0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمی‌خوردم. با چشمم هم می‌خوردم، با بینیم هم می‌خوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه می‌شد، باز یکی دو تا برمی‌داشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی می‌ذاشتم و فکر می‌کردم دست خودم نیست. امروز می‌دونم این‌ها فرمول‌هایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.

این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه می‌خوام بگم مغز چطور با این فرمول‌ها عادت‌های ما رو تغییر می‌ده و چطور می‌تونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که می‌شه تغییرش داد

خیلی‌ها می‌گن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد می‌شه، ناخودآگاه دستم می‌ره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساس‌های منفی.

ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری می‌شد، همه‌ی آدم‌هایی که عصبی می‌شن باید پرخوری می‌کردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران می‌شن و باز هم متناسب می‌مونن. پس عصبی شدن به‌تنهایی دکمه‌ی پرخوری رو فشار نمی‌ده.

خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانواده‌ها، وقتی بچه گریه یا بهانه‌گیری می‌کنه، یه خوراکی دستش می‌دن تا آروم بشه. بچه کم‌کم یاد می‌گیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سال‌ها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا می‌ره.

بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم می‌دونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

پرخوری عصبی و اعصاب

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری

اعتیاد یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمی‌خورم». در ادامه می‌بینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق می‌افته.

ریشه‌ی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون می‌ده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، می‌شد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سال‌ها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچ‌وقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق می‌شیم.

شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید می‌کردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو می‌کردم. ولی همه‌ی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق می‌کرد.

از امروز می‌خوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو می‌ره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر می‌گیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، می‌بینی در طول روز کجاها رفتارهای چاق‌کننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.

اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن ساده‌تره. ما هر روز برای چاق‌تر شدن رنج می‌کشیم. وقتی می‌خوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمی‌خوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش می‌گیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

پرخوری عصبی

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها

مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن می‌ده. اون آدم هیجان‌زده نمی‌شه. از غذایی که دوست داره انتخاب می‌کنه، به اندازه‌ی نیازش می‌خوره و سیر می‌شه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمی‌کنه؛ چون سیر شده.

ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنه‌ست، هیجان‌زده می‌شه. مدام می‌گه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همه‌ی کارها رو می‌ذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایین‌تر اومده.

آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه می‌خوره. از خیلی از آدم‌های متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار می‌کنی؟». می‌گفتن «نمی‌خورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه می‌کنم یا صبر می‌کنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمی‌داشتم و می‌خوردم.

یادمه به دوستی که سیر بود نون خامه‌ای تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «نمی‌تونم، از گلوم پایین نمی‌ره». من اصلاً نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربه‌ای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.

👄 ما چاق‌ها پنج تا دهن داریم!

یه نکته‌ای که هیچ‌جا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا می‌خوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا می‌خوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همه‌مون می‌شناسیم. حالا بقیه‌ی راه‌ها رو ببین.

خوردن با چشم

فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو می‌بینی و تصمیم می‌گیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم می‌گه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن می‌ده و تو حتی یادت می‌ره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمی‌خوره.

خوردن با بینی

کاملاً سیری و می‌ری خونه‌ی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگه‌ست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمه‌سبزی رو حس می‌کنی. همین بو به مغزت می‌رسه و فرمول قبلی می‌گه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس می‌کنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد می‌شی و با اینکه سیری، گرسنه‌ات می‌شه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمی‌شه.

خوردن با گوش

دوستت تعریف می‌کنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت می‌رسه و فرمول قدیمی فرمان می‌ده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونه‌ات می‌کنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که می‌خواد غذا بخوره، شروع می‌کنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازه‌ی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس می‌کنی.

لمس و طعم؛ تشدیدکننده‌ها

یه راه دیگه هم هست که به‌تنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر می‌کنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف می‌کردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم می‌گرفتم و نرمیش رو حس می‌کردم، با خودم می‌گفتم «چقدر تازه‌ست» و دو تا برمی‌داشتم. یا گاز اول رو که می‌زدم و طعمش رو حس می‌کردم، فوراً می‌رفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمی‌شه که بیشتر بخوره.

پرخوری عصبی

📺 تبلیغ‌های غذا برای ما ساخته می‌شن

جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما می‌چرخه. ما آدم‌های چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون می‌خوریم. بنابراین بیشتر تبلیغ‌های غذا، تابلوهای رستوران‌ها و عکس‌های جذاب روی بسته‌ها، در اصل برای ماست.

تبلیغ‌های غذا رو ببین: یه خانواده‌ی چهار نفره با لباس‌های رنگی و آهنگ شاد که همه می‌خندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون می‌دن. چون نمی‌تونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر می‌کنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی می‌ریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمی‌بینه.

🌱 اولین جوانه‌ها رو جشن بگیر

از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کم‌کم حق انتخاب پیدا می‌کنی.

خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام می‌نویسن: «امروز رفتم خونه‌ی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی می‌خوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب می‌کنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمول‌ها کمی تغییر کرده.

وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمول‌ها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه می‌ده، اول از یه جوانه‌ی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو می‌بینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک می‌کنه ذهنت شفاف‌تر بشه.


🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو

  • 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب می‌شه؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد می‌کنه؟
  • 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟

🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن

از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:

  • 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
  • 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
  • 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
  • ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟

برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 🌸

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟

یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خسته‌ایم، سراغ غذا می‌ریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته می‌دونیم؛ چون خیلی‌ها عصبی می‌شن ولی پرخوری نمی‌کنن. بنابراین مثل هر عادت دیگه‌ای قابل تغییره.

۲. چرا وقتی عصبی می‌شم دستم می‌ره سمت یخچال؟

چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر می‌کنه؛ مثلاً هر وقت گریه می‌کردی، یه خوراکی دستت می‌دادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا می‌شه.

۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟

آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا می‌خوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن می‌شه؛ حتی وقتی سیره.

۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟

اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کم‌کم بهت حق انتخاب می‌ده. بعد با تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی، عادت پرخوری خودبه‌خود کمرنگ می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 240 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11437
262 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عالیه هاشمی
      ۱۳۹۸/۰۷/۲۳ ۰۰:۵۳
      مدت عضویت: 2615 روز
      امتیاز کاربر: 6475 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,037 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی
      چقدر این فایل جالب بود استاد واقعا وقتی به رفتارهای خودم توجه کردم دیدم درسته ما تپلها غیر از دهان از راهای ‌دیگه هم غذا میخوریم هم خنده داره هم ناراحت کننده
      این فایل رو خواهرم هم که خیلی لاغر هستش با من گوش داد و تعجب کرد و میگفت عالیه تو واقعا از این طریق هم غذا میخوری و من با لبخند گفتم بععععععله ??
      خواهرم گفت ولی من اصلا اینطوری نیستم وقتی غذام رو خورده باشم انگار تمام راهها برای ورودی هام بسته میشه و انگاری تمام راهها یی که استاد میگه واسه من عصباش قطع میشه و خوشمزه ترین غذاها رو جلوم بزاری میلم نمی کشه بهش گفتم اگه اسرار کنن که یک لقمه بچش چکار میکنی گفت میگم اگه اشکال نداره یک مقداریشو می زارم واسه بعدا که گرسنه هستم میخورم
      با خودم گفتم چه فکر خوبی!
      خواهرم میگفت اگه من گشنه باشم و مثلا بوی کباب بیاد تحریک به خوردن میشم ولی اگه سیر باشم اصلا انگار بوی کباب رو حس نمیکنم
      و توجهی بهش نمیکنم
      من چندین روز روی عادتهام تمرکز کردم
      چند شب پیش من شامم رو کامل خورده بودم یک سر رفتیم خونه مامانم اینا قرمه سبزی داشتن وای چه بویی کرده بود قبل از اینکه با لاغری با ذهن آشنا بشم فوری یک بشقاب پر می کشیدم و بدون توجه به اینکه سیرم حسابی میخوردم ولی من اون شب فقط دو قاشق کشیدم و رفتم نشستم رو مبل خیلی آرام و با لذت مشغول خوردن شدم
      درسته که بازم از طریق بینی خوردم ولی نه به اندازه قبلا
      فقط دو لقمه و همون به من رضایت داد و خشنودم کرد و این یعنی پیشرفت یعنی باورهای چاقیم داره کم رنگ میشه و این واقعا باعث خوشحالی من هستش کلی به خودم آفرین گفتم
      عالیه آفرین به تو ، مرحبا ، تو در مسیر درست قرار داری و خوب داری پیش می ری من مطمئنم موفق میشی ?
      پریشب شوهرم پیتزا درست کرد آنچنان بویی راه انداخته بود که نگو و نپرس وقتی رفتم سراغ آشپزخونه دیدم عجب پیتزایی به نظر عالی میرسید یعنی هم بینیم پیام فرستاد به مغزم و هم چشمم
      شوهرم هم که در حال خوردن بود هی اسرار میکرد که بیا یک تکه بچش میگفت خیلی خوشمزه شده و هی میگفت امممممم عجب پیتزایی و از طریق گوش هم به مغزم پیام خوردن فرستاده شد یک لحظه تحریک شدم یک تکه بخورم ولی یک دفعه انگار دو نفر شدم عالیه دومی گفت تو که سیری بیخود چرا میخوای بخوری با خودم گفتم درست میگه و کمی فکر کردم تا راه حلی پیدا کنم که بتونم اشتیاقم به خوردن کم بشه
      به شوهرم گفتم من الان سیرم و دوست دارم موقعی که گشتم هست اینو بخورم تا لذت ببرم گفتم چند برش واسه من جدا کنین من هر وقت گشنه شدم میخورم و اینطوری به آرامش رسیدم و اشتیاقم به خوردن از بین رفت و فردا شبش پیتزا رو واسه شامم خوردم و چقدر هم لذت بردم کلی به خودم ذوق کردم و به خودم گفتم عالیه جونم بهت افتخار میکنم ، تو معرکه هستی ،عالی هستی مطمئن باش موفق میشی تو شگفتی سازی
      چند روز پیش واقعا من قضیه خوردن از طریق لمس کردن رو تجربه کردم البته اون موقع من هنوز شام نخورده بودم و گشنه بودم
      در حال درست کردن شام بودم شوهرم از بیرون آمد یک دفعه چشمم به پاکت نان شیر مال افتاد که خریده بود تصویر فرستاده شد و فرمان خوردن صادر شد با خودم فکر کردم نباید خودم رو در خوردن محدود کنم پس یک تکه کوچیک میخورم که بتونم شامم رو با گرسنگی و لذت بخورم ولی تا دست کردم و یک تکه نان شیر مال رو برداشتم خیلی نرم و تازه و لطیف بود فوری همون موقع تصمیم گرفتم بازم یک تکه دیگه بخورم واقعا قبلا این موضوع رو درست نمی فهمیدم که چرا این اتفاق می افته ولی الان خیلی واسم جالب بود یک دفعه دو نفر شدم در واقع خودم رو ناظر بر کارم می‌دیدم و این حالت واسم خیلی جذاب و جالب بود
      صبح هم که صبحانه خورده بودم و مشغول آشپزی و درست کردن غذا بودم برای برداشتن چیزی رفتم سراغ یخچال یکدفعه چشمم افتاد به بقیه نان شیر مال دیشب دوباره بی اختیار دستم رفت طرفش چون با چشم دعوت به خوردن شدم و فرمان صادر شد یک تکه برداشتم با اینکه سیر بودم و صبحانه کامل خورده بودم یک تکه خوردم و دوباره عالیه دومی ناظر بر کارم شد
      امشب با اینکه عصرانه خورده بودم و سیر بودم ولی تمایل به خوردن داشتم ولی متوجه نبودم چرا
      و چون نمیخواستم در خودم محدودیت در خوردن ایجاد کنم با خودم گفتم اشکال نداره و یک مقدار گندم برشته برداشتم و تند و تند مشغول خوردن شدم یک دفعه عالیه دومی ناظر بر کارم شد و متوجه شد که عالیه خیلی داره تند و تند گندم برشته ها رو بدون اینکه از طعمش لذت ببره در دهانش می ریزه و میخوره
      عالیه ناظر با خودش فکر کرد که چرا…
      متوجه شد عالیه استرس داره و داره بخاطر فرونشاندن استرس میخوره
      پس عالیه ناظر گفت کمی آرام تر بخور تا بتونی طعم رو حس کنی
      و گفت آرام باش تو استرس داری و متوجه هستی که داری به خاطر استرس این گندم برشته هارو بدون فهمیدن طعمش تند و تند میخوری؟؟
      یک لحظه مکث کردم و انگار تازه متوجه شده بودم داره چه اتفاقی می افته دیدم آره داره راست میگه و در اون لحظه تمایلم به خوردن گندم برشته از بین رفت و گذاشتمش کنار
      خیلی واسم جالب بود واقعا این روش واسه من داره کار میکنه کلی به خودم ذوق کردم و آفرین گفتم ❤❤❤❤❤
      عالیه جونم عزیز دلم و بهت افتخار میکنم تو بهترینی، تو عالی هستی، تو لایق لاغری و تناسب اندام هستی ، تو این روش لاغری رو داری عالی یاد می گیری، تو مسیر لاغری با ذهن داری معرکه پیش میری، مطمئنم موفق میشی ، روز به روز لاغر و لاغر تر میشی تا به ۶۰ کیلو برسی به زودیه زود
      خدایا شکرت جوانه لاغری من زده شده من عاشق جوانه ام هستم دوستش دارم و همه حواسم بهش هست تا هر روز و هر روز رشد کنه و درخت تنومندی بشه و من از میوه هاش لذت ببرم
      خدایا شکرت
      استاد ممنون????????????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم