0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمی‌خوردم. با چشمم هم می‌خوردم، با بینیم هم می‌خوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه می‌شد، باز یکی دو تا برمی‌داشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی می‌ذاشتم و فکر می‌کردم دست خودم نیست. امروز می‌دونم این‌ها فرمول‌هایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.

این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه می‌خوام بگم مغز چطور با این فرمول‌ها عادت‌های ما رو تغییر می‌ده و چطور می‌تونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که می‌شه تغییرش داد

خیلی‌ها می‌گن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد می‌شه، ناخودآگاه دستم می‌ره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساس‌های منفی.

ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری می‌شد، همه‌ی آدم‌هایی که عصبی می‌شن باید پرخوری می‌کردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران می‌شن و باز هم متناسب می‌مونن. پس عصبی شدن به‌تنهایی دکمه‌ی پرخوری رو فشار نمی‌ده.

خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانواده‌ها، وقتی بچه گریه یا بهانه‌گیری می‌کنه، یه خوراکی دستش می‌دن تا آروم بشه. بچه کم‌کم یاد می‌گیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سال‌ها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا می‌ره.

بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم می‌دونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

پرخوری عصبی و اعصاب

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری

اعتیاد یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمی‌خورم». در ادامه می‌بینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق می‌افته.

ریشه‌ی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون می‌ده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، می‌شد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سال‌ها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچ‌وقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق می‌شیم.

شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید می‌کردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو می‌کردم. ولی همه‌ی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق می‌کرد.

از امروز می‌خوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو می‌ره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر می‌گیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، می‌بینی در طول روز کجاها رفتارهای چاق‌کننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.

اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن ساده‌تره. ما هر روز برای چاق‌تر شدن رنج می‌کشیم. وقتی می‌خوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمی‌خوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش می‌گیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

پرخوری عصبی

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها

مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن می‌ده. اون آدم هیجان‌زده نمی‌شه. از غذایی که دوست داره انتخاب می‌کنه، به اندازه‌ی نیازش می‌خوره و سیر می‌شه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمی‌کنه؛ چون سیر شده.

ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنه‌ست، هیجان‌زده می‌شه. مدام می‌گه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همه‌ی کارها رو می‌ذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایین‌تر اومده.

آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه می‌خوره. از خیلی از آدم‌های متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار می‌کنی؟». می‌گفتن «نمی‌خورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه می‌کنم یا صبر می‌کنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمی‌داشتم و می‌خوردم.

یادمه به دوستی که سیر بود نون خامه‌ای تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «نمی‌تونم، از گلوم پایین نمی‌ره». من اصلاً نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربه‌ای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.

👄 ما چاق‌ها پنج تا دهن داریم!

یه نکته‌ای که هیچ‌جا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا می‌خوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا می‌خوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همه‌مون می‌شناسیم. حالا بقیه‌ی راه‌ها رو ببین.

خوردن با چشم

فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو می‌بینی و تصمیم می‌گیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم می‌گه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن می‌ده و تو حتی یادت می‌ره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمی‌خوره.

خوردن با بینی

کاملاً سیری و می‌ری خونه‌ی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگه‌ست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمه‌سبزی رو حس می‌کنی. همین بو به مغزت می‌رسه و فرمول قبلی می‌گه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس می‌کنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد می‌شی و با اینکه سیری، گرسنه‌ات می‌شه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمی‌شه.

خوردن با گوش

دوستت تعریف می‌کنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت می‌رسه و فرمول قدیمی فرمان می‌ده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونه‌ات می‌کنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که می‌خواد غذا بخوره، شروع می‌کنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازه‌ی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس می‌کنی.

لمس و طعم؛ تشدیدکننده‌ها

یه راه دیگه هم هست که به‌تنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر می‌کنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف می‌کردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم می‌گرفتم و نرمیش رو حس می‌کردم، با خودم می‌گفتم «چقدر تازه‌ست» و دو تا برمی‌داشتم. یا گاز اول رو که می‌زدم و طعمش رو حس می‌کردم، فوراً می‌رفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمی‌شه که بیشتر بخوره.

پرخوری عصبی

📺 تبلیغ‌های غذا برای ما ساخته می‌شن

جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما می‌چرخه. ما آدم‌های چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون می‌خوریم. بنابراین بیشتر تبلیغ‌های غذا، تابلوهای رستوران‌ها و عکس‌های جذاب روی بسته‌ها، در اصل برای ماست.

تبلیغ‌های غذا رو ببین: یه خانواده‌ی چهار نفره با لباس‌های رنگی و آهنگ شاد که همه می‌خندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون می‌دن. چون نمی‌تونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر می‌کنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی می‌ریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمی‌بینه.

🌱 اولین جوانه‌ها رو جشن بگیر

از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کم‌کم حق انتخاب پیدا می‌کنی.

خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام می‌نویسن: «امروز رفتم خونه‌ی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی می‌خوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب می‌کنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمول‌ها کمی تغییر کرده.

وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمول‌ها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه می‌ده، اول از یه جوانه‌ی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو می‌بینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک می‌کنه ذهنت شفاف‌تر بشه.


🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو

  • 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب می‌شه؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد می‌کنه؟
  • 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟

🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن

از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:

  • 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
  • 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
  • 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
  • ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟

برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 🌸

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟

یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خسته‌ایم، سراغ غذا می‌ریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته می‌دونیم؛ چون خیلی‌ها عصبی می‌شن ولی پرخوری نمی‌کنن. بنابراین مثل هر عادت دیگه‌ای قابل تغییره.

۲. چرا وقتی عصبی می‌شم دستم می‌ره سمت یخچال؟

چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر می‌کنه؛ مثلاً هر وقت گریه می‌کردی، یه خوراکی دستت می‌دادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا می‌شه.

۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟

آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا می‌خوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن می‌شه؛ حتی وقتی سیره.

۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟

اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کم‌کم بهت حق انتخاب می‌ده. بعد با تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی، عادت پرخوری خودبه‌خود کمرنگ می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 240 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11437
262 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۶
      مدت عضویت: 1939 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,151 کلمه

      سلام به استاد عزیز آقای عطارروشن ودوستان سایت

      لاغری باذهن قسمت ششم

      پرخوری عصبی چیست؟؟ 

      جلسه امروز در مورد اینه که چطور مغز شما با استفاده از فرمول های ذهنی، عادت های شما رو تغییر میده. آگاهی از این موضوع به شما کمک میکنه که نسبت به رفتار تون خیلی آگاهانه عمل کنی و خیلی ناظر باشی، در رفتار و عملکرد خودت🥳

       یکی از مشکلاتی که باعث به وجود آمدن گسترش یک مسئله در جسم انسان ها، یا در زندگی اونها میشه، اینه که ما توجه به اون موضوع نداریم

      ما اگه در این شرایط وزنی هستیم به خاطر اینه که توجه نداشتیم به اضافه وزن،🥴 ما همیشه توجه می‌کردیم به چاقی از چاقی رنج می‌بردی، می خواستی از چاقی فرار کنی، و در واقع داشتی با چاقی مبارزه می‌کردی، ولی نمیتونی چاقی رو شکست بدی😬 چون ریشه چاقی در ذهنه، اگر چاقی بر جسم ما بود، یعنی دلیل چاقی جسم ما بود، می‌شد جسم رو با تحت فشار قرار دادن، لاغر کرد. اما ریشه هر عادتی، که باعث یک واکنشی، یک شرایطی، در جسم ما میشه، در ذهن ماست فردی که اعتیاد به مواد مخدر داره، جسمش که نشان دهنده اعتیاده،🤨 جسمش که تصمیم‌گیرنده نبوده ،

      فرمولهای اعتیاد به مواد مخدر در ذهن شکل گرفته و شروع کرده، یواش یواش به خاطر تکرار این فرمولها ،به یک فرد معتاد تبدیل شده ،که دیگه نمی تونسته این رفتار رو انجام نده.🧐

       اعتیاد یعنی چی؟؟ اعتیاد یعنی رفتاری که ما نتونیم آن رو انجام ندهیم، به این میگن اعتیاد، به این میگن عادت

       چاقی هم یک اعتیاده، یک اعتیاده به پرخوریه، اعتیاده به مصرف بی‌رویه.😧 حالا چطور فرمول های مغزی میتونن رفتار ما رو تغییر بدن ؟؟ مغز ما کنترل کننده جسم ماست و در مورد افراد متناسب و چاق تفاوتی نداره و مغز به یک شکل داره عمل میکنه و سیستم بدن رو کنترل میکنه.🥳 همون نوع فرآیندی که مغز داره انجام میده قلب شما رو کنترل میکنه قلب یک فرد متناسب رو هم کنترل میکنه. اما چطوره که این مغز در جسم شما باعث اضافه وزن و تغییر شرایط جسمی میشه،😬 اما در یک فرد متناسب به این حالت نمیرسه. مشکل ما اینه که نظارتی بر شرایطمون نداریم. درسته که ما چاق شدیم. اما همش درگیر بودیم با چاقی، نیومدیم نظارت کنیم که چرا داریم چاق میشیم،؟ چه چیزی باعث اضافه وزن ما و چاق تر شدن ما میشه ،که اون رو درست کنیم. همش اومدیم با نتیجه مبارزه کردیم، با چاقی مبارزه کردیم ،و 

      جسممون روتحت فشار گذاشتیم، دارو مصرف کردیم، و به خودمون فشار آوردیم که شاید اضافه وزن ما برطرف بشه.😢 اما غافل از این بودیم که اضافه وزن ما اصلاً در جسم ما نیست، نشان اون، در اصل، نتیجه فرمول های ذهنی ماست که در جسم ما داره خودش رو نشون میده. وقتی این فرمول رو یاد گرفتی که چطور باید نظارت کنی بر رفتار خودت، اون وقت میبینی که کجا ها در روزمره رفتار شما چاق کننده است و مطمئن باشید که تغییر اون راحته.🥳 لاغری با ذهن خیلی راحت تر از چاقی با ذهنه.

       شما هر روز برای چاق تر شدن رنج می کشی و فشار چاقی رو همش حس می کنی و چاق تر میشی .هر روز وقتی می خوری عذاب وجدان داری، وقتی هم که نمی خوری ناراحتی بخوری هم ناراحتی، و اوضاع درهمی داره ذهن ما،🥺 چرا لاغری خیلی ساده است؟؟ چون وقتی ناظر باشی، وقتی بدونی چه چیزی، چه رفتاری باعث چاقی شما شده، وقتی آن رو تغییر میدی، اصلا آرامش میگیری، مطمئنی که رفتار درستی روداری، مطمئنی که روش صحیحی رو در پیش گرفتی برای لاغری🥳

       در تمام روش‌هایی که به خودت فشار میاری، میدونی این روش درست نیست ،یه حسی بهت میگه نمیشه، اینقدر به خودت سخت نگیر. و ما واقعاً راه دیگه ای بلد نبودیم. و هر چیزی به ما گفتن قبول کردیم. خیلی لذتبخشه که آدم بتونه آزادانه لباس انتخاب کنه،💃بتونه آزادانه هرجا دوست داره حضور پیدا کن🥳 وقتی ببینیه اعتماد به نفسش اومده بالا و ببینه که خودش برای خودش تصمیم گیرنده است و ببیننه احساس ضعفی نداره در برابر مواد غذایی💃 وقتی ببینه کسی نیست حرفهای زننده و سرزنش کننده رو بهش بزنه،🥳 وقتی به اینها فکر می‌کنیم اشتیاق زیادی برای متناسب شد پیدا می‌کنیم.💖 ادامه بدید حتما متناسب میشید💖 وقتی فرمول چاقی در ذهن ما شکل می گیره، یواش یواش عادت‌های ما عوض میشه، انگار سیستم بدن ما عوض میشه، مغز یک فرد متناسب مانند یک فرده که اضافه وزن داره.

       بیایید روی موضوع خوردن تمرکز کنیم، که خیلی ازش می‌ترسیم و عامل اضافه وزن میدونیمش. یک فرد متناسب از چه طریقی داره مواد غذایی بدنش رو تامین میکنه؟؟ از چه طریقی انرژی جسمش رو تامین میکنه؟؟🤔 ا از طریق خوردنه خوردن از چه طریقی انجام میشه🤔؟ از طریق دهانش

       یک فرد متناسب وقتی که بدنش نیاز به انرژی و مواد غذایی برای تبدیل آن به انرژی داره، فرمان مغز صادر میشه که، ما باید غذا بخوریم. که فرد متناسب اول اینکه هیجان‌زده نمیشه و خیلی نمیگه گشنمه گشنمه

       یک فرد اضافه وزن دار، به محض اینکه احساس کنه، انگار گشنشه،همش میگه گرسنمه، چیکار کنم ،بریم غذا بخوریم بذار غذا رو بخوریم بعد این کار رو بکنیم، همه چی رو میندازه برای بعد از غذا خوردن ،و خیلی هیجان زده میشه برا غذا خوردن یک فرد متناسب انتخاب میکنه از چه مواد غذایی دوست داره بخوره و از دهانشان غذا رو میخوره، به اندازه نیازش میخوره و سیر میشه و دیگه ادامه نمیده، هر چقدر غذا متنوع باشه هر چقدر زیاد باشه، برای یک فرد متناسب، تفاوتی نداره، و اون دیگه سیر شده

       چرا تفاوت نداره ؟؟فرمول بهش میگه که مصرف به اندازه نیاز

       در فرد چاق فرمول چی میگه؟؟🤔 وقتی میگه غذا بخور، ما نتیجه فرمولمون،خفگیه، و باید در حالت خفگی قرار بگیریم که فکر کنیم دیگه سیر شدیم 😧یک فرد متناسب به هیچ وجه در ذهنش گرسنگی یا سیری برابر با خفگی نیست.سیری یعنی رفع نیاز بدن. در دوره لاغری یاد می گیریم که چطور ذهن روتغییر بدیم که سیری برابر بشه با رفع نیاز بدن. نه اینکه سیری یعنی خفگی،نه اینکه سیری یعنی پرخوری،نه  اینکه سیری یعنی هرچی هست باید بخوری😯

       از این میشه نقش مغز و فرمول ها در رفتار غذایی یک فرد متناسب 

      یک فرد چاق احساس میکنه گرسنه است، گرسنه نیست فقط از حالت خفگی یکم اومده پایین، فکر میکنه گرسنه است و مغز فرمان خوردن رو صادر میکنه، یک فرد چاق معمولاً انتخابی نداره، هرچی باشه میخوره و میگه بزار بخوریم فعلا یکمی سیری عطشش بخوابه، تا غذای اصلی آماده بشه، به خاطر همینه که خیلی چیزها می خورن🥴 هرچی باشه میخورن، یک فرد متناسب اینجوری نیست، هر چیزی رو نمیخوره و سعی میکنه فقط چیزی رو بخوره که واقعاً دوست داره، حتی اگه خیلی هم گرسنه نباشه، صبر میکنه تا غذایی رو که دوست داره آماده کنه

       از امروز بر رفتارتون ناظر باشید و دو نفر بشید. یک نفر قبلی شماست، که داره راه خودش رو میره، یک نفر خود شماست این ذهن ناخودآگاه شماست که باید بهش یاد بدید، چطور باید نظارت کنه بر رفتار غذایی، که آگاه باشید.

       این شروع غذا خوردنه. یک فرد متناسب تنها از راه دهانش غذا میخوره. اما یک فرد چاق به راحتی ازچهار،پنج طریق داره غذا میخوره.🧐 یعنی فرد متناسب یک دهان داره و چاق ها ۵ دهان دارن. یک راه خوردن ما همین دهانیه که همه داریم و می‌بینیم و با دست میذاریم توی دهان و میخوریم. این میشه راه اول.🌹 راه دوم: افراد چاق از چشم هاشون هم غذا می خورن، تصور کنید شما غذارو از راه دهان خوردید و کاملاً سیر هستید و به حالت خفگی هم رسیدید، گذاشتید کنار. بعد مثلاً مهمان میاد، همسرت برات میاره، به هر طریقه یک جعبه شیرینی وارد خونه میشه، شما اونو میبینی فقط، و تصمیم می گیری که بخوری، آیا گرسنه هستی، نه 🤨آیا مغز فرمان داده نه 🤨چشم فرمان و تصویر شیرینی رو میده به مغز و مغز هم میگه بخور، چشم دعوت میکنه شمارو به خوردن، پیغام رو میده به مغز ،مغز ما تصویریه،🥺 وقتی که تصویر یک شیرینی رو می‌بینیم و خاطره ما هم میگه ما هر وقت اینو دیدیم خوردیم😢

       پس بنابراین وقتی مغز یک تصویر در اون روشن میشه که شیرینیه، فرمول چی گفته🤔 هر وقت این تصویر بوده مساوی بوده با فرمان خوردن، و بلافاصله مغز هم میگه بخور و ما یادمون میره که سیری یعنی چی ؟؟خفه گی یعنی چی؟؟ پس اینجا ،مغز ما اول فرمان رو صادر نکرد ،چون مغز ما بر اساس پارامترهای درونی خودش که احساس گرسنگی بود فرمان خوردن رو صادر نکرد، بلکه چشم ما شیرینی رو دید فرمان به مغز داد، تصویر رو فرستاد به مغز، مغز هم تحریک کرد و فرمان خوردن صادر شد😬 یک فرد متناسب با چشماش غذا نمیخوره🌹 راه سوم بینی:: بینی خیلی تاثیر میذاره روی خوردن ما، باز هم تصور کنید غذا خوردید و کاملاً سیر هستید و می رسید خونه مادر و غذایی که درست کرده عطر و بوی خیلی خوبی هم داره ،شما وقتی میری، هنوز نه غذا رو دیدی نه تصمیمی به خوردن داری، نه مغز دستور به خوردن داده، بوش رو استشمام می کنی، وقتی عطر اون غذا استشمام می شه، باز هم مثل تصویره، سریع به مغز میره ،یک فرمان عصبی میشه به مغز ،یک پیام جدید برای مغز رسیده که بوی غذاست

       فرمول میگه که بوی غذا مساوی است با فرمان خوردن و مغز هم میگه باید بخوری.🥴 یک فرد متناسب به هیچ وجه از راه بینی تحریک به خوردن نمیشه💖 اصلاً ذهنش این فرمان رو تحلیل نمیکنه، که بخواد به یک پیغام خوردن ختم بشه 

      راه چهارم گوش است. خیلی پیش اومده که در مورد چیزی اطلاعات نداشتیم و کسی میاد تعریف میکنه که رفتیم جایی و غذاهای خیلی خیلی عالی بودن. اطلاعات با گوش به مغز می رسه، فرمان چیه🤔؟؟ هر خبری درباره غذایی جدید بیاد تجربه خوردن بیاد، برابر با خوردنه و فرمان صادر میشه و همیشه هم این توی ذهنته که بری اون جا و غذا رو بخوری  یک فرد متناسب به هیچ وجه از طریق گوشش اقدام به خوردن نمیکنه 💖

      راه بعدی که یک راه مستقل نیست، اماخیلی مکمل و تشدید کننده اس، تجربه است، لمس کردنه،حس  کردنه، لمس به چه صورته؟؟ مثلاً شیرینی رو به ما تعارف می کردن و تصمیم این بود که یکی برداریم، به محض اینکه شیرینی رو به دستمون می گیریم، بلافاصله تصمیم می گیریم دوتا برداریم .چرا اینجوریه؟؟ اون گرفتن شیرینی یک پیامی رو داره به مغز ما میده، که یک حسی از اون پیدا کردیم ،که میگیم بزار دوتا بردارم. یک حس نرمی و تازگی از شیرینی به ما دست داده و این لمس کردن و حس کردن تشدید میکنه😬 و این لمس کردن باعث میشه بری برای بعدی🤨

        این حس تشدید کننده است، که بازم در افراد متناسب این حس تاثیری نداره، یعنی اونا با گرفتن یک چیزی تحریک نمی شن، با خوردن یک چیز خوشمزه اینجور نیست که تحریک بشن و خیلی بیشتر بخورن. امکان نداره 💖

      و صنعت غذایی بر این احساس های ما تنظیم میشه، بر این نیاز ما به خوردن ما، داره پیشرفت میکنه. چاقها چون تصاعدی دارن مصرف می‌کنن باعث گسترش صنایع غذایی شدن. یعنی یک فرد متناسب ممکنه در هفته دو تا تخم مرغ مصرف کنه و چاق ها حداقل ۶ تا ۸ تا 😯تمام تبلیغات شرکت های غذایی، خوردنی ها، رستوران‌ها ،تابلوها، به خاطر افراد چاقه. یک فرد متناسب اصلاً نمی بینه تصاویر چیپس و پفک هارو 🥳و اینها یک بخش کوچک از تاثیر فرمول های ذهنی در تغییر رفتار های یک فرد چاقه، این تغییرات در فرد متناسب اصلا وجود نداره .مغز آنها با چاق ها تفاوتی نداره، اما فرمولهایی که ما در مغزمون ایجاد کردیم، چون با اونها متفاوته، در نهایت رفتار ما تغییر میکنه و نتیجه هم کاملاً واضحه🧐

       از امروز آگاه باشید نسبت به رفتار غذایی خودتون و بنویس در طول روز چه رفتارهایی داری که فرمان مغزت نبوده، اول شما اطلاعات رو دادی، تحریک شدی، بعد مغز گفته اطلاعات جدید اومده،🧐 و فرمان صادر میشه. این میشه آگاهی🥳

       وقتی به این تمرین عمل کنی ،میشه آگاهی نسبت به رفتار خودت، و وقتی این آگاهی رو کسب کردیی، اون وقت می بینی که چقدر راحت‌تر میتونی انتخاب کنی.

       الان حق انتخاب نداری که مثلاً شیرینی رو ببینی و نخوری وقتی تغییری در رفتارت میبینی، بارها خودت رو تشویق کن تحسین کن🤗🤗

       و همش نرو جلوی آینه بگو، حالا که میلم نشد بخورم ،مگه چی عوض شد؟؟

       اینجوری نکن ،خودتو سرزنش نکن،🥺 یک درخت وقتی میوه داده، این میوه مرحله آخر شه، از جوانه زدن اون هسته شروع میشه، وقتی جوانه زده بشه، وقتی اون شکاف ایجاد بشه، وقتی تغییر در بذر، در اون هسته، ایجاد بشه ،دیگه تا هر جا که باید پیش میره 🥳

      بزرگ‌میشه ،سایه میده، میوه میده، پس وقتی تغییری رو در خودت میبینی، یعنی جوانه‌ها زده شده 💃و از چند روز قبل بذرها رو کاشتید. و امروز ممکنه فقط  حست بهتر شده باشه، این خودش تغییره🥳 جوانه اس، ممکنه امروز میلت نکشه پرخوری کنی، تعجب نکن، خودت رو تشویق کن🤗 

      این جوانه اس، و به خودت تبریک بگو و دوست داشته باش این جوانه رشد کنه و ادامه بده و تکرار کن🥳🥳🥳🥳

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم بابت این سایت عالی وبینظیرتون

      واقعا نمیدونم چه جوری ازتون تشکر کنم

      چقد حس خوبیه که در طول روز فکرت آزادباشه وهمش به خوردن فکر نکنی واسترسی هم از خوردن نداشته باشی

      بینهایت ازتون سپاسگزارم 💖💖💖🙏🙏🙏🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم