اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام استاد عزیز برای تمرین دوم گفتید فکر کنیم و خلاف دلایلمونو پیدا کنیم
1_ارثی: خیلی فکر کردم و توی فامیل پدری کسی رو پیدا نکردم که درگیر با اضافه وزن نباشه چه کم و چه زیاد،اما توی فامیل مادری دخترخالمو دارم که خیلی لاغره در صورتی که پدر مادر و بردارهاش اضافه وزن دارن، دختر داییمو پیدا کردم که لاغره و پدر مادرش اضافه وزن دارن، یه پسر خاله دیگه دارم که لاغره ولی خواهر و پدر مادرش اضافه وزن دارن و حالا میتونم به گفته شما در مورد وراثت پی ببرم
2_کم کاری تیرویید: این مورد خیلی خیلی به گوش همه ما آشناست و منم چون حدود 12ساله میدونم این مشکل رو دارم و چون متاسفانه زیاد هم پیگیر درمانش نبودم مقصر می دونستمش ولی با فکر کردن به اینکه خانم برادرم هم تیرویید کم کار داره اما خیلللللی لاغره و با شنیدن تحقیقاتی که شما انجام دادین متوجه شدم این هم دلیلش نیست
3_کم خونی: درسته هربار ضعف حالمو بد میکنه و باید چند دقیقه ای استراحت کنم،اما گذراست و بعدش که به حالت طبیعی برگردم باید کنترل کنم خودمو
4_بی تحرکی: متاسفانه هیچ تحرکی جز کارهای منزل ندارم، شاید طی رژیمهای مختلف یه زمانهایی نیم،یک،دو یا گاهی سه ساعت هم پیاده روی کردم ولی هربار گذاشتم کنار و کلا بی تحرک شدم، که نباید اینطور باشم
5_پرخوری و بدخوری: اعتراف میکنم هربار مغزم بهم فرمان میده اینبار فلان غذارو درست کن و حسابی بخور بعدش رژیم میگیری و نمیتونی بخوری و این مسئله دهها بار اتفاق افتاده و هربار میگم بار آخره ولی هربار روز از نو روزی از نو، توی مهمونی ها یا خونه مامان رفتن که عاشق دست پختشم خوردم و خوردم و حتی وقتی سفره جمع شده یا عصر یواشکی از بقیه توی آشپزخونه رفتم و از غذاهایی که روی گاز مونده خوردمممم و حس خوبی داشتم، متاسفاااااااانه
6_عادی شدن چاقی: این داستان چون از وقتی خودمو شناختم همراهم بوده و شنیدم و شنیدم از همه که نخور نخور چاقی،چاق میشی بسه تا کی میخوای بخوری یا تو از همه چاق تری، شنیدن این حرفا انقدر برام عادی شده بود که بجای تلنگر من به روال قبلم ادامه میدادم، در صورتی که باید به خودم می اومدم و می گفتم حتما یه جای کارم میلنگه که انقدر توی چشم هستم برای چاقی
7_همراهان و اطرافیان چاق: همیشه چون پرخور و خوش اشتها بودم هرکی هر غذایی هوس میکرد با آب و تاب تعریف میکرد وسوسه درست کردن و خوردنش رو داشتم،چون اطرافیانم همه اضافه وزن داشتن منم میگفتم عین همونام ولش کن پس همپاشون میخورم،در صورتی که باید بفکر سلامت جسم و روحم می بودم، پس همراهان خوش خوراک نباید روی مغز و توانم تاثیر میذاشت و باید دوری میکردم از این افراد و مکان ها
——————————
با توجه به نقض دلایلی که پی بهشون بردم می بینم که فقط خودم و خودم مقصر این وضعیت هستم و مسولیت چاقی و بیماری هام رو به عهده می گیرم و تمام توان روح و جسمی ام رو به کار می گیرم تا این شرایط رو مساعد کنم و به ایده آلم برسم
——————————
من مروارید 36ساله با قد 170سانتی متر از امروز 3/مرداد/1398 متعهد میشم که از وزن 128.800 به وزن 70کیلوگرم برسم و در این مسیر ازهیچ تلاش و کوششی سر باز نمیزنم و بذر تناسبم رو می کارم و با امید و کمک استاد و دوستان آبیاریش میکنم تا به ثمر برسه
——————————
تعداد دفعات رژیم ها و کاهش وزن های من انقدر زیاد هست که به یاد ندارم اما چند تا از مهمترین هاش که توی ذهنم نقش بسته ایناس:
یک بار 6 کیلو کم کردم شاید 18ساله بودم
یک بار 6کیلو کم کردم سال 87
یک بار با طب سورنی و کم خوری ها حدود 20 کیلو و خیلی سایز کم کردم
سال 94 با رژیم اتکینز 13کیلو وزن و خیللللللللی زیاد سایز کم کردم
سال 95 با دوهفته پاکسازی آب که فقط آب میخوردم نزدیک به 9یا 10 کیلو کم کردم
اواخر سال 96 و اوایل سال 97 با رژیم کتوژنیک حدود 20 کیلو کم کردم
و سال 98 هم تقریبا 7کیلو کم کیلو کم کردم و به وزن 128رسیدم
و حالا هم خودمو مغزمو به لاغری ذهنی می سپارم وبهترین نتیجه هارو میگیرم به امید خداوند بزرگ
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد بزرگوار
برای تمرین جلسه دوم خواسته بودید که با دلایل منطقی علت های چاقی خود را نقض کنیم که از ۱۲موردی که برای خودم نوشتم برای موارد زیر نتوانستم دلیل پیدا کنم ولی نظرات دوستان را که خواندم به نتیجه رسیدم
۱-چون من ورزش نمی کنم.
۲-چون من پرخوری عصبی دارم
۳-چون من ریزه خواری دارم
اولین باری که رژیم گرفتم در سن ۱۵ سالگی بود که حدودا پنج کیلو کم کردم و این روند تا سال ۸۸ادامه داشت که حدود ۲۰ کیلو در دوسال کم نمودم. در سال ۹۱تا ۹۴ ۵ کیلو کم کردم و حدود چهار سال است به خاطر عوارض رژیم دچار ناراحتی معده و اعصاب شده ام و تحت نظر پزشک متخصص تغذیه تلاش برای اضافه نشدن وزنم تلاش میکنم و دائم نگران این هستم که وزنم بیشتر نشود
من زهرا از امروز۹۸/۵/۱متعهد می شوم از وزن ۸۵/۹کیلو گرم خودم را به وزن ۵۷ کیلو گرم برسانم و در این مسیر از هیچ کوششی سر،باز نزنم و به یاری خداوند و راهنمایی استاد عزیز به آرزویم برسم.
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیز
من قسمت دوم لاغری ذهن رو چند بارگوش کردم و تمام دلایل چاقی که 23 علت پیدا کرده بودم رو توانستم نقضشان کنم و همچنین علت چاق بودنم را خودم میدانم ومسولیتش رو به عهده میگرم و همچنین من طی سال های اخیر چند مرتبه وزنم اماده پایین پس بدن من این پتانسیل رو داره که باز وزنم بیاد پایین ولی این بار می خواهم از روش درست (تناسب فکری) کاهش پیدا کنه و تعهد میدهم در تاریخ 98/5/01وزنم که 101 کیلو هست رو با توجه به روش صحیح تناسب فکری به وزن 80 برسونم وبرای این کار از هیچ تلاشی دست برنمی دارم و تعهد میدهم که مباحث لاغری با ذهن رو حداقل روزی 15 دقیقه گوش کنم چون به گفته استاد باید برای لاغری با ذهن وقت بگذلریم .
نشان های دریافت شده
من حانیه کاظمیفر از امروز ۲۸ تیر ماه ۱۳۹۸متعهد میشوم که از وزن ۶۴ کیلوگرم ، به وزن ایدهال خود برسم.
نشان های دریافت شده
دوباره سلام
ببینید من خوب سال ۸۸شذوع کردم باشگاه رفتن ودوهفته رفتم خوب هم کم کردم ساییز هم کم کردم ولی فهمیدم حامله هستم وبیخیال شدم و بعد از زایمان اضافه وزن داشتم تا اینکه سال ۹۴ دوباره با جدیت شروع کردم جدی کم خوردن وبین وعده غذایی چیزی نمیخوردم وکلا معدن کوچیکه شده بود و اتفاقا کاری هم شروع کردم که بدو بدوم زیاد شد و دیدم جمع و جور شدم ولی نه نرمال راضی بودم وار نظر لباس پوشیدن راضی بودم ووزنم زیر ۷۰ اومده بود تا اینکه دوباره فهمیدم حامله هستم و دو ماه و نیم دارم واین سری غذام خیلی کم بود میان وعده هم. میل نداشتم ومشکلات اقتصادی هم نمیتونستم. غذای مقوی درست بخورم بعد از زایمان کم خونی شدید گرفتم وتا چند ماه در گیر. بودم به اصرار مادرم زیاد می خوردم تا اینم شد عادت دوباره. وبازم چاق شدم تا حالا البته به نسبت بقیه کم میخورم ولی از قبلاً خودم بیشتر شد تو این دوساله سیر وعسل یه مدت ناشتا ویا آخر شب خوردم و زنجبیل یه مدت ناشتا دم میکردم یه نفر هم بااویشن وزن کم کرده بود منم انجام دادم ولی تاثیر چندانی نگرفتم
البته با شنیدن فایل سوم شما موندم از یه طرف میگید خودن زیاد اطرافیان مثال نقض هست برای چاقی از یه طرف دارید میگید خوردن بیشتر باعث چاقی شده این که میشه همون تصوراتی که نقضش کردیم تازه من این دوروزه راحت میخورم میگم وقتی اونا چاق نمیشن خوب منم چاق نمیشن ولی آلان موندم چکار باید کنم با تشکر از صبر شما
نشان های دریافت شده
من خودم سر نمازم خودم رو برای چاقی و کمردرد م و ضعیفی چشمم ودیگر درد ومشکلاتم خودم رو مسئول میدونستم چیه این نتیجه رسیده بودم که من مسئولم وتوبه کردم و از خدا خواستم این عوامل رو حذف کنه ومن رو ببخشه دیروز چند بار بعد از نماز این کار رو انجام دادم وصبح که باید
دار شدم گفتم پاشم برم باشگاه تا ولی یاد آیه ای افتادم که خداوند میفرماید پیامبر به زنان خودت وامت بگو که جلابیب بپوشن در خانه. هایشان آرام بگیرندوزکات به نیازمندان بدهید پس این حرف خدا یعنی من باید فکر من آروم بگیره چیه آرامش من مربوط هستند و این مربوط به. کل سلامت و نیاز وحتی ثروت هم باید بشه پس پس رفتن من دنبال
لاغری بیرون خانه کاردرست نباید باشه . اتفاقا دنبال آهنگ های که ذهن رو تحت تاثیر قرار دارد میده و باعث لاغری میشه سرچ کردم که با سایت شما آشنا شدم خدا رو شکر این واقعیت کشف وارائه شده آن متهم نه تنها از چاقی بلکه از تمام دردها و کمبودهای زندگیم هم نجات پیدا میکنم
نشان های دریافت شده
سلام منم علت چاقی رو خوردن میدونم که مبیبنم خواهرشوهرم هر چی میخوره چاق نمیشه اتفاقا میخوره که چاق بشه ولی نمیشه یا زن داداشم اینقدر که میخوره الان باید سه برابر حالاش باشه ولی اضافه وزن داره نه زیاد واقوام خواهرم میبینم خوب وبی خیال میخورن ولی چاق نمیشه اما من همیشه کم میخورم ولی کم نمیکنم یا اگه زیاد بخورم هیچ وقت اندازه اونها نمیخورم .واینکه میگفتم ارثی هست که میبینم خواهر زادم باربی هس چون خواهرم تپله یا همسایم تپله ولی دخترش باریکه ودرباره ی سوخت وساز واقعا حرف شما رو پذیرفتم چگونه دو بدن با اعضا مشابه وافرینش وتکامل مشابه میتونه سوخت وساز متفاوت در این اندازه داشته باشه
ودر مورد بارداری وزایمان اره همسایمون دو تا بچه داره ولی مثل قبلش هس یا خواهرش هم همین طور یا خیلی ها رو میبینم. که با بچه هستن ولی باریک وخوش اندامن درباره.سردی وگرمی اره خواهرسوهرم همیشه زمستون باید کلی ببپوشه ولی لاغره واگه این جور باشه الان همه ادم های سرد مزاج فقط باید چاق باشن وگرم مزاج ها باربی کهاونوقت میشد یه اصل علمی که میبینیم چنین اصل علمی بیان نشده وراز چاق ولاغری کشف شده بود اما اینجور که نیست وفعالیت هم والا من که سه تا بچه دارم گرچه زیاد نمیتونم بیرون برم ولی کار خونه هم کم نیست که بگم از بی فعالیتی هس پس علت بیرونی نداره ومن خودم مسؤولیت چاقی رو میپذیرم وخوب بلدم زود چاق بشم
واز امروز من سمیه بذر 98/5/17مسوایت چاقیم رو پذیرفتم واز وزن 82 کبلو خودم رو به وزن 57 خواهم رساند ودر این راه از هیچ تلاش وپشتکاری دریغ نمیکنم ومسئولانه انشاالله پیش خواهم رفت
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزيزم
من براي بار دوم به اين فايل گوش دادم و جالبه كه هر سري دارم به مسائل جديد تري ميرسم و علت مشكلات زندگيم رو متوجه ميشم من علت هاي زيادي براي چاقيم هميشه داشتم كه سري اول اونها رو رد كردم و تعهد دادم و اتفاقا در عرض ٦ هفته يك سايز كم كردم و حس عالي اي داشتم و بعد بعلت مشغله احساس كردم شرايط از دستم در رفته دوباره از اول اين فايل ها رو شروع به گوش دادن كردم اتفاقا به علت هاي جديد رسيدم و اونها رو رد كردم و دارم به لايه هاي عميق تري از اين ذهن پي ميبرم و متوجه شدم كه مسائلي كه سالها باهاشون درگير بودم قضيه فقط به چاقي بر ميگرده نه ذات اين مسائل و ذهن انسان ميتونه خيلي فريبكار باشه
اينجا مثال ميزنم :
من هميشه براي خودم ورزش كردن رو معادل افزايش اشتهاو در نهايت چاق شدن ميدونستم
من درس خوندن و اسم كنكور و امتحان يعني پرخوري و افزايش اشتها و در نهايت صد در صد چاقي
من كار كردن و كشيك دادن براي من معادل خستگي و شب بيداري و در نهايت افزايش اشتها و پرخوري و سرانجام چاقي
شام خوردن و مخصوصا ساعت ديرتر غذا خوردن = چاقي
غذاهاي فست فود و هله هوله = چاقي
غذا در منزل پختن و شيريني و مواد غذايي خوب در منزل داشتن = چاقي( يعني هميشه بايد در دسترس چيزي نباشه و غذاهاي خوب در منزل پخته نشه تا خورده نشه چون تو خونه اي بزرگ شدم كه بيشتراز هر چيزي وحشت و صحبت از چاقي بوده و اين تفكرات بوده و غذا داشتن و خوردن ترس داشته و خيلي مورد سرزنش خودمون و اطرافيان رو قرار ميداديم و در نهايت همگي هميشه اضافه وزن داشتيم )
ژنتيك
سوخت و ساز پايين بعد از سي سالگي
ازدواج
بچه دار شدن و زايمان
و هزاران دليل ديگه كه من با مثال هاي نقض تونستم كه اينها رو رد كنم
ولي سوال و مساله اي كه من رو چندين ساله درگير كرده اين هست :
من عاشق شنا كردن هستم ولي هميشه به علت ترس از اينكه بعدش اشتهام زياد ميشه و در نهايت منجر به پرخوري و چاقي ميشه خودم رو محروم كردم
عاشق درس خوندن و پيشرفت هستم ولي درس خوندن و امتحان و كنكور يعني افزايش اشتها و در نهايت چاقي
عاشق كارم هستم من با وجود اينهمه درس و پزشك بودن كارم رو از ترس از چاقي كنار گذاشتم كه خسته نشوم و درنهايت پرخوري و اضافه وزن
من واقعا سالها فكر ميكردم از حرفه ام نفرت دارم و بايد كارم رو عوض كنم ولي امروز متوجه شدم كه من به علت افزايش وزنم درطي اين سالهاست و اين عوامل رو دخيل ميدونستم كه نفرت داشتم وگرنه عاشق درس و كارم هستم و مشكل من جاي ديگه اي هست
من باعث شده كه سالها خودم رو از ترس چاق تر شدن و ترس از غذا خوردن خودم رو ايزوله كنم از خونه بيرون نميرم چون خسته نشم و …
چون هميشه هر موفقيتي داشتم ولي به علت اينكه اين موفقيت همراه با چاق شدنم بوده تشويق نميشدم و حتي سرزنش ميشدم و بهم گفته شده كه مرخصي بگير يا موقت درس نخون اول مشكل چاقيت رو حل كن بعد به كارات برس ولي من هيچ وقت لاغري رو بلد نبودم و نميتونستم در كنار كارهاي عادي لاغري هم داشته باشم و چون برام از هر چيزي مهم تر بوده همه چي رو به حالت معلق در آوردم كه روزي كه متناسب شدم برم به هزاران هزار تا آرزو و شغل و موقعيتم برسم
ولي الان كه آگاه تر شدم و بارها اين استرس در من بوجود مياد كه دارم فرصت هاي خيلي خوبي رو ميسوزونم و دارم زندگي شغلي و موقعيت هاي اجتماعي و سرزندگي و استقلالم رو از دست ميدم دائما درمسير لاغري دور شدن از اينها من رو ميترسونه و از طرفي به سمتشون رفتن يعني چاقي مجدد و دو كار رو نميتونم انجام بدهم
ازطرفي اگر من به خودم فرصت يك ساله دو ساله بدهم و كاملا متناسب شوم و بعد دوباره با فكر درس و كار استرس چاقي بگيرم صد در صد اينطور خواهد شد من ميخواهم لاغر شوم و لاغر بمونم از طرفي لاغري رو مثل هزاران انسانهاي كره زمين كنار بقيه جنبه هاي زندگيم ياد بگيرم و بتونم همه طرفه زندگي كنم هم شاغل باشم هم لاغري رو بلد باشم هم بتونم ورزش كنم هم درس بخونم من هم بتونم بچه دار شم و ترس از چاقي من رو از اين نعمتها محروم نكنه و بتونم من هم زندگي شاد واجتماعي موفقي در كنار تناسب اندامم داشته باشم
استاد عزيزم ميخواستم ازتون كمك بخواهم كه من چجوري ميتونم به اين ترس هام غلبه كنم و كم كم خودم رو به جامعه برگردونم ؟ كه هم زندگي نرمال داشته باشم و هم تناسب اندام رو ياد بگيرم و دوتايي پيش ببرم چون تا اسم شروع اين كارها ميشه از ترس چاقي تپش قلب و استرس ميگيرم و ذهنم ميگه دو تا انتخاب داري يا لاغري يا موفقيت شغلي و من سالهاست كه همه چي رو تعطيل كردم تا به لاغري برسم و از هر دو طرف باز موندم
چطور ميتونم مثل همه باشم و تمام جنبه هام رو باهم جلو ببرم ؟
چطور ميتونم به اين ترس هام غلبه كنم ؟ البته بعد از ٣٢ سال زندگيم از اينكه اين موضوع رو فهميدم مشكل از كجاست براي من خيلي موفقيت بزرگي بود چون هميشه فكر ميكردم نفرت از درس و شغل و حرفه ام دارم و بايد عوض كنم و همه كارها رو به همين علت نصفه ول ميكردم و به مبحث چاقي ميرسيدم
ممنونم كه به حرفهام گوش دادين و ممنونم كمكمون ميكنين
نشان های دریافت شده
با سلام مجدد
فراموشم شد این هم اضافه کنم که
وقتی اقای روشن گفتن که بنویسید چ زمان هایی لاغر شدین، خودم تعجب کردم!! البته هیکل من متناسبه و اضافه وزنم حداکثر به 8 کیلو رسیده که این ب نظر خودمه و از نظر حتی علمی هم اضافه وزنی نداشتم
با این حال تاریخ کاهش وزنم و می نویسم تا یادم بمونه برای همیشه
1. سال 85: 10 کیلو – فقط به غذا اشتها نداشتم و غذام خود به خود کاهش یافت
2. سال 87: 17 کیلو – به دلیل مشکل و بیماری معده
3. سال 96 : 5 کیلو – رژیم غذایی گرفتم و 17 روزه 5 کیلو کم کردم
4. سال 97 – 6 کیلو – فوت پدرم و ناراحتی و غذا نخوردن
با تشکر از سایت خوب شما
نشان های دریافت شده
سلام
من همه موضوعات رو بررسی کردم اما برای بعضی هاش نتونستم دلیلی بیارم
اونا که رد شدند عبارتند از:
ژنتیک: تمامی دختر عمو، عمه، خاله و دایی لاغر هستن
غذا خوردن زیاد: خانواده دایی ام فوق العاده غذا زیاد می خورن اما همگی متناسب هستن
ورزش نکردن و عدم تحرک: خاله و عروس خاله ام اصلن ورزش و تحرک ندارن و متناسب هستن
تند غذا خوردن: داییم خ تند غذا می خوره و خیلی متناسبه
هله و هوله خوردن: عروس مون و دوستم فوق العاده فست فود و هله هوله می خورن و خوش استایل هستن
اما برای اونایی که نتونستم رد کنم که فک می کنم درونی خودم باشه
ترس از هیکل زشت، ترس از تمسخر دیگران، ترس از ترد شدن
الان اینا رو چطور رفع کنم؟؟
من اتفاقای با کانال تلگرام شما آشنا شدم و واقعیت فقط دارم قدم بر می دارم و نمی دونم نتیجه ای حاصل می شه یا نه!
نشان های دریافت شده
ممنون از پاسخ تون
منظورم اينه ك اگه چاق بشم هيكلم زشت ميشه، ديگران مسخره ام ميكنن
چون در دوره نوجووني ك تپل بودم، خونوادم و اقوام منو خ مسخره كردن