تغییر زندگی بر خلاف هرنوع تغییری در دنیای فیزیکی، کمترین نیاز به تلاش فیزیکی و بیشترین نیاز به تلاش ذهنی دارد.
آنچه را در ذهن خود تغییر دهید به مرور به شکل واقعیت در دنیای مادی خود تجربه خواهید کرد. به شرط اینکه مهارت مدیریت احساس خود را آموخته باشید.
تغییر زندگی چیست و چرا مهم است؟
تغییر زندگی به معنای ایجاد تحول در جنبههای مختلف زندگی فردی، اجتماعی، حرفهای و عاطفی است. این تغییرات میتوانند شامل تغییر در عادتها، محل زندگی، شغل، روابط یا حتی نگرشها و باورها باشند. در دنیای پرشتاب امروز، تغییر به یک امر طبیعی و ضروری تبدیل شده است.
اهمیت تغییر زندگی در این است که به ما کمک میکند از روتینهای یکنواخت خارج شویم و به سوی رشد و پیشرفت حرکت کنیم. تغییرات میتوانند فرصتی برای یادگیری، توسعه مهارتها و بهبود کیفیت زندگی و مدیریت احساس فراهم کنند.
با پذیرش تغییر، ما میتوانیم به چالشهای جدید پاسخ دهیم، انعطافپذیری بیشتری پیدا کنیم و به اهداف جدیدی دست یابیم.
در نهایت، تغییر زندگی نه تنها به ما امکان میدهد که از تجربیات جدید بهرهمند شویم، بلکه باعث میشود از طریق مدیریت احساس به خودمان و دنیای اطرافمان نگاه تازهتری بیندازیم. بنابراین، درک اهمیت تغییر و آمادهسازی برای آن، کلید دستیابی به زندگی بهتر و شادتر است.
تغییر زندگی، اگرچه ممکن است در ابتدا ترسناک و دشوار به نظر برسد، اما میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود کیفیت زندگی، مدیریت احساس و دستیابی به اهداف مورد نظر عمل کند.
با پذیرش تغییرات و گام برداشتن به سمت تجربیات جدید، افراد میتوانند زندگی بهتری بسازند و به اهداف خود نزدیکتر شوند. به یاد داشته باشید که هر تغییر، فرصتی است برای رشد و شکوفایی، و با هر گام به جلو، دریچههای جدیدی به روی شما باز خواهد شد.

قدم اول برای تغییر زندگی
اگر در موتورهای جستجو درباره اولین قدم برای تغییر زندگی تحقیق کنید با محتوای گوناگون و متنوعی درباره چگونه شروع کردن برای ایجاد تغییر در زندگی مواجه خواهید شد.
مسلما اجرای همه این پیشنهادات برای انتخاب روش صحیح تغییر زندگی مستلزم زمان و صرف انرژی است و میتواند باعث سردرگمی و ناامیدی شما شود.
اما روشی منحصر به فرد برای شروع تغییر زندگی وجود دارد که علیرغم اینکه در هیچ کتاب و سایت آموزشی به آن اشاره نشده است اما صد در صد موجب شگفتی شما در شروع تصمیم خود برای تغییر زندگی خواهد شد.
احساس بد نداشتن
شاید از اینکه عبارت (احساس بد نداشتن) اولین و مهمترین قدم برای شروع تغییر در زندگی است تعجب کرده باشید.
همچنین ممکن است این فکر در ذهن شما مرور شود که چگونه باید احساس بد نداشته باشیم؟! چون تاکنون درباره اینکه چگونه احساس خوب داشته باشید زیاد شنیده اید.
راهکارها و تمرینات زیادی برای مدیریت احساس و چگونه احساس خوب داشتن ارائه شده است و احتمالا در ذهن شما اینکه چگونه احساس خوب داشته باشیم منطقیتر از این باشد که چگونه احساس بد نداشته باشیم!
اما جالب توجه است که همانگونه که در آموزشهای لاغری با ذهن برای لاغر شدن نیاز به انجام کار اضافه نیست و فقط اگر افکار و نگرشهایی که منجر به چاقی در ذهن میشوند را اصلاح کنید خودبخود لاغر میشوید در موضوع تغییر زندگی نیز برای مدیریت احساس و رسیدن به احساس خوب نیاز به انجام کار خاص مانند مدیتیشن یا …. نیست و فقط کافی است افکار و عملکردی که منجر به شکل گیری احساس بد در ذهن میشود را انجام ندهید.
این نگرش که برای داشتن احساس خوب باید برنامهریزی کرد یا تمرینات مستمر روزانه انجام داد صحیح نیست چون اگر چگونگی ایجاد احساس بد را اصلاح نکنید عوامل متنوعی در زندگی روزمره وجود دارد که میتواند منجر به ایجاد احساس بد در ما شود.
بنابراین تا زمانی که به دنبال ایجاد احساس خوب در خود باشید این روند هرگز پایان پذیر نخواهد بود چون عوامل ایجاد احساس بد تمام نشدنی هستند اما اگر مهارت مدیریت احساس و مقابه کردن با ایجاد احساس بد را بیاموزید و در زندگی به آن عمل کنید دیگر اهمیتی ندارد در کجا و چه شرایطی زندگی میکنید، شما قادر به مدیریت احساس خود خواهید بود.

مهارت مدیریت احساس
مهارت مدیریت احساسات به توانایی شناخت، درک و کنترل احساسات خود و دیگران اشاره دارد. این مهارت به ما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف، به شیوهای موثرتر و سازندهتر واکنش نشان دهیم.
احساس اصلیترین عامل ایجاد احساس بد در انسان میباشد. انسان در معرض هر مساله ای در زندگی قرار بگیرد ابتدا احساس او تحت تاثیر قرار گرفته و سپس منجر به شکل گیری واکنش مناسب یا نامناسب در فرد میشود.
در واقع از طریق یادگیری مهارت مدیریت احساس میتوانیم واکنشهایی در برخورد با مسائل زندگی داشته باشیم که تاثیر کمتری بر ایجاد و تداووم احساس بد در ما داشته باشد.
مراحل مدیریت احساس
برای یادگیری مدیریت احساس بر خلاف هرنوع یادگیری دیگر نیاز نیست موضوعات جدید را بیاموزید بلکه باید آگاهیها و آنچه که بعنوان عادت فکری و رفتاری در خود شناسایی میکنید را اصلاح و تغییر دهید.
به این شکل الگوهای فکری و عادتهایی که در زندگی روزمره منجر به شکل گیری احساس بد در شما میشوند از بین رفته و میتوانید خودبخود با احساس بهتری به زندگی خود ادامه دهید.
موضوعاتی که در قدمهای دوره مسیر تغییر زندگی ارائه شده است باعث آگاهی شما از الگوهای فکری و عملکردهای روزمره زندگی خود میشود که همگی منجر به شکل گیری احساس بد در شما میشوند.
با اطلاع از این موارد به راحتی میتوانید از طریق تکرار محتوای آموزشی و انجام تمرینات ارائه شده واکنشهای ناخودآگاه خود به مسائل روزمره زندگی تان را مدیریت کرده و افکار و رفتاری را در ذهن و عملکرد خود انتخاب کنید که منجر به ایجاد و تداووم احساس بد در شما نشود. این مهمترین تاثیر یادگیری مدیریت احساس میباشد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.19 از 139 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن راضی بودن و تغییر کردنه
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد قرار بود که هر هفته بریم جلسه اول ببینیم و تغییراتمونو بنویسیم
من رفتم مطابقت کردم دیدم من تغییرات چشمگیری رو داشتم خدایا شکرت
در مورد سلامتی
من گفته بودم که من کمر درد پا درد شدیدی دارم که خدارو شکر الان کاملا سلامت هستم
بعد گفتم رفلاکس شدید معده دارم که خدارو شکر رفلاکس هم خوب شده گاهی یه کوچولو دارم خدایا شکرت
در مورد رابطه
گفتم خواهرم با من قهره
که هفته پیش با من آشتی کرد من فکر میکردم بخاطر بهشتی شدن پدرم باشه که گفت نه بخدا منم دوست داشتم باهات آشتی کنم
رابطه ام با خانواده ام که بهتر شده شاید هم بخاطر بهشتی شدن پدرم باشه ولی در هر شمصورت بهتر شده
و رابطه من با خدای خودم که بازم یکم بهتر شده چون دارم یکم بهتر میشناسمش
خدارو شکر بازم کلی تغییر داشتم خدارو شکر میکنم اینا چیزهای کوچیک نیستن خیلی بزرگن چون پا درد من شدید بود منو خیلی اذیت میکرد رفلاکس همین طور ولی خدارو شکر من الان سلامت هستم خدایا خیلی دوستت دارم
من یادم رفته بود این قسمت تمرین در جلسه سوم بنویسم الان یادم افتاد رفتم نگاه کردم مطابقت کردم تغییراتم پیدا کردم نوشتم
استاد بینهایت سپاسگزارم برای لحظه لحظه زندگیم برای تغییراتم ممنونم اگر آگاهی های شما نبود من الان اینجا نبودم بینهایت سپاسگزارم
هوالرزاق
احساس خوب داشتن مبنادرزندگیست
من به شخصه خیلی این حس ودرک کردم
چون به شدت آدم ترسویی بودم ازمرگ میترسیدم
اگرکسی دیرمیمدبدترین چیزهای ممکن روحدس میزدم
ووقتی تودوره تناسب شرکت کردم ۱ماه بعدش کرونااومد
ومن چون درگیرفایلهابودم اصلا ترسی نداشتم واحساسم هم عالی بود
وبه مرورعالی وعالی ترم شد
تواون دوره بایه شخصی یه مشکل برخوردم
ومدام حسم بدمیشد.همزمان کتاب نیمه تاریک وجودروشروع کردم
ویادگرفتم که نیمه تاریک وجودم روداون شخص میبینم
خداشاهده تاپذیرفتم همه چیزحل شد
وخداروشکراون حس بدازبین رفت
منقبل دوره ها خیلی همه چیزروبه خداربط میدادم وخودم وقانع میکردم
اماباورودبه دوره هایادگرفتم احساسم روخوب نگه دارم
وتوجهم رو روی چیزهای خوب بزارم
ومتوجه شدم حالم که خوب نیست هیچ چیزی خوب پیش نمیره
شرح حال نوشتم .الحمدلله خیلی داغون نبودم
امامیخوام عالی وعالی تربشه
یاحق
سلام استاد بسیار عزیز و گرامی و دوستان عزیز همراه و هممسیر من راستش را بگم شرح حال زندگی من همین الان و امروز اصلا چهره خوبی ندارد . من در اینجا تنهایی جایی می دونم که با خیال راحت و ارامش درونی بدون اینکه کسی قضاوتی کند و من را مسخره و تحقبر کند ماسک و نقابم را از چهره ای که با لبخند مصنوعی خودش را خوشحال نشان میدهد بر می دارم . من اصلا رابطهام با همسرم خوب نیست چندین ماه میشه که همسرم گذاشته و رفته و حتی تماس تلفنی هم نداریم من چندین صدبار با او تماس گرفتم ولی او اصلا جواب نداد. البته در طول ۲۴ سال ازدواج همسرم بیشتر از ۲۰ بار این حرکت را انجام داده و همیشه خیانت می کند و من همیشه بخشیدمش برای نگه داشتن زندگی چون ما یک پسر ۲۲ ساله و یک دختر ۱۸ ساله داریم . الن من ۴۸ ساله شدم . دیگه واقعا این دفعه تحمل و صبرم با رفتارهای همسرم سر رفته و چندین هفته بود که حالم خیلی خیلی بد بود . الان هم حالم اصلا خوب نیست ولی یک کم بهتر از چند هفته پیش شدم . همش گریه می کردم . همین که صبح از خواب بیدار می شدم کریه می کردم و شبها با کریه می خوابیدم و نصف شب هم بیدار می شدم و گریه می کردم . خیلی دلم شکسته . همسرم عراقی هست و یک مرد بسیار بد دهن و عادتهای خیلی زشتی دارد و اصلا به من و ازدواج احترام نمیگذارد . من همیشه گذشت و چشم پوشی کردم برای نگه داشتن خانواده و پیشگیری از جدایی ولی خودش نمی خواهد به رفتارهایش ستاپ بده . ۲ سال پیش فهمیدم که با یک خانوم افغانی برای یک سال ازدواج کرده . ولی بعد از یک سال برگشت . ما در امریکا زندگی می کنیم و اینجا خانواده زیاد پایه و اساسی ندارد متاسفانه هر کس هر کاری دلش خواست انجام میده بی قید و بند و بی بند و باری بیداد می کند . من خیلی سعی کردم چهارچوب خانوادهم را حفظ کنم چون همیشه پدرم می گفت خانه امنترین جا برای بچههاس پس سعی کن همیشه آرامش را در خانه حفظ کنی . من خیلی زیاد صبر کردم و سعی کردم ولی متاسفانه همسر من دست از هوس بازیهایش دست نکشید . من خیلی حال دلم افسرده هست . چندین بار فکر خودکشی به سرم زد چند هفته پیش . خدایا حالم خیلی بد بود و با شنیدن این فایل استاد برای چندین بار الان تقریبا ۸۰٪ حالم خوب شده . همان طور که استاد فرمودن با حال بد و احساس بد حال و حوصله هیچ کاری را نداشتم و فقط می خواستم بخوابم و کریه کنم . پسرم رفته یک شهر دور کالج . پسرم خیلی مهربون و با محبت هست ولی الان با درس خیلی مشغوله و اصلا تلفنی شاید هفتهای یک روز ۱۰ دقیقه با هم صحبت می کنیم . دخترم بسیار بد دهن بی تربیت و همیشه حالت تهاجمی به من دارد . من عاشقانه هر دوی بچههایم را دوست دارم ولی دخترم مثل یک کپی ۱۰۰٪ از پدرش هست . متاسفانه همه رفتارها و گفتگوهای پدرش را ضبط کرده و با من اجرا می کند . اصلا مهم نیست که من چه کاری براش انجام بدهم هیچ تغییری در رفتارش و گفتارش نیست مثل اینکه از من متنفر هست و همیشه میگه که من از تو خوشم نمیاد . لازم هست که یک نکته را اینجا یاد اور بشوم که در امریکا بچهها اصلا به والدین احترام نمی گذراند و از مهد کودک له اونها آموزش میدهند اگر مادر یا پدرت سرت داد د زنگ بزن به پلیس و دولت بچه را از والدین می گیرد . برای همین والدین و معلمها اینجا از بچهها می ترسند و نه در خانه و نه در مدرسه هیچ گونه تربیت و آموزش تربیتی و احترام گذاشتن و ادب به بچهها آموزش مثنوی دهند . و متاسفانه این موضوع در مورد من و دخترم چندین صدبرابر شده چونکه در منزل هم پدرش را دیده که همیشه بدون سبب با من سر جنگ و دعوا و قهر را باز می کند . می خواستم این نکته را هم بگم که وقتی من با دخترم حامله بودم و پسرم ۳ ساله بود همسرم ما را از خانه بیرون کرد و خودش برای یک سال ما را ترک کرد و با خانومهایی زیادی وارد رابطه شد . من تمام دوران حاملای با دخترم را کریه کردم چون شوکه شده بودم . من در مغازه لباس فروشی کار می کردم و باید ۴ تا اتوبوس می گرفتم تا برم سر کار . همه دوران حاملای با دخترم با گریه و غصه گذشت و من الان هر کاری براش انجام میدم با من خوب نمیشه . من الان شبها در خانه سالمندان کار می کنم خیلی خسته میشم و کار سختی هست و پول همه چیز و اجاره خانه و خرج و برج را من میدم و همسرم گذاشته ور فتنه حدود ۸ ماه است و ناپدید شده طبق عادت همیشگی . من تمام وقت و پول و احساسم را خرج خانواده کردم و می کنم و هیچ وقت هیچ چیزی برای خودم نمی خرم . همیشه گفتم من نخوردم و میپوشم تا بچههایم بهترینها را بپوشن و بخورن . چون من تو ذهنم اینه که برای من دیگه زندگی تموم شده است ولی اونها تازه باید شروع کنن و می خواهم بهت ینها را داشته باشن تا مثل من سرخورده نباشند . من الان خیلی نا امید و دلسردم . هیچ انگیزهای برای زندگی کردن ندارم . این فایل استاد درست الان برای من هست چندین بار امروز گوش دادم و بازهم گوش میدم ولی حالم خوب نیست و سخته ولی دارم با خودم مبارزه می کنم و گوش میدم و حالم بهتر میشه . همین الان که دارم می نویسن حالم بهتر شد . الهی شکرت . دیگه همسرم را نمی بخشم و هرگز به زندگیام راهش نمیدم چون او روح شیطانی دارد و همش با من بازی روانی می کنه . الان باید روی احساس خوبم کار کنم و خودم را قوی کنم و شوهرم را طلاق بدم چون او در طول این سالها فقط به من حس بد داده و من سعی کردم با این احساس با فرارکردن از خانه و کار کردنهای شیفتها اضافه مبارزه کنم ولی دیگه خسته شدم و او باز همان کارها را تکرار می کند . من با دخترم حامله بودم رفت و الان دخترم ۱۸ سالش میشه هفته بعد و باز هم رفته ولی این دفعه کارش تمومه دیگه به زندگیام را ه نمیدمش . چون زندگی زیباست و من عاشق زندگیام فقط باید احساس شادی و آرامش درونی داشته باشم و شوهرم ضد زندگی هست و با دیدن حال بد من شاد میشه و از خدای مهربان خواستارم که به من قدرت عطا فرماید مه با این احساس عشق و وابستگی به همسرم که یک شیطان محض هست با آرامش کنار بیام و واقعیت را ببینم و بپذیرم و هر چه زودتر برای طلاق اقدام کنم تا بر نگشته چون او تا عمر دارم همین رفتار را خواهد کرد و من دیگه تحمل این رفتارهایش را اصلا ندارم . الان من نیاز به آرامش و شادی و عشق و محبت دارم و نه تنها همسرم هیچ کدام را نمیده بلکه اون عشق به زندگی و آرامشی را که خودم به خودم می تونم هدیه کنم با بد کردن حالم از من میگره و کاری کرده که واقعا آرزوی مرگ داشته باشم . البته چند روز پیش بود الان واقعا بهتر شدم و به این نتیجه رسیدم که نباید این شیطان سیاه قلب را به زندگیام وارد کنم دیگه بخشش در ما نیست جواب خیانت و ترک همسر و نادیده گرفتنش طلاق هست و بس و من باید ۱۹ سال پیش این مار را می کردم ولی نتونستم اشکالی نداره ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه هست . من دیگه به هیچ عنوان او را در زندگیام راه نمیدم . دیگه بسه چون آنقدر احساسم را بد میکنه که آرزوی مردن داشتم . من بر عکس همیشه شاد بودم و همه به من می گفتن راز شادی تو چه هست به ما هم بگو؟!!!!از نظر مالی خیلی سخت پول در میارم . شب کارم در خانه سالمندان با مریضهای خیلی زیاد و پر توقع . و همیشه عمرم با اینکه همیشه کار کردم بدهکاری و قصرهای زیادی دارم . همون روزی که حقوق می گیرم همش میپرسه و فقط ۲۰۰$ باقی مومنه تا حقوق بعدی و این ۲۰۰$ اصلا اینجا پولی نیست . زندگی اینجا تو امریکا خیلی سختتر شده و خیلی گرانیه و کاریخت و طاقت فرسا . در هر کاری اینجا از یک نفر به جای ۵ نفر کار نی کشند متاسفانه و خیلی ها راضی هستند که کار نکنن و یا خیلی کم کار کنند و پول کناری داشته باشند و از دولت پول بگیرند که اون هم خیلی کم میدن و خرج ۳ روز را برای یک ماه میدن .!واقعا خسته شدم از زندگی و مخصوصا زندگی سخت و بی مزه و بی معنی امریکا .نمی دونم چی بگم ولی استاد عزیز واقعا خیلی خیلی موضوع مهمی را اشاره کردند اصلا مهم نیست کجا باشیم مهم این هست که حالمون و احساسمون خوب باشه چون واقعا راستش را میگم من دوستان زیادی از همه جای دنیا دارم و چون زندگی اینجا خیلی سخته همچ کس اینجا را دوست داره و همه برای کار اینجا هستند و حال همه خیلی بد هست و همه مدام میگن اومدیم اینجا کار کنیم تا بتونیم در وطن ی خونه بخریم و برای خانواده پول بفرستیم . برای همین حال بد بیماریهای روانی و روحی . آدم کشی و خیلی موارد دیگه اینجا بی نهایت زیاد هست چون هیچ کس احساس خوبی نداره مردم اینجا اصلا لبخند نمی زنن . همه مثل رباط هستن. بنا به فرموده استاد انسان اگر احساس خوب داشته باشد زندگی روی خوب و آرامش و شادی و برکات را به انسان نشان میدهد و الا اصلا مهم نیست کجای این کره خاکی باشیم تنها مهم این هست که در ذهن و ذهن ناخودآگاه ما چی میگذره و احساس درونی ما چگونه هست و این تعیین کننده شرایط زندگی ما هستند . الهی شکرت به خاطر این آگاهی ناب خدا را شکر می کنم به خاطر این فایل امروز و همه فایلها و اموزشهای استاد عزیز که زندگی بخش هستن و نجات بخش روح انسانهایی که در حال غرق شدن هستن . فایل امروز استاد مثل یک قایق نجات به داد من رسید در حالیکه در دریای پر تلاشم افکارم که پر از نهنگ بودن و نشخوارهای افکار منفی خودم داشتم غرق میشدم . من همین آالن و در همینجا متعهد میشم هر روز یک فایل از این قسمت اموزشهای استاد را گوش بدهم و تمریناتم را انجام بدم و هر دفعه نوشتهای روز قبلم را بخونم و تغییرات احساسی و ذهنی خودم را حس کنم و هر روز احساسی بهتر از دیروز داشته باشم و عاشق زندگی کردم باشم . الهی شکرت وسپاس بسیار زیاد از استاد گرامی برای رساندم پیام محبت و نسیم زیبای احساس آرامش و شادی درونی و تغییر نگرش و افکار و ذهنی ناخودآگاه که پر از شکر و عشق به خداوند و توجه به نکات دوست داشتنی و دریافت آنها در زندگیمان هستند . من در آخر می خواستم بگم که من عاشق خدا هستم و ایمان خیلی قوی دارم ولی چند وقت هست که رابطهام با خدا خوب نیست احساس می کنم که خدا منو فراموش کرده و فقط بعضی اوقات منو به یاد میاره با وجود اینکه من همیشه فراتر از قوت مالی و وقتم را صرف کمک به دیگران می کنم از خدا می پرسم پس کجاست ؟ یعنی تو منو نمی بینی ؟ مخصوصا با رفتارهای همسرم از خدا دلسرد شدم و ایمانم سست شده و دلسرد و ناامید شدم . با امید احساس بهتر و رابطه بهتر با خدای مهربونم من قول میدم و متعهد میشم که هر روز یک فایل جدید در این مسیر گوش بدم و تمرینهای اون فایل را همان روز انجام بدم و نوشتههای روز قبلم را بخوانم .
نشان های دریافت شده
سلام آیلین دوست عزیزم
امیدوارم حالت بهتر شده باشه و تونسته باشی ذهنت رو کنترل کرده باشی.
داستان غم انگیزی را تعریف کردی وقتی آدم قصه ی تورا میخواند احساس میکند که در حق تو ظلم وبی مهری بزرگی شده احساس نامیدی و یاس آدم را فرا میگیرد.
ولی وقتی بیشتر در داستانت تعمق کنیم وبراساس قانون وچیزهایی که تاکنون یاد گرفته ایم آن را تحلیل میکنیم .میفهمیم که مهمترین نکته ضعف شما وخیلی از ماهها نداشتن حس لیاقت و ارزشمندی در خودمان هست .خیلی تلخه ولی شما درین سالها برای خودتون ارزش قائل نبودید که با شما این رفتارها شده است. شما خودتان را لایق همسری متعهدو وفادار ومهربان ندیدید که گرفتار این چنین آدم بیمهری شدید .
او سالها به شما خیانت کرد ولی شما اورا رها نکردید به خاطر وابستگی یا ترس از جدایی یا به قول خودتان به خاطر فرزندانتان شما خودتون رو اولویت قرار ندادید شما برای خودتون ارزش قائل نشدید برای همین دخترتان هم با شما رفتار زشت ودور از احترام وادب دارد وشما فکر میکنید اون به پدرش رفته نه اینطور نیس چون شما از درون احساس لیاقت نداشتید وندارید هر جایی بروید یا حتی اگر همسرتان را هم ترک کنید دخترتان یا افراد دیگر جای انهارا میگیرد وهمان رفتار را با شما خواهند داشت.
به شما توصیه میکنم نوشته هلی زندگی با کمک خداوند را شروع کنید و مطالعه کنید وتاثیرات آن را در حال خودتان ببینید. استاد در دو قسمت به شکل عالی در باره مبحث ارزشمندی مطالب ارزشمندی گذاشته من چند روز هست در اون قسمتها موندم چون مهمترین موضوع زندگی ما احساس لیاقت وارزشمندی داشتن است وهمه ی ما درین موضوع مشکل داریم.
از خداوند مهربان برای شما گشایش قلبی آرزو میکنم امیدوارم حال دلتان خوب باشد و احساس ارزشمندی را در خودتان به وجود بیاورید و مطمئنم خداوند هر جای دنیا باشید با شماست وشمار تنها نمیگذارد. خداوند منتظر شماست تا گشایشی در زندگیتان ایجاد کند .
منتظر معجزه ی الهی باشید .
شما را به خدای مهربان میسپارم.
سلام دوست عزیز و مهربانم خیلی ممنون از همدلی شما و حتما از امر وز زندگی با طعم خدا. را شروع می کنم و خدا رو شکر حالم خیلی بهتر هست و دیگه به طور ملی همسرم را از زندگی ذهنم کنار گذاشتم و آرامش و شادی درونی خدا را به خودم هدیه کردم و الان به این موضوع پی بردم که نبودن همسرم خیلی بهتر از بودنش بود خداوند سعی می مرد با طریقهای مختلف به من بفهماند ولی من اصرار ماندم در آن زندگی بستر غمگین و سمی را داشتم خیلی خوشحالم که این آخرین باری بود که رفت و هرگز تا ابد به زندگی من بر نخواهد گشت و من از روحم و قلبم و ذهنم او را حذف کردهاند و الان زندگی شاد و آرام و احساس خیلی خوبی دارم راجع به خودم ود خورم هم حدود ۷۰٪ رفتارش با من بهتر شده الهی شکرت . از امروز زندگی با طعم خدا را افز می کنم خیلی ممنون از راهنماییتان . همیشه شاد و سلامت باشید دوست بسیار عزیز و گرامی من .
نشان های دریافت شده
سلام آیلین عزیز.امیدوارم در بهترین حالت روحی خودت باشی
آیلین عزیزم،با خوندن کامنت شما کمی ناراحت شدم هم برای شرایط فعلی شما و هم برای اینکه چرا یک انسان باید تحمل رنج و سختی داشته باشه.
آیلین عزیزم بهت تبریک میگم چون با شرایط بدی که داشتید خداوند از بهترین راه ممکن شما رو به آرامش رسونده،عزیزم چقدر قشنگ نوشته بودید که در دریای پرتلاطم، خداوند قایق نجاتی برای شما فرستاده،خواهر عزیزم دلم میخواست نزدیکت بودم و بغلت میکردم برای تحمل بی مهری که از همسرت دیدی.ولی برات از خداوند تشکر میکنم که به مو رسونده ولی پاره نشده بند مشکلاتت رو.خدایا شکرت که امید در دل ی انسان جوونه زده،خدا رو شکر میکنم که از طریق استاد عزیزمون بهمون حس آرامش و حال خوب داده.آیلین عزیزم از ی انسان شریف شنیدم که حرفش خیلی راهگشای من بوده،ایشون گفتن که گاهی در نهایت غم و حال بد خداوند برامون اتفاقات خوب رو رقم میزنه تا بفهمیم که از دنیا و از خدا چه خواسته ای داریم.عزیزم شما با از سر گذشتن اتفاقات تلخ زندگیتون به دل تضاد برخورد کردید و تازه در دل شما جرقه ای زده شده تا متوجه بشید که برای زندگی کردن چه چیزی بهتون آرامش و حس خوب میده.تلاش کنید روزانه توی این سایت سر بزنید فایلهای قسمتهای دیگه رو گوش کنید تا با تکرار و تمرین و شنیدن حرفهای حال خوب کن و حرفهای استاد و خوندن کامنتهای دیگران حس خوب رو درون خودتون تقویت کنید.
امروز صبح تمرینهامو انجام دادم و انگار خداوند بهم گفت برای رفع بیکاری ی سر بیا توی این قسمت از سایت و کامنت بخون که دومین کامنتی که خوندم کامنت شما بود هم خوشحال شدم و هم کم ناراحت ولی خدا رو شکر میکنم برای زندگی که بهم داده و برای عمر و زندگی دوباره ای که به شما داده،عزیزم سعی کن تا میتونی خوبی های فرزندانت رومرو کنی،از دخترت ناراحت نباش از خداوند بخواه راهی رو نشونت بده تا بتونی باهاش رفیق بشی بتونی نقش ی مادر خوب و گرم براش بازی کنی ،امیدوارم وقتی تمرینهای بعدی رو میخونم احساس شما چند صد برابر عالی تر شده باشه.موفق باشی عزیزم
برات طلب خیر و حال خوب میکنم از خداوند.ایلم به کامت باشه عزیزم
سلام دوست عزیز و مهربانم خیلی ممنون از این همه محبت و حرفهای مثبت و انرژی دهنده . با خوندن نوشتهای شما خیلی خوشحال شدم و دل گرمی خاصی را به من هدیه دادین خیلی خوبه که یک عزیز دل یک هموطن و هم زبان در دیار غربت به این زیبایی با آدم ترددا کنه و همکاری و همدلی داشته باشه . من هم امروز صبح زود بیدار شدم و قصد دارم چند ساعتی در سایت باشم چون اینجا دنیای شادی و آرامش من هست و حال دلم فقط اینجا خوب میشه . مرسی عزیزم حالم از اون روز خیلی بهتر و خداوند معجزهای را وارد زندگی من کرده . منم از خدای مهربان برای شما همیشه آرزوی شادی و سلامتی و آرامش و بهترین احساسها را در لحظه لحظه زندگی را دارم .
در مورد روابط عاطفی می توانم نمره قابل قبولی به خودم بدهم شریک عاطفی من تجسم رویاهای من بود و خیلی از ملاکهای را که در موردش بارها نوشته بودم را دارد در واقع من تجسم رویا را با به دست آوردن او معنا کردم برای همین در این مورد به خودم نمره قابل قبولی میدهم.
در مورد رابطه با فرزندان همه چیز در حال بهتر شدن است و من خوشحالم که بچه ها تغییرات را پذیرفته اند چون من یک پسر از همسرم سابقم دارم و همسرم هم یک پسر از همسر سابقش و خیلی تلاش کردیم تا بتوانیم یک سقف باثبات برای بچه ها درست کنیم که احساس امنیت و شادی کنند
در مورد رابطه با دوستان خیلی از خودم راضی نیستم چون تمرکزم از دوستانم برداشته شده و بیشتر متوجه رابطه خانوادگی است میدونم که دوستانم ازم دلگیر هستند.
در مورد مسائل مالی اگر چه گامهای مثبتی برداشته ام ولی همچنان کلی بدهی و قرض دارم و همش دلواپس قسطهای سر ماه هستم بارها می شود که مجبور میشوم پول قرض کنم و موید پرداخت قرض نگران پرداخت بعدی هستم کلا اصلا نمره قابل قبولی به خودم نمیدهم و هر روز بدهیم بیشتر می شود و استرس و نگرانی من بیشتر
در مورد سلامتی فقط یک دارو استفاده می کنم ولی وزنم بالاست و اضافه وزن دارم و خواهان کاهش وزن و چابک تر شدن بدنم هستم کلا در این مورد هم نمره قابل قبولی نمی گیرم
در مورد احساسات و سطح شادی در زندگی نسبت به قبل خیلی پیشرفت کردهام و کلا نمره قابل قبولی به خودم میدم به جز بعضی روزها که مواردی در زندگیم پیش می آید من عاشق کارم هستم و با آن عشق می کنم و این لذت باعث می شود احساس مثبت بودن و شادی بکنم
نشان های دریافت شده
سلام باگوش دادن به فایل تازه متوجه شدم چقدرحال بدی داشتم قبلا وافکارم بدبود ولی باگوش دادن خداروشکرحالم روبه بهبودی هست وکمتر اجازه میدم افکارمنفی میادسراغم من همش میگفتم خدایا همش مریضم بیحالم وحال وحوصله چیزی ندارم چه زندگی هست وبچه چیه وچراازدواج کردم همیشه مینالیدم ولی با خوب کردن افکارالان ازداشته هام ازخداتشکرمیکنم درموردمالی درامدهمسرم درحدعالی نیست درحد معمول ولی من همش میگفتم چرا اوضاع مالی ما خوب نیست چراپولدارنیستیم ولی باخودم به این نتیجه رسیدم با همین درامدمیشه ازکم شروع کردتابه بالارسید بجای ناشکری درموردایمان بخدا همیشه نمازودعاوقران میخونم وباخداخیلی حرف میزنم ولی جدیدا باگوش دادن به فایل ها یادگرفتم بنویسم خواسته هامو وخیلی جواب داده وخیلی خوشحالم داروهای مصرفی من قرص تیروید هست وگاهی قرص اهن ولی به لطف خدا کم خونیم خوب شده مصرف نمیکنم فقط تیروید میخورم ودردهای بدنم خوب شده همه اینالطف عنایت خداست ما وقتی حالمون بده دردودل میکردیم بادوست ولی همون دوست دست میزاشت رونقطه ضعف ورخنه میکردبه زندگی ازوقتی فایل گوش میدم سعی کردم این عادت روپاک کنم ودردنکنم خودم بایدمشکلموحل کنم وزمانی دوست دارم به شادابی برسم میرم سایت ووقتموصرف فایل گوش دادن میزارم کمترتوفضای مجازی وقتموصرف میکنم یاکم کردم حرف زدن تلفنی بادیگران ما نباید نه به گذشته فکرکنیم وخاطرات رونبایدمرورکردوهموناباعث رنج وعذاب میشه ونه به اینده فکرکنیم اینده هنوزنیومده میسپاریم به زمانش خودش پیش میره ویا درمورداتفاقا جامعه نبایدپیگیرشد همش باعث حال بده میشه وباعث میشه ازداشته هامون لدت نبریم وخودمونوبادیگران مقایسه نکنیم مااززندگی دیگران خبرنداریم مابااحساس بدجهان روبه مبارزه دعوت میکنیم
نشان های دریافت شده
سلام
چقدر جالب بود حرفهای استاد من تا حالا اینجوریشو فک نکرده بودم و همش حواسم به حالم بود که بد نشه والان فهمیدم که باید حال بد نداشته باشم اینحوری فشار ذهن کمتر میشه که من حتلم بد نیست یعنی حالم خوبه چون برای حال خو داشتن باید افکاری که حالمو بد می کنه را انجام ندم.
من هر وقت در جمع خانواده بودم تا یکی می خواست از وضعیت بدی حرف بزنه هی خودم تو حرفشون به حاشیه می بردم تا اون حرف بد ادامه پیدا نکنه ولی همیشه این وضعیت ادامه داشت و من بر اساس قانون جذب داشتم این وضعیت را به سمت خودم جذب میکردم که حالم خوب باشه.
ولیییی الان فهمیدم وقتی حواسم به حال خوب داشتن معطوف بشه در واقع در تمام حالت حتلم بده چون نگزانم نکنه یکی ی چیز بگه نکنه دیدن این فیلم حالمو بد کنه.
ممنونم استاد
درباره وضعیت سلامتی خود شرح دهید. مسائلی که با آن روبرو هستید و دوست دارید برطرف شوند را ذکر کنید.
من الان سرما خوردم و دوست دارم حالم بهتر بشه
لیست داروهایی که مصرف میکنید را بنویسید تا در آینده ای نزدیک دلیلی محکم بر تغییر وضعیت سلامتی شما باشند.
منیکی از داروهام که باید همیشه بخورم و یکیش کلسیم و یکیش هم تقویتی هست
مسائل و مشکلاتی که شخصا با آنها روبرو هستید و دوست دارید بهبود پیدا کند را شرح دهید.
من یک کم وقتی با دست راستم کار می کنم و یا وقتی می خوابم کمی اذیتم
شرح وضعیت خود در موضوع روابط را بنویسید.
من در روابطم با دخترم جالب نیستم اما با همسرم و دانش آموزانم عالی هستم و با همکاران م نیز عالی برخورد می کنم.
رابطه عاطفی خود با شریک زندگی یا شریک عاطفی تان را شرح دهید.
من با همسرم رابطه خوبی دارم ولی بعضی وقتها خیلی ایراد می گیره و همش زبا سرزنش داره ولی مطمئنم من اینو جذب کردم و این جذب خودمه.
رابطه عاطفی خود با فرزندانتان را شرح دهید.
رابطه خود با همکاران و مسئولین خود در محیط کار را شرح دهید. من با مدیرم و معاونین مدرسه رفتا عالی دارمفقط با خانم سرگرزایی معاون مدرسه یک مشکلی دارم اینکه من با تاخیر در پایان ساعت کاری می رم و از همه هم زودتر می یام سر همیننمی خوام اتفاق بیفته ولی اتفاق می افته چون من همش بهش توجهمی کنم به بد بودن ماحرا باید ذهنمو به سمت خوبیها ببرم
رابطه خود با سایر انسانها در زندگی روزمره را شرح دهید.
من روابطم بابقیه خوبه و در حد مطلوبی هست. همیشه از خوبیهاشو می گم وبه خوبیهاشون فکمی کنم تا جذبشون کنم
در هر حوزه بنویسید که چه مسائل و مشکلاتی در رابطه شما وجود دارد.
شرایط مالی خود را شرح دهید. اگر بدهکاری یا کمبود مالی دارید بنویسید. من بدهکارم و باید قرضهامو بدم و هی سعی می کنم کم کنم و همش دوست دارم تموم شن
اگر برای انجام کار ضروری نیاز به پول دارید درباره آن شرح دهید. من در موقع ضروری همش از همکترم قزاق پول قرض کردم و ایشون با روی باز بهم دادن.
گزارش کلی از وضعیت مالی خود در زندگی روزمره تان را شرح دهید. من همش سعی میکنم قناعت کنم و با اتوبوس سر کارم می رم و غذاهای معمولی می خورم و لباسای خونه ام ساده است
گزارشی از وضعیت مالی کسب و کارتان را بنویسید.
میزان پس انداز یا بدهکاری های خود را مشخص کنید. من پس انداز چند تیکه طلا دارمو نزدیک۳۰تومن قرض دارم و در آمدم 13میلیونه.
راستی اینوبگم تایاد ترفته امروز از بانک بهم زنگزدن و گفتن جایی که ضامن شدم قسطاش عقب افتاده وباید پیگیری کنم من ضامن داداشم شدم و الان اون بیکاره
هی وقتی بهش فک می کنم حالم بد می شد تا اینکه سر نماز ایستادم یک ندایی بهم گفت همهچیز دست خداست باید وارد میدان مشکل بشی کس دیگه ای که کار ما را درست نمی کنهباید خودم مسولیتشو بگیرم و با خواهر و برادرام مشوت کنم و به نتیجه برسم. خیلی الان حسم خوب شدعالیم توکل بر خدای مهربانم میکنم اون بهتر از من تدبیر می کنه.
درباره وضعیت ارتباط خود با خداوند شرح دهید.
انتظار شما از خداوند در زندگی تان چیست؟ انتظار دارم خدا جون بهم یک ماشین پراید بده تا کارام راحتر پیش بره و یک راه درآمد دومی برام جور کنه. که راحت باشه
منتظر بلا و تنبیه الهی هستید یا بیشتر منتظر دریافت نعمت ها و پاداش های الهی در زندگی روزمره تان هستید. بیشتر منتظر نعمتهای الهی هستن
افکار خود درباره خداوند را شرح دهید.
نگرش شما درباره رضایت خداوند از خودتان را شرح دهیدمن مطمئنم خدا از من راضیه چون من را به این مسیر راهنمایی کرد من داشتم دوره تکرار تناسب را شروع میکردم که صبر کردم تا شنبه بشه وقتی شنبه شد من کمی سرما خوردم و در شغل همسرم بهش کمک کردم که خیلی زمان بر ببود دوباره گفتم بزارم هفته بعد و الان هفته بعد هست ولی باز هم همون وضعیت سرما خوردگی و ما خودم و همسرم.
ولییییبی امروز می خواست فایلها را از شنبه تا امروز سه شنبه را کوش کنم
یک ندایی در درونمگفت هدف تغییر هست نه گوش دادن و نوشتنباید ناهودآکاه تغییر کنهاین شد که گفتم بیکار نشینم برم تو سایت و انشاالله شنبه با انگیزه شروع می کنم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیز
استاد من تو این فایل مخالف نظر شما هستم احساس خوب وبد هر دو تو جهان هست هم خوبی هست هم بدی فقط خوبی نیس جهان دوقطبیه
تو قانون جذب بهمون گفتن باید احساستو خوب کنی تا حالت خوب بشه ومارو از احساس بد ترسوندن احساس بد هم جزئی از وجود مونه احساس بد بد نیس احساس بد بهمون میگه ببین چرا حالت بده ریشه ی حال بدیتو پیدا کن چرا غمگینی چرا خشمگینی از چی ترسیدی
مگه شما از خویشتن دوستی حرف نزدین ما باید ببینیم چرا حالمون بد ما با عدم توجه به حال بدمون روش سرپوش میزاریم و دچار عقده های روانی میشیم اینا تو ذهنمون میمونن مارو بیمار میکنن این حل نکردن دلیل حال بدیهامون به مرور جمع میشه واز ما یه آدم بیمار روحی وروانی وجسمی میسازه به نظرم باید دلیل احساس بد شناسایی بشن بعد با خودمون حلش کنیم بنویسیم چرا حالم بده چرا استرس دارم بعدش بیایم خودمون با خودمون حلش کنیم به خودمون امید بدیم با خودمون گفتگو کنیم تا بار روانی این حال بد از ذهنمون بره وخالی بشیم .
استاد با نظر شما مخالفم که میگین بچه ها شادن یا به آرزوهاشون زو میرسن اگر اینطور بود این همه بچه ی گرسنه تو جهان نبود خیلی از بچه ها از گرسنگی و نداشتن سرپناه میمیرن .
بچه ها وقتی دنیا میان یا سختی ورنج از شکم مادر خارج میشن همون اولشم گریه میکنن با شادی که نمیان
بچه ها هم عصبانی میشن لج میکنن ناراحت وغصه دار میشن اذیت میکنن مادرها وپدرهاشون رو حوصله شون هم سر میره همه چی براشون گل وبلبل نیس که
با این حرفها خواستم بگم دنیا سخته زندکی هم سخته ما به این دنیا اومدیم که تو این سختی ها رشد کنیم وبزرگ بشیم .
چیز راحتی تک دنیا نیس آدمها باید حل مسائل زندگی و مدیریت احساسشون رو برعهده بگیرم نه اینکه بر روی تمام احساسات بدشون سرپوش بزارن و حل نشده دفنشون کنن
گریه هم لازمه تو زندکی غم هم لازمه شادی هم لازمه یه جایی باید احساساتت بروز بدی
خیلی از پزشکها میگن سکته تو مردها زیاده چون احساساتشونو بروز نمیدن ولی خانمها احساساتشونو بروز میدن گریه میکنن داد میزنن و..
به نظرم باید ریشه احساس بد شناسایی بشه و حلش کنیم نه اینکه بهش بیتوجه باشیم .
به نظرم نکته ضعف قانون جذب اینجاس که همیشه میگن حال بد اتفاق بد میار دلیل حال بد اگر شناسایی نشه باعث مریضی واتفاقات بد میشه
من ترجیح میدم چکاپمو شخصی تو دفترم بنویسم
ممنونم استاد
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس مخصوص خداوند است که مالک ومربی همه ی جهانیان است
سلم به اتاد عزیزو دوستان عزیزم درمسیر چله ی تغییر
خداروشکر که درمسیرزیبای تغییر قرار داریم
احساس خوب داشتن همه ی اتفاقات قشنگو رغم میزنه وچه زیبا گفتین که احاس بد نداشتن هم آسانتر اتفاقات خوب رو رغم میزنه
احساس من مواقعی بد میشه که دارم خودمو بازیگران مقایسه میکنم وقتی بد میشه که حسرت گذشته هارو میخورم یا نگران آینده ام ودرگیرچگونگی رسیدن به فلان خواسته م یاحل فلان مسئله م میشم
وقتی سعی میکنم مثل بچهها تو لحظه حال زندگی کنم وفقط از هرچیزی که همون لحظه هست و دارم لذت ببرم همه چیز خوبه
خدارو شکر که برای فایل به اندازه درک توان امروز پیام گذاشتم
شکر خدا
نشان های دریافت شده
به نام خدا
هر روز که جلوتر میرم و از آموزشهای سایت استفاده میکنم چشمم روی حقیقتی باز میشه و به آگاهی نابی دست پیدا میکنم و امروز هم که وارد این چله شدم تا با آگاهی زندگی خودم رو دگرگون کنم.
هر روز داره به من یاد آوری میشه که زندگی من و شرایط اون در دست خودمه و با انجام تمرین تنها همون روز من میتونم به تناسب فکری دست پیدا کنم .
اون چیزی که ازش به عنوان سرنوشت یاد میشه چیزی نیست و سرنوشت من حتی به دست خداوند هم نیست بلکه این خود من هستم که سرنوشتم رو رقم میزنم.
در فایل مقدمه این دوره از احساس خوب که منشا تمام تغییرات زندگی ما بود گفته شد .
فهمیدم که نتیجه نداشتن احساس بد به وجود اومد احساس خوبه.
وقتی حالم خوب باشه از هر چیز کوچکی لذت میبرم و اگه حالم بد باشه در بهترین موقعیت هم که قرار بگیری حالت خوب نمیشه .
فهمیدم که این افکار من هستند که حالم رو میسازن افکار خوب حالت رو خوب میکنه و تو رو توی بهشت میبره و افکار بد زندگی رو برات جهنم میکنه.
برای داشتن احساس خوب لازم نیست کاری بکنیم.
برای داشتن حال خوب کافیه که کاری که حالت رو بد میکنه انجام ندی و افکار و باورها ی اشتباه وجودت رو پاک کنی.
وقتی حالم خوب باشه در زندگی بهتر عمل میکنم و تصمیمات درستی رو میگیرم و ذوق و شوق من برای زندگی و انجام کارهام بیشتر میشه و کم کم رفتار و گفتار و شخصیت من تکامل پیدا میکنه
من هم اکنون که روز اول این چله رو شروع کردم ته دلم نگران از آینده بچه هام هستم و در طول روز افکار منفی روحم رو آزار میده ولی با وجود نگرانی ذوق و شوق زندگی رو دارم .
خانه دار هستم و درآمدی از خودم ندارم ولی دوست دارم خودم درآمد داشتم تا نخوام از شوهرم پول بگیرم.
زندگی خوبی دارم نه آنقدر مرفه ولی کم و کسری در زندگی ندارم.
جسم سالمی دارم ولی مشپکل اضافه وزن آزارم میده ولی از نظر روحی افسردگی دارم و چند سالی هست دارو میخورم .
رابطم با همسر و بچه هام خوبه و با اطرافیان هم خوبه فقط خجالتی بودنم باعث میشه که با دیگران دیر ارتباط برقرار کنم.
امیدوارم با عمل به آموزشهای دوره تغییر ات خوبی رو در خودم ایجاد کنم.
باسلام خدمت شما استاد عزیز
وضعیت الان من و احساسی که دارم ا سه سال پیش بسیار فرق میکنه یادم میاد کاری که میخواستم انجام بدم به حوصله بودم و وقتم رو نمیذاشتم که اون کار رو با حوصله و بهترین شکل خودش انجام بدم همیشه دوست داشتم بیکار یه گوشه سرم تو لاک خودم باشه،
ولی امروزه در الان حساس بسیار خوبی دارم هنوز که از خواب بیدار میشم به مدت دو ساله که من این کارو انجام میدم یه دفتر دارم که اول که از خواب بیدار میشم با خدای خودم شروع میکنم نوشتن و حرف زدن که چقدر خوبه یک روز دیگه هم فرصت یافتن و زنده هستم و در احساس خوب و سلامتی از خواب بیدار شدم،
من یکی از تمرینهای خوبی بوده که من به مدت دو سال انجامش دادم و الان دیگه یک عادت زندگیم یک روتین زندگیم برام شده،
و فکر میکنم انجام همین کار کوچک نوشتن و سپاسگزاری برای هر روزم احساسم رو خوب کرده و باعث شده هر روز حال خوبی داشته باشم و روز خوبی رو شروع کنم،
ولی شرح حال الانم :
الان خیلی خوبه نه نگران آینده هستم از کسی خشم دارم و نه ناراحتم یا افسرده و بیحوصله،
نه دیگه با حرفهای دیگران توی جمعهای شلوغ واکنش نشون میدم و خودم رو میرنجونم و نه دیگه حرفها رو به خودم میگیرم خودم رو نمیدونم افکارم رو ر اساس آگاهی که به دست آوردم مراقبت میکنم و احساس خوب خودم رو تحت هر شرایطی اولویت قرار میدم،
الان دیگه با حرفهای هیشکی ناراحت نمیشم یا بخوام گریه کنم و واکنش نشون بدم اید بیتفاوت بهش نگاه کنم گوش بدم و بعد توی ذهنم بگم من به این عقیده باور ندارم و بعد مسیر خودم رو طی کنم،
انجام ندادن یه سری کارهایی که قبلا انجام میدادم باعث شدند که همونطور که گفتین من هم احساس خوبی رو در الان و همین لحظه داشته باشم آرامش صبر و حوصله و در نهایت ایمان که با نگران نبودن و افکار منفی نداشتن و پذیرش و قبول کردن لحظه های زندگی که خودم خالق اونها هستم و اتفاقاتی که ودم با واکنش دادن به جهان هستی برای خودم جذب میکنم یعنی همون قانون جذب،
و حالا بعد از این همه مدت شرح وضعیت من در سلامتی هم تغییرات بزرگ داشته مثلاً از زمانی که آرامش دارم و راحتم زیاد مشکل خاصی در جسمم نمیبینم ،دیگه نگران نیستم که از نظر دیگران آیا با خوردن غذاها یا هر چیزی جسمم دچار بیماری بشه و وقتی که آرامش رو پیدا کردم آگاهی و افکار خوب و احساس خوب رو درک کردم رابطه خوبی با سلامتی و حال خوب پیدا کردم،
من فهمیدم که از روی خشم و واکنش دادن هام و استرس و از روی زیادی حساس بودن هام در گذشته جسمم رو با بیماری ها اذیت میکردم الان ولی خیلی خوبم ،
خدارو شکر عالی ترین ارتباط رو با احساسم و سلامتی جسمم دارم و در هر شرایطی من اول ارامش خودم رو حفظ میکنم و بعد از روی اگاهی واکنش میدم اگرم بحثی رو دوست نداشتم فقط نگاه میکنم و سکوت میکنم،
بخش دیگه ی وضعیت حال خوب من ارتباطی خوب و عالیه که با انسان ها پیدا کردم،
قبل از اون همیشه خودم را تنها میدونستم فکر میکردم نه دوستی دارم نه کسی نه فامیل و هیچکس منو دوست نداره و همیشه احساس میکردم نیاز دارم که یک انسان از بیرون بیاد و منو ببره خوشحال کنه حالمو خوب کنه،با وقت گذاشتم برای من به من ثابت کنه که آره من تنها نیستم و از یاد برده بودم که ر آدمهای خوبی دور و برم هستند چقدر با آدمها و انسانهای خوبی در ارتباطم،
میخوام همین جا به خاطر این چند سال یا بهتره بگم این سه سال حال خوب و احساس آرامش و ایمانم از فرشته نجات خودم تشکر کنم،میدونم که میخونی نوشتههای منو عمه جونم تو فرشته ی نجات منی ،
میخوام بهت بگم که تو اون زمان دیدی حال منو و احساسم برات اهمیت داشت تو دیدی که چقدر ناراحتم تنها و حس بدی دارم،منو به سایت معرفی کردی و بهم راه و روش زندگی رو نشون دادی و بهم فهموندی که باید اول از همه خودم را دوست داشته باشم و به من فهمونده که من تنها نیستم خدایی دارم که از همه به من نزدیکتره و منو بدون قید و شرط دوست داره،
میدونم کی نوشته منو میخونی خیلی از تو ممنونم تو برام مثل فرشته نجاتی میمونی که منو از باتلاق افکارم بیرون کشیدی و به روزهای قشنگ زندگی برگردوندی،این روزهایی که الان هنوز بیدار میشم و حالم خوبه سپاسگزارم و حتی از شدت خوشحالی گاهی اشک شوق میریزم تو باعث شدی که اینجوری زندگی خوبی رو تجربه کنم و من هم بهترینها رو برات آرزو میکنم،،
ارتباطم با دیگران رو از این جا یاد گرفتم از زمانی یاد گرفتم که دیدم چقدر میتونم خودم رو دوست داشته باشم و بعد آدمهای دیگرو دوست داشته باشم میتونم چقدر حال خوبی بدم به انسانهایی که حتی با یه لبخند میتونم روز دیگران را زیبا کنم با جملات خوب با گفتن خوبیهاشون با دیدن زیباییهای دنیا،
شرح وضعیت خودم هم در ارتباط با خداوند و ایمانم رو میتونم اینجوری بگم که در بهترین این احساس و ایمان خودم هستم،از زمان جدید کار خودم رو نسبت به خداوند تغییر دادم و خدای واقعی را شناختم،خدایی که درون منه نه در آسمانها خدایی که هر لحظه و هرجا کمک و یار منه و همیشه ون چیزی رو در زندگی پیش روی من قرار میده که من از اون درخواست میکنم، وعیت ارتباطم با خداوند بسیار عالی شده و بسیار تغییر کرده یدونم چه جوری توضیح بدم نمیدونم چه جوری بگم ولی خیلی حال خوبی دارم خیلی دوستش دارم و انگار هر روز توی زندگیم احساسش میکنم زاتشو میبینم نعمتهاشو لمس میکنم و راضی و خوشحالم از کنارش بودن یلی احساس قدرت میکنم از اینکه با خدا هستم اونجوری که خودم دوست دارم به خودم انتخاب کردم که ایمان داشته باشم،
و برای همه داشتههای خودم و همه نعمتهای زندگیم همه انسانها و خانواده و همه دوستان و آشنایان سپاسگزارم،برای همه لحظههای زندگیم برای همه خوبی یا بدیهایی که گاهی از من سر زده اسگزارم و میپذیرم و من تعهد میدم که همیشه در این مسیر خوب بمونم و حال خوب خودم رو بهتر و بهتر از قبل احساس کنم،
باتشکرازشما