آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
۱️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
۲️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
۳️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
۴️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
۵️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
۶️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
۷️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
تفاوت مسیر لاغر شدن و مسیر چاقتر شدن ⚖️
| 🔴 مسیر چاقتر شدن | 🟢 مسیر لاغر شدن |
|---|---|
| تکرار افکار منفی درباره بدن | تقویت افکار مثبت درباره تناسب اندام |
| ترس از چاقی و احساس ناتوانی | اعتماد بهنفس و احساس توانمندی در لاغر شدن |
| تمرکز روی رژیمهای سخت و محرومیت | تغییر نگرش ذهنی نسبت به غذا و بدن |
| سرزنش خود بعد از خوردن | درک نیاز بدن و انتخاب آگاهانه |
| عدم آگاهی از مسیر ذهنی چاقی | شناسایی و اصلاح مسیر ذهنی چاقی |
| زندگی در حالت قربانی بودن | پذیرفتن مسئولیت تغییر و اقدام آگاهانه |
| بیتوجهی به گفتوگوی ذهنی | اصلاح گفتوگوی ذهنی روزانه |
| تکرار رفتارهای اشتباه بدون آگاهی | انجام تمرینات ذهنی روزانه با آگاهی |
فقط آرزوی لاغر شدن کافی نیست… 🚫
آرزوی لاغری داشتن شما را لاغر نمیکند، اما
حرکت کردن در مسیر لاغر شدن
حتماً شما را به نتیجه میرساند. 💪✨
اگر واقعاً خواهان تغییر هستید، باید
مسیر ذهنیتان را تغییر دهید.
من چگونه مسیر لاغر شدن را ساختم؟ ✨
✨ من به لطف خدا، تونستم مسیرم رو از چاقی به سمت مسیر لاغر شدن تغییر بدم.
نه با رژیمهای سخت، نه با ورزشهای طاقتفرسا…
بلکه با روشی که اسمش هست: لاغری با ذهن 🧠💫
توی دورهی «🎯 ورود به سرزمین لاغرها»، به شکل کامل و قدمبهقدم توضیح دادم که چطور از این مسیر استفاده کردم، چطور ذهنم رو بازسازی کردم و چطور به تناسب اندامی رسیدم که همیشه دلم میخواست 👗💃
🌈 خبر خوب اینه که تنها من نبودم!



دوستان زیادی با من همراه شدن، قدم در مسیر لاغر شدن گذاشتن، و حالا هر کدومشون یک شگفتیساز هستن… آدمهایی که با ذهنشون آشتی کردن، خودشون رو دوباره ساختن، و به رویای لاغریشون رسیدن. 🌟
🚦 چطور وارد مسیر لاغر شدن بشی؟
تو میتونی همین امروز یه تصمیم جدید بگیری:
🔁 تغییر مسیر بده… وارد مسیر لاغر شدن شو.
توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یاد میگیری:
🔹 چطور مسیر ذهنیت رو عوض کنی
🔹 چطور افکار جدید بسازی
🔹 چطور با تمرینات ذهنی و تکرار، یه جادهی جدید برای زندگیت بسازی
🔹 و مهمتر از همه: چطور هر روز، آموختههات رو به عمل تبدیل کنی 💪
🎢 روند مسیر چاقی همیشه سراشیبی داره، و هر چی جلوتر بری، سرعت چاقتر شدن بیشتر میشه.
ولی برعکس، مسیر لاغر شدن مثل بالا رفتن از یه کوه آرومه…
اگه صبور باشی، با ثبات قدم برداری و از مسیرت لذت ببری، بالاخره به قله میرسی 🏔️🎯
✅ واقعیت اینه:
اگر در مسیر لاغر شدن باشی، 🌟 نمیتونی لاغر نشی!
همونطور که کسی که توی مسیر چاقی میمونه، ⛔ نمیتونه چاقتر نشه!
✨ تمرین ذهنی امروز: انتخاب مسیر ✨
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی، خودت رو سر یک دو راهی تصور کن: 🛤️
- ✅ مسیر لاغر شدن: پر از آگاهی، انتخابهای آگاهانه، احساس خوب نسبت به بدن، گفتگوهای ذهنی مثبت
- ❌ مسیر چاقتر شدن: پر از سرزنش، ترس، اضطراب، رژیمهای سخت و تکرار اشتباههای گذشته
حالا از خودت بپرس:
- 📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
- 📌 آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
- 📌 آیا گفتوگوی ذهنیم منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟
اگر پاسخهات مسیر لاغر شدن رو نشون میده، به خودت افتخار کن! 💖
اگر نه، نگران نباش… همین الان تصمیم بگیر راهتو تغییر بدی و قدم اول رو برداری. 👣
💬 تمرین امروزت رو بنویس:
امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون…
🧠 هر قدم کوچیک ذهنی = یک گل در مسیر زیبای لاغری 🌸
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.07 از 164 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
آموزش همراه عمل لازمه رسیدن به تناسب اندام
من تمرینات عملی که انجام میدادم اینطوری بود:
ابتدا در خونمون نگاه کردم چند نفر به معنای واقعی متناسبن و رفتارشون رو درنظر داشتم دیدم فقط برادرم هست و وقتی روی رفتارش ریز شدم متوجه شدم اون همه نوع غذا رو میخوره و اصلا ترسی از خوردن نداره وقتی میخاد میوه بخوره همش به مادرم میگه چرا اینقدر میوه درشت میگیری همشو که نمیتونیم بخوریم و نصفشو میخورد ومابقیشو میزاشت تو یخچال . و توخونه اونو مسخره میکردن حتی خودم قبل اینکه با لاغری با ذهن آشنا بشم . که تو پسر به این بزرگی این چه طرز غذا خوردنه .
ویا بستنی رو میریخت داخل نعلبکی وچند تاقاشق میخورد تازه متوجه شده بودم چقدر رفتارم با اون فرق داره و اون همش وهر روز درتابستان بستنی میخورد . هر روز میخورد اما به اندازه میخورد.
یا فصل ذرت بهتون بگم ذرت این دیگه چیه اون رو نصف کرد و نصفشو خواست به من بده من بهش گفتم من امروز یه کاملشو خوردم .
یا وقتی باهم صبونه میخوردیم اون زودتر ازهمه شروع میکرد وآخر ازهمه تموم میکرد وبه آرامی غذا میخورد .
یا یادم میاد یه بار باخواهر کوچکم رفتیم بازار و یهو بهم گفت برم شیرینی بگیرم گفتم این نزدیکی ها شیرینی فروشی کجا بود.
یهو دیدم یه پتجاه مترجلوتر تو اون شلوغی بهم نشون داد .
بهش گفتم تو چطوری دیدیش . من ندیدم تو اکن شلوغی بازار .واقعا برام عجیب بود و وقتی میریم بازار یه کم که باشیم آنقدر میگه گرسنم شد مجبوریم بریم یه چیزی بخوریم .
یا وقتی تخمه میخوره یه پیشدست پر میخوره بهش میگم چه خبرته . میگه آرامش میگیرم .
و اکثرا برای عصرونه میگه میدونی دلم چی میخاد . بهش میگم چی . میگه شیرینی خامه ای . من کم کم متوجه شدم اون فرمولهای ذهنیشه که اون رو وادار به خوردن میکنه .
متوجه شدم این مواد غذایی نیست که ما رو چاق میکنه وگرنه برادرم همه نوع غذا رو میخوره . اما آنقدر به میزان میخوره که من از غذا خوردنش لذت میبرم .
اگرچه اون اکثرا تنها شام یا ناهار میخوره .چون یه موقع ۱۱ شب .یه موقع ۴ صب . یه موقع اصلا شام نمیخوره . وخونه از دستش شاکی هستن که چرا با ما غذا نمیخوره .
وقتی میرم به مغازه ناخودآگاه حواسم میره به جسمشان واکثرا بااینکه کارفیزیکی نمیکنن و مشتری جواب میدن کاملا متناسبن .مثل پسرخاله پدرم همش اون رو میبینم داخل مغازه نشسته وکاملا متناسبه . الانا دیگه برام عجیب نیست چون میدونم متناسب بودن به تحرک ربطی نداره .
یا کلی راننده تاکسی میبینم که ازصبح تاغروب پشت رول میشینن ولی یالاغرن یا متناسبن .
یا کارمندای بانک رووقتی بانک میرم میبینم و مببینم علیرغم شرایط کاری تعدادیشون کاملا متناسبن .
یا یه همکارداشتم خیلی چاق بود و خودش میگفت ما چون کردیم طبیعی هست چاق باشیم وقتی رفتارغذاییشو میدیم دوتا ساندویچ خودش رو میخورد و منم چون یه نصفه نمیتونستم بیشتر بخورم نصفه من رو هم میخورد .
یا وقتی عصبانی میشد میگفت دستم نیست باید چیزی بخورم آروم بشم . بعد این چاقیشو میزاشت به حساب تبار ونژادشون .
چرا دورتر بریم خودمن قبل این دوره یک استکان چای رو با پنج .شش تا قند میخوردم .اما الان همون استکان چای با یه نصفه قند .
بعد غذا خوردن آنچنان سنگین میشدم که خوابم میگرفت .
درحالیکه الانا خیلی کم میخابم ودیگه حس سنگینی ندارم .
ویا به هربهانه ایی دل درد . سردرد. نبات داغ میخوردم .
ولی الانا آب جوش خالی میخورم وحالم خوب میشه .
قبلنا شام میخوردم دوباره نصفه شب بیدار میشدم و یه چیزی میخوردم چون گرسنم میشد الانا دیگه بعضی اوقات شام هم میلم نمیکشه بخورم .
و رفتارهایی از این قبیل .
زمانی که بخواهیم زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم بها میخاد بهاش استفاده بهینه از وقت و زمان هست که آن رو مدیریت کنیم درجهت خلق خواسته هامون با آموزشها همراه عمل.
مثل گواهینامه رانندگی . فقط با توضیحات خشک وخالی مربی هیچ اتفاقی نمی افتدو ما راننده نمیشیم . مگر آنکه خودمان عملا پشت رول بشینیم وعمل کنیم .وآنقدر تکرار وتمرین کنیم تا مهارت کافی رو به دست بیاریم.
برای متناسب شدن هم آموزش های دوره رو باید باعمل به ذهنمون منطقی کنیم که راه ورفتاری که ما تا الان رفتیم اشتباه بوده و با ایجاد باورهای مثبت لاغری بذر لاغری رو بکاریم و با عمل کردن به آموزشها رویای متناسب شدن رو تبدیل به واقعیت میکنیم.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
همین امروز صبح بود که همراه مادرم به چشم پزشکی رفتم بعد مدتی که دکترش اومد وقتی دیدمش کاملا متناسب . به طوریکه با اولین نگاه درسهای لاغری با ذهن برام مرور شد .
کارش کاملا پشت میز نشینی و ویزیت بیماران وعمل می باشد . با ماشین مدل بالا . با وضع مالی خوب وعالی. و …
اینجا بود که چندین باور مخربم زیرسوال رفت .
چرا کارش تحرک نداره اما متناسبه.
ماشین داره واحتیاج به پیاده رفتن نداره اما متناسبه
چون درآمدش بالاست امکانات رفاهی خوبی هم باید داشته باشع پس چرا متناسبه ؟
چون فرمولهای متناسب شدن ذهنش دستکاری نشده . واقعا ازته دلم بهش تبریک میگم که این هدیه الهی رو خرابش نکرد و دست نخورده تا حالا حفظ کرده است .
وکلی انسانهای متناسب چه آشنا وغیر آشنا درمسیر ترددم میبینم وناتودآگاه بهشون تبریک میگم .
یکیشون مدیر مدرسه ابتدایی ام بود که هنوزکه هنوزه بعد بازنشستگی وسن بالا متناسب هستش .وکلی سوپری که ازشون خرید میکنم .
وبالاعکس یک خانمه رومیشناسم صبح زود بیدارمیشع وهمراه همسرش میرفت به محل کارهمسرش واونجا هم کارمیکرد وکارخونه هم میکرد ولی علیرغم تحرک زیادش چاق بود .
یا مدیر اداره دارایی شهرمان که من واسع کارهای اداری پیشش رفتم کاملا متناسب بود . مگه میشه مگه داریم .
اینهمه آدم متناسب دوربرمون که افکارشون رو همچنان متناسب شونده دارن. واتفاقا همون ویژگی های رو دارند که من اون ویژگیها روعلت چاقی میدونستم .
پس منم باتغییر نگرشم وتغییر باورهام مسیر متناسب شدن رو انتخاب میکنم وبااستمرار دراین دوره متناسب شدن رو به خودم هدیه میدهم .
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیزم و دوستان همراه
من هم که الان فکر میکنم ترسم از مواد غذایی ازبین رفت وآخریش سس مایونز بود که به شدت ازش میترسیدم و وقتی الویه درست میکردم برای خودم در ظرف دیگه میریختم و سس نمیریختم و میخوردم ولی برای مابقی اعضای خانواده سس اضافه میکردم.
که خدا رو شکر منم الان مثل باقی اعضای خانواده الویه ام رو سس اضافه میکنم .
مورد بعدی خوردن آش بود که همش چندین کاسه میخوردم وآخرش دلم درد میگرفت و دم میکردم . اما این سری فقط درحد یه بشقاب خوردم و دیگه تمایلی به خوردن نداشتم .
الانا سطح انرژی بدنم رفته بالا وصبح ساعت چهارونیم بلند میشم و با فایل پیاده روی داخل حیاط خونمون پیاده روی میکنم وخیلی احساس آرامش میکنم در حالیکه قبلا اصلا حوصله نداشتم .
تو خونمون برادرم متناسب هست . اون سری رفت بازار و دوتا جعبه سیب خرید اونم ریز. کسی چیزی نگفت چون همه اخلاقش رو می دونیم چون اگر سیب بزرگ باشه نصف میکنه میزاره داخل یخچال . میگه باهمون نصفه سیر شدم .
یا دامادمون متناسب مایل به لاغرهست البته به نظرمن متناسبه اما خانواده ام اون رو لاغر میدونن و بهش اصرار میکنن خوب برنج بیشتری بریز چراتعارف میکنی واون میگه من نمیتونم بیشتر از این بخورم .
و قبل ناهار که باهم میوه می خوریم اون فقط یک دونه نهایت دوتا بیشتر نمی خوره اونم با اصرار خانواده . میگه اگه میوه زیاد بخورم ناهار نمیتونم بخورم .
ما عادت داریم وقتی برای تفریح می رویم جنگل ویا دریا وکلی غذاهای رنگارنگ اعم از چای ومخلفات برای عصرانه . ناهار جدا بعددوساعت کباب جداو میوه و کاهو جدا .
ولی وقتی ایشون همراه ما باشه خواهرم اجازه این کار رو به ما نمیده میگه ما رومسخره میکنن واونها تو خانوادشون همه متناسب هستند و بعد ناهار چیزی نمی خورن تا غروب و غروب فقط یک استکان چای نهایتا یک دونه شیرینی .
اما اگه خودمان باشیم خانوادم کلی غذاهای رنگارنگ میبرن تازه بعدش میان خونه میگن گرسنمونه .
من این سری که همراهشون رفتم بیرون هندزفری به گوش پیاده روی کردم و یه کم ناهار خوردم وتمام . واقعا میلی نداشتم نه اینکه نخام بخورم .
من با کانون توجه ام درمسیر چاقی قرار گرفتم و باهمین تغییر کانون توجه ام برمیگردم به مسیر درست متناسب بودن .
من سالهای سال درمسیر چاقی استمرار داشتم پس بایستی درمسیر متناسب شدن هم استمرار داشته باشم .
چون زندگی من بالاپایین زیاد داشت یه موقع هایی شاد وآرام یه موقع های دپرس و غمگین و من داخل هر موقعیتی که قرار میگرفتم عوامل متعددی رو به چاقی لاغریم ارتباط میدادم . من حتی ویژگی شخصیتی رو در چاقی ربط میدادم .کلا کلکسیون از باورهای چاقی بودم که منو درمسیر چاقی پیش میبرد .
چقدر هم این جهان شبیه فضای مجازی اینستاگرام عمل میکنه مثلا بگی کم تحرکی باعث چاقیه از فرداش کلی آدم میبینی که کم تحرک وچاقند وباور تو رو تایید میکنند .
مثل اینستا پیج یه بازیگر رو ببینی از فرداش هر روز پیج های بازیگران دیگر رو برات میاره .
کار ذهن هم شبیه برنامه اینستاگرام هست و کارش گسترش هر چی که دنبال کنی . و خودت هم حق انتخاب داری که پیج هارو دنبال کنی یا نه . ومنم حق انتخاب دارم که آگاهانه همه چی رو نپذیرم .
پس بیام پیج های ذهنی چاقیم رو عوض کنم و پیج های ذهنی لاغری رو دنبال کنم واز این خاصیت ذهن که کارش گسترش یه موضوع هست درجهت رسیدن به خواسته ام استفاده بکنم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
چقدر فایل صوتی باور رو قشنگ باز کردید چیزی که همش در اون مشکل داریم .
هرچی تو اینستا وفضای اینترنتی میبینیم اساتید موفقیت فریاد میزنن تغییرکن . ایمانت رو زیاد کن و…
کاری بکن حالا نمیگن چی جوری ؟ تغییرکنم .
من تواین فضا سالها زندگی کردم .
پاشم شغلم رو عوض کنم ؟ خب اون موقع بیکاری هم به بدبختیم اضافه میشه . و…
دیگه ازبس فضای اینترنت وارد میشیم بمباران کلیپ انگیزشی میشیم که به جایی اینکه حس مونو خوب کنند حسمون بدمیشه .
چقدراستاد عالی توضیح دادن این بخش رو مثل همیشه و چقدر شما خوب به تصویر کشیدید . ممنونم از کامنت مفیدتون که جزئیات رو باز کردید.