زندگی با اراده خداوند نوشته ای است که زمانی فقط به صورت یک عقیده یا انرژی در قلمرو نامرئی (انرژی پاک) قرار داشت.
خواست خداوند بر این قرار گرفت تا این آگاهی به صورت نوشته ای قابل خواندن و درک شدن در دنیای مادی متجلی شود.
نتیجه زندگی با اراده خداوند
بعد از خواندن این نوشته شما دیگر انسان اکنون نخواهید بود چرا که آگاهی جدید از طریق خواندن این نوشته از دنیای بی شکل وارد دنیای شکل یافته ذهن شما خواهد شد. بنابراین شما تغییر خواهید کرد و این تغییر در نگرش، می تواند باعث شروع تغییر در زندگی شما شود.
آنچه می خوانید باعث شکل گیری نگرش های جدید در ذهن شما می شود، سپس در افکار و رفتار شما تغییر ایجاد خواهد شد و اراده ای همسو با اراده خداوند در شما برای تغییر زندگی شکل خواهد گرفت.
من، شما، همه انسانها و به طور کلی همه زندگی از میدانی به وجود آمده ایم که دیده و شنیده نمی شود و آن میدان “قدرت خداوند” است.
اگر با این نگرش زندگی کنید، قدرتی را در خود احساس خواهید کرد که همان قدرت خداوند است و مصداق وعده او که در قرآن کریم می فرماید: من از خود در شما دمیدم.
“پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید. (۷۲ سوره ص)”
برای درک قدرت خداوند باید به قدرتی که در وجود ما نهفته است توجه کرد.
همه ما قدرت خود را با “اراده” می شناسیم.
- من انسان با اراده ای هستم
- من انسان بی اراده ای هستم
- من اراده کرده ام
- من اراده ندارم
- من اراده دارم و …
- کلمه “اراده” تعریف ما از قدرتی است که در خود سراغ داریم.
معنی کلمه “اراده” چیست؟
اراده همان دنبال کردن هدف یا انگیزه ای نیرومند به همراه عزم و تصمیم برای ایجاد نتیجه ای مطلوب به شمار می رود.
از نظر ما افراد با اراده، افرادی هستند که برای رسیدن به خواسته های خود تلاش می کنند و هیچ نیرویی نمی تواند مانع رسیدن آنها به هدفشان شود.
اگر انسانی هستید که هرگز تسلیم نمی شوید و رویایی درونی (تصویری ذهنی) شما را به سمت تحقق رویاهایتان ترغیب می کند خود را انسانی با اراده می دانید.
اما نکته ای در نقش اراده در زندگی ما وجود دارد که معنی و مفهوم اراده داشتن را تغییر می دهد.
بارها در زندگی خود شاهد مسائل و موضوعاتی بوده اید که بدون اینکه تصمیم به تجربه آنها گرفته باشید وارد زندگی شما شده اند.
این موضوع را به شکل کمک هایی که انتظار دریافت آنها را نداشته اید اما در زمان مناسب از طریق انسانها به شما داده شده اند نیز تجربه کرده اید.
در شرایطی که هیچ راهی برای تغییر شرایط یا رسیدن به خواسته ای نداشته اید، اتفاقاتی رخ داده است که مسیر رسیدن شما به خواسته هایتان را هموار کرده است.
در اینجا نیروی اراده شما منجر به تغییر شرایط و رقم زدن اتفاقات نشده است بلکه نیرویی بسیار قدرتمندتر باعث ایجاد همزمانی هایی در زندگی شما شده است که شرایط شما را دگرگون کرده است و نتیجه اراده شما فراتر از انتظارتان رقم خورده است.
من برای رها کردن شغل ابزار و یراق تصمیم قاطع نگرفته بودم، همچنین برای آموزش دادن لاغری با ذهن برنامه ریزی نکرده بودم، حتی برای نوشتن این کلمات به دنبال یکدیگر هیچ تصمیمی نگرفته ام.
زمانی که ارتباطم با معنویت (قدرت اراده خداوند) را بیشتر کردم این رویدادها به صورت عملکردی طبیعی و ساده در زندگی من رخ دادند.
من سال ها شغل های مختلف داشتم که همه آنها مستلزم حضور فیزیکی در محل کار و رعایت اصول حضور و غیاب و سایر قوانین اداری بود و من بعد از آشنایی با قدرت خداوند دوست داشتم در شرایطی کار کنم که آزادی زمانی و مکانی داشته باشم.
آزادی در انتخاب محل انجام کار، آزادی در انتخاب زمان انجام کار و از همه مهمتر آزادی مالی را تجربه کنم.
دقیقا به خاطر دارم در یک روز از زندگی ام احساس کردم باید شغل ابزار و یراق را رها کرده و مشغول آموزش لاغری از طریق قدرت ذهن شوم.
آن لحظه برای اولین بار بود که این فکر در ذهن من مرور شد و بلافاصله به یک تصمیم برای اجرایی شدن تبدیل شد.
تصمیم (اراده) خود را با همسرم مطرح کردم.
تصور می کنم در آن لحظه همسرم نیز مطیع و فرمانبردار آن نیروی عظیم و قدرتمند شد و با تصمیم (اراده) من موافقت کرد. این در حالی است که هیچ نشانه منطقی یا دلیل قانع کننده ای نداشتیم که اثبات کند رها کردن شغل ابزار و یراق که شش سال بود آن را با هر سختی و زحمتی انجام داده بودم و تازه به شرایطی رسیده بود که احساس می کردم در حال نتیجه دادن است را رها کرده و مشغول کاری شوم که هیچ تضمینی برای نتیجه دادنش وجود نداشت.
اراده خداوند، فراتر از اراده من برای ادامه دادن شغل ابزار و یراق بود.
اراده خداوند در جهت تحقق رویای من (آزادی زمانی، مکانی و استقلال مالی) بود اما اراده من در جهت ادامه دادن شرایطی بود که مرا به رویایم نمی رساند.
جمله قبل را با دوباره با دقت بخوانید و الگوی آن را در زندگی خود یا دیگران جستجو کنید.

توکل کردن و نقش آن
توکل کردن در این مرحله از تحقق رویاها تاثیر فوق العاده ای در فعال شدن اراده خداوند در جهت تحقق خواسته های ما دارد.
با توکل کردن شما تصمیم می گیرید که از اراده خداوند برای تحقق آرزوهای خود استفاده کنید و این در حالی است که ممکن است همچنان در حال عمل کردن بر اساس اراده شخصی باشید که نتیجه زندگی شما را تا آن زمان رقم زده است.
در این صورت اراده خداوند وارد عمل شده و اراده شما را تحت تاثیر قرار داده و در ذهن و قلب شما تمایل برای انجام اعمالی را ایجاد می کند که هم جهت با اراده قبلی شما نیست بلکه همسو با اراده خداوند و در مسیر تحقق رویاهای شما می باشد.
پس از درک (اراده من) و (اراده خداوند) و نقش هر کدام در شکل دهی نتیجه زندگی، این عقیده در من شکل گرفت که: اراده، بسیار فراتر از یک تصمیم منطقی بر اساس داده های دریافتی از دنیای پیرامون است.
تعریف اراده واقعی تقریبا در تضاد با تعریف قبلی من و احتمالا اکثر انسانها درباره اراده می باشد.
کارلوس کاستاندا در آخرین کتابش، اراده خداوند را اینگونه تعریف می کند:
اراده خداوند، همچون نیرویی است که در جهان وجود دارد. افرادی که در ارتباط با منبع و منشاء وجود، زندگی می کنند قدرت خداوند را فرا می خوانند. این قدرت در دسترس آنها قرار می گیرد و راه فضیلت و کمال را برایشان هموار می کند. یعنی آنها هرآنچه را که بخواهند انجام می دهند.
بر اساس این آگاهی، اراده کاری نیست که ما انجام می دهیم یا قصد انجامش را داریم، بلکه نیرویی است که به صورت میدان انرژی نامرئی در جهان وجود دارد.
من تا قبل از این هرگز چنین تصویری درباره نیروی اراده نداشتم.
برای بهره بردن از قدرت اراده خداوند باید خودمان را غرق آن کنیم، از طریق توکل کردن، ایمان داشتن و اعتماد کردن به خداوند و قدرت بی نهایتش در شکل دهی جهان هستی.
این نکته برای من کاملا آشکار شده است که از طریق تلاش های طاقت فرسای فیزیکی (ظاهری) برای رسیدن به آرزوها با استفاده از اراده ی شخصی، امکان دست یابی به قدرت اراده خداوند کاهش می یابد.
به این معنی که هرچه بیشتر بر نیروی اراده خود برای تحقق رویاهایمان متکی شویم از نیروی اراده خداوند در جهت خلق رویاها کمتر بهره مند می شویم.
از آنجاکه خداوند منبع و منشاء تجلی جهان هستی می باشد، قدرت اراده ما در برابر قدرت اراده او بسیار ناچیز است اما استفاده از کدام اراده (اراده شخصی یا اراده خداوند) برای تحقق رویاها به عهده انسان می باشد. این معنای واقعی آزادی در زندگی دنیایی است.
ما می توانیم انتخاب کنیم با اراده شخصی خود و بر اساس افکار منطقی و منیتی خود در جهت رسیدن به آرزوهای خود تلاش کنیم.
همچنین می توانیم انتخاب کنیم با استفاده از اراده خداوند زندگی کرده و از قدرت هدایت او بهره مند شده و در مسیر رسیدن به رویاهای خود حرکت کنیم.
به اندازه ای که بتواینم دیدگاه خود درباره اراده انجام کارها را تغییر داده و برای انجام امور زندگانی به اراده خداوند متکی و متصل شویم شرایط ما در زندگی تغییر می کند.

پاتانجالی بیش از بیست قرن پیش توصیه کرده است:
“نیروهای خفته، قابلیت ها و استعدادها شکوفا می شوند و شما خودتان را به صورت انسانی بسیار برجسته تر و بزرگ تر از آنچه که حتی در رویاهای تان می دیدید کشف می کنید.”
نیروی خفته در سخن پاتانجالی همان اراده خداوند است. همان اراده ای که سبب شد من از حرفه چندساله ام دست کشیده و مشغول حرفه ای شوم که هیچ دانش و تجربه ای درباره آن نداشتم.
همان نیرویی که سبب شد من تمایل پیدا کنم از قدرت ذهن برای رهایی از چاقی و خلق رویای لاغری استفاده کنم و نه تنها من بلکه بی نهایت افرادی که رویای لاغر شدن دارند را به سمت سایت تناسب فکری هدایت کرد تا مسیر خلق رویای لاغر شدن را به آنها نشان دهد.
نیروهای خفته
شاید تصور عموم از عبارت “نیروی خفته” در سخن پاتانجالی، نیروهایی هستند که وجود ندارند یا به صورت انسان های مرده هستند اما واقعیت امر این نیست بلکه نیروی خفته، اراده ای است که در وجود انسان پس از اینکه در معرض وحی و الهام قرار می گیرد ایجاد می شود.
در واقع خداوند به وسیله الهام کردن به انسانها از طریق آنها مشغول انجام کارها می شود. اگر تا به حال درباره هدف یا ایده ای به شما الهام شده است و آن را انجام داده اید بهتر مفهوم انجام کارها از طریق خود با اراده خداوند را درک خواهید کرد.
مدت طولانی است این موضوع ذهن مرا به خود مشغول کرده است که چطور می توانم به این نیروهای به ظاهر خفته دسترسی پیدا کنم تا در لحظات حساس زندگی از آنها کمک گرفته و به آرزوهای خودم برسم.
این نیروهای خفته چه نیروهایی هستند؟
در کجا قرار دارند و چه کسی می تواند از آنها استفاده کند؟
چه کسی نمی تواند از این نیروها بهره مند شود و چرا؟
این سوال ها سبب شد تا اشتیاق بیشتری برای درک نیروی خفته (اراده خداوند) در من ایجاد شود و نتایج زندگی من گواه تغییر نگرش من درباره نیروی اراده شخصی و سعی در بهره مند شدن و استفاده از نیروی اراده الهی برای رسیدن به رویاهاست.
امروز می دانم که اراده، همچون نیرویی است که همه ی ما آن را در وجود خود داریم. قدرت اراده خداوند میدانی از انرژی است که به صورت نامرئی و ماورای الگوهای تکرار شونده روزمره و طبیعی ما جریان دارد.
این نیرو حتی قبل از بسته شدن نطفه هر یک از ما نیز در آنجا وجود دارد.
ما دارای ابزاری هستیم که می توانیم این نیرو را جذب کنیم و زندگی را به شیوه ای جدید و مهیج تجربه کنیم.
اراده خداوند در کجا قرار دارد؟
برخی از پژوهشگران اعتقاد دارند که هوش، خلاقیت و تصورات ما در نتیجه ی واکنش به اراده خداوند به وجود می آیند و صرفا افکار و عناصری در مغز نیستند.
دیوید بوم معتقد است: “همه ی تاثیرات و اطلاعات منظم در قلمرو نامرئی یا در حقیقتی متعالی تر وجود دارند و به هنگام نیاز می توانیم از آن ها دعوت کنیم.”
در پاسخ به این سوال که میدان انرژی اراده خداوند در کجا قرار دارد؟ باید بگویم هیچ مکانی را نمی توان یافت که این انرژی در آن نباشد، زیرا هر چیزی که در جهان موجود است در درونش هدف و انگیزه ای دمیده شده است.
این حقیقت درباره همه صورت های زندگی مانند یک اسلحه، یک غنچه گل رز و یا یک کوه صحت دارد. یک پشه نیز در تجربه ی زندگی دارای هدف و انگیزه است.
یک دانه لوبیا که به نظر می رسد قدرت فکر کردن و عمل کردن ندارد نیز تحت مدیریت اراده خداوند عمل می کند.
تنها کافی است دانه لوبیا را در خاک مرطوب بکارید، چند روز بعد شاهد قدرت و عظمت موجود در دانه لوبیا خواهید شد.
اگر دانه سیب را بشکافید درخت سیب را در آن نمی بینید اما می دانید که درخت سیب از دل این دانه به وجود خواهد آمد.
هر شکوفه ای که در فصل بهار بر شاخه درخت سیب می روید فقط یک گل کوچک و زیبا است اما در حقیقت هدفی درون آن دمیده شده است که باعث می شود در زمان مقرر به صورت میوه سیب متجلی شود.
خداوند اشتباه می کند؟!
در دایره اراده خداوند هرگز اشتباهی صورت نمی گیرد.
دانه سیب هرگز به گلابی تبدیل نمی شود و تخم یک کبوتر هرگز به یک مار تبدیل نمی شود.
هر بخش از طبیعت بدون استثنا داری هدف و انگیزه است و چیزی در طبیعت وجود ندارد که به هدف خود از بودن در دنیا شک کند.
ما انسانها نیز جزئی از این طبیعت هستیم و داری هدف و انگیزه برای بودن در دنیای مادی هستیم.
همانگونه که تولد یک شکوفه در فصل بهار بدون هدف و برنامه نیست، تولد هر انسان در جهان مادی بدون هدف و برنامه نمی باشد.
تفاوت انسان با سایر موجودات در پیگیری هدف و انگیزه خود از زندگی این است که انسان تنها موجودی است که قدرت ذهن دارد، توانایی اندیشیدن و انتخاب کردن و تغییر کردن دارد.
هیچ موجودی به جز انسان در جهان مادی در طول حیات خود قادر به ایجاد تغییر در شرایط زندگی خود نیست و فقط بر اساس غریزه خود زندگی می کند.
اما انسانها می توانند در مدت زمان حیات خود در دنیای مادی بارها شرایط زندگی خود را دگرگون کنند.
من تا سن ۳۵ سالگی چاق بودم و اکنون چند سال است که متناسب هستم.
این یک تغییر است که من در شرایط زندگی خود ایجاد کرده ام.
تا سن ۳۵ سالگی از نظر مالی در شرایط بسیار نامناسب بودم اما در طی چند سال شرایط مالی خود را به طور کامل تغییر دادم.
هر فردی که این نوشته را می خواند در طول عمر خود بارها شرایط زندگی اش تغییر کرده است حتی اگر نداند یا قبول نداشته باشد که خودش مسبب تغییر در زندگی اش بوده است اما این از توانایی های منحصربفرد انسان است که در هیچ موجود دیگری یافت نمی شود.
نکته جالب توجه این است که قدرت اراده خداوند در تمام اجزای هستی جریان دارد بنابراین هر تغییری که انسان در شرایط زندگی خود ایجاد می کند تحت مدریت و کنترل قدرت اراده خداوند است.
در لحظه ای که نطفه ما بسته می شود زندگی در معنا و مفهوم واقعی شروع می شود و قدرت اراده خداوند مراحل رشد و نمو را مدیریت می کند.
در لحظه ای که نطفه بسته می شود ساختار جسمانی، ویژگی های ظاهری، زمان مناسب تشکل شدن قلب، چگونگی شکل گیری استخوان ها و هزاران موضوع دیگر در همان لحظه اول و شروع زندگی تعیین می شود.
ما فقط به عنوان یک شاهد در حال نظاره کردن مراحل رشد و نمو جسم خود هستیم.
می بینیم که موهایمان رشد می کند و می توانیم آنها را کوتاه کنیم بدون اینکه بتوانیم رنگ، صاف یا فر بودن آنها را تعیین و انتخاب کنیم.
قدرت اراده خداوند را نمی توان با کلمات توصیف کرد چون همین کلمات هم از این قدرت سرچشمه می گیرند.
قدرت اراده خداوند قلبم را به تپش در می آورد، غذایم را هضم می کند، پاهایم را کنترل می کند، نوشته هایم را می نویسد و حرف هایم را می زند و این کارها را برای هر چیزی که در جهان وجود دارد انجام می دهد.
قدرت الهی همه چیز را در جهان تعیین می کند و در همه جا حضور دارد یعنی جایی را نمی توان یافت که قدرت اراده خداوند در آن جا نباشد، اما اغلب اوقات احساس می کنیم از خدا جدا شده و دور افتاده ایم.
نکته مهم تر و قابل توجه این است که اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا اکثر انسانها بیشتر آنچه که دوست دارند داشته باشند را ندارند؟
پاورقی:
این نوشته ادامه دارد، برای کسب نتیجه بهتر از مطالعه کردن، در همین لحظه که مشغول نوشتن هستم به من الهام شد که نوشتن را متوقف کرده و از خواننده بخواهم یک بار دیگر این نوشته را بخواند و به سوال مطرح شده در انتهای نوشته پاسخ دهد.
ایمان دارم اراده خداوند این نوشته و نوشته های بعدی را مدیریت می کند و اراده او هدایت ما برای درک بهتر و افزایش نیروی اراده در وجود ماست که زندگی خود را تغییر دهیم.
سوال: اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.97 از 280 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سلام وعرض ادب 🌺💐
در ارتباط با سوال مطرح شده :
اگر قدرت واراده خداوند همه چیز را تعیین میکند چرا ما انسانها بیشتر انچه را که دوست داریم داشته باشیم نداریم؟؟؟؟🧐🧐🤔🤔
قبل از هرچیز بایستی اقرار کنم به این گفته ارزشمند از یک بزرگی که فرمود:
« ما همانیم که می اندیشیم»
اگر امروز من فردی تحصیل کرده ، توانمند یا متناسب وخوشبخت و شاد وآرام هستم ، نتیجه اندیشیدن وباورهای درونی وذهنی من نسبت به خودم وشخصیت و نمای بیرونی ام که بارها آن را از درون تصور کرده هستم👌🏻❤
واگر چاق و ناتوان و نا آرامم ویا ندار هستم این نشات گرفته از از افکار غلط درونی ام که تحت تعلیم خانواده محیط اطراف ، باور درونی ، ونادوستی با خودم وناباوری قدرت عظیم درونی ام است وبس ، 😌😌
واما چاره کار؟؟؟🤔🤔
خبر خوب این که حالا دیگر میدانم ( به توفیق خدای مهربان وهدایت های استاد عزیزم) که ، با تغییر افکار وذهنیتم نسبت به خودم وجایگزین کردن فکر متناسب در هر موضوع از زندگیم ( که تحت افکار غلطم شکل گرفته ونا راضی هستم) مرا میرساند ومی کشاند به آن چه که میخواهم ، کافی است، خوب بیاندیشم وخوب عمل کنم به اندیشه های درستم، تا برسم به اوج آمالام، یعنی از درون خودم رادر آینه ذهنم آن طور که میخواهم تصور کنم ( از لحاظ ظاهر جسمی و سخصیت و ثروت و…) تا متجلی گردم در چشمان بهت زده اطرافیانم👏👏👌🏻👌🏻💃💃❤️
پس اکنون واقفم که نداشته هایم را علت چیست، دیگر ننالم که خداوند مرا نمی بیند یا دوست ندارد ، چرا که من نخواستم بدانم وببینم که او از نقطه اغاز خلقتم مرا در قالب دمیدن روح ملکوتیش در جسمم، دید و سرشاز از قدرت لایزالش نمود وومن در فرکانس ارتعاشات او، خودم را رویاندم ( شکل گیری تمام امحا واحشا واندام های بدنم) وپروراندم وبزرگ شدم وتا امروز تمام سیستم هوشمند درونی ام وتنفس وزندگیم تحت فرمان اراده بی انتهای الهی درونم اتوماتیکوار (بدون این که بخواهم ، افکارم را دراین پروژه عظیم الهی وارد عمل کنم) پا برجاست ، یعنی ضربان قلبم همان میزان میزند که لازم دارد وخون در رگهایم به اقتضای نیازش جاریست وپابرجا به همین سادگی👌🏻👌🏻❤️💃💃
واما نتیجه بحث:
اگر بدانم که بودن درمغناطیس قدرت الهی، چه بامن میکند،همین کافی است، که خودم را تنها وتنها درارتعاشات قدرت لایزالش رها کنم و بگذارم مرا بچرخاند وبرساند به آن چه که باید باشم ( حتی اگر اراده ام مصمم چیزی باشد که همسو با خواست صلاحدید او نباشد)بعنی حق وسهم من از آمدنم به این دنیای مادی، درمسیر ومنبع شادی وانرژی بودن، واین همچون یک جریان الکتریسته وبه راحتی برق خواسته هایم در خون و رگ زندگیم جاری می شودو مرا سرشار از بودن ، سعادت ، داشتن وقدرت میکند ، همین وبس.🌺👏👏👌🏻👌🏻💃💃💃💃💃
اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟
سلام
امیدوارم حال دل همه ی عزیزانم خوب باشه
باور نکردن این نیرو باعث میشه که اون چیزی که میخواهیم رو نداشته باشیم. اگر باور داشته باشیم نیرویی هست که برتر از تمام نیروهاست و تمام جهان به خواست و اراده او مدیریت می شود و هیچ برگی بی اذن او از درخت بر زمین نمی افتد، اگر این باور رو داشته باشیم دیگه دائم نگرانی نیستیم، ترسی نداریم، خیلی عجله نداریم تا برسیم و از مسیر لذت میبریم و میدونیم در زمان و مکان مناسب همه چیز هایی که میخواهیم رخ میده، چرا که میدونیم اون حواسش هست و ما رو به سمت خواسته هامون میبره، ادامه میدیم، دیگه نجواهای شیطان ما رو کنترل نمیکنه و نمیترسونه چرا که میدونیم اون کارش رو خوب بلده و ما هم دلمون به اون نیرو خوشه، حالمون خوبه. نشونه ایمان داشتن به اون نیرو این هست که حالمون خوبه. خب ما انسانیم ربات نیستیم که همیشه در هر لحظه حالمون خوب باشه، ولی میتونیم کاری کنیم که در زمان های بیشتری حالمون خوب باشه و توکلمون به خدا باشه. بیشتر به خواسته هامون توجه می کنیم، بیشتر باورهای خوب میسازیم، بیشتر رو ترس هامون پا میگذاریم، بیشتر با امید حرکت می کنیم چرا که میدونیم اون حواسش هست و هدایتگر ماست. از طریق قلبمون با ما صحبت میکنه، با نشانه ها بهمون مسیرهای درست رو نشون میده، میدونیم هر آگاهی مهارتی و دانسته ای رو باید یادبگیریم سر راهمون قرار میده، میدونیم که بهترین راه ها رو برای حل مسائلمون در تمامی جوانب رو بهمون الهام میکنه.. بنابراین حالمون خوبه. بنابراین هدایت میشیم قدم به قدم و مسیرها برامون باز میشه و یهو میبینیم آره من به خواسته هام رسیدم نفهمیدم چطور و چقدر حالم خوبه و چقدر با لذت رسیدم.. و الان هم از نتیجه لذت میبرم.
چقدر این موسیقی آرامش بخش هست، سپاسگزارم از شما.
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیز
باید بگم که از دیروز چندین بار این متن رو خوندم .اولش فکر کردم که یعنی هر چی خدا بخواد همون میشه…دو مرتبه خوندم به همراه اون موزیک ملایم دیدم که نه….اراده منم شرطه…..از دوباره بادقت تک تک کلمات رو خوندم به این درک رسیدم که وقتی که من خواستار چیزی باشم ودر حمایت اراده ی خداوندی حتما به اون خواسته ام میرسم.
بازم متن رو خوندم…والان به این نتیجه رسیدم که من به این دنیا اومدم تا اونطوری که دلم میخواد زندگی کنم ..چیزهای رو که دوست دارم تجربه کنم.یعنی اراده ی الهی بر این قرار است که من بخواهم وبشود.
حالا چرا تا حالا میخواستم نشده…چون من فقط به مهملاتی که در مغز ما جا داده بودند که باید بفکر دیگران باشی .اگه از دستت کاری برای کسی بر بیاد باید انجام بدی تا خدا ازت راضی باشه…والله…
تو فرزند برزرگ خانواده …خلاصه سالهای زیادی از بهترین سالهای عمرم به خدمات پایان ناپذیر به اطرافیانم گذشت…بطوری که وقتی بچه های خودم بزرگ شدند دیگه زمان دانشگاه رفتن اونا شد وکم کم از میزان رسیدگی من کم شد.متوجه شدم که ای بابا اونا عادت کردند وبسیار متوقع هستند .اصلا از اون چیزی که فکر میکردم اوضاع بدتر بودووقتی بخودم اومدم که با یک گروه دشمن خونی طرف بودم..و من چقدر حیرت زده…مات وپشیمان .واز لحاظ وجسمی در وضعیت بسیار بد…
در هرصورت بعد از باصطلاح قطع صله رحم اصلا نمیتونستم خودم رو پیدا کنم از یک طرف فشار روحی واز طرف دیگر فشار خون بالا وچندین درد ومرض که تماما از اعصاب درب وداغونم بود..
تصمیم به تغییرات گرفتم یعنی اراده کردم که دیگه فقط به فقط بفکر خودم باشم ولی مگه میشد هر دم به ساعت کارهایی که در طی سالها بعنوان خدمت انجام داده بودم هر لحظه جلوی چشمم بود واز همه بدتر رفتار بیرحمانه ایی که اصلا منتطرش نبودم.وباورم نمیشد.😟😞😳
با همفکری همسرم کلا محل زندگیمون رو عوض کردیم…شماره تلفنم…کلا قطع با دنیایی که داشتم
سالها طول کشید تا در شرایط خوبی که به کمک اراده ی الهی وخواست ما برامون درست شد حالم خوب بشه.بگذریم که فقط سعی در فراموش کردن سالهای گذشته داشتم ولی هر موقع که یاد اون وقتها می افتم واقعا حالم دگرگون میشود.مثل همین الان….
اصلا قصدم تعریف زندگیم نبود ولی لازم دیدم که بگم که واقعا تمامی اون پند واندرز ودانسته هایی که با قاطعیت باهاشون جلو رفتیم درست نبود.دیگه واقعا به هر چه میدانستم وقبول داشتم شک میکردم..دخترهام خیلی بهم کمک کردند..یوگا..کتابهای مختلف از کاترین پاندر تا جو ویتالی…جو دیسپانزا…خلاصه ۲۱ روزه های دکتر چوپرا…ومن حسابی مشغول شدم واشتیاقم بیش از حد زیاد تر شد برای درک بهتر مطالب های که میخوندم…تا بخواست خدای مهربان به سایت تناسب ذهنی هدایت شدم.واقعا خدا روشکر میکنم که استاد با چه طرز بیان آسان وراحت در فایلها درسهای مهم وفرمولهای صحیح رو یاد میدهند.من تازه فرمولهای نادرست که عمری طولانی در ذهنم حک شده بود رو شناسایی کردم وفرمولهای صحیح رو آموختم…واقعا بادیدن هر فایل یه دریچه جدید برام باز شده…دریچه ای رو به روحیه تازه ومثبت…ارامش درونی..افکار درست وبراستی یک طرز فکر جدید…یه آدم جدید….
هر روز ساعتها از وقتم رو در این سایت میگذرونم
با لذت ونشاط ….🤗🤗
مشکلم بعد گذراندن اون مقطع از زندگیم این بود که دیگه توجهم به مشکلاتم بود .مثلا سایز من ۳۸ است ولی من تمامی توجهم به یه کوچولو شکمم است…ودیگه مابقی اندامم که خوب وعالیه نمیدیدم.حتی اینکه بهم میگفتند بارها…بارها ولی من فقط شکم خودم رو می دیدم…وبسیاری مسائل دیگر…ولی الان به آگاهیهایی رسیدم که هرروز بیشتر..بیشتر هم میشود به لطف استاد که از داشته هایم لذت ببرم..با الانم حال کنم..قدر دان این نعمتها باشم که باوجود اون ذهن پر از فرمولهای نا صحیح ونادرست بازم خدا روشکر وضعیتم اینه..چون از لطف خدای یکتا من با پیش فرض سعادتمندی وتناسب در هر زمینه ایی بدنیا اومدم وبا دست خودم وبا جهالتم اوضاعمو پریشون کردم
واین را الان طبق این فایل از این میدونم که پشت اراده من برای تغییر کردن اراده ی الهی بوده وهست که من واقعا بصورت معجزه با کمک خداوند وبچه هام یه زندگی رویایی یعنی همونی که آرزوشو داشتم.دارم .البته نه از لحاظ مالی و.….
بلکه از لحاظ آرامش روحی وشور ونشاطی که بدست آوردم..یعنی از دوباره زندگی جدید رو آغاز کردم…کلاسهای مختلف ورزشی…هنری…زبان خارجی
دوستان بی نظیر جدید که واقعا همه کس من شدند وبراستی فکر میکنم که اینجا در حال زندگی کردن به معنای واقعی هستم…خدایا شکرت از اینهمه محبت وبزرگواری…واگر این اراده ی خداوندی نبود پس چی بود…اراده تنها من به کجا ختم میشد؟
پس در جواب سوال استادم باید بگویم به نظر من این قفل ذهنی است که مانع رسیدن به اهداف میشود.
واگر واقعا در هدفی مصمم باشیم واراده کنیم اراده ی خداوندی پشت سر اون اراده قرار میگیرد …ولی
باید بگویم که این اهداف برای خداوند فرقی نمیکند یعنی چه به نفع تو باشد وجامعه ویا به ضرر.زیرا
ما به این دنیا آمدیم برای تجربه کردن آنچه که دوست داریم خواه خوب وبدرد بخور ویا بد خانمان سوز…زیرا در طی دوران تاریخ بودند کسانی مثل نرون…چنگیز….مغولها باقدرت افسانه ای به اهداف خود رسیدند….ولی با چه پیامدهایی……
به کمک سپر ایمان *اگر تو ایمانی به کوچکی دانه خردل داشته باشی.میتوانی کوهها را بلرزه در آوری.خداوند این را به نحوه های گوناگون واز طریق هر معلمی که بتوانی نام ببری .گفته است که آنچه را که تو انتخاب می کنی چنانچه به نام خداوند انتخاب کنی .آنرا بدست خواهی آورد.
****نیل دونالد والش******
ومن امیدوارم که هر کس با کمک سپر ایمان خودش و یاری خداوند .سعی در برقراری جهانی پر از آرامش وآسایش …دوستی ویکرنگی ومحبت و صلح. و…داشته باشد.🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام🙂
خدا همون انرژی کل کائنات هست که همه موجودات ستاره ها سیاره ها انسانها گیاهان و جاتوران تکه هایی از اون انرژی هستن در واقع تمام عالم یکی است واحده
من با تمام آنچه در اطرافم هست از انسان و گیاه و جانور ….یکی هستم چون منشا وجود همه ما یکی است و اینه معنی توحید👌👌👌
وقتی اینو درک کنیم دیگه خودمون رو بالاتر و برتر از بقیه نمیدونیم🙂
اینو که درک کنیم قضاوت و حسادت بی معنی میشه😊
اینو که درک کنیم آزاری به هیچ موجود زنده ای نخواهیم رسوند😊
وقتی من با هرآنچه در محیط من است یکی هستم آسیبی نخواهم رسوند نه به جانور نه به گیاه به نه انسان به نه طبیعت و نه به هوا….
وقتی خودم رو یکی ببینم عاشق همه کس و همه چیز خواهم بود😊
وقتی خودم رو پرتوی از اون انرژی مبدا بدونم دیگه خودم رو دور افتاده و فراموش شده و تک وتنها حس نمیکنم😊
در واقع خداوند در تک تک ذرات این عالم حضور داره در تک تک سلولهای ما 👌👌
در واقع ما خود اوییم و او جز ما نیست
اینم معنی دیگر توحیده👌👌
آنچه در اون انرژی میدا وجود داره از قدرت و توانایی و خلاقیت در ما هم هست
در واقع ما مثل لیوان هستیم درون اقیانوس که از اب اقیانوس پر شده و باز در درون همون اقیانوس قرار داده شده و فقط توسط جدار لیوان که همون جسم هست جدا شدیم برای اینکه بتونیم جهان مادی رو تجربه کنیم خداوند خودش رو در حصار تن محدود کرده که بیاد از طریق ما جهانی که خودش خلق کرده رو ببینه ولذت ببره و اونو توسط ما انسانها گسترش بده 👌🙂
این قدرت خلق کنندگی در ذره ذره این عالم وجود داره در دانه سیب قابلیت تبدیل شدن به درخت سیب که میلیونها سیب بده قرار داده شده …..
حالا فکر کنید در ما انسانها چه نیرویی قرار داده شده
یه ابرکامپیوتر به عنوان مغز قرار داده که میلیونها گیگ حافظه داره که تمام اتفاقات محیط در اون ذخیره میشه از زمان جنینی تا پایان زندگی …. دو تا ذهن هم داریم که یکیش نا خودآگاه هست و همان هوشیاری و آگاهی است که با خدا و با کائنات یکیه و همواره در اتصال کاملن
یکی هم ذهن خودآگاه که برای حفاظت ما و برای یادگیری و جهت بقا ما است
ذهن ناخودآگاه مسئول تمام واکنشهای سلولی ما است و میبینید که چقدر عالی و درست تک تک سلولهای ما وظیفه خودشون رو انجام میدن و هرگز هم نمیخوابن و همواره در حال فعالیت به عالیترین شکل هستن اینه چشمه ای از اون قدرت لایزال👌👌👌
ذهن خودآگاه ما تحت تاثیر نحوه رشد ،والدین ،خانواده ،معلمین ،رسانه ها و خلاصه محیط شکل میگیره و چون کارش حفاظت از بقا هست انچه که خطر و تهدید تلقی میشه رو رو در حافظه ذخیره میکنه که ما همیشه ازش محفوظ و مصون باشیم .در واقع یه اتفاق با یه جمله ای مربوط میشن و این میشه فرمول یا همون باور که برای حفاظت ما ذخیره شدن مجموعه ای از این باورها رو ما در ذهنمون داریم که تکرار که شدن به ذهن ناخودآگاه سپرده شدن که دیگه همیشگی باشن و انرژی کمی هم مصرف بشه براشون
جایی شنیدم که به اونها باورهای نگهبان میگن👌ما با این ذهنی که ساخته خودمون هست از بچگی تا بزرگسالی زندگی مون رو در تمام جنبه ها خلق میکنیم مثلا در مورد ثروت وقتی یه عالمه باور خوب داریم حتما از نظر مالی تصمیمات درست میگیریم و رشد مالی خوبی هم داریم
تفاوت آدمها در تفاوت همین باورهاشونه یکی ممکنه در زمینه ثروت باورهای خوبی داشته باشه ولی همون آدم در زمینه روابط بسیار ضعیف باشه
ما آدمها فراموش کردیم که چه موجودات خارق العاده ای هستیم و تعریفی که از ما و از خداوند به ما داده شده هم طبق تعاریفی هست که از کودکی تا کنون شنیدیم و باور کردیم
خالق ما وقتی ما رو خلق کرده به ما اطمینان داد که من هرلحظه با شما هستم فقط کافیه منو یاد کنین به من اعتماد کنین و به من توکل کنین اونوقت من همه خواسته های شما رو بر طبق اراده خودم از هدف خلق شما براتون مهیا میکنم
ولی شرطش اینه که ازم درخواست کنین(ادعونی استجب لکم)
حالا ما چه میکنیم ؟؟؟؟ ما بر اساس تعریفی که از خداوند برامون ساختن که خدای قهار عذاب دهنده مچ گیر …. هست و فقط در دین و مذهب وجو د داره و ….و اینکه خودمون هم فراموش کردیم که چه کسی هستیم(جلوه ای از اون اصل و مبدا)خودمون رو رها شده در ابن دنیایی که باز دیگران از ترسناک بودنش برامون گفتن که یا خورده میشی یا میخورنت یا برای زنده موندن باید گرگ باشی و…… یا برای رسیدن به گنج باید رنج تحمل کنی و موفق شدن سخته و…….یا هر چه فقیر تر باشی به خدا نزدیکتری و….پاداش اون دنیا بیشتره و….
با این باورهای ذهنی که وارد این دنیا میشیم خودمون و جسممون و توانایی های ذهنمون رو هم که میبینیم ،درک میکنیم خیلی محدود و ناتوان هستیم…..
میشیم یه آدم محدود ناتوان که وسط یه دنیای وحشتناک تک وتنها به حال خودش رها شده
از طرفی تا زمانی که خودمون با این ذهن و جسم محدود بخوایم به قول جول اوستین بجنگیم هم که خداوند وارد نمیشه چون ما اجازه ورود بهش نمیدیم
و طبق تعریفهایی هم که باز شنیدیم موفقیت بسیار سخت غیر ممکن مخصوص آدمهای خاص معرفی شده که ما معمولیها جزئش نیستیم و بنابراین باید براش بسیار بحنگیم و اذیت بشیم و تحقیر بشیم و بارها زمین بخوریم و دوباره بلند شیم و تلاش کنیم تا بتونیم خودمون رو ثابت کنیم هم به خودمون وهم به بقیه آدمها…..
در صورتیکه اصلا قرار نبوده دنیا اینطوری باشه اصلا هدف از خلقت اینهمه رنج و عذاب و سختی نبوده
خداما رو برای گسترش این دنیا و برای لذت بردن از نقشهامون در این جسم فیزیکی خلق کرده که اونم قسمتی از برنامه خداوند برای رشد ما بوده👌👌👌
و گفته که اصلا لازم نیست خودت بجنگی
تسلیم باش
توکل کن
به من اعتماد کن
اینقدر درگیر حاشیه نشو
به اتفاقات واکنش منفی نده
….
تا من بیام وارد شم از بهترین وآسانترین ولذت بخشترین مسیر تو رو به خواسته ات برسونم
خوب حالا جواب سوال پیدا شد…🙂
جواب اینه ۹۷ درصد آدمها خودشون دارن میجنگن با ذهنی که اونا رو از خداوند جدا کرده با جسمی که بسیار محدوده و اصلا اونا درک درستی از خداوند و هدف آفرینش ندارن و خودشون دارن برای خواسته هاشون میجنگن
در صورتیکه راه آسون توکل و اعتماد و تسلیم رو دارن ولی ازش استفاده نمیکنن و در بیراهه به دنبال مقصد میگردن
البنه که با ذهنی که ما از بچگی پرورش دادیم تسلیم کردن و توکل و اعتماد اصلا کار راحتی نیست
و فقط با دریافت آگاهی های جدید ومتفاوت میشه آروم آروم خومون و ذهنمون رو کنار بکشیم و اجازه بدیم خدا وارد بشه و به شکلی معجزه آسا و غیر عادی ما رو به خواسته مون برسونه
هربار که بیشتر و بیشتر این کار رو انجام میدیم و لذتش رو دریافت میکنیم مشتاقتر میشیم که باز هم از این روش استفاده کنیم و به این صوزت حضور ذهن کمتر و حضور خداوند که همون آگاهی و شعور مطلق و همون انرژی پاک هست وارد میشه👌👌👌👌😍😍😍😍
د
ا
نشان های دریافت شده
با سلام
واقعا از خوندن نوشته تون لذت بسیاری بردم.
دقیقا هم عقیده باشما هستم که ما رو بجای آزاد ورها بودن..به جای شادی ولذت از زندگی وبا اعتماد به خدای یگانه…بخشایشگر .وبا آرامش وآسایش بدون کوچکترین نگرانی ادامه طریق دادند….با ترس .بیهوده از خداوند واعمال بسیار سنگین وعذاب آور برای رضایت خدا…با از خود گذشتگی وخدمت به دیگران برای رضایتش وپاداشی خیالی در آن دنیا زندگی پر از هول..ولا…پراز استرس برامون درست کردند.
به امید روزی که همه مردم جهان به آگاهیهای درست ولازم دست پیدا کنند ودر نهایت آرامش وآسایش وصلح ودوستی کنار هم دوستانه زندگی کنند.
براستی باعث سعادتم است در این سایت بادوستان فرهیخته ایی مثل شما واستاد گرانقدر مان هم مسیر هستم.
به امید رسیدن به تناسب ذهنی برای همه مردم جهان🙏🙏🙏🙏
براتون آرزومند بهترینها هستم.🌺🏵🌸🌺
نشان های دریافت شده
سلام . دوست خوبم . با تک تک جملاتتون اشک ریختم . چقدر زیبا این نیروی عظیم رو درک کردید و نوشتید
بعضی جملات و از قبل میدونستم اما فراموش کرده بودم و کلمات شما سخنان خدا بود که با من گفته میشدو به من . یادآوری کرد من چیزی جدای از تو نیستم ، من خود توام و تو خود من و این کلمات فقط و فقط برای عالم مادیست وگرنه همه چیز وحدت است و یگانگی .
اما متاسفانه ما درگیر این کلمات و دو گانگیها می شویم و اصل را فراموش میکنیم
وای این جمله تون آتشی در دلم زد
که خداوند خواست جهانی که خلق کرده را تجربه کنه و خودش را در حصار تن قرار داده و دقیقا همینه
واقعا سپاسگزارم . امروز بهترین روزه منه . چون به وسیله ی نوشته های شما اراده ی خداوند را درک و صدایش را با تمام وجودم شنیدم
چقدر خوبه که انسانهای موحد دور هم جمع میشن و از این عشق ناب سخن میگویند
متشکرم استاد که وسیله ی ترویج یکتاپرستی هستید
ای کسانی که ایمان آوردید ، ایمان بیاورید به الله ی که همینجاست و هیچ تفکیک و دو گانگی نیست .
متشکرم .قطعا در پناه الله هستیم 🌷🌷
نشان های دریافت شده
بنام خداوندجانهاودلهاخداوند عشق وزیبایها
سلام استادگرامی ودوستان هم مسیرم
استادگرامی شما بهترین مطالب رااراعه میدین.
استادیاد زندگی خودم افتادم من درسال شصدوسه.. ماه خردادازدواج کردم.
کمترازدوسال بامادرشوهروده سال اجاره نشین بودم
وزندگی خیلی خوبی داشتم .اون زمانهاعشق وعاشقی نبود که پدرمادرهاوبزرگترهاتصمیم میگرفتن که با کی وچه موقع ازدواج کنیم.
من هم باتصمیم پدرومادرم ازدواج کردم وخرداد۶۳عقدکردیم ومرداد۶۳ازدواج کردیم درعرض
دوماه من رفتم خونه شوهردرسته اول عاشق هم نبودیم ولی من دوستش داشتم اون رو نمیدونم امامن واقعا عاشق بودم وتوخونه مادر شوهرواجاره نشینی زندگی فوق العاده ای داشتیم همیشه شادوخوشحال بودیم وخیلیهاوحتی خانم برادرم بارهامیگفت چه زندگی خوبی دارین چون من همیشه می خواستم زندگی عالی داشته باشیم.
وروزی رسید که یه خونه واسه خودمون بخریم وحاصل عشقمون که توتا فرزند زیبابود یه پسرویه
دخترخوشکل که باهم زیر یه سقف بدون هیچ مزاحمتی زندگی کنیم.
وحتی نصف پول که ازبابام به من ارث رسیده بود داده بودم تاسه دانک مال من باشه وسه دانک مال همسرم. ولی شوهرم حتی موقع خرید نه برای دیدن خونه بردونه حتی مصلحت کرد موقع نوشتن قباله دو دانکش رو بنامم کردوقتی همه چیز تمام شدمن روهم مثل بقیه بعداتمام کاربردوخونه رونشانم دادهمه خوشحال بودن امامن خوشحال که نبودم بیشترناراحت وغمگین بودم وخودش هم آدمی تودارهستم وهیچ چیزی رو بروز نمیدم و موقع اسباب کشی شد من رفتم اما اصلاازته دل راضی نبودم امامجبوربودم بسازموبسوزم .
من دیگه اون سوسن همیشه نبودم شاد.خوشحال.پرشورحال.دیگه هیچی برام مهم نبود.
وقتی نوشته شما رو خوندم متوجه شدم که چه برسر خودم و خانواده آوردم😔😔😔
من بودم که اینگونه باحال خراب زندگیم رو به جهنم تبدیل کردم .
وقتی شادی وخوشحالی از درونم رفت عشق هم باسرخوردگی وباچشمان گریان ازخانه خارج شد.
وماچهارنفرروباغم وغصه واندوه ومشکلات فراوان تنهاگذاشت.. وخونه پرازعشق و محبت تبدیل به جهنم شد.
جهنمی که خودم بافکروذهنم درست کردم.😭😭😭😭
فرزندانم هم دراتشی که درست کرده بودم داشتن میسوختن.
واز وقتی اسباب کشی کردم روز به روز بدترشدهمسرم دیگه اون آدم سابق نبود دیگه نه کار میکردونه بیرون میرفت وفقط جلوی تلوزیون لم میدادمیخوردومیخوابید.
تااون زمان پول وثروت.رزق وروزی سلامتی همینطورمثل بارون میباریداما دیگه ازاونهاخبری نبود وضع ماروزبروزبدترمیشد چون من اون عشق زیبارا از دلم وازخونمون بیرون کرده بودم .
واین عشق ازاراده خداوندهست که بماداده میشه ولی من نفهمیدم وخودم روازش دورکردم واین همه بلا سرم اومد.
حالا میخوام برایتون یه قصه تعریف کنم.
روزی سه تا مرددرخانه ای را میزنندوخانم خانه دررابازمیکنه ومیبینه سه تامردپشت درهستن که یکی اسمش عشق بود.یکی ثروت .ویکی آرامش وآنهابه زن میگن ازسه نفرمایکی روانتخاب کن تا بیاد خونه زن هم میگه همسرم خونه نیست وقتی اومد میگم آگه اجازه دادمیگم یکیتون بیاد خونه وقتی همسرش خونه میادزن ماجراجوتعریف میکنه.
وداشتن تصمیم میگرفتند که کدوم رو دعوت کنند.
شوهرش گفت بزارثروت رو دعوت کنیم چون اگه ثروت بیاد تو. دیگه ازهمه چیز بی نیاز میشیم.
زن گفت نه بزارآرامش رودعوت کنیم چون اگه آرامش داشته باشیم برایمان خوب است ویک پسر شش، هفت ساله داشتن واون داشت به حرفهای پدرومادرگوش میکرد وگفت پدر چرا عشق رودعوت نمیکنین بیاد تو چون اگه عشق باشه همه چیز خواهدبودواونهابخاطرحرف پسرشان قبول کردند.
و خانم خانه رفت ودررابازکردوگفت کدوم یکی ازشماعشق هستین لطفا بفرماین تووهرسه تامرد ازجابلندشدندتاداخل خانه شوند وزن گفت مگر نگفتین فقط یک نفر میاد عشق جواب داداره همونطوربوداگه شماثروت روانتخاب میکردین فقط اون میاومداگه آرامش روانتخاب میکردین فقط آرامش میومد ولی چون شماعشق روانتخاب کردی بخاطرهمین ماباهم دارد خانه میشویم وچون هرجاعشق باشه همه چیزباعشق همراهه آره عشق همان اراده خداوند است که که باما هم سو میشه ومن ناخواسته این عشق رو ازخانه بیرون کردم
واین تقریباده دوازده سال طول کشیدوچه زجری کشیدم وچه هابرسرم آمد ویکدفعه به خودم اومدم دیدم ۱۱۰کیلوگرم شده بودم دیگه نه میتونستم راه برم نه میتونستم کار کنم نه میتونستم حرکت کنم این قد رغم وغصه روم تل انبار شده بود که خودم رو فراموش کرده بودم وبه دکتر تغذیه مراجعه کردم و شروع به رژیم گرفتم کردم اون موقع پسرم سربازرفته بودوتاسربازی اون تمام بشه من هم خودم رو به هفتادوسه رسوندم واندامم زیبا شدوسبک بال شودم وپسرم از سربازی اومدوچند ماه دنبال کارگشت اما نتونست کار پیدا کنه ویه روز اومد گفت مادر کی برای ما دعا کرده که کارنکن بخوراین یه مثله ترکی هست من به فارسی نوشتم
ترکیش هست ایشلمیسن ییسن.
وچون با پدرش رابطه خوبی نداشت دوباره مشاجره هاشروع شدومن تازه خودم رالاغرکرده بودم دوباره استرسها اضطرابهانگرانیهاشروع شدومن دوباره رسیدم به صد کیلوگرم وهمیشه ازخداگله داشتم آخه چرا اینطورمیشه مگه من چه گناهی کردم وبا این حرفهاوهمش دنبال مقصر میگشتم غافل ازاین که مقصراصلی خودم بودم.
ولی بایک اتفاق ما خونمون روفروختیم ویک اپارتمان خریدیم چون به پول نیاز داشتیم خونه ای داشتیم ویلای بودبانصفش اپارتمان خریدیم وبانصفش احتیاجاتمان را برطرف کردیم.
وتقریبا سال نودو پنچ بود که من باکانالهای انگیزشی آشنا شدم.
وبقول استاد با کلمات تاکیدی چندسررسیدتمام کردم.
کم کم وضعمان شروع به عوض شدن کرد آرام آرام زندگیمان بهتروبهتر شد.
وازتمام کسانی که ازشون ناراحت .کینه .دلخوری.داشتم و همشون ازگردنم آویزان شده بودندوهمیشه سرسفره غذا.موقع کار.موقع بیرون رفتن .حتی تو تمام خوابهایم بودن و ولم نمی کردن وواقعا کمرم روخم کرده بودندامایادگرفتم که چطوری یکی یکی ببخشمشون واونهاهم یکی یکی منو رهاکردن وتازه تونستم کمرم روصاف کنم ویک نفس راحت بکشم واین تازه شروع زندگیم بود.
واستادشماسوال کردین اگه قدرت خداوند همه چیزراتعیین میکند چرابیشترماانسانهابیشترانچه مادوست داریم داشته باشیم رونداریم.
وقتی به زندگی خودم نگاه میکنیم وبه کارهایی که کردم فکر میکنم میبینم اگه عشق ایمان اعتماد واراده خداوندرونداشته باشیم هیچوقت به خواسته هایما نمیرسیم وقتی همه میگفتن که سوسن چه صبری داره چه اراده ای داره این من نبودم این خدای من بود که درمن صبر واراده ایجاد میکردوباهدایت کردنش به کانالهای انگیزشی و به سابت استادفهماند که همیشه بایدباایمان به خدای مهربان زندگی خود روسروسامان بدیم .
استادبامطالبی که نوشتین واین چندروز که من خوندم در خودم یه حس عجیبی پیداکردم یه احساس غریب یه احساس زیباکه نمیتونم توصیفش کنم یه حال عجیب پیداکردم ولی نمیدونم چیه واین چند روز دارم میگردم تا بتونم پیداش کنم
ولی خیلی خوشحالم میخواهم دراین احساس فوق العاده ای که پیدا کردم بمونم چون حس زیبای است ومن درتمام این مدت هیچوقت این حس رو نداشتم و استادازت ممونم هرچه قدردرسایت شما میگردم به طعمهای فوق العاده شما برخوردمیکنم وازاین طعمهالذت میبرم.
وداشتن این طعمهااگه عشق نیست زیبای نیست اگه آرامش نیست اگه راحتی وآسایش نیست پس بایداسمش روچی گذاشت .
ومن ازخدای خودم وازشمااستادگرامی واز دوستان هم مسیرم نهایت تشکررودارم وهمیشه باشماوپیشتان خواهم ماندوهمه ماباموفقیت این مسیر راطی خواهیم کردبه امیدوباور خداوند مهربان
نشان های دریافت شده
با سلام
دوست عزیز.واقعا براتون خوشحالم که پس از گذروندن یه دوران سخت به لطف خدا به آرامش وآسایش دست پیدا کردید.
همواره در پناه خداسعادتمند وموفق باشیدوتحقق آرزوهایتان🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام خدمت شما استاد عزیز
واقعا محشره این نوشته شما من تا الان سه بار اونو خوندم و الان در سن ۴۵ سالگی تازه متوجه شدم که خدا هر انسانی رو با هدف مشخص در زندگی خلق کرده ولی ما یاد گرفتیم که فقط زندگی کنیم و روز رو به شب برسونیم و شب رو به روز ، هی از مشکلات بگیم ببینیم فلانی چقدر درآمد داره چه جوری پول خرج میکنه چند تا ماشین داره بچه هاش چه کار میکنن و …خیلی چیزهایی که باعث میشه وقت رو به بطالت بگذرونیم و با این حرف و حدیث ها مخزن ذهن مون رو پر کنیم .
استاد من با مثال شما در مورد شکوفه درخت یاد درخت نارنج توی خونمون افتادم خیلی بهش فکر کردم وقتی شکوفه میکنه گلهای خوشبو و زیبایی داره که بهش بهارنارنج میگن و بعدش تبدیل به نارنج میشه که اول خیلی ترش مزه هست و بعد از چند ماه یه کم ملس میشه امسال خیلی گل کرده بود که بوی گلهای تا وسط کوچه میومد و فرایند تبدیل گل به میوه در سکوت و آرامش و بی سروصدا انجام میشه و صد البته به قدرت و اراده خداوند انجام میشه . و اما سوال شما که چرا ما انسانها بیشتر از آنچه که دوست داریم داشته باشیم رو نداریم به نظر من چون همه حواسمون به عوامل بیرونی مثل قدرت بعضی کشورها ،مسئولین مملکتی و دنبال کردن اخبار و حوادث گوناگون هست که باعث دور شدن ما از خدا و قدرت خداوند میشه توی یه فایل شما در مورد آقای ترامپ که قراربود رئیس جمهور آمریکا بشه صحبت میکردین اون زمان همه جا صحبت سر این موضوع بود که اگه ترامپ رئیس جمهور بشه وضع بدتر میشه و یه ترسی توی وجود همه بود و من با این صحبت شما که گفتین فرض کنین به پرنده ها بگن از فردا صبح ترامپ گفته دیگه حق ندارین پرواز کنین و هیچ پرنده ای نباید توی آسمان پرواز کنه اصلا همچین چیزی امکان نداره پرنده ها رو خدا آفریده و خدا به پرنده ها و ما انسانها آزادی و زندگی عطا کرده پس قدرت الهی در همه چیز را در جهان تعیین میکند نه انسان که خود آفریده خداوند است و توکل کردن به اوست که میتوان همه چیز رو تغییر داد و به سمت خوشبختی و موفقیت گام برداشت .بازم ممنون استاد خیلی آروم شدم و بیشتر از قبل ایمانم بیشتر شد.
سلام 🙂 چ نوشتهای جذاب و جالبی جمله ب جمله اش پراز احساس خوب حس عالی و این آهنگ ملایم پراز آرامش ک اصلا آزاردهنده هم نیست …
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
راجبه سوالی ک استاد درنوشتهاشون پرسیده بودن : ک اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین میکند،چرا بیشتر ماانسانها بیشتراز آنچه ک دوست داریم داشته باشیم ، نداریم ؟؟؟!!!!
اول میخام راجبه قسمت دومش درک و تحلیل خودم و برای استاد و شماهمراهان عزیزم ب اشتراک بزارم ..اینک چرا بیشتر ماانسانها بیشتراز آنچه ک دوست داریم داشته باشیم و نداریم ؟!: بنظر من ماانسانها اگ کاری رو خوب انجام بدیم درحالیک خدا خواسته اون کارو ب اسم خودمون تموم میکنیم ک من کارمو خوب انجام دادم ..اما اگ کاره خوب پیش نره و مشکل از دو دوتا چهارتا کردن خودمون باشه میچسبونیمش بخدا ک خدانخاست ، خداهواسش ب ما نیست ، خدا مارو دوست نداره خدا خدای آدم خوباست ، درحالیک خدا خدای همه ی انسان ها و موجودات هست ،، درواقع ما همیشه مسایل و مشکلاتمون رو برای خدا بردیم و گله و شکایتهامون رو،وقتیک کارمون لنگه میگیم خدا قشنگه کارمون ک با خدا تموم شد میگیم دلش چ سنگه،،اره ب فلانی همه چی میده ک نماز نمیخونه ب من ک مثلا نمازم قضا نمیشه حلال و حرامی سرم میشه نگاهمم نمیکنه وازین جور حرفا،،در حالیک خدا فرقی بین بندهاش قایل نمیشه ،کسی ک نماز میخونه برای آخرت و رستگاری و همچنین خوشبختی خودش هست ن خدا ,,هممون خیلی خوب میدونیم ک خدا نیازی ب نمازو روزه گرفتن بندهاش نداره ،،پس اگ من دارم تو رندگیم درجا میزنم ،اگ کاسه چ کنم چ کنم دستم گرفتم دیگ ب خدای من مربوط نمیشه چرا ک خدا ب منه بنده عقل داده ، قدرت تفکر داده ,این درحالی هست ک ب بیشتر موجوداتش همچین عقل و قدرت انتخاب نداده ،اما اونایی ک از عقل و قدرت انتخاب برخوردار نیستن خیلی ببشتر و بهتر انگیزه و هدف دارن برای ادامه حیات و زندگی شون ،،ما انسانها طمع کار هستیم اگ پیشرفتی هرچند کوچیک تو ی زندگیم داشته باشیم بجای اینک شکر گزار باشیم بیشتر ژمع میکنیم ب بیشترخواستن ،درحالیک اون پیشرفت کوچیک آرزوی چندین و چند ساله ی ما بوده ،
نعمتهای خدا انقدر زیاد و بینهایت هستن ک اصلا نیازی ب طمعشون ، حسودی کردنشون و حتی حسرت خوردنشون نیست ،،،خدا هدفش از خلق دنیا این نبوده ک ما انسانها تو رنج و عذاب و سختی باشیم ، خدا مارو نیافریده ک حسرت یا خواسته ای رو توی دل ما بندازه بگه ای بنده حالا بیاانقدر التماس کن ، انقدر گریه و زاری کن حالا شاید دلم سوخت و بهت دادمش ،ن خدای من اینجوری نیست ،،خدای من ، خدای ما خدای خوبیهاست ، خدای مهربونیا ، خداوند بخشنده ی مهربان ،،اما خدارو بد برای تعریف کردن یک خدای ک با گریه باید دلشو بدست اورد ، خدایی ک باید ۱۷ رکعت براش نماز خوند واگرنه عذابت میده ،،همیشه مارو از خدا ترسوندن ک مثلا تگ دروغ بگی خدا کورت میکنه ، اگ دزدی کنی حق الناس و خدا نمیبخشدتت ،،درسته این کارهای کاملا غیر منطقی و غیر عقلانی هست اما اگ دانشش رو کسی داشت خیلی بهتر میتونستن ک جاش بندازن و راهنمایی درست تری کنن تااینک مارو از خدایی ک از روح خودش درما دمیده بترسونن،خدایی ک یک کارخوب رو هزاران ثواب و یک کار بد رو فقط یک گناه مینویسه،،ابنارو گفتم ک برسم ب افکار و باورهای خودمون ،افکار و رفتارهایی
ک ما آنها را آموزش دیدیدم و داریم ب آیندهگانمون ، و فرزندانمون آموزش میدیم ،،در حالیک خدا فهم و شعور ب منه انسان داده ک بهترین شکل ممکن برای خوشبختی ، سعادت ، رستگاری ، آرامش ، سلامتی ، و تناسب اندام و لاغرشدن ازش استفاده کنم ,,,
اراده خداوند فوق ارادهاست ،،،
اینک ما وقتی ک میخاییم کاری کنیم و فقط میگیم هرچی خدا خواست ، اگ خدا صلاح دونست ولی هیچ کارو تلاشی نکنیم این مارو ب هیچ نوع هدفی نمیرسونه ، خدا گفته از تو حرکت از من برکت ..حالا اگ من بشینم و بگم خدا ماشین ، خدا خونه ، خدا سلامتی ،این خواستن ها منو ب هیچ کجای این دنیای پهناورو بینهایت نمیرسونه،،ولی اگ ی کاری رو با عقل و منطق درست بسنجیم تو دلش ی پرتو های نوری رو احساس کنیم بگیم خداباتوکل بخودت شروعش میکنم و اگ ب صلاح موفقم کن داخل این تصمیم ، شغل ، زندگی ، حرفه. و ماهم تلاش کنیم حتما دراون کار ب پیشرفت و موفقیت میرسیم ،فقط کافیه ک فرمول های اشتباه رو شناسایی و در رفع و جایگزینیشون کردن ب فرمول های صحیح و درست کوشا باشیم , عشق و استمرار و ادامه دادن صبر و عجله نکردن از مهم ترین رکن های رسیدن ب اهداف ماست…
چقدر خوشحال و خردسندم ک هروز آگاهی های جدید و تازه ای رو تغذیه ی روح و روانم میکنم و خودم و خدای خودم رو ب بهترین شکل ممکن میشناسم 🌹😍 ممنون از شمااستاد عزیزم ک باعث حال خوب من هستید و آگاهی های عالی رو باما ب اشتراک میزارید😊
ب امید موفقیت دوستان عزیز و همسیرم 🙏🌹
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت همگی دوستان واستاد گرامی
بیندیش ذهن خلاق وقدرتمند من
سوال اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین مبکندچرا بیشتر ما انسان ها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم رو نداریم؟
من فکر میکنم نداریم چون باور نداریم که میتونیم داشته باشیم یادمه سالها پیش مجموعه راز رو با کلی اشتیاق ودراوج بیپولی خریدم وقتی اون مجموعه رو دیدم مثل انسان های مسخ شده فکر میکردم معجزه شده واین آگاهی چقدر ناب اما اون زمان هر چه سعی کردم وبه گفته هاش عمل کردم پولدار نشدم وچیزایی که میخواستمو جذب نکردم حتی اتفاقاتی که مایل بودم بهش برسمم بهش نرسیدم
یادمه از عکس یک چک پرینت گرفته بودم وچسبونده بودم به سقف اتاقم وهر شب بهش نگاه میکردم وآه میکشیدم برای پولدار شدن حتی عکس ماشین های مورد علاقمو هم چسبونده بودن به دیوار کمد دیواریم عکس مردان ثروت مندبود
سالها گذشت ومن به هیچ کدومش نرسیدم تا اینکه دوستی منو به یک انرژی درمانگر معرفی کرد وگفت با یادگیری روش هاش میتونی چنان قدرتمند بشی که همه مشکلاتتو حتی مریضی هاتم شفا بدی اون زمان من این آگاهی ها رو نداشتم برای همینم ته مونده حسابمو برداشتمو وباهاش رفتم پیشش اون خانم از مغزم بهم انرژی داد وروش هایی یادم داد برای انرژی وباز کردن چاک راهها ومدیتیشن جالب اینجا بود که وقتی گفت برای اولین بارهمه آرزوهات براورده میشه من تند تند مشخصات همسر دلخواهم گفتم وبعدش سلامتی وبعدش ثروت خواستم
اون خانم به من گفت که نور هایی که هر کس ببینه نشانه قدرتشه وتوان روحش من درزمانی که چشمانم بسته بود نور بنفش درخشانی رو دیدم که اون خانم بهم گفت نور طلایی استادی وبنفش نشانه قدرت ذاتی که کمتر کسی به این درجه بدون تمرین میرسه وقتی اومدم از اونجا بیرون روی ابرها بودم وپاهامو حس نمیکردم درکمتر از یک ماه همسر مورد علاقم به طور کاملا اتفاقا با غریبه بودن صددرصد با من اومد خواستگاریم ودقیقا مشخصات همسردلخواهمو داشت
یادمه اون زمان فکر میکردم من به خاطر قدرت اون استاد اینگونه جذبش کردم ولی الان باور دارم که من فقط برای یک بار درزندگیم باور کردم وایمان آوردم که اون شخص میاد وعاشق ودلباخته من میشه وباور من باعث این شد
من فکر میکنم ذهن من که تعیین میکنه که روح من با خواسته هاش همسو بشه یا نه روح من چون از وجود خداوند قادر به براورده کردن هر خواسته ایه ولی ذهن من با باورهاش مانع یا همسو میشه یک عمر با باور کردن هر حرفی که بهمون زدن کلی باور اشتباه بهمون قبولوندن وقتی رفتیم پیش فامیل ودوست همه از شرایط نابه سامان وعدم موفقیت ها مریضی ها خطرات تجاوز ها بدی ها دزدی ها ونامهربانی ها برامون گفتن برای هر نشدی بهانه ای آوردن وبهانه ها رو اونقدر تکرار کردن که شد باور ما
یک عمر بهمون گفتن باید حرف بزرگتر تو بپزیری اون از تو تجربش بیشتر ویک عمر بهمون گفتن باید در دوستی پای دردو دل بقیه بشینی ومراقب بقیه باشی وگرنه شادی که همه هستن سختی ها باید کنار هم باشین مریضی ها دست همو بگیرین
اگه کسی موفق میشد لقب افاده ای خر شانس متفاوت ومخ یا ارث رسیده بهش واز ما بهترون بهش میچسبوندیم که یا پول دار یا پارتی داره یا ژنش خوبه یا شانس داره وهمیشه باهاش بد بودیم وحسرت وخشم بهش داشتیم هیچ وقت برامون پرسیدن اینکه چطور موفق شدی برامون مطرح نبوده چون بدخواهی وافکار منفی تک تک سلول هامونو گرفته بود
اینجا استاد اشاره کردن به انرژی پاک انرژی پاک چطور میتونه روی انرژی ناپاک وارد بشه مثلا من متنفرم از آدمهای لاغر متناسب وحسد وخشم وجودمو پر کرده بعد بخوام تناسب اندام وزیبایی وزندگی رویایی داشته باشم خب معلومه که اینهمه انرژی ناپاک انرژی پاک یک دفعه فکر کردن من رو هم نابود وناپاک میکنه
من میگم میخوام متناسب بشم انرژی پاک اون میگه فکر کردی الکیه انرژی ناپاک من میگم پول دار بشم انرژی پاک اون میگه پولدارا دزد وکلاهبردارن انرژی ناپاک
خلاصه این شد که بیشتر آدمها به بیشتر چیزایی که میخوان برسن نمیرسن تا تک تک سلول هامون پاک نشه انرژیشون تا تک تک باورهامون درست نشن هیچی درست نمیشه اما خدارو شکر با هر اصلاح باوری وهر پاکسازی سلولی تغییر دریک جنبه ایجاد میشه یادمه جایی استاد گفته بودن شخصی میگفت من ولع وحرص خوردنم کم شده چرا لاغر نشدم استاد گفتن مگه فقط حرص وولع اونقدرا باورهای اشتباه داریم حالا یکیش درست شده
انگار یه نفر میخواد نویسنده بشه وبگه من الف یاد گرفتم دیگه میتونم دیگه بنویسم الف چرا نویسنده نشدم بابا فقط یک حرف یاد گرفتی تا کل حروفم که یاد بگیری تازه باید به کار ببندیش کلمه بسازی جمله بسازی بعد قواعد دستور زبان یاد بگیری بعد مطالعه کنی درمورد نوشته های دیگران ساعت ها بخونی بنویسی بعد همه اینا تازه بری کلاس نویسندگی تازه آخر همه باید خلاقیت ومطلبی داشته باشی که مفید باشه تازه بعد از نوشتن باید ویرایشش کنی والا ماشالله کار کنی روش تا تازه آماده فروش بشه مردم بخرن خوششون بیاد وآیا مشهور بشی یا نه
تازه این حکایت ماست همه چیز خیلی سریع وبدون طی کردن مراحل رشدمون دراون زمینه میخوایم حالا ممکنه یکی یه سال برسه این امر یکی ده سال ه یکی هم ۶۰ ۷۰ سال طول بکشه اما یه جای امیدواری هست هرچقدر بیشتر ادامه بدیم بیشتر به خواسته هامون میرسیم
مثلا من و همسرم ازدواج داشتیم میکردیم هیچی نداشتیم وام گرفتیم وتلاش کردیم رسیدیم به شرایط الانمون یه ماشین داریم وپول رهن خونمون میتونیم اجاره بدیم وکلی هم وسایل خونه داریم حقوقمون زیاد شده وکلی شرایطمون عوض شده خب این پیشرفت دیگه رسیدن به خواستست حالا خواسته بعدی ما رهن کامل خونه دریک محله بهتر همسایه های بهتر صاحب خونه بهتر خونه بهتر وبزرگتر وخلاصه امکانات وشرایط بهتر ماشینمون ارتقا بدیم میشه شرایط بهتر که به لطف خدای مهربان هر روز داریم بهش نزدیک تر میشیم وبهش میرسیم خب درسته ثروت رویایی ماهم میخوایم وماشین وخونه خودنون اونم لوکسشو اما بهتر شدن اوضاع نشان دهنده درمسیر رسیدن به خواسته هامون
خدایا شکرت من بسیار خوشحال وسپاسگزارم که دارم خونه خوب میگیریم ماشینمون ارتقا میدیم وکلی شرایط مالیمون بهتر میشه پول توجیبی من افزایش پیدا میکنه ومن وهمسرم شرایط مالی به مراتب بهتری رو نسبت به پارسال تجربه میکنیم واین عید بهترین عیدمون میشه خدایا شکرت که خداجونم حقوق همسرمو زیادترش میکنی وتمام پولایی که دست بقیه داریم رو بهمون برمیگردونی خدایا شکرت من بسیار خوشحال وسپاسگزارم که همسرم چند درامده میشه وپول کافی برای هر چیزی بخواییم میرسه دستمون خیلی فوق العاده ست
وقتی خودمو با شهریور پارسال مقایسه میکنم میبینم شرایط زندگیمون خودم اخلاقم جسمم وهمه چیزمون فوق العاده شده یعنی خوبم نه ها فوق العاده من اصلا انتظارشو نداشتم فقط درعرض ۹ ماه اینهمه پیشرفت کنیم وصاحب خونه خوب وماشین بهترمون بشیم خیلی فوق العادست اینا همش همون اراده خداوند از وقتی دست برداشتم از اراده خودم وسپردمش دست خدا همه چی ردیف شد خیلی خوشحال خدایا شکرت این بینظیر ترین اتفاق زندگی من که بیشتر از انتظار من به من وزندگیم میرسه خدایا شکرت همین طور مارو با اتفاقات فوق العاده شگفت زده کن ممنونتم وعاشقتم خدا جونم🥰🥰
نشان های دریافت شده
سلام و درود به همه عزيزان 🌹
با خوندن نوشته هاي ارزشمند استاد عزيز به ياد روزهايي از زندگي خود افتادم كه دچار مشكلات زياد مالي و روحي بودم ؛
اتفاقات جالبي رو تجربه كردم (همزماني )گوشي همسرم خراب شده بود طوري كه امكان تعمييرش نبود ،درست همون موقع همسرم توي محل كارش با فردي ملاقات ميكنه كه براش در مورد قدرت ذهن و قانون جذب صحبت ميكنه و يكسري فايل صوتي رو بهش معرفي ميكنه كه همسرم چون گوشيش خراب بود شماره منو به ايشون ميده و اين فايلا رو تو تلگرام براي من ميفرستن ،همسرم برام از صحبتاي اون آقا گفت ولي من توجهي نكردم ،من هر روز پياده روي ميكردم و موسيقي گوش ميدادم ،يه حسي به من گفت كه فايلايي رو كه اون آقا برام فرستاده بود رو گوش كنم و من هم اولين فايل رو گوش كردم صحبتهاي يكي از استاداي عزيز تكنولوژي فكر بود كه من اون موقع حتي اسمشون رو هم نشنيده بودم ولي با شنيدن صحبتهاشون احساس كردن كه دارم حرفاي رو ميشنوم كه سالها منتظر شنيدنشون بودم حال خيلي خوب شد و هر روز مشتاقانه فايلها رو گوش ميكردم و با تمام وجود لذت ميبردم و از همون زمان ، هدايتهاي خداوند رو حس كردم يعني احساس ميكردم خداوند دستم رو گرفته و داره با خودش به آگاهي بيشتر ميبره و آدمها و كتابهايي رو سر راهم قرار ميداد كه منو هر روز آگاهتر كنه ،لذت ميبردم كه هر روز دارم بيشتر ميفهمم ،مني كه عادت به كتاب خوندن نداشتم تمام وقتم رو كتاب ميخوندم و لذت ميبردم ،گاهي از خوشحالي گريه ميكردم ،احساس ميكردم خداوند منو به دنياي ديگه اي برده ،اونقدر تغيير كرده بودم كه گاهي خودم از كارهام و احساسم تعجب ميكردم و اون روزي رو يادم مياد كه دنبال اطلاعات در مورد قدرت ذهن توي اينترنت بودم كه با سايت استاد عزيز روبرو شدم در صورتي كه اون لحظه به فكر لاغري نبودم وارد سايت شدم و فايلاي ناب استاد عزيز رو ديدم و با جان و دل گوش كردم همون لحظه احساس كردم وارد راه درستي شدم و دقيقا احساس كردم خودشه (راهي براي رسيدن به يكي از هدفهام كه تناسب اندام بود )و من اراده و لطف و هدايت خداوند رو با تك تك سلولهاي بدنم حس كردم ،بعد از گذشت چند ماه دوره رو تهيه كردم و تازه متوجه شدم خداوند منو به سمتي هدايت كرده كه هر روز آگاهتر ميشم و با عمق وجودم خدايي بودن اين دوره رو حس كردم چون دوره اي كه اينقدر همه جانبه باشه از خداست و جالب بود هر زماني كه احتياج به آگاهي داشتم از طريق فايلاي استاد عزيز بهم ميرسيد حتي امروز كه نوشته هاي استاد عزيز رو خوندم دقيقا احساس كردم خدا داره جواب سوالاتم رو ميده و هدايتم ميكنه و اشك شوق ريختم.
اراده خداوند همه چيز رو تعيين ميكنه و همين اراده خداوند به انسانها اختيار داده تا تجربه كنند زندگي كنند و لذت ببرند ،قوانيني در جهان هستي قرار داده كه ثابت هستند و انسانها مختارانه بر اساس اين قوانين زندگي كنند. خداوند قوانين رو بر پايه ي زيبايي ،عشق و خير قرار داده و انسانها با تجربه سختي ،آساني رو درك ميكنن ،با تجربه تاريكي روشنايي رو درك ميكنند و با تجربه نفرت ،عشق رو ميفهمن.
زماني كه تسليم اراده خداوند شويم و به او اطمينان و توكل داشته باشيم ما رو به سمت بهترينها ميبره ،بهترينهايي كه حتي تصورش رو هم نميكرديم و در نهايت به خودش وصل ميشيم ،ميشيم خدا و عشق مطلق ❤️❤️❤️
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عطار روشن عزیز بچه های سایت تناسب فکری
چه همزمانی دقیقی من یک هفته هست که دارم روی همچین اراده و یا دقیقتر الهامی که خداوند به همه میکنه کار میکنم که چجوری میشه آگاهانه دریافتش کنم چطوری بفهممش خود خدا تو قران سوره شمس بعد از ۷تا قسم که میخوره بعدش میگه
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را به او الهام كرده -شمس (۸)پس همینجا برای ما ثابت میشه که کل الهام از سمت خداست و کاری هم که خدا بگه چطور انجام بشه هم اسون میشه و هم دقیق انجام میشه.
درسته که قدرت اراده خداوند همه چیز رو تعیین میکنه ولی ما انسانها یه گزینه ای داریم به اسم ذهن که این ذهن خوراکش از شنیده ها گفته ها اطرافیان جامعه پدر و مادر خواهر و برادر دوست اخبار ووووو دیگه تغذیه میشه و چونکه این تغذیه با منطق همراه هستش ذهن قبول میکنه و وقتی قبول میکنه دیگه ذهن نمیزاره قدرت اراده خداوند فعال بشه و بخاطر همین هم هستش که بیشتر تجربه های انسانها مثل هم دیگه هستش .
من اولین کاری که کردم این بود که بتونم کنترل ذهن داشته باشم و بتونم این ذهن نجوا گر رو خاموش کنم تا بتونم آگاهانه این قدرت اراده رو تجربه کنم بعد از اینکه این کنترل ذهن رو یاد گرفتم و هنوز هم دارم یاد میگیرم رفتم مرحله بعد که همین درک اراده خداونده و مطمئنم این اراده رو هم درک میکنم.
حالا کاری که باید کنم و کنیم اینکه به طور منطقی این نجواهای ذهنی رو کمرنگ و کمرنگ تر کنیم اونم با منطق تا بتونم قدرت اراده خدا رو فعال کنیم و وقتی فعال شد که بصورت تکاملی هم انجام میشه با سپاسگزاری و به یاد اوردنش تداوم بهش بدیم و به قول یک عزیزی یه جمله طلایی گفته که این متن رو گذاشتم تو صفحه موبایلم:
باور های ما و نوع ایمان ما به قدرت خداوند،تعیین کننده نتیجه ای است که از این قدرت تجربه خواهیم کرد.