اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
با عرض سلام وپرانرژی باشید خدمت استاد دوست داشتنی ودوستان با همت، باورمیکنید وقتی دیدگاههای هرکدوم از شمارو میخونم، یه جاهایی از داستان زندگیتون خودم رو میبینم، وواقعا احساس میکنم شماها خونواده ی دوست داشتنیه من هستید، آدم تو خونه ای که بدنیا میاد چه بخواد چه نخواد خواهر یا برادری داره که شناسنامه ای هم فامیل وهمخونشن، ولی خونواده ای چون شما یه انتخابه قشنگه که آگاهانه گرد هم جمع شدیم برای یک هدف مشترک که برای رسیدن به اون قفل ودخیل میبندیم، قفل ودخیل تک تک ما تعهدیست که زیر سایه رهبری با خرد و مهربون که هر چی درتوانشون هست درطبق اخلاص میذارن وبه تک تک ما هدیه میدن، ممنون ومدیون،،، درسته منم راههای زیادی برای لاغر شدن طی کردم،، راههای آسون و گاها سخت، ولی اونچه که این وسط هست خودم رو مسئول اون علل نمیدونستم، چراکه بنا بفرمایش استاد گرامی انگار که اون علل رو اگر گردن کس دیگه ای یا چیز دیگه ای مینداختیم، تاحدودی اعصابمون آرومترووجدانمون راحتتر میشد، یه جاهایی که دیگه دست از دل برمیداشتیم ولجبازانه به جدال وجنگ با خویشتن خویش میپرداختیم وپرکالریترین وشیرین ترین وخطرناکترین خوراکیها رو نوش جان میکردیم، همه جور کاری کردیم، از داروهای عطاری گرفته تا داروهای شیمیایی وقرص وپودرو خیلی اوقات گول تبلیغات پرزرق وبرق روزنامه ها و رسانه هاو حتی دوستان وجالبترفریب بعضی حرفای زرورق پیچیده پزشکان متخصص اینکاررو میخوردیم که از وزنمون کم شه، دیروز با خودم فکر میکردم اینهمه آدم با خودش تنها میشه،ایهمه چاقیه بیچاره رو گردن فلک وافلاک میندازه جز خودش، هزار دلیل بی معنی وراه فرار واسه خودش میچینه، یه دفه تو خلوت انصاف خودش، با خودش فکرکنه واقعا یه بار شد به این باورها وتکرار مکررات اشتباهاتمون شک کنیم وبگیم شاااااایییید شاااید اینا دلایل چاقی نباشن، یبار این مغز رو پرده برداری کنیم، ازش استفاده کنیم،، ما فقط از 10%مغزمون استفاده میکنیم، حالا اگر بخواییم بیشتر از این مقدار ازش کار بکشیم وبکار ببندیم، میدونین چه قدرت عظیمی پشت این جریانه، وقتی با ده درصدش میشه اینجور ذهنی با جسم جنگید اونم از طریق خود کارکرد مغز، حالا تصور کنید چی میشه،،، اگر ما یه کوچولو هرروز به این قضیه مون فکر میکردیم، شایدبه این نتیجه میرسیدیم که ممکنه دلیلی جز این دلایلی که همه میگن باشه، شایداز طريق فکرکردن به یه باورای قدرتمندتری میرسیدیم، مثلا فکر کنیم کی شرایطش شبیه من بوده ولی الان دیگه مثه من نیستش، حالا من مشکل ارث نداشتم ولی باورم تاحدود زیادی روهمین محور میچرخید، بیماری، نمیدونم قرص های مختلف اعصاب، وغیره وغیره واقعا بی تقصیر باشن، شاید یه دلیل محکمترو چیز دیگه ای باشهه، وجالبتر اینکه تو رژیم گرفتن اینقدر استاد شدیم که یکی مثه من بعضی داروهای عطاری رو کم وزیاد میکردم وجالب تا حدودی جواب میگرفتم، ولی چون کم کاری تیروئید دارم باور من هی باهام کشتی کج میگرفت ودست آخر ضربه فنیم میکرد وشکستم میداد، اول که دارو، مخصوصا اگر جدید وارد بازار میشد، سراغ عوارضش میرفتم وقتی توشون کلمه اضافه وزن وچاقی رو میدیدم، همانند سازی میکردم و بی رحمانه میپذیرفتم که واقعا دیگه هیچ راهی نیست، پزشک من که احترام زیادی برای ایشون قائلم آنچنان با اطمینان میگفتند که اگه وزنم کم کنی فوق فوقش نیم تا یک کیلو،،،!! ??منم عاجز و درمونده پر انرژی وارد مطب میشدم وبا دستای آویزون وپاهای خسته وبی رمق پاهامو روی زمین میکشیدم واز مطب خارج میشدم، ولی ازونجایی که ایمان دارم خدا واقعاً دیر نمیکنه، بموقع زنگ دلمو زد واین سایت وسرزمین رو بهم نشون داد، اینقدر سرمست وشادم مسئولیت اضافه وزن خودم که هیج اضافه وزن همه شما دوستانم حاضرم قبول کنم، میدونید واقعاً باورم، رفتارم، اعتقادم آنچنان تغییر کرده که حتی بقیه حرکات ورفتارم هم بوضوح تغییر کرده، خیلی واسم جالبه، اونهمه نا امیدی، شکست، وناباوریها تبدیل شده به اینهمه اشتیاق وامید،. اشکال نداره چه قدر طول میکشه به جواب برسم، مهم اینه که دیگه بقول فرمایش استاد گرامی مسیر دیگه مسیر درستیه، حالا بجای جت یا هواپیما ممکنه با اتوبوس ویه جاهایی با مینی بوس حرکت کنم،بیشترین کاهش وزن رو بعد از زایمان دومم داشتم، وجالب این جز باورای من نبوده که ازدواج یا زایمان باعث میشه که خانما چاق بمونن، نه اصلا من بخاطر رشته تحصیلی ودانشی که تواین زمینه داشتم این باور جز باورای من نبود خوشبختانه، وفقط یک دفه قرص خوردم اونهم، یه جریانی داشت، یه دوره ی چهارماهه که وزن کم کردم، ولی با پایان قرص ها بعد از مدت خیلی کوتاه کاملا وزنم برگشت، ولی بیشترین کاهش وزنم بعد از همین زایمان اخری ودومم بودش که به 55 کیلو رسیدم که این وزنم رو فقط با رقص ببخشید با حرکات موزون بدست آوردم، من کسانیکه کم کاری داشتند ولاغر بودند رو خیلی دیدم وهیچوقت اونقدر باورم عمیق نبود که اصلا نمیشه لاغر شد، دلیل اینکه من اضافه وزن داشتم یه پزشک خدا خوب کرده بود مه بمن گفتش که بیماری شمارو بد تشخیص دادن وشما کم کاری ندارید ونباس قرص بخورید، شما باس داروها تونوقطع کنید،منم به نظر ایشون که خیلی حاذق بودند احترام گذاشتم، وازونجاییکه همکارم بودن، کاملا سرسپردم،از بدشانسی شکّم نکردم، تا اینکه یک دفعه طپش قلب وبقیه علایم که ناشی وحاکی از کم کاری بود، باعث شد درعرض یکسال و خورده ای من آنچنان دستگاههای بدنم دچار اختلال بشن که حتی مدت زیادی بستری شدم، ازونجا بود، ورم وداروها و متعاقب اون مقداری اضافه وزن باورای منو درهم ریخت ولی اینکه بخواد اونقدر چاقم کنه که یک روز یکی از دوستان قدیمیم درست منو نشناسه، نه، اعتقادم نبود، اوندیگه تنبلی و کم کاری و تغذیه نامناسب و باری به هر جهت من بودش،جریان عمل جراحیم، داداشم بدلیل خاصی فقط شکمشون بزرگ میشد وحتی جراحی کردن اونم فکنم 2یا 3 بار، که باز برگشت داشتن، وشاید بیشتر از قبل، بله من باور دارم که باور نداشتم که اضافه وزنم رو خودم مسولشم، من خودم با خودم چنین کردم، درسته،،، ما استادان بزرگ و اسطوره های چاقی هستیم، وایشالا بکمک رهبر بزرگ وپدر لاغری از راه ذهن وتناسب فکری ایران جناب آقای رضا عطار روشن، ایشالا شگفتی می آفرینیم، وتعهد ناممو که از فایل دوم بود اینجا مینویسم، من یکبار دیگه دوتا ایمیل تو قسمت اختصاصی واسه خود استاد فرستادم، ولی تعهد ناممو درحضور شما که هم هدفیم وخونوادم میدونمتون وعاشقانه دوستون دارم، همینجا مینویسم،،،،،،. من ماتیلدا آواکیان از تاریخ 27/3/98 در حضور استاد بزرگوار وخانواده ی لاغری از طریق ذهن در پیشگاه خداوند، متعهد میشوم اکنون که وزن 96 کیلوو قد 173را دارا میباشم، را به وزن 51 کیلو برسانم، ودراین راه از هیچ تلاش وکوششی سرباز نخواهم زد و فرو گذار نمیکنم،،،ایشالا این دیدگاه ، ترکیبی از فایل دوم وسوم بود که باز تکرار میکنم خدمت استاد عزیزم که من تمرین دوم رو چون نمیدونستم باس اینجاها نوشت طی دوتا ایمیل اختصاصی واسشون فرستادم، ،،،،،،، با آرزوی سلامتی وپیشرفت در راهتون وپسرفت در وزنتون،،،،، من میتوانم،.، من باید،،،،
نشان های دریافت شده
من ۲۴ علت برای چاقیم داشتم که با موارد زیادی که اطرافم بودن همگی رد شدن و منو چاقیم موندیم.
من شکوفه از امروز ۲۸ خرداد ۹۸ متعهد هستم خودم را از وزن ۷۲ کیلوگرم به وزن ۵۲ کیلو گرم برسانم و دراین مسیر از هرتلاش و کوششی سرباز نخوام زد.?
نشان های دریافت شده
درود بر شما که ابنقد به شاگردانتون اهمیت کافی رو میدید، متشکرم، به کمک شما و راهنمایی های ارزشمندتون وروحیه ی پر انرژی تون وبا توکل بخدای بزرگ ایشالا همینجور خواهد شد که شما فرمودید،،. سلامت باشید
نشان های دریافت شده
سلام?
دنبال دلایل چاقیم که گشتم اولین چیزی که به ذهنم رسید ارثی بودن بود چون پدر و مادرم چاقن اما برادر بزرگترم که هم خونیم،نی قلیونیه واسه خودش?
بعد گفتم شاید واسه کم تحرکی تو تابستونه که چاق میشم اما همین رفیقای من هستن که میخورن و میخوابن اما متناسبن پس خوردن غذای چربم نمیتونه عاملش باشه
دیگه کم بودن سوخت و ساز رو بهانه کردم که شما توضیح کاملش رو دادید و دیگه رسما لال شدم? چون هیچ دلیلی واسه چاق بودن ندارم پس خودم رو مسئول همه چیز میدونم و جالبه که با توضیحاتی که شما دادین و گفتین تعهد نامه بنویسین من یاد تکنیک تبسم افتادم و میخوام که این تکنیک رو اجرا کنم برای همین تعهد نامم رو نوشتم
من فاطمه رختیانی در امروز به تاریخ ٩٨/٣/٢٧ تعهد میدهم که از وزن ۸۷ کیلوگرم به ۶۵ کیلوگرم برسم و در این راه از هیچ تمرینی کوتاهی نمیکنم و از خدا طلب آمرزش میکنم و میخوام که من رو در این مسیر یاری کنه
برای تمرین سوم که گفتین:از وقتی که یادمه من وقتی تو مدرسه ورزش داشتیم و ورزش میکردیم حس میکردم که وزنم کم شده و الان خوشحالم که بدن من توانایی لاغر شدن رو داره و فقط باید یه هول کوچیکش داد
و باز هم از خدا ممنونم که من رو با این سایت و همچنین شما آشنا کرد و واقعا امروز حالم نسبت به دیروزم بهتره??
نشان های دریافت شده
نازنین حقیقی نمین از تاریخ ۹۸/۳/۲۷ متعهد میشوم که خودم را از وزن ۷۹ کیلو گرم به وزن ۶۰ کیلوگرم برسانم و در این مسیر از هیچ تلاش و کوششی سرباز نخواهم زد .
بدنِ من تواناییِ لاغر شدن رو داره … عاشقِ لاغریه!
چون با دوره های شما در عرضِ یکماه تونستم از وزنِ ۸۹ کیلو به وزنِ ۷۹ کیلو برسم ? و الان برای دومین بار متعهد میشم که به وزنِ ۶۰ کیلوگرم برسم ✋
از زحماتتون خیلی خیلی متشکرم استاد ?
فقط یه سوالی دارم ، من ورزش کردنو خیلی دوست دارم به طورِکل ، هم اینکه هدفم فقط لاغری نیست دوست دارم فرمِ بدنم ورزشکاری بشه ، بنظرتون مشکلی ایجاد میکنه اگه من همچنان در کنارِ لاغری با ذهن ورزشمم ادامه بدم ؟
نشان های دریافت شده
با سلام تمرینهای جلسه دوم
اول اینکه دلایل چاقی خود را رد کنید خوب من علتهایی که برای چاقی نوشته بودم این بود
1-علت اول باشگاه رفتن و ول کردن در دوره دبیرستان خوب نمونه این مورد زهرا خواهر شوهرم و مریم زن داداشم بود که رفتن باشگاه و ول کردن و چاق نشدن
2-عصبی خوردن که من در نظرات دوستان دیدم که نوشته بودن که بعضی ها عصبی هستن و باغرن
3-تند وتند غذا خوردن که این علت هم در نظرات دوستان دیدم که داشتمن کسایی که تند و تند غذا می خورن ولی لاغرن
-مقدار زیادی می خورم خوب علت دیگه ای که این موضوع رد می شه زن داداشمه که کمتر از من نمی خوره
تحرک کمی دارم که باز هم مثل زن داداشم و خواهر شوهرهام که اونها هم خانه دارن ولی لاغرن
-ازدواج کردن و بارداری که باز نمونه اش زندداشم و خواهرشوهرم فاطمه
پسمن همه دلایل چاقی رارد کرده و خودم رامقصر چاقی ام می دانم و خودم را مسئول چاقی می دانم و همچنین خودم را مسئول لاغری نیز می دانم
تهد نامه
من مریم غلامی از امروز تاریخ 98/3/10متعد می شوم که از وزن 100 کیلوگرم خودم را به وزن 68 و سایز 40 برسانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی،سرباز نخواهم زد.
تمرین بعدی این بود که نزدیک ترین سالی که یادمهمن در تاریخ مهر 93 غذایم راکم کرده وبه باشگاه میرفتم واز تردمیل استفاده کرده ودر یکسال 15کیلو کم کردم پس منتوانایی کم کردن وزن رادارم.
سلام خدمت استاد گرامی
من خیلی وقته حالم بده بخاطر هیکلم و احساس بدی که به خودم داشتم و خدا من رو به سایت شما راهنمایی کرد
بخوام ازدلایل اینکه چرا چاقم بگم
من از بچگی چاق بودم تمام عکسام تپلبه
همیشه تا یادمه مسخره میشدم حتی بابام یه اسم برام گذاشته بود ومن همیشه حرص میخوردم
توی مدرسه هم چون از بیشتر بچه ها بزرگتر بودم ازلحاظ هیکل مسخره میشدم
همیشه لباسای گشاد میگرفتن برام و همیشه بدم میومد از تیپ و هیکلم
از بچگی مامانم یه بشفاب پر برام غذا میکشید و میگف دختر اگه لاغر باشه میگن غذا بهش نمیدن بخوره و باید تا تهش رو بخوری
وقتی غرمیزدم که میخوام لاغر شم غذا نمیخورم میگف تو ارثی چاقی چون بابات چاقه عمه هات چاقن همه بچه هاشون چاقن پس الکی حرص نخور بخوای و نخوای چاقی
همینطور راهنمایی و دبیرستان گذشت و من ازدواج کردم
و یه عروس تپل شدم وهمه میگفتن عروس تپلی خوشگل
که هنوز بعد ۲۰سال خواهرم تا حرف عروسی من میشه میگه لباس عروس تو تنت داشت میترکید
من هنوزم ارروی پوشیدن لباسای خوشگل رو داشتم
البته خیلی چاق نافرم نبودم کلا همه هیکلم تپلتر بود نسبت به همسن و سالام
باردار شدم و بازم تپل تر،اما بعد زایمانم لاغرتر شدم ولی بازم چاقی موضعی داشتم که میگفتن سزارین شدی دیگه شکم دیگه طبیعیه داشته باشی
من قبول کرده بودم اینو وشنیده بودم هرچی به بچه شیر بدی لاغرتر میشی
یکم لاغرتر شده بودم اما هنوز چاقی موضعی داشتم
ته ذهنم این بود که من خوش هیکل نیستم و دلایل مشکلات من و همسرم هیکلمه
شروع کردم به رژیم گرفتن یکم لاغرمیشدم و دوباره برمیگشتم به وزن قبل
۴سال بعد ازدواجم شدید رژیم و ورزش شروع کردم و خیلی خیلی لاغر شدم تا جایی که هرکی من و میدید فکر میکرد مریضی گرفتم که انقدر لاغر شدم
اما بازم تاثیری تو ارتباط من و همسرم نداشت و سرخورده شدم و دوباره برگشت هیکلم اما دیگه مثل قبل تپل نشدم اما ازبین رفت اون لاغری که کلی براش زحمت کشیده بودم
ومن همینطور درگیر چاق و لاغری هی ورزش کن تو خونه غذاتو کم کن و ول میکردم و برمیگشتم
گذشت و بچه دومم به دنیا اومد و گفتم این دفعه شکمم و میبندم بچه شیرمیدم غذامو کم میکنم که چاق تر نشم
خوب بود و یکم لاغر شدم اما باز برگشت وزنم
حالا دیگه چاق نبودم فقط چاقی موضعی داشتم پاها و شکمم
واینکه استخون بندی بدنم بزرگه و چارشونه بودم خب استخون بندی رو که نمیشه کاری کرد
یه مدت بعدش کلا جداشدم و سرگرم زندگی و کارو این چیزا
اما همچنان ذهنیتهای داغون که یکی از دلایل شکست من تو زندگی نداشتن هیکل مناسبی بود که بتونم همسرم رو جذب کنم
الان هم همین احساس رو دارم که من اون هیکلی که باید داشته باشم که بتونم فردی رو سمت خودم جذب کنم رو ندارم
از هرچی یادمه من همیشه با عذاب وجدان غذا خوردم
خیلی غذا خوردن رو دوس دارم اما همیشه باترس و لرزو بعد خوردن غذاب وجدان میگرفتم
و نمیدونم میتونم وزنم رو تغییر بدم
ارزومه که چاقی موضعی بدنم رفع شه هروقت خودم رو میبینم چه همینطوری چه توی اینه عصبی میشم و بدم میاد ازخودم
لباس میپوشم حرص میخورم
فکر میکنم باید خیلی سختی بکشم تا بتونم لاغر شم
ترس دارم وقتی فکر لاغر شدن میفتم چون دوس دارم غذاخوردن رو
اما همیشه حس بدی میگیرم بعد غذا خوردن و همیشه حسرت اینکه این چه وضعشه اخه چرا بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن اما من باید تو غذا خوردن که برام لذت داره باید غذاب بکشم
هیچ احساس خوبی به خودم ندارم بخاطر هیکلم واینکه زود چاق میشم وهی شکمم بزرگ و بزرگتر میشه
ازدلایلی که گفتید چرا چاقم:
ارثی بودن
فعالیت نداشتن وکم تحرکی
ورزش نکردن
غذا زیادخوردن
استعداد چاقی داشتن
چربی هام سفت شده
۲تا زایمان و سزارین شدن
استخون بندیم درشته
سن که بالا میره چربی ها سخت اب میشه
حالا مثال نقضشون
واسه ارثی بودن چاقی :
من تو فامیلامون ندیدم چون همشون چاقن و همین ذهنیتهارو دارن که ارثیه
اما خب هستن کسایی که پدرو مادرشون چاق یا لاغرن ولی بچه برعکسشونه واین رو تو کامنتهای دوستان هم زیاد دیدم پس میشه قبول کرد این موضوع رو
کم تحرکی و ورزش نکردن:
دیدم افرادی رو که خیلی تحرک ندارن و غذاشون زیاده امالاغرن پسر خودم خیلی زیاد تحرک نداره ولی لاغره یا دوستش که اصلا تحرک نداره وغذاش ۲.۳برابره منه و لاغره
یکی از دوستامون که اقاست و همیشه توخونه و تحرک خاصی هم نداره اما هیکلش مناسبه
زایمان و سزارین باعث چاقی میشه :
درسته الان خیلی یادم نیس که تو ذهنم بیاد ولی خدایی قبلا دیده بودم افرادی بعد زایمان برگشتن به حالت قبل وشکمشون تخت شده باشه
سوخت و ساز بدن روهم که خودتون جوابش رو دادید
***اما
برای استخون بندی به نتیجه ای نرسیدم میشه راهنمایی کنید
منی که شونه هام و استخون بندی بزرگ و درشتی دارم این استخون چطوری قراره کوچیک شه
اگه غذای سرخ کردنی وروغن دار بخورم بلافاصله چاق میشم اما هستن کسایی که هرچی سرخ کردنی میخورن چاق نمیشن و لاغرن
اگه یه وعده فست فود بخورم بلافاصله چاق میشم اما خیلیا شب و روزشون فست فوده اما لاغرن
تمرین بعدی:
من هرچی یادمه در حال تلاش برای کم کردن و یا نگه داشتن وزنم بودم
غذامو کم میکردم ورزش میکردم
ولی نزدیک ترین ها
۶ماه پیش شدید غذامو کم کردم و روزی۱ساعت پیاده روی کرد
م لاغر شدم شکمم رف داخل ولی …
دی ماه دوباره شروع کردم کم خوری و پیاده روی نتیجه داد و…
عید ۴روز رژیم میوه گرفتم و تمام این ۴روز فقط اب و میوه خوردم که لاغر هم شدم
خسته شدم و دلم غذا میخواست حتی نون و پنیر ساده و…
بعدش شروع کردم کم کردن غذا و نرمش تو خونه که هنوزم شکمم سرجاش هست و روی اعصابه منه
دوفهته پیش دوباره تصمیم گرفتم غذامو کم کنم و تو خونه نرمش کنم که هی نمیشد از ورزش کردن بیزارم ازفکر نخوردن غذا استرس میگیرم
تااینکه باشما اشنا شدم
اما الان میپذیرم که خودم باعث چاقیم بودم و مسئولیتش تماما بامنه
چون بعد هرتلاشی که میکردم منتظر برگشت چاقی موضعی
بودم
من م ۳۷ساله از امروز تاریخ ۳/۳/۹۸ متعهد هستم از وزن ۷۰کیلوگرم با قد ۱۵۶به وزن ۵۸ کیلوگرم برسانم و دراین مسیر ازهر تلاش و کوششی سرباز نخواهم زد
وممنونم ازتون که باعث شدید من فکر کنم به مسائلم و برام یه سری چیزها روشن شه
اما یه سوال دارم ازتون که اگه جواب بدید لطف کردید
من متاسفانه شرایط اینکه دوره ۱۲هفته ای رو ثبت نام کنم رو ندارم و سوالم ازتون اینه که استاد میشه بااین دوره رایگان هم نتیجه گرفت یا نمیشه
چون من تازه دیشب جلسه دوم رو دیدم و راستش امیدوار شدم اما ته ذهنم سوال هست برام
سپاس??
نشان های دریافت شده
درود بر شما بزركوار ،من زهره سليمانجاه از امروز متعهد مي شوم وزن خودم را از ٩٠ كيلو به وزن ٦٥ كيلو كرم برسانم و ممنون شما هستم
نشان های دریافت شده
من زهرا از امروز چهارشنبه به تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۹۸ متعهد میشوم ک از وزن ۵۸ کیلو گرم خودم را به وزن ۵۰ کیلو گرم برسانم و در این مسیر از هر تلاش و گوششی دست نمیکشم و همه تلاشم رو میکنم
و در مورد باور به توانایی تغییر و کم کردن وزن : من قبلا دو سه بار وزنم و کم کردم
اخرین بار تابستون 96 بود که رفتم باشگاه پیلاتس و بعد دو سه ماه به وزن 61 رسیدم و خیلی هم سختی نکشیدم تو اون موقع
و یکی دو بار قبل هم چند کیلویی کم کرده بودم پس من میتونم به وزن دلخواهم برسم قدم به قدم
و نحوه اشنایی من با این سایت : من پارسال از شهریور ماه با قانون جذب و استاد عباسمنش اشنا شدم و تو این 6 ماه از دوره هاشون استفاده میکردم و خیلی افکارم تغییر کرده واز اولین اهدافی که تو دفترم اوایل زمستون نوشتم کاهش وزن بود و و دنبال یه راهی بودم که تو یه کامنت خوندم که اقای عطار روشن و معرفی کرده بودن که از طریق قانون جذب تونستن متناسب بشن و بعد سرچ کردم و سایتشونو پیدا کردم و یکی دو تا فایل هاشونو دیدم و جوری شد که دیگه ادامه ندادم و رسید به هدفگذاری امسال که من یه هدف اصلی انتخاب کردم که یه زیرمجموعه ش میشد کاهش وزن و بعد تا هفته پیش دیدم این هدف اولویت داره برام و باید تمرکزم و بزارم روش تا بهش برسم و بعد هدف بعدی و این شد که هفته پیش دوره ورود به سرزمین لاغر ها رو گرفتم و به پیشنهاد استاد اول از اینجا شروع کردم تا ذهنم بیشتر امده بشه برای استفاده از دوره .
نشان های دریافت شده
سلام خیلی خوشحالم که با استاد آشنا شدم ، من دلایل کابین رو کم کاری تیروئید میدونستم و مزاج بلغمی ، درباره تیرویید ذهنم قبول کرد که اشتباهه ولی در برابر عامل مزاج بلغمی مقاومت میکنه، لطفاً راهنمایی کنید.
نشان های دریافت شده
سلام به دوستانم و استاد عزیز
واقعا همه چیز ذهنی ، و همه چیز با چیزی که باور می کنم شکل میگیره ، من هیچ وقت چاق نبودم و همیشه همه بهم می گفتن متناسبی و خیلیا حتی ارزو می کردن اندامشون مثل من باشه و لی من همیشه ناراضی بودم و دوست داشتم لاغر تر باشم ………. همیشه دنبال لاغر ترش دن بودنم ولی البته هیچ وقت دنبال رژیم این حرف ها نبودم چون اصلا از رژیم خوشم نمی امد و غذا خوردنم هم زیاد نبود که که بخوام کمش کنم و خیلی از مواد غذایی رو هم چون دوست نداشتم نمی خوردم به خاطر همین هیچ وقت به فکر رژیم گرفتن نبودم البته یکی دوباری سعی کردم بگیرم و پیشم رفتم ولی واقعا ضعف می کردم و مامانم اصلا نمیذاشت می گفت می خوای خودت بکشی چی رو می خوای لاغر کنی ……ولی همیشه ورزش میکردم و با ورزش کزدن خیلی وقت ها لاغرتر شدم ………. و وقتی به زندگی خودم نگاه می کنم می فهم که دقیقا باورها باعث تغییر اندام شده ……….. مثلا یادم ارشد قبول شده بودم انقدر که ترم اول استرس داشتم که به قدری لاغر شدم که همه لباسام برام گشاد شده بودن ………. در حالی که نه ورزش می کردم و نه غذا خوردنم تغییری کرده بودم …….. و وقتی به ترم دوم و سوم رسیدم دوباره برگشتم به همون وزن خودم دذ حالی که چون وقت نمی کردم و غذاهای دانشگاه دوست نداشتم بیشتر وقت ها فقط یک وعده غذا می خوزدم و لی حس چاقس داشتم باز ……… با این که وزنم متناسب بود …….. و اون موقعه باورم این بود چون ریتم غذا خوردنم بهم خورده چاق شدم ………. حالا جالب این واقعا حس چاقی بود چون وزنم 56 یا 57 بود که با توچه به قدم که 160 بود وزن مناسبی بود …….. ولی من دوست داشتم به وزن 54 برسم ……….. خلاصه دیگه همین احساس چاقی باعث شد که من الان وزنم بشه 60 کیلوگرم ………. که دلایل چاقیم رو هم خوردن فست فود، ورزش بدنساری ؛ کم تحرکی ، کم بودن سوخت ساز می دونستم ………….. و دلایلی که برای رد دلایلم اوردم اینه که اولا من خیلی کم فست فود می خورم اونم چیزی ک معولا خودم درست می کنم و کاملا سالمه ………. و دوم این که پسر دایی من نصف شب ها ساعت 1 .2 به جز شامی که خوزده میره بیروه ن و همیشه فست و فود می خوره ولی لاغر …….. یا پسر خالم که کلا عشق فست فوده وبیشتر وقت ها فست فود می خوره ویلی لاغره ……………. در مرود ورزش بدنسازی …… من ماهای اول واقعا راضی بودم وهمه می گفتن چقدر اندامت خوش کل شده ولی بعد این باور در ذهنم شکل گرفت که بدنسازی باعث پاقی و عضله سازی میشه که برای رد این باورم هم رفتم مربی های بدتسازی خانم پیدا کردم که سالهاست دارن کار می کنن ولی اندامشون خیلی زیبا و خوشکله …… و حتی یکی از این مربی ها هم یک فایل گذاشته بود که هیچ وقت بدنسازی به ویژه در خانم باعث ماهیچه سازی نمیشه ……….. و فقط ذر شرایط خاص با خوزدن یک سری مکمل های خاص پروتئین که باز به مقدار خیلی کم …….. و حتی در اقایونم مقدارش کمه چه برسه به خانم ها ………. کم تحرکی هم که انقدر ادم دیدم که هیچ تحرکی ندارن ولی لاغر لاغرن یک دوستی داشتم توی خوابگاه که بیشتر عمرش یا خواب بود با در حال خوردن تازه بیماری تیروئیدم داشت ولی انقدر لاغر بود که داشت میشکست ……….. تازه من که ورزشم می کنم و انقدر بی تحرک نیستم …………در مرود کم بودن سوخت ساز هم نموش خود استاد که فکر می کردن این دلیل چاقیشون ولی الان لاغر شدن و بر نگشتن و اگر واقعا این دیلیلش بود باید دوباره چاق میشدن چون سوخت ساز بدنشون که تغییری نکرده ……………… یک باور یگه هم داشتم این که بدن من این شکله دیگه ……../که دیدم دختر داییم و خواهر زن داداشم می گفتن اندامم ما این شکله استخوان بندیمون درشته ولی الان جوری لاغر شدن و دیگه باورشون شده که لاغرن و این توی ذهنشون ثبت شده طوری که بقیه هم با عنوان لاغری میشناسنشون و حتی دختر داییم میگه که دیگه من هر چی هم می خورم چاق نمیشم یعنی لاغری براش بدیهی و طبیعی شده ….. پس این دیلیل هم کاملا رد میشه که اندام ما این شکله چون افراد زیادی بودن که لاغر بودن و چاق شدن و چاق موندن و یا کسایی که چاق بودن و لاغر شدن و لاغر موندن …… پس من مسئولیت این چاقیم رو می پذیرمممم و می پذیرم که با باورهای اشتباهممممممم باعث این اضافه وزن شدم و هیچ عامل دیگه جز خود من در این چاقی تاثیر نداشته ………… و مسئیولیت لاغری هم رو هم می پذیرممممممممم و از هیچ تلاشی برای رسیدن به لاغری دریغ نمی کنم ….