بذار از خودم بگم…
من کسی بودم که بیشتر از ۳۵ سال با چاقی زندگی کردم. صبح با اضافهوزن بیدار میشدم، شب با خستگی و حسرت از اندام ایدهآل میخوابیدم. مثل خیلیها، همیشه دنبال بهترین روش لاغری بودم.
هر روشی که کسی باهاش لاغر شده بود، برای من حکم معجزه داشت! فقط کافی بود یکی بگه “فلانی ۴۰ کیلو کم کرده” و من همون روز میرفتم دنبالش! 😅
یه خبر ساده، یه شوق بزرگ 🎯
از نظر من، بهترین روش لاغری همیشه همون روشی بود که یکی دیگه باهاش کلی وزن کم کرده بود! 😄

تا یکی میگفت “با این روش ۲۰ کیلو لاغر شدم”، چشمهام برق میزد و با کلی هیجان میگفتم: “همینه! این دیگه جواب میده!”
انگار موفقیت اونها، برای من میشد چراغ سبز شروعِ یه تلاش جدید. 🚦💪
یادمه یه روز شنیدم پسرداییم امیر که همیشه از من چاقتر بود، یهویی لاغر شده!
همه فامیل ازش حرف میزدن. از همون لحظه یه چیزی تو دلم تکون خورد! یه جور حسادت انگیزهساز! 😁
وقتی شنیدم امیر حسابی لاغر شده، واقعاً جا خوردم 😳 چون آخرین باری که دیده بودمش از خود من هم چاقتر بود!
حالا تصور کن همه با هیجان از لاغریاش میگفتن و هر کی منو میدید میپرسید:
“تو چرا مثل امیر لاغر نمیشی؟ همون کاری رو بکن که اون کرده!” 😅
کمکم حسادت هم قاطی تعجبم شد… چون همه داشتن از امیر تعریف میکردن و من حس میکردم زیر ذرهبینم! 🔍💭
با امیر تماس گرفتم. صداش هم تغییر کرده بود! گفت رژیم دکتر گرفته، سه جلسه در هفته هم کلاس کاراته میره. خلاصه، لاغر لاغر شده بود. از همون لحظه یه چیزی تو دلم تکون خورد! یه جور حسادت انگیزهساز! 😁 با خودم گفتم این بهترین روش لاغریه.
ازش خواستم رژیمشو برام بفرسته. وقتی به دستم رسید، دیدم مثل همه رژیمهاست؛ صبح نون و پنیر، ظهر مرغ، شب سوپ… فقط یه نکته داشت: هفتهای یه بار پیتزا و یه بار ساندویچ مجاز بود! 🤨
ولی چون اون لاغر شده بود، منم با انگیزه شروع کردم.

مثل همیشه: شروع خوب، پایان همیشگی 💔
مثل همیشه، با یک شروع قدرتمند از روز شنبه رفتم سراغ برنامه لاغری! 💪🍽
هفته اول عالی بود؛ وعدههام رو دقیق میخوردم، سه روز هم با انرژی رفتم پیادهروی 🚶♀️ و حس میکردم اینبار دیگه موفق میشم!
اما هفته دوم، ورق برگشت… 📉
یه روز وسط ظهر، صدای مامان بلند شد که:
«من دیگه نمیتونم هر روز غذای رژیمی درست کنم، از همین غذای سفره کمتر بخور!» 🍲😐
منم که ته دلم اصلاً علاقهای به رژیم نداشتم، گفتم باشه، همینم خوبه… فقط کمتر میخورم 😅
ورزش رو ادامه دادم، ولی یه هفته بعد از پیادهروی هم خسته شدم و تصمیم گرفتم فقط “کمتر خوردن” رو ادامه بدم.
و خب، دو سه روز بعد کلاً یادم رفت اصلاً برنامهای داشتم 😬🤦♀️
همه چی برگشت سر جای اولش…
در همین حین، خبر لاغر شدن امیر مثل یه ویروس بین فامیل پخش شده بود 😄
همه میگفتن: «تو هم مثل امیر رژیم بگیر، اون که نتیجه گرفت! حتما بهترین روش لاغری برای تو هم همینه»
منم هر بار تلاش میکردم توجیه کنم که:
«خب اون زیر نظر دکتر بوده… من که نمیتونم برم دکتر، معلومه نتیجه نمیگیرم!» 😐
چند ماه گذشت تا اینکه شنیدم قراره امیر با خانوادهش برای تعطیلات نوروز بیاد دزفول! 😳
وای که اون لحظه چقدر دلم میخواست اصلاً نیاد… نمیخواستم باهاش روبهرو بشم در حالی که اون لاغر شده و من همچنان تو همون وضعیت موندهم!
یه اتفاق عجیب در عید 😯
چند ماه بعد، امیر به دزفول اومد.
با کلی دلهره منتظر دیدنش بودم… اما وقتی بالاخره روبهروش قرار گرفتم، یه لحظه خشکم زد! 😳
خبری از یه آدم لاغر و خوشهیکل نبود! همون امیر همیشگی، با همون چهرهی آشنا و چاق، جلوم ایستاده بود! 😅
اولین کاری که کردم این بود که یه نفس راحت کشیدم 😌
آخیش… حداقل الان میتونم با خیال راحت توی مهمونیها ظاهر بشم و کسی نگه: «ببین امیر لاغر شده، تو چرا هنوز چاقی؟» 🙄
با تعجب ازش پرسیدم: «پس چی شد؟ همه میگفتن خیلی لاغر شدی، خودت میگفتی بهترین روش لاغریه، حتی صدات هم فرق کرده بود!» 🤔
امیر خندید و گفت:
«راست میگفتن، چند ماه زیر نظر یه دکتر رژیم بودم، کلی وزن کم کردم. ورزش رزمی هم میرفتم، حسابی سرحال بودم، فقط دو سه کیلو مونده بود تا برسم به وزن نرمال…» 💪🥗🥋
اما بعدش گفت که با پدرش رفته بودن یه سفر کاری خارج از کشور.
اونجا، تنوع غذایی هتل و تغییر سبک زندگی باعث شده بود چند کیلویی اضافه کنه و همین یه ذره برگشت وزن، کل انگیزهشو از دست داده! 😩
خودش میگفت این بهترین رژیمی بود که تا حالا داشته. نه گرسنگی میکشیده، نه اذیت میشده، تازه از ورزشهاش هم کلی کیف میکرد… اما خب، آخرش با بهترین روش لاغری هم برگشت به همون روال قبلی 😬

بهترین روش لاغری برای من: وقتی با ذهنم لاغر شدم 🧠✨
چند سال بعد، یه راه جدید رو کشف کردم: لاغری با ذهن!
نه رژیم سفت و سختی در کار بود، نه زور زدن، نه کالری شمردن و نه حسرت خوردن برای غذایی که بقیه داشتن و من نه!
فقط با تغییر نگرشم نسبت به غذا، بدنم، خودم… آرومآروم همهچی شروع به تغییر کرد. ✨
انگار بار سالها اضافهوزن و افکار منفی از روی شونههام برداشته شده بود.
احساس آرامش داشتم، بدون دعوا با ترازو، بدون استرس از مهمونی رفتن، بدون قایمکردن شکمم موقع عکس گرفتن 😄
حالا وقتی کسی ازم میپرسه واقعاً چه کاری کردی که اینقدر متحول شدی، با لبخند میگم:
**من بهترین روش لاغری رو انتخاب کردم… روشی که از ذهن شروع میشه، نه از رژیم.**🧠💫
بهترین روش لاغری یعنی روشی که بتونی تا آخر عمر باهاش زندگی کنی، بدون اینکه احساس محرومیت یا محدودیت داشته باشی.
اینبار من الگوی لاغری امیر شدم
وقتی من شروع به لاغر شدن کردم و وزنم پایین اومد، امیر اصلاً واکنشی نشون نداد.
دو سال بعد، یه سفر کاری من رو به تهران برد. و وقتی امیر منو دید، چشماش از تعجب گرد شد! 😳
چون نهتنها هنوز لاغر بودم، بلکه سبکتر، شادتر و راضیتر از همیشه شده بودم.
با تردید پرسید: «واقعاً هنوز لاغر موندی؟ چیکار کردی؟»
لبخند زدم و گفتم:
«من از بهترین روش لاغری استفاده کردم… روشی که از ذهن شروع میشه، نه از بشقاب غذا! 🧠🍽️»
البته مثل خیلیهای دیگه، اونم اولش باور نکرد که چطور میشه فقط با تغییر ذهن و نگرش، بدون رژیم و سختی، لاغر شد.
تقریباً دو سال بعد، یه روز تماس گرفت و گفت:
«من دیگه خسته شدم… میخوام این بار یه روش متفاوت رو امتحان کنم. همون روش تو رو…»
دورهی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کرد و با اشتیاق شروع کرد به دیدن آموزشها. 📚✨
بعضی وقتها تلفنی درباره تمرینها و تغییراتی که توی ذهن و جسمش حس میکرد باهام صحبت میکرد.
۸ ماه گذشت… و حالا امیر یه آدم دیگه شده بود. باانگیزه، پرانرژی و متعهد.
اونم به جمع شگفتیسازهای لاغری با ذهن پیوست 💫🌟
چرا؟ چون بالاخره با چشم خودش دید که بهترین روش لاغری، روشی هست که تغییر رو از درون شروع کنه.
برخی از شگفتی سازان لاغری با ذهن
✨ وقتی امیر با بهترین روش لاغری یعنی روش ذهنی تونست شگفتیساز بشه، مثل یه جرقه توی ذهن اطرافیانم روشن شد 💡
اونهایی که قبلاً لاغر شدن منو باور نمیکردن، با دیدن تغییرات امیر دیگه شک نداشتن که این روش واقعیه!
یکییکی شروع کردن… با تردید، با سوالهای زیاد… ولی رفتن تو دل مسیر و به لطف خدا، اونا هم ✨نتیجههای فوقالعادهای گرفتن✨





🎯 بهترین روش لاغری برای شما، همونیـه که باهاش حال خوبی داری!
الان که به لطف خدا چند ساله با استفاده از آموزشهای لاغری با ذهن نهتنها خودم به تناسب اندام رسیدم، بلکه هزاران نفر هم با این روش سبک شدن و نتایج فوقالعاده گرفتن، با اطمینان کامل میگم:
✅ بهترین روش لاغری برای شما، روشی نیست که فقط دیگران باهاش نتیجه گرفتن؛
بلکه اونیه که شما بتونی به راحتی باهاش ارتباط بگیری، توی زندگیت جا بدی، و از مسیرش لذت ببری 💫
💡 لاغری با ذهن یه مسیر قوی و در عین حال لطیفه؛ تو رو مجبور نمیکنه به چیزی که دوست نداری!
برعکس، بهت یاد میده چطور با احترام به خودت، به بدنت، و به نیازهات، کمکم به تناسب برسی.
- مجبور نیستی غذاهایی که دوست داری رو کنار بذاری
- کسی نمیگه چه ساعتی، چقدر، یا چی بخوری
- نیازی نیست هفتهای چند ساعت باشگاه بری
- از شمارش کالری خبری نیست
- حتی مجبور نیستی چیزی رو حذف کنی یا به جای اون چیز دیگهای بخوری
🌱 لاغری با ذهن یعنی یاد بگیری چطور در عین اینکه مثل قبل زندگی میکنی، تغییرات بزرگی رو در خودت تجربه کنی.
و شاید برای تو هم، این دقیقاً همون راهی باشه که سالها دنبالش بودی…
همون بهترین روش لاغری که منتظر بودی یه روزی بتونی باهاش به تناسب اندام دلخواه دست پیدا کنی.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای انجام تمرین این جلسه، با حوصله به سوالات زیر فکر کن و جوابهات رو بنویس. این تمرین کمک میکنه آگاهانهتر وارد مسیر لاغری با ذهن بشی و با استفاده از بهترین روش لاغری تغییرات عمیقتری رو تجربه کنی. 🌱
۱- برداشت شخصیت از «روش لاغری با ذهن» چیه؟
به نظرت این روش چطور میتونه باعث بشه وزنت متعادل بشه؟ 💡
۲- تا حالا چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی؟
شباهتها و تفاوتهایی که بین اون روشها و لاغری با ذهن میبینی رو بنویس ✨
۳- در فایل تصویری گفته شد تجسم چاقی، عامل مهمیه در چاقتر شدن ما.
برداشت تو از این موضوع چیه؟ چطور ممکنه ما با تجسم، خودمون رو چاقتر کنیم؟ 🤔
۴- به گذشتهت نگاه کن…
فکر میکنی تا حالا چطور (ناخودآگاه یا خودآگاه) در حال تجسم چاقی بودی؟
۵- برای نتیجه گرفتن از «بهترین روش لاغری»، نیاز به تمرکز و تعهد داری.
در مورد تصمیمی که گرفتی تا روی این روش تمرکز کنی و بقیه روشها رو کنار بذاری، به صورت انشایی برامون بنویس ✍️
و در آخر…
با عشق و توجه به خودت این تمرین رو انجام بده. چون تغییر از درون ما شروع میشه 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.31 از 153 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



🌸✨ **سفری از قحطی ذهن تا صلح با بدن؛ برداشت من از لاغری با ذهن** ✨🌸
به نام خدای جان، خدای آرامش و تعادل 🤲💖
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و همه دوستان نازنین سایت تناسب فکری 🌷🌿
امروز میخواهم از تجربهها، باورها و برداشت شخصیام درباره «روش لاغری با ذهن» بنویسم؛ روشی که برای من فقط یک تکنیک کاهش وزن نیست، بلکه مسیری برای بازگشت به آرامش، آشتی با بدن و پایان دادن به سالها جنگ درونی با غذاست. 💫
🌿 لاغری با ذهن؛ بازگشت به تعادل طبیعی بدن
من همیشه عمیقاً باور داشتم که چاقیِ ما بیشتر از آنکه به مقدار غذا مربوط باشد، به **استرسِ غذا** مربوط است. به آن ترسی که از خوردن داریم. به نگرانی دائمی درباره رژیم. به ذهنی که مدام درگیر این است که چه بخورم؟ چقدر بخورم؟ نکند چاق شوم؟ نکند اضافه کنم؟ 😔
سالها در چرخهای زندگی کردم که اسمش را امروز میگذارم:
**چرخه قحطی و پرخوری.**
رژیمهایی که ما را وارد حالت قحطی میکنند، دقیقاً مثل این است که به بدن اعلام خطر کنیم. وقتی محدودیت شدید ایجاد میکنیم، وقتی به خودمان میگوییم «نباید بخوری»، «این ممنوع است»، «از فردا رژیم»، ذهن و بدن وارد وضعیت بقا میشوند. هیپوتالاموس که مسئول تنظیم اشتها و تعادل انرژی است، از تعادل خارج میشود. بدن تصور میکند در شرایط کمبود قرار گرفته است. نتیجه؟
افزایش ولع. افزایش تمرکز روی غذا. ذخیرهسازی بیشتر چربی. 🍞🍫
من بارها تجربه کردم که وقتی رژیم میگرفتم، شاید چند روز اول مقاومت میکردم، اما ذهنم مدام در حال فکر کردن به غذا بود. چیزی که قبلاً اصلاً برایم مهم نبود، تبدیل میشد به بزرگترین دغدغه زندگیام. همین تمرکز افراطی روی «نخوردن»، مرا بیشتر به سمت «خوردن» هل میداد.
اینجاست که لاغری با ذهن برای من معنا پیدا میکند. 🌸
این روش برعکس رژیمهای محدودکننده است. به جای جنگ، صلح را انتخاب میکند. به جای فشار، تعادل را پیشنهاد میدهد. به جای ترساندن بدن، به او احساس امنیت میدهد. وقتی اپیزودهای قحطی و پرخوری حذف شوند، وقتی دیگر خبری از محدودیتهای عجیب و غریب نباشد، وقتی آرامش جایگزین اضطراب شود، بدن کمکم به حالت طبیعی خودش برمیگردد.
بدن ما ذاتاً تمایل به تعادل دارد. اگر احساس امنیت کند، اگر مطمئن شود قرار نیست دوباره در قحطی بیفتد، اگر از استرس رها شود، خودش اضافهها را حذف میکند. چون دیگر نیازی به ذخیرهسازی نیست. 🌿
از نگاه من، لاغری با ذهن تنها روشی است که به **تناسب واقعی و ماندگار** ختم میشود؛ چون از درون تغییر ایجاد میکند، نه از بیرون. 💚
🔄 تجربه سالها روشهای سخت و فرسایشی
من تقریباً هر روشی را امتحان کردم.
از سختترین رژیمها گرفته تا شدیدترین ورزشها.
از دمنوشها و قرصهای لاغری تا آمپولها.
از ساعتها دوچرخه ثابت زدن تا حذف کامل غذاهای محبوبم.
همه این روشها یک نقطه مشترک داشتند:
**محدودیت. حذف. فشار. عجله برای نتیجه سریع.**
همهشان میگفتند کمتر بخور. حذف کن. مقاومت کن. سریع نتیجه بگیر.
هیچکدام درباره آرامش ذهن چیزی نمیگفتند. هیچکدام درباره صلح با بدن حرفی نمیزدند.
نتیجه چه بود؟
استرس دائمی.
وسواس ذهنی نسبت به غذا.
وابستگی شدید به عدد ترازو.
و از دست دادن آرامش. 😣
بدتر از همه این بود که هر بار که نتیجه سریع میگرفتم، پشت آن ترس بزرگی پنهان بود:
«اگر برگردد چه؟»
و تقریباً همیشه برمیگشت…
در حالی که لاغری با ذهن میگوید عجله نکن. آرام باش. بدن تو دشمن تو نیست. اگر به او امنیت بدهی، با تو همکاری میکند. این تفاوت، تفاوتی بنیادین است. 🌷
🪞 نقش تجسم چاقی در چاقتر شدن
یکی از مهمترین آگاهیهایی که به آن رسیدم، موضوع «تجسم چاقی» بود. سالها فکر میکردم فقط با غذا خوردن چاق میشوم، اما حالا میبینم که ذهنم چه نقش پررنگی در این مسیر داشته است.
من دائماً در حال تصور چاقتر شدن بودم.
جلوی آینه میایستادم، لباسهای گشاد میپوشیدم و به خودم میگفتم:
«وای اگر واقعاً چاق شوم چه میشود؟»
«الان که اینطوریام، اگر بیشتر شوم چقدر بزرگ میشوم؟»
هر بار که روی ترازو میرفتم، استرس داشتم عدد بالاتر برود.
هر بار که غذایی میخوردم، تصور میکردم دارد مستقیم تبدیل به چربی میشود.
من سالها در مراقبه چاقی بودم، نه در مسیر لاغری. 😔
وقتی مدام تصویر چاقتر شدن را در ذهنم تکرار میکردم، وقتی دائماً نگران افزایش وزن بودم، بدنم همان تصویر را دنبال میکرد. ذهن نمیتواند تفاوت بین تصور و واقعیت را بهخوبی تشخیص دهد. وقتی تمرکز من روی «چاق شدن» بود، طبیعی است که رفتارها و واکنشهای بدنم هم در همان مسیر شکل بگیرد.
از طرفی، ترس از اینکه «از فردا رژیم دارم» باعث میشد امروز بیشتر بخورم. چون ذهنم میدانست دوباره قرار است محدود شود. این همان قحطی ذهنی است. 🍰
امروز میفهمم که اگر سالها چاقتر شدم، فقط به خاطر غذا نبود؛ به خاطر ترس، اضطراب، تصویر ذهنی منفی و جنگ دائمی با خودم بود.
🌸 تصمیم برای تمرکز و تعهد واقعی
امروز اما تصمیم متفاوتی گرفتهام.
دیگر نمیخواهم بین روشهای مختلف سرگردان باشم.
دیگر نمیخواهم با هر حرفی مسیرم را عوض کنم.
دیگر نمیخواهم برای نتیجه سریع، آرامشم را قربانی کنم.
من، فرانک، با قلبی آگاهتر و ذهنی آرامتر، متعهد میشوم که این مسیر را رها نکنم. 💖
متعهد میشوم که خودم را دوست داشته باشم؛ نه وقتی لاغر شدم، بلکه همین حالا.
متعهد میشوم که به بدنم زمان بدهم.
متعهد میشوم که به جای جنگ، صلح را انتخاب کنم.
متعهد میشوم که به جای اضطراب، اعتماد را تمرین کنم.
میدانم که بهترین روش لاغری، روشی است که با روح و روانم هماهنگ باشد. روشی که در آن احساس امنیت کنم. روشی که در آن مجبور به حذف و محرومیت نباشم.
من میپذیرم که تغییر پایدار زمان میخواهد.
میپذیرم که بدنم سالها در استرس بوده و حالا نیاز به آرامش دارد.
میپذیرم که عجله نکنم و به روند طبیعی احترام بگذارم. 🌿
از امروز، تمرکز من روی آرامش است.
روی شنیدن صدای بدنم.
روی کاهش استرس.
روی اصلاح تصویر ذهنیام.
روی دیدن خودم در قالبی متعادل، سالم و زیبا. ✨
دیگر نمیخواهم در مراقبه چاقی باشم.
میخواهم در مراقبه سلامتی و تعادل باشم.
باور دارم وقتی ذهنم آرام شود، بدنم هم آرام میشود.
وقتی تصویر درونیام تغییر کند، ظاهر بیرونیام هم تغییر خواهد کرد.
وقتی دیگر از غذا نترسم، غذا هم دیگر برایم تهدید نخواهد بود.
🌷 جمعبندیِ مسیر
لاغری با ذهن برای من یعنی:
✅ حذف استرس
✅ پایان دادن به قحطی ذهنی
✅ خروج از چرخه پرخوری و محرومیت
✅ آشتی با بدن
✅ اعتماد به فرآیند طبیعی تعادل
این مسیر شاید سریع نباشد، اما واقعی است.
شاید هیجانانگیز و انفجاری نباشد، اما پایدار است.
شاید عدد ترازو را یکشبه پایین نیاورد، اما آرامش را برمیگرداند.
و من امروز بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارم. 💚
با تمام وجود باور دارم وقتی ذهنم به تعادل برسد، بدنم هم به تعادل میرسد.
و این بار، این تعادل ماندگار خواهد بود.
با سپاس از استاد عطاروشن عزیز و همه دوستانی که در این مسیر همراه هستند 🌸✨
و با امید به روزی که هرکدام از ما در صلح کامل با بدنمان زندگی کنیم 💖