0

صدای ذهن چاق

صدای چاقی ذهن
اندازه متن

تا حالا به این فکر کردی چرا هر چقدر تلاش می‌کنی لاغر بشی، باز هم یه صدایی توی ذهنت پیداش می‌شه و همه چی رو خراب می‌کنه؟ 🎧

اون صدای آرومی که می‌گه «الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»، یا «این یه لقمه که چیزی نیست!» دقیقاً همون صدای ذهن چاقه.

همه ما یه مربی خصوصی پنهان داریم که بدون مرخصی، شب و روز داره کمکمون می‌کنه… اما نه برای لاغر شدن، بلکه برای چاق‌تر شدن! 😅

تو این مقاله قراره با این مربی پنهان روبه‌رو بشیم و بفهمیم چطور سال‌ها با حرف‌هاش مسیر زندگی و تناسب اندام ما رو تغییر داده.

مربی خصوصی چاقی

😲 شاید برات عجیب یا حتی خنده‌دار باشه اگه بفهمی توی این دنیا، آدم‌هایی هستن که یه مربی خصوصی استخدام کردن تا کمکشون کنه چاق و چاق‌تر بشن!

اما چیزی که بیشتر از اون تعجب‌آوره اینه که… ممکنه خودِ تو هم یکی از اونایی باشی که سال‌هاست زیر نظر یه مربی حرفه‌ای، مسیر چاقی رو طی می‌کنی — بدون اینکه بدونی! 🤯

💡 در واقع، به تعداد آدم‌های چاق روی زمین هستند که به عنوان صدای ذهن چاق در ذهن انسان ها وجود داره؛ صدایی که هیچ‌کدوم از بقیه ضعیف‌تر نیست و همه‌شون دارن با بالاترین استاندارد ممکن، چاقی رو آموزش می‌دن… به ماهایی که ناخودآگاه شاگردشون شدیم.

من، تو و هر کسی که اضافه‌وزن داره، سال‌هاست در کلاس‌های فشرده این مربی حضور داریم و خیلی از رفتارامون دقیقاً نتیجه همون آموزشه.

صدای چاقی ذهنمربی خصوصی چاقی

🧠 ویژگی‌های این مربیِ خاص — همون صدای ذهن چاق — رو ببین:

  • هیچ‌وقت مرخصی نمی‌ره! همیشه فعاله، حتی نصف شب! 🌙
  • ۲۴ساعته در خدمتت هست تا مطمئن بشه راه رو اشتباه نرفتی 😅
  • درباره مزه‌ی غذاها و لذت خوردن، اطلاعات عجیب و باورنکردنی داره 🍩🍕
  • یه حافظه قوی و نامحدود داره؛ دقیقاً می‌دونه چی رو کی بهت پیشنهاد بده!
  • اگه یه برنامه‌اش جواب نده، سریع یه نقشه دیگه می‌کشه تا دوباره سرتو گرم غذا کنه 🍔
  • همیشه همراهته، همیشه پشتیبانته، بدون خستگی… و البته رایگان! 😄

و این فقط یه بخش کوچیک از مهارت‌ها و ویژگی‌های صدای ذهن چاقه؛ همونی که سال‌هاست بی‌وقفه در خدمت ماست.

✍️ شاید تو هم ویژگی‌های دیگه‌ای از مربی پنهان ذهنت سراغ داری…

تو کامنت‌ها بنویس؛ مشتاقم بدونم صدای ذهن چاق تو چطور عمل می‌کنه!

🎯 شناسایی مربی پنهان ذهن تو

احتمال زیاد تا اینجای مقاله، متوجه شدی که مربی خصوصی‌ای که سال‌هاست باهاش در ارتباطی، کسی نیست جز همون صدای ذهن چاقت. 🎧

همون صدایی که همیشه حاضر و آماده‌ست تا تو رو قانع کنه یه چیزی بخوری…

با منطقی قوی، حرف‌هایی آشنا:

🍞 «بخور، چون ممکنه تا ظهر هیچی گیرت نیاد!»

🍪 «یه دونه دیگه بردار، این که چیزی نیست!»

🍰 «اگه بمونه مزه‌ش عوض می‌شه، حیفه!»

🍕 «تا کسی نیومده چندتا دیگه بخور، بعداً چیزی نمی‌مونه برات!»

این همون صداییه که از لحظه‌ای که چشم‌هاتو باز می‌کنی تا شب، همیشه کنارت هست؛

باهاش بیدار می‌شی، باهاش تصمیم می‌گیری، و حتی خیلی وقتا ازش دستور می‌گیری… 😬

جالبه که هیچ‌وقت چهره‌ش رو ندیدی، هیچ‌وقت باهاش رودررو صحبت نکردی، ولی با این حال، همیشه باهات بوده.

حتی وقتی از دستش خسته شدی، رژیم گرفتی یا خواستی خلافش عمل کنی، ناراحت شدی، گریه کردی…

بازم اون، مهربون و صبور، برگشت و سر جاش موند. 💬

🧠 صدای ذهن چاق هیچ‌وقت خسته نمی‌شه

هیچ‌وقت عصبانی نمی‌شه

و همیشه آماده‌ست تا برات یه دلیل تازه برای خوردن پیدا کنه!

🧠 صدای ذهن چاق؛ مربی آرام اما سرسخت!

اگه دقت کنی، یه صدا همیشه توی ذهنمون هست؛ آروم، محترمانه، و خیلی منطقی 🎧

همون صدایی که از همون لحظه‌ای که چشم‌هامونو باز می‌کنیم، اولین پیشنهاد غذایی رو می‌ده:

🍞 «صبحونه رو کامل بخور، باید جون داشته باشی برای سر کار!»

🥪 «یه کم دیگه بخور، معلوم نیست تا ظهر چیزی گیرت بیاد یا نه!»

🍪 «یکی دیگه بردار، اون یکی کم بود!»

🥣 «این ته‌مونده رو هم بخور، حیفه بمونه!»

🍕 «تا کسی نیومده چندتا دیگه بخور، بعدش ممکنه چیزی نمونه!»

🍰 «تر و تازه‌ست، الان بخور، فردا دیگه مزه نمی‌ده!»

این‌ها فقط یه گوشه‌ از پیشنهادهای حرفه‌ای صدای ذهن چاقه؛ مربی وفاداری که ۴۳ ساله شبانه‌روز کنارمه و بدون خستگی کارشو انجام می‌ده 😅

تو این سال‌ها بارها ازش خسته شدم…

گاهی بغض کردم، گاهی شکایت، گاهی حتی گریه… 😢

اما اون همیشه صبور بود؛

نه دلخور شد، نه بی‌تفاوت، نه عقب کشید.

✨ همیشه با تعهدی عجیب، دوباره برگشت و با مهربونی گفت: «فقط یه لقمه دیگه!»

همینه که صدای ذهن چاق رو خاص می‌کنه؛

آروم، وفادار، منطقی… و دقیقاً همینه که لاغر شدن رو سخت می‌کنه.

❌ چرا هیچ رژیمی حریف صدای ذهن چاق نمی‌شه؟

تا حالا چند بار با انگیزه رفتی سراغ یه رژیم جدید؟

چند بار با خودت گفتی: “این‌بار دیگه جدی‌ام!” ✊

ولی بعد از یه مدت، یهو دیدی دوباره برگشتی به همون مسیر قبلی… و حتی با اشتهای بیشتر! 😫

📌 دلیلش ساده‌ست:

رژیم‌ها و روش‌های لاغری کوتاه‌مدت هستن، ولی صدای ذهن چاق برنامه بلندمدت داره.

اون صدای آشنا، از سال‌ها پیش داره بی‌وقفه برات برنامه‌ریزی می‌کنه، خاطره‌ها رو ذخیره کرده، الگوها رو ساخته، و با صبر و پشتکار، سبک زندگیتو شکل داده. 🧠⏳

پس طبیعیه که وقتی رژیم‌ رو شروع می‌کنی، فقط برای مدت کوتاهی بتونی مقاومت کنی.

بعدش چی می‌شه؟

🍰 صدای ذهن چاق میاد سراغت، با حرف‌های قانع‌کننده‌اش:

«این رژیم بهت نمی‌سازه.»

«یه کم بخور تا انرژی بگیری.»

«تو که این همه سختی کشیدی، یه جایزه به خودت بده!»

و تو، دوباره برمی‌گردی… نه فقط به وزن قبلی، بلکه با اضافه‌بار بیشتر 😩

💥 واقعیت اینه که هیچ رژیمی نمی‌تونه با ذهنی که سال‌هاست برنامه‌ریزی شده برای چاقی، رقابت کنه.

مگر اینکه اول از همه، با خود اون صدا روبه‌رو بشی…

دلیل موفقیت مربی خصوصی چاقی

هیچ برنامه رژیمی، ورزشی و به طور کلی هیچ روشی لاغری توانایی برهم زدن برنامه بلند مدت مربی خصوصی چاقی تان را ندارند.

بلند مدت بودن برنامه های مربی خصوصی چاقی مهمترین عاملی است که سبب شده هیچ برنامه لاغری قادر به شکست دادن یا ایجاد خلل در اجرای برنامه های او نباشد.

شما از هر برنامه رژیمی، ورزشی یا از هر روشی برای لاغری استفاده کنید برای مدت محدود قادر به دنبال کردن آن برنامه خواهید بود.

در نهایت از ادامه روش لاغری خود خسته و دلسرد می شوید و این به معنای ادامه کار و فعالیت مربی خصوصی چاقی به شکل قوی تر و متعهدتر از قبل خواهد شد.

حتما این تجربه را دارید که بارها بعد از اتمام یا رها کردن برنامه رژیمی یا ورزشی با عجله و شدت بیشتر از قبل به سمت دوباره چاق شدن حرکت کرده اید.

این بخاطر برنامه های جبرانی است که مربی خصوصی چاقی برای شما در نظر گرفته است.

🎯 جمع‌بندی: سکوت ذهن چاق، شروع مسیر لاغری

حالا که شناختی صدای ذهن چاق چطور بی‌صدا اما قدرتمند هدایتت می‌کرد، وقتشه تصمیم بگیری صدای جدیدی رو توی ذهنت فعال کنی…

صدایی که به جای سرزنش، تشویق می‌کنه 💛

به جای پرخوری، تو رو به آرامش دعوت می‌کنه 🧘‍♀️

و به جای شکست، امید و تکرار یاد می‌ده 🌱

✅ فقط کافیه هر بار اون صدای آشنا توی گوشت گفت: «اشکالی نداره، بخور!»

تو یه لحظه مکث کنی، لبخند بزنی و در دلت بگی:

«من صدای لاغریمو انتخاب کردم، دیگه گوشم با تو نیست!» 🎧❌

و یادت نره:

تمرینِ شنیدن صدای ذهن لاغر، مثل یاد گرفتن یه زبان جدیده.

اولش ممکنه سخت باشه، ولی هر چی بیشتر تمرین کنی، راحت‌تر می‌شنویش و باهاش هماهنگ می‌شی. 🎵

🌈 پس همین امروز، اولین گفت‌وگو رو با صدای ذهن لاغرت شروع کن…

🎯 تمرین تعاملی: شناخت مربی خصوصی چاقی شما

بهترین معلم من در زندگی، مربی خصوصی چاقی‌ام بوده! 😅 اما برای شما چطور؟

📝 حالا نوبت شماست. در بخش نظرات این جلسه به این سوالات پاسخ بدید:

  • چه شناختی از مربی خصوصی چاقی‌تون دارید؟
  • چه خاطره‌ای از برنامه‌های جبرانی یا تصمیم‌های عجیب او دارید؟
  • تا حالا به توصیه‌هایش گوش نکردید؟ نتیجه‌اش چی شد؟
  • وقتی راه متفاوتی رفتید (برعکس اونچه مربی‌تون می‌گفت)، چه اتفاقی افتاد؟
  • احساستون نسبت به این مربی درونی چیه؟

هر چی دوست دارید درباره این مربی خاص بنویسید، همین حالا در بخش نظرات ثبت کنید! 💬👇

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.47 از 76 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=43279
22 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۸ ۱۰:۴۱
      مدت عضویت: 1260 روز
      امتیاز کاربر: 11565 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      سلام استاد 

      چقدر این فایل مهم و تاثیرگذار است و ما از این نجوای ذهنی از قبل غافل بودیم . 

      تا زمانی که زنده هستیم این نجوای ذهن همراه ما خواهد بود و این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم که از کدام نجوای ذهن پیروی کنیم چون وقتی نجوایی درذهن من تکرار بشه که از خوردن و لذت خوردن صحبت میکنه من باید تشخیص بدهم این افکار از خانم منفی باف است یا فرشته ی مهربان ووقتی به این آگاهی رسیدم که این نجوا از ذهن چاق من است و من از ان پیروی نکنم خود به خود لاغر میشوم چون این صدا پیروز میشه چون تمام لحظاتی که بیدارهستی ذهن درحال حرف زدن است و شما نمیتوانی این صدارا خاموش کنی و این صدای چاقی مانع لاغر شدن شما است 

      چقدر درطول این 47 سال زندگی این صدای ذهن چاق مارا تشویق به پرخوری کرده و میکند چون دراین کار بسیار ماهر و استاد شده است و دقیقا هربار به یک روشی این کاررا میکند و مثل افتاب پرست جنس حرفهاش را عوض میکنه یکبار از درب نصیحت / یک بار از درب دوستی / یک بار از درب سرزنش و تحقیر با ما حرف میزند و ما که نمیدانستیم مغز ما دستور از ذهن ما میگیرد و چون ذهن ما این حرفهارا تکرار میکرده و مغز هم به اجبار این کارها را انجام میداده فکر میکردیم که چقدر من بیعرضه هستم و اعتماد به نفس پایین داریم که نمیتوانم با دیدن غذایی از خوردن ان صرف نظر کنیم و همیشه قبل ازخوردن و درحین خوردن این نجوای ذهن من را تشویق به خوردن و لذت از خوردن میکرد و بعد از خوردن دوباره شروع به سرزنش و تحقیر که دیدی نتوانستی جلوی خودت را بگیری و ما مثل یک برده اسیر درقلعه ای بودیم که هربار با ما بازی را شروع میکرد و نمیدانستیم چگونه باید از دست این زندانبان که درهر لحظه با ما حرفی را میزد چگونه برخورد کنیم و کم کم به این شرایط عادت کرده بودیم که بله من اراده ندارم و چون از اطرافیان هم شنیده بودم که چاقی درمن ارثی است دیگر تلاشی برای لاغر شدن نمیکردم با شکست هایی که درمورد انواع رژیمها گرفته بود ونتیجه خوبی هم نگرفته بودم کم کم چاقی را یاد گرفته و به آن عادت کرده بودم و خدارا شکر از وقتی با این سایت آشنا شدیم و دانستیم که درذهن ما دو چیز وجود دارد 1- خانم منفی باف 2 فرشتهی مهربان و اگر با خودمان قهر باشیم و به خودمان احترام نگذاریم همراه خانم منفی باف هستیم و همیشه احساس بد را همراه داریم و هرگز لاغر نمیشویم چون این خانم منفی باف دوست و همراه ما نیست و اگر با فرشته ی مهربان همراه باشیم همیشه احساس خوب و شاد بودن داریم و با شاد بودن میتوانیم رویاهای زیادی را خلق کنیم و به آنها برسیم و لذت فراوان را بدون هیچگونه سختی برای خود به ارمغان ببریم 

      پس ما قبل از خوردن و دیدن هرچیزی باید ابتدا به نجوای ذهن خود توجه کنیم و با اگاهی کامل تشخیص بدهیم که ایا خوردن این غذا برای من لازم است . ایا سرعت ترمیم را کاهش و سرعت تخریب را دربدن من زیاد نمیکند و با تصمیم درست مسولیت خوردن را به عهده بگیریم با چندین با رتمرین کردن و تصمیم درست گرفتن ذهن کم کم این کاررا به صورت عادت درمیاورد چون نمیخواهد انرژی زیادی را مصرف کند و ما خود به خود و بدون سختی لاغر میشویم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۷ ۲۰:۳۸
      مدت عضویت: 1341 روز
      امتیاز کاربر: 86171 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 466 کلمه

      سلام برقادر مطق همه جهان  

      سلام براستاد عطلر روشن وهمه دوستان 

      ااز زمانککودکی که به یاددارم من فردی چاقتر ازهربچه ازطرافم‌بودم وتا همبن سال فبل احساس میکررن هرچی تو ذهنم‌وتوافکارمن‌هست توکل انسانها هم‌هیت هیچ فرفی بین فرد متناسب ومثل  هست روزی که وارد این‌ مسیر بعضی ازحرفهای استاد رو اصلا متوجه نمشدم واین زماتی بهش رسیدم‌که بابدبا تعداد  افراد متناسب که وتناسب طبیعی دارن پرسش کنم وفتی جواب این ۳ نفر رو دیدنم کلی تعجب کردیم‌که این و افکار فقط تو ذهن من هست اصلا هیج این افکار واین حرفها تو ذهن این افراد نیست تازه برای جواب دادن کلی فکرمیکردن  و به شکل واضح نمتواستن جواب بدن چون سوال من رو اصلا  تا اون روز بهش فکر نکرده بودن چه برسه اون متوجه بشن تو ذهنشون باشه  ارامش رو زمانی متوجه شدم‌ که واین افکار رو به شکر خداوند  ارام ارم از خودم‌ گرفتم   وبه  ارامش رسیدم و تازه درک‌ میکنم  که چقدر تو افکار فشار بود جقدر حرف بود جقدر صحبت بود جقدر تصویر تو ذهنم داشتم و چقدر فرموال داشتم‌ که به شکر خدا ابن زمان تا حدود زیادی دیگه ندارم و این  مایعه خوشحالی  من‌ هست و این رو هم از اموزش درست کامل استادم‌ اقای رضا عطار روشن این مسبر دارم‌

      وفتی  تو این مسبر قرار گرفتم واون‌ فشاری ناشی از کلی باورها از خودم گرفتم  به ارامش دست پیدا  کردم   به خودم میگم‌ جقدر ارامش  دارم جقدر و ذهنم  تو ارامش وفت مواد غذایی رو  نگاه میکنم هیج ترس نکرانی استزس وهیچ سول جواب تو ذهنم  نیست ابن هدیه این‌ مسیرهست که بهش رسیدم  از  درخواستم خودم وهدایت خدای عزیزم  بهش دست پیدا کردم و این ارامش با ادامه مسیر  توسطح بهتری بیشتر تو ابعاد بزرگتر تو بخش دیگه زندگی داره به شکل خوبی خودش رو نشون میده  

       تناسب فکری  فقط  این‌ نسیت که ما بیام فقط لاغربشم‌ بریم‌ تناسب  فکری اگه  ادامه بدیم  زمان براش بزاریم  اول کم‌ کردن واون فشاری ناشی از باوره چاقی و باوره و فرمولهای ایحاد در ذهن هست وفتی به این‌ مهم‌ دست پیدا کردیم  تازه متوجه شدم  که میشه ازاین  روش استفاده کرد برای هرجنبه زندگی گه دورنش دجار مشکل بودم  ساله ها درپی رفع  این مشکلات هی درجا زدم  واین مسیر درکل راه علاج مشکلات کلی زندگی هر انسان دورنش نهفته هست برای ذهن این که و این باوره  رو از  فقط برای چاقی و دریافت لاغریهش نگاه  بشه نیست و اصلا معنی  نداره ه باوره تو هر بخش  زندگی تاثیر داره نه فقط لاغری با درک این هدف من‌ برای دست یایی به این هنر برطرف کردن هر مشکل انشالله که دارم‌ هنر این مسبر رو بهش دست پیدا میکنم و اون صدای ذهن از خودم گرفتم و جای اون ارامش ذهنی اسودگی خیال رو دریافت کردم  برای من خیلی شیرین هست

      خدا پشت وپناه  هتون یا حق. حق. نگه دارتون  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۷ ۱۷:۱۷
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 63892 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,016 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی 

      استاد من تا قبل از اینکه باسایت شما آشنا بشم یادمه که از دوران بچگی که همه بهم میگفتن تپل یا این بچه ات حق خواهرشو خورده با اینکه کااااملا متناسب بودم و اصلا اضافه وزن نداشتم این نگرش در من ایجاد شد که من تپلم ناخودآگاه همچین نگاهی بخودم پیدا کردم و بعد که هر سال میگذشت بیشتر غصه میخوردم که من دوست ندارم تپل باشم و دوست دارم لاغر باشم اما مدام صدایی در ذهنم میچرخید که چون تپلی پس به مامانت رفتی و عاقبت اندامت شبیه اون میشه و این صدا همیشه توی گوشم بود و از اینکه بین آدما به دلیل پدرمادرشون باید تفاوت اندامی وجود داشته باشخ همیشه ناراحت بودم تا اینکه کم‌ کم دلایل چاقی در ذهنم زیاد شدن و من چون ترسیده بودم از اون تصویری که در ذهنم شکل گرفته شروع کردم به جمع آوری اطلاعات در مورد دلایل چاقی بعد از سن بلوغ همیشه دغدغه من لاغر شدن بود و مدام صدایی وجود داشت که میگفت باید کم بخوری تا لاغر شی. تو خوابت زیاده پس همیشه چاق میمونی! تو کلا به مامانت رفتی هر کاری هم بکنی لاغر بشو نیستی ! خودتو تو آینه نگاه کن مو نمیزنی با مامانت! و کم کم از جسمم متنفر شدم و همیشه خشم و عصبانیت زیادی تو ذهنم‌نسبت به مامانم داشتم که تا قبل از آشنایی با لاغری با ذهن دلیلشو به صورت واضح نمیدونستم استاد اما کم کم هر چی با آموزش ها پیش رفتم فهمیدم علت خشم زیادی که از مامانم داشتم همین بود که این مربی چاقیم از بچگی گف تو قراره مثل مادرت چاق بشی و چاق بمونی! 

      همیشه صدای این مربی چاقی در ذهنم بود که از مزه ها میگفت همیشه مزه خوراکی ها در ذهنم زنده بود و با یادآوری هر خوراکی یا دیدن هر خوراکی بلافاصله طعم و بوی اونو برام تداعی میکرد! در عین حال از خوردن میترسوند! همیشه این صدا میگف تا عمر داری باید برای لاغری هم ورزش کنی هم پیاده روی روزانه. کم کم زمان ورزش کردنم زیاد شد من در روز صبح و ظهر هر روز ورزش میکردم و هر شب پیاده روی میکردم اولش میگف نیم ساعت خوبه بعد گفت کمه باید ۱ساعت بشه اونم تند تند بعدش گف یک ساعت کمه تا جایی که یادمه آخرای دوران سلطنت مربی چاقی من نزدیک ۳ساعت هم پیاده روی هام طول کشید همیشه از چاقی ترس داشتم همیشه نگران سایز جسمم بودم هر روز چندین بار متر به دست میشدم و متر میکردم هر ماه هم با ترازو خودمو وزن میکردم هر ماه منو به نخوردن های زیادی توصیه میکرد و وعده آخر ماه رو میداد که اگر خوب وزن کم‌کرده بودی میتونی جبران کنی و یکم ببشتر بخوری! تا اینکه حرص و ولع شدید در من شکل گرفت و آرامش رو از من گرفت.خواب شب رو از من گرفت و این مربی ۲۴ ساعته برای من حرف میزد و هر روز سرم از تکرار بی وقفه افکار چاقی سنگین بود بی انرژی شده بودم تا بخودم اومدم و گفتم خدایا دیگه بسه دیگه نمیتونم نمیشه اینجوری ادامه داد تا اینکه با شما استاد عزیزم آشنا شدم و شنیدن صحبت های شما مثل آب روی آتیش بودن دیگه صدای مربی چاقی رو میشناختم ولی ادامه دادم و تا الان در حال ادامه دادنم با اینکه در مسیر ادامه دادنم ولی هنوزم که هنوزه هرزگاهی صدای مربی چاقی من بلند میشه و منو از خوردن میترسونه ولی اینبار همزمان صدای مربی لاغری منم هست که بهم‌ آرامش میده!

      نمونه نزدیکش همین دیشب بود که بازم متوجه صدای مربی چاقی شدم که منو ترسوند از خوردن در حالی که با چشم خودم میدیدم اصلا پرخوری یا اضافه خوری ندارم اولش خواستم جوابشو بدم ولی مربی چاقی منو دعوت کرد به پذیرش به آرامش! گفتم اره درستش همینه با خودم صحبت کردم گفتم منِ سحر قبول میکنم و میپذیرم که هنوز صدای این افکار میان و هنوزم این افکار هرزگاهی در ذهنم مرور میشن و این طبیعیه چون ۳۰ ساله که این مربی در استخدام‌من بود این افکار این صدا ۳۰سال قدمت داره و میپذیرم که هنوز هست. ولی منم الان در مسیرم دارم در مسیر لاغریم حرکت میکنم همینکه دارم ادامه میدم یعنی در مسیر درستم و تا الانم پیشرفت های خیلییی خوبی داشتم و دارم الان من خیلیییی تغییرات در احساسم در نوع افکارم دارم از تنوع افکار چاقی من خیلییییی کم شده و همین عالیه! از خیلییی از نگرانی های چاقی من کم شده که دیگه ندارمشون و همین عالیه این افکار هستن ولی منم دارم مسیرمو ادامه میدم بذار حرف بزنه من با ادامه مسیرم کم‌کم میتونم از این مربی فاصله بگیرم!

      استااد همینکه الان من میتونم افکار چاقی رو بشناسم خیلیی خوبه چیزی که قبلا نسبت بهش آگاهی نداشتم ولی الان دارم! الان مدت هاست من به دنبال جمع آوری اطلاعات مربوط به چاقی و لاغری مثل گذشته ام نیستم و این اقدام بسیار بسیار بزرگیه که ۹۹ درصد مردم جامعه هنوزم مشغولش هستن ولی من نیستم این خیلییی حرکت مثبتی برای منه!

      همینکه دیگه درگیر متر و ترازو نیستم یعنی تصویر چاقی در ذهنم داره کمرنگ و کمرنگ تر میشه! همینکه شب ها راحت میخوابم نعمت بسیاااار بزرگیه! همینکه در طول روز افکار چاقی در ذهنم کمتر مرور میشن یعنی بهبود در شخصیتم و این یعنی من دارم درست حرکت میکنم همینکه الان من اینجا هستم و دارم مینویسم یعنی من در مسیر صحیح هستم!

      همینکه صبح تا بیدار شم اولین فکری که در ذهنم مرور میشه که بیام سایت و گام امروز رو ببینم که کدوم فایل رو باید ببینم یعنی در مسیر لاغری با ذهنم هستم! همینکه من دیگه مدتیه نمیگم‌میخوام‌مثل فلانی لاغر شم و این در ذهنم مرور شد که میخوام به لاغری خودم دسن پیدا کنم و لاغری که در درونم هست رو احیا کنم برای من یک نشانه بسیار بسیاااار ارزشمندی هست که من از خودم انتظار لاغری دارم این نگرش در ذهن ناخودآگاهم شکل گرفته که باور دارم لاغری درون منه! 

      خدایا شکرت از اینکه در مسیر  ادامه دادن حمایت و هدابتم میکنی🙏🏻

      استاد بینهایت از شما سپاسگذارم بابت اینکه ایینقدر به موقع مطالب سایت متناسب با نیاز ما دارن اماده میشن🙏🏻

      سایه تون مستدام باشه خیلی دوستتون دارم🙏🏻🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم حیدری
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۷ ۱۶:۰۴
      مدت عضویت: 2059 روز
      امتیاز کاربر: 62453 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه 

      این متن زیبا را من یک بار اونم تو سرو صدای خانواده خوندم اما با این وجود متوجه شدم که مربی خصوصی من برای چاقی همون ذهنم بوده که نه میدیدمش نه صدایی داشت فقط توانسته بود منو مطیع و فرمان بردار خودش کنه من هر چی اون می گفت انجام می‌دادم که این غذا را نخور چاق میشی زیاد نخور چاق میشی تند نخور چاق میشی دارو تقویتی چاق کننده هست برای رهایی از چاقی باید ورزش کنی باید بری پیاده روی در کنار اونم رژیم بگیری ،تو آینه نرو شکم پهلوت خیلی ضایع هست ،نرو عکس بگیر اعصابت خراب میشه ،لباس آماده سایز تو نیست باید بدی خیاط بدوزه برات و من روزانه با این مربی خصوصی به سر میبردم و تمام این کارها را انجام می‌دادم اما چاقتر میشدم تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم و متوجه اصل مطلب شدم خدا را شکر و من الان نه اینکه به حرف اون گوش نمیکنم بلکه دارم خلاف قبلا بر میگردم و لاغری را یاد میگیرم و خیلی هم موفق بودم خدا را شکر .

      امروز صبح که باشگاه بودم تو باشگاه گوشه و کنار دو تا یا سه نفر با هم همش صحبت چاقی هست که بسیار نگران هستن و چقدر دوست دارن لاغر بشن جالب اینکه یکی از اونا میگفت به مربی که اول امیدم به خدا بعد به شما که لاغری کنید من تو دلم میگفتم ای خدا نمیدانی چاقی درون خودت هست و روزی هزار بار خدا را شکر میکنم که منو هدایت کرد به سایت تناسب فکری .

      تشکر از استاد روشن عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yas
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۷ ۰۹:۴۲
      مدت عضویت: 954 روز
      امتیاز کاربر: 410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 730 کلمه

      به نام خداوند آسمان آبی

      منم مربی خصوصی چاقی داشتم اما بهترین استاد نبود شاید کارشو به بهترین نحو انجام داده اما در مسیر اشتباه و منم به مسیر اشتباه کشیده ، الان من چاقم و خودمم مسئول این چاقی هستم که همچنین مربی را ناآگاهانه سرلوحه کارام قرار دادم و بهترین مربی نبوده اگر الان قبول کنم بهترین مربی بوده یعنی هنوزم کارش رو قبول دارم پس بهترین مربی نیست! اما ازش متنفر نیستم چون میدونم مغز من عشق و نفرت را یکی میدونه و هرکدام را به نحوی میتونه گسترش بده پس من آگاهانه عشق را انتخاب میکنم تا گسترش پیدا کند.

      اما این مربی در زمان هایی که برای خرید وسایل بهداشتی یا خوراکی های ضروری به هایپر مارکت میرفتم میگفت برو قفسه تنقلات ، پفک با بسته بندی کوچک برندار کمه نمیتونی سیر بشی برو بسته بزرگ بردار بعد میگفت چیپس چندین طعم داره زیاد بردار یهو یک خوراکی جدید میدید می گفت بردار تا بری به بقیه بگی تنقلات جدید اومده ، یا خیلی وقت ها برای خرید صیفیجات مادرم منو میفرستاد سوپر مارکت به خودم قبلش قول میدادم فقط چیزایی که ماردم خواسته بخرم اما ناگهان حین حساب کردن مربی داد میزد مگیفت بستنی و چیپس بخر و بدون هیچ مانعی برمیداشتم.

      وقتی بستنی کیلویی خونه داشتیم شاید معقولانه ترین این بود که اندازه یک کاسه کوچک بریزم اما مربی خصوصی پیام میداد میگفت دوبرابر حجم آن کاسه بستنی بریز حالا سس شکلاتی فراوان بخور یا وقتایی که سیر بودم و هیچ احساس گرسنگی نداشتم مربی میگفت قابلمه غذا روی گازه از ناهار مونده که دوست داری برو یکم بخور میخوردم اما هنوز مربی میگفت حیفه کم مونده ازش بخور تا تموم شه منم بدون فکر میخوردم تا به انتهای قابلمه برسم.

      تا اینجا من کار هایی کوچک از مربی گفتم تا یادآور آن روز ها برای خودم باشه الان که فکر میکنم مربی باعث میشد من بدون توجه به سیر بودن خودم غذا بخورم بعد از آن میگفت چرا خوردی! دیگه چاق میشی ، الان میدونم اگر یک ظرف میوه روی میز من هست قرار نیست همه رو بخورم من باید هر زمان احساس ضعف کردم بخورم یا اگر به جعبه شیرینی حمله کردم این دستور مربی چاقی است که اشتباه و غلطه و من باید با آگاهی کامل تصمیم بگیرم 5 تا بخورم درسته یا یکی؟ مربی همیشه درحال کار بوده در هر زمان و فقط به فکر چاق تر شدن من بوده و این مربی در 6ماه کمتر کار کرد من قبل از شروع این مسیر لاغری با ذهن به مدت 6 ماه رژیم بودم کاهش وزن خوبی داشتم اما اگر احساس میکردم کسی دورم نیست مربی اونجا دستور میداد حمله کن یادم میاد یک روز پشت سر هم 35تا هلو خوردم حین خوردن مربی میگفت این میوه است همش آبه قند نداره که بخور ببین چقدر تازه است بعدش احساس عذاب وجدان سنگینی داشتم احساس فشار و تهوع در من وجود داشت مربی میگفت چاق میشی! الان که فکر میکنم توی تخیل هم نمیگنجه چطور 35هلو تا خوردم چطور ممکنه؟! خب با مربی چاقی ممکنه.

      وقتی باعث میشد رژیمم بشکند میگفت خیلی کار بدی کردی اما مهم نیست برو 100تا درازنشست بزن ، بدو یا برقص تا چربی که به شکمت اضافه شده کم بشه یا روزایی که باعث میشد زیاد بخورم قبل از خواب میگفت فردا لب به هیچی نزن تا بعد از ظهر هیچی نمیخوردم اما ناگهان مربی میگفت خیلی گرسنه شدی اشکال نداره چیزی بخوری داری میمیری یه چیزی بخور و اولش فقط یک سیب میخوردم اما تا سیب میخوردم میگفت خیلی بیحال شدی یه چیز دیگه بخور ، میدونی پفک خریدی ؟ برو پیداش کن بخور و همه چی پشت سر هم میخوردم و دقیقا بعد از اینا می گفت چرا خوردی؟ الان چاق میشی! باعث میشد ادامه روزم ناامید باشم و احساس سرخوردگی کنم.

       آخرین باری که رژیم گرفتم فکر میکردم دیگه میتونم اراده خودم قوی کنم و پایبند به برنامه باشم با خودم تکرار میکردم میتونم میتونم اما اگر یکم خوراکی بیشتر یا غیر موارد برنامه رژیمم میدیدم به هزار و یک بدبختی کنترل میکردم اما بعد 6ماه خسته شدم و به غذا حمله میکردم بطور عصبی میخوردم  .

      یک پیام برای مربی خصوصی چاقیم: الان آگاه شدم کی هستی و چه کار هایی میتونی انجام بدی اما قرار نیست نادیده گرفته بشی چون اگر بخوام نادیده بگیرم میشه رژیم غذایی اما با تغییر مسیر چاقی به مسیر لاغری با ذهن ناخودآگاه از تو دور میشم و به فراموشی سپرده میشی! 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 33 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم