آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
1️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
2️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
3️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
4️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
5️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
6️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
7️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
تفاوت مسیر لاغر شدن و مسیر چاقتر شدن ⚖️
| 🔴 مسیر چاقتر شدن | 🟢 مسیر لاغر شدن |
|---|---|
| تکرار افکار منفی درباره بدن | تقویت افکار مثبت درباره تناسب اندام |
| ترس از چاقی و احساس ناتوانی | اعتماد بهنفس و احساس توانمندی در لاغر شدن |
| تمرکز روی رژیمهای سخت و محرومیت | تغییر نگرش ذهنی نسبت به غذا و بدن |
| سرزنش خود بعد از خوردن | درک نیاز بدن و انتخاب آگاهانه |
| عدم آگاهی از مسیر ذهنی چاقی | شناسایی و اصلاح مسیر ذهنی چاقی |
| زندگی در حالت قربانی بودن | پذیرفتن مسئولیت تغییر و اقدام آگاهانه |
| بیتوجهی به گفتوگوی ذهنی | اصلاح گفتوگوی ذهنی روزانه |
| تکرار رفتارهای اشتباه بدون آگاهی | انجام تمرینات ذهنی روزانه با آگاهی |
فقط آرزوی لاغر شدن کافی نیست… 🚫
آرزوی لاغری داشتن شما را لاغر نمیکند، اما
حرکت کردن در مسیر لاغر شدن
حتماً شما را به نتیجه میرساند. 💪✨
اگر واقعاً خواهان تغییر هستید، باید
مسیر ذهنیتان را تغییر دهید.
من چگونه مسیر لاغر شدن را ساختم؟ ✨
✨ من به لطف خدا، تونستم مسیرم رو از چاقی به سمت مسیر لاغر شدن تغییر بدم.
نه با رژیمهای سخت، نه با ورزشهای طاقتفرسا…
بلکه با روشی که اسمش هست: لاغری با ذهن 🧠💫
توی دورهی «🎯 ورود به سرزمین لاغرها»، به شکل کامل و قدمبهقدم توضیح دادم که چطور از این مسیر استفاده کردم، چطور ذهنم رو بازسازی کردم و چطور به تناسب اندامی رسیدم که همیشه دلم میخواست 👗💃
🌈 خبر خوب اینه که تنها من نبودم!



دوستان زیادی با من همراه شدن، قدم در مسیر لاغر شدن گذاشتن، و حالا هر کدومشون یک شگفتیساز هستن… آدمهایی که با ذهنشون آشتی کردن، خودشون رو دوباره ساختن، و به رویای لاغریشون رسیدن. 🌟
🚦 چطور وارد مسیر لاغر شدن بشی؟
تو میتونی همین امروز یه تصمیم جدید بگیری:
🔁 تغییر مسیر بده… وارد مسیر لاغر شدن شو.
توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یاد میگیری:
🔹 چطور مسیر ذهنیت رو عوض کنی
🔹 چطور افکار جدید بسازی
🔹 چطور با تمرینات ذهنی و تکرار، یه جادهی جدید برای زندگیت بسازی
🔹 و مهمتر از همه: چطور هر روز، آموختههات رو به عمل تبدیل کنی 💪
🎢 روند مسیر چاقی همیشه سراشیبی داره، و هر چی جلوتر بری، سرعت چاقتر شدن بیشتر میشه.
ولی برعکس، مسیر لاغر شدن مثل بالا رفتن از یه کوه آرومه…
اگه صبور باشی، با ثبات قدم برداری و از مسیرت لذت ببری، بالاخره به قله میرسی 🏔️🎯
✅ واقعیت اینه:
اگر در مسیر لاغر شدن باشی، 🌟 نمیتونی لاغر نشی!
همونطور که کسی که توی مسیر چاقی میمونه، ⛔ نمیتونه چاقتر نشه!
✨ تمرین ذهنی امروز: انتخاب مسیر ✨
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی، خودت رو سر یک دو راهی تصور کن: 🛤️
- ✅ مسیر لاغر شدن: پر از آگاهی، انتخابهای آگاهانه، احساس خوب نسبت به بدن، گفتگوهای ذهنی مثبت
- ❌ مسیر چاقتر شدن: پر از سرزنش، ترس، اضطراب، رژیمهای سخت و تکرار اشتباههای گذشته
حالا از خودت بپرس:
- 📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
- 📌 آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
- 📌 آیا گفتوگوی ذهنیم منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟
اگر پاسخهات مسیر لاغر شدن رو نشون میده، به خودت افتخار کن! 💖
اگر نه، نگران نباش… همین الان تصمیم بگیر راهتو تغییر بدی و قدم اول رو برداری. 👣
💬 تمرین امروزت رو بنویس:
امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون…
🧠 هر قدم کوچیک ذهنی = یک گل در مسیر زیبای لاغری 🌸
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.07 از 165 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
گام 12 (تکرار 1)
بنام خدا
اگر ارزوی چیزی رو داریم باید به دنبال پیداکردن مسیرش باشیم و یافتن و پایدار بودن اون موفقیت ،در صورتی است که هرروز در مسیر آن حرکت کنیم.
ما در زندگی هر روز در دو حالت هستیم ، یا در حال صعود کردن و رسیدن به موفقیت هستیم ، یا در حال سقوط کردن و شکست خوردن.
حالت ساکن و ایستا یی در جهان وجود نداره.
مسیر موفقیت وپیشرفت مارو به سوی تجربه خواسته ها و آرزوهایمان هدایت میکند .
مسیر ناکامی و شکست هم مارا به سوی تجربه ناخواسته و مشکلات هدایت میکند.
و این ما هستیم که هر روز و هر لحظه انتخاب میکنیم که به کدام سمت حرکت کنیم.
نکته مهم و البته جالب اینه که ، برای بودن در مسیر موفقیت ، باید کاری انجام بدیم اما برای بودن در مسیر شکست ، فقط کافیه کاری انجام ندهیم .پس برای لاغرشدن باید کاری انجام بدیم و اگر هم میخوایم که چاق بشیم ، نیاز به انجام هیچ کاری نداریم ، فقط کافی است که به روش خودمون ادامه بدیم و چاق تر بشیم.
به عبارت دیگه برای شکست خوردن راهی وجود ندارد و فعالیتی نیست که بتوان انجام داد و شکست خورد ، فقط کافیه کاری که باید برای موفق شدن انجام بدیم و انجام ندهیم!
این شکلی ما خودبخود شکست میخوریم .
وضعیت جسمی الان ما هم این و صدق میکنه.
اگه ما الان چاقیم چون مدت ها بود که در مسیرچاقی قرار گرفته بودیم و اگه میخوایم که لاغر بشیم باید کاری متفاوت از انچه که اکنون و هر روز انجام میدیم و انجام بدیم .و اگه هیچ کاری نکنیم در مسیر چاقی در حال حرکت هستیم .
همه کسانی که چاق هستند و اضافه وزن دارند ، در مسیر چاق تر شدن هستند. ، مسیر چاق شدن ، ارتباطی با مسیر لاغرشدن نداره و به لاغری نمیرسه ، پس اگر که میخوایم لاغر بشیم ، باید مسیر خودمون و تغییر بدیم .
تمام افرادی که چاق هستند و دوست دارند لاغربشن ،در مسیر چاق شدن هستن و فقط آرزوی لاغر شدن دارن .در صورتی که مسیر انها با رویای انها همسو نیست .
فقط ارزوی لاغرشدن داشتن مارو لاغر نمیکنه ، بلکه قرارگرفتن در مسیر لاغرشدن مارو به سوی لاغری هدایت میکنه و سبب تحقق رویای لاغری ما میشه .
مسیر لاغر شدن ، مسیر کاملا ذهنی است و احتیاجی به اقدام و تلاش فیزیکی نداره.
اگر در مسیری که ما هستیم هر روز گفتگوی ذهنی ما با خودمون درباره چاقی و چاق تر شدن باشه و به هر اندازه که از رفتار غذایی و واکنش خود نسبت به مواد غذایی و خوردن ، عذاب وجدان و پشیمانی باشه ، ما در حال عمل کردن به چیزی هستیم که برای چاق شدن ضروریه و این همون نقشه مسیر چاقی است .
امکان نداره کسی که در مسیر لاغرشدن باشه ، لاغر نشه !چون همانطور که در مسیر چاقی، نتونستیم چاق تر نشیم .
فقط استمرار و تکرار و بودن در مسیر لاغری ، مارو به سمت لاغری هدایت میکند.
برای موفقیت و تغییر شرایطی که دوست داریم داشته باشیم ، باید هر روز حواسمون به هدفمون باشه و هر روز درمسیر اون حرکت کنیم .
ما هر روزی که داریم روی خودمون ، باورهامون ، هدفهامون کار میکنیم ، در حال صعود به سمت موفقیت و رسیدن به خواستمون هستیم.ولی اگه روزی این کارارو انجام ندیم ، در حال سقوط کردن هستیم .
من خودم ، اگه یک روز نتونم در این مسیر ی گام جدید بردارم و یا گام های قبلی رو برای یاداوری تکرار کنم ، چون بعضی اوقات اونقدر کار دارم که نمیتونم به خودم برسم ! ولی هر روز باید تو مسیر باشم و اگه یروز نتونستم ، ارامش ندارم و خیالم راحت نیست و احساس هم میکنم که خیلی عقب افتادم ، مثلا این گام 3 ماهه رو من الان تا گام 36 رو تو 4 ماه برداشتم و هنوز هم 64 گام دیگه دارم ! بعضی وقتا به این فکر میکنم که این 100 گام و باید تو 3 ماه تموم میکردم ، ولی تو تکرار این گام 12 متوجه شدم که نباید زیاد به زمانش اهمیت بدم و نتیجه به اندازه تلاشم دریافت میکنم و مزد من محفوظه و به من داده میشه .و خدارو شاهد میگیرم که درسته یزره طولانی شد ولیی تو تمام این مدت 4 ماه ، هر روز تمام فکر و ذکر و توجهم رو لاغری بود و در مسیر لاغری بودم و به خودم افتخار میکنم .
یعنی نبوده اگه یک روز و سپری کرده باشم و برای خودم کاری نکرده باشم .
به خودم افتخار میکنم که اگه یجاهایی خسته شده بودم بجای اینکه پس بزنم ، استراحت کردم و دوباره با قدرت بیشتری شروع کردم .
به خودم افتخار میکنم که به هدفم پایبندم و برام واقعا اهمینت داره .
به خودم افتخار میکنم که وقتی در وضعیت جسمی چاق تری نسبت به الان بودم و با وجود رفتار های نادرست غذایی و پرخوری هام جا نزدم و حسمو بد نکردم و میگفتم ، ان نیز بگزرد و با مقداری صبوری کردن ، امروز که دارم مینویسم ، حتی یک ذره هم پرخوری نکردم و رفتارهام خیلی تغییر کرده و مطمعنم که وزنم هم مقداری پایین اومده ، ولی فعلاا دوست ندارم که برم رو ترازو خودمو ببینم .
در واقع پاداش صبوری و ارامش و استمرارم و الان دارم میبینم و واقعا خوشحالم و مطمعنم که خیلییی بهتر هم میشم .
الان یچیز جالب با گفتن ترازو یادم افتاد! من خب به مدت دوسال یا شاید هم کمتر فقط به ترازو و عددی که نشون میداد وصل بودم و یادمه که رو وزن 66 کیلو قفل کرده بودم وخیلیی بدم میومد و اعصابم خورد شده بود که هر دفعه میرفتم بالای ترازو باز هم وزنم رو 66 کیلو میدیدم ، جالب تر اینکه من بازهم رژیم و ورزش و ادامه میدادم و شاید هم سخت ترشون میکردم و با وجود اینکه خیلی سایزم کم میشد و سبک تر میشدم و اصلاا مطمعن بودم که خیلیی لاغر تر شده بودم بازم بالای ترازو همون وزن و میدیدم و تا همین مدت پیش هم که گفته بودم سایزم کم شده بود و کاملا مطمعن بودم که مقداری کاهش وزن داشتم دقیفا رو ترازو همون وزن و دیدم!
و بهش گفتم تو دروغگویی چون واقعا هم بود!
چون دقیقا من یادمه که برای عمل بینیم که قراربود معاینه بشم ، قبل از اینکه برم بیمارستان برای تشکیل پرونده قبل از عمل ، خودم رو که خونه وزن کردم 65 کیلو بودم و ولی وقتی رفتم بالای ترازو بیمارستان ، 59 کیلو نشون داد! و اصرار هم داشتم بهشون که مطمعنین ترازوتون درسته ؟ اونا هم منو قانع کردن ، با توجه به جسم خودمم هم مطمعن بودم کع وزنم پایین تر از 65 کیلوعه ولی بعد متوجه شدم که ترازو خونمون میدونه نقطه ضعف من چیه ، منو اذیت میکنه و واقعا همینطوره ، دقیقاا متوجه شدم .
تمرین کردن به نوشتن نیست که !برای یادگیری بهتر توصیه شده که بعد از طی هرگام بنویسیم .اما نکته ی مهم تکرار کردن این تمرین ها در زندگی روزمره است !
توجه کردن به اطراف و انفاقات دور و برمون ، باعث موندن در مسیر خواسته مون و تغییر رفتارمون میشه .
درسته که گاهی اوقات وقت نمیکردم بنویسم و فقط میتونستم فایل هارو ببینم و دیدگاه دوستان و بخونم و نوشتن دیدگاه خودم برای اون گام ممکن بود با توجه به شرایط روزانم ، زمان ببره و تا 2 /3 روز زمان ببره ، ولی مینوشتم ، حتی 1 خط نوشتن من هم نشونه وجود در مسیر لاغری بود.
و وقتی به رفتار مادرم دقت میکردم که میگفت ، سیره ولی همش ذهنش دوست داره بخوره و یا میدیم که وقتی ناهارمون تموم میشد و مادرم که داشت غذاهارو مرتب میکرد که بزاره یخچال برای روز بعد یا وعده بعد ، همینطوری اضافه خورشا رو میخوردد و حتی ته قابلمه ها هم با انگشتش میاورد بیرون تا بخوره ولی انگار خودش حواسش نبود و نمیتونست جلوی خودش و بگیره و….
در تمام این مدت من همه ی حواسم به دیدن رفتارهای افراد متناسب و تفاوتشون با افراد چاق بود ، این که اونا راجع به چه چیزهایی فکر میکردن و حتی راجع به چیزهایی صحبت میکردن ، خیلییی جالب بود برام !
و من خیلی دوست داشتم که وقتی که این اموزش هارو یا دگرفتیم و اونقدر تکرارشون کردیم تا به واقعیت زتدگی ما تبدیل شد . و برامون عادت شد که چجوری فکر کنیم ، چجوری رفتار کنیم که همیشه متناسب بمونیم. و وقتی دیگه مطمعن شدیم که کاملا تغییر کردیم دیگه احتیاج به یاداوری و تکرار کردن نداشته باشه و ما تا اخر عمرمون دیگه هی فایل گوش ندیم. چرا؟
چون ما وقتی چاق شدن رو یاد گرفتیم با دیدن و شنیدن و … و جسممون تغییر کرد و کاملا مطمعن شدیم دیگه دوباره اون اموزش هارو تکرار نکردیم و یا یاداوری نکردبیم ، در واقع واقعیت زندگی ما تبدیل به چاقی شد ، در اون سولو شده بودیم و میدونستیم که دیگه همینطوریه و دیگه هیچ احتیای به دقت کردن در اون نداشتیم ، پس خیلی خوب میشد که لاغری هم اینشکلی بود و حداقل ما در مسیر لاغری ، انقدر در اون سولو بشیم مثل چاقی که دیگه احتیاجی به دقت کردن به اون نداشته باشیم .
مثل افراد متناسبی که از ابتدای عمرمشون متناسبن و دیگه به رفتار ها وعملکرد های خودشون دقت نمیکنن و چون میدونن لاغرن دیگه احتیاجی به تمرین و تکرار کردن اون ندارن !
ولی بازهم میگم باید انقدر این تکرار تمرین ها انجام بشه که ذهن خودش ناخوداگاه وقتی لاغر شد و استاد لاغری شد دیگه احتیاجی به تکرار و تمرین کردن نبیبنه !
بستگی به باورهامون داره، بستگی به جایگزینی رفتار و افکار قبلی ما داره .
هرچه بیشتر ما روی خودمون کار کنیم ، به لایه های پایین تر باورهامون دسترسی پیدا میکنیم و اینبار باید اونهارو تغییر بدیم.و هرچی بیشتر به ریشه نزدیک تر بشیم ، محکم تر و سخت تر میشه و نیاز به کار بیشتری داره
برای تغییر افکار نمیشه تاریخ تعیین کرد!
ملاک تاثیر گذاشتن روش ذهنی ، عمل کردن به آموزش هاست ، نه تاریخ و پرداخت هزینه اموزشی!
مهم اینه که چقدر رفتار و طرز فکرمون تغییر کرده ! و این تغییرات با عمل کردن به تمرینات در ما بوجود میاد.
من هم خودم از اون افرادی بو دم که اواعل نمیدونستم باید چیکار کنم و به خاطر همین ی مقدار نتیجم دیر تر شروع شد
کسی نتیجه میگیره که :
همه ما سالهاست اضافه وزن داریم و سختی های زیادی هم متحمل شدیم ، ضربه های زیادی در اعتماد بنفسمون در روابطمون و… خوردیم و همیشه هم عوامل مختلفی رو مقصر و بهانه ی چاقی خودمون میدونستیم ، اشتها ، پرخوری ، و…
و الان هم طبیعیه که این افکار قدرتمند باشند و هر کاری و که انجام میدیم ، تحت الشعاع قرار بدن ، پس ما باید بیشتر روی خودمون کار کنیم تا این افکار قدرتمند ریشه شون از بین بره .
مثلا ترس از خوردن!
ریشه ی این باور خیلیی عمیقه و ممکنه مدت ها طول بکشه تا تغییر پیدا کنه ، مواد غذایی ترسی ندارن !ضربه ای به ما نمیزنن این ما هستیم که با استفاده ی اشتباه از اونها به خودمون ضربه میزنیم !
این رفتار ما با مواد غذایی باعث شده که ما چاق بشیم ، نه مواد غذایی !
بدن ما برای زنده بودن نیاز به انرژی داره و این انرژی از مواد غذایی که میخوریم ، به دست میاد ، پس حق طبیهیه منه که به مقدار مورد نیازم غذا بخورم .
این باید برای ما عادی باشه و باید به مقدار مورد نیاز بخوریم. نه اینکه بگیم حالا که غذاها باعث چاقی من نمیشن ، پس هرچقدر میخوام میخورم! قانون رو نمیشه با باور تغییر داد! همونطور که نمیشه وقتی خودمون رو از بالای ساختمون پرت کنیم پایین ، چیزیمون نشه ، واقعیت نداره !
تغییر باور یعنی همسو کردن افکار و باورها با با قانون .
ما میخوایم باور صحیح رو با قانون همسو کنیم !
باور اشتباه باعث میشه که نتیجه از قانون متفاوت باشه
مثلا خیلی افراد متناسبی هستند که از غذاها استفاده میکنن ولی چاق نمیشن ولی ما چون باوراشتباه داریم ، نتیجه از قانون ما متفاوته و هرچی میخوریم ، چاق میشیم.
موردی که من توش لیز خورده بودم ! اوایل که با قدرت ذهن اشنا شده بودم و قبل از اینکه با این روش اشنا بشم ، اینکارو کرده بودم.
باور اشتباه میتونه قانون رو تغییر بده و نتیجه صحیح رو نگیریم ولی تغییر باور هم به این معنا نیست که با تغییر باورهامون ما بتونیم قانون رو تغییر بدیم.
میشه نتیجه متفاوت بگیریم ولی نمیتونیم با باورمون قانون رو عوض کنیم.
قانون میگه که غذا باعث چاقی نمیشه ولی رفتار ما ، مصرف بی رویه بوده نه در حد نیاز بدن و ما چاق شدیم
قانون میگه ، به اندازه مورد نیاز بدنت غذا مصرف کن ،ولی ما بیشتر مصرف کردیم و قانون دیگه برای ما جواب نمیده ، ما فراتر از قانون بودیم و بدن ما هم چاق میشه .
در واقع ما داریم از غذا برای چاق کردن خودمون استفاه میکنیم ! چون غذا مارو چاق نمیکنه این ماییم که غذارو برای چاق کردن خودمونیم استفاده میکنیم .
مثل مواد مخدر که باعث اعتیاد افراد نمیشه ، اما یسری از افراد تصمیم میگیرن که از مواد برای معتاد کردن خودشون استفاده کنن ، و موفق هم میشن .
من فکر میکنم که انساتها از هرچیزی استفاده ابزاری میکنند و به این شکل فرمول هاش و در ذهن خودشون مینویسن و بعد ها دچار مشکل میشن.
استمرار داشته باشید .
یک فرد متناسب کل زندگیش رو متناسب بوده، یک روز و دوروز نبوده، اون تحت آموزش چاقی قرار نگرفته .
ولی ما ها چاقی رو یادگرفتیم ، از خانواده ، اجتماع و…، اما میشه تغییرش داد.
درواقع خانواده میخواسته چیزی که بلده و به قول خودشون به صلاحه ماعه و به ما اموزش بدم در بعضی از جنبه ها خوب بوده ولی در بعضی دیگر آموزش ها صحیح نبوده و اشتباه بوده ، پس انها مقصر نیستند.چون خودشان هم اینطوری آموزش دیده شده بودن .
ما باید آگاه باشیم و دیدآگاهانه داشته باشیم که چه چییزی و یادبگیریم و چه چیزهایی رو در زندگیمون داشته باشیم و….
طبیعت انسانها اینه که دوست دارن مثل هم باشن و سریع یک رفتاری و تکرار میکنند ولی باید متفاوت از دیگران رفتار کرد ، سخت هست اما نتایج نیز ، از نتایج دیگران متفاوت است.
خوبی تولد آگاهانه اینه که ، میدونیم میخوایم به کجا برسیم ، تلاشمونو و شروع میکنیم و رسیدن به هدف لذت بخشه .ولی در روند تولد عادی ما اینطوری نیس، ما متولد شدیم و همه چی به ما تحمیل شد، افکار ، رفتار دین ، اداب و…و برای تغییر دادن اینها خودمون باید تلاش کنیم ، کس دیگه ای نیست که بیاد بهمون آموزش بده ، چون ما هر چی بزرگ تر میشیم ، آموزش پذیریمون از طریق دیگران سخت تر میشه
چون فکر میکنیم همه چیو میدونیم و عقل کلیمو و….
تلاشی که ما برای تغییر جسم خودمون انجام میدیم ، نشان دهنده ی مقدار تصمیم آگاهانه ماست که میخوایم انسان جدیدی از خودمون بسازیم .
پس بیایم خودمون و با ورژن جدیدی که از خودمون دوست داریم ، آپدیت کنیم J
استمرار ما در تکرار و یادگیری و عمل کردن نشون میده که چقدر برای خودمون ارزش قایلیم !
تشخیص رفتار های اشتباهی که مناسب یک فرد متناسب نیست و تغییر انها ، شگفتی که ما میخوایم رو برامون رقم میزنه .
و همیشه *کار به عمل براید نه به حرف !*
پس تکرار و استمرار داشتن باعث بودن ما در مسیر میشه .
عجله کردن مانع لاغری ماست .
برای دیگران لاغر شدن ، مانع لاغری ماست .
ذهن برای خوشحالی دیگران کاری انجام نمیده و این موضوع براش غیر منطقیه !
چون ذهن خودماست و برای خودما میتونه تصمیم بگیره ، نمیشه ذهن ما بیاد کاری رو که کس دیگه ای خوشش میاد ، انجام بده.
و همیشه هم خودمون کاری و انجام نمیدیم و مقاومت ذهنی و بهونه میکنیم .
شاد و پیروز و متناسب باشید .