0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاق‌ها!

من و تو… و هر کسی که سال‌ها با اضافه‌وزن زندگی کرده، به اندازه‌ی همون سال‌ها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍

رژیم‌های سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوش‌های عجیب، حتی روش‌هایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربی‌ها! 😣⚡

گاهی اون‌قدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔

🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…

همه‌ی اون تلاش‌ها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞

اون‌جا بود که با خودمون زمزمه کردیم:

«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»

بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشک‌هامون شد همدم شب‌هامون 😢🕯️

🍃 و درست همون لحظه…

وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمی‌رسید، از ته دل گفتیم:

«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»

و انگار همون لحظه‌ی تسلیم، همون لحظه‌ای که دیگه به هیچ‌کس و هیچ‌چیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود.

🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!

خودت بهتر می‌دونی چطوری رسیدی به این سایت…

شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖

✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…

داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.

با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری می‌کنی، هم ایمان و انگیزه‌ت برای ادامه مسیر چند برابر می‌شه. 💫

وقتی داستان هدایت خودتو می‌نویسی و قصه‌ی بقیه رو می‌خونی، می‌فهمی چطور خدا از راه‌های بی‌شمارش ما رو به سمت نجات می‌کشونه… 🌱

📣 منتظرم بخونم داستانت رو…

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.01 از 249 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22571
480 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آرزو داراب پور
      ۱۴۰۱/۰۸/۱۹ ۱۴:۱۱
      مدت عضویت: 2043 روز
      امتیاز کاربر: 61273 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 606 کلمه

      به نام انرژی برتر جهان هستی

      من همیشه عاشق متافیزیک و قدرت ذهن بودم و کتاب های جادوگری زیادی خونده ام من از سنین پایین وارد این مباحث شده ام و مجله موفقیت رو همیشه تهیه می‌کردم مطالب این مجله مفید بود و بعد وارد دوره تکنولوژی فکر استاد آزمندیان شده ام که فوق العاده بود و اشاره به باور داشتند که من اون زمان فکر میکردم باور یعنی فکر و من باید فکر خوبی داشته باشم ولی اعمال همان اعمال سابق بوده آمد و ترس از خدا و راضی نگه داشتن خداوند در وجود من بود و اصلا این مباحث که وجود ما از سه بخش مطرح نشده بود و فقط موضوع اصلی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه بود و ۲۰ دقیقه آخر هم راجع تجسم سازی خواسته ها بود که این مباحث برای من نتیجه داد حتی سطحی ولی نسبت به همسن هایم درکم بالاتر بود و وارد دانشگاه دولتی شده ام بعد واردسمینارهای آقای فرهنگ شده ام که برای دوران خودش انقلاب فکری محسوب می‌شد و اونجا هم صحبت از شرطی سازی ضمیر خود آگاه و ناخودآگاه بود و آخر سمینار هم دست راست را روی قلبمان میذاشتیم و از خداوند سپاسگزاری میکردیم و حالم خوب بود بعد از اتمام دانشگاه در مقطع لیسانس وارد دانشگاه دولتی برای. فوق لیسانس شده ام وبا امیر شریفی آشنا شده ام من اونجاتونیم بار با بحث ارتعاش فکری آشنا شده ام مباحث و دوره ها عالی بوده آمد و عضو تلگرام امیر شریفی هم بوده ام تا اینکه تلگرام قطع شد و قبل از اینکه من خواستم دوره امیر شریفی بخرم تلگرام قطع شد و من نتونستم دوره رو بخرم خیلی هم ناراحت شده ام اومده ام تو آپارات دنبال امیر شریفی و فیلم ها و کلیپ های تا اینکه دیدم یه فیلم پایین تر نوشته از استاد عباسمنش که من تا اون روز ااصلا نمیشناختم استاد عباسمنش رو و فیلم رو دانلود کرده ام و نگاه کرده ام و از لحن و اعتمادبه نفس استاد خوشم اومد و آدرس سایت در فیلم بود و عضو سایت استاد عباسمنش شده ام و اونجا متوجه شده‌ام که خداوند یک انسان قدرتمند نیست بلکه یک انرژی برتر هست ‌فایل صوتی استاد عباسمنش که راجع به خداوند بود رو بارها تکرار کرده ام و بعد یکی یکی فایل های صوتی و تصویری استاد رو بارها گوش داده ام و تکرار کرده ام من اندام متناسبی دارم ولی با ورزش کردن یعنی من از وقتی خودم رو شناختم در رژیم و ورزش بوده ام و زندگی من این بود که چی بخورم من لاغرتر بشم یا این رو نخوردم که چاقو نکنه و قصد باراداری داشتم ولی نمی‌شد و بهم گفتند که اگه میخوای بارداربشی نباید ورزشهای سنگین انجام بدی من هم ورزش رو کنار گذاشتم و فرمول اینکه اگه ورزش رو کنار بزازم چاقمیشم در من فعال شد و باردار که نشده ام هیچ چاق هم شده ام تا اینکه در عقل کل سایت استادعباسمنش سرچ لاغری کرده ام و بچه های سایت نظرمیذاشتن تا اینکه یکی از بچه های سایت نوشته بود یه سایتی هست که راجع به لاغری با ذهنی و رضا عطارروشن راجع به لاغری باذهن صحبت میکنه و من هم فوری در گگول سرچ کرده ام لاغری با رضا عطارروشن و دیده ام تیتر نوشته تناسب فکری و وارد سایت شده آموزش عضو سایت شده ام و دوره رایگان دوازده گام رو انجام داده ام و به لطرف خداوند سایز کم کرده ام و بهتر شده ام و بعد دوره مبانی لاغری رو تهیه کرده ام که واقعا لاغرشدهام و احساس سبکی کرده ام و الان هم به لطف خداوند در بخش اول ورود به سرزمینلاغری هستم و مطمئن هستم که در مسیرمتناسب شدن عالی قرار می‌گیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 85 کلمه

        سلام و عرض ارادت خدمت شما آرزوی عزیز ؛

        دیدگاه شما را خواندم . مسیری که طی کردید و افرادی که باهاشون آشنا شدید به شکل خیلی عجیبی  با مسیر زندگی من قرابت و شباهت دارد .

        حضورمان ، کنار یکدیگر در این سایت فوق العاده و مسیر مشترک دیگری را ، به فال نیک میگیرم و امیدوارم من ، شما و همه دوستان دیگری که اینجا و به این مسیر هدایت شدیم ، بهترین نتایج و برترین دستاوردهای زندگی مان را دریافت کنیم .

        برقرار باشید .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۱/۰۸/۱۱ ۲۰:۵۱
      مدت عضویت: 1330 روز
      امتیاز کاربر: 102719 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 593 کلمه

      عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز.و دوستان نازنین هم مسیر و متناسب.

      سال ۹۶ بود…حدودا چهارسالی میشدکه مشخصا و جدی تر مباحث قوانین جذب رو دنبال می کردم. 

      البته با کتابهای فلورانس و کاترین پاندر از سال ۸۶ آشنا بودم و مطالعه میکردم اما قانون جذب رو بعدترها دنبال کردم. 

      اون روزها در اوج نارضایتی  از تناسبم بودم..

      در ظاهر هیکلم کاملا یکدست بود به هر کسی میگفتم احساس اضافه وزن دارم بهم میخندید میگفت تو اصلا چاق نیستی تو پُر هستي. اما من از درون از خودم  راضی نبودم و هرچقدرم اطرافیان میگفتن کاش ما اندام تو رو داشتیم برام دلنشین نبود و من به دنبال رضایت از درون ِ ناآرامم بودم…

      همین نارضایتی کافی بود تا روحیه ، اعتماد به نفس و آرامشم رو بگیره و باعث بشه تا با حسرت به لاغراندام ها نگاه کنم! 

      چند مرتبه ای از طریق مختلف به دنبال کم کردن وزن و سایز بودم اما موقت بود و هیچ نتیجه ثابتی برام نموند.  

      اون روزها تازه با سایت عباس منش آشنا شده بودم و خیلی علاقه به دنبال کردن مطالبش داشتم. زیر یکی از پست ها داشتم کامنت میخوندم ، اسم استاد عطارروشن بالای کامنت شون توجه م رو جلب کرد، چون از فامیلی شون متوجه شدم همشهری هستیم و بااینکه سالهای زیادی بود از شهرم دور بودم  میدونستم خانواده عطارروشن از خانواده های قدیمی و اصیل و نیک نام شهرمون هستن. کامنت شون رو خوندم و متوجه شدم که ایشون در زمینه لاغری از  طریق ذهن فعالیت میکنن. اما در کامنت شون هیچ آدرسی از کانال تلگرام شون نبود و اون موقع اینستاگرام هم مثل این روزها پرکاربرد نبود. داشتم به این فکر میکردم چطور به ایشون و کانال شون دسترسی پیدا کنم. ناگهان در ذهنم آلارمی روشن شد که چه نشسته ای که وقتی اسم گروه یا شخصی رو در گوگل سرچ کنی، لینک کانال تلگرام ش رو بهت میده. و سریع اسم شون رو سرچ کردم. 

      همون لحظه به سمت کانال هدایت شدم و شروع کردم فایل هاشون رو گوش دادم. 

      چند وقت فایل هاشون رو گوش میدادم و متوجه شدم دارم تغییر میکنم …هم به لحاظ روحی هم جسمی. و همین تغییرات انقدر خوشحال و پرانرژی م کرده بود که به مناسبت روز زن همون سال به خودم هدیه دادم و دوره مقدماتی تناسب رو شرکت کردم. تغییرات شگفت انگیز بود …در عرض کمتر از دو ماه، چهار سایز کم کردم… و تا مدتهای زیادی اون تناسب رو حفظ کردم. با سایت استاد، مرور دوره ها و پیج اینستاگرام کانکت موندم. اما چون چند سالی از اون دوران گذشته دوباره دوست داشتم دوره جدیدتری شرکت کنم تا تمرکز بیشتری روی خودم و درونم داشته باشم. این شد که این دوره رو چند روز پیش ثبت نام کردم. حدود ده روزی منتظر بودم تا ثبت نام کنم، منتظر بودم حقوقم رو واریز کنن. و روز یکشنبه گذشته عازم سفر کوتاهی بودم توی فرودگاه منتظر پروازم بودم که پیام واریز حقوق رو گرفتم. به قدری خوشحال شدم که همون موقع توی فرودگاه دوره رو تهیه کردم. اما تصمیم گرفتم از سفر برگردم و با یک نظم و انضباط خاصی که بتونم با ارامش و صبر و بدون عجله فایل ها رو ببینم و تمرین هام رو انجام بدم ، دوره رو شروع کنم. 

      امشب به قسمت اول مراجعه کردم و مجدد بخش داستان لاغری  استاد رو خوندم، جزوه م رو هم پرینت گرفتم اماده کردم. و بسیار مشتاقانه منتظرم شنبه برسه که دوره جدید رو شروع کنم و آگاهی های جدید و منحصر به فرد و باارزشی یاد بگیرم و به نتایج ایده ال و دلخواه برسم. 

      آرزوی موفقیت  و بهترین موهبت ها رو برای استاد عزیز و دوستان متناسب هم مسیر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,493 کلمه

       سلام به تو رفیق گلچین شده برای لاغری و تناسب اندام که اومدی داستان آشنایی  و حضورت اینجا و توی این سایت رو بنویسی .چطوری خوش تیپ ؟ تا یه نفسی تازه کنی و خستگی این همه راه های اشتباه و آدرس های غلطی که مثل خودم و بقیه ، واسه لاغری رفتی رو از تن به در کنی بیا اول من قصه ی خودم رو برات بگم .  من الهه ام . و اگر از احوالات جسمی من جویا هستی ، طبق روالی که ما چاقا البته چاقای قبل از این !!! داشتیم ، و برای همین هم هست الان اینجاییم ، منم چندین ساله با موضوع چاقی و اضافه وزن دست به یقه ام و درگیرم . میگم درگیر که وجدان خودمو راحت کنم که باهاش مبارزه میکنم و منتظر شکست دادنش ام . اما واقعیت اینه که تا امروز همیشه اون برنده شده ، بعد از هر جنگ جسمی و ذهنی.

      با انواع روش ها و شیوه ها و دستورات غذایی که الان همه مون رو به یه کارشناس تغذیه ای خبره  تبدیل کرده که بر اساس  بی ام آی و وزن بدن و جنسیت و سن و شغل و میزان تحرک و …هر کسی می تونیم براش رژیم بنویسیم ، علیرغم همه این موارد ، هنوز اندر خم یک کوچه ، با هیکلی درشت و اندامی با ده ها کیلو گوشت و چربی اضافه که گاهی شاید توی صندلی هم جا نمیشد نشسته بودم و فکر میکردم اینجا ته خطه . بن بست . تسلیم !!! تا اینکه اون اتفاق افتاد . حدود ۵ هفته قبل ،بعد از گرفتن کتاب های درسی  همراه پسرم از مدرسه برمیگشتیم . نزدیک خونه زمانی که اومدم  از خیابون رد بشم پام به جدول گیر کرد و با تمام وزن روی پای راستم زمین افتادم . مچ پام تقریبا خورد شد و ساق پام هم ترک برداشت . توی بیمارستان بستری شدم و تحت جراحی قرار گرفتم .جراح با چند تا پیچ استخونای شکسته رو فیکس کرد و پام رو هم تا زانو گچ گرفت و چون شکستگی شدید و جراحی  سنگینی بود دستور استراحت مطلق داد . 

      از اونجایی که من معتقدم هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست و از طرف دیگه توی تخت افتاده بودم و کاری غیر از مطالعه و نت گردی از دستم برنمی‌آمد شروع کردم به گشتن دنبال علت این موضوع  ، با عناوینی مثل : علل ذهنی بروز دردهای جسمی ، نقش ارتعاشات منفی در بروز دردهای شدید بدنی ، تسریع ترمیم زخم و شکستگی های بدن با ذهن ، علت بروز شکستگی های استخوان ،  و … به یک عالمه مطالب از خانم اسکاول شین و خانم دبی فورد و آقای دکتر جو دیسپنزا و خانم استرهیکس و …برخوردم . توی یوتیوب در بین مطالبی که از قدرت فوق العاده  ذهن میخوندم یکدفعه یه پست دیدم با عنوان لاغری با ذهن !!! 

      خدایا ، این چی بود دیگه ؟ یعنی چه ؟ لاغری ؟ اونم با ذهن ؟ یعنی بشینی فکر کنی لاغر شی ؟ یعنی بعد از اینهمه دعا و استغاثه به درگاهت که : یعنی خدایا ، میشه یه روزی ، یه کسی ، یه جوری ، یه روشی برای لاغری پیدا کنه که نگه نخور ؟! نگه نمیخواد از جات تکون بخوری ؟! بگه باشگاه و وزنه و تردمیل رو بیخیال شو ؟! میشه ؟؟؟!!!

      راستش اولش صفحه رو رد کردم و ازش گذشتم . بنظرم چیزی جز وعده و وعیدهای دلخوش خونک مثل همون شعارهای قبلی نبود : بی رحم ترین چربی سوز دنیا ! قرص های مخصوص لاغری موضعی شکم و باسن ! در سه هفته اندامی هالیوودی داشته باشید ! دیگر چاقی تمام شد ! آخرش هم ؛ با ما تماس بگیرید !!!

      فردا که دوباره وارد نت شدم ، بر اساس سرچ مطالب روز قبل ، از بین اون همه پست های دیروز در صفحه اول دوباره با اون پست مواجه  شدم . از سر کنجکاوی و باز هم اعتقاد به اینکه هیچ اتفاقی اتفاقی نیست ، ویدئو رو باز کردم و مشغول دیدن و گوش کردن بهش شدم . راستش بازم قانع نشدم و هنوز اعتماد نداشتم . وارد پیج اصلی شدم و نگاهی گذرا به سایر ویدئوها انداختم . مجموعه ویدئوهای لاغری با ذهن رو که بیش از سی ویدئو بود باز کردم و پشت هم تا شماره ی شش رو دیدم . 

      کم کم احساس کردم مشتاق دیدن و شنیدن حرفای توی آموزش های استاد عطارروشن توی این فیلم‌ها شدم . بیشترین جذابیت این حرفها و آموزه ها این بود که یکنفر که قبلاً خودش چاق بوده پشت این دوربین نشسته بود .

       کسی که با تمام مصائب و مشکلات اوان دوران که برای همه مون مشترکه دست و پنجه نرم کرده ، شکست های متعددی که خوردیم خورده ، راه هایی که رفتیم رفته ، حرفهایی که شنیدیم شنیده ، و الان ، با سعه ی صدر و دست و دلبازی مثال زدنی اومده که تجربیاتش رو با ما هم در میون بزاره و بهمون یاد بده توی این مسیر طولانی اما نتیجه بخش ، کجا پا بزاریم که نلغزیم ؟ کجا به جاده نگاه کنیم و خودمون رو برای رسیدن به هدف آماده کنیم ؟ تمارین مون که توشه ی راه و خوراک ذهن هستند رو چگونه انجام بدیم ؟ چجور از تاریکی های جلوی راه مون نترسیم که خودمون قبلاً چراغ جاده رو تو اون قسمتها خاموش کردیم ؟ از غذا ، از بی تحرکی ، از انواع دارو و قرص و ویتامین ، از ازدواج ، از زایمان ، از ژنتیک ، از مسافرت ، از خواب ، از پشت میز نشینی ، و از …

      چون دسترسی به اینترنت محدود شد و vpn هام دیگه کار نکرد به ناچار وارد سایت اصلی تناسب فکری شدم و بقول اونور آبی ها : WOW …MY GOD !!!

       مثل جویندگان شهر گمشده آتلانتیس یکباره با گنجینه ی عظیمی از مطالب و محصولات موجود در سایت مواجه شدم . نمیدونستم از کجا شروع کنم . توی همین مکاشفه ها و گشتن ها ، متوجه شدم ویدئوهایی که من دیدم مربوط به دوره ی ۱۲ قدم هست که تقریباً هر ۳ یا ۴ جلسه یوتیوب مربوط به یک جلسه از هر گام میشه . مجدداً و از ابتدا گام ها رو نگاه کردم و هربار با مطلب جدیدی مواجه شدم . 

      تا اینکه حدود یکهفته قبل ، در سایت ثبت نام هم کردم و بصورت رسمی وارد دوره آموزش و یادگیری مطالب سایت شدم .

      یه چیزی بگم ؟ هنوز از دوران نقاهت بعد از جراحی من حدود سه هفته دیگه باقی مونده و من الان با همون پای گچ گرفته و بالاتر از سطح بدن و خوابیده توی تخت دارم براتون مینویسم در حالیکه گلاب به روی همه تون ، فقط اجازه دارم تا دستشویی از جایم بلند شم و برم و برگردم .

      دیروز با کلی ترس و لرز از اینکه اینهمه خوردم و خوابیدم و تکون نخوردم الان شیرین ۶ یا ۷ کیلو رو دیگه اضافه کردم از همسرم خواهش کردم ترازو رو تو مسیر رفتن من به دستشویی قرار بده تا چند ثانیه روش بایستم .

      باورم نمیشد !!! با خوردن اینهمه خوراکی های مقوی و پر کلسیم و پر از پروتئین و مغز قلم چرب و چیلی و کله پاچه و …چیزای جورواجور که اساتید دور و برم ! بابت زود جوش خوردن استخوان هام به خوردم دادن ، با اینهمه رعایت نکردن هییییچ مدل رژیم غذایی و هر مدل غذایی رو خوردن و تکون نخوردن از جا و بی تحرکی ، و تازه اضافه شدن وزن سنگین گچ پام به وزن بدنم ، نه‌ تنها اضافه نکردم ، بلکه یک کیلو هم از روز قبل از زمین خوردنم کمتر شدم !!! 

      دیدم آرررره …کار میکنه …!!! فرمول رو عوض کردن حتی تو این مدت کوتاه کار میکنه !!! حتی با آموزه های اندک من که هنوز  پله ی اول رو هم کامل نکردم . حتی با جسم آسیب دیده . حتی با انجام تمرین های کوتاه  خوندن و شنیدن هر روزه و نوشتن و نوشتن و نوشتن درباره هر کدوم. حتی تعهدنامه ی که خودم به خودم نوشتم هم کار میکنه و مؤثره…

      نمیدونم چطور ذوقم رو باهاتون به‌اشتراک‌بگذارم . همین الانم که دارم مینویسم بدنم از شعف به رعشه افتاده و دستام می‌لرزن . هر لغت رو دوسه بار باید بعداز نوشتن اصلاح کنم . فقط میتونم بگم مواجهه با این واقعیت بزرگ و دوست داشتنی که : بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست ، در خود بنگر هر آنچه هستی که تویی … واقعی و حتی لمس کردنی یه .

      آره ، قانون ها کار می کنن . هیچ چیز حقیقی تر و راست تر و درست تر از قوانین نیست . 

      فقط میتونم بگم :

       جناب استاد عطار روشن ، به خاطر تمامی آموزه های واقعی و حقیقی تان ، و به خاطر هر آنچه در این مدت کوتاه از جنابعالی آموخته ام ،تمام قد ایستاده ، کلاه از سر برداشته ، و با سری خمیده به احترام ، امیدوارم عذرخواهی بنده به جهت تردید و دودلی ام در ابتدای این مسیر درست ومطمئن را پذیرا باشید .صمیمانه از شما سپاسگزارم . امیدوارم خداوند بزرگ ، حافظ و پشتیبان همیشگی شما در هر لحظه از زندگی پربارتان باشد ، برقرار باشید و در مدار . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 46 از 10 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        اینکه خداوند مثل همیشه افرادی که آماده تغییر کردن هستند را به مسیر صحیح هدایت می کند
        با اینکه ممکنه بارها شک و تردید کنیم اما هدایت ادامه می یابد تا واقعیت بر ما روشن شود
        در مورد تردید و دودلی کاملا حق باشماست چون من هم در ابتدا برام قابل باور نبود اما به لطف خدا هدایت الهی رو دنبال کردم و نتیجه واضح شد.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۸/۰۲ ۱۵:۰۳
      مدت عضویت: 2130 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 869 کلمه

      ۰با سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      دیدگاه مقدمه لاغری با ذهن رایگان 

      داستان من از اونجا شروع شد که در سال ۹۶  موقع چیدن گیلاس بود که پدرم از درخت افتاد پایین بیمار شد وفهمیدیم که باید دیالیز هم بشه ومن سعی میکنم خلاصه براتون بنویسم 

      در همون زمان بیماری من هم شروع شد سرگیجه حالت تهوع وفشار خون پایین طوریکه فشار خون من میرفت رو ۵ الی ۶ درست زمانیکه پدرم به پذیرایی نیاز داشت من هم مریض بودم نمیتونستم برم واسترس برآم سم بود باعث تشدید بیماری من میشد واز طرفی هم من کلا در معرض استرس بودم دائم زنگ میزدن میگفتن بابا اینجوری بابا اینجوری شد و…

      بعد من هم بیماریم بیشتر می‌شد وهر دفعه که سرگیجه میگرفتم کارم به درمانگاه سرم وامروز واستراحت می‌کشید طوری شدم که همه از زنده موندن من قط امید کرده بودن وهر لحظه منتظر شنیدن مرگ من بودن اما من دوست نداشتم بمیرم 

      خلاصهاز طرفی هم من وقتی بچه دومم بدنیا آوردم یعنی باردار شدم چاقی من شروع شد وبچه هم بدنیا آمد فقط سه کیلو از وزن من کم شد واصلا به چشم هم نمیومد 

      ومن شروع کردم به دکتر رفتن ورژیم وانواع دمتوش انواع قرص لاغری کمربند لاغری و….که هیچ کدام از اینها نتیجه ماندگاری برای من نداشت 

      تا دیگاینکه من تیروئید گرفتم واز طرفی هم یه غده‌ای در بدنم ایجاد شد بعد از یه مدت دوتا شد ومن خسته ودرمان ده از چاقی از بیماری از روابط متشنج هر دکتری میرفتم هر کاری میکردم فایده نداشت مشاوره رفتم دکترهای گوناگون رفتم فایده نداشت بعد یهو یه ویدئو تو اینستا دیدم که یه بچه ۵ ساله تونسته بود از سرطان خودش پیروز بشه وب‌گردی به زندگی عادی خودش منم تصمیم گرفتم همین کارو انجام بدم 

      اومدم تو گوگل سرچ کردم درمان سرطان با ذهن اول یه متنی اومد من خیلی نفهمیدم زدم قسمت ویدئو فایل رایگان لاغری با ذهن اومد من به کل بیماریم فراموش کردم سریع از ترسم که نکنه من برم بعدا بیام این ویدئو ها اینجا نباشن همه رو دانلود کردم شروع کردم به گوش دادن دقیقا ۱۵ تیر ۹۸ بود ومن باز هم سرگیجه داشتم بازم رابطه بد داشتم تا اینکه ۶ الی ۷ ماه گذشت ومن در حال کسب دانش بودم وبیماری خوب شد 

      بعد من کم کم تونستم دوره تهیه کنم واشتباهی که کردم این بود که از دوره‌ای که قیمت پایین تر داشتن شروع کردن ولی برای من اون زمان درست ترین راه بود چون به من انگیزه میداد که منم میتونم دوره تهیه کنم وخلاصه دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند هم تهیه کردم عاشق اسم خدا خدا هستم ومیخواستم خدای خودم بشناسم چون من تا اون زمان خدا تو زندگیم نبود مگر هنگام سختی 

      بعد تونستم دوره‌ای دیگه رو تهیه کنم خیلی با سختی تهیه میکنم ولی الویت خرج کردن پول من دوره خریدن حتی اگر لباس نداشته باشم 

      والان سه ساله که من در این گروه شگفتی ساز هستم ودارم آگاهی کسب میکنم وخیلی خوشحالم جز شجاعترین افراد دنیا هستم چون در این گروه الهی قرار دارم والان روند لاغرین شروع شده ومنم ادامه میدم تا به تناسب اندامم برسم وخدا رو شکر میکنم که منو هدایت وحمایت کرد ومنو در مسیر صحیح الهی قرار داد تا بتونم از طریق ذهنم همان طور که چاق شدم لاغر هم بشم 

      وخدا رو شکر میکنم که منو با استاد عزیزم آشنا کرد تا از طریق ایشان بتونم به موفقیتی که خودشون ودوستاننم کسب کردن کسب کنم بینهایت سپاسگزارم استاد عزیزم بابت تک تک کلماتی که به من  اموختین 

      والان کلی تغییر کردم در افکارم در رفتارم من اصلا انسانی بودم که به هیچ وجه نمیتونستم از خودم دفاع کنم هر کسی میومد به من هر چی میخواست بگه میگفت توهین می‌کرد ولی من نمیتونستم جوابشو بدم میومدم خونه میگفتم کاش اینو گفته بودم کاش اونو گفته بودم ولی الان به لطف قوه الهی واستاد عزیزم واین آگاهی‌ها میتونم با آرامش بدون اینکه لرزشی در صدا داشته باشم بدون اینکه کوچکترین توهین یا بی ادبی رو داشته باشم طرف بشورم بذارم زمین وحالشو جا بیارم طوریکه میگفتن کسی حریف زبون فلانی نمیشه اما من باهاش حرف زدم طوریکه اون کم آورد گفت من دیگه ادامه نمیدم نمیخوام حرمتها از بین بره حالا هر چی به دهنش اومد گفته بود اما من بدون اینکه ناراحت یا عصبانی بشم با آرامش حالشو جا آوردم واین بزرگترین افتخار برای من هر کسی نمیتونه اینجوری از خودش وخانواده دفاع کنه خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم 

      این فقط یه تغییر من بود من الان یه آدم کاملا جدید شدن یه خانمی که دیگه پرخوری نمیکنه دیگه از مواد غذایی ترس ندار ه سرشار از اعتماد به نفس آرامش ذهنی داره در بیشتر اوقات روز سعی میکنه احساس خوب داشته باشه وهمین طور داره یه جسم متناسب تجربه میکنه که هر کسی شجاعت این کارها رو نداره اما من دارم ویه روزی به تناسب اندام ایدهالم یعنی وزن ۵۰ کیلو سایز ۳۶ وقت ۱۶۵ میرسم 

      به امید روزی که هیچ فرد چاقی تو دنیا نباشه وهمه بتونن از این آگاهی‌های الهی استفاده کنند من خیلی خوشحالم که عضو این گروه هستم و هر وقت یادم بیاد سپاسگزار خداوند واستادم هستم وهمه این اگاهیهایی که دارم مدیون شما استاد عزیز ورامین هستم هر جا که هستی در بهترین لحظات زندگی خود باشید ومجنون که همیشه وهر جا ر  کنار من هستی بینهایت سپاسگزارم در پناه خدا باشی وهمیشه لبخند روی لبانتون باشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار هاجر ساریخانی
        ۱۴۰۱/۱۰/۰۴ ۲۳:۱۵
        مدت عضویت: 1388 روز
        امتیاز کاربر: 20490 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 301 کلمه

        باسلام و درود بی پایان خدمت شما استاد گرامی 

        من از وقتی خودم رو شناختم اضافه وزن داشتم وهمیشه مورد تمسخر دیگران وهمیشه به عنوان یک آدم تنبل شناخته شدم‌  و از بچگی دنال راهی برای کم کردن وزن 

        وتمام راه‌های ممکن‌ رو رفتم وهر راهي رو چندبار 

        همیشه بیشتر انرژي  و تمرکز من صرف مبارزه با چاقي شده با اینکه من‌ در بیشتر مراحل زندگی موفق بودم ولی همیشه موفقیت‌های من‌ در زير سایه‌ چاقي گم می‌شد  ودیده نميشد و موجب‌  کم شدن اعتماد به نفس من‌ بود و طوری که خودم هم خودم رو دوست نداشتم 

        عدم اعتماد به نفسم جوری بود که‌ به هر کسی اجازه‌ می‌دادم من‌ رو مسخره کنه در اين مورد نظر بده

        سال قبل من برای‌ درمان چاقی طب سوزنی رو شروع کردم و یک ماه که‌ گذشت‌ دکتر گفت تو اول باید مشکل افسردگی خودت رو حل کنی و تشخيص افسردگی‌ دادو تا شش‌ ماه طب سوزنی رو ادامه‌ دادم ودکتر در این مورد که‌ باید روی ذهنم کار کنم ومخصوصا با نوشتن به خودم کمک کنم شروع به نوشتن و تمرکز کردم برای همین توي یوتیوب میچرخیدم و مطالب کنترل ذهن و آرام‌بخش رو گوش می‌کردم که‌ با فایلهای رایگلن شما آشنا شدم‌ وجذب اون‌ها شدم از عید تاشهریور از فایلها ی رایگان  استفاده می‌کردم و بعد با ثبت نام دوره اصلاح و کنترل اشتها رسما وارد این گروه شدم الآن ۱۲۰ روزه که عضو هستم‌ و حالم خیلی خوبه وخیلی تغییرات در ذهن و افکارم پيدا شده‌ و جسمم هنوزم تغییرات واضحی نکرده‌ ولی همین که‌ روند رو به‌ چاقي متوقّف شده‌ خداروشکر میکنم و اينکه خيلی از رفتار های من‌ عوص شده تصميم گرفتم وارد مسیر لاغری بشم تا کمک کنم‌ تمام‌ تغییرات ذهني در جسمم هم نمود پیدا کنه

        من‌ باور دارم‌ که میتونم به هدفم دراین مسیر برسم

        خداروشکر که با اين مسیر آشنا شدم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 22 کلمه

          سلام و درود
          لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
          به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
          با تشکر

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار هاجر ساریخانی
            ۱۴۰۱/۱۰/۰۶ ۱۱:۰۵
            مدت عضویت: 1388 روز
            امتیاز کاربر: 20490 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 13 کلمه

            سلام وقت بخیر

            یبخشید

            چشم از این به بعد بیشتر دقت میکنم

            ممنون از تذکر شما🌺🌺🌺🌺

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۷/۲۸ ۱۰:۵۸
      مدت عضویت: 2130 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      من درسال مهر ۹۸ عضو سایت شدم من در اوج بیماری ودرد رنج وسختی روابط بد وهمه چیز بودم ویه غده‌ای تو بدنم داشتم که اومدم تو گوگل سرچ کردم واول یه متنی اومد خوندم چیز زیادی نفهمیدم زدم رو قسمت ویدئو لاغری با ذهن رایگان اومد از خوشحالی ونگرانی ده قسمت اونو همون موقع دانلود کردم میترسیدم برم بیرون وبیام دیگه اینا نباشن وشروع کردم به گوش دادن قسمت اول 

      خخیلی آرامش گرفتم طوریکه الان که فکر میکنم می‌بینم تمام سلول‌های بدنم آرام شدن بعد در همان هنگام با دوره زندگی با طعم خدا آشنا شدم واون دوره رو هم با هم گذروندم خیلی عالی بود زنده شدم در حالیکه بیماری شدید سرگیجه وحالت تهوع شدید وفشار خون پایین داشتم میگذرونم بیشتر اوقات چون بیمار بودم فقط فایل گوش میدادم وتمرین هر فایلی هم می‌نوشتم خلاصه بعد از ۶ الی ۷ ماه من کاملا سلامت شدم بعد عاشق این دورها شدم وعقیده داشتم که باید دوره تهیه کنم چون در دورها اصولی آموزش داده میشه 

      ببعد اولین دوره که تهیه کردم دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند ویه دوره پیاده روی برنامه ریزی ذهن بود عالی بودن بی‌نظیر بود علت اینکه چرا من آنقدر بیمار میشدم فهمیدم و بعد دوره‌ای بعدی بعدی تهیه کردم اولش اصلا پول نداشتم وعاشق این بودم که دوره تهيه کنم ولی به لطف خدای مهربان پولش جور شد خریدم الانم خیلی خیلی راضی هستم 

      ووتصمیم دارم تا زنده هستم از این آگاهی‌ها استفاده کنم الان من سه سال که دارم از این آگاهی‌ها استفاده میکنم وتغییر جسمی هم داشتم وکلی تغییر درونی داشتم از آرامش احساس خوب امید شادی واعتماد به نفس و..پیدا کردم وخدارو شکر میکنم که منو حمایت وهدایت کرد تا در این مسير الهی قرار بگیرم وبا استاد عزیزو گرامی دوست داشتنی مقدسم آشنا بشم وگفتههای خداوندم از زبان ایشان دریافت کنم وخدای شکرت خدایا کمکم کن تا آخر عمرم در این مسير الهی باقی بمانم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلامی دوباره و شروعی دوباره، بعد از یک سال و نیم رها کردن دوره‌های رایگان. ایندفعه با اکانت جدید و شروع جدید، دوره ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کردم. و کاملا با قدرت و شجاعت شروع میکنم. 

      اول از همه خدایا شکرت به خاطر همه‌ی نعمت‌هایت، شکرت به خاطر همه چیز، شکرت به خاطر همه‌ی آدم‌های هدایت‌‌گری که سر راه‌مون قرار میدی و و باعث میشن تا زندگی‌مون جوری در جهت مثبت تغییر کنه که هیچوقت فکرش رو نمیکردیم. 

      داستان هدایت من از جرقه‌ای که عمه مهربانم در ذهنم زد شروع شد. زمانی که دورهم نشسته بودیم و درباره باور‌ها، قانون‌جذب و قدرت ذهن حرف میزدیم. عمم گفت: با قدرت ذهن حتی میشه بیماری‌ها رو درمان کرد. و از اونجایی که من در تممااام زندگیم با خوردنم و وزنم مشکل داشتم، پرسیدم: یعنی حتی میشه لاغر شد؟ و اون گفت آره، معلومه که میشه. بعدش که رفتم خونه، سریع رفتم تو گوگل و لاغری  با ذهن و سرچ کردم. در سایت‌های مختلف جست و جو کردم و ویدیوهای اون‌ها رو دیدم و از آخر این سایت از بینشون بهترین بود. 

      کلی با ذوق اولین ویدیو رایگان و دیدم. من گمشده خودمو پیدا کرده بودم، چیزی که همیشه در زندگیم میخواستم. از فرداش تعهد خودمو نوشتم و چون اطلاع کافی از نحوه استفاده از ویدیو ها رو نداشتم، تا زمانی که اون باور در من اصلاح نشده بود سراغ ویدیو بعدی نمیرفتم. و ۵ جلسه رایگان برای من دوهفته طول کشید. و بعدش لایوها و بقیه ویدیوهای رایگان و نگاه کردم و به طور خود به خود وزن کم کردم. خیلیم چشمگیر بود. هر کس من و میدید بهم این و میگفت. و چقدر حس خوبی داشت گشاد شدن لباس‌های تنگ. 

      خلاصش میکنم، من اون زمان نمیتونستم دوره ورود به سرزمین لاغرها  رو تهیه کنم و حتی ۱۰۰ روز رایگان رو هم نصفه ول کردم.درواقع ناامید شده بودم از اینکه نمیتونم دوره و تهیه کنم. و بعد از اون به دلایلی که نمیدونم وزنم خود به خود برگشت سر جای قبلی. 

      بعد از تمام این‌ها، بعد از یک سال و نیم، من با شجاعت و با قدرت فراوان اومدم تا شگفتی‌ساز بشم.

      خدایا شکرت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار راضیه
      ۱۴۰۱/۰۷/۰۷ ۱۰:۰۹
      مدت عضویت: 1352 روز
      امتیاز کاربر: 24135 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 413 کلمه

      سلام سلام 

      من راضیه هستم از وقتی چهارده سالم بود آرزو داشتم بتونم سه چهار کیلو وزنم کمتر کنم تا متناسبتر باشم اما هر وقت تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم و ورزش کنم برای کم کردن همین مقدار وزن اضافه حداکثر یه هفته دوام می آوردم و بعد از اون ولع من در خوردن کم که نمیشد زیادتر هم میشد و چون بارها و بارها این رو تجربه کرده بودم همش میگفتم من اراده لاغر شدن ندارم باید یه چیزی پیدا بشه برای اینکه اراده من رو تقویت کنه این آرزو بود و حتی فکر نمیکردم روزی چنین چیزی تحقق پیدا کنه  اما یه روز از دوستم شندیدن در چنین دوره ای شرکت کرده و لاغر شده اول خیلی عجیب بود برام بعد با اجازه استاد فایل مقدمه رو و یکی دو فایل ایتدایی جلسات رو بهم داد و گوش دادم و من هم شدم جزء بر و بچه های گروه تناسب فکری …دوره رو دو بار تکرار کردم و بعد از چند سال برای بار بعد دوره رو تکرار کنم .خلاصه تا فکر میکردم دارم نامتناسب میشم یه ده روزی مطالب رو مرور میکردم و دوباره همه چیز عالی میشد و مطمءن بودم خدا کمکم کرده تا یه دوره ای پیدا بشهتا  ذهن من رو اصلاح کنه نه مجبور به کاری بشم که دوست ندارم (ورزش اجباری و رژیم) خلاصه سالها در تناسب بودم تا یه وقتی از مسافرت برگشت و حس کردم باید یه مروری روی جزوه و فایل هام داشته باشم که متاسفانه تلگرام دچار مشکل شد و من کل فایلهایی که داشتم رو از دست دادم و دقیقا در اوج اضافه وزنم که فکر میکردم به شدت به فایل ها نیاز دارم هم فایل هام رو از دست دادم و هم بار دار شدم الان دوساله و نیمه از اون ماجرا میگذره و من حدود بیست کیلو اضافه وزن دارم میدونستم تنها چیزی که من رو میتونه به حالت عادی خودم برگردونه شرکت در این دوره هست اما به دلایل مختلف نتونستم در دوره شرکت کنم اما امروز که موفق شدم مجددا در این دوره شرکت کنم خدا را شاکرم که شرایط رو برام فراهم کرد و مطمءنم دوباره حال خوبم رو از خدای مهربان با شرکت در این دوره هدیه خواهم گرفت  

      خدا جون سپاس به خاطر اینکه بنده داری چون استاد که راهنمای ما در داشتن حال خوب است…

      و امروز باز تو را سپاس گویم که حالم خوب است که تو هستی و من رو موفق به شرکت در این دوره کردی 

      پیش به سوی عالی شدن ذهن و جسممم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من او
        ۱۴۰۱/۰۷/۲۴ ۲۰:۴۳
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        مگه نمیگن این روش لاغری همیشگی میشه پس چرا شما دوباره چاق میشدید؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار راضیه
          ۱۴۰۱/۰۷/۲۵ ۰۹:۱۸
          مدت عضویت: 1352 روز
          امتیاز کاربر: 24135 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 172 کلمه

          سلام دوست عزیز تنها دلیل چاق شدن من این بود که اتفاق جدید در زندگیم افتاد و اونم بارداریم بود که خوشبختانه در طول بارداری کاملا در حال هوای صحبت های استاد بودم 

          اما مشکلی که پیش آمد این بود که من در تمام دوران بارداریم گرسنه بودم و هیچ غذایی به معده من سازگار نبود و مثل کسی بودم که رژیم سخت گرفته و یه هفته بعد به دنیا آمدن پسرم تازه من تونستم غذا بخورم …ویه چیز رو هم از اطرافیانم پذیرفتم و اون این جمله بود به محض اینکه شیردهی به پایان رسید ظرف چند هفته لاغر میشی …اون موقع بود که از یه طرف مثل قحطی زده ها تازه میتونستم غذا بخورم و از طرف دیگه میگفتم تجربه دیگران درسته پس بی پروا میخوردم چون ذهن من این رو میخواست بپذیره و پذیرفت پس به سمت چاقی پیش رفتم اما الان متوجه شدم همه ی حرفهای اطرافیان اطلاعات غلطی بود که با میل خودم در ذهنم به باور تبدیل کردم و نتیجه اش شد از دست دادن تناسبم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      ۱۴۰۱/۰۶/۱۳ ۱۵:۱۶
      مدت عضویت: 2092 روز
      امتیاز کاربر: 21751 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 586 کلمه

      سلام

      امروز ۱۳ شهریور ۱۴۰۱ عه و رفتم پایین تا اولین داستان هدایت خودم رو که در سایت نوشتم بخونم و دیدم اون دیدگاهمو هم تو تاریخ ۱۳ بهمن ۹۹ نوشته بودم شاید اگه کسی اینو بخونه بگه خب چه ربطی داره ولی برای من خیلی معنا داشت اینکه دقیقا روز سیزدهم ماه اومدم و تصمیم گرفتم دوباره دوره رو شروع کنم و بیام داستان هدایتمو بنویسم من عاشق این نشونه های کوچولو کوچولوعم مثله وقتیه که به خدا میگی بهم یه چیزی نشون بده که حالمو خوب کنه و ایمانم بهت بیشتر شه و یهو روی ساعت گوشیت نگاه میکنی و میبینی ساعت رنده 

      میدونین هیچ تضمینی وجود نداره که اون لحظه برای تو میتونه یه معنی خاص داشته باشه ولی همینکه به خدا میگی  و بعد همچین جواب بامزه ای میگیری خیلی میچسبه 

      من تصمیم دارم دوره ی ورود به سرزمین لاغر ها رو دوباره شروع کنم ، در واقع میخواستم از دیروز که شنبه بود شروعش کنم و بعد اومدم توی سایت بعد از مدت ها و دیدم استاد یه سری فایل ها به عنوان پیش نیاز تعببیه کردن و من خیلی خوشم اومد از این کار استاد چون فایلای جدید میدیدم و گوش میدادم اما چون زیاد بودن نتونستم همون شنبه شروع کنم و به جلسه اول برسم پس تصمیم گرفتم توی طول هفته پیش نیاز ها رو ببینم و تمریناشو انجام بدم و تا شنبه از جلسات رایگان استفاده کنم و از خود شنبه دوره ی اصلی رو شروع کنم.

      من خوشحالم که اینجام هر وقت اینجام زندگیم خوب میشه ، راحت تر تصمیم میگیرم چون یه جورایی اینجا یاد میگیرم راه درست چیه و چیکار باید کرد که توی لحظه بهترین خودم باشم .

      داستان هدایت اولم که چندین بار تا حالا گفتم هم توی دوتا دیدگاه همین صفحه هم توی لایوی که با استاد داشتم هم توی دیدگاه های دیگه ای که مربوط به مسیر هدایتم بوده ، هست الان داستان هدایت این بارم رو مینویسم

      اولین بار که داشتم داستان هدایتمو مینوشتم حالم خوب نبود ولی امید داشتم ، الانم شبیه همون موقع هام من راه شادی رو جز اینجا و جاهایی شبیه به اینجا پیدا نکردم . میگن هیچ چیزی ثابت نیست پس بد بودن حال منم نمیتونه ثابت بمونه و من میتونم جهان خودمو ببرم سمتی که خودم براش برنامه ریزی کردم نه یه سری موجوداتی که میخوان منو ضعیف نگه دارن تا از انرژیام استفاده کنن و ذهنمو بگیرن دست خودشون و هوشمو هدر بدن 

      من از صبای ۲۰ ساله راضی نیستم ولی میخوام تغییرش بدم و وقتی صبا ۴۰ سالش شد از این دهه ها و روز ها و ساعت ها به عنوان بهترین روزاش یاد کنه  من برات این روزا رو میسازم .

      من تناسب اندام کامل رو میخوام و راه حلشو دارم و بهش میرسم 

      من خوشبختی و شادی رو میخوام و اونم راحته ؛ همین جاها پیداش کردم و فقط باید ازش استفاده کنم

      من زیبایی درونی و بیرونی رو میخوام و با یه ذهن قوی اونارو به خودم هدیه میدم

      من میتونم همه ی این کارا رو انجام بدم هم به خاطر اینکه قبلا هم تونستم انجامش بدم و یا اگرم اولین بارم بود ؛ صرف اینکه آدمم به این معنیه که توانایی انجام کارایی که تو تصورم میاد رو دارم

      این داستان جدید هدایت من بود 

      میخوام با خودم خوب باشم و خودمو کشف کنم  بدنمو ، توانایی هامو ، آیندمو 

      من حالم خوب میشه به صبا قول میدم وقتی حالش خوبه بهتر میتونه فکر کنه و زندگی کنه و الان فقط به خاطر اینکه به حال بد عادت کرده از تغییر کردن میترسه و احساس ناامنی میکنه .

      ممنونم استاد خیلی زیاد

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام به همه دوستان . من نحوه آشنایی م با اینجا از طریق یکی از دوستانم بود که از شنیدن گفتگوهای من که همیشه نگران غذا خوردن هستم و بعد از غذا خوردن عذاب وجدان میگیرم ، تصمیم گرفت این روش را بهم توصیه کنه . من چند سال قبل یک دوره رژیم گرفتم و وزن هم کم کردم اما مثل همه رژیمها باز برگشت وزن داشتم . مدتی هم ورزش میکردم اما حالم از محیط باشگاه بهم میخورد چون هیچ نتیجه ای نمی گرفتم تا اینکه مدتی هست که دیدگاهم به ورزش را در اثر آشنایی با سلامتی در هر سایز تونستم تغییر بدم و حالا ورزش مثه سابق برام اضطراب آور نیست. بدترین چیزی که من در خودم میبینم اینه که هر غذایی را با عذاب میخورم که نکنه چاق بشم و انشالا که در این مسیر این مشکلم حل بشه. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۱/۰۴/۳۰ ۱۰:۳۴
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 808 کلمه

      سلام . 

      داستان هدایت دوباره من به مسیر تناسب فکری . 

      من ۴ سال پیش با سایت تناسب فکری آشناشدم که داستان آن را بارها گفته ام اما این بار داستان دوباره هدایت شدنم را می گویم . 

      من پارسال به خاطر اینکه یکی از بچه ها نوشته های مرا به اسم خودش کپی کرد و در سایت گذاشت مطلبی نوشتم و  به خاطر این کار از او ناراحت شدم . او حق کپی برداری به اسم خودش را نداشت من به شما اطلاع دادم برای اینکه حداقل یا این موضوع را گوشزد میکردید به دوستان و یا اینکه حداقل واکنشی نشان نمیدادید . اما شما بر عکس نوشته ی مرا ویرایش کردید و با لحن مودبانه در سایت گذاشتید . 

      این واکنش از نظر شما کار صحیحی بود و من بدون اینکه بخواهم چیزی بگویم اما دلخور شدم و رفتم . 

      رفتم به کارهای دیگر پرداختم . 

      درمان برای بچه دار شدن را آغاز کردم .  عمل دوباره انجام دادم . در بیزینس بازاریابی شبکه ای مشغول به کار شدم و خلاصه خودم را سرگرم کردم تا اینجا را فراموش کنم . 

      اما نکته ی جالب اینکه من در هیچ کدام موفقیت چندانی حاصل نکردم . 

      یکسال هم در گروه باروری با ذهن بودم ولی نتیجه ای حاصل نکردم . 

       من در تمام موارد بالا با احساس عالی حرکت کردم اما حرکت من در ضمیر ناخوداگاهم نفوذ نکرد .

      نمیگویم آن مسیرها غلط بودند چون بسیاری از افراد به نتایج عالی در همه ی این مسیرها میرسیدند . 

      اما برای من نتیجه بخش نبود در حالیکه با ایمان ۱۰۰ و احساس عالی هم حرکت کرده بودم . 

      در حالیکه اینجا من کاهش وزن ۲۰ کیلویی را تجربه کرده بودم . 

      فهمیدم من به تنهایی قادر به ادامه ی مسیر نیستم . 

      درسته که خدا با منه ولی وقتی تنها حرکت کنم اندیشه های شیطانی بر من غالب میشه . من اهداف زیادی دارم اما اطلاعاتی که از این اهداف در ذهن من است اطلاعاتیست که با این مسیرها همسو نمیشود . 

      مثلا در شغلم که مشاوره پوست و مو و فروش محصولات شرکت هست من در مشاوره دادن بسیار عالی هستم اما چون هیچ وقت فروشنده نبودم ذهن من مدام نبودن مشتری یا نداشتن پول و یا باورهای مانع فروش موفق را به من نشان میدهد . 

      خب این باورها نمیگذارند من به موفقیت در کارم برسم . 

      یا مثلا درمان ناباروری . 

      من هم از طریق ذهن عمل کردم هم از طریق درمان فیزیکی  با احساس خوب و عالی ولی فعلا نتیجه مطلوب نگرفتم و حتی نتیجه عکس گرفتم . 

      خب اینجا هم هنوز باورهای ناشناخته ای دارم مثلا ایمان نداشتن به خود و نتوانستن  و هر چقدر هم بیشتر اقدام کردم باورهای نا باروری من قویتر شد . 

      برای همین تصمیم گرفتم خودم را بپذیرم و رها کنم . 

      وقتی که تسلیم شدم و  همه ی نتیجه ها را  رها کردم باز هم دیدم ته دلم مرا به اینجا فرا میخواند . 

      چون من از اینجا نتیجه دیدم . 

      اکنون مثل ۴ سال پیش امید و انگیزه ی فراوان ندارم . 

      اما ایمان دارم . ایمان دارم که وقتی روی ذهنم کار کنم و فقط  در مسیرم استمرار داشته باشم و  تمارینم را با عشق و اشتیاق انجام دهم قطعا محتویات ذهن من تغییر می کند و خودبخود من به تمام اهدافم میرسم .

      گرچه من از این دوره حتی انتظار لاغرتر شدن را هم ندارم چه برسد به کسب درامد و یا بچه دار شدن . 

      اما ایمان دارم که این مسیر صراط مستقیم است و وقتی با اطمینان و احساس یگانگی در این مسیر حرکت کنم کم کم آنچه که در ذهنم است تغییر می کند . 

      من فقط و فقط برای تغییر مسیر ذهنی ام اینجا برگشتم  . چون اینجا برای من خانه ی خداست . خدایی که اولین بار در ۴ سال پیش در اوج حال بد و چاقی ام به این مسیر فراخواند اکنون نیز دوباره به این مسیر فراخوانده .

      نمیدانم به چه خواهم رسید .

      من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست . 

      همین که اینجا مینویسم و حالم خوبه برام کافیه . 

      در مسیر درست که باشم نتایج خودبخود پدیدار میشن . 

      نتایج نشانه ی هر مسیر است . پدیده های بیرونی به ما نشان میدهند مسیر حرکتمان درست است یا غلط . 

      پس من اینجا حرکت میکنم . و حرکت دوباره ام را  با عشق واشتیاق به خود مسیر آغاز می کنم  و حال خوبم برایم کافیست . حال خوب هم که خداست . و خدا برایم کافیست . 

      الیس الله کاف بعبده  . 

      آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟ 

      بله کافیست . 

      خداوند خودش آرام و اهسته تمام محتویات ذهن مرا پاکسازی میکند و مسیر حرکت مرا تغییر می دهد . 

      خدایا شکرت . 

      خدایا ممنونم که دوباره مرا به سمت راه تناسب فکری هدایت کردی تا با ذخیره ی اطلاعات صحیح دوباره به آرامش برسم 

      خدایا از تو ممنونم که بار دیگر مرا به راه راست هدایت کردی . راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه راه گمراهان . 

      خدایا از تو سپاسگزارم بابت هدایت دوباره ام . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 279 کلمه

        سلام و درود
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه من و دیگر دوستان هستید خوشحالم
        درباره نوشته های سایت اگر دوستی درباره شخص بنده هر نظری داشته و ثبت کند هرگز آن دیدگاه اصلاح یا حذف نخواهد شد اما اگر دیدگاه خطاب به دوست دیگر باشد حتما اصلاح و بعد منتظر می شود
        عقیده من این است که سرزمین لاغرها محل امنی است برای افرادی که سالها از چاقی و اشتباهات ذهنی آسیب دیده اند بنابراین شایسته نیست به شکل های دیگری به یکدیگر آسیب وارد کنیم.
        در مورد کپی کردن نوشته اتفاقا باید خوشحال باشید این نشان از ارزش و کیفیت محتوای شماست و فردی که کپی می کند در آن لحظه به دنبال تجربه احساس بهتر است و نوشته شما به او کمک می کند این احساس ناپایدار را تجربه کند و البته برای او دعا کنیم که به خود و توانمندی هایش در نوشتن باور و ایمان پیدا کند.

        این عبارت در نوشته شما عالی است: (درسته که خدا با منه ولی وقتی تنها حرکت کنم اندیشه های شیطانی بر من غالب میشه)
        دقیقا درسته
        با هم بودن احساس امنیت و پایداری در ما ایجاد می کنه و به همین دلیل نه تنها انسانها بلکه بسیاری از موجودات به شکل گروهی زندگی می کنند
        وقتی در بین افرادی که همفکر و هم احساس خودت هستند حرکت کنی قطعا احساس امنیت و تسلط بیشتری بر نجوای ذهنی خواهی داشت.

        و نکته آخر:
        در زمان گمراهی پاداش ها اندک و خطاها ناچیز شمره می شوند اما وقتی هدایت انجام شود و از سوی بنده پذیرفته شود پاداش ها عظیم و خطاها ناچیز شمرده می شوند اما اگر بنده از مسیر هدایت خارج گردد نه تنها پاداش ها اندک خواهد شد بلکه خطاها بزرگ شمرده می شوند

        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار الهام خضرلو
        ۱۴۰۱/۰۴/۳۰ ۲۰:۴۱
        مدت عضویت: 2479 روز
        امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 632 کلمه

        سلام سادات عزیزم

        در مورد بازاریابی شبکه ای به نظرم مسیر درستی انتخاب نکردید. من هم چند سال بود با پیشنهادات زیادی رو به رو شدم ولی اصلا حس خوبی به این کار و روش عضو گیری وفروش محصول نداشتم .خواهرم چند ساله درین کار هست و در حال درجا زدن تا حالا چندین شرکت عوض کرده دوتاش کلا تعلیق شده ولی دوباره سراغ شرکت دیگه رفته منم قبل عید به اصرار خواهرم محصولاتشون رو خریدم و استفاده کردم وکار فروش رو آغاز کردم ولی از همون اول حالم وحسم بد بود خدای درونم بهم میگفت مسیر اشتباه هست ولی من چون فکر میکردم اول کار هست و اول هر کاری سخته منفی بافم داره منو میترسونه و حالم رو بد میکنه در حالی که فرشته درونم بود ومنو از ادامه کار منصرف میکرد. 

        شرکت بعد ورود من یک ماه طول نکشید تعلیق شد و مدیرعامل هاشون زندان رفتن ومن موندم ومحصولات بی کیفیت که هیچ اثری از اونها ندیدم. .

        وقیمتها خیلی گرون بودند و کسی بابت اونها حاضر به پرداخت بها نبود درسته من خرید زیادی انجام ندادم ولی توی روحیه ام تاثیر خیلی بدی گذاشت من دو سه ماه تمرکزم رو از دست دادم وحالم به شدت بد شد .

        کلا این شرکتها وبازار یابهاشون سرشار از انرژی منفی هستند همه حرفهاشون و تبلیغاتشون دروغ هست فقط برای فروش تبلیغ می‌کنند.

         شرکت بابت این فروش محصولات بی کیفیت به اونها پورسانت میده واین اصلا منصفانه نیست هم گرون میخری هم نتیجه نمیده اثر گذار نیست محصولات 

        وهم بازاریاب ها درین وسط محصولات شرکت رو با هزار زحمت به فروش میرسونن وهمه سود برای روسای شرکت هست یعنی برای اونها حمالی میکنن .

        سالهاست خواهرم با اینکه پرستار هست یه کیف دستی همراهش هست و داره محصولات شرکت رو باخودش این ور اون ور میبره وخرده فروشی میکنه وبعد شیفت در جلسات آنلاین هستن و وقت برای خودش اصلا نداره خواب درست حسابی نداره 

        نمیدونید چقدر من درین چند ماه احساس پیری و زشتی کردم این‌قدر که درین جلسات میگن اگر این کرم رو نخری استفاده نکنی پوستت چروک میشه پیر میشه لک میشه موهات اینطور میشن کلا به آدم حس منفی میدن وحس پیری وزشتی به آدم القا میکنن 

        ومن سالهاس پولهایی که به زحمت جمع کردم برای خرید از محصولاتی که خواهرم توشرکتشون بوده هزینه کردم و هیچ تغییری در صورت وموهام مشاهده نکردم من با اون پولها میتونستم بهترین محصولات وبرند های مطرح رو خرید کنم .

        با این شرکت‌ها شما به جایی نمیرسید هر اسمی باشه چون پایه شون بر صداقت و درستی نیست .

        من حالم تازه خوب شده افسرده شده بودم بااین کار 

        تازه خواهرم بعد تعلیق شرکت دو ساعت طول نکشید رفت شرکت دیگه و درحالی میگفت این بهترین شرکت در ایران هست و هنوز شرکت پورسانت شون رو نداده ودر دادگاه هستن وبا من قهر هست چون من وارد شرکت جدید شون نشدم .

        خواهرانه میگم هر چه زودتر ازین شرکتهای قلابی بیایید بیرون این شرکتها سرابه فقط

        من قبل عید در حالت روحی خوبی نبودم که وارد این شرکتها شدم واز مسیر خارج شده بودم شما هم با این تفاسیر وارد فاز منفی شدید که ازین سایت خارج شدین و وارد مسیر اشتباه شدید .

        و نکته آخر این ها هم به قول استاد مثل سایتهای قمار هستن که روسای سایت ها چند تاشون رو ساپورت میکنه و مردم رو فریب میدن که ببینید اینها از شرط بندی ازاین سایت به

        این وضع مالی رسیدن دقیقا برای بازاریاب های شبکه ای هم اینطوره چند تا شون رو حمایت میکنن بعد تو بوق و کرنا میکنن ببیند این از کار فروش به اینجا رسیده همهشون همینن باور کنید

        شاید باور نکنید الآن چون ذهن این افراد رو با وعده های پوچ وتوخالی پر کردن ولی بعد این که درسهاتون رو گرفتین جهان خودش شما رو ازین شرکتها جدا خواهد کرد خواهرم هنوز به اندازه کافی تنبیه نشده قبول نمیکنه این شرکتها آینده نداره و پول این شرکتها برکت نداره 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۱/۰۵/۰۲ ۰۰:۲۱
          مدت عضویت: 2467 روز
          امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 553 کلمه

          ممنون از راهنماییهای جامع و کاملتون . عزیزم من خیلی خوب تحقیق کردم  بعد وارد این کار شدم .

          الان در دانشگاه تا مدرک فوق لیسانس این بیزینس داره تدریس میشه . 

          به نظر من بهترین روش پولدار شدنه . 

          چون تو تنها حرکت نمیکنی . با تیم حرکت می کنی . اونا رو رشد میدی و اونا هم تو رو رشد میدن . 

          من دست خدا رو در این بیزینس میبینم . 

          منتها باید فروشندگیت خوب باشه در مورد محصولات هم خودم شخصا استفاده کردم و عالی بوده . 

          ۳ ماهه واردش شدم اما میبینم چطور همه در حال انرژی مثبت دادن هستن . من شرکتهای دیگه رو خیلی نپسندیدم اما این شرکت رو خوشم اومد .  این شرکت بیش از ۱۰۰ سال سابقه ی کار داره . پدر بزرگ مدیر عامل فعلی  اولین بار در ایران صاحب این کسب و کار  بود البته اون زمان بازاریابی شبکه ای نبود .

          اما در کل من با شناخت کافی رفتم الان نفر قبل من این ماه ۲۰۰ میلیون درامدشو زد و نفر بالاییش ۱ میلیارد . چون تیم فروششون گسترده است آموزش دارن . 

          منم تازه کارم به مرور تیم سازی می کنم و به امید خدا با نگرش درست قطعا منم مثل این عزیزان موفق میشم . 

          چون شرکت پایه و اساس داره بهش مطمئنم . فقط چون خودم تا حالا فروشندگی نکردم برام سخته ولی میتونم تیمم رو آموزش بدم و شرکت بابت آموزش بهم پورسانت میده . 

          من نظر مثبتی به این بیزینس دارم چون همه سود میبرن نه فقط بالاسریها اینجوری نیست که تو بفروشی سودت فقط برسه به بالاسریها . 

          تو خودت میتونی تیم فروش داشته باشی . خودت میتونی مدیر بشی و شرکت هم بابت فروش و هم بابت اموزش افرادی که میاری بهت پورسانت میده . 

          چون دارم میبینم افراد سازمان رو . 

          با هم در یه گروهیم اونقدر انرژیشون مثبته که خدا می دونه ‌ من فقط حامی ندارم فعلا . یعنی خانواده ام هیچ درکی از این بیزینس و کار ذهنی ندارن . 

          اما این بیزینس رو به گسترده شدنه . همسو با قوانین آفرینشه . 

          تو روز به روز میتونی پیشرفت کنی . در جا زدن نداره . 

          کار تیمیه . 

          دست خدا هم با جماعته و بازم میگم در جمع بودن و حرکت کردن بهتر میتونه مارو موفق کنه . 

          اما من  باورهای پولسازیم ضعیفه تا حالا اینجوری کار نکردم ولی کم کم باورهامو قوی می کنم و تیم فروش تشکیل میدم .تیمهایی که اونها هم تیم داشته باشن که بتونند اونا هم پیشرفت کنند . 

          همه با هم رشد می کنیم و  همه با هم پولدار میشیم  و منم مثل همکارام شایدم بهتر از اونا عمل کنم  چون این بیزینس رو درک کردم از همه چیش راضی ام . هیچ هزینه اولیه نمیخواد . کلاهبرداری نیست . محصولاتش رو خودم استفاده کردم و عالی بودن . من فقط قدرت فروشم رو باید تقویت کنم و قدرت تیم سازیم رو . 

          الان همین محصولات رو کلی از همکارام دارن میلیون میلیون میفروشن . منم به امید خدا باورهام که اصلاح بشه موفق میشم چون تازه شروع کردم . لیدرم میگفت بازم نسبت به خیلیها بهتر عمل کردی . من فقط باورهای مانع دارم که لازمه بیشتر در این بیزینس بمونم تا اونا هم برطرف بشه . 

          ممنون از اطلاعاتی که بهم دادین ولی من همه ی اینارو تحقیق کردم بعد وارد کار شدم . ممنون که نگرانم بودید و خواهرانه راهنماییم کردید . 

          خوشحالم که در کنار دوستان دلسوزی مثل شما هستم .

          خدایا شکرت 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار الهام خضرلو
            ۱۴۰۱/۰۵/۰۲ ۱۰:۴۳
            مدت عضویت: 2479 روز
            امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 8 کلمه

            خواهش میکنم عزیزم;
            براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فاطمه سادات
              ۱۴۰۱/۰۵/۰۳ ۰۰:۰۸
              مدت عضویت: 2467 روز
              امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

              نشان های دریافت شده

              سطح مبتدی
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 4 کلمه

              ممنون عزیزم همچنین .

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ملکه عشق
        ۱۴۰۱/۰۴/۳۱ ۱۶:۳۹
        مدت عضویت: 1998 روز
        امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 214 کلمه

        سلام و درود فاطمه سادات عزیز 

        بنده شب یلدا سال ۹۸با این سایت آشنا شدم و اون زمان ،دیدگاههای شما را می خوندم و خیلی لذت می بردم (:

        ولی بعد از مدتی دیدگاهی ثبت نکردین؟؟!! 

        ولی در ذهن من بودید و وقتی اخیرأ دوباره دیدگاه را ثبت کردین از روی نام و البته تصویرتون شناختی در ذهنم حاصل شد و بسیار خوشحال شدم و شوق داشتم نوشته شما را بخونم.

        تنها چیزی که از موضوع کپی در این مدت فعال بودنم در سایت می دانم ،در یک زمانی استاد حراست سایت را فعال کرده بودند که هیچ فردی نمی توانست حتی نوشته های خودش را به دلایلی که نمی دانم ،کپی کند !….

        نکته فوق العاده ای را برام پیام کردین این که به تنهایی نمی شود مسیر را ادامه داد ،چون افکار منفی بر ما غالب می شوند….. مرسی دوست خوبم. 

        و اما همه ما در مسیر زندگیمون تجربه های فراوان داریم ولی قشنگی داستان اینه که ..همه چیز به نفع ماست .

        حتی خواسته های ما همان اسباب بازی هایی هستند که ما را به اصل و حقیقت وجودی خویش،هدایت می کنند …

        شاید باید به معنای واقعی پذیرش خود برسیم اینکه من هم اکنون انتخاب شده ام که زنده باشم و هستم . 

        و خداوند امید هیییییییچ امیدواری را ناامید نمی کند .

        همواره دل آرام و دریادل باشید.   

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۱/۰۵/۰۲ ۰۰:۲۵
          مدت عضویت: 2467 روز
          امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 94 کلمه

          سلام دوست خوبم ممنون از تک تک کلماتتون . چقدر بهم انرژی دادید . 

          ممنون که آرام و صبور راهنماییم کردید . متشکرم .  به هر حال دیگه اون اتفاق رو فراموش کردم . اگه حرفی به دل میشبنه قطعا گوینده اش خداست . پس حرف من نیست . اگه هم ازش کپی میشه از خدا کپی کرده شده و همه ی این عالم کپی شده ی خدا هستند پس دیگه بخشیدمش رو و خودم رو از میان برداشتم و دوباره برگشتم 

           خدارو شکر که دوستان خوبی چون شما دارم . 

          خدارو شکر بابت حضور شما عزیزانم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا