0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمی‌خوردم. با چشمم هم می‌خوردم، با بینیم هم می‌خوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه می‌شد، باز یکی دو تا برمی‌داشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی می‌ذاشتم و فکر می‌کردم دست خودم نیست. امروز می‌دونم این‌ها فرمول‌هایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.

این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه می‌خوام بگم مغز چطور با این فرمول‌ها عادت‌های ما رو تغییر می‌ده و چطور می‌تونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که می‌شه تغییرش داد

خیلی‌ها می‌گن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد می‌شه، ناخودآگاه دستم می‌ره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساس‌های منفی.

ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری می‌شد، همه‌ی آدم‌هایی که عصبی می‌شن باید پرخوری می‌کردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران می‌شن و باز هم متناسب می‌مونن. پس عصبی شدن به‌تنهایی دکمه‌ی پرخوری رو فشار نمی‌ده.

خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانواده‌ها، وقتی بچه گریه یا بهانه‌گیری می‌کنه، یه خوراکی دستش می‌دن تا آروم بشه. بچه کم‌کم یاد می‌گیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سال‌ها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا می‌ره.

بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم می‌دونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

پرخوری عصبی و اعصاب

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری

اعتیاد یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمی‌خورم». در ادامه می‌بینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق می‌افته.

ریشه‌ی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون می‌ده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، می‌شد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سال‌ها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچ‌وقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق می‌شیم.

شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید می‌کردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو می‌کردم. ولی همه‌ی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق می‌کرد.

از امروز می‌خوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو می‌ره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر می‌گیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، می‌بینی در طول روز کجاها رفتارهای چاق‌کننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.

اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن ساده‌تره. ما هر روز برای چاق‌تر شدن رنج می‌کشیم. وقتی می‌خوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمی‌خوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش می‌گیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

پرخوری عصبی

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها

مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن می‌ده. اون آدم هیجان‌زده نمی‌شه. از غذایی که دوست داره انتخاب می‌کنه، به اندازه‌ی نیازش می‌خوره و سیر می‌شه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمی‌کنه؛ چون سیر شده.

ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنه‌ست، هیجان‌زده می‌شه. مدام می‌گه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همه‌ی کارها رو می‌ذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایین‌تر اومده.

آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه می‌خوره. از خیلی از آدم‌های متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار می‌کنی؟». می‌گفتن «نمی‌خورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه می‌کنم یا صبر می‌کنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمی‌داشتم و می‌خوردم.

یادمه به دوستی که سیر بود نون خامه‌ای تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «نمی‌تونم، از گلوم پایین نمی‌ره». من اصلاً نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربه‌ای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.

👄 ما چاق‌ها پنج تا دهن داریم!

یه نکته‌ای که هیچ‌جا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا می‌خوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا می‌خوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همه‌مون می‌شناسیم. حالا بقیه‌ی راه‌ها رو ببین.

خوردن با چشم

فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو می‌بینی و تصمیم می‌گیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم می‌گه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن می‌ده و تو حتی یادت می‌ره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمی‌خوره.

خوردن با بینی

کاملاً سیری و می‌ری خونه‌ی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگه‌ست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمه‌سبزی رو حس می‌کنی. همین بو به مغزت می‌رسه و فرمول قبلی می‌گه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس می‌کنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد می‌شی و با اینکه سیری، گرسنه‌ات می‌شه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمی‌شه.

خوردن با گوش

دوستت تعریف می‌کنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت می‌رسه و فرمول قدیمی فرمان می‌ده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونه‌ات می‌کنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که می‌خواد غذا بخوره، شروع می‌کنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازه‌ی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس می‌کنی.

لمس و طعم؛ تشدیدکننده‌ها

یه راه دیگه هم هست که به‌تنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر می‌کنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف می‌کردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم می‌گرفتم و نرمیش رو حس می‌کردم، با خودم می‌گفتم «چقدر تازه‌ست» و دو تا برمی‌داشتم. یا گاز اول رو که می‌زدم و طعمش رو حس می‌کردم، فوراً می‌رفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمی‌شه که بیشتر بخوره.

پرخوری عصبی

📺 تبلیغ‌های غذا برای ما ساخته می‌شن

جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما می‌چرخه. ما آدم‌های چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون می‌خوریم. بنابراین بیشتر تبلیغ‌های غذا، تابلوهای رستوران‌ها و عکس‌های جذاب روی بسته‌ها، در اصل برای ماست.

تبلیغ‌های غذا رو ببین: یه خانواده‌ی چهار نفره با لباس‌های رنگی و آهنگ شاد که همه می‌خندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون می‌دن. چون نمی‌تونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر می‌کنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی می‌ریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمی‌بینه.

🌱 اولین جوانه‌ها رو جشن بگیر

از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کم‌کم حق انتخاب پیدا می‌کنی.

خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام می‌نویسن: «امروز رفتم خونه‌ی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی می‌خوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب می‌کنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمول‌ها کمی تغییر کرده.

وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمول‌ها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه می‌ده، اول از یه جوانه‌ی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو می‌بینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک می‌کنه ذهنت شفاف‌تر بشه.


🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو

  • 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب می‌شه؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد می‌کنه؟
  • 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟

🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن

از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:

  • 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
  • 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
  • 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
  • ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟

برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 🌸

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟

یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خسته‌ایم، سراغ غذا می‌ریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته می‌دونیم؛ چون خیلی‌ها عصبی می‌شن ولی پرخوری نمی‌کنن. بنابراین مثل هر عادت دیگه‌ای قابل تغییره.

۲. چرا وقتی عصبی می‌شم دستم می‌ره سمت یخچال؟

چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر می‌کنه؛ مثلاً هر وقت گریه می‌کردی، یه خوراکی دستت می‌دادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا می‌شه.

۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟

آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا می‌خوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن می‌شه؛ حتی وقتی سیره.

۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟

اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کم‌کم بهت حق انتخاب می‌ده. بعد با تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی، عادت پرخوری خودبه‌خود کمرنگ می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 240 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11437
262 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۴ ۱۹:۱۲
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 994 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۵۴ استاد میخواستم اینو بگم که من از ۱۵ تیر۹۹اومدم تو سایت وچون هی مریض شدم وچند وقتی نبودم تا یکم که حالم بهتر شده اومدم اون کادر قرمزه میومده ومیبایست دوباره ثبت نام کنم این قط وصل شدنها باعث شده که من ۱۰۶ روزه بشم وگرنه من ۹ ماهه تو سابت هستم و از این طعمهای لذت بخش استفاده میکنم وممنونم بابت این دورها وفایلها ی رایگان همیشه دعا گوتون هستم واما تمرین امروز گام ۵۵چطور با استفاده از فرمولهای ذهنی عادتهای ماو تغییر میدن یکی از مشکلاتیکه باعث بوجود گسترش ی مسئله در جسم وزندگی ما میشه ابنکه ما توجه به اون موضوع نداربم ما الان در این شرایط وزنی هستیم یعنی هیچ توجهی به اون نداریم ما توجه کردیم ولی به چاقیمون به راهی برای پیدا کرون رفع چاقیمون بوده ونا دانسته توجه به چاقیمون کردیم چون ما از چاقی رنج میبردیم ومیخواستبم ازش فرار کنیم در واقع داشتیم باهاش مبارزه میکردیم وما نمیتونیم اونو شکست بدیم چون ریشه در ذهن ما داره وریشه هر عادتی که باعث واکنش هر شرایطی در جسم ما میشه در مغز ماست اعتیاد یعنی چی یعنی رفتارهاییکه ما نمیتونیم اونو انجامش ندیم به این میگن اعتیاد میگن عادت چاقی هم ی عادته یک اعتیاد اعتیاد به پرخوری به مصرف بی رویه حالا چطور فرمولهای مغزی میتونن رفتار ما رو تغییر بدن مغز ما کنترل کننده کنترل کننده جسم ماست وبرای افراد متناسب وچاق هم فرقی نداره یک طور عمل میکنه اما چطور این مغز در جسم ما به این شکل ااضافه وزن عمل میکنه ودر جسم فرد متناسب نهدوقتی که ما این فرمولها رو یاد بگیریم که چطور خودت ناظر رفتارهات باشی میدونیکه کجاها رفتار چاق کننده داریرومطمئن باشید که تغییر ساده ست ولاغری با ذهن خیلی راحتر از چاق شدنه چون برای چاق شدن هر روز رنج میبری سختی میکشی چه بخوری چه نخوری عذاب وجدان داری وحالت بده چرا لاغری سادهست چون وقتی ناظر باشی دببینی چه چیزی چه رفتاری باعث چاقیت میشه اونو تغییر میدی ارامش میگیری ومطمین میشه که مسیرت درسته ومطمئن میسه که روشت درسته ولی در تنام روشها میدونستی که روشت درست نیست چون را ه دیگهای بلد نبودی پس الان دیگه لاغری با ذهن اشنا هستی دیگه خیالت راحته باشه برای تینکه شرایط جدیدی تو زندگیت خلق میکنی وقتی بتونی لباس سایز کوچیک بپوشی وقتیراعتماد به نفس بالا داشته باشی میدونی چقدر لدت بخشه ادامه بدید لاغر میشی وقتی فرمولهای چاق شونده در ما شکل میگیره یواش یواش رفتار ما تغییر میکنه ی فرد متناسب از چه طریقی انرژی بدنشووتامین میکنه از طریق خوردن با دهان ی فرد متناسب وقتی بدنش نیاز به انرژی داشته باشه مغزش دستور میده وشخص هم میخوره اما ی فرد چاق وقتی حس میکنه که گرسنه هست اول حول میشه هی میگه گشنمه بعدش میگه ی چیزی بخورم تا غذا حاضر بشه اما انسان متناسب به اندازه نیازش مصرف میکنه وهر چقدر ههم غذا زیاد باشه متنوع باشه برای اون فرقی نمیکنه چون فرمولهای بهش میگن مصرف به اندازه نیاز اما ی فدر چاق فرمول چی میگه خوردت مساوی با خفگی فشار ما در دوره لاغری با ذهن یاد میگیریم که چطور فرمولهای ذهنیمونو تعییر بدیم که خوردن مساوی بشه با رفع نیاز بدن ما باید از امروز اگاه باشیم که از این به بعد ما دونفریم یکی فرزانه قدیم که کار خودشو میکنه یکیم فرزانه جدید که داره اموزش میبینه ونظارت میکنه به مواغذایی ورفتارش ی فرد متناسب تنها از راه دهانش غذا میخوره اما ی فرد چاق از چهار پنج طریق غذا میخوره اول از دهان که معموله غذا رو برمیداری وبه داهانت میذاری دوم افراد چاق با چشم خود هم غذامیخکرن چجوری تصور کنیم که غذا خوردیم ودر حد خفگی هستیم حالا ی جعبه شیرینی میاد خونه ما فقط دیدیم نخوردیم چشم تصویری از شیرینی رو به مغز میده مغز هم طبق فرمولهای قدیمی که شیرینی دیده بودشیرینی مساوی با خوردن دستور خورون صادر میکنه وما هم میخکریم اما ی فرد متناسب اصلا با چشاش چیزی نمیخورهدراه سوم بینی حتلا میری خونه مادرت یا از کنار ی پیتزا فروشی ساندویجی پیراشکی فروشی چیزی رد میشی بوی اونو استشمام میکنی پیام جدید برای مغزت فرستاده میشه فرمول چی بود بوی غدا مساوی با خوردن مغز دستور میده وتو میخوری اما ی فرد متناسب با بوی چیزی تحریک به خوردن نمیشه راه چهارم گوش حالا ی دوستی یا کسی تلوزیونی از ی غذایی تعریف میکنه اطلاعات با گوش به مغز فرستاده میشه فرمولدچی میگه هر خبری از غذا مساوی با خوردن وتو منتظری که موقعیتی پیش بیاد وبری وبخوری وی فرد متناسب به هیچ وجه از طریق گوش اقدام به خوردن نمیکنه راه بعدی حس لامسه ست که ی جعبه شیرینی وارد خونه شده وتو تصمیم داری یکی برداری به محض اینکه اولی برمیداری تصمیم میگیری دوتا برداری ووقتی که طعم اونم میچشی تا چند تا برسه خدا میدنه افراد متناسب با حس کردن یک چیز تحریک به خوردن نمیشن وصنعت غذایی کشور بر این احساسهای ما تنظیم میشه بر این نیازها میچرخه وما چاقها هستیم که چون بصورت تساعدی مصرف میکنیم باعث گسترش صنایع میشیم وی فرد متناسب اصلا تبلیغات وتصاویر روی جلد خوراکیها تحریک نمیشه ونمیخوره واینا تفاوت بین مغز ما ومغز متناسبهاست وبنابر این از امروز اگاه باشیم نسبت به رفتارهای غذایی خودمون باید بشینیم وبنویسیم که در طول روز چه رفتارهای داری که فرمان مغزت نبوده یعنی با اون پنج روش غذا خوردی این میشه اگاهای نسبت به رفتارت وقتی این اگاهای کسب کنی دیگهدحق اتخاب داری ووقتی تغییرات در رفتارتو میبینی بارها خودتو تشویق کن نگو حالا که ی وعده کمتر خوردم حالاچی شده مگه خودتو سرزنش نکن اولین تغییر تو خودت دیدی ممکنه اون تغییر حال خوبت باشه ارامش ذهنتیت باشهدپس اینو تکرار کن خودتو تشویق کن این همون جوانه ست وخدا مرو هدایت کرده واول این مسیر قرار داده دیگه اقدام عملی کرون کار خودته وقتی جوانها زده شده دیگه معلوم نیست تا کجا بره وبه میوه دادن میرسه که برای ما لاغر شدنه پس یکبار هم که شده از مسیر درست حرکت کن وبرای همیشه فرمولها رو تغییر بده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم