تغییر زندگی بر خلاف هرنوع تغییری در دنیای فیزیکی، کمترین نیاز به تلاش فیزیکی و بیشترین نیاز به تلاش ذهنی دارد.
آنچه را در ذهن خود تغییر دهید به مرور به شکل واقعیت در دنیای مادی خود تجربه خواهید کرد. به شرط اینکه مهارت مدیریت احساس خود را آموخته باشید.
تغییر زندگی چیست و چرا مهم است؟
تغییر زندگی به معنای ایجاد تحول در جنبههای مختلف زندگی فردی، اجتماعی، حرفهای و عاطفی است. این تغییرات میتوانند شامل تغییر در عادتها، محل زندگی، شغل، روابط یا حتی نگرشها و باورها باشند. در دنیای پرشتاب امروز، تغییر به یک امر طبیعی و ضروری تبدیل شده است.
اهمیت تغییر زندگی در این است که به ما کمک میکند از روتینهای یکنواخت خارج شویم و به سوی رشد و پیشرفت حرکت کنیم. تغییرات میتوانند فرصتی برای یادگیری، توسعه مهارتها و بهبود کیفیت زندگی و مدیریت احساس فراهم کنند.
با پذیرش تغییر، ما میتوانیم به چالشهای جدید پاسخ دهیم، انعطافپذیری بیشتری پیدا کنیم و به اهداف جدیدی دست یابیم.
در نهایت، تغییر زندگی نه تنها به ما امکان میدهد که از تجربیات جدید بهرهمند شویم، بلکه باعث میشود از طریق مدیریت احساس به خودمان و دنیای اطرافمان نگاه تازهتری بیندازیم. بنابراین، درک اهمیت تغییر و آمادهسازی برای آن، کلید دستیابی به زندگی بهتر و شادتر است.
تغییر زندگی، اگرچه ممکن است در ابتدا ترسناک و دشوار به نظر برسد، اما میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود کیفیت زندگی، مدیریت احساس و دستیابی به اهداف مورد نظر عمل کند.
با پذیرش تغییرات و گام برداشتن به سمت تجربیات جدید، افراد میتوانند زندگی بهتری بسازند و به اهداف خود نزدیکتر شوند. به یاد داشته باشید که هر تغییر، فرصتی است برای رشد و شکوفایی، و با هر گام به جلو، دریچههای جدیدی به روی شما باز خواهد شد.

قدم اول برای تغییر زندگی
اگر در موتورهای جستجو درباره اولین قدم برای تغییر زندگی تحقیق کنید با محتوای گوناگون و متنوعی درباره چگونه شروع کردن برای ایجاد تغییر در زندگی مواجه خواهید شد.
مسلما اجرای همه این پیشنهادات برای انتخاب روش صحیح تغییر زندگی مستلزم زمان و صرف انرژی است و میتواند باعث سردرگمی و ناامیدی شما شود.
اما روشی منحصر به فرد برای شروع تغییر زندگی وجود دارد که علیرغم اینکه در هیچ کتاب و سایت آموزشی به آن اشاره نشده است اما صد در صد موجب شگفتی شما در شروع تصمیم خود برای تغییر زندگی خواهد شد.
احساس بد نداشتن
شاید از اینکه عبارت (احساس بد نداشتن) اولین و مهمترین قدم برای شروع تغییر در زندگی است تعجب کرده باشید.
همچنین ممکن است این فکر در ذهن شما مرور شود که چگونه باید احساس بد نداشته باشیم؟! چون تاکنون درباره اینکه چگونه احساس خوب داشته باشید زیاد شنیده اید.
راهکارها و تمرینات زیادی برای مدیریت احساس و چگونه احساس خوب داشتن ارائه شده است و احتمالا در ذهن شما اینکه چگونه احساس خوب داشته باشیم منطقیتر از این باشد که چگونه احساس بد نداشته باشیم!
اما جالب توجه است که همانگونه که در آموزشهای لاغری با ذهن برای لاغر شدن نیاز به انجام کار اضافه نیست و فقط اگر افکار و نگرشهایی که منجر به چاقی در ذهن میشوند را اصلاح کنید خودبخود لاغر میشوید در موضوع تغییر زندگی نیز برای مدیریت احساس و رسیدن به احساس خوب نیاز به انجام کار خاص مانند مدیتیشن یا …. نیست و فقط کافی است افکار و عملکردی که منجر به شکل گیری احساس بد در ذهن میشود را انجام ندهید.
این نگرش که برای داشتن احساس خوب باید برنامهریزی کرد یا تمرینات مستمر روزانه انجام داد صحیح نیست چون اگر چگونگی ایجاد احساس بد را اصلاح نکنید عوامل متنوعی در زندگی روزمره وجود دارد که میتواند منجر به ایجاد احساس بد در ما شود.
بنابراین تا زمانی که به دنبال ایجاد احساس خوب در خود باشید این روند هرگز پایان پذیر نخواهد بود چون عوامل ایجاد احساس بد تمام نشدنی هستند اما اگر مهارت مدیریت احساس و مقابه کردن با ایجاد احساس بد را بیاموزید و در زندگی به آن عمل کنید دیگر اهمیتی ندارد در کجا و چه شرایطی زندگی میکنید، شما قادر به مدیریت احساس خود خواهید بود.

مهارت مدیریت احساس
مهارت مدیریت احساسات به توانایی شناخت، درک و کنترل احساسات خود و دیگران اشاره دارد. این مهارت به ما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف، به شیوهای موثرتر و سازندهتر واکنش نشان دهیم.
احساس اصلیترین عامل ایجاد احساس بد در انسان میباشد. انسان در معرض هر مساله ای در زندگی قرار بگیرد ابتدا احساس او تحت تاثیر قرار گرفته و سپس منجر به شکل گیری واکنش مناسب یا نامناسب در فرد میشود.
در واقع از طریق یادگیری مهارت مدیریت احساس میتوانیم واکنشهایی در برخورد با مسائل زندگی داشته باشیم که تاثیر کمتری بر ایجاد و تداووم احساس بد در ما داشته باشد.
مراحل مدیریت احساس
برای یادگیری مدیریت احساس بر خلاف هرنوع یادگیری دیگر نیاز نیست موضوعات جدید را بیاموزید بلکه باید آگاهیها و آنچه که بعنوان عادت فکری و رفتاری در خود شناسایی میکنید را اصلاح و تغییر دهید.
به این شکل الگوهای فکری و عادتهایی که در زندگی روزمره منجر به شکل گیری احساس بد در شما میشوند از بین رفته و میتوانید خودبخود با احساس بهتری به زندگی خود ادامه دهید.
موضوعاتی که در قدمهای دوره مسیر تغییر زندگی ارائه شده است باعث آگاهی شما از الگوهای فکری و عملکردهای روزمره زندگی خود میشود که همگی منجر به شکل گیری احساس بد در شما میشوند.
با اطلاع از این موارد به راحتی میتوانید از طریق تکرار محتوای آموزشی و انجام تمرینات ارائه شده واکنشهای ناخودآگاه خود به مسائل روزمره زندگی تان را مدیریت کرده و افکار و رفتاری را در ذهن و عملکرد خود انتخاب کنید که منجر به ایجاد و تداووم احساس بد در شما نشود. این مهمترین تاثیر یادگیری مدیریت احساس میباشد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.19 از 139 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانسلام به شما استاد عزیز و دوستان گرامی سایت
چله تغییر زندگی گام اولبه صورت نوشتاری
قبل از اینکه من لاغر بشم به احساس خوب رسیده بودمیعنی احساس من تغییر کرده بود شرایط زندگی من تغییر کرده بود و بعد تازه به فکر استفاده از این مسائل و قوانین برای لاغری افتادمبه همین دلیله که احساس خوب داشتن در ذهن من خیلی مهمهچون لاغری خودم رو هم هدیه همون احساس خوب داشتن میدونمتغییر شرایط زندگیم رو هم هدیه احساس خوب داشتن میدونم من عقیدم اینه که تنها کاری که من انجام دادم این بود که حالم رو خوب کردمنه با استفاده از عوامل بیرونی.
قبلش من خیلی کارها انجام میدادم برای اینکه حالم رو خوب کنمتفریحات با دوستان بود یه سری کارهایی بود که به ظاهر این بود که داریم حالمون رو خوب میکنیمبا بچهها بریم بیرون و شب نشینیفلان کارو انجام دادناین کارو انجام دادنظاهرش این بود که دارم این کارها رو انجام میدم که حالم رو خوب کنم. میخوام از زندگیم استفاده کنم میخوام با بچهها خوش بگذرونمولی بعد از اینکه کنترل ذهن رو یاد گرفتم موضوعات مربوط به قانون جذب را یاد گرفتم متوجه شدم که اینا نه تنها در من حال خوب ایجاد نمیکنه بلکه یه جورایی من رو به سمت بدتر شدن احساسم میبره چون توی اون جمعها بودن بالاخره مسائلی و حرفهایی بود یه صحبتهایی میشد که نتیجه احساسیش در من این بود که احساس بدتری پیدا میکردمدر واقع ناامیدتر میشدم هر شب انگار حرف داشتم از مسائل و مشکلاتم برای اونها بزنم و اونها هم میزدنو دوباره فردا شب من دوباره دست پر میرفتم توی اون جمع و این روند سالها ادامه داشت و من یاد گرفتم که با استفاده از اون چیزی که در وجود خودم هست و با استفاده از اون چیزی که درک کرده بودم برای تغییراحساس من مفید استبیام حال خودم رو خوب کنمبه خاطر همینه که احساس خوب داشتن حال خوب داشتن رو مبنا و زیربنای تمام تغییراتم در زندگی میدونمیکی از مهمترین موضوعات در زندگیم اینه که حال خودم رو خوب کنم.
یعنی اگر در طول روز حال امروز ،دیروز، هفته قبل، هر وقتی که من متوجه بشم احساسم اونجوری که میخوام نیستمثلاً از درون حس شادمانی ندارمحس رهاییشادمانی منظورم گفتگو و خنده و بذله و اینا نیستحس رهایی ندارم، انگار آزاد نیستم، شاید اصطلاح عامیانهاش این باشه که مثلاً بگم یه چیزی روی قلبم گذاشتن، گرفته ام ،توی خودمم به محض اینکه من احساس کنم که یه همچین حالتی داره به سراغم میاد دست به کار میشم میگم خب چیکار کنم؟چه جوری حال خودم رو بهتر کنم؟یه راهی واسش پیدا میکنم که معمولاً هم راههای تکی و شخصیهکاری به جمع ندارماین نیست که بگم برم پیش یکی یا با کی حرف بزنمبیشتر با خودمهبیشتر خودم با خودم راهش رو پیدا میکنم حالا از طریق مطالعه کردن باشهفایل گوش دادن باشهیه کار جدیدی روی سایت انجام دادن باشهیه جورایی خودم رو مشغول میکنم که از اون احساس بیام بیرونچون خیلی برام مهمه که احساس بدی نداشته باشم. چون هر وقتی من بگم احساس خوب داشتن، شاید این فکر در ذهن ایجاد بشه که چیکار کنم؟؟
وقتی من میگم احساس خوب داشته باشیم خیلیاتون بگید خب چه جوری توی این شرایط مثلاً چه جوری با این همسر، با این بچه، با این کار، با این وضعیت، با این مملکت، خب چه جوری آدم حال خوب داشته باشهبنابراین جملهام رو اصلاح میکنم به شکلی که بهانهای واسش نباشهاونم اینه که برای من خیلی مهمه که احساس بد نداشته باشماحساس یأس نداشته باشماحساس ناامیدی نداشته باشمبه محض اینکه متوجه بشم دارم میرم به سمت احساس یأس و ناامیدی و نگرانی خودم رو از اون فضا میکشم بیرون حالا با پیادهروی، کتاب خوندن، فایل گوش دادن و خودم رو از اون احساس رها میکنم چون وقتی من فایل گوش میدم توجهم میره سمت اون صحبتهایی که در فایلها هست و قطعاً فایلهایی رو انتخاب کردم برای گوش دادن که بهم احساس خوبی میدهاحساس قدرت میده احساس انگیزه و اشتیاق زندگی کردن و توجهم رو میبره سمت خدا و سمت نعمتهامسمت زندگی خوب داشتنسمت رهاییسمت اینکه من خودم خالق زندگیم هستم هرجوری که من فکر کنم خدا همونجوری با من حساب کتاب میکنهبنابراین من خیلی از فایل گوش دادن استفاده میکنم برای اینکه حالم رو خوب کنم و بعدش از مطالعه کردن و خودم رو سرگرم یه سری کارها انجام دادن که دیگه ذهنم درگیر اون کار بشهبه خاطر این احساس خوب داشتن خیلی برام مهمهپس برای اینکه ما احساس خوب داشته باشیم نیازی نیست کاری انجام بدیمدر تایید اون صحبتم که گفتم که احساس خوب داشتن به معنای اینکه خب چه جوری نیستهمون اصطلاح خیلی بهتره که احساس بد نباید داشته باشیموقتی بگم ما نباید احساس بد داشته باشیم برای ما منطقیهچرا احساس بد داری؟؟اینجا دیگه میدونی چرا احساس بد داری چون شما داری به یه چیزایی فکر میکنی داری به یه چیزایی توجه میکنی که حالت رو بد میکنهحالا این موضوعات میتونه درونی باشه میتونه بیرونی باشه.
شما میتونی در درون خودت به یه سری افکار گذشته ات، خاطرات آینده خودت، فرزندانت، زندگیت فکر کنی و چون راهی براش نداریاگر چیزی که بر شما گذشته باشه قبلاً شما رنجش رو کشیده باشی الان دوباره اون رو مرور کنی به خاطر اینکه راهی نداری اونو اصلاح کنی خب قاعدتاً دوباره اون افکار رنجآور شما رو اذیت میکنهاگر به آینده فکر کنی به اینکه چه خواهد شد چی میشه من چیکار کنم فلانی چی، اون چی، بازم چون راهی و کاری از دستت بر نمیاد که تو بخوای از الان آینده رو بسازی بازم احساس یأس و ناامیدی بهت دست میدهبنابراین اینکه من بگم احساس بد نداشته باشیم خیلی برامون قابل درکتره، چرا احساس بد داریم؟؟به خاطر اینکه داریم به یه چیزی فکر میکنیم به خاطر اینکه داریم یه کاری رو انجام میدیم که حالمون از انجام اون کار خوب نیستبه خاطر اینکه داریم به یه موضوعاتی توجه میکنیم که از توجه کردن به اون حالمون خوب نیستمیتونه این موضوع بیرونی باشه میتونه یه سری اخبار باشهمیتونه یه سری سر و صداهایی باشه که در جامعه وجود داره میتونه یه سری اتفاقاتی باشه که در جامعه رخ دادهاینا همه باعث میشه که ما احساسمون بد بشهخب وقتی هم احساس آدم بد باشه نتیجهاش چیه؟؟از زندگیت لذت نمیبرییاس و ناامیدی سراسر وجودت رو میگیرهاز اون چیزی که داری لذت نمیبریاز اون چیزی که وارد زندگیت میشه هم بعداً لذت نخواهی برداز اون چیزی که تجربه کردی در زندگیت هم لذت نمیبریفکر میکنی که همش بیخود بودهچقدر زندگی رنجآورهچقدر زندگی نکبت باره چقدر زندگی سخته وقتی که حالت خوب نباشهوقتی حالت خوب نیست اصلاً مهم نیست چی داریخیلی از چیزهایی که شاید وقتی حالت خوبه بهشون فکر میکنی بهت احساس قدرت میده میگی این پشتوانه منهمثلاً من اینقدر طلا دارممن اینقدر سرمایه دارممن اینقدر فلان دارموقتی حالت بده اصلاً به اونها فکر هم نمیکنیاگر هم بهش فکر کنی حتی حالت رو هم خوب نمیتونه بکنهاصلاً مهم نیست برات که چی داریوقتی حالت خوب باشه اون چیزی که داری شما میتونی جوری بهش فکر کنی که بهت حال خوب بده.
ازش لذت ببریاصلاً وقتی شما حالت خوب باشه اگر یک ویلا داشته باشی بری توی ویلات لذت میبریاگر حالت خوب نباشه چند تا ویلا هم داشته باشی و حتی بری توی اون ویلا هم لذتی نمیبری، بیشتر حوصلت سر میره، بیشتر درگیری ات بیشتر میشهمیری توی ویلا میبینی چقدر اوضاع بده چرا اینجوریه چقدر به هم ریخته است ولش کن برگردیم حوصله ندارمحوصله ندارم یعنی چی؟؟یعنی نمیتونم زندگی کنمیعنی نمیخوام زندگی کنمیعنی از زندگیم لذت نمیبرم یعنی حس و حال زندگی کردن ندارماینا همه نتایج احساس بد داشتنِ
و وقتی احساس بد نداشته باشی آرامش داری و میبینی که با همون چیزایی که داری هم میتونی زندگی کنیوقتی احساس بد داری هرچی که داشته باشی نمیتونی زندگی کنیفکر میکنی به درد نمیخورهفکر میکنی کمهفکر میکنی اینا چه فایده داره من چیکار کنم حالا چه جوری میتونم زندگی کنم احساس بد داشتن از کجا شکل میگیره چرا ما احساسمون بد میشه؟؟از مرور افکارمنبع احساس بد چیه؟؟افکار حس جسم نیست، ماده نیست، یک جریانِمثل یک جریان الکتریسیته استشما مثلاً برق رو نمیبینی اما اگر دستت به یک منبع برق بخوره شوک بهت وارد میشه اون شوک رو میفهمی اما برق رو نمیفهمی کجاست چی بود خدای من، نمیبینیشاما اگر دستت بهش بخوره میفهمیش تکونت میدهاحساس بد داشتن قابل دیدن نیست ولی تکونت میده درگیرت میکنه ذهنت رو درگیر میکنه مشغولت میکنه میری توی خودت بنابراین احساس بد نداشتن لازمه خوب زندگی کردنهاحساس بد نداشتن لازمه تجربه شرایط بهتر توی زندگیِاحساس بد نداشتن لازمه تغییر کردنِ احساس بد نداشتن لازمه لاغر شدنِ لازمه موفق شدنِلازمه روابط خوب داشتنِاحساس بد نداشتن عین آبه.
میگن آب مایه حیاتهاحساس بد نداشتن هم مایه حیاتهوقتی احساس بد نداشته باشی میتونی زندگی کنیوقتی احساس بد نداشته باشی جریان خوشبختی خود به خود وارد زندگیت میشهما به شکل عادی و طبیعی خلق شدیم که احساس بد نباید داشته باشیماصلاً احساس بد جزء وجود ما نیست، لازمه حیات ما نیستاحساس بد لازمه حیات ما نیستچیزی نیست که بگیم چیکار کنم؟ خداست دیگه اینجوری خلقش کردهخدا این بلا رو سرم آوردهخدا این کارو کردخدا اون کارو کردربطی نداره به خدا احساس بد ربطی نداره به خدا احساس بد ربط داره به نوع فکر کردن خودتبچهها احساس بد ندارن،چون فکر نمیکننچون اینقدر ذهنشون درگیر افکاری که ما بزرگترها داریم نیستدنبال بازی کردنندنبال شادی کردنندنبال به دست آوردن خواستههاشونن دنبال تجربه کردنن ولی بزرگترها چی؟؟این همه چیز دارناین همه بالاخره امکانات توی زندگیمون هستخدا را شکر توی زندگی همه ما کلی امکانات هست اگه خودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم هر کدوممون کلی امکانات داریماگر خودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم هر کدوممون به اندازهای که بتونیم زندگی کنیم و خوب زندگی کنیم و خوشحال باشیم و احساس غم و اندوه نداشته باشیم داریمحالا از هر چیزیولی وقتی مقایسه کردی گرفتار میشی اون اینو داره اون اینو داره و اینقدر ما عادت کردیم به مقایسه کردن که خیلی وقتها به اشتباه با مقایسه خودمون با افرادی که به نظرمون از ما پایینترن میخواهیم به احساس خوب برسیمخدا را شکر بالاخره ما یه چیزی سر سفرهمون هست یه چیزی فلان هست یه پولی توی جیبمون هستیعنی حتی از مقایسه به اشتباه استفاده میکنیم برای اینکه فکر کنیم خب نه بابا من بالاخره واسه خودم یه کسی هستم نه اوضاع من دیگه اینجوریها هم نیست این هم اشتباههمقایسه کردن چه با بالاتر از خودت چه با پایینتر از خودت یقیناً اشتباهه مقایسهای وجود ندارهشما شاخص هستیواحد هستیخداوند شما را خلق کرده به شکل یک انسان و شما با خدای خودت در ارتباطی هیچ ارتباطی بین تو و انسانهای دیگه نیست هیچ قرار به مقایسه کردنی نیستشما هر چقدر نیاز داشته باشی برای زندگی کردن از خداوند میتونی دریافت کنی و ازش استفاده کنی و یک زندگی خوب داشته باشیچرا باید خودت رو مقایسه کنی با اون ببینی اون چی دارهچه جوری دارهاز کجا دارهچطور داره ذهنت رو درگیر میکنه احساس خوب داشتن نیاز به کار اضافهای نداره ولی نیاز داره که ما یه سری کارها رو انجام ندیماحساس بد داشتن نیازه که شما یه سری کارها رو انجام بدیبه یه سری چیزها توجه میکنی که حالت رو بد میکنه به یه سری چیزها فکر کنی که حالت رو بد کنهیه کارهایی انجام بدی که حالت رو بد کنهیه واکنشهایی رو بدی که حالت رو بد کنهاینا لازمه احساس بد داشتنِخب چطور احساس خوب داشته باشم؟ این کارها رو نباید انجام بدید خود به خود احساست خوب میشهاین کارها رو نباید انجام بدید خود به خود احساست بد نمیشهوقتی احساست بد نشه یعنی حالت خوبه دیگه پس برای احساس خوب داشتن نیاز نیست کاری انجام بدیماوایلش من این اشتباه رو مرتکب میشدم فکر میکردم برای احساس خوب داشتن باید یه سری کارها انجام بدم و اون کارها رو انجام میدادم
حالا احساسم هم خوب میشد ولی چون اون کارهایی که احساسم بد میشد اونم انجام میدادم و تعداد کارها و زمانی که من مشغول احساس بد بودم بیشتر بود بنابراین اون مقدار کاری که انجام میدادم برای اینکه حالم بهتر بشه تاثیر آنچنانی توی زندگیم نمیذاشتحالا یه دقایقی یه ساعتی حال منو بهتر میکرد ولی دوباره برمیگشتم سر جای قبلماما به اندازهای که یاد گرفتم و تونستم بهش عمل کنم چه کارهایی که احساسم رو بد میکنه رو انجام ندم خود به خود زمان بیشتری من در احساس خوب بودم و به اندازهای که شما زمان بیشتری از زندگیتون در احساس خوب باشید خود به خود شرایطی در زندگیتون رقم میخوره همزمانیهایی در زندگیتون رقم میخوره که برای شما خوشاینده.
برای شما خوشایندهممکنه برای اون ولی خوشایند نباشهبرای شما خوشایندههمزمانیهایی در زندگیت رقم میخوره که برای شما خوشایندهچرا ؟؟چون حالت خوبهآرومی، نگران نیستی، زندگیت رو میکنی در اطرافیانمون میشناسیم افرادی که میگیم فلانی چقدر خوش شانسه، خوش به حالش، چقدر راحت بی دغدغه زندگی میکنه انگار هیچ فکری ندارهخب اون از شما قویتره؟؟نهباهوشتره ؟؟نه مثلاً خداش یه خدای دیگه است قویتره؟؟نهخب چه فرقی داره؟؟آرامتره زمانهای بیشتری در زندگیش احساس بد ندارهحالا چی داره؟؟احساس بد نداره، همین.وقتی احساست بد باشه همه چی کمه وقتی احساست بد باشه همه آدمها ناجورنهمه حرفهایی میزنن که شما خوشت نمیادهمه رفتاری میکنن که شما خوشت نمیادوقتی احساست بد نباشه آدمها جوری رفتار میکنن که شما خوشت بیادآدمها حرفهایی میزنن که شما خوشت بیادآدمها رفتاری انجام میدن که شما خوشت بیاد خداوند هم رفتارهای انجام میده اعمالی انجام میده واکنشهایی رو توی زندگیت به وجود میاره که شما خوشت بیادپس ما با احساس بد داشتن جهان رو به مبارزه میطلبیماتفاقات میادباید ببینم اینو چه جوری حل کنماون میاد، این میاد،احساس بد نداشته باشی میگی من تسلیمممن جنگی ندارم با کسیچرا اینجوری شد، چرا اون اتفاق افتاد، اونجا میگن فلانی میخواد این کارو انجام بدهمیگن این میخواد این کارو انجام بده، فردا شب فلان میشهمیگن میخواد تا فلان روز این کار بشهخب تو میخوای چیکار کنی اگر فلانی این کارو کرد اگر اون کشور این کارو کرد میخوای چیکار کنی نمیتونیاحساس بد نداشتن لازمه خوب زندگی کردنهلازمه خوشبختیِلازمه موفقیت در کسب و کارِلازمه رابطه خوب با همسرتهلازمه رابطه خوب با فرزندانتهلازمه لذت بردن از زندگیتهلازم سلامتیِلازم لاغریِلازمه خداپرست بودنِلازمه خوشبخت بودنِلازمه ایمان داشتنِ.
همش برمیگرده به اینکه شما احساس بد نداشته باشیآدمی که احساس بد داره چه ایمانی داره؟؟اصلاً خدا هم براش مهم نیست آدم فقیر دین و ایمان هم نداره چرا اینجوریه؟؟چون فقر یه حس بدهخود به خود کسی که فقیره چه جوریه؟؟ همیشه درگیرِآدمی که درگیره دیگه اصلاً حالش بده زندگیش خوب نیستدیگه خدا رو میخواد چیکارچه توجهی داره به خداچه عقیدهای داره به خدابه حرف نیست به عملهپس حس بد نداشتن نیاز داره که شما یه سری کارها باید انجام بدیدچه کاری باید انجام بدیم؟؟باید به چیزهایی که حالت رو بد میکنه توجهی نکنییواش یواش رفتاری که حالت رو بد میکنه رو بتونی از وجودت پاکسازی کنی یواش یواش افکاری که حالت رو بد میکنه رو بتونی از وجودت پاکسازی کنی اون وقت شما خود به خود احساس بهتری داریوقتی احساس بهتری داری دیگه اون وقت بینهایت شما میتونی اتفاقات خوب در زندگیت رقم بخوره و خودت رقم بزنی و آدمی که حالش خوبه تصمیمات بهتری میگیره زندگی بهتری داره نظم بهتری داره ذوق و شوق زندگی داره اصلاً زمین تا آسمون شما تغییر میکنی وقتی که فقط حال بد نداشته باشیبرای حال بد نداشتن هم یه سری کارهایی که ما انجام میدیمافکاری که داریمعادتهایی که داریم که حالمون رو بد میکنه رو باید اصلاح کنیمهمین.چیز اضافهای نمیخواد انجام بدیممثل لاغریِمیگن لاغری با ذهن چه جوریه؟؟میگم لاغری با ذهن چرا رژیم نمیخواد چرا ورزش نمیخواد چون شما نمیتونی اون افکار و نگرش و اعمالی که خودت میدونی با باعث چاقی هست رو انجام بدی بعد بگی برم ورزش کنم پیادهروی کنم دو بزنم رژیم بگیرم لاغر بشمچه کاریهخب اون افکاری که افکار چاق کننده است حالت رو بد میکنه از چاقی شما رو میترسونهاون اعمالی که خودت میگی من از این اعمال میترسم منو به چاقی میرسونه اونها رو انجام نده خود به خود لاغر میشیبنابراین برای اینکه حال بد نداشته باشیم باید بدونی آگاه باشی که چه افکاری چه اعمالی چه رفتاری حالت رو بد میکنه اونها رو باید یکی یکی توی زندگیت اصلاح کنیخیلی هم ساده استخیلی هم لذت بخشهچون هر کدومش رو که شما اصلاح میکنید متوجه میشید که چقدر تاثیر داره در تداوم حال خوب شما و میبینی که چه اتفاقات خوبی در زندگیت رقم میخوره و چقدر ذوق و شوق پیدا میکنی پس ادامه اش بدمحالا که اینقدر ساده است زندگی پس تداوم داشته باشم در حال بد نداشتن. اصلاً نمیخواد تلاش کنی حال خوب به دست بیاریشما حال بد نداشته باش اونوریش خودش به دست میادهر روز باید این موضوع رو دنبال کنی چیزی نیست که بگی آها من تصمیم گرفتم پس از این به بعد میخوام حال بد نداشته باشم نمیتونیباید هر روز محتوای خوب رو دریافت کنی که این در ذهن شما به یک فرمول جدید تبدیل بشه بفهمی، متوجه بشی کجا چه افکاری چه رفتاری حالت رو بد میکنهاونجا برات زنگ خطر باشه بشناسیش تشخیصش بدی و اصلاحش کنیحالت عادی نمیتونی.
با یک حرف و تصمیم نیستمن دیگه از امروز میخوام احساس بد نداشته باشم با این نیست که تصمیم قاطع بگیری، یک تداومیِ در مسیر زندگیهر روز باید یک محتوایی رو استفاده کنی و این محتوایی که به صورت گام به گام قرار داده شده اینا هر کدومش یک نشانهای هست، یک راهکاری هست که از احساس بد فاصله بگیریتوی هر کدوم از این گامها موضوعاتی مطرح شده که ما رو به احساس بد میبره بنابراین وقتی ما این موضوع رو درک کردیم اون کار رو نباید انجام بدیمعمل کردن به آموزش یعنی اینشما وقتی این فایلها رو گوش میدی که مسیر تغییر زندگی هست توی هر فایل یه تمرینی ممکنه داده بشه توضیحاتی داده میشه که چه رفتاری چه نوع فکری چه نوع نگرشی حال آدم رو بد میکنه خب شما وقتی متوجه اون شدی از اون روز باید سعی کنی اون نگرش رو در خودت اصلاح کنیاون طرز فکر رو در خودت اصلاح کنی حالا از طریق نوشتن تمرین باشهاز طریق تکرار این فایلهای آموزشی باشه اینقدر باید تکرار کنی باید بنویسی تا به عادت شما در رفتارتون تبدیل بشهباید سعی کنی به اون چیزی که گفته میشه عمل کنی و میبینی که یواش یواش احساس شما داره تغییر میکنهاون تداوم حال بد گذشته که روزانه، ساعتها و همیشه به محض اینکه چشمهات رو باز میکردی میرفتی توی حال بد و ناراحتی و نگرانی اون یواش یواش داره تغییر میکنهیواش یواش میبینی صبح که بیدار میشی حالت بهترهذوق و شوق داری انگیزه داریمثلاً این کارهام رو انجام بدمبرم بشینم فایلم رو گوش بدم یا با انجام کارهات فایلها رو گوش میدی دیگه اون کارهایی که قبلاً انجام میدادی حرفهایی که قبلاً میزدی اون گفتگوهایی که با دیگران قبلاً داشتی و حالت رو بد میکنه میشناسی و دیگه انجامش نمیدیاگر کسی حرفی میزنه ته تهش اینه که شما شنوندهای و میگذری میری و دیگه مثل قبل نیستی که بخوای بحث کنی تداوم باشه گفتگو کنی بزار من بهت بگم نه منم اینجوریمدیگه بحثی با کسی نداریدیگه تداوم نداری در ادامه گفتگوهای منفیخیلی چیزها در زندگیتون تغییر میکنه رفتار شما افکار شما شخصیت شما تغییر میکنهاحساس شما به شکل مداومتر زمانهای بیشتری خوب خواهد بود و اون وقت میبینید که چه اتفاقی در زندگیتون میفتههر روز باید از این محتوا استفاده کنید محتوایی که به شکل گام به گام بعد از این فایل قرار داده شده رو هر روز باید شما ادامه بدیدجزء عادتهای زندگی قرار بدیدروزی یک فایل رو من باید ببینمچرخه باشه برو آخر بیا اولهمین رو باید ادامه بدی در کنار زندگی روزمره اتبعد میبینی چه اتفاقی در زندگیت میفته تعهد بدید که این مسیر رو طی کنید بارها و بارها طی کنیدتعهد بدید که به محض اینکه نشانههای تغییر رو در خودت دیدی قویتر و مصممتر باشی برای ادامه دادن و تکرار کردن.
نشان های دریافت شده
با سلام امروز هفته دوم تغییر زندگی منه
من امروز متوجه شدم که نسبت به هفته قبل کمتر عصبی میشم به طوری که امروز وقتی یکم عصبی شدم با تعجب اطرافیانم روبرو شدم واین برای من زنگی بود که به خودم اومدم یکبار دریک هفته خیلی عالی بود اونم مدت کوتاه درحد ۳ دقیقه در ضمن کمتر حرف بقیه منو ناراحت میکنه حتی توجهم به دیگران کمتر وبه خودم بیشتر شده کمتر از هفته پیش یوتوب میرم کمتر تلویزیون میبینم کمتر پیش آدمها میرم وکمتر خودم قاطی حرفهای مسموم شون میکنم خیلی جالب شده مدام یک هندزفری درگوشم وداخل خونه میچرخم
هم کسی صدام کنه میفهمم هم نخوام نمیفهمم مدام فایل های شما پلی میشه وخیلی عالیه
تازه فهمیدم حال واحساس خوب داشتن تنها وظیفه تنها کاری که من برای زندگیم باید کنم کارهای دیگه متفرقهاست
جدیدا راجب جنگ وگروهی وبیماری و…صحبت که میکنن اینجوریم که یا گوش نمیکنم یا اگه به من مستقیم بگن میگن من سر درمیارم انشالله درست میشه توکل به خدا وخودمو سریع میزنم به یه طرف دیگه حتی ابراز وجود وبحث نمیکنم
تازه فهمیدم بحث چقدر چیز بدیه خیلی ها خیلی اصلا وارد بحث نمیشم مدام تکه کلامم شده سیاست خیلی کثیف من خوشم نمیاد یا من سر درنمیارم یا حافظه ام کار نمیکنه راجب چی صحبت میکردین اونقدر فکرم مشغول یادم نمیمونه یا من نفهمیدم عه چی گفتن خلاصه خودمو میکشم بیرون از بحث بعدم تا فرصت پیدا کنم یه چیز خنده دار میگم وبحث عوض میکنم ویا ترکشون میکنم خودمو با کار خونه خیلی مشغول کردم قبلا خیلی حس بدی داشتم از کار خونه اما الان فهمیدم خیلی راه نجات خوبیه
کسی با آدم کاری نداره راحت شدم میگن طفلی چقدر مشغول چقدر زحمت میکشه خبر ندارن که درتنهاییم چها میکنم چه سروسری با خدای خودم دارم چقدر کیف میکنم چقدر لذت میبرم از کلاس های درستون چقدر خوش میگذره وتفریح میکنم با تک تک فایل ها
از این دنیا جدا میشم ووقتی برمیگردم به زمین تعجب میکنم از هیاهوی بقیه خنده ام میگیره از اینکه چطور با تلاطم راجب همه چیز حرف میزنن
چقدر خوشحالم که اینهمه تغییر کردم
تازه فهمیدم که هرکسی بیشتر حرصم میده آینه منه
وچقدر وجه مشترک دارم باهاش
یعنی من تا الان شاکی بودم از پدرم که چقدر عجول چقدر خسیس چقدر گیر چقدر غر غرو چقدر چقدر تازه فهمیدم ای دل غافل همشونم که خودم دارم
اونم ورژن جدیدش یعنی قشنگ میبینم لجم درمیاره چون خودمو میبینم وچیزی که دوست ندارم چون دقیقا درخودمه
الان متوجه شدم شاید دلیل اینکه من با سحر جاریم هم کل دارم وخیلی جاها خوشم نمیاد ازش شاید برای اینکه خیلی مشترکات داریم واین لجم درمیاره فهمیدم اگه از ویژگی افرادی خوشم نمیاد حسابی کنجکاو کنم وپیداش کنم درخودم ودرست کنم اینجوری هم خودمو بهتر کردم هم دیگه لجم بیخودی درنمیاد چون دیگه حساسیتی ندارم راجبش
خدایا شکرت برای آگاهی های امروزم برم وهفته دیگه جمعه بیام ببینم چقدر تغییرات خوبی کردم وکیف کنم
نشان های دریافت شده
سلام من امروز اولین گام از چله تغییر زندگی شروع کردم دقیقاً الان دو ساعت که من دارم تمرینات انجام میدم و هنوز فرصت نکردم فایل گوش بدم من حدود سه ماه میشه که به شهر دیگه نقل مکان کردم و بعد از سالها کار کردن و قرض و بدهی و خیلی از مسائل دیگه تقریبا به یک ثبات مالی و راحتی خیال رسیدم و درست در این شرایط این چله تغییر زندگی سر راه من قرار گرفت و گفتم بسم الله چی از این بهتر که حالا سر کار نمیرم و ذهنم آرومه گامی در مسیر خود شکوفایی خودم بردارم که قطعا این از الطاف خداست و باعث شد ایمانم به این جمله صد برابر شد که بعد از هر سختی آسانی ست. من هیچوقت از نوجوانی تا به امروز که ۳۳ سال سن دارم باور نکردم که خدا ظالم و یا بی رحم و آنچه از قرآن خواندم و شنیدم را هیچوقت باور نکردم گفتم مگه میشه خدایی که از والدین مهربان تره این کار بکنه هرگز خدا نور است و رحمت و جز این نیست اگه بخوام در مورد تمرینات بنویسم باید چن صفحه رو به خودم اختصاص بدم پس به همین اندازه اکتفا میکنم آرزو موفقیت برای همه دوستان هم مسیر
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی
امروز خیلی جالب بود که دقیقا ۷ روز از اولین روزی که این فایل دیده بودم میگذشت یهو یه حسی بهم گفت حالا که وقت داری بیا حین کار کردن دوباره از اول فایل هاتو گوش کن
خلاصه که فایل اول پلی کردم برام خیلی جالب بود
استاد بهم گفتن سلام خوش اومدی دوباره بعد یه هفته اومدی بنویسی تغییراتتو خیلی برام جالب بود که دقیقا یه هفته گذشته بود ومن به کلی فراموش کرده بودم که هر هفته تعهد دادم خودمو با خودم مقایسه کنم وانگیزه زیاد کنم وبا تمام قوا بهترش کنم اوضاعمو درتمام حوزه ها
خلاصه رفتم ودفترمو آوردم ومو به مو وضعیت خودمو درجنبش های مختلف زندگیم خوندنم
خیلی برام جالب بود دراین مدت یک هفته کلی تغییر تو زندگیم ایجاد شده
مثلا خیلی افکار منفی داشتم ودرمون حداقل ۲ ساعت بهش فکر میکردم اما امروز متوجه شدم که آخرین باری که غرق افکار منفی شدم درکمتر ازیک ربع بیرون اومدم وخودشم درروز به طور میانگین نیمساعت افکار منفیدارم
مثلا دیدم قبلا خیلی یوتوب میدیدم وساعت ها میچرخیدم الکی
اما الان صبحم با فایل وشب رو هم با خواندن متن فایل تموم میکنم ودرطول روزم هر زمان که وقت کنم فایل گوش میدم یا سایت ونوشته بچه ها رو میخونم ومدت زمان یوتوب خیلی کم شده وحدود به زمان هایی کوتاه شده
متوجه شدم از نظر احساسی احساس امیدواری بیشتری میکنم مثلا تا یک هفته پیش همش غر میزدم از نظر مالی ومشکلات و…ولی الان میبینم که خیالم خیلی راحت تر شده وپیروز همسرم بهم خاطر نشان کرد که تا ۱۴ ماه دیگه ما نه تنها وام میگیریم کلی بلکه ۵۰۰ ملیونمم حداقل پول میتونیم جمع کنیم تازشم خونمون بازسازی میکنیم وبعداینکه رفتیم خونه خودمون ماشینم میتونیم بخریم
تازه برای زایمانم هم با قرعه کشی که باز کردیم برام یک انگشتر طلا هم میخره
راستش بخواییم خیلی خیلی خوشحال وسپاسگزارم که تمام مشکلاتمون درآینده حل میشه وبسیار احساس آرامش وآسودگی خیال میکنم
درضمن ازنظر احساسی آدم مهربان تر صبور تر وآرام تری شدم حتی پدر ومادروهمسر وبرادر وفامیل هم که کلی بهم غر میزدن وسرزنشمون میکردن هم باهامون مهربون تر وآرام تر رفتار میکنن ،جالب که الان یه فکر خنده دار به ذهنم رسید که گفت انگار داری میمیری وهمه باهات خوب شدن
خخخ البته اینم شیطنت ذهن منفی باهمه ولی باشه حتی اگرم اینطور باشه منکه راضی خداراضی گور بابای ناراضی
دیگه خودمو مقایسه نمیکن که چرا جاریم ماشینش ممکن بهتر کنه
خواهر شوهرم ماشین خریده ،اون روز تماس تصویری داشتیم عین عقده ای ها ده تا النگو انداخته بود دستش وکلی طلا آویزون خودش کرده بود وهی دستش تو تصویر مورد جلو که ببین
خخخ اگه قبلا بود قلبم درد میگرفت ونفرینی بود که بهش حواله میدادم ولی میدونید چی شد خنده ام گرفت از کار بچگانه چقدر یه نفر بیچاره میتونه باشه که حال بد چهرش کمبود های وجودش با فخر فروشی بخواد خوب کنه البته که خوبم نمیشه
حال خوب من فکر کنم بیشتر اذیتش کرد وبیخیال صحبت شد
وجالب اینکه اصلا هم ناراحت نشدم وفقط قیافش یادم میوفته خنده ام میگیره قیافه عبوس وخسته ازدنیا وتکون دست هاش
واقعا تراژدی کمدی بود
خلاصه که حتی دیگه آدمها هم مثل قبل نمیتونن اذیتم کنن خیلی عالی شده
تازه پدرم وای استاد اونقدر مهربون وگوگولی شده بهم میخنده نگران سلامتی شده کسی که بهم غر میزد مداوم الان یک خط درمیون غر میزنه که اونم ۹۰ درصد مواقع هندزفری تو گوشمو ونمیدونم وکمتر اذیتم میکنه حرفاش یه جورایی به سمت خلع صلاح شدن رفته
حتی سلامتیمم بهتر شده قبلا مدام کمر درد داشتم جالب که دیروز وامروز کلی کار کردم ولی یه ذره هم کمرم درد نگرفت دل دردهامم کمتر شده وغذاهم بهتر میخورم
دخملمم شادتر شده وحسابی شیطونی میکنه توی شکمم ومنو به خنده میندازه درحالی که قبلا از حرکاتش شاکی واذیت بودم
همسرم کمتر بهم غر میزنه وشرایط بهتر میشه رو بیشتر به کار میبره شایدم فکر کرده رد دادم
خخ ولی خب مثل شما استاد که زده بودن بر طبل بیعاری وبیخیالی البته به قول همسرتون منم همونجور شدم اونقدر خوبه زمان کمتر اذیتم میکنه تنهایی برام راحت تر شده همیشه یه کاری یه برنامه ای هست
تازه فهمیدم کمتر برم پیش آدمها بیشتر درخصوص خودم باشم بیشتر به خودم اهمیت بدم برای خودم زندگی کنم برای خودم فکر کنم برای خودم ارزش قائل بشم وقتی آدم مشکل مالی داره نمیتونه به پول فکر کنه
شاید باورتون نشه استاد ولی حتی برای خودم این حق قائل نبودم که ماه به ماه پولی به حسابم بیاد تو این شرایط احساس میکردم لیاقت پول ماهانه ندارم تا اوضاع درست نشه لیاقت طلا وماشین وخونه خوب ندارم حتی وقتی غذا خوب میخوردم حس میکردم لیاقت این غذا رو ندارم صرفا به خاطر بچه است
وگاهی عذاب وجدان داشتم از خوردنش
اما الان حق خودم میدونم درهمین راستا مادرم برام النگو طلا خرید همسرم برام میخواد انگشتر طلا بخره
۱۴ ۱۵ ملیون پول میخواد بگذاره تو حسابم تا ماهی ۵۰۰ ۶۰۰ تومن علاوه بریارانه ام بیاد به حسابم
که جیبم خالی هم نباشه
البته هرچی هم بخوام برام میخره
واینکه قول داده که رفتیم خونه خودمون سپرده مو اونقدر زیاد میکنه که راحت ماهی چند ملیون بیاد به حسابم ومثل حقوق خیالم آمپول توجیبی م راحت بشه
برام همه طلاهایی که داشتمو دوباره میخره بهترم میخره برام ماشینم میخره وخلاصه همه چیز برام جبران میکنه
میخوام بگم که سالی که نکوست از بهارش پیداست وقتی داره اینقدر همه چیز با سرعت عالی وروی روال درست میشه معلومه که سال بعد چقدر وضع زندگیمون عالی میشه
من توی این یک هفته چقدر بهتر شده حالم سلامتیم روابطم بهتر شده محبتشون بهم زیادتر شده شادیم بهتر شده
حتی از نظر مالی هم بهتر شدیم
یعنی اگه اینا معجزه نیست پس چیه من اگه هفته پیش همه چیزم ده بود از صد راحت میتونم بگم ۲۵ شده یعنی اینقدری که من تغییردیدم درخود وشرایط واقعا دراین چند سال ندیدم
خدا رو واقعا شاکر وسپاسگذارم بابت تمام نعمت هایهایی که بهم ارزانی داشت
سلام استاد از خداوند سپاسگزارم که این همه آگاهی خوب را از طریق دستانش روی زمین به ما میرساند معتقدم که شما همان دستان خداوند در روی زمین هستید بابت این دعوت خداوند هزاران بار شکر گزارم
من همیشه فکر میکردم برای حال خوب داشتن احتیاج به پول و خونه وماشین وزندگی مرفه دارم وهمیشه برای وضع بدم چه از لحاظ عاطفی و روابط و مالی گله شکایت میکردم از اتفاقهای بد گذشته که برایم اتفاق افتاده بود مدام یاد آوری میکردم و آها با دیگران نیز صحبت میکردم که چرا باید این اتفاقها برای من بیفتد واین مرورها باعث میشد حس وحالم بد بشه و متنفرم از کسانی که در گذشته بهم بد کرده بودند بیشتر از قبل بشه وهمیشه به خدا شکایت میکردم وگله مند بودم که چرا با وجود این همه بی مهری ها وبدی هایی که در حقم کردند من روز به روز وضعم بدتر میشه چه از لحاظ مالی وسلامتی وروابط وهمیشه میگفتم حتما خدا خواسته وامروز من این را فهمیدم که رمز موفقیت در هر زمینه ای داشتن احساس خوب در من است احساس خوب زمانی در من شکل میگیره که من اتفاق های گذشته را رها کنم ومدام آنها را مرور نکنم حس وحالم را خوب نگه دارم ودست از سر غر زدن واحساس تنفر وکینه حسادت وخود کم بینی بردارم واین را بدانم که در این زندگی که من دارم در هر شرایطی که هستم خودم خلق کردم وباید خودم را خودم نجات بدهم با تغییر در احساس و افکارهایم واز خداوند هر لحظه هدایتش حمایتش را میخواهم تا بتوانم در این مسیر پایدار باشم
امروز من شرایطی که در آن زندگی میکنم چه مالی وسلامتی روابطم را مینویسم تا به امید خدا در روز های آینده به تغییراتی که کردم افتخار کنم
ممنونم از استاد عزیز که ای آگاهی های ناب را در اختیار ما میگذارند
نشان های دریافت شده
استاد عزیزم سلام ،امروز من هدایت شدم به اینجا ،جالبه که تصمیم گرفتم بار دیگه زندگیمو تغییر بدم میدونم که هی اومدم ورفتم وثابت قدم نموندم ولی دیروز به خودم گفتم این دیگه چله است فرق داره وقتی چل روز کار مورد نظرت انجام بدی ۴۰ روز دیگه هم انجام میدی و۴۰ روز دیگه و۴۰ روز دیگه واینجوری نگاه میکنی میبینی ۱ سال دوسال ده سال صد سال انجامش دادی یعنی هر روز یه قدم هر روز یه گام هر روز یه کوچولو برو جلو وببین که چقدر همین کوچولو ها یهو بزرگ میشن
اصلا من استاد کار کوچیک کردنم یادم اومد که دردوران دانشگاهم هر روز صبح ۵ دقیقه ورزش خوابیدنی میکردم یعنی چشمام گاهی بسته بود ولی خوابالو خوابالو پتو مینداختم کف اتاقم ۵ تا دونه پهلو میزدم هرطرف ۵ تا دونه دراز نشست ۵ تا دونه یه حرکت دیگه وخلاصه ۵ دقیقه ام تموم میشد من تازه خوابم میپرید یه کش وقوسی میدادم به خودم بلند میشدم میرفتم صورتم میشستم وصبحونه میخوردم ودانشگاه …یادمه اونقدر شکمم تخت بود که همه به تختی شکمم حسادت میکردن
بدنم توپر خوش فرم بود وبه هرکی میگفتم میگفت نه تو یه کار دیگه میکنی مگه میشه با ۵ دقیقه دودقیقه شکم آدم وانجام آدم اینقدر خوب بشه ومن همیشه میخندیدم میگفتم ژنم خوبه پس یعنی میگم برای خودم که شاید کارای دیگه هم میکردم اون تایم مثلا انگیزه پیاده رویم بیشتر بود بیشتر باشگاه میرفتم غذامم بهتر شده بود وکمتر ریزه خواری میکردم شادتر بودم و….ولی میدونید استاد جان واقعیت اینکه تعهد من به یه کار کوچیک هر روزه منو این طور پرانرژی وترغیب به بهتر کردن اوضاع کرده بود یعنی سنگم میبارید من بیکیفیت هم درخواب هم دودقیقه هم شده اول صبح ورزشمو میکردم تازه میفهمم که تعهد داشتن به خود چقدر مهم چقدر ذهن منو آماده پذیرش بهتر شدن اوضاع میکنه
الان حامله ام نمیتونم دوباره همون کار انجام بدم
ولی متعهد میتونم بشم که هر روز برای احساس بد نداشتنم حتی بیکیفیت یه کار کنم
مثلا چی اولین گام این باشه که بیام اینجا یه سر بزنم دوخط بنویسم یا دوخط بخونم یه تمرین انجام بدم به خودم میگم که مستلزم احساس خوب داشتن این که از احساس بد دور بشم از آدم هایی که احساس بد میدن دور شم ارتباطمون باهاشون کم وکمتر کنم تا قطع کنم یوتوب خیلی میبینم مقدارش کم کنم تا پاکش کنم تلویزیون نبینم با آدمها کمتر رفت وآمد کنم وقوع کنم حرف زدنم باهاشون خیلی مواقع خوب که نگاه میکنم واقعا حرفی برای زدن باهاشون ندارم اما به خاطر ترس از تنهایی وفقط معاشرت وترس از افسرده شدن یا بیکاری باهاشون وقت میگذرونم وقشنگ میبینم که چطور منو با حرفهای سمیشون میشورن وحالمو خراب میکنن یعنی الان اوضاعم خیلی خیلی بد اومدم پیش پدرو مادرم به خاطر اوضاع بد مالی تو اتاق خودم زندگی میکنم قبول پولم نداریم قبول حامله هم هستم قبول اصلا اوضاع زندگیم نرمال نیست اونم قبول ولی منم دیگه زیادی باهاشون حرف میزنم زیادی حال بد میدم وحال بد میگیرم یعنی من عوض سکوت بیشتر وکار کردن رو خودم هی انرژی منفی بیشتر میکنم
پس بهتر جای این کار یکم تنها تر شم رو خودم کار کنم
فقط بگم که تعهد میدم که از الان شروع کنم وهر روز اوضاع بهتر کنم
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی گردن و تغییر کردن
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد میدونید چیه من احساس خوب خدارو شکر دارم ولی این حد نیست که مثلا صدای پرنده رو بشنوم بگم خدا داره با من حرف میزنه
من خدارو شکر میکنم از نقطه اول خیلی فاصله دارم ولی هنوز به اون حد نرسیدم که احساس خوب پایدار تجربه و زندگی کنم به نظر خودم من بیشتر اوقات از روز من احساسم خوبه
ولی نمیدونم چرا اون احساس خوب پایدار ندارم
امروز درکم بیشتر شد که باید احساس خوبم بیشتر کنم باید یاد بگیرم که طوری رفتار کنم که احساس خوبم بیشتر بشه
امروز شما به من یاد دادید برای داشتن احساس خوب نیازی نیست کار خاصی انجام بدم فقط و فقط باید احساس بد نداشته باشم
خوب احساس بد چطور در من ایجاد میشه وقتی من افکار منفی داشته باشم چه بخوام چه نخوام احساس من بد میشه
حالا باید برای اینکه احساس بد نداشته باشم فقط و فقط کافی فکرهای منفی بد فکرهایی که دوست ندارم فکرهایی که حالم بد میکنه رو نداشته باشم
در چنین شرایطی حتما احساس من خوبه وقتی احساسم خوب باشه در طول روز به خداوند هم همین احساس ارسال میکنم خداوند هم پاسخ احساس منو میده در نتیجه اتفاقات خوب پشت سر هم تجربه میکنم
وقتی هم اتفاقات خوب تجربه میکنم یعنی من دارم تغییر میکنم من دارم در تمام جنبهای زندگیم پیشرفت میکنم
پس باید یاد بگیرم احساس بد نداشته باشیم و لازمه احساس بد نداشتن افکار خوب داشتن وقتی افکارت خوبه همه چیز خودبه خود رو به بهبود میره
اینکه خودمونو مقایسه میکنیم کار خوبی نیست مخصوصا اینکه با افراد پایین تر از خودمون خودمون مقایسه میکنیم در هر دو صورت اشتباه مقایسه کردن فقط وقتی خوبه که خودتو با یک هفته یک ماه چند ماه یکسال قبل خودت مقایسه کنی چون در چنین شرایطی متوجه میشه چقدر تغییر کردی انگیزه میگیره برای ادامه دادن
و برای اینکه حال بد داشته باشیم باید به کلی چیزها توجه کنیم تا حالمونو بد کنیم مثلا اینکه به گذشته و آینده مون فکر کنین طبعا حالمون بد میشه یا حسرت گذشته رو میخوردیم یا نگران آینده مون هستیم
حال بد داشتن نیاز کلی کارو انجام بدی فکر منفی داشته باشی فکری مرور کنی که حالتو بد میکنه یا نیاز مرور کنی رفتار بد شخصی یا برخورد بد شخصی یا حرفی که فلانی زده یا چیزی که دیگران گفتن تو فقط شنیدی نمیدونی اون چقدر حقیقت داره اون چیز فقط برداشتی از اون چیزیکه اون فرد میاد برای تو میگه
و برای داشتن احساس خوب نیاز این رفتارها رو نداشته باشی نیاز نیست کار خاصی انجام بدی تا حالتو خوب کنه فقط نیاز که تو فکرهایی که حالتو بد میکنه رو مرور نکنی
برای لاغر شدن همین نیاز نیست کار خاصی انجام بدی همینکه به چاقی فکر نمیکنی همین که کارهایی که میگی چاقن میکنه رو انجام نمیدی تو خودبه خود در مسیر لاغری گام برمیداری تازه ما یه پوعن بهتر هم داریم خر روز داریم محتوای خوب به ذهنمون میدیم که اون ما رو بهتر و راحتر به هدفمون نزدیک میکنه در نتیجه ما روزبه روز لاغر تر میشیم
برای اینکه احساس خوبی داشته باشیم نیاز نیست کاری انجام بدیم فقط فقط باید کارهایی که حال ما رو بد میکنه افکاری که حال ما رو بد میکنه رو انجام ندیم ما خودبهخود احساس خوب داریم
وقتی احساس خوب مون بیشتر بشه در طول روز ما از طرف خداوند در همزمانیهایی قرار میگیرم که اتفاقات خوب تجربه میکنیم و باعث میشه احساس خوب ما بیشتر بشه .
من چقدر خوب شد که تصمیم گرفتم این دوره رو تکرار کنم من یادم نبود که هر روز باید یه فایل گوش بدم
من تصمیم گرفتم هر روز یه فایل گوش بدم تکرار کنم مرکز بشه برام تا همیشه یادم باشه که باید چکار کنم که یادم باشه که باید حالم خوب باشه حال دلم خوب باشه در نتیجه احساسم خوب باشه
و وقتی احساسم خوبه لازمه همه چیز لازمه لاغر شدن احساس خوب داشتن لازمه سلامتبودن احساس خوب داشتن یا احساس بد نداشتن
لازمه داشتن کسب و کار عالی لازمه شاد بودن لازمه پیشرفت کردن در تمام جنبهای زندگی احساس خوب داشتن و برای داشتن احساس خوب فقط کافی احساس بد نداشته باشیم
و یاد گرفتم فایهای بعدی هر کدوم یه نشانه احساس بد داشتن که باید به اون آگاهیها عمل کنم تا احساس خوب پایدار برای همیشه تجربه کنم
پس در این درس یاد گرفتم باید احساسم خوب باشه
باید مقایسه نکنم
باید افکار خوب مرور کنم
باید در تمام جنبهای زندگیم فکرهای بد نداشته باشم
خودبهخود من احساسم خوب میشه و اتفاقات خوب پی در پی تجربه میکنم
و مهمتر از اون اول باید آرامش داشته باشم وقتی فایل گوش میدم عمل میکنم آرامش و تجربه میکنم
خدایا شکرت خدایا کمکم کن تغییر کردن تجربه و زندگی کنم
به نام خدا
سلام ودرود به همه دوستان و استاد عزیز
مطالب جالب و تاثیر گزار بود
امیدوارم در ادامه بتوانیم ثابت قدم باشیم
و مهم ترین نکته این متن شرح وضعیت فعلی ماست که باید به آن توجه ویژه داشت چون جزو مواردی است که فراموش میشود
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد عزیزو دوستان گرامی
خدارا بابت این نعمت بزرگ که در حضور شما عزیزان هستم بی نهایت سپاسگزارم امیدوارم بتوانم استفاده لازم را از آگاهیهای این مکان مقدس در زندگی ام داشته باشم
لازمه زندگی خوب احساس بد نداشتن هست خیلی جمله کلیدی است برای تغییر اساسی،کار ساده ای است که هرگونه رفتار وافکاری که حالمان را بد می کند توجه نکنیم تمام، اونقدر ساده که نمیشه باور کرد، نمیشه باور کرد که با این کار ساده چه معجزاتی در زندگی منتظر ماست
اگه احساس بد نداشته باشیم میتونیم کارمان را با تمرکز بالا ودرست انجام بدیم ومهارتمان را افزایش بدیم با افزایش مهارت میتونیم به راحتی مسایل زندگیمان را حل کنیم وبا حل مسایل زندگی توانمندیهای ما افزایش می یابد ورندگیمون روانتر میشه ،در واقع با احساس بد نداشتن ما خدارا می پذیریم واجازه میدهیم زندگیمان را هدایت کندواگر خدا زندگی مارا بدست بگیرد چه میشود؟
خدایا دستمون را بگیر ومار دراین مسیر پراز خیر و برکت ثابت قدم بفرما
نشان های دریافت شده
با سلام امشب برای بار دوم این فایل و گوش دادم و چقدر اگاهی و دریافت های بیشتری داشتم کل زندگی و خوشبختی ما به این حال خوب ما ربط داره یعنی حال بد نداشتن حس خوب یعنی وصل بودن به خدا یعنی ایمان و توکل به خدا یعنی اتصال به منبع جهان هستی وقتی ما خدای بزرگی داریم که از رگ گردن به ما نزدیکتره چرا باید حالم بد باشه چرا باید اجازه بدم افکار منفی سوار بر من بشه خدایا شکرت که همیشه با من هستی بابت این حال خوبم هزاران بار شکرت