0

مسیر لاغر شدن، جاده‌ای به سوی آزادی (گام ۱۲)

مسیر لاغر شدن
اندازه متن

آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا با وجود تمام رژیم‌ها و ورزش‌ها هنوز به وزن ایده‌آل‌تان نرسیده‌اید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.

لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاق‌کننده بیرون می‌برد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی می‌رساند.

در مسیر لاغر شدن هستید یا چاق‌تر شدن؟ 🔄

تصور کن صبح که چشم‌هات رو باز می‌کنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅

یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی می‌ره؛ همون مسیر رویایی‌ای که اسمش رو گذاشتیم:

مسیر لاغر شدن

یه مسیر دیگه هم هست…

همون راهی که سال‌ها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیم‌های طاقت‌فرسا و تسلیم شدن‌های همیشگی:

مسیر چاق‌تر شدن

حالا خبر خوب چیه؟ 😊

اینکه هر روز، تو انتخاب می‌کنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاق‌تر شدن رو انتخاب کردی.

🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.

یعنی باید از خودت بپرسی:

📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟

📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟

📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، هم‌جهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟

🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر می‌ذاری.

پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:

💭 امروز می‌خوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادت‌های قبلی منو بکشن سمت چاق‌تر شدن؟

تو هر روز می‌تونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخاب‌های آگاهانه و ذهنی.

راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت می‌خواست بپوشی 👗 به اون آینه‌ای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوق‌العاده‌ای که می‌گی:

من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامه‌ش دادم.

🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاق‌تر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

باورهای اشتباه چاقی

چاقی حاصل سال‌ها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛

ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شده‌اید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سال‌ها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:

۱️⃣ ورود آگاهی چاق‌کننده

دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما می‌کارد.

۲️⃣ تکرار، تکرار، تکرار

تکرار همین آگاهی‌ها باعث ایجاد نگرشی می‌شود که چاقی را طبیعی و اجتناب‌ناپذیر می‌داند.

۳️⃣ شکل‌گیری گفتگوی ذهنی

ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر می‌کند.

۴️⃣ احساس چاق بودن

ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد می‌کند، حتی اگر اضافه‌وزن نداشته باشید.

۵️⃣ واکنش بر اساس ترس

واکنش‌هایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر می‌شوند.

۶️⃣ رفتار بر اساس ترس

رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام می‌دهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی می‌کنند.

۷️⃣ تمرکز شدید بر چاقی

و در نهایت، تمام توجه‌تان روی چاقی می‌ماند… و این یعنی چاق‌تر شدن.

چگونه لاغر شدن

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱

🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…

مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…

بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواسته‌ات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫

💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟

یعنی به‌جای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ اراده‌ات!

✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافه‌وزنت، نتیجه‌ی افکار، باورها و ترس‌های قدیمی‌ه.

🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کم‌کم راهی به سمت لاغری باز کنی.

🔬 مطالعات علمی نشان می‌دهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، می‌توان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالم‌تری را در خود تقویت کرد.

⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، می‌توان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.

✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟

مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدم‌های کوچک اما ماندگار ✨

🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار

مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنه‌ام یا از روی احساسات می‌خوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست می‌کنه.

🔹 باورهای قدیمی‌ت رو بررسی و بازنویسی کن

با خودت روراست باش و ببین کِی‌ها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمی‌شه…»
حالا وقتشه جای این‌ها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈

🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر

چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.

🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده

نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جاده‌ی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضح‌تر می‌شه 🚶‍♀️🌿

🛤️ به خاطر داشته باش:

مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هم‌اکنون می‌تونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.

اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل می‌شه به یه واقعیت ملموس. 🌟

تفاوت مسیر لاغر شدن و مسیر چاق‌تر شدن ⚖️

🔴 مسیر چاق‌تر شدن🟢 مسیر لاغر شدن
تکرار افکار منفی درباره بدنتقویت افکار مثبت درباره تناسب اندام
ترس از چاقی و احساس ناتوانیاعتماد به‌نفس و احساس توانمندی در لاغر شدن
تمرکز روی رژیم‌های سخت و محرومیتتغییر نگرش ذهنی نسبت به غذا و بدن
سرزنش خود بعد از خوردندرک نیاز بدن و انتخاب آگاهانه
عدم آگاهی از مسیر ذهنی چاقیشناسایی و اصلاح مسیر ذهنی چاقی
زندگی در حالت قربانی بودنپذیرفتن مسئولیت تغییر و اقدام آگاهانه
بی‌توجهی به گفت‌وگوی ذهنیاصلاح گفت‌وگوی ذهنی روزانه
تکرار رفتارهای اشتباه بدون آگاهیانجام تمرینات ذهنی روزانه با آگاهی

فقط آرزوی لاغر شدن کافی نیست… 🚫

آرزوی لاغری داشتن شما را لاغر نمی‌کند، اما
حرکت کردن در مسیر لاغر شدن
حتماً شما را به نتیجه می‌رساند. 💪✨

اگر واقعاً خواهان تغییر هستید، باید
مسیر ذهنی‌تان را تغییر دهید.

من چگونه مسیر لاغر شدن را ساختم؟ ✨

✨ من به لطف خدا، تونستم مسیرم رو از چاقی به سمت مسیر لاغر شدن تغییر بدم.

نه با رژیم‌های سخت، نه با ورزش‌های طاقت‌فرسا…

بلکه با روشی که اسمش هست: لاغری با ذهن 🧠💫

توی دوره‌ی «🎯 ورود به سرزمین لاغرها»، به شکل کامل و قدم‌به‌قدم توضیح دادم که چطور از این مسیر استفاده کردم، چطور ذهنم رو بازسازی کردم و چطور به تناسب اندامی رسیدم که همیشه دلم می‌خواست 👗💃

🌈 خبر خوب اینه که تنها من نبودم!

دوستان زیادی با من همراه شدن، قدم در مسیر لاغر شدن گذاشتن، و حالا هر کدوم‌شون یک شگفتی‌ساز هستن… آدم‌هایی که با ذهنشون آشتی کردن، خودشون رو دوباره ساختن، و به رویای لاغری‌شون رسیدن. 🌟

🚦 چطور وارد مسیر لاغر شدن بشی؟

تو می‌تونی همین امروز یه تصمیم جدید بگیری:

🔁 تغییر مسیر بده… وارد مسیر لاغر شدن شو.

توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یاد می‌گیری:

🔹 چطور مسیر ذهنی‌ت رو عوض کنی

🔹 چطور افکار جدید بسازی

🔹 چطور با تمرینات ذهنی و تکرار، یه جاده‌ی جدید برای زندگیت بسازی

🔹 و مهم‌تر از همه: چطور هر روز، آموخته‌هات رو به عمل تبدیل کنی 💪

🎢 روند مسیر چاقی همیشه سراشیبی داره، و هر چی جلوتر بری، سرعت چاق‌تر شدن بیشتر می‌شه.

ولی برعکس، مسیر لاغر شدن مثل بالا رفتن از یه کوه آرومه…

اگه صبور باشی، با ثبات قدم برداری و از مسیرت لذت ببری، بالاخره به قله می‌رسی 🏔️🎯

✅ واقعیت اینه:

اگر در مسیر لاغر شدن باشی، 🌟 نمی‌تونی لاغر نشی!

همون‌طور که کسی که توی مسیر چاقی می‌مونه، ⛔ نمی‌تونه چاق‌تر نشه!

✨ تمرین ذهنی امروز: انتخاب مسیر ✨

امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی، خودت رو سر یک دو راهی تصور کن: 🛤️

  • مسیر لاغر شدن: پر از آگاهی، انتخاب‌های آگاهانه، احساس خوب نسبت به بدن، گفتگوهای ذهنی مثبت
  • مسیر چاق‌تر شدن: پر از سرزنش، ترس، اضطراب، رژیم‌های سخت و تکرار اشتباه‌های گذشته

حالا از خودت بپرس:

  • 📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
  • 📌 آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
  • 📌 آیا گفت‌وگوی ذهنی‌م منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟

اگر پاسخ‌هات مسیر لاغر شدن رو نشون می‌ده، به خودت افتخار کن! 💖

اگر نه، نگران نباش… همین الان تصمیم بگیر راهتو تغییر بدی و قدم اول رو برداری. 👣

💬 تمرین امروزت رو بنویس:

امروز می‌خوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون…

🧠 هر قدم کوچیک ذهنی = یک گل در مسیر زیبای لاغری 🌸

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.07 از 164 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10851
282 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faribab313
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۸ ۰۱:۳۹
      مدت عضویت: 2241 روز
      امتیاز کاربر: 3243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 135 کلمه

      با نام خدا
      تولد اگاهانه من د زمینه لاغری چتد ماهی است ولی بنطرم تولد آگاهانه من چند سال هست چون من با قانون جذب و از لحطه ای ک فکر کردم وفهمیدم میتونم زندگیم رو بهتر کنم زندگی جدیدم شروع شده.
      من خیلی سعی مکنم ک چیزهای رو ک یاد گرفتم رو تو رفتار روزمرم جا بدم گاهی وقتا یادم میره و میگم بزار یبار دیگم گوش بدم چند لحطه ای گوش میدم و حواسم پرت میشه
      ولی اکثر فایلهای ک استاد با مثال توصیح میدن تو ذهنم بیشنر میمونه مثل الام ک گفتن مثلا یک فرد متناسب چجوری چای ميخوره یا چندتا قند میخوره با چایش حرف های استاد خیلی جامع هست و خدارشکر مکنم ک استاد محترم سرراهم قرار داد انقدر موشکافانه دارم میفهمم امیدوارم نتایج جسمی ام هم خیلی زود ببینم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۴ ۱۶:۲۵
      مدت عضویت: 2477 روز
      امتیاز کاربر: 7933 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      روز بیست و هفتم
      سلام به همگی
      من همش فکر میکردم این دوره که اسمشم روشه، روش ذهنی، باید با ذهن من کاری کنه که من ناخوداگاه دیگه به غذا توجه نکنم تقریبا یک ماه و نیم از شروع دوره گذشت و من همچنان در مقابل بعضی غذاها یا قرار گرفتن در جمع پر خوری میکردم و همش ناراحت بودم که پس کی این روش میخواد عمل کنه، یهو با یه فایل به خودم اومدم و استاد اومنجا گفتن منتظر معجزه نباش تا عمل نکنی هیچ اتفاقی نمیفته یا تو صحبت خصوصی بهم گفتن منتظر نباش یهو دستت مثلا فلج بشه وقتی میخواد بره سمت غذا فقط باید به گفته ها عمل کنی وگرنه هیچ فایده ای نداره، من هم تازه انگار متوجه داستان شده بودم واقعا عمل کردم و هر روز سعی میکردم بهتر از قبل بشم، وقتی دوره تکرار و شروع کردم دیگه اصلا مطالب برام طرز عجیبی جا میفتاد و درک میکردم استاد چی میگن و همه تلاشم فقط عمل کردن بهشونه، لنقدرم نتیجه گرفتم که ایمانم هی بیشتر میشه، دیروز وقتی توی جمع خانوادگی بودم همه از کوچیک تا بزرگ داشتن بهم میگفتن چقد لاغر شدی چقد خوب شدی چیکار کردی چه جوری غذا میخوری من غرق شادی بودم از اینهمه حس مثبتی که بهم منتقل میشد وقتی میگفتم همه چی میخورم حتی کیک و…. میگفتن راست نمیگی خندم میگرفت واقعا چون نمیذونستم چطوری بفهمونم این روش متفاوته اخه، اینارو نوشتم تا دوستای عزیزم که میخونن و شاید هنوز به اندازه کافی متعهد نباشن بدونن من از وقتی تصمیم قاطع گرفتم صد در صد عمل کنم و اینکارو هم کردم نتایج ظاهر شد و هر روز دارم بهتر و بیشتر نتایج و میبینم، اصلا کارم این شد صبح بیدار میشم میرم سراغ این سایت و تا شب فقط سعی ام اینه چیزایی که یاد گرفتم رو عمل بکنم، مطمینم روزهای خیلی خوبی در انتظارمه، حتما باهاتون به اشتراک میزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۳ ۰۹:۱۲
      مدت عضویت: 2470 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 2,096 کلمه

      سلام دوست خوبم چقدر از خوندن نوشته ی شما لذت بردم .
      وقتی گفتین در همون لحظه که پرخوری کردید چی توی فکرتون بود که این کار و کردید این جمله نشون میده چقدر شما عالی این مسیر رو درک کردید .
      که به جای سرزنش کردن خودتون نگرشتون روی ذهنتونه که باوری که این رفتار رو تولید کرده پیدا کنید و با تغییر اون باور و البته استمرار در حفظ باور صحیح بتونید رفتاری که ازتون خلق میشه در مسیر لاغری بشه .

      جملاتی که در متنتون به کار بردید واقعا نشان دهنده ی این بود که شما دقیقا در مسیر صعود به قله هستید .

      قله ای که فرقش با قله های دیگه اینه که صعود به اون راحتترین کار دنیاست . لذتبخش ترین کار دنیاست . جاذبه داره . صعود به اون کشش داره . برامون جذابه . از مسیر لذت میبریم .

      شما از جایگاه مشاهده کننده ( شاهد) ؛ به اعمالتون و افکارتون و انتخابهاتون نگاه کردید و بدون قضاوت فقط اونها رو نگاه کردید . این یعنی بودن در جایگاه درست . یعنی بودن در جایگاه خود برتر ‌.
      سرزنش کردن کار خود برتر نیست .
      او فقط هدایت میکنه . از هرجایی از مسیر هم که باشیم فقط هدایت میکنه بدون اینکه اصلا بخواد بگه چرا اشتباه کردی چرا از این راه رفتی و ….
      نوشته ی شما حس خیلی خوبی بهم داد .

      اینکه شما جایگاه خودتون رو پیدا کردید و متوجه شدید خودتون دارید زندگیتون رو خلق می کنید . به جای سرزنش دارید دنبال این میگردید که اون لحظه چه فکری توی سرتون بوده تا اون فکر که خیلی وقتها باور ماست رو تغییر بدید تا رفتارتون در پی تغییر باور خوبه خود اصلاح بشه .
      من طبق فرمولهایی که در ذهن خودم بوده فکر میکنم اون لحظه که شما عمل پرخوری ازتون سرزد در اون لحظه داشتید به لذت بیشتر فکر میکردید .
      ذهن شما طبق عادات گذشته داشته به لذت بردن از خوردن لقمه های اضافه در همون زمان فکر میکرده که اغلب هم به صورت ناخوداگاه این اتفاق میفته و طبق عادت .
      یا داشته به این فکر میکرده که من باید تا آخر غذام رو بخورم تا لذت من از بین نره .
      یا داشته تلویزیون نگاه میکرده و برای رسیدن به لذت بیشتر دستور به خوردن میداده و شما در اون زمان به رفتارتون آگاه نبودید .
      ذهن ما در لحظه ی حال زندگی میکنه و باورهایی رو که همون لحظه برای ما لذت بیشتری داشته باشه نگه میداره و باورهایی رو که لذتش کمتر باشه و یا بعدا قراره به اون لذت برسیم رو در اون لحظه کنار میزاره و نمیزاره ما بهش فکر کنیم .
      خوردن همیشه در ذهن ما = لذت معنا شده .
      پس این ریشه ی تمام لقمه های اضافه ی ماست .
      تا ته بشقاب خوردن = کار خوب برای ذهن ما تعریف شده .
      حالا به جای اون ما باید این فرمولها رو جایگزین کنیم .
      خوردن به اندازه ی نیاز = لذت
      خوردن لقمه های اضافه = رنج و خلاف جهت خواسته .
      و فرمول تا ته بشقاب خوردن هم کلا حذف بشه .
      خوردن های نااگاهانه = حذف
      باید تا میتونیم نااگاهانه نخوریم . وقتی حواسمون جای دیگه است نخوریم . چون اغلب در این زمانها ذهن طبق عادات گذشته دستور به خوردن میده .

      لقمه های اضافه چه لقمه هایی هستند همون لقمه هایی هستند که دیگه حس چشایی به اون مزه نمیده . یعنی ما اگه آگاهانه غذا بخوریم پیام سیری رو کاملا از طریق حس چشایی دریافت میکنیم .
      ببینید تا زمانیکه اون لقمه ها نیاز ماست ذائقه ی ما مزه ی خوب غذا رو حس میکنه ولی به محض اینکه دیگه نیازمون نباشه دیگه از حس ذائقه به ما حس لذت نمیرسه . اون وقت ذهن میخواد با خوردن ترشی ها یا سس ها یا مزه دهنده های دیگه به غذا باز اون حس لذت رو به ذائقه برگردونه پس اینجا هم معلوم میشه اون لقمه ها دیگه نیاز ما نیست .
      چرا اینکارو میکنیم چون بازم یه فرمول دیگه در ذهنمون ثبته .
      ما خیلی اوقات لذت خوردن رو به خودمون تحمیل کردیم . دقیقا همون رفتاری که والدینمون با ما کردند و وقتی که کوچیک بودیم برای اینکه غذا رو به خوردمون بدن هزار جور چیزای خوشمزه بهش اضافه می کردند تا ذائقه ی مارو برای خوردن بیشتر تحریک کنند و تازه این کار در ذهن اونها یه کار خوب معنا شده بود . پس این فرمول رو در ذهن ما هم گذاشتن .

      در حالیکه این فرمول هم باید از ذهن ما حذف بشه . تحریک ذائقه = گول زدن خودمون = کار بدی که حال مارو میگیره .
      ببینید ما باید این فرمولها و هزاران فرمول دیگه ای که استاد بهمون یاد دادن رو در ساعاتی غیر از خوردن باید روش کار کنیم و به ذهنمون القا کنیم لذت خوردن لقمه های اضافه رو نمیخوایم .
      چون اون لذت نیست بلکه رنجه . چون حس چشایی هیچ لذتی از لقمه های اضافه نمیبره و من نمیخوام با چاشنیهایی مثل ترشی ذائقه ام رو تحریک کنم که بیشتر از اون غذا بخوره .
      چون حالش بد میشه . قدرت خودشو از دست میده و نمیتونه وظیفش رو درست انجام بده و پیام سیری رو حتی زودتر از معده به ما انتقال بده . چون دریافت پیغام سیری از ذائقه خیلی سریعتر قابل دریافته تا از طریق معده .
      یه فرمول دیگه هم در ذهن ما هست ترس از خوردن .

      تا حالا شده فکر کنیم چرا از خوردن میترسیم .

      چون هنوز به یادگیریمون ایمان نیاوردیم . مثل راننده ای که تازه یاد گرفته و هنوز به قدرت رانندگیش ایمان نیاورده چون هنوز تمریناتش کمه . چون باید بیشتر و بیشتر تمرین کنه تا ماهر بشه . راننده ای که هنوز ماهر نشده هربار پشت فرمون میشینه با حس ترس میشینه . این کار ذهنه . دستور ذهنه چون هنوز ماهر نشده ذهنش به رانندگیش ایمان نداره میترسونش که اون رو از این کار منصرف کنه یا مراقبتش کنه . یعنی نیت ذهن بد نیست . اما ما برای برطرف شدن ترسمون نباید رانندگی رو کنار بزاریم باید مهارتمون رو بالا ببریم تا حس ایمان و اطمینانمون که اونم از طرف ذهن صادر میشه بالا بره .
      باید تمرین کنیم .
      تا میتونیم تمرین کنیم . تکرار کنیم . حال خوبمون رو ادامه بدیم . لذت ببریم در این مسیر . در پی کسب تجربه باشیم و دقیقا مثل شما که بعد از رفتار ناخواسته علت رو در فکرتتون ریشه یابی میکنید همین کار و کنیم .
      تعهد داشتن خیلی مهمه . تعهد ایمان و اطمینان آدم رو زیاد میکنه . اعتماد به نفس آدم رو بالا میبره . حال خوبمون رو تقویت میکنه .
      ما باید متعهد باشیم در طول روز حالمون خوب باشه و حتی اگه ناخواسته ای بر ما وارد شد به هیچ عنوان اجازه ندیم حالمون رو بد کنه . از جنبه ی مثبتش نگاه کنیم تا حالمون رو بد نکنه .
      چون حالمون که بد بشه یه فرمول دیگه در ذهنمون میاد
      پناه بردن به خوردن = رسیدن به حال خوب .
      ما باید این فرمول رو هم تغییر بدیم .
      چون خیلی وقتها ذهن ما برای اینکه رنج حاصل از اون مساله رو از ما دفع کنه دستور به خوردن میده . این خوردن بر اساس نیاز ما نیست . پس این فرمول و این باور هم باید حذف بشه و مساوی رنج بیشتر معنا بشه و وقتی ما تعهد کردیم که نزاریم حالمون بد بشه پس قطعا طرف فرمولهایی که حالمون رو بد میکنند نخواهیم رفت .

      ما باید تعهدمون رو به حال خوب حفظ کنیم .

      اما این کار هم تمرین و ممارست میخواد تا دیگه ذهن ما از فرمولهای قبلی برای رسوندن ما به لذت استفاده نکنه . اون فرمولها برای ما رنج آورن . هر خوردنی به جز رفع نیاز جسمی که فقط پیامش از طریق حواس جسمی و علی الخصوص حس ذائقه قابل دریافته برای ما تولید رنج و سنگینی و بار اضافه میکنه . حال خوبمون رو میگیره . خودمون رو گول نزنیم . خوردنهای اضافه لذت نیست واقعا رنجه . ازش دوری کنیم مثل آتیش می مونه روحمون رو میسوزونه . جهنمه . ما کاملا این جهنم رو درک کردیم . برای روحمون که تولید کننده ی حال خوب و سلامتی و تندرستی و لذت هست ارزش قایل باشیم .
      هیچ کس از چاق بودنش لذت نمیبره . گرچه میدونیم نباید ازش متنفر باشیم نباید سرزنش کنیم و نباید بهش توجه کنیم که حال خوبمون بد نشه ولی میدونیم ما لاغر شدن رو بیشتر از چاق شدن دوست داریم ولی ذهن ما به خاطر فرمولهای اشتباهش چاق شدن رو بیشتر دوست داشت چون چاق شدن در ذهن ما راحتتر از لاغر شدن معنا گرفته بود .
      این فرمول رو هم باید جایگزین کنیم .
      چاق شدن و لاغر شدن دو پروسه ی یکسانه .
      استفاده از باورهای چاق کننده = چاق شدن
      استفاده از باورهای لاغر کننده = لاغر شدن .
      یعنی این راه ، راه چاق شدن و لاغر شدن مابوده نه هیچ کدوم از راههای قبلی .
      ما باورهای چاق کننده رو انتخاب کردیم . لذت هم چاشینیش کردیم چاق شدیم .
      حالا باورهای لاغر کننده رو انتخاب میکنیم . لذت رو هم چاشنیش میکنیم پس لاغر میشیم .
      یعنی ما به همون راحتی که چاق شدیم به همون راحتی تازه راحتتر از اون لاغر میشیم .
      چرا راحتتر از چاقی لاغر میشیم؟ چون لاغر بودن طبیعت بدن ماست .
      چون طبیعت بدن بر حذف و پاکسازی و رسوندن بدن ما به تعادل آفریده شده .
      لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم .
      تمام این درسها رو من از استاد یاد گرفتم دو ساله دارم یاد میگیرم .
      و تنها و تنها یک نکته رو در تمام این زمانها دریافت کردم . ما باید به این راه متعهد باشیم . اونم نه به زور . با عشق . اونقدر از لاغر شدنمون در ذهن خودمون لذت ایجاد کنیم و مشتاق باشیم که این لذتها و حال خوب در ذهن ثبت بشه و ذهن ما خودش دستور به تعهد در مسیر لاغری رو بده .
      گرچه این راه اونقدر لذتبخشه که ذهن خودش دوست داره متعهد باشه ‌ . خیلی لذت داره به خدا .
      تنها چیزی که مارو به قله می رسونه تعهد و استمراره .
      و تعهد و استمرار حاصل نمیشه مگر اینکه ذهن ما در این تعهد و استمرار به حال خوب و لذت برسه .

      تمام خواسته های ما برای رسیدن به حال خوبه .

      ما از لاغر بودن خیلی بیشتر لذت میبریم خیلی . پس به ذهنمون این باور رو برسونیم حتی انسانی که لاغره هم از غذا خوردنش بیشتر لذت میبره تا یه فرد چاق . یه فرد چاق فقط از خوردن رنج میبره .

      پس حتی از بزگترین فرمول یه ذهن چاق میتونیم در جهت لاغر شدنمون استفاده کنیم .

      یه فرد چاق به خاطر اضافه خوردنهاش هرگز نمیتونه نیاز خودش رو تنظیم کنه و بفهمه کجا نیاز بدنش تامین شده . یه فرد چاق از هیچی آگاه نیست .

      اون فقط میدونه یه معتاده که ذهنش دائما داره دستور به خوردن میده . ولی یه فرد لاغر روی بدنش آگاهی داره . او میدونه از چی لذت میبره و از چی لذت نمیبره . یه فرد لاغر امکان نداره بعد از سیر شدنش به خودش اجازه بده با خوردن لقمه های اضافه لذت حاصل از غذا خوردنش رو از بین ببره . میگه حالم بد میشه اصلا نمیتونم .
      یه فرد لاغر به حال خوبش اهمیت میده .
      میدونه اگه این لقمه های اضافه رو بخوره حالش بد میشه . یه فرد لاغر به خودش ارزش قائله .
      برای حال خوبش ارزش قائله .
      حال خوبش رو وابسته به خوردن نکردنه .
      در حالیکه فرد چاق حال خوبش رو وابسته به خوردن کرده و این یعنی خلاف جهت آفرینش بودن .

      خدایا چقدر نوشتم . دوست خوبم ممنونم که منو به وجد آوردی . نوشته ام طولانی شد ولی حال خوب رو از کلام شما دریافت کردم . در نوشتن لذتی بهم میرسه که دستور توقفش صادر نمیشه اصلا به بی نهایت وصل میشم .
      بی نهایتی که در نوشتن جاری میشه و منشاء اون حال خوبه .
      ممنون که با نوشتت حالم رو خوب کردی .
      خدایا شکرت .
      خدایااا شکرت .
      استاد ازتون ممنونم که بهمون یاد دادید و هرگز آموزش رو متوقف نکردید .
      تمام چیزهایی که بر قلم من جاری میشه از آموزه های شماست . همه رو از شما یاد گرفتم . گرچه شاید بعضی جاهاش شاید باز هم فرمولهای چاق کننده داشته باشه ولی باز هم تمرین میکنم که خالص تر بشه .

      ممنون که هستید و با پشتیبانی و حمایت عالی مارو در مسیر نگه میدارید .

      سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار f.masi1
        ۱۳۹۹/۰۵/۱۴ ۱۰:۵۰
        مدت عضویت: 2404 روز
        امتیاز کاربر: 928 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 54 کلمه

        فاطمه سادات عزیز خوشحالم که با نوشته من به وجد اومدی وبازم دست به قلم شدی من همیشه نوشته های شمارو میخونم ولذت میبرم و کندو کاوهایی که در لایه های ذهنیتون دارید رو تحسین میکنم به خاطر راهنمایی تون ممنون وحتما اونا رو به کار میبرم امیدوارم همیشه حالت خوب باشه وموفق باشی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۱ ۱۸:۰۶
      مدت عضویت: 2470 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 651 کلمه

      سلام .

      وقتی میگیم لاغری قله است و باید برای رسیدن بهش کاری انجام داد ؛ خب اولین چیزی که به ذهن میرسه اینه که من نمیتونم . سختمه . هزینه اش رو ندارم . حوصله ی گوش دادن ندارم و …
      این گفتگوها به ذهن وارد میشه و آسان بودن لاغری رو برامون سخت می کنه .
      البته کسی که کنترل ذهن رو تمرین کرده باشه میتونه سریع بگه نه . از زاویه دید مثبت ببین کسی که میخواد صعود کنه دنبال هدفه انسان تلاشگریه . سعی و کوشش به انسان ارزش میده . قدرت میده ‌ و ….
      اما کسی که روی ذهنش کار نکرده باشه اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که وای . پس من باید اینجا هم کار انجام بدم . خب رژیم گرفتن هم که کار بود . ورزش کردن هم که کار بود . اینم بالاخره کاره دیگه .
      باز ذهن مثبت میگه این تلاش فرق داره . این تلاش تلاش ذهنیست . یعنی شما میخوای لاغر شدن رو با ذهنت یاد بگیری . یعنی آموزشه . مثل درس خوندن .

      باز ذهن منفی میگه خب درس خوندن برای من سخت بود دیگه .
      خلاصه کسی که ذهن مثبتش بهش غالبه میگه چه سخت باشه چه آسون من عاشق یادگیری هستم پس حرکت میکنم .
      اما ذهن منفی میگه نمیخوام سخته .
      استاد شما قبلا میگفتین لاغر شدن ساده ترین کار دنیاست .
      اگه بگیم مسیر لاغری مسیر صعود به قله است ؛ اولش حس سخت بودن به ذهنمون میشینه ولی اگه بگیم لاغر شدن طبیعت بدن ماست که اگه موانعش رو برداریم خودبخود ؛ خودش خلق میشه . این رو ذهن راحتتر قبول میکنه .
      گرچه ذهنی که بخواد مسیر لاغری رو بره از همه ی کلمات در جهت لاغری استفاده میکنه و کسی که نخواد مسیر لاغری رو انتخاب کنه دنبال بهانه است که به راه قبلیش ادامه بده .

      وقتی بگیم مسیر لاغری سرپایینیست خیلی برامون راحتتره . چون تجسمش هم توی ذهن راحتتره . ریزش چربیها کار راحتیه چون ریزش معمولا از بالا به پایینه .
      پس راحتتره . ولی وقتی میگیم باید به قله برسیم و کاری انجام بدیم اول اینکه قله معمولا از ما فاصله داره و هدف رو دور از دسترس میبینیم و وقتی هم میگیم باید برای رسیدن بهش کاری انجام بدیم حتی اگه اون کار خیلی راحت باشه باز توی ذهن مقاومت ایجاد میشه که نمیتونم سخته و ….
      در حالیکه لاغری به روش ذهن خیلی راحت به دست میاد . هدف لاغری ما جلوی پامونه . کاملا قابل دسترسه . مسیرمون سرپایینیه . کاری نداره که . فقط کافیه روزانه چند فایل گوش بدیم و سعی کنیم روی ذهنمون کار کنیم
      البته
      رسیدن به قله حس قدرت به آدم میده . حس برتری . حس توانمندی . حس خواستن . انتخاب .اعتماد به نفس . اقتدار میدونم شما به خاطر همین از این کلمه استفاده کردید .
      ولی لاغری سرپایینیه حس راحتی و سادگی . حس قابل دسترس بودن .
      البته کسی که زرنگ باشه در مسیر لاغری از هردو حالت به نفع خودش استفاده میکنه .

      چون لاغری چه قله باشه و انتخابش حس قدرت به آدم بده و چه مسیری سرپایینی باشه که حس راحتی و سادگی بهمون دست بده ؛ وقتی کسی بخواد لاغر بشه براش فرقی نداره . از جنبه ی مثبتش به هر دو کلام نگاه میکنه . ولی ذهنی که منفی باشه از قله ، حس سخت بودن میگیره و از سرپایینی هم حس تنبلی و رها کردن و بادی به هرجهت بودن .

      چیزی که مهمه اینه که بتونیم ذهنمون رو هدایت کنیم تا مسیر لاغری با ذهن رو انتخاب کنیم که توی این مسیر هم راحتی هست هم قدرت هست هم لذت . هم عشق و اشتیاق . هم بقا و سلامتی یعنی تمام اهداف ذهن در لاغری با ذهن هست .

      و وقتی یاد می گیریم و درک میکنیم متوجه میشیم این مسیر تنها مسیر لاغر شدنه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۳۹۹/۰۵/۱۳ ۰۹:۱۶
        مدت عضویت: 2470 روز
        امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 7 کلمه

        سلام .
        بله کاملا درسته موافقم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار f.masi1
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۰ ۱۱:۲۷
      مدت عضویت: 2404 روز
      امتیاز کاربر: 928 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      با سلام
      من امروز خیلی حالم خوبه تو این چندروز اخیر هرکی منو دیده گفته وای تو چقدر لاغر شدی شکمت چقدر کوچیک شده
      چی کار کردی ومن واقعا حس کوهنوردی رو دارم که قسمت های مهم قله رو بالا اومدم ودیگه راهی تا نوک قله نمونده.
      هنوزم به اون اندامی که دلخواهمه نرسیدم ولی اینقدر تغییرات مشخص هست که دیگران به زبون میارن ومثل شبنم گلبرگهای روح منو نوازش میکنن.خیلی خوشحالم چون هروقت رژیم گرفتم زود خسته شدم وبا اولین حرف اطرافیان که لاغرشدی دیگه حس میکردم کافیه وهمونجا استپ میکردم ولی الان اینقدر مسیر زیبا واحساس من خوب بوده که به اینا راضی نیستم وباید به اون وزن وهیکل دلخواهم برسم ومطمئنم که بهش میرسم
      واصلا بیقرار انتهای مسیر نیستم که باعث عجله کردن بشه من دارم از مسیر لذت میبرم واین تغییرات روهم نتیجه استمرار
      در این راه میدونم شاید دارم آهسته میام جلو اما همین گام های کوچیک داره منو به آرزوم میرسونه پس دوستان خوبم عجله وبیقراری واسه رسیدن به انتهای مسیر نتیجه رو به تاخیر میندازه اینکه ماهها وروزها روبشمریم اشتباهه ودرستش اینه که تمرینها رو انجام بدیم ووارد زندگیمون کنیم واز طرفی هم لازم نیست زندگیمون رو تعطیل کنیم وبه تمرینها بپردازیم،آهسته ولی پیوسته قدم برداریم.
      ترس از خوردن هنوز هم بامنه اما خیلی خیلی کمتر شده الان وقتی زیاده روی میکنم بیشتر ناراحت اینم که چرابه حرف فرشته درونم وقتی گفت کافیه اهمیت ندادم یا چرا آشغال وارد بدنم کردم ویا بیشتر این فکر میاد تو ذهنم که من که حالم خوب بود چرا با این کار حالم رو بد کردم همین دیشب که یه ذره بیشتر از حد سیری خوردم به اینها فکر میکردم یه دفعه به ذهنم رسید که همیشه این جور مواقع داشتم خودم رو سرزنش میکردم وبه خودم میگفتم وای بازم زیاد خوردی فردا چاقتر میشی ونمیتونی بازم جلو خودت رو بگیری ببین چقدر زشت شدی و…،اما الان حرفایی که باخودم میزنم عوض شده کلا فکرم عوض شده وبیشتر به فکر اینم که احساسم خوب باشه وبه خودم میگم چی شد که باز خوردی ودنبال اینم که ببینم فکرم اون موقع چی بود که به حس سیری توجه نکردم ودارم بیشتر روی فکرم کار میکنم تا بتونم باورهای زیرین لایه های ذهنیم رو بشناسم وتغییرشون بدم امیدوارم که بتونم این راه رو به کمک استاد عزیز وحمایت خداوند طی کنم واز سقوط های کوچک لحظه ای نترسم وباز خودم رو بالا بکشم تا به قله برسم.با تشکراز شما استاد گرانقدر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۶ ۱۸:۲۹
      مدت عضویت: 2297 روز
      امتیاز کاربر: 32694 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      به نام حق
      سلام بر همه ی دوستان 🌹🌸
      من این مدتی که در دوره هستم به اندازه ی نیاز بدنم غذا میخورم و طبق قانون جهان عمل میکنم و به خودم با پرخوری صدمه نمیزنم البنه شاید بعضی مواقع نتونم به فرشته ی درونم گوش بدم وبه منفی باف گوش میکنم و طبق قانون عمل نمیکنم ولی سعی میکنم از امروز به فرشته ی درونم گوش بدم و با تکرار کردن رفتارهای روزانه ام رفتار درست تبدیل به عمل میشه و برای همیشه متناسب باقی مونم
      از ۴ماهی که از تولدم (تولد اگاهانه )میگذره خیلی رفتارهای زیبای دارم که خودم هم به خودم افتخار میکنم و عاشق خودم شدم جقدر زندکی زیباس جقدر لذت بخشه در این جهار ماه همه جیز قشنکه.و از اینکه با دیکران متفاوتم خیلی لذت بخشه عالیه ☺️و از اینکه سالیان سال نتونستم اونحوری که میخام زندکی کنم همیشه با استرس غذا میخوردم و با استرس لباس می پوشیدم هر جند هم حالم از خودم بهم میخوره میکفتم خدا این جه وزنیه که من دارم هیجی بر تنم قشنک نی اعنماد به نفسم هم صفر دوست نداشتم از خونه برم بیرون یا دوست نداشتم برای خودم خرید کنم و یا اینکه در جمع حضور پیدا کنم . ناراحت بودم ولی بازم خدا رو شکر همه ی اونا برام تبدیل به شادی شدن و پس از سالیان سال باز متولد شدم و طعم زندکی با طعم خدا رو چشیدم 😍👌🏻🙏🏻
      و از اینکه استمرار زیادی برای ادامه مسیر دارم خیلی خوشحالم ☺️😊😌😍
      از امروز هم سعی میکنم و به خودم قول میدمو به خودم یاد اوزی میکنم با تمرین و تکرار شرایطم رو بهتر کنم و تا زنده هستم در این مسیر باقی بمونم
      🙏🏻🙏🏻👌🏻👌🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Hedieh
      ۱۳۹۹/۰۴/۰۴ ۲۳:۰۲
      مدت عضویت: 2463 روز
      امتیاز کاربر: 2370 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام
      من از امروز سعی میکنم یه حرکت به سمت مسیر انجام بدم و تلاش کنم مطالب تئوری به عملی تبدیل کنم و تکرار تکرار کنم چون با تکرار افکارمون تبدیل به عادت میشه
      و ازبیین بردن ترس از مواد غذایی موادغذایی قدرتی ندارن که مارو چاق کن ما با اشتباه مصرف کردن موادغذایی خودمون چاق میکنیم و هر ساعت و هر موقعه که بدنم نیاز داشت بدون ترس ازین از موادغذایی که مارو چاق میکنه به اندازه نیازم مصرف کنم
      و لاغر شدنم فقط واس خودم مهمه نه بخاطر دیگران و دوست دارم برای خودم بدنی سالم تر شاداب تر با ارامش بیش تر و حس اعتماد به نفس در حین خرید لباس ها رو داشته باشم و لذت ببرمم 😻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا:)
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۹ ۱۸:۴۸
      مدت عضویت: 2414 روز
      امتیاز کاربر: 2218 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 664 کلمه

      سلام
      صعود یا سقوط
      تولد آگاهانه
      خب هر وضعیتی که الان داریم را یکروزی یاد گرفتیم….یک آموزش که تبدیل به عادت شده
      ما برای رفع چاقی اومدیم لذتهای جدید به ذهنمون دادیم…کانون توجهمونو تغییر دادیم
      خب برای متناسب موندن باید در مسیرش باقی بمونیم
      این طبق این قانون که همه چیز از انرژی مصداق داره….اگر ارتعاش انرژیمون تناسب نباشه سقوط میکنیم
      …..
      من خودم تصمیم دارم لذتهای متناسب شدنو همواره به خودم بادآوری کنم
      چون حس کردم لغزیدن چقدر میتونه طبیعی اتفاق بیفته…یا یک عیبی نداره کوچیک
      و رنجای چاقی را جلو چشام نگه دارم
      🌹🌱🌹🌱🌹
      من فاصله ای تا تناسب اندام دلخواهم ندارم
      شکمم که روش حساس بودم در حال جمع شدنه
      و پهلوهام
      و مهمترز همه اینها تناسب فکری و صبوری که تو رفتارام دارم بهش میرسم
      البته هنوز نوشابه در شرایط گرمای بالا حتما باید بخورم…مشکل از نوشابه نیست
      راستش خیلی اعتقاد ندارم چاق میکنه
      مشکل از عدم تحمل من و صبور نبودنم در مقابل گرماست..که حلش میتونه یک تولد آگاهانه باشه
      انگار به نوشابه پناه میبرم
      و این هنوز ایراد کارمه
      خب چرا آب نمیخورم؟
      این اصرار به خوردن چیزی حتما ناشی از رفع یک فشار درونی با اون خوردنی
      مثل مشروب که خیلیا میخورن
      منم نه دراون حد ولی عشق نوشابه ام😁😁😁
      میخوام حلش کنم هرچند که ذهنم الان داره کلی غر میزنه
      🌱🌹🌱🌹
      تولد دوباره
      من از سال ۹۱ کلاسای خودشناسی میرفتم
      و کتاب زیاد خوندم
      اما تمرکزی از اسفند ۹۶ روی قانون جذب مطالعه دارم
      و با این دوره درکم کاملتر شد و مهمتر اینکه میتونم با قدرت بگم ببین این مطالعاتت بیهوده نبوده
      با فایل گوش کردن لاغر شدی
      از خیلی از اساتید موفقیت که کلاساشونو میرفتم تو این زمینه جلوترم
      هنوز تو کار رژیم و دویدنن
      خب من ی برگ برنده دارم
      الهی شکر
      این یک تولد آگاهانه است برای من
      استاد چندماه قبل دوره خیلی دپرس بودم
      با اینکه داشتم فایل ثروت گوش میدادم ولی حسم خوب نبود
      از خودم راضی نبودم
      دچار روز مرگی بودم
      فقط اوایل خرید هر دوره ای چندماهی شاد بودم و نتیجه میگرفتم اما بعد متوقف میشدم
      خب شخصیت من با تمارین این دوره خیلی سازگار…تمرین هر روزه
      اصلا کار درستیم هست
      چرا نباشه؟ توجه روزانه به مسیر طبق تکالیف دوره
      و تمرین ایستگاهها خودش یک نکته انگیزه بخش
      با شروع دوره خیلی شاد شدم
      خیلی انگیزه دار شدم
      ولی الان فک میکنم بعد متناسب شدن چه هدفیو انتخاب کنم که شاد باشم برای خلقش؟
      دچار روزمرگی نشم
      صعود کنم
      من خیلی همیشه دنبال موفقیت و ثروت بودم
      خیلی زیاد و هستم
      بقول شما در هر زمینه ای مشکلی داری یعنی ایمانت در اون زمینه مشکل داره
      باید اینو حلش کنم
      باید با فراوانی هماهنگ بشم
      باید این ناهماهنگی رو کاتش کنم یجا
      حالا یک برگ برنده دارم ازین دوره
      میگم وقتی با تغییر باورام لاغر شدم و دارم به تناسب دلخواهم میرسم پس ثروتم خودم میتونم رفعش کنم
      باید لایق بشم
      باید مومن بشم
      باید روحانی بشم
      هیچ شخصیت روحانی در طول تاریخ تو هیچ زمینه ای در فقر نبوده
      اصلا ارتعاشش نمیتونه این باشه
      🌹🌱🌹🌱
      واقعا میخوام یک ورژن جدید از خودم به دنیا ارائه بدم
      آپدیت کنم خودم با اون چیزی که دوست دارم
      ” این تغییرات که یکی یکی تشخیص داده بشود و اصلاح بشود در نهایت شگفتی نتیجه شمارا رقم میزند”
      فریبای جدید متولد شده
      اولین شاخصه اش هم جسم متناسبشه
      حالا باید ثروتمندش کنم
      با عزت نفسش کنم
      فکر کردن به تناسب خیلی تو تشخیص رفتارای اشتبام کمکم کرده
      چاقی نتیجه یک سری خلق و خوی من بوده
      مثل وابستگی
      عجولی
      رضایت درونی نداشتن
      رفع افسردگی با غذا
      اینارو دارم اصلاح میکنم
      حتما چالشهای مالی هم همچین دلیلی داره
      من شکرخدا درآمد تقریبا خوبی دارم
      اما وضعیت مالیم تغییری نمیکنه
      رفاهم خیلی تغییر نمیکنه
      بقول شما بجای پاک کردن جواب باید فرمولهارو اصلاح کنم
      البته حدود ده روز طبق الهاماتی که بهم شده یک سری تمارین دارم انجام میدم برای هماهنگی با پول و شغلم…و فهمیدم باور به هر محصول و خدماتی در درجه اول ذهن ثروتمند و احساس ارزشمندی از درون میخواد…
      تمرین پربرکت بودن شغلم رو هم استارت زدم
      احساسمو خوب کرده
      بقول شما تغییر با همین احساس خوب شروع میشه
      🌹🌱🌹🌱🌹

      اصطلاح خیلی قشنگی بود
      تولد آگاهانه
      ” اگر تشخیص دادی این رفتارت که یاد گرفتی ولی آگاهانه نبوده برای خلق یک انسان جدید مناسب نیست تغییرش بده، این میشه شاهکار تو”
      واقعا غلبه بر عادت یک تلاش ذهنی آگاهانه برای توجه به لذتهای جدید و تبدیل به رنج لذتهای قبلی میخواد
      اما نتیجه اش خیلی لذت بخش
      چون نتیجه اش هماهنگی با فرشته درونه لذت بخش و همراه با حس خوبه
      🌹🌱🌹🌱
      ۱۹ خرداد ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Niikii
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۹ ۰۹:۳۲
      مدت عضویت: 2451 روز
      امتیاز کاربر: 2376 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 106 کلمه

      سپاسگزارم از این فایل عالی، از زمان آشنایی با این دوره آگاهی من به طور خیلی عمیقی نسبت به خیلی از موضوعات بالا رفت و دیدگاهم و برخی از باورهام تغییرات اساسی داشته. من هم احساس میکنم بار دیگر متولد شدم و مسیر زندگیم هر روز روشن تر میشود. خیلی آگاهانه عمل میکنم در مسیر تناسب و از اینکه سالها رژیمهای لاغری میگرفتم الان کاملاً متوجه حال امروزم نسبت به اندامم و تناسبم و حال قدیمم هستم و میفهمم چقدر متفاوت هست. من الان خود را هر شکلی که هستم دوست دارم و مشتاقانه در مسیر تغییرات عالی هستم. آگاه بودن و عمل کردن عالیست. ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه عطریزاده
      ۱۳۹۹/۰۲/۰۵ ۲۲:۰۴
      مدت عضویت: 2436 روز
      امتیاز کاربر: 3381 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
      من ۲۶ ماه هست که به دنیا اومدم دارم همه آموزشهای گذشته را دور می ریزم و آموزشهای جدید را به ذهنم میدم من با گذشته خیلی فرق کردم هر وقت گرسنه باشم غذا می خورم و لذت میبرم و اگر گرسنه نباشم از نخوردن ِلذت میبرم من دیگه خیلی از نظر غذا خوردن تغییر کردم یعنی ذهنم تغییر کرده اندازه نیازش میخوره من هم اسرار به خوردن نمی کنم مریضی افسردگی که داشتم هم با کمک ذهن قدرتمندم خوب شد مسیر خیلی خوبیه نه گرسنگی داره و نه ورزشهای سخت کم کردم ولی نمیدونم چند کیلو ولی به هدفم که ۵۰ کیلو هست نرسیدم و تا به هدفم نرسم هستم وخسته نمی شم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا