بذار از خودم بگم…
📍 این جلسه ادامه گام ۱۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
من کسی بودم که بیشتر از ۳۵ سال با چاقی زندگی کردم. صبح با اضافهوزن بیدار میشدم، شب با خستگی و حسرت از اندام ایدهآل میخوابیدم. مثل خیلیها، همیشه دنبال بهترین روش لاغری بودم.
هر روشی که کسی باهاش لاغر شده بود، برای من حکم معجزه داشت! فقط کافی بود یکی بگه “فلانی ۴۰ کیلو کم کرده” و من همون روز میرفتم دنبالش! 😅
در این جلسه میآموزیم:
یه خبر ساده، یه شوق بزرگ 🎯
از نظر من، بهترین روش لاغری همیشه همون روشی بود که یکی دیگه باهاش کلی وزن کم کرده بود! 😄

تا یکی میگفت “با این روش ۲۰ کیلو لاغر شدم”، چشمهام برق میزد و با کلی هیجان میگفتم: “همینه! این دیگه جواب میده!”
انگار موفقیت اونها، برای من میشد چراغ سبز شروعِ یه تلاش جدید. 🚦💪
یادمه یه روز شنیدم پسرداییم امیر که همیشه از من چاقتر بود، یهویی لاغر شده!
همه فامیل ازش حرف میزدن. از همون لحظه یه چیزی تو دلم تکون خورد! یه جور حسادت انگیزهساز! 😁
وقتی شنیدم امیر حسابی لاغر شده، واقعاً جا خوردم 😳 چون آخرین باری که دیده بودمش از خود من هم چاقتر بود!
حالا تصور کن همه با هیجان از لاغریاش میگفتن و هر کی منو میدید میپرسید:
“تو چرا مثل امیر لاغر نمیشی؟ همون کاری رو بکن که اون کرده!” 😅
کمکم حسادت هم قاطی تعجبم شد… چون همه داشتن از امیر تعریف میکردن و من حس میکردم زیر ذرهبینم! 🔍💭
با امیر تماس گرفتم. صداش هم تغییر کرده بود! گفت رژیم دکتر گرفته، سه جلسه در هفته هم کلاس کاراته میره. خلاصه، لاغر لاغر شده بود. از همون لحظه یه چیزی تو دلم تکون خورد! یه جور حسادت انگیزهساز! 😁 با خودم گفتم این بهترین روش لاغریه.
ازش خواستم رژیمشو برام بفرسته. وقتی به دستم رسید، دیدم مثل همه رژیمهاست؛ صبح نون و پنیر، ظهر مرغ، شب سوپ… فقط یه نکته داشت: هفتهای یه بار پیتزا و یه بار ساندویچ مجاز بود! 🤨
ولی چون اون لاغر شده بود، منم با انگیزه شروع کردم.

مثل همیشه: شروع خوب، پایان همیشگی 💔
مثل همیشه، با یک شروع قدرتمند از روز شنبه رفتم سراغ برنامه لاغری! 💪🍽
هفته اول عالی بود؛ وعدههام رو دقیق میخوردم، سه روز هم با انرژی رفتم پیادهروی 🚶♀️ و حس میکردم اینبار دیگه موفق میشم!
اما هفته دوم، ورق برگشت… 📉
یه روز وسط ظهر، صدای مامان بلند شد که:
«من دیگه نمیتونم هر روز غذای رژیمی درست کنم، از همین غذای سفره کمتر بخور!» 🍲😐
منم که ته دلم اصلاً علاقهای به رژیم نداشتم، گفتم باشه، همینم خوبه… فقط کمتر میخورم 😅
ورزش رو ادامه دادم، ولی یه هفته بعد از پیادهروی هم خسته شدم و تصمیم گرفتم فقط “کمتر خوردن” رو ادامه بدم.
و خب، دو سه روز بعد کلاً یادم رفت اصلاً برنامهای داشتم 😬🤦♀️
همه چی برگشت سر جای اولش…
در همین حین، خبر لاغر شدن امیر مثل یه ویروس بین فامیل پخش شده بود 😄
همه میگفتن: «تو هم مثل امیر رژیم بگیر، اون که نتیجه گرفت! حتما بهترین روش لاغری برای تو هم همینه»
منم هر بار تلاش میکردم توجیه کنم که:
«خب اون زیر نظر دکتر بوده… من که نمیتونم برم دکتر، معلومه نتیجه نمیگیرم!» 😐
چند ماه گذشت تا اینکه شنیدم قراره امیر با خانوادهش برای تعطیلات نوروز بیاد دزفول! 😳
وای که اون لحظه چقدر دلم میخواست اصلاً نیاد… نمیخواستم باهاش روبهرو بشم در حالی که اون لاغر شده و من همچنان تو همون وضعیت موندهم!
یه اتفاق عجیب در عید 😯
چند ماه بعد، امیر به دزفول اومد.
با کلی دلهره منتظر دیدنش بودم… اما وقتی بالاخره روبهروش قرار گرفتم، یه لحظه خشکم زد! 😳
خبری از یه آدم لاغر و خوشهیکل نبود! همون امیر همیشگی، با همون چهرهی آشنا و چاق، جلوم ایستاده بود! 😅
اولین کاری که کردم این بود که یه نفس راحت کشیدم 😌
آخیش… حداقل الان میتونم با خیال راحت توی مهمونیها ظاهر بشم و کسی نگه: «ببین امیر لاغر شده، تو چرا هنوز چاقی؟» 🙄
با تعجب ازش پرسیدم: «پس چی شد؟ همه میگفتن خیلی لاغر شدی، خودت میگفتی بهترین روش لاغریه، حتی صدات هم فرق کرده بود!» 🤔
امیر خندید و گفت:
«راست میگفتن، چند ماه زیر نظر یه دکتر رژیم بودم، کلی وزن کم کردم. ورزش رزمی هم میرفتم، حسابی سرحال بودم، فقط دو سه کیلو مونده بود تا برسم به وزن نرمال…» 💪🥗🥋
اما بعدش گفت که با پدرش رفته بودن یه سفر کاری خارج از کشور.
اونجا، تنوع غذایی هتل و تغییر سبک زندگی باعث شده بود چند کیلویی اضافه کنه و همین یه ذره برگشت وزن، کل انگیزهشو از دست داده! 😩
خودش میگفت این بهترین رژیمی بود که تا حالا داشته. نه گرسنگی میکشیده، نه اذیت میشده، تازه از ورزشهاش هم کلی کیف میکرد… اما خب، آخرش با بهترین روش لاغری هم برگشت به همون روال قبلی 😬

بهترین روش لاغری برای من: وقتی با ذهنم لاغر شدم 🧠✨
چند سال بعد، یه راه جدید رو کشف کردم: لاغری با ذهن!
نه رژیم سفت و سختی در کار بود، نه زور زدن، نه کالری شمردن و نه حسرت خوردن برای غذایی که بقیه داشتن و من نه!
فقط با تغییر نگرشم نسبت به غذا، بدنم، خودم… آرومآروم همهچی شروع به تغییر کرد. ✨
انگار بار سالها اضافهوزن و افکار منفی از روی شونههام برداشته شده بود.
احساس آرامش داشتم، بدون دعوا با ترازو، بدون استرس از مهمونی رفتن، بدون قایمکردن شکمم موقع عکس گرفتن 😄
حالا وقتی کسی ازم میپرسه واقعاً چه کاری کردی که اینقدر متحول شدی، با لبخند میگم:
**من بهترین روش لاغری رو انتخاب کردم… روشی که از ذهن شروع میشه، نه از رژیم.**🧠💫
بهترین روش لاغری یعنی روشی که بتونی تا آخر عمر باهاش زندگی کنی، بدون اینکه احساس محرومیت یا محدودیت داشته باشی.
اینبار من الگوی لاغری امیر شدم
وقتی من شروع به لاغر شدن کردم و وزنم پایین اومد، امیر اصلاً واکنشی نشون نداد.
دو سال بعد، یه سفر کاری من رو به تهران برد. و وقتی امیر منو دید، چشماش از تعجب گرد شد! 😳
چون نهتنها هنوز لاغر بودم، بلکه سبکتر، شادتر و راضیتر از همیشه شده بودم.
با تردید پرسید: «واقعاً هنوز لاغر موندی؟ چیکار کردی؟»
لبخند زدم و گفتم:
«من از بهترین روش لاغری استفاده کردم… روشی که از ذهن شروع میشه، نه از بشقاب غذا! 🧠🍽️»
البته مثل خیلیهای دیگه، اونم اولش باور نکرد که چطور میشه فقط با تغییر ذهن و نگرش، بدون رژیم و سختی، لاغر شد.
تقریباً دو سال بعد، یه روز تماس گرفت و گفت:
«من دیگه خسته شدم… میخوام این بار یه روش متفاوت رو امتحان کنم. همون روش تو رو…»
دورهی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کرد و با اشتیاق شروع کرد به دیدن آموزشها. 📚✨
بعضی وقتها تلفنی درباره تمرینها و تغییراتی که توی ذهن و جسمش حس میکرد باهام صحبت میکرد.
۸ ماه گذشت… و حالا امیر یه آدم دیگه شده بود. باانگیزه، پرانرژی و متعهد.
اونم به جمع شگفتیسازهای لاغری با ذهن پیوست 💫🌟
چرا؟ چون بالاخره با چشم خودش دید که بهترین روش لاغری، روشی هست که تغییر رو از درون شروع کنه.
💡 اگه میخوای همین مسیر ذهنی رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم تجربه کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همینه.
✍️ حالا بریم سراغ چند نمونه واقعی؛ در ادامه هم توی گام ۱۴ سراغ «چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.26 از 156 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خداوند آسمان آبی ، گل های سرخ و دشت سبز ، به اندازه پرتوهای خورشید هروز بابت هدایت به اینجا شاکرم چقدر خوشحالم پناهگاهایی برای نوشتن دارم.اوایل فکر میکردم لاغری با ذهن یعنی در کنار رژیم و ورزش عملی است اما استاد چندین بار تاکید کردند فقط یک راه را انتخاب کنید یا رژیم یا لاغری با ذهن! زمانی که میلیون میلیون پول بابت مکمل غذایی و برنامه غذایی و ویزیت دکتر و ورزش میدم همه راه را کنار گذاشتم ، فقط بهم احساس خوبی اینجا بودن به من القا میکند . فکر میکردم قرار است کاری عجیب انجام بدهیم مثل فایل های سابلیمینال باشه باید یکسری موسیقی هایی با فرکانس های مسخره گوش بدم تا به هدفم برسم اما وقتی چندین فایل شنیدم و فکر کردم متوجه شدم کاملا اشتباه فکر میکردم ، لاغری با ذهن قرار نیست ما را مجبور به محدودیت غذایی یا نامحدودیت تحرک دعوت کند بلکه به ما می آموزد زبان لاغری چیست کاملا شبیه زبان های زنده دنیا ، باید آموخت تکرار کرد مرور کرد تمرین و تمرین و تمرین .من تا قبل از آشنایی با اینجا فکر هم نمیکردم با ذهن می شود اینقدر حماسه آفرین شد ، اما از وقتی در معرض این فایل ها بودم کاملا طرز تفکرم و حتی زاویه دیدم به زندگی تغییر کرده هروز بیشتر مطمئن تر میشوم میتوانم با لاغری با ذهن لاغر شوم ، چون ذهن انسان فرمانده کل قواست ، فرمانده ای که تک تک دستور ها را با جزئیات به سرباز هایش میدهد. لاغری با ذهن به من می آموزد هر چه میخواهی بخور در هر ساعتی که خواستی اما به اندازه! اگر من تازه ناهار خوردم و جعبه شیرینی وارد خانه شد دوان دوان نرم شیرینی بخورم شاید کار ساده ای باشد اما برای عمل به آن سخت است اینقدر ذهن باید آماده باشد و آموخته باشد که چکونه برخورد کند ، مثلا عادات های اشتباهی از جمله کیک و چای در عصرانه یا دیگر عادات اشتباه باعث میشن فرمول های چاقی تکرار شوند ،لاغری با ذهن ترس ها و موانع ذهنی را برای لاغر شدن از بین میبرد ، می اموزم که لازم نیست بترسم که نکنه چاق شم باعث میشه از این افکار رها و آزاد باشم ، اگر صدایی در ذهنم میگه اگر فلان کار نکردی و فلان چیز خوردی چاق میشی باید همان لحظه با خود بگم این از افکار های چاق کننده است اینطوری راحت تر میتونم کنار بیام.قطعا هیچ شباهتی ندارد! چرا؟ چون با رژیم محدودیت غذایی است ضعیف شدن بدن است افزایش استرس و پرخاشگری و ریزش مو و هزاران افکار آزاردهنده ذهن است و هرشب کابوس و بعد هربار غذا خوردن احساس گناه و بی لیاقتی است ، بعد از هربار شکست در رژیم احساس بی اراده بودن و نا امیدی و بی لیاقتی و سرزنش خود و ….. که هرچقدر بگم کم است . ورزش را دوست دارم اما برای لاغری و کاهش وزن متنفرم برای هدف لاغری ورزش کردن یک کار نفرت انگجیز است که ممکن است هیچ وقت نرسم و اینطوری بیشتر احساس ضعف میکنم اما وقتی با هدف لذت ورزش میکنم با احساس سرخوشی وزنه میزنم . تفاوتی که دارد این است که لاغری با ذهن ، فقط تغییر فرمول های چاقی نیست بلکه رشد احساسات بهتر در وجود است ، باعث ایجاد عادات خوبی میشود ، دید جدیدی به زندگی خواهیم داشت اما با رژیم و ورزش و …. ممکن است هیچ وقت همچنین احساساتی یدست نیاوریم حداقل که این تجربه برای من اینگونه بوده .درک و برداشت تجسم چاقی افراد چاق به این صورت است که باید در مواقع مهمانی از همه غذا ها و دسر ها و میوه ها بخورم ، باید تا حدی بخورم تا همه چیز تمام شود نباید چیزی تست نکرده بماند ، تصور میکند اگر غذاهایی بخورند قطعا چاق میشود ، بعد از هرخوردن احساس گناه و عذاب وجدان دارند . فکر می کنند اگر ورزش نکند و بخورند قطعا چاق میشوند ، یا اگر ورزش میکنند و رژیم دارند هنوز لاغر نمیشوند تصمیم به صرف دمنوش و قرص لاغری میگیرند. اگر لاغر شوند فکر میکنند باید تا ابد رژیم و ورزش داشته باشند تا بتوانند لاغر بمانند یا باید عضلات زیادی بدست بیاورند تا این هیکل را نگه دارند . اگر کار پشت میزی داشته باشند قطعا چاق میشوند، اگر تحرک کمی داشته باشند تصور میکنند چاق میشوند.وقتی من شکم خودم به داخل فشار میدهم و به اصرار میخواهم رژیم بگیرم و ورزش سنگین انجام میدم یا وقتی بقیه بستنی و بقیه تنقلات میخورند من دور میماندم و اصرار به نخوردن داشتم .وقتی یک یا چند قاشق بیشتر از برنامه غذاییام میخوردم و احساس گناه و اعصاب خوردی کل وجودم میگرفت یا پرخاشگر میشدم یا فکر میکردم با حذف قند زودتر لاغر میشم و دنیام تغییر میکنه اما اصلا اینطور نبود و فقط باعث ضعیف شدن بدنم و تحلیل رفتن سلول های مغزیام میشد .وقتی که من بعد پرخوری یا ریزه خواری یا پاک کردن احساس گناهم قرص لاغری یا دمنوش لاغری میخوردم .وقتی در رسانه ها با لذت به غذا خوردن بقیه نگاه میکردم و ترغیب به خوردن و امتحان کردن آنها میشدم . وقتی سلف سرویس بود سعی میکردم بشقاب یا نان پر پیمان تری داشته باشم .یا با صدا یا بو های غذا و تنقلات تحریک به خوردن میشدم .یا حتی آن نا امیدی از جسم خودم و نفرت از جسم خودم فقط فرمول های چاقی را تمدید و تکرار میکرد.وقتی میگفتم نکنه چاق بشم میترسیدم از اینکه چاق تر بشم .
وقتی توی خریدام فکر میکردم با برداشتن خوراکی هایی که برچسب کم کالری دارن ، خیلی کار خوبیه .من تصمیم قاطع میگیرم از این به بعد بسیار قاطعانه تر از حال حاضر و گذشته خودم بدون استفاده از راه هایی به غیر از مسیر لاغری با ذهن ادامه دهم . و هیچ وقت عجله برای لاغری نداشته باشم و بدانم هرچیز در این جهان هستی با صبوری بدست می آید . و همچنین بدانم ذهن من مرکز قدرت زندگی من است و هرآنچه وارد آن شود باعث هرتغییری هرچند کوچک در زندگی میشود پس باید بدانم چه انتظاری یا فرمولی یا چه عاداتی یا حتی چه افکاری در ذهن من هستند . باید بدانم هیچکس نمیتواند باعث تغییر من شود من خودم باید دست به کار شوم .و بدانم باید خود را بپذیرم و سعی در تغییر خودم داشته باشم و بدانم من مستحق بهتر شدن هیکلم را دارم بدانم لیاقت لاغری و کاهش وزن و متناسب بودن را دارم .همیشه از قدیم گفتن از این شاخه به اون شاخه نپر یا نوک به همه چی نزن دقیقا برای این مسئله هم صدق میکند تا وقتی کل تمرکز من بر رژیم و کمخوری است نمیتوانم بر مسیر لاغری بر ذهن تمرکز کنم ، باید یا رژیم را ادامه بدهم یا مسیر لاغری با ذهن! من مسیر لاغری با ذهن انتخاب کردم چون حسی مثبت به من الهام شده انگار یکی بهم میگه مطمئن باش اینجا باعث میشه تو برسی ، من همیشه تلاش کردم و چقدر به خودم افتخار میکنم هربار شکست خوردم بازم بلند شدم و خواستم تغییر کنم اما راه اشتباه بوده حالا که راه درست پیدا کردم باید بتازم باید پیش برم آنقدر پیش برم تا جایی فرای تصورات ناچیز کنونی خودم. گاهی با خودم شک میکنم نکنه اشتباه کنم اما آن لحظه حسی محکم درونم فریاد میزند درست است فقط اعتماد داشته و مطمئن باش همه چیز خوب پیش می رود.