آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
📍 این جلسه ادامه گام ۱۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در این جلسه میآموزیم:
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
1️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
2️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
3️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
4️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
5️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
6️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
7️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
💡 اگه میخوای مسیر لاغر شدن رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ تفاوت این دو مسیر؛ در ادامه هم توی گام ۱۳ سراغ «بهترین روش لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.08 از 166 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خداوند حکیم. سلام خدمت همه دوستان عزیزم واستاد بزرگوار. گام 12. صعود یا سقوط. انتخاب با شماست. ما در صحنه ی حیات همیشه در جریان وحرکتیم وزندگی در حالت راکت نمی ماند. این جریان یا به صورت صعود به بالاتر یا سقوط به پایین تر است. حالا در مورد بحث ما که تناسب اندام هست.
ما هر روز اگر کاری برای در مسیر ماندن نکنیم حتما در حال سقوط هستیم واز مسیر خارج می شویم واز تناسب دور می شویم. برای همین هر روز حتی اگه شده مدت کوتاهی برای هدفمون که تناسب اندام هست تلاشی بکنیم ودر مسیر بمانیم این کار هر چیزی می تواند باشد لازم نیست حتما خودکار به دست ففط در حال یادداشت کردن باشیم از توجه به اطرافمون محیط پیرامون. توجه به رفتار افردا متناسب وگوش دادن فایل ها واجرای گفته های استاد غافل نشیم وهر روز کاری برای خودمان بکنیم اگر راست می گویم که از این شرایط خسته ایم الان وقت عمل است نه نشستن ودست روی دست گذاشتن امروز همون فردایی بوده که منتظرش بودیم.
من مدت زیادی نیست که وارد سایت شدم وهنوزم هیچ کدام از دوره هارو نخریدم همین دوازده گام و چند تا فایل دیگه ودیدگاه های دوستانم تنها آموزهای من بوده تو این مدت والبته در چالش اینو نخوردم هم هستم. ولی در همین مدت کوتاه چون سالها گم شده ای داشتم وحالا پیداش کردم تشنه شنیدن وشنیدنم شاید خیلی از دیدگاههای که تو سایت می زارم برداشت درستی نبوده ولی تلاشمو کردم نزاشتم ساکن باشم.
سه روز اول سال نو ساکن شدم وخیلی حالم آشفته شد دیگه مثل قبل بی تفاوت نبودم تا دوباره برگشتم به مسیر.
من مدام به رفتار خودم ودخترم وشوهرم دقت می کنم. مثلا دخترمو می بینم که چطور برای غذا حرص می زنه یا تا می خواد تلوزیون یا کارتون ببینه حتما باید خوراکی بخوره یا هر دقیقه برا سرگرمی میره سراغ یخچال ومن ازش می پرسم باران جان گشنه ای؟ می گه نه! ومن می گم پس چرا دنبال خوراکی هستی می گه حوصلم سر رفته واینا همش رفتارهای چاق کنندس ومن خودم از وقتی اومدم تو سایت دیگه انجامش نمی دم ولی دخترم چون قبلا از خودم آموزش دیده داره انجام می ده. یا همسرم سر سفره که هستیم واقعا به اندازه غذا می کشه از قسمت های گوشت مرغ ففط سینه رو که بی چربیه دوست داره همون مقدار که مد نظرشه بر می داره واگه نوشابه باشه نصف لیوان می خوره ومیره کنار والبته اگه غذا خوب نشده باشه یا برنج شفته باشه یا گوشت بوی زخم بده یا یه چیزی کم باشه همون مقدارم کامل نمی خوره ودیگم اعتراضی نداره مگه اینکه دیگه خیلی گرسنه باشه نوشابه اگه برا نهار خریده باشیم برا شام دیگه ازش نمی خوره می گه گازش کم شده وشبربنه.
ولی در مقابل من. برام فرقی نمی کنه چه قسمتی از گوشت مرغ باشه چه طعمی باشه غذا خوب شده باشه یا بد نوشابه گاز داشته باشه یا شیرین باشه تا وقتی خفه نشم پا نمی شم. کل مخلفات واستخون هارو باید یه کاری روشون بکنم بعد بریزم تو سطل آشغال. خوب من همیشه دوست داشتم اندامم مثل شوهرم باشه حالا می شه با این رفتار متفاوت من بشم یکی مثل اون…. قطعا نه😥.
برای همین هروز سعی می کنم یه اخلاقی ازش یاد بگیرم اگه برا نهار خونه نیست بهش زنگ می زنم غذا چی خوردی چقد خوردی بیشتر وقتا می گه اصلا یادم رفته نهار بخورم وقت نکردم ومن می گم خدایا شامشم اونجوری میاد خونه با وسواس وتمیز می خوره پس باید اینجوری باشه. پانزده ساله ازدواج کردیم وزنش ثابته👍. من خیلی درگیر این رفتار خودم هستم هر روز یه تلاشی برا بهتر شدن می کنم ومطمعنم نتیجه می گیرم. ترس از غذا رو هنوز گاهی میاد سراغم ومیرم جلو آیینه ومی گم نترس غذا اضافه نخوردی اگرم اضافه خوردی بازم نترس بدنت حلش می کنه حواسش بهت هست به شرطی که دیگه بهش کمک کنی تخریبترش نکنی بهش فرصت بده ترمیمش رو انجام بده اون باهوش تر از توه نگران نباش. روزهایی که فشار شکم می گیرم واقعا غذاب می کشم اونقدر سخته برام که صد بار به خودم می گم خدایا ببخش وهمین اندازه سختی منو ترسونده قبلا برام بی تفاوت بود به قول استاد یه چایی می خوردم تا هضم بشه وبه محض اینکه جایی باز می شد تو شکمم بازم دل ضعفه وخوردن شروع می شد ولی الان حتی آبم نمی خورم تا خوب خوب گشنم بشه خوب که فشاره رفت وسبک شدم اول کلی می گم افیش خدایا شکرت وسعی می کنم بهتر از وعده قبل عمل کنم. شاید ناچیز وکم شروع کردم شاید خیلی نتیجه دیر حاصل بشه ولی احساس خوبم بزگتر از لاغری هم هست برام. درگیری ذهنی وعذاب وجدان این آخره داشت کار دستم می داد همین که اون حالت ها رفته برام یعنی موفقیت. یه چیز دیگه من واقعا لاغری رو بخاطر حرف ونگاه بقیه خواستم هنوزم می خوام دروغ چرا. ولی می خوام رو این موضوع کار کنم وفقط برای خود خودم لاغری رو بخوام چون تنها من هستم که دارم زجر اضافه وزن رو تحمل می کنم هرکی نظر می ده برای خوشایند خودشه اگه خانواده شوهرن برای پز دادن عروسشونه اگه پدرومادرن برای پز دادن جلو دوستان وآشنایان هستن اگه همسره برا پز دادن جلو بقیس کی می فهمه من چی می کشم چرا به توصیه اونا بیام یه قرص یا یه رژیم که تویه ماه ده کیلو وزن کم می کنه یا یه ورزش طاقت فرسا رو امتحان کنم من حالم خوب نباشه احساسم خوب نباشه هیچی ارزش نداره. لاغری با ذهن وحرف های استاد عطاروشن که خودشون چاقی رو گذروندن برای من عین دم مسیحایی لذت می برم آروم می شم وخوشحالم. قانون قانونه وباید با باور ما هم سو باشه تا ازش نتیجه بگیریم قانون غذا وتناول کردن انرژی وسلامتی وتناسب هست اگه ازش تخلف نکنیم برای همه یه جور عمل می کنه. اگه الان جاقیم تخلف کردیم وقانون رو زیر پا گذاشتیم پس باور ما باید عوض بشه من چند روزی خونه تکونی می کزدم وبرا نهار هام که تنها بودم وقت نمی شد غذا بپزم برا همین هر روز مربا وروغن حیوانی می خوردم در حالی که قبلا به شدت از روغن خوردن ترس داشتم. یا همیشه شنیدم ویه شش ماهم رژیمم بر این اساس بود که بعد از 7 شب دیگه نباید چیزی بخوری چون متابلیسم کم می شه اما الان اگه دیگه خاموشی داده باشیم ودیگه باید بخوابم اگه ضعفم شدید باشه یه خرما با گردو یا یه سیب می خورم واصلا فکر نمی کنم الان اون خرما داره تا صبح چکار می کنه اون وسط😊با آرزوی تغییر حال تحول حال وتحول زندگی وتولدی آگاهانه برای هممون 🖐️