تغییر زندگی بر خلاف هرنوع تغییری در دنیای فیزیکی، کمترین نیاز به تلاش فیزیکی و بیشترین نیاز به تلاش ذهنی دارد.
آنچه را در ذهن خود تغییر دهید به مرور به شکل واقعیت در دنیای مادی خود تجربه خواهید کرد. به شرط اینکه مهارت مدیریت احساس خود را آموخته باشید.
تغییر زندگی چیست و چرا مهم است؟
تغییر زندگی به معنای ایجاد تحول در جنبههای مختلف زندگی فردی، اجتماعی، حرفهای و عاطفی است. این تغییرات میتوانند شامل تغییر در عادتها، محل زندگی، شغل، روابط یا حتی نگرشها و باورها باشند. در دنیای پرشتاب امروز، تغییر به یک امر طبیعی و ضروری تبدیل شده است.
اهمیت تغییر زندگی در این است که به ما کمک میکند از روتینهای یکنواخت خارج شویم و به سوی رشد و پیشرفت حرکت کنیم. تغییرات میتوانند فرصتی برای یادگیری، توسعه مهارتها و بهبود کیفیت زندگی و مدیریت احساس فراهم کنند.
با پذیرش تغییر، ما میتوانیم به چالشهای جدید پاسخ دهیم، انعطافپذیری بیشتری پیدا کنیم و به اهداف جدیدی دست یابیم.
در نهایت، تغییر زندگی نه تنها به ما امکان میدهد که از تجربیات جدید بهرهمند شویم، بلکه باعث میشود از طریق مدیریت احساس به خودمان و دنیای اطرافمان نگاه تازهتری بیندازیم. بنابراین، درک اهمیت تغییر و آمادهسازی برای آن، کلید دستیابی به زندگی بهتر و شادتر است.
تغییر زندگی، اگرچه ممکن است در ابتدا ترسناک و دشوار به نظر برسد، اما میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود کیفیت زندگی، مدیریت احساس و دستیابی به اهداف مورد نظر عمل کند.
با پذیرش تغییرات و گام برداشتن به سمت تجربیات جدید، افراد میتوانند زندگی بهتری بسازند و به اهداف خود نزدیکتر شوند. به یاد داشته باشید که هر تغییر، فرصتی است برای رشد و شکوفایی، و با هر گام به جلو، دریچههای جدیدی به روی شما باز خواهد شد.

قدم اول برای تغییر زندگی
اگر در موتورهای جستجو درباره اولین قدم برای تغییر زندگی تحقیق کنید با محتوای گوناگون و متنوعی درباره چگونه شروع کردن برای ایجاد تغییر در زندگی مواجه خواهید شد.
مسلما اجرای همه این پیشنهادات برای انتخاب روش صحیح تغییر زندگی مستلزم زمان و صرف انرژی است و می تواند باعث سردرگمی و ناامیدی شما شود.
اما روشی منحصر به فرد برای شروع تغییر زندگی وجود دارد که علیرغم اینکه در هیچ کتاب و سایت آموزشی به آن اشاره نشده است اما صد در صد موجب شگفتی شما در شروع تصمیم خود برای تغییر زندگی خواهد شد.
احساس بد نداشتن
شاید از اینکه عبارت (احساس بد نداشتن) اولین و مهمترین قدم برای شروع تغییر در زندگی است تعجب کرده باشید.
همچنین ممکن است این فکر در ذهن شما مرور شود که چگونه باید احساس بد نداشته باشیم؟! چون تاکنون درباره اینکه چگونه احساس خوب داشته باشید زیاد شنیده اید.
راهکارها و تمرینات زیادی برای مدیریت احساس و چگونه احساس خوب داشتن ارائه شده است و احتمالا در ذهن شما اینکه چگونه احساس خوب داشته باشیم منطقی تر از این باشد که چگونه احساس بد نداشته باشیم!
اما جالب توجه است که همانگونه که در آموزش های لاغری با ذهن برای لاغر شدن نیاز به انجام کار اضافه نیست و فقط اگر افکار و نگرش هایی که منجر به چاقی در ذهن می شوند را اصلاح کنید خودبخود لاغر می شوید در موضوع تغییر زندگی نیز برای مدیریت احساس و رسیدن به احساس خوب نیاز به انجام کار خاص مانند مدیتیشن یا …. نیست و فقط کافی است افکار و عملکردی که منجر به شکل گیری احساس بد در ذهن می شود را انجام ندهید.
این نگرش که برای داشتن احساس خوب باید برنامه ریزی کرد یا تمرینات مستمر روزانه انجام داد صحیح نیست چون اگر چگونگی ایجاد احساس بد را اصلاح نکنید عوامل متنوعی در زندگی روزمره وجود دارد که می تواند منجر به ایجاد احساس بد در ما شود.
بنابراین تا زمانی که به دنبال ایجاد احساس خوب در خود باشید این روند هرگز پایان پذیر نخواهد بود چون عوامل ایجاد احساس بد تمام نشدنی هستند اما اگر مهارت مدیریت احساس و مقابه کردن با ایجاد احساس بد را بیاموزید و در زندگی به آن عمل کنید دیگر اهمیتی ندارد در کجا و چه شرایطی زندگی می کنید، شما قادر به مدیریت احساس خود خواهید بود.

مهارت مدیریت احساس
مهارت مدیریت احساسات به توانایی شناخت، درک و کنترل احساسات خود و دیگران اشاره دارد. این مهارت به ما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف، به شیوهای موثرتر و سازندهتر واکنش نشان دهیم.
احساس اصلی ترین عامل ایجاد احساس بد در انسان می باشد. انسان در معرض هر مساله ای در زندگی قرار بگیرد ابتدا احساس او تحت تاثیر قرار گرفته و سپس منجر به شکل گیری واکنش مناسب یا نامناسب در فرد می شود.
در واقع از طریق یادگیری مهارت مدیریت احساس می توانیم واکنش هایی در برخورد با مسائل زندگی داشته باشیم که تاثیر کمتری بر ایجاد و تداووم احساس بد در ما داشته باشد.
مراحل مدیریت احساس
برای یادگیری مدیریت احساس بر خلاف هرنوع یادگیری دیگر نیاز نیست موضوعات جدید را بیاموزید بلکه باید آگاهی ها و آنچه که بعنوان عادت فکری و رفتاری در خود شناسایی می کنید را اصلاح و تغییر دهید.
به این شکل الگوهای فکری و عادت هایی که در زندگی روزمره منجر به شکل گیری احساس بد در شما می شوند از بین رفته و می توانید خودبخود با احساس بهتری به زندگی خود ادامه دهید.
موضوعاتی که در قدم های دوره مسیر تغییر زندگی ارائه شده است باعث آگاهی شما از الگوهای فکری و عملکرد های روزمره زندگی خود می شود که همگی منجر به شکل گیری احساس بد در شما می شوند.
با اطلاع از این موارد به راحتی می توانید از طریق تکرار محتوای آموزشی و انجام تمرینات ارائه شده واکنش های ناخودآگاه خود به مسائل روزمره زندگی تان را مدیریت کرده و افکار و رفتاری را در ذهن و عملکرد خود انتخاب کنید که منجر به ایجاد و تداووم احساس بد در شما نشود. این مهمترین تاثیر یادگیری مدیریت احساس می باشد.
تمرین
برای اینکه تاثیر استفاده از دوره مسیر تغییر زندگی برای شما واضح شود باید گزارشی از وضعیت فعلی خود در اختیار داشته باشید تا در آینده ای نزدیک از طریق مرور شرح وضعیت فعلی خود متوجه تغییراتی که در افکار، رفتار و زندگی روزمره شما ایجاد شده است شوید.
برای تهیه گزارش باید وضعیت خود در جنبه های مختلف زندگی را مشخص کنید.
دقت کنید نیاز نیست درباره آنچه دوست دارید تجربه کنید بنویسید فقط درباره وضعیت فعلی خود شرح دهید.
- شرح وضعیت من در موضوع احساس
درباره مدیریت احساس خود در زندگی روزمره شرح دهید.
چه میزان از زمان خود در زندگی روزمره را درگیر افکار منفی یا احساس بد و ترس و نگرانی هستید.
از نظر میزان شادی در زندگی خود شرح دهید.
از نظر احساس آرامش داشتن وضعیت خود را شرح دهید.
- شرح وضعیت من در موضوع سلامتی
درباره وضعیت سلامتی خود شرح دهید. مسائلی که با آن روبرو هستید و دوست دارید برطرف شوند را ذکر کنید.
لیست داروهایی که مصرف می کنید را بنویسید تا در آینده ای نزدیک دلیلی محکم بر تغییر وضعیت سلامتی شما باشند.
مسائل و مشکلاتی که شخصا با آنها روبرو هستید و دوست دارید بهبود پیدا کند را شرح دهید.
- شرح وضعیت من در موضوع روابط
شرح وضعیت خود در موضوع روابط را بنویسید. رابطه با افرادی که به شکل روزمره با آنها در ارتباط هستید و همچنین افرادی که در دایره دوستان و خویشاوندان شما قرار می گیرند.
رابطه عاطفی خود با شریک زندگی یا شریک عاطفی تان را شرح دهید.
رابطه عاطفی خود با فرزندانتان را شرح دهید.
رابطه خود با همکاران و مسئولین خود در محیط کار را شرح دهید.
رابطه خود با سایر انسانها در زندگی روزمره را شرح دهید.
در هر حوزه بنویسید که چه مسائل و مشکلاتی در رابطه شما وجود دارد.
- شرح وضعیت من در موضوع مالی
شرایط مالی خود را شرح دهید. اگر بدهکاری یا کمبود مالی دارید بنویسید.
اگر برای انجام کار ضروری نیاز به پول دارید درباره آن شرح دهید.
گزارش کلی از وضعیت مالی خود در زندگی روزمره تان را شرح دهید.
گزارشی از وضعیت مالی کسب و کارتان را بنویسید.
میزان پس انداز یا بدهکاری های خود را مشخص کنید.
- شرح وضعیت من در موضوع ایمان به خداوند
درباره وضعیت ارتباط خود با خداوند شرح دهید.
انتظار شما از خداوند در زندگی تان چیست؟ منتظر بلا و تنبیه الهی هستید یا بیشتر منتظر دریافت نعمت ها و پاداش های الهی در زندگی روزمره تان هستید.
افکار خود درباره خداوند را شرح دهید.
نگرش شما درباره رضایت خداوند از خودتان را شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
متن فایل تصویری برای ناشنوایان 🧏
متن فایل تصویری مدیریت احساس: (توسط خانم نگار ملکزاده عزیز)
قبل از اینکه من لاغر بشم به احساس خوب رسیده بودم. یعنی احساس من تغییر کرده بود شرایط زندگی من تغییر کرده بود و بعد تازه به فکر استفاده از این مسائل و قوانین برای لاغری افتادمبه همین دلیله که احساس خوب داشتن در ذهن من خیلی مهمه
چون لاغری خودم رو هم هدیه همون احساس خوب داشتن میدونم تغییر شرایط زندگیم رو هم هدیه مدیریت احساس خوب داشتن میدونم من عقیدم اینه که تنها کاری که من انجام دادم این بود که حالم رو خوب کردمنه با استفاده از عوامل بیرونی.
قبلش من خیلی کارها انجام میدادم برای اینکه حالم رو خوب کنم تفریحات با دوستان بود یه سری کارهایی بود که به ظاهر این بود که داریم حالمون رو خوب میکنیم با بچهها بریم بیرون و شب نشینی فلان کارو انجام دادن این کارو انجام دادن،
ظاهرش این بود که دارم این کارها رو انجام میدم که حالم رو خوب کنم. میخوام از زندگیم استفاده کنم میخوام با بچهها خوش بگذرونم ولی بعد از اینکه کنترل ذهن و مدیریت احساس رو یاد گرفتم موضوعات مربوط به قانون جذب را یاد گرفتم متوجه شدم که اینا نه تنها در من حال خوب ایجاد نمیکنه بلکه یه جورایی من رو به سمت بدتر شدن احساسم میبره.
چون توی اون جمعها بودن بالاخره مسائلی و حرفهایی بود یه صحبتهایی میشد که نتیجه احساسیش در من این بود که احساس بدتری پیدا میکردم در واقع ناامیدتر میشدم هر شب انگار حرف داشتم از مسائل و مشکلاتم برای اونها بزنم و اونها هم میزدن و دوباره فردا شب من دوباره دست پر میرفتم توی اون جمع و این روند سالها ادامه داشت.
و من یاد گرفتم که با استفاده از اون چیزی که در وجود خودم هست و با استفاده از اون چیزی که درک کرده بودم برای مدیریت احساس من مفید است بیام حال خودم رو خوب کنم به خاطر همینه که احساس خوب داشتن حال خوب داشتن رو مبنا و زیربنای تمام تغییراتم در زندگی میدونمیکی از مهمترین موضوعات در زندگیم اینه که حال خودم رو خوب کنم.
یعنی اگر در طول روز حال امروز ،دیروز، هفته قبل، هر وقتی که من متوجه بشم احساسم اونجوری که میخوام نیست مثلاً از درون حس شادمانی ندارم حس رهایی شادمانی منظورم گفتگو و خنده و بذله و اینا نیست حس رهایی ندارم، انگار آزاد نیستم، شاید اصطلاح عامیانهاش این باشه که مثلاً بگم یه چیزی روی قلبم گذاشتن، گرفته ام، توی خودمم.
به محض اینکه من احساس کنم که یه همچین حالتی داره به سراغم میاد دست به کار میشم میگم خب چیکار کنم؟چه جوری حال خودم رو بهتر کنم؟ یه راهی واسش پیدا میکنم که معمولاً هم راههای تکی و شخصیه کاری به جمع ندارم.
این نیست که بگم برم پیش یکی یا با کی حرف بزنم بیشتر با خودمه بیشتر خودم با خودم راهش رو پیدا میکنم حالا از طریق مطالعه کردن باشه فایل گوش دادن باشه یه کار جدیدی روی سایت انجام دادن باشه یه جورایی خودم رو مشغول میکنم که از اون احساس بیام بیرون چون خیلی برام مهمه که احساس بدی نداشته باشم. چون هر وقتی من بگم احساس خوب داشتن، شاید این فکر در ذهن ایجاد بشه که چیکار کنم؟؟
وقتی من میگم مدیریت احساس خوب داشته باشیم خیلیاتون بگید خب چه جوری توی این شرایط مثلاً چه جوری با این همسر، با این بچه، با این کار، با این وضعیت، با این مملکت، خب چه جوری آدم حال خوب داشته باشه؟!
بنابراین جملهام رو اصلاح میکنم به شکلی که بهانهای واسش نباشه اونم اینه که برای من خیلی مهمه که احساس بد نداشته باشم، احساس یأس نداشته باشم، احساس ناامیدی نداشته باشم، به محض اینکه متوجه بشم دارم میرم به سمت احساس یأس و ناامیدی و نگرانی خودم رو از اون فضا میکشم بیرون.
حالا با پیادهروی، کتاب خوندن، فایل گوش دادن و خودم رو از اون احساس رها میکنم چون وقتی من فایل گوش میدم توجهم میره سمت اون صحبتهایی که در فایلها هست و قطعاً فایلهایی رو انتخاب کردم برای گوش دادن که بهم احساس خوبی میده احساس قدرت میده احساس انگیزه و اشتیاق زندگی کردن و توجهم رو میبره سمت خدا و سمت نعمتهام سمت زندگی خوب داشتن سمت رهایی سمت اینکه من خودم خالق زندگیم هستم.
هرجوری که من فکر کنم خدا همونجوری با من حساب کتاب میکنه بنابراین من خیلی از فایل گوش دادن استفاده میکنم برای اینکه حالم رو خوب کنم و بعدش از مطالعه کردن و خودم رو سرگرم یه سری کارها انجام دادن که دیگه ذهنم درگیر اون کار بشه به خاطر اینه که مدیریت احساس خوب داشتن خیلی برام مهمه پس برای اینکه ما احساس خوب داشته باشیم نیازی نیست کاری انجام بدیم در تایید اون صحبتم که گفتم که احساس خوب داشتن به معنای اینکه خب چه جوری نیست همون اصطلاح خیلی بهتره که احساس بد نباید داشته باشیم.
وقتی بگم ما نباید احساس بد داشته باشیم برای ما منطقیه چرا احساس بد داری؟؟ اینجا دیگه میدونی چرا احساس بد داری چون شما داری به یه چیزایی فکر میکنی داری به یه چیزایی توجه میکنی که حالت رو بد میکنه حالا این موضوعات میتونه درونی باشه میتونه بیرونی باشه.
شما میتونی در درون خودت به یه سری افکار گذشته ات، خاطرات آینده خودت، فرزندانت، زندگیت فکر کنی و چون راهی براش نداری اگر چیزی که بر شما گذشته باشه قبلاً شما رنجش رو کشیده باشی الان دوباره اون رو مرور کنی به خاطر اینکه راهی نداری اونو اصلاح کنی خب قاعدتاً دوباره اون افکار رنجآور شما رو اذیت میکنه.
اگر به آینده فکر کنی به اینکه چه خواهد شد چی میشه من چیکار کنم فلانی چی، اون چی، بازم چون راهی و کاری از دستت بر نمیاد که تو بخوای از الان آینده رو بسازی بازم احساس یأس و ناامیدی بهت دست میدهب نابراین اینکه من بگم احساس بد نداشته باشیم خیلی برامون قابل درکتره،
چرا احساس بد داریم؟؟به خاطر اینکه داریم به یه چیزی فکر میکنیم به خاطر اینکه داریم یه کاری رو انجام میدیم که حالمون از انجام اون کار خوب نیستبه خاطر اینکه داریم به یه موضوعاتی توجه میکنیم که از توجه کردن به اون حالمون خوب نیست میتونه این موضوع بیرونی باشه میتونه یه سری اخبار باشه میتونه یه سری سر و صداهایی باشه که در جامعه وجود داره میتونه یه سری اتفاقاتی باشه که در جامعه رخ داده اینا همه باعث میشه که ما احساسمون بد بشه
خب وقتی هم احساس آدم بد باشه نتیجهاش چیه؟؟ از زندگیت لذت نمیبری یاس و ناامیدی سراسر وجودت رو میگیره از اون چیزی که داری لذت نمیبری از اون چیزی که وارد زندگیت میشه هم بعداً لذت نخواهی برداز اون چیزی که تجربه کردی در زندگیت هم لذت نمیبری فکر میکنی که همش بیخود بوده چقدر زندگی رنجآوره چقدر زندگی نکبت باره چقدر زندگی سخته
وقتی که حالت خوب نباشه وقتی حالت خوب نیست اصلاً مهم نیست چی داری خیلی از چیزهایی که شاید وقتی حالت خوبه بهشون فکر میکنی بهت احساس قدرت میده میگی این پشتوانه منه مثلاً من اینقدر طلا دارم من اینقدر سرمایه دارم من اینقدر فلان دارم وقتی حالت بده اصلاً به اونها فکر هم نمیکنی اگر هم بهش فکر کنی حتی حالت رو هم خوب نمیتونه بکنه اصلاً مهم نیست برات که چی داری وقتی حالت خوب باشه اون چیزی که داری شما میتونی جوری بهش فکر کنی که بهت حال خوب بده.
ازش لذت ببری اصلاً وقتی شما حالت خوب باشه اگر یک ویلا داشته باشی بری توی ویلات لذت میبری اگر حالت خوب نباشه چند تا ویلا هم داشته باشی و حتی بری توی اون ویلا هم لذتی نمیبری، بیشتر حوصلت سر میره، بیشتر درگیری ات بیشتر میشه
میری توی ویلا میبینی چقدر اوضاع بده چرا اینجوریه چقدر به هم ریخته است ولش کن برگردیم حوصله ندارم حوصله ندارم یعنی چی؟؟ یعنی نمیتونم زندگی کنم یعنی نمیخوام زندگی کنم یعنی از زندگیم لذت نمیبرم یعنی حس و حال زندگی کردن ندارم اینا همه نتایج احساس بد داشتنِ.
و وقتی احساس بد نداشته باشی آرامش داری و میبینی که با همون چیزایی که داری هم میتونی زندگی کنی وقتی احساس بد داری هرچی که داشته باشی نمیتونی زندگی کنی فکر میکنی به درد نمیخوره فکر میکنی کمه فکر میکنی اینا چه فایده داره من چیکار کنم حالا چه جوری میتونم زندگی کنم
احساس بد داشتن از کجا شکل میگیره چرا ما احساسمون بد میشه؟؟ از مرور افکارمنبع احساس بد چیه؟؟ افکار حس جسم نیست، ماده نیست، یک جریانِ مثل یک جریان الکتریسیته است شما مثلاً برق رو نمیبینی اما اگر دستت به یک منبع برق بخوره شوک بهت وارد میشه اون شوک رو میفهمی اما برق رو نمیفهمی کجاست چی بود خدای من،
نمیبینیش اما اگر دستت بهش بخوره میفهمیش تکونت میده احساس بد داشتن قابل دیدن نیست ولی تکونت میده درگیرت میکنه ذهنت رو درگیر میکنه مشغولت میکنه میری توی خودت بنابراین احساس بد نداشتن لازمه خوب زندگی کردنه
احساس بد نداشتن لازمه تجربه شرایط بهتر توی زندگیِاحساس بد نداشتن لازمه تغییر کردنِ احساس بد نداشتن لازمه لاغر شدنِ لازمه موفق شدنِلازمه روابط خوب داشتنِاحساس بد نداشتن عین آبه.
میگن آب مایه حیاته احساس بد نداشتن هم مایه حیاته
وقتی احساس بد نداشته باشی میتونی زندگی کنی وقتی احساس بد نداشته باشی جریان خوشبختی خود به خود وارد زندگیت میشه ما به شکل عادی و طبیعی خلق شدیم که احساس بد نباید داشته باشیم اصلاً احساس بد جزء وجود ما نیست، لازمه حیات ما نیست احساس بد لازمه حیات ما نیست.
چیزی نیست که بگیم چیکار کنم؟ خداست دیگه اینجوری خلقش کرده خدا این بلا رو سرم آورده خدا این کارو کرد خدا اون کارو کرد ربطی نداره به خدا احساس بد ربطی نداره به خدا احساس بد ربط داره به نوع فکر کردن خودت
بچهها احساس بد ندارن، چون فکر نمیکنن چون اینقدر ذهنشون درگیر افکاری که ما بزرگترها داریم نیست دنبال بازی کردنن دنبال شادی کردنن دنبال به دست آوردن خواستههاشونن دنبال تجربه کردنن ولی بزرگترها چی؟؟ این همه چیز دارن این همه بالاخره امکانات توی زندگیمون هست خدا را شکر توی زندگی همه ما کلی امکانات هست اگه خودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم هر کدوممون کلی امکانات داریم
اگر خودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم هر کدوممون به اندازهای که بتونیم زندگی کنیم و خوب زندگی کنیم و خوشحال باشیم و احساس غم و اندوه نداشته باشیم داریم حالا از هر چیزی ولی وقتی مقایسه کردی گرفتار میشی اون اینو داره اون اینو داره و اینقدر ما عادت کردیم به مقایسه کردن که خیلی وقتها به اشتباه با مقایسه خودمون با افرادی که به نظرمون از ما پایینترن میخواهیم به احساس خوب برسیم خدا را شکر بالاخره ما یه چیزی سر سفرهمون هست یه چیزی فلان هست یه پولی توی جیبمون هست
یعنی حتی از مقایسه به اشتباه استفاده میکنیم برای اینکه فکر کنیم خب نه بابا من بالاخره واسه خودم یه کسی هستم نه اوضاع من دیگه اینجوریها هم نیست این هم اشتباهه مقایسه کردن چه با بالاتر از خودت چه با پایینتر از خودت یقیناً اشتباهه مقایسهای وجود نداره
شما شاخص هستی واحد هستی خداوند شما را خلق کرده به شکل یک انسان و شما با خدای خودت در ارتباطی هیچ ارتباطی بین تو و انسانهای دیگه نیست هیچ قرار به مقایسه کردنی نیست شما هر چقدر نیاز داشته باشی برای زندگی کردن از خداوند میتونی دریافت کنی و ازش استفاده کنی و یک زندگی خوب داشته باشی چرا باید خودت رو مقایسه کنی با اون ببینی اون چی داره چه جوری داره از کجا داره چطور داره ذهنت رو درگیر میکنه.
مدیریت احساس خوب داشتن نیاز به کار اضافهای نداره ولی نیاز داره که ما یه سری کارها رو انجام ندیم احساس بد داشتن نیازه که شما یه سری کارها رو انجام بدی به یه سری چیزها توجه میکنی که حالت رو بد میکنه به یه سری چیزها فکر کنی که حالت رو بد کنه یه کارهایی انجام بدی که حالت رو بد کنه یه واکنشهایی رو بدی که حالت رو بد کنه اینا لازمه احساس بد داشتنِ
خب چطور مدیریت احساس خوب داشته باشم؟ این کارها رو نباید انجام بدید خود به خود مدیریت احساست خوب میشه این کارها رو نباید انجام بدید خود به خود مدیریت احساست بد نمیشه وقتی مدیریت احساست بد نشه یعنی حالت خوبه دیگه پس برای مدیریت احساس خوب داشتن نیاز نیست کاری انجام بدیم اوایلش من این اشتباه رو مرتکب میشدم فکر میکردم برای مدیریت احساس خوب داشتن باید یه سری کارها انجام بدم و اون کارها رو انجام میدادم
حالا احساسم هم خوب میشد ولی چون اون کارهایی که احساسم بد میشد اونم انجام میدادم و تعداد کارها و زمانی که من مشغول احساس بد بودم بیشتر بود بنابراین اون مقدار کاری که انجام میدادم برای اینکه حالم بهتر بشه تاثیر آنچنانی توی زندگیم نمیذاشت حالا یه دقایقی یه ساعتی حال منو بهتر میکرد ولی دوباره برمیگشتم سر جای قبلم
اما به اندازهای که یاد گرفتم و تونستم بهش عمل کنم چه کارهایی که احساسم رو بد میکنه رو انجام ندم خود به خود زمان بیشتری من در مدیریت احساس خوب بودم و به اندازهای که شما زمان بیشتری از زندگیتون در مدیریت احساس خوب باشید خود به خود شرایطی در زندگیتون رقم میخوره همزمانیهایی در زندگیتون رقم میخوره که برای شما خوشاینده.
برای شما خوشاینده ممکنه برای اون ولی خوشایند نباشه برای شما خوشاینده همزمانیهایی در زندگیت رقم میخوره که برای شما خوشاینده چرا ؟؟ چون حالت خوبه آرومی، نگران نیستی، زندگیت رو میکنی
در اطرافیانمون میشناسیم افرادی که میگیم فلانی چقدر خوش شانسه، خوش به حالش، چقدر راحت بی دغدغه زندگی میکنه انگار هیچ فکری نداره خب اون از شما قویتره؟؟ نه باهوشتره ؟؟ نه مثلاً خداش یه خدای دیگه است قویتره؟؟نه خب چه فرقی داره؟؟ آرامتره زمانهای بیشتری در زندگیش احساس بد نداره حالا چی داره؟؟ مدیریت احساس بد نداره، همین.
وقتی مدیریت احساست بد باشه همه چی کمه وقتی مدیریت احساست بد باشه همه آدمها ناجورن همه حرفهایی میزنن که شما خوشت نمیاد همه رفتاری میکنن که شما خوشت نمیاد وقتی مدیریت احساست بد نباشه آدمها جوری رفتار میکنن که شما خوشت بیاد آدمها حرفهایی میزنن که شما خوشت بیاد آدمها رفتاری انجام میدن که شما خوشت بیاد خداوند هم رفتارهای انجام میده اعمالی انجام میده واکنشهایی رو توی زندگیت به وجود میاره که شما خوشت بیاد
پس ما با احساس بد داشتن جهان رو به مبارزه میطلبیم اتفاقات میادباید ببینم اینو چه جوری حل کنم اون میاد، این میاد، احساس بد نداشته باشی میگی من تسلیمم من جنگی ندارم با کسی چرا اینجوری شد، چرا اون اتفاق افتاد، اونجا میگن فلانی میخواد این کارو انجام بده میگن این میخواد این کارو انجام بده، فردا شب فلان میشه میگن میخواد تا فلان روز این کار بشه خب تو میخوای چیکار کنی اگر فلانی این کارو کرد اگر اون کشور این کارو کرد میخوای چیکار کنی
نمی دونی احساس بد نداشتن لازمه خوب زندگی کردنه لازمه خوشبختیِ لازمه موفقیت در کسب و کارِ لازمه رابطه خوب با همسرته لازمه رابطه خوب با فرزندانته لازمه لذت بردن از زندگیته لازم سلامتیِ لازم لاغریِ لازمه خداپرست بودنِ لازمه خوشبخت بودنِ لازمه ایمان داشتنِ.
همش برمیگرده به اینکه شما احساس بد نداشته باشی آدمی که احساس بد داره چه ایمانی داره؟؟ اصلاً خدا هم براش مهم نیست آدم فقیر دین و ایمان هم نداره چرا اینجوریه؟؟ چون فقر یه حس بده خود به خود کسی که فقیره چه جوریه؟؟ همیشه درگیرِ آدمی که درگیره دیگه اصلاً حالش بده زندگیش خوب نیست دیگه خدا رو میخواد چیکار چه توجهی داره به خدا چه عقیدهای داره به خدا
به حرف نیست به عمله پس حس بد نداشتن نیاز داره که شما یه سری کارها باید انجام بدید چه کاری باید انجام بدیم؟؟ باید به چیزهایی که حالت رو بد میکنه توجهی نکنی یواش یواش رفتاری که حالت رو بد میکنه رو بتونی از وجودت پاکسازی کنی یواش یواش افکاری که حالت رو بد میکنه رو بتونی از وجودت پاکسازی کنی اون وقت شما خود به خود احساس بهتری داری وقتی مدیریت احساس بهتری داری دیگه اون وقت بینهایت شما میتونی اتفاقات خوب در زندگیت رقم بخوره و خودت رقم بزنی
و آدمی که حالش خوبه تصمیمات بهتری میگیره زندگی بهتری داره نظم بهتری داره ذوق و شوق زندگی داره اصلاً زمین تا آسمون شما تغییر میکنی وقتی که فقط حال بد نداشته باشی برای حال بد نداشتن هم یه سری کارهایی که ما انجام میدیم افکاری که داریم عادتهایی که داریم که حالمون رو بد میکنه رو باید اصلاح کنیم همین.چیز اضافهای نمیخواد انجام بدیم مثل لاغریِ
میگن لاغری با ذهن چه جوریه؟؟ میگم لاغری با ذهن چرا رژیم نمیخواد چرا ورزش نمیخواد چون شما نمیتونی اون افکار و نگرش و اعمالی که خودت میدونی با باعث چاقی هست رو انجام بدی بعد بگی برم ورزش کنم پیادهروی کنم دو بزنم رژیم بگیرم لاغر بشم چه کاریه خب اون افکاری که افکار چاق کننده است حالت رو بد میکنه از چاقی شما رو میترسونه اون اعمالی که خودت میگی من از این اعمال میترسم منو به چاقی میرسونه اونها رو انجام نده خود به خود لاغر میشی
بنابراین برای اینکه حال بد نداشته باشیم باید بدونی آگاه باشی که چه افکاری چه اعمالی چه رفتاری حالت رو بد میکنه اونها رو باید یکی یکی توی زندگیت اصلاح کنی خیلی هم ساده است خیلی هم لذت بخشه چون هر کدومش رو که شما اصلاح میکنید متوجه میشید که چقدر تاثیر داره در تداوم حال خوب شما و میبینی که چه اتفاقات خوبی در زندگیت رقم میخوره و چقدر ذوق و شوق پیدا میکنی
پس ادامه اش بدم حالا که اینقدر ساده است زندگی پس تداوم داشته باشم در حال بد نداشتن. اصلاً نمیخواد تلاش کنی حال خوب به دست بیاریش ما حال بد نداشته باش اونوریش خودش به دست میاد هر روز باید این موضوع رو دنبال کنی چیزی نیست که بگی آها من تصمیم گرفتم پس از این به بعد میخوام حال بد نداشته باشم نمیتونی
باید هر روز محتوای خوب رو دریافت کنی که این در ذهن شما به یک فرمول جدید تبدیل بشه بفهمی، متوجه بشی کجا چه افکاری چه رفتاری حالت رو بد میکنه اونجا برات زنگ خطر باشه بشناسیش تشخیصش بدی و اصلاحش کنی حالت عادی نمیتونی.
با یک حرف و تصمیم نیست من دیگه از امروز میخوام احساس بد نداشته باشم با این نیست که تصمیم قاطع بگیری، یک تداومیِ در مسیر زندگی هر روز باید یک محتوایی رو استفاده کنی و این محتوایی که به صورت گام به گام قرار داده شده اینا هر کدومش یک نشانهای هست، یک راهکاری هست که از احساس بد فاصله بگیری
توی هر کدوم از این گامها موضوعاتی مطرح شده که ما رو به احساس بد میبره بنابراین وقتی ما این موضوع رو درک کردیم اون کار رو نباید انجام بدیمعمل کردن به آموزش یعنی این شما وقتی این فایلها رو گوش میدی که مسیر تغییر زندگی هست توی هر فایل یه تمرینی ممکنه داده بشه توضیحاتی داده میشه که چه رفتاری چه نوع فکری چه نوع نگرشی حال آدم رو بد میکنه خب شما وقتی متوجه اون شدی از اون روز باید سعی کنی اون نگرش رو در خودت اصلاح کنی اون طرز فکر رو در خودت اصلاح کنی
حالا از طریق نوشتن تمرین باشه از طریق تکرار این فایلهای آموزشی باشه اینقدر باید تکرار کنی باید بنویسی تا به عادت شما در رفتارتون تبدیل بشه باید سعی کنی به اون چیزی که گفته میشه عمل کنی و میبینی که یواش یواش مدیریت احساس شما داره تغییر میکنه اون تداوم حال بد گذشته که روزانه، ساعتها و همیشه به محض اینکه چشمهات رو باز میکردی میرفتی توی حال بد و ناراحتی و نگرانی اون یواش یواش داره تغییر میکنه
یواش یواش میبینی صبح که بیدار میشی حالت بهتره ذوق و شوق داری انگیزه داری مثلاً این کارهام رو انجام بدم برم بشینم فایلم رو گوش بدم یا با انجام کارهات فایلها رو گوش میدی دیگه اون کارهایی که قبلاً انجام میدادی حرفهایی که قبلاً میزدی اون گفتگوهایی که با دیگران قبلاً داشتی و حالت رو بد میکنه میشناسی و دیگه انجامش نمیدی
اگر کسی حرفی میزنه ته تهش اینه که شما شنوندهای و میگذری میری و دیگه مثل قبل نیستی که بخوای بحث کنی تداوم باشه گفتگو کنی بزار من بهت بگم نه منم اینجوریم دیگه بحثی با کسی نداری دیگه تداوم نداری در ادامه گفتگوهای منفی خیلی چیزها در زندگیتون تغییر میکنه
رفتار شما افکار شما شخصیت شما تغییر میکنه مدیریت احساس شما به شکل مداومتر زمانهای بیشتری خوب خواهد بود و اون وقت میبینید که چه اتفاقی در زندگیتون میفته
هر روز باید از این محتوا استفاده کنید محتوایی که به شکل گام به گام بعد از این فایل قرار داده شده رو هر روز باید شما ادامه بدید جزء عادتهای زندگی قرار بدید روزی یک فایل رو من باید ببینم چرخه باشه برو آخر بیا اول همین رو باید ادامه بدی در کنار زندگی روزمره ات
بعد میبینی چه اتفاقی در زندگیت میفته تعهد بدید که این مسیر رو طی کنید بارها و بارها طی کنید تعهد بدید که به محض اینکه نشانههای تغییر رو در خودت دیدی قویتر و مصممتر باشی برای ادامه دادن و تکرار کردن.
امتیاز 4.19 از 139 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام خدمت تمامی عزیرانی که دارن پیام منو میخونن.
من خداروشاکرم بابت اشناییم بااستاد عطا روشن بزرگوار، جلسات دوازده گام لاغری رو گوش دادم و حس و حالم شکرخدا خوبه. چون من پارسال شرایط خیلی خیلی بدی داشتم واون زمان هم بایه استاد بزرگواری و فایل هایی که ایشون به من دادم حالم بهتر شد، و الان هم با استاد عطا روشن عزیز دارم عالی تر میشم خداروهزاران هزاران بارشاکرم که من زنده ام و نمردم و این حال خوب رو دارم. من برای بدست اوردن سلامتیم اینجا اومدم سلامتی که خودم از خودم گرفته بودمش، و هرروز حالم بهتره نسبت به دیروز، و از خدا برای استادمون هم حال و جسمی سالم ارزو دارم که این فایل هارو رایگان میزاره ، که ماهم استفاده کنیم. و مطمعنم این حال خوب ما بی تاثیر نمیمونه اثارش روی زندگی استاد عزیزمون.
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا با توکل به تو میریم تو دوره جدید
سلام
خدمت استاد عزیزم
وسلام خدمت دوستان گرامی در این سایت و این دوره
دوباره انتظار روزهای خوب اومد، دوباره انتظار احساس خوب اومد ، دوباره ساختن احساس عالی اومد ، دوباره بودن هر لحظه و هر لحظه در این سایت اومد
اولین دوره که دوره ورود به ضمیر ناخوداگاه بود و شرکت کردم نتایج عالی گرفتم و دارم ادامه میدم که با استمرار نتایجم پایدار بشه.
بودن و همراه بودن با جمع و همزمان دوره رو شروع کردن یه انرژی خیلی بالایی داره و میطلبه که عملگرا باشی
دوره قبل خیلی برام جواب داد قطعا این دوره رو هم ادامه میدم و جواب میگیرم.
شرح وضعیت من در موضوع احساس
در مورد احساس بخوام بگم احساسم بالا پایین زیاد داره دوست دارم احساس حال خوبم ساعات بیشتری از شبانه روز رو درگیرش باشم ، و هر روز پیشرفت داشته باشم تو احساس خوب ، میدونم با ارامش و احساس خوب به همه چی میرسم و میخوام ساعات و افکارم به سمت حس و حال خوب بیشتر بشه .
شرح وضعیت من در موضوع سلامتی
درخصوص وضعیت سلامتی الان اضافه وزن دارم شکم پهلو دارم و هنوز درگیری ذهنی بابت این اضافه بودن وزن دارم که از دوره قبلی که بودم خیلی بهتر شدم و دارم میشم و میخوام کامل این قضیه برام حل بشه و درگیری ذهنم کم و کمتر بشه.
وضیت بینایی خوبی ندارم و عینک میزنم که بعد از متناسب شدن میخوام زندگی بدون عینک و صفر شدن شماره چشمم رو تجربه کنم.
شرح وضعیت من در موضوع روابط
الان تو روابطی که با اطرافیان هستم یخده زود عصبی میشم به هر چیز کوچیک گاهی وقتا میگم گاهی وقتا زود از کوره در میرم وقتی یه قضیه ای باب میلم نباشه با سر و صدا میخوام به نفع خودم بکشم ، با همسر و فرزندم گاهی وقتا تند میشم و داد و بیداد میکنم که میخوام صبور تر باشم ، کنترل خشم داشته باشم، و براحتی بتونم به احساساتم کنترل داشته باشم.
شرح وضعیت من در موضوع مالی
الان کارمند هستم ویه حقوق اخر ماهی میرسه ،میخوام درامدم بیشتر بشه و گیر اخر ماه نباشم و هر روز درامد داشته باشم اونقدر درامد داشته باشم که بتونم پس انداز کنم، وقتم ازاد باشه و براحتی بتونم خرید کنم.
شرح وضعیت من در موضوع ایمان به خداوند
خدا
رسیدیدیم به بخدا
تو این چند سال در خصوص خدا رسیدم به این مرحله و فهمیدم همه چی و همه کس و همه کاره خداست بشرط باور به خدا
هو اول و اخر و ظاهر و باطن خداست
روزانه خیلی سعی میکنم به یادش باشم
شکرگزارش باشم
همه قدرتها رو بدم به خدا
ولی راضی نیستم خیلی بیشتر میخوام تو خدا غرق بشم یجوری بشم لحظه به لحظه به یادش باشم قدرت رو بدم بهش تمام باور هام فقط بشه خدا ، زمین و زمان و هر چیزی که میبینم جلویی از خدا بشه برام
انتظارم از خداوند اینکه فقط هدایت میکنه منو
انتظارم اینکه وهاب ، بخشنده هستش، و مطمئنم که تنها کسی که برام میمونه و هست و خواهد بود خود خداست.
و در اخر از استاد عزیز سپاسگزارم بابت شروع یه تغییر دیگه در وجود ما.
نشان های دریافت شده
سلام من از دو روز پیش که بااین سایت ومطالبش آشنا شدم ودوباره احساس کردم دستهای غیبی کائنات من رو به این سمت آوردن احساس شادی میکنم اینطور بگم که تا نشانه ای میبینم که خدا گوشه چشمی به من نشون میده شاد میشم نمی دونم شاید برای اینه که خدا رو دوست دارم دلم میخواد بهش نزدیک بشم ولی خیلی راهها رو اصلا نمیشناسم🥲 ولی کلا مدیریت احساساتم ضعیفه یعنی من یک آدم مضطرب وزودرنج وغمگین هستم سعی میکنم که خودم رو شاد نگه دارم ولی راستش خیلی موفق نبودم 😒دائما شکستهام ،غصه هام ومشکلاتم سعی در رژه رفتن توی ذهنم دارن منی که خوابهای عمیقم وزیادم مثل بود حالا به زور قرص ،خوابم میبره خدا روشکر زانوهام دیگه آب نیوورده ولی پسوریازیس اذیتم میکنه ریتم قلبم کم شده وخوب مشکلات فشارخون وکم کاری تیروئید هم که سالهاست با منه،😪از نظر مالی هم من وهمسرم بازنشسته هستیم پس حقوق بالایی نداریم ولی خدارو شکر کفاف زندگی روزمره مان رو میده ولی دختر وپسرم هر دو جوانند از طرفی دعا میکنم هر دو ازدواج کنند وسرو سامونی بگیرن😊 ولی از طرفی اگه بخوان ازدواج کنند پول میخواد ما هم که شرایط مالیمون اجازه نمیده خوب نگرانیمو زیاد میکنه🤔 ولی این رو بگم که خدای مهربون هیچوقت مارو تنها نذاشته و همیشه به وقت کمکمون کرده ولی فکر کنم من ایمان واعتقادم اینقدر قوی نیست که کاملا توکل کنم ونگران نباشم🤥 خدارو عمیقا قبول دارم ولی فقط قبول دارم توکلم کمه !!! دائما سعی میکنم توکلم رو به خدا داشته باشم ولی خودمونیم خیلی موفق نبودم😪
همیشه دنبال خوب بودن احساسم بودم و اصلا به این که اول باید احساس منفی رو که دارم کنترول کنم توجه نداشتم و این موضع خیلی برام جالب و قشنگ بود ممنون
با سلام ب استاد گرامی و تشکر بابت این دوره
رابطه با خدا خیلی خوب
روابط با انسان ها خوب
رابطه عاطفی خاصی ندارم
روزانه یکی دو ساعت افکار غم انگیز مربوط ب خاطرات از دست دادن مامانم دارم
از نظر مالی متوسط رو ب خوب
سلامتی عالی خداروشکر
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
درباره مدیریت احساس خود در زندگی روزمره شرح دهید.
چه میزان از زمان خود در زندگی روزمره را درگیر افکار منفی یا احساس بد و ترس و نگرانی هستید.
از نظر میزان شادی در زندگی خود شرح دهید.
از نظر احساس آرامش داشتن وضعیت خود را شرح دهید.واقعیتش اینه از وقتی که توی گوشیم گاهی اوقات ی کانال طنز رو دارم دنبال میکنم به لحاظ آرامش و تمرکز افکار بهم ریخته شدم،میتونم اینجوری بگم که عامل اصلی این حال خوب نداشتن و احساس بد داشتنم استفاده از تلویزیون و کانالی هست که دارم دنبال میکنم.میتونم به جرات بگم در طول روز شاید نود درصد افکارم منفی شده،مدام ترس دارم که نکنه ی طوفانی بیاد و حالمو خراب کنه،نکنه یکی ی حرفی به همسرم بزنه و زندگیمو بهم بریزه،بله چند وقتی هست که آرامش ندارم.ترس و اضطرابم زیاد شده،شادی ندارم در طول روز،افکارم پریشان و نگرانم.خیلی گوشه گیر شدم احساس میکنم به در نمیخورم فقط دارم عمرمو به تباهی میگذرونم.
درباره وضعیت سلامتی خود شرح دهید. مسائلی که با آن روبرو هستید و دوست دارید برطرف شوند را ذکر کنید.
لیست داروهایی که مصرف میکنید را بنویسید تا در آینده ای نزدیک دلیلی محکم بر تغییر وضعیت سلامتی شما باشند.
مسائل و مشکلاتی که شخصا با آنها روبرو هستید و دوست دارید بهبود پیدا کند را شرح دهید.از وقتی افکارم بهم ریخته دندون دردام زیاد شده،دردهای پریودیم گاهی اذیت کننده ست،کمر درد و پا درد هم دارم،احساس میکنم بدنم مثه چوب خشک شده،داروهای مسکن برای دندون درد گاهی استفاده میکنم،دلم میخواد که بدنم سالم باشه،رحمم پاک و تمیز باشه،دلم میخواد دندون درهای از بین بره و بوی بد دهانم از بین بره،دلم میخواد سر حال و سرزنده باشم.
شرح وضعیت خود در موضوع روابط را بنویسید. رابطه با افرادی که به شکل روزمره با آنها در ارتباط هستید و همچنین افرادی که در دایره دوستان و خویشاوندان شما قرار می گیرند.
رابطه عاطفی خود با شریک زندگی یا شریک عاطفی تان را شرح دهید.
رابطه عاطفی خود با فرزندانتان را شرح دهید.
رابطه خود با همکاران و مسئولین خود در محیط کار را شرح دهید.
رابطه خود با سایر انسانها در زندگی روزمره را شرح دهید.
در هر حوزه بنویسید که چه مسائل و مشکلاتی در رابطه شما وجود دارد.رابطه ی بدی ندارم با اطرافیانم،سعی میکنم زیاد ذهنم و افکارمو متمرکز کنم به افکار خوب نسبت به دیگران ولی گاهی ی حرفی از اطرافیانم حالمو تا روزها خراب میکنه.با یکی از برادرهام قطع رابطه کردم چند سالی هست ولی برام مهم هم نیست.با همسرم رابطه ی عاطفی محکمی ندارم.بیشتر سعی میکنم روزایی که خونه هست رو برم توی اتاق و خودمو با انجام کارهای مورد علاقه م سرگرم کنم تا ی وقتی مشکل کلامی و دعوا باهاش پیدا نکنم،دلم میخواد که باهاش راحت و صمیمی باشم ولی نمیدونم چطور باید رفتار کنم،توی محیط کار هم با کسی خصومت ندارم،بیشتر تلاش میکنم از مسائل شخصیم حرف نزنم یا از کار هم گله و شکایت نکنم و ترجیحا اینه که سازش داشته باشم دوست صمیمی که بخوام باهاش ارتباط فیزیکی داشته باشم هم ندارم،کلا حوصله رفت و آمد ندارم به خاطر همین چند نفری که اطرافم هستن رو در حد تلفن و چند ماه یکبار میبینم .بیشتر ترجیح تنهاییه.با هر کسی که خواستم رفت و آمد کنم دیدم ازم توقع داره به خاطر همین رفت و آمد نمیکنم با کسی.با خواهر و برادرهام هم رفت و آمد زیادی ندارم فقط هفته ای ی بار باهاشون تلفنی صحبت میکنم.
شرایط مالی خود را شرح دهید. اگر بدهکاری یا کمبود مالی دارید بنویسید.
اگر برای انجام کار ضروری نیاز به پول دارید درباره آن شرح دهید.
گزارش کلی از وضعیت مالی خود در زندگی روزمره تان را شرح دهید.
گزارشی از وضعیت مالی کسب و کارتان را بنویسید.
میزان پس انداز یا بدهکاری های خود را مشخص کنید.خدارو شکر که شغلم و خودم مایحتاج رو رفع میکنم.ولی دلم میخواد درآمدم بیشتر بشه تا بتونم پس انداز خوبی داشته باشم.گاهی دلم میخواد بیشتر برای خودم هزینه ننم ولی کمبود دارم،همسرم هزار تومن هم بهم نمیده اصلا،براش مهم نیست که من دارم چیکار میکنم،چجوری خرج میکنم،یا اصلا در رابطه با خرج خونه کمک مالی زیادی نمیکنه،بخش اعظم خرج خونه با منه.حقوقم ی جورایی قانعم نمیکنه،حس کمبود دارم.بدهکاری زیادی ندارم در حد سیصد تومنه ولی انداز خوبی هم ندارم البته الان حدود ی ساله که دارم پس انداز میکنم،قبلش هیچ پس اندازی نداشتم،صفر بودم ولی این پس انداز هم خیلی کوچولو و ناچیزه،دلم میخواد ی حساب بانکی حداقل سیصد چهارصد تومنی رو میخواد
درباره وضعیت ارتباط خود با خداوند شرح دهید.
انتظار شما از خداوند در زندگی تان چیست؟ منتظر بلا و تنبیه الهی هستید یا بیشتر منتظر دریافت نعمت ها و پاداش های الهی در زندگی روزمره تان هستید.
افکار خود درباره خداوند را شرح دهید.
نگرش شما درباره رضایت خداوند از خودتان را شرح دهید.الان نسبت به دو سه سال پیش ایمان بیشتری پیدا کردم ولی از اونجایی که فراموشکارم،گاهی از فضل و بخشش خدا غافل میشم،فراموشش میکنم.دلم میخواد خدا رو همواره کنارم داشته باشم،دلم میخواد برای هر چیزی از خدا کمک بگیرم نه از عقل خودم استفاده کنم،دلم میخواد آرامشم بیشتر بشه.من در حال حاضر که افکار منفی دارم،منتظر تنبیه هستم تا پاداش،فکر میکنم به خاطر اشتباهاتم در گذشته ست که دارم تنبیه میشم.دلم میخواد حالم خوب بشه،رابطه م با خالقم عالی تر از قبل بشه.الهی شکر که اینجا هستم
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست
شاید ی کم زود باشه که بخوام بعد از شش جلسه فایلهای نابی که هیچ کجای دنیا و توسط هیچ انسان مهربانی به جز استاد عزیزمون عطار منش پیدا نمیشه،رو بخوان نطر بدم.
اولین فایل رو دوباره برگشتم بخونم و گوش بدم اولش کامنت بچه ها رو خوندم و بعد هم اومدم کامنت خودم رو خوندمخیلی برام هیجان انگیزه خیلی امیدواری بیشتری بهم میده،من متوجه تغییراتی شدم،دیدم که شش جلسه قبل من استرس و اضطراب بالایی داشتم ولی در این لحظه خیلی ریلکس تر و آروم تر شدم.دردهای دندونم عجیب آروم شدن.کمی رابطه ی درونیم با خودم و خالق بهتر شده،با خودم مهربونتر شدم.خیلی خوشحالم از اینکه این حس آرامش رو دارم به دیگران انتقال میدم.خواهرراده م بهم زنگ زده بود و ازم تشکر میکرد که چقدر به حال خوبش کمک کردم،منم از خدا تشکر کردم که منو به حال خوبم هدایت کرده.خدایا شکرت
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر
نشان های دریافت شده
عرض ادب
استاد خواستم در جواب خودم،دیدگاه جدید بنویسم.چشم سعی میکنم تکرار نشه
سلام خدمت استاد وتمام دوستان و عزیزان
استاد عزیز ابتدا از بابت این برنامه بی نهایت سپاسگزارم بنده تصمیم داشتم برای احساس خوب اهرم رنج ولذت درست کنم که شما دقیقا همان روز اطلاع رسانی تغییر زندگی را در کانال مطرح کردید خیلی خوشحال شدم وبه نظرم این خیلی همزمانی عالی بود
بی نهایت ازتون سپاسگزارم
در همین جا تعهد میدهم به تمرینات عمل کنم امید دارم خداوند در این مسیر کمکم کنه که ثابت قدم باشم
روز شنبه ساعت ۱۱ شب ۲۶ آبان ۱۴۰۳
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و همراهان عزیز
اول سپاس از اینکه دوره یی به این پرباری را تهیه دیدید جهت خدمت بی چشمداشت به خلق دستمریزاد دمتانگرم
به نام خدا پابه پای شما ودوستان هم مسیروفرکانس بنده هم آمادگی صددرصدی خود را با ذوق وشوق فراوان اعلام میدارم
وایمان دارم که با توجه به راهکارها وتجربیات وگفته های معنوی شما حتما در این دوره بلطف خدا وتلاش خودم به نتایج بینظری دست خواهم یافت
تمریناتم را انجام خواهم داد وبا اشتیاق مسیررا ادامه خواهم داد وبه راهکارها وگفته های شما موبه مو عمل خواهم کرد
واز هم اکنون سعی خواهم کرد وبا خودوخدای خود وشما بنده نازنین خدا عهد میبندم که پیوسته تلاش کنم احساسم خوب باشد ویا حداقل احساس بد نداشته باشم یاحق دمتانگرم ممنون
نشان های دریافت شده
سلام بر کسی که منو به انسان بهتری تبدیل کرد
سلام بر استاد روشن عزیز انسانی زمینی با صفات الهی
بخشنده سخاوتمند با روحی بزرگ که قطعا ایشان دستان خداوند در روی زمین هستند بعضی وقتا خدا خودشو اینطوری تو زندگی انسانهای درمانده نیازمند کمک نشون میده
وهمه ی ما چاقها خیلی خوب معنای طرد شدن تمسخر و افسردگی و به انزوا رفتن رو با پوست و استخونمون درک کردیم
و حالا یه شخصی معجزه وار اومده تو زندگیمون دستانمون رو محکم گرفته و داره با خودش میبره و راه رو نشون میده نه فقط راه لاغری بلکه راه زندگی
چون اون شخص عاشق تغییر دادنه انسانها به سمت خوبیه حالش اینجوری خوب میشه
اصلا رسالتش از زندگی همینه اومده به این دنیای پر از نامهربانی که مهربان بودن و خوب بودن رو به تک تک ما ها یاد بده
بگه اینطوری از زندگی لذت ببرید اینطوری به آرامش میرسید و اینطوری لاغر میشوید
استاد خودش با قانون جذب به اولین دستاوردش که احساس خوب بود رسید
منم ۷۳ روز پیش با ورودم به سایت اولین دستاوردم احساس خوب و آرامش بود
اصلا یادم رفت من هدفم لاغری بود چون اونقدر حال من دگرگون شده بود که بقول استاد وقتی پرنده ها به تراس خونه مون میومدند و من اضافه برنج یا نون خوردهارو براشون میریختم و اونا با چشمای کوچولوشون بمن نگاه میکردند ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر میشد
چون منم همون حس رو داشتم و فکر میکردم خدا داره با من حرف میزنه یه فضای عرفانی رو در کل طول روز احساس میکردم
گنجشکی که بالش رو خوب کرده بودم هر روز میاد لب پنجره و من رو نگاه میکنه و یچیزی درون من میگفت این نگاه خداست و اشک میریختم
حالم روز به روز بهتر و دگرگون تر میشد دیگه مثل قبل چاق بودنم خیلی برام مهم نبود مهم بودا که لاغر بشم ولی این حس و حال خوب برام لذت بخش تر از لاغریه شده بود
و من این احساس خوب رو در خودم پیدا کرده بودم دیگه دنبالش تو بیرون از خودم تو مسافرت تو مهاجرت تو پولداری نمیدیدمش
اون احساس دیگه تو درون من جوونه زده بود هر روز صبح با شکرگزاری پا میشدم دوش میگرفتم قهوه مو درست میکردم و رو دوچرخه خانگیم به فایلهای استاد روشن گوش میدادم
و بهشت رو تجربه میکردم اون فایلها منو میبرد به بهشت با هیچ لذتی نمیتونستم عوضش کنم
یهویی تمایلات من زیر و رو شد دیگه دنبال ساده زیستی بودم و از هر چیز ساده ای ذوق میکردم حتی کوچکترین کارهای منزل که قبلا برام عذاب آور بود به نوعی لذت و عشق تبدیل شده بود مثل آشپزی کردن تمییز کردن اتاق پسرم مرتب کردن تخت خواب پسرم
و آرامش از درو دیوار بر من سرازیر شد
پیج های خودشناسی خدا شناسی در اینستا هر روز بیشتر سر راهم قرار گرفت و من روز به روز از همه جهت با آگاهی های جدید به سوی حرکت به سمت خدا با سرعت پیش میرفتم
تسلیم حق شده بودم رهای رها آزاد بدون هیچ فکر و اقدام خاصی و فقط میگفتم خدایا منو ببر اونجایی که منو محکم بغلت بگیری
مگه نه اینکه از کودکی پدر نداشتم خیلی زود تو ده سالگی یتیم شدم پدرم شو مگه نه اینکه مادرم تو پیری منو بدنیا آورد و زود فوت شد مادرم شو مگه نه اینکه با کمک تو بیماری سختی رو از سر گذروندم نوازشم کن تحسینم کن
خدایا من بنده ی پر از گناه توام تنهای تنهام تو این عالم و همیشه وابسته ی محبت و عشق از طرف همسرم بودم و ترس جدایی تو زندگی داشتم همیشه میترسیدم که طرد بشم واسه همین موقع ازدواج مهریه نخواستم فقط گفتم قول بده هیچ وقت منو ترک نکنی
چون من از تنهایی به شدت میترسیدم بعد از دست دادن پدرومادرم این ترس تو وجود من افتاده بود
جالبه که همسرم هم همیشه ازین نقطه ضعف من سواستفاده میکرد و از همین نقطه تن و بدن منو میلرزوند با اینکه عاشقم بود شاید نتیجه رفتار ناصحیح خودم بود که بهش ترسم رو از ترک شدن مدام تکرار میکردم فکر میکردم من کسی رو ندارم کجا برم خونه ی امیدی برای من باقی نمونده بود اصلا کسی رو نداشتم که باهاش دردودل کنم
خواهرای من همگی بیست سی سال از من بزرگتر بودند و در شهرهای دور زندگی میکردند
یه شخصی تو فامیل همسرم بود که خیلی رو مخ من بود مدام رفتاراش منو اذیت میکرد مدام اس مس هاشو تو گوشی همسرم چک میکردم و دوست داشتم اون فرد دست از سر زندگی ما برداره چون مدام کارهاشو به ما زنگ میزد که انجام بدیم خریدهاش و …و همسر من مثل تاکسی سرویس برای ایشون شده بود و خیلی وقتا به کار و مغازه ش نمیرسید و این موضوع مثل سواستفاده واقع شدن منو اذیت میکرد
با تکرار این ناراحتی با دیگران مدام این حس و انرژی منفی تو زندگی من بیشتر و بیشتر میشد
تا وقتی که اومدم اینجا و کم کم یاد گرفتم راه آرامش رو دیگه کارهای اون فرد برام بی اهمیت شد و من بیخیال اون فرد شدم و واکنشی نشون نمیدادم و دیگه حتی پیامک هاشم چک نمیکردم
دیدارم هم با اون خانواده کمتر کردم بعد یه مدت دیدم عه چقدر حال من داره بهتر میشه و من چقدر یه موضوع بی اهمیت رو اینقدر برای خودم بزرگ و بولد کرده بودم و به طرز عجیبی هم اون فرد دیگه مثل گذشته آویزون ما نیست و دست از سر زندگی ما برداشته و کارهاشو دیگه مثل قبل به ما نمیگه که مدام انجام بدیم
من با اومدن به اینجا اونقدر حالم با خودم و خدای خودم خوب شده بود که اصلا موضوعات خاله زنک بازی با خانواده همسر برام پیش پا افتاده شد و زندگی من عوض شد
هر روز فایل جدید درس جدید و بعد اجرا و عمل کردن به اون درس منو روز به روز تو مسیر بهتری برد که نتیجه ش احساس خوب در من شده بود
من قوانین لاغری استاد رو در سایر مسایل زندگی هم ازش استفاده کردم و نتیجه خوبی میگرفتم
مثلا فهمیدم هر وقت تنهایی میرم خونه مادر شوهرم حرفایی به من زده میشه که حال منو بد میکنه
دیگه ازون به بعد یا نمیرفتم یا فقط با همسرم برای ساعتی میرفتم و سریع هم پا میشدم و نمیزاشتم اون احساس بد در من شکل بگیره
مثلا یه وقتایی بعدالظهرا بخواد احساس بدی تو فکرم بیاد و مخمخه ای تو ذهنم ایجاد بشه دوش میگیرم چای میخورم سریالی میبینم یا فایلهای انگیزشی و خداشناسی و از مولانا یا موزیک گوش میدم سریع حالم خوب میشه
هر طوری هست یا هر ترفندی خودمو از فکر و خیال الکی ازون فضای فکری دور میکنم
من هر وقت بدمینتون بازی میکنم تو اون مدت بازی به هیچ چیزی فکر نمیکنم از بس عاشق این ورزشم یکی از راه کارها میتونه همین باشه ورزش مورد علاقه
من به هیچ وقت پیج مسیح دانشوری یا پیج های اخبارمنفی و سیاست رو دنبال نمیکنم اصلا جایی صحبت اتفاقات بد جامعه مثل جنگ باشه محیط رو ترک میکنم دیگه دوستام هم اینو فهمیدند جلوی من ازین مدل حرفا نمیزنند
الان چون من به حال خوب تو زندگی رسیدم از همین خونه ی کوچیک نود متری خودمون بیشترین لذت رو میبرم از ویلای کوچیک شمالمون از ماشین شاسی بلند مون از سلامتی مون از همه چیز زندگی مون خدا رو شکر راضی هستم اونروز به همسرم گفتم اینقدر دیگه بدنبال درآمد بیشتر برای بزرگتر کردن خونه زندگیمون نباش
بیا از همین چیزایی که خدا بهمون داده بیشتر لذت ببریم و تمرکزمون رو لذت از همین داشته های الانمون باشه خدا رو شکر الان همه چیز داریم
کار همسر من پوشاک بچگانه ست و بعضی روزا از کسادی بازار گله میکنه و من همیشه با این حرفا آرومش میکنم که خدا رو شکر کنیم و همین چیزایی هم که تا الان بهش رسیدیم برای زندگی ایده آل و لذت بردن کافیه
من الان روابط با انسانهای خوب و مثبت برام خیلی مهم شده حواسم هست با کی نشست و برخاست بیشتری بکنم و با کی کمتر
دایره ی دوستی هام محدودتر ولی یا کیفیت تر و گزینشی تر و پخته تر شده
به هیچ وجه زندگیمو با دیگران مقایسه نمیکنم و همیشه اینو به پسرم هم یاد دادم که تو ثمره ی عشقی و این مهمترین دارایی توعه تو ،تو خونه عشق و محبت میبینی
همه میگن و خودمم همیشه میگم آدم خوش شانسی ام و الان چون حضور خدا در زندگیم خیلی محسوس تر شده زمانهای زیادی رو تو حال خوب و سرمستی حضور الهی بسر میبرم و سعی میکنم این حال خوب رو به اطرافیانم هم بدم
خداوند و جهان و کائنات هم داره همش اتفاقاتی رو برام رقم میزنه که مدام حال من بهتر و بهتر بشه مثل همین فایل چله زندگی
آرامش خودش میاد وقتی احساس بد نداریم خوشبختی موفقیت سلامتی لاغری خداپرست بودن ایمان داشتن رابطهی خوب با همسر فرزند زندگی خوب همش خود به خود میاد
این آرامش تصمیمات بهتر رو برای میاره و ذوق و شوق و اتفاقات بهتر تو زندگیت رقم میخوره
عادتهای حال بد کن رو باید اصلاح کنیم باید بفهمیم چه کاری چه رفتاری چه افکاری چه مکانهایی حال منو بد میکنه اونا رو ترک کنیم همین
بعد یهو حال خوبه خودش میاد لازم نیست دنبالش بگردیم منم همین اشتباه رو مثل استاد سالها میکردم
همین قدر زندگی با حال خوب ساده ست فقط با تداوم نداشتن تو حال بد داشتن
بسم الله از امروز ۲۶ آبان هزار و چهارصد و سه من مژگان تعهد میدم فقط نکات مثبت انسانهای دیگر و جهان هستی و کائنات رو ببینم و تمام تمرکزم بر حال بد نداشتن باشه
چند خط شد یا ابالفضل ۱۶۵۰ کلمه
سلام مژگان عزیر برات ارزوی بهترینها رو دارم و واقعا خوشحالم که انقدر عالی هستی شاید باورت نشه ولی در مورد حرفهای خاله زنکی خانواده همسر به قدری قوی شدم که یک موضوعی که اگر قبلا برام اتفاق میفتاد نابودم میکرد به قدری با رامش لز کنارش رد شدم که خود اون طرف هم موند و همه چیز به نفع من تموم شد
در مورد کوچیکی خونت بگم به زودی انشاالله بزرگ میشه این حرف رو از من به خاطر داشته باش یعنی به قدر از نظر مالی پیشرفت میکنی که من فکر میکنم بهتر بود استاد اسم جذب ثروت هم روی دورشون میزاشتن د مورد روابط و کلا با افسردگی خداحافظی خواهی کرد
من واقعا به تناسب رسیدم ولی الان نمیدونم چرا بهم ریختم و نمیتونم خوب از فایلها استفاده کنم یعنی منظم نیستم ممنون میشم بهم بگی ذهنت برای لاغری چه دستورهایی بهت میده
با ارزوی بهترینها
نشان های دریافت شده
سلام مژگان جان
واقعا خیلی لذت بردم از خوندن دیدگاه
خداروشکر برای وجودت کلامت به دل میشینه وارام بخش هست
خداروشکر در این سایت به کلیت زندگیت رسیدی
رشد معنوی کردی
منم حس وحال تورو دارم وبیشتر بیشتر شده روز به رپز بیشتر میشه فکر میکنم در مسیری قرار گرفتیم که نامحدود وبی نهایت هست
در نور هستی همیشه خوش بدرخشی خواهر قشنگم
👌🏻👌🏻👌🏻😍😍😍
نشان های دریافت شده
با عرض سلام ادب و احترام خیلی خیلی به این چله و این تغییر ات که قرار وارد زندگی من بشه اطمینان ندارم همیشه در تلاش بودم که احساسم خوب باشه و الان مطمینم که راه درستی را انتخاب کردم و مسیر درستی را چونکه هر روز حس من بهتر و بهتر داره میشه و حتما که خداوند منو در این مسیر قرار داده چونکه من به معجزه اعتقاد دارم
شرح وضعیت من در موضوع احساس
حس و حال من الان خیلی خوبه یعنی همیشه خودم خواستم حالم بد نباشه در جستجوی چیزهایی بودم که حال منو خوب کن از جمله شکر گذاری من چند سالی هست که کتاب معجزه شکر گذاری رو مطالعه کردم و از اون موقع همیشه شکر گذار نعمات خداوند بوده ام و سعی میکنم بنویسم و این کار حال منو بهتر میکنه و چونکه خیلی به مسایل حاشیه ای توجه نمیکنم به این که کی چی گفته کی چی نگفته فلانی چی خریده یا نه توجه ای ندارم و ارامش من خیلی بیشتر شده کانالهای خبری که داشتم پاک کردم چند تا کانال خوب عضو شدم شعرهای مولانا رو تفسیر میکنن خیلی به روحیه من سازگار هست قبلا خیلی پیگیر اخبار بودم الان خیلی کم اخبار گوش میدم اگه خبر بدی بشنوم خیلی خودمو درگیرش نمیکنم شکرگذاری و پاکسازی میکنم و رها میکنم خیلی به حرفهای ادمها در مورد همدیگه توجه ای ندارم و سعی میکنم از قضاوت به دور باشم کاری نکنم که بعدا احساس بدی بهم دست بده
شرح وضعیت من در موضوع سلامتی
خدا رو هزار مرتبه شکر بیماری خاصی ندارم روزی یه دونه قرص برای کم کاری تیرویید میخورم و راضی ام به رضا ی خدا مشکل زانو درد هم به خاطر اضافه وزن دارم که خیلی بهش محل نمیدم باهاش میسازم و مطمینم که ارام ارام از وجود من ببیرون خواهد رفت وضعیت قلب و ریه و پوست و مو گوارش منم عالیه خدا رو شکر میکنم
شرح وضعیت من در موضوع روابط
خدا رو هزاران مرتبه شکر که رابطه من با همه خوبه مخصوصا با شوهرم رابطه خوبی دارم من کارمند هستم درکم میکنه خیلی گیر نمیده و منم سعی کردم خیلی بهش گیر ندم بالاخره شغل ازاد داره وقتی میاد خونه دوست داره تو فضای مجازی باشه بهش گیر نمیدم و رابطه خوبی با هم داریم البته همیشه هم این جور نیست یه وقتایی دلگیر ی هایی پیش میاد ولی من همیشه سعی کردم پیش قدم باشم و تمومش کنم چونکه اگه ادامه دار بشه حس منو بد میکنه ارامش منو بهم میرزه پس ازش دوری میکنم دو تا فرزند دارم پسرم محمد طاها خیلی پسر خوبیه خدا رو شکر در سن بلوغ هست خیلی بهش تذکر نمیدم و اگر بخوام باهاش حرف بزنم دوستانه و با شوخی باهاش حرف میزنم هر روز میبوسمش و خدا رو بابت داشتنش شکر میکنم دخترم حلما هم خیلی شیطنت داره قبلا یه کم غر غر میکردم که چرا بهم ریزی میکنی چرا نظم نداری ولی وقتی به نکات مثبت ش فکر کردم دیدم خیلی دختر خوبیه درس هاش عالیه خودش مینویسه میخونه مستقل هست ورزش میره خیلی پیگیره و ۱۰سالشه من نباید توقع زیادی از یک دختر بچه ده ساله داشته باشم روابطم با همکارانم هم خوبه تقریبا با همه شون دوست هستم و از کسی کینه ای به دل ندارم با دوستان خارج از محل کارم هم مشکلی ندارم با خانواده شوهرم هم خوب هستم پپدر شوهر و مادر شوهرم خیلی مهربون هستن قبلا خیلی زود رنج بودم چند سالی هست که روی خودم کار کردم سعی میکنم از چیزی خیلی نرنجم و حرف کسی رو به دل نگیرم کلا با همه در صلح و ارامش هستم
شرح وضعیت من در موضوع مالی
خداوند را هزاران مرتبه شکر چونکه خودم کارمند هستم خیلی نیاز به پول تو جیبی شوهرم ندارم ولی هر موقع هم پول خواستم راحت بهش گفتم و ایشون هیچ کوتاهی نکرده هنوز خیلی چیزها هست توی زندگی که من دلم خواسته بخرم ولی خوب به دلیل وام نشده ولی عیبی نداره چونکه برای من در الویت نبود و وقت زیاد دارم برای تهیه شون خداروشکر خونه از خودمون داریم و قرض نداریم فقط وام داریم که اونم برای همه هست شوهرم میخواد ماشینش تعویض کنه انشالله که اونم جور میشه و میخره کلا دید خوبی نسبت به زندگی دارم پس انداز چندانی ندارم طلا هامو که فروختم برای ساخت خونه و چیزی ندارم ولی یه پس انداز کوچک دارم که از روی حقوق ماهیانه ام هست خدایا شکرت
شرح وضعیت من در موضوع ایمان به خدا
من از زمان کودکی خیلی به نماز و روزه و حجاب اعتقاد داشتم و زمان دانشگاه هم به خوبی گذراندم بعد از دانشگاه به دلایلی شاید شغلم و خستگی هام باعث شد کمی از معنویات دور بشم ولی همیشه توی قلبم وجود خدا رو داشتم چند سال پیش یه مشکلی برای ما پیش اومد و باعث شد من خیلی به خدا نزدیکتر بشم بواسطه گوش دادن به یه سری فایل های زیبا ایمان من بیشتر شد قلب من ارامنه شد نمازهای من خیلی به موقع تر شد سعی کردم تا جایی که امکان داره قضاوت نکنم تا نور در قلب من کم نشه من خدا رو یه جور دیگه پیداش کردم و حسش کردم فقط انتظار م ازش اینه که همیشه منو در مسیر های خوب قرار بده خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتر هست چی میتونم ازش بخوام قبل از اینکه من ازش چیزی بخوام خودش میدونه این حس منه که باعث میشه اون چیز و دریافتش کنم یا نه پس سعی میکنم حسهای بد رو سریع با پاکسازی از بین ببرم احساس میکنم خدا از من راضی هست درسته که من هیچ وقت نتونستم اونجور که باید عبادت کنم یا شکر کنم ولی همیشه سعی کردم به انسان های اطرافم کمک کنم حتی اونایی که نسبت به من خیلی خوب نبودند همیشه سعی کردم دستگیر باشم چونکه اعتقاد م اینه که خداوند انسان ها رو میفرسته تا من ببهشون کمک کنم و خدا هم دقیقا در جاهایی دست منو گرفته که فکرشم نمیکردم خداوند مهربون شکرت تعهد میدم که همیشه حس های بد را از خودم دور کنم و تمرینات را انجام بدم حال خوب خودم را خودم خراب نکنم پر از نور خدا باشید