0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمی‌خوردم. با چشمم هم می‌خوردم، با بینیم هم می‌خوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه می‌شد، باز یکی دو تا برمی‌داشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی می‌ذاشتم و فکر می‌کردم دست خودم نیست. امروز می‌دونم این‌ها فرمول‌هایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.

این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه می‌خوام بگم مغز چطور با این فرمول‌ها عادت‌های ما رو تغییر می‌ده و چطور می‌تونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که می‌شه تغییرش داد

خیلی‌ها می‌گن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد می‌شه، ناخودآگاه دستم می‌ره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساس‌های منفی.

ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری می‌شد، همه‌ی آدم‌هایی که عصبی می‌شن باید پرخوری می‌کردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران می‌شن و باز هم متناسب می‌مونن. پس عصبی شدن به‌تنهایی دکمه‌ی پرخوری رو فشار نمی‌ده.

خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانواده‌ها، وقتی بچه گریه یا بهانه‌گیری می‌کنه، یه خوراکی دستش می‌دن تا آروم بشه. بچه کم‌کم یاد می‌گیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سال‌ها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا می‌ره.

بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم می‌دونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

پرخوری عصبی و اعصاب

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری

اعتیاد یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمی‌خورم». در ادامه می‌بینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق می‌افته.

ریشه‌ی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون می‌ده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، می‌شد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سال‌ها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچ‌وقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق می‌شیم.

شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید می‌کردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو می‌کردم. ولی همه‌ی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق می‌کرد.

از امروز می‌خوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو می‌ره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر می‌گیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، می‌بینی در طول روز کجاها رفتارهای چاق‌کننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.

اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن ساده‌تره. ما هر روز برای چاق‌تر شدن رنج می‌کشیم. وقتی می‌خوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمی‌خوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش می‌گیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

پرخوری عصبی

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها

مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن می‌ده. اون آدم هیجان‌زده نمی‌شه. از غذایی که دوست داره انتخاب می‌کنه، به اندازه‌ی نیازش می‌خوره و سیر می‌شه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمی‌کنه؛ چون سیر شده.

ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنه‌ست، هیجان‌زده می‌شه. مدام می‌گه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همه‌ی کارها رو می‌ذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایین‌تر اومده.

آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه می‌خوره. از خیلی از آدم‌های متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار می‌کنی؟». می‌گفتن «نمی‌خورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه می‌کنم یا صبر می‌کنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمی‌داشتم و می‌خوردم.

یادمه به دوستی که سیر بود نون خامه‌ای تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «نمی‌تونم، از گلوم پایین نمی‌ره». من اصلاً نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربه‌ای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.

👄 ما چاق‌ها پنج تا دهن داریم!

یه نکته‌ای که هیچ‌جا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا می‌خوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا می‌خوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همه‌مون می‌شناسیم. حالا بقیه‌ی راه‌ها رو ببین.

خوردن با چشم

فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو می‌بینی و تصمیم می‌گیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم می‌گه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن می‌ده و تو حتی یادت می‌ره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمی‌خوره.

خوردن با بینی

کاملاً سیری و می‌ری خونه‌ی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگه‌ست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمه‌سبزی رو حس می‌کنی. همین بو به مغزت می‌رسه و فرمول قبلی می‌گه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس می‌کنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد می‌شی و با اینکه سیری، گرسنه‌ات می‌شه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمی‌شه.

خوردن با گوش

دوستت تعریف می‌کنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت می‌رسه و فرمول قدیمی فرمان می‌ده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونه‌ات می‌کنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که می‌خواد غذا بخوره، شروع می‌کنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازه‌ی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس می‌کنی.

لمس و طعم؛ تشدیدکننده‌ها

یه راه دیگه هم هست که به‌تنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر می‌کنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف می‌کردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم می‌گرفتم و نرمیش رو حس می‌کردم، با خودم می‌گفتم «چقدر تازه‌ست» و دو تا برمی‌داشتم. یا گاز اول رو که می‌زدم و طعمش رو حس می‌کردم، فوراً می‌رفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمی‌شه که بیشتر بخوره.

پرخوری عصبی

📺 تبلیغ‌های غذا برای ما ساخته می‌شن

جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما می‌چرخه. ما آدم‌های چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون می‌خوریم. بنابراین بیشتر تبلیغ‌های غذا، تابلوهای رستوران‌ها و عکس‌های جذاب روی بسته‌ها، در اصل برای ماست.

تبلیغ‌های غذا رو ببین: یه خانواده‌ی چهار نفره با لباس‌های رنگی و آهنگ شاد که همه می‌خندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون می‌دن. چون نمی‌تونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر می‌کنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی می‌ریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمی‌بینه.

🌱 اولین جوانه‌ها رو جشن بگیر

از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کم‌کم حق انتخاب پیدا می‌کنی.

خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام می‌نویسن: «امروز رفتم خونه‌ی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی می‌خوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب می‌کنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمول‌ها کمی تغییر کرده.

وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمول‌ها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه می‌ده، اول از یه جوانه‌ی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو می‌بینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک می‌کنه ذهنت شفاف‌تر بشه.


🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو

  • 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب می‌شه؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد می‌کنه؟
  • 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟

🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن

از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:

  • 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
  • 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
  • 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
  • ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟

برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 🌸

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟

یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خسته‌ایم، سراغ غذا می‌ریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته می‌دونیم؛ چون خیلی‌ها عصبی می‌شن ولی پرخوری نمی‌کنن. بنابراین مثل هر عادت دیگه‌ای قابل تغییره.

۲. چرا وقتی عصبی می‌شم دستم می‌ره سمت یخچال؟

چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر می‌کنه؛ مثلاً هر وقت گریه می‌کردی، یه خوراکی دستت می‌دادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا می‌شه.

۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟

آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا می‌خوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن می‌شه؛ حتی وقتی سیره.

۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟

اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کم‌کم بهت حق انتخاب می‌ده. بعد با تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی، عادت پرخوری خودبه‌خود کمرنگ می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 240 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11437
262 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۸ ۱۷:۳۱
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 829 کلمه

      گام‌ ۵۵ ،، پر خوری عصبی چیست ؟؟سلام وقت همگی بخیر ،،، از بچگی هر کسی میخواست منو نصیحتی کنه ،بهم میگفتن پرخوری نکن ،شام نخور،برنج نخور،شیرینی نخور ،،کلمه اینو نخور اونو بخورو زیاد شنیده بودم ،،در ذهن من خوردن = چاقی بود ،چه زیاد میخوردم چه کم ، در من ترس هایی بوجود میومد ، میدونستم غذاهای ممنوعه بخورم ،حتما چند کیلو چاق خواهم شد ،،،بر اثر زیاد شنیدن اینکه ،پرخوری ما عصبیه ،منهم باور کردم که پرخوری عصبی دارم ،و دقیقا هر زمان خوشحال بودم نمیتونستم غذا بخورم و هر وقت ناراحت بودم بقول خودمون اشتهام زیادتر میشد ،،یا میگفتیم عصبی که میشیم ،هورمون کورتیزول تولید میکنیم و چاق کننده است ،،البته خیلی وقته که باور پرخوری عصبیو ندارم ،،،یکی از عادت هایی که دوست من داشت و منم داشتم مثل ایشون رفتار میکردم ،این بود که ،میرفتیم سینما فقط بخاطر خوردن تنقلات دوست داشت بره ،یا سریال یا فیلمی که میخواست ببینه ،یه عالمه تخمه،پفک،پسته،خربزه،میوه وووو میذاشت جلوش و تا زمانیکه فیلم پخش میشد فقط میخورد ،من مثل اون رفتار نمیکردم ولی بلخره رفتارهای اشتباهش روی من اثر میکرد ،هر چند ایشون هم الان در دوره هستن و مثل قبل رفتار نمیکنه ،،،بعد از ورودم به دوره ها و یاد گرفتن رفتارهای جدید ،دیگه مراقبم ،،،،متناسب بودن بسیار لذت بخشه ،وقتی میتونی هر لباسی که دوست داری با هر رنگ و مدلی بپوشی، اعتمادبنفسی که بالا میره ،احساس آرامش و نرمال بودن ، بودن در جمع ها  وووو   از چندین سال پیش که مدام در رژیم های متفاوت غذایی بودم و کم خوری یکی از قوانین اون رژیم ها بود ،کم خوردن عادت من شده بود ولی کم خوردنی که با میل و رغبت من نبود ،از ترس چاق تر شدن بود ،مدام غر میزدم که چرا من نمیتونم اونجوری که دلم میخواد غذا بخورم ،اوایل که برنجمو قاشق قاشق میشمردم و بعد از اون حسی متوجه میشدم که چقدر باید بخورم ، هر کسی هم غذای منو میدید فکر میکرد من کلک میزنم ،پیش همه کم میخورم و میرم یواشکی بعدا  میخورم و زمانیکه چندین روز پیش هم بودیم و عمل خوردنو در من نمیدیدن ،تعجب میکردن ،،،،منکه از ته دل ناراحت بودم و همیشه با خودم میگفتم دلم میخواد یه روزی بتونم هر چقدر دلم میخواد بخورم ،با اینکه همون زمان ها هم نمیتونستم بیشتر بخورم ،انگار برام یه عقده شده بود اونهمه محدودیت ،،بعد از شروع دوره ،وقتی یاد گرفتم که سیر شدم دیگه چیزی نخورم ،یجورایی شاید بهم برمیخورد ،از خودم میپرسیدم  اخه چرا من نباید هر چقدر دلم خواست بخورم   و بعد از یه مدتی متوجه شدم ،مرحله سیر شدنم خیلی زودتر اتفاق میفته و حجم غذای من کمتر شده ، اوایل ناراحت میشدم که ،اینهمه خوراکی هست ولی من زود سیر میشم و نمیتونم بخورم ،، با بودن و تکرار کردن و انجام تمرینات  حجم خوردن من کمتر شد و در حال حاضر اگر ۱ قاشق یا یدونه چیز بیشتر بخورم حالت تهوع میگیرم و شکمم سنگین میشه ،،یعنی زور و اجبار رژیم نیست خودم نمیتونم بیشتر بخورم ،،قبلا با حس بویایی و دیدن زیاد تحریک میشدم ولی الان وقتی سیر هستم یعنی سیرم و چیزی نمیخورم ولی در نهایت حس بویایی بسیار تحریک کننده است ،،،۱ سال و نیم پیش که در مسافرت بودم و تازه ۳ ماه بود که وارد دوره شده بودم و در حال یادگیری بودم و میدونستم تا گرسنه نباشم بهتره  چیزی نخورم  ، و در اون سفر چونکه در چند جای مختلف اسکان داشتیم ،یکی از هتل هاییکه از قبل رزرو کرده بودیم برای اون شب ،به علت اشتباه کارکنان هتل و بهم خوردن زمان رزرو ما با مسافرای دیگه ،ما مجبور شدیم چندین ساعت تو لابی هتل منتظر جابجایی اتاق هامون بمونیم و مدیریت هتل هم برای عذرخواهی از ما که ۳۶ نفر بودیم ،اون شب همگیو مهمان کرد که شام در سلف هتل بصورت رایگان استفاده کنیم ، منم رفتم یه نگاهی کردم ،خب رستوران هتلها هم که بالای ۳۰ مدل غذا و دسر سرو میکنن ،و منهم اون تایم گرسنه نبودم ،ترجیح دادم چیزی نخورم ،همسفرام میگفتن بیا حالا یچیزی بخور ،، منم تازه داشتم این مطالبو یاد میگرفتم ،دوست نداشتم خطایی کنم مخصوصا که من بسیار حساس هستم روی سلف و تنوع غذا ،دوست داشتم خودمو در انجام این تمرینات امتحان کنم ،،،اگر گرسنه بودم حتما از چندین مدل غذا و دسرش به اندازه نیازم مصرف میکردم ولی اونشب گرسنه نبودم و ترجیحم نخوردن بود ،،الان موضوع خوردن برام حل شده ،اتفاقا اگر رستوران با کیفیتی بهم پیشنهاد بدن یا خودم در اینستاگرام فیلمی ازش ببینم ،حتما میرم و امتحانش میکنم ،مثل همه آدم ها و اصلا یه کار خطرناک نمیدونمش ،اتفاقا یکی از کارهای مورد علاقه من امتحان کردن  غذاهای متنوعه (البته  بغیر از غذاهای چینی و غذاهای خام ) حالا مال هر روستا ،شهر یا کشوریه ،،،من واقعا به خودم تبریک میگم که اجازه دادم این آگاهی ها وارد وجودم بشه ،پذیرفتمشون و در زندگیم در حال اجرا کردنشون هستم و میدونم این جوانه ها بزرگ و بزرگتر میشن و شخصیت جدید متناسب من بزودی رشد خواهد کرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 37 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۵ ۱۲:۲۷
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام‌ وقت بخیر
      کانال بینایی برای من بیشترین تحریکو داره،یادمه چند سال پیش که مرتب تو رژیم بودم و تلوزیون‌ هم نگاه میکردم،آخر شبا یه برنامه آشپزی خارجی میدیدم که غذاها و دسرهای خارجی با رنگ های متنوع درست میکرد ومن تمام مدت احساس گرسنگی بیشتری داشتم ،با توجه به اینکه اصلا شام هم نمیخوردم واون صحنه هارو میدیدم احساس بدی داشتم ،متوجه نبودم بدترین کارو دارم انجام میدم ،چند شب پیش که بصورت تصادفی قسمت کوتاهی از برنامه بفرمایید شام رو دیدم ،یدفعه احساس کردم گرسنه شدم ،البته گرسنه هم بودم ولی بیشتر تحریک شدم ،از طریق بویایی هم تحریک میشم
      با شرکت در دوره ،بیشتر عادت های مخرب خودمو شناسایی کردم و آگاهانه باهاشون برخورد میکنم ونتایج عالی هم گرفتم
      حالا میدونم که بیشتر فرمان های خوردنمو ذهنم میده
      خدارو شکر آروم آروم داره فرمول های ذهنیم تغییر میکنه وفرمان های جدید به ذهن وبدنم میرسه
      الان تا گرسنه نشم چیزی نمیخورم،سیر بشم دست میکشم از خوردن،همینجوری چیزی نمیخورم،قبلش دلیل خوردنو از خودم میپرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم