0

تا وقتی باورهای چاق کننده داری، لاغر نمی‌شی! (گام ۱۳۱)

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:

“چرا با اینکه انقدر تلاش می‌کنم، باز هم چاقم؟!” 😔

وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کم‌تحرکی نیست،

بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کننده‌ست که سال‌هاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭

مثل یه برنامه پنهانی که بی‌صدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافه‌وزن می‌بره.

قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمول‌های ذهنی پنهان و ببینیم چطور می‌تونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶‍♀️🌿

ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کننده‌ایم 🧠🍽️

سال‌هاست ذهنمون داره ما رو چاق می‌کنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا می‌ندازیم!

اگه اضافه‌وزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

باورهای چاق کننده

اگه یه کم دقیق‌تر نگاه کنی، حتما دیدی که آدم‌هایی اطرافت هستن که بیشتر از تو می‌خورن، کمتر از تو ورزش می‌کنن ولی متناسبن! 🤔

چرا اون‌ها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون می‌خورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن می‌کنی؟

جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.

تو سال‌هاست با جمله‌هایی زندگی کردی که مثل سم آروم‌آروم وارد ذهنت شده‌ن:

  • «برنج چاق می‌کنه»
  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «تا ورزش نکنم لاغر نمی‌شم»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم!»
  • «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
  • «اگه گرسنه بمونم، حالم بد می‌شه»

اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخش‌ان. 📻

مغزت طبق همین برنامه‌ها، برات گرسنگی می‌سازه، ولع ایجاد می‌کنه، عذاب وجدان می‌فرسته، یا حتی باعث می‌شه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.

در واقع، خیلی وقت‌ها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنه‌ست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.

فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚

سال‌ها پیش خودم این رو تجربه کردم.

تصور می‌کردم دلیل چاقی‌ام برنجِ. 🍚❗می‌گفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست می‌شه.»

پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄

برای سیر شدن، سالاد می‌خوردم، سبزی می‌خوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر می‌کشید.

درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…

ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓

انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.

و اینجا بود که فهمیدم:

📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کننده‌ایه که ذهنم بهشون ایمان داره.

ما سال‌ها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀

تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟

چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟

چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟

ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر می‌کنه؟»

واقعیت تلخه، ولی شفافه:

ما چاق هستیم چون ذهن‌مون چاق فکر می‌کنه.

باورهای چاق کننده

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمول‌هایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.

چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.

تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب می‌شن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقته‌ست.

راه نجات چیه؟ 🛤️

✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده

برنامه‌ریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده

✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا

زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی

و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.

همون‌طور که من از وقتی «فرمول‌های ذهنی» رو شناختم، نه‌تنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمی‌ترسم، دیگه احساس شکست نمی‌کنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.

یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاق‌کننده و باورهای چاق‌ کننده است است.

یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق می‌کنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨‍👩‍👧‍👦🧠

تو جمله‌ای که بالا گفتم، دقت کن:

«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»

یعنی چی؟

یعنی چیزی که از خانواده‌م به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!

بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کننده‌ای بود که اون‌ها بهش ایمان داشتن.

ما تو خیلی از زمینه‌های زندگی‌مون به خانواده‌مون شبیه‌ایم:

💸 طرز فکر درباره پول

💬 شیوه ارتباط با دیگران

🍽️ حتی نگاه‌مون به غذا و بدن خودمون…

ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر می‌کنیم که ارثیه!

در حالی‌که همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کننده‌ست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.

🧭 مسیر لاغری از باور شروع می‌شه، نه از حذف غذا

تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰

و هر لقمه‌ای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…

هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمی‌تونه نجاتت بده. 💊🛑

🔑 کلید تغییر اینه که بفهمی:

«من چاق نیستم چون زیاد می‌خورم؛
من زیاد می‌خورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کننده‌ست.» 💡

وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته می‌شه.

لاغری‌ای که از ذهن شروع می‌شه، نه از معده. 🧠❤️‍🔥

🎯 رژیم نمی‌تونه حریف باورهای چاق کننده بشه!

اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا می‌رسه چیه؟

🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم می‌گیرم!»

و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خسته‌کننده:

📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامه‌ریزی دقیق وعده‌ها، و 😖 محدودیت‌های طاقت‌فرسا…

اما بذار یه سوال مهم بپرسم:

❓ آیا رژیم می‌تونه اون صداهایی که توی ذهنت می‌پیچه رو خاموش کنه؟

صداهایی مثل:

«الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»

«تو استعداد چاقی داری!»

«بدنت بدون این غذا ضعف می‌کنه»

«یه بار که چیزی نمی‌شه!»

🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…

باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠

🧠 چرا رژیم نمی‌تونه باور رو عوض کنه؟

رژیم‌ها میان و می‌رن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچ‌کدوم نمی‌تونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.

همون جایی که سال‌هاست باورهای چاق کننده مثل برنامه‌هایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.

مثلاً:

«برنج چاق‌کننده‌ست!» 🍚

«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️

«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمی‌شم!» 🤯

تو ممکنه سال‌ها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…

ولی آخرش برگشتی سر خونه‌ی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.

🔬 نگاه علمی به این موضوع:

در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:

«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرک‌های ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»

یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خسته‌ای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.

پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشه‌ی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

تغییر باورهای چاق کننده

🌱 راه‌حل چیه؟ تغییر فرمول‌های ذهنی

اگر می‌خوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافل‌ان:

🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!

  • یاد بگیری چی باعث پرخوری‌ته؟
  • چرا بعضی غذاها برات وسوسه‌انگیزن؟
  • چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان می‌شی؟
  • چرا رژیم برات شبیه شکنجه‌ست؟
  • چرا همیشه برمی‌گردی به رفتارهای قبلی؟

👣 توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد می‌گیری.

یاد می‌گیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.

✍️ چرا تمرین‌ بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟

ذهن ما سال‌ها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق می‌کنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق می‌شم» برنامه‌ریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیم‌ها هم نمی‌تونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشه‌ای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید می‌فرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد می‌کنن. ✨

🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی

لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:

  • 🍚 اولین غذایی که فکر می‌کنی باعث چاقی‌ته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
  • 📻 کدوم جمله چاق‌کننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار می‌شه؟ سعی کن از کودکی ریشه‌ش رو پیدا کنی.
  • ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنی‌ت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
  • 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
  • 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمی‌دونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.

🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.

💬 نوبت توئه!

حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کننده‌ای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار می‌شه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.89 از 122 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11807
180 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار s99malekan
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۲ ۲۱:۰۰
      مدت عضویت: 2188 روز
      امتیاز کاربر: 7845 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 373 کلمه

      سلام…..
      من فقط امروز بعد مدتها که با شماها هستم و دیگه پرخوری عصبی رو به‌کل ترک کرده بودم یه مقدار چند ساعت پیش زیاد سمت یخچال رفتم و هر دفعه هم یه تیکه یه چیزی خوردم.‌اینم بابت اتفاقیه که فکر کنم از دیروز غروب سرم اومده و پام از زانو پیچ‌خورده و‌ترس از عمل کردن و‌اینطور چیزا تمرکز منو‌ کم کرده.‌یعتی اینم یه جور کد نویسیه ها. متوجه هستم.‌ چون ناراحتم و درد دارم و استرس دارم پس طبیعیه پرخوری کنم.‌نه نه نه.‌دیگه زیر بار این حرف نمیرم.‌اولا اینکه ایشالا زود خوب میشه و به عمل نمیکشه و بعدش خوب چه دلیل داره که اینجوری کد بدم به ذهنم.‌چرا کد این شکلی نوشته نشه که مثلا درد و استرس دارم‌و میلم نمیکشه. گشنم نیست.‌کاملا سیرم.‌دقیقا مثل چیزی که آبجی کوچیکه کاملا متناسب من رفتار میکنه.‌با کوچکترین ناراحتی یا تنش یا هر چی کلی لاغر میشه چون کد دادهدبه ذهنش که مثلا فکرم مشغوله و‌میل به غذا ندارم…و‌ یه چیز دیگه که میخواستم بگم استاد من هر چی از شما یا دوستان گلم میشنوم از پر خوری هاتون میگین که الان چون تونستین این پرخوری رو کم کنین و شایدم ترک کنین لاغر و متناسب شدین.ولی منی که اصلا نمیخوردم و دا،م رژیم بودم و گنجشکی میخوردم و بایت همینم چشمم تو غذاها مونده که پر خوری عصبی شدم …من الان بر عکس شدم دیگه.‌من هیچ وقت طعم درست غذا خوردن با همسرم‌و پسرم رو نچشیدم .اونا غذاهای رنگ و وارنگ منو‌میخوردن و خودم شیر میخوردم و دلیل افسردگی منم همین محرومبت غذایی بود حالا دارم از همه چی سر سفره ناهار شام میخورم و به اندازه میخورم.‌اصلا حسم بد نیست. بدون عذاب وجدان و با آرامش میخورم.اابته تا جایی که ذهنم یاری بده تا پیغام سیری نه بیشتر. اصلا خاطر ندارم من صبحانه خورده باشم .ولی امروزا با لذت و آرامشی که بعد خدای مهربونم از شما دارمش صبحانه میخورم.‌مزه مربا و عسل و پنیر یادم رفته بود.خدایا مرده متحرکی بودم که قبل سن پیری پیر و فرسوده بودم.همش میگفتم من الان از نظر جسمی بیمار نیستم و سالمم و از غذا محرومم ومثلا سالمندا با وجود ده تا بیماری نباید بخورن.‌چه فرقی داشتیم.‌عذابی کشیدم من.بیاری خدا الان تو‌ مسیر لاغریم و ایشالا بزودی نتیجه مو میبینم و عکس شگفتی مو واستون میفرستم…‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۳۹۹/۰۵/۱۸ ۰۷:۰۶
      مدت عضویت: 2369 روز
      امتیاز کاربر: 38554 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      به نام خدا
      با سلام من خيلي خوشحال هستم كه توانمند هستم و به خودم افتخار ميكنم با وجود اين همه شكست بازم روش هاي جديد رو امتحان كردم و دست از تلاش برنميداشتم تا اينكه با اين روش ارزشمند اشنا شدم خدا رو شكر در اين روش به نتيجه ي دلخواهم ميرسم بلاخره با وجود اين همه زحمت به اين روش مهم دست پيدا كردم در اين روش بدون زحمت خيلي اسان مثل اب خوردن وزن كم ميكنم و به نتيحه ي دلخواهم ميرسم
      در اين روش پيغام سيري رو دريافت ميكنم و همجبنين پيغام گرسنكي
      من قبلا تا حايي غذا ميخوردم كه دلم درد ميگرفت و اون دل درد رو برابر با سيري ميدونستم و هر ساعت بدون اينكه گرسنه باشم غذا ميخوردم و هيج لذتي از غذا خوردن نميبردم و هميشه بعد از غذا اخساس بدي داشتم و عذاب وجدان ميگرفتم كه چرا اينقدر خوردم و به خودم قول ميدادم كه ديكه نخورم ولي بازم وفتي روبرو ميشدم انجام ميدادم اين رفتار زشت رو ديكه كلافه بودم از اين رفتارم 😫
      خدا رو شكر الان به صورت دهني متوجه سير شدنم ميشوم و جقدر احساس خوبي بعد از غذا دارم 🙏🏻
      ما اكه بتونين اين مسله ي(پرخوري)رو رعايت كنيم خود به خود لاغر مبشيم
      خدايا ممنونم ازت كه منو با اين روش اشنا كردي و توانستم خيلي زيبا و عالي با مواد خوراكي روبرو شوم اين مدا غذا خوردن يكي از ارزوهاي من بوده 🙏🏻👏🏻😌خدايا ممنونم شكر🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      ۱۳۹۹/۰۴/۳۰ ۱۵:۴۳
      مدت عضویت: 2380 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      سلام ، با شنیدن این فایل تمام سالهای زندگیم جلوی چشمم ظاهر شد ، الگوی فکری من در مورد احساس سیری کاملا اشتباه بود ، من فشار شکم را علامت سیری میدونستم برای همین همیشه بعد از غذا خوردن معده و کل شکم من درد میگرفت و هر دفعه هم عذاب وجدان میگرفتم که چرا پرخوری کردم که حالا این همه درد باید تحمل کنم و هر دفعه به خودم قول میدادم که این دفعه ی آخره ، اما همیشه تکرار میشد چون من اسیر غذا بودم ، تبلیغات تلویزیون با بسته بندی های قشنگ برای خوردن من تصمیم میگرفتن و من وسوسه میشدم ، سفره های متنوع و رنگارنگ و غذای های متنوع برای من تصمیم میگرفتن که بیشتر بخورم ، من از خودم هیچ اراده ای نداشتم و هر روز ضعیف و متزلزل تر میشدم چون من بنده غذا بودم ، خدا را شکر از زمانیکه توی دوره شرکت کردم این عادت زشتم به مرور کم شد و خیلی بهتر شدم اما اعتراف کنم که دیشب ی مقدار ته دیگ ماکارونی بیشتر خوردم و دچار مقداری فشار شکم شدم و اذیت شدم و رفتار غیر انسانی انجام دادم ، از خدا میخام کمکم کنه که این موارد کم را هم بتونم کنترل کنم و رفتار غذایی یک انسان متناسب با شخصیت را داشته باشم و بیشتر از این دیگه به جسمم آسیب نزنم ، من مسئول ترمیم جسمی هستم که با عادات زشت خرابش کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mehdiamini0098
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۶ ۱۵:۵۸
      مدت عضویت: 2314 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      باسلام خدمت استاد:
      فشار شکم: به‌نظر من این فایل واقعا عالیه من همیشه فقط به فکر خوردن بودم وبه شکل غذا اهمیت میدادم اینکه کجا باشم یاباکی غذا بخورم واینکه من بهترین فکرافتادم که من چرا پرخوری میکنم دلیلش چیه واقعا فهمیدم به دلیل اینکه ازبچگی بهم یادداده بودن که اگه نخوری نمی‌رسی اگه عجله نکنی غافل میشی واین نه فقط درغذاخوردن که حتی در زندگی عادی هم وقتی به جایی که کاراداری داریم میریم وبه قول خودشون دیگران زرنگی میکنن وحریص هستن بابت اینکه حتما جلوباشن کسی نیادوایسه وحقشون روبخوره والان درداستان پرخوری وفشارشکم ماداریم به خودمون ضربه میزنیم اگرباکسی غذامیخوریم ویادرجایی هستیم و غذامیخوریم بالا خره که اون میزواون جاجمع میشه واون شخصی هم که باماست غذای خودشونو هوا یا نمیشه اماین ماهستیم که به خودمون ضربه میزنیم بارفتارمون به جسممون فشارمیاریم ونتیجه ای که پیش میاد حاصل رفتارماس رفتاراشتباهی که براساس باوراشتباه درباره ی غذاست درباره ی اینکه من بخورم شاید بعدنباشه گیرم نیادیااینکه حالا فرصت پیدا کردیم مگه چندبار بش میاد یامثلا اینکه غذاروحتمابایدتاته خوردنمیشه دورانداخت یاسهم منه رفتم خریدم وبایدیادبگیرم استفاده کنم این هم یک آموزش اشتباه هست که به وسیله ی باوراشتباه واین باوربراساس آموزش اشتباه توسط خانواده جامعه تلویزیون انیمیشن
      توسط فیلم هارفتارمدرسه وحتی نکته های آموزشی که هر کدوم به شکلی درباره ی حریص بودن ویاطمع کارنبودن ورفتاروباورناهمخوان درباره زندگی هم دراین شرایطی که توش قرارمیگیریم درنحوه خوردن ورفتارباخودورفتارباغذا درماشکل می‌گیرد همونطورکه گفتین کسی که باغذاهوردن ورفتارباخودورفتارباغذا مشکل داره بادیگران هم مشکل پیدا می‌کنه پس اول باید یاد بگیریم به خودمون احترام بذاریم تابتونم جسم سالم و بدون مشکل داشته باشیم و بتونیم درجنبه های دیگه ی زندگی محترم باشیم تادرماشخصیت درست شکل بگیره 🌸🌸
      درپناه خداباشید یاحق🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا ک
      ۱۳۹۹/۰۴/۰۱ ۰۱:۱۲
      مدت عضویت: 2524 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      این فایل را وقتی اولین بار گوش کردم کلا شکه شدم که وای من هرگز در زندگیم در مورد غذا خوردنم و زمان استاپ کردنش فکر نکردم همیشه به حدی میخوردم که دیگه واقعا نتونم بخورم و این همراه با همان فشاری بود که توضیح دادید. حتی در زمانی که رژیم داشتم با مواد کم کالری اینکار را میکردم . الان که این دوره را دارم در زندگیم اجرا می‌کنم کلا برام کیفیت زندگی تغییر کرده و کلا در هر کاری این موضوع داره برام کار میکنه که اگر دارم فشار میارم اشتباهه و باید با احساساتم جلو برم . البته من یک چیز دیگر را در مورد پرخوریم هم متوجه شدم و اون هم اینکه آرامش درونی که نباشه ، آدم با چیزهای مختلفی دنبال اون شادی و هیجان ولذته که خوب در دسترس ترینش همون غذا هست و من هم که از کودکی خیلی حرفه ای این لذت بردنها را آموزش دیدم و تا یکم زندگی بالا و پایین میشه این عادتها برمیگرده و ایجاد تغییر در آن نیاز داره به تکرار و از همه مهم‌تر عجله نکردن هست. لاغری را باید زندگی کرد.
      سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Niikii
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ ۰۲:۴۹
      مدت عضویت: 2523 روز
      امتیاز کاربر: 2376 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      سپاسگزارم، نکته بسیار مهمی در این فایل هست. حد سیری و حالت بعد آن ؛ حقیقتش این روزها تمام تمرکز من روی آن هست. خودم فکر میکنم هر روز گامی هر چند گاهی کوچک دارم بر میدارم و به نظرم میاد چالش خیلی خیلی عالی هست و خیلی بهتر از رژیم گرفتن و محدودیت هست چراکه ما با رژیم و محدودیتهای که در مواد غذایی و اندازه اش داشتیم تمرکزمون بر مواد غذایی بود ولی الان تمرکزمون بر بدنمون و احترام به آن است و همچنین شناخت واکنشهای جسمانیمون که مرتبط با ذهن ما میباشد. خوب به نظرم میرسه خیلی علم بزرگسیت و این شناخت خیلی خیلی زندگی ما را از هر لحاظ متحول میتونه بکنه حداقل برای من که هر روزش یک تحول هست. گاهی فکر میکنم اگر متناسب همیشه بودم شاید انقدر هم روزی به آگاهیم از این طریق اضافه نمیشد🥰 شکر خدا.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه قدیریان
      ۱۳۹۹/۰۲/۰۷ ۱۴:۲۸
      مدت عضویت: 2524 روز
      امتیاز کاربر: 677 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      من مدتیه که اصلا احساس فشار به معده رو نداشتم و سوزش سر دل هم که همراه همیشگی من بود تقریبا فراموشم شده احساس عذاب وجدان بعد از غذا هم مدتیه ندارم ولذت از غذا و طعم اونو خیلی بیشتر احساس میکنم خیلی خوشحالم که به این مرحله رسیدم وخدا روشکر میکنم. دیروز سحری که خوردم متوجه نشدم و بر اساس باورهای قبلی که فردا کشته نمونم کمی بیشتر خوردم و حالم تا ظهر بد بود و امروز بخاطر معده ام نتونستم روزه بگیرم یعنی اینقدر متفاوت شدم و خودم متوجه نشدم؟؟؟؟!!!
      یه نکته جالب بگم نوه پنج ساله من چند روز پیش در برابر اصرار همسرم برای غذا خوردنش میگفت باباجون هر کسی باندازه نیاز بدنش باید غذا بخوره ومن باندازه نیازم خوردم وبدنم میگه بسه!!!!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Niikii
        ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ ۰۲:۵۱
        مدت عضویت: 2523 روز
        امتیاز کاربر: 2376 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        چقدر عالی ❤️تبریک میگم به شما و نوه شما. دختر من هم به پدرش که گاهی اصرار میکنه همین جمله رو میگه. 🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۹ ۰۴:۱۱
      مدت عضویت: 2555 روز
      امتیاز کاربر: 21830 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      رفتارمون در شان یک انسان باشه واقعا همیشه تا حد خفگی می خوردم همینطور بی خودی وقتی تو خونه بودم همش باید یه چیزی می خوردم و مخصوصا غذای بیرون خیلی منو سنگین می کرد بعد از هر بار خوردن غذای بیرون من احساس خیلی بدی می کردم …
      خدا رو شکر که الان خیلی وقته که دیگه احساس سنگینی نکردم ولی بعضی وقتا هنوز بی خودی چیز می خورم ولی دیگه هر چی می خورم با لذت و احساس خوبه خدا رو شکر فکر بعدش و نمی کنم که وای من اینو خوردم حالا اینجور حالا اونجور مثل قبل
      ولی مثلا برای خیلی از چیزها هم خودم و باید تشویق کنم یه جعبه شکلات خردیم جمعه البته همسرم از دستش من نمی خرم دیگه ولی از اون دو سه روز من فقط یکی از اون خوردم اگه قبلا بود الان تموم شده!
      یا مثلا نون قندی الان هنوز مونده االان چند روزه از دست من دوام آوردم!
      ولی من الان به احساسم توجه می کنم و هر روز توجه ام و به احساسم می دم !و دارم تمرین طبیعی بودن و اتوماتیک شدن غذا خوردن و می کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۸ ۱۷:۳۰
      مدت عضویت: 2383 روز
      امتیاز کاربر: 22163 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      سلام. این فایل خیلی خوبه. این نکته رو یاد گرفتم که باید در شأن یک انسان رفتار کنم. من فقط باید نذارم به فشار شکم برسم وقتی که سبک از سر سفره بلند میشم یعنی به اندازه ی نیازم خوردم و درست عمل کردم و باید احساس خوبی داشته باشم.
      1.تا گرسنه نشدم، غذا نخورم.
      2.قبل از رسیدن به فشار شکم، دست از غذا بکشم.
      3.مطمئن باشم که درست رفتار کردم و راضی باشم.
      4.خودم رو تشویق کنم و سعی کنم وعده بعدی هم درست رفتار کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۸ ۰۱:۵۴
      مدت عضویت: 2554 روز
      امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      با سلام خدمت همه دوستان عزیزم.این فایل هم شگفت انگیز بود امروز سه بار گوش دادم و خیلی خوب مفهوم رو درک کردم و من تا به امروز اصلا فشار شکم رو حس نکردم ودر حد یکی دوبار که خیلی خودمو تنبیه کردم اونم به خاطر غذای مورد علاقم.ولی یه چیزی همیشه برام سواله که من تا زمانی که گرسنه نشم سعی میکنم غذا نخورم ولی زمانی هم که گرسنه میشم اصلا احساس سیری رو متوجه نمیشم و فقط تا زمانی که به فشار شکم نرسم دست از غذا میکشم .از استاد میخام منو راهنمایی کنه چون خیلی دلم میخاد عین افراد متناسب احساس سیری رو درک کنم که حتی میگن یک لقمه هم جا نداریم.لطفا منو راهنمایی کنید؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سمیرا
        ۱۳۹۹/۰۱/۰۹ ۰۰:۱۰
        مدت عضویت: 2554 روز
        امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        ممنونم بابت راهنماییتون ?

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم