسی بخوای انتخاب میکنی، همهی مغازهها سایزت رو دارن و رنگ مورد علاقهت همهجا هست. اگه میخوای این مسیر رو با تمرینهای کامل ادامه بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: درک خودت از لاغری با ذهن ✨
اگه واقعاً بفهمی لاغری با ذهن چطور کار میکنه، دیگه نه عجله میکنی، نه ناامید میشی. جواب این سؤالها رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس:
📌 مرحله اول: چی فهمیدی؟
- به زبون خودت بنویس لاغری با ذهن چیه و چطور به لاغر شدن کمک میکنه.
- فرقش با روشهایی که قبلاً امتحان کردی چیه؟
- به نظرت فرق «چاقی» و «اضافه وزن» چیه؟
📌 مرحله دوم: چی تغییر کرده؟
- از وقتی با این جلسهها آشنا شدی، چه تغییری در فکر، حس یا رفتارت دیدی؟ حتی یه صدای کوچیک که میگه «نکن».
- در روشهای قبلی چه چیزهایی رو از دست دادی؟ مثلاً آرامش، شادی یا اعتماد به نفس.
- در این مسیر تا الان چه چیزی به دست آوردی؟
📌 مرحله سوم: نجواهات رو بشناس
- بنویس ذهنت این روزها چه جملههایی بهت میگه که میخواد منصرفت کنه.
- جلوی هر کدوم، یه جملهی آروم و امیدوارکننده بنویس.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد و آخر این دوره (قسمت دوازدهم: استمرار در مسیر لاغری) میبینیم چرا استمرار از سرعت مهمتره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🎧 نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
۱. آرامش ذهنی در لاغری یعنی چی؟
یعنی قبل از هر تغییری در غذا خوردن، ذهنت آروم بشه، ترس از چاقی کم بشه و افکار منفی رو مهار کنی. در لاغری با ذهن این آرامش شرط اول مسیره و جسم بعد از اون تغییر میکنه.
۲. هنوز پرخوری میکنم؛ یعنی این روش برای من جواب نمیده؟
نه لزوماً. اگه موقع پرخوری صدایی درونت میگه «نکن» یا دیگه مثل قبل برات بیاهمیت نیست، یعنی فرمانهای ذهنت دارن عوض میشن. با تکرار جلسهها کمکم رفتار هم تغییر میکنه.
۳. فرق چاقی و اضافه وزن چیه؟
چاقی مجموعهای از فرمولهای ذهنیه و اضافه وزن نتیجهی فعال شدن اون فرمولها. جنگیدن با اضافه وزن بدون تغییر فرمولها فایدهای نداره.
۴. چرا وزن کردن مداوم به ضرر ماست؟
هر بار با دیدن عدد ترازو حالت بد میشه، ذهنت روی همون عدد تنظیم میشه و چون همیشه به سمت «بیشتر» میره، تلاش میکنه اون عدد رو بالاتر ببره.
امتیاز 4.31 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!













نشان های دریافت شده
قدم یازدهم – (دیدگاه من )
سلام
لاغری با ذهن ،ارتباط با ذهن ناخوداگاه است . یعنی استفاده کردن از ابزار خلق که در تو هست ولی تو نمیشناسیش . چون قابل شناسایی نیست . مثلا من نمیدونم چطور قلبم میتپد ،ولی یک ابزاری اون رو از پیدایش ما شروع به تنظیم کرده و چون اون برای بقای تو لازمه اجازه ی دست کاری نمیده . اجازه ی دخالت به کارش را نمیدهد. خب ما این قدرت غیر ارادی را نمیبینیم . هیچ ابزار درکی وجود ندارد . با کدام سیستم میخوای فهمش کنی ؟ لاغری با ذهن هم اینگونه است . هیچ فرد چاقی از اینکه چطور خلق چاقی کرد را نمیداند . فقط وقتی در جسمم پدیدار شد ،متوجه شد که مشکلی است و عدم شناخت و احساس نکردن حضور او ، باعث شد دنبال سرنخ هایی از بیرون برای رفع مسائلی که دوست نداریم بگردد . ناخوداگاه، بخش پررنگ زندگی ماست که ما به حضور آن آگاهی نداریم . بعضی مفاهیم را نمی توان در دنیای مادی درک کرد ،نمی توان دید ، نمی توان مقیاس آورد ، هیچ راه و ابزاری برای ان نیست . ما ابزارهای کمی(قابل اندازه گیری) را خلق کردیم تا بتوانیم محیط پیرامون را درک کنیم . مثلا ترازو ! عدد ترازو فاکتورهای زیادی داره که میتواند عدد خاصی را نشان دهد . تمام ابزار ها و سیستم ها جهت شناسایی و درک بیشتر بودند . لاغری با ذهن برای من مفهوم آگاهی بود و من در قدم یازدهم هستم . چون مشتاق لاغری هستم و چون قدم هایی میره که حس میکنی این جنس را شاید نفهمیده برای خلق مسیری دیگر رفتی یا میتوانی این ابزار را در قسمتهای مختلف زندگیت هم استفاده کنی ، به نظرم شگفت انگیز است . درک از چیزهای ناشناخته مثلا کیفیت ! چطور کیفیت یک محصول را میسنجی ؟ کیفیت پارامتری نداره ! کیفیت وجود داره و ما برای ارزیابی آن ، با ابزار کمی که بتوانیم درک بیشتری داشته باشیم میسنجیم. یا مثلا زیبایی ! هیچ پارامتری جهت اینکه چه کسی زیباست وجود ندارد و علم خیلی سعی میکند این پارامتر کیفی را بتواند تجزیه و تحلیل کند و با عدد و کمیت، بتواند درک و مقایسه کند . ذهن ناخوداگاه هم رد و نشانه ای ندارد و تنها ابزار شناخت آن ،دیدن رفتار و نتیجه ی آن است . من به قدرت ذهن ناخوداگاه اعتقاد دارم . او برای بقای ما نقش حیاتی دارد .
خب اگر این 11 روز که 11 قدم مرا ساخته باید بگم که چون من هرروز درگیر نوشته ها م و تحلیل بودم ، بخش بزرگی از روز من در آن حال و هوا بود و چون هرروز قدمی به آن اضافه میشد ،انگار یک تیکه پازل دیگر هم به این آگاهی اضافه میشد . میدونی حال و هوات عوض شده ، چون افکارت عوض شده ،من با انجام دادن هر قدم ، اول علم و آگاهی را یاد میگیرم ولی چون مقیاس کمی نیست ، من باید حضور آن را با ذهن اگاه ببینم . وقتی فکری وارد ذهنت میشود و برات مهم هست ،حال و هوای آن روزت را میسازد و تو میدانی که حضور آن فکر و حال و هوایی که داری ، باعث به واکنش رفتاری و حال امروزت شده ،ولی تا زمانی که در هوشیارت هست . مثلا من حس میکنم و میبینم که جمله ی لاغری آسانترین کار دنیاست ،درذهن من میچرخه ! چون حضورش را حس میکنم و چون به درونم عمیق شدم ،چون عاشق لاغری هستم ، هر فکری که از جنس تناسب اندامه ،ذهن من جذبش میکنه . افکاری هم هستند که در ذهن ناخوداگاه هستند و راهی برای دیدنشون نیست . چون حضورش را حس نمیکنی و ان ها انقدر تکرار و تمرین شده اند که دربخشی از ذهنت ذخیره شدند که دسترسی نداری . چون ما ابزاری برای سنجش یا وارد شدن نداریم . ما فقط با آگاهی وتمرکز و تجزیه و تحلیل میتوانیم بخش هایی از باورها را از دل نااگاه در بیاریم . واسه همینه اسمش نا آگاه هست و ما چیزی را میبینیم که در آگاه هست .
از مزیت هایی که در این سایت میبینم ، تمام این فرمول ها را استخراج کرده . در آوردن ریشه و فرمول هایی که در ذهن ناخوداگاه ما نقش بسته ،کار بسیار زمان بریه و به راحتی در اختیار ما گذاشته و بخش شناسایی که زمانبره را ما نداریم . خیلی از این فرمول ها اشتباه هستند و خیلی از افکار ما درست نیستند و هر افکاری که قدرت بگیرد ، خودش را با احساس عرض اندام میکند . خیلی از احساسات بد داریم که نمیدانیم منشا آن چیست و ما فقط درد فیزیکی و حال بد را تجربه میکنیم . بدون آن که علت آن را بدانیم . نوشتن در استخراج این افکار به شدت کمک کننده ست . میتوانم مثال بزنم . مثلا رانندگی ، اینقدر در آن حاذق هستیم که در حین رانندگی فکر میکنیم و میتوانیم در عالم خیال بریم ولی به راه ادامه بدیم و حواسمون هر طرف هم باشه . این کار ناخوداکاه انجام میشه و ما زحمتی براش نمیکشیم . در این میان یک ماشین میپیجه و ما سریع روی ترمز میزنیم . همه ی اینها سلسله افکارند و اونقدر تکرار شدند که تو از حضورش خبر نداری ولی آنی انجام میدهی .این مثال ساده ای برای درک بود .
سختترین بخش ،به نظرم کار با ذهن ناخوداگاه است و ما داریم از طریق ذهن آگاه ، هر فکری را که در حال چرخش است که بیشترش با نوشتن میتوان استخراج کرد میقاپیم و یا رفتارها که ابزاری برای دیدن هستند را با ذهن آگاه پیدا میکنیم و شروع به تجزیه و تحلیل ،درستی و نادرستی آن میکنیم و اگر مشتاق کاری باشی و منتظر آن باشی ، هر فکری که در مسیر خلق کمکت میکنه ذهن به سرعت برمیداره تا بتونه از آن فرمول ها استفاده کند . خب من دید عمیقتری به این مساله دارم ،چون حسش کردم و هر مرحله که برمیگردم عمق بیشتری از مسیرم درک میکنم.
من الان میدانم که مواد غذیی و ورزش و تمام ابزارهایی که برای متناسب شدنم استفاده کردم ،جهت دستکاری در محصولم بوده ولی درخت من برای چاقی تنظیم شده و چون در ذهن ناخوداگاهم بود ، من به آن دسترسی نداشتم و شروع کردم با ابزارها و روشهایی که خلاف برنامه ی ذهنم بود ، تناسب اندام را خلق کردن ولی درخت من چاقی است و وقتی اهرم فشار بیرونی را برداری دوباره چاقی خلق میشود و ما هیچ دلیل و علتی برای چاقی نداشتیم . ذهن هوشیار ما که منطق ما هم در آن است ، شروع کرد با ابزارهایی که میداند و درک کرده است برای ما راه حل نشان دادن . به خاطر همین آموزش و آگاهی و درک آن مهمترین بخش است ،چون ما از طریق خوداگاه میتوانیم افکار ذخیره شده در ناخوداگاه را بیابیم و شروع به اصلاح آن کنیم .
میخوام به زبان ساده تر بیان کنم که به زبان ساده این مسیر را طی کنیم 🙂 :
لاغری با ذهن یعنی شناسایی افکار اشتباه در ذهن ناخوداگاه ، شناسایی آن ،تجزیه و تحلیل آن و قدرتمند کردن باور جدید و توجه به آن . همین که شروع به تجزیه و تحلیل میکنی ، یعنی توجه کردی و رفته رفته فرمول های چاقی کمرنگتر شده و فرمولهای جدیدی که جهت درک بیشتر گرفتی و یک فکر با بار احساسی برای تو به وجود می آورد ، در ذهنت شروع به چرخش میکند و چون تو میخواهی بیشتر بدانی ، بیشتر بهش فکر میکنی و چون ذهن میتواند هرچیز را بزرگتر و گسترش میدهد ، تو وقایع و افکار و حرفهایی میزنی که در جهت تایید این فکر باشی و اونقدر تکرار میشود که تبدیل به باور میشود .باور خلق تصویر میکندو دستور را میگیرد و براساس تصویر ذهنی ،شروع به خلق رفتار میکند ( رفتاری که در حوزه ی اختیارات ما نیست ) و ما آن واکنش رفتاری را میبینیم و از تکرار این رفتار ،عادات ما به وجود می آید که دیگر کاملا در بخش ناخوداگاه ما ذخیره شود . گرچه خیلی از افکار اشتباه که به باور تبدیل شده و ابتدای پیدایش رفتار ما و خلق بیرونه با کمرنگ تر شدنش ، ما به تناسب اندام نزدیکتر میشویم . چون ما خود تناسبیم و فقط تنظیماتمون دستکاری شده که با افراد متناسب در زمینه ی خوردن متفاوت عمل میکنیم و اصلا دست ما نیست و فرمان ذهن براساس تصویر ذهنیش است که افکار ما به وجود آوردتش .
2. تفاوت روش لاغری با ذهن با روش های قبلی که استفاده کردید چیست؟
در این روش ما کاری به ابزارهای بیرونی نداریم . ما الان این اگاهی را داریم که منشا مشکلات ما که ریشه ی اختلال چاقی شده است ، فکر است . ما برروی باور کار میکنیم . و باور را کمرنگ و با باور صحیح اصلاح میکنیم . و چون شوق و اشتیاق داریم و باور داریم که ما متناسبیم ، ذهن ما به سرعت ان فکر را میگیرد و شروع به چرخش میکندو در آن چرخش که از فهم و پذیرش ما به فکر می آید ، حال و هوای روانی ما را به سمت خوب میبرد و چون لاغری در ما حس خوب ایجاد میکند . ذهن هرچیزی که در ان انرژی زیاد که از جنس حس خوب باشد یا لذت ، سریع بر میدارد. چون ذهن عاشق لذت است و لاغری هم برای او از این جنس هست . واسه همینه نباید از انرژی حسرت به لاغری نگاه کنیم ، چون آن جنس متفاوتی دارد و کلا مبنا و ریشه ش اینه من چاقم و تناسب ندارم که از پایه این فکر اشتباه هست و ما از طریق احساس میتوانیم متوجه شویم درچه مرحله ای از مسیر هستیم . در این مسیر رژیم غذایی ، ورزش و هر عاملی که از بیرون و اقدامات بیرونی قراره جسم چاق مرا که محصول ذهن چاق منه را تغییر بده ، نداریم . من در این 12 گام فهمیدم که من مسئول پرخوری خودم نبودم و این رفتار ذهن ناخوداگاه من برای خلق چاقیست و من اشرافی به خوردنم ندارم و تا زمانی که باور من درست نشود ، ذهن من از آن مکانیسم برای خلق چاقیم استفاده میکند . من مسئول اطلاعات و داده های مغزم هست و مسئول توجه کردن به آن هستم و از این طریق این مکانیسم خوردن که فرمان ذهنی من است ، شروع به تغییر میکند و من ارادی در میزان خوردن آن نقشی ندارم و هر برنامه ی غذایی که مقدار آن را به من نشان میدهد . در آخر محکوم به شکست است . چون ریشه چاق است و ما از چارچوب برنامه که با حس بد و محدودیت واردش شدیم در آخر شکست میخورد .
3.از زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شده اید چه تغییری در خود مشاهده می کنید؟
4.در روش های مختلفی که برای لاغری استفاده کردید چه مواردی را از دست دادید؟ (وزن، آرامش ذهنی، سلامتی، شادی و …)
کشمکش های زیاد ذهن و گفت و گوهای منفی زیاد درونی در زمان های حال
زندگی در حس حسرت
احساس درماندگی
احساس خستگی ناشی از درماندگی معضل اضافه وزن
مشکلاتی در سفر رفتن یا قرار با دوستان ، چون من محدودیت داشتم و باعث میشد ، فکر کردن به قشنگترین رویدادهای زندگیم در من حس بدی دهد.
5. در روش لاغری با ذهن چه مواردی را به دست آوردید؟
طبیعتا کشمکش های ذهنم که به خاطر استفاده از ابزارهای بیرونی کردم و خلاف جهت مسیر ذهنم بوده ، راحت شدم .
احساس و پذیرش بهتری نسبت به مساله ی چاقی و اضافه وزن دارم
واکنش های احساسیم در مورد مواد غذاییم و مساله ی خوردن کمرنگ شده .
افکار ذهنم سبکتر شده
ذهنم تصویر لاغری را گهگاهی در ذهنم میاره ( احساس خوب و احساسی از جنس امیدواری دارم ) ،در روشهای قبلی هر لحظه ترس از چاقی و احساس بد داشتم و معضل چاقی را بزرگنر از توانایی خودم در تناسب اندام داشتم که به واسطه ی اگاهی و فهم و درک، این حس را ندارم .
6.چرا لاغری با ذهن تنها روش لاغر شدن برای همیشه است؟
چون اصلاح ریشه میکند و ذهنی که به واسطه ی تصویرهای ذهنیش فرمان خوردن را میدهد، اینبار با داشتن تصویر جدید ، فرمان خلق آن را میدهد .( به همین راحتی ) ! در این روش هیچی زورکی نیست و من در مسیر احساس خوشحالی ، صلح پذیرش و احساس بهتری دارم .
سیستم عجله کردن
فکر میکنم سیستم عجله کردن را ما از محیط پیرامون یاد گرفتیم ، چون با پیشرفت تکنولوژی و ایجاد احساس رقابت و ترس از حذف شدن ، باعث شد که ما با سرعت بیشتری بخوایم نتیجه رو خلق کنیم در مورد تناسب اندام سرعت تغییر و ترمیم بدن که به واسطه ی اضافه وزن بهش وارد شده طبیعیه و هرگونه دستکاری در این سیستم که کارکرد طبیعی بدن است ،میتواند اثرات جبران ناپذیری را به بار اورد . چون اضافه وزن ، یک اختلال است و همانطور که زخمی در بدن ما هست و ما بدون اگاهی در مورد مکانیسم ترمیم زخم بعد از مدت زمانی ،بدون درگیری ذهنی و توجه ما به زخم ، متوجه میشیم خوب شده . زمانی که فرمولهای چاقی از ذهن برداشته بشود ، جسم به طور خود به خود شروع به ترمیم شدن و برگشت میکند ،بدون درگیری ذهنی و توجه ما . یک علتی که میتوانم حس عجله کردن را درخودم حس میکنم ، بخشیش به خاطر عدم اطمینان به نتیجه ی لاغر شدن است و زمانی اقدام میکنیم ، که به واسطه ی این روش افراد زیادی را میبینیم که به تناسب رسیدن و این خودش محرک زیادی درجهت حرکت است و چون پروسه ی لاغری در روش های دیگر ، یک پروسه ی پر زحمت که با مقاومت ذهنی زیادی همراهه ، هر شخصی دوست دارد اون پروسه ی مسیرش کوتاه تر باشه تا سریع از محدودیت خلاص شه ویکی از علتهایی که باعث میشه دنبال عجله کردن باشیم ،چون در ذهن ما این باور نقش بسته که این مسیر هم ،مثل سایر روش های دیگر پر از حال بدومحدودیت است .
من سعی کردم هر آنچه را که در این 11 گام در خودم حل و درک کردم را مختصر و کلی بنویسم ،گرچه این افکار درذهنم میچرخد و من با نوشتن ، آن ها را از ذهنم استخراج میکنم و تکرار نمیکنم و زمانی تکرار میکنم که خوب درک نکردم و همین تکرار یعنی توجه و توجه کردن ، ذهن دلایلی پیدا میکند که درک کنیم و نباید به چشم ناامیدی یا وسواس نگاه کرد، فقط درلحظه هر آنچه را که فهمیدیم باید برداشت کنیم و رفته رفته اگاهی ما بیشتر میشود و مفاهیم عمیقتری را درک خواهیم کرد .
ممنون از همه ی دوستان که با حوصله افکار ذهنی مرا خواندند و امیدوارم در این مسیر کمک بزرگی در فهم بیشتر از طریق خودتان بکند .