بذار از خودم بگم…
📍 این جلسه ادامه گام ۱۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
من کسی بودم که بیشتر از ۳۵ سال با چاقی زندگی کردم. صبح با اضافهوزن بیدار میشدم، شب با خستگی و حسرت از اندام ایدهآل میخوابیدم. مثل خیلیها، همیشه دنبال بهترین روش لاغری بودم.
هر روشی که کسی باهاش لاغر شده بود، برای من حکم معجزه داشت! فقط کافی بود یکی بگه “فلانی ۴۰ کیلو کم کرده” و من همون روز میرفتم دنبالش! 😅
در این جلسه میآموزیم:
یه خبر ساده، یه شوق بزرگ 🎯
از نظر من، بهترین روش لاغری همیشه همون روشی بود که یکی دیگه باهاش کلی وزن کم کرده بود! 😄

تا یکی میگفت “با این روش ۲۰ کیلو لاغر شدم”، چشمهام برق میزد و با کلی هیجان میگفتم: “همینه! این دیگه جواب میده!”
انگار موفقیت اونها، برای من میشد چراغ سبز شروعِ یه تلاش جدید. 🚦💪
یادمه یه روز شنیدم پسرداییم امیر که همیشه از من چاقتر بود، یهویی لاغر شده!
همه فامیل ازش حرف میزدن. از همون لحظه یه چیزی تو دلم تکون خورد! یه جور حسادت انگیزهساز! 😁
وقتی شنیدم امیر حسابی لاغر شده، واقعاً جا خوردم 😳 چون آخرین باری که دیده بودمش از خود من هم چاقتر بود!
حالا تصور کن همه با هیجان از لاغریاش میگفتن و هر کی منو میدید میپرسید:
“تو چرا مثل امیر لاغر نمیشی؟ همون کاری رو بکن که اون کرده!” 😅
کمکم حسادت هم قاطی تعجبم شد… چون همه داشتن از امیر تعریف میکردن و من حس میکردم زیر ذرهبینم! 🔍💭
با امیر تماس گرفتم. صداش هم تغییر کرده بود! گفت رژیم دکتر گرفته، سه جلسه در هفته هم کلاس کاراته میره. خلاصه، لاغر لاغر شده بود. از همون لحظه یه چیزی تو دلم تکون خورد! یه جور حسادت انگیزهساز! 😁 با خودم گفتم این بهترین روش لاغریه.
ازش خواستم رژیمشو برام بفرسته. وقتی به دستم رسید، دیدم مثل همه رژیمهاست؛ صبح نون و پنیر، ظهر مرغ، شب سوپ… فقط یه نکته داشت: هفتهای یه بار پیتزا و یه بار ساندویچ مجاز بود! 🤨
ولی چون اون لاغر شده بود، منم با انگیزه شروع کردم.

مثل همیشه: شروع خوب، پایان همیشگی 💔
مثل همیشه، با یک شروع قدرتمند از روز شنبه رفتم سراغ برنامه لاغری! 💪🍽
هفته اول عالی بود؛ وعدههام رو دقیق میخوردم، سه روز هم با انرژی رفتم پیادهروی 🚶♀️ و حس میکردم اینبار دیگه موفق میشم!
اما هفته دوم، ورق برگشت… 📉
یه روز وسط ظهر، صدای مامان بلند شد که:
«من دیگه نمیتونم هر روز غذای رژیمی درست کنم، از همین غذای سفره کمتر بخور!» 🍲😐
منم که ته دلم اصلاً علاقهای به رژیم نداشتم، گفتم باشه، همینم خوبه… فقط کمتر میخورم 😅
ورزش رو ادامه دادم، ولی یه هفته بعد از پیادهروی هم خسته شدم و تصمیم گرفتم فقط “کمتر خوردن” رو ادامه بدم.
و خب، دو سه روز بعد کلاً یادم رفت اصلاً برنامهای داشتم 😬🤦♀️
همه چی برگشت سر جای اولش…
در همین حین، خبر لاغر شدن امیر مثل یه ویروس بین فامیل پخش شده بود 😄
همه میگفتن: «تو هم مثل امیر رژیم بگیر، اون که نتیجه گرفت! حتما بهترین روش لاغری برای تو هم همینه»
منم هر بار تلاش میکردم توجیه کنم که:
«خب اون زیر نظر دکتر بوده… من که نمیتونم برم دکتر، معلومه نتیجه نمیگیرم!» 😐
چند ماه گذشت تا اینکه شنیدم قراره امیر با خانوادهش برای تعطیلات نوروز بیاد دزفول! 😳
وای که اون لحظه چقدر دلم میخواست اصلاً نیاد… نمیخواستم باهاش روبهرو بشم در حالی که اون لاغر شده و من همچنان تو همون وضعیت موندهم!
یه اتفاق عجیب در عید 😯
چند ماه بعد، امیر به دزفول اومد.
با کلی دلهره منتظر دیدنش بودم… اما وقتی بالاخره روبهروش قرار گرفتم، یه لحظه خشکم زد! 😳
خبری از یه آدم لاغر و خوشهیکل نبود! همون امیر همیشگی، با همون چهرهی آشنا و چاق، جلوم ایستاده بود! 😅
اولین کاری که کردم این بود که یه نفس راحت کشیدم 😌
آخیش… حداقل الان میتونم با خیال راحت توی مهمونیها ظاهر بشم و کسی نگه: «ببین امیر لاغر شده، تو چرا هنوز چاقی؟» 🙄
با تعجب ازش پرسیدم: «پس چی شد؟ همه میگفتن خیلی لاغر شدی، خودت میگفتی بهترین روش لاغریه، حتی صدات هم فرق کرده بود!» 🤔
امیر خندید و گفت:
«راست میگفتن، چند ماه زیر نظر یه دکتر رژیم بودم، کلی وزن کم کردم. ورزش رزمی هم میرفتم، حسابی سرحال بودم، فقط دو سه کیلو مونده بود تا برسم به وزن نرمال…» 💪🥗🥋
اما بعدش گفت که با پدرش رفته بودن یه سفر کاری خارج از کشور.
اونجا، تنوع غذایی هتل و تغییر سبک زندگی باعث شده بود چند کیلویی اضافه کنه و همین یه ذره برگشت وزن، کل انگیزهشو از دست داده! 😩
خودش میگفت این بهترین رژیمی بود که تا حالا داشته. نه گرسنگی میکشیده، نه اذیت میشده، تازه از ورزشهاش هم کلی کیف میکرد… اما خب، آخرش با بهترین روش لاغری هم برگشت به همون روال قبلی 😬

بهترین روش لاغری برای من: وقتی با ذهنم لاغر شدم 🧠✨
چند سال بعد، یه راه جدید رو کشف کردم: لاغری با ذهن!
نه رژیم سفت و سختی در کار بود، نه زور زدن، نه کالری شمردن و نه حسرت خوردن برای غذایی که بقیه داشتن و من نه!
فقط با تغییر نگرشم نسبت به غذا، بدنم، خودم… آرومآروم همهچی شروع به تغییر کرد. ✨
انگار بار سالها اضافهوزن و افکار منفی از روی شونههام برداشته شده بود.
احساس آرامش داشتم، بدون دعوا با ترازو، بدون استرس از مهمونی رفتن، بدون قایمکردن شکمم موقع عکس گرفتن 😄
حالا وقتی کسی ازم میپرسه واقعاً چه کاری کردی که اینقدر متحول شدی، با لبخند میگم:
**من بهترین روش لاغری رو انتخاب کردم… روشی که از ذهن شروع میشه، نه از رژیم.**🧠💫
بهترین روش لاغری یعنی روشی که بتونی تا آخر عمر باهاش زندگی کنی، بدون اینکه احساس محرومیت یا محدودیت داشته باشی.
اینبار من الگوی لاغری امیر شدم
وقتی من شروع به لاغر شدن کردم و وزنم پایین اومد، امیر اصلاً واکنشی نشون نداد.
دو سال بعد، یه سفر کاری من رو به تهران برد. و وقتی امیر منو دید، چشماش از تعجب گرد شد! 😳
چون نهتنها هنوز لاغر بودم، بلکه سبکتر، شادتر و راضیتر از همیشه شده بودم.
با تردید پرسید: «واقعاً هنوز لاغر موندی؟ چیکار کردی؟»
لبخند زدم و گفتم:
«من از بهترین روش لاغری استفاده کردم… روشی که از ذهن شروع میشه، نه از بشقاب غذا! 🧠🍽️»
البته مثل خیلیهای دیگه، اونم اولش باور نکرد که چطور میشه فقط با تغییر ذهن و نگرش، بدون رژیم و سختی، لاغر شد.
تقریباً دو سال بعد، یه روز تماس گرفت و گفت:
«من دیگه خسته شدم… میخوام این بار یه روش متفاوت رو امتحان کنم. همون روش تو رو…»
دورهی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کرد و با اشتیاق شروع کرد به دیدن آموزشها. 📚✨
بعضی وقتها تلفنی درباره تمرینها و تغییراتی که توی ذهن و جسمش حس میکرد باهام صحبت میکرد.
۸ ماه گذشت… و حالا امیر یه آدم دیگه شده بود. باانگیزه، پرانرژی و متعهد.
اونم به جمع شگفتیسازهای لاغری با ذهن پیوست 💫🌟
چرا؟ چون بالاخره با چشم خودش دید که بهترین روش لاغری، روشی هست که تغییر رو از درون شروع کنه.
💡 اگه میخوای همین مسیر ذهنی رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم تجربه کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همینه.
✍️ حالا بریم سراغ چند نمونه واقعی؛ در ادامه هم توی گام ۱۴ سراغ «چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.27 از 157 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسبر
1برداشت شخصی ت از روشهای لاغری با ذهن چیه؟ به نظرت این روش چطور می تونه باعث بشه وزنت متعادل بشه. روش لاعری باذهن بهترین واسانترین راه لاعری هیت وماندگار هست ممن از وقتی دراین مسیر هستم ارامش دارم دیگه مثل قبل فکر به خوردن فکر نمیکنم ودیگه هله وهوله مثل قبل نمی خورم من که قبلا پفک خیلی دوست داشتم الان دیگه خیای کم میخورم من دیگه غذاها را دلیل چافی نمی بینم ودیگه مثل قبل از غذاها ترس ندارم وبارامش تا حد نیازم غذا میخورم ودیگه مثل قبل تا حد خفگی نمیخورم هر وقت میل دارم بدون ترس میخورم من هر روز تمرین هایم را مینویسم وفایلها را گوش میدم ونوشته هارا میخونم وازرخوندن نوشته ها لذت میبرم من ذهنم خیلی اروم شده من میتونم با این روش لاعرومتناسب بشم
2تا حالا چه روشهایی برای لاعری امتحان کردی شباهت وتفاوت های که بین اون روشها ولاعری باذهن می بینی رو بنویس. من قبل از اشنای با این مسیر خیلی روشها را امتحان کردم رژیم های مختلف که همیشه محدودیت داشت ورزشهای سخت وطاقت فرسادمنوشهای تلخ وبی مزه قرصهای لاغری وچربی سوزحذف شیرینی جات نون شام را حذف میکردم وخیلی وقتها گرسنه می خوابیدم به غذاها با حسرت نگاه میکردم همبشه ترس از چاقتر شدن داشتم اما درلاعری با ذهن محدویت نیست وهر چی که دوست داشتی میتونی به اندازه بخوری من دیگه مثل قبل از خودم متنفر نیستم مثل قبل با خودم نمیجنگم وباد گرفتم خودم را دوست داشته باشم دراین روش اجبار نبست زور نبست من اندام فعلی خودم را دوست دارم دیگه شکایت نمیکنم ومیدونم من با این روش لاغر ومتناسب میشم وبا لذت وازادی زندگی میکنم
3درفایل تصویری گفته شدتجسم چاقی عاملمهمیه درچاق تر شدن ما برداشت تو ازاین موضوع چیه؟ چطور ممکن مابا تجسم خودمون رت چاقنرکنیم؟ من همیشه درذهنم تجسم میکردم خوردن باعث چافی من میشم ومن هر چی میخورم تبدیل به چربی دربدن من میشه وای الان میفهم که ذهن من باعث چاقی من شده با افکاری که در ذهنم به وجود اوردم من چاق میشدم من از طریق ذهنم چاق شدم من همبشه درذهنم با کارهای که میکردم تجسم چاقی میکردم من خودم بتورهای چاقی رادر ذهنم به وجود اوردم من باورهای منفی ذهنم را پر کردم وچاق شدم ومی خواهم با باورهای دریت را به ذهنم اموزش بدم تا به تناسب اندام دلخواهم بریم
4به گذشته ت نکاه کن فکر میکنی تا حالا چطور نا خوداگاه یا خود آگاه درحال تجسم چاقی بودی؟ من سالها همیشه پر تجسم چاقی بودم من از کودکی چاق بودم بزرگ که شدم از غذاها وترس داشتم هر وقت غذا میخوردم باترس واسترس میخوردم ومبگفتم اینا را مبخورم مرا چاق میکنند ولی حالا میفهم اینا همش باورهای ددر ذهن من بود که خودم به وجود اورده بودم من همبشه درحال تجسم کردن چاقی بودم
من همبشه بخاطر چاقی مجبور بودم لباسهای گشاد بپوشم وتیره بپوشم تا چاقی من دیده نشه من هر وقت کیک وشیرینی مبخوردم ومبگفتم اینا مرا چاق میکنند وتبدیل به ربی میشند ومن هی چاقتر میشدم ومن همیشه تصویر چاقتر شدن را درذهنم تکرار مبکردم وهمیشه نکران چافی بودم وذهن من هم همیشه دنبال چاقی بود من هر وقت میخواستم رژبم بگیرم ترس داشتم چون همش محدویت بود ومن از وقتی دراین مسبر هستم فهمیدم که چاقی من بخاطر غذا نیست فقط به خاطر ترس واسترس وباورهای منفی بود
5برای نتیجه گرغتن از بهترین روش لاغری نیاز به تمرکز وتعهد در موردتصمیمی که گرفتی تا روی این روش تمرکز کنی وبقیه روشها را کنار بذاری به صورت انشایی بنویس. من از وقتی دراین میسر هستم دیگه همه روشها را کنار گذاشتم دیگه اصلا به رژیم فکر هم نمیکنم دیگه نمیتونم رژبم بگیرم من دبگه اکه ورزش میکنم به خاطر سلامتی میکنم من پیاده روی میکنم تا سالم بشم من هر روز تمرینهایم را انجام میدم وهر روز یه فایل گوش میدم من میخواهم فقط دراین میسر بمانم تا به تناسب برسم اصلا عجله ندارم تا زودتر به نتیجه برسم من از امروز خودم را بیشتر دوست دارم به خودم احترام میزارم دیگه با تنفر به خودم نگاه نمیکنم به خودم عشق میورزم من اندام فهلی خودم را دوست دارم ومبدونم که ذهن وبدن من باهم هماهنگ مبشند ومرا به تناسب اندام می رسانند من دیگه با خودم جنگ نمیکنم من دیگه مثل قبل با ترس واسترس غذا نمیخورم وبالذت غذا میخورم ودبگه به زور غذا نمبخورم وبه رتحتی بقیه غذا را کنار میزارم این روش بهترین روش لاغری هست چون من از وقتی اینجا هستم دیگه استرس ندارم ترس ندارم ارامش دارم من میخواهم تصویر ذهنی خودم را تغییر بدم باورهای ذهنی ام را تغییربدم وقتی ذهنم تغییر کنه بدنم هم خود به خود تغییر میکنه این مسیر درسته ادم را زود لاغر نمیکنه اما وقتی لاغر بشیم ماندگار هست این مسبر اول ارامش میاره وبه دنبالش ازادی ورهایی میاد
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهربان
سلام دوستان با انگیزه و استاد مهربان و فروتنم
برداشت شخصیت از «روش لاغری با ذهن» چیه؟به نظرت این روش چطور میتونه باعث بشه وزنت متعادل بشه؟
همین که تا الان اروم شدم ترس از غذا ندارم میزارم گشنه گشنه شم و با لذت غذا میخورم وقتی سیر شدم از غذام میمونه میکشم کنار اگر از رستوران غذا بگیریم به همسرم که قبلا میگفت تا تهش بخور بردن نداره میگم چرا به زور بخورم وقتی میتونم ببرم و یه وعده دیگ راحت ازش لذت ببرم اینجوری هول میشم لذتی نداره اونم دیگ قبول کرده
وقتی با تعجب دیگ چیپسو پفک بهم حال نمیده نمیدونم چه جوری کشیده میشم به خوراکی های سالم خودمو مجبور نمیکنم فکر نمیکنم ولی وقتی رو میز مثلا میوه و چیپسو پفکه بدون فکر بدون حسرت که چیپسو پفک چاق میکنه باید میوه بخورم میرم سمت میوه و با اشتها میخورم شاید وزن هنوز کم نکردم البته حس میکنم یکم یه کوچولو جمع شدم ولی رو ترازو نرفتم کسی ام هنوز بهم نگفته لاغر شدی کلا ام ۴۰ روز شروع کردم گاهی به خودم میگم چرا زود تر چاق نمیشم ولی یاد حرف استاد میفتم که تا ذهن تغییر کنه زمان میبره و تو این گام گفتم حداقل ۶ ما باید تو مسیر باشی دلم گرم شد گفتم خب پس الان کلی از نظر روحی و تغییر سبک غذایی دستاورد داشتم قطعا تا ۶ ماه دیگ اگر بمونم تو مسیر کلی تغییر میکنم و اصلا به لیز خوردنو فراموش کردن فکر نمیکنم چون هر روز که ۱بح میرسم سره کار و با یه سری از کارام که میتونم گوش بدم فایلارو اصلا حالم خوب میشه انرژی کل روزمه عادتم شده که هر روز بیام تو سایت و تمام و کمال تمیرین فایل متن و نمونه ویس دوستان که استاد گذاشتن گوش کنم
۲- تا حالا چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی؟شباهتها و تفاوتهایی که بین اون روشها و لاغری با ذهن میبینی رو بنویس
من روش قرص لاغری روش پودر لاغری فستینگ حذف قند و کربوهیدرات و در اخر ورزشو کم تر خوردنو حذف ناسالم هارو امتحان کردم تفاوت اون حسرت و حرص و تنفر از خوده که میگی اگر چاق نبودی الان بدون استرس میخوردی فلان جا میرفتی میتونستی راحت بخوری فلان لباس راحت تنت میرفت ولی توی لاغری ذهنی خودمو بیشتر دوست دارم لذت میبرم با همین اندام که میخوام لاغر شم تو اینه و عکسا میبینم لذت میبرم و با خودم تصور میکنم که قطعا بهتر خواهم شد شباهت به نظرم زمانی که رژیم داشتم نمیخوردم چیزی ولی با حسرتو عذاب وجدان الان وقتی نمیخورم خوراکی ناسلامو این حسو دارم که بخورم به خودم اسیب میزنم لذت نمیبرم الان بخورم دلم فلان چیزو نمیخواد یا اگر بخورم ناهار راحت نمیتونم بخورم یا سنگین میشم یعنی همش به بدنمو احساسم توجه میکنم حتی چیزای مضر مثل قلیان ام دیگ لذتی برام نداره میگم که چی وقتی سر درد میگیرم ریم درد میگیره انجام بدم
۳- در فایل تصویری گفته شد تجسم چاقی، عامل مهمیه در چاقتر شدن ما.برداشت تو از این موضوع چیه؟ چطور ممکنه ما با تجسم، خودمون رو چاقتر کنیم؟
من تک فایلی رو در این مورد تو سایت گوش دادم و تازه متوجه شدم دلیلش اونم علمی چیه
ما وقتی استرس ترس از چاق شدن داریم هورمون مقابله با قحطی در بدن ما ترشح میشه که سوختو سازو متوقف کن بدن استرس داره باید ارومش کنیم باید بهش حس حوس به شیرینی بدیم حالش خوب شه یا حتی وقتی رژیم سخت میگیری و گشنگی میکشید نتیجه نمیگیری مثل من که فستینگ گرفتمو نتیجه نداد این بود که بدنم با قحطی مقابله میکرد چربی هارو برای مقابله با گشنگی نگه میداشت سوختو ساز و میاورد پایین و عصبی ترم میکرد و تایمی که باید میخوردمم پر خوری میکردم
۴- به گذشتهت نگاه کن…فکر میکنی تا حالا چطور (ناخودآگاه یا خودآگاه) در حال تجسم چاقی بودی؟
من تجسمام از خانواده و مخصوصا مادرو خواهرم شروع شد ما خانواده هرگز جاقی نیستیم ولی هممون در تلاش برای اندام های هالیوودی و استاندارد های جهانی مخصوصا خواهرم بود که اخر رفتن لیپو کرد تا به اندام دلخواهش برسه که به نظرم خیلی بد و غیر طبیعی شده بدنش ولی من نه زندگیمو داشتم میکرد دوران دور از خانه و دانشجویی و خوابگاه بودنم که کسی رو سرم نبود بگه اینو نخور چاق میشیا همه چی ام میخوردم ۵۸ کیلو نرمال و عالی بودم و به محض این که دانشگاه تموم شدو رفتم خونه مامانم گفت الان اندامت خیلی خوبه حیفه نزار چاق شی الان خوبی اینو نخور گامبو میشی در حالی که اقا من ۴ الی ۵ سال ۵۸ کیلو بودم بدون تلاش و تر از چاقی و خوردن و این ذهن من کم کم از چاق ترسید از غذا ترسید و این رفندم یکی دوماه نبودا توی ۵ سال من ۱۲ کیلو اروم اروم اضافه کردم من فکر میکردم چون مثلا تحرکم کمه و مثل دوران دانشگاه هما جا پیاده نمیرم چاق شدم در صورتی که من هم باشگاهو اصاف کرده بودم هم یه مسیری طولانیو باید تا سر کارو مترو میرفتم با کلی خستگی ولی الان فهمیدم دلیلش چیه
۵- برای نتیجه گرفتن از «بهترین روش لاغری»، نیاز به تمرکز و تعهد داری.در مورد تصمیمی که گرفتی تا روی این روش تمرکز کنی و بقیه روشها رو کنار بذاری، به صورت انشایی برامون بنویس
من صنم توی این ۴۰ رو متعهد شدم همه روش ها اون پودری که میخوردم ورزشی که تو خونه با کلی خستگی میکردم کنار بزارم متعهد کردم خودمو هر روز به فایلا گوش بدم تمیرینامو کنم و مهم تر از همه اپ اینستامو پاک کردم چون توش هر ادم عادی لاغری شده دکتر تغزیه و کلی ویدیو با من بیا تا با ۱۰ نکته بگم چه جوری از ۱۰۰ شدم ۵۰ درصورتی که یارو یه عمره ۵۰ کیلوعه و واقعیت اینه اونا درامد دارم از بالا بردن پیجشون و من با کلی حسرت به انداماشون نگاه میکردم نکنه باید پیج اینو دنبال کنم نکنه من اشتباه میکنم از انبوه اطلاعات حالت بد میشه کدومو انتخاب کنی یکی ام انتخام میکردی میدیدی یا رو رفته میوه های مثلا استوایی گرون با ماست یونانی فلان و دانه چیتا و فلاو بسان دسر درست کرده فلان مرغو اینجوری میخوره با خودت میگی من که نمیتونم بیخیال ولی متوجه شدم الان من تو مسیر درستم قدم به قدم گام به گام از بیس شروع کردم نه مثل ویدیو های شلخته اینستا که هر کی یه تزی میده نمیدونی از کجا شروع میشه الان با سایت مرتب هدفمند و برنامه ریزی شده جلو میرم و خیالمم راحته جواب میده چون هم استاد هم این همه ادم جواب گرفتن ولی توی اینستا طرف هیچ عکسی از گذشتش نذاشته که چاق بوده خیلیام فیکن و من با پاک کردن اینستا به خودم تعهد دادم چشممو به روی همه دروغ ها ببینم و توی مسیر درست قرار بگیرم
سلام و درود
چقدر از خوندن نوشتهات لذت بردم.
مهمترین اتفاقی که برات افتاده اینه که ذهنت داره آروم میشه و رابطهات با غذا طبیعیتر شده.
اینکه بدون اجبار، با گرسنگی واقعی غذا میخوری، به محض سیری کنار میکشی و حتی دیگه هوس چیپس و پفک برات مثل قبل نیست، نشونههای خیلی ارزشمندیه.
اینکه هنوز کسی بهت نگفته لاغر شدی، اصلاً عجیب نیست. همونطور که خودت هم گفتی، اول ذهن تغییر میکنه و بعد جسم خودش رو با این تغییر هماهنگ میکنه. تو الان داری پایههای این تغییر رو محکم میسازی.
خیلی عالیه که هر روز با اشتیاق فایلها و تمرینها رو دنبال میکنی و این مسیر برات تبدیل به عادت شده. مطمئن باش اگر همین آرامش و استمرار رو حفظ کنی، نتیجهای که دنبالش هستی هم به موقع خودش نمایان میشه.
ادامه بده، خیلی خوب داری پیش میری.
سلام استاد مهربانم
خیلی خوشحالم که متن منو خوندین و بهش واکنش نشون دادین راستشو بخواین باور نمیکردم برسید همه پیام هارو بخونید
و این پیامتون باعث انگیزه بیشتر من شد بالاخره من دیده شدم تلاشمو کی بهتر از استاد داره میبینه و وقتی شما اینجوری بگید موفقيت من حتمیه
بله من تقریبا هر روز به غیر از اخر هفته ها چون کارای خونه باید بکنم وارد سایت میشم میخونم مینویسم و کامل گوش میدم و جوری شده که عادتم شده هر روز بیام اینجا دلیل اصلیش اینه حالم اینجا خوبه و خوب تر میشه انگار اینجا یک دنیای دیگست کسی غر نمیزنه کسی از ادم ایراد چاقیشو نمیگیره کسی ام مشکلات جامه رو مانع برای تلاش هاش نمیکنه همه اینجا تلاش میکنن ممنون بابت وقتی که میزارید این همه فایل ارزشمند درست میکنید و بارگذاری میکنید که خیلیاشون رایگانه و این وقتی که میزارید میخونید و واکنش نشون میدید واقعا لطف بزرگیه برای همه ما
امید وارم هیچ مشکل حل نشدنی ای تو زندگیتون نباشه و به تمام خواسته ها و آرزوهاتون برسید و ارزوی یک عمر زندگی در ارامش و شادی در کنار همسر و فرزندانتون دارم
🌸✨ **سفری از قحطی ذهن تا صلح با بدن؛ برداشت من از لاغری با ذهن** ✨🌸
به نام خدای جان، خدای آرامش و تعادل 🤲💖
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و همه دوستان نازنین سایت تناسب فکری 🌷🌿
امروز میخواهم از تجربهها، باورها و برداشت شخصیام درباره «روش لاغری با ذهن» بنویسم؛ روشی که برای من فقط یک تکنیک کاهش وزن نیست، بلکه مسیری برای بازگشت به آرامش، آشتی با بدن و پایان دادن به سالها جنگ درونی با غذاست. 💫
🌿 لاغری با ذهن؛ بازگشت به تعادل طبیعی بدن
من همیشه عمیقاً باور داشتم که چاقیِ ما بیشتر از آنکه به مقدار غذا مربوط باشد، به **استرسِ غذا** مربوط است. به آن ترسی که از خوردن داریم. به نگرانی دائمی درباره رژیم. به ذهنی که مدام درگیر این است که چه بخورم؟ چقدر بخورم؟ نکند چاق شوم؟ نکند اضافه کنم؟ 😔
سالها در چرخهای زندگی کردم که اسمش را امروز میگذارم:
**چرخه قحطی و پرخوری.**
رژیمهایی که ما را وارد حالت قحطی میکنند، دقیقاً مثل این است که به بدن اعلام خطر کنیم. وقتی محدودیت شدید ایجاد میکنیم، وقتی به خودمان میگوییم «نباید بخوری»، «این ممنوع است»، «از فردا رژیم»، ذهن و بدن وارد وضعیت بقا میشوند. هیپوتالاموس که مسئول تنظیم اشتها و تعادل انرژی است، از تعادل خارج میشود. بدن تصور میکند در شرایط کمبود قرار گرفته است. نتیجه؟
افزایش ولع. افزایش تمرکز روی غذا. ذخیرهسازی بیشتر چربی. 🍞🍫
من بارها تجربه کردم که وقتی رژیم میگرفتم، شاید چند روز اول مقاومت میکردم، اما ذهنم مدام در حال فکر کردن به غذا بود. چیزی که قبلاً اصلاً برایم مهم نبود، تبدیل میشد به بزرگترین دغدغه زندگیام. همین تمرکز افراطی روی «نخوردن»، مرا بیشتر به سمت «خوردن» هل میداد.
اینجاست که لاغری با ذهن برای من معنا پیدا میکند. 🌸
این روش برعکس رژیمهای محدودکننده است. به جای جنگ، صلح را انتخاب میکند. به جای فشار، تعادل را پیشنهاد میدهد. به جای ترساندن بدن، به او احساس امنیت میدهد. وقتی اپیزودهای قحطی و پرخوری حذف شوند، وقتی دیگر خبری از محدودیتهای عجیب و غریب نباشد، وقتی آرامش جایگزین اضطراب شود، بدن کمکم به حالت طبیعی خودش برمیگردد.
بدن ما ذاتاً تمایل به تعادل دارد. اگر احساس امنیت کند، اگر مطمئن شود قرار نیست دوباره در قحطی بیفتد، اگر از استرس رها شود، خودش اضافهها را حذف میکند. چون دیگر نیازی به ذخیرهسازی نیست. 🌿
از نگاه من، لاغری با ذهن تنها روشی است که به **تناسب واقعی و ماندگار** ختم میشود؛ چون از درون تغییر ایجاد میکند، نه از بیرون. 💚
🔄 تجربه سالها روشهای سخت و فرسایشی
من تقریباً هر روشی را امتحان کردم.
از سختترین رژیمها گرفته تا شدیدترین ورزشها.
از دمنوشها و قرصهای لاغری تا آمپولها.
از ساعتها دوچرخه ثابت زدن تا حذف کامل غذاهای محبوبم.
همه این روشها یک نقطه مشترک داشتند:
**محدودیت. حذف. فشار. عجله برای نتیجه سریع.**
همهشان میگفتند کمتر بخور. حذف کن. مقاومت کن. سریع نتیجه بگیر.
هیچکدام درباره آرامش ذهن چیزی نمیگفتند. هیچکدام درباره صلح با بدن حرفی نمیزدند.
نتیجه چه بود؟
استرس دائمی.
وسواس ذهنی نسبت به غذا.
وابستگی شدید به عدد ترازو.
و از دست دادن آرامش. 😣
بدتر از همه این بود که هر بار که نتیجه سریع میگرفتم، پشت آن ترس بزرگی پنهان بود:
«اگر برگردد چه؟»
و تقریباً همیشه برمیگشت…
در حالی که لاغری با ذهن میگوید عجله نکن. آرام باش. بدن تو دشمن تو نیست. اگر به او امنیت بدهی، با تو همکاری میکند. این تفاوت، تفاوتی بنیادین است. 🌷
🪞 نقش تجسم چاقی در چاقتر شدن
یکی از مهمترین آگاهیهایی که به آن رسیدم، موضوع «تجسم چاقی» بود. سالها فکر میکردم فقط با غذا خوردن چاق میشوم، اما حالا میبینم که ذهنم چه نقش پررنگی در این مسیر داشته است.
من دائماً در حال تصور چاقتر شدن بودم.
جلوی آینه میایستادم، لباسهای گشاد میپوشیدم و به خودم میگفتم:
«وای اگر واقعاً چاق شوم چه میشود؟»
«الان که اینطوریام، اگر بیشتر شوم چقدر بزرگ میشوم؟»
هر بار که روی ترازو میرفتم، استرس داشتم عدد بالاتر برود.
هر بار که غذایی میخوردم، تصور میکردم دارد مستقیم تبدیل به چربی میشود.
من سالها در مراقبه چاقی بودم، نه در مسیر لاغری. 😔
وقتی مدام تصویر چاقتر شدن را در ذهنم تکرار میکردم، وقتی دائماً نگران افزایش وزن بودم، بدنم همان تصویر را دنبال میکرد. ذهن نمیتواند تفاوت بین تصور و واقعیت را بهخوبی تشخیص دهد. وقتی تمرکز من روی «چاق شدن» بود، طبیعی است که رفتارها و واکنشهای بدنم هم در همان مسیر شکل بگیرد.
از طرفی، ترس از اینکه «از فردا رژیم دارم» باعث میشد امروز بیشتر بخورم. چون ذهنم میدانست دوباره قرار است محدود شود. این همان قحطی ذهنی است. 🍰
امروز میفهمم که اگر سالها چاقتر شدم، فقط به خاطر غذا نبود؛ به خاطر ترس، اضطراب، تصویر ذهنی منفی و جنگ دائمی با خودم بود.
🌸 تصمیم برای تمرکز و تعهد واقعی
امروز اما تصمیم متفاوتی گرفتهام.
دیگر نمیخواهم بین روشهای مختلف سرگردان باشم.
دیگر نمیخواهم با هر حرفی مسیرم را عوض کنم.
دیگر نمیخواهم برای نتیجه سریع، آرامشم را قربانی کنم.
من، فرانک، با قلبی آگاهتر و ذهنی آرامتر، متعهد میشوم که این مسیر را رها نکنم. 💖
متعهد میشوم که خودم را دوست داشته باشم؛ نه وقتی لاغر شدم، بلکه همین حالا.
متعهد میشوم که به بدنم زمان بدهم.
متعهد میشوم که به جای جنگ، صلح را انتخاب کنم.
متعهد میشوم که به جای اضطراب، اعتماد را تمرین کنم.
میدانم که بهترین روش لاغری، روشی است که با روح و روانم هماهنگ باشد. روشی که در آن احساس امنیت کنم. روشی که در آن مجبور به حذف و محرومیت نباشم.
من میپذیرم که تغییر پایدار زمان میخواهد.
میپذیرم که بدنم سالها در استرس بوده و حالا نیاز به آرامش دارد.
میپذیرم که عجله نکنم و به روند طبیعی احترام بگذارم. 🌿
از امروز، تمرکز من روی آرامش است.
روی شنیدن صدای بدنم.
روی کاهش استرس.
روی اصلاح تصویر ذهنیام.
روی دیدن خودم در قالبی متعادل، سالم و زیبا. ✨
دیگر نمیخواهم در مراقبه چاقی باشم.
میخواهم در مراقبه سلامتی و تعادل باشم.
باور دارم وقتی ذهنم آرام شود، بدنم هم آرام میشود.
وقتی تصویر درونیام تغییر کند، ظاهر بیرونیام هم تغییر خواهد کرد.
وقتی دیگر از غذا نترسم، غذا هم دیگر برایم تهدید نخواهد بود.
🌷 جمعبندیِ مسیر
لاغری با ذهن برای من یعنی:
✅ حذف استرس
✅ پایان دادن به قحطی ذهنی
✅ خروج از چرخه پرخوری و محرومیت
✅ آشتی با بدن
✅ اعتماد به فرآیند طبیعی تعادل
این مسیر شاید سریع نباشد، اما واقعی است.
شاید هیجانانگیز و انفجاری نباشد، اما پایدار است.
شاید عدد ترازو را یکشبه پایین نیاورد، اما آرامش را برمیگرداند.
و من امروز بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارم. 💚
با تمام وجود باور دارم وقتی ذهنم به تعادل برسد، بدنم هم به تعادل میرسد.
و این بار، این تعادل ماندگار خواهد بود.
با سپاس از استاد عطاروشن عزیز و همه دوستانی که در این مسیر همراه هستند 🌸✨
و با امید به روزی که هرکدام از ما در صلح کامل با بدنمان زندگی کنیم 💖
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی صدگام لاغری با ذهن مسیر لاغری من (گام ۱۳)
بهترین روش لاغری چیست؟
من همیشه فکر می کردم که بهترین روش لاغری همونی هستش که همه دارند انجامش می دهند و فکر می کردم که همون روش می تواند مرا هم لاغر کند چون همیشه فکر می کردم که روشی را که خیلیها استفاده می کنند بهترین روش لاغری هستش
وقتی که می دیدم که یکی لاغر شده یا حرفی از لاغری می زند خیلی زود سراغش می رفتم و ازش می پرسیدم که چکار کرده و لاغر شده تا من هم بتوانم از اون استفاده کنم و لاغر شوم اما هیچوقت به این فکر نکرده بودم که آنها هم خیلیهایشان شکست خورده بودند و دوباره چاق شده بودند چون من همیشه لاغر شدنشان را می دیدم و همیشه فکر میکردم که روشی که اونها استفاده می کردند درست بود و من هم می توانم از روشی که اونها استفاده کردهاند خودم را لاغر کنم و هیچوقت نفهمیدم که همه اون روشهایی که بقیه استفاده می کردند همشون اشتباه بودند و در نهایت به همون چاقی ختم می شد.
حالا من به لطف خداوند متعال چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام و دارم با آرامش و عشق و علاقه پیش می روم و حالا می فهمم که بهترین و سالمترین و زیباترین وعالی ترین روشی که وجود دارد همین مسیر زیبای لاغری با ذهن هستش چون من از همان ابتدا با اطمینان قدم در این مسیر زیبا گذاشته ام و دارم با آگاهی و عشق و علاقه جلو می روم و هر کسی که این روش را انتخاب کند دیگر نمی تواند یک لحظه هم به روشهای دیگری فکر کند یا عمل کند چون ذهنش به اون اجازه نخواهد داد که این کار را انجام دهد
چون ذهنمان همیشه آسانترین روشی را دوست دارد که انجام دهد
حالا من چند سال است که در این مسیر زیبا هستم تنها با این روش توانستم مدت طولانی بدون اینکه خسته شوم، اعصابم خراب شود، استرس داشته باشم، ناراحتی بکشم، عذاب وجدان داشته باشم و……ادامه دهم و تا به امروز هم ادامه دادم و ادامه خواهم داد ان شاءالله چون این مسیر بهترین، زیباترین و شگفت انگیزترین مسیری هستش که من با اطمینان و ايمان قلبی و اعتماد کامل دارم به راهم ادامه می دهم و خواهم داد
من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمدهام و با چاقی بزرگ شده ام و در همه این سالها همیشه در حال رژیم گرفتن و ورزش کردن بودم، حذف غذا، تفکیک کردن غذایم، نخوردن، کم خوردن و……بودم و امروز بودنم در این مسیر زیبا یاد گرفتم که به بدنم گوش کنم چون اگر خوب گوش دهم به من خواهد گفت که کی گرسنه هستم و کی سیرم و اگر برخی مواقع افراطی هم بکنم بهم سریع هشدار می دهد که چه خبره مگر مجبور هستی که بخوری بس دیگه زیاده روی نکن چون من می فهمم که دیگر اون آدم سابق نیستم و نمی توانم مثل گذشته رفتار کنم
من همیشه سعی کردم مثل افراد متناسب رفتار کنم و دارم یاد می گیرم که به بدنم گوش کنم و از فرمانهایش اطلاعات کنم چون بدنم باید با ذهنم و مغزم همسو و هماهنگ باشد من از زمانی که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام نه حرص و ولع دارم و نه چشمم دنبال چیزی مثل خوردن می ماند
من همیشه عاشق فست فود بودم و حالا هم هستم مثل، پیتزا، ساندویچ، لازانیا و…..هستم یعنی هر چیزی که توش پنیر باشه من دوست دارم و عاشق خوردنش هستم
اما نمی دانم چرا هر وقت از جلوی ساندویچ فروشی رد می شدم و بویش می آمد من حالم بد می شد و اصلا دوست نداشتم که بخرم اما وقتی که از جلوی قنادی می گذشتم و بوی شیرینی به مشامم می خورد من رو مست می کرد و دوست داشتم بخورم و خیلی زود بخورم اما از زمانی که در این مسیر زیبا هستم دیگر به اون چیزها فکر نمی کنم و اصلا به بوی شیرینی توجهی نمی کنم خوشم می آید اما دیگر برایم اهمیتی ندارد و خیلی بی تفاوت شده ام و به ویترین مغازه قنادی نگاه هم نمی کنم اگر باشه می خورم اگر نباشه نمی خورم حتی به یادش هم نمی افتم و حالا دیگر ولع خوردن شیرینیجات را ندارم
من حالا با بهترین روش لاغری با ذهن کار می کنم و هر روز با لذّت و عشق بدون اینکه متوجه شوم هرروز لاغرتر و جمع و جورتر می شوم
من زمانی که چاق بودم هیچ لذّتی از چاقیم نبردم چون من چاق نشده بودم من چاق به دنیا آمده بودم چون بعدا چاق نشده بودم که بخواهم بگویم که با لذّت چاق شده ام چون من اصلا لاغری خودم را ندیده بودم اما شاید با لذّت چاقی بدنیا آمده ام من بدون اینکه متوجه شوم که چاقی چه لذّتی دارد با چاقی بزرگ شده بودم من حالا خدا را شکر می کنم که در میانسالگی توانستم به یک روش زیبایی هدایت شوم
و امروز با عشق و علاقه دارم دنبال می کنم و از این مسیر زیبا لذّت می برم من هر زمان که ناراحت می شدم، استرس و اضطراب داشتم خیلی زود چاق می شدم اما زمانی که خوشحال بودم و حالم خوب بود لاغرتر و جمع و جورتر می شدم و امروز که در این مسیر زیبا هستم و دارم لذّت می برم و با عشق و علاقه فراوانی دنبال می کنم و هر روز لاغرتر و متناسبتر و جمع و جورتر می شوم
من از روشهای مختلفی برای لاغریم استفاده کردهام و آخرین روشم خام گیاه خواری بود که من به مدت دو سال ونیم طول کشید تا لاغر شوم اما آنهم با زجر و سختی بود نگم از عذابی که کشیدم چون بخاطر پاکسازی که داشتم برون ریزی شدیدی داشتم من خام گیاه خواری را بخاطر پاکسازی و سبک زندگیم انتخاب نکرده بودم اما به دروغ به همه می گفتم که من سبک زندگیم را تغییر دادم اما من فقط بخاطر اینکه لاغر شوم این روش را انتخاب کرده بودم درسته که لاغر شده بودم اما به چه قیمتی به قیمت افتادگی، شل شدگی، چین و چروک پوستم و ریزش موهایم تمام شد اما آنهم برایم ماندگاری نداشت و با رها کردنش دوباره به همان وزن وسایز قبلی ام برگشتم و در این روش هم شکست خوردم مانند بقیه روشهای قبلی،
من همیشه فکر می کردم که باید یک نفر باشد و بگوید که چی باید بخورم، چقدر بخورم، کی بخورم، چه جوری بخورم و…..حتی یادم است که وقتی به دکتر تغذیه مراجعه می کردم بهش گفته بودم که ساعت خوردنم را در برنامه رژیمی ام بنویسد و من سرساعت غذا و میان وعده هایم را بخورم چون فکر می کردم که من بلد نیستم که چه وقت باید بخورم
من هیچوقت به این فکر نکرده بودم که وقتی چاق بودم کسی برایم برنامه ای تنظیم نکرده بود که به چه شکلی باید بخورم و ما هر روز چاق و چاقتر می شدیم بدون اینکه متوجه شویم و من حالا مسیری را انتخاب کرده ام که پر از شادی، زیبایی، شگفتی و لذّت هستش و دارم با عشق و علاقه فراوانی پیش می روم و هر روز لاغرتر و جمع و جورتر می شوم خدایا شکرت
من در زمان چاقیم خیلی بیماری های زیادی را با خودم حمل می کردم بیماری هایی مثل، افسردگی، استرس و اضطراب، دلهره های زیاد، فشار خون بالا، دلتنگی های شبانه، کمبود شدید انواع ویتامین ها، کم خونی شدید بدنم و…..
حالا که چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن هستم هر روز حالم بهتر می شود و هر روز لاغرتر می شوم و تمام اون چیزهایی که در بالا ذکر کردم را ندارم و خیلی هایش از بدنم خارج شدند و اون چیزهایی که نیاز بدنم بود برگشتند و دیگر کمبود و یا افزایش چیزی را ندارم
زمانی که چاق بودم هر کسی که مرا می دید توسعه می کرد که باید رژیم بگیرم و فعاليتم را زیاد کنم اما هیچکس متوجه نبود که من بخاطر چاقیم نشست و برخاست برایم سخت است چه برسه به فعالیت داشتنم
من همیشه به این فکر می کردم که ای کاش یک روشی بود که من می توانستم براحتی وزن و سایزم را کاهش دهم چون هیچ روش سختی که همیشه انجامشان می دادم ماندگاری نداشت و خیلی زود خسته می شدم و حالا یاد گرفته ام که روشی که سبب لاغر شدن و ماندگاری دارد نباید محدودیت زمانی و مکانی داشته باشد ما باید هر موقع گرسنه شدیم غذا بخوریم و هر موقع که سیر شدیم دست از خوردن بکشیم حالا که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام برایم زمان و مکان تایین نشده است و اصلا برایم اهمیتی نداره که چه زمانی است چون من هر زمان که گرسنه باشم می خورم و هر وقت که سیر شدم دست از خوردن می کشم حالا می خواهد شب باشه، صبح باشه و یا عصر باشد هر موقع که می خواهد باشد و حالا من دارم با لذّت مسیر لاغری را طی می کنم و عاشق این مسیر شده ام حالا که به این مسیر زیبا هدایت شده ام می خواهم تا زمانی که زنده هستم این سبک زندگی را ادامه دهم و خواهم داد تا همیشه در آرامش و حس خوب باشم
و زندگی خوب و بهتری را تجربه کنم
من فقط در این مسیر زیبا می توانم به راحتی حرفهای دلم را بزنم چون در اینجا هممون مثل هم هستیم و هممون همدیگر را درک می کنیم هممون قبلا روشهای مختلفی و اشتباهی را استفاده کرده بودیم و همیشه شکست خورده بوديم من خودم از کودکی تا قبل از آشناییم با این سایت همیشه هزاران بار رژیم گرفتم و هزاران بار شکست خورده بودم اما حالا که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام با اطمینان کامل می گویم و می خواهم فریاد بزنم که بهترین، زیباترین، راحتترین و شگفت انگیزترین روش لاغری فقط و فقط روش لاغری با ذهن هستش
ای کاش کسانی که چاق هستند و از این روش خبری ندارند خداوند آنها را هم به این مسیر هدایتشان کند تا به اندام ایده آل خودشان برسند چون در این مسیر لاغر شدن بهترین، زیباترین، آسان ترین کار دنیا است آنهم با روش ذهنی
خدایا ممنونتم که مرا به این مسیر زیبا هدایتم کردی استاد از شما هم ممنون هستم تمام آگاهیهایی که خودتان کسب می کنید ما را هم آگاه می سازید خدایا شکرت یا حق
ای که با نامت جهان آغاز شد
دفتر ما هم به نامت باز شد
گام۱۳/۱۰۰
– برداشت شخصیت از «روش لاغری با ذهن» چیه؟
به نظرت این روش چطور میتونه باعث بشه وزنت متعادل بشه؟ 💡
در تمام روش هایی که قبلاً استفاده میکردم برای محقق شدن آرزوی لاغری چه رژیم گرفتن و چه ورزش کردن و حتی روش هایی که استفاده نکردم مثل دارو و عمل های جراحی یچیزی کاملا مشخص بود اول اینکه من اون روش هارو انتخاب میکردم یعنی بخاطر فشاری که چاقی به من میاورد و بخاطر فرار و رها شدن از این فشار من تصمیم میگرفتم اون روش هارو انتخاب کنم از سر علاقه انتخاب نمیکردم بنابراین وقتی مجبور به انجامشون میشدم فقط زجر میکشیدم و مدام دنبال راه فرار بودم دوم اینکه همه این روش ها سعی دارن به تحمیل کردن فشاربه جسم ما مارو لاغر کنن در صورتی که مشکل از جسم شروع نشده که حالا بخوایم با فشار آوردن به جسم لاغر بشیم مشکل چاقی ما از ذهن شروع شده و ما بعد از آموزش دیدن ذهن در زمینه چاقی چاق شدیم بنابراین اگر بخواهیم راهی که رفتیم رو برگردیم راه صحیح اینه که همون مسیر رو دوباره برگردیم بنابراین بهترین کار اینه که از همون راهی که چاق شدیم لاغر بشیم
خب ما از طریق ذهن چاق شدیم بنابراین باید از طریق ذهن لاغر شد
با ذخیره کرد ناخودآگاه و حتی خود آگاه اطلاعات و فرمول های چاقی تنظیمات ذهن و دستورات مغزمون رو تغییر دادیم و در نهایت جسممون تغییر کرد
حالا ما اگر این تنظیمات رو تغییر بدیم و داده های لاغری رو جایگزین چاقی کنیم کار خود به خود درست میشه و نیازی نیست که فشاری به جسم وارد کنیم که لاغر بشیم
– تا حالا چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی؟
شباهتها و تفاوتهایی که بین اون روشها و لاغری با ذهن میبینی رو بنویس ✨
مسلماً همه افراد چاق از وضعیت جسمی خودشون رضایتی ندارن و همه ما که از چاقی خسته شدیم ی تلاش هایی کردیم برای لاغر شدن حالا بعضیا کمتر بعضیا بیشتر
در همه جای دنیا وقتی صحبت از تصمیم به لاغر شدن میشه دو تا راه اصلی و رایج گفته میشه و همه ازش اطلاع دارن
یکی رژیم گرفتن و دومی ورزش کردن
و عقاید اینجوری هستن که ابن دو باید کنار هم پیش برن که بشه لاغر شد
گزینه همیشگی من ورزش کردن ،دوییدن و ورزش علی چربی سوزی بود
حالا کنارش سعی میکردم کمتر بخورم که لاغر بشم
یا حتی گاهی اوقات ناهار نمیخوردم که لاغر بشم
ورزش هایی میگفتن باعث چربی سوزی میشه رو انجام میدادم یعنی یکسری اپلیکیشن های مخصوص اینکار هستن ولی من هیچوقت موفق نشدم تا روز آخرش پیش برم 😅
سعی میکردم طولانی مدت بدوم و زیاد عرق کنم که به خیال خودم غرق کردن باعث چربی سوزی میشه بنابراین تمام زورم میزدم که زیاد عرق کنم
روز ها حلقه میزدم تا جایی که بدنم کبود میشد
تمام این روش ها مخصوصا عمل جراحی ،قرص و دمنوش های گیاهی و لاغری تمرکزشون بر تغییر جسمه نه ذهن در صورتی که مشکل ما از ذهن شروع شده نه جسم
بنابراین تصور باطلیه که بخوایم با تغییر فشار به جسم لاغر بشیم و از همه مهم تر لاغر بمونیم
ولی لاغری با ذهن تمرکزش بر تغییر ذهن هست که راه و روش درست همینه
بنابراین هیچ شباهتی بین روش های رایج لاغری و لاغری با ذهن از نظر من وجود نداره
– در فایل تصویری گفته شد تجسم چاقی، عامل مهمیه در چاقتر شدن ما.
برداشت تو از این موضوع چیه؟ چطور ممکنه ما با تجسم، خودمون رو چاقتر کنیم؟ 🤔
ما از نوزادی تا به امروز که زنده ایم چیزهای زیادی یاد گرفتیم
اگر خوب فکر کنیم میبینیم که ما وقتی خیلی کوچیک بودیم اون زمان که هنوز حرف زدن بلد نبودیم و حرف های دیگران رو نمی فهمیدیم یم راه بیشتر برای یاد گرفتین نداشتیم
دیدن از طریق چشم دیدن و یاد گرفتن
ما که از روز اول حرف زدن بلد نبودیم
اگر به کسایی که بچه زیر یک سال دارن دقت کنین میبینین که روبروی چشم بچه مداد یم کلمه رو تکرار میکنند که بچه یادش بگیره
این یعنی ذهن تصویریه
بچه نمیبینه نحوه گفتن ماماشو و اون تصویر رو یادش میمونه بعدا با خودش تکرار میکنه که یادش بمونه
همه ما افرادی رو میشناسیم که اسمشون نمیدونیم یا یادمون میره فقط از قیافع یادمون هست این یعنی ذهن تصویریه
خیلی از آدرس ها رو حفظ کردیم فقط با دیدن
یعنی ذهن کاملا تصویریه
وقتی به ما گفته شد و ما باورش کردیم چاقی ژنتیکی هست ما با دیدن افراد خانواده مخصوصا پدر و مادرمون ناخودآگاه تصویر چاق از خودمون تصور کردیم
وقتی باور داشتیم فست فود چاق کنندس و اگر بخوریم چاق میشیم و وقتی میخوردیم بعدش مطمئن بودیم چاق تر میشیم و عذاب وجدان میگرفتیم ذهن تصویر وزن بیشتری رو میساخت و به ما نشون میداد
– برای نتیجه گرفتن از «بهترین روش لاغری»، نیاز به تمرکز و تعهد داری.
در مورد تصمیمی که گرفتی تا روی این روش تمرکز کنی و بقیه روشها رو کنار بذاری، به صورت انشایی برامون بنویس ✍️
من بار ها تلاش کردم از طریق روش های مختلفی که همجای دنیا مطرح میشه و توصیه و معرفی میشه و تاکید دارن که فقط از طریق همین روش ها میشه لاغر شد استفاده کردم
بار ها انجام میدادم هربار که شکست میخوردم دوباره تلاش میکردم چون عاشق لاغر شدن بودم ولی راه صحیح رو نمیدونستم
من خیلی با اراده و قوی هستم که با وجود این همه ما امیدی و شکست دوباره بلند میشدم اما متاسفانه راه صحیح را نمیدونستم
ولی الان راه صحیح رو بعد از کلی ناامیدی ،گریه و دلشکستگی خدای قشنگم بهم نشون داده و هیچوقت رهاش نمیکنم 🥹
حقیقتش من از دوسال پیش که بااین روش آشنا شدم تا الان حتی یکبار هم به سرم نزد و وسوسه نشدم که این مسیر رو رها کنم یا در کنار این روش حالا مثلا برای لاغر شدن ورزش کنم یا هر چیز دیگه
مسیر صحیح و نتیجه کاملا برام روشنه من بدون فشار میتونم به آرزوم برسم چه دلیلی داره برم مثلا بدوم که لاغر بشم چرا باید کاری رو انجام بدم که مطمئنم هیچ نتیجه ای برای من جز خستگی نداره
من امروز مطمئن تر و مصمم تر شدم که در مسیری که من رو بسوی سلامتی و زیبایی سوق میدهد در حرکت هستم
فقط مرگ میتونه من رو از مسیر رسیدن به آرزوم منحرف و خارج کنه 😊
سلام به استاد عزیز و گرامی
اینبار سخن از مسیر لاغری باذهن است
در فایل آموزشی استاد از مسیری که رفتن صحبت میکردن و اینکه یکی از دوستانشان که چاق بودن از مسیر های دیگه میگفتن .وقتی استاد سخن از مسیر لاغری با ذهن میگفتن دوست جناب استاد از مزیتهای لاغری با رژیم توضیح میدادن و انگار قبول نداشتن که این مسیر لاغری واقعی باشه
سخن استاد به ما اینگونه بود که ما یا مسیر لاغری با ذهن رو بپذریم یا اینکه بریم دنبال مسیر های دیگه
نمیشه بخشی از سخنان استاد رو قبول داشته باشیم و بخشی از یه راه دیگه رو
هم فایلهای استاد رو گوش بدیم هم فایلهای استادان دیگر رو
منظور ثابت قدم بودن در هر مسیری که هستیم باشیم
استاد میگفتن بیایید کلا در یک مسیر باشید تا به نتیجه برسید
اگه دلتون میخواد رژیم بگیرید برید صد درصد در راه رژیم
وگرنه که در این مسیر هستید ثابت قدم باشید دراین مسیر به مدت شش ماه بمانیم تا از اثرات این تغییر نگرش بهره مند باشیم
اونوقت میبینیم که چقدر نتیجه میگیریم
۱-برادشت شخصی شما از اثرات مسیر لاغری باذهن چگونه است؟آیا شما بدین طریق متناسب میشوید؟
به نظرم بله من از همین طریق متناسب خواهم شد
برداشت من از این مسیر اینه که هریک از ما بارها رژیم گرفته ایم ونتیجه نگرفتیم چرا؟
چون در کل دنیا اینطوری که به ما میگن کم بخور و تحرک رو زیاد کن
اما استاد در این مسیر به ما کم کم می آموزند که بابا این مربوط به شکم نیست اینا مربوط به ذهنمونه
وقتی به ما از بچگی یاد دادن که هر وقت زمین خوردیم به ما شیرینی یا شکلات دادن ما اعماق وجود دریافتیم که در موقع ناراحتی و نگرانی باید چیزی بخوریم
ببینید دوستان به همین راحتی مسیر ذهن ما رو بردن به سمت چاقی
وقتی یکی از ما زمین میخوریم احتیاج داریم کسی بغلمون کنه ناز و نوازش کنه نه اینکه با یه شیرینی مسیر ذهنمون رو تغییر بدن
حال که ما وارد این مسیر شدیم کم کم آموزش می بینیم که دست از باورهای اشتباه برداریم نه اینکه با رژیمهای سفت وسخت به جان خودمون بیفتیم و این جان نازنین رو اینقدر زخمی کنیم
۲- تجسم چاقی عامل مهمی در چاقتر شدن ما دارد
تا زمانیکه ترس از چاقی ترس از خوردن ترس از استراحت کردن و انواع واقسام ترسها رو داریم فقط و فقط داریم تجسم چاقی بیشتر رو در ذهن خود مرور می کنیم
۳-به گذشته ات نگاه کن فکر می کنی چطوری با نا خودآگاه و با خود آگاه خودت رو چاق تر کردی؟
با همه ترسها و همه نگرانی هامون خودمون رو چاق تر کردیم
وقتی بهجای اینکه از غذا لذت ببریم به خودمون گفتیم همین غذایی که دارم میخورم باعث چاقی منه
وقتی هر بار پس از شکست در رژیم به خودمون می گفتیم بی عرضه بازم شکست خوردی تو که اراده نداری ..اونوقت هجوم آوردیم به خوردن غذا
همون سرزنش خودمون باعث شد که بیشتر از قبل غذا بخوریم در حالی که گرسنه نبودیم فقط از خودمون سرزنش شنیده بودیم شروع کردیم به دوسه برابر خوردن غذا…..
۴-برای نتیجه گرفتن از بهترین روش لاغری نیاز به تعهد و تمرکز داری
از این به بعد میخواهم تمام باور های نادرست رو که قبلا بارها توضیح دادم رو بزارم کنار به جاش در مسیر لاغری باذهن هستم
هر آنچه که در محیط پیرامون خودم شنیده بودم و به عنوان یه اصل پذیرفته بودم رو بزارم کنار و به جاش در مسیر لاغری با ذهن باشم
به گفته استاد عزیزمون حتی وقتی در گوگل سرچ میکنیم که این ماده غذایی چه منافعی دارد برامون میاره مثلا اگه قهوه در روز استفاده نکنیم دچار چه عوارضی میشویم پس اینطوری درمییابیم که بابا قهوه ماده غذایی خوبیه که ما استفاده نمیکردیم
یا وقتی میریم سوپر مارکت میبینیم که رویه سس نوشته رژیمی ترغیب میشیم که همونو بخریم
اینقدر برای صنایع غذایی تبلیغات موجود هست که حتی آدمی که متناسب هست هم توجه ش جلب میشه به اینکه اء پس یه سس هم وجود داره به نام سس رژیمی اونموقع هست که حتی اون آدم متناسب هم رو به سمت چاقی میره
در این دنیایی که بار تبلیغات غذایی و باورهای نادرست زیاد است
تنها راهی که ما رو میبره به سرمنزل مقصود همین راه مسیر لاغری با ذهن است
پیش به سوی لاغری با ذهن
نشان های دریافت شده
بنام پرودگار جهانیان 💗
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی
بهترین روش لاغری
بنظر من بهترین روش روشی هست که نخوایم کار زیادی انجام بدیم و رنج و سختی بکشیم یعنی خیلی راحت در طول زندگی عادی در کنار سفره خانواده در جمع دوستان همه جا بشه اجراش کرد و در آرامش ک مهمترین چیزه
روش لاغری با ذهن دقیقا همین ویژگی ها رو داره
برعکس تمام روشهای قبلی ک امتحان کردم ن تنها خبری از آرامش نبود کلی باید زمان میذاشتم کلی باید تلاش و رنج و سختی میکشیدم و باعث منزوی شدن من شده بود و نمیتونستم وقتی در جمع هستم انجامش بدم
مثلا زمانی ک دمنوش میخوردم کلی پول حروم کردم معدم رو داغون کردم طعم تلخ رو باید تحمل میکردم و در مهمانی نمیتونستم با خودم ببرم
یا در زمانی ک میرفتم باشگاه کلی رنج میکشیدم وزنه های سنگین و جو سنگین و اینکه همه نگاهت میکنن و من توی فکرم میگفتم حتما میگن چقدر چاقه و خودم رو توی آینه میدیم و با افراد متناسب مقایسه میکردم و رفتن ب اونجا کلی ازم زمان میبرد لباس مخصوص وزنه بخر بطری و… تازه اونجا هم یه چایی مخصوص میگفتن بخریم تا لاغر بشیم و بعد از آسیب جدی ک ب گردنم وارد شد از ورزش متنفر شدم
یا رژیم ک خیلی تحت فشار روانی بودم مغز فرمان ب خوردن میداد و من مقابله میکردم و بعد از مدت کوتاهی معده درد افتادن قند خون و اعصاب خوردی و بعدش مثل قحطی زده ها میخوردم میخوردم
تمام این کارها اشتباه و بیهوده بود و جز رنج و درد و حس شکست و ناتوانی چیزی برای من نداشت
شکر خدا از پارسال ک وارد دوره شدم همه ی روش های دیگه رو کلا کنار گذاشتم و هرگز امتحان نکردم و نخواهم کرد تمام تبلیغات برای من وعده ای دروغین بیش نیست و خیلی خوشحالم ک راه درست ب من نشان داده شد و تونستم خیلی خوب در مسیر زیبای تناسب اندام قدم بردارم
سال قبل ک صد گام رو تموم کردم خیلی از رفتارها و افکار و عادات من خود ب خود عوض شد و ب لطف پروردگار عزیزم تونستم ۱۰ کیلو کم کنم و بمونم بدون اینکه کار خاصی کنم
دور کمرم از ۱۲۵ به ۱۰۰ رسیده اگر این معجزه نیست پس چیه ؟؟
من تصمیم دارم برای همیشه فقط و فقط در راه لاغری با ذهن بمونم و با استمرار و تکرار آموزشهارو در ذهنم تقویت کنم
در فایل تصویری گفته شد تجسم چاقی، عامل مهمیه در چاقتر شدن ما برداشتت چیه ؟
کاملا درسته در تمام روزهایی ک چاق بودم با ترس از چاقی خودم رو چاق تر تجسم کردم با هر بار دیدن خودم در آیینه و تنفر از بدنم خودم رو چاق تر تصور کردم با هر بار غذا خوردن باعث هر لقمه خودم رو چاقتر تصور میکردم
با طبیعی دیدن چاقی و اینکه باور راحتی پذیرفته بودم برای چاقی کاری لازم نیست انجام بدم همش در تصور چاقی بودم و تمام تمرکز من ب چاقی بود و انتظار چاقی رو میکشیدم و تونستم ب راحتی خودمو چاق کنم و از حالت تناسب خارج کنم
چاقی رو خودم ساختم نا آگاهانه
اما الان میتونم لاغری رو بسازم آگاهانه
من دیگه از غذا ها نمیترسم تفکیک نمیکنم در آیینه خودمو میبینم ب بدنم عشق میدم و میدونم ک بزودی زیبا تر میشه بدون فکر غذا میخورم و برای لاغری کار زیادی لازم نیست انجام بدم برای من لاغری طبیعیه و خودم رو در بدن متناسبم تصور میکنم و انتظار لاغری دارم از خودم
و همه اینها قطعا بخاطر فایلهای ارزشمند و انجام درست تمرینات هست
شکرت پروردگارم
نشان های دریافت شده
سلام،برداشت شخصی ازروش لاغری باذهن چی هست؟ درگذشته چاق من رزیم ورزش روروشی مناسب برا لاغری میدونستم ،من برنامه روتاحدودی اجرامیکردم ولی بعدمدتی رهامیکردم چون سخت بود بمن گفته بودن کم بخوربایدگرسنگی بکشی تالاغربشی بعدمدتی رژیم نگرفتم خودم اجرامیکردم هم باشگاه میرفتم ورزش وشام نمیخوردم درکنارش ازدستگاهای لاغری استفاده کرده بودم چقدرخوب شده بودم بعدازدواج دوباره چاق شدم وچاق وچاقتر مجبورشدم برنامه بگیرم دیدم دیگه بدنم نمیکشه وبطوراتفاقی تواینستا با روش ذهنی اشناشدم وقتی شروع کردم انگاریک تغییروتحولی درمن چاق شکل گرفت باگوش کردن به فایل ذهنم اولش تابه این روش عادت کنه یکم ازمسیرخارج میشدولی من محکم موندم وادامه دادم اصلا ناامیدنشدم ویادگرفتم لاغری ازذهن اغازمیشه بدن من برااینکه به تناسب برسه بایدازمغزفرمان بگیره واین مغزیک زمانی پرشده بودازنگرش چاقی من بااستفاده ازتکنیک این عادتها اشتباه روشناسایی میکنم واصلاحش میکنم ومن مثل یک فردمتناسب رفتارکنم نه ترسی نه نگرش چاقی ۲،تاحالا ازچه روشهایی استفاده کردی ؟من رژیم ورزش هیچ فایده ایی نداشت فقط جسم رو تحت فشارمیزاشت وتوحسرت لاغری بودن ،کم خوری وپرتحرکی برگردم به عقب هیچ وقت انتخابش نمیکنم۳،فایل تصویری ،تصویرچاقی عامل مهمیه درچاق شدن ؟بله چون مغزتصویریه وقتی براماازچاقی صحبت شد اونودخیره کرده بجای اینکه بسمت لاغری پیش بریم بسمت چاقی پیش رفتیم معزفرمان میداددست بسمت خوراکی هامیرفت ومامیخوردیم وترس ازچاقی داشتیم وحال ماچقدربدمیشد نمیتونستیم لباس موردعلاقه روبپوشیم ۴،ذهن ناخوداگاه باروش رزیم مخالف بود تاشروع میکردیم زود رها میکردیم ولی درروش ذهنی باناخوداگاه سازگاری داره چون ذهن تحت اموزش یادمیگیره چجوری رفتارکنه اگرعادت بدداشتیم طبق این روش یادگرفتیم بابدن مابه صلح برسیم ونجنگیم اون عادت طبق اموزش ها کمرنگ میشه ،ولی ترس دیگه وجودنداره هم ارامش ذهنی داریم هم تمرکزرورفتارداریم ولی رژیم فقط اجرابرنامه بود اونم بامحدودیت ها چقدر سختی میکشیدیم ۵،من اللن یکساله تواین سایتم ومتعهدم هرروز فایل گوش کنم وبنویسم واجراکنم انچه یادگرفتم وخداروشکراصلا لیزنخوردم که برم سمت روش های دیگه چون این روش نه سختی داره ونه عرق ریختن نه گفته میشه چاقی ارثیه ناکم تحرکی همش برمیگرده به افکار،وقتی ذهن وجسم هماهنگ بشه لاغرمیشیم
تمرینات گام ۱۳
۱. برداشت شخصیم از روش لاغری با ذهن
من کمکم دارم میفهمم لاغری با ذهن یعنی برگردم به درونم، به جایی که همهچیز شروع میشه. یعنی قبل از اینکه رژیم بگیرم یا چیزی رو از خودم منع کنم، اول بفهمم چرا میخورم، از چی فرار میکنم، یا دنبال چیام. این روش برای من یعنی پیدا کردن رابطهی واقعیم با غذا و بدنم.من حس میکنم ذهن من همیشه بدنم رو هدایت کرده، حتی زمانی که فکر میکردم ارادهم ضعیفه. حالا دارم یاد میگیرم اگه ذهنم رو با احساس خوب و تصویر درست از خودم پر کنم، بدنم خودش مسیر درست رو پیدا میکنه. انگار ذهنم نقشهی بدنم رو طراحی میکنه و بدنم فقط ازش پیروی میکنه.برای همین، لاغری با ذهن یعنی من به جای جنگیدن با بدنم، باهاش همجهت میشم. یعنی از درون سبک میشم، نه از بیرون. حس میکنم این روش قراره منو از «مبارزه با چاقی» به «دوستی با خودم» برسونه، و این یعنی تعادل طبیعی وزنم.
۲. روشهایی که قبلاً امتحان کردم و تفاوتش با لاغری ذهنی
من روشهای زیادی امتحان کردم؛ از رژیمهای سخت گرفته تا ورزشهای فشرده، دارو و کالریشماری. همیشه چند روز اول هیجان داشتم ولی بعد خسته و دلگیر میشدم. چون حس میکردم دارم خودمو محدود میکنم، نه اینکه به خودم عشق بدم. همیشه یه بخشی از من مقاومت میکرد.اما لاغری با ذهن فرق داره؛ اینجا خبری از اجبار نیست. بهجاش آرامشه، شنیدن صدای درونه. این روش منو وادار نمیکنه چیزی رو حذف کنم، بلکه کمکم میکنه بفهمم چرا اصلاً سراغش میرم. وقتی از درون دلیل خوردنم رو پیدا میکنم، خودبهخود اون نیاز در من فروکش میکنه.تفاوت بزرگش همینه: رژیمها فقط سطح رو تغییر میدن، ولی لاغری ذهنی ریشه رو. اینجا قرار نیست “نخورم”، قرارِ “بفهمم”. همین فهم باعث میشه سبکتر شم، بدون زور. حس میکنم دارم برای اولینبار با خودم هماهنگ میشم، نه علیه خودم.
۳. برداشت من از تجسم چاقی
وقتی فکرش رو میکنم، میبینم ذهن من همیشه تصویر چاقی رو حمل کرده. شاید حتی وقتی رژیم داشتم، باز هم خودمو در حال چاقتر شدن تصور میکردم. یعنی میترسیدم از غذا، اما در ذهنم تصویر یه بدن چاق رو نگه میداشتم. حالا میفهمم ذهن تفاوت بین ترس و توجه رو نمیفهمه، هرچی بیشتر به چاقی فکر کنم، همونو جذب میکنم.تجسم چاقی یعنی وقتی جلوی آینه خودمو با نارضایتی نگاه میکنم، در واقع اون تصویر رو توی ناخودآگاهم ثبت میکنم. یعنی دارم ناخودآگاه به ذهنم میگم “من همینم”. و ذهنم همون رو باور میکنه و نگه میداره.اما حالا دارم یاد میگیرم آگاهانه تصویر جدیدی بسازم. تصویر بدن سبک، هماهنگ، سالم و شاد. تصویر زنی که با آرامش غذا میخوره، با عشق لباس میپوشه و با خودش در صلحه. این تجسم، داره ذهنم رو بازنویسی میکنه، و من دارم هر روز به اون نسخه نزدیکتر میشم.
۴. چطور در گذشته ناخودآگاه تجسم چاقی داشتم
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم تقریباً همیشه از چاق شدن میترسیدم. هر بار که غذای چرب یا شیرینی میدیدم، ته ذهنم میگفتم “اگه بخورم چاق میشم”. همین جملهی ساده یعنی تجسم چاقی. یعنی قبل از اینکه حتی غذا وارد بدنم بشه، تصویر چاقی وارد ذهنم شده بود.لباس پوشیدنهام هم همیشه با ترس همراه بود. جلوی آینه نمیخواستم خودمو ببینم، چون از تصویرم ناراضی بودم. ولی همین نگاهِ همراه با نفرت، ذهنم رو با چاقی برنامهریزی کرده بود. هر بار که از بدنم ایراد گرفتم، در واقع داشتم تجسم چاقی میکردم.الان تازه دارم یاد میگیرم چطور تجسمم رو تغییر بدم. هر روز وقتی خودمو در آینه میبینم، حتی اگه هنوز کاملاً به وزن ایدهآلم نرسیدم، با مهربونی نگاه میکنم و میگم “بدنم در مسیرشه”. این جمله، تجسم جدید منه. دارم از تجسم ترس، به تجسم عشق حرکت میکنم.
۵. تصمیمم برای تمرکز روی بهترین روش لاغری
من تصمیم گرفتم دیگه روشهای سخت و بیرونی رو کنار بذارم. خسته شدم از اینکه مدام خودمو کنترل کنم و احساس گناه داشته باشم. حالا فقط میخوام به خودم گوش بدم. به بدنم اعتماد کنم. میدونم که بهترین روش لاغری همینه که از درون شروع میشه، نه از محدودیت و زور.میخوام تمرکزم رو بذارم روی احساس خوب، روی شنیدن صدای بدنم. هر بار که حالم بد شد یا وسوسه شدم، به جای سرزنش، با خودم حرف میزنم. یادم میندازم که ذهنم در حال یادگیری جدیده و لازمه صبور باشم.این بار نمیخوام عجله کنم. چون فهمیدم لاغری واقعی، نتیجهی صلح درونیه، نه گرسنگی. من دارم با آگاهی جدیدم، بدنم رو دوباره میسازم. با عشق، با حضور، با ایمان. و این یعنی من در مسیر بهترین روش لاغریام.
گام ۱۳
همیشه وقتی به مسیر لاغری فکر میکنم، یه حس عجیب درونم بیدار میشه؛ حس رهایی، حس اینکه بالاخره میتونم با بدنم دوست باشم بدون اینکه زور بزنم یا خودمو سرزنش کنم. تا وقتی ذهنم پر از ترس و شک بود، هیچ چیز جلو نمیرفت.
لاغری واقعی از ذهن شروع میشه، نه از غذا یا ورزش سخت. همین جمله باعث شد دوباره به خودم نگاه کنم و فکر کنم: «خب، من الان واقعاً چی میخوام؟ چی منو از مسیرم دور میکنه؟»
یکی از نکات مهمی که حس کردم اینه که ترس از شکست، همیشه بزرگترین مانع بوده. چقدر بارها تصمیم گرفتم رژیم بگیرم، بعد یه هفته ول کردم و حس گناه بهم دست داد!
چون ذهن ما عادت کرده با ترس و ناامیدی واکنش نشون بده. وقتی میخوام تغییر کنم، باید اول با ترسم روبهرو بشم و بهش بگم: «میدونم هستی، اما من حق دارم مسیر خودمو برم، حق دارم وزنم رو بدون فشار و شکنجه کم کنم.» همین لحظه، حس میکنم یه انرژی سبک توی سینهم جریان پیدا میکنه.
نکتهی بعدی که به شدت توی ذهنم نشست، اهمیت تصویر ذهنی بدن و وزن مطلوبه. هر وقت بدنمو با احترام نگاه میکنم، حتی وقتی وزنم بیشتر از چیزی که میخوامه، یه حس خوب پیدا میکنم و ذهنم آمادهی پذیرش تغییر میشه. فهمیدم چقدر ذهن میتونه مسیر واقعی بدنمو شکل بده. من شروع کردم هر روز چند دقیقه تجسم کنم: بدنم سبک، سالم، و پرانرژیه، بدون اینکه احساس محرومیت کنم. حس آزادی میکنم و انگار هر سلولم نفس تازهای میکشه.
یک چیز دیگه که همیشه تو ذهنم گیر کرده بود، احساس نیاز به کنترل مطلق روی غذا بود. کنترل مطلق نه تنها جواب نمیده، بلکه ذهن و بدن رو خسته و سرخورده میکنه. حالا وقتی با خودم میگم: «من به بدنم گوش میکنم و به نیازهاش احترام میذارم»، یه حس قدرت پیدا میکنم.
انگار دیگه غذا دشمن نیست، بلکه یه دوستیه که بهم انرژی میده. این خیلی فرق میکنه با گذشته که غذا دشمن بود و من باهاش جنگ داشتم.
تمرکز روی لذت و احساس خوب، کلید تغییر واقعیه. من همیشه فکر میکردم باید سخت بگیرم تا نتیجه بگیرم، ولی واقعیت اینه که وقتی مسیر با حس خوب همراه باشه، تغییرات طبیعی و پایدار رخ میده. من شروع کردم هر کاری که مرتبط با بدن و ذهنمه با حس خوب انجام بدم، حتی تمرینهای کوچک، حتی نگاه کردن به غذا با احترام.
حس میکنم این باعث میشه ذهنم همکاری کنه، نه مقاومت.
یکی از بهترین نکات یادگیری از شکستها به جای سرزنش خود بود. هر بار که عادتی شکسته شد، یا یه وعده بیشتر خوردم، یاد گرفتم به جای سرزنش، با مهربانی بگم: «خب، این تجربهست، میفهمم، الان دوباره میتونم انتخاب کنم.» حس میکنم این تغییر درونی، وزنم رو بدون فشار کم میکنه، چون ذهنم دیگه به گناه و استرس مشغول نیست.
همچنین مقاله اشاره کرد که استمرار در مسیر، مهمتر از سرعته. من قبلاً عجله داشتم، میخواستم سریع لاغر بشم، اما الان فهمیدم که هر قدم کوچک، هر تغییر مثبت ذهنی، مثل یک پازله که آرام آرام شکل بدن و ذهنم رو میسازه. این نگاه به من آرامش میده و باعث میشه در طولانیمدت با انرژی و انگیزه ادامه بدم.
یکی از بخشهای قشنگ این قسمت، داستانها و مثالهای واقعی بودن که نشون میدادن تغییر ذهنی چقدر میتونه واقعی و پایدار باشه. وقتی داستان کسی رو میخونم که بدون رژیم سخت و ورزش اجباری، وزنش رو تغییر داده، حس میکنم خودم هم میتونم.
این حس امید، نیرویی ایجاد میکنه که حتی در لحظات شک و تردید هم مسیرمو ادامه بدم.
همه اینها بهم یادآوری کردن که لاغری، فقط درباره ظاهر نیست. درباره رابطهم با خودمه، با غذا، با بدنم، و در نهایت با ذهنم. وقتی ذهنم آرام و هماهنگ باشه، بدنم هم همراه میشه. من دارم یاد میگیرم که این مسیر یه سفره، نه یه مسابقه. و هر لحظهی مسیر، خودش بخشی از نتیجه است.
یکی از چالشهای همیشگی من، مقایسه با دیگرانه. مسیر هر کسی منحصر به فرده. من وقتی یاد میگیرم مسیر خودمو با خود دیروز مقایسه کنم، نه با دیگران، حس آزادی پیدا میکنم. این حس آزادی، بار سنگین فشار و اضطراب رو از دوش ذهنم برمیداره و اجازه میده تغییرات طبیعی رخ بده.
حس میکنم دارم ارتباط عمیقتر با بدن و ذهنم برقرار میکنم. هر تصمیم، هر انتخاب، حتی کوچک، یک گام در مسیره. من دارم یاد میگیرم که به جای جنگیدن، همکاری کنم. به جای سرزنش، قدردانی کنم. به جای عجله، صبر کنم و به مسیر اعتماد داشته باشم. اینطوری، وزن و سلامتی واقعی و پایدار، خودش میآد و من حتی متوجهش نمیشم که چطور.
حس میکنم هر بار که به مسیر لاغری ذهنی فکر میکنم، یه دریچهی تازه باز میشه. انگار همه چیز از ذهن شروع میشه و وقتی ذهنم با جسمم هماهنگ باشه، بدنم خودش به سمت سبکتر شدن حرکت میکنه، بدون اینکه من به زور بخوام. تمرکز روی حس خوب و ارتباط صادقانه با بدن، از هر رژیم یا تمرین سختی موثرتره.
قبلاً همیشه فکر میکردم باید همه چیزو کنترل کنم. هر لقمه غذا، هر حرکت بدن، همه باید دقیقاً طبق برنامه باشه. اما وقتی ذهنم رو باز کردم و به خودش اجازه دادم انتخابهای طبیعی و خودآگاه داشته باشه، دیدم چقدر آرامش و اعتماد بیشتری پیدا کردم. حتی وقتی گاهی انتخابها به نظر بیرونی اشتباه میاد، اما درونم میفهمه که این هم بخشی از یادگیریه و مسیرمو نمیبنده، بلکه کمک میکنه.
یکی از چیزهای جالبی که این گام تاکید میکنه، قدرت تصویرسازی ذهنیه. وقتی من خودمو تجسم میکنم که سبک، شاداب و پرانرژی هستم، حتی قبل از هر تغییری در وزن، حس میکنم بدنم داره همکاری میکنه. هر سلولم انگار در جریان این تصویر زندگی میکنه و خودش رو با این حالت هماهنگ میکنه. این بخش برام خیلی انگیزهبخش بود، چون فهمیدم ذهنم چقدر میتونه مسیر تغییر واقعی بدنمو شکل بده.
یه بخش دیگه که خیلی به قلبم نشست، تجربهی مهربانی با خوده. قبلاً هر بار یه عادت غذایی شکسته میشد یا وزن کم نمیشد، خودمو سرزنش میکردم و گاهی حتی حس ناامیدی میکردم. اما این گام بهم یادآوری کرد که این شکستها نه نقطه پایان، که فرصتی برای یادگیری و رشد هستن. وقتی با مهربانی به خودم نگاه میکنم و میگم: «میفهمم، این تجربهست، حالا دوباره میتونم انتخاب کنم»، حس قدرت و کنترل پیدا میکنم بدون اینکه انرژیم هدر بره.
همچنین نکتهای که خیلی به چشمم خورد، اهمیت صبر و استمرار در مسیره. من همیشه عجله داشتم، میخواستم سریع به نتیجه برسم و وقتی این اتفاق نمیافتاد، ناامید میشدم. اما حالا با مرور فایل، فهمیدم مسیر تغییر واقعی آرام و پیوسته است. هر قدم کوچک، هر تغییر مثبت ذهنی، مثل قطعهای از پازل هست که بدن و ذهنم رو شکل میده. وقتی اینو قبول میکنم، حس میکنم بار سنگین فشار از دوش ذهنم برداشته میشه و میتونم با اعتماد ادامه بدم.
یه نکتهی مهم دیگه، توجه به لذت و تجربهی حس خوب هنگام غذا خوردنه. قبلاً همیشه احساس گناه داشتم، هر لقمه غذا باعث اضطراب میشد، یا میخواستم خودمو محروم کنم. اما متوجه شدم که میتونم با آگاهی و احترام به بدنم غذا بخورم و ازش لذت ببرم، حس کردم یه بار بزرگ از روی دوشم برداشته شد. غذا دیگه دشمن نیست، بلکه دوستیه که انرژی و زندگی بهم میده. همین تغییر ساده اما عمیق باعث میشه ذهنم همکاری کنه و بدنم طبیعیتر وزن کم کنه.
این گام همچنین برای من یادگیری از تجربهها و شکستها بدون سرزنش را تاکید میکرد. این برای من خیلی مهم بود، چون همیشه وقتی یه تصمیم اشتباه میگرفتم یا عادتی شکسته میشد، خودمو سرزنش میکردم و انرژی منفی ایجاد میشد. حالا با نگاه مهربانانه و پذیرش، میتونم دوباره مسیرم رو بسازم و یاد بگیرم. این حس مهربانی و همدلی با خودم، وزنم رو بدون فشار کم میکنه و مسیر تغییر رو طبیعی و پایدار میکنه.
یکی از بخشهای جذاب برای من، آگاهی از باورهای محدودکننده و آزاد شدن از اونهاست. خیلی از ما باورهایی داریم که جلوی تغییر واقعی رو میگیرن: «من نمیتونم»، «همیشه شکست میخورم»، «غذا دشمن منه». وقتی این باورها رو شناسایی میکنم و با مهربانی و آگاهی اصلاح میکنم، حس میکنم یه نیروی تازه و قدرتمند توی ذهنم جاری میشه. این تغییر باور باعث میشه بدنم هم همکاری کنه و تغییر واقعی شروع بشه.
همچنین مقاله به تمرکز روی مسیر و تجربه لحظهای اشاره داشت. من قبلاً همیشه فکر میکردم باید وزن هدفم رو سریع ببینم و وقتی این اتفاق نمیافتاد، ناامید میشدم. اما حالا دارم یاد میگیرم که مسیر خودش ارزشمنده، هر تصمیم آگاهانه، هر قدم کوچک، هر انتخابی که با حس خوب انجام میشه، خودش نتیجه است. وقتی اینو باور میکنم، حس قدرت و اعتماد پیدا میکنم و ذهنم با من همکاری میکنه.
یکی از جنبههای جالب برای من، مقایسه نکردن با دیگرانه. فایل یادآوری میکنه که مسیر هر کسی منحصر به فرده و من وقتی مسیر خودمو با خود دیروز مقایسه میکنم، نه با دیگران، حس آزادی پیدا میکنم. این آزادی ذهنی باعث میشه تمرکز روی مسیر خودم باشه، انرژیم به جای نگرانی، به رشد و تغییر اختصاص پیدا کنه.
یه نکته دیگه که تاثیر زیادی روی من داشت، قدرت تصویر ذهنی و تجسم موفقیته. وقتی خودمو تجسم میکنم که سبک، شاداب و پرانرژی هستم، حتی قبل از هر تغییری در وزن، حس میکنم بدنم با این تصویر هماهنگ میشه. این تصویرسازی ذهنی مثل یه نیروی محرک عمل میکنه و منو به مسیر پایدار هدایت میکنه.
در نهایت، حس میکنم مسیر لاغری ذهنی، درباره رابطهی عمیق با خودم، بدنم و ذهنمه. هر انتخاب کوچک، هر تجربهی آگاهانه، هر لحظهی مهربانی با خودم، بخشی از تغییر واقعی و پایداره. وقتی ذهنم آرام، شاد و هماهنگ باشه، بدنم هم خودش رو با این جریان هماهنگ میکنه و وزن و سلامت واقعی بدون فشار و اجبار حاصل میشه.
گاهی فکر میکنم مسیر لاغری واقعی، چیزی فراتر از وزن و عدد روی ترازوست. واقعاً، وقتی ذهنم آرام باشه و با بدنم هماهنگ بشم، حس میکنم سبکترم حتی قبل از اینکه وزن کم کنم. این مسیر، مسیر هماهنگی و شناخت درونیه؛ مسیر مبارزه و اجبار نیست. این فهم باعث شد دوباره به خودم نگاه کنم و با خودم بگم: «میتونم با بدنم دوست باشم، بدون جنگ و مقاومت.»
یه چیزی که واقعاً درک کردم، اینه که لاغری ذهنی درباره اعتماد و پذیرش هم هست. من باید اول به بدنم اعتماد کنم، به اینکه خودش میدونه چه نیازهایی داره، و به ذهنم که میتونه مسیر درست رو هدایت کنه. وقتی این اعتماد شکل گرفت، حس رهایی پیدا میکنم و دیگه نیازی به فشار دادن خودم نیست.
نکتهی دیگه که خیلی برام جذاب بود، توجه به انرژی و احساسم تو مسیره. قبلاً همه چیزو با منطق و زور پیش میبردم: رژیم، شمارش کالری، ورزش سخت. اما حالا یاد گرفتم که اگر احساس خوب و شادی همراه این مسیر باشه، همه چیز طبیعیتر و پایدارتر میشه. وقتی یه حرکت ساده مثل قدم زدن یا درست کردن یه وعده غذا با آرامش و لذت انجام میشه، ذهنم همکاری میکنه و بدنم آماده تغییر میشه.
یکی از بخشهای الهامبخش فایل، قدرت کوچکترین انتخابهاست. هر تصمیم آگاهانه، حتی کوچک، مثل یه نشونهی مثبت به ذهنه که مسیر تغییر رو باز نگه میداره. مثلاً وقتی تصمیم میگیرم کمی بیشتر به بدنم گوش کنم، یا یه وعده غذایی رو با آرامش بخورم، حس میکنم هر سلولم داره همکاری میکنه و این انرژی جمع میشه تا تغییر واقعی ایجاد بشه.
لاغری واقعی، بر اساس آزادیه نه محدودیت. تا وقتی ذهنم حس کنه که محدود شده و مجبور به کاریه، مقاومت ایجاد میکنه و نتیجه دیر یا اصلاً نمیآد. اما وقتی با خودم میگم: «من حق دارم انتخاب کنم، حق دارم سبکتر و شادابتر باشم»، حس سبکبالی و آزادی پیدا میکنم که انرژی ذهن و بدنم رو به سمت تغییر طبیعی هدایت میکنه.
همچنین فایل روی تجربه کردن بدون ترس از قضاوت یا شکست تأکید داشت. من قبلاً هر بار یه لغزش داشتم، خودمو سرزنش میکردم و انرژی منفی جمع میشد. اما وقتی یاد گرفتم تجربهها رو مثل درس ببینم و با مهربانی برخورد کنم، حس میکنم مسیرم روشنتر و بدون فشار شده. هر گامی که برمیدارم، حتی اگه کامل نباشه، ارزشمنده چون ذهن و بدنم دارن یاد میگیرن و هماهنگ میشن.
یه چیزی که این بار بیشتر تو ذهنم نشست، قدرت تجسم و تصویر ذهنیه. وقتی خودمو تجسم میکنم که سبک، شاداب و سرشار از انرژی هستم، حتی قبل از هر تغییر واقعی در بدن، حس میکنم یه نیروی داخلی مسیرمو هدایت میکنه. این تصویرسازی ذهنی یه جور تمرین روزانهست که ذهنم رو آمادهی پذیرش تغییر میکنه و بدنم هم بدون فشار واکنش نشون میده.
همچنین، فایل به من یادآوری کرد که توجه به کل وجودم — ذهن، بدن، احساس — ضروریه. فقط تغییر رژیم یا ورزش کافی نیست؛ وقتی ذهنم آرام، احساسم مثبت و بدنم با این جریان هماهنگه، همه چیز با هم پیش میره. این هماهنگی، مسیر طبیعی و لذتبخش تغییر وزن و سبک زندگی رو شکل میده و من احساس قدرت و آرامش میکنم.
یکی دیگه از درکهای جدیدم اینه که مسیر شخصی هر کسی منحصر به فرده و باید به خودم وفادار باشم. مقایسه با دیگران فقط اضطراب ایجاد میکنه و ذهنم رو گیج میکنه. وقتی مسیر خودمو با خود دیروزم مقایسه میکنم، حتی کوچکترین پیشرفتها برام معنیدار میشن و حس میکنم مسیرم واقعی و قابل اعتماد شده.
یک نکتهی نهایی که درک کردم، اهمیت تمرکز روی لحظهی حال و تجربهی مسیره. من قبلاً دائم نگران نتیجه بودم، که وزن کم بشه یا نشه. اما وقتی روی حس خوب الان تمرکز میکنم، هر قدم، هر انتخاب، هر تغییر کوچک خودش نتیجه است و ذهنم همکاری میکنه. حتی وقتی به ظاهر چیزی تغییر نکرده، حس رشد و پیشرفت درونم واضح و واقعیه.
الان میفهمم که هیچ چیز بیرونی قرار نیست منو نجات بده.نه رژیم، نه عدد ترازو، نه حتی تأیید بقیه.نجات واقعی همیشه درونم بوده، در همون نقطهای که بالاخره با بدنم آشتی کردم.من یاد گرفتم که لاغری، مسیرِ دوست داشتن خودمه،نه جنگیدن با اشتها، نه ترس از غذا.فقط آرام گرفتن در باوری که من هماکنون متناسبم،و هر لحظه، ذهن و بدنم دارن با عشق من هماهنگتر میشن.