تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.86 از 118 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام طبق فایل غذاها مارومدیریت میکنن وما وسوسه میشیم براخوردن وخداروشکرداریم یادمیگیریم چجوری مدیریت کنیم ویادبگیریم نیازبدن وطبق نیازخورده بشه نه پرخوری وبرالاغری خیلی سختی ها کشیدیم چه ورزش ها میکردیم پیاده روی وهمه اینها بازنمیتونست مارولاغرکنه ومیدیدیم افرادمتناسب باخیال راحت همچی میخورن بدون ترس ولی یک فردچاق باترس همچی میخورن وتوذهنشون نگرش چاقی وجودداره وسیروگرسنه بودن روفردچاق متوجه نمیشه ولی فردلاغر طبق نیازبدن میخوره ماهم بایدیادبگیریم سیرشدیم دست ازغدابکشیم نبایدبزاریم تافشارشکمی داشته باشیم بگیم سیرشدیم ماهردفعه رفتارزشت سرزدخودمونوتنبیه کنیم ودربرابررفتارخوب تشویق کنیم به بسته بندی غذا توجه نکنیم ونگیم فقط یک نفرست تااخرخوردلزومی نداره ۸برش پیتزاربخوریم یک فردمتناسب فقط برحسب نیازمیخوره ولی فردچاق چراطبق عذایی براش بایدتعیین بشه بخوره بعدغذابایدبه حس خودمون توجه کنیم حس سبکی داریم یافشارشکمی مگه ماسطل اشغال هستیم هرچیزی روداخلش میندازیم درموردغذاها هم همینه یک نوع غذاروانتخاب کنیم واونوطبق نیازبخوریم
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر
موضوع امروز مدیریت بر روی مواد غذایی هست.درحال حاضر این مواد غذایی هستند که ما را مدیریت میکنند و ما را وسوسه برای خوردن می کنند و امروز می خواهیم یاد بگیریم چگونه کنترل خوردن خودمان را داشته باشیم.
وقتی تفاوت بین خوردن افراد چاق و لاغر وجود دارد پس این تفاوت مربوط به فرمول های ذهنی آنها هست و در نهایت این فرمول ها رفتار را بوجود می آورد.ما انسان هستیم پس باید بتوانیم کارهای خود را کنترل کنیم و اگر در این راه ناتوان هستیم مشکلی هست وان هم فرمول ها هستند باید فرمول های اشتباه را شناسایی کرده و آن را درست کنیم تا موفق شویم .
فرمول اشتباه ذهن من سریع خوردن بود که نه از طعم غذا لذت می برم و نه زمان سیری خودم را می فهمیدم همیشه به من میگفتند خودت زود غذا بخور تابتونی به بچهها غذا بدی واین فرمول اشتباه چندین سال با من هست که به لطف خدا در مسیر لاغری با ذهن دارم تلاش میکنم درستش کنم.
من پرخوری عصبی هم داشتم که دارم تلاش میکنم برطرف شود.
واقعا فرد چاق پیغام سیری را دریافت نمیکند و به سنگینی وخفگی که میرسد دست از خوردن بر میدارد خودم هم همینطور بودم که به لطف خدا چند روز پیش تا الان دارم تلاش میکنم پیغام سیری بدنم را دریافت کنم و وقتی سنگین میشدم کلی به خودم بد میگفتم و امروز که این فایل را گوش کردم خیلی ذوق کردم که مسیر را درست ادامه میدهم و کلی امیدوار شدم از امروز پر قدرت تر پیش میرم سعی می کنم سلف سرویس و بسته بندی مواد غذایی و گولم نزند از همه مهمتر مانند یک انسان غذا بخورم خدابا به امید تو برای همه هم مسیری ها و استاد گرامی آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.انشاالله همه متناسب با رفتار غذایی درست بشیم
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام استاد گرامی ودوستان هم مسیرم فرمولهای ذهنی چاق کننده اگر چاق هستیم به این دلیل نیست که چاقی ارثی است یا سوخت ساز بدن پایین است بلکه ما به این دلیل چاق هستیم که فرمولهای ذهنی چاق کننده رادر خود ایجاد کردهایم وسالهاست از آنها در زندگی روز مره خود استفاده میکنیم ما به دلیل فرمولهای چاق کننده در ذهنمان چاق شدهایم هر بار خواستیم لاغر شویم به سراغ رفتارهای چاق کننده خود رفته ایم به ما گفته اند چاق هستی چون از هر غذا استفاده میکنیم به همین دلیل برنامه غذای برای ما نوشته اند واگر میخواهید لاغر شوید با طبق این برنامه غذا بخوریم وبه ما گفته اند چاق هستی چون فعالیت بدنی پایینی داری واگر میخواهید لاغر شوید باید ورزش پیاده روی کنید تا لاغر شوید دلیل برای چاقی ما عنوان شده است براساس واکنش جسمی بوده است.هیچ توجهی به فرمولهای ذهنی نشده است در سالهای که چاق بوده ایم هر تصمیم. میگرفتیم که لاغر شویم رژیم گرفتن ورزش کردن مصرف دارو ومصرف نان برنج سعی میکردیم کمتر بخوریم واوناها علت چاق خود میدانستم این تلاش من باتمرکز بر واکنش جسمی و نخوردن بود وبه همین دلیل نتیجه ای کسب نمیکردیم درست هست و آن مدت از نان برنج کمتر میخوردیم یا نمیخوریم مقداری لاغر میشدیم ودلیل آن را کمتر خوردن نان برنج میدانستیم. این تا ابد نمیتوانیم نان برنج نخوریم بلاخره خوردن نان برنج شروع میکردیم باسه مرتبه نان برنج خوردن چاق میشدیم چون خوردن نان برنج واکنش رفتاری من بود که نقشی در چاقی ولاغر شدن من نداشت نگاه تصور ی که درباره نان برنج داشتم فرمول اصلی بود که باعث چاقی لاغری من میشد من تصور میکردم که نان برنج باعث چاقی من میشود به همین دلیل اگر از آن ها نخوردم مقداری لاغر میشدم واگر مصرف میکردم چاق میشدم فرمولهای مشابه در سایر مواد غذایی در ذهن من وجود داشت در مورد نان برنج تخم مرغ سس مایرنز پیتزا سرخ کردنی کلوچه شگلات کیک بسیاری از مواد غذایی فرمولهای در ذهنم ایجاد کرده بود که سبب شد بو د به مرور که به شرایط عقیده داشتم هر چیز بخورم چاق میشوم هر فرمولهای بیشتر درباره تاثیر مواد غذایی بر جسم من ایجاد شد ترس از خوردن مواد غذایی بیشتر شد وانتظار چاق تر شدن داشتم درک تفاوت بین فرمولهای ذهنی چاق کننده ورفتار هاو واکنش های چاق کننده به ما کمک میکند تا به آگاهی بیشتر در مسیر لاغری باذهن قدم برداریم ان روزها دلیل این تفاوت در رفتار خودم ودیگران اما امروز میدانم که دلیل تاثیر غذا در چاق تر شدن من تاثیر نداشت غذا خوردن در چاقی آن افراد به دلیل تفاوت در فرمولهای ذهنی من وانها بوده است درذهن من غذا وشیرینی عامل چاقی تعریف شده بود در ذهن افراد متناسب غذاها خوشمزه ومقوی هستند وبه اندازه خوردن وسیرشدن تفکر درباره غذا از دیگران به هم به ارث رسیده بود به این دلیل نسبت که به شما منتقل شده باشد بلکه به این دلیل است که عقاید خانواده شما درباره چاقی به ذهن شما منتقل شده است اگر بخواهیم به شکل ساده واسان لاغر شویم باید مهارت فرمولهای چاق کننده رو کسب کنیم وباید فرمولهای ذهنی خود را اصلاح کنیم موانع ذهنی رو برداریم واگر پرخوری کردیم باید خودمان رو سرزنش کنیم تا این رفتار نادرست رو انجام ندهیم وپر خوری یک واکنش جسمی هست وبا تغییر فرمولهای ذهنی میتوانید واکنش جسمی رو تغییر داد ونه با فشار آوردن فرمولهای ذهنی خود واکنش های رفتار ی نسبت به غذاها و شناسایی کنیم وبه مرور فرمولهای ذهنی متفاوتی برای لاغر شدن در ذهن خود ایجاد میکنیم وبه مرور رفتارهای غذایی ما تغییر میکند وجسم ما مطابق با رفتار غذایی شکل جدید به خود میگیرد و جسم ما همیشه بر رفتار های واکنشهای متفاوتی میدهد بیماری بدن ما به شکل بی حالی است واکنش ما در زمان تشنه شدن گرسنگی ونیاز به استراحت موارد دیگر متفاوت است به واکنش پر خوری توجه کنید وبه راحتی میتوانید رفتار اشتباه خودرا شناسایی کنید پس باایجاد فرمول صحیح رفتار صحیحی از خودتان بروز میدهید واکنش جسمی فرد چاق نسبت به سیر شدن واکنش افراد متناسب بسیار متفاوت است وتوجه به این تفاوت میتواند به ما کمک کنه تا رفتار مناسبی داشته باشیم شناسایی واکنش هایی جسمی ما نسبت به مواد غذایی ما میتواند در توانمندی شدن مادر لاغرشدن داشته باشد وبرای لاغری باید فرمولهای جدید جایگزین کنیم وباید درمسیر لاغری باذهن باشیم وبرای انجام آن نیاز به اشتیاق واستمرار داشتن داریم.
بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر
یه جایی صحبت هایی یه آقایی بود که درس هایی
معنوی میدادن و در مورد خوردن هم صحبت میکردن
و میگفتم که خوردن یک امر مقدسه و ما هیچ وقت
در طول روز اینقدر شاید نزدیک هم نشنیم ولی این
امر خوردن باعث میشه در روز دوبار یا سه بار در کنار
عزیزانمان بنشینیم و به بدنمون که جایگاه روح الهی
هست انرژی برسونیم و از همدیگه انرژی بگیریم
خوب این خیلی برای یکی مث من زمان ببره که
از این پروسه لذت ببرم ،و به اندازه بخورم چون
از زمانی که یادمه مادرم همیشه میگفت زود بخورید
تا جمع کنم ،استرس بهمون میداد مامانم فرد عجولی
هست و دوست داره همه کارا زود تموم بشن ،کسی
که از بچگی اینطور باهاش رفتار کردن تا این رفتار درش
عادت بشه زمان میبره ،ومن کم نمیارم اینقدر روی خودم
کار کردم که ادم صبوری بشم ،زود واکنش نشون ندم
به هر چیزی خاله ام میگه وقتی صبر پخش میکردن
چند بار رفتی تو صف 😊عزیزانم بیایم و کم نیاریم
توی مسیر انشالله همه توی این مسیر به نتیجه
برسیم ،باتشکر از استاد عزیزم یه درخواستی داشتم
تو مسیر صد گام ،گام هایی که به عنوان نکات طلایی
نامگذاری کردید در پایین مطالب که برای بقیه
گام ها هست در اون گام هایی نکات طلایی کلید
که به صفحه ی قبل و بعد میریم نداره چون این
گزینه خیلی کار رو راحت کرده اگه امکانش هست
در این صفحه ها هم اعمال کنید این کلید ها رو
ممنون از همه زحماتتون .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
باسلام خدمت استاد گرامی ودوستان همراهم
فرمولهای ذهنی چاقی
من فرمول های چاقی مثل ژنتیک و ازدواج و زایمان وچربیهای سفت و معده سرد و عصبانیت در من باعث تند خوردن پرخوری میشه وغذاها چاق کننده هستن همه اینها رو در ذهنم کاشتم وبا هر بار توجه بهشون اونهارو قوی تر کردم واین باورهای اشتباه در من رفتار وعادتهای نازیبا رو ایجاد کردن ومن قدرتو به غذاها دادم وخودم رو ناتوان در مقابلشان دیدم و همین افکار سمی در من عادت بیشتر از نیازم بدنم رو ایجاد کرد ودر مقابل غذاها با توجه به خاطرات گذشتم با اونها بر خورد میکردم نه به خاطر نیاز بدنم
واقعا من باید مصرف کردن غذاها رو مدیریت کنم چون قدرت رو به بعضی غذاها دادم واونها من رو مدیریت می کنن بیشتر از بدنم مصرف کنم و گاهی زود جمع کردن سفر در من باعث میشه تند تند غذا بخورم و اون دلیل دیگه پرخوری من هستش وباعث زیاد رویی من میشه دلیل سوم این که گاهی به خاطر این که اصراف نشه من کمی بیشتر از نیازم مصرف می کنم
چرا این جوری هستش؟ به خاطر خاطرات من درباره مزه های بعضی غذاها زیاد رویی میکنم و حالا باید یاد بگیرم چطور در مواجه شدن با غذاها مورد علاقه م بهتر برخورد کنم من ضعیف نیستم وبی اراده نیستم
فقط باید لاغری با ذهن رو یاد بگیرم تا لاغریم بشم
من توانایی لاغر شدن در این روش رودارم چون هم من اراده دارم وهم راهم درست هستش ومن در مسیر درست الهی هدایت شدم و همین لحظه در حال درک آگاهی ها هستم وخداوند بامن هستش ومن رو به سمت لاغری هدایت کرده وبا درک این آگاهی ها روح وجسم به تعادل رسیده وبا خواسته من همسو میشه ودرجسم من لاغری خلق میکنه
گاهی زیاد روی میکنم ومعدم اذیت میشم بدنم واکنش میده که دوسه قاشق بیشتر از نیازم خوردم نشون میده اشتباه رفتار کردم واین رفتار من به خاطر خاطرات گذشتم نسبت به اون غذا در من باعث زیاد رویی شده باید سعی کنم خاطراتم رو کمرنگ کنم ولذت سبکی و لاغری رو بیشتر کنم و دلیل دیگه این که نگرش اشتباه حیف، دو سه قاشق دور بریزم و دلیل دیگه این که ممکن دوباره به این خوشمزه ای نشه اینها دلایل پر خوری من هستن
باید بدونه فکر غذا بخورم ودست از تجربیات گذشتم بردارم و باید برای لذت و تفریح کردن برای اینکه گناه نکنیم و به خاطر این که دوباره ممکن نباشه پر خوری نکنم
من باید از خودم رفتار انسانی در برابر غذاها داشته باشم
چرا وقتی غذا قورمه سبزی هست زیاد رویی میکنم ویا وقتی غذایی طعم فوق العاده داره زیاد روی میکنم باید در شان یک انسان رفتار کنم
من نباید اجازه بدم غذاهامن رو کنترل کنند
و باید به احساسم بعد از خوردنم توجه داشته باشم و رفتارهای نا جالبم رو باید برطرف کنم پرخوری رو چرا در برابر بعضی غذاهارو کنترل کنم رفتار غیر انسانی انجام ندم دلیل این رفتار ناجالب میتونه این باشه که میخوام از اون غذا لذت ببرم چون در زندگیم دنبال لذت بردن هستم واشتباها آمدم از خوردن غذای خاصی حالم رو خوب کنم
استاد دلیل پر خوری من در مورد بعضی غذاها رو فهمیدم به خاطر خاطراتم از اون طعم غذاها هستش و
به خاطر احساس کمبود اون غذا ها در ذهنم هستش
به دلیل دست پخت بعضی ها که تجربه کردم باعث زیاد رویی در من میشه
واکنون باید به خودم بگم قورمه سبزی در ذهنم قدرتی نداره که باعث بشه زیاد رویی کنم و باید بگم فراوانی مواد غذایی بسیار در زندگیم هستش که احتیاج به رفتار غیر انسانی درمن نمیشه
ودست پخت اون شخص همیشه وهر زمانی بخوام میتونم دوباره امتحان کنم پس در من باعث رفتار پر خوری نمیشه ومهمانی رفتن در من باعث پرخوری نمیشه
پس غذاهای خوشمزه به وفور وجود داره و احتیاج به زیاد رویی نیست و هرگاه پر خوری کردم باید به خودم بگم مگه تو انسان نیستی چرا رفتار غیر انسانی از خودت نشون دادی
با سپاس فراوان از استاد گرامی
به امید ایزد مننان
به نام خداوند تعادل و کمک کننده و همیشه عاشق پیشرفت ما،
و ممنونم از استاد محترم ارجمندو وگرامی
استاد اهرم رنج و لذت رو همیشه تو ذهنم داشتم اما بلد نبودم انگار زمانم نبود ازش استفاده کنم نمیفهمیدم اصلا چکارشکنم مینوشتم ولی حسی اونموقع نداشتم به حملات و افکارم
اما الان با توضیحات شما انگار چراغ در سرم روشن شد فهمم رفت بالا درک کردم
چرا چطور چگونه سیئوالات عالی و علت و منطق عالی و جایگزین های خودمان و استفاده از اهرم رنج و لذت الان کاربردی تر شد برام
خدا خیرتون بده استاد ممنونم و از خداوندم هم ممنونم 🙏🙏🙏
ارزش فایلها فوق العاده هستن
باعرض سلام خدمت استاد عزیز من با دیدن این فایل واقعا چاقی خودم در زیاد خوردن میبینم چون من دارای دو فرزند هستم و همیشه اضافی بچه هایم را میخوردم چون همیشه در ذهن من بود که این ها اصراف است نباید دور ریز شود و من خودم را سطل اشغال بچه هایم کرده بودم و از وقتی که در این سایت هستم و فایل ها را گوش میدم واقعا دیگه خودم را سطل اشغال و جمع اوری اضافه های بچه هایم نمی دونم و به اندازه خودم بر میدارم و زیادی ان ها را استفاده نمیکنم زیاد هم برایم مهم نیست که زیاد میاد یا نه وازاین خیلی خوشحالم و قبلا هم هر کسی به من میگفت شما چاق هستید چون هر روز برنج مصرف میکنید چون من همیشه برنج را کته میکنم و ابکش نمیکنم هر کس میدید میگفت بگو چرا چاقی چون برنج کته دارای خیلی نشاسته هست به همین دلیله ولی من همیشه دوست داشتم خوردن برنج کته و از خوردن ان لذت میبرم وحالا خیلی خوشحالم که با گوش دادن به این فایل باز هم از خوردن غذاهایم لذت میبرم ودیگر ترسی در من وجود نداردواز خدای متعال میخواهم که من را دراین مسیر قوی و پایدار بدارد
نشان های دریافت شده
جمله ای ک بسیار باید تفکر بشه در موردش،در شان یک انسان باید رفتار کرد در غذا خوردن.همین ی جمله تاثیر میذاره و باعث لاغری خود ب خود میشه
به نام خدای بخشنده ام
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
خداوند و سپاسگزارم که امروز این فایل بی نظیر و گوش دادم و این گام فوق العاده رو برداشتم عجب چیزی هستن این فرمولهای چاقی و چقدر لذت بخشه که استاد عزیزم این موانع رو به ما یاد میدن و حالا ما هستیم که باید این لطف بی کران رو با درست عمل کردن جبران کنیم
بهبه چه جمله زیبایی تفاوت در رفتار ماست که باعث تفاوت در جسم ما میشه و این رفتارها از ذهن بوجود میاد و ذهن ما میگه ما چطور رفتار کنیم ؛ تفاوت فاحشی که انسان با سایر موجودات داره، نیروی اراده و عقله و قدرت انتخابه وگرنه تمام موجودات به صورت غریزی کارهایی رو انجام میدن که شاید هیچ انسانی قادر به انجام دادن آن نظم و زیبایی نیست اما ما انسانها دارای قدرت تصمیمگیری و انتخاب هستیم اگر امروز چاقیم چون خودمان انتخاب کردیم خودمان به ذهن چاقمان بها داده ایم و به جسممان ظلم کرده ایم ما سالیان سال تلاش کردیم تا متناسب شویم و کارهای رنج آور زیادی انجام دادیم اما چون مسیر اشتباه بود مقصد حاصل نمیشد و همش فکر میکردیم ایراد از ماست و سرزنش و افسردگی تنها دست آورد آن روشهای کذایی بود مدام چاقی خودمان را به نوع مواد غذایی یا کم تحرکی یا ژنتیک یا ….ربط میدادیم و همیشه میگفتیم اشتهای من زیاد است نمیتوانم جلوی آن را بگیرم و دست خودم نیست من بارها قرصهای کاهش اشتها مصرف کرده ام ولی باز هم فایده نداشت اما به شکر خدا الان که در مسیر ذهنی گام برمیدارم دیگر چیزی به اسم اشتها در من وجود ندارد منی که به شدت پر خور بودم الان دارم نتایج بی نظیری میگیرم بدون هیچ دارویی به طرز شگفت انگیزی اشتها و میل ندارم الهی شکرت من قبل از آشنایی با سایت قرص لاغری خریده بودم و هزینه بالایی هم داده بودم ولی چون وارد مسیر شدم به شکر خدا حتی این قرص را امتحان هم نکردم و بسیار از لحاظ روحی و جسمی حالم عالی شده همش به خودم میگم ببین دوره ها رو تهیه کنی چقدر حالت بهتر میشه و با عشق منتظرم این صد گامم تمام بشه و دوره ها رو تهیه کنم و بیشتر یاد بگیرم
وای استاد چقدر جالب من هم سالهاست که حتی از مردن هم خجالت میکشیدم و حتی عموم فوت شده بود چون خیلی فرد متناسبی بود و به علت کما به شدت ورم کرده بود همش حالم بد بود میگفتم این که لاغر بوده اینجوری شده وای به حال من چقدر حالم بد میشد وقتی به این چیزها فکر میکردم
خوب بریم سراغ پر خوری ،من در تمام مدت که در مسیر تناسب فکری هستم همیشه میدونستم شما متناسبهای با رفتار صحیح مد نظرتونه و خودم و رفتارهام و سعی کردم مثل همون افراد متناسب کنم شاید بعضی وقتها احساس ضعف داشتم و کمی مثل ذهن چاق رفتار کرده باشم ولی بازم نا امید نشدم و از مسیر خارج نشدم چون من در اول راهم و تا جسم و ذهنم با هم هماهنگ شود نیاز به زمان مناسب هست جالبه من قبلا اصلا سیری رو نمیفهمیدم حتی وقتی که داشتم میترکیدم بازم هوس میکردم و اگر اون موقع نمیتونستم بخورم تو ذهنم برنامه ریزی میکردم که خوب حالا مثلا فلان تایم مصرف میکنم وای خدایا چی کردم با خودم مهمون برام میآمد چندین مدل سالاد و دسر و انواع غذا رو درست میکردم و از چند روز قبل مدام به فکر تزیین غذاها و سفره بودم یعنی جوری پذیرایی میکردم که همیشه کسانی که میخواستن بیان خونمون قرص اشتها میخوردن و حتی اضافه غذاها رو میبردن و همش تعریف و تمجید از غذاها و من کیف میکردم که عجب پذیرایی کردم من بیشتر مهمان داشتم تا مهمانی رفتن چون واقعا الان که فکر میکنم چرا من این کارها رو کردم چرا ساعتها وقت میگذاشتم تا برای دیگران غذاهای آنچنانی درست کنم اصلا چه لزومی داشت بخوام خودم و به نمایش بگذارم واقعا حالا که چی ؟خونمون هتل پر ستاره بود با کلی غذاهای عالی و همینطور حس راحتی که به میهمانهام میدادم و واقعا جای صاحب خانه و مهمان عوض شده بود چقدر رفتارهای اشتباه داشتم چقدر متاسفم برای خودم اما هنوزم دیر نشده من درستش و میسازم من یاد میگیرم من هر روز یک گام به سمت رفتارهای درست برمیدارم من هر لحظه رفتارهای صحیح و یاد میگیرم و اگر اشتباه کنم اونو میپذیرم و برطرفش میکنم من پرخوری در ذهنم وجود نداره ،من اونقدری غذا نمیخورم که فشار شکمی درم بوجود بیاد ،من مثل انسان متناسب با مواد غذایی رفتار میکنم ،من نگرشم به مهمانی دادن تغییر کرده، من در مواجهه با مواد غذایی با عقلم انتخاب میکنم و از ذهن چاقم که داره اصلاح میشه پیروی نمیکنم ،من خاطرات چاقی که از مواد غذایی دارم و با خاطرات لاغری جایگزین میکنم، من دیگه نمیگم این حیفه، این اسرافه، این گناه داره، یعنی چی این حرفها خوب کمتر غذا تهیه کن که اسراف نشه، اضافه آمد دهن نزن بده فقیر، اصلا بده حیوانات خدا بخورند، تو داری گول شیطان و میخوری بهت میگه گناهه اسرافه و تو برمیداری میخوری؛ پس گناه نیست که بدنت که امانت الهیه رو داری نابود میکنی؟ این یه جور خودکشیه، همون قدر گناه داره ،همون قدر منفوره، منتها تو متوجه نبودی هر روز با دست خودت سم به بدن نازنینت وارد کردی و نتیجه اش شده کیلومترها فاصله گرفتن از انسانیت؛ اما دیگه بسه ،من بهترین خودم و میسازم من هدف دارم کسی که هدف نداره این مسیر به دردش نمیخوره یعنی هیچ کاری به دردش نمیخوره من عاشق مسیرم هستم من عاشق تناسب فکری ام عاشق هیچ وقت معشوقش و تنها نمیزاره این مسیر عشق منه بخاطر عشقم هر روز درست غذا میخورم رفتارهای ذهن چاقم و موانع و شناسایی میکنم تمریناتم و انجام میدم فایلهام و گوش میدم کامنتها رو میخونم زندگی سالم دارم من هدف دارم سالهاست هدف داشتم ولی چون آدرسش و بلد نبودم هیچ وقت نتونستم بهش برسم؛ اما الان آدرس دستمه و فقط باید هر روز یه قدم بردارم شاید خیلی طول بکشه ولی مهم اینه بهش میرسم ؛من با عشق کارم و انجام میدم هر روز که دارم گام برمیدارم سعی میکنم با تمام توانم جلو برم و تمرین کنم، من برای داشتن زندگی عالی ،اول از همه باید به خودم برسم، باید خودم و دوست داشته باشم ،نباید بخاطر خوش آمد دیگران خودم و آزار بدم (مثلا وقتی مهمون برام میاد)من هر روز با عشق ورزش میکنم ،من باشگاه نمیرم چون حس میکنم برای لاغری دارم میرم، مثل قبلا، من تو خونه خودم بدون اینکه تایم خاصی مد نظرم باشه یا بخوام جایی برم با گوشیم ورزش میکنم، هندزفری میزارم و یه ساعت تو دنیای خودم عشق میکنم و حس خیلی عالی بهم میده این کار، من ورزش نمیکنم لاغر بشم ؛من دارم گام صحیح در جهت مسیرم برمیدارم و احساس خوب در خودم بوجود میارم من هر روز کنار خانواده ام میشینم و با عشق به اندازه نیاز بدنم غذا میخورم من توی این چند روز خیلی عالی متناسب تر شدم جسمم عالی داره جلو میره و همه اینها رو از خداوند و استاد ارجمندم دارم همش میگم خدایا نمیدونم چطور سپاسگزاری کنم ؛ دیروز داشتم همین فایل و گوش میدادم بدون هندزفری همسرم شنید صحبتهای استاد و گفت حتما دوره ها رو هم تهیه کن و خیلی خوشش اومد و میگفت عالی شدی هم از لحاظ رفتاری هم جسمی و آخر شب خودش میخواست شیر بخوره گفت برام نصف لیوان بریز با اینکه متناسبه ولی صحبتهای زیبای استاد روش تاثیر گذاشته بود و من در دلم داشتم کیف میکردم که خداوند من و انتخاب کرده که از راهنمای خوبش استاد روشن عزیزم بهره ببرم و دیگه بهانه ای برای من خدا نگذاشته راه و چاه و نشونم داده و دیگه این منم که باید انتخاب کنم و جلو برم و دیگه گلایه ای پذیرفته نیست در درگاه خداوند پس با عشق ادامه میدم الهی به امید تو
به نام خدای مهربان
سلام مجدد به استاد عزیزم
استاد واقعا به اندازه خوردن حس سبکی داره و بی نظیره و صدرصدددد وقتی این مدلی میخورم احساس لاغری و سبکی بیشتری میکنم
دوستان توجه کنن که دارم میگم احساس سبکی و لاغری یعنی یه چیزی کاملا درونیه
یه حس فوقالعاده
و وقتی حس آدم خوب باشه مسلم که احساس لاغری تبدیل میشه به اندامی کاملا متناسب و لاغر
اتفاقا دو روزه ک معده درد دارم دیشب ک معدم به شدت میسوخت غذامو با خورشت قاطی کرده بودم با اینکه ب خاطر سوزش هیچ لذتیم نبرده بودم ولی چون با خورشت قاطی شده بود اون چند قاشق اخرم با بی میلی تمام خوردم و احساس بدی داشتم
ولی امشب ک معدم همون وضع بود غذامم خوشمزه بودا با خودم گفتم این احساس سوزش که نمیخواد بزاره من احساس سیری رو متوجه بشم
همون وعده غذاییم رو به دو قسمت تقسیم کرذم
نصفشو خوردم نصفشم گفتم اخر شب گشنم شد میخورم ک وعده دوم سوزش معدم خوب شده بود تازه بیشترم چسبید بهم
و من در هر دو وعده احساس سبکی میکردم
و این خیلی برام لذت بخش بود
البته ک چون پروسه ذهنی ک بیاد تبدیل بشه به عمل ک همون داستان ک قبل از احساس ترکیدن دس از غذا بکشیم من بعضی وقتا مثل دیشب کار درستی نکردم ولی خب اگه بخوایم نیمه پر لیوان رو ببینیم اغلب غذاهام فقط در حد سیر شدن رسیدن و پرخوری خیلی کم شده
و این تبدیل ذهنی به رفتار تمرین بیشتر میخواد
خیلی خیلی خیلی حواس جمعی بیشتری میخواد
و اینکه یادمون نره ک هیچ عجله ای نیست غذارو از دستمون نمیدزدن که با حوصله بزارین یخچال هر موقع بدن درخواست کرد باز به اندازه بخورین
البته ک چون شوهرم شبا بیشتر کارش و من شبا بیدكارم باعث میشه بازم گرسنه بشم وگرنه خیلی کم پیش میاد گرسنگی یه نفرو از خواب ناز بیدار کنه
و اینکه بحث علمی هس ک میگه بدن از فلان ساعت شروع به پاکسازی میکنه و ما نباید نصفه شبی چیزی بخوریم البته نمیدونم دقیق واقعیت داره یا نه
و در آخر اینکه همسرم داره شغلشو عوض میکنه پس شبا زودتر میخوابم و دیگه احساس گرسنگی رو متوجه نمیشم
مثالی ک استاد زدین راجب برنج دقیقا همین فرمولارو هم من هم دوستان داریم
نمیدونم واقعا چراااا انقد این برنج رو برای ما بولدش کردن چرا برنجی ک انقد خاصیت داره مثلا باید با گوشت فرق داشته باشه؟؟!
دوتاشونم غذان ک خدای بزرگ آفریده
تو رژیم ب خاطر نبود برنج ک ۷ ماه نخوردم موهای زیبامو از دس دادم
وقتی نیاز بدنه پس ضرر نداره
مهم نیس ک ما چی میخوریم فقط مهم ک تا قبل ترکیدن دست از غذا بکشیم حتی اگه اضافه مونده باشه
خدا شاهده من همین چند ماه پیش برنجمو در هفته دو س بار میخوردم هیچ تغییری هم در جسمم نبود
ولی حالا ک هر شب میخورم چون دارم از لحاظ ذهنی رو خودم کار میکنم چون من دیگه فرمولای قبل راجب مواد غذایی رو ندارم تازه روز ب روز دارم باریک ترم میشم
من عاشق لاغریم من عاشق اینم وزنم کم باشه سبک بخورم بخوابم بگردم
چون لاغری با جسم و روح من هم راستاس
و ب خاطر همینکه احساس فوق العاده ای رو به ما میده
الهی شکر برای وجود استاد عزیزم ک یکی از دستان خداست
الهی شکر و آفرین به خودم به اراده ای ک خدا بهم داده تا به راحتی به خواستم ک لاغریه برسم