0

چلهٔ تغییر زندگی (گام ۱)

اندازه متن

تغییر زندگی بر خلاف هرنوع تغییری در دنیای فیزیکی، کمترین نیاز به تلاش فیزیکی و بیشترین نیاز به تلاش ذهنی دارد.

آنچه را در ذهن خود تغییر دهید به مرور به شکل واقعیت در دنیای مادی خود تجربه خواهید کرد. به شرط اینکه مهارت مدیریت احساس خود را آموخته باشید.

تغییر زندگی چیست و چرا مهم است؟

تغییر زندگی به معنای ایجاد تحول در جنبه‌های مختلف زندگی فردی، اجتماعی، حرفه‌ای و عاطفی است. این تغییرات می‌توانند شامل تغییر در عادت‌ها، محل زندگی، شغل، روابط یا حتی نگرش‌ها و باورها باشند. در دنیای پرشتاب امروز، تغییر به یک امر طبیعی و ضروری تبدیل شده است.

اهمیت تغییر زندگی در این است که به ما کمک می‌کند از روتین‌های یکنواخت خارج شویم و به سوی رشد و پیشرفت حرکت کنیم. تغییرات می‌توانند فرصتی برای یادگیری، توسعه مهارت‌ها و بهبود کیفیت زندگی و مدیریت احساس فراهم کنند.

با پذیرش تغییر، ما می‌توانیم به چالش‌های جدید پاسخ دهیم، انعطاف‌پذیری بیشتری پیدا کنیم و به اهداف جدیدی دست یابیم.

در نهایت، تغییر زندگی نه تنها به ما امکان می‌دهد که از تجربیات جدید بهره‌مند شویم، بلکه باعث می‌شود از طریق مدیریت احساس به خودمان و دنیای اطرافمان نگاه تازه‌تری بیندازیم. بنابراین، درک اهمیت تغییر و آماده‌سازی برای آن، کلید دستیابی به زندگی بهتر و شادتر است.

تغییر زندگی، اگرچه ممکن است در ابتدا ترسناک و دشوار به نظر برسد، اما می‌تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود کیفیت زندگی، مدیریت احساس و دستیابی به اهداف مورد نظر عمل کند.

با پذیرش تغییرات و گام برداشتن به سمت تجربیات جدید، افراد می‌توانند زندگی بهتری بسازند و به اهداف خود نزدیک‌تر شوند. به یاد داشته باشید که هر تغییر، فرصتی است برای رشد و شکوفایی، و با هر گام به جلو، دریچه‌های جدیدی به روی شما باز خواهد شد.

قدم اول برای تغییر زندگی

اگر در موتورهای جستجو درباره اولین قدم برای تغییر زندگی تحقیق کنید با محتوای‌ گوناگون و متنوعی درباره چگونه شروع کردن برای ایجاد تغییر در زندگی مواجه خواهید شد.

مسلما اجرای همه این پیشنهادات برای انتخاب روش صحیح تغییر زندگی مستلزم زمان و صرف انرژی است و می تواند باعث سردرگمی و ناامیدی شما شود.

اما روشی منحصر به فرد برای شروع تغییر زندگی وجود دارد که علیرغم اینکه در هیچ کتاب و سایت آموزشی به آن اشاره نشده است اما صد در صد موجب شگفتی شما در شروع تصمیم خود برای تغییر زندگی خواهد شد.

احساس بد نداشتن

شاید از اینکه عبارت (احساس بد نداشتن)‌ اولین و مهمترین قدم برای شروع تغییر در زندگی است تعجب کرده باشید.

همچنین ممکن است این فکر در ذهن شما مرور شود که چگونه باید احساس بد نداشته باشیم؟! چون تاکنون درباره اینکه چگونه احساس خوب داشته باشید زیاد شنیده اید.

راهکارها و تمرینات زیادی برای مدیریت احساس و چگونه احساس خوب داشتن ارائه شده است و احتمالا در ذهن شما اینکه چگونه احساس خوب داشته باشیم منطقی تر از این باشد که چگونه احساس بد نداشته باشیم!

اما جالب توجه است که همانگونه که در آموزش های لاغری با ذهن برای لاغر شدن نیاز به انجام کار اضافه نیست و فقط اگر افکار و نگرش هایی که منجر به چاقی در ذهن می شوند را اصلاح کنید خودبخود لاغر می شوید در موضوع تغییر زندگی نیز برای مدیریت احساس و رسیدن به احساس خوب نیاز به انجام کار خاص مانند مدیتیشن یا …. نیست و فقط کافی است افکار و عملکردی که منجر به شکل گیری احساس بد در ذهن می شود را انجام ندهید.

این نگرش که برای داشتن احساس خوب باید برنامه ریزی کرد یا تمرینات مستمر روزانه انجام داد صحیح نیست چون اگر چگونگی ایجاد احساس بد را اصلاح نکنید عوامل متنوعی در زندگی روزمره وجود دارد که می تواند منجر به ایجاد احساس بد در ما شود.

بنابراین تا زمانی که به دنبال ایجاد احساس خوب در خود باشید این روند هرگز پایان پذیر نخواهد بود چون عوامل ایجاد احساس بد تمام نشدنی هستند اما اگر مهارت مدیریت احساس و مقابه کردن با ایجاد احساس بد را بیاموزید و در زندگی به آن عمل کنید دیگر اهمیتی ندارد در کجا و چه شرایطی زندگی می کنید، شما قادر به مدیریت احساس خود خواهید بود.

مدیریت احساس

مهارت مدیریت احساس

مهارت مدیریت احساسات به توانایی شناخت، درک و کنترل احساسات خود و دیگران اشاره دارد. این مهارت به ما کمک می‌کند تا در موقعیت‌های مختلف، به شیوه‌ای موثرتر و سازنده‌تر واکنش نشان دهیم.

احساس اصلی ترین عامل ایجاد احساس بد در انسان می باشد. انسان در معرض هر مساله ای در زندگی قرار بگیرد ابتدا احساس او تحت تاثیر قرار گرفته و سپس منجر به شکل گیری واکنش مناسب یا نامناسب در فرد می شود.

در واقع از طریق یادگیری مهارت مدیریت احساس می توانیم واکنش هایی در برخورد با مسائل زندگی داشته باشیم که تاثیر کمتری بر ایجاد و تداووم احساس بد در ما داشته باشد.

مراحل مدیریت احساس

برای یادگیری مدیریت احساس بر خلاف هرنوع یادگیری دیگر نیاز نیست موضوعات جدید را بیاموزید بلکه باید آگاهی ها و آنچه که بعنوان عادت فکری و رفتاری در خود شناسایی می کنید را اصلاح و تغییر دهید.

به این شکل الگوهای فکری و عادت هایی که در زندگی روزمره منجر به شکل گیری احساس بد در شما می شوند از بین رفته و می توانید خودبخود با احساس بهتری به زندگی خود ادامه دهید.

موضوعاتی که در قدم های دوره مسیر تغییر زندگی ارائه شده است باعث آگاهی شما از الگوهای فکری و عملکرد های روزمره زندگی خود می شود که همگی منجر به شکل گیری احساس بد در شما می شوند.

با اطلاع از این موارد به راحتی می توانید از طریق تکرار محتوای‌ آموزشی و انجام تمرینات ارائه شده واکنش های ناخودآگاه خود به مسائل روزمره زندگی تان را مدیریت کرده و افکار و رفتاری را در ذهن و عملکرد خود انتخاب کنید که منجر به ایجاد و تداووم احساس بد در شما نشود. این مهمترین تاثیر یادگیری مدیریت احساس می باشد.

تمرین

برای اینکه تاثیر استفاده از دوره مسیر تغییر زندگی برای شما واضح شود باید گزارشی از وضعیت فعلی خود در اختیار داشته باشید تا در آینده ای نزدیک از طریق مرور شرح وضعیت فعلی خود متوجه تغییراتی که در افکار، رفتار و زندگی روزمره شما ایجاد شده است شوید.

برای تهیه گزارش باید وضعیت خود در جنبه های مختلف زندگی را مشخص کنید.

دقت کنید نیاز نیست درباره آنچه دوست دارید تجربه کنید بنویسید فقط درباره وضعیت فعلی خود شرح دهید.

  • شرح وضعیت من در موضوع احساس

درباره مدیریت احساس خود در زندگی روزمره شرح دهید.

چه میزان از زمان خود در زندگی روزمره را درگیر افکار منفی یا احساس بد و ترس و نگرانی هستید.

از نظر میزان شادی در زندگی خود شرح دهید.

از نظر احساس آرامش داشتن وضعیت خود را شرح دهید.

  • شرح وضعیت من در موضوع سلامتی

درباره وضعیت سلامتی خود شرح دهید. مسائلی که با آن روبرو هستید و دوست دارید برطرف شوند را ذکر کنید.

لیست داروهایی که مصرف می کنید را بنویسید تا در آینده ای نزدیک دلیلی محکم بر تغییر وضعیت سلامتی شما باشند.

مسائل و مشکلاتی که شخصا با آنها روبرو هستید و دوست دارید بهبود پیدا کند را شرح دهید.

  • شرح وضعیت من در موضوع روابط

شرح وضعیت خود در موضوع روابط را بنویسید. رابطه با افرادی که به شکل روزمره با آنها در ارتباط هستید و همچنین افرادی که در دایره دوستان و خویشاوندان شما قرار می گیرند.

رابطه عاطفی خود با شریک زندگی یا شریک عاطفی تان را شرح دهید.

رابطه عاطفی خود با فرزندانتان را شرح دهید.

رابطه خود با همکاران و مسئولین خود در محیط کار را شرح دهید.

رابطه خود با سایر انسانها در زندگی روزمره را شرح دهید.

در هر حوزه بنویسید که چه مسائل و مشکلاتی در رابطه شما وجود دارد.

  • شرح وضعیت من در موضوع مالی

شرایط مالی خود را شرح دهید. اگر بدهکاری یا کمبود مالی دارید بنویسید.

اگر برای انجام کار ضروری نیاز به پول دارید درباره آن شرح دهید.

گزارش کلی از وضعیت مالی خود در زندگی روزمره تان را شرح دهید.

گزارشی از وضعیت مالی کسب و کارتان را بنویسید.

میزان پس انداز یا بدهکاری های خود را مشخص کنید.

  • شرح وضعیت من در موضوع ایمان به خداوند

درباره وضعیت ارتباط خود با خداوند شرح دهید.

انتظار شما از خداوند در زندگی تان چیست؟ منتظر بلا و تنبیه الهی هستید یا بیشتر منتظر دریافت نعمت ها و پاداش های الهی در زندگی روزمره تان هستید.

افکار خود درباره خداوند را شرح دهید.

نگرش شما درباره رضایت خداوند از خودتان را شرح دهید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

متن فایل تصویری برای ناشنوایان 🧏

متن فایل تصویری مدیریت احساس: (توسط خانم نگار ملکزاده عزیز)

قبل از اینکه من لاغر بشم به احساس خوب رسیده بودم. یعنی احساس من تغییر کرده بود شرایط زندگی من تغییر کرده بود و بعد تازه به فکر استفاده از این مسائل و قوانین برای لاغری افتادمبه همین دلیله که احساس خوب داشتن در ذهن من خیلی مهمه

چون لاغری خودم رو هم هدیه همون احساس خوب داشتن می‌دونم تغییر شرایط زندگیم رو هم هدیه مدیریت احساس خوب داشتن می‌دونم من عقیدم اینه که تنها کاری که من انجام دادم این بود که حالم رو خوب کردمنه با استفاده از عوامل بیرونی.

قبلش من خیلی کارها انجام می‌دادم برای اینکه حالم رو خوب کنم تفریحات با دوستان بود یه سری کارهایی بود که به ظاهر این بود که داریم حالمون رو خوب می‌کنیم با بچه‌ها بریم بیرون و شب نشینی فلان کارو انجام دادن این کارو انجام دادن،

ظاهرش این بود که دارم این کارها رو انجام میدم که حالم رو خوب کنم. می‌خوام از زندگیم استفاده کنم می‌خوام با بچه‌ها خوش بگذرونم ولی بعد از اینکه کنترل ذهن و مدیریت احساس رو یاد گرفتم موضوعات مربوط به قانون جذب را یاد گرفتم متوجه شدم که اینا نه تنها در من حال خوب ایجاد نمی‌کنه بلکه یه جورایی من رو به سمت بدتر شدن احساسم می‌بره.

 چون توی اون جمع‌ها بودن بالاخره مسائلی و حرف‌هایی بود یه صحبت‌هایی می‌شد که نتیجه احساسیش در من این بود که احساس بدتری پیدا می‌کردم در واقع ناامیدتر می‌شدم هر شب انگار حرف داشتم از مسائل و مشکلاتم برای اون‌ها بزنم و اون‌ها هم میزدن و دوباره فردا شب من دوباره دست پر می‌رفتم توی اون جمع و این روند سال‌ها ادامه داشت.

و من یاد گرفتم که با استفاده از اون چیزی که در وجود خودم هست و با استفاده از اون چیزی که درک کرده بودم برای مدیریت احساس من مفید است بیام حال خودم رو خوب کنم به خاطر همینه که احساس خوب داشتن حال خوب داشتن رو مبنا و زیربنای تمام تغییراتم در زندگی می‌دونمیکی از مهم‌ترین موضوعات در زندگیم اینه که حال خودم رو خوب کنم.

یعنی اگر در طول روز حال امروز ،دیروز، هفته قبل، هر وقتی که من متوجه بشم احساسم اونجوری که می‌خوام نیست مثلاً از درون حس شادمانی ندارم حس رهایی شادمانی منظورم گفتگو و خنده و بذله و اینا نیست حس رهایی ندارم، انگار آزاد نیستم، شاید اصطلاح عامیانه‌اش این باشه که مثلاً بگم یه چیزی روی قلبم گذاشتن، گرفته ام، توی خودمم.

به محض اینکه من احساس کنم که یه همچین حالتی داره به سراغم میاد دست به کار می‌شم می‌گم خب چیکار کنم؟چه جوری حال خودم رو بهتر کنم؟ یه راهی واسش پیدا می‌کنم که معمولاً هم راه‌های تکی و شخصیه کاری به جمع ندارم.

این نیست که بگم برم پیش یکی یا با کی حرف بزنم بیشتر با خودمه بیشتر خودم با خودم راهش رو پیدا می‌کنم حالا از طریق مطالعه کردن باشه فایل گوش دادن باشه یه کار جدیدی روی سایت انجام دادن باشه یه جورایی خودم رو مشغول می‌کنم که از اون احساس بیام بیرون چون خیلی برام مهمه که احساس بدی نداشته باشم. چون هر وقتی من بگم احساس خوب داشتن، شاید این فکر در ذهن ایجاد بشه که چیکار کنم؟؟

وقتی من میگم مدیریت احساس خوب داشته باشیم خیلیاتون بگید خب چه جوری توی این شرایط مثلاً چه جوری با این همسر، با این بچه، با این کار، با این وضعیت، با این مملکت، خب چه جوری آدم حال خوب داشته باشه؟!

بنابراین جمله‌ام رو اصلاح می‌کنم به شکلی که بهانه‌ای واسش نباشه اونم اینه که برای من خیلی مهمه که احساس بد نداشته باشم، احساس یأس نداشته باشم، احساس ناامیدی نداشته باشم، به محض اینکه متوجه بشم دارم میرم به سمت احساس  یأس و ناامیدی و نگرانی خودم رو از اون فضا می‌کشم بیرون.

 حالا با پیاده‌روی، کتاب خوندن، فایل گوش دادن و خودم رو از اون احساس رها می‌کنم چون وقتی من فایل گوش میدم توجهم میره سمت اون صحبت‌هایی که در فایل‌ها هست و قطعاً فایل‌هایی رو انتخاب کردم برای گوش دادن که بهم احساس خوبی میده احساس قدرت میده احساس انگیزه و اشتیاق زندگی کردن و توجهم رو میبره سمت خدا و سمت نعمت‌هام سمت زندگی خوب داشتن سمت رهایی سمت اینکه من خودم خالق زندگیم هستم.

 هرجوری که من فکر کنم خدا همونجوری با من حساب کتاب می‌کنه بنابراین من خیلی از فایل گوش دادن استفاده می‌کنم برای اینکه حالم رو خوب کنم و بعدش از مطالعه کردن و خودم رو سرگرم یه سری کارها انجام دادن که دیگه ذهنم درگیر اون کار بشه به خاطر اینه که مدیریت احساس خوب داشتن خیلی برام مهمه پس برای اینکه ما احساس خوب داشته باشیم نیازی نیست کاری انجام بدیم در تایید اون صحبتم که گفتم که احساس خوب داشتن به معنای اینکه خب چه جوری نیست همون اصطلاح خیلی بهتره که احساس بد نباید داشته باشیم.

وقتی بگم ما نباید احساس بد داشته باشیم برای ما منطقیه چرا احساس بد داری؟؟ اینجا دیگه می‌دونی چرا احساس بد داری چون شما داری به یه چیزایی فکر می‌کنی داری به یه چیزایی توجه می‌کنی که حالت رو بد می‌کنه حالا این موضوعات می‌تونه درونی باشه می‌تونه بیرونی باشه.

شما می‌تونی در درون خودت به یه سری افکار گذشته ات، خاطرات آینده خودت، فرزندانت، زندگیت فکر کنی و چون راهی براش نداری اگر چیزی که بر شما گذشته باشه قبلاً شما رنجش رو کشیده باشی الان دوباره اون رو مرور کنی به خاطر اینکه راهی نداری اونو اصلاح کنی خب قاعدتاً دوباره اون افکار رنج‌آور  شما رو اذیت می‌کنه.

اگر به آینده فکر کنی به اینکه چه خواهد شد چی میشه من چیکار کنم فلانی چی، اون چی، بازم چون راهی و کاری از دستت بر نمیاد که تو بخوای از الان آینده رو بسازی بازم احساس یأس و ناامیدی بهت دست میدهب نابراین اینکه من بگم احساس بد نداشته باشیم خیلی برامون قابل درک‌تره،

چرا احساس بد داریم؟؟به خاطر اینکه داریم به یه چیزی فکر می‌کنیم به خاطر اینکه داریم یه کاری رو انجام میدیم که حالمون از انجام اون کار خوب نیستبه خاطر اینکه داریم به یه موضوعاتی توجه می‌کنیم که از توجه کردن به اون حالمون خوب نیست می‌تونه این موضوع بیرونی باشه می‌تونه یه سری اخبار باشه می‌تونه یه سری سر و صداهایی باشه که در جامعه وجود داره می‌تونه یه سری اتفاقاتی باشه که در جامعه رخ داده اینا همه باعث میشه که ما احساسمون بد بشه

خب وقتی هم احساس آدم بد باشه نتیجه‌اش چیه؟؟ از زندگیت لذت نمی‌بری یاس و ناامیدی سراسر وجودت رو می‌گیره از اون چیزی که داری لذت نمی‌بری از اون چیزی که وارد زندگیت میشه هم بعداً لذت نخواهی برداز اون چیزی که تجربه کردی در زندگیت هم لذت نمی‌بری فکر می‌کنی که همش بیخود بوده چقدر زندگی رنج‌آوره چقدر زندگی نکبت باره چقدر زندگی سخته

وقتی که حالت خوب نباشه وقتی حالت خوب نیست اصلاً مهم نیست چی داری خیلی از چیزهایی که شاید وقتی حالت خوبه بهشون فکر می‌کنی بهت احساس قدرت میده میگی این پشتوانه منه مثلاً من اینقدر طلا دارم من اینقدر سرمایه دارم من اینقدر فلان دارم وقتی حالت بده اصلاً به اون‌ها فکر هم نمی‌کنی اگر هم بهش فکر کنی حتی حالت رو هم خوب نمی‌تونه بکنه اصلاً مهم نیست برات که چی داری وقتی حالت خوب باشه اون چیزی که داری شما میتونی جوری بهش فکر کنی که بهت حال خوب بده.

ازش لذت ببری اصلاً وقتی شما حالت خوب باشه اگر یک ویلا داشته باشی بری توی ویلات لذت می‌بری اگر حالت خوب نباشه چند تا ویلا هم داشته باشی و حتی بری توی اون ویلا هم لذتی نمی‌بری، بیشتر حوصلت سر میره، بیشتر درگیری ات بیشتر میشه

میری توی ویلا می‌بینی چقدر اوضاع بده چرا اینجوریه چقدر به هم ریخته است ولش کن برگردیم حوصله ندارم حوصله ندارم یعنی چی؟؟ یعنی نمی‌تونم زندگی کنم یعنی نمی‌خوام زندگی کنم یعنی از زندگیم لذت نمی‌برم یعنی حس و حال زندگی کردن ندارم اینا همه نتایج احساس بد داشتنِ.

و وقتی احساس بد نداشته باشی آرامش داری و می‌بینی که با همون چیزایی که داری هم می‌تونی زندگی کنی وقتی احساس بد داری هرچی که داشته باشی نمی‌تونی زندگی کنی فکر می‌کنی به درد نمی‌خوره فکر می‌کنی کمه فکر می‌کنی اینا چه فایده داره من چیکار کنم حالا چه جوری می‌تونم زندگی کنم 

احساس بد داشتن از کجا شکل می‌گیره چرا ما احساسمون بد میشه؟؟ از مرور افکارمنبع احساس بد چیه؟؟ افکار حس جسم نیست، ماده نیست، یک جریانِ مثل یک جریان الکتریسیته است شما مثلاً برق رو نمی‌بینی اما اگر دستت به یک منبع برق بخوره شوک بهت وارد می‌شه اون شوک رو می‌فهمی اما برق رو نمی‌فهمی کجاست چی بود خدای من،

نمی‌بینیش اما اگر دستت بهش بخوره می‌فهمیش تکونت میده احساس بد داشتن قابل دیدن نیست ولی تکونت میده درگیرت می‌کنه ذهنت رو درگیر می‌کنه مشغولت می‌کنه میری توی خودت بنابراین احساس بد نداشتن لازمه خوب زندگی کردنه

احساس بد نداشتن لازمه تجربه شرایط بهتر توی زندگیِاحساس بد نداشتن لازمه تغییر کردنِ احساس بد نداشتن لازمه لاغر شدنِ لازمه موفق شدنِلازمه روابط خوب داشتنِاحساس بد نداشتن عین آبه.

میگن آب مایه حیاته احساس بد نداشتن هم مایه حیاته

وقتی احساس بد نداشته باشی می‌تونی زندگی کنی وقتی احساس بد نداشته باشی جریان خوشبختی خود به خود وارد زندگیت میشه ما به شکل عادی و طبیعی خلق شدیم که احساس بد نباید داشته باشیم اصلاً احساس بد جزء وجود ما نیست، لازمه حیات ما نیست احساس بد لازمه حیات ما نیست.

چیزی نیست که بگیم چیکار کنم؟ خداست دیگه اینجوری خلقش کرده خدا این بلا رو سرم آورده خدا این کارو کرد خدا اون کارو کرد ربطی نداره به خدا احساس بد ربطی نداره به خدا احساس بد ربط داره به نوع فکر کردن خودت

بچه‌ها احساس بد ندارن، چون فکر نمی‌کنن چون اینقدر ذهنشون درگیر افکاری که ما بزرگترها داریم نیست دنبال بازی کردنن دنبال شادی کردنن دنبال به دست آوردن خواسته‌هاشونن دنبال تجربه کردنن ولی بزرگترها چی؟؟ این همه چیز دارن این همه بالاخره امکانات توی زندگیمون هست خدا را شکر توی زندگی همه ما کلی امکانات هست اگه خودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم هر کدوممون کلی امکانات داریم

اگر خودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم هر کدوممون به اندازه‌ای که بتونیم زندگی کنیم و خوب زندگی کنیم و خوشحال باشیم و احساس غم و اندوه نداشته باشیم داریم حالا از هر چیزی ولی وقتی مقایسه کردی گرفتار میشی اون اینو داره اون اینو داره و اینقدر ما عادت کردیم به مقایسه کردن که خیلی وقت‌ها به اشتباه با مقایسه خودمون با افرادی که به نظرمون از ما پایین‌ترن می‌خواهیم به احساس خوب برسیم خدا را شکر بالاخره ما یه چیزی سر سفره‌مون هست یه چیزی فلان هست یه پولی توی جیبمون هست

یعنی حتی از مقایسه به اشتباه استفاده می‌کنیم برای اینکه فکر کنیم خب نه بابا من بالاخره واسه خودم یه کسی هستم نه اوضاع من دیگه اینجوری‌ها هم نیست این هم اشتباهه مقایسه کردن چه با بالاتر از خودت چه با پایین‌تر از خودت یقیناً اشتباهه مقایسه‌ای وجود نداره

شما شاخص هستی واحد هستی خداوند شما را خلق کرده به شکل یک انسان و شما با خدای خودت در ارتباطی هیچ ارتباطی بین تو و انسان‌های دیگه نیست هیچ قرار به مقایسه کردنی نیست شما هر چقدر نیاز داشته باشی برای زندگی کردن از خداوند می‌تونی دریافت کنی و ازش استفاده کنی و یک زندگی خوب داشته باشی چرا باید خودت رو مقایسه کنی با اون ببینی اون چی داره چه جوری داره از کجا داره چطور داره ذهنت رو درگیر می‌کنه.

مدیریت احساس خوب داشتن نیاز به کار اضافه‌ای نداره ولی نیاز داره که ما یه سری کارها رو انجام ندیم احساس بد داشتن نیازه که شما یه سری کارها رو انجام بدی به یه سری چیزها توجه می‌کنی که حالت رو بد می‌کنه به یه سری چیزها فکر کنی که حالت رو بد کنه یه کارهایی انجام بدی که حالت رو بد کنه یه واکنش‌هایی رو بدی که حالت رو بد کنه اینا لازمه احساس بد داشتنِ

خب چطور مدیریت احساس خوب داشته باشم؟ این کارها رو نباید انجام بدید خود به خود مدیریت احساست خوب میشه این کارها رو نباید انجام بدید خود به خود مدیریت احساست بد نمیشه وقتی مدیریت احساست بد نشه یعنی حالت خوبه دیگه پس برای مدیریت احساس خوب داشتن نیاز نیست کاری انجام بدیم اوایلش من این اشتباه رو مرتکب می‌شدم فکر می‌کردم برای مدیریت احساس خوب داشتن باید یه سری کارها انجام بدم و اون کارها رو انجام می‌دادم

حالا احساسم هم خوب میشد ولی چون اون کارهایی که احساسم بد میشد اونم انجام می‌دادم و تعداد کارها و زمانی که من مشغول احساس بد بودم بیشتر بود بنابراین اون مقدار کاری که انجام می‌دادم برای اینکه حالم بهتر بشه تاثیر آنچنانی توی زندگیم نمی‌ذاشت حالا یه دقایقی یه ساعتی حال منو بهتر می‌کرد ولی دوباره برمی‌گشتم سر جای قبلم

اما به اندازه‌ای که یاد گرفتم و تونستم بهش عمل کنم چه کارهایی که احساسم رو بد می‌کنه رو انجام ندم خود به خود زمان بیشتری من در مدیریت احساس خوب بودم و به اندازه‌ای که شما زمان بیشتری از زندگیتون در مدیریت احساس خوب باشید خود به خود شرایطی در زندگیتون رقم می‌خوره همزمانی‌هایی در زندگیتون رقم می‌خوره که برای شما خوشاینده.

برای شما خوشاینده ممکنه برای اون ولی خوشایند نباشه برای شما خوشاینده همزمانی‌هایی در زندگیت رقم می‌خوره که برای شما خوشاینده چرا ؟؟ چون حالت خوبه آرومی، نگران نیستی، زندگیت رو می‌کنی  

در اطرافیانمون می‌شناسیم افرادی که میگیم فلانی چقدر خوش شانسه، خوش به حالش، چقدر راحت بی دغدغه زندگی می‌کنه انگار هیچ فکری نداره خب اون از شما قوی‌تره؟؟ نه باهوش‌تره ؟؟ نه مثلاً خداش یه خدای دیگه است قوی‌تره؟؟نه خب چه فرقی داره؟؟ آرام‌تره زمان‌های بیشتری در زندگیش احساس بد نداره حالا چی داره؟؟ مدیریت احساس بد نداره، همین.

وقتی مدیریت احساست بد باشه همه چی کمه وقتی مدیریت احساست بد باشه همه آدم‌ها ناجورن همه حرف‌هایی می‌زنن که شما خوشت نمیاد همه رفتاری می‌کنن که شما خوشت نمیاد وقتی مدیریت احساست بد نباشه آدم‌ها جوری رفتار می‌کنن که شما خوشت بیاد آدم‌ها حرف‌هایی می‌زنن که شما خوشت بیاد آدم‌ها رفتاری انجام میدن که شما خوشت بیاد خداوند هم رفتارهای انجام میده اعمالی انجام میده واکنش‌هایی رو توی زندگیت به وجود میاره که شما خوشت بیاد

پس ما با احساس بد داشتن جهان رو به مبارزه می‌طلبیم اتفاقات میادباید ببینم اینو چه جوری حل کنم اون میاد، این میاد، احساس بد نداشته باشی میگی من تسلیمم من جنگی ندارم با کسی چرا اینجوری شد، چرا اون اتفاق افتاد، اونجا میگن فلانی می‌خواد این کارو انجام بده میگن این می‌خواد این کارو انجام بده، فردا شب فلان میشه میگن می‌خواد تا فلان روز این کار بشه خب تو می‌خوای چیکار کنی اگر فلانی این کارو کرد اگر اون کشور این کارو کرد می‌خوای چیکار کنی 

نمی دونی احساس بد نداشتن لازمه خوب زندگی کردنه لازمه خوشبختیِ لازمه موفقیت در کسب و کارِ لازمه رابطه خوب با همسرته لازمه رابطه خوب با فرزندانته لازمه لذت بردن از زندگیته لازم سلامتیِ لازم لاغریِ لازمه خداپرست بودنِ لازمه خوشبخت بودنِ لازمه ایمان داشتنِ.

همش برمی‌گرده به اینکه شما احساس بد نداشته باشی آدمی که احساس بد داره چه ایمانی داره؟؟ اصلاً خدا هم براش مهم نیست آدم فقیر دین و ایمان هم نداره چرا اینجوریه؟؟ چون فقر یه حس بده خود به خود کسی که فقیره چه جوریه؟؟ همیشه درگیرِ آدمی که درگیره دیگه اصلاً حالش بده زندگیش خوب نیست دیگه خدا رو می‌خواد چیکار چه توجهی داره به خدا چه عقیده‌ای داره به خدا

به حرف نیست به عمله پس حس بد نداشتن نیاز داره که شما یه سری کارها باید انجام بدید چه کاری باید انجام بدیم؟؟ باید به چیزهایی که حالت رو بد می‌کنه توجهی نکنی یواش یواش رفتاری که حالت رو بد می‌کنه رو بتونی از وجودت پاکسازی کنی یواش یواش افکاری که حالت رو بد می‌کنه رو بتونی از وجودت پاکسازی کنی اون وقت شما خود به خود احساس بهتری داری وقتی مدیریت احساس بهتری داری دیگه اون وقت بی‌نهایت شما می‌تونی اتفاقات خوب در زندگیت رقم بخوره و خودت رقم بزنی

و آدمی که حالش خوبه تصمیمات بهتری می‌گیره زندگی بهتری داره نظم بهتری داره ذوق و شوق زندگی داره اصلاً زمین تا آسمون شما تغییر می‌کنی وقتی که فقط حال بد نداشته باشی برای حال بد نداشتن هم یه سری کارهایی که ما انجام میدیم افکاری که داریم عادت‌هایی که داریم که حالمون رو بد می‌کنه رو باید اصلاح کنیم همین.چیز اضافه‌ای نمی‌خواد انجام بدیم مثل لاغریِ

میگن لاغری با ذهن چه جوریه؟؟ میگم لاغری با ذهن چرا رژیم نمی‌خواد چرا ورزش نمی‌خواد چون شما نمی‌تونی اون افکار و نگرش و اعمالی که خودت می‌دونی با باعث چاقی هست رو انجام بدی بعد بگی برم ورزش کنم پیاده‌روی کنم دو بزنم رژیم بگیرم لاغر بشم چه کاریه خب اون افکاری که افکار چاق کننده است حالت رو بد می‌کنه از چاقی شما رو می‌ترسونه اون اعمالی که خودت میگی من از این اعمال می‌ترسم منو به چاقی می‌رسونه اون‌ها رو انجام نده خود به خود لاغر میشی

بنابراین برای اینکه حال بد نداشته باشیم باید بدونی آگاه باشی که چه افکاری چه اعمالی چه رفتاری حالت رو بد می‌کنه اون‌ها رو باید یکی یکی توی زندگیت اصلاح کنی خیلی هم ساده است خیلی هم لذت بخشه چون هر کدومش رو که شما اصلاح می‌کنید متوجه می‌شید که چقدر تاثیر داره در تداوم حال خوب شما و می‌بینی که چه اتفاقات خوبی در زندگیت رقم می‌خوره و چقدر ذوق و شوق پیدا می‌کنی

پس ادامه اش بدم حالا که اینقدر ساده است زندگی پس تداوم داشته باشم در حال بد نداشتن. اصلاً نمی‌خواد تلاش کنی حال خوب به دست بیاریش ما حال بد نداشته باش اونوریش خودش به دست میاد هر روز باید این موضوع رو دنبال کنی چیزی نیست که بگی آها من تصمیم گرفتم پس از این به بعد می‌خوام حال بد نداشته باشم نمی‌تونی

باید هر روز محتوای خوب رو دریافت کنی که این در ذهن شما به یک فرمول جدید تبدیل بشه بفهمی، متوجه بشی کجا چه افکاری چه رفتاری حالت رو بد می‌کنه اونجا برات زنگ خطر باشه بشناسیش تشخیصش بدی و اصلاحش کنی حالت عادی نمی‌تونی.

با یک حرف و تصمیم نیست من دیگه از امروز می‌خوام احساس بد نداشته باشم با این نیست که تصمیم قاطع بگیری، یک تداومیِ در مسیر زندگی هر روز باید یک محتوایی رو استفاده کنی و این محتوایی که به صورت گام به گام قرار داده شده اینا هر کدومش یک نشانه‌ای هست، یک راهکاری هست که از احساس بد فاصله بگیری

توی هر کدوم از این گام‌ها موضوعاتی مطرح شده که ما رو به احساس بد می‌بره بنابراین وقتی ما این موضوع رو درک کردیم اون کار رو نباید انجام بدیمعمل کردن به آموزش یعنی این شما وقتی این فایل‌ها رو گوش میدی که مسیر تغییر زندگی هست توی هر فایل یه تمرینی ممکنه داده بشه توضیحاتی داده میشه که چه رفتاری چه نوع فکری چه نوع نگرشی حال آدم رو بد می‌کنه خب شما وقتی متوجه اون شدی از اون روز باید سعی کنی اون نگرش رو در خودت اصلاح کنی اون طرز فکر رو در خودت اصلاح کنی

حالا از طریق نوشتن تمرین باشه از طریق تکرار این فایل‌های آموزشی باشه اینقدر باید تکرار کنی باید بنویسی تا به عادت شما در رفتارتون تبدیل بشه باید سعی کنی به اون چیزی که گفته میشه عمل کنی و می‌بینی که یواش یواش مدیریت احساس شما داره تغییر میکنه اون تداوم حال بد گذشته که روزانه، ساعت‌ها و همیشه به محض اینکه چشم‌هات رو باز می‌کردی میرفتی توی حال بد و ناراحتی و نگرانی اون یواش یواش داره تغییر می‌کنه

یواش یواش می‌بینی صبح که بیدار میشی حالت بهتره ذوق و شوق داری انگیزه داری مثلاً این کارهام رو انجام بدم برم بشینم فایلم رو گوش بدم یا با انجام کارهات فایل‌ها رو گوش میدی دیگه اون کارهایی که قبلاً انجام می‌دادی حرف‌هایی که قبلاً میزدی اون گفتگوهایی که با دیگران قبلاً داشتی و حالت رو بد می‌کنه میشناسی و دیگه انجامش نمیدی

اگر کسی حرفی میزنه ته تهش اینه که شما شنونده‌ای و می‌گذری میری و دیگه مثل قبل نیستی که بخوای بحث کنی تداوم باشه گفتگو کنی بزار من بهت بگم نه منم اینجوریم دیگه بحثی با کسی نداری دیگه تداوم نداری در ادامه گفتگوهای منفی خیلی چیزها در زندگیتون تغییر می‌کنه

رفتار شما افکار شما شخصیت شما تغییر می‌کنه مدیریت احساس شما به شکل مداوم‌تر زمان‌های بیشتری خوب خواهد بود و اون وقت می‌بینید که چه اتفاقی در زندگیتون میفته

هر روز باید از این محتوا استفاده کنید محتوایی که به شکل گام به گام بعد از این فایل قرار داده شده رو هر روز باید شما ادامه بدید جزء عادت‌های زندگی قرار بدید روزی یک فایل رو من باید ببینم چرخه باشه برو آخر بیا اول همین رو باید ادامه بدی در کنار زندگی روزمره ات

بعد می‌بینی چه اتفاقی در زندگیت میفته تعهد بدید که این مسیر رو طی کنید بارها و بارها طی کنید تعهد بدید که به محض اینکه نشانه‌های تغییر رو در خودت دیدی قوی‌تر و مصمم‌تر باشی برای ادامه دادن و تکرار کردن.

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 139 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=45655
88 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۲۲:۴۲
      مدت عضویت: 1278 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,266 کلمه

      به نام خدای بخشنده ومهربان 

      سلام براستادعطار روشن وهمه  دوستان هم‌مسیر 

      وفتی من‌ وارد سایت شدم‌ ازهدایت وحمایت خدای مهربانم کلی نگرانی وحال بد رو به میزان‌زباد داشتم واین احساس خوب نبودن درزندگی من به میزان بسیار وتکرار میشد وهر کاری میکردم  مهمانی میرفتم‌ تو جمع بودم‌ گردش میرفتم ولی اون احساس خوب درست رو نداشتم ومتوجه نمیشدم جرا نمیشه حسم تو حالت خوب باشه  شاید حسم‌خوب بود ولی زمانش انقدر نبود که ارامش روبه من  هدیه بده 

      دوره ای ورد به سرزمین لاغرها و دوره خدا هزگز  دیر نمیکند اولین هدف تو این مسیرداشتن احساس خوب بود هر روز صبح این جمله تاکیدداشتم که من نبایدحسم بد داشته باشم واحساسم رو خوب نگه دارم 

      وسعی کنم تا اخر شب توهمین حس باشم وهرصبح وهر شب هم‌ ازخدایی خودم تشکر کنم‌که تواستم حالم خوب نگه داشتم  و بعضی تمرنهای تو هردوره انجام داد کل توجه دادم به اموزش درست وتمرین‌کردن وهم زمان اجازه ورد  افکار منفی رو به خودم ندادم و اون افکارکاهش دادم‌ که به شکرخدای مهربان نتیجه خوبی هم داشت کمتر توافکارمنفی بودم و مرور اون افکار رو  نداشتم 

      متوجه شدم‌ من ارام‌ شدم و حتی انقدراین ارامش درمن بخوب هست که بعصی زمان حتی به من گفته شد بی خیال شدم  

      و به مرو همون افراد ازاین ارامش من حالشون خوب بو.دودوست داشتن مثل من اون ارامش رو بی  شکل درخودشون  ایجادکنن  و مایل شدن که انها توهمین ارامش خودشون رو بین 

      درمن امید زیادی ایحاد شد وبرای خودم کلی برنامه که  باید طی سالهای اینده انها رو انجام بدم رو  چیدم  من  تو مسیر فبلی برای همون روز خودم برنامه نداشتم چه برسه به دو  سال اینده دبرنامه نوشته و تو ذهنم‌ دارم خودم  باور نمی کنم که تو این شکل زندکی خودم  دارم مبینم امروز دخترکه به شکر خدا خیلی فعال هست ازمانش بهترشکل استفاده میکنه وسعی در هدر ندادن زمان داره که ازوفتش به شکل بهتر استفاده کنه به من میگفت تودیگه خیلی بر نامه برای انجام دارای کمی انها رو کم‌ کن بهش گفتن درست میگی من بخشی رو فعلا متو قف کردم  وبهشون تو جه ندارم تا کل دوره هام  تمان بشه به بخش تکرار برسه اون زمان اون‌کاره که جا مونده رو شردع کنم

       اولین و مهم ترین کارم  درحال حاضر  درک‌ و توجه و درستی اموزشم  هست اون با حس خوب ولذت از دریافت هراگاهی که برای من‌ دنیای از حال خوب رو ساخته  داره طی میسه  کلی تغییرات  عالی روحی و جسمی دارم  دیگه اون برخورهای سابق چه تو بیرون وجه تو منزل رو اصلا بهش اون نگاه فبل روندارم‌ تعریف های تازه بهش دادم وازیی کمک یی  فرد انقدر شادی دورنی درمن ایحادمیشه و میگم‌ انسانها خوب به شکر خدا زیاد هستن که دوست دارن محبت رو تقسم‌ کنن  و حال دلشون خوب باشه  وحس خوب دادن به  جهان من باید فبول کنم‌ که اون حس بهشون برسه من یی مشکلی که داشتم وفتی بیرون میرفتم اگه یی فردی میخواستم تو بالا رفتن ازپله یا پایین امدن به من‌کمک کنه خیلی نارحت میشدم وکلی جسم  بد بود  که چرا تواین وضعیت هستم که باید از دیگران کمک نخواسته رو فبول کنم وحتی باره شد برای همین‌کار دخترم ازدست کلی ناراحت شد که جرا دستش توبیرون تواون زمان نمی گیرم از کمکش بهره نمیبرم حاضر هستم ازدر دیورار بگیرم که  مباد توکمک دادن به من اون به طرف خودم  بکشم وباعث خدای نکرده  اسیش  بشم‌ ولی این باره من‌ توبیرون باهش بودم  اون اعتراض کرد که جرا به این شکل رفتار میکن م‌واون دوست داره به جای افرار غربیه که میان تا به من‌کمک کنن اون‌ اولین‌ نفر باشه به خودم  قول دادم که ازاین به بد حتما اولین‌نفردخترم باشه که اون حسش  با بودن در کنار من توحس خوب باشه نگران افکاز مردم‌ نباشه که دربارهاش چی فکرمیکنن چون من پنج شنبه بیرون باهش بودم اقای ازپشت میز بانک امد به من‌ کمک گردوفتی اون داشت کار بانکی من انجام‌ میداد همون فردبشه گفته بود‌ه جرا به مادرت کمک نمیکنی وفتی صحبت دخترم  رو شنیدن بهش گفتم مهم‌ نیست دیکران چی فکرمیکنن  مهم‌اون حس هست که من‌ تو این‌ کار دارم ولی بهت قول میدم‌ تا زمان بهبود این بخش اولین نفر تو کمک گرفت خودت باشی دخترم خوشحال شد که من حسش احترام میزارم وقصدم وفت اسبیب نیدیدن اون هست همین 

      جون من‌ مشکلات این بخش رو با کل وحودم  حس کردم و دوست دارم اول خودم این  بخش رها بشم وتو سلامتی کامل خودم رو بینم و حسم‌ که خوب هست هر روز بهتر باشه و فرزندانم به و امید خدا تو سلامتی کامل  به زندگی خودشون برسن و از بابت من‌ خیالشون تو ارامش باشه از وفتی من وار سایت شدم خودم حس میکنم‌ که جقدر از  بابت من خیالوشن راحت هست 

      چون من هدفم و مسیرم رو از هدایت وحمایت خدایی عزیزم  هدیه گرفتم  بهتر شکل دارم بارها از این بابت   دارم انجام میدم خوشحال خودشون رو ابراز کردن و تشویق کردن که ادامه بدم برای بهتر شدن تناسب و سلامتی جسم  خودم  واقعا از هر روزم کلی لذت میبرم‌ توجه چون حس خوب هست  با کمک خدای  عزیزم  توحال خوب هستم کاری برام‌ پیش میادوکاری روانجام میدم همون زمان اگه تا شروع میشه حسم بد بشه  فوری با تمرینهای که ازو فبل براش چیدم خودم توحال خوب نگه داشته وبرکشت به حال خوب رو برای خودم رو  واجب میدونم ارامش ناشی از این کار من توحس بهتر نگه میداره ارتباط خیلی بهبود یافته و ارامش نشاط بهتری تو ارتباط با همسرم فرزندانم‌ و اطرافم دارم در جمع خانواده خودم از این ارتباط که کیفت اون بیشتر شده   محبت بیشتری توبشتری تو بین اعضای خانواده ام به شکر خدا افزایش پیدا کرده که  از خدایی عزیزم بسیار تشکر وسپاسگزار هستم که عشق محبت بین من و همسر و فرزندانم و دامادهای وبیقه خانوادها رو زیادتر کرده و حتی بجه که تو اناق با هم در حال صحبت هستن هی من صدا میکنن که و تو جمع انها باشم و تنها نباشم و لذت بیشتری برای خودم با بودن در کنارشون کسب کنم و خداوند کمک مکنه  کاری میکنه محیط برام ازشادی بیشتر موج بزنه و خنده شادی بیشتر رو تجربه کنم و حالم توحس خوب باقی باشه مثل جرخه که تو دنده درست و افتاده روغن کاری شده هر چرخ دنده تو جای خودش بی سر صدا داره کار میکنه وهیج و برخورد با اون شدت صدای فبلی دیگه نیست وهر بخش توجای خودش داره ارام ارام کارش انجام‌ میده و تو هر جنبه کارم تو بخش رشت و کسترش هست اگر چه ارام ارام ولی هست و این نشان از درستی مسیرم‌ اموزش خودم هست‌ که نتیجه اول تغییر داده و هم نتیجه هم داده بزرکتر میشه جون ادامه دادم و احساسم تو بخش  خوب نگه داشتم حال بد داشتم  یی  زمان هم کمی  نا امید شدم  ولی و دریافتم و یادگرفنم‌که چطور اون ساعت افکارم‌ رو مدریت کنم وحس خوبم  رو به خودم برکشت بدم  و اجازه شدید شدنش رو از خودم بگیرم 

       فایل گوش کردن فایل دوره ورده به سر زمین ِلاغرها رو تکرار کردن‌ دوره با شکوه خدا هرگز دیر نمیکند رو که حال خوب کنه  خیلی عالی برای من هست هیج فایلی به  اندازه این‌ دوره اون حال خوبی رو برای من‌ نداره فابلهای دوره برای یی سال با دفت زمان خوب به  باره پنچم تکرار هم رسیده  که خیلی از تکرارش لذت می برم تازه بخشهای تازه داره برام  واضح  میشه ودرگ بهتری ازش کسب میکنم‌ خلاصه همه وهمه داشتن احساص خوب و فقط ادامه دادن واز مسیر خارج نشدت هست که با بودت  وادامه دادن‌ حتما نتبجه هم‌ کسب میشه راهکار هم‌ یادگرفته میشه که چه زمانی اگه این‌ حس دجار مشکل شد تو اولین زمان خودم به حس خوب برکشت بدم  

      خدا پشت و پناهتون یا حق. حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۱۶:۴۸
      مدت عضویت: 2176 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,310 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و راضی بودن 

      سلام خدای مهربون

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستانم گرامیم 

      منم یکم جدیدا اینجوری شدم احساسم یادم نمیاد ولی دیگه از رفتار انسانها اونم اگر خیلی تند نباشه ناراحت نمیشم زود ازش میگذرم ولی اگر تند و بد باشه خیلی ناراحت میشم سعی میکنم حال بد نمونم ولی گاهی یادم میاد حالمو بد میکنه 

      میدونید استاد دلم میخواد منم این کارو انجام بدم ولی برام یکم راحت نیست چرا چون من عقیده دارم برای اینکه مثلا از روش سپاسگزاری یا تجسم استفاده کنم برای رشد و پیشرفتم در لاغری یا تمام جنبهای زندگی ولی میگم باید من هیچ کاری نداشته باشم تمام تمرکزم برام برای مثلا تجسم تا در هر مورد از زندگیم که مشکل دارم تجسم انجام بدم و اون مشکل هل کنم میدونید که تجسمم اینجوری نیست باید هر شب انجام بدم 

      اما وقتی دوره دارم اینا نمیتونم تمرکز کلی روی این مسایل داشته باشم یعنی اشکالم اینکه هنوز یاد گرفتن یاد نگرفتم یا هنوز درک نکردم یا هنوز نتونستم تعادل بین اونها برقرار کنم و مورد دال هر سه مورد صحیح میباشد 

      دلم میخواد وقتی تجسم انجام میدم و درسهای بعدی میگیرم دیگه تجسم یادم نره به عادتم تبدیل بشه نمیخوام همش سعی کنم تجسم کنم سعی کنم حالم خوب نگه دارم سعی کنم فکر منفی نداشته باشم سعی کنم سعی کنم سعی کنم باشه میخوام به عادتم تبدیل بشه که کار بعدی که مثلا سپاسگزاری رو میخوام انجام بدم تجسم در ذهنم ثبت و ذخیره شده باشه بعد سپاسگزاری و بعداحساس خوب داشتن و ،،،،،رو در دهنم ثبت و ذخیره کنم و این موضوع باشه میشه من احساس کنم از بقیه دوستانم عقب افتادم و این باعث میشه حالم بد بشه 

      استاد برای منم احساس خوب داشتن بینهایت مهم و برای همین من سعی میکنم همیشه حالم خوب نگه دارم که احساسم خوب باشه چون قانون جذب یاد گرفتم اگر فکرم خوب باشه احساسم خوبه فرکانس خوب اریال میکنم خداوند هم اتفاقات خوب به شکلهای مختلف وارد زندگی من میکنه بشکل سلامتی وارد شدن مول اتفاقات خوب شادی لدت و،،،،

      و احساس خوب خیلی دوست دارم چون حس و حالم دگر گون میشه وقتی احساسم خوبه خدایا شکرت 

      منم الان درک کردم که رفتار همسرم تغییر کرده رفتار دختر کوچکترم تغییر کرده پس هدیه ای از طرف خداوند برای احساس خوب داشتن من خدایا خیلی مهربونی خیلی بزرگی که برای من هدیه در نطر گرفتی برای تک تک هدیه های ارزشمندت بینهایت سپاسگزارم 

      منم همین جور قبلنا فکر میکردم فیلم ببینم تلوزیون نگاه کنم و،،،حال منو بهتر میکنه خوب بطاهر هم بهتر میکرد ولی در واقع به بدتر شدن حال من اقدام میکرد چون من کلی ناراحت میشدم مثلا از فیلم اوشین که چقدر ادمها بد جنس هستند چرا باید یه دختر ۹ساله زمستون تو سرما بره جایی کار کنه که خانواده اش بتونن برنج و تربچه بخورن 

      بعدها هم که بزرگ شدمم همین فکر میکردم یه فیلم میدیدم که زن و شوهر هنوز ازدواج نکرده بودن دایم با هم دعوا داشتن اینا بطاهر حال من خوب میکرد از شرایط زندگی خودم دورم مبکرد ولی یه چیز جدیوی وارد زندگی من میکرد و الان خدارو شکر نه فیلم نه تلوزیون نه اخبار نمیبینم خدایا شکرت 

      استاد منم تصمیم گرفتم از الان بیام در طول روز کارهایی انجام بدم که حالم خوب بشه الانم دارم همین کارو انجام میدم کتاب میخونم فایل گوش میدم تمرین مینویسم موقع انجام کارهام به درسهام فکر میکنم تا حال دلم همیشه خوب باشه اما این کافی نیست این من سعی میکنم انجام بدم دوست دارم عادتم بشه دیگه من سعی نکنم به محض اینکه یادم میره حالم خوب کنم سریع یه فکرهای دیگه میاد تو سرم شاید حال متو بد نکنه ولی بی ربط لزومی نداره ولی فکره دیگه میاد من مسیول فکر کردن خودم میول احساس خوب خودمم هستم خدایا کمکم کن تا بتونم این مسیولیت به بهترین شکل ممکن انجام بدم خدایا ممنون متشکر و سپاسگزارم 

      منم  اینجوری عمل میکنم وقتی ببینم حالم بد یا از حرف کسی ناراحت شدم سریع حال خودم خوب میکنم نمیذارم تو حال بد بمونم 

      اتفاقا برای من ایجاد شد که خوب من باید چکار کنم احساسم خوب نگه دارم گفتم بهتره که فایل گوش بدم کتاب بخونم سپاسگزاری کنم بابت نعمتهایی که هدیه خداوند به من بوده و فکر بد نکنم حالم خوب میشه 

      منم دوست ندارم احساس بد داشته باشم دوست دارم حالم همیشه همیشه خوب باشه همه چیز بر وفق مراد من باشه اتفاقات خوب پشت سر هم در زندگیم اتفاق بیافته اتفاق بد میگم توهم اصلا وجود نداره وقتی احساس بد وجود نداره من باید حالم خوب باشه 

      احساس بد جز وجود من نیست احساس بد لازمه حیات من نیست پس دلیلی نداره که وجود داشته باشه و این فقط و فقط ربط داره به من که من در طول روز به چه چیزهایی فکر میکنم اگر فکرم خوب باشه و در طول روز فکر بد نداشته باسم چه بخوام چه نخوام حالم احساسم خوب هستند ولی اگر یکم پام بلرزه فکر بد داشته باشم حالم و احساسم بد میشه و و احساس بد دارم و این خوب نیست خدایا من از تو میخوام که به من کمک کنی تا همیشه احساسم خوب باشه 

      وقتی احساسم خوب باشه طبعا همه چیز بر وفق مرادم حالم خوبه شادم ارامش دارم تازه به دیگران هم حال خوب احساس خوب شادی و،،،رو انتقال میدم تازه امید به زندگی دارم از زندگیم نهایت لذت میبرم انسان سپاسگزارتری میشم اتفاقات خوب پی در پی تجربه و زندگی میکنم خلاصه دنیای من گلستان میشه پس خدایا کمکم کن تا من احساس خوب پایدار برای همیشه تجربه و زندگی کنم دنیای خودم بسازم خدایا خیلی دوستت دارم 

      استاد اتفاقا دیروز داشتم دیدگاه دوستی میخوندم که تازه وارد این بهشت قرین شده بودن من داشتم متنشو میخوندم یهو توجهم به این افتاد که چند روز اومدن چه مدالی گرفتن رتبه اشون چنده دیدم با من هستند رتبه اش ۶پیشرفته است اولش براش دعا کردم بعد ناراحت شدم گفتم ای بابا این خانم تازه اومده کی وقت کردی این همه فایل گوش کنی که رتبت ۶شده من چی کلی سال اومدم هنوزم لاعر نشدم و اینکه گام سوم تمام شد من لاغر   نشدم حالم بد تر کرد 

      و بعد یادم نیست چی گفتم یهو غیر ارادی رهاش کردم ادامه متن خوندم واقعا مقایسه کردن کار خوبی نیست بجز ناراحتی نامیدی یاس چیز دیگه ای نداره من بعد از چهار سال به خودم گفتم فرزانه انگار این راه برای تو جواب نمیده ولش کن بیخیالش شو بعد فورا گفتم ولش کنم چکار کنم میرم سر داستان قبلم الان حالم خوب شرایطم تغییر کرده ادامه دادم 

      و مقایسه کردن گاهی خانمان سوز میشه اگر یکم بیشتر ادامه میکرد اینو که گفتم شاید چند ثانیه شد من یهو انقدر دگر گون شدم ولی خدارو شکر ادامه دادم متن خوندم کلا یادم رفت هواسم رفت به امتیاز دادن اینا تموم شد خدارو شکر 

      اینجوری بهتر درک کردم که لازمه داشتن احساس بد چه چیزهایی برای داشتن احساس خوب فقط باید اونها رو انجام ندم این راحترین و اطمینانترین راهی که میشه به احساس خوب رسید دیگه شک و تردید نداری الان احساسم خوبه یا بد میگی من چه فکری داشتم به چی توجه کردم درباره چی صحبت کردم چی دیدم اگر اونها حال منو بد کردن باید اونا رو دیگه انجام ندم خودبه خود به احساس خوب میرسم خدایا شکرت و ممنونم استاد کلید طلایی بینظیری بود متشکرم 

      منم فکر میکردم برای اینکه احساسم خوب بشه باید کارهایی انجام بدم اما چون نمیتونستم همیسه و مداوم اون کارها رو انجام بدم در نتیجه فکر میکردم چون اون کارها رو انجام ندادم حالم بد ولی این ایده خیلی عالی تره که به چیزهایی که دوست نداری توجه نکن دربارش حرف نزن بهش فکر نکن تو خود به خود احساست خوب میشه و مهمتر از اون  خوب میمونه این عالیه 

      استاد الان من اینو تجربه کردم که من احساسم خوب بود دخترم گفت مامان غذا چی میخوای بذاری گفتم نمیدونم فکرشو نکردم و فورا ازش درخواست کردم حالا که تو خونه هستی میشه تو غذا بذاری اونم پذیرفت یعنی اونم حالش خوب بود وگرنه قبول نمیکرد رفت غذا بذره منم تمربنم بنویسم خدایا شکرت برای این همزمانی که ایجاد کردی که برای من خوش ایند بود و برای دخترمم خوش ایند بود خدارو شکر اونم حالش الان خوب بود خدایا شکرت 

      میدونید استاد اطرافیان من فکر میکنن من انسان ساده ای هستم و چیزی رو درک نمیکنم یه جوری نمیفهمم اونو 

      چون من در اون فرکانس نیستم به رفتارهای اطرافیانم توجهی ندارم کاری ندارم کی چکار میکنه و احساسم خوبه افراد با من جور دیگه ای حرف میزنن بهترین خودتوشون ارایه میدن بهترین حرفا میزنن بهترین رفتار دارن اما بچهای من چون فکرشون بد همون افراد با اونا رفتار کاملا متفاوت یه چیزی بگم از ۱۸۰%گذشته خودشونو نشون میدن با اونها جور دیگه رفتار میکنن 

      من میگم فلانی خیای مرد خوبیه خیلی چشم پاک من تا حالا کوچکترین بی ادبی رو ازش ندیدم اون یکی میگه ح ح مامان جون ما رو باش عزیزم اون فلان گفتم تهمت نزن خلاصه الان درک بیشتری داشتم بخاطر افکارشون 

      بهشونم قبلا گفته بودم ولی نمپذیرن میگن بابا باید واقع بینانه باشه واقعیتها رو ببینی اما من توجهی به حرفهای اونا ندارم هنوزم ایمان دارم طوریکه میتونم بهش قسم بخورم که مرد پاکی چون من چیزی ازش ندیدم من اون روزا باردار بودم با همون لباس پیشش بودم بی تربیتی ندیدم درسته که لباس منم پوشیده مرتب بود ولی من چیزی ندیدم و هیچ وقت نتونستن نظر منو نسبت به اون فرد تغییر یدن الانم که اصلا نمیتونم چون متوجه شدم درک کردم که چرا اونا اینجوری فکر میکنن من اینجوری 

      وقتی هر فکری داشته باشی چه خوب چه بد در همزمانیهایی قرار میگیری که خداوند بهت میگه فکر تو درست بوده 

      بله وقتی من احساس بد دارم حوصله کسی رو ندارم بهترینها به چشم من هیچ هستند خدا که اصلا اونجا جایگاهی نداره زندگی قبلا من من در مشکلات بودم هواسم بود که چکار کنم این مشکلم حل بشه چکار کنم این بیماری تموم بشه چی بخورم حالم خوب بشه ولی هیچ چیزی که بهتر نمیشد هیچ تازه همه چیز بدتر هم میشد

      ولی به لطف خدای مهربانم وارد این دنیای شگفت انگیز بهشت قرین شدم متوجه شدم که خدا کیه من کی هستم دنیا درون چیه دنیای مادی چیه دنیتی پس از مرگ چیه و خیلی چیزهای یاد گرفتم خدارو شکر دارم دنیای کوچک خودم بسازم 

       خوب الان یکم بهتر درک کردم میدونید استاد این پاسخ سوال من بود من میخواستم همه چیز بر وفق مرادم باشه اتفاقات خوب پشت سر هم بیافته حالم خوب باشه 

      الان درک کردم برای اینکه بتونم اینها رو تجربه کنم باید حال بد نداشته باشم خوب چطور باید حال بد نداشته باشم باید هر فکری که هر رفتاری که چه حرفی که هر چیزی که باعث میشه حال من بد بشه رو انجام ندم 

      مثلا من وقتی کسی در مورد فرد مورد نظر صحبت میکنه من حالم بد میشه من باید به اون توجه نکنم برام مهم نباشه این سخته ولی ممکن چون الان من همین کارو کردم سخت بود برام بی تفاوت باشم ولی الان اصلا برام مهم نیست 

      منم قبول دارم خیلی ساده و لذت  بخش 

      منم دوست دارم همه افکارم مثبت باشه پس در نتیجه میشینم مینویسم چه کارهایی باعث ناراحتی من میشه چه افکاری چه رفتاری چه اعمالی باعث میشه حال من بد باشه مینویسم من با خودم که رودر بایسی ندارم میدونم چه چیزهایی باعث میشه حال من بد بشه دیگه به اون موضوع توجه نمیکنم دربارش فکر نمیکنم دربارش حرف نمیزنم وقتی این رفتارم تکرار بشه خودبه خود اون مشکلم حل میشه پس بسم الله میرم که دیگه فکر بد نداشتن تمرین کنم یاد بگیرم درکش کنم تا بتونم همیشه احساس خوب پایدار تجربه کنم 

      من میگم که چرا من فایلم با دقت گوش میدم تمرینم بهترین خودم ارایه میدم مسیرم درسته منم کارم درسته پس چرا به نتیجه نمیرسم دلیلش فقط فقط اینکه من افکار منفی دارم حسم بد میشه شدیدا درگیر اون فکر منفی میشم شدیدا حس بد ارسال میکنم و شدیدا به شکلهای مختلف در زندگی من خودش و نشون میده پس متوجه شدم باید فکر بد رفتار بد اعمال بد نداشته باشم خودبهخود همه چیز درست میشه منم شرایطم کلا تغییر میکنه خدایا شکرت 

      ـ

      من متعهد میشم که از همین الان هی این مسیر شروع و به پایان برسونم و این چرخه رو هی ادامه ببدم تا اینها به عادت من تبدیل بشه من اگر بدونم این تغییرات باعث تغییر زندگی من میشه حتما انجامش میدم ادامه میدم 

      شرح وضعیت احساسی من 

      من به شما عرض میکنم که همیشه سعی میکنم احساسم خوب نگه دارم احساس بد نداشته باشم اما من باید سعی کنم به محض اینکه یادم بره طبعا افکار منفی دارم شاید افکار منفی طوری باشه که حال منو بد نکنه ولی بالاخره منفی دیگه 

      من زمانیکه در سایت هستم یا تمرین مینویسم یا فایل گوش میدم یا کتاب میخورم یا تکالیفم انجام میدم طبعا احساسم خوبه ولی گاهی میشه که اتفاقی میافته یه کسی رفتار درستی نداره حرف بدی میزنه من طبعا حالم خوب نمیتونه باشه و تازه زمانیکه من به اون افکار منفی فکر کنم دربارش حرف بزتم که حال بدم بیشتر میشه چون بحالت عصبانی حرف میزنم دیگه با روی خوش که حرف نمیزنم 

      من در زندگی شادی ندارم تمام زندگی من خلاصه میشه به سایت 

      تفریح که ندارم نهایت بریم باغ یه جوج بزنین انقدر هم کار داریم که اصلا نمیتونی جوج بخوری زود برمیگردی  خونه 

      مسافرت بی مسافرت دو تا ماشین داریم یه وانت بار که داغون طفلک راه هم میره خدارو شکر میکنم پراید هم جای خودش اونم یه جور دیگه نیاز به تعمیر دادره از همه مهمتر پول سفر نیست اینارو میگم که شرح حالم گفته باشم وگرنه من به کسی هیچ حرفی نمیزنم فقط میخوام هفته دیگه میام ببینم چقدر تغییر داشتم 

      لذ ت و شادی ما خلاصه میشه گاهی بریم پشت بام یه جوج بزنیم الان که هوا سرده 

      من از نظر احساس ارامش داشتن سعی زیادی میکنم که احساس ارامش داشته باشم همین که دیگه بیمار نیستم برای من بزرگترین ارامش همین که سلامت هستم خدارو شکر میکنم 

      چقدر از زندگیم درگیر احساس منفی هستش 

      گفتم تا زمانیکه تو سایت هستم بهترین زمان زندگی من و من در بهترین حالت خودم هستم در عیر این صورت اگر از کسی حرفی نزنه من خوبم گاهی هم خودم افکار منفی دارم 

      مثلا 

      اینکه میبینم گام سوم هم گذشت من لاعر نشدم خیلی ادیت میشم 

      میبینم تمام هزینه های من بر عهده همسرم هست خیلی اذیت میشم 

      از اینکه میبینم نتونستم از شغلم درامد کسب کنم که خیلی بیشتر در اذیتم 

      از اینکه حقم نمیدونم که دیگران با من رفتار رو دارن خیلی ناراحتم 

      از اینکه گاهی افت دریافت میکنم خیلی ناراحتم 

      از اینکه میبینم همسرم باید جون بکنه سختی بکشه تا نیازهای منو ساپورت کنه خیلی  زیاد ناراحتم 

      از اینکه میبینم همه مسیولیتها بر عهده همسرم اذیتم ـ

      از اینکه هر کاری میکنم نمیشه از این خونه بریم یه خونه بزرگتر خیلی اذیتم 

      شرح وضعیت من در سلامتی 

      از اینکه من هنوز اضافه وزن دارم ناراحتم 

      من الان چند وقته که کمر درد دارم و پا درد شدید هم دارم 

      گاهی اوقات رفلاکس معده هم دارم 

      من در نواحی گوشهایم دچار بیماری بنام منییر شدم که بشدت در شنوایی من تاثیر بدی گداشته دکتر میگه از روی شنوایی سنجی که من فقط ۲۰%شنوایی دارم اما الان به لطف خدای مهربانم روی گوشام کار کردم فکر میکنم و ضعیت شنوایی من بهتر شده من صدای خیلی ارام اصلا متوجه نمیشم 

      تازه من در طول روز باید کلی دارو مصرف کنم یعنی صبحها من یه سری دارو مصرف میکنم شبها یه سری عصرم یکی 

      و اما لیسای من  یک عدد پراپرانول ۱۰%باید بخورم و یک عدد هم شبعا باید بخورم 

      قرص اکتو سرک که هر ۸ساعت یکی باید بخورم 

      قرصکوینتیاکس ۲۵هر شب نصفه شده این دفعه 

      قرص دیمن هیدرینات ۵۰هر شب یک عدد 

      قرص اسنترا ۵۰هر صبح یک عدد

      قرص تریامترن اچ هر صبح یک عدد 

      قرص کلونازپام امیلیگرمی هر شب یک عدد بوده این دفعه شده نصفه که من نمیخورم خواب اور 

      بعد کلی هم قرص ویتامین میخورم که بدنم جون داشته باشه گاهی ویتامین ای میخورم گاهی دی سه گاهی ب یک ۳۰۰ گاهی هماتینینگ  گاهی منیزیم الان که پا درد دارم هر شب یه قرص کلسی پاور میخورم نخورم که نمیتونم بخوایم 

      گاهی هم مسکن میخورم کسل بودن از بدنم رفع بشه 

      این از قرصهام که بخاطر گوشم میخورم 

      چشمام که بدون عینک صد در صد دید خودشو نداره من باید هم عینک نزدیک بین و هم دور بین تهیه کنم  تازه هر ۶ماه هم باید برم چشم پزشکی شیشهای عینکم تعویض کنم که حداقل دو ملیون هزینه داره بجز وزیت 

      و خدارو شکر بقیه اعصای بدنم در بهترین و بالاترین حد سلامتی خودشون  قرار دارن تازه یه مشکل دیگه هم دارم که نمیتونم شبها بخوابم به زور قرص میخوابم و این باعث میشه صبحها من همش خواب الود کسل بیحال بی انگیزه باشم و این باعث میشع من صبحها خیلی دیر از خواب بیدار بشم و من بینهایت از این موضوع در اذیت هستم

      شرح وضعیت من در رابط 

      من تازه دارم با همسرم رابطم خوب میشه و یکدیگر درک میکنیم البته حق با ایشون تمام فشار زندگی بر عهده همسرم هست 

      رابطه من با دختر بزرگم خیلی خوب نیست الان بد شده قبلا بهتر بود الان بخاطر رفتارهای همسرش اون مواخذه میشه تصمیم دارم با دادمادم صحبت کنم به دخترم کاری نداشته باشم اون طفلک خیلی دختر خوب و خانمی تازه سر اشپز معروفی هم هست تخم مرغم درست کنه خوشمزه میشه 

      رایطتم با دختر کوچیکم خیلی خوب و عالی بود ولی جدیدا یکم بد شده 

      رابطم با مادر و پدر وخواهر کوچیکم خوب نیست 

      تازه رفته بودم با خواهر بزرگم اشتی کرده بودم که اونم رابطم قط شد 

      خواهر بزرگتر از خودم که چند سال قهریم رفت و امد هم نداریم 

      رابطم با دیگران بینهایت عالی از این بهتر هم میشه

      رابطم با خودم خیلی خوب راضیم 

      رابطم با خدا هم تازه خدای خودم اومدم در این سایت شناختم الان ارتباط عالی باهاش داشتم از طریق تجسم شبانه و فایل شبانگاهی و بازم باید بهتر بشه 

      رابطه با دیگرانم خیلی خوب خدارو شکر هیچ مشکلی ندارم 

      شرح وضعیت مالی 

      در این شرایط بشدت اوضاع بدی دارم چون خودم هنوز نتونستم از شغلم درامد کسب کنم تمام هزینه ها با همسرم ایشون هم بشدت گله داره حق داره 

      من هم خانه دار هستم و هم شغلم بافت لباس با دست یه سری لباس بافتم ولی هنوز نتونستم بفروش برسونم در نتیجه دستم تو جیب همسرم و خیلی اذیتم 

      منبع درامدی که ندارم فقط همسرم هست 

      من فقط از همسرم پول میگیرم و چون اون به من پول نمیده من به دروع میگم پول ندارم تا بتونم پول بیشتری ازش بگیرم 

      من هزینه دارم لباس حساب نکنم کلی هزینه دکتر دارم که هر سه ماه یکبار باید برم تهران دکتر مغزو اعصاب گاهی نوار مغز دارم که هزینه اش یک ملیون تومن گاهی هم ۹۰۰تومن شنوایی سنجی دارم همین قیمت خدارو شکر که گاهی و همسرم در ادیت بخاط ر منو دارهام دکتر رفتن هامو 

      هدر رفتن پولم دارم دیگه اگر گوشهام سلامت بودن من نیاز نبود دکتر برم دارو تهیه کنم و چشم پزشکی هم باید برم کلی هم اونجا هدر رفتن پول دارم 

      همسرم تنهاست باید کلی از شب تا صبح سختی بکشه رنج بکشه تا بتونه هزینه های خونه هزینهای دانشگاه دخترم پارچه و،،،،دخترم ساپورت کنه اخه دختر من رشته اش طراحی دوخت 

      وضعیت من نسبت به ایمان به خدا 

      اگر راستش بخواید من تا قبل از اشنایی با این مسیر الهی خدایی در زندگیم نبود بجز در سختی و رنج 

      من وارد این مسیر الهی شدم خدای خودم شناختم متوجه شدم اون چیزی که به من در مورد خدا گفته بودن همش اشتباه بود خدای خودم کم کم شناختم الان خدای درونم بهتر میشناسم درکش میکنم تازه دارم ارتباط بهتری رو با خدا تجربه میکنم از طریق فایل شبانگاهی و تجسم 

      انتظا ر من از خدا  اینکه دیگه نوبت منه منو ببین به من اهمیت بده منو دریاب پس کی میخوای فرمان خودتو صادر کنی منتظرم 

      خدای من خیلی بزرگتر و مهربانتر از این حرفاست که منو تنیبه کنه اون منو دوست داره همیشه همراه منه همیشه مراقب منه همیشه منو همراهی هدایت و حمایت میکنه اون خیلی بزرگ من منتطرم که خداوند درهای نعمت شو برای زندگی من باز کنه منو غرق در نعمت شادی ارامش و احساس خوب کنه 

      خدای من یدونه است خدای من تنهاست یگانه است بی همتاست خدایا دوستت دارم 

      من میدونم ایمان دارم که خداوند از من راضیه و همیشه با منه و منتطره اماده  ست  که من درخواستی داشته باشم اونم برام بفرسته من فقط باید ایمان بهش داشته باشم 

                

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۱۵:۴۴
      مدت عضویت: 1112 روز
      امتیاز کاربر: 63770 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 794 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم 

      سپاس فراوان از شما استاد مهربان و بخشنده که آگاهی های که کسب کردید رو با عشق به ماهم انتقال میدید وباعث می شید جهان جای بهتری برای زندگی بشه

      کلمه چله برام تداعی خاطرات گذشته شد که چقدر این رو شنیده بودیم برای اجابت دعاها چله بگیریم نتیجه میده 

      ولی اکنون درک  من از چله متفاوت تر وخیلی بهتر از قبل شده چله گرفتن در این مسیر یعنی تغییر دادن سبک زندگی و ایجاد عادتهای درست با احساس امید وشور وشوق همراه هستش  آرامش واحساس بد نداشتن رو می خواهیم یاد بگیریم و تکرار کنیم تا سبک زندگی ما بشه نگرش مثبت داشتن در هر شرایط رو یاد بگیریم 

      مدیریت کنیم احساساتمون رو در بر خورد با مسائل زندگی ورفتار دیگران تا احساس بد در ما غلبه نکن وما رو به حال بد نرسونه 

      تمرین

      من از نظر افکار منفی داشتن چه طور عمل می کنم ؟

      چند سالی هست خوب عمل کرده ام ولی گاهی هم در من افکار منفی مرور میشه وحالم رو بد می کنم مثلا در مواجه با یک تغییردر زندگی که لازم پیشرفت هستش برام ترس رو ایجاد می کنه وافکار منفی، نمیشه ،سخته ،والی آخر حمله می کنه وحالم بد شده شاید باعث شروع نکردن در من بشه 

      یا زمانی که دیگران رفتار ناجالب وحرف های ناراحت کننده به  من بزنن  یا انتقاد کنن اون وقته که حالم بد میشه وکنترل کردن ذهن سخت پیش میره افکار منفی درباره اون فرد در ذهنم مرور میشه وحالم رو بد می کنه 

      یا در باره مسائل مالی هم پیش میاد نگرانی وافکار منفی در من ایجاد میشه ولی خدارو شکر نسبت به چند سال پیشم بهتر عمل کردم 

      از نظر آرامش داشتن بیشتر اوقات تنها هستم وآرامش خوبی رو تجربه می کنم ودر حال یادگیری هستم 

      ولی گاهی تماس های بی مورد خواهرم  که دوست ندارم   آرامش رو بهم میزنه ولی الان کمی توجه ام رو ازش برداشتم و دوست دارم شرایط بهتری رو تجربه کنم 

      و گاهی رفتار همسرم و فرزندم در من باعث بر هم خوردن آرامش و خارج شدن از احساس خوبم میشه 

      شرح وضعیتم در باره سلامتی

      دارم متناسب میشم و تغییرات عالی رو دارم تجربه می کنم ولی هنوز کمی در پهلو وشکمم چربی اضافه دارم و مطمئنم به خوبی شکم تخت وصاف رو تجربه می کنم 

      زندگی با عینک برام سخت هستش و دوست دارم دیدن  پیرامونم رو بدون محدودیت وعینک تجربه کنم 

      ودندان هایم احتیاج به ترمیم دارن تا سالم تر  و زیبا تر بشن 

      زانوهام توانمندتر وقوی تر عمل کنن 

      صورتم سفید وصاف بشه 

      معده وگوارشم بهتر عمل کنن 

      از نظر روابطم با همسر و فرزندم خدارو شکر دوستانه و صمیمانه هستش ولی دوست دارم این صمیمت در بین ما باعث کلام های ناجالب نشه و احترام بین ما بهتر از قبل پیش بره و همسر و پسرم هم در این مسیر همراهم بشن تا زندگی با کیفیت تری رو تجربه کنیم 

      روابطم با دیگران بسیار عالی هستش و دوستان عالی دارم و همیشه در بر قراری ارتباط با دیگران خوب عمل کرده ام 

      وهرگز ارتباط گرفتن با کسی در من پشیمانی به بار نداشته 

      ولی درباره ارثم کمی روابطم با برادرانم ناجالب شده 

      رابطم با خانواده همسرم هم خوب هستش 

      ولی گاهی به خاطر عادتهای همسرم احساسم بد میشه وسرزنشهام شروع میشه ویا گاهی با فرزندم به خاطر رفتار ناجالب در من احساس بد ایجاد میکنه و کمی نگران عادتهای رفتاری در خوردنهاش وافکارمنفی اون من رو دچار احساس بد میکنه ولی سعی می کنم خودم رو کنترل کنم 

      شرح وضعیت در موضوع مالی 

      بدهی خاصی به شخصی نداریم ولی اقساط بانکی و وسایل دارم کسب کار همسرم کمی نوسان داره دوست دارم چرخ زندگیمون رون تر بچرخه 

      کمبود مالی رو احساس می کنم پس اندازه هم نداریم 

      احتیاجات زیادی رو احساس می کنم و استقلال مالی ندارم 

      دوست دارم همیشه در حسابم پول کافی داشته باشم و لحظه ای احساس کمبود نداشته باشم 

      شرح وضعیت من در رابطه با خداوند عالی شده و جای بهتر شدن هم داره من عاشق خدای خودم هستم ودر هر کار از خودش هدایت و حمایت می طلبم  ونتایج عالی کسب کردم 

      ومن همیشه خدارو مهربان و بخشنده می دانم ونعمتهای و فراوانی های بی نظیرش رو برام در نظر گرفته ودر این مسیر باید بیشتر توحیدی عمل کنم وتوکلم و اعتماد واز همه مهم تر اطمینان داشته باشم تنها اون هستش که می تونه بهم کمک کنه خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم 

      من انتظارم از بودن در احساس خوب برام اتفاقات خوب رو به ارمغان میاره، 

      برای بودن در احساس خوب باید مراقب باشم احساسم بد نشه 

      کنترل کنم ورودی ذهنم رو 

      ودر مواجه شدن در ورودی های ناجالب من وارد بحث نشم وباور نکنم ودر ذهنم فقط آگاهی های که کسب کردم رو مرور کنم 

      من زهره همین جا متعهد میشم آگاهی های که دریافت میکنم رو به خوبی و مستمر در زندگیم به عمل تبدیل کنم و اطمینان دارم موفق میشم 

      احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم🙏🙏🙏❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۱۵:۳۱
      مدت عضویت: 1860 روز
      امتیاز کاربر: 35281 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,402 کلمه

      به نام خدا 

      با عرض سلام ،ادب و احترام خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همراهم. 

      هیچ وقت نمی دونستم که تغییر زندگیم ،دست خودمه تا با این سرزمین رویایی آشنا شدم .

      من به دنبال لاغری به این سایت هدایت شدم چون فکر می کردم که تمام مشکلاتم از چاقیه با وجود اینکه هیچ کسی منو چاق نمی‌دونست به جز خودم ولی من همه ی مشکلاتم رو از چاقی می دونستم و می خواستم اونو حل کنم .

      خداوند مهربانم می دونست من جز چاقی باید خیلی چیزها رو تغییر بدم تا زندگیمو تغییر بدم و حالمو خوب کنم .

      از ورودم به این سرزمین رویایی تغییرات زندگیم بی نهایت زیاد بوده ولی هنوز کامل نشده .

      من یاد گرفتم برای تغییر زندگی باید ذهنم رو تغییر بدم .

      برای تغییر ذهنم باید ابتدا مدیریت احساساتم رو در دست بگیرم .

      همیشه و هر روز سعی می کردم حال خودمو خوب کنم ولی نمیشد و به هر دلیلی حالم بد می شد و تلاش می کردم خوبش کنم امروز یاد گرفتم باید جلوی حال بد رو بگیرم که اصلا وارد نشه تا من دنبال خوب کردنش باشم .

      امروز فهمیدم مهترین قدمی که باید بردارم اینه که هر روز احساس بد نداشته باشم باید یاد بگیرم و آگاه بشم که چه افکاری ،چه رفتاری، چه عادت‌های و چه نگرشی حال منو بد می کنه و وقتی اونا رو انجام ندم پس حالم خوبه نیاز به کار دیگه ای ندارم .

      فقط و فقط باید بصورت آگاهانه زندگی رو پیش ببرم .

      استاد شما درباره ی حس خوب گفتید و خداوند اینو قبلا به من یاد داده بود و به من آموخته بود که وقتی حالم خوبه همه چی خوبه و وقتی من حالم بده همه چی بده ولی بلد نبودم همیشه حالمو خوب نگه دارم تا همه چی خوب باشه .

      خیلی وقتها سر مسائل الکی و پیش پا افتاده بهم ریختم و دنیا دوباره داغون شده .

      خداروشکر از وقتی اینجام خیلی بهتر شدم و آرام ترم ،زود می تونم از ناراحتی رها بشم و خیلی احساساتم نسبت به قبل بهتر شده و مطمئنم با این آموزش های جدید کامل تر و بهتر خواهد شد. 

      ممنونم استاد عزیزم .

      الان می خوام ردپایی از خودم بذارم تا هر هفته تغییرات خودم رو ببینم و لذت ببرم .

      شرح اول درباره‌ی وضعیت احساسم :

      احساس بدم همیشگی نیست و در بعضی شرایط برام پیش میاد .

      هر چه از احساس بد دارم درون خودمه و نسبت به بیرون نیست .

      استاد من ترس های زیادی دارم و دلیلش رو پیدا کردم و راه رهایی رو نه .

      مثل ترس درباره ی بچه هام که تنها برن بیرون و اتفاقی براسون بیفته ،ترس اینکه خودم بیرون برم و اتفاقی برام بیفته ،ترس از دعوا و خشونت .

      اکثرا نگران فرزندانم هستم .

      البته این ترس و نگرانی ها همیشگی نیس  و مثلا اگه پسرم بره اردو تا برگرده یا بره بیرون تا بیاد یا خودم بخوام تاریک بشه برم بیرون. 

      ولی در بیشتر مواقع حال خوب و شادی دارم .

      گاهی هم که برنامه های زندگیم اونطوری که بخوام پیش نره یا رفتار غذاییم اشتباه باشه ،بهم میریزم ولی خداروشکر زود به خودم مسلط میشم و خودمو می بخشم و از نو شروع می کنم .

      ولی مهم ترین چیزی که توی افکارم منو اذیت می کنه ترسهام هستش .

      استاد ترس های من ریشه در کودکی من داره .

      مادربزرگی داشتم که مهاجر از کشور روسیه بود زمانیکه از کشورشون اومدن ایران ،پدرشون رو نگه داشتن و خودش با مادر و خواهرش اومدن و من نمیدونم چی براشون اتفاق افتاد ولی من خیلی تحت تاثیر مادربزرگم بودم اون خیلی من رو از تجاوز و دزدی و اینا ترسونده بود و من هنوزم ترسهامو دارم و گاها اتفاقات و رویدادهای اخیری که قبل از ورود به سایت بهشون توجه می کردم این ترس ها رو دامن زد .

      از نظر  زندگی در شرایط احساس رضایت کامل هستم.

      در باره ی سلامتی خداروشکر فقط کم کاری تیروئید دارم که با یک قرص ناشتا حل شده و هیچ مشکل خاصی ندارم و کمی اضافه وزن که دوست دارم حل بشه .

      از نظر روابطم با همسرم بسیار خوب هستیم البته اینو بگم از زمان آشنایی با سایت و آموزش های خوب شما ،روابط بهتری دارم چون درک بهتری دارم و می تونم تفاوت‌های خودم با همسرم رو بفهمم مثلا همیشه فکر می کردم منو دوست نداره ولی الان میدونم دوستاشتنش متفاوته .

      با پسرم بزرگم همیشه رابطه ی خوبی دارم ولی پسر کوچکم کمی باهش مشکل داشتم که اونم از خودم بود و الان دارم درستش می کنم .

      با هیچ کسی مشکل ندارم ،همه منو دوست دارن و من رفتار خیلی خوبی با همه دارم و همه ی آدم ها رو سعی می کنم درک کنم .

      استاد عطار روشن شما به من یاد دادید که همه ی ما برای رفتارهامون مقصر نیستیم و اونا رو در شرایط مختلف زندگی و اطلاعات اطراف بدست آوردیم و باید به رفتارهای بدمون آگاه بشیم و حلش کنیم .

      گاهی اگه کسی رفتار مناسبی نداره من با خودم میگم منکه نمیدونم چه اطلاعاتی وارد ذهن این آدم شده شاید خودشم ناراحته و هنوز نتونسته درستش کنه،کسی رو سرزنش نمی کنم از کسی ناراحت نمیشم شاید همون لحظه باشه ولی با کمی تفکر دوباره درس های خوب شما رو مرور می کنم و به آرامش می رسم .

      تنها کسی که در این دنیا باید رابطه ام رو باهش بهتر کنم خودمم .

      باید با خودم مهربان تر باشم و خودم رو ببخشم و سعی کنم انسان بهتری باشم .

      من با همه خوبم و همه با من رابطه ی خوبی دارن .

      درباره ی مادیات خداروشکر زندگی خیلی خوبی دارم 

      همسرم کارمند بازنشسته بانک هست و من خانه دارم .

      از نظر مالی هر چی بخوام فراهم هست .

      وقتی وارد سایت شدم چون دوست داشتم برای خودم از سایت خرید کنم به همسرم گفتم برای منم مثل پسرها ماهیانه بریزه تا جمع کنم و خرید کنم .

      قبل از اون یک کارت بانکی مشترک با همسرم دارم و هر طور بخوام می تونم خرید کنم .

      از نظر مالی احساس خوب و رضایت دارم.

      البته استاد من  قبل از ازدواج محدودیت مالی داشتم و گاهی الان تفکر نگران مادیات بودن رو دارم که مثلا الان یک چیزی خریدم صبر کنم تا ماه بعد چیزی بخرم ولی همسرم اصلا این طرز تفکر رو نداره و هر چی بخواد راحت می خره ولی من نه با نگرانی و نوبتی خرید می کنم .

      در رابطه ام با خدا خیلی حرف دارم باید خلاصه کنم .

      از زمانیکه متوجه شرایط زندگیم شدم قبل از ازدواج رابطه ام با خدا شروع شد .

      هر چی دوست داشتم ازش می خواستم ،ناراحتی هامو باهش در میون می ذاشتم و اهل روزه و نماز و دعا بودم و هستم .

      البته در گذشته بنا به آموخته های دینی ولی الان دلی فقط عاشقانه .

      از هر کسی ناراحت بودم به خدا می گفتم انتقام ازش بگیره .

      هر چی رو می خواستم بخدا می گفتم انجامش بده و خودم هیچ کاری نکردم .

      بگم اوایل خیلی ازش شاکی بودم که چرا من پسر نشدم اون زمان متاسفانه فکر می کردم باید مرد باشم تا بتونم شرایط سخت مالی خانواده رو تغییر بدم و از خدا گله داشتم که دخترم و نمی تونم کاری بکنم .

      خیلی دوسش دارم الان، تنها چیزی رو که دوست دارم باهش درست کنم اینه که می ترسم ازم امتحان سخت بگیره و من از پسش بر نیام  یادمه استاد یک فایل از شما گوش دادم که گفته بودیددر روز بارها از خودمون امتحان می گیریم که خدا یکبار یا دوبار بخواد امتحانمون کنه .

      درست برمی گرده به قضیه ی ترس هام .

      با اینکه میدونم اون چقدر بزرگه و قادر و مطلقه ولی توی دلم می ترسم .

      دوست دارم براش بنده ای باشم که بدون هیچ درخواستی فقط بنده اش باشم .

      من منتظر تنبیه خدا نیستم ولی همیشه ترس از امتحانش دارم به شدت .

      میدونم خدا از من راضیه و منو دوست داره .استاد نمیدونید چقدر لطف و مهربانی به من کرده که قابل شمارش نیست و چقدر هوامو داشته که قابل بیان نیست .

      همیشه مراقبم بوده هیچ وقت دستمو رها نکرده منو تنها نذاشته ولی بازم من از امتحانش می ترسم .

      ای کاش این موضوع منو رها کنه و من به آرامش برسم .

      تمام اون شنیده های دینی گریبان منو گر فته و نمیذاره به خدا نزدیک تر بشم .

      وقتی مطالب این فایل رو خوندم و فایل رو دیدم خیلی خوشحال شدم چون گفتم خدا خودش برام راه رهایی فرستاده و من می تونم با این آموزش ها به رهایی از افکار بد برسم .

      ممنونم استاد عطارروشن  ،نوشتن این دیدگاه برام خیلی سخت بود قلبم رو به درد آورد ولی نوشتم چون دوست دارم مشکلاتم رو حل کنم و به آرامش برسم .

      خیلی بزرگوارید ممنونم 

      در پناه خدا باشید . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا آبکار
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۱۳:۱۲
      مدت عضویت: 922 روز
      امتیاز کاربر: 12895 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      بنام ذات مقدس پروردگارم.باسلام خدمت استاد عطار روشن وهم مسیران..در حوزه مدیریت احساس.باید بگم که من قبلنا وبعضا فعلا خیلی ذهنمو درگیر مسائل خانواده میکردم فلانی چه حرفی زد منظورش چی بود؟ و دائم درذهنم مَشغول جواب دادن به آنها بودم .ظاهرا داشتم ظرف میشستم ولی در اصل بیشتر به نشخوارهای فکری توجه میکردم.ولی یک کم که آگاهتر شدم به نسبت تغییر کردم ولی بازم ادامه داشت حتی همین امروز صبح هم از حرف یکیشون ناراحت شدم ولی خوشبختانه به خودم آمدم و گفتم من وارد چله ی تغییر شدم پس باید تغییر کنم وحال خودمو بد نکنم…                                                در حوزه روابط اصلا خوب نیستم و باید یه فکر اساسی برای این موضوع داشته باشم که خشمم رو کنترل کنم و بهترین نمره رو بگیرم ..الان از بیست نمره چهارو هفتاد وپنج به خودم میدم .شاید بگین چقدر افتضاحم .بله ولی من تعهد دادم که باید تغییر کنم                                                         در حوزه امور مالی خدارو شکر بدهی که باعث اختلال در زندگی وناراحتی ام بشه ندارم ولی باید یه کم در پس انداز کردن تلاش کنم و وسایل اضافی که میبینم و هیجان زده میشم رو نخرم وخودمو کنترل کنم.                    و اما در رابطه با دوستی و ایمان واعتقاد به خدا باید بگم که دریافتم تنها کسی که برایم میماند خداست پس باید در رفتارو کردار وگفتارم خیلی مراقب باشم تا رضایت ذات مقدس پروردگار را جلب کنم .که اگر اینطور شود خدا هم ازم راضی خواهد بود .و اززمانیکه شکر گزاری نوشتاری را شروع کردم از همه جهات خداوند درهای لطف و کرمش را بسوی من وزندگی ام باز کرده .خدایا شکرت..با تشکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Soliiijan
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۱۲:۲۶
      مدت عضویت: 782 روز
      امتیاز کاربر: 10900 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      سلام روز بخیر، استاد من به همسرم میگم توی این گرونی و اوضاع خراب مملکت یک لقمه بی درد سر داریم نون می خوریم بدون ناراحتی بزار شاد باشیم ،نمی گذارد 

      من توی کانادا که بودیم ۳ کیلو کم کردم و الان ۸۳ کیلو و ۷۰۰ گرم هستم ولی هر روز قر می زنه و میگه چرا داری لاغر می شوی

      خب مشگل کبد چرب دارم باید لاغر کنم 

      وای هر روز دعوا داریم

      هر روز جنجال و ملافه راه می اندازد 

      همبستری نداریم الان از او بیزار شده ام ،با عشق ازدواج کردیم کلی مشکلات را پشت سر گذاشته ایم 

      قبلا که دعوا می کردیم کتک کاری می کرد و هر چه دم دستش بود را می شکست 

      ولی کم کم بزرگ شد و از ترس ابرو ،کمتر و کمتر شد 

      ۲ تا دختر دارم رفتند کانادا اولی با همسرش و دومی مجرد هست 

      من ماندم و او 

      ۴ ماه رفتیم خونه دخترم ،بماند که چقدر ناسازگاری کرد 

      زیاد نمی خواهم درد دل کنم و موجب ناراحتی شما شوم 

      شاید خودم هم مقصرم که زیاد رو داده ام و الان دیگه نمی خواهد آوانس هایش را از دست بدهد 

      کم کم از کنار او بودن لذت نمي برم 

      مذهبی بودنش حالم را بهم می زند 

      الکی ادا در آوردن و جا نماز آب کشیدن دروغین و ماسک زدن هاش برام پوچ و بی ارزش شده

      می خواستم برم کلاس یوگا میگه بزار بهار ،الان زمستان است 

      کو سرما و برف ،هوا که گرم بشه من اذیت می شوم پاییز که پاییز ه ،تابستان گرمه ،زمستان، زمستانه ای بابا کی زندگی کنم 

      خسته ام ولی خب هر روز ویس ها را گوش میدهم و دوره ها را از نو باید شروع کنم و بنویسیم چون کانادا نشد که بنویسم 

      اراده ام قوی و مصمم هستم 

      خودم یک لشکر هستم 

      گفتید بنويس نوشتم لطفا در سایت نگذارید چیز جالبی نیست 

      فقط درد دل است 

      و راهکار می خواهم 

      خودم روانشناسی می خونم 

      ۸ ساله می خونم که چطور با شخصیت هادس بسازم 

      و خودش می دونه که چقدر فرد لجوج و لجبازی هست 

      ولی خب اخلاقی که با شیر بیاد با جون میره

      انتخاب کرده چنین زندگی کنه

      برعکس که من زنی شاد و مفرح هستم 

      نخ اینکه خودم بگم دیگران می‌گویند. 

      ببخشید مزاحم شدم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیل ماه
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۱۲:۱۸
      مدت عضویت: 646 روز
      امتیاز کاربر: 1570 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام خدمت تمامی عزیرانی که دارن پیام منو میخونن. 

      من خداروشاکرم بابت اشناییم بااستاد عطا روشن بزرگوار، جلسات دوازده گام لاغری رو گوش دادم و حس و حالم شکرخدا خوبه. چون من پارسال شرایط خیلی خیلی بدی داشتم و‌اون زمان هم بایه استاد بزرگواری و فایل هایی که ایشون به من دادم حالم بهتر شد، و الان هم با استاد عطا روشن عزیز دارم عالی تر میشم خداروهزاران هزاران بارشاکرم که من زنده ام و نمردم و این حال خوب رو دارم. من برای بدست اوردن سلامتیم اینجا اومدم سلامتی که خودم از خودم گرفته بودمش، و هرروز حالم بهتره نسبت به دیروز، و از خدا برای استادمون هم حال و جسمی سالم ارزو دارم که این فایل هارو رایگان میزاره ، که ماهم استفاده کنیم. و مطمعنم این حال خوب ما بی تاثیر نمیمونه اثارش روی زندگی استاد عزیزمون. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۱۰:۰۹
      مدت عضویت: 2216 روز
      امتیاز کاربر: 20140 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 503 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خدایا با توکل به تو میریم تو دوره جدید

      سلام 

      خدمت استاد عزیزم 

      وسلام خدمت دوستان گرامی در این سایت و این دوره

      دوباره انتظار روزهای خوب اومد، دوباره انتظار احساس خوب اومد ، دوباره ساختن احساس عالی اومد ، دوباره بودن هر لحظه و هر لحظه در این سایت اومد

      اولین دوره که دوره ورود به ضمیر ناخوداگاه بود و شرکت کردم نتایج عالی گرفتم و دارم ادامه میدم که با استمرار نتایجم پایدار بشه.

      بودن و همراه بودن با جمع و همزمان دوره رو شروع کردن یه انرژی خیلی بالایی داره و میطلبه که عملگرا باشی

      دوره قبل خیلی برام جواب داد قطعا این دوره رو هم ادامه میدم و جواب میگیرم.

      شرح وضعیت من در موضوع احساس

      در مورد احساس بخوام بگم احساسم بالا پایین زیاد داره دوست دارم احساس حال خوبم ساعات بیشتری از شبانه روز رو درگیرش باشم ، و هر روز پیشرفت داشته باشم تو احساس خوب ، میدونم با ارامش و احساس خوب به همه چی میرسم و میخوام ساعات و افکارم به سمت حس و حال خوب بیشتر بشه .

      شرح وضعیت من در موضوع سلامتی

      درخصوص وضعیت سلامتی الان اضافه وزن دارم شکم پهلو دارم و هنوز درگیری ذهنی بابت این اضافه بودن وزن دارم که از دوره قبلی که بودم خیلی بهتر شدم و دارم میشم و میخوام کامل این قضیه برام حل بشه و درگیری ذهنم کم و کمتر بشه.

      وضیت بینایی خوبی ندارم و عینک میزنم که بعد از متناسب شدن میخوام زندگی بدون عینک و صفر شدن شماره چشمم رو تجربه کنم.

      شرح وضعیت من در موضوع روابط

      الان تو روابطی که با اطرافیان هستم یخده زود عصبی میشم به هر چیز کوچیک گاهی وقتا میگم گاهی وقتا زود از کوره در میرم وقتی یه قضیه ای باب میلم نباشه با سر و صدا میخوام به نفع خودم بکشم ، با همسر و فرزندم گاهی وقتا تند میشم و داد و بیداد میکنم که میخوام صبور تر باشم ، کنترل خشم داشته باشم، و براحتی بتونم به احساساتم کنترل داشته باشم.

      شرح وضعیت من در موضوع مالی

      الان کارمند هستم ویه حقوق اخر ماهی میرسه ،میخوام درامدم بیشتر بشه و گیر اخر ماه نباشم و هر روز درامد داشته باشم اونقدر درامد داشته باشم که بتونم پس انداز کنم، وقتم ازاد باشه و براحتی بتونم خرید کنم.

      شرح وضعیت من در موضوع ایمان به خداوند

      خدا

      رسیدیدیم به بخدا

      تو این چند سال در خصوص خدا رسیدم به این مرحله و فهمیدم همه چی و همه کس و همه کاره خداست بشرط باور به خدا

      هو اول و اخر و ظاهر و باطن خداست

      روزانه خیلی سعی میکنم به یادش باشم 

      شکرگزارش باشم

      همه قدرتها رو بدم به خدا

      ولی راضی نیستم خیلی بیشتر میخوام تو خدا غرق بشم یجوری بشم لحظه به لحظه به یادش باشم قدرت رو بدم بهش تمام باور هام فقط بشه خدا ، زمین و زمان و هر چیزی که میبینم جلویی از خدا بشه برام

      انتظارم از خداوند اینکه فقط هدایت میکنه منو

      انتظارم اینکه وهاب ، بخشنده هستش، و مطمئنم که تنها کسی که برام میمونه و هست و خواهد بود خود خداست.

      و در اخر از استاد عزیز سپاسگزارم بابت شروع یه تغییر دیگه در وجود ما.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره قادرنیا
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۱۰:۰۳
      مدت عضویت: 619 روز
      امتیاز کاربر: 8665 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 255 کلمه

      سلام من از دو روز پیش که بااین سایت ومطالبش آشنا شدم ودوباره احساس کردم دستهای غیبی کائنات من رو به این سمت آوردن احساس شادی میکنم اینطور بگم که تا نشانه ای میبینم که خدا گوشه چشمی به من نشون میده شاد میشم نمی دونم شاید برای اینه که خدا رو دوست دارم دلم میخواد بهش نزدیک بشم ولی خیلی راهها رو اصلا نمیشناسم🥲 ولی کلا مدیریت احساساتم ضعیفه یعنی من یک آدم مضطرب وزودرنج وغمگین هستم سعی میکنم که خودم رو شاد نگه دارم ولی راستش خیلی موفق نبودم 😒دائما شکستهام ،غصه هام ومشکلاتم سعی در رژه رفتن توی ذهنم دارن منی که خوابهای عمیقم وزیادم مثل بود حالا به زور قرص ،خوابم میبره خدا روشکر زانوهام دیگه آب نیوورده ولی پسوریازیس اذیتم میکنه ریتم قلبم کم شده وخوب مشکلات فشارخون وکم کاری تیروئید هم که سالهاست با منه،😪از نظر مالی هم من وهمسرم بازنشسته هستیم پس حقوق بالایی نداریم ولی خدارو شکر کفاف زندگی روزمره مان رو میده ولی دختر وپسرم هر دو جوانند از طرفی دعا میکنم هر دو ازدواج کنند وسرو سامونی بگیرن😊 ولی از طرفی اگه بخوان ازدواج کنند پول میخواد ما هم که شرایط مالیمون اجازه نمیده خوب نگرانیمو زیاد میکنه🤔 ولی این رو بگم که خدای مهربون هیچوقت مارو تنها نذاشته و همیشه به وقت کمکمون کرده ولی فکر کنم من ایمان واعتقادم اینقدر قوی نیست که کاملا توکل کنم ونگران نباشم🤥 خدارو عمیقا قبول دارم ولی فقط قبول دارم توکلم کمه !!! دائما سعی میکنم توکلم رو به خدا داشته باشم ولی خودمونیم خیلی موفق نبودم😪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم موحدی
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ ۰۹:۴۵
      مدت عضویت: 619 روز
      امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 32 کلمه

      همیشه دنبال خوب بودن احساسم بودم و اصلا به این که اول باید  احساس منفی رو  که دارم کنترول کنم توجه نداشتم و این موضع  خیلی برام جالب و قشنگ بود ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا