زندگی با اراده خداوند نوشته ای است که زمانی فقط به صورت یک عقیده یا انرژی در قلمرو نامرئی (انرژی پاک) قرار داشت.
خواست خداوند بر این قرار گرفت تا این آگاهی به صورت نوشته ای قابل خواندن و درک شدن در دنیای مادی متجلی شود.
نتیجه زندگی با اراده خداوند
بعد از خواندن این نوشته شما دیگر انسان اکنون نخواهید بود چرا که آگاهی جدید از طریق خواندن این نوشته از دنیای بی شکل وارد دنیای شکل یافته ذهن شما خواهد شد. بنابراین شما تغییر خواهید کرد و این تغییر در نگرش، می تواند باعث شروع تغییر در زندگی شما شود.
آنچه می خوانید باعث شکل گیری نگرش های جدید در ذهن شما می شود، سپس در افکار و رفتار شما تغییر ایجاد خواهد شد و اراده ای همسو با اراده خداوند در شما برای تغییر زندگی شکل خواهد گرفت.
من، شما، همه انسانها و به طور کلی همه زندگی از میدانی به وجود آمده ایم که دیده و شنیده نمی شود و آن میدان “قدرت خداوند” است.
اگر با این نگرش زندگی کنید، قدرتی را در خود احساس خواهید کرد که همان قدرت خداوند است و مصداق وعده او که در قرآن کریم می فرماید: من از خود در شما دمیدم.
“پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید. (۷۲ سوره ص)”
برای درک قدرت خداوند باید به قدرتی که در وجود ما نهفته است توجه کرد.
همه ما قدرت خود را با “اراده” می شناسیم.
- من انسان با اراده ای هستم
- من انسان بی اراده ای هستم
- من اراده کرده ام
- من اراده ندارم
- من اراده دارم و …
- کلمه “اراده” تعریف ما از قدرتی است که در خود سراغ داریم.
معنی کلمه “اراده” چیست؟
اراده همان دنبال کردن هدف یا انگیزه ای نیرومند به همراه عزم و تصمیم برای ایجاد نتیجه ای مطلوب به شمار می رود.
از نظر ما افراد با اراده، افرادی هستند که برای رسیدن به خواسته های خود تلاش می کنند و هیچ نیرویی نمی تواند مانع رسیدن آنها به هدفشان شود.
اگر انسانی هستید که هرگز تسلیم نمی شوید و رویایی درونی (تصویری ذهنی) شما را به سمت تحقق رویاهایتان ترغیب می کند خود را انسانی با اراده می دانید.
اما نکته ای در نقش اراده در زندگی ما وجود دارد که معنی و مفهوم اراده داشتن را تغییر می دهد.
بارها در زندگی خود شاهد مسائل و موضوعاتی بوده اید که بدون اینکه تصمیم به تجربه آنها گرفته باشید وارد زندگی شما شده اند.
این موضوع را به شکل کمک هایی که انتظار دریافت آنها را نداشته اید اما در زمان مناسب از طریق انسانها به شما داده شده اند نیز تجربه کرده اید.
در شرایطی که هیچ راهی برای تغییر شرایط یا رسیدن به خواسته ای نداشته اید، اتفاقاتی رخ داده است که مسیر رسیدن شما به خواسته هایتان را هموار کرده است.
در اینجا نیروی اراده شما منجر به تغییر شرایط و رقم زدن اتفاقات نشده است بلکه نیرویی بسیار قدرتمندتر باعث ایجاد همزمانی هایی در زندگی شما شده است که شرایط شما را دگرگون کرده است و نتیجه اراده شما فراتر از انتظارتان رقم خورده است.
من برای رها کردن شغل ابزار و یراق تصمیم قاطع نگرفته بودم، همچنین برای آموزش دادن لاغری با ذهن برنامه ریزی نکرده بودم، حتی برای نوشتن این کلمات به دنبال یکدیگر هیچ تصمیمی نگرفته ام.
زمانی که ارتباطم با معنویت (قدرت اراده خداوند) را بیشتر کردم این رویدادها به صورت عملکردی طبیعی و ساده در زندگی من رخ دادند.
من سال ها شغل های مختلف داشتم که همه آنها مستلزم حضور فیزیکی در محل کار و رعایت اصول حضور و غیاب و سایر قوانین اداری بود و من بعد از آشنایی با قدرت خداوند دوست داشتم در شرایطی کار کنم که آزادی زمانی و مکانی داشته باشم.
آزادی در انتخاب محل انجام کار، آزادی در انتخاب زمان انجام کار و از همه مهمتر آزادی مالی را تجربه کنم.
دقیقا به خاطر دارم در یک روز از زندگی ام احساس کردم باید شغل ابزار و یراق را رها کرده و مشغول آموزش لاغری از طریق قدرت ذهن شوم.
آن لحظه برای اولین بار بود که این فکر در ذهن من مرور شد و بلافاصله به یک تصمیم برای اجرایی شدن تبدیل شد.
تصمیم (اراده) خود را با همسرم مطرح کردم.
تصور می کنم در آن لحظه همسرم نیز مطیع و فرمانبردار آن نیروی عظیم و قدرتمند شد و با تصمیم (اراده) من موافقت کرد. این در حالی است که هیچ نشانه منطقی یا دلیل قانع کننده ای نداشتیم که اثبات کند رها کردن شغل ابزار و یراق که شش سال بود آن را با هر سختی و زحمتی انجام داده بودم و تازه به شرایطی رسیده بود که احساس می کردم در حال نتیجه دادن است را رها کرده و مشغول کاری شوم که هیچ تضمینی برای نتیجه دادنش وجود نداشت.
اراده خداوند، فراتر از اراده من برای ادامه دادن شغل ابزار و یراق بود.
اراده خداوند در جهت تحقق رویای من (آزادی زمانی، مکانی و استقلال مالی) بود اما اراده من در جهت ادامه دادن شرایطی بود که مرا به رویایم نمی رساند.
جمله قبل را با دوباره با دقت بخوانید و الگوی آن را در زندگی خود یا دیگران جستجو کنید.

توکل کردن و نقش آن
توکل کردن در این مرحله از تحقق رویاها تاثیر فوق العاده ای در فعال شدن اراده خداوند در جهت تحقق خواسته های ما دارد.
با توکل کردن شما تصمیم می گیرید که از اراده خداوند برای تحقق آرزوهای خود استفاده کنید و این در حالی است که ممکن است همچنان در حال عمل کردن بر اساس اراده شخصی باشید که نتیجه زندگی شما را تا آن زمان رقم زده است.
در این صورت اراده خداوند وارد عمل شده و اراده شما را تحت تاثیر قرار داده و در ذهن و قلب شما تمایل برای انجام اعمالی را ایجاد می کند که هم جهت با اراده قبلی شما نیست بلکه همسو با اراده خداوند و در مسیر تحقق رویاهای شما می باشد.
پس از درک (اراده من) و (اراده خداوند) و نقش هر کدام در شکل دهی نتیجه زندگی، این عقیده در من شکل گرفت که: اراده، بسیار فراتر از یک تصمیم منطقی بر اساس داده های دریافتی از دنیای پیرامون است.
تعریف اراده واقعی تقریبا در تضاد با تعریف قبلی من و احتمالا اکثر انسانها درباره اراده می باشد.
کارلوس کاستاندا در آخرین کتابش، اراده خداوند را اینگونه تعریف می کند:
اراده خداوند، همچون نیرویی است که در جهان وجود دارد. افرادی که در ارتباط با منبع و منشاء وجود، زندگی می کنند قدرت خداوند را فرا می خوانند. این قدرت در دسترس آنها قرار می گیرد و راه فضیلت و کمال را برایشان هموار می کند. یعنی آنها هرآنچه را که بخواهند انجام می دهند.
بر اساس این آگاهی، اراده کاری نیست که ما انجام می دهیم یا قصد انجامش را داریم، بلکه نیرویی است که به صورت میدان انرژی نامرئی در جهان وجود دارد.
من تا قبل از این هرگز چنین تصویری درباره نیروی اراده نداشتم.
برای بهره بردن از قدرت اراده خداوند باید خودمان را غرق آن کنیم، از طریق توکل کردن، ایمان داشتن و اعتماد کردن به خداوند و قدرت بی نهایتش در شکل دهی جهان هستی.
این نکته برای من کاملا آشکار شده است که از طریق تلاش های طاقت فرسای فیزیکی (ظاهری) برای رسیدن به آرزوها با استفاده از اراده ی شخصی، امکان دست یابی به قدرت اراده خداوند کاهش می یابد.
به این معنی که هرچه بیشتر بر نیروی اراده خود برای تحقق رویاهایمان متکی شویم از نیروی اراده خداوند در جهت خلق رویاها کمتر بهره مند می شویم.
از آنجاکه خداوند منبع و منشاء تجلی جهان هستی می باشد، قدرت اراده ما در برابر قدرت اراده او بسیار ناچیز است اما استفاده از کدام اراده (اراده شخصی یا اراده خداوند) برای تحقق رویاها به عهده انسان می باشد. این معنای واقعی آزادی در زندگی دنیایی است.
ما می توانیم انتخاب کنیم با اراده شخصی خود و بر اساس افکار منطقی و منیتی خود در جهت رسیدن به آرزوهای خود تلاش کنیم.
همچنین می توانیم انتخاب کنیم با استفاده از اراده خداوند زندگی کرده و از قدرت هدایت او بهره مند شده و در مسیر رسیدن به رویاهای خود حرکت کنیم.
به اندازه ای که بتواینم دیدگاه خود درباره اراده انجام کارها را تغییر داده و برای انجام امور زندگانی به اراده خداوند متکی و متصل شویم شرایط ما در زندگی تغییر می کند.

پاتانجالی بیش از بیست قرن پیش توصیه کرده است:
“نیروهای خفته، قابلیت ها و استعدادها شکوفا می شوند و شما خودتان را به صورت انسانی بسیار برجسته تر و بزرگ تر از آنچه که حتی در رویاهای تان می دیدید کشف می کنید.”
نیروی خفته در سخن پاتانجالی همان اراده خداوند است. همان اراده ای که سبب شد من از حرفه چندساله ام دست کشیده و مشغول حرفه ای شوم که هیچ دانش و تجربه ای درباره آن نداشتم.
همان نیرویی که سبب شد من تمایل پیدا کنم از قدرت ذهن برای رهایی از چاقی و خلق رویای لاغری استفاده کنم و نه تنها من بلکه بی نهایت افرادی که رویای لاغر شدن دارند را به سمت سایت تناسب فکری هدایت کرد تا مسیر خلق رویای لاغر شدن را به آنها نشان دهد.
نیروهای خفته
شاید تصور عموم از عبارت “نیروی خفته” در سخن پاتانجالی، نیروهایی هستند که وجود ندارند یا به صورت انسان های مرده هستند اما واقعیت امر این نیست بلکه نیروی خفته، اراده ای است که در وجود انسان پس از اینکه در معرض وحی و الهام قرار می گیرد ایجاد می شود.
در واقع خداوند به وسیله الهام کردن به انسانها از طریق آنها مشغول انجام کارها می شود. اگر تا به حال درباره هدف یا ایده ای به شما الهام شده است و آن را انجام داده اید بهتر مفهوم انجام کارها از طریق خود با اراده خداوند را درک خواهید کرد.
مدت طولانی است این موضوع ذهن مرا به خود مشغول کرده است که چطور می توانم به این نیروهای به ظاهر خفته دسترسی پیدا کنم تا در لحظات حساس زندگی از آنها کمک گرفته و به آرزوهای خودم برسم.
این نیروهای خفته چه نیروهایی هستند؟
در کجا قرار دارند و چه کسی می تواند از آنها استفاده کند؟
چه کسی نمی تواند از این نیروها بهره مند شود و چرا؟
این سوال ها سبب شد تا اشتیاق بیشتری برای درک نیروی خفته (اراده خداوند) در من ایجاد شود و نتایج زندگی من گواه تغییر نگرش من درباره نیروی اراده شخصی و سعی در بهره مند شدن و استفاده از نیروی اراده الهی برای رسیدن به رویاهاست.
امروز می دانم که اراده، همچون نیرویی است که همه ی ما آن را در وجود خود داریم. قدرت اراده خداوند میدانی از انرژی است که به صورت نامرئی و ماورای الگوهای تکرار شونده روزمره و طبیعی ما جریان دارد.
این نیرو حتی قبل از بسته شدن نطفه هر یک از ما نیز در آنجا وجود دارد.
ما دارای ابزاری هستیم که می توانیم این نیرو را جذب کنیم و زندگی را به شیوه ای جدید و مهیج تجربه کنیم.
اراده خداوند در کجا قرار دارد؟
برخی از پژوهشگران اعتقاد دارند که هوش، خلاقیت و تصورات ما در نتیجه ی واکنش به اراده خداوند به وجود می آیند و صرفا افکار و عناصری در مغز نیستند.
دیوید بوم معتقد است: “همه ی تاثیرات و اطلاعات منظم در قلمرو نامرئی یا در حقیقتی متعالی تر وجود دارند و به هنگام نیاز می توانیم از آن ها دعوت کنیم.”
در پاسخ به این سوال که میدان انرژی اراده خداوند در کجا قرار دارد؟ باید بگویم هیچ مکانی را نمی توان یافت که این انرژی در آن نباشد، زیرا هر چیزی که در جهان موجود است در درونش هدف و انگیزه ای دمیده شده است.
این حقیقت درباره همه صورت های زندگی مانند یک اسلحه، یک غنچه گل رز و یا یک کوه صحت دارد. یک پشه نیز در تجربه ی زندگی دارای هدف و انگیزه است.
یک دانه لوبیا که به نظر می رسد قدرت فکر کردن و عمل کردن ندارد نیز تحت مدیریت اراده خداوند عمل می کند.
تنها کافی است دانه لوبیا را در خاک مرطوب بکارید، چند روز بعد شاهد قدرت و عظمت موجود در دانه لوبیا خواهید شد.
اگر دانه سیب را بشکافید درخت سیب را در آن نمی بینید اما می دانید که درخت سیب از دل این دانه به وجود خواهد آمد.
هر شکوفه ای که در فصل بهار بر شاخه درخت سیب می روید فقط یک گل کوچک و زیبا است اما در حقیقت هدفی درون آن دمیده شده است که باعث می شود در زمان مقرر به صورت میوه سیب متجلی شود.
خداوند اشتباه می کند؟!
در دایره اراده خداوند هرگز اشتباهی صورت نمی گیرد.
دانه سیب هرگز به گلابی تبدیل نمی شود و تخم یک کبوتر هرگز به یک مار تبدیل نمی شود.
هر بخش از طبیعت بدون استثنا داری هدف و انگیزه است و چیزی در طبیعت وجود ندارد که به هدف خود از بودن در دنیا شک کند.
ما انسانها نیز جزئی از این طبیعت هستیم و داری هدف و انگیزه برای بودن در دنیای مادی هستیم.
همانگونه که تولد یک شکوفه در فصل بهار بدون هدف و برنامه نیست، تولد هر انسان در جهان مادی بدون هدف و برنامه نمی باشد.
تفاوت انسان با سایر موجودات در پیگیری هدف و انگیزه خود از زندگی این است که انسان تنها موجودی است که قدرت ذهن دارد، توانایی اندیشیدن و انتخاب کردن و تغییر کردن دارد.
هیچ موجودی به جز انسان در جهان مادی در طول حیات خود قادر به ایجاد تغییر در شرایط زندگی خود نیست و فقط بر اساس غریزه خود زندگی می کند.
اما انسانها می توانند در مدت زمان حیات خود در دنیای مادی بارها شرایط زندگی خود را دگرگون کنند.
من تا سن ۳۵ سالگی چاق بودم و اکنون چند سال است که متناسب هستم.
این یک تغییر است که من در شرایط زندگی خود ایجاد کرده ام.
تا سن ۳۵ سالگی از نظر مالی در شرایط بسیار نامناسب بودم اما در طی چند سال شرایط مالی خود را به طور کامل تغییر دادم.
هر فردی که این نوشته را می خواند در طول عمر خود بارها شرایط زندگی اش تغییر کرده است حتی اگر نداند یا قبول نداشته باشد که خودش مسبب تغییر در زندگی اش بوده است اما این از توانایی های منحصربفرد انسان است که در هیچ موجود دیگری یافت نمی شود.
نکته جالب توجه این است که قدرت اراده خداوند در تمام اجزای هستی جریان دارد بنابراین هر تغییری که انسان در شرایط زندگی خود ایجاد می کند تحت مدریت و کنترل قدرت اراده خداوند است.
در لحظه ای که نطفه ما بسته می شود زندگی در معنا و مفهوم واقعی شروع می شود و قدرت اراده خداوند مراحل رشد و نمو را مدیریت می کند.
در لحظه ای که نطفه بسته می شود ساختار جسمانی، ویژگی های ظاهری، زمان مناسب تشکل شدن قلب، چگونگی شکل گیری استخوان ها و هزاران موضوع دیگر در همان لحظه اول و شروع زندگی تعیین می شود.
ما فقط به عنوان یک شاهد در حال نظاره کردن مراحل رشد و نمو جسم خود هستیم.
می بینیم که موهایمان رشد می کند و می توانیم آنها را کوتاه کنیم بدون اینکه بتوانیم رنگ، صاف یا فر بودن آنها را تعیین و انتخاب کنیم.
قدرت اراده خداوند را نمی توان با کلمات توصیف کرد چون همین کلمات هم از این قدرت سرچشمه می گیرند.
قدرت اراده خداوند قلبم را به تپش در می آورد، غذایم را هضم می کند، پاهایم را کنترل می کند، نوشته هایم را می نویسد و حرف هایم را می زند و این کارها را برای هر چیزی که در جهان وجود دارد انجام می دهد.
قدرت الهی همه چیز را در جهان تعیین می کند و در همه جا حضور دارد یعنی جایی را نمی توان یافت که قدرت اراده خداوند در آن جا نباشد، اما اغلب اوقات احساس می کنیم از خدا جدا شده و دور افتاده ایم.
نکته مهم تر و قابل توجه این است که اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا اکثر انسانها بیشتر آنچه که دوست دارند داشته باشند را ندارند؟
پاورقی:
این نوشته ادامه دارد، برای کسب نتیجه بهتر از مطالعه کردن، در همین لحظه که مشغول نوشتن هستم به من الهام شد که نوشتن را متوقف کرده و از خواننده بخواهم یک بار دیگر این نوشته را بخواند و به سوال مطرح شده در انتهای نوشته پاسخ دهد.
ایمان دارم اراده خداوند این نوشته و نوشته های بعدی را مدیریت می کند و اراده او هدایت ما برای درک بهتر و افزایش نیروی اراده در وجود ماست که زندگی خود را تغییر دهیم.
سوال: اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.97 از 280 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
من تسلیمم
تسلیم خدایی که هوشمندانه باز به این سرآغاز هدایتم کرد
خداوندا سپاسگذارتم
چند مدتی هست به صورت ریشه ای دارم روی باورهام کار میکنم
خدا داره هدایتم میکنه و من میگویم چشم
هر جور از خدا بخواهیم بهمون میده برامون اجابت میکنه ولی اصل اینه که به خودش بگیم هر چی خیره تو برامون انجام بده بجای اینکه هر روز به دنبال چگونه بودن خودم باشم به دنبال این باشم که با خدایم چگونه باشم
از خدایم چگونه میخواهم اصل را از خدایم میخواهم
عشق را میخواهم
روابط را میخواهم
ثروت را میخواهم
آزادی زمانی مکانی و مالی
اونهم آنچه که کاملترین هست و میدانم خداوند به بهترین وجه برایم اماده میکند
ولی ایا خودم هم میدانم چی دوست دارم و چگونه میخواهم یا فقط دارم میگم بهترین در صورتی که الان هم در بهترین وجه هستم
چون خدایم تا حالا بهترین را برایم رقم زده
در حال حاظر خواسته من تفریح و شادی هست و خیلی جاها هم سکوت و آرامش
همه را با هم میخواهم
ولی قبلا فکر میکردم یا این و یا اون
ولی دوست دارم هر دو را با هم تجربه کنم
زندگی لوکس و شهری و زندگی در طبیعت و فضای باز کوه و دشت و صحرا
هر دو خواسته من هست با اون جزئیاتی که میخواهم
پس باید بنویسم و بگویم چی میخواهم
چگونه دوست دارم
من که دارم یاد میگیرم و حتی میتونم بگم خیلی جاها عملی کرده ام و بدست آورده ام
ولی اصل اینه که هر روز با رسیدن به خواسته هام بهتر و بهتر دارم میشوم و روند یادگیریم بهتر و عالی تر داره میشه
پس خلق میکنم اونچه که میخواهم بهش برسم
تجربه اش میکنم
دوست داشتم باشم ادامه میدهم و گسترشش میدهم دوست هم نداشتم خوب بعدی را میسازم و تجربه میکنم
پس بجای اینکه درجا بزنم حرکت میکنم
بجای اینکه بگم چطور و چگونه حرکت میکنم قدم اول را بردارم بقیه را خدا خودش بغلم میکنه
مهم اینه که میشود و خدا هست
نوشته دلی بود به قلم من و کلام خدا گفت بخواه و من اجابت میکنم
هدایتی اومدم و کامنت دوستمون خانم بانوی بهار را خوندم این قسمت را یکدفعه چشمی ازش رد شدم
(توی درخواست از خدا همیشه باید مثل حضرت موسی درخواست کنیم از شهر خودش به حکم قتل رانده شده بود گرسنه بود شغل نداشت مکان نداشت پول نداشت خودش بود و لباس تنش .از خدا نگفت گشنه ام غذا بده جا بده پول بده گفت که هر چی خیر هست برام بفرست خدا هم براش سنگ تموم گذاشت زن. زندگی .شغل. ثروت و مقام پیامبری و … بهش داد.)
یه لحظه به خودم اومدم و گفتم چی شد چرا ازش سرسری گذشتم و برگشتم و نتیجه اش شد این دل نوشته
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
زندگی با اراده خداوند
گام اول
امروز هم طبق روال هر روز سایت تناسب فکری رو باز کردم و رفتم دوره های آموزشی ام رو گوش بدهم ولی هرکاری کردم فایل های صوتی پلی نشدن و انگار قفل شده بودند
دیگه دکمه حالمو بهتر کن زدم و وارد فایل دوم زندگی با اراده خدا شدم گفتم الان که خدا می خواهد من این دوره رو شروع کنم پس بهتره از گام اول شروع کنم و این اراده خدا بود که امروز وارد این دوره بشوم .
چقدر متن نوشته خوب و عالی بود .یاد این جمله افتادم ید الله فوق ایدیهم .
قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری دیدم نسبت به خدا خیلی بسته بود جایگاه خدا توی آسمون بود و رابطه با خدا از طریق گریه و نماز و عبادت بود .اما وقتی فایل های خدا هرگز دیر نمی کند گوش کردم متوجه اشتباهات گذشته ام شدم و چقدر شیرین و دلچسب هست که خدا همه جای هستی هست و خیلی راحت و در هر شرایطی میتونی با خدا ارتباط برقرار کنی .
دیشب شب قدر بود آرامشی سراسر وجودم بود فقط یه دعایی با لذت خوندم که قشنگ حس نزدیک بودن به خدا رو می چشیدم اون لحظه به فکر سایت تناسب فکری افتادم که با فایل های بی نظیرش تحول عظیمی در زندگی من رخ داد .دیشب متفاوت از هر سال بودم و مهمتر از اون احساس رضایتی که من از خودم داشتم بود چقدر آگاهی داشتن شیرینه .
متن نوشته رو که خوندم یاد یک فیلم کره ای به نام پزشک دربار افتادم ماجرا یه دختری بود که با دریچه زمان (یک میدان مغناطیسی )وارد گذشته شده بود و با علم به روز خودش مریضی ها رو درمان می کرد و وقتی که از سرزمین خودش تعریف می کرد همگان متعجب می شدن که مگر میشه این همه امکانات( ماشین و هواپیما و ..) باشه و اکثرشون باور نکردند. فقط یه نفر باور کرد و شیفته آینده شد که حاضر بود هرکاری انجام بده تا دختره اون رو به آینده ببره وجالب اینکه زمان رفتن به آینده هم روز و ساعت خاصی بود .
در صورتی که رسیدن به میدان مغناطیسی که اراده خدا بر آن حاکم هست و آینده ما رو رقم میزنه نه ساعت خاصی لازمه و نه مکان خاصی .کافیه باور کنیم و ایمان داشته باشیم و توکل کنیم .
چرا بیشتر چیزی که دوست داریم رو نداریم ؟
ما به خواسته هامون نرسیدم چون هنوز راه ارتباط با خدا و نحوه ورود به میدان مغناطیسی رو بلد نبودیم . باور نکردیم که ما لایق داشتن اون نعمت هستیم . خودمون رو سر منشا جهان و اتفاقات می دیدم و معتقد بودیم که باید کار فیزیکی انجام بدهیم تا به نتیجه دلخواه برسیم . باور نکردیم که اراده خدا فوق اراده ها هست .
گاهی هم یه نیم چه باوری داشتیم تمام تلاشمون هم کردیم که اون نعمت رو با تقلای زیادی داشته باشیم ولی وقتی نصیبمون شد آنقدر ذهنمون مملو بود از باورهای اشتباه که چیز های دیگر رو از دست دادیم یا اتفاق هایی افتاده که حسابی به ضررمون بوده .
تا زمانی که هنر آرامش داشتن و معتقد بودن و ایمان داشتن کسب نکنیم و خودمون رو آماده نکنیم هرگز نمیتونیم انرژی لازم رو کسب کنیم و همه چی به درون ما برمیگردد .درونی که حکم ریشه یه درخت داره و برای اینکه درخت قوی بشه تمام مواد های معدنی به پای ریشه می ریزند تا به سراسر درخت انتقال پیدا کنه .
خیالت که راحت باشه تمام کارها به راحتی مثل آب خوردن انجام میشه ولی وقتی فکر و وقت زیادی خرج موضوعی کنیم اتفاق های غیر منتظره زیادی سر راهمون می آید و ما رو متوقف میکنه .
توی درخواست از خدا همیشه باید مثل حضرت موسی درخواست کنیم( از شهر خودش به حکم قتل رانده شده بود گرسنه بود شغل نداشت مکان نداشت پول نداشت خودش بود و لباس تنش .از خدا نگفت گشنه ام غذا بده جا بده پول بده گفت که هر چی خیر هست برام بفرست ) خدا هم براش سنگ تموم گذاشت زن. زندگی .شغل. ثروت و مقام پیامبری و … بهش داد.
خداوند علمی از هستی دارد که ما بی اطلاع هستیم .پس چه بهتره ایمانم رو قوی تر کنم و به خودش توکل کنم .از امروز محکم با اراده خدا قدم بر میدارم و مطمئنم خدا تمام خیرها رو به سمت من جاری میکنه .
نشان های دریافت شده
زندگی با ارداه خداوند
برای بار دوم هست که این دوره بی نظیر را میخواهم شروع کنم و همزمانی های زیادی قرار گرفته که این دوره با شگفتی های بسیاری که برایم رخ داده مجدد شروع کنم چون با اعتقاد و یقینی راسخ مطمئن هستم اتفاقات خوشایند و معجزه آسایی قراره برایم رقم بخوره
حدود ۱۴ ماه پیش این دوره را شروع کردم که باعث اتفاقات بسیاری در زندگی شد و باعث ایمانم به خدایم شد
هدایتم به این دوره به شکلی بود که کوچکترین وقت آزادم را در کمال بی وقتی و اوج خستگی برای آموزشم و دریافت آگاهی انجام میدادم
یکسال پیش من در شرکتی کار میکردم به صورت شیفتی روزی ۱۲ ساعت و زمان آزادی که میتونستم برا نوشته های باورساز بگذارم در سرویس رفت و برگشت بود که نیم ساعت وقت داشتم و ازش استفاده میکردم
الان بعد گذشت یکسال در شغلی متفاوت و وقت آزاد بیشتری و درامد بالاتری هستم و ارتباطات بیشتر و تعامل با آدمها و بخصوص روابطم با همسرم که یکسال پیش در رویای الانم هم نمی گنجید ولی الان روز به روز و لحظه به لحظه به دنبال این هستم که چطور این روابط را بهتر و قشنگترش کنم
اون موقع به دنبال پرداخت بدهی بودم و الان به دنبال کسب درامد بالاتر و پس انداز بیشتر شغلی بهتر آزادی بیشتر در تمام موضوعات
اون موقع شب عید به دنبال آجیل ارزون و یک شب زودتر از سال تحویل و کلی خستگی و حساب کتاب که چطوری هزینه هامون را مدیریت کنیم الان ۲ماه پیش با کیفیت ترین اجیل را گرفته ام فریزر خونه پر از پر هست اصلا به دنبال خرید شب عید نیستم چون فراتر از هر چیزی موجود دارم
پارسال عیدی نداشم به همسرم بدهم و حتی سالگرد ازدواجمون یکم فروردین هست اون را هم نداشتم ولی امسال تا بحال سه بار خرید عیدی برای همسرم انجام داده ام الان با آرامش دارم این متن را مینویسم که همسرم پا به پام در این مسیر هست در سرزمین لاغرها در آگاهی های الهی و حتی خودش همراهی ام میکنه
عیدی ای که میخواد بهم بدهد یک دوره آموزشی هست و به پیشنهاد خودش هم هست که حتی نمی تونستم به عنوان یک آرزو تصور کنم و الان واقعیتی هست که فراتر از معجزه برای من
و اینها میشه گفت تغییرات بیرونی هست که به چشم میاید و کلی تغییرات درونی پس با اطمینان میگویم که بسیار معجزات برایم هست و منتظر هستند که برای من قشنگ و جذاب رقم بخورند
این دستاوردهام را نوشتم که اول به خودم یاداوری کنم و بعد چراغ راهی برای دوستان و هم مسیرانم باشد تا با خدا باشیم
از دستاوردهای مالی بیشتر گفتم چون مقیاس هست تا خودم هم بدانم چگونه بوده ام
از ریز تا درشت در فاصله زمانی یکسال چه تغییراتی در من وجودم روابطم زندگیم و هر آنچه که میشه و خواهانش هستم برایم رخ داده
اتفاقاتی که با شروع اراده خداوند با ورود به دنیای خدای واقعی و شروع یادگیری بدست امده و الان میدانم که نتایجی فراتر از انتظارم و معجزه وار منتظرم هست چون با آمادگی بیشتر و کامل تر اینجا هستم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
۱۴۰۲.۱۲.۲۷
بنام خداوند مهربان یکتا و رب عالم و تنهاترین مالک هستی و همیشه حاضر و قدرتمندترین وحاکترین و عاشقترین خواهان پیشرفت ما،
درود الله یکتا بی نظیر و تمام خیرو برکت او هر لحظه فزاینده به زندگی شما استاد گرامی و عالیقدر جاری باشد الهی آمین ،
استاد هر کلمه و دعایی که مینویسم چنان داره در زندگی خودم میاد و روانه شده شاید کسی الان بیاد خونه من و منو ببینه بگه تغییر نمیبینم اما در درون من انگار تمام هستی در حال جریان به حالت نور در حال حرکت درآمده زبانم قفل شده از شدت شگفتی نمیدونم چطوری حرف بزنم الله اکبر الله اکبر الله اکبر بتونم همش اینو بگم تا قلبم نایسته و ادامه بده،
خداییااااااا با چه قدرتی اومدی داری از طریق استاد با ما حرف میزنی استاد گریه ام گرفته ممنونم از خدا و شما استاد تا حالا چطوری فکر میکردم و مینوشتم الان درک عمیقتر شد هنوز نمیدونم آیا اصلا بدنم توان اینهمه درک عظمت و مهربانی بزرگی خدارو داره ،
واااای خدای من وارد چه مسیری مرا کردی آنجا که گفتمتسلیم تو ام دیگه خسته شدم،
تا حالا نمیفهمیدم نمیدیدم یا کم میدیدم یا درست نمیدیدم نمیدونم اصلا الانمفهمیدم یا هنوز میدونم باید بفهمم
که میگن با خدا باشو پادشاهی کن یعنی این یعنی که بازم نمیتونم بگم یعنی چی
اما مینویسم
این عظمت این مهربانی میگه فقط به نام من بخوان و بخواه تمام برو دیگه برا عشق و لذت و فقط گو به درونت بده من هر وی میگم بگو با خوشحالی و آزادی و رها بودن و اطمینان چشم ببین دنیا زیر پای تو
چون از روح خودم در تو دمیدم
وااااای این جمله از خودم در تو دمیدم یعنی تمااااام اصلا تا حالا چی میگفتم چی کار میکردم فکر میکردم چکاره ام ؟خدابا تو چقدر مهربانی چقدر مارو دوست داری چی بگم بگم خدایا خدایا
دقیقا تازه انگار اسلحه خودکشی خودمو گذاشتم زمین دارم میگم خدایا تا حالا آنقدر خودمو باهاش زدم ببخشید من اگر بنده تو شومکجا میبریم چکار برام میکنی هنوز اینا رو هم درخواست نکرده تازه کامل تسلیم نشده منو برده وسط بهشتش تازه هنوز نمیدونم چه خبره این دریای عشقو محبتش به ما و الله اکبر الله اکبر الله اکبر خدایا
واقعا
خدایا ببهشمنو چقدر من من مردم چقدر خواستم خودم فقط کارهامون با منطق و عقل خودم انجام بدم با اراده خودم ،ولی اراده تو کجا اراده من کجا اصلا من هیچم،
توچقدر یکتایی و مهربانو بخشنده ،
تو فقط پاک و منزه ای ،
ستایش فقط مخصوص تو ای صاحب همه چی ای مهربان بخشنده در هر چیزی حتی نسبت به ما و هر چی حال خوب و خوشبختی در همه چیز و همه کس،
من فقط باید از تومیخواستم و تنها از او یاری میگرفتم
خدایا،
خدایا واقعا مارو به راه راست هدایت من تو خودت فقطاراده کن و دستمان را بگیر ،
تو رقم بزنی چیز دیگه ای کل همه چیز و کاملتذین و عالیترین هست خدایا واقعا دست مرا خودت بگیر فقط و ببر و من تسلیمم خودت مرا ببر به سرزمین نعمتهات ،
مرا حفظ کن از کسانی نباشم مورد خشم تو واقع نشده باشم یا گمراه شده باشم گمراهی که از ت ودور شده باشم.
خدایا خودت از این لحظه تسلیمم و خودت تمام زندگیمو رقم بزن الله اکبر الله اکبر الله اکبر
چی بگم هر جا خودم بودم خراب و ناچیز بود
هر جا تووارد شدی بیشتر از انتظارم رقم زدی
استاد در جواب سئوالتون:
چون خداوند حق انتخاب به ما داده و خودمون رو عقل کل میبینیم و به اراده خداوندمون باور و اطمینان نمیکنیم یا نمیکردیم و عقل ما توانایی هماهنگ شدن با اراده کل و صاحب کل و فرمانروای قدرت جهان هستی خداوندمون رو نداره چون ما دانای کل نیستیم و نمیتوانستیم هماهنگ کنیم خودمون را با قدرت و اراده اش و بهش گوش نمیدادیم و ا عتماد و انتخاب خداوند را نمیکردیم من من زیاد داشتیم بخاطره همین به چیزهایی که دلمون میخواست بحاطره اجازه ندادن به اراده خداوند و شکتردید و هماهنگ نبودن با اراده و قوانین خداوند به چیزی نمیرسیدیم.
خدایا هزاران بار تا بی نهایت در هر لحظه افزاینده بگویم شکر کم در هر لحظه شکرت را گویم کم،
استاد خیلی ممنونم شما هم نور و اراده خداوندی هستید که به زندگی ما جاری شدید زندگیتون سراسر نور خدا باش الهی آمین چطوری تشکر کنم نمیدونم.
متاسفانه بزرگترهای ما ،مدرسه،دین،همه اینا خدا رو یه موجود ترسناک در ذهن ما جلوه دادن،ما رو از خدا ترسوندن ،همیشه گفتن از خدا بترس، اگه خدا غضبش بگیره ال میکنه بل میکنه،درصورتی که تنها موجودی که در جهان هستی ترس نداره خداونده،
نمیدونم هدفشون ازین آموزشهای اشتباه چی بوده،اما خدا رو توی ذهن ما خراب کردن،گفتن با گریه زاری از خدا چیزی بخواه تا بهت بده،
گفتن اگه کار بدی بکنی از درگاه خدا رانده میشی،!
با این آموزش ها بین ما و خدا فاصله زیادی انداختن،البته خدا هیچوقت از بنده هاش فاصله نمیگیره،بنده ها هستن که یا میترسن و فاصله میگیرن از خدا،یا احساس شرم دارن بابت گناهکاربودنشون و فک میکنن اگه از خدا بخوان خدا هیچی بهشون نمیدهه!
من خودم هم تا چند سال پیش همین ترس و واهمه رو داشتم و اتصال رابطه ام با خدا خوب نبود،هبچ امیدی به بخشش اون و کمک اون نداشتم،
(خدایا شرمنده ام بابت تمام اون روزها)
در زندگیم مشکلی داشتم که خیلی تلاش میکردم حل و فصلش کنم اما کارساز نبود،یه روز ندای درونم بهم گفت چرا مشکل به این بزرگی رو تنهایی میخوایی به دوش بکشی؟
می بینی که قادر به حلش نیستی!
حل مشکل بزرگ برای یکیه که بزرگ باشه،خیلی بزرگتر از خودت،
به او بسپار رو رها کن !
همین کار رو کردم،چند سال طول کشید اما هر اتفاقی افتاد فقط صبوری کردم اوضاع بدتر و بدتر شد اما من قول داده بودم دخالتی نکنم و نظاره گر باشم،
و بعد از یه مدت دیدم تمام اتفاقات به شدت بدی که افتاده بود به نفع من تموم شد و من در بین این مشکلات فقط یه سری مشکل مالی قابل حل برام پیش اومد.
از اون زمان فهمیدم که خیلی خدا رو دست کم میگرفتم !
بنظر من یه دلیل اینکه ما به چیزی که میخواهیم نمیرسیم همینه و مانع بزرگیه، قدرت و بزرگی خدا رو که دست کم بگیریم هیچ چیز باارزشی در دنیا برامون نمی مونه. هیچ چیزی!
حتی سلامتی مون!
برای اینکه تمام چیزی که میخواهیم رو بتونیم بدست بیاریم ،باید اراده مون رو همسو با اراده خداوند بکنیم
مگه غیر از اینه که ماهم جزیی از خداییم و روح او در ما جریان داره،
سلام استاد وقتتون بخیر
جواب سوال شما
۱ ایمان نداشتن به این اراده الهی
۲ خود را جدا دانستن از این میدان الهی
۳ عجول بودن
۴ ناسپاسی و ناشکری
۵ فکر نکردن در قوانین الهی
۶توکل نداشتن
۷ تعلیم وتربیت اشتباه چون هیچوقت به ما نگفتن همه چیز خداست نگفتن ولی نعمت ما خداست از همون اول کار گفتن بابا آب داد بابا نان داد بعد گفتن نابرده رنج گنج میسر نمیشود. مزد آن گرفت که جان برادر کار کرد. نگفتن معنی از تو حرکت از خدا برکت یعنی اینکه تو اراده کن تو درخواست بده بقیه اش با خدا
۸نفهمیدیم ما همه از خداییم وبه خدا برمیگردیم یعنی چی
خیلی متن جالبی بود و خیلی به موقع بهش هدایت شدم وچند بار خوندمش خیلی حس خوبی بهم داد وبه خودم گفتم آخه لیلا تو تاحالا برای اینهمه نعمتی که تو زندگیت داری چ تلاشی کرد چ زجری کشیدی اینهمه نعمت بهت داده اونوقت چرا فکر میکنی بعد از این اگر بخای بیشترش رو داشته باشی باید زجر بکش و سختی بکشی
من تا حالا به راحتي و بدون زحمت به همه این نعمتها رسیدم حالا هم ازش میخام که بهم بیشتر از اینها رو بده مثل همیشه
خدایا شکرت بخاطر همه چی
ممنونم استاد عطار روشن بابت نشر این آگاهی ها
سلام بر استاد عزیز و همه دوستان عزیزم
خدا در انسان قدرت تفکر داده تا فکر کنه تصمیم بگیره و مهمتر از همه باور کنه و ایمان داشته باشه وقتی آدم اراده کنه و تصمیم میگیره کاری رو انجام بده باید در مسیر به هدف به چیزهای مثبت فکر کنه و اون تصمیم غیر ممکن ندونه چون اراده و افکاری که خدا تو دل ما نهفته با قدرت اراده خودش محقق میشه اگر یه زمانی به خواسته ای که داریم نمیرسیم ارادمون سست میشه اونجاست که نفر سوم شیطون وارد میشه و افکار منفی تو ذهن ما میزاره و آدم از کاری که میخواد بکنه بی اراده میشه و نامید افسرده میشه و ول میکنه پس به خدا ایمان داشته باشیم و با ور و اعتماد قلبی به خدا داشته باشیم تا موفق بشیم همه کارامونو به خدا واگذار کنیم چون اون قادر توانست بعضی وقتم باید درباره تصمیمی که میگیریم بهش نمیرسیم باید بسپاریم دست زمان حتما زمان مناسبش نرسیده و بپذیریم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند ی که منبع انرژی است و خالق خواسته هایم🙏😍
باسلام استاد عزیزم ودوستان همراهم 🙋♀️
اگر قدرت اراده خداوند همچیز را تعیین می کند چرا بیشتر از آنچه که،دوست داریم داشته باشیم نداریم ؟
به نظر من دلیل نرسیدن ما به خواسته هایمان از نداشتن ایمان و اعتماد نکردن ما در زندگیمان به خداوند است من خودم بگم در زبان میگویم خداوند قادر است ودر ذهنم افکار منفی را ادامه میدم واحساسم بد میشه
ودرعمل ،خلاف حرفم عمل می کنم مثلا در مسایل مالی میگم خدا روزی رسونه ولی در خرج کردن پول و نعمات دیگر احساس نگرانی در من ایجاد میشه خوب اگر اعتماد به خداوند داشته باشم استرس وافکار نا جالب را وارد ذهنم نمی کنم و اجازه مرور کردن واحساس ناخوب را ادامه نمیدم
دلیل دیگه این که من به خواستم نیرسم در راه مستقیم استمرار ندارم خوب را ه درست راهی هست که احساست در هر شرایطی، خوب باشه و ذهن تو کنترل کنی و هدایت خدا رو بخواهی خوب وقتی ذهن آرام باشه اون وقته که صدای قلب تو می شنوی که این صدا از طرف خداوند و انتخاب های درست انجام میدی وبا اراده خدا همراه شده وبه خواسته هام می رسم پس باید همیشه احساس خوب داشته باشم و خداوند برام اتفاقات خوب رقم میزنه
سپاس گذارم استاد برای دادن این آگاهی ها 🙏🙏🙏
باسلام خدمت شما استاد عزیز
اگر ما از قدرت اراده برخورداریم پس چرا همیشه هم به اون چه میخوایم نمیرسیم ؟
نظر من برای نداشتن احساس خوب در زمان تصمیم گیری میتونه باشه و یا از اعتماد نداشتن به اراده خودمان و دست کم گرفتن قدرت ارادهای که درون ما هست،
اما به نظرم جواب این سوال این است که از اراده ما بالاتر هم وجود دارد و اون قدرت خداوند است که در زندگی ما نقش بسیاری دارد،
با اراده خداوند است که جهان هستی شکل گرفته و طبیعت زیبا پدیدار شده و هر روز در حال رشد و گسترش هستند بدون دخالت هیچ انسانی،
هیچ وقت تا حالا شده که یک انسان رو ببینید که در حال تلاش برای رشد یک درخت است،
طبیعت با اراده خداوند رشد میکند و معنا پیدا میکند
برای همین دوست دارم که منم با اراده ی خدا در زندگی به هدف های خودم برسم و با احساس خوب و حال خوب،
پس از نظر من فقط داشتن اراده تنها کافی نیست بلکه باید دست به کار باشی و عملکرد خوبی رو با قدرت ذهن و انتخاب افکاری خوب داشته باشی میتونه با اراده به هدف برسیم ،
اما اراده ی تنها مثل غذایی میمونه که فقط یک چاشنی برای طعم دهی بهش میزنیم،
پس برای همسو بودن با اراده خداوند باید از ادویههای خوبی برای استفاده و کاربرد اراده در عملکرد خودمون برخوردار باشیم،
من امروزم با اراده ی خوبی میخوام با زندگی خوبی تجربه کنم و شاد باشم و در مسیر تغییر خودم و انسان جدیدی شدن و بودن تلاش میکنم تا به افکار خوبی و عملکرد متفاوتی برسم و همواره ارامش داشته باشم ،
باتشکرازشما
سلام استاد وقتتون بخیر
من خیلی سایت شما رو دوست دارم و خیلی وقتها مطالب زندگی با اراده خدا و یا زندگی با طعم خدا رو می خونم و یا گوش میدم خیلی باحال هستین با خدا حال میکنم توی این سایت به جاریم هم معرفی کردم نمی دونم چرا وقتی با هاش حرف می زدم یکی در دلم گفت اون خیلی تنهاست و شاید به این سایت و مطالب ش نیاز داشته باشه برای همين سریع بدون وقفه به حرف دلم گوش کردم ( البته به ۶ نفر دیگه هم که هممون به مثبت اعتقاد کامل داشتیم معرفی کرده بودم) جالب اینه که اون خیلی خوشحال شد گفت خیلی احساس تنهایی می کنم استاد وقتی با مطالب شمابه خواب میرم بلند میشم احساس آرامشی دارم در درونم که خیلی دوسش دارم آرومم وقتی شوهرم حرفی میزنه که نباید بزنه جالبه با خودم حق بهش میدم و هیچ استرسی یا اینکه جوابشو بدم یا اینکه پرو نشه به مغزم خطور هم نمی کنه بعضی وقتها کارهاش به نظرم مثل یک بچه یی که خیلی دوسش دارم وبرام ناز میده میمونه در صورتی که قبلا حرصم در میومد و خودم هم همین کارها رو می کردم چند روز وقت نداشتم مطالب شما رو بخونم تو همین چند روز شوهرم حرفی زد دیدم باز توی دلم عصبانی شدم ولی جواب ندادم بعد باز یک مورد اتفاق افتاد برای کارمون(ما تولیدی پوشاک داریم توی خونمون و خیاط های بیرون بر داریم )خیلی استرس وجودمو گرفت که یک دفعه یاد این افتادم که چند روزه نه به سایت شما سر زدم و نه به خدا توکل کردم واقعا حرف شما درسته که اگه ول کنیم و با اراده ی خدا زندگی نکنیم و با اراده ی خودم زندگی کنم باز دوباره به زندگی پر از استرس و پر از جر و بحث های بی خود قبلیم بر میگردم و آرامش فقط در زندگی با اراده خداست خدای دوست داشتنی من ممنونم از راهنمایی من به این سایت پر از آرامش با استادی که از ته قلبم میدونم مهربون که این همه مطالب رایگان گذاشته و از شما استاد ممنونم واقعا دل بزرگی دارید استاد مهربان و بخشنده ی من