آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
۱️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
۲️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
۳️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
۴️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
۵️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
۶️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
۷️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
تفاوت مسیر لاغر شدن و مسیر چاقتر شدن ⚖️
| 🔴 مسیر چاقتر شدن | 🟢 مسیر لاغر شدن |
|---|---|
| تکرار افکار منفی درباره بدن | تقویت افکار مثبت درباره تناسب اندام |
| ترس از چاقی و احساس ناتوانی | اعتماد بهنفس و احساس توانمندی در لاغر شدن |
| تمرکز روی رژیمهای سخت و محرومیت | تغییر نگرش ذهنی نسبت به غذا و بدن |
| سرزنش خود بعد از خوردن | درک نیاز بدن و انتخاب آگاهانه |
| عدم آگاهی از مسیر ذهنی چاقی | شناسایی و اصلاح مسیر ذهنی چاقی |
| زندگی در حالت قربانی بودن | پذیرفتن مسئولیت تغییر و اقدام آگاهانه |
| بیتوجهی به گفتوگوی ذهنی | اصلاح گفتوگوی ذهنی روزانه |
| تکرار رفتارهای اشتباه بدون آگاهی | انجام تمرینات ذهنی روزانه با آگاهی |
فقط آرزوی لاغر شدن کافی نیست… 🚫
آرزوی لاغری داشتن شما را لاغر نمیکند، اما
حرکت کردن در مسیر لاغر شدن
حتماً شما را به نتیجه میرساند. 💪✨
اگر واقعاً خواهان تغییر هستید، باید
مسیر ذهنیتان را تغییر دهید.
من چگونه مسیر لاغر شدن را ساختم؟ ✨
✨ من به لطف خدا، تونستم مسیرم رو از چاقی به سمت مسیر لاغر شدن تغییر بدم.
نه با رژیمهای سخت، نه با ورزشهای طاقتفرسا…
بلکه با روشی که اسمش هست: لاغری با ذهن 🧠💫
توی دورهی «🎯 ورود به سرزمین لاغرها»، به شکل کامل و قدمبهقدم توضیح دادم که چطور از این مسیر استفاده کردم، چطور ذهنم رو بازسازی کردم و چطور به تناسب اندامی رسیدم که همیشه دلم میخواست 👗💃
🌈 خبر خوب اینه که تنها من نبودم!



دوستان زیادی با من همراه شدن، قدم در مسیر لاغر شدن گذاشتن، و حالا هر کدومشون یک شگفتیساز هستن… آدمهایی که با ذهنشون آشتی کردن، خودشون رو دوباره ساختن، و به رویای لاغریشون رسیدن. 🌟
🚦 چطور وارد مسیر لاغر شدن بشی؟
تو میتونی همین امروز یه تصمیم جدید بگیری:
🔁 تغییر مسیر بده… وارد مسیر لاغر شدن شو.
توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یاد میگیری:
🔹 چطور مسیر ذهنیت رو عوض کنی
🔹 چطور افکار جدید بسازی
🔹 چطور با تمرینات ذهنی و تکرار، یه جادهی جدید برای زندگیت بسازی
🔹 و مهمتر از همه: چطور هر روز، آموختههات رو به عمل تبدیل کنی 💪
🎢 روند مسیر چاقی همیشه سراشیبی داره، و هر چی جلوتر بری، سرعت چاقتر شدن بیشتر میشه.
ولی برعکس، مسیر لاغر شدن مثل بالا رفتن از یه کوه آرومه…
اگه صبور باشی، با ثبات قدم برداری و از مسیرت لذت ببری، بالاخره به قله میرسی 🏔️🎯
✅ واقعیت اینه:
اگر در مسیر لاغر شدن باشی، 🌟 نمیتونی لاغر نشی!
همونطور که کسی که توی مسیر چاقی میمونه، ⛔ نمیتونه چاقتر نشه!
✨ تمرین ذهنی امروز: انتخاب مسیر ✨
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی، خودت رو سر یک دو راهی تصور کن: 🛤️
- ✅ مسیر لاغر شدن: پر از آگاهی، انتخابهای آگاهانه، احساس خوب نسبت به بدن، گفتگوهای ذهنی مثبت
- ❌ مسیر چاقتر شدن: پر از سرزنش، ترس، اضطراب، رژیمهای سخت و تکرار اشتباههای گذشته
حالا از خودت بپرس:
- 📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
- 📌 آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
- 📌 آیا گفتوگوی ذهنیم منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟
اگر پاسخهات مسیر لاغر شدن رو نشون میده، به خودت افتخار کن! 💖
اگر نه، نگران نباش… همین الان تصمیم بگیر راهتو تغییر بدی و قدم اول رو برداری. 👣
💬 تمرین امروزت رو بنویس:
امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون…
🧠 هر قدم کوچیک ذهنی = یک گل در مسیر زیبای لاغری 🌸
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.07 از 164 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام من گذشته بیشتربه سمت چاقی بودم اگرم لاغرمیشدم خیلی مقطعی بودزودبرمیگشتم به وزن قبلی همش درگیروزن وعددترازو وهیچ کدوم ازاین روش ها نمیتونست کمک کنه به روندلاغری فقط ذهن رودرگیرمیکرد ماباید رو افکاروباوراشتباه مغزی کارکنیم همیشه این افکارنزاشته موفق بشیم وروزبه روزچاقتر شدیم اگردرمسیرلاغری باذهن قدم برداشتیم اولا ورودبه این سایت همش لطف وهدایت خداست وگرنه هیچ وقت بااین سایت اشنانمیشدیم تنها باگوش دادن به فایل وحل تمرین جوابگوی لاغری نیست بلکه عمل به ان مهترین شرط لازم هست مابایدروش هارواجراکنیم ویادبگیریم لاغرشدن باذهن رو وقتی یادگرفتیم وفرمول هارواجراکردیم واون فرمول غلط روپاک کردیم ازذهن ها وباوراشتباه که فلان غذاچاق کنندهست یا بگیم لاغری اینجور تامیتونیم بخوریم درحدانفجاربگیم باقدرت ذهن لاغرمیشیم نه اصلا بزرگترین اشتباهست فقط یادبگیریم لاغری درست اونوقت جسم شروع میکنه به لاغری
نشان های دریافت شده
من در تمام ۱۵ سال گذشته در تک تک روزهای زندگیم به چاقی فکر کردم ازش ترسیدم بابتش شرمنده شدم ازش خجالت کشیدم روزی نبود که بهش فکر نکنم و در مسیر چاقی حرکت نکنم حتی زمانی که فکر میکردم میخواهم در مسیر لاغری حرکت کنم و از شر چاقی خلاص بشم ، باز هم ترس من از چاقی بزرگتر و بزرگتر شد و اسیب های بیشتری به خودم زدم خسته و سرگردان به دنبال دلیل میگشتم و حیران بودم . اما همیشه ته دلم میدانستم که مشکلات و باور های درونی باعث همچین چیزی در جسمم شدن اما هرگز ایده ای درباره اش نداشتم .
در تک تک روش هایی که استفاده کردم من اسیب بیشتری به خودم روح و روانم زدم .
در رژیم و ورزش که من فکر میکردم چاره ی کار من هستن من فقط دست و پا میزدم و به جسمم فشار وارد میکردم مثل این می ماند که بخواهیم درختی تنومند را از جا در بیاوریم و فقط شاخه های ان را هرس کنیم از هر جا هرس میکنیم بیشتر رشد میکند چون ریشه ها سرجایشان هستن و زدن شاخه ها هیچ تاثیری نداره
در تمام رژیم هایی که گرفتم فقط ترسها ی بیشتری رو برای خودم بوجود اوردم ترس از گرسنگی و قحطی ترس از همه ی مواد غذایی ترس از خوردن ترس از چاق شدن دوباره و کلی ترس دیگه و این ترس های من کلی گفت گوی ذهنی سرزنش کننده برام بوجود اورد کلی اضطراب برام بوجود آورد . چقدر احساس بی عرضگی و بی اراده بودن کردم چقدر احساس ناتوانی کردم احساس درماندگی و این احساسات باعث شد خودمو اشتباه بشناسم باور ها و نگرش های غلطی در مورد خودم و غذا ها و بدنم داشته باشم . و این نگرش ها رفتار هایی رو در من ایجاد کرد که فقط باعث چاق تر شدنم شد .
با تشکر فراوان از استاد گرامی
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به همه دوستان عزیز
من در گذشته خودم مدام در حال صعود به چاقی بودم چون دوست داشتم از غذاها به هر مقداری که میخوام مصرف کنم حتی اگه به حالت انفجار و ترکیدن میرسیدم و بعد خوردن از خودم و بدنم گله داشتم که این چه بدنیه همش من چاق میشم یعنی از بدنم انتظار داشتم که هر چی من از طریق دهان جویده و نجویده حتی سنگ رو وارد بدنم کردم، سریع هضم کنه و هیچ چیزی به چربی تبدیل نشه حتی زمانی که برای لاغری رژیم یا ورزش میکردم یکی از وعده های که برای انگیزه بیشتر به مودم میدادم بزار لاغر بشم هر چی دلم خواست میخورم در نتیجه حتی زمانی که برای لاغری هم اقدام میکردم در مسیر چاقی بیشتر بودم چون بعد رسیدن به وزن ایده آلم دیگه کنترل خوردن خودم رو دوست نداشتم داشته باشم و هر چی سر راهم بود مثل جارو برقی میکشیدم داخل
بعد یه هفته باز سرزنش های ذهنیم شروع میشد که آخه تو چه آدم بی اراده ای هستی و از دست خودم عصبانی میشدم حالا به بهانه اینکه عصبانی هست خودم رو متقاعد میکردم که پرخوری عصبی پیدا کردم و دوباره بیشتر از قبل میخوردم
اما با ورود به مسیر لاغری هر چند مدام در این مسیر نبودم اما با نگاه کردن به رفتارهای آدمهای متناسب و چاق متوجه شدم که آدمهای لاغر ممکنه گاهی اوقات از یه غذایی به نظرما واقعا زیاد بخورند اما اون غذا باید شرایط خاصی داشته باشه مثلا شوهرم برنج شفته باشه نمیخوره حتی از گرسنگی بمیره یا اگه قبل غذا یه نصف شیرینی خورده باشه برای غذا میل نداره یا پسرم غذاهای خاصی میخوره مثلا قورمه سبزی باشه زیاد میخوره و غذاهای دیگه مثل لوبیا پلو رو با گرسنگی زیاد نگاه هم نمیکنه
خواهرم اهل چای نیست اما برای خوردن چای باید مثلا کشمش باشه و اگر کشمش نباشه با بقیه چیزها مثل خرما یا قند لب نمیزنه و از خیر چای خوردن میگذره اما من با چای هر چیزی باشه میخورم
رفتار دیگران با ادمهای متناسب و چاق هم فرق میکنه مثلا اگه خونه مادرم مهمون باشیم مثلا غذا قیمه باشه موقع کشیدن غذا مامانم میگه فلانی دوست نداره قیمه اش سیب زمینی زیادی داشته باشه گوشت بیشتری دوست داره اما چون من که همه چی میخورم موقع غذا کشیدن برای من نگاه نمیکنه چی داره چی نداره؟
قبلاً برام مهم نبود چون خودم رو یه دختر خوب میدونستم اما الان خیلی بهم برمیخوره و خودم رو یه سطل اشغال فرض میکنم و گاهی خودم برای خودم غذا میکشم تا حداقل خودم برای خودم ارزش قائل بشم
قبلاً بهم نگفته وظیفه ی خودم میدونستم که غذای باقی مونده پسرم رو حتما باید بخورم اما خدا رو شکر اولین عادتی که ترک کردم همین بوده و اوایل ترک تقریبا هرکس سر سفره بود بهم تاکید میکرد که غذای پسرت مونده بخور ولی من با بهانه های مختلف از خوردن صرف نظر میکردم هر چند به نظر خیلی از اطرافیان مسخره میومد که مثلا میخوام کلاس بزارم اما بعد گذشت حدود یک سال دیگه کسی بهم این حرف رو نمیزنه که غذای پسرت مونده بخور
من همه قوانین خوردن رو زیر پا گذاشتم با خوردن بیش از حد نیاز بدنم تا حدی که نمیتونستم دیگه بعد خوردن بشینم و باید دراز میکشیدم و میگفتم که هیچ جای بدنم سالم نیست و درست کار نمیکنه این معده درد هم امونم رو بریده در حالی که خودم مثل قحطی زده ها رفتار میکردم و بیشتر از حدنیازم میخوردم و معده بدبخت جا نداشته برای نگه داشتن و هضم غذا و از دستتم ناله میکرده که مگه چه هیزم تری بهت فروختم که با من این رفتار رو میکنی بابا من از خودتم کم اذیت کن منو
به نام خدا
نقل قول از متن درس امروز:
«اگر می خواهید لاغر شوید باید در مسیر لاغر شدن حرکت کنید و اگر می خواهید چاق تر شوید نیاز به هیچ کاری ندارید، فقط کافی است به روش خود ادامه دهید، حتما چاق تر می شوید.»
همانطور که در گذشته مدام در حال دریافت اطلاعات چاقی بودیم حالا باید دستی بجنبانیم و خود را آگاهانه در معرض اطلاعات لاغری قرار دهیم!
در گذشته و شاید بعضی از اوقات حالا! شایدم اصلا خدای نکرده همین حالا!:
وقتی فقط به چاقی توجه کردیم چاق تر شدیم!
مدام فکر کردیم ای بابا چقدر چاقم! خیلی ناراحتم که چاقم! هیچ راهی ندارد که لاغر بشم! حالا چیکار کنم که چاق نباشم؟ من به خاطر چاقیم از خودم بدم میاد!
از دست چاقی خسته شدم!
و صدایی در ذهنمان طنین انداز و خیلی دراماتیک می گفت:«چاقی! چاقی! چاقی!»
وقتی با هر حرف خانواده و دوست و آشنا که ای وای مراقب باش داری چاق می شوی، نگران شدیم و ترسیدیم یا ناراحت شدیم امکان چاقی را برای خود تسهیل کردیم!
کلا به نظرم در زندگی هر چه تحت تاثیر حرف دیگران باشیم عامل سقوط و سست عنصری مان بیشتر می شود! ببخشید که اینقدر رک گفتم! اما حقیقتا همیشه تحت تاثیر دیگران بودن، یعنی باری به هر جهت بودن!
به نظرم بیایم نه خیلی تعریف دیگران تاثیری بر ما داشته باشد نه تخریب دیگران! ما ابتدا ارزش های خود را خودمان مشخص می کنیم و طبق همان رفتار می کنیم
حرف دیگران هم محترم، همه را می شنویم و هرکدام که درست بود قبول می کنیم بدون ناراحتی و البته نا گفته نماند که هر حرف درستی هم در زمان نا مناسب اشتباه است، مثلا من که خودم می دانم چاقم! دیگر گفتنِ تو دختر خاله ی دلبندم چه تاثیری می تواند روی من داشته باشد؟! پس با هر حرف دیگران هی احساساتی نشویم بهتر است! بهتر است روی اهداف خودمان و بهبود و پیشرفت خودمان تمرکز کنیم و بکوشیم که خودمان، دیگرانِ خوبی برای عزیزان و دوستانمان باشیم!
پس شنیدن و توجه به مطالب چاقی، ممنوع!
وقتی گفتیم یک روز غذا بیشتر خوردن که هزار روز نمی شود، شد!
خودمانیم ها! چرا خودمان را گول بزنیم؟ اصلا یکطورِ منطقی طور هم که به ماجرا نگاه کنیم، می فهمیم که هر بار تکرار یک اشتباه ، ما را در چرخه ای معیوب گیر می انداز و انسان است و عادت هایش! پس جانم(اول با خودم هستم) یک بار هزار بار نمی شود بلکه ده هزار بار و شاید بیشتر می شود! پس از همان اول، کاری که میدانیم اشتباه هست را انجام ندهیم! مثلا ناراحتی و غم و غصه را، سریع با غذا خوردن جبران نکنیم شاید پیادهروی و مدیتیشن راه حل بهتری باشد!
پ.ن: البته منظورم این هم نیست که خودمان را سرزنش کنیم فقط می گویم هر بار که خواستیم به دام تله ی ذهنی بیفتیم کافیست فقط کار اشتباه را انجام ندهیم، با جایگزینی یک کار درست تر مثل پیاده روی ، شکستن چرخه ی معیوب برایمان آسان تر می شود.
وقتی رژیم گرفتیم و همش به مواد غذایی در یخچال فکر کردیم، چاق تر شدیم!
همه مان می دانیم که توجه هر جا باشد انرژی هم همانجاست و انرژی هر جا باشد یعنی خلق! حالا خودمان می دانیم که در حال خلق شگفتی هستیم یا مصیبت!
وقتی فقط به غذا فکر می کنیم خوب معلوم است هر موقع که از خودمان بپرسیم الان چکار کنم، جواب می دهد برو غذا بپز! برو غذا بخر! برو دنبال غذای اضافه ای که از تولد دیشب در یخچال مانده! غذا غذا غذا غذا!
وقتی حالمان از خودمان بهم می خورد چاق تر شدیم!
حالمان اگر از خودمان بهم بخورد پس چطور می خواهیم از خودمان مراقبت کنیم؟
وقتی مدام خودمان را در آینه برانداز کردیم که این چیه؟ تو چرا اینقدر چاقی؟ بدنمان درست مثل کودکی که با ما لج کرده باشد بدتر چاق شد!
پس از این به بعد خودمان را همینطور که هستیم دوست داشته باشیم! خود و دوستانِ عزیزم! ما همینطوری هم ارزشمندیم! ما همینطوری هم خوبیم! ما همینطوری هم زیبا، دوست داشتنی هستیم!
شاید بپرسید اگر همینجوری خوبیم و خودمان را دوست داریم پس چه دلیلی دارد که لاغر شویم؟
خوب جواب این است که چون ما دوست داریم پیشرفت کنیم و بهتر بشویم یعنی الان که خوبیم حتی اگر هیچ پیشرفتی نکنیم هم به عنوان یک انسان ارزشمندیم و وقتی بهتر بشویم هم همانقدر ارزشمندیم ولی حالا حتی احوال بهتری داریم و چه بسا لاغری و تناسب اندام خودش پلی باشد برای بهتر شدن احساس و ارتعاش مثبتمان و جذب شگفتی های عالی در زندگی
وقتی آینده نگر نبودیم چاق تر شدیم!
چرا؟ چون به پیامد آنچه در پس این لقمه های اضافه اتفاق می افتد فکر نکردیم و گفتیم هر چه بادا باد!
به نظرم هر بار که خواستیم یک لقمه ی الکی برداریم، به تصویر چاقمان در آینده نگاهی بیاندازیم و مقایسه کنیم با تصویر لاغری که در ذهن داریم، تکلیفمان مشخص می شود؛ فقط کافی است که لذت لاغری را بر رنج چاقی ترجیح بدهیم! آن وقت است که لاغری آسان و زیبا و رهایی بخش است.
ممنون و متشکرم.
نشان های دریافت شده
سلام به همه و به خدایی که یادش آرامش بخش دلهاست
و حرکت بسمت خدا لذت و آرامش وصف ناپذیری نصیبم کرده که الهی نصیب همه بشه
والا تو این گروه آیا بجز من کسی هست که پدرو مادرش هر دو بخاطر. اضافه وزن صد و پنجاه کیلویی مرده باشند
آره من تو چنین خانواده ای بزرگ شدم تولدم به اجبار اونجا بود نه من مقصر بودم نه اونا رو مقصر میدونم اونا بیسواد و قدیمی بودند گناهی نداشتند
مهم اینه حالا که من آگاه شدم چطور عمل میکنم
من الان ۲۶ روزه با ذهن خودم آگاهانه دوباره متولد شدم
خیلی عجیبه نه هفت کیلو لاغر کردم من تازه وارد
چون ملا بنویس فقط نبودم هر چی استاد روشن بهم یاد داد همون لحظه به عملکرد روزانه ی من اضافه شد
هر روز به چیز جدیدی که یاد گرفتم فقط تمرکز و عمل کردم و استمرار و تکرار و تکرار
یکسری حرفا داره به اعماق و لایه های ژرف تر ذهن من نفوذ میکنه شاید اولش اینطور نبود ولی هر چی میره جلوتر من بیشتر آگاه میشم عملکردم ناخودآگاه درست صورت میگیره بدون اینکه بهش فکر کنم
به آدمای متناسب نگاه میکنم از دستشون لذت میبرم نگاهم اصلا بهشون عوض شده شاید قبلا رقص یه دختر کمر باریک تو اینستا منو خوشحال نمیکرد و ازش سریع رد میشدم و تو دلمم چند تا فحش آبدار نصیب شانسش میکردم که اون لاغره کوفتش بشه الهی ،چرا من چاقم
الان با لذت بهش نگاه میکنم از دیدن هیکلش کیف میکنم تحسینش میکنم
رفتار افراد متناسب اطرافم رو زیر ذره بین گرفتم مثلا فهمیدم دختر دایی متناسبم چایی شو خالی میخوره یا قند هاشون رو فوق العاده ریز کرده بود تو قندون ،اگرم بخوره یا یه قند ریز میخوره
یا دیدم موزش رو با همسرش تو مهمونی نصف کرد
یا دیدم به شیرینی گفت میلی ندارم میخوام ناهار بخورم
من الان اصلا دفتر ندارم همینجا مینویسم نظر میدم نظرات بچه ها رو میخونم ولی من فرد عمل گرایی هستم
واسه همینم چنین نتیجه خوبی از روز اول تا الان که ۲۶, روزه اینجام گرفتم
چهل کیلو اضافه وزن دارم ولی همین هفت کیلویی که کم کردم چقدر من عالی شدم چقدر احساس سبکی دارم روحم میخواد پرواز کنه اندازه دو حلب روغن گذاشتم زمین
دیروز مثل چی پله های خونه رو اومدم بالا ،راستی یه شلوار طبیعتگردی داشتم تنم نمیشد یهو امتحان کردم دیدم براحتی تنم شد شب اونو پوشیدم با همسرم رفتیم دور دور شبانه ،بعد هر چی گفت میخوای بریم بستنی بخوریم ویتامینه بخوریم گفتم من میلی ندارم میخوای برای خودت بگیر
من عمل میکنم به چیزهای جدید تکرار میکنم تا ملکه ی ذهنم بشه
دقت میکنم به انتخاب کلمات گفتاریم حتی
میگم من خوش شانسم خوش انرژی ام من متناسبم من میرسم به اون عکسی که انتخاب کردم
یاد گرفتم تا حتی اگه متناسبم شدم که بزودی میشم ادامه بدم تمرینهامو تا آخر عمر تو سایت بمونم برای همیشه
وقتی اینجا بودن اینقدر حال خوب بمن میده چرا نباشم
من میخوام نسل جدیدی متناسب تربیت کنم راه پدرو مادر خدا بیامرزم از روی جهل رو نرم
اصلا شاید خواهرام برادرم هم با دیدن من تشویق بشن درست بشن طفلکیا ،اونا هم تو همون خونه با افکار چاقی بزرگ شدند اوناهم باورتون اینه که تا میتونی بخور میخوای نهایتش ده سال کمتر عمر کنی دیگه مگه چیه مگه زندگی بجز خوردن لذت دیگه ای هم برای ما گذاشتن تو ایران
من با این تفکرات بزرگ شدم رفته بود تو گوشت و خونم
ولی چی شد الان اینجام اصلاح شدم نتیجه گرفتم مثل چی دارم لاغر میشم
اصلا عکس بدم کسی باورش نمیشه این همون منه۲۶ روز پیشه
امروز تو آینه دیدم یه خط قشنگی از لاغری روی گونه هام نمایان شده تازه گونه م معلوم شده طفلی زیر اینهمه چاقی که قبلا بود
بابا کیف میکنم خودمو میبینم صبح اونقدر خدا رو شکر کردم تا چشامو باز کردم
داشته هامو شکر میکنم خونه ماشین ویلا همسر خوب پسر خوب ،یه تخت گرم و نرم که شب سرمو راحت روش میزارم
سلامتیم روحیه شادم
اینکه چند وقتیه منو مسیر مولانا و شمس دارم حرکت میکنم زندگی میکنم
بابا اینهمه تغییر هم جسمی هم روحی هم فکری
خدایا شکرت
دیگه چی ازین بهتر
اینکه استادت نوشته هاتو به صورت فایل صوتی با هوش مصنوعی میزاره تو اینستاگرام
یعنی پس داری درست حرکت میکنی دختر
ایولا به خودم
نوش وجودم باشه این هفت کیلو لاغری
با ذوق و شوق ادامه میدم تا انتها تا آخر عمرم
استمرار استمرار عمل عمل
مژگان مادر باهوش مهربون خوش انرژی مثبت
نشان های دریافت شده
سلام شایددرگذشته فکرمیکردیم هرموادغذایی باعث چاقی میشه وبرالاغری رژیم ودمنوش بگیریم وخیلی زودخسته میشدیم ووزن دوباره برمیگشت ولی درروش لاغری باذهن روافکاروباورکارکرده وهیچ ترسی ازهیچ موادغذایی نداشته ورژیم برو جسم تاثیرداره ولی لاغری باذهن روافکاروباورکارمیکنه ومانقطه سیری وگرسنگی رو تشخیص میدیم ومغزودهن وناخوداگاه بعنوان عامل مهم برالاغری باذهن هست ودراین مسیربایداستمرارداشت ویادگرفت براهمیشه متناسب بود
نشان های دریافت شده
soheila:گام ۱۲از ۱۰۰گام چاقتر خواهید شد یا لاغرتربارها آرزوی لاغر شدن را داشتیم برای رسیدن به این آرزوی بزرگ کلی تلاش کردیم زحمت کشیدیم رژیم و ورزش کلی روشهای دیگه را اجرا کردیم لاغر میشدیم اما فقط برای مدتی کوتاه بعدش خسته از آن روش کذایی و کنار گذاشتنش آرام آرام به سمت چاقی برمی گشتیم و دوباره دنبال یک روش جدید و کار آمدتر بودیم این پروسه برای بیشتر افراد چاق اتفاق افتاده زیرا یک فرد چاق همیشه به دنبال لاغری بوده است برای لاغر شدن باید به دنبال مسیری پایدار و درست بود تا آرزوی لاغری تحقق پیدا کند چاق شدن و لاغر شدن چیست ؟ چاق شدن یا لاغر شدن هردو به مجموعه آیی از افکار رفتار و واکنش ها گفته میشود که میتواند ما را چاق و یا لاغر کند این افکار چاقی و یا لاغری چگونه بوجود میآید ؟کلا هر نوع فکر را ما از آگاهی های پیرامون خود کسب میکنیم حالا چه به صورت شنیدنی یا دیدنی و با آموزشی. این اطلاعات وارد ضمیر آگاه ما میشوند و بصورت فکر. در ذهن آگاه ما گسترش پیدا میکنند آیا ما چاقی را آموخته ایم ؟بله صد در صد. چون اگر چاقی را نیاموخته بودیم الان باید متناسب میبودیم. اما با باور افکار چاق کننده ما چاق شدیم مثلا در یک خانواده اگر دو فرد متناسب باشند و یک فرد چاق این نشان میدهد که چاقی ارثی نیست بلکه آموختنی است. آیا برای لاغر شدن احتیاج به آموزش داریم ؟ اگر فرد متناسبی باشید خیر چون بر اساس پیش فرض ذهن آنان رفتار میکنید و احتیاجی به لاغرتر شدن ندارید اما اگر چاق هستین و اضافه وزن دارید حتما باید تحت آموزش صحیح لاغری با ذهن قرار بگیرید تا لاغری ماندگار بدست بیاورید برای مسیر هابی که میخواهیم در آن موفق شویم حتما باید کارهای لازم را برای آن مسیر انجام دهیم و تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا موفق شویم اگر هم شکست را میخواهیم قبول کنیم خب دیگر لازم نیست کاری انجام بدهیم کافیه بی خیال شویم خودبخود شکست میخوریم چرا من چاق هستم ؟اگر چاق هستیم به دلیل این است که مدتهاست بدون کم و کاست در مسیر چاقی تلاش کردیم. وچاقتر شدیم افکاری که مربوط به چاقی در ذهن داشتیم را گسترش دادیم. آنقدر تکرارش کردیم تا تبدیل به رفتار ما شد بعدش هم که متعاد به مواد غذایی شدیم و ترس از چاقتر شدن هم مزید بر علت چاقی ما شد آنگاه سرعت چاقتر شدن ما هم بیشتر شد تا به خود بیاییم دیدیم چقدر چاقتر شدیم تا جاییکه باور کردیم حتی آب هم بخورم چاق میشوم پروسه چاق شدن چگونه است ؟اول ورود آگاهی به ذهن دوم تکرار آگاهی از دیدن یا شنیدن سوم باور کردن و نجوای ذهنی چهارم ترس و نگرانی از بیشتر چاق شدن پنجم ترس های دیگر مانند سرقت. دزدی و غیره که باز هم حس بد را تشدید میکندششم اقدام کردن برای اینکه چاقتر نشویم مانند ترس از خوردن ترس از خوابیدن ترس از کم تحرکی و غیره هفتم ترس بیشتر مساوی چاقی بیشتر است که در مرحله هفتم اتفاق میافتد بشدت میترسیم و تمام تمرکزمان روی چاقی است و همین واکنش باعث چاقی بیشتر میگردد برای لاغر شدن چه کاری باید انجام بدهیم ؟باید در مسیر صحیح لاغری با ذهن قرار بگیریم زیرا روش ها مسیرهای گذشته هیچ کدام کارساز نبود این بار متفاوت عمل میکنیم و از طریق ذهن و جایگزین کردن باورهای درست که در پیش فرض ذهن امان قرار دارد به جای باورهای اشتباه به سمت لاغر شدن پیش میرویم دوره لاغری با ذهن دوره آیی است منطبق با زندگی روزمره و مسیری که میتواند با استمرار کار روی باورها و رفتارها ی خود میتوانیم به قله برسیم و اما باید همیشه در مسیر باشیم فقط نوشتن و دیدن تمرین کردن نیست بلکه باید بتوانیم آن را در زندگی روزمره خود هم تمرین کنیم مانند توجه کردن به رفتارهای آدمهای چاق یا متناسب که ببینم رفتارشان چگونه است. حتی اشتباهات خودمان را پیدا کنیم و روی آن کار کنیم تا بقول استاد به ریشه آن برسیم باید یاد بگیریم چطوری فکر کنیم چطوری رفتار کنیم تا متناسب باقی بمانیم. وقتی موفق میشویم که آموزش ها را به عمل تبدیل کنیم مانند زمانی که خودمان هم آموزش دیدیم و عمل کردیم و چاق شدیم حالا برای متناسب شدن حتما باید زمان برای یادگیری بگذاریم و این آموزشها را به عمل برسانیم تا بتوانیم مانند یک فرد متناسب با غذا رفتار کنیم مثل افراد متناسب غذا بخوریم ترس از خوردن نداشته باشیم به حد نیاز بخوریم مانند افراد متناسب. پس از سیر شدن لقمه اضافه نخوریم ته پشقاب مانده را نخوریم. و مانند افراد متناسب شیک غذا بخوریم و اهمیتی به خوردن زیاد ندهیم اما غذایی را دوست داریم بخوریم مجبور نباشیم بخاطر دیگران هر غذایی را دوست نداریم بخوریم و و و وافراد چاق بخاطر چاقی ضربه و سختی زیاد داشتند و عوامل زیادی را مقصر چاقی خود میدانند اما ما که الان تو لاغری با ذهن هستیم دیگر به این عوامل بار گناه نمیدهیم بلکه میدانیم مسول خود ما هستیم که خودمان باعث چاقی خودمان شدیم. باید از خودمان آزمایش بگیریم ترس های نهان خود را در مورد خوردن کشف کنیم. و به غذا فقط بار تامین انرژی برای بدن را بدهیم اما فقط در حد نیاز نه این که بگیم غذا ترس نداره من هرچی بخورم انرژی بدن ام میشه پس هرچی میخوام بخورم این غلطهچرا چون قانون میگه غذا ترس نداره غذا انرژیه اما چون باور غلط و نگرش چاقی داری. با قانون همسو نمیشود و باز هم چاق میشوید قانون میگه غذا باعث چاقی نمیشه غذا انرژیه اما باور غلط میگه بیشتر از حد نیاز بخور همین باعث میشود چاق شوید و غذا اینجا باعث چاقی میشود چرا,؟ چون ما به اشتباه از غذا استفاده کردیم وچاق شدیم و حالا باید یاد بگیریم درست رفتار کنیم تا لاغر شویم و وقتی در این راه استمرار داشته باشیم و بخوبی لاغر شویم مانند این است که دوباره متولد شدیم. ولی این یک تولد آگاهانه است که موهبت الهی است با این تولد آگاهانه یاد میگیریم در تمام جنبه های زندگی چطور فکر میکنیم چطوری رفتار میکنیم و از این آگاهی های جدید و تولد دوباره چه نتایجی بدست میآوریم من خودم الان ۵ساله متولد شدم ۵ساله که تولد آگاهانه داشتم و هر روز که بزرگتر شدم آگاهی های جدیدتری بدست آوردم چه در زمینه لاغری. روابط صبوری کم شدن نگرانی ها. بدست آوردن ثروت بیشتر و خیلی چیزهای دیگر. که همه با تولد آگاهانه من بدست آمده و کاملا از شرایط گذشته از هر نظر بهتر شدم و این برای من هدیه آیی است که خداوند با دستان استاد عزیزم به من وتمامی کسانی که در دوره ها و سایت هستند داده شده است تمام این تغییرات وقتی بدست میآید که آموزشها را تبدیل به عمل کنیم. این یعنی به خود احترام گذاشتن یعنی من دوست دارم از تولد آگاهانه خود کمال استفاده را ببرم و به نتیاج خوب برسم. وقتی که متولد آگاهانه میشویم یعنی به آگاهی رسیدیم یعنی قدرت تشخیص رفتار های اشتباه خود را داریم یعنی ما الان دیگر میتوانیم این رفتار اشتباه را ترک کنیم و ادامه ندهیم تا مانند یک شخصیت متناسب رفتار کنیم ما هر کدام باید مانند استاد پشتکار تمرین و تکرار را داشته باشیم تا متناسب بشویم. من که حتما تصمیم این است که تا آخر عمر هر روز مانند این ۵سال در مسیر ادامه بدهم. چون حس خوبی که در این مسیر دارم حتی اگر کاملا متناسب هم بشوم به توصیه استاد باز هم ادامه میدهم. حاضر نیستم هیچگاه سایت تناسب فکری را رها کنم. امیدوارم که خدا توفیق دهد هم به استاد عزیزم هم به من و دوستان متناسبم با تشکر سهیلا عظیمی
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام دوستان و استاد عزیز
من از وقتی که وارد این سایت شدم تا الان حدود ۴ سالم هست من متوجه که همه چی با تکرار و تمرین تغییر پیدا میکند و اگر الان من یک نتیجه ی خوب گرفتم از این سایت یعنی دیگه من یه فرد چاق نیستم هم از نظر خودم و هم اطرافیان چرا چون دیگه لباس سایز ۴۸ نمیپوشم
سایز ۴۲ میپوشم رنگ تیره نمیپوشم پوستم افتاده و شل نیست صورتم کشیده و لاغر نیست احساسم خوبه اعتماد به نفس بالایی دارم باشگاه راحت میرم اینها همه موقعی تغییر کرد که من هر روز تو سایت مطلبی را میخونم فایلی گوش میکنم و سعی کردم به گفته ها عمل کنم برا همین هم الان من ۴ ساله هستم و یه زندگی جدید با یک سن جدید را آغاز کردم من هر روز تو هر شرایطی بودم سعی کردم که از سایت غافل نباشم و یه کاری برای خودم کرده باشم اگر من دست رو دست میزاشتم و هیچ کاری برای لاغری نمیکردم یک فرد شکست خورده بودم که هیچ حرکتی برای خودش انجام نداده ولی الان من یک فرد موفق هستم که تونستم از نظر وزنی و سایر مسائل زندگی تغییراتی در خودم ایجاد کنم و بذر موفقیت خودم را بکارم و به آن آب میدم تا به یک درخت تنومند تبدیل بشه انشاالله
به امید موفقیت همه دوستان
نشان های دریافت شده
سلام بر همه ی دوستان
من مریم هستم متولد هفتم اسفند
درست شش ماه پیش از تولد سی و سه سالگیم در هفتم شهریور من با این سایت آشنا شدم و از نو متولد شدم
استاد فرمودند که ما یک تولد آگاهانه داریم . من هم تولد آگاهانه دارم.
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکی ست.
شما هر وقت سعی کنید نتیجه برای شما محفوظ می ماند.تمرین کردن یعنی توجه کردن ب اتفاقات اطراف.هرچقدر بیشتر روی خودمون کار کنیم لایه های عمیق درون ذهن رو میتونیم بشناسیم.تغییر افکار تاریخ ندارد،مهم اینه ک چیزایی ک یاد بگیریم رو عملی کنیم.وقتی ما آموزش چاقی رو دیدیم و یاد گرفتیم ک اون رفتار رو بارها تکرار کردیم و روتین زندگیمون شده.پس برای لاغر شدن هم باید آموزشها رو انجام بدیم تا ملکه ی ذهن بشه.
باید برای رسیدن به هدف باید دو تا کار رو انجام بدیم اولیش اینه ک باید هر روز یک کاری انجام بدیم مثلا لاغر شدن،باید هر روز فایل گوش کنیم.موضوع دوم باید تلاش کنیم آموزشهامون رو انجام بدیم.ترس از خوردن و باوری هست که شاید سالها طول بکشه تا توی ذهن عوض بشه.رفتار اشتباه ما با موادغذایی باعث چاقی شده باور اشتباه میتونه نتیجه ی قانون رو عوض کنه.همه افراد متناسب باورهاشون متناسب با قانونه