لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است، شاید شنیدن این جمله به خط قرمزی روی تمام باورهای قبلی شما بکشد و پذیرش آن بسیار ترسناک و غیرقابل باور باشد.
اما حقیقت این است که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست. برخلاف نگرشهای مرسوم که همیشه از رژیمهای سخت و ارادههای پولادین صحبت میکنند، مسیر واقعی تناسب اندام از جای دیگری میگذرد.
اگر میخواهید بدانید چرا تا به حال در کاهش وزن شکست خوردهاید و چطور قرار است این روند تغییر کند، راز آن در عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیاست نهفته است.
هر چقدر کاهش وزن در ذهن شما سادهتر و منطقیتر شود، در دنیای واقعی هم با همان سرعت و راحتی وزن کم میکنید. در این مسیر نیازی به مبارزه با خودتان نیست؛ فقط کافیست یاد بگیرید چگونه باورهای چاقکننده را تغییر دهید.

آیا واقعاً لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است؟!
شاید الان در ذهنتان بگویید: «نه استاد، آنقدرها هم آسان نیست! بالاخره باید فایل گوش بدهیم، تمرین کنیم، دیدگاه بنویسیم و …
اما دوستان به این نکته توجه کنید: بحث این جمله روی انجام کار فیزیکی نیست. وقتی میگویم لاغری با ذهن، یعنی باید ابتدا در ذهنتان بپذیرید و باور کنید که کاهش وزن آسان است.
همه چیز ریشه در ذهن دارد. اقدامات فیزیکی فرع ماجراست. تا زمانی که عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیاست در وجود شما نفوذ نکند، هر اقدام فیزیکی برایتان شکنجه خواهد بود.
رهایی از تله ذهنی: «خوردن مساویست با چاقی»
همین چند روز پیش به یکی از دوستان عزیزی که از دورههای لاغری با ذهن استفاده میکنند مشاوره میدادم. بزرگترین ترس او این بود: «غذا خوردن باعث چاقی من میشود.»
مهم نبود چقدر میخورد؛ حتی اگر یک انگشت به ماست خامهای میزد، همانقدر در ذهنش فشار و عذاب وجدان ایجاد میشد.
تمام افرادی که اضافه وزن دارند، درگیر این فرمول ذهنی هستند که خوردن مساویست با چاق شدن. فرقی نمیکند یک دیس برنج بخورید یا دو قاشق عذا؛ وقتی این ترس در ذهنتان فعال باشد، درگیری ذهنی شدیدی را تجربه میکنید.
از کجا بفهمیم درگیر این فرمولهای مخرب شدهایم؟ از احساستان. اگر دیروز پیتزا خوردهاید و امروز هنوز دارید خودتان را سرزنش میکنید که «چرا آن سیبزمینی یا نوشابه را خوردم، کل هفتهام خراب شد»،
یعنی شما درگیر ترس از خوردن هستید. به همین دلیل است که در دوره پیشرفته تغییر باورهای چاقی، ما بهطور مفصل روی اصلاح رابطه با غذا کار میکنیم تا این ترس از بین برود.

تکنیک منطقیسازی: چگونه لاغری را برای ذهن کوچک کنیم؟
ذهن ناخودآگاه شما با یکی دو بار تکرار عبارت «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» معجزه نمیکند. باید لاغری را برای ذهنتان منطقی و اثبات کنید تا به مرور باور کنید که لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است . وقتی میخواهید چیزی را در ذهن آسان کنید، باید آن را به اجزای کوچکتر بشکنید.
در همان مشاوره به دوستم گفتم: «تو هشت ساعت از شبانهروز میخوابی. هشت ساعت هم سر کار هستی که معمولاً چیزی نمیخوری. پس عملاً ۱۶ ساعت از روز اصلا مشکلی نداری!»
دقت کردید؟ با این نگاه، دو سوم از روزمره شما اصلاً درگیر ماجرای کاهش وزن نیست.
فقط میماند ۸ ساعت پایانی روز. در این ۸ ساعت هم که دائم در حال خوردن نیستید؛ نهایتاً ۳ تا ۵ بار غذا یا میانوعده میخورید.
بنابراین، دغدغه ذهنی شما از «مبارزه با چاقی در کل ۲۴ ساعت» تبدیل میشود به «اصلاح کردن فقط ۴ تا ۵ رفتار ناخودآگاه در روز».
واضح کردن مسئله، قدرت شما را بالا میبرد. وقتی میگویید «من نمیتوانم جلوی هلههوله خوردنم را بگیرم»، این یک غول مبهم است. اما وقتی بررسی میکنید و میبینید فقط هفتهای دو بار در مهمانیها کنترل را از دست میدهید، حل کردن آن بسیار سادهتر میشود.
این طریق عملی ساده کردن مسائل و چالشهای مربوط به چاقی می باشد که در نهایت منجر به شکل گیری این باور در ذهن ناخودآگاه شما میشود که لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است.
قدرت سادهسازی خواستهها (داستان خرید اپتیما)
این تکنیک کوچک کردن مسائل، در تمام خواستههای زندگی جواب میدهد. چند سال پیش آرزو داشتم یک ماشین «کیا اپتیما» بخرم. در آن زمان یک پژو ۴۰۵ مدل ۸۳ داشتم با کلی بدهی و قسط بانکی. خرید ماشینی با آن قیمت برایم غیرقابلباور و خندهدار بود.
اما من مسئله را برای خودم ساده کردم. به جای تمرکز بر فاصله مالی یا حسرت خوردن، روی فاصلهی فیزیکی تمرکز کردم. هر بار در خیابان اپتیما میدیدم، میگفتم: «ببین! فاصله من با این ماشین فقط دو متر است. باز کردن در آن ماشین و نشستن پشت فرمان که برای خدا کاری ندارد. فاصله من تا آن ماشین فقط داشتن یک سوئیچ در جیبم است.»
این نگاه برایم تبدیل به یک تفریح شده بود. من رؤیایم را خط نزدم، بلکه آن را خرد و دستیافتنی کردم. در کمال ناباوری و در کمتر از یک سال، شرایط به گونهای پیش رفت که توانستم حتی ماشینی بهتر از آن بخرم.
سناریوی اختصاصی خود را بنویسید
رسیدن به تناسب اندام بسیار سادهتر از چیزی است که قبلاً فکر میکردید.شما هم باید ساده کردن موضوع لاغری را در ذهنتان تمرین کنید تا کمکم به یک عادت ذهنی و رفتاری تبدیل شود.
خیلی وقتها مسیر کاهش وزن سخت نیست؛ این ذهن ماست که آن را پیچیده، ترسناک و دور از دسترس تصور میکند.
وقتی بتوانید در ذهنتان لاغری را به قدمهای کوچک، قابل انجام و روزانه تبدیل کنید، متوجه میشوید که چرا لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است و آنوقت است که با اطمینان قلبی و شادی درونی مضاعف در وجودتان فریاد می زنید لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.

من مهمترین راز موفقیت در مسیر لاغری با ذهن را به دستتان دادم، حالا نوبت شماست.
یک سناریوی اختصاصی برای خودتان بنویسید و مشخص کنید که از امروز چگونه میخواهید مسیر کاهش وزن را برای ذهنتان خرد، منطقی و آسان کنید.
مثلاً بنویسید وقتی گرسنه میشوید چه انتخابی میکنید، وقتی هوس خوردن دارید چطور با آرامش تصمیم میگیرید، یا چطور قرار است بدون سختگیری و فشار، سبک زندگی خودتان را آرامآرام تغییر دهید.
یادتان باشد که آسانترین راه کاهش وزن این نیست که خودتان را با رژیمهای سخت، محرومیتهای طولانی یا ورزشهای طاقتفرسا آزار دهید.
آسانترین راه کاهش وزن این است که ذهن خود را با لاغری همراه کنید، باورهای اشتباه را کنار بگذارید و هر روز فقط یک قدم کوچک اما درست بردارید.
وقتی ذهن شما باور کند که لاغر شدن ممکن، ساده و لذتبخش است، بدن هم خیلی راحتتر با این مسیر هماهنگ میشود.
پس در بخش نظرات همین صفحه، سناریوی خود را بنویسید. بنویسید که از این لحظه تصمیم دارید لاغری را ساده ببینید، انتخابهای غذایی خود را آگاهانهتر انجام دهید و به جای جنگیدن با بدن خود، با آن دوست شوید. حتی میتوانید چند جمله انگیزشی برای خودتان بنویسید تا هر روز آنها را مرور کنید.
و البته یادتان نرود این عبارت جادویی را تکرار کنید:
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست. به خدا خیلی آسان است.
در پایان …
امیدوارم همگی آسانترین راه کاهش وزن را تجربه کنیم و تا آخر عمر از آن کیف ببریم. اما میدانید؟ نوشتن سناریو در کامنتها فقط شروع یک ماجرای بزرگ است.
اگر میخواهید این «آسانی» را واقعاً در زندگیتان حس کنید و از سردرگمیهای رایج دور بمانید، پیشنهاد میکنم قدم بعدی را محکمتر بردارید.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همان نقشهای است که شما نیاز دارید. در این دوره، ما لاغری را از حالت یک رویای دور از دسترس خارج میکنیم و آن را به یک فرآیند اصولی، گامبهگام و کاملاً عملی تبدیل میکنیم.
اینجا قرار نیست حدس بزنید یا از روشهای تستوخطا خسته شوید. شما یاد میگیرید که چطور ذهن خود را برای لاغری برنامهریزی کنید، چطور با هوسهای غذایی کنار بیایید و چطور بدون استرس و فشار روانی، به اندام ایدهآل خود برسید.
این دوره مثل یک راهنمای خصوصی در کنار شماست که به شما میآموزد چطور با تغییرات کوچک اما هوشمندانه، نتایج بزرگ بگیرید.
اگر آمادهاید که لاغری را نه به عنوان یک تنبیه، بلکه به عنوان یک سفر لذتبخش و آسان تجربه کنید، همین حالا به جمع شرکتکنندگان دوره بپیوندید و کلیدهای طلایی تغییر را در دست بگیرید.
منتظر خواندن سناریوهای زیبای شما هستم، اما فراموش نکنید که بهترین سناریو، آنهایی است که در عمل اجرا میشوند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.63 از 48 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



بنام خدا عزیز هدایتگر،
درود بر استاد گرامی و عالی،
این فایل تو این مدت برای من تک و جدید بود که گوش دادم و خیلی مهم!!!چون واقعا تعجب کردم و گفت عجباااا !!! استاد درست میگن عجب روش باحالی و انگار منتظر این پیام بودم و واقعا این روش و پیام و اموزش به دلم نشست،
این فایل یک اموزش ناب هست که اصلا میتونه برای یک نفر کل داستان لاغریشو سه سوت به سرعت و اسانی رقم بزنه،
روش:
نوشتن یک سناریو اسان پیش پا افتاده که با
کوچک کردن مسائل،
اسان کردن ،
جزئی کردن و
معلوم کردن،
هر موضوعی که برای خودمون مبهم ،بزرگ و سختش کردیم.
سناریو من :
ساعت ۱ یا ۲ شب میخوابم
بیدار میشم نه و نیم صبح یک صبحانه کوچک در حد یک تیکه نان ساجی محلی لری و یک عدد تخم مرغ،
ظهر ساعت ۱۳:۳۰ پلو مرغی یا کباب تابه ای یا گوشت با سیب زمینی خرد شده نگینی چون اسونن درست میکنم با کاهو و ماست خیار شور و واقعا اندازه بدنم و یک ادم لاغر عادی الحمدالله میخورم و الحمدالله بدون فکرو ترسو عذاب و استرس با شادی لذت میخورم بعد میییییره تا ساعت ۱۸ بعد از ظهر
یک تیکه نان ۶۰ گرمی و یکدونه تخم مرغ یا کاهو گوشتی یک کاسه متوسط تا ۸:۳۰ شب شامم دو کفگیر پلو یا یک تیکه نان ساجی لری با گوشت
تا ۱۰:۳۰ شب چای و قندو یک میوه میخورم
و واقعا علنا عادی متناسب دیگه میخورم
عجله ای هم ندارم
چیزی هم نمبخورم بعد مگه چکار کردم انقدر سخت بشه و عذاب اور عادی مبخورم با لذت و خوشحالی اندازه بدنم و افراد نرمال و بدون عجله با ارامش هر موقع تناسبم شروع شد الحمدالله چون فقط میخوام از طریق زندگی عادی با غذای عادی افراد لاغر و با توجه رفتار درستشون لاغر بشم و واقعا هم مگه چکار سختی من میکنم
دیگه از این راحتتر سالمتر کمتر عادیتر درستتر مثل افراد سالم لاغر نداریم
تازه بعضی لاغرها میخورنو چاق نمیشن رفتار بدی دارن چون ذهنشون لاغر چاق نمیشن باورشون لاغری،
و من دارم بهتر ساده تر اسانتر درستتر مبخورمو با لذت وتندرستی .
نشان های دریافت شده
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست با سلام خدمت عزیزان همیشه این باور را داشتم. که لاغر شدن. سخت است. باید کالری های غذا و خوردنی ها کم باشد. و ورزش جز برنامه همیشگی باشد. تا لاغر شوم و لاغر بمانم. به واسطه شغلم مجبور بودم همیشه این دو مورد را رعایت. کنم. معمولا من خودم روزی چند ساعت کلاس ایروبیک را تدریس میکردم و پا به پای شاگردانم کار میکردم. اما اگر موقعیتی پیش میاومد مثلا خوراکی مثل چیپس میآوردند بچه ها و تعارف میکردند جرئت خوردن اشو نداشتم. چون سریع فکرم میرفت کالری این مقدار چیپس چقدره و چقدر باید فعالیت کنم تا اون کالری اضافه بسوزه حالا بحث کامل کالری را برای شما دوست عزیزم مینویسم کالری چیه و چرا برای افراد چاق کالری مهم است کالری مقدار انرژی است که از خوردن غذا یا نوشیدنی ها میتوانیم به بدن خودمان برسانیم. و هر ماده غذایی برحسب انرژی با واحد کالری محاسبه میگردد چرا افراد چاق درگیر محاسبه کالری هستند. چون آگاهی هایی که همیشه به جامعه داده شده است این بوده که اگر میخواهی لاغر شوید باید کالری کمتری مصرف کنید و اکثر رژیم ها برحسب کالری داده میشود مثلاً میروید دکتر تغذیه دکتر وزن و قد شما را اندازه میگیرد و برحسب اضافه وزن شما کالری را محاسبه میکند بله طبق آن رژیم شما لاغر میشوید ولی اینو در نظر داشته باشید تا چه وقت میتوانید ادامه دهید بالاخره یک جا خسته میشوید چون ذهن شما.هنوز دارای فرمولها و باورهای چاقی است. هرچقدر بخواهید به جسم خودتون فشار وارد کنید و کالری کمتری مصرف کنید باز هم ذهن قدرتمند تر از جسم میباشد و باز هم شما را به حالت قبل که تصویرش در ذهن شما پررنگ است برمیگرداند بنابراین برای لاغر شدن و لاغر ماندن. نه رژیم نه محاسبه کالری نه ورزش سنگین هیچ کدام جواب نمیدهد بلکه فقط ما باید باورها وفرمولهای ذهن چاق خود را تغییر بدهیم زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شدم متوجه شدم واقعا لاغر شدن میتونه خیلی آسان باشه همانطور که استاد فرمودند لاغر شدن آسانترین کار دنیاست فقط باید باور خودت را نسبت به خوردن تغییر بدهی دیگه از خوردن نترسی. به اطرافیانت توجه کن آنها که متناسب هستند اصلا کالری غذا برایشان اهمیتی نداره به اندازه نیاز بدنشان میخورند و در واقع هیچ فکری در باره خوردن ندارند بارها از افراد متناسب سوال کردم مثلا تو از نان خامه آیی میترسی بخوری طرف اول تعجب کرد بعد هم خنده اش گرفت گفت چرا بترسم گفتم نمیترسی چاق بشی گفت نه چون من اصلا هیچ وقت راجع به این فکر نکردم دلم خواسته خوردم میل هم نداشتم نخوردم اون دوست متناسب من که هیچ آگاهی از روش لاغری با ذهن نداشت. بهترین فرمول لاغری را ناخودآگاه بیان کرده بود. تمام انسان های متناسب همین فکر و باور اصلیشون است یعنی میان کشید خوردم میان نکشه نمیخورم و این همان دستور مغز و ذهن متناسب است که صادر میشود و انسان را متناسب نگه میدارد و هیچ وقت آنها سعی نمیکنند اضافه تر از میلشون غذا بخورند به نظر من همین باور لاغر شدن را آسانترین کار دنیا میکند با تشکر از همراهان عزیز
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن و دوستان هم مسیر
سالم ولاغر شدن راحترین کار دنیاست مثل اب خودرن
تومسیر چاقی چون این مسیر اول لذت بخش بود بعد اسون راحت فابل اجرار توذهن من قبول شد بعد اجرار شد جاق شدن اسون راحت بدون زحمت انجام میشد فشار که میاوردم که ازاین لذت راحت اسونی عبور کنم نمیشد چون فشاری که من می اوردم برای لاغری سخت ازار دهند عصاب خورد کن بود ذهنم اون راحت نمی دید از الکویی چاقی راحت اسون خودش استفاده می کرد
تازمانی که من سلامت جسم ولاغری راحت اسون نبینم تو ذهنم باور اون نسازم سلامت و لاغر نخواهم شد
وقتی بار اول توبخش رایگان با این جمله روبرو شدم از کفتنش لذت می بردم تکرارمی کردم باور ذهنی اون کاملا انکار می کرد خیلی تکرارش،می کردم ولی باور ذهنیم اون رعد و سخت ونشدنی غیر ممکن میدید وصحبت ذهنی افکاری که مرور میشد کاملا رعدش میکرد پس با گفتن قبول اسون راحت نساخت با کار روی کلی بخش حالا با کاهش کم رنک شدن باور فرمول و تصاویز ذهنی وتقشه ذهنی توجه نکرش،شخصیت ار چاقی به لاغری تغغیر پیدا کرد
اسون راحت لاغر شدن تو ذهنم ارام ارام حک شد وحالا روح ذهن جسم کاملا قبول کردن با همسویی با هم و همسو شدن کلا وجودم با خداوند وکمک بی نهایت خدایی عزیزم دیدن سپاسکزارتر شدن هربخش کلا اسون راحت تغیبزات غیر باور تو زندکی من رخ داد و بارزم تکرار میشه چون بی نهایت مسیر رسیدن به خواسته من و ما تحت قدرت بی انتها خدایی عزیز هست دست خالقم بی نهایت باز هست برای ارسال کمک وراحت اسون دیدن همین ارسال اجراش کردن اپن راحت اسونی رو چقدر کیفت کار بالا می بره کاری که برای من هیج زمان امکان پذیر نیست
دایره دید منمحدود راهکار اجرایی کم ونکاهم توجه تا حدی محدود وکم هست همسویی بیشتر اول وجودم خودم و کار روی توامندتر دیدن خودم ایحاد اعتمادبه نفس خوب باعث شد حق ولایقت خودم دربودن خودم اول بدونم برای وجودم بودنمارزش قاعل بشم بعد وفتی ازدورن پر شدم از کلی نعمت های خوب خدایی عزیزم که اصلا نمی دیدم بهش انچان توجه با حس خوب نداشتم همه ترمیم کردم وزمان ترمیم رو بردم بالا و شد راحت اسون دیدن برای دریافت اول با داشته های دورنی عالی بی نظیر خودم قدرت ذهنم و مغز بهش توجه و نکرشم کاملا تغیبر پیدا کرده وخالق خدای عزیزم برام قدرتی بی انتهای که قادر هست طبق سیستم قانون مختلف بدون کمتر زحمت راحت اسون این همه نعمت دراطرافم ما در حال کسترش هست و ارزش انجنان خبر نداریم اکه داریم اصلا کامل نیست ببنیم ارزش بهرمند شم خودم با این قدرت همسو ترببینم از قدرش استفاده کنم برای بهبود و برطرف کردن بزرگتر بهتر سطح خودم راکت نکه ندارم و هرروز به قدم بردارم که سطح وجودی خودم ببرم بالا حالا که نکاهم وخودم تغیبر خوبی پیدا کردن تازه متوجه میشم برای وحودی با این همه برنامه کامل درست برطرف کردن چاقی به لاغری نا سلامتی به سلامتی نداشتن پول ثروت دارایی به ثروت دارایی ارتباط،خوب تو هرجنبه کارشدتی اسون وراحت دست یافتی هست
موانع ذهنی من احازه نمیداد قدرت وحودی خودم ببینم خود کم بینی در من حتی زمانی کلا خودم کتار کشیدم در مسبرنکه داشت قدرت کامل داد به خدایی عزیز و به نیت کمک کرفتن کاملا اون وحودی اصلی که نیازش برطرف کردن بود خودش وحود انگانی نداشت یه سایه مهویی ارزش بدو ودرک همین بودن کاملا خودمزمان برد که به این درک برسم من قصد دارم تغیبرکنم پس خودم کجا هستمخداوند که حهانش همیشه درحال تغیبرخوب هست براش هیج تفاوت نداره من از دادهای خداوند استفاده کنم یا نه نعمت بی انتها در دست رست همه هست احازه استفاده بخاطر بدون درحهان به همه داده شده اکه نداریم ما مانع تراشی کردبم به من وما نرسیده
چون راحت اسون ندیدم غیر ممکن نشدنی سخت وغیر باور دیدیم که برای من وما هم هست همیشه نکاهمون برای دیکرانی بود که از من ما بهتر بودن این من ابزار کردم که خالق مهربان بین بندهاش،فرق نزاشته بازم این فرق ذهنم باور بیمارکونه من و ما ساخته وفتی ساخته های اشتباه ذهنی که خودمتوش نقش داشتم با چکش ایمان به خداوند زدمخودم خاک شیرش کردم وباورهای نادرست ازخودم کرفتم که تمام اشکالی که تو زندکی من ساخته شد از ارتباط،نادرست خودم با خالق شده بود به یاد دارم یه فایل ازشما این نکاه من تغیبر داد پا تغیبر دید باعث شد متوحه بشم اگه هربخش اززندکی مشکل دارم همه وهمه وهمه از شناخت نادرست خودم و ارتباط نادرست با خدایی عزیز هست که خودماز سرمنبع هستی دور کردم و دارم با فشار زور می خوام خودمتنهایی کاری که ازعهد من خارح هست انجام بدم این زمان کارسخت نشدنی اصلا راحت واسون نیود رو تغییر دادم خودم اتصال دادم به خداوند هنوز این پناه کامل نو هر زمان داشته باشم ندارم درتکمیل این اتصال پناه دریافت بی نهایت خواهد بود کاملتر راحتر اسونتر به پیش خواهد رفت ودریافت با کیفتر تو سطحی بالاتر خواهم داشت
در پناه ساحل ارامش الهی هرلحظه ساکن باشیم امین
نشان های دریافت شده
سلام و درود به دوستان عزیزم و استاد گرامی
هر بار که میخام چیزی بخورم در طول روز این فکر میاد بالا که ببین تو نمیتونی خوردنت رو کنترل کنی و الان موقع خوردن این چیز نیس که تو داری میخوری یعنی خوردن رو برابر با چاقی میدونم
با خودم میگم افراد متناسب این برخورد رو با غذا ندارن منم باید مثل اونا رفتار کنم که جسمم مانند اونا بشه
یعنی هر باری که هر خوردنی باشه حالا چه از میوه چه از تنقلات چه از هر نوع مواد غذایی باشه این فکر میاد بالا دیگه لاغر نمیشی چون نمیتونی درست رفتار کنی
حالا شاید دو مرتبه سه مرتبه در طول روز این کار رو انجام دادم با انجام این کار حسم بد میشه که چرا ریزه خواری کردم
اینقدر دارم زحمت می کشم در عمل کم میارم و فرمان خوردن رو اجرا میکنم
و حالم بد میشه از خوردن
و حس ناتوانی بهم دست میده که ببین نمیتونی ببین امروز هم نتونستی
چون لاغری رو سخت میکنم برای خودم
اینکه نباید چیزی بخوریم تا لاغر بشیم
حالا چون من اینو خوردم دیگه لاغر نمیشم
و فایده نداره هر کاری که میکنم
یعنی لاغری رو سخت میدونم اینکه باید برای لاغر شدن فقط دوتا وعده یا سه تا وعده اونم به اندازه خورد
اگه بیشتر بخوری دیگه چاق میشی
چون افراد متناسب رو دیدم و ازشون سوال کردم که چگونه با غذا برخورد دارند ؟
و اونا در جواب گفتند که غذا براشون اهمیتی نداره به غذا فکر نمیکنن
هر وقت گرسنه بشن به اندازه ی نیاز بدنشون میخورن
پس منی که اینجور رفتاری برام سخته
لاغری رو سخت می دونم لاغری رو اون دور دورها می بینم بلاخره من سالها چاق بودم رفتارهای در من هست که زمان میبره
الان که در مسیر تناسب هستم بعضی روزها رفتارهای انجام میدم که مثل گذشته که آگاهی نداشتم هس
یعنی ریزه خواری میکنم هر چیزی که می بینم میخورم با تست کردن یه خوردنی کلی از اون چیز رو میخورم با اینکه میدونم نباید بخورم ولی میخورم انگار کنترل از دستم خارج میشه
و حس منو بد میکنه و با خودم فکر میکنم که چرا این کار رو کردم من که در مسیر هستم و دیگه روز خودمو خراب میکنم
عبارت لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
برای فردی آسونه که بخاد به گفته های دوره عمل کنه و با خودم میگم منی که امروز نتونستم دیروز نتونستم درست رفتار کنم پس لاغری سخت میشه
چون خلاف افراد متناسب داشتم عمل میکردم
تو ذهنم برام لاغری سخته
چون باید دو وعده غذا خورد اونم کم
پس منی که در طول روز چندین بار چیز میخورم لاغری سخته
می اومدم خوردن رو ربط میدادم با چاقی
یعنی هر چی بخوری یعنی چاق شدن
و نباید خیلی چیزخورد تا لاغر شد
نباید اینقدر سخت بگیرم که حالا این میوه یا سبزی یا هر چیزی که خوردم دیگه فایده نداره آموزشهام
🌸سناریوی متناسب شدنم 🌸
لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
من میتونم متناسب بشم مگه لاغری چیه همانطور که همه تونستن همه متناسب شدن منم میتونم
و اینکه در مسیر حالم خوبه احساسم خوبه برای خودم ارزش قایلم وقت میزارم فایل گوش میکنم تمرین می نویسم اشتیاق دارم استمرار دارم یعنی در مسیرم
مگه لاغری چیه که اینقدر برای خودم سختش کنم افرادی زیادی در اطرافم می بینم که متناسبن مگه اینا دارن چیکار میکنن
اصلا کار خاصی انجام نمیدن
رفتار و افکار اشتباه ندارن همین
اصلا نیاز به کار خاصی نیس که انجام بدن یا به خودشون چیزی اضافه کنن
من هر روز یه قدم یه قدم به سمت متناسب شدن حرکت میکنم و جسمم به سمتش در حرکته چون باید اول از درون تغییرات ایجاد بشه و در آخر تو جسم خودش و نشون بده
همین که حالم خوبه امیدوارم احساس خوبی دارم هر روز با اشتیاق تمرینات رو دنبال میکنم یعنی در مسیر بودن یعنی متناسب شدن
پس لاغر شدن خیلی آسونه نیاز به کار سخت و خاصی نداره
باید رهاش کرد تا نتیجه بیاد
ممنون از استاد عزیزم
در پناه خداوند شاد و پیروز باشید 🙏
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت دوستان هم مسیر واستادعزیز
لاغرشدن آسانترین کاردنیاستاین جمله رو باخط درشت چاپ کرده بودم و چندسالی روی داشبورد ماشینم قرارداده بودم البته به نحوی که خودم مرتب میدیدم واز دید همگان پنهان بود وخیلی لذت بخش وانگیزه دهنده بود
البته زمان زیادی برد که از یک شعار وجمله امیدبخش تبدیل به یک نگرش وباور قوی دروجودم بشود فی الواقع در اثر استمرار و ممارست و پایداری درمسیر تناسب فکری این جمله نه صد درصد ولی تاحد بسیار زیادی درمن نهادینه شد و تبدیل به یک باور ونگرش قوی گردیدکه البته تناسب بدنم و رفتار و افکار متناسبانه را نصیبم کرد نه با فشار و تحمل سختی ورژیم وحال بد
چون با توجه به راهنمایی ها وفایلهای استاد به این سناریو رسیده بودم که
ببین این همه آدم لاغر ومتناسب دور من هستند مگه من چی م از اونا کمتره اصلا مگه اونا چی کار میکنن که من نتونم انجام بدم قشنگ وراحت وبه اندازه غذاشونو میخورن هرچی هم دلشون میخواد میخورن ازغذاهاهم نمیترسن خیلی هم شادوسرحال وبدون ترس وقضاوت دیگران همه چی میخورن اصلا از خیلی لحاظ ازمن عقبترن و اونا راحت و همیشه لاغرند منم میتونم لاغربشم هر چی دلم خواست به اندازه نیازم بخورم حتی اگه در بعضی موارد اشتباه کردم بخودم گیر الکی ندم اصلا مهم نیست دوباره سعی میکنم درست رفتار کنم ودرست فکرکنم اصلا نترسم وادامه بدم ولاغرشدن رو یاد بگیرم وتازه من وقتی لاغری رو رفتار درست غذایی رو بدست آوردم لذتی خواهم برد که اونا نبردند وعکس هایی که درقسمت شگفتی سازان هم بودبسیار لذت بخش وامید دهنده بود که این همه بچه ها باوزنهای بسیار بالاتر از من شادوخندان سرحال متناسب شدن پس کاری نداره منم میتونم من میتونم برای خودم وبدنم شخصیت وشان قائل بشم وبه خودم وبدنم احترام بزارم ودرکمال آرامش و شادی وسرحالی بدون هیچ ترسی هر چی دلم میخواد به اندازه نیاز بدنم بخورم و من هم میتونم خیلی راحت وقتی سیرم بگم میل ندارم مهمونی و جشن و مسافرت ودورهمی وعید وماه رمضون وجنگ و سفره های رنگین و اینام برام فرقی نداره چون رفتار وافکار آدم های لاغر ومتناسب رو یادگرفتم وانجام میدم مثل همه اون آدما مگه من از اونا چی کم دارم منم میتونم لاغربشم ولاغر بمونم تا آخر عمروبخودم ازاین جهت میبالم
فقط جسارتا یه توضیح کوچولو بدم خدمت دوستان مخصوصا تازه واردها
((تعریف ما در سایت ودورهمی لاغری باذهن بر اساس آموزشهای استاد از افراد متناسب افرادی هستند که معمولا درطول زندگیشان درست وبه اندازه غذا میخورند بدون ترس و همواره متناسب ولاغر هستند وقطعا کسانی دور بر همه ماهستند که پرخورند اما بخاطر افکارشان لاغر مانده اند اگر چه این افراد همواره در خطر چاقی و بیماریها قرار دارند واینگونه افراد در زمره ی افراد متناسب قرار ندارندموفق باشیدوسربلند
✨ **سلام و درودهای گرم و سرشار از عشق به استاد بزرگوار، جناب آقای عطاروشن، و تمام همراهانِ گرامیِ جمعِ تناسب فکری** ✨
امروز دلم میخواهد داستانی را با شما به اشتراک بگذارم؛ داستانی از تحولِ باور، از درکِ عمیقِ یک حقیقتِ به ظاهر ساده اما پرقدرت. جملهای که استاد عطاروشن عزیز، مثل بذری در خاکِ ذهنِ من کاشتند و امروز شاهدِ ثمر دادنِ آن هستم: **«لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.»** 🍃💖
اولین بار که این جمله را شنیدم، لبخندی زد و ذهنم به سرعت به سمتِ تمامِ رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگیهای کشنده و شمارشِ کالریهایی رفت که در گذشته تجربه کرده بودم. در آن لحظه، ذهنِ منطقیِ من فریاد میزد: «چطور ممکنه؟ این همه سختی که کشیدم، این همه استرس و ناامیدی، پس اینها چه بود؟!» اما استاد، شما یک راهِ دیگر را نشان دادید؛ راهِ «سادهسازیِ درونی». 🧠💫
فرمودید: «بیایید در ذهنتان این مسیر را برای خودتان آسان کنید.» و این کلیدِ ماجرا بود. شروع کردم به پرسیدن از خودم: «واقعاً کیها بود که من به تناسب اندامِ دلخواهم نزدیکتر بودم؟ آن موقع چطور فکر میکردم؟» و پاسخِ درونم مرا شگفتزده کرد: «در همان روزهایی که شاید تنبلترین حالتِ ممکن را داشتم! روزهایی که غصه لاغر نشدن نداشتم، روزهایی که به خودم سخت نمیگرفتم، روزهایی که با عشق و پذیرش به بدنم نگاه میکردم.» 😍💪
اینجا بود که حقیقتِ جمله شما برایم روشن شد. اگر قرار بود لاغری کارِ سختی باشد، پس چطور من در روزهایِ «سخت نگرفتن»، به نتایجِ بهتری میرسیدم؟ هر بار که سعی کردم با «ارادهی آهنین» و «انضباطِ شدید»، خودم را مجبور به کاری کنم، فقط یک قدم به عقب برداشتم. انگار که هرچه بیشتر برای لاغر شدن «تقلا» میکردم، بدنم بیشتر مقاومت نشان میداد. این یک پارادوکسِ آشکار بود! 🤯
یادم افتاد به آن لباسِ دوستداشتنی که در کمد، گوشهای منتظرِ من است. لباسی که سالهاست خریدهام و هر بار با دیدنش، غصهی «نتوانستن» در دلم میپیچد. این لباس، نمادِ تمامِ آرزوهایِ برآورده نشدهی من در گذشته بود. اما الان، با این باورِ جدید، نگاهِ متفاوتی به آن دارم. با خودم میگویم: «اگر همان مسیرِ آرامش، همان سبکِ زندگیِ بدونِ فشار را ادامه داده بودم، الان این لباس برازندهی تنِ من بود. چرا راهِ سخت را انتخاب کردم و نتیجهاش شد این بدنِ پر از اندوه؟» 👗😔
این تفکرِ «سخت گرفتن»، مثل یک سمِ تدریجی بود که ذهنِ مرا مسموم کرده بود. صدایِ مغزِ همیشه مضطربم شروع میکند به نجوا کردن: «ببین، همه میگن لاغری سخته! باید کلی زحمت بکشی. باید صبح زود پاشی بری باشگاه، باید گرسنگی بکشی…» 🙄
اما حالا، با قدرتِ این باورِ جدید، به مغزم پاسخ میدهم: «نه! این تویی که داری ماجرا رو پیچیده میکنی. ما که تجربهیِ آسانی رو داشتیم. ما که دیدیم چطور میشه بدونِ فشار به نتیجه رسید. این سختی، فقط ساختهی ذهنِ کسانی است که راهِ درست رو بلد نیستن. اما ما بلدیم! ما میدونیم که مسیرِ لاغری، لذتبخشه و آسان!» 😎🔥
این دانشِ جدید، مثلِ یک نسیمِ تازه، تمامِ وجودم را فرا گرفته. حالا با شوق و هیجان به سمتِ آن لباسِ دلبرِ توی کمد میروم. آن را بیرون میآورم، لمسش میکنم، بویش میکنم و با تمامِ وجود به آن قول میدهم: «عزیزم، تو منتظرِ من بودی و من هم منتظرِ تو. به زودی، به آسانی، دوباره به آغوشِ هم خواهیم رفت! چون من دارم کاری رو که آسونه، به آسانترین شکلِ ممکن انجام میدم.» 💖✨
این اطمینان، مثلِ یک نیرویِ جادویی، مرا به سمتِ هدفم هل میدهد. میدانم که فاصلهی من تا رسیدن به آن تناسبِ ایدهآل، فقط به اندازهی «یک دست دراز کردن» است؛ یک حرکتِ ساده، یک باورِ عمیق. این آسانی، نه یک رویا، که یک حقیقتِ در دسترس است. 🌈🕊️
خدایِ من، چقدر این مسیرِ «آسان» زیباست! چقدر لذتبخش است که بدانیم قرار نیست تقلا کنیم، بلکه قرار است «لذت ببریم» و در این لذت، به تناسبِ دلخواهمان برسیم. 🌟
از شما استادِ عزیز، جنابِ عطاروشن، بینهایت سپاسگزارم که این کلیدِ طلایی را به ما هدیه دادید. سپاس از تمامِ همراهانِ خوبی که در این مسیرِ پر از عشق و آسانی، کنارِ هم هستیم. 🙏🌸🎉💕❤️
نشان های دریافت شده
سلام ،من قبل اشنایی باسایت تناسب فکری ،لاغرشدن رودوراز دهن میدونستم وهمیشه بمن گفته بودن لاغری براباارادهاست تواراده نداری ،بایدکم خوردوبیشتر تلاش کردوقتی واردسایت شدم یادگرفتم لاغری اسانترین کاردنیاست به شرطی توذهن باورش کنیم ومیتونیم لاغربشیم من خودم هنوزم نگرش ترس دارم امروزباگوش کردن این فایل هرچی خوردم نمیدونم چرا اون ترس نیومدسراغم یه ارامشی داشتم گفتم چقدر خوبه من ارامم ودیگه نترسیدم چرا ازغذاهاترس دارم ودرگیرفرمول چاقی میشم دقیقا منم میگم کاش دیروز برنج ویانون کم میخوردم کاش اون میوه رونمیخوردم من باید توذهنم لاغرشدن رواسان کنم ومن باید براخودم مثال بزنم واززمان تشکیل گروه وقتی دوستان مطالب میزارن وسوال هایی میپرسم چقدربمن کمک کرده جواب سوالموبگیرمویکی ازدوستادن نوشته بودبراخودش مثال میزنه بادهنش حرف میزنه دیدم چقدرعالیه منم شروع کردم براخودم به نوشتن ومثال زدن براذهنم راحتش کردم خوردن همون چیپس بالذت خیلی خوبه چندروزپیش خونه مادرهمسرم رفتیم برادرزاده همسرم چیپس خریداورد باماست موسیر من خوردم نه اونقدرولی تودهن یجورترس بودزیادنخوری ، این ترس باید بره کنارومن راحت بتونم بخورم ،منم براخواسته هام وقتی مینویسم خیلی زمان نمیبره به اون خواسته میرسم اصلا خط روخواستم نمیکشم درموردمتناسب شدن بایدبه نکاتی که گفته شده عمل کردباید منم مثل استاد ساده کنم وتبدیل کنم به عادت من بایداین موضوع رواسان کنم چقدر غذا موردنیازبدنم بخورم نترسم چقدرهله هوله میتونم بخورم من امروز گفتم منم طبق این فایل پیش میرم دیدم یه ارامشی درمن شکل گرفت من گاهی کارخونه اونقدرزیاده قبل روش ذهنی اون کارروبراخودم بزرگش میکردم ومیگفتم تاکی بتونم تمام کنم وقتی روش ذهنی رویادگرفتم طبق گرفته استاد تودهن براخودم کوچیکش کردم طبق مثال مشق پسرشون منم میگم حالا این قسمت روانجام میدم اگرشدبقیه رونشدفردامیبینم راحت به اتمام میرسونم واقعا کوچیک کردن خواسته خیلی خوبه راحت ماروبه هدف میرسونه تمام این ترس ها همش برمیگرده به دوران چاقی وهنوز هست باید بره کنار ومن وامثال من بارامش چیزی بخوریم ولاغری روراحت بدونیم لاغری اسانترین کاردنیاست
به نام خدای مهربان
سلام وعرض ارادت به بهترین استادم و تمامی همراهان در مسیر لاغری با ذهن
لاغری آسون ترین کار دنیاست
لاغری آسون ترین کار دنیاست
مدت ۱۴۶ روز است که به این سایت هدایت شدم
از همه جا رونده شده بودم ازبس رژیمهای مختلف لاغری رو شروع کرده بودم و سط کار خسته و سرگشته رژیم رو رها میکردم و این چرخه معیوب همش تکرار میشد و فکر میکردم لاغر شدن خیلی سخته وشایدم غیرممکن
تا اینکه خدا بهم مرحمتی کرد و وارد سایت لاغری با ذهن شدم
درهای رحمت یکی پس از دیگری برام باز شد
نتایج کسب شده در این مدت:
منکه تا قبل از ورود به این سایت خیلی زود عصبانی میشدم در حال حاضر کنترل عصبانیت برایم مقدور شده
ذهنم پر از باورهای نادرست بود وخودم آگاه نبودم در حال حاضر تونستم تغییر نگرش و افکار داشته باشم
از غذا خوردن میترسیدم فکر میکردم غذا منو چاق میکنه واینقدر با سرعت غذا میخوردم انچنان غرق در افکارم بودم وقتی چشمم به بشقاب خالی میافتاد باورم نمیشد که من همه ی غذامو خوردم امادرحال حاضر از غذاخوردن لذت میبرم و آهسته غذا میخورم
در طول روز چند بار بشدت احساس ضعف و گرسنگی بهم قالب میشد که مجبور بودم چند مرحله غذا و میوه بخورم اما در حال حاضر کنترل گرسنگی در دستانم است
و نتایج دیگر که از حوصله این مبحث خارج است
دوستان تمامی این نتایج درمدت کوتاه ۱۴۶ روز بدست آوردم
تا قبل از ورود به این سایت هرگز چنین آگاهی هایی رو نداشتم
برای بدست آوردن این نتایج هرگز زجر نکشیدم وسختی متحمل نشدم
تا اینجای راه که خیلی خوب و لذت بخش بود
همانطوری که ما مثل آب خوردن چاق شدیم اصلا حواسمون نبود که داریم چاق میشیم به همون راحتی هم لاغر میشیم
به نظرم خیلی هم باسرعت بیشتر
چونکه وقتی داشتیم چاق میشدیم هرگز استاد نداشتیم
الان باوجود استاد بینظیری چون استاد روشن قطعا این مسیر بسیار آسان است
از وقتی که گروه دورهمی در بله راه اندازی شده سرعت انتقال آگاهی ها بیشتر شده
بجای وقت گذراندن در جستجوی اخبار و دچار ترس و استرس شدن از مطالب گروه و سایت استفاده میکنیم دچار ترس و نگرانی هم نیستیم
در واقع وقت گرانبهای خود را صرف آگاهی های ارزنده میکنیم
بقول خانم شهربانو باقری به دریای پر از جواهر دست یافته ایم
اگر ما بارها در رژیمهای مختلف شکست خوردیم دلیلش ضعف ما نبود بلکه مسیر اشتباه بود
امروز صبح باخودم فکر میکردم به گفته ی استاد که این مسیر بسیار آسون ولذت بخش هست
دقیقا همینطوره چون من در این مسیر نه تنها اذیت نشدم بلکه اعتماد به نفسم هم بالاتر رفته
استاد طی جلسات متعدد مسیر چاق شدن ما رو توضیح دادند و گفتند که مسیر لاغری درست برعکس مسیر چاقی هست
افکار ما احساسات ما رو میسازه احساسات رفتار ما رو میسازه و رفتار جسم ما رو میسازه
چند روزی بود تو این جمله بالا گیر کرده بودم در واقع در بخش چاقی که همه ما این مراحل رو طی کرده بودیم حرفی نداشتم ولی برای لاغری با خودم میگفتم خب ما تغییر نگرش دادیم باورهای نادرست رو تغییر دادیم و منتظر لاغری هستیم این رفتار ما چطوری تغییر میکنه؟ چون استاد گفته بود شما باورهای نادرست رو تغییر بدید خود بخود رفتارتون هم درست میشه
درواقع سوالم این بود که چطوری پرخوری ما اصلاح میشه ؟مگه با تغییر فکر اشتهام کم میشه؟
خیلی با خودم کلنجار میرفتم و دائم سخنان استاد در ذهنم بالا و پایین میشد
تا اینکه گفتم به رفتارم باید توجه کنم وقتی توجه کردم دیدم بله رفتارم هم داره تغییر میکنه من دیگه با سرعت وعجله غذا نمیخورم
وقتی توجه کردم متوجه شدم مثل قبل من دیگه هرساعت گرسنه نیستم
وقتی این نتایج رودیدم دلم مالامال از شادی شد و باصدای بلند گفتم خدایا شکرت خدایا شکرت
دوستان به همین راحتی اشتهام کم شده
من مطمئن هستم بزودی آثارش رو در جسم م خواهم دید
من یکی از شگفتی سازان خواهم بود لاغری به من خیلی نزدیک شده
بزودی عکسم رو در شگفتی سازان خواهم گذاشت
خدايا شکر خدایاشکر
سپاس استاد عزیز
به نام الله یکتا
سلام و ارادت خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر
استاد جان این جلسه رو از صبح ک دیدم مشتاق بودم تمرکز بزارم و با دقت گوش بدم
لاغر شدن آسونترین کار دنیا ست چندبار تکرارش کردم ک بتونم بفهمم که واقعا میشه افسار ذهنمو دستم بگیرم و لاغر بشم ،
تو این یکی دوسال تلاش کردم با ذهنم خیلی چیزا رو جذب کنم و حالا نوبت لاغریه و تمرکزم روی تناسب اندام
چه روش عالی برای رسیدن به هدف
کوچیک کردن مساله و منطقی شدن
بیام ببینم الان با شرایط الانم و آگاهی کمی که دارم در رابطه با لاغری با ذهن ،
چکار کنم آسون شه
راحت به دست بیاد
اول ورزش ، ک تو ذهنم بود ورزش خیلی کمکه ولی من قبلا تونستم بدون ورزشم کم کنم ، پس اگر قبل شده الانم میشه
دوم گرسنگی که تو هزار بار رژیمی که گرفتم گشنگی کشیدم و کم کردم برای همین سخت بود و ماندگار نبود
من چی میخوام
تناسب اندام عالی به راحتی و بدون گرسنگی
پس اگر تو این چند روزه راحت تونستم غذا بخورم و متوجه حس سیری بشم بازهم میتونم
راحت غذامو میخورم ، تا زمانی حس سیری پیدا کنم و از خورن لذت ببرم
حس خوبی که قبلا با خوردن نداشتم ولی الان دارم لذت میبرم و سیر هم میشم
راحت ب کارام میرسم ، احساس سبکی دارم و با احساس خوب از خوابم بیدار میشم
و این سناریو ۸ ساعت رو هم حتما تو ذهنم تکرارش میکنم خیلی کمک کرد
میدونم با استمرار وآگاهی بیشتر مسیر ساده ترم میشه چون من چند روزه تو این مسیر قدم برداشتم
خیلی سپاسگزارم بابت این فایل چون همش ازون روز میگفتم کاش صدای استادو ضبط میکردم خدایا شکرت که این موضوع رو رو سایت گذاشتید
خدا بهتون قوت بده استاد
سلام خدمت استاد عطار روشن بزرگوار و دوستان هم مسیر
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
اتفاقا من و همسرم به اتفاق دوستم و همسرش رفتیم هواخوری و بعد تصمیم گرفتیم کنار هم یه چای بخوریم
وقتی چای و کوکی کنارش رو آوردن تا شروع به خوردن کردم همسر دوستم گفت فاطمه چه غبغبی زده حسابی جنگ بهش ساخته، حالا هی بیفتین دنبال رژیم گفت و غش غش خندید
شاید قبلا بود حس بدی میگرفتم و هی دنبال توجیح کردن خودم که من مثلا غصه خوردنی چاق میشم ، من چند وقته ورزش نکردم و …
ولی خیلی ریلکس و راحت گفتم اتفاقا لاغری آسون ترین کار دنیاست و اصلا دنبال بحث رو نگرفتم و شروع کردم به لذت بردن از اون لحظه و خدا رو شکر کردم برای آرامشم برای آگاهیم
من سالهاست عادت دارم زود میخوابم و دیرترین زمان خوابم ساعت ۱۲ و شش ، هفت صبح هم بیدارم
صبح ناشتا یک لیوان اب ولرم روتین منه
من خانم خانه دار هستم و چون تو خونه تا عصر تنها هستم خیلی اهمیت نمیدادم هر وقت دست و پام میلرزید سریع برای خودم چیزی درست میکردم و با ولع میخوردم تا اون لرزش بدنم از بین بره
الان چند وقتی که تو این مسیر هستم نمیگم به کیفیت غذا خیلی اهمیت دادم نه ولی نظمش رو بهتر از قبل کردم
🌸 سناریو من برای رسیدن به اندام ایده آلم 🌸
اول نظم دادن به غذا خوردنم
زمانی که گرسنه ام اول یک لیوان آب بخورم
من عاشق کاپوچینو هستم و شاید روزی دو بار میخوردم اونم با بیسگوئیت اما چند وقتی هست که هفته ای یکبار کاپوچینو میخورم و مدیریتش کردم
کلا هله هوله خور نیستم حوصله ام که سر میرفت دنبال چیزی خوردن بودم با راهنمایی های شما وقتم رو میدم به فایل گوش کردن نوشتن و واقعا تاثیر گذاره
موقع غذا خوردنم آرام غذا میخورم و تلویزیون تماشا نمیکنم در صورتی که قبلا غذام رو با دیدن فیلم میخوردم
در طول روز آب خوردن رو بیشتر بهش اهمیت میدم و آلارم گذاشتم تا آب حتما بخورم کم پیش میاد من تشنه بشم
تجسم کردن در طول روز و شبانه روتین زندگی من شده
و گوش کردن هر روز یک فایل اونم چندین بار با جان و دل
خدا رو شاکرم برای یک روز دیگه برای زندگی
خدا رو شاکرم برای هدایت من به این دوره
خدا رو شاکرم برای توانایی
خدا رو شکر برای وجود استاد عطار روشن عزیز
خدا رو شکر برای شکر گذاری
خدا رو شکر زندگی با طعم اندام زیبا