0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمی‌خوردم. با چشمم هم می‌خوردم، با بینیم هم می‌خوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه می‌شد، باز یکی دو تا برمی‌داشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی می‌ذاشتم و فکر می‌کردم دست خودم نیست. امروز می‌دونم این‌ها فرمول‌هایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.

این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه می‌خوام بگم مغز چطور با این فرمول‌ها عادت‌های ما رو تغییر می‌ده و چطور می‌تونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که می‌شه تغییرش داد

خیلی‌ها می‌گن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد می‌شه، ناخودآگاه دستم می‌ره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساس‌های منفی.

ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری می‌شد، همه‌ی آدم‌هایی که عصبی می‌شن باید پرخوری می‌کردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران می‌شن و باز هم متناسب می‌مونن. پس عصبی شدن به‌تنهایی دکمه‌ی پرخوری رو فشار نمی‌ده.

خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانواده‌ها، وقتی بچه گریه یا بهانه‌گیری می‌کنه، یه خوراکی دستش می‌دن تا آروم بشه. بچه کم‌کم یاد می‌گیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سال‌ها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا می‌ره.

بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم می‌دونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

پرخوری عصبی و اعصاب

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری

اعتیاد یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمی‌خورم». در ادامه می‌بینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق می‌افته.

ریشه‌ی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون می‌ده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، می‌شد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سال‌ها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچ‌وقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق می‌شیم.

شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید می‌کردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو می‌کردم. ولی همه‌ی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق می‌کرد.

از امروز می‌خوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو می‌ره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر می‌گیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، می‌بینی در طول روز کجاها رفتارهای چاق‌کننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.

اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن ساده‌تره. ما هر روز برای چاق‌تر شدن رنج می‌کشیم. وقتی می‌خوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمی‌خوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش می‌گیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

پرخوری عصبی

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها

مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن می‌ده. اون آدم هیجان‌زده نمی‌شه. از غذایی که دوست داره انتخاب می‌کنه، به اندازه‌ی نیازش می‌خوره و سیر می‌شه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمی‌کنه؛ چون سیر شده.

ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنه‌ست، هیجان‌زده می‌شه. مدام می‌گه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همه‌ی کارها رو می‌ذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایین‌تر اومده.

آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه می‌خوره. از خیلی از آدم‌های متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار می‌کنی؟». می‌گفتن «نمی‌خورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه می‌کنم یا صبر می‌کنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمی‌داشتم و می‌خوردم.

یادمه به دوستی که سیر بود نون خامه‌ای تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «نمی‌تونم، از گلوم پایین نمی‌ره». من اصلاً نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربه‌ای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.

👄 ما چاق‌ها پنج تا دهن داریم!

یه نکته‌ای که هیچ‌جا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا می‌خوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا می‌خوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همه‌مون می‌شناسیم. حالا بقیه‌ی راه‌ها رو ببین.

خوردن با چشم

فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو می‌بینی و تصمیم می‌گیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم می‌گه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن می‌ده و تو حتی یادت می‌ره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمی‌خوره.

خوردن با بینی

کاملاً سیری و می‌ری خونه‌ی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگه‌ست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمه‌سبزی رو حس می‌کنی. همین بو به مغزت می‌رسه و فرمول قبلی می‌گه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس می‌کنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد می‌شی و با اینکه سیری، گرسنه‌ات می‌شه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمی‌شه.

خوردن با گوش

دوستت تعریف می‌کنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت می‌رسه و فرمول قدیمی فرمان می‌ده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونه‌ات می‌کنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که می‌خواد غذا بخوره، شروع می‌کنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازه‌ی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس می‌کنی.

لمس و طعم؛ تشدیدکننده‌ها

یه راه دیگه هم هست که به‌تنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر می‌کنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف می‌کردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم می‌گرفتم و نرمیش رو حس می‌کردم، با خودم می‌گفتم «چقدر تازه‌ست» و دو تا برمی‌داشتم. یا گاز اول رو که می‌زدم و طعمش رو حس می‌کردم، فوراً می‌رفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمی‌شه که بیشتر بخوره.

پرخوری عصبی

📺 تبلیغ‌های غذا برای ما ساخته می‌شن

جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما می‌چرخه. ما آدم‌های چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون می‌خوریم. بنابراین بیشتر تبلیغ‌های غذا، تابلوهای رستوران‌ها و عکس‌های جذاب روی بسته‌ها، در اصل برای ماست.

تبلیغ‌های غذا رو ببین: یه خانواده‌ی چهار نفره با لباس‌های رنگی و آهنگ شاد که همه می‌خندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون می‌دن. چون نمی‌تونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر می‌کنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی می‌ریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمی‌بینه.

🌱 اولین جوانه‌ها رو جشن بگیر

از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کم‌کم حق انتخاب پیدا می‌کنی.

خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام می‌نویسن: «امروز رفتم خونه‌ی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی می‌خوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب می‌کنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمول‌ها کمی تغییر کرده.

وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمول‌ها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه می‌ده، اول از یه جوانه‌ی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو می‌بینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک می‌کنه ذهنت شفاف‌تر بشه.


🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو

  • 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب می‌شه؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد می‌کنه؟
  • 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟

🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن

از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:

  • 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
  • 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
  • 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
  • ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟

برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 🌸

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟

یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خسته‌ایم، سراغ غذا می‌ریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته می‌دونیم؛ چون خیلی‌ها عصبی می‌شن ولی پرخوری نمی‌کنن. بنابراین مثل هر عادت دیگه‌ای قابل تغییره.

۲. چرا وقتی عصبی می‌شم دستم می‌ره سمت یخچال؟

چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر می‌کنه؛ مثلاً هر وقت گریه می‌کردی، یه خوراکی دستت می‌دادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا می‌شه.

۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟

آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا می‌خوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن می‌شه؛ حتی وقتی سیره.

۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟

اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کم‌کم بهت حق انتخاب می‌ده. بعد با تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی، عادت پرخوری خودبه‌خود کمرنگ می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 240 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11437
262 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۷ ۰۲:۳۳
      مدت عضویت: 2117 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,279 کلمه

      سلام سلام 😍وقتتون بخیر.
      فایل ۵۵از مسیر لاغری من پرخوری عصبی🤔🧐🙄🤭
      سوال⁉️ چرا من چاق شده ام ⁉️
      دلایل چاق شدن خودم رو قبل از آشنایی با قدرت ذهن: پرخوری ، بی تحرکی ، ازدواج ، زایمان ، ارث ، ژنتیک ،تیرویید کم کار ، پر کار ، هورمون ها ، خوردن چربی ، شیرینیجات ،ورزش نکردن ، سرنوشت ، اقبال ، خدا خواسته ، تقدیر ، اما یکی دیگ از دلایل من ک بهانه ای بود برای بیشتر پرخوری کردنم پرخوری عصبی بود🙄😐 خب پرخوری عصبی یعنی چی ⁉️واکنشی ک تقریبا هروز گرفتارش بودم چون من در طول شبانه روز تقریبا عصبانی و پرخاشگر بودم.جدااز مسایل زندگی و روزمرگی .عصبانی از خودم ، از جسمم ، از چاقی ، از رژیم ها وورزش های سخت و رنج آور ولی بی نتیجه و بیهوده، 😐 پرخوری یک واکنشه ، عصبانیتم یک واکنش من در عین حال دوتا واکنش از خودم نشون میدادم و این واکنش رو توی جسمم میدیدم ،ک هروز منو چاق و چاقتر میکرد،،،چون براثر عصبانیت من هی غذا میخوردم ، هی تند تند میخوردم مثل قعطی زده ها ،،چرا چون فرمولش رو خودم در ذهنم ایجاد کردم ک من هرموقع در حالت عصبانیت قرارگرفتم باید تندتند پرخوری کنم ک آروم بشم 🤔 بعدش بشینم زار زار گریه کنم😐 ☹️ 😤 🙄 روی چ حسابی ⁉️ روی حساب اینک من عصبانیم و باید بخورم ، نخورم عواقب بعدی داشت یا باید چیزی میشکست ، یا کسی کتک میخورد ..وواقعا دست خودم نبود .و چون دوست نداشتم ب کسی یا چیزی آسیب برسونم ، پرخوری میکردم وتنهاب خودم ، ب جسمم و ب روانم آسیب رسوندم ،،،
      من همیشه دوست داشتم ک متناسب بشم اما آیا رفتار من مثل یک متناسب بودع خودم ؟؟؟؟!!!!!
      برای جواب این سوال میخام رفتار یک متناسب و یک فرد چاق رو مورد بررسی قرار بدم 🧐
      فرد متناسب خواهرم👭
      فرد چاق خودم 🤭🙋
      خواهر من موقع گرسنگیش اصلا قیل و داد نمیکنه ، نگاه ساعت هم نمیکنه ک ببینه موقع ناهاره یا شام ک صبر کنه اون زمان غذاش رو بخوره ..
      من موقع گرسنگی ک هیچ حالت ضعف و صدا و قارو قور ندارم دنبال ی خوراکی هستم ک بخورم فرقی هم نمیکنه ترش ،شور ،شیرین ،نون ،خورشت،کلوچه باشه،،و اگ نزدیک ناهار یا شام باشه فکر میکنم ک حالا ی ته بندی کنم تا موقع سرو غذا😐 ودر حین فکرکردن و سناریو چیدن هی چشم ب ساعته ☹️😐🙄
      خواهر من بعداز سیری میل ب هیچ نوع غذا ، تنقلات ، خوراکی ، آب ، چای ،شربت ،نداره و کاملا سیره سیره تا چند ساعتی و بعداز چند ساعت شاید فقط آب یا چای بایدونه قند بخوره ،
      من بعداز سیری ک حالت خفگی و فشار شکم حسش نیست از جام تکون بخورم دلم ی چیزه شیرین میخاد ، بعدش چای ک بشورع ببره و مزه دهنم عوض بشه ، بعداز نیم ساعت نهایتن ۴۵دقیقه دنبال ی خوراکی م چون دوباره ی حالت ضعفم 😐
      خواهر من موقع سریال دیدن ، سینما رفتن ،بیرون رفتن ، عادت ب خوردن هیچ نوع خوراکی نداره و دلش چیزی نمیخاد..
      من موقع سریال دیدن ، سینما رفتن ، بیرون رفتن ،عادت دارم این دهنم تکون بخوره حتی شده با یدونه آدامس ک بعدش بدتر گرسنه میشم و بیشتر دلم خوراکی و تنقلات میخاد و ووعده حالا شام یا ناهارمم کامل میخورم….
      خواهرم وقتیک سوغاتی براش میبرم حرص وولع نداره ک تند تند باز کنه بخوره حالا سوغات و سوهان عسلی قم با چای میچسبه یا خیلی وقته نخورده ،یا من خوشحال بشم ازینک خوشش اومده ،اصلااااااا براش مهم نی..
      من تا کسی سوغات میاره حرص وولع ،گشنم میشه ، تست کنم ببینم تازه س ، همون همیشگیه ، سوغاته فلان جا و گیر هر کسی نمیاد ،شوق وذوق نداشته باشم طرف ناراحت میشه ،گرونه ،وغیرههه☹️😐🙆🙄
      خواهرم موقع عصبانیت اصلا میل ب خوردن هیچ نوع خوراکی نداره حتی یک لیوان آب ک حالش جا بیا.
      من موقع اعصبانیت غذا میخورم ، شیرینی مبخورم ،آب میخورم هر چی بیشتر بهتر..عصبانیت کمتر ..😐🙄
      خواهر من فقط از دهان غذا میخوره و در حین غذا خوردن ،دیدن ،و شنیدن کاملا کرو کور میشه..وهرچی از لذت و رنگ بو ی غذا براش بگی نمیگ تو باکی..
      من با دهانم میخورم ، با چشمم میبینم ک واووووو چرنگ و لعابی ،با گوشم میشنوم ک چ خوشمزه س ،بخور از کَفت نره ، دیگ گیرت نمیاد،بو میکنم ک چ بویی عالیه دلم خاص ،و سناریو میچینم ک چیو با چی بخورم ک بیشتر و بهتر بهم بچسبه این غذا 😐☹️
      این مثال های من و خواهرم خیلی زیاده ..ماازیک خانواده هستیم جسممون یکیه ،قدمون یکیه ، مغزمون هم اندازه و یکیه ،مواد غذایی مصرفیمونم یکیه ،تنها تفاوت ما در افکار ، ماست😐
      ک برای خواهرم پیش فرضش همونه دست نخورده ،اصلا تو دنیایی چاقی و لاغری نیست ، بهش فکر نمیکنه حسرت من چاق رو نمی‌خوره ک چون صورتم تپلتره خوشگلترم پوستم سفیدتره،و غیرع وبرعکس منو میبینه میگ ی ذره بفکرخودت باش و ب خودت بیا ☹️این چ وضعشه .چقدمیخوری و میخابی..خالا ب قول استاد عزیز بیا و ب این ملت ثابت کن ک دست خودمون نیست.و ما برده ی ذهنمون بودیم و شکر خدا الان امیر ذهنمونمونیم و همه چی انشاءالله 🙏 داره برمیگرده دست خودمون 😉😊
      داشتن یک باور فقط و فقط یک باور برای افراد چاق مثل پرخوری عصبی کافیه برای اینک این فرد برای همیشه چاق بمونه…
      پس بیاییم همکاری کنیم باخودمون ن با کسی دیگ این کارها فقط و فقط برای خودمونه ، حال خودمون ،لذت و آرامش درونی خودمون کمک کنیم با راهنمایی ها و GPSک فایل ها و حرفهای هروز استاد عزیزمون هست موانع چاق شدن رو برداریم ،فرمول های اشتباه و غلط رو شناسایی کنیم و بجاشون فرمول عای صحیح و درست رو جایگزین کنیم ،ب خودمون و تواناییهامونم باور قلبی داشته باشیم.خودمون الکی نشینیم وفکروخیال کنیم دنبال روش و ورزش های باشیم ک میدونیم بی نتیجه اس ولی همین فکرکردن بهش تو ناخودآگاهمون خدای نکرده فرمول چاقتر شدن ایجاد می‌کنه ومیشه مانع..بعد هی بدوییم فایل گوش بدیم ، پیام بدیم استاد ک چرا لاغر نمیشیم ،،،تو جامعه ای هستیم ک کمتر حرف راست و حقیقت رو می‌شنویم چ برسه ب راه راست و حقیقت..بدوییم دنبال حقیقت وجودی خودمون .ک از حنس خداست ،از خوده خداست بندگی کردن و عاشقی کردنه،،و خودمون رقم بزنیم آینده ی درخشان خودمون رو انشاءالله 🙏
      من از وقتیک هدایت ب این مسیر شدم و دنبال اکتشافات درون خودم ،ذهنم هستم دیگ اون فردی ک تفاوت رفتارشو باخواهرش گفت نیستم خداروشکر بهتر نشدم عالی شدم ..ب لطف خدا ..راستش ی روزایی کم اوردم ،خسته شدم ،گریه کردم ،بغض کردم ،ولی فایلامو گوش دادم ووسط فایلها حقی گردنتون ندارم مخاطبی ک داری این متن رو میخونی ک بخام بهت ثابت کنم ولی بدون وسط فایلها ب شدت حالم خوب شده و شرح دادم نمیگم عالی بوده ولی میدونم ب لطف خدا مورد تایید استادم بودم…ک قدم بعدی مو برداشتم وفایل بعدیمو با حس و خال خوبتر PIayکردم و خدارو ازین بابت هزاران بار شکر میکنم…
      🌺🌺🌺🌺🌷🌷🌷🌷
      شاید ربطی ب موضوع امروز نداشته باشه این تغییر ولی دوستداشتم بگم خدمتتون ک من دندون درد خیلی بد و شدیدی داشتم و چون از کشیدن میترسم حاضرم درد بکشم و قرص بخورم ولی نرم بکشم دندونم رو ..خلاصه ک من باتحت اموزش بودنم برای لاغر شدنم یادگرفتم ک هیچ دردی در وجود انسانها طبیعی نیست .و من دندون دردم رو طبیعی ندونستم ….و فکرکردم ک من برای درددندون از هیچ نوع قرص و چرکخشکن استفاده نکردم پس این طبیعی نیست ک بخام با قرص دندونم رو خوب کنم….ووقتیک متوجه این مسله شدم و ب خودم گفتم ک طبیعی نیست و به شدت کل وجودم درد میکرد من دیگ قرصی نخوردم وهروز میگذشت و درد من کمتر میشد و الان چند روزه ک من براحتی غذامو میخورم واصلا دردی ندارم 😊😊و خدارو خیلی شکر میکنم ازین بابت و هزاران بابت دیگ..باتمام وجودم سپاسگزار استاد عزیزم هستم ک دلمو ،زندگیمو پراز عشق و محبت کرده …
      ب امید موفقیت دوستان عزیز همسیر🙏😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم