🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاقها!
من و تو… و هر کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، به اندازهی همون سالها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍
رژیمهای سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوشهای عجیب، حتی روشهایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربیها! 😣⚡
گاهی اونقدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔
🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…
همهی اون تلاشها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞
اونجا بود که با خودمون زمزمه کردیم:
«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»
بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشکهامون شد همدم شبهامون 😢🕯️
🍃 و درست همون لحظه…
وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمیرسید، از ته دل گفتیم:
«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»
و انگار همون لحظهی تسلیم، همون لحظهای که دیگه به هیچکس و هیچچیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨
🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!
خودت بهتر میدونی چطوری رسیدی به این سایت…
شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖
✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…
داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.
با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری میکنی، هم ایمان و انگیزهت برای ادامه مسیر چند برابر میشه. 💫
وقتی داستان هدایت خودتو مینویسی و قصهی بقیه رو میخونی، میفهمی چطور خدا از راههای بیشمارش ما رو به سمت نجات میکشونه… 🌱
📣 منتظرم بخونم داستانت رو…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 256 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام .
داستان هدایت دوباره من به مسیر تناسب فکری .
من ۴ سال پیش با سایت تناسب فکری آشناشدم که داستان آن را بارها گفته ام اما این بار داستان دوباره هدایت شدنم را می گویم .
من پارسال به خاطر اینکه یکی از بچه ها نوشته های مرا به اسم خودش کپی کرد و در سایت گذاشت مطلبی نوشتم و به خاطر این کار از او ناراحت شدم . او حق کپی برداری به اسم خودش را نداشت من به شما اطلاع دادم برای اینکه حداقل یا این موضوع را گوشزد میکردید به دوستان و یا اینکه حداقل واکنشی نشان نمیدادید . اما شما بر عکس نوشته ی مرا ویرایش کردید و با لحن مودبانه در سایت گذاشتید .
این واکنش از نظر شما کار صحیحی بود و من بدون اینکه بخواهم چیزی بگویم اما دلخور شدم و رفتم .
رفتم به کارهای دیگر پرداختم .
درمان برای بچه دار شدن را آغاز کردم . عمل دوباره انجام دادم . در بیزینس بازاریابی شبکه ای مشغول به کار شدم و خلاصه خودم را سرگرم کردم تا اینجا را فراموش کنم .
اما نکته ی جالب اینکه من در هیچ کدام موفقیت چندانی حاصل نکردم .
یکسال هم در گروه باروری با ذهن بودم ولی نتیجه ای حاصل نکردم .
من در تمام موارد بالا با احساس عالی حرکت کردم اما حرکت من در ضمیر ناخوداگاهم نفوذ نکرد .
نمیگویم آن مسیرها غلط بودند چون بسیاری از افراد به نتایج عالی در همه ی این مسیرها میرسیدند .
اما برای من نتیجه بخش نبود در حالیکه با ایمان ۱۰۰ و احساس عالی هم حرکت کرده بودم .
در حالیکه اینجا من کاهش وزن ۲۰ کیلویی را تجربه کرده بودم .
فهمیدم من به تنهایی قادر به ادامه ی مسیر نیستم .
درسته که خدا با منه ولی وقتی تنها حرکت کنم اندیشه های شیطانی بر من غالب میشه . من اهداف زیادی دارم اما اطلاعاتی که از این اهداف در ذهن من است اطلاعاتیست که با این مسیرها همسو نمیشود .
مثلا در شغلم که مشاوره پوست و مو و فروش محصولات شرکت هست من در مشاوره دادن بسیار عالی هستم اما چون هیچ وقت فروشنده نبودم ذهن من مدام نبودن مشتری یا نداشتن پول و یا باورهای مانع فروش موفق را به من نشان میدهد .
خب این باورها نمیگذارند من به موفقیت در کارم برسم .
یا مثلا درمان ناباروری .
من هم از طریق ذهن عمل کردم هم از طریق درمان فیزیکی با احساس خوب و عالی ولی فعلا نتیجه مطلوب نگرفتم و حتی نتیجه عکس گرفتم .
خب اینجا هم هنوز باورهای ناشناخته ای دارم مثلا ایمان نداشتن به خود و نتوانستن و هر چقدر هم بیشتر اقدام کردم باورهای نا باروری من قویتر شد .
برای همین تصمیم گرفتم خودم را بپذیرم و رها کنم .
وقتی که تسلیم شدم و همه ی نتیجه ها را رها کردم باز هم دیدم ته دلم مرا به اینجا فرا میخواند .
چون من از اینجا نتیجه دیدم .
اکنون مثل ۴ سال پیش امید و انگیزه ی فراوان ندارم .
اما ایمان دارم . ایمان دارم که وقتی روی ذهنم کار کنم و فقط در مسیرم استمرار داشته باشم و تمارینم را با عشق و اشتیاق انجام دهم قطعا محتویات ذهن من تغییر می کند و خودبخود من به تمام اهدافم میرسم .
گرچه من از این دوره حتی انتظار لاغرتر شدن را هم ندارم چه برسد به کسب درامد و یا بچه دار شدن .
اما ایمان دارم که این مسیر صراط مستقیم است و وقتی با اطمینان و احساس یگانگی در این مسیر حرکت کنم کم کم آنچه که در ذهنم است تغییر می کند .
من فقط و فقط برای تغییر مسیر ذهنی ام اینجا برگشتم . چون اینجا برای من خانه ی خداست . خدایی که اولین بار در ۴ سال پیش در اوج حال بد و چاقی ام به این مسیر فراخواند اکنون نیز دوباره به این مسیر فراخوانده .
نمیدانم به چه خواهم رسید .
من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست .
همین که اینجا مینویسم و حالم خوبه برام کافیه .
در مسیر درست که باشم نتایج خودبخود پدیدار میشن .
نتایج نشانه ی هر مسیر است . پدیده های بیرونی به ما نشان میدهند مسیر حرکتمان درست است یا غلط .
پس من اینجا حرکت میکنم . و حرکت دوباره ام را با عشق واشتیاق به خود مسیر آغاز می کنم و حال خوبم برایم کافیست . حال خوب هم که خداست . و خدا برایم کافیست .
الیس الله کاف بعبده .
آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟
بله کافیست .
خداوند خودش آرام و اهسته تمام محتویات ذهن مرا پاکسازی میکند و مسیر حرکت مرا تغییر می دهد .
خدایا شکرت .
خدایا ممنونم که دوباره مرا به سمت راه تناسب فکری هدایت کردی تا با ذخیره ی اطلاعات صحیح دوباره به آرامش برسم
خدایا از تو ممنونم که بار دیگر مرا به راه راست هدایت کردی . راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه راه گمراهان .
خدایا از تو سپاسگزارم بابت هدایت دوباره ام .
نشان های دریافت شده
سلام و درود فاطمه سادات عزیز
بنده شب یلدا سال ۹۸با این سایت آشنا شدم و اون زمان ،دیدگاههای شما را می خوندم و خیلی لذت می بردم (:
ولی بعد از مدتی دیدگاهی ثبت نکردین؟؟!!
ولی در ذهن من بودید و وقتی اخیرأ دوباره دیدگاه را ثبت کردین از روی نام و البته تصویرتون شناختی در ذهنم حاصل شد و بسیار خوشحال شدم و شوق داشتم نوشته شما را بخونم.
تنها چیزی که از موضوع کپی در این مدت فعال بودنم در سایت می دانم ،در یک زمانی استاد حراست سایت را فعال کرده بودند که هیچ فردی نمی توانست حتی نوشته های خودش را به دلایلی که نمی دانم ،کپی کند !….
نکته فوق العاده ای را برام پیام کردین این که به تنهایی نمی شود مسیر را ادامه داد ،چون افکار منفی بر ما غالب می شوند….. مرسی دوست خوبم.
و اما همه ما در مسیر زندگیمون تجربه های فراوان داریم ولی قشنگی داستان اینه که ..همه چیز به نفع ماست .
حتی خواسته های ما همان اسباب بازی هایی هستند که ما را به اصل و حقیقت وجودی خویش،هدایت می کنند …
شاید باید به معنای واقعی پذیرش خود برسیم اینکه من هم اکنون انتخاب شده ام که زنده باشم و هستم .
و خداوند امید هیییییییچ امیدواری را ناامید نمی کند .
همواره دل آرام و دریادل باشید.
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم ممنون از تک تک کلماتتون . چقدر بهم انرژی دادید .
ممنون که آرام و صبور راهنماییم کردید . متشکرم . به هر حال دیگه اون اتفاق رو فراموش کردم . اگه حرفی به دل میشبنه قطعا گوینده اش خداست . پس حرف من نیست . اگه هم ازش کپی میشه از خدا کپی کرده شده و همه ی این عالم کپی شده ی خدا هستند پس دیگه بخشیدمش رو و خودم رو از میان برداشتم و دوباره برگشتم
خدارو شکر که دوستان خوبی چون شما دارم .
خدارو شکر بابت حضور شما عزیزانم
نشان های دریافت شده
سلام سادات عزیزم
در مورد بازاریابی شبکه ای به نظرم مسیر درستی انتخاب نکردید. من هم چند سال بود با پیشنهادات زیادی رو به رو شدم ولی اصلا حس خوبی به این کار و روش عضو گیری وفروش محصول نداشتم .خواهرم چند ساله درین کار هست و در حال درجا زدن تا حالا چندین شرکت عوض کرده دوتاش کلا تعلیق شده ولی دوباره سراغ شرکت دیگه رفته منم قبل عید به اصرار خواهرم محصولاتشون رو خریدم و استفاده کردم وکار فروش رو آغاز کردم ولی از همون اول حالم وحسم بد بود خدای درونم بهم میگفت مسیر اشتباه هست ولی من چون فکر میکردم اول کار هست و اول هر کاری سخته منفی بافم داره منو میترسونه و حالم رو بد میکنه در حالی که فرشته درونم بود ومنو از ادامه کار منصرف میکرد.
شرکت بعد ورود من یک ماه طول نکشید تعلیق شد و مدیرعامل هاشون زندان رفتن ومن موندم ومحصولات بی کیفیت که هیچ اثری از اونها ندیدم. .
وقیمتها خیلی گرون بودند و کسی بابت اونها حاضر به پرداخت بها نبود درسته من خرید زیادی انجام ندادم ولی توی روحیه ام تاثیر خیلی بدی گذاشت من دو سه ماه تمرکزم رو از دست دادم وحالم به شدت بد شد .
کلا این شرکتها وبازار یابهاشون سرشار از انرژی منفی هستند همه حرفهاشون و تبلیغاتشون دروغ هست فقط برای فروش تبلیغ میکنند.
شرکت بابت این فروش محصولات بی کیفیت به اونها پورسانت میده واین اصلا منصفانه نیست هم گرون میخری هم نتیجه نمیده اثر گذار نیست محصولات
وهم بازاریاب ها درین وسط محصولات شرکت رو با هزار زحمت به فروش میرسونن وهمه سود برای روسای شرکت هست یعنی برای اونها حمالی میکنن .
سالهاست خواهرم با اینکه پرستار هست یه کیف دستی همراهش هست و داره محصولات شرکت رو باخودش این ور اون ور میبره وخرده فروشی میکنه وبعد شیفت در جلسات آنلاین هستن و وقت برای خودش اصلا نداره خواب درست حسابی نداره
نمیدونید چقدر من درین چند ماه احساس پیری و زشتی کردم اینقدر که درین جلسات میگن اگر این کرم رو نخری استفاده نکنی پوستت چروک میشه پیر میشه لک میشه موهات اینطور میشن کلا به آدم حس منفی میدن وحس پیری وزشتی به آدم القا میکنن
ومن سالهاس پولهایی که به زحمت جمع کردم برای خرید از محصولاتی که خواهرم توشرکتشون بوده هزینه کردم و هیچ تغییری در صورت وموهام مشاهده نکردم من با اون پولها میتونستم بهترین محصولات وبرند های مطرح رو خرید کنم .
با این شرکتها شما به جایی نمیرسید هر اسمی باشه چون پایه شون بر صداقت و درستی نیست .
من حالم تازه خوب شده افسرده شده بودم بااین کار
تازه خواهرم بعد تعلیق شرکت دو ساعت طول نکشید رفت شرکت دیگه و درحالی میگفت این بهترین شرکت در ایران هست و هنوز شرکت پورسانت شون رو نداده ودر دادگاه هستن وبا من قهر هست چون من وارد شرکت جدید شون نشدم .
خواهرانه میگم هر چه زودتر ازین شرکتهای قلابی بیایید بیرون این شرکتها سرابه فقط
من قبل عید در حالت روحی خوبی نبودم که وارد این شرکتها شدم واز مسیر خارج شده بودم شما هم با این تفاسیر وارد فاز منفی شدید که ازین سایت خارج شدین و وارد مسیر اشتباه شدید .
و نکته آخر این ها هم به قول استاد مثل سایتهای قمار هستن که روسای سایت ها چند تاشون رو ساپورت میکنه و مردم رو فریب میدن که ببینید اینها از شرط بندی ازاین سایت به
این وضع مالی رسیدن دقیقا برای بازاریاب های شبکه ای هم اینطوره چند تا شون رو حمایت میکنن بعد تو بوق و کرنا میکنن ببیند این از کار فروش به اینجا رسیده همهشون همینن باور کنید
شاید باور نکنید الآن چون ذهن این افراد رو با وعده های پوچ وتوخالی پر کردن ولی بعد این که درسهاتون رو گرفتین جهان خودش شما رو ازین شرکتها جدا خواهد کرد خواهرم هنوز به اندازه کافی تنبیه نشده قبول نمیکنه این شرکتها آینده نداره و پول این شرکتها برکت نداره
نشان های دریافت شده
ممنون از راهنماییهای جامع و کاملتون . عزیزم من خیلی خوب تحقیق کردم بعد وارد این کار شدم .
الان در دانشگاه تا مدرک فوق لیسانس این بیزینس داره تدریس میشه .
به نظر من بهترین روش پولدار شدنه .
چون تو تنها حرکت نمیکنی . با تیم حرکت می کنی . اونا رو رشد میدی و اونا هم تو رو رشد میدن .
من دست خدا رو در این بیزینس میبینم .
منتها باید فروشندگیت خوب باشه در مورد محصولات هم خودم شخصا استفاده کردم و عالی بوده .
۳ ماهه واردش شدم اما میبینم چطور همه در حال انرژی مثبت دادن هستن . من شرکتهای دیگه رو خیلی نپسندیدم اما این شرکت رو خوشم اومد . این شرکت بیش از ۱۰۰ سال سابقه ی کار داره . پدر بزرگ مدیر عامل فعلی اولین بار در ایران صاحب این کسب و کار بود البته اون زمان بازاریابی شبکه ای نبود .
اما در کل من با شناخت کافی رفتم الان نفر قبل من این ماه ۲۰۰ میلیون درامدشو زد و نفر بالاییش ۱ میلیارد . چون تیم فروششون گسترده است آموزش دارن .
منم تازه کارم به مرور تیم سازی می کنم و به امید خدا با نگرش درست قطعا منم مثل این عزیزان موفق میشم .
چون شرکت پایه و اساس داره بهش مطمئنم . فقط چون خودم تا حالا فروشندگی نکردم برام سخته ولی میتونم تیمم رو آموزش بدم و شرکت بابت آموزش بهم پورسانت میده .
من نظر مثبتی به این بیزینس دارم چون همه سود میبرن نه فقط بالاسریها اینجوری نیست که تو بفروشی سودت فقط برسه به بالاسریها .
تو خودت میتونی تیم فروش داشته باشی . خودت میتونی مدیر بشی و شرکت هم بابت فروش و هم بابت اموزش افرادی که میاری بهت پورسانت میده .
چون دارم میبینم افراد سازمان رو .
با هم در یه گروهیم اونقدر انرژیشون مثبته که خدا می دونه من فقط حامی ندارم فعلا . یعنی خانواده ام هیچ درکی از این بیزینس و کار ذهنی ندارن .
اما این بیزینس رو به گسترده شدنه . همسو با قوانین آفرینشه .
تو روز به روز میتونی پیشرفت کنی . در جا زدن نداره .
کار تیمیه .
دست خدا هم با جماعته و بازم میگم در جمع بودن و حرکت کردن بهتر میتونه مارو موفق کنه .
اما من باورهای پولسازیم ضعیفه تا حالا اینجوری کار نکردم ولی کم کم باورهامو قوی می کنم و تیم فروش تشکیل میدم .تیمهایی که اونها هم تیم داشته باشن که بتونند اونا هم پیشرفت کنند .
همه با هم رشد می کنیم و همه با هم پولدار میشیم و منم مثل همکارام شایدم بهتر از اونا عمل کنم چون این بیزینس رو درک کردم از همه چیش راضی ام . هیچ هزینه اولیه نمیخواد . کلاهبرداری نیست . محصولاتش رو خودم استفاده کردم و عالی بودن . من فقط قدرت فروشم رو باید تقویت کنم و قدرت تیم سازیم رو .
الان همین محصولات رو کلی از همکارام دارن میلیون میلیون میفروشن . منم به امید خدا باورهام که اصلاح بشه موفق میشم چون تازه شروع کردم . لیدرم میگفت بازم نسبت به خیلیها بهتر عمل کردی . من فقط باورهای مانع دارم که لازمه بیشتر در این بیزینس بمونم تا اونا هم برطرف بشه .
ممنون از اطلاعاتی که بهم دادین ولی من همه ی اینارو تحقیق کردم بعد وارد کار شدم . ممنون که نگرانم بودید و خواهرانه راهنماییم کردید .
خوشحالم که در کنار دوستان دلسوزی مثل شما هستم .
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
خواهش میکنم عزیزم;
براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم
نشان های دریافت شده
ممنون عزیزم همچنین .
سلام و درود
از اینکه در سرزمین لاغرها همراه من و دیگر دوستان هستید خوشحالم
درباره نوشته های سایت اگر دوستی درباره شخص بنده هر نظری داشته و ثبت کند هرگز آن دیدگاه اصلاح یا حذف نخواهد شد اما اگر دیدگاه خطاب به دوست دیگر باشد حتما اصلاح و بعد منتظر می شود
عقیده من این است که سرزمین لاغرها محل امنی است برای افرادی که سالها از چاقی و اشتباهات ذهنی آسیب دیده اند بنابراین شایسته نیست به شکل های دیگری به یکدیگر آسیب وارد کنیم.
در مورد کپی کردن نوشته اتفاقا باید خوشحال باشید این نشان از ارزش و کیفیت محتوای شماست و فردی که کپی می کند در آن لحظه به دنبال تجربه احساس بهتر است و نوشته شما به او کمک می کند این احساس ناپایدار را تجربه کند و البته برای او دعا کنیم که به خود و توانمندی هایش در نوشتن باور و ایمان پیدا کند.
این عبارت در نوشته شما عالی است: (درسته که خدا با منه ولی وقتی تنها حرکت کنم اندیشه های شیطانی بر من غالب میشه)
دقیقا درسته
با هم بودن احساس امنیت و پایداری در ما ایجاد می کنه و به همین دلیل نه تنها انسانها بلکه بسیاری از موجودات به شکل گروهی زندگی می کنند
وقتی در بین افرادی که همفکر و هم احساس خودت هستند حرکت کنی قطعا احساس امنیت و تسلط بیشتری بر نجوای ذهنی خواهی داشت.
و نکته آخر:
در زمان گمراهی پاداش ها اندک و خطاها ناچیز شمره می شوند اما وقتی هدایت انجام شود و از سوی بنده پذیرفته شود پاداش ها عظیم و خطاها ناچیز شمرده می شوند اما اگر بنده از مسیر هدایت خارج گردد نه تنها پاداش ها اندک خواهد شد بلکه خطاها بزرگ شمرده می شوند
موفق باشید
سلام و درود به استاد عزیز و همه ی همراهان در دوره تناسب فکری
من با این دوره حدود 4سال پیش آشنا شدم اون موقع تازه با رژیم متناسب شده بودم ولی همش نگران این بودم که دوباره برگردم به وزن قبل ،چون همیشه وقتی رژیم میگرفتم میدونستم که کار اساسی نکردم و فقط برای یه مدت جلوی خودم رو گرفتم و از چیزایی که دوست داشتم گذشتم تا به وزن ایده آلم برسم .
زمانیکه این دوره به من معرفی شد هزینه دوره 200 تومن بود و پرداخت این هزینه برای من خیلی مشکل بود لذا شرکت نکردم و مدتی به فایلهای رایگان استاد گوش دادم و اتفاقا در این مدت بدون هیچ زجر و سختی 3 کیلو وزن کم کردم ،و اونجا بود که مطمئن شدم این همون راهی هست که من میخوام برای متناسب شدن .
بعد از اون گذشت و من همیشه میگفتم من بالاخره در این دوره شرکت خواهم کرد و از این طریق به تناسب خواهم رسید .و از اون به بعد با اینکه به وزن قبلم برگشته بودم ولی هیچ رژیمی رو امتحان نکردم .
به لطف خدا روز تولدم به شیوه ایی شگفت انگیز هزینه این دوره برای من جور شد و من این هزینه را پرداخت کردم و الان با اشتیاق منتظر شنبه هستم که بیاد و من دوره ام رو شروع کنم .
خدا رو سپاسگزارم که در روز تولدم فرصت تولدی دیگر به من داد.
میدونم که اینبار که متولد شدم دیگه هیچ وقت با حسرت تناسب اندام وحسرت پوشیدن لباسهای زیبا در هر سایز و رنگی و مشکلات جسمی و روحی که به واسطه چاقی برام به وجود آمده زندگی نخواهم کرد .
خدایا سپاسگزارم ،خدایاسپاسگزارم ،خدایا سپاسگزارم .😍😍😍
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان
سلام
صبح جمعه همگی بخیر وشادی
استاد جان ،اومدم با کلی خبر خوب وویژه
امروز بعد از مدت ها نفس راحتی میکشم وبه لطف خدای مهربان آرامش نسبی خوبی برزندگی من حکم فرما شد
من به حدی درگیر مسائل ومشکلات زندگیم بودم که نه تنها تمرکز من گرفته شده بود بلکه از زندگی هم شاکی بودم
اما معجزه درزندگی من اتفاق افتاد
میخوام داستان هدایت جدیدمو بنویسم که اینم دسته کمی از معجزه نداره
چند ماهیه که میخوام برگردم به سایت وبیاموزمو وبیاموزم اما نمیشد
خوب یادمه که با وجود اینکه خوب میدونستم نباید به شما ایمیل بزنم وشکایت کنم از وضعیتم ولی مستاصل شده بودم
بعد از دریافت ایمیل پرمهر شما تلنگری درروحم زده شد
که هیییی دختر کجا داری میری
تو که اینهمه نتیجه خوب گرفته بودی
چرا اینجا وسط بیابان سردرگمی چی کار میکنی
من تازه فهمیدم چقدر رابطم با خدا مشکل داره
چقدر احتیاج دارم کار کنم روش
برای همینم گفتم تا این حال خراب درست نکنم آروم نمیشینم
صاحب خونه قیمت عجیب غریبی اضافه کرده بود روی خونمون
همسرم دچار زخم گوارشی بدی شده بود
خودم افسرده شده بودم
کلی بدهی وقرض
بدون ماشین واحساس مریضی دائم میکردم
وخسته ونالان
به خودم گفتم تا کی ادامه بدم این وضع استاد به من گفتن نگاهتو عوض کن همه چیز درست میشه
واین بود که شروع کردم به خواستن رویاهای خواستنیم
وهر صبح میگفتم خدادرستش میکنه خدابزرگه
وخدادرستش کرد
واقعا درستش کرد
مادرم به طور کاملا اتفاقی از مشهور ترین پروفسور گوارش ایران وقت گرفت وبا مبلغ ناچیزی همسرم عمل شد
درکمال ناباوری الان سلامتی خیلی خوبی رو تجربه میکنه
درهمین حین مادرم ماشینشو دراختیار ما قرار داد وگفت دستتون باشه
واما معجزه واقعی این شد که یه وام خیلی خوب با سود بسیار پایین پدرم برامون تونست بگیره
والان خونه داریم درتهران به لطف خدای مهربان وپدرومادرم که نیمیشو ما پرداخت کردیم ونیمیشم مادروپدرم
خونمون خیلی خوب دلباز نور وهوای خوبی داره
پارکینگ داره انباری داره وکوچه خلوت ودنج
همراه با دسترس عالی به وسایل نقلیه عمومی درکوتاه ترین زمان ممکن
درسته که امسالم مستاجرم اما چون سال دیگه میرم خونه خودم خیلی خوشحالم
دراوج ناباوری تمام بدهی های معوقمون دادیم اصلا نمیدونم چطور
ودیروز همسرم برام یه دستبند بزرگ ویک انگشتر بزرگ طلا برای کادو تولدم خرید
یعنی درپوست خودم نمیگنجم
یعنی بانکم میزدیم اینهمه خوشبختی سرازیر زندگیمون نمیشد 😅
که خدای مهربون همه چیزو درست کرد وخوشی وخوشبختی ریخت وسط زندگی من
دیروز خانم مسنی داخل طلا فروشی به من گفت آفرین به این مرد که اینهمه طلا خرید برای خانومش
استاد من همه چیزمو از دست داده بودم همه طلاهامو
ماشینمون حتی دوتا خونه تو کرج داشتیم که اونارم از دست داده بودیم
ولی الان خدا داره همشو برمیگردونه
چند روز پیش همسرم گفت میخوای ببرمت عمل بای پس کنم راحت بشی
خیلی تحقیق کردم یاد حرف شما افتادم استاد که
آخه چه تضمینی میدن بهتون که لاغر بشین واصلا لاغر بمونید
وقتی همسرم گفت اگه با روش استاد لاغر نشدی چی
گفتم چه تضمینی وجود داره با عمل لاغر شم واز همه بدتر لاغر بمونم
یعنی الان خاله خودم اسلیو کرده
بعد دوسال از قبلشم چاق تر شده
حالا چون معدش کوچیک شده غذا نمیتونه بخوره
اما مثل هیولا رو آورده به شکلات وشیرینی
وجوری چاق شده که ترسناک شده
اصن میبینمش غصم میشه وخونشون سعی میکنم نرم خیلی مواقع از بس که غصم میشه
یعنی با خودم گفتم ببین عزیز من
دقیقا دوسال پیش تو وخالت باهم شروع کردین
اون الان یه بدن ناقص شده وآسیب دیده داره وروان بسیار داغون
وتو خب تمرکز نکردی روی این دوره
مشکلاتتو الویت گذاشتی
همون جایی
البته با تغییرات مثبت دردیدگاه وآرامش بیشتر واعتماد به نفس بیشتر
وهمینطور دوستی با خدای خودت
وحل همه مشکلاتم
یعنی استاد الان دقیقا قدرتون میدونم
قبلا بعضی موقع ها میشد خودمو مجبور میکردم فایل گوش کنم وهمراه بازی میدیدم فایل هارو
اما الان تصمیم جدیدی گرفتم وبه لطف خدا وشما استاد دوباره اومدم درمسیر
واینبار میخوام باهمه وجودم دراین راه باشم ونهایت استفاده رو ببرم
اگه همه اتفاقاتی که برای من افتاده معجزه نیست پس چیه
قسم به خود خدا که خود معجزست وحتی بالاتر
احساس شوق میکنم
احساس خوشی
احساس خوشبختی
وبرای همه دوستان عزیزم وهمراهان تناسب فکریم
بهترین ها رو خواستارم
از خدای بسیار مهربانم طلب میکنم که بی حساب وکتاب به همه عزیزان اینجا ببخشه وهمه این حس زیبای منو تجربه کنن وهمینطور بهترین ها رو برای شما استاد بسیار گرانقدر خودم خواستارم
وواقعا آرزو میکنم از اعماق وجودم به هر چی میخواین درزندگی برسید وهمیشه خانوادتون همسر عزیزتون وفرزندان گلتون درپناه خدای مهربان باشن وهر لحظه خوشبختی وشادی وسلامتیتون درکنار هم مضاعف بشه
خداروشکر که به راه راست هدایت شدم
سلام.
داستان هدایت من تماما در یک کلمه خلاصه میشه استیصال و نا امیدی مطلق.
من بارها وزن کم کردم و عالی شدم ولی در روزهای سخت زندگی مشغول پرخوری شدم و چاقی مهمان ناخوانده ی بدن من شد . و مشکلات بسیار زیادی در روابطم ایجاد کرد و احساس بسیار بدی به خودم و زندگیم داشتم. احساس نفرت. احساس ناتوانی. هر بار برنامه لاغری رو شروع میکردم زودتر شکست میخوردم. یک شب با نا امیدی کلمه لاغری رو سرچ کردم و این سایت سحر آمیز رو دیدم. خدا صدای من رو شنیده بود. مدتی در دوره رایگان تمرین کردم تا تصمیم گرفتم که زندگیم رو متحول کنم. لاغر شدن برای من پایان مسیر نبست. شروع یک زندگی جدید خواهد بود و میدانم که این پیروزی در تمام زندگی من تاثیری سحر آمیز خواهد داشت. منتظر شگفتیها هستم و سپاسگزار خداوندم.
یک سوال هم دارم اینکه آیا امکانش هست ادرس ایمیل من در بالای دیدگاه نمایش داده نشود؟
سلام و درود
شما برای پروفایل خود نام نمایشی تنظیم کردید و فقط این نام در بالای دیدگاه ها نمایش داده می شه و آدرس ایمیل نمایش داده نمیشود
نشان های دریافت شده
سلام استاد ،
دوستانی هستن که به جای نام خودشون از ایمیلشون استفاده کردن …و من اینو بارها دیدم …. آیا میشه از طریق همین ایمیل براشون مستقل از سایت پیامی که قابل دریافت باشه براشون فرستاد ؟.
تشکر از پاسخ شما
سلام و درود
ارتباط با اعضای سایت فقط از طریق بخش دیدگاه باید انجام شود این از قوانین حفظ حریم خصوصی اعضای سایت می باشد.
نشان های دریافت شده
سلام و درود محظر استاد گرامی
بله اینو به عنوان یک اصل خیلی وقته ازش مطلع ام ….
ممنون از پاسخ…..
سپاسگزارم استاد
سلام استاد عزیزم و همراهان لاغری با ذهن
من فرشته هستم و خوشحالم که خداوند منو به ای مسیر هدایت کرد .
داستان چاقی من ،از بچگی هام که بچه تپل و خوشگل خانواده پرجمعیت و فامیل بودم شروع می شه ،بقول معروف لپ کشانی ،اما کم کم که بزرگ می شدم ،احساس می کردم که خانواده از اشتهای زیاد من شاکی هستن .یادم میاد که رو شاخش بود ماهی یه بار من دچار سوءهاضمه و گلاب به روتون اسهال و استفراغ می شدم که در واقع بخاطر پرخوریهاو فشارهایی بود که بخودم میاوردم .
به سن بلوغ که رسیدم و علاقمند به پوشیدن لباسهای زیبا و خودنمایی و این حرفا شدم ،نمی تونستم لباسای مورد علاقم رو بپوشم و همیشه از تیپم خجالت می کشبدم و دوست داشتم خوشتیپ تر باشم .
تابستونا می رفتم باشگاه و و رژیمی هم می گرفتم که با شکست مواجه می شد .وارد دبیرستان که شدم اون احساس بی حالی و کرختی رو در خودم عامل مزاحمت برا درس خوندن و موفقیتم پیدا کردم ،بدکتر که مراجعه کردم ،یه سری قرص ویتامین و اینجور چیزا بهم داد . اما من خودم می دونستم تمام کرختیها و افسردگیها و نداشتن تمرکز تو درس خوندن مال این پرخوریها بود ،الان که فکر می کنم اگر من این عادت بد رو نداشتم ،چقدر تو درس خودنم موفق تر می شدم و شرایط ایده ئال تری داشتم ،چون من بگفته ی دورو بریهام خیلی بچه باهوشی بودم ،اما موانع جسمیم نگذاشت تمرکز کامل داشته باشم رو درس خوندن و پیشرفتم .
با این حال دانشگاه علم و صنعت قبول شدم و ادامه تحصیلمو با هربدبختی انجام داد م،راستی من با قبولی تو کنکور، تشکیل خانواده هم دادم ،من اون موقع ها ،بخاطر شرایط روحی و جسمی بدم ،عامل بدبختیهام رو به بیرون از خودم نسبت می دادم و چون تو خونمون آرامش ذهنی نداشتم ،تصمیم گرفتم ازدواج کنم .بعد از ازدواجم هم که دیگه بچه دارشدم و سر پسرم ۹۵ کیلو شدم بخاطر توصیه های غلط که بخور !شیرت زیاد بشه ،،خلاصه رفتم پیش یکی از دکترهای معروف رژیم و ۱۰ کیلو کم کردم ،خوشحال بودم ،که یهو خدا دخترمون رو بهمون داد و دوباره اضافه وزن و این حرفا ،در تمام این دوران ،بی حالی و ضعف و افسردگی هم همراه من بود ،ومن نا امیدانه مثل کسی که وزنه های ۱۰۰ کیلویی بهش وصله ،خودمو تو زندگی می کشوندم و لحظه شماری می کردم بچه ها بزرگ بشن ،الحمدلله بچه ها که بزرگ می شدن ،من هم فراغت بیشتری پیدا می کردم برا رفتن به باشگاه ،سال ۹۰ رژیم بدون قند و شکر گرفتم و به ۷۰ هم رسیدم ،همزمان باشگاه هم می رفتم .اما دوباره دیری نپایید که بازهم به وزن سابقم برگشتم .وبعد ازون از سال ۹۷
درگیر بیماری خود ایمنی شدم و اثرات بدی در روح و روانم گذاشت و استفاده از داروهای کورتون رو هم عامل چاقیم می دونستم و بعد از استفاد از فایلهای رایگان استاد فهمیدم که قرصهای کورتون خیلی اثر گزار نیست در چاقیم ،الان الحمدلله بهد از گذروندن دوره های متعدد حالم بهتره ،البته بگم هیچ کدوم از دوره ها اینطور به هنر جو بها داده نمی شه ،من دوره های روانشناسی و مذهبی رایگان و گرونتر از این دوره گذروندم که آدمهای سرشناس لیدرش بودن ،اما تو هیچ کدوم امکان ارتباط مستقیم با استادرو نداشتیم و همشون واسطه داشتن ،تو اینجا استاد ،پدرانه به هرسوال ما پاسخ می دن ،برامون وقت می ذارن ،نوشته هامون رو می خونن ،خلاصه از منبع انرژیشون می تونیم بطور مستقیم بهره بگیریم ،این خوبه و بهش می شه گفت رابطه مراد و مریدی ،
من عاشق نوشتنم و استاد هم مرتب می گن بنویس و همین خیلی لذت بخشه .من ایمان دارم که این دفعه نتیجه می گیرم و خدا رو شاکرم که بالاخره جواب دعاهام رو داد و منو به این مسیر هدایت کرد ،بامید موفقیت روزافزون برای اعضای این مسیر .
نشان های دریافت شده
سلام دوستان عزیز و استاد گرامی
منم چند روزه دوره تکرارم تموم شده قبل ازین که دوره تکرارم تموم بشه حسم میگفت بیا بعدش رایگان شروع کن منم از پریروز شروع کردم امروز تمرین انشای لاغری رو انجام دادم وخیلی حس خوبی برام داشت .
من داستان هدایتم رو یکبار نوشتم ولی باز به طور خلاصه می نویسم
من اواخر سال 96با قانون جذب از طریق دختر دایی همسرم آشنا شدم و وارد گروه یکی از شاگردان اساتید بزرگ شدم اولش هیچ آشنایی با هیچ کدام ازاز اساتید نداشتم ولی رفته رفته کمابیش اساتید مطرح رو شناختم.
نمیدونید چه احساسات عالی و اتفاقات عالی رو اون موقع تجربه کردم .من سالها دنبال حقیقت در کلام عارفان ادبیات بودم ولی روحم را ارضا نکرد شعرها ومتنهای عارفان . دنبال خدا بودم ولی پیدا نمیکردم همیشه آرزو داشتم مرید استادی باشم وطی طریقت کنم
تااینکه به آرزوی خود رسیدم واقعا بهترین روزهای عمرم را تجربه کردم سال اول آشنایی ام وموفقیت در همه جنبه ها حتی لاغری را هم تجربه کردم با استفاده از عبارات تاکیدی که خودم درست کرده بودم . همه چیز عوض شده بود در دنیای شگفت انگیزی شده بودم .
میخواستم ثروتمند باشم وارد دوره ثروت یکی از اساتید جوان شدم و شروع کردم همش دنبال نتیجه فوری بودم میخواستم شش ماهه پولدار بشم ولی نشدم دیگر آن احساسات قبلی را نداشتم نامید بودم بازهم چاق هم شده بودم
دنبال روش لاغری ذهنی بودم خدا خدا میکردم کاش یک نفر پیدا میشد لاغری با ذهن را هم بلد باشد اساتید بزرگ لاغری را با قانون جذب کار نکرده بودند فقط ثروت بود وروابط و اعتماد به نفس
تا اینکه به طرز شگفت انگیزی وارد گروه تلگرامی تالار مجلل لاغری استاد شدم واقعا خوشحال بودم رفتم سایت مطالب دوره رایگان رو موبه مو نوشتم گوش دادم تغییرات رفتاری عالی داشتم غذایم کم شده بود ولی چون دوره رو نتونستم تهیه کنم رها کردم تا با کمک دوره ثروت پول دوره رو بسازم .
دوسالی طول کشید درین مدت من چاقتر شدم دیگه از خودم متنفر بودم از رفتارهای اشتباه م نگاهی به پول پس اندازم کردم دیدم دقیق مبلغ دوره هست استاد دوره گفته بودن به پول پس انداز اصلا نباید دست بزنی چون مرغ تخم طلاست و باید سرمایه گذاری کنی
ولی من این پول را به راهنمائی استاد عزیزم روی خودم سرمایه گذاری کردم و دوسال هست دوره رو دارم و انصافا به نظر خودم کوتاهی های زیادی داشتم ولی از نتایج آن خیلی راضیم .
وبعد از چند سال میخوام دوره رایگان رو استارت بزنم به یاد چند سال قبل
واقعا اشتیاق با آدم چه کارها میکنه اعتراف میکنم اشتیاق سال اول رو ندارم چون همه چیز بعد یه مدت برای ما عادی میشه دیگه شگفت زده نمی شیم و این خوب نیس باید این اشتیاق حفظ بشه وقدر بدونیم آگاهی ها رو
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت شما الهام خانم عزیز
من خودمم گرفتار این عدم اشتیاق شده بودم
ومیدونید متوجه چه موضوعی شدم
نداشتن الویت لاغر شدن برای من
مدتی بود که بینهایت درگیر مشکلات زندگی بودم به طوری که روی خواب خوراک واعصاب من اثر سو گذاشته بود
من متوجه شدم دراین برهه از زندگیم تنها حل مسائلم الویت هست وبس
پس دوره رایگان زندگی با طعم خدارو شروع کردم وشروع کردم به کسب آرامش وتوکل به خداوند
وهمینطور دوره تغییر زندگی رایگانم خیلی عالی بود
خلاصه که این شد که به لطف کرم وبزرگی بیپایانش
کوهی از مشکلات از دوشم برداشته شد وتلاش هام جواب داد
والان دیدم حالا چی الویت منه
لاغری چون دیگه تحمل دردهای بدنی
ومشکلات چاقی رو ندارم
وظیفه خودم دونستم بهتون این موضوع بگم انشالله که راهگشا باشد
درپناه خداوموفقیت ها وتناسب اندام روزافزون
سلام استاد.من ۳۴ سالمه .از نوجوونی تجربه چاقی دارم اما در ایام اپیدمی کرونا ماجرای چاقی من تبدیل شد به یه بن بست .قبل از عقدم ده کیلو کم کردم و به وزن ایده الم رسیدم .بعد از زایمانم هم بیست کیلو کم کردم و نرمال شدم .اما این بار نتونستم .اراده م مختل شده بود .دلایل چاقیم فک میکنم میتونه ژنتیک باشه و تنبلی تخمدان و مصرف قرص هورمونی .و پرخوری عصبی .البته زیاد حرف زدن در مورد چاقی هم میتونه کانون توجه منو سمی کرده باشه .باورام اشتباهه و احساس درماندگی دارم .هزینه ی خرید دوره رو ندارم امیدوارم با دوره رایگان جواب بگیرم .سپاسگزارم از شما .
نشان های دریافت شده
اینجا هستم چون میخوام داستان هدایتمو بنویسم.
خیلی ساده هست…
روزهاست که عشق فریاد میزنه دوره رو از اول شروع کن و انجام بده
جزوه رو دادم چاپ کردن
دورهی تکرارو نیمه کاره رها کردم چون قلبم منو به اینجا هدایت کرده
عشق میگه همین الان شروع کن و من در حال عمل کردن به راهنمایی اونم. تقریبا هر روز ازش میخوام که با من بلند صحبت کنه تا ندای اونو از بقیهی صداهای درونم تشخیص بدم و به اونچه بهم میگه عمل کنم تا از کوتاهترین مسیر به هدفهام برسم. صدایی درونم فریاد میزنه همین الان قدم شروع رو بردار ، مهم نیست که دیگه شب شده ، که روز تعطیله، که شنبه بوده و تو روز اول رو انجام ندادی… مهم اینه که همین الان درست زمانی که حس میکنی وقتشه قدم در سرزمین لاغری میذاری. به خودت کمک میکنی که حالت خوب شه، که از خودت راضی باشی، درها و پنجرههای وجودتو باز میکنی تا شادی رو به درونت راه بدی، حالا اگه روز اول رو هنوز انجام نداده باشی هم باز قدم در مسیر عشق داری و در حال پیش رفتنی.
به خودم اعتماد میکنم
از خودم استقبال میکنم
شروع جدیدم رو جشن میگیرم پس حالم خوبه و قدم مثبتی برای خودم برداشتم.
فردا قدم جدیدی برخواهم داشت…
به روی فرداهای شادتر اغوش میگشایم. دلم برای حس و حال خوبم تنگ شده. دنبالش میگردم. ستارهها حتما در آسمان در حال چشمک زدنند…
داستان هدایت من:
من از زمان ابتدایی که یادمه دوتا دوست به شدت لاغر داشتم و خودم پیششون میدیدم فک میکردم چاقم و اونا هم بهممیگفتن چاقی و این من خیلی ناراحت میکرد چون احساس تفاوت بدی میداد و انگار یه چیزی کم دارم ازشون خیلی حس بدی بود وگرنه در اون سن زیبایی و خوش تیپی برام تعریفی نداشت
از اول راهنمایی فک میکردم همش چاقم و باید رژیم بگیرم و با غذا درگیر بودم وهمش سعی میکردم کم بخورم که بیشتر وقتا نمیشد
تو اون سن خیلیا میگفتن چقد هیکلت خوب و متناسبه و چقدر غذا میخوری اما من همچنان ذهنم مسموم بود و فک میکردم چاقم .لاغر استخونی نبودم اما اصن چاق نبودم
خلاصه تااااا سن ۲۶ سال ک شدم دیدم واقعن چاق شدم با اینکه حواسم به خوردنم بود و همیشه دغدغشو داشتم اما چاق شده بودم و همش با خودم میگفتم من که خیلی نمیخورم پس چرا انقد چاق شدم
مدام مدامو مدام با غذا خوردن درگیر بودم و هرچی که میخوردم بعدش احساس عذاب وجدان احساس گناه وحشتناک داشتم
خیلی سخته آدم به طور مداوم با یه مشکلش درگیر باشه اونم لحظه به لحظه بزرگترین رنج روحیم بود🥺
من آروم آروم و با افکارو احساس غلط خودم چاق شده بودم وبه ۶۷ کیلو رسیده بودم
هرکسی ک منو میدید فک میکرد خیلی غذا میخورم اما من هر وعده یه کم میخوردم با حرص و ولع و با عصبانیت سر سفره میومدم و بعدشم حرص میخوردم
تا اینکه تصمیم گرفتم برم باشگاه و با ورزش لاغر شم
قبلش هم خودم زیاد تو خونه سعی میکردم پیاده روی و دویدن داشته باشم اما اثری نمیدیدم
یکسال تمام باشگاه و ورزش ادامه دادم و هیچ شیرینی وشکلات و کره و هیچ چیزی (خوراکی های چاق کننده)نخوردم تواین یکسال حتی برنجی که من هیچوقت نتونستم خوردنشو ترک کنم رو هم خیلی خیلی کم خوردم
متاسفانه من لاغر که نشدم هیچ چاق عضله ای هم شده بودم و صورتم پر شده بود و درشت تر از قبلم شدم
فقط سایز شکمم کوچیک شد وتخت شد یکم
خیلی برام عجیب بود چون خیلی از مسائل آدم واقعن تا براش پیش نیاد متوجه نمیشه
من که همیشه فک میکردم ورزش باعث لاغریه خودم دیدم که با ورزش و رژیمی که اونا گفتن من چاق تر از قبلم ام
و کلن نا امید شدم و بعد از ورزش هم چربی ها برگشت و مث قبل شدم
یه مدت هم چای سبز خوردم لاغر نشدم .موقع مصرفش رنگم میپرید و ضعف میکردم
دیگه راهی برای لاغری نمیدیدم
تااااااا اینکه اتفاقی از طریق یکی از دوستام بااین دوره خوب آشنا شدم
قبل از این دوره با مسائل ذهنی آشنا بودم و خیلی پیگیری میکردم و راجع بش میخوندم و میشنیدم وعلاقمند بودم و اونا پیش زمینه این دوره شد برام و از طرف خدا آشنا شدم بااستاد و این دوره عجیب و عالی
خدایا مرسی از بودنت
من در این دوره شرکت کردن ازش توقع آرامش دل وجان و زندگی بهم بده
یعنی در دوره زندگی با طعم خدا میخوام خدارو توی جا بجای زندگیم حسش کنم و میدونم حالا که من قدم اول بردتشتم اونم محکم دستمو گرفته.در این دوره میخوام اونقدر حس وحال خوبی داشته باشم بتونم هدیه کنم ب دیگران
میخوام از صاحب جهان و عظمت بخوام که حس خوب ثروت کاریمو تجربه کنم در کارم فراوانمشتریهایی ب من بده که من بتونم ببخشم بی دلیل و بی منت
خدایا شکرت در این مسیر همراهیم کردی مسیری که ایمان دارم تو برام خواستی و کلی معجزه های قشنگ در انتظارم هست