تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
یه نکته خیلی مهم!
خیلی از آدمها وقتی برای اولین بار با مفهوم لاغری با قانون رهایی آشنا میشن، یه سوال مهم براشون پیش میاد:
«اگه قرار نیست رژیم بگیرم و محدود باشم، پس یعنی هر چی دلم خواست بخورم؟! یعنی بیخیالی مطلق؟» 🤷♀️
📍 لاغری با قانون رهایی بههیچوجه یعنی بیخیالی نسبت به بدنت. برعکس! یعنی رسیدن به یک رابطه سالم، آگاهانه و صادقانه با غذا و خودت.
فرق رهایی با بیخیالی چیه؟ 👇
🚫 بیخیالی یعنی پر کردن هر حس خالی با غذا
✅ رهایی یعنی شناخت احساسات واقعی و احترام به نیازهای واقعی بدنت
🚫 بیخیالی یعنی غذا خوردن از روی استرس، خشم یا بیحوصلگی
✅ رهایی یعنی آگاهی از احساسات، بدون سرکوبشون با خوراکی
🚫 بیخیالی یعنی خوردن بیمرز، بیتوجه به نشونههای سیری
✅ رهایی یعنی توانایی متوقف کردن خوردن وقتی بدنت میگه: “من دیگه کافیمه!” ✋
چرا این تمایز مهمه؟ 🎯
چون لاغری با قانون رهایی فقط در صورتی اتفاق میافته که تو بتونی فرمان رو بهدست خودت بگیری — نه با اجبار، بلکه با عشق. ❤️



جمعبندی رهاگونه 😄
(یا به عبارتی: وقتی لاغری میشه یه سفر عاشقانه با خودت! 💖)
لاغری با قانون رهایی یعنی شروع یک رابطهی تازه… رابطهای پر از عشق، احترام و آرامش با خودت، بدنت و غذایی که میخوری 🍽️🧡
✅ یعنی خودتو همونطوری که هستی، با تمام فراز و نشیبها بپذیری
✅ یعنی انتخابهات از عشق باشه، نه از ترس یا وسواس
✅ یعنی غذا خوردن برای لذت، نه برای تنبیه یا پاداش
🌈 با قانون رهایی دیگه:
❌ غذا دشمنت نیست
❌ ترازو باعث استرس نمیشه 😩⚖️
❌ هر لقمه همراه بغض و اضطراب نیست
💫 حالا وقتشه سبک زندگی بسازی که نه فقط بدن، بلکه قلبت هم سبکی و آرامش داشته باشه.
از امروز یه تصمیم جدید بگیر… 🕊️✨
🌟 بذار لاغری با قانون رهایی بیاد سراغت… نرم، آرام و بیدردسر، مثل نسیم صبحگاهی 🍃🌞
🎁 نکته مهم: تو قرار نیست لاغر بشی تا خودتو دوست داشته باشی. تو خودتو دوست داری، برای همینه که اجازه میدی بدنت برگرده به حالت طبیعی خودش 💛
💡 و حالا، اگه میخوای یاد بگیری چطور ذهن و اشتهای خودت رو برای همیشه برنامهریزی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقا مسیر درستش رو بهت نشون میده.
این دوره کمک میکنه با ذهن خودت دوست بشی، وسوسهها رو مدیریت کنی و لاغری با آرامش و لذت واقعی رو تجربه کنی. 🧠✨
🎯 بخش تمرینی امروز: تجربهات از رها کردن وسوسهها! 🎯
📝 سؤال امروز:
تا حالا پیش اومده که موقع خوردن یه خوراکی وسوسهانگیز، تصمیم بگیری رهاش کنی و بهجای خوردن، به احساس واقعیت گوش بدی؟
چی شد که تونستی رها کنی؟ یا اگه نتونستی، چه چیزی باعث شد سمتش بری؟
👇 همین حالا پایین همین صفحه، توی بخش دیدگاهها بنویس:
- چه احساسی داشتی وقتی خواستی رها کنی؟
- نتیجهاش چی شد؟
- اگه نتونستی رها کنی، دوست داری دفعه بعد چی کار کنی؟
🧠 چرا نوشتن مهمه؟
وقتی تجربههات رو مینویسی، ذهنت از حالت مبهم درمیاد و آگاهتر میشی. نوشتن باعث میشه قانون رهایی رو بهتر درک کنی، اشتباهاتت رو ببینی و به خودت فرصت رشد بدی. هر کلمهای که مینویسی، یه قدم به آگاهی و آزادی ذهنی نزدیکترت میکنه.
✨ تو با نوشتن، در حال ساختن نسخهی آزادتر و سبکتر خودت هستی…
🌱 همین الان بنویس و به مسیر لاغری با ذهن، قدرت بیشتری بده!
📌 ما دیدگاههات رو میخونیم و با عشق همراهت هستیم 💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.21 از 146 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خداوند آسمان آبی
از ۷ سالگی اضافه وزن من شروع شد ، کامل آن صحنه را هنوز یادم می اید که با بلوز آستین بلند قرمز جلوی آینه ایستادم و زیر لب زمزمه میکنم چرا چاقم؟ چرا بقیه مسخره ام کردن؟ چرا من ؟ چقدر از خودم بدم میاد ، کاش میشد این چربی ها رو نابود کرد هنوزم آن حس نفرت از خود را در آن روز به یاد دارم بخاطر حرف چندین نفر زمان شیرین کودکی خود را تلخ کردم و اکثر اوقات ناراحت بودم. و این به حدی بود که ۸ سالگی شروع کردم به رژیم و ورزش اما چندی دوام نیاورد و دوباره وزن کاهش یافته بازگشت.
سایز شلوارم کاهش پیدا کند از ناحیه پایین تنه لاغر تر شوم ، بدن چابک تر و سبک تر میخوام هر لباسی که میخوام بپوشم بدون معلوم شدن چربی های بدنم ، یک بدن متناسب معمولی که بقیه به چشم متفاوتی بهم نگاه نکنن.
من این مشکل را تا چند وقت پیش داشتم اما اینقدر با خودم فکر کردم و تحلیل کردم که ذهنم هوشیار شده مثلا میگفتم هدف من ۶۰ کیلوگرم است و من باید به ۶۰ برسم اما به قول استاد من نقطه پایان را نقطه شروع خودم قرار دادم من چند وقت پیش پیام دادم و گفتم خودم را وزن کردم و ۵ کیلوگرم اضافه کردم خیلی ناراحت شدم و به همه چیز شک کردم و… ، که استاد استوری قطار چاقی گذاشتن چندین بار دیدم و نوشتم و کمی با خودم کنار آمدم و دو دو تا چهار تا کردم و متوجه شدم استاد درست میگن من اگر میخوام وزنم به ۶۰ کیلوگرم برسه و تغییر حسابی در جسمم داشته باشم اول باید ذهن من در روند متناسب شدن قرار بگیرد : اگر بدن ما قطار باشد با هرچندتا واگن که آخرین واگن جسم ماست که این قطار در مسیر چاقی در حال حرکت است و ما قصد داریم متناسب شویم اگر بخواهیم دور بزنیم و وارد مسیر لاغری شویم مدتی زمان می برد تا واگن آخر هم وارد این مسیر شود که واگن آخر جسم ماست ، من انتظار ندارم ماه آینده به ۶۰ کیلوگرم برسم یا غصه بخورم و بگم چرا ۶۰ کیلو نیستم نگاه کن فلانی چقدر متناسب و خوش اندامه من به خودم میگم یادت میاد روزایی که کنج خونه بودی و گریه میکردی یا احساس عذاب وجدان و گناه شب خوابت نمی برد یا یک قاشق غذا بیشتر میخوردم از خودم بدم میومد قرص بخور برای ریزش مو قرص آرامبخش بخور تا بتونی حداقل دوساعت بخوابی هرشب کابوس و استرس داشتم ، من از وقتی با اینجا آشنا شدم هیچکدام آن مشکلات ندارم خواب پر کیفیت و هیچکدام آن قرص های آرامبخش را نمیخورم ریزش موهام قطع شده و موهام زیباتر شده بجای کنج خونه در حال لذت بردن از طبیعت هستم و با خیال راحت درس میخونم بدون نگرانی و فکر به وزنم درس میخونم و کارام را انجام میدم این یعنی پیشرفت این یعنی من نسبت به قبل خیلی بهترم با اینکه وزنم به ۶۰ نرسیده اما بسیار آرامش روانی دارم همین آرامش یعنی بزرگترین پیشرفت تا به این روز. یک چیز قشنگی که این هفته متوجه شدم شکمم جمع تر شده و احساس میکنم لاغر تر شدم که دوستم را هم این را گفت و من بابت همین تغییر کوچک بسیار خوشحال شدم این یعنی پیشرفت .
با آرامش ذهنی بدون استرس لاغر شدن هدف منه ، هروز یک گام کوچک بردارم و با حس خوب لاغر شوم من اگر به ۶۰ میخوام برسم نمیگم ماه آینده به ۶۰ برسم ، مگه ما یهو از عدد ۸۰ میپریم عدد ۶۰؟ اول ۷۹ بعد ۷۸ و ….. بعد ۷۰ و……. بعد ۶۵…… و در آخر ۶۰ کاملا شبیه عدد وزنی من است اگر میخواستم در کوتاه مدت به ۶۰ برسم میرفتم سراغ رژیم ، میخوام به ۶۰ برسم اما برای همیشه .
بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر
من حدود ۱۴ سالگی که به سن بلوغ رسیدم ارام ارام
شروع کردم به چاق شدن ،و ارام ارام ،ماه به ماه و
سال به سال من از ماههایی قبلی و سال هایی قبلی
چاق تر بودام ،تا موقع که ازدواج کردم که دیگه مث این
آتش فشانها که فوران میکنن من روز به روز چاق تر میشدم
و هر دفعه دوستام یا آشنایی رو می دیدم میگفتن چی کار
می کنی اینقدر چاق شدی ،که دیگه نه لباسی اندازم بود نه
کفشی ،نه مهمونی می تونستم برم ودیگه این حس هایی
بد تخریب گر بیشتر و بیشتر میشدن تا … .
سالها چاقی رژیم گرفتن و نتونستن ،یه من نمی تونم قوی در
من ساخته بود،چاقی اعتماد به نفس من رو از من گرفته ،من
خود واقعیم نیستم با چاقی ،خیلی کارا رو نمی تونم انجام
بدم ،هر لباسی رو نمی تونم بپوشم ،هر جایی دوست ندارم
برم ،اینا همه به کنار که بهم فشار میاره دختری دارم ۶ سالشه
میگه مامان کاش یا کم لاغر تر بودی ،چاقی من حتی این
بچه رو هم اذیت میکنه.
من ،از زمانی که الان حدود یکی دو ماه هست ،درک کردم
حس گرسنگی و سیری رو مخصوصا که چ زمانی از خوردن
دست بکشم ،اینقدر خوشحالم ،اینقدر حالم خوبه که دیگه
اون حس پرخوری سنگینی معده رو ندارم ،اصلا دیگه به
نتیجه فک نمیکنم،میگم همینه کافیه ولی خوب بعضی
اوقات هم چشمم به چاقی بدنم میفته شاید حسم بد بشه
و میگم خودم بودم و خودمم درستش میکنم و قسمت چاقی
جسمم رو نوازش میکنم و عذر خواهی میکنم از بدنم .
در رابطه با انتخاب هدف ،اینکه نه در چاقی ولاغری بلکه
در هر هدفی که توی زندگیمون میزاریم باید خودمون رو با
خود قبلیمون مقایسه کنیم این می تونه حسمون رو خوب
کنه و در مسیر نگهمون داره ،تا اینکه خودمون رو با کسی
که الان در اون شرایط زندگی میکنه ،که حتی اون ادم نزدیک
ترین فرد بهمون باشه حسمون بد میشه و ممکنه ما نا امید
بشیم و رها کنیم مسیر رو ،برای یادگیری هر چیزی نیاز به
آموزش ،تکرار و استمرار داریم ،حالا اون می تونه ،بهبود رابطه
باشه،پولسازی باشه ،پاکسازی باشه ،هر چیزی و خود شخص
من در رسیدن به تناسب زمان و تایم رو حذف کردم ،و این
طور حالم بهتره و وقتی نجوا ها میاد سراغم ،میگه که
اوه حالا کو تا لاغر بشی ،اوه تا تو لاغر بشی کسب و کارت
رو راه بندازی از این وضعیت مالی در بیایی
اوه بخوام بنویسم خیلی چیزا هست
و من وقتی این حس و احساس ها بهم دست میده میدونم
که کار اون شیطان هست که در درونم هست که عجله میکنه
ارام با خودم حرفهایی میزنم که اروم بگیرم و اینو با خودم
میگم که خداوند در قران فرمودن که پاداش صابرین
بی حساب است، و من مطمئنم من هم پاداش صبرم رو
می گیرم ،
با تشکر از استاد عزیزم و همراهی دوستام همراه .
نشان های دریافت شده
شنیده بودم برای اینکه ترازو وزنت رو درست نشون بده در تمام مدت رژیم نباید جای ترازو رو تغییر بدی و من به شدت روی این موضوع حساس بودم.
چقدر توجه به این موضوع برایم تاثیر گذار بود
اما برداشت من چطور بود
من هم وقتی میخواستم کاری را انجام بدهم توجه میکردم که از چه روشی انجام بدهم و چه چیزی باعث بدست آوردن اون چیزی که میخواهم میشود
در لاغری یاد گرفته بودم که حذف یک سری چیزها باعث کاهش وزن میشه و اگر اون ماده غذایی را متوجه میشدم در غذایی استفاده شده و من نمیدونستم و مصرف کردم بعد از اینکه متوجه می شدم کلی ناراحت میشدم در صورتی که اون ماده غذایی باعث چاقی و لاغری من نشده اون برچسب هایی که به اون ماده غذایی نسبت داده شده و در افکارم ثبت شده حتی نسبت به مقدارش هم تعیین و تکلیف میکنه حالت های من را ایجاد میکنه
دیروز همسرم غذا زرشک پلو با مرغ درست کرد موقع صرف غذا بهم گفت زرشک ها یکم بیشتر شیرین شده و من تایید کردم و گفت حواسم نبود و مقدار شکر را یکم بیشتر استفاده کردم
در صورتی که همزمان که داشتم غذا میخوردم هیچ توجهی به اینکه چرا شیرین هست یا نیست نداشتم بلکه داشتم از اون غذا و اون بودن با همسرم و اون نعمت ها لذت میبردم و من در اون لحظه فقط با یک حواس پرتی کلی آلارم و داد و بیداد در ذهنم ایجاد شد و بوق خط ممتد کلمه شکککککککککررررررررررررررررر زده شد و اینطور بود که ای وای شکر،
شکر صنعتی هست، شکر آسیب رسان هست ،شکر فلان و ….
حالا چرا اینطور کرد
برای اینکه من چند سال هست شکر مصرف نمیکنم شاید سالی یکبار با شربت
اینکه میلیون ها بار شنیدم که شکر تولیدش صنعتی هست
اینکه وقتی شکر مصرف میکنی چه اتفاقاتی در بدنت میوفته و داشت برای خودش سناریو میچید که یک لحظه به خودم اومدم که گفتم مگه من رژیم هستم و یا خودم را در محدودیت قرار دادم مگر من به قدرت افکارم ایمان ندارم و حالا بر اساس یک سری باورها طبیعی و صنعتی بودن را برچسب زدم ایا به این جسم واقف نیستم شیرینی شکر با شیرنی عسل هیچ فرقی نمیکنه و هر دو مزه شیرینی میدهد هر دو شیرینی هستند بعد من خودم آگاهانه و طبق درخواست بدنم و اون واکنش ذهنی شکر مصرف نمیکنم و راحت خودم را قانع کردم و تموم اینها فقط بخاطر شنیده هام در مورد برچسب هایی هست که به هر چیزی خورده و من هم باور کرده بودم مهم این هست که باور کنم ایا اون ماده غذایی هست که مرا چاق یا لاغر میکنه
ایا روش خاصی میتونه منو به موفقیت برسونه
آیا باید مثل مورچه بتونم از دیوار بالا بروم تا بتونم زندگیم را زیبا کنم
وقتی به تغییراتی که ۱۸ ماه پیش در من رخ داده نگاه میکنم و خودم را مقایسه میکنم با الان اون شخص من نیستم
روزی که شروع کردم به لاغری با ذهن با این نیت در مغزم رقم خورد که هر چیزی که دلم میخواد بخورم و من میتونم با قدرت ذهنم اونها را در بدنم به لاغری تبدیل کنم و تمام فکرم خوردن شکلات و شیرینی بود توی خونه چیزی به اسم شیرینی و شکلات مانده گار نبود بجایی رسید که همسرم یکم برداشت فریز کرد برای روزی که مهمون میاد داشته باشیم
فرقی نمیکرد چی باشد خوب یا بد خورده میشدالان برای عید ۱۰ مدل شکلات روی میز پذیرایی بود و هنوز هست و اینکه حتی یک دونه هم نخوردم نه اینکه خودم را منع کنم اصلا نمیتونم بهش فکر کنم همین که نزدیکش میشم انگار یکی منو میکشه یه طرف دیگه
وقتی به ظرف شکلات نگاه میکنم انگار دارم به مبل نگاه میکنم حسی بهش ندارم
و بسیار تغییراتی که در من ایجاد شده در پول و ثروت هدف من هم ثروتمند شدن بود اینکه هر چیزی دلم میخواهد راحت بخرم
یکی از آرزوهام این بود که یخچال و فریزر خونه ام اینقدر پر باشه که یک شب به فکر این خالی بودن و کمبود مواد غذایی نخوابم
همسرم برای تعریف میکنه ۲ بسته گوشت داشتیم و ۲ ماه یا فکر کنم ۳ ماه با اون سر میکردیم و استفاده نمیکردیم میگفت نمیدونستم واقعا اون روز را چه غذایی درست کنه چون ذهنش همش روی نبود اون مواد غذایی بود
ولی امروز نزدیک چندین کیلو گوشت هست و میتونم بگم یکماه بود استفاده هم نکردیم
چه اتفاقی افتاد در زندگی من
این مثال نمونه کوچکی از تغییراتی هست که در زندگیم افتاده
مثال دیگه ای که دارم تونستم تموم بدهکاری هام را تسویه کنم و الان فقط ماهانه کرایه خونه ام را پرداخت میکنم ولی ذهنم میاد میگه اگه این هم نبود چقدر خوب میشد ولی من در جواب میگم الان اینقدر با آرامش دارم این کامنت را مینویسم که هیچ استرسی از بابت بدهکاری و قرض و قسط ندارم که دنیایی برام ارزش داره
دستاوردهایی که در این مدت کسب کردم که برای هر کدام چه کارهایی نکردم و اوضاع از قبل هم خراب تر میشد
نتیجه پایانی خودش میاد
من در تناسب اندام هدفم سیکس پک کردن هست مدتی بود هر روز چندین بار به شکمم نگاه میکردم و میگفتم چیکار کنم چربی هام ا
آب شده ولی ای کاش یکم پوستم هم جمع تر میشد داشتم حسرت چیزی را میخوردم که به اون هم میرسم ولی از چیزی که داشتم لذت نمیبردم
لاغری ای که الان حدود یکسال هست هر روز منو جداب تر و خوش اندام تر میکنه و کلی داشته که کسب کردم من هر روز دارم قدم بر میدارم اگر دستاوردی نداشتم تا الان هزاران باره این روش و هر چیزی داشت را ول کرده بودم و پر از خشم و نفرت بودم ولی الان باز شروعی مجدد کرده ام نه برای اینکه مثل زمان رژیم و ورزش ببینم چی میشه و چند روزی اون چیزی که میخواهم را بدست بیارم بلکه برای اینکه قوی تر بشم و بیشتر به خودشناسی ام برسم و دستاوردهام را بیشتر کنم
سالها پیش این تعریف را
(((من فهمیده ام که اگر هزاران رنگ و آبرنگ و بوم و قلم و دیگر وسایل لاغری رو هم داشته باشم اما وقتی یاد نگرفته باشم نقاشی کردن را هرگز نمیتوانم قلم به دست گرفته و نقاشی کنم. برای نقاش شدن باید نقاش شدن را رها کرد و نقاشی کردن را آموخت.)))
جور دیگه ای موقعی که یادگیری قوانین جذب را شروع کردم استادی داشتم و گفت بسیار افرادی هستند که از این دوره به اون دوره میپرند،طرف چند ترابایت آموزش های مختلف داره ولی به هیچ کدوم عمل نمیکنه فقط یاد گرفته جمع کنه و الان این اگاهی به این شکل دوباره به من داده شد به دنبال این نباشم که اگر این باشد میشود کاری کرد یک نقاش با یک مداد هم میتواند زیباترین نقاشی را بکشد مهم اون هنر هست که از یادگیری و تمرین بدست میاریم
و درس بسیار عالی ای که یاد گرفتم شاید میلیونها بار شنیده بودم ممکنه در آموزش های مختلف شنیده بوده باشم ولی امروز و اینجا و این لحظه با درک الان و هدایت هایم بهش رسیدم
لاغر شدن را رها کنم لاغری یاد بگیرم
پولدار شدن و ثروتمند شدن را رها کنم و پولسازی را یاد بگیرم
تا یاد نگیرم نمیتونم کاری انجام بدهم
زمانی که کودک بودیم نمیتونستیم راه بریم یاد گرفتیم تا بتونیم راه بریم
وقتی میخواستیم غذا بخوریم بلد نبودیم چطور باید قاشق را در دست بگیرم یاد گرفتیم چطور قاشق را در دست بگیریم و غذا بخوریم
حرف زدن بلد نبودیم یاد گرفتیم
الان هم باید یاد بگیرم
خدایا شکرت بخاطر این درکی که تونستم بهش برسم و میدانم باز هم بیشتر میتونم یاد بگیرم
و خدایی که به شدت کافیست
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد گرامی
من بعد از دو با رداری ۱۰ الی ۱۲ کیلو از ۶۰ کیلوی اولیه زیاد کردم ..وبعد از اون اینقد تمرکز کردم رو این چند کیلو که نه تنها کم نشد بلکه هر سال یه کیلو اضافه کردم وبیشتر وبیشتر ناراحت واحساس بد ومقایسه وناامیدی وناراحتی واحساس ناکامی وبی اراده بودنم ..والان دیگه خیلی احساس میکنم که باید کاری کنم هم از لحاظ ظاهری ..هم هنگام پرو کردن لباس وهم در پوشیدن لباس ورنگ مورد علاقام احساس مکنم که باید اصل خودم رو پیدا ونم ..ودر این مسیر میمانم ویاد میگیرم واز قدرت ذهنم استفاده میکنم دیگه به نتیجه فکر نمیکنم ورها میکنم تا احساسم خوب بشه واز مسیر تغیراتم لذت ببرم ..ورها میکنم لاغر شدن رو وتنرکزم رو میزارم روی یادگیری ونمیدونم این برای من کی اتفاق میوفته ولی ایمان کامل دارم به این مسیر که این بهترین مسیره که توسط خدا به این میر هدایت شدم
سپاس وشکر خدا
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان 🥰🙏🏻
باسلام به استاد و دوستان همراهم ✋❤🌹😍
گام ۹:با قانون رهایی لاغر شوید 😇
تعریف قانون رهایی :خواسته ات را رها کن وبه آن برس
قانون رهایی در لاغری هم تاثیر گذاره وبا استفاده از آن می تونم به راحتی لاغر بشم
تلاش برای لاغر شدن و توجه کردن به مقدار اضافه وزن چقدر می تونه انرژی واحساس خوب افراد که برای لاغر شدن سعی می کنند رو نابود کنه
موفقیت در مسیر لاغری با ذهن
موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که،در شرایط خود در نقطه شروع در خودمان احساس می کنیم
احساسم از زمانی که در سایت هستم ودر مسیر لاغری فوق العاده شده و آرامش دارم وایمانم به لاغر شدنم خیلی بهتر شده
نگرشم به کل درباره چاقی و لاغری از زمین تا آسمون عوض شده و دلایل قبل رو برای چاقی ندارم وروش های قبل رو برای لاغر در ذهنم منقضی کردم و دلیل چاقی ام باورهای خودم میدونم و حالا رسیدن به لاغری باز باورهای درست خودم می دونم ومسئول چاقی درمن خودم هستم و حالا مسئول لاغری هم خودم هستم
و ترسی از خوردنهام ونخوردنهام ندارم در کل با همه چیز در صلح و آشتی قرار گرفتم خدایا شکرت برایی رسیدن به خواسته هام اونم ساخت باورهای درست و خلق زندگیم در آرامش کامل 🥰🙏🏻🙏🏻🙏🏻
ارتباطم با خودم فوق العاده بهتر شده ودوست دارم بیشتر خودمو دوست داشته باشم و اجازه ورود افکار منفی رو ندم
و یاد گرفتم در مسیر درست بودن کافی هستش
برای بهبود شرایط ام ، توجه به پایان کار نداشته باشم چون در مسیردرست زندگی برای بهبود هیچ پایانی نیست راه بهبود زندگی با کمک خداوند بی نهایت هست و نرسیدن به اون من رو ناامید می کنه وممکنه،دل سرد شده و شروع به سر زنش خودم کنم پس توجه ام به حال هروزم هست و کنترل می کنم که چه طور احساس خودمو بهتر نگه دارم نه چیز دیگر و همین الان من خیلی نسبت به چندماه قبل احساس خوبی دارم وتغییرات عالی داشتم دیگه چاقی من متوقف شده و کمی جمع و جور تر شدم واز همه مهم تر نگرشم به کل تغییر کرده این خودش یک بهبود عالی در من هست خداوندا شکرت رو بجا می آورم واز توبهبود بیشتری در زندگیم خواهانم
تمرین
شما از چه سنی دچار چاقی شده اید واز چه زمانی با چاق بودن خود مشکل دارید؟
من بعداز زایمان پسرم به مقدار شاید ۱کیلو اضافه در شکمم داشتم چون تمام بدنم لاغر بود اون اضافه شکمم برام خیلی بولد شده بود سالها همون مقدار بود ولی در من این ترس چاق تر شدن شکل گرفته بود که دیگه این چربی از بین نمی ره ودر من،طبیعی شده به مرور زمان دلایل دیگه به این چاقی اضافه شد مثل،بی تحرکی و خوشی و آرامش و بعدش غذاها دلیل اصلی شدن که فلان چیزها باعث چاقی میشه وبعد زمان خوردن و مدت زمان خوابیدن وسن آدم بالا بره وبعد ممکن تیروئید داشته باشم داره شکمم بزرگ تر میشه و بعدش معده ام سرد مزاج است وفکر می کنم معده سرد وقتی شنیدم خیلی در من طبیعی شد چاقی و رشد چاقی در من بیشتر شده بود طوری بود تا چند هفته پیش هر چیزی می خوردم معده ام سفت میشد وهضم ام به سختی بود ولی چند هفته پیش از خداوند در خواست کردم معده ام خوب بشه ودر صلح با معده ام شدم وبا باور قوی گفتم معده من هروز در حال ترمیم و عوض شدن ودیگه برای ساخت دوباره معده ام کد بیماری رو از حافظه م پاک کرده وایمانم به معجزه خدا بود حالا خدارو شکر معجزه شفا در معده ام روتجربه کردم خدایا شکرت وقدرت خداوند رو بالاتر از بیماری ها می دونم وقتی انتظار و باورم سلولهای سالم بدنم شد و باور معده سرد رو باطل دونستم سلول معده ام به حالت طبیعی خودش ون عمل کرده وبا هر غذایی که می خورم به راحتی هضم می کنند خدارو هزاران بار شکر می کنم 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🥰
از زمانی که لباس های که در کمد داشتم وتن کردم وبه طرز عجیبی به من تنگ شده بودن وهر لباسی رو دوست داشتم ومی پوشیدم شکمم خیلی برآمده بود واگر کسی از فامیل میدیدن من رومی گفتن به سلامتی بار داری ومن با خجالت می گفتم نه وباورشون نمیشد وبا قسم وآیه نه بابا من چاقی شکممی،دارم واین اواخر ربط داده بودم به معده سردم
یا وقتی خواهرم می گفت این چه وضعی کمتر بخور خیلی شکمت کنده شده ومن هم اعصابم خورد میشد و باورم این بود من نمی تونم رژیم بگیرم و محکوم به این وضعیت هستم و چاقی در من طبیعی شده بود وبه دیگران می گفتم من زیاد نمی خورم ولی نمی دونم چرا چاق شدم تقصیرات می انداختم گردن سزارین وژنتیکم وبعد معده ام وبعد غذاها وبی تحرکی رو دلیل چاقی می دونستم بلکه مقصر اصلی من بودم ه این حرفها رو باور کرده بودم واز خداواصل لاغریم فاصله گرفته بودم خدارو شکر مقصر اصلی چاقی ولاغر نشدن رو پیدا کردم و راه رسیدن به لاغری رو ازطرف خداوندهدیه گرفته ودر مسیر سلامتی هستم
چه مشکلی با چاقی و وضعیت خود دارید که تصمیم گرفته اید لاغر شوید ؟
چاق رو دلیل تمام بیماریها می،دونم و همین در خواست سلامتی من رو هدایت کرد تا لاغری از روش صحیح رو دنبال کنم وبه سلامتی برسم و بعدش رسیدن به آزادی در انتخاب رنگهای شاد تجربه کردن لباس های جدید و سایز های کوچکتر و زیباتر ورهای از نامیدی و رسیدن به امید در زندگی به سبکی و جوانی
دریافت خود درباره مدیریت فاصله بین وضعیت فعلیتان شروع تغییرات وشرح دهید؟
من باید توجه ام به نتیجه و پایان هدف نباشه و باید به مقدار فاصله ای باشه که از زمان نقطه شروع در خودم احساس می کنم توجه کنم که در این مدت نسبت به قبل چه تغییراتی رو تجربه میکنم ،من در این مدت به آرامش وخیال آسوده رسیدم که برای همیشه چاقی در فکر وجسمم حل شد ولاغری در حال رخ دادن وراهشو پیدا کردم انتظارم،از خودم لاغری شده واحساس لیاقت لاغر بودن دارم اونم به راحت ترین شکل خدارو شکر نه ترسی دارم ونه غمی وبا خودم و خدای خودم به صلح رسیدم خدایا شکرت
انتخاب هدف صحیح در موضوع لاغر شدن چیست وشما چه اهدافی را انتخاب می کنید ؟
وقتی هدفم رو انتخاب می کنم از همون اول نباید به نتیجه ورسیدن به هدف خیلی مد نظر داشته باشم باید هرروزم در این مسیرو با روز های قبلم بسنجم ودست آوردهای که بدست آوردم رو توجه کرده وبا احساس خوب ادامه بدم واگر در این فاصله زمانی که در مسیر هستم به راهی که تا کنون طی کرده ام وبا احساسات عالی ادامه بدم وبیشتر به بهبودم توجه کنم باعث میشه انگیزه بیشتری برای ادامه راه رو داشته باشم هرروز به فکر بهبود در اون روزم باشم و توجه کنم که چقدر نتایج خوبی تا کنون بدست آوردم تا در مسیر باقی بمونم
واگر به نتیجه پایانی تمرکز کنم باعث میشه نامید شده ومسیر رو رهاکنم پس توجه از نقطه پایان برداشته وروی فاصله زمانی از نقطه شروع تنظیم می کنم تا به هدفم برسم خدارو شکرت
سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🙏🙏🥰🌹🌹🌹
خدایا به امید تو ایمان و اعتماد دارم برای بهبود سلامتی وثروت و عشق معنویت در زندگیم خدایا شکرت 😍🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
بنام خالق هستی خدای مهربانم
سلام استاد عزیز
من تا اونجایی که یادمه از،بچگی بهم میگفتن چاق و تپلی .اما این دیدگاه اطرافیانم بوده من در کل وقتی ازدواج کردم دیگه شروع کردم به اضافه وزن .و از،وقتی خواستم تو جشن ها شرکت کنم و لباس بخرم به مشکل بر میخوردم و حرفهای مردم اذیتم میکرد که مدام سر زنش میشدم از،طرف بقیه سمت همسر،من همه تقریبا متناسب هستن و از،نظر،اونا من پر خور و شلخته لباس میپوشم البته این فکر منه هیچ چیز بهم نگفتن این حرفها تو ذهن من میچرخه مثل حرفی که استاد تو فایل های قبلی زدن که ذهن خودش مارو به پر خوری دعوت میکنهو بعد میگه چون اینو خوردی چاق شدی .
منم به خاطر اندامم لباسهای گشاد که منو دو برابر نشون میده میگیرم فقط به خاطر این که اندامم پنهان کنم بعدش مدام بهم میگه همه بهت به عنوان یه شلخته نگاه میکنن .این صدا های ذهنم که تو سرم میپیچید دیگه خیلی آزار دهنده بود که در مورد همه چی داشت نظر میداد و برام تصمیم میگرفت. دیگه خسته شدم و تصمیم گرفتم با تناسب اندام و لاغری،با ذهن که مطمئن هستم بهترین روش و قطعی ترین روش هستش که خدا منو هدایت کرده .
و دیدگاه من به این روش اینطور که هيچ عجله ای برای لاغری ندارم چون نم نم چاق شدم و نم نم باید لاغر بشم من متوجه چاق شدنم نشدم آنقدر که آروم آروم چاق شدم پس در مورد لاغری هم باید همین طور باشه که کمکم باید لاغر بشم که خودم متوجهش نشم .همون طور که تا چاق میشدم خودم میگفتم نه اوکیم چاق نشدم اما اطرافیان میگفتن داری میترکی و خبر نداری 🫣
و خوراکم خداروشکر از،وقتی آشنا شدم با این سایت طوری شده که همه چی میخورم همه چی سرد و کرم بودن مواد غذای هم مهم نیست. روغن و باشه برنج باشه ماکارانی باشه هر چی هرچی که خانوادم میخورن منم میخورم .و هیچ ترسی بعد خوردن و هیچ سر زنشی بعد سیر شدم به خودم نمیکنم چون مطمئن هستم که این روش بهترین روش و لاغری باید آنقدر راحت باشه که ما سخت گرفتیم استاد گفتن لاغری آسانترین کار دنیاست و من اطمینان کردم و اعتماد دارم به حرفهای کسی که خدا هدایتش کرده و من هم هدایت شدم .پس به خواستم میرسم
و هدف اصلی رو تو روزهای اول انتظاری ندارم زودبهش برسم هدف اصلی رو گذاشتم که به آلبوم شگفتی اضافه بشم و رهاش کردم و بهش فکر نمیکنم و راهمو پیش گرفتم و تمرینات رو انجام میدم .و ناگفته نماند صدای سرم هنوز،حرف میزنه اما روزی میرسه که ساکت میشه و امید دارم روزی برسه که همه این صدارو ساکتش کنن .
و شاکرم خدای بزرگم رو که من رو هدایت کردهتا به آرزوی خودم برسم
تشکر از،استاد عزیز🌹🌹
سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان هم مسیرم🌹
امروز بعد از مدتی اومدم و می خوام چند کلامی براتون بنویسم ، داخل فایل امروز واقعا حرف دل من زده شد، من فقط ۶ کیلو اضافه وزن دارم ولی دقیقا مطابق حرف استاد این ۶ کیلو به اندازه ی ۶۰۰ کیلو روح و روانم را داره عذاب میده ، شاید کسی ندونه شاید حتی برای کسی قابل باور نباشه ولی همین ۶ کیلو لحظه ای نیست توی روز بهش فکر نکنم ،به خاطرش گریه نکنم ، لحظه ای نیست به کم کردن این ۶ کیلو فکر نکنم ، تمام زندگیمو درگیر خودش کرده مهمونی رفتن، مسافرت رفتن ،پارک رفتن، تفریح رفتن ،خرید رفتن ،با دوستام بودن ، مهمونی های خانوادگی ، کنار بچه هام و همسرم بودن ، رستوران رفتن رو که دیگه نگو همش عذاب ، دقیقا احساس خوشبختی من رو کامل از من گرفته ، من همیشه یقین داشتم خیلی باهوشم چون رشته ی دانشگاهیم رشته ی خیلی سختی بود و من موفق بودم ولی امروز میبینم منظور خیلی از فایل ها رو نمیتونم درک کنم ، همیشه به خودم تلنگر میزنم که من سخت ترین فرمول ها معادلات برام مثل آب خوردن بود، چرا فهم مسائل برام سخت شده ، برای مثال فایل امروز چطور فکر کردن به لاغری رو رها کنم و بهش برسم ، چیزی که هر لحظه ی ذهن منه چطور باید رها کنم ، امروز از خدا عاجزانه خواستم کمکم کنه تا بتونم مطالب رو درک کنم ، وقتی استاد داخل ویدئو صحبت میکردن کاملا احساس میکردم مسائلی که بیان میکنن با وجود خودشون عجین شده ولی من درک نمیکردمشون ، خوش به حالتون استاد کاش خدا کمک کنه منم بتونم مطالب رو درک کنم ،
با امید رسیدن به روزی که بتونم مثل شما چاقی رو رها کنم و بهش برسم تلاش خواهم کرد
سلام و درود
اول اینکه باید این نگرش که چاق هستید رو رها کنید. وقتی عقیده داشته باشی چاق هستی دیگه فرقی نداره چند کیلو اضافه وزن داشته باشی
شما خودت رو مستحق شدید ترین فشارها و افکار مزاجم درباره چاقی می کنی
دوم اینکه برای درک کردن نیاز به هوش خاصی نیست فقط باید هر مطلب رو استفاده میکنی مثل همین مطلب درباره اش بنویسی
وقتی مینویسی درون خودت رو با آگاهی که دریافت کردی هماهنگ میکنی
به مرور می بینی نه تنها درک میکنی بلکه به راحتی داری عمل میکنی
و این شروع شگفتی سازی است.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
ممنونم استاد ، آرزوی بهترین ها برای شما 🌹
به نام خوادند زیبایی ها .
با سلام به استاد عزیز و همراهان خوبم در مسیر لاغری اول از همه باز خدا رو شاکرم که توانستم یک قدم دیگر برای لاغری بردارم من با گوش دادن به این فایل آموختم که برای هر چیزی باید صبر کرد و عجول نباشم من برای اینکه به لاغری برسم نباید نقطه پایان روکه لاغری هستش الان که در نقطه شروع هستم بخوام .من چاقی خودم رو سریع به دست نیوردم که بخوام الان لاغری رو بدست بیارم من با چاقی خودم مشکل نداشتم تا اینکه برام مشکل ساز شد .مشکل ساز شد دیدم دیگه نمیتوتم لباس های زیبا بپوشم دیدم هر چی میپوشم هر چند گرون ولی به چشم نمیاد به همین دلیل تصمیم گرفتم لاغری رو انتخاب کنم ولی بایدبدانم که این لاغری سریع بدست نمی آید بلکه آرام آرام اگر عجول باشم برای بدست آوردنش با شکست روبه رو خواهم شد همین که الان از روز اول که تازه وارد سرزمین لاغر ها شدم احساس خوبی نسبت به روز اول دارم کافیه همین که میبینم رفتارم و نگرشم تغییر کرده کافیه همینا انگیزه ای هست که بخوام این مسیر رو طی کنم و همین قدر قوی ادامه میدهم 💪ممنون از شما استاد خوب که باز هم با صحبت های دلنشینتون ما رو همراهی میکنید😍
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار و دوستان گرامی….از چه سنی دچار اضافه وزن شده اید و از چه زمانی با چاق بودن خود مشکل داشتید ؟ من باذهن ومنطق چاقی چاق شدم نه ارثی ونه پر خوری فقط خوردن قرص..واز زمانی که لباس مجلسی هام تنم نشد با چاقیم واقعاً مشکل پیدا کردم……چه مشکلی با چاقی یا وضعیت فعلی خود دارید که تصمیم گرفتید لاغر شوید ؟ بخاطر سنگینی وزنم نتونستم سالن آرایش و زیبایی ام رو بچرخونم ومشکل ایستادن و راه رفتن مجبور به بستن سالن شدم و دچار یأس وناامیدی شدم شاد نبودم لذت نمیبردم از هیچ چی ونداشتن حق انتخاب…. دریافت خود در باره مدیریت فاصله بین وضعیت فعلی تا شروع تعقیرات را شرح دهید…راستش من از ورود به سایت در خودم تعقیرات زیادی رو حس میکنم واحساس آرامش بیشتری دارم احساس نزدیکی به خدای مهربونم و اون دلهره ای که برای چاق شدنم داشتم بهتر شده با ترس ودلهره غذا نمیخورم واین که همین رو مدیریت میکنم و هر وقت واقعا گرسنه بشم میخورم بعضی موارد یک وعده غذا میخورم چون گرسنه نمیشم وهوس خوردن غذا هم ندارم ومن به فکر لاغر شدن یا چاق شدن نیستم آرامشی که در این مسیر نصیبم شده احساس خوبی میکنم واین شروع یک تعغیر خیلی بزرگی به نظر خودم هست همینکه گرسنه نمیشم .پرخاشگر نیستم…عصبانی نمیشم به تموم ثروتهای دنیا ارزش داره من فقط آرامش میخوام ونصیبم شده من هرگز این مسیر رو رها نمیکنم وسعی دارم بتونم تو دورههای آموزشی آن شرکت کنم وبرای تعقیر رفتار وشخصیت ورسیدن به تموم خواسته های خودم که همه شون به داشتن آرامش ختم میشه به نزدیکی به خدای مهربون و داشتن اندام متناسب که اون هم باعث آرامش من میشه برسم …انتخاب هدف صحیح در موضوع لاغر شدن چیست…؟چون من با اموزش چاقی در طول زندگیم چاق شدم پس باید با این هدفم کم کم اموزش لاغری با ذهن رو به ذهنم بیاموزم وفرمولهاشو رو یاد بگیرم وتمرینات رو انجام بدم تا لاغر بشم ولاغر بمانم وباید در طول این مسیر یاد بگیرم که توجه به نتیجه نکنم ولاغری رو رها کنم وبه احساس خوبی که دارم توجه کنم ولذت ببرم واین حس رو تقویت کنم همینکه آرومم وحسم خوبه کافیه وممنونم از زحماتتون و تشکر از شما استاد بزرگوار که با اینکه مشکلات دارم ولی با گوش دادن به فایلهای زندگی با طعم خدا چنان آرامشی به من میدید که احساس میکنم خدایم در همین نزدیکی هاست و منو میبینه وهوامو داره ویه حسی به ام میگه صبر کن درست میشه و زمان درست شدنش رو خدا به من میرسونه مطمئنم واین بهترین حسیه که با اموزشتون به من دادید سپاس فراوان وحق همراهتون
نشان های دریافت شده
بنام خدا
تمام این مدت داشتم فکر میکردم چطور لاغری رو رها کنم من که برای لاغری اومدم پس چیکار کنم به خودم گفتم که چجوری گ چطور وزن کم میشه چطور میشه ساکت بود ذهنم وگاهی حرف پشت حرف با این که میدونستم که موضوع ازچه قرار ه به خودم گفتم اگه میخوای لاغربشی ولاغربمونی باید صبر کنی .صبر کنی تاجایی که میتونی بعدبه خودم گفتم کهمن نمیتونم خودمو بابچه هایی که نتیجه گرفتن توکاهش سایز و وزن مقایسه کنم همون طور که نمیتونم با خیاط ماهر و زبر دست مقایسه کنم اون یادگرفته وانقدر ادامه داده تا به نتیجه رسیده . اون باعلاقه مسیرشو دنبال کرده وفرمولهای صحیح رو وارد مغزش کرد خب دوستان هم مسیر هم این کارروانقدر ادامه دادن تانتیجه گرفتن عجله برای نتیجه فقط شکست ونا امیدی داره چاقی یک فرایند ذهنی بوده که در جسم پدیدار شده پس فرایند ذهنی لاغرشدن هست که بعددرجسم خودشو نشون میده پس عجله و تعیین نقطه ی پایان به عنوان نقطه ی هدف فقط باعث میشه از مسیر دلزده و خسته بشم فقط برای اینکه به نتیجه برسم عمل میکنم و اونوقت عجله باعث میشه که از مسیر برگردم مهم نیست چقدر اضافه دارم که واقعا هم نمیدونم چقدر اضافه دارم اما مهم اینه دارم موانع ازبین رفتن این اضافه هار وبرمیدارم تامسیر برای لاغری و احساس خوب شروع بشه مهم نیست چقدر طول میکشه مهم این هست که من دارم خودموبهتر می شناسم گذشتمو که درطی کردن مسیر چاقی و این حس شناخت خود خودش باعث میشه وقتی آنقدر روش عمیق تر فکر کنم وبه برطرف کردن وشناختنشون ادامه بدم بعداز اون بدون هیچ توجهی لاغرمیشم ولاغرمی مونم مهم هدف نیست مهم اینه که چطور زندگی کنم که بتونم درراستای هدفم زندگی کنم و ادامه بدم پس تعیین کردن و عجله کردن هیچ نتیجهای ندارن چون درچاقی نه تعیین زمان بوده نه هدف تعیین کردن نه هیچ عجله ووزن کردنی بعداز گذر زمان وبی توجه به اون من چاق شدم حتی به جسمم هم توجهی نداشتم چون فقط داشتم زندگیم رو میکردم اما متاسفانه عجله کردن برای تغییر جسمم برای لاغرشدن اون هم به خاطر این بود که تازه بود که فهمیده بودم چقدربدنم از حالت طبیعی خارج شده . ومیخواستم خیلی زود بهش برسم اما لاغری باذهن مثل یادگیری حروف الفبا هست . وقتی اونقدر برای یه بچه یه حرف تکرار میشه و اونو می بینه ومی نویسه حتی زمانی هم که توی مدرسه نیست یاکتاب ودفترش کنارش نیست بااین حال تصویر اون حرف تو ذهنش میاد وشروع میکنه وبعداز اون کلمات وبعد جمله ها و توحالت گسترده تر درسهای بیشتر و….و….درواقع چاقی هم همین شکلی بوده از یه حرف شروع شده بعد چندتا تذکر وچندتا دیدن .وشنیدن .ودرنتیجه تصویرش در ذهن ایجاد شده وکم کم مراحل چاقی بیشتر وبیشتر پیش رفت کرده که درنتیجه چاقی به اینجا رسید وحالا برای لاغرشدن هم نیاز به تمرین تکرار شنیدن دیدن .تمرین کردن و تبدیل شدن اون به تصویر در ذهن ما به اندازه ی اون تکرار ودرنتیجه به صورت خودکار مراحل خود به خودشروع میشن ومن لاغرمیشم .واموزش دیدن . نباید براش زمان تعیین کرد. یاهدف بلکه باید باهاسونون زندگی کرد من اول آموزش دیدم که چطور زندگی کنم و زندگی کردم .در مسیر چاقی به یک شکل در مسیر روابط به یک شکل ودرنتیجه حالا در مسیر لاغری ولی این بار مسیر لاغری همه ی مجموعه رودر بر میگیره .ویک مسیر فکری واحد رو ذهن به سمتش حر کت میکنه و درنتیجه نه فقط به سمت لاغری بلکه به سمت تغییر حرکت میکنه.