🕯️ همهچیز از یک شب زمستانی شروع شد…
سال ۹۳ بود… یک شب سرد، غرق در افکار و گله و شکایت از زندگی، داشتم با دوستم چت میکردم که ناگهان انگار مسیر حرفهامون عوض شد.
بیهوا وارد دنیای تازهای شدم: دنیای موفقیت فردی و قانون جذب. ✨
همون شب اول، چیزی درونم تغییر کرد. شاید دنیای بیرون چند ماه بعد شروع به تغییر کرد، اما من همون لحظه اول دگرگون شدم.
📚 از اون به بعد عاشق یادگیری شدم! ولی نه فقط یادگیری…
عاشق عمل کردن شدم.
خیلی از سرگرمیهای روزمرهم رو کنار گذاشتم و وقتم رو گذاشتم برای خوندن، فهمیدن و انجام دادن.
🔥 نکته جالب اینه که همیشه بیشتر از دونستن، مشتاق عمل کردن بودم.
نمیدونم دقیقاً این دیدگاه از کجا اومد… ولی هنوزم با قدرت همراهمه.
در این سالها آدمهای زیادی رو دیدم که کلی کتاب خوندن، کلی آموزش دیدن، اما چون عمل نکردن، تغییر خاصی هم نکردن.
و این شد که من تصمیم گرفتم تمام دورههام رو طوری طراحی کنم که تئوری در کنار تمرین باشه.
چون میدونم تا عمل نکنی، هیچ چیز واقعی تغییر نمیکنه. ✅💪
🎯 اشتیاق به عمل باعث شد که مدام عملکرد خودم رو زیر ذرهبین ببرم؛
ببینم کجا خوبم، کجا جا برای رشد دارم.
توی شرایط سخت یا تغییرات زندگی، این بررسی خیلی کمکم کرد تا خودم رو محک بزنم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.45 از 101 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همراهم.
چند روزه دارم فکر می کنم که شاید مشکل من در عمل نکردن به آنچه که آموختم باشه برای همین تصمیم گرفتم از مطالب این قسمت استفاده کنم .
امروز یاد گرفتم باید بر روی آنچه هست و دارم ،تمرکز کنم .
درسته باید برای چیزی که دوست دارم به زندگیم اضافه کنم نیز تلاش کنم و گام بردارم ولی نکته ی اساسی تمرکز بر داشته هام هست .
تمرکز بر آنچه دارم باعث خشنودی و رضایت من از زندگیم میشه .
وقتی از آنچه دارم راضی باشم ،پس فول انرژی هستم و می تونم با تمام نیرو به سمت جلو حرکت کنم .
حالا فکر کنم که بشینم برای آنچه ندارم غصه بخورم و به در و دیوار و زندگی بدوبیراه بگم ،چیزی به زندگی من اضافه نمیشه و بد از بدتر میشه .
کاملا می تونم درکش کنم وقتی حالم خوبه و متمرکز هستم با استفاده از دوره ها بسیار عالی نتیجه می گیرم ولی زمانی که کمی پریشون باشم حالا به هر دلیلی نمی تونم تمرکز کنم و حتی گاها از راه هم باز موندم و گله و شکایت و من نمی تونم و خلاصه افکار منفی شروع می کنن به جولان دادن .
همیشه فکر می کردم باید همیشه عالی باشم اما الان یاد گرفتم گاهی که هم میشه سرحال نبود و ادامه داد .
الان میدونم توقع زیادی بوده که همیشه شاد و سرحال و قبراق باشی .
مهم اینه که مسیرت رو ادامه بدی .
بر داشته ها تمرکز کنی و برای آنچه دوست داری داشته باشی به صورت مستمر گام برداری .
رسیدن به خواسته در زمان تعیین شده رو با تمام وجودم باور دارم .
اینکه جهان هستی به موقعش خواسته ی شما رو بهت می رسونه .
از وقتی با سایت آشنا شدم اینو درک کردم ،چون گاهی اصلا منتظر تغییری نبودم و تغییر کردم .
خودم نمیدونم چطوری شده با کدوم آموزش بوده ،این تغییر کی شروع شده ولی یک جا دیدم من اون آدم قبلی نبودم .
مثلا من قبلا اگه کسی ازم انتقاد می کرد سریع واکنش میدادم و از خودم دفاع می کردم و به زور می خواستم ثابت کنم نه اینطوری نیست در صورتی که حق با طرف بود ولی الان فقط گوش می کنم .اگه توضیحی لازم باشه میدم و گرنه قبول می کنم .
بسیار تغییرات شگرفی توی رفتارهام دارم که سر منشا رو میدونم از لطف خداوند و آموزش های خوب استاد هست ولی نمیدونم چطوری برام اتفاق افتاده .
با آشنایی با سایت با ذهنم آشنا شدم .
اصلا فرق بین ذهن و فکر و مغز رو اینجا یاد گرفتم .
الان واقعا اینکه همه ی شرایط زندگیمون رو خودم می سازیم بهش باور دارم .
الان که تغییرات زیادی در خودم می بینم ،حالا که من تغییر کردم ،انگار زندگیم تغییر کرده .
قبل از آشنایی با سایت یک نکته ی خیلی مهم رو یاد گرفتم اینکه جهان من در افکار منه ،روزی که حالم خوبه ،دنیا زیباست ،شوهرم عالیه ،بچه هام خوبن ،خدا مهربانه و ….
وقتی من حالم بد هست همه چی بد است ، شوهرم بد ،بچه هام رو دوست ندارم ،زندگی بده ،گرونیه، هوا خرابه ،دنیا بیهوده است و ….
الان با این سایت فهمیدم خدا نکته ی مهمی رو یادم داده بوده و الان فهمیدم با قدرت ذهنم می تونم اون شرایطی رو که می خوام برای زندگیم رقم بزنم .
اگه بخوام این نکات آموزنده رو برگردونم به تناسب اندام باید بگم ،تمام توجه و تمرکزم رو باید بذارم روی آموزش ها و تمرینات ،بدون تمرکز بر چاقی و رفتارهای اشتباهم ،هر وقت اشتباه کردم ،ناراحت و ناامید نشم و جا نزنم .
نباید فکر کنم همیشه می تونم روی یک روال معمولی پیش برم .گاهی بالا و پایین داره ولی زمانش که برسه خودش اتفاق می افته .
الان که آگاهی صحیح رو به ذهنم میدم پس مطمئن نتیجه مورد نظرم هم اتفاق می افته ،فقط صبر و اشتیاق لازمه و استمرار داشتن .
همونطوری که نمیدونم چطوری تغییر کردم پس تغییرات تناسب اندام و رفتار درست غذایی هم خودش در زمان معین اتفاق می افته .
خدایا شکرت .
استاد بسیار سپاسگزارم 🙏🌺
در پناه خدا باشید .
نشان های دریافت شده
به نام الله توانا
سلامی به زیبایی صبح بارانی به تمام هدفمند های سایت👋🏻
و سلام و خداقوت و ارزوی یه دنیا حال عالی برای استاد بزرگوار🌷🌹
راستش واقعا اینقدر حرف دارم که موندم از کجا شروع کنم و میخوام برای خودم یه دفتر، یه سر رسید ،نمیدونم یه چیزی که فقط توش نکات قشنگ رو بنویسم بردارم و تمام تابستونم رو میخوام با این حال خوب زندگی کنم، هی بنویسم، هی به خودم کمک کنم، هی تغییراتم رو به خودم بگم و هی به این نکات عمل کنم و پیشرفت کنم انشاالله. امسال سال تغییر کردن منه 👊🏻
و اما نکات عالی که از این فایل دریافت کردم و برای بعضیاشون مثال از زندگی خودم پیدا کردم حالا اینجا مینویسمشون تا همیشه داشته باشمشون و باهم به این نکات طلایی عمل کنیم توی زندگیمون هیچ وقت یادمون نره این خودمونیم که میتونیم زندگیمونو بسازیم با قدرت ذهن خودمون پس درست دریافت کنیم و درست عمل کنیم یاعلی مدد
اگر توجهت بره روی چیزی که وجود نداره و احساست بد بشه اولین نشونش این میشه که دیگه از اون چیزی که داری لذتی نمیبری، برات اهمیتی نداره و اون شرایط برات بیاهمیت و بدون لذت میشه
دقیقاً استاد میتونم به لاغری اشاره کنم که انقدر حواسم بهش بود، اینقدر حسرت خورده بودم که حتی اون موقعی که لاغرتر از الان بودم هیچ لذتی نبردم فقط به خاطر اینکه حسرت اون عدد وزنی دلخواهم ،اون عدد وزنی دلخواهم را میخوردم در آن شرایطی که خیلی باهاش فاصلهای نداشتم هیچ لذتی نبردم و همیشه نگاه میکردم تا ببینم چقدر چاقم تا اینکه چقدر لاغر شدم و این بدترین حس دنیا بود راستش چرا دروغ بگم هنوزم اون حس هست که بعضی وقتا خیلی اذیتم میکنه، اما من الان تصمیم گرفتم که از همین الان زندگی کنم این بار میخوام تصمیمم جدی باشه مثل دفعههای قبل نباشه که فقط حرف زدم این دفعه عمل کنم بارها به خودم قول دادم و عمل نکردم اما این بار میخوام جدی عمل کنم در این راه از خدا کمک میخوام اصلاً معلوم نیست فردایی ببینم یا نه پس برای چی انقدر حسرت بخورم ؟برای چی حسرت نداشتههامو بخورم؟ این عین کفره باید لذت چیزایی که الان دارم رو ببرم
مگه بارها نگفتیم که شکر نعمت نعمتت رو زیاد میکنه پس چرا دوباره حالت بده هان ؟چرا دوباره حسرت میخوری؟!
زینت! اصلاً باشه تو فکر کن هیچ اتفاقی نمیافته هیچ تغییری نمیکنی اما به نظرت با غصه کاری درست میشه ؟با حسرت چیزی عوض میشه پس بیا زندگی کن لذت ببر
با خدا زندگی کن وقتی با خدا باشی دیر یا زود اون اتفاقی که بهش امید داشته بودی اتفاق میافته اون چیزی رو که با خدا بسپاری به زودی اتفاق میافته من همین دیروز برای فکر میکنم چندمین بار بود اما این بار از ته دل ،دلمو به دلش وصل کردم امیدمو بردم سمت اون بهش گفتم :خدایی برام خدایی کن و همیشه چنان خدایی کرد که دهان همه عالم باز موند .الان که فکر میکنم میبینم هر وقت بهش توکل کردم قشنگ حسش کردم انگار منتظره که فقط صداش کنیم منتظره که بهش بگیم بیا بیا مواظبم باش اون وقت میبینی که چه جوری مواظبته جاهایی که حالت خیلی بده خودش میشه محرم دردات ،جاهایی که دوستی نداری خودش میشه رفیقت ،الان که این حرفا رو میزنم حالم خیلی خوبه اشک شوق و اشک ندامت توی چشمم دارم که چنین خدایی داشتم و خبر نداشتم، خدایی داشت بغلم میکرد
از خدا هرچی بخوام بگم کم گفتم اما رفیق من، من واقعاً معنی توکل حس کردم وقتی بگی خدایا خودت خدایی کن، خدا به همه کار های عالم وارده مطمئن باش یه جوری برات رقم میزنه که خودت دهنت باز بمونه چطوری اینطوری شد؟!😍
وقتی ما تمرکزمون بره روی چیزی که نیست و به خاطر نبودنش حسرت بخوریم و حالمونو بد کنیم از اولین عواقب بد و خطرناکش اینه که از اون چیزی که هست دیگه خودت لذت نمیبری تمرکز از اون چیز برداشته میشه، امیدت میره و…… لذت از زندگی رو موکول نکن به فردا از همین الان با خدا زندگی کن ،باور کن یه حال قشنگی داره که واقعا نمیشه توی نوشته یا توی خواندن ازش باخبر بشی باید عمل کنی بهش ،تا بفهمی چی میگم خیلی حال قشنگیه عمل کن تا حسش کنی و متوجه بشی
از همین الان لذت ببر آمادهای؟!
همین الان برو جلوی اینه به خودت یه لبخند بزن، به خدات یه لبخند بزن، به زندگیت لبخند بزن خودتو بغل کن، دست هاتو بوس کن، خودتو ناز کن واسه خدا ناز بیار که بدجور میخره🥰
وقتی تمرکزت به نکات مثبت باشه، حرص نخوری، ناراحت نباشی، به خاطر چیزی که توی زندگیت نیست یا میخوای تجربه کنی، حسرت نخوری زمانی که موقعش باشه و یه چیزایی بخواد در زندگیت رخ بده سیستم جهان هستی همه چیزو مرتب میکنه همه چیزو میچینه دور و برت تا اون چیزی که دوست داری اتفاق بیفته برات رخ بده😍
از قانون رها کردن استفاده کن به چیزی که ،به موضوعی که رخ نداده فکر نکن به دیگران، به اتفاقایی که برای اونا رخ میده فکر نکن خدا خودش خوب بلده خدایی کنهو حواسش به همه هم هست
اگر صبحی نباشه، اگر بمیرم پس دیگه لاغری رو احساس نمیکنم، پس از همین الان لاغری رو احساس کن چیزی رو که میخواهی رو بهش فکر کن اما این فکر کردن باعث حسرت نشه فکر کن که داریش و لذت ببر مطمئن باش یه روزی به دستش میاری چون داری به جهان میگی من اینو میخوام و میخوام داشته باشم
اگه بمیرم… پس زندگی میکنم همون طور که در رویام بود 😍
آدم یه وقتایی یه جاهایی قرار میگیره که خوابش میبره ،چشمش رو روی واقعیتهای شیرین زندگی میبنده و فکر میکنه همه واقعیتها تلخ هستند
اما هنر میدونی چیه ؟!هنر اینه که تو زندگیتو با قدرت ذهن خودت تغییر میدی شرایطو ،همه دارن این کارو میکنن حتی اونایی که زندگی خوبی ندارند دارن ناآگاهانه از قدرت ذهنشون استفاده میکنند اما هنر اینه که اگاهانه و برای رویاهات ازش استفاده کنی
خدا در وجود همه این ویژگی رو قرار داده اون قدرت ذهن رو قرار داده در وجود همه هست حتی اونی که بدترین شرایط زندگی رو داره از قدرت ذهنش استفاده میکنه ولی نمیدونه پس خوشحال باش که میدونی ، بهت تبریک میگم که تو آگاهانه ازش استفاده میکنی😊
وقتی یاد بگیری که چطوری میشه ازش استفاده کرد که نتیجه بهترین در زندگی بیاره خود به خود زندگی تغییر
کنترل ذهن آموزش ذهن و یادگیری اصول ذهنی بهت کمک میکنه که زندگیت تغییر کنه بدون اینکه خودت متوجه بشی مثل چی؟! مثل روشن کردن بخاری که استاد توضیح دادن
وقتی تو شروع کنی به مرور کردن آگاهی سریع دریافت آگاهی صحیح به مرور ذهنت در زندگی تاثیر میذاره بدون اینکه متوجه بشید چطوری انجامش میده و تو فقط تاثیر و نتیجهاش رو میبینی قدرت ذهن همینه
وقتی از مطالب مفید استفاده میکنید خب داری اطلاعات جدید و درست وارد میکنی حتی یواش یواش ولی میکنی و این باعث میشه که ذهن یواش یواش قدرت بگیره و بر تمام زندگیت تاثیر بذاره
بدون اینکه تشخیص بدی چطوری این اتفاق افتاد
و اما…
با این همه آگاهی مطمئنم اون روز خیلی نزدیکه که من با خودم تغییراتم رو جشن میگیرم و به خودم افتخار میکنم که امسال آگاه زندگی کردم و خودم رو تغییر دادم و کر و لال نبودم امسال برای یک زندگی جدید قدم برداشتم
یک زندگی پر از زیبایی و عشق خدا
روزی که از خدا سپاسگزاری میکنم که هدایتم کرد و از خودم هم تشکر میکنم که عمل کردم اون روز خیلی نزدیکه شاید همین امروز
درسته الانم تغییرات زیادی کردم و همین الانم از خدا سپاسگزار و از خودم هم تشکر میکنم لی میدونم تا رسیدن به بقیه تغییراتم راهیم نمونده و اون وقته که با خودم خدا یه جشن عالی میگیرم که تونستم و عمل کردم
زینت خانوم مطمئنم یه روزی میاد که بهم افتخار میکنی و اون روز خیلی خیلی خیلی نزدیکه
آره من یه روزی به خودم افتخار میکنم👊🏻
بیشتر از امروز…😎💪🏻
الهی که زندگیتون لبریز باشه از اون حس قشنگه که نتونید توصیفش کنید
استاد ممنونم بابت این همه اطلاعات ،آرزویی قشنگتر از این نمیبینم :اجرتون با خودش😊🤲🏻
الهی شکررررررررت🥰💞💝💖😍
یاحق مدد👋🏻
بنام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیز
وقتی شروع میکنم به نوشتن چیزی در فکر و ذهنم نیست فقط از گوش دادن به فایل لذت میبرم و شروع میکنم به نوشتن و با گوش کردن برام لحظه های که خودم رو تصور میکنم که وای دقیقا ذهن من هم منو به چالش میکشه و چقدر خوب شما توصیح میدید و منو اگاه میکنید که چقدر ذهنم زرنگه و بلاست و من میتونم باهاش چه کارهای بکنم البته من از،ذهنم زرنگ ترم که از قدرت ذهنم سالهاست برای بیشتر شدن درآمدم استفاده میکنم و با گوش کردن به فایل شما از عملکرد ذهنم بیشتر میدونم و قطعا میتونم بهتر از،قدرت ذهنم استفاده کنم و از،زندگی لذت ببرم .
تشکر استاد عزیز و پرودگار زیبای ها که منو تو این سایت هدایت کرد تا وقت گرانبهام رو بیهوده نگذرنم و برای بهتر شدن مسیر زندگیم استفاده کنم
نشان های دریافت شده
سلام خدایی مهربان
سلام براستاد وهمه دوستان
امروز زاد روز مردی بزرگ وبا احساس مهربان با گذشت هست که با کلی مشکل که خودش از به دیتا امدن تولد داشت ازبی پدری ازبی مادری ازیتیمی ولی به جهانی چنان انرژی داد که سالهای زیادی همه درپی یافتن این انرژی بودن با افکار رفتار کردار ایشون دنیا دید بهتری پیدا کرد چون نگاه ایشون درزمان خودش باکل انسانهای زمانش فرق کلی اساسی داشت زدا روز تولد استواره صبر امانت آرامش مهربانی گذشت پاک دلی حضرت محمد (ص) رو به گل سایت تبریک میگم وفتی به زندگی پیغبرم دقت میکنم متوجه میشم هیج بهانه رو زبرای درک رشت اصلا فبول نکرد ادامه داد چهل سال تلاش کرد روی کل وجودش بی کم کاست کاره کرد وخداوند هدیه پیامبری روبهش عطا فرمود برای من داشتن این الکویی این چنین بزرگ هیج بهانه رو نبایدهای رسیدن به هدفم رواصلا فبول کنم پس به یوم این عید ودرک این مطلب به خودم میگم تو هیج بهانه رواصلا نباید فبول کنی تو هرشرایط هست مهم ترین کاره رسیدن به هدف خودت هست که جهانی بهتری رو اول به خودت و در اینده به اطراف بدی این برای تو بهترین کاره هستی که دارای انجام میدی انشالله که خداوند یاریم کرده درادامه یاری بشتری بهر متد بشم امین
من قرار سفربرم امورز میخواهم اون لذتی که قرار توسفر تجربه کنم توزندگی آمروز به شکلی دیگه تجربه کنم حالا شرایط سفررفتن ندارم اون موکول میکنم به یی زمان دیگه از همین چیزی هست لذت ببرم
من طی این چندهفته که همسرم وزندگی داریی تحول تو بیماری مشکلاتی ناشی ازاون گذشت اول متوجه شدم همین روش جقدر تغییرا ت کل زندگی من داره میده دریافت اگه هر. پازل توسرجای خودش نباشه کل زندگیم اول ازهم پاشیده میشه بعد ر کاره اضافه میکنه حرکتی که تو حال خوب باشه نیست افکاردچار اشکال میشه و زمانی که باید توحال خوب باشه توبخش نکرانی استرس دلشوره استرس طی میشه وحتی بعصی زمان اصلا نمشه اون و توحالت خوبش نگه داشت هرجی سعی کنی که خودت رو ارام نگه دادی جون تو تنها دارای این کاره انجام میده اون زمان فقط،خودت میتوانی ارامکنی کمک به دیگران میشه کرد ولی نه به شکل کامل چون حرف رفتار من اون زمان خیلی کمک به من کرد بسیار ارامش داشتم می دوستم که مشکل موندی نیست رفتنی اگه به امید خداوند باشه به شکل خوبش خواهد گذشت این یی تمرین برای من بود م توشرایط که همه جیز آرام هست زندگی تو بخش خوبش به پیش میره من رفتار گفتارمکردارم چه فرقی با زمانی که مشکلی بزرگی تو زندگیم وارد میشه جطورمن برخوردارم
یی تمرین بزرگ برای پیدا کردن نقطه تمرکز توجه افکار هست وفتی حالا که به شکر خدا وضعیت به حالت خوبش وآرامش برکشت کرده به عمل خودم واطرافیان دقت میکنم متوجه میشم هرجی بگی من ارام هستم. نگران نیستم ولی به وفتی تازه دریابی که دارای کل افکارت توکودم بخش نگه میداری من وفتی وضعیت همسرم رو نگاه میکردم یی اطمیان فبلی قودی داشتم ایشون حتما خوب خواند شد ولی این اطمینادردیگرتن اصلا نباید کل توبخش منفی حضورداشتن واون که بلد کارش هست جنان این کاره ماهرانه انجام میداد من متوجه بودم ولی برای اطراف کاره زیادی نمتواستم انجام بدم تو بغل کردن حس خوب دادن صحبت امیدبخش دادن قوت فلب دادن که نکراننباشن گذشت
اگه من نیت تجربه حلات مختلف باشه چه تومنزل جه توسفر باید اول دقت کنمکه دارامتواون زمان توچه بخش دارم کاره میکنه فرقی نداره چه سفربا شه چه تومترل اگه همین تومنزل برگردم تفریحاتی رو انجام بدم که با انجام اون حسم توبهترین حالت باشه خودم دلمشغولی درمن حس خوب ایجادگنه حال توبخش مثبت طی بشه تو نگاهم همون یی سفرهست که طی میشه تو یی این جتد روز به اقوام برای دیدن همسر امدن وهی حرف از مشکلی که به وجود امده بودم من در پی به دست اوردن حس حال خوب بودم کاری درانجام بدمکه حالم تو بخش خوبش باشه نگاه میکرمتواین شرایط چه رفتار به من اونحس رو انتفال میده رفتم تو بخش بچه وحال هوایی پر از نشاط این فرشتههای آسمانی خودمبا توجه بهشون توبخش خو بش نگه داشتم هرکودکی که آمد منزل من موقع رفتم من با کاغذ وتاکنون درست کردن موشک کاغذی ودرست کردن قایق کاغذی ودیدن شور شوق توچشم این فرشته وحس خوشحالی که ازگرفتن این دست ساخته من بهش دست میداد واقع احساس خوبی تواون شرایط به خودم دادم حتی به یکی گقتم که بعد بیا هرچی دلش خواست براش درست کنم اون گفت باشه همه گفت ابن فراد بازمی میاد من گفتم خوب بیاد چه اشکالی داره بیاد براش مدلهای دیگه درست کنم کودکی وفتی قایق که من درست کرده بود داشت با خودش می یرود حتی میگفت میبرم دریا آنجا قایق تو اب دریا میاندازم همه بهش گفتم این کاغذی خیس میشه نمیشه تواب بندازی ولی اون خوشحال که یی قایق کاغذی تودستش هست من با گفتم همین کلمه اون ساعت رتصور دریا و خودم کنارش پیدا کردم یی حس مسافرت چنددقیقه روبرای خودم درست کردم حالم همین زمان هم که دارم مینویسم اون لبخند اون شادی من بازم به حس خوب دعوت میکنه میشد اون زمان من فقط به فکر توحه به حرف دیگران که آنها هم دجار یی بخش دیگه این بیماری بودن ولی من کلا تو این بخش نبودنم اگه بودن خیلی کم توجه کردم که حسم خوب باشه نکرانی استرس به خودم. ندادم حالم تو بخش خوبش باشه هی دنبال کننده نباشه قطع کننده باشم توجه به بخش دیگه و انتقال بدم حتی اموز صبح وگفتمدیی جندوفتی ازبخشدرتکرار لاغرری بیرون بیا بکه خودم چطور رفتا میکنم ولی بازم یی فایلی باشه که اطلا عات واگاهی تویی بخش دیگه به من بده وفتی به این بخش رسیدم امدم کاره یادگیری ودریافت اگاهی این فایل برای خودم در نظر گفتم که وفتی تو یی بخش دیگه ازداین مسیراستفاده کننم جطور باید رفتاردوکنم روبه من هدیه دادمن دریافتم که این مسبر دریافتش فقط تناسب نیست کسانی که آمد فقط به تناسب برسن زود خسته بشن ازاین مسبر خارج بشن چون همش یی بخش بخواهی درست کنی به مرور خسته کننده میشه ولی اگه بخو اهی کل بخشهای که تصورمیکنی دجاراشکال هست برطرف کنی هم اگاهش بهت میرسه هم خودم ازبرطرف کردنش لذت میبرم همه هواس فکرم فقط تو بخش خوردن خلاصه نمیشه توزمان اون بخش آره ولی کل زندگیمکه تغییرددادن فقط دیگه خوردن نخوردن کی خوردن خلاصه نمیشه جون تغییر دادن زندگیم اول تو بخش لاغری بود اون وارام آرام داره پیش میر ه خوب تو این زمان هی تکرارکنم هی همون بخش تکرارکنم باید بخش دیگه هم بررسی کنم که زمانی دیگه دارم چه رفتاری رو که درست هست انجام میدم یا نه خیلی شیرن هست وفتی اززمان که میگزره بهش فکرمیکنی که تواوج مشکلا توجه راهی برای شادی دورن داشتی چطور خودت تواستی با کمک کرفتن ازخداوند اول خودت ارام وتاره شاد نگه دادی کاری که دیگران نتواستن توهمون زمان درکنارت انجام بدم خوب حس عالی داره که من ابن به شکل خوب بهش رسیدم میتوایتممن پا به پای دیگران کلی نشان دلشوره استرس وحس بد اون زمان روطی کنم این بخش اصلا به لاغری تواون زمان به شکل کم شایدارتباط داشته باشه ولی بشتر تو بحش دیگه خلاصه میشه خوب من یاد گرفتم که وجود من دارای بخشهای زیادی هست که من دارم باهشون زندگی میکنم برطرف کردن مشکلات که وتوافکار وتوعمل کردم هست بخشهای دیگه بهش کمک میرسه و تو زمانش اون بخش رفتار گفتار عمل گردش به خودم نشون میده وتحلیل رفتارخودم به خودم لذت میده وتو این بخش خودم خودم تشویق میکنمکه به شکل خوب رفتا کردم درآینده این عمل کرد رفتار بشتر بهتر به خودم ثابت خواهد شد این زمان هم دارم لذت میبرم ازدرستی کارم جون من از ریشه خرابی رودارم ترمیم مبکنمتوجتد بخش دارمکاره روی کل وجودم انجام میدم فقط لاغری نیست ابعاد وجودی من جندین بخش هست
اویل که واردواین سایت شدم مثل هم فقط امد که لاغر بشم اون فوری زود تند برم یادگرفته خودم رواجرای کنم تا اخر عمر فردی متناسب باشم اون زمان اصلا کلمه به اسم متناسبت. توذهنم نبود اصلا بلدش نبودم فقط لاعر بشم می دوستم جیزی به اسم تناسب تو ذ هنم وجود نداشت
تناسب یعنی به شکل مناسب درست توهر بخش زندگی کردن ابن کلمه من تازه به ابن شکل منعی کردم اصلا به معنی این کلمه آمروز رسیدم من با تناسب دارمکل و جودم رو از مشکلاتش رهایی میدم چقدر برام جالب شد این کلمه من شاید هزار بار تکرار کردم ولی برای مناین منعی عمیق آمروز داد نمیدنم درست منعی کردم یا نه ولی تو ذهنم برام این من منعی خوب رو پیدا کرد وفتی منبه تناسب برسمکه همه مشکل وجودی خودم رو اول بشناسم آگاه اشتباه اون بخش رو پیدا کنم آگاهی درست روجاکزین کنم اون اگاهی رو تکراردکنم عمل کنم و تو دزمانی که همه دارن اشتباه رفتا میکنم من اون فردی باشم که داره درست رفتا میکنه چقدرخوب عابی هست داست این فکرکنم ادای درست رفتارمیکنی این حس بیسار گوار هست هیچنیازی نیست دیگران بگن ندرست رفتارکردی همینکه خودت همون زمان وبودنی متوجه هستی تودارای درست رفتارمیکنی یی خودباوری خوبی دو به اون فرد میده به من که بسبار این حس داد خودم باور کردم که من لایق این اعتماد وخود باوری ودرست رفتار کردن بودم ولی زمانی اون واز خودم گرفتم ولی حالا با کمک ازخداوند گرفتنی و این مسبر اون به خودن برکشت دادم
خدا پشت وپنا ه تون یا حق حق نگه دارتون
سلام استاد
خدارا شاکرم که درتاریخ 1402/08/06 دارم این فایل را گوش میدهم
استاد خیلی زیبا گفتید برای انجام دادن هرکاری ابتدا بهانه نیاوریم که این کار دقیقا نمیگذارد که آن کار خوب انجام شود و همچنین نباید به کمبودها توجه کنیم و با از موقعیت و شرایط الان خودمان لذت ببریم و فکر به کاری که الان قابل انجام شدن نیست بپرهیزیم و آن افکاررا رها کنیم و الان از شرایط خودمان بیشترین لذت را ببریم تا احساس ما بد نشود . و در موقع انجام دادن هر گاری به وابستگی ها فکر نکنیم که باعث میشود احساس ما بد شود و حتی منصرف شویم از انجام دادن آن کار . استاد چقدر این فایل به درد الان من خورد چون من از وقتی خودم را وزن کردم و دیدم وزنم کم نشده هرچه میخواهم از این فکر بیرون بیام که اشکال نداره تودر مسیری و خیلی خوب سایز کم کردی و ملاک لاغری با ذهن کم شدن وزن نیست ولی نمیدانم چرا این فکر منفی نمیگذاره از این وضع الان لذت ببرم و دوباره ترس از چاق تر شدن درمن داره شکل میگیره که من نکنه دوباره چاق شوم و با گوش دادن به این فایل انشاالله دیگر باید یاد بگیرم که اصلا به چاقی فکر نکنم و از وضعیت موجود لذت ببرم و این افکار را رها کنم و دقیقا من درمسیر هستم و باید هرروز فایلهای چاقی را پا ک کنم و فایلها و فرمولهای لاغری را جایگزین کنم و تا پایان عمر دراین مسیر باشم . استاد من زیاد فایلا را تکرار نمیکنم آیا من باید فایلهای چالش من این را نخوردم را تکرار کنم که به نوعی خوردن من اصلاح بشه یا همانطور ادامه بدهم از دیگر فایلهای سایت که هرگز گوش نکردم دارم استفاده میکنم . ممنون میشم من را راهنمایی بفرمایید .
سلام و درود
موضوع عمل کردن به چیزی است که دریافت میکنید
تکرار محتوا به این دلیل اهمیت داره که نحوه عملکردن به آنچه دریافت کردی رو واضح تر میکنه
اگه برای شما با یک بار گوش دادن واضح میشه که چگونه باید عمل کنید نیاز به تکرار ندارید
سلام استاد
خیلی ممنون از شما بابت پاسخ صحیح شما . بسیار بزرگوارید
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام
اتفاقا من هم امسال خیلی دلم میخواست یه مسافرت برم ولی اصلا شرایط کاری این اجازه رو بهمون نمی داد و به مدت چند هفته فکرم مشغول بود همش با خودم غز میزدم و اصلا تمرکزی بر روی کارهام نداشتم میگفتم یه مسافرت برم حتما حال و حوصله ام میاد سرجاش خوشبختانه همون موقع فایل بهانه بی بهانه رو گوش دادم و از شما شنیدم که شمام همچنین طرز فکری رو داشتین و گفتین که کار خیلی اشتباهی هست من همون موقع مسافرت رفتن رو رها کردم سعی کردم بهش فکر نکنم با خودم گفتم حالا شرایط جور شد میریم نشد خوب از زندگی الآنم لذت ببرم
یا اتفاق دیگه ای که برام افتاده من چند ساله داشتن فرزند دوم شده برام آرزو، همش ذهنم درگیره همین قضیه هست که برای این قضیه زمانی که فایل محتاج لاغر شدن رو گوش کردم اونجا متوجه شدم من خودم رو محتاج بچه دار شدن کردم من زندگی الآنم رو به دست فراموشی سپردم همون موقع این خواسته رو هم رها کردم من تصمیم به بچه دار شدن دارم ولی از زندگی الآنم لذت می برم حالا بچه دار شدم که خیلی عالی میشه و این خواسته رو سپردم به خدا زمانی که موقعش بشه خدا من رو به خواسته ام میرسونه این چند سال همش استرس و نگرانی داشتم با خودم فکر کردم واقعا بعد به دنیا آمدن بچه ام زمان مرگ من برسه و من بمیرم چی؟ آیا من لذت مادر شدن رو تجربه میکنم نه، پس باید خواسته ام رو رها کنم و آنقدر بهش نچسبم
من در ابتدای یادگیری و ایجاد تغییرات ذهنی هستم و در این مدت کوتاه خیلی تغییرات خوبی داشتم اما جای کار خیلی زیاد داره و من مطمئنم می توانم در این ه نزدیک زندگی خیلی بهتر از الآنم را تجربه کنم اما الان از این مسیر زیبا یعنی لاغری با ذهن لذت می برم و هر روز آگاهی جدیدی به ذهنم میدم و آرامش بیشتری دارم
سلام خدای مهربونم
خداوندا یاریم کن که فقط به تو توکل کنم و بس
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
ما همیشه لذت هایی که مد نظر داریم و موکول میکنیم به بعد از رسیدن به هدف ابنطور نه از زمان حالمون لذت میبریم و نه به هدفمون با لذت میرسیم
پس باید روی کمبود ها متمرکز نشیم
من لباس شاد نپوشم بزارم برای بعد لاغری
من مهمونی نرم بزارم وقتی خوش تیپ بشم
من تا نرم تو خونه خودم از مستاجری لذت نمیبرم و مدام غصه بخورم چرا من مستاجرم
من تا ماشین خوب و نو نداشته باشم نرم مسافرت
برای لذت بردن باید در لحظه زندگی کنیم و این کمبودها رو به صورت غصه های لاعلاج بدای خودمون قرار ندیم
من عید با ماشین پراید هاچ بک رفتم شمال و برگشتم و خیلی هم لذت بردم
من لباسهایی که میخواستم رو خریدم و لذت بردم از پوشیدنش
من تو خونه مستاجری دارم لذتی رو میبرم که میبینم خواهرم تو خونه خودش نمیبره
پس باید از همه امکانات برای لذت بردن استفاده کرد تا زمان نگذره و به خودم که بیام ببینم عمرم تموم شده و من همه رو گذاشتم برای بعد و بعد و بعد
رها کردن و سپردن به خدا خیلی باعث ارامش ما میشه
یادمه دوستی داشتم که میگفت همه به من وابسته ان و اگر من نباشن زندگی بچه ها و شوهرم لنگ میمونه ولی مجبور شدیم یک سفر ۱۰ روره برای دوره های اموزشی داشتیم و اون مدام زنگ میزد که چی فلان جاست و چی بخورین و میدیدم که فقط این جوش میزنه و همسر و بچه هاش فقط برای احوال پرسی بهش زنگ میزدن و خلاصه گذشت و برگشتیم روز بعد که اداره دیدمش گفت خیلی تعجب کردم که خانواده من در این مدت هر کدوم یک مسعولیت رو به عهده گرفتن و خیلی خوب و راحت زندگیشونو گذروندن و از اون موقع دیگه همکارم میگفت من اونا رو رها کردم و در کنار اونا با لذت و بدون سختی های گذشته و این که همه مسعولیت ها گردن من باشه میگذرونم
من چند سال اول زندگیم رو خانه دار بودم و حس استاد برای ازادی رو درک میکنم ولی بنا به شرایط مجبور شدم کارمند بشم و اون محدودیت و وقتی بخوام نرم سر کار رو موافقت ریسم رو بگیرم رو بخوبی درک میکنم
پس من به لطف خدا وارد سایت شدم و شروع کردم به تغییر فرمولهای ذهن و میتونم از این قدرت برای تمام جنبه های زندگیم استفاده کنم و بدون این که متوجه بشم نزدیک دوسال گذشت از اولین روزی که وارد سایت شدم و تغییر اگاهی های ذهن تغییر در زندگی من ایجاد کرد و متناسب شدم البته هنوز یک سایز دیگه دارم و ارام شدم و از درون شاد شدم و همه چیزهایی و افرادی که باعث حال بد من رودن رو رها کردم و برای خودم ارزش قاعل شدم و خلاصه یک تولد دوباره داشتم
خدایا برای تولد دوباره و تربیت دوباره که این دفه به روش صحیح بینهایت سپاس
در پناه خداباشید
نشان های دریافت شده
سلام استاد عطار روشن عزيز
وقتي شما تمركز تون بره روي چيزي كه نيست، از اولين عواقب بدش اينه كه، از اون چيزي كه هست لذتي نخواهي برد و اميد و انگيزه رو از دست خواهيم داد
بله
بله
من كاملا اين رو درك ميكنم
همين الان توي همين شرايط هستم
و نگاهم رفته روي چيزي كه ميخوامش
و لذت نميبرم از چيزي كه دارم
راه كار:
بايد لذت از زندگي رو موكول نكنيم به زمان بعد
من هي ميگم اگر فلان اتفاق بيوفته من فلان كارهاي بزرگ رو انجام ميدم
در صورتيكه من بايد قدم ها رو كوچيك كوچيك اينجا شروع كنم به برداشتن…و از زمان حال لذت ببرم تا برسم به هدف اصليم
قانون رها كردن:
نچسبيدن به موضوعي كه هنوز رخ نداده
رها كردن ديگران
بهترين تصميم اينه كه خودمون رو مجزا از ديگران ببينيم
اينطوري هم ما به لذت هاي زندگي بيشر ميرسيم هم به اطرافيانمون اين اجازه رو ميديدم كه مستقل تر باشن در زندگي
جالبه كه من هم به شدت شخصيتي بودم كه كل خانواده به من وابسته بودن
و همين حالا هم كه مهاجرت كردم كلي ذهنم درگيرشون بود
ولي توي اين مدت كه قانون رو ياد گرفتم كم كم دارم خودم رو مجزا ميكنم از اونها
ناخودآگاه اين وابستگي عاطفي باعث ميشه ما تمركزمون از روي خواسته مون برداشته بشه …چون هي ناراحتي اطرافيان ناراحتي من ميشه …خوشحالي اونا برام مهم ميشه و اگر خوشحال نباشن من هم خوشحال نخواهم بود
يواش يواش ياد گرفتم كه من اگر ميخوام به اطرافيانم لطف كنم ، بايد اول خودم خوشحال باشم
بايد فرد موفقي باشم تا الگوي خوبي براي اونا باشم
و اينا كمك بيشتري براي اطرافيانم هست تا اينكه نگرانشون باشم
و در نهايت تغييراتي ذهني ما كم كم روي زندگيمون تاثير خواهد گذاشت …شرايط زندگي كه به وضوح مشخص خواهد شد كه چقدر متفاوت از ديگرانيم و شرايط ما اصلا شبيه زندگي اطرافيان و دوستان ما نخواهد بود
شايد تغييرات اساسي تر در شخصيت اولش مشهود نباشه ولي وقتي وارد جامعه ميشيم و با هم رده هاي خودمون و دوستانمون در يك شرايط مشابه قرار ميگيريم …اونوقت خواهيم ديدم كه نرون هاي مغزي ما دستورالعمل هاي متفاوتي براي ما داره تا دوستانمون
ممنونم به خاطر اين فايل آموزنده
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی
و هم مسیران عزیز
یه لحظه فکر کردم بدون اینکه به دفترم نگاه کنم و مطلبی بخونم،
هر چیزی که در این حدودا ۷۰روزی که با سایت تناسب فکری آشنا شدم رو بنویسم.
ما هر تغییری در هر زمینه ای بخوایم ایجاد کنیم باید از ذهنمون شروع کنیم و از مغز کمک بگیریم،
برای لاغر شدن هم باید تغییراتی در ذهن ما ایجاد بشه و ذهنیت ما بایدمتفاوت با آنچه در گذشته بوده باشد تا آرام آرام این تغییرات در رفتار و عادتهای ما بوجود بیاید و یک شخصیت جدید شویم.
این تغییرات مانند رژیم و ورزش و…نیست که چون مستقیم روی جسم کار کند ما فوری شاهد آن باشیم،
تغییرات ذهنی و تغییر نگرش بسیار عمیق و بلند مدت است یعنی اگر ما یاد بگیریم تناسب اندام باذهن را برای همیشه می توانیم از دست چاقی رها شویم .
(البته رژیم و ورزش اگر هم جواب بدهد خیلی کم ،کوتاه مدت و برگشت پذیر است).
پس فهمیدم تناسب اندام با ذهن مانند هر مهارت دیگری مثل رانندگی ،خیاطی و…
نیاز به دوره آموزشی دارد و به مرور آن را یادخواهیم گرفت که با تکرار آن ، تجسم ذهنی و وارد کردن مطالب یادگرفته به زندگی و به عمل تبدیل کردن آن آگاهی ها،
ملکه ی ذهنمان می شود، دیگر بدون هیچ تمرکزی روی مطالب، ناخودآگاه وارد شخصیت ما شده و انجامش میدهیم،
مانند عکس العملی که در حین رانندگی در مواقع مختلف انجام میدهیم مثل ترمز گرفتن .
در مثال خارک من اون روز به این درک الانم نرسیده بودم،
متوجه شدم هر واکنشی نسبت به هر خوراکی داریم نشان دهنده ی فرمولی ست در ذهن ما.
۱)در لحظه ای که استاد متوجه وجود میوه خارک شدند دلیل اولیه خرید بخاطر فرمولی بود که بهش میگفت هر سال فقط تو این مدت کوتاه خارک وجود داره پس بخرش ،
۲)یه فرمول تو ذهنشون بود که با نگاه کردن فهمیدند که تازه ست ظاهرش و شاید جای دیگه ای پیدا نمیشه.
۳)بعد با لمس کردن این فمول پررنگ تر شد.
۴)با خوردنش بازم مطمئن تر و پررنگ .
۵)بعد فرمولی بود تو ذهنشون که نکنه بقیه هم بخورند و به من کم برسه زیاد بخر .
۶)بعد خرید با گفت و گو در موردش و خریدن و پست و…واسه فامیلشون خیلی تمرکزشون رو بیشتر کردن رو این خوردن و فرمول لذیذ بودنش رو خیلی پررنگتر کردند،.
حالا اینکه اگه قبلا بود خیلی سریعتر تمومش میکردند ، یعنی پیشرفت در آموزشهایی که دیدند و بنظرم بقیه اش رو باید مثلا ۳عدد ۳عدد میذاشت توی پاکت فریزر و هر عصر بجای خوردن هر چیزی با چای ۳عدد ازش میخورد،
همچنین از بقیه اعضای خونواده درخواست میکرد که در خودن خارک همکاری کنند که تا تازست تموم بشه .
نتیجه گرفتم جای شما بودم برای سالهای آینده اصلا در مورد خارک یا هر چیزی که تا این حد مورد علاقه مه با کسی صحبت نکنم و بهش پیشنهاد ندم که بخره،چون داره رو خودم تاثیر میزاره.
ذهن ما تصویر سازی میکند هر چیزی که در جریان زندگی ماست به صورت تصیر در ذهن ذخیره میشود،پس باید مواظب این تصاویر وارد شده باشیم،
مثلا وقتی ما هر روز خودمون رو وزن کنیم اگه اون عدد روی ترازو،عدد مورد نظر ما نباشه
فوری یه تصویر چاقی از خودمون در ذهن ما ایجاد میشه.
تا جایی که امکان پذیره باید از ایجا این تصاویر چاقی جلوگیری کنیم،
با صحبت نکردن در مورد چاقی،سایز و وزن نکردن خودمون، واکنش نشون ندادن به هر چیزی که باعث بشه تمرکزمون بره رو چاقیمون،
خلاصه هر کاری که تو این چند سال انجام دادیم و خودمون باعث ایجاد این وضعیت جسمیمون شدیم ، انجامش ندیم.
باید با بدنمون به صلح برسیم و بهش بگیم دوست داریم و در عین حال که عاشق جسممون هستیم بخاطر دلایلی مثلا سلامتی باید تغییراتی درش ایجاد کنیم.
هرکسی یه سری عدت داره که میخواد عوضش کنه و این عادتها در اون فرد احساس بدی بهش میده ،
یاد گرفتیم هر بار با ایجاد خطی مشکی و تغییر کوچکی در اون عادت ، اون رو کم رنگ کنیم تا آروم آروم از بین بره و یه عادت جدید جایگزینش بشه.
مثلا واسه من خوردن چای عصر باشیرینی بود که هر بار سعی کردم یه مقدار از مقداری که قبلا میخوردم رو کمتر بخورم و همون لحظه ی شروع با کاردی اون رو برش میدم و یا میزارم تو یخچال واسه یه روز دیگه یا میبخشمش.یا زمانش رد موکول میکنم به شب.
فهمیدم که ما باید تو فکر این باشیم قسمتی از مغزمون رو اختصاص بدیم به عادتهای جدید چون هر چیزی که وارد ذهنمون شده دیگه پاک نمیشه،
فقط به مرور زمان کم رنگ و کم رنگتر میشه .
اگه من هر روز با تنفر به جسمم نگاه کنم و هر لحظه در موردش فکر کنم ذهن من احساس تنفر رو درک نمیکنه فقط به عنوان موضوع مهم و مورد علاقه من میبیندش و از اونجایی که ذهنمون رو هر چیزی زیاد کلیک کنیم سعی در گسترشش داره ،
میخواد این چاقی رو هم گسترش بده،
پس نباید این کار رو بکنم .
قدم اولیه اطمینان به مسیره
من مطمئنم تنها راه رهایی و آزادی که هدف اصلی همه ی ماست همین تناسب اندام با ذهنه.
قدم دوم اون احساس آرامش هستش که واقعا در من بوجود اومده از وقتی که وارد شدم دیگه اون استرس های قبلی رو ندارم که همش میگفتم چیکار کنم …
قدم سوم با اون آرامش هر چیزی که استاد میگه رو کامل انجام بدم،
آهسته و پیوسته ،
حتما نتیجه خواهد داد فقط صبر صبر صبر.
باید اون چیزهایی که یاد میگیریم وارد زندگیمون بکنیم ،
نه اینکه فقط فایل گوش بدیم ، مطلب بخونیم و یادداشت کنیم .
یادمون باشه لاغری هم مثل اون سفر کردن میمونه اگه بیش از حد بهش گیر بدیم که چرا جور نمیشه و خودمون رو اذیت کنیم و سمج باشیم ، رخ نمیده ،
باید احتمال رخ دادن لاغری رو همیشه بیشتر از رخ ندادنش بدونیم و با آرامش منتظرش باشیم .
به نجواهای ذهن منفی باف گوش ندیم،
باید بتونیم افکارمون رو کنترل کنیم و مثبت اندیش باشیم در هر لحظه در مورد هر چیزی،
و فکرمون رو فوری ببریم به سمتی که مفیده و
آرامش توشه .
ما میدونیم مسیر تناسب اندام با ذهن مسیری کاملا امن و مطمئن است مانند مسیر مشخص رفتن از شهری به شهر دیگر.
پس با خیال راحت این مسیر رو طی میکنیم .
باید لاغر شدن رو واسه ذهنمون راحت کنیم و هر روز بگیم ، بنویسیم و ببینیم رو مثلا کابینت خونمون که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.
تفاوت ما با افراد متناسب فقط در طرز فکر ما در مورد مواد غذایی ست .
اکه مثل اونها فکر کنیم کم کم رفتار،عدت و شخصیتمون مثل اونها میشه .
ما میدونیم مواد غذایی برای دادن انرژی به ما لازمند و چاق کننده نیستند اگه به اندازه ی نیاز بدنمون مصرف کنیم .
افراد لاغر در طول روز اصلا به مواد غذایی فکر نمیکنند و درگیری ذهنیشون نیست ،
ما هم باید این جوری باشیم،
و باید به رفتاراشون دقت کنیم.
یه فرد لاغر خیلی کم پیش میاد در مورد لذت خوردن یه ماده غذایی چیزی بگه و با هیجان تعریف کنه،
ما هم باید سعی کنیم اینطوری رفتار کنیم ،
تا کمتر بگیم در مورد خوردنیا ، خودمون هم یه قدم به طرف تناسب اندام نزدیک شدیم .
❤ و اما یه هدیه از طرف استاد :
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه
به همون اندازه دست به قلم بودن ما رو لاغر
میکنه ❤
یادمون باشه این یه هدایت الهی بوده که ما توی این مسیر قرار گرفتیم و براش ارزش قایل باشیم و به امید خدا ادمه بدیم حتما حتما نتیجه خواهیم گرفت چون خدا ما رو انتخاب کرده و گذاشته تو مسیر تناسب اندام با ذهن .
استاد ممنونم
خدا یار و نگهدار همتون
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر همراهان اهل معرفت
استفاده از قوانین در عمل …
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ «5»سوره جمعه
كسانىكه مكلّف به تورات شدند، ولى حق آن را ادا نكردند، مانند الاغى هستند كه كتابهايى حمل مىكند، گروهى كه آيات خدا را انكار كردند، مَثَل بدى دارند و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند.
🍃🍃🍃🍃🍃
از روزی که به لطف خداوند هدایت شدم به مسیر خودشناسی و خودسازی دائم به خودم این آیه گرانبها را گوشزد کردم که دانش باید عملکرد داشته باشه وگرنه
همانند الاغی هستی که بار کتاب بر پشت خود بسته ای !…
خیلی از افرادی هم هستند که اهل مطالعه هستند عاشق کتاب خوندن هستند یا سخنرانی گوش کردن ولی تغییر و تحولی در زندگیشون ایجاد نشده …مثل سالهای پیشین خودم !…
و اما شرایط یکنواخت و تکراری زندگی نمیزاره ما متوجه بشیم چه تغییراتی کردیم یا چه تغییراتی باید در خود ایجاد کنیم ؟
یه طور سنجشه برای خودمون وقتی در شرایطی قرار میگیریم که قبلا طی سالهای بسیاری تجربه می کردیم و الآن با نگرش و بینش جدیدی به اون موضوع نگاه می کنیم باعث میشه ذوق کنیم و نتیجه عالی دریافت کنیم و باورمون به خودمون و مسیر آموزشهامون قویتر بشه و در عوض وقتی در مسیر زندگی لیز می خوریم یا با چالشی روبرومیشیم اینبار هم سعی داریم نقطه ضعف را پیدا کنیم و با استمرار بیشتری این مو ضوع را اصلاح کنیم و همه اینها وقتی اتفاق می افته که بپذیریم من خود خالق زندگی خود هستم و تمام آنچه تجربه می کنم انعکاس فکر و رفتار خودم هست ✨
مسافرت رفتن موقعیت خیلی خوبیه که عملکرد خود را زیر نظر بگیریم چون شرایط محیطی باعث بروز واکنشهایی در ما میشه که میتونیم متوجه بشیم ما هنوز از الگوهای ذهنی قدیمیمون داریم استفاده می کنیم یا جایگزین آنها الگوهای صحیح را قرار دادیم ؟!
خیلی وقتها خواسته هایی داریم که شرایط استفاده و لذت بردن ازش مهیا نیست ما هم دقیقا همزمان با استاد خیلی دوست داشتیم مسافرت کنیم و شرایطش مهیا نمی شد اتفاقا منم خیلی گیر داده بودم و باعث شده بود همسرم و فرزندانم هم تمرکز و توجهشون بره به موضوع نبودن شرایط …
و همون روزها این فایل کمی آرومم کرد ولی واقعا وقتی حسرت می خوری و محتاج به چیزی در بیرون میشی قشنگ جهنم را تجربه می کنی و دیگه دل و دماغ زندگی کردن نداشتم برام لذت نداشت هرچند که به خاطر تعهدم لاغری و زبان و مطالعه و شنا را ادامه می دادم ولی انگار یک کوه گذاشته بودند روی کولم و همیشه احساس خستگی شدیدی داشتم و در نهایت این احساس فشار و مقاومت بیمارم کرد و خداراشاکرم که موهبتهای فراوانی از بابتش دریافت کردم🙏
خب بالاخره من شاگرد بودم و در طی این زمان هم باز عالی عمل کردم و جالب بود می دونستم که باید رها کنم اما یک خشم و حرصی از درون نمی گزاشت یعنی هرروز می گفتم پس چی شد ؟منتظر بودم !…و بالاخره درسشو گرفتم و آسوده شدم تا الآن هم مسافرت نرفتیم و اما چیزهای ارزشمندتر دیگری دریافت کردم 😊 ولی می دونم به اراده و طریق و زمان خداوند حتما اتفاق می افته و سپاسگزارم .از لذتهای بینظیر زندگیم و تمام رهایی و آزادی که نصیبم شده .
تمرکز به چیزی که هم اکنون وجود نداره عواقب خطرناکی داره و باعث میشه تمام آنچه که داری برات بی اهمیت بشه ناسپاس بشی و حسرتشو بخوری و محتاج اون خواسته شدن یعنی شرک و وابستگی به غیر !…
اما در مسیر آموزشهای ذهنی می آموزیم این تغییر تحول را در آنچه داریم ایجاد کنیم و لذت ببریم از همین امکاناتی که داریم ،یعنی قرار نیست چیزی از بیرون بیاد احساس منو خوب کنه و شُد شُد نشد نشد !..
این موضوع بر میگرده به عزت نفس و به اقتدار…مدتی است نوشته های باورساز خودم را هرروز بررسی می کنم و اما در خلقت و آفرینشمون که خداوند از روح خود در ما دمید و همگان بر حقیقت وجودمون سجده کردند هیچ هویت ذهنی و زمینی نداشتیم هیچ والد و اسم و نام و مقام و مالی نداشتم پس اینو باید باور کنیم که تمام آنچه در زمین تجربه می کنیم نمی تواند به وجودمون چیزی بیفزایدیا کم کند 🤦♀️…..چون همه چیز از قبل به ما تقدیم شده (شناخت خود)
و اما وقتی تمرکز و توجه ما به سمت داشته ها باشه و افکار مثبت و رها باشیم تمام پازلها کنار هم قرار می گیرند تا ما به شکلی عالی و وقتی که خدا می خواهد اون خواسته را تجربه کنیم و بارها برای خودم پیش اومده که پیشنهادی یا نظر و خواسته ای داشتم و همسرم موافقت کرده یا خودش پیشنهاد داده و کاملا اونوقت متوجه شدم که حکم خدا بوده …و حتی اون وقتهایی که راضی نبوده!….
و بعد از اینکه همه چیز جور میشه اینبار منفی باف یه جور دیگه نجوا می کنه فکر خودتی و خودخواهی !…بچه ها چی میشن؟!همسرت چیکار کنه !؟…حالا مگه واجبه ؟…
و تمام این افکار به خاطر نقش ذهنی ما در این دنیا هست و غالبا ما فراموش می کنیم کیستیم !؟…فکر می کنیم منِ ذهن هستیم و این اسارت و بند بودن به همه ما را آزار میده اینکه آزاد نیستیم و احساسمون بد میشه و تمام این نجواها فقط تو مغز ما هست که البته با تمرکز و توجه و باور به دیگران و شرایط پیرامون زندگیمون القا میشه و اما خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید….
✨قانون رهایی آزادی و نچسبیدن به خواسته
اگر قرار باشه که در لحظه حال زندگی کنیم فقط احساسمون و قلبمون برامون مهم میشه و از ثانیه های زندگیمون لذت میبریم اما بیشتر اوقات در گذشته ایم و در نقشها گیر می کنیم و بعد از آینده و انجام نشدن مسئولیتهامون ترس داریم و اما اگر از این دنیا رفته باشیم دیگه هیچی مهم نیست و کاری از دستمون بر نمیاد پس یادمون بمونه همه خدا دارند همه از هدایت و حفاظت و حمایت خداوند بهره مند هستند و بهتره مدیریت زندگیمون و اطرافیان را به خدا بسپاریم و آزادانه با عشق زندگی کنیم .
خیلی جالبه که فرزندانمون نقش ما را نقش کل جامعه می دونند یعنی فرزندی که پدرش کارمنده در ذهنش این تداعی میشه که کار فقط باید کارمندی باشه …و فکر میکنه همه باباها کارمند هستند و این نشون میده هر فردی مسیر زندگی خودشو داره و فرزند ما هم به خواسته خودش یه روزی باید از الگوهای ذهنیش بیاد بیرون با پند و اندرزنمیشه !…و اما عملکرد نقش و تأثیر محتوای آموزشی قوانین جهان هستی در زندگی ما شبیه به این میمونه که توی منزل سه تا بخاری روشن کنی و آروم آروم دمای منزل میره بالا و روی همه چیز منزل اثر میزاره مثلا دما روی گلدان یا قالب یخ داخل پارچ آب روی میز اثر گذار هست و ما از اثرش متوجه تغییر دما میشیم محتوای ذهنی هم دیده نمی شند ولی تأثیر خودشون را در تمام جنبه های زندگی ما می گزا رند دقیقا سالهای پیش مطالعاتی از داشمندان دریافت شد که گلدانهای منزلی که هرروز در آن موسیقی شاد پخش میشه شاداب تر هستند و رشد بهتری دارند و چگونه !؟…
و اما سئوالی ذهنم را مشغول کرد استاد چطور با افرادی که هم مسیر ذهنشون نیستند مسافرت می کنند!؟ (چون گفتند با بعضی ۲۰ساله رفاقت دارم)مگر نباید از آدمهای منفی دوری کرد !؟یعنی چقدر باید کنترل ذهن داشته باشی که دیگران روی تو اثر مخرب نداشته باشند !؟…اما مگه قانون فرکانس نمیگه هم فرکانسی ها باهم هستند !؟برای خودم هم سئواله که مثلا فرد در مسیر آموزشه ولی خانواده اش نه !اما اون جبره و اما نتخاب میتونه بهتر باشه ….شایدم خود استاد می خواد سکوی پرتاب بسازه !؟شاید هم اون افراد کارمندانی بودند که در مسیر آموزشهای ذهنی هم بودند و من قضاوت کردم !؟
الآن خواستم این پرسشهارا پاک کنم اما نه !..،تموم این سئوالها شاید کلیده مسیر دوستی باشه که خدا جوابشو بده !؟.
از جهت الگوبرداری برای ذهن و مسیر زندگی خودم در حال تفکرم و می خواهم در صلح و وحدت باشم .درود بر شما 💎
می دانم که هیچ نمی دانم!…
اما در طلب معرفتم برای رسیدن به حق
خدایا شکرت عاشقتم ❤️
درود بر استاد و تمثیلهای عالی👌
روح پدرومادرتون قرین عشق الهی
دوستان هم مسیری لحظه هاتون معطر به عطرناب پروردگار
عشق❤️به تن واحده 🍃🌸