0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمی‌خوردم. با چشمم هم می‌خوردم، با بینیم هم می‌خوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه می‌شد، باز یکی دو تا برمی‌داشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی می‌ذاشتم و فکر می‌کردم دست خودم نیست. امروز می‌دونم این‌ها فرمول‌هایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.

این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه می‌خوام بگم مغز چطور با این فرمول‌ها عادت‌های ما رو تغییر می‌ده و چطور می‌تونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که می‌شه تغییرش داد

خیلی‌ها می‌گن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد می‌شه، ناخودآگاه دستم می‌ره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساس‌های منفی.

ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری می‌شد، همه‌ی آدم‌هایی که عصبی می‌شن باید پرخوری می‌کردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران می‌شن و باز هم متناسب می‌مونن. پس عصبی شدن به‌تنهایی دکمه‌ی پرخوری رو فشار نمی‌ده.

خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانواده‌ها، وقتی بچه گریه یا بهانه‌گیری می‌کنه، یه خوراکی دستش می‌دن تا آروم بشه. بچه کم‌کم یاد می‌گیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سال‌ها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا می‌ره.

بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم می‌دونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

پرخوری عصبی و اعصاب

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری

اعتیاد یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمی‌خورم». در ادامه می‌بینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق می‌افته.

ریشه‌ی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون می‌ده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، می‌شد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سال‌ها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچ‌وقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق می‌شیم.

شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید می‌کردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو می‌کردم. ولی همه‌ی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق می‌کرد.

از امروز می‌خوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو می‌ره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر می‌گیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، می‌بینی در طول روز کجاها رفتارهای چاق‌کننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.

اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن ساده‌تره. ما هر روز برای چاق‌تر شدن رنج می‌کشیم. وقتی می‌خوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمی‌خوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش می‌گیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

پرخوری عصبی

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها

مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن می‌ده. اون آدم هیجان‌زده نمی‌شه. از غذایی که دوست داره انتخاب می‌کنه، به اندازه‌ی نیازش می‌خوره و سیر می‌شه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمی‌کنه؛ چون سیر شده.

ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنه‌ست، هیجان‌زده می‌شه. مدام می‌گه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همه‌ی کارها رو می‌ذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایین‌تر اومده.

آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه می‌خوره. از خیلی از آدم‌های متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار می‌کنی؟». می‌گفتن «نمی‌خورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه می‌کنم یا صبر می‌کنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمی‌داشتم و می‌خوردم.

یادمه به دوستی که سیر بود نون خامه‌ای تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «نمی‌تونم، از گلوم پایین نمی‌ره». من اصلاً نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربه‌ای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.

👄 ما چاق‌ها پنج تا دهن داریم!

یه نکته‌ای که هیچ‌جا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا می‌خوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا می‌خوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همه‌مون می‌شناسیم. حالا بقیه‌ی راه‌ها رو ببین.

خوردن با چشم

فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو می‌بینی و تصمیم می‌گیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم می‌گه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن می‌ده و تو حتی یادت می‌ره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمی‌خوره.

خوردن با بینی

کاملاً سیری و می‌ری خونه‌ی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگه‌ست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمه‌سبزی رو حس می‌کنی. همین بو به مغزت می‌رسه و فرمول قبلی می‌گه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس می‌کنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد می‌شی و با اینکه سیری، گرسنه‌ات می‌شه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمی‌شه.

خوردن با گوش

دوستت تعریف می‌کنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت می‌رسه و فرمول قدیمی فرمان می‌ده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونه‌ات می‌کنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که می‌خواد غذا بخوره، شروع می‌کنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازه‌ی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس می‌کنی.

لمس و طعم؛ تشدیدکننده‌ها

یه راه دیگه هم هست که به‌تنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر می‌کنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف می‌کردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم می‌گرفتم و نرمیش رو حس می‌کردم، با خودم می‌گفتم «چقدر تازه‌ست» و دو تا برمی‌داشتم. یا گاز اول رو که می‌زدم و طعمش رو حس می‌کردم، فوراً می‌رفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمی‌شه که بیشتر بخوره.

پرخوری عصبی

📺 تبلیغ‌های غذا برای ما ساخته می‌شن

جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما می‌چرخه. ما آدم‌های چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون می‌خوریم. بنابراین بیشتر تبلیغ‌های غذا، تابلوهای رستوران‌ها و عکس‌های جذاب روی بسته‌ها، در اصل برای ماست.

تبلیغ‌های غذا رو ببین: یه خانواده‌ی چهار نفره با لباس‌های رنگی و آهنگ شاد که همه می‌خندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون می‌دن. چون نمی‌تونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر می‌کنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی می‌ریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمی‌بینه.

🌱 اولین جوانه‌ها رو جشن بگیر

از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کم‌کم حق انتخاب پیدا می‌کنی.

خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام می‌نویسن: «امروز رفتم خونه‌ی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی می‌خوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب می‌کنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمول‌ها کمی تغییر کرده.

وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمول‌ها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه می‌ده، اول از یه جوانه‌ی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو می‌بینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک می‌کنه ذهنت شفاف‌تر بشه.


🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو

  • 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب می‌شه؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد می‌کنه؟
  • 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟

🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن

از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:

  • 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
  • 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
  • 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
  • ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟

برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 🌸

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟

یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خسته‌ایم، سراغ غذا می‌ریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته می‌دونیم؛ چون خیلی‌ها عصبی می‌شن ولی پرخوری نمی‌کنن. بنابراین مثل هر عادت دیگه‌ای قابل تغییره.

۲. چرا وقتی عصبی می‌شم دستم می‌ره سمت یخچال؟

چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر می‌کنه؛ مثلاً هر وقت گریه می‌کردی، یه خوراکی دستت می‌دادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا می‌شه.

۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟

آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا می‌خوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن می‌شه؛ حتی وقتی سیره.

۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟

اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کم‌کم بهت حق انتخاب می‌ده. بعد با تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی، عادت پرخوری خودبه‌خود کمرنگ می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 240 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11437
262 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۵ ۲۳:۲۸
      مدت عضویت: 2139 روز
      امتیاز کاربر: 11113 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,512 کلمه

      سلام و صد سلام دوستان و معاشران مسیر سرسبز و مستقیم و پرنعمت الهی 

      من می خوام رها کنم !..،اضافه وزنم را 😄💯

      تمام اضافه وزنم را رها می کنم و آزاد می شوم 🦋✨

      همین الآن داشتم نیمه این فایل را می دیدم همسایمون یک بسته سوهان از شهرستان قم برامون سوغات آوردند پسرم درو باز کردو گرفت ازشون و دقیقا آورد جلوی چشمم درش را باز کرد و چرخوندش نگاهش نکردم ولی بوی اون مستم کرد منفی باف گفت تو که خیلی دوست داشتی و همیشه می خوردی بریم تست کنیم اما جالبه صداش ضعیف بود گفتم هرگز !…یعنی من مطمئن شدم عادتهای من از تحریک ۵دهانم نسبت به خوردنهای اضافه و الکی باعث رفتاری غیرصحیح شده که منجر به چاقی من شده است …خب امروز من از آخر فایل شروع کردم بریم بررسی کنیم  

      پرخوری عصبی چیست ؟!(بهانه ای بیش نیست)✨

      قانون برای همه افراد یکسانه مثلا قانون جاذبه هر کجای این کره زمین تو هر کشوری که جسمی رها بشه روی زمین می افته یا اگر سوزنی به انگشت شخصی فرو بره تحریک عصبی میشه و درد را احساس می کنه اما افراد چاق دلایلی برای چاقی خودشون دارند که درواقع قوانین شخصی خودشون هست که برای خودشون و یا نزدیکانشون عمل می کنه و برای همه افراد به اینصورت نیست  و باید نقض بشه 

      .افراد چاق یکی از دلایل پرخوری خود را عصبی بودن می دانند و میگونند وقتی به هم میریزم کششی به سمت خوردن پیدا می کنیم منم بارها شنیده بودم از مامانم که حرص می خورم و بیشتر می خورم و چاق می شوم و از اونجائیکه همیشه مسائلی هست که اعصاب ما را به هم بریزه فرد انتظار چاقی از خودش داره و این یک مانع بزرگ لاغریه که باید اصلاح بشه 

      اما یک فرد متناسب هم در روزمره زندگیش عصبی میشه ولی پرخوری نداره در واقع من دیدم خیلی ها به قول خودشون دیگه چیزی از گلوشون پایین نمیره یا ممکنه تپش قلب بگیرند یا نفس نفس بزنند یا تندتند پلک بزند اما یک فرد چاق خودش را با خوردن آروم می کنه البته در لحظه و بعد از خوردن یک احساس سنگینی و فشار یا عذاب وجدان هم به حال بد خودش اضافه می کنه …در تمام این سالهایی که چاق بودیم ما هیچ توجهی به چاق شدنمون نداشتیم یعنی وزن کردن خود و تلاش و فشار به جسممون یا تحقیق در مورد روشهای لاغری همه توجه به چاق شدن بیشتر بودند و نوعی فرار از چاقی یا مبارزه با چاقی یا نفرت از خودمون و همه این افکار و رفتار و احساسات تصویر چاقی را در ذهن ما واضح تر می کرد و ما باید بدونیم چاقی در ذهن ما ریشه داره انگار یک بذری کاشتیم و بهش رسیدگی و توجه زیادی  داشتیم شده و یک باغ پر محصول چاقی به وزن بدنمون اضافه شده است !…

      یکی از دلایل اصلی چاقی ما عادتهای ما هست و عادت اون رفتاری هست که بارها انجامش میدیم و احساس خوبی هم از انجامش نداریم ولی نمی تونیم کنارش بزاریم و باز تکرارش می کنیم !…عادتها اعتیاد ما هستند و باید درمان شوندکه دوره چالش من این نخوردم در همین سایت خیلی فوق العاده به موضوع عادتها و اصلاح آنها می پردازد .  

      سیری در یک فرد چاق مساوی است با احساس خفگی  

      و فشار یعنی اصلا گرسنگی را درک نکرده ولی در یک فرد متناسب سیری یعنی فقط رفع نیاز 

      فرد متناسب به اندازه نیاز بدنش غذا میخوره یعنی بدنش نیاز به انرژی داره و مغز فرمان میده به خوردن و فرد متناسب تا جاییکه رفع نیاز و واکنش بدنش بشه غذا میخوره و سیر میشه یک فرد متناسب تحمل گرسنگی را داره و از این احساس لذت میبره و البته برای علاقه مندیهاش بسیار ارزش قائله غذایی که دوست نداره را هرگز نمی خوره و حاضره گرسنه بمونه یا اینکه صبر میکنه تا غذای مورد علاقه اش آماده بشه و در خیلی از موقعیتها خیلی محکم و با اراده می گه میل ندارم یا سیر هستم. 

      ولی یک فرد چاق اصلا درکی از جمله من میل ندارم و یا سیر هستم نداره و همیشه گرسنه است و هر چیزی را دوست داره و می خوره (من یاد گرفته بودم که آدم باید سازگار باشه و همه چیزی  بخوره شاید تو مهمونی بره و غذایی را دوست نداشته باشه و خیلی بده هم میزبان ناراحت میشه هم می گویند :چه بچه ی بی تربیتی و هم بچه گرسنه میمونه و اصلا این یک مدال و افتخاره تو خانواده مادری من که آدم هرچی گذاشتند جلوش بخوره و حتما با سفره همراه باشه یک رسمی هم تو دورهمی ها داشتیم باید سر ساعت سفره پهن بشه اگر زودتر گرسنه میشدی میتونستی با هله هوله یک کم خودتو سیر کنی تا وقت سرو غذای اصلی  برسه اگر هم سر سفره سیر بودی که زشت بود و تنبیه می شدی و  می گفتند دیگه غذا تا شب نیست همین الآن بخور (یعنی همش زور و ترس و همه هم ماشالله چاق ) فرد چاق به محض کوچکترین احساس گرسنگی فریادش بلند میشه و بی تابی میکنه ،که گرسنمه !؟چی بخوریم !؟و دست و پا میزنه که نیازش برآورده بشه و هرچیزی دم دستش بیاد میخوره فرقی نمیکنه غذای مانده باشه یا شور یا سوخته یا یخ زده فقط میخواد بخوره در واقع با تکرار یک سری از رفتارهای زشت و زننده فرمولهایی در ذهنش ایجاد شده که از تصویر چاقی در ذهنش نشأت میگیره …

      یک فرد متناسب فقط از راه دهان غذا میخوره یعنی به وقت گرسنگی واقعی غذا را با دستش برمی داره و میزاره توی دهانش و می خوره ولی فرد چاق از طریق ۵دهان دیگرش هم می خورد …

      دهان اولی فرد چاق مثل دهان فرد متناسب هست که از طریق دهان می خوره و دهان دوم از طریق چشم هست مثلا غذاخورده و به حالت خفگی هم رسیده اما همسرش با یک جعبه شیرینی میاد داخل یا همسایه تعارفی غذا میاره و چشمش غذا را میبینه و تحریک میشه و به مغز اطلاع رسانی می کنه و مغز با توجه به خاطرات و تجربیات دستور خوردن را صادر می کنه و دهان سوم بویایی فرد است فرد چاق غذاخورده و درحال خفگی است و از کنار رستورانی رد میشه و بوی قورمه سبزی مستش می کنه یا بوی کباب به دماغش می رسه و حتی بوی آبگوشت همسایه !….حس بویایی به مغز اطلاع رسانی می کنه و مغز هم دستور صادر میکنه وفرد گرسنه میشه و یهو معده اش خالی میشه و انگار هیچی توش نیست و دستور خوردن از مغز صادر میشه و دهان چهارم از طریق گوش هست ممکنه دوستی یا رفیقی برای ما تعریف کنه از رستورانی که رفته از کیفیت و تنوع غذاها از قیمت خوبش یا فضای دلنشینش آنجا و از طریق شنیدن تحریک میشیم و اون وقت دیگه خواب و خوراک ما را میگیره تا بریم اونجا ببینیم چه خبره!…دهان پنجم هم حس لامسه ما هست بارها شده  میریم سوپر مارکت فروشنده میگه نون باگت ها تازه است ما هم اصلا لازم نداشتیم ولی دست میزنیم و میبینیم چقدر نرمه و از طریق حس لامسه تحریک میشیم و خرید میکنیم گاهی هم از تردی سوخاری ها یا بیسکوئیت ها یک فرد چاق از تموم خوراکی ها خاطره داره لطیف بودن شیرینی و دسر یا تردی و پوکی سوخاری ها در واقع موقع خوردن با چند دهان میخوره و لذتش زیر دندونش میمونه 

      مغز ما تصویری هست و اطلاعات پیرامون را از طریق حواس پنجگانه به صورت تصویری دریافت می کنه و فرمان ها را طبق تصاویر ذهن صادر میکنه  ✨

      من نسبت به قبل تغییرات خیلی خوبی داشتم ولی هنوز تحریک پذیری دارم یعنی یه مدتی خیلی بی توجهی کردم من از طریق چشم خیلی تحریک میشم و البته که پسرم اضافه وزن داره و ذهنش انبوه فرمولهای چاق هست و دائم میره سر یخچال و چیزی میاره و می خوره به منم تعارف می کنه و یا دخترم که ۴سالشه و خیلی متناسبه حجم کمی از غذا میخوره به اندازه نیازش ولی تعداد دفعات بیشتری درخواست خوردن غذا داره و هربار من با چشمم تحریک میشم و مواجه با غذاها میشم البته اینم دلیل ذهن چاق هست و در نهایت قدرت من هستم که باید آگاهانه بدونم که الآن من گرسنه نیستم و بدونم این تحریک پذیری صورت گرفته تا در این مورد مهارت لازم را به دست بیارم..

      باید به تموم تغییرات بینش و احساسی خودمون در این مسیر احترام بزازیم و اینها یک معجزه هستند با تشویق و تبریک به خودمون اشتیاق بیشتری پیدا می کنیم برای یادگیری و آموزش ذهن باعث آزادی ما میشه لذت تجربه کردن لاغری و تمام پاداشهای آن باعث میشه با لذت در این مسیر حرکت کنیم و نتیجه کار عالی میشه

      دوستان شاد و سلامت و همواره پیروز باشید🌷 

      خدایا سپاس از بی نهایت موهبتهای الهی و شکر وجود استاد عطار روشن عزیز که از جان و دل با شوق آموزش می دهند …بارها شنیدم استاد گفتند هرچیزی که تجربه کنم و بدونم باعث کمک کردن به شما میشه که راحت لاغر بشین را بهتون میگم و این نشونه سخاوتمندی ایشون هست که عاشقانه در مسیر رسالتشون در حرکت هستند و خیلی حس اعتماد و اطمینان در من ایجاد میشه متشکرم از شما خداقوت و طلب خیر نثار خانواده محترمتون

      روح پدرو مادرتان شاد 🦋✨ 

      سپاس سپاس سپاس 

      خدا حافظ و یارتان باشد 🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم