اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

راز لاغر شدن واقعی: چرا ادامه دادن باعث لاغری ذهنی می‌شود؟ (گام ۲۳)

راز لاغر شدن
اندازه متن

تصور کن یه روز از خواب بیدار می‌شی، نه خبری از گرسنگی‌های الکیه، نه فکر مدام به چی بخورم، نه احساس گناه بعد از خوردن. فقط یه حس سبکبالی، یه آرامش دلچسب و یه بدن متناسب که باهات همراهه. ✨

📍 این جلسه ادامه گام ۲۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این دقیقاً همون چیزیه که با لاغری با ذهن بهش می‌رسی.

💡 یه روش ساده، کم‌هزینه، لذت‌بخش و ماندگار که برای همه قابل اجراست.

نه رژیم می‌خواد، نه سختی، نه ساعت‌ها عرق ریختن توی باشگاه. فقط تغییر نگرش، تغییر باورها و شناختن خودت. 🧠💚

در حالی که خیلیا هنوز دارن میلیاردها تومن خرج رژیم‌های سخت، قرص‌های گرون و دستگاه‌های عجیب‌غریب می‌کنن، خیلی‌ها راز لاغر شدن واقعی رو پیدا کردن و با ذهنشون دارن برای همیشه لاغر می‌شن…

رمز و راز موفقیت در زندگی

چند روز قبل برای ملاقات با دوستم به خارج از شهر رفتم. در حال قدم زدن در زمین کشاورزی بودیم که مشخص بود مدت هاست در آن کشت و کاری انجام نشده است.

با صحنه ای مواجه شدم که برای من بسیار آگاهی دهنده بود و از دیدن آن لذت بردم.

در میان سنگ و خاک لانه پرنده ای را مشاهده کردم که به شکل ماهرانه ای ساخته شده بود و یک عدد تخم پرنده در مرکز آن قرار داشت.

وقتی یک پرنده برای اضافه کردن فقط یک جوجه، این‌همه تلاش می‌کنه، من، تو، ما… چقدر برای خلق زندگی‌ای که دوستش داریم تلاش کرده‌ایم؟ 🐣✨

آیا ما هم با همون اشتیاق، با همون استمرار ذاتی، برای رؤیاها و رسالتمون وقت گذاشته‌ایم؟

یا گاهی با اولین مانع، همه چیز رو رها کرده‌ایم؟ 😔

🔑 همون‌جا، وسط اون زمین بایر و بی‌صدا، انگار خدا بهم یه پیام داد:

“رمز موفقیت، استمرار عاشقانه است؛ نه تلاش انفجاریِ مقطعی!”

مثل پرنده‌ای که سال به سال، بی‌هیاهو، بی‌توقع، سنگ به سنگ، چوب به چوب، لانه می‌سازه و امیدوارانه منتظر تولد معجزه‌اش می‌مونه…

👣 شاید ما هم باید قدم به قدم، با عشق و ایمان، مسیرمون رو بسازیم.

🌱 موفقیت در زندگی، ترکیبیه از:

  • باور قلبی به هدف
  • عشق به حرکت
  • و ادامه دادن، حتی وقتی هیچ‌کس نمی‌بینه یا تشویقت نمی‌کنه…

و این، راز واقعی موفقیته!

روش لاغری با ذهن

✨ مسیر لاغری با ذهن؛ جاده‌ای که با استمرار ساخته می‌شه…

گاهی با خودم برمی‌گردم به سال ۹۳… وقتی تازه قدم گذاشته بودم توی دنیای شگفت‌انگیز تغییر با قدرت ذهن.

با همه پستی‌بلندی‌هاش، با همه شک و تردیدهاش، یه چیزو با تمام وجودم حس می‌کنم: از خودم راضیم. 💛

نه چون همیشه عالی بودم، نه چون هیچ‌وقت اشتباه نکردم… بلکه چون ادامه دادم.

🎯 توی آموزش‌هام بارها گفتم، اما بازم می‌گم:

تنها راز لاغر شدن واقعی من، فقط یه چیزه: استمرار داشتن.

نه رژیم خاصی، نه ورزش عجیب، نه محرومیت… فقط تکرارِ فکرهای درست، انتخاب‌های آگاهانه، و ادامه دادن مسیر.

🧠 شاید کسی الان زندگی منو ببینه و بگه:

«اگه منم شرایط تو رو داشتم، حتماً می‌تونستم ادامه بدم.»

اما واقعیت اینه که من هم از یه جایی شروع کردم که هیچ شباهتی به الان نداشت…

نه اوضاع مالی خوبی داشتم، نه آرامش ذهنی، نه حمایت خاصی.

فقط یه تصمیم داشتم: تغییر کنم.

🛤 سال‌ها ادامه دادم، بارها زمین خوردم، دوباره بلند شدم. و با همین استمرار، کم‌کم فهمیدم:

  • چطوری اشتباهاتم رو شناسایی کنم
  • چطوری از اشتباهاتم درس بگیرم
  • چطوری ذهنم رو تربیت کنم تا به جای چاق شدن، لاغر شدن رو انتخاب کنه

🌱 امروز اگر توی هر شرایطی هستی، بدون که حاصل استمرار خودت در اون مسیر بودی.

  • اگه در کسب‌و‌کارت موفقی، نتیجه استمرارته
  • اگه اضافه وزن داری، حاصل سال‌ها تکرار باورها و رفتارهای چاق‌کننده‌ست
  • اگه توی رابطه‌ات به مشکل خوردی، باز هم ریشه‌ش توی تکرار افکار قبلیه

ما همیشه در حال ساختن نتیجه‌ایم… چه بخوایم، چه نخوایم. پس چرا آگاهانه نسازیم؟ 🎁

💡 مسیر لاغری با ذهن، مسیریه که اگه با آگاهی و عشق توش قدم بزاری،

کم‌کم هم لاغر می‌شی، هم زندگی‌ات متحول می‌شه. ✨

🔑 راز لاغر شدن همیشگی؛ چیزی فراتر از رژیم و ورزش!

اگه واقعاً دلت می‌خواد برای همیشه لاغر بشی، فقط کافیه یه چیزو عمیقاً درک کنی:

✅ راز لاغر شدن، فقط و فقط ادامه دادن در مسیر درستِ ذهنیه.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

راستش من هم مثل خیلی‌ها، سال‌های زیادی از عمرم درگیر چاقی بودم.

از بچگی همیشه یه «کمی بیشتر» اضافه داشتم،

و این اضافه‌ها، کم‌کم تا سن ۳۵ سالگی، بیشتر و بیشتر شدن… 😞

تو اون سال‌ها همه کاری برای لاغری کردم:

🥦 رژیم‌های سخت و طاقت‌فرسا

🏃‍♂️ باشگاه رفتن و پیاده‌روی‌های طولانی

🍵 دمنوش و داروهای گیاهی

🏠 وسایل ورزشی داخل خونه…

اما تهش چی شد؟

👎 فقط ناامیدی، خستگی و یه حسِ بدِ شکست.

حتی الانم که یادش می‌افتم، دلم می‌گیره…

اون موقع با تمام وجودم می‌خواستم لاغر شم،

اما نمی‌دونستم دارم تو مسیر اشتباه حرکت می‌کنم!

✨ سال ۱۳۹۳ یه جرقه تو ذهنم روشن شد:

«مگه میشه با قدرت ذهن هم لاغر شد؟ 🤔»

بدون اینکه تجربه‌ای داشته باشم، آروم و پنهانی شروع کردم مسیر لاغری با ذهن رو دنبال کردن… و حالا که سال‌ها از اون روز گذشته،

با تمام وجودم می‌دونم:

راز لاغر شدن واقعی، هشت بخش ساده اما مهم داره:

💡 اگه می‌خوای این استمرار رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ این ۸ بخش؛ در ادامه هم توی گام ۲۴ سراغ «عادت‌های افراد چاق» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 80 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.47 از 75 رای

https://tanasobefekri.net/?p=29121

80 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

80 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۲ ۱۰:۰۸
      مدت عضویت: 789 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 579 کلمه

      سلام استادروشن  مژگانم روز نهم از ماه دوم در این بهشت با تغییر چهار سایز از شلوارم و رسیدن به سایز۴۶

      چقدر دوست داشتم صحبت از ادامه دادن و استمرار داشتن رو که مهمترین عامل رسیدن به هدف لاغری عنوان شد 

      دقیقا خودم دارم همین کار رو میکنم و نتیجه عالی ازین استمرار حضور چهل  روزه م در سایت و گروه تلگرامی گرفتم و ادامه خواهم داد تا همیشه چون اینجا حال من خوبه و همش دارم لذت میبرم از همه چیز این مسیر 

      این مسیر سراسر لذت ،آرامش ،تناسب ،حس قدرت ، هدف ،تکاپو ،تلاش و تغییر روحی جسمی زیبایی چهره برای من داشته و زندگی من رو روی غلتک و نظم خاصی قرار داده با لذت ادامه ش میدم

       حتی بعد رسیدن به هدف و اون تناسب اندام مورد نظرم بازم ادامه ش میدم 

      یادمه اوایل که بدمینتون یاد گرفته بودم بزور خودمو تو یه زمینی برای بازی جا میدادم ولی بعد سالها استمرار و حرفه ای شدن الان هر پارک و زمینی میرم اونا بزور منو تو زمین برای بازی دعوت میکنند هجده ساله که به صورت حرفه ای بدمینتون بازی میکنم  قدرت ضرباتم در حد آقایون هست 

      یادمه تیزهوشان فرزانگان تهران درس می‌خواندم چندین مدال المپیاد ریاضی و ورزشی آورده بودم  و همه فقط به فکر درس بودند و من تو اون سالها عاشق پسر دایی م شدم هجده سالم بود 

      ده سال دوستی ما طول کشید تا بالاخره بهم رسیدیم در تمام اون سالها  من دست از دوست داشتن پسر دایی م که الان ۲۵ سال از زندگی مشترک مون میگذره بر نداشتم تا بالاخره با عشق بهم رسیدیم و خدا یه پسر قد بلند خوشگل باهوش بهمون داد

       شاید برای این رسیدن خیلی سختی کشیدم اشک ریختم از تنها برادرم کتک خوردم که از عشق همسرم دست بردارم ولی من ادامه دادم تا بهش رسیدم اونموقع پدر من فوت شده بود و برادرم مخالف ازدواج ما بود

      و الان خوشحالم چون میبینم  زندگی اگه بدون عشق باشه هیچ معنایی نداره و اون تپش قلب ست که شور و هیجان زندگی رو تا ابد زنده نگه میداره

      یادمه تازه دانشگاه رو تموم کرده بودم و بلافاصله تو یه شرکت تو بالاشهر تهران مدیر بازرگانی خارجی شدم شش سال اونجا کار کردم و همزمان دو جای دیگر هم کارای حسابداریش  رو پاره وقت انجام دادم و معلم زبان هم شدم با برد تو پول قرعه کشی خانگی تونستم یه خونه ی نود متری با وام تو کرج بخرم هنوز دختر خونه بودم و ازدواج نکرده بودم و همه اطرافیان منو سرکوب کردند که خاک تو سرت 

      چرا خونه خریدی خریدن خونه وظیفه ی مرده نه زن 

      و من بعد ازدواج پول زیادی برای گرفتن جهاز نداشتم و بابت همین بازم تحقیر شدم ولی اهمیت نمی‌دادم چون همسرم با عشق همراه من بود و پشت من بود 

      مدتها ما با شش تا بشقاب و قاشق زندگی کردیم سماور نداشتم آب رو تو قابلمه جوش میاوردم برای چایی

      و کم کم وسایل خونه به مرور جور شد 

      میخوام بگم استمرار در کار کردن بود همش برای رسیدن به همین خونه ی نقلی ای که الان درش ساکنیم 

      من هیچ وقت تو زندگیم جا نزدم نترسیدم پا پس نکشیدم   

      برای رسیدن به خواسته و هدفم همیشه استمرار داشتم و شکر خدا به همش رسیدم 

      نگفتم چرا مادرم توان دادن جهاز بمن رو نداره یا چرا در کودکی یتیم شدم چرا و چرا و ….

      خدا رو شکر میکردم که مادرم بدون پدر من را دانشگاه دولتی فرستاد عاطفی حمایتم میکرد با وجود شصت سال اختلاف سنی 

      مادر من تنها رفیق من بود و با رفتنش غم بزرگی تو قلب منه تا الان ببخشید

      اشکم درومد نمیتونم ادامه بدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم