0

بهترین روش لاغری چیست؟ تجربه‌ی واقعی من با لاغری با ذهن (گام ۱۳)

بهترین روش لاغری
اندازه متن

بذار از خودم بگم…

📍 این جلسه ادامه گام ۱۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

من کسی بودم که بیشتر از ۳۵ سال با چاقی زندگی کردم. صبح با اضافه‌وزن بیدار می‌شدم، شب با خستگی و حسرت از اندام ایده‌آل می‌خوابیدم. مثل خیلی‌ها، همیشه دنبال بهترین روش لاغری بودم.

هر روشی که کسی باهاش لاغر شده بود، برای من حکم معجزه داشت! فقط کافی بود یکی بگه “فلانی ۴۰ کیلو کم کرده” و من همون روز می‌رفتم دنبالش! 😅

یه خبر ساده، یه شوق بزرگ 🎯

از نظر من، بهترین روش لاغری همیشه همون روشی بود که یکی دیگه باهاش کلی وزن کم کرده بود! 😄

تا یکی می‌گفت “با این روش ۲۰ کیلو لاغر شدم”، چشم‌هام برق می‌زد و با کلی هیجان می‌گفتم: “همینه! این دیگه جواب می‌ده!”

انگار موفقیت اون‌ها، برای من می‌شد چراغ سبز شروعِ یه تلاش جدید. 🚦💪

یادمه یه روز شنیدم پسر‌دایی‌م امیر که همیشه از من چاق‌تر بود، یهویی لاغر شده!

همه فامیل ازش حرف می‌زدن. از همون لحظه یه چیزی تو دلم تکون خورد! یه جور حسادت انگیزه‌ساز! 😁

وقتی شنیدم امیر حسابی لاغر شده، واقعاً جا خوردم 😳 چون آخرین باری که دیده بودمش از خود من هم چاق‌تر بود!

حالا تصور کن همه با هیجان از لاغری‌اش می‌گفتن و هر کی منو می‌دید می‌پرسید:

“تو چرا مثل امیر لاغر نمی‌شی؟ همون کاری رو بکن که اون کرده!” 😅

کم‌کم حسادت هم قاطی تعجبم شد… چون همه داشتن از امیر تعریف می‌کردن و من حس می‌کردم زیر ذره‌بینم! 🔍💭

با امیر تماس گرفتم. صداش هم تغییر کرده بود! گفت رژیم دکتر گرفته، سه جلسه در هفته هم کلاس کاراته می‌ره. خلاصه، لاغر لاغر شده بود. از همون لحظه یه چیزی تو دلم تکون خورد! یه جور حسادت انگیزه‌ساز! 😁 با خودم گفتم این بهترین روش لاغری‌ه.

ازش خواستم رژیمشو برام بفرسته. وقتی به دستم رسید، دیدم مثل همه رژیم‌هاست؛ صبح نون و پنیر، ظهر مرغ، شب سوپ… فقط یه نکته داشت: هفته‌ای یه بار پیتزا و یه بار ساندویچ مجاز بود! 🤨

ولی چون اون لاغر شده بود، منم با انگیزه شروع کردم.

مثل همیشه: شروع خوب، پایان همیشگی 💔

مثل همیشه، با یک شروع قدرتمند از روز شنبه رفتم سراغ برنامه لاغری! 💪🍽

هفته اول عالی بود؛ وعده‌هام رو دقیق می‌خوردم، سه روز هم با انرژی رفتم پیاده‌روی 🚶‍♀️ و حس می‌کردم این‌بار دیگه موفق می‌شم!

اما هفته دوم، ورق برگشت… 📉

یه روز وسط ظهر، صدای مامان بلند شد که:

«من دیگه نمی‌تونم هر روز غذای رژیمی درست کنم، از همین غذای سفره کمتر بخور!» 🍲😐

منم که ته دلم اصلاً علاقه‌ای به رژیم نداشتم، گفتم باشه، همینم خوبه… فقط کم‌تر می‌خورم 😅

ورزش رو ادامه دادم، ولی یه هفته بعد از پیاده‌روی هم خسته شدم و تصمیم گرفتم فقط “کم‌تر خوردن” رو ادامه بدم.

و خب، دو سه روز بعد کلاً یادم رفت اصلاً برنامه‌ای داشتم 😬🤦‍♀️

همه چی برگشت سر جای اولش…

در همین حین، خبر لاغر شدن امیر مثل یه ویروس بین فامیل پخش شده بود 😄

همه می‌گفتن: «تو هم مثل امیر رژیم بگیر، اون که نتیجه گرفت! حتما بهترین روش لاغری برای تو هم همینه»

منم هر بار تلاش می‌کردم توجیه کنم که:

«خب اون زیر نظر دکتر بوده… من که نمی‌تونم برم دکتر، معلومه نتیجه نمی‌گیرم!» 😐

چند ماه گذشت تا اینکه شنیدم قراره امیر با خانواده‌ش برای تعطیلات نوروز بیاد دزفول! 😳

وای که اون لحظه چقدر دلم می‌خواست اصلاً نیاد… نمی‌خواستم باهاش روبه‌رو بشم در حالی که اون لاغر شده و من همچنان تو همون وضعیت مونده‌م!

یه اتفاق عجیب در عید 😯

چند ماه بعد، امیر به دزفول اومد.

با کلی دلهره منتظر دیدنش بودم… اما وقتی بالاخره روبه‌روش قرار گرفتم، یه لحظه خشکم زد! 😳

خبری از یه آدم لاغر و خوش‌هیکل نبود! همون امیر همیشگی، با همون چهره‌ی آشنا و چاق، جلوم ایستاده بود! 😅

اولین کاری که کردم این بود که یه نفس راحت کشیدم 😌

آخیش… حداقل الان می‌تونم با خیال راحت توی مهمونی‌ها ظاهر بشم و کسی نگه: «ببین امیر لاغر شده، تو چرا هنوز چاقی؟» 🙄

با تعجب ازش پرسیدم: «پس چی شد؟ همه می‌گفتن خیلی لاغر شدی، خودت میگفتی بهترین روش لاغریه، حتی صدات هم فرق کرده بود!» 🤔

امیر خندید و گفت:

«راست می‌گفتن، چند ماه زیر نظر یه دکتر رژیم بودم، کلی وزن کم کردم. ورزش رزمی هم می‌رفتم، حسابی سرحال بودم، فقط دو سه کیلو مونده بود تا برسم به وزن نرمال…» 💪🥗🥋

اما بعدش گفت که با پدرش رفته بودن یه سفر کاری خارج از کشور.

اونجا، تنوع غذایی هتل و تغییر سبک زندگی باعث شده بود چند کیلویی اضافه کنه و همین یه ذره برگشت وزن، کل انگیزه‌شو از دست داده! 😩

خودش می‌گفت این بهترین رژیمی بود که تا حالا داشته. نه گرسنگی می‌کشیده، نه اذیت می‌شده، تازه از ورزش‌هاش هم کلی کیف می‌کرد… اما خب، آخرش با بهترین روش لاغری هم برگشت به همون روال قبلی 😬

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

بهترین روش لاغری برای من: وقتی با ذهنم لاغر شدم 🧠✨

چند سال بعد، یه راه جدید رو کشف کردم: لاغری با ذهن!

نه رژیم سفت و سختی در کار بود، نه زور زدن، نه کالری شمردن و نه حسرت خوردن برای غذایی که بقیه داشتن و من نه!

فقط با تغییر نگرشم نسبت به غذا، بدنم، خودم… آروم‌آروم همه‌چی شروع به تغییر کرد. ✨

انگار بار سال‌ها اضافه‌وزن و افکار منفی از روی شونه‌هام برداشته شده بود.

احساس آرامش داشتم، بدون دعوا با ترازو، بدون استرس از مهمونی رفتن، بدون قایم‌کردن شکمم موقع عکس گرفتن 😄

حالا وقتی کسی ازم می‌پرسه واقعاً چه کاری کردی که اینقدر متحول شدی، با لبخند می‌گم:

**من بهترین روش لاغری رو انتخاب کردم… روشی که از ذهن شروع می‌شه، نه از رژیم.**🧠💫

بهترین روش لاغری یعنی روشی که بتونی تا آخر عمر باهاش زندگی کنی، بدون اینکه احساس محرومیت یا محدودیت داشته باشی.

اینبار من الگوی لاغری امیر شدم

وقتی من شروع به لاغر شدن کردم و وزنم پایین اومد، امیر اصلاً واکنشی نشون نداد.

دو سال بعد، یه سفر کاری من رو به تهران برد. و وقتی امیر منو دید، چشماش از تعجب گرد شد! 😳

چون نه‌تنها هنوز لاغر بودم، بلکه سبک‌تر، شادتر و راضی‌تر از همیشه شده بودم.

با تردید پرسید: «واقعاً هنوز لاغر موندی؟ چیکار کردی؟»

لبخند زدم و گفتم:

«من از بهترین روش لاغری استفاده کردم… روشی که از ذهن شروع می‌شه، نه از بشقاب غذا! 🧠🍽️»

البته مثل خیلی‌های دیگه، اونم اولش باور نکرد که چطور میشه فقط با تغییر ذهن و نگرش، بدون رژیم و سختی، لاغر شد.

تقریباً دو سال بعد، یه روز تماس گرفت و گفت:

«من دیگه خسته شدم… می‌خوام این بار یه روش متفاوت رو امتحان کنم. همون روش تو رو…»

دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کرد و با اشتیاق شروع کرد به دیدن آموزش‌ها. 📚✨

بعضی وقت‌ها تلفنی درباره تمرین‌ها و تغییراتی که توی ذهن و جسمش حس می‌کرد باهام صحبت می‌کرد.

۸ ماه گذشت… و حالا امیر یه آدم دیگه شده بود. باانگیزه، پرانرژی و متعهد.

اونم به جمع شگفتی‌سازهای لاغری با ذهن پیوست 💫🌟

چرا؟ چون بالاخره با چشم خودش دید که بهترین روش لاغری، روشی هست که تغییر رو از درون شروع کنه.

بهترین روش لاغری

💡 اگه می‌خوای همین مسیر ذهنی رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم تجربه کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همینه.

✍️ حالا بریم سراغ چند نمونه واقعی؛ در ادامه هم توی گام ۱۴ سراغ «چرا نمی‌خورم لاغر نمی‌شم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 101 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 156 رای

https://tanasobefekri.net/?p=33431

101 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

101 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۷ ۲۱:۰۰
      مدت عضویت: 1932 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,695 کلمه

       به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی در سایت تناسب فکری گام ۱۳ بهترین روش لاغری چیستبهترین روش لاغری برای من، روشی نیست که دیگران از اون روش لاغر شده باشن،بلکه روشیه که من بتونم به بهترین شکل ممکن از اون استفاده کنم و نتیجه عالی کسب کنم.

      در این روش من میتونم از هر غذایی به هر اندازه ای که میل دارم بخورم.

      در این روش نیاز نیست برای لاغر شدن حتما هفته ای چند ساعت ورزش کنم.

      در این روش نیاز نیست بعضی از غذا ها رو نخورم و بعضی دیگه رو  بیشتر بخورم.

      در این روش زمان خوردن یا مقدار اون برام تعیین نمیشه.

      در این روش خبری از تعیین میزان دریافت کالری روزانه نیست.

      لاغری با ذهن روشیه که بهم یاد میده، درعین حالی که زندگی روزمره و موردعلاقه خودم رو انجام میدم، با استفاده از تغییر فرمول های ذهنی به تناسب اندام دلخواهم دست پیدا کنم.روش لاغری با ذهن اصلاً نیازی به رژیم نداره و باید کلاً این کلمه رو از ذهنم پاک کنم و این کلمه کاملاً اشتباهیه که در ذهن افراد چاق هست که باید رژیم بگیرم.

      و این واقعا کار میبره حذف کردنش از ذهن،همونطور که ما برای ثروتمند شدن از طریق قدرت ذهن خودمون، از طریق تغییر نگرش، از طریق تغییر فرمول‌های ذهنی نیاز به زمان و استمرار داریم،برای لاغر شدن هم به همین شکله،

      اما یه تفاوتی بین روش لاغری با ذهن و تمام موضوعات دنیا وجود داره،اونم اینه که وقتی میخوام لاغر بشم زمانی به این کار اقدام می‌کنم که در حالت اضافه وزن هستم،و هر روز که در این مسیر حرکت می‌کنم همزمان که من در حالت اضافه وزن هستم در این مسیر دارم حرکت می‌کنم و سخت‌ترین مرحله لاغری با ذهن درک این مرحله است که من با اینکه چاقم و احساس چاقی دارم و از خودم بدم میاد احساس ترس و نگرانی دارم، دیگه به آخر خط رسیدم، با تمام این شرایط،  باید هر روز برای لاغر شدن از آموزش‌ها استفاده کنم و این کار تفاوت داره با هر کار دیگه‌ای،که مثلاً یه چیز معیوبی هست من اونو تعویضش می‌کنم، مثا یه وسیله‌ای که خراب شده من وقتی که میرم یک نو میخرم، دیگه نمیارم در کنار استفاده از وسیله نو از اون خرابش هم استفاده کنم.

      اما در مورد تغییر جسم این حالت وجود داره که من در هر حالتی از اضافه وزن هم که باشم، وقتی بخوام لاغر بشم، اون چاقیه هست، یه مدت هست،و من با اینکه اون هست می‌خوام لاغر بشم،برای همین افرادی که اضافه وزن دارن چون خیلی به چاقیشون توجه کردن و تا حالا هر روشی رو استفاده کردن اولین هدفشون این بوده که من زودتر از شر این چاقی رها بشم،الان براشون یه مقدار مبهمه که چطور میتونه با ذهنش لاغر بشه.

      همه دنیا وقتی صحبت از لاغری می‌کنن دو تا موضوع رو میگن کمتر بخور بیشتر بدو ،حتی توی  پیشرفته‌ترین کشورها از لحاظ پزشکی و از لحاظ علمی وقتی حرف از لاغری میشه راهکارش اینه کمتر بخور بیشتر بدو،برای همینه که وقتی افراد می‌خوان به لاغری فکر کنن این حرف‌ها توی ذهنشون پررنگ میشه.

      هیچ کدوم از شرکت کننده‌ها در دوره لاغری با ذهن نمی‌تونه بیاد بگه که من چطور لاغر شدم،چه اتفاقی برای من افتاد، چی شد،چون اصلاً کاری برای اینکه بخواد لاغر بشه انجام نداده،خیلی از افراد چاق رو اگه بپرسیم که چه کارهایی  انجام دادی برای لاغر شدن،همه لیست بلند بالایی از فعالیت‌هاشون چه جسمی، چه خرید یه سری لوازم، یه سری قرص‌ها، دمنوش‌ها رو میگن که من این کارها رو انجام دادم، این رژیم رو استفاده کردم، این رفتار رو انجام دادم، آخرش هم نتیجه نگرفتم،اما اگه از بچه‌های لاغری با ذهن که شگفتی ساز شدن و نتیجه عالی گرفتن بپرسیم که شما چطور لاغر شدید، نمی‌تونه برای ما بگه که مثلاً من از یه روزی این کارو کردم، از یه روزی من غذام رو اینجوری کردم، این تغییر رو دادم، این تصمیم رو گرفتم،چرا ؟؟چون لاغری با ذهن اول فرمول‌های ذهنی رو تغییر میده و هر کسی به سبک و نیاز و تیپ و ویژگی خودش، درونش تغییراتی ایجاد میشه و اون فرد متناسب میشه.برای همینه که اگه از فرد متناسبی هم که سوال کنیم تو چیکار می‌کنی که لاغری یا لاغر موندی، اصلاً اون نمیتونه به ما بگه،چون اصلاً اون کار خاصی انجام نمیده، چون برنامه‌ای نداره برای اینکه لاغر بشه یا لاغر بمونه.

      برنامه‌ریزی کردن برای لاغر شدن اصلاً اشتباهه،هیچ فرد متناسبی طبق برنامه لاغرنشده ،همه روش‌های لاغری اینجوریه که به ما یه برنامه میدن که باید اجراش کنیم، مراقبت‌هایی داره که باید هی بریم برنامه رو تغییر بدیم،تهش هم  اگه به اون وزن مد نظرمون هم رسیدیم تازه میگن خب حالا دوره تثبیت داره،یعنی می‌خوان یه جورایی اینو نگه دارن برامون،و هیچ کسی هم موفق نشده که اینو نگه داره ،اما یه فرد متناسب بدون برنامه، بدون اینکه بخواد تثبیت کنه، بدون اینکه بخواد یه چیزی رو نگه داره، همیشه متناسبه.

      همه روش‌های لاغری که به وجود میان همش  صحبت از محدودیت که اینو بخور، اونو نخور،ولی توی لاغری با ذهن اصلاً از این چیزها نیست که چی بخور، چی نخور، کاری به دسته بندی مواد نداریم، اصلاً مواد رو دسته بندی نمی‌کنیم که چه چیزی بخوریم، چه چیزایی نخوریم، چه چیزایی ضرر داره، اصلاً همچین چیزی نیست،اینجا فقط باید یاد بگیرم مثل یک فرد متناسب زندگی کنم،مثل فرد متناسبی که چقدر آرومه، راضیه، چقدر بدون دغدغه زندگی می‌کنه، هیچ استرسی نداره، هر جمعی قرار میگیره اینجوری نیست که بخواد غذاش رو جدا کنه، یا بگه من اینو نمی‌خورم، اون فلانه،اینو نباید بخورم این ضرر داره،اصلاً در مورد مضرات مواد غذایی صحبت نمی‌کنن،اصلاً همچین حرف‌هایی نیست،هرچی دوست داشته باشه میلش باشه می‌خوره، ساعت اصلاً ندارن که حالا ساعت چند شده،  مثلاً گشنمه ساعت ۱۰ شبه نه دیگه نباید چیزی بخورم وگرنه چاق میشم،نه صبح زود بیدار شدم فلان چیزو نباید بخورم وگرنه جذب می‌شه،اصلاً از این حرفا نمی‌زنن و خیلی راحت هم متناسبن،اینا فقط تفاوت نگرشِ.

      یه چیزی که توی آدم‌هایی که چاقن خیلی طبیعیه قدرت تصویرسازیه،خیلی از کلاس‌های موفقیت رو اگه شرکت کنیم میخوان به ما یاد بدن که چه جور تجسم کنیم و تصویرسازی کنیم،و این در حالیه که همه افراد چاق استاد تجسم هستن،استاد تصویرسازی چاق‌تر شدن هستن، استاد مرور کردن تصاویر چاقی در ذهنشون هستن،استاد مرور کردن ترس از چاقی در ذهنشون هستن،اینا همه تجسمه،تجسم این نیست که ما بشینیم، چشامون رو ببندیم، عود روشن کنیم و تجسم کنیم، یا حتماً اول صبح باشه، توی زمان آلفا باشه،این خبرها نیست،آدم‌های چاق کل روز در حال تجسم هستن،مثلاً یه چیزی رو می‌بینیم چاقیمون جلوی چشممون میاد و بدمون میاد،یه غذایی رو می‌بینیم بدمون میاد می‌ترسیم، این‌ها یعنی که داریم تجسمش می‌کنیم،یه صحبتی می‌شنوم چاقیم به ذهنم میاد، مرور میشه برام،یه غذایی رو خوردم ترس از خوردنش پدرم رو در میاره، من دارم تجسمش می‌کنم چاقی رو،یه غذایی رو نخوردم ولی ترس از اینکه اگه میخوردم چی می‌شدم، دارم تجسم می‌کنم،این یعنی اینکه صبح تا شب در حال تجسم چاقی‌ام،برای همینه که بدون اینکه تلاش خاصی انجام بدم خیلی راحت چاق می‌شم و توی سال‌هایی هم که اضافه وزن داشتم همش تلاش می‌کردم لاغر بشم و چون نتیجه نمی‌گرفتم همش هی فکر می‌کردم که نه من نمی‌تونم، این روش برای من نیست،باید بدونم تمام اون روش‌هایی که برای لاغری استفاده کردم بیسِش یکیه،که یه نفر دیگه باید برام تعیین کنه که مثلاً من چه جوری باید رفتار کنم،اصلا نمیشه، این جواب نمیده که یه نفر دیگه بخواد برام تعیین کنه که چی بخورم، چی نخورم، کی بخورم، چطور بخورم، به اندازه بخورم،این نمیشه،  جواب هم نمیده،به هر ترتیبی که بخواد یه نفر دیگه بهم بگه این جواب نمیده.

      اگه برگردیم به صد سال قبل آمار چاقی در دنیا خیلی پایین‌تر بود، چون دسترسی آدم‌ها به اطلاع رسانی‌ها، به گزارشات، به تحقیقات، کمتر بود.برای همین توجه مردم کمتر می‌رفت به سمت چاقی،ولی الان با توجه به رشد و گسترش شبکه‌های اجتماعی، با توجه به همه گیر شدن این ماجرا که یه نفر یه حرفی رو یه جایی میزنه فردا توی کل دنیا می‌تونه قشنگ بچرخه و همه ببینن، خیلی این موضوع داره تاثیرگذار میشه،و هر کسی هم میتونه هر حرفی رو منتشر کنه، سندی هم نمی‌خواد،و این باعث شده که چقدر آدم‌ها تمرکزشون بره روی چاقی،مثلاً برچسب‌های کنترل انرژی اومده،روی مواد غذایی برچسب کنترل میزنن که این مضره، یا مفیده،و اون دسته افرادی هم که این تصمیمات رو می‌گیرن به دنبال اینن که مثلاً سلامت جامعه رو میخوان کنترل کنن و به فریاد آدم‌های چاق برسن،یا سعی کنن نذارن یه عده دیگه‌ای چاق بشن،اما نکته اینجاست که هیچ فرد متناسبی اصلاً نگاه به این برچسب‌هایی که روی مواد غذایی هست نمیندازه و اینا رو فقط آدم‌های چاق نگاه می‌کنن،که مثلاً این چربیش چقدره، قندش چیه،

      کدوم آدم متناسبی مثلاً وقتی می‌خواد یه چیزی رو بخره کالریش رو حساب می‌کنه ،یا نگاهش به این چیزاست،اینا فقط داره درد رو بیشتر می‌کنه و این برچسب‌هایی که روی مواد غذایی درج میشه کم کالری، رژیمی، بدون قند،اینا یک عبارت‌هاییه که داره درد رو بیشتر می‌کنه،داره مشکل رو بزرگتر می‌کنه،چون همش توجه  ما هی میره به سمت این.

      حتی آدم‌هایی که مشکل ندارن و اصلاً توجهی به این موضوع‌ها ندارن، چه بسا یواش یواش توجه می‌کنن،وقتی که ۱۰ بار، ۱۰۰ بار میرن توی یه فروشگاه مثلاً یه سس مایونز می‌بینن نوشته کم کالری، یا کم چرب، یا معمولی، حتی اگه طرف سس معمولی رو برداره تا الان بدون هیچ تضادی، هیچ فکری، اون سس معمولی رو مصرف میکرده و هیچ مسئله‌ای نداشته،اما الان توی ذهنش یه سوالی به وجود میاد پس اون چی، پس اگه اون تازه کم چربه پس این چیه.و این اولِ مشکله،این اول ماجرای مشکل‌دار شدن ذهن انسان‌هاست،که در واقع به خاطر اینه که صنایع اثر کار خوب، کار نیک دارن این کارو انجام میدن اما داره مشکل رو بیشتر می‌کنه،چرا؟؟چون توجه رو می‌بره سمت این موضوع.

      مثلاً اگر توی گوگل سرچ کنیم مزایای خوردن قهوه، اکثر مواردی که نوشته خطرات رو نوشته،چون مزیت رو چه جور باید بیاد معرفی کنه،سمت مقابل خطره،همه اطلاعاتی که الان داره منتشر میشه تمرکز بر مشکله،تمرکز بر بیماریه،حالا هدف اینه که سلامتی رو گسترش بده،ولی تمرکز بر بیماریه.

      اگه حتی هدفشون رو هم بزاریم که مثلاً خیره و هدفشون اینه که کمک کنن به پیشگیری،ولی خود پیشگیری باعث درد میشه،خود پیشگیری کردن باعث بروز درد میشه،خیلی از افراد هستن که در سلامت کامل بودن از یه جایی به بعد به فکر این میفتن که خدا رو شکر من سالمم،ولی بیام به فکر پیشگیری از فلان موضوع باشم،و به فکر پیشگیری میفتن، ولی به همون مشکل مبتلا میشن و از دنیا میرن،اینکه فکر کنیم با پیشگیری کردن می‌تونیم جلوی یه چیزی رو بگیریم یک فکره،یک خیال باطله،

      خیلی از افراد هستن که تلاش می‌کنن، کلی خودشون رو اذیت می‌کنن، مواد رو تقسیم بندی می‌کنن که این‌ها رو بخورم، این‌ها رو نخورم، اگه این‌ها رو بخورم فلان مشکل برام به وجود میاد،ولی بازم به همون مشکل مبتلا میشن.

      در مورد چاقی هم همینه،خیلی از افراد هستن که به ظاهر مشکل اضافه وزن رو ندارن، رفتارهاشون درسته، حالت‌های آدم چاق رو ندارن،کارهایی که آدم‌های چاق انجام میدن رو ندارن،ولی همش حرفشون اینه که من نمی‌خوام چاق بشم، من می‌ترسم چاق بشم،اگه چاق شدم چی،باید از همین الان مراقبت کنم که ۱۰ سال بعد به این مبتلا نشم و اینجور افراد هم قطعاً چاق میشن،چرا اینجوری شده؟؟به خاطر تبلیغات، به خاطر رسانه‌هاست، به خاطر این جویه که درست می‌کنن که پیشگیری کنید وگرنه این مشکلات به وجود میاد،پس باید اون چیزی رو که تا الان شنیدم برای لاغر شدن و انجامش دادم رو باید بزارم کنار،اگه می‌خوام که از روش لاغری با ذهن استفاده کنم و نتایجی رو که دوستان گرفتن منم تجربه کنم،اقدام اول و مهم اینه که همه اون کارایی رو که انجام دادم باید بزارم کنار،انواع رژیم‌هایی که تا حالا گرفتم بزارم کنار،دستورالعمل‌ها، هرچی که شنیدم رو باید بتونم بهش بی‌ توجه باشم، بی اهمیت باشم،اونا یه حرف‌هایی رو زدن، انجامش هم دادم، نتیجه هم نگرفتم،پس دیگه باید بزارمش کنار و بیام روی این روش فقط کار کنم و عجله هم نکنم.

      و این هم طبیعیه که کل ذهنم پر از اطلاعات غلط باشه،ولی وقتی که قدم در مسیر لاغری با ذهن گذاشتم، یکم زمان میبره تا اون اطلاعات کمرنگ بشه و بتونم فراموششون کنم،و اگه سعی کنم توجهم رو به روی موضوعاتی که توی این دوره گفته میشه و محتواهای آموزشی و تمرینات این دوره بزارم خود به خود توجهم از اونا برداشته میشه.

      فقط نیازه که من وقتی قدم در راه لاغر شدن میزارم، در عین حالی که چاقی همراهمه،باید اولش حرکتم رو انجام بدم با چاقی،

      و این مثل تعویض قطعه نیست که مثلاً یک قطعه از ماشینم خراب شده میرم عوضش می‌کنم دیگه سالم میشه و ماشین حرکت می‌کنه،نه،برای تغییر جسمم، من هر زمانی که شروع کنم به رفع مشکل، به همراه مشکل باید مشکل رو رفع کنم،نمی‌تونم از مشکل فرار کنم.

      در تمام اون اقداماتی که برای لاغر شدن انجام دادم، با نفرتم از چاقی میخواستم که زودتر لاغر بشم و هیچ نتیجه‌ای هم نگرفتم،باید بدونم که با نفرت از چاقی نمیشه لاغر شد،چاقی هست، و باید به خودم بگم که چاقی هست، من قبولش می‌کنم، میپذیرمش، خودم اینو به وجود آوردم، الان میخوام لاغر بشم.

      و اصلاً هم نگم که وای من از این چاقی متنفرم، تا این چاقی هست من زندگی ندارم.این‌ها اشتباهه.

      باید اینو بدونم که سال‌ها از رژیم‌های مختلف استفاده کردم، برنامه‌های مختلفی رو دنبال کردم، خوردنم رو کنترل کردم، دارو خوردم، دمنوش، ورزش، هیچ نتیجه‌ای هم برام نداده و الان که فهمیدم دیگه دنبال کردن اونا هم هیچ نتیجه‌ای برام نداره،پس تصمیم قطعی رو بگیرم و بگم که من می‌خوام حداقل به مدت ۶ ماه از این مسیر استفاده کنم، از این آموزش‌ها استفاده کنم،چشم و گوشم رو ببندم به هر چیزی که تا حالا شنیدم،اونا رو دنبال نکنم،اینجوری اصلاً فایده نداره،باید تمرکزم یه جا باشه،اینکه بیام روش لاغری با ذهن رو کار کنم ولی توی ذهنم همیشه به حرف و حدیث‌های قبل بچرخه، یا توی فکرم این باشه که حالا من لاغری با ذهن رو کار می‌کنم اون رژیم رو هم می‌گیرم، بالاخره ضرر نداره که،اینا اصلاً نمیشه،فقط باید لاغری با ذهن رو کار کنم، باید توجه و نگاهم رو از همه گذشتم بردارم، اگه می‌خوام که نتیجه بگیرم،و ۶ ماه به خودم زمان بدم.

      سعی کنم اینقدر فکرم درگیر این موضوع چاقی نباشه، اینقدر هم خودم رو اذیت نکنم.

      خیلی از افراد که رژیمشون تموم میشه به شدت احساس ولع بیشتری رو نسبت به گذشته پیدا می‌کنن و حس گرسنگی بیشتری به اونا دست میده و حتی اگه به نتیجه هم رسیده باشن، وقتی رژیمشون تموم بشه اون حرص و ولع توی ذهنشون بیشتر میشه و بیشتر میرن سمت خوردن و وقتی که مثلاً یک ماه این فرد داره رفتار شدیدتری رو نشون میده،اون دفعه اول میشه عادت شدیدش،و به همین دلیله که افراد چاق بعد از هر رژیم موفقیت آمیزشون، چند ماه بعد چاق‌تر از حالت قبلشون میشن،چون این فشاری که روی مغزشون میاره واسه گرسنه بودن،باعث میشه اینا رفتارشون تشدید بشه و این دفعه اول پرخوری بیشتره جایگزین قبلاً میشه،چرا این اتفاق میفته؟؟چون اون تمایل به خوردن بیشتر داره،به خودشم که نگاه میکنه می‌بینه ۲۰ کیلو کم کرده میگه ولش کن حالا یه امروز رو که اشکالی نداره اینو بخورم، مگه چی میشه،۵ و همین اشکالی نداره‌ها اونو چاق‌تر از قبل میکنه، چون ذهنش که عوض نشده.

      اگه می‌خوام مسیر لاغری با ذهن رو کار کنم، باید فقط روی این مسیر باشم، تکلیفم رو روشن کنم، پراکنده نباشم، نخوام دو سه تا فایل از این مسیر گوش کنم، چند تا فایل از یه نفر دیگه گوش بدم، رژیم بگیرم، یا برم ورزش کنم، دوباره برم ببینم اون چی میگه، این چی میگه،افرادی که پراکنده هستن هیچ وقت نتیجه نمی‌گیرن، یه نفر رو انتخاب کنم حالا یا نتیجه می‌گیرم یا رهاش می‌کنم میام مسیر بعدی،اگه قاطی پاتی کنم، هیچ وقت نتیجه نمی‌گیرم.

      باید بدونم که چاقی به هیچ وجه ژنتیکی نیست،۱۰۰ درصد چاقی عادتیه،یادش گرفتیم،خیلی‌ها چون نمی‌دونن چطور به وجود اومده میگن این ژنتیکیه،مثلاً اگه خانواده‌هایی هستن که مادر اضافه وزن داره، پدر متناسبه،دو سه تا بچه‌ان که یکیشون چاقه، دوتاشون متناسبه،یا دو تاشون چاقه، یکیشون لاغره،بعد میگن لاغره به پدره رفته،اینا به مادره رفتن،اصلاً اینطور نیست،عادت منتقل میشه،خیی راحت عادت‌های بزرگترها به بچه‌ها منتقل میشه،چاقی عادتیه،ژنتیکی نیست.

      سعی کنم که برای رسیدن به خواسته‌هام یا برای اجرا کردن ایده‌هام، سختگیر نباشم و ایده‌هام رو اجرا کنم،با هر شرایطی هم که باشه،سخت‌گیری هم نکنم که بگم چرا اینجوری شد، چرا شرایطم درست نیست، یا سر و صدا هست،اینو بدونم که اصلاً اهمیتی نداره که دیگران نسبت به من چه احساسی داشته باشن،این اصلاً مهم نیست،اینکه نسبت به خودم احساسم بهتر بشه نتیجه میده،سعی کنم همیشه ایده‌هام رو دنبال کنم، راهش رو پیدا کنم برای اجرا کردنش تا نتیجه بگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم