تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.89 از 122 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
باسلام خدمت استاد گرامی ودوستان همراهم
فرمولهای ذهنی چاقی
من فرمول های چاقی مثل ژنتیک و ازدواج و زایمان وچربیهای سفت و معده سرد و عصبانیت در من باعث تند خوردن پرخوری میشه وغذاها چاق کننده هستن همه اینها رو در ذهنم کاشتم وبا هر بار توجه بهشون اونهارو قوی تر کردم واین باورهای اشتباه در من رفتار وعادتهای نازیبا رو ایجاد کردن ومن قدرتو به غذاها دادم وخودم رو ناتوان در مقابلشان دیدم و همین افکار سمی در من عادت بیشتر از نیازم بدنم رو ایجاد کرد ودر مقابل غذاها با توجه به خاطرات گذشتم با اونها بر خورد میکردم نه به خاطر نیاز بدنم
واقعا من باید مصرف کردن غذاها رو مدیریت کنم چون قدرت رو به بعضی غذاها دادم واونها من رو مدیریت می کنن بیشتر از بدنم مصرف کنم و گاهی زود جمع کردن سفر در من باعث میشه تند تند غذا بخورم و اون دلیل دیگه پرخوری من هستش وباعث زیاد رویی من میشه دلیل سوم این که گاهی به خاطر این که اصراف نشه من کمی بیشتر از نیازم مصرف می کنم
چرا این جوری هستش؟ به خاطر خاطرات من درباره مزه های بعضی غذاها زیاد رویی میکنم و حالا باید یاد بگیرم چطور در مواجه شدن با غذاها مورد علاقه م بهتر برخورد کنم من ضعیف نیستم وبی اراده نیستم
فقط باید لاغری با ذهن رو یاد بگیرم تا لاغریم بشم
من توانایی لاغر شدن در این روش رودارم چون هم من اراده دارم وهم راهم درست هستش ومن در مسیر درست الهی هدایت شدم و همین لحظه در حال درک آگاهی ها هستم وخداوند بامن هستش ومن رو به سمت لاغری هدایت کرده وبا درک این آگاهی ها روح وجسم به تعادل رسیده وبا خواسته من همسو میشه ودرجسم من لاغری خلق میکنه
گاهی زیاد روی میکنم ومعدم اذیت میشم بدنم واکنش میده که دوسه قاشق بیشتر از نیازم خوردم نشون میده اشتباه رفتار کردم واین رفتار من به خاطر خاطرات گذشتم نسبت به اون غذا در من باعث زیاد رویی شده باید سعی کنم خاطراتم رو کمرنگ کنم ولذت سبکی و لاغری رو بیشتر کنم و دلیل دیگه این که نگرش اشتباه حیف، دو سه قاشق دور بریزم و دلیل دیگه این که ممکن دوباره به این خوشمزه ای نشه اینها دلایل پر خوری من هستن
باید بدونه فکر غذا بخورم ودست از تجربیات گذشتم بردارم و باید برای لذت و تفریح کردن برای اینکه گناه نکنیم و به خاطر این که دوباره ممکن نباشه پر خوری نکنم
من باید از خودم رفتار انسانی در برابر غذاها داشته باشم
چرا وقتی غذا قورمه سبزی هست زیاد رویی میکنم ویا وقتی غذایی طعم فوق العاده داره زیاد روی میکنم باید در شان یک انسان رفتار کنم
من نباید اجازه بدم غذاهامن رو کنترل کنند
و باید به احساسم بعد از خوردنم توجه داشته باشم و رفتارهای نا جالبم رو باید برطرف کنم پرخوری رو چرا در برابر بعضی غذاهارو کنترل کنم رفتار غیر انسانی انجام ندم دلیل این رفتار ناجالب میتونه این باشه که میخوام از اون غذا لذت ببرم چون در زندگیم دنبال لذت بردن هستم واشتباها آمدم از خوردن غذای خاصی حالم رو خوب کنم
استاد دلیل پر خوری من در مورد بعضی غذاها رو فهمیدم به خاطر خاطراتم از اون طعم غذاها هستش و
به خاطر احساس کمبود اون غذا ها در ذهنم هستش
به دلیل دست پخت بعضی ها که تجربه کردم باعث زیاد رویی در من میشه
واکنون باید به خودم بگم قورمه سبزی در ذهنم قدرتی نداره که باعث بشه زیاد رویی کنم و باید بگم فراوانی مواد غذایی بسیار در زندگیم هستش که احتیاج به رفتار غیر انسانی درمن نمیشه
ودست پخت اون شخص همیشه وهر زمانی بخوام میتونم دوباره امتحان کنم پس در من باعث رفتار پر خوری نمیشه ومهمانی رفتن در من باعث پرخوری نمیشه
پس غذاهای خوشمزه به وفور وجود داره و احتیاج به زیاد رویی نیست و هرگاه پر خوری کردم باید به خودم بگم مگه تو انسان نیستی چرا رفتار غیر انسانی از خودت نشون دادی
با سپاس فراوان از استاد گرامی
به امید ایزد مننان
به نام خداوند تعادل و کمک کننده و همیشه عاشق پیشرفت ما،
و ممنونم از استاد محترم ارجمندو وگرامی
استاد اهرم رنج و لذت رو همیشه تو ذهنم داشتم اما بلد نبودم انگار زمانم نبود ازش استفاده کنم نمیفهمیدم اصلا چکارشکنم مینوشتم ولی حسی اونموقع نداشتم به حملات و افکارم
اما الان با توضیحات شما انگار چراغ در سرم روشن شد فهمم رفت بالا درک کردم
چرا چطور چگونه سیئوالات عالی و علت و منطق عالی و جایگزین های خودمان و استفاده از اهرم رنج و لذت الان کاربردی تر شد برام
خدا خیرتون بده استاد ممنونم و از خداوندم هم ممنونم 🙏🙏🙏
ارزش فایلها فوق العاده هستن
باعرض سلام خدمت استاد عزیز من با دیدن این فایل واقعا چاقی خودم در زیاد خوردن میبینم چون من دارای دو فرزند هستم و همیشه اضافی بچه هایم را میخوردم چون همیشه در ذهن من بود که این ها اصراف است نباید دور ریز شود و من خودم را سطل اشغال بچه هایم کرده بودم و از وقتی که در این سایت هستم و فایل ها را گوش میدم واقعا دیگه خودم را سطل اشغال و جمع اوری اضافه های بچه هایم نمی دونم و به اندازه خودم بر میدارم و زیادی ان ها را استفاده نمیکنم زیاد هم برایم مهم نیست که زیاد میاد یا نه وازاین خیلی خوشحالم و قبلا هم هر کسی به من میگفت شما چاق هستید چون هر روز برنج مصرف میکنید چون من همیشه برنج را کته میکنم و ابکش نمیکنم هر کس میدید میگفت بگو چرا چاقی چون برنج کته دارای خیلی نشاسته هست به همین دلیله ولی من همیشه دوست داشتم خوردن برنج کته و از خوردن ان لذت میبرم وحالا خیلی خوشحالم که با گوش دادن به این فایل باز هم از خوردن غذاهایم لذت میبرم ودیگر ترسی در من وجود نداردواز خدای متعال میخواهم که من را دراین مسیر قوی و پایدار بدارد
نشان های دریافت شده
جمله ای ک بسیار باید تفکر بشه در موردش،در شان یک انسان باید رفتار کرد در غذا خوردن.همین ی جمله تاثیر میذاره و باعث لاغری خود ب خود میشه
به نام خدای بخشنده ام
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
خداوند و سپاسگزارم که امروز این فایل بی نظیر و گوش دادم و این گام فوق العاده رو برداشتم عجب چیزی هستن این فرمولهای چاقی و چقدر لذت بخشه که استاد عزیزم این موانع رو به ما یاد میدن و حالا ما هستیم که باید این لطف بی کران رو با درست عمل کردن جبران کنیم
بهبه چه جمله زیبایی تفاوت در رفتار ماست که باعث تفاوت در جسم ما میشه و این رفتارها از ذهن بوجود میاد و ذهن ما میگه ما چطور رفتار کنیم ؛ تفاوت فاحشی که انسان با سایر موجودات داره، نیروی اراده و عقله و قدرت انتخابه وگرنه تمام موجودات به صورت غریزی کارهایی رو انجام میدن که شاید هیچ انسانی قادر به انجام دادن آن نظم و زیبایی نیست اما ما انسانها دارای قدرت تصمیمگیری و انتخاب هستیم اگر امروز چاقیم چون خودمان انتخاب کردیم خودمان به ذهن چاقمان بها داده ایم و به جسممان ظلم کرده ایم ما سالیان سال تلاش کردیم تا متناسب شویم و کارهای رنج آور زیادی انجام دادیم اما چون مسیر اشتباه بود مقصد حاصل نمیشد و همش فکر میکردیم ایراد از ماست و سرزنش و افسردگی تنها دست آورد آن روشهای کذایی بود مدام چاقی خودمان را به نوع مواد غذایی یا کم تحرکی یا ژنتیک یا ….ربط میدادیم و همیشه میگفتیم اشتهای من زیاد است نمیتوانم جلوی آن را بگیرم و دست خودم نیست من بارها قرصهای کاهش اشتها مصرف کرده ام ولی باز هم فایده نداشت اما به شکر خدا الان که در مسیر ذهنی گام برمیدارم دیگر چیزی به اسم اشتها در من وجود ندارد منی که به شدت پر خور بودم الان دارم نتایج بی نظیری میگیرم بدون هیچ دارویی به طرز شگفت انگیزی اشتها و میل ندارم الهی شکرت من قبل از آشنایی با سایت قرص لاغری خریده بودم و هزینه بالایی هم داده بودم ولی چون وارد مسیر شدم به شکر خدا حتی این قرص را امتحان هم نکردم و بسیار از لحاظ روحی و جسمی حالم عالی شده همش به خودم میگم ببین دوره ها رو تهیه کنی چقدر حالت بهتر میشه و با عشق منتظرم این صد گامم تمام بشه و دوره ها رو تهیه کنم و بیشتر یاد بگیرم
وای استاد چقدر جالب من هم سالهاست که حتی از مردن هم خجالت میکشیدم و حتی عموم فوت شده بود چون خیلی فرد متناسبی بود و به علت کما به شدت ورم کرده بود همش حالم بد بود میگفتم این که لاغر بوده اینجوری شده وای به حال من چقدر حالم بد میشد وقتی به این چیزها فکر میکردم
خوب بریم سراغ پر خوری ،من در تمام مدت که در مسیر تناسب فکری هستم همیشه میدونستم شما متناسبهای با رفتار صحیح مد نظرتونه و خودم و رفتارهام و سعی کردم مثل همون افراد متناسب کنم شاید بعضی وقتها احساس ضعف داشتم و کمی مثل ذهن چاق رفتار کرده باشم ولی بازم نا امید نشدم و از مسیر خارج نشدم چون من در اول راهم و تا جسم و ذهنم با هم هماهنگ شود نیاز به زمان مناسب هست جالبه من قبلا اصلا سیری رو نمیفهمیدم حتی وقتی که داشتم میترکیدم بازم هوس میکردم و اگر اون موقع نمیتونستم بخورم تو ذهنم برنامه ریزی میکردم که خوب حالا مثلا فلان تایم مصرف میکنم وای خدایا چی کردم با خودم مهمون برام میآمد چندین مدل سالاد و دسر و انواع غذا رو درست میکردم و از چند روز قبل مدام به فکر تزیین غذاها و سفره بودم یعنی جوری پذیرایی میکردم که همیشه کسانی که میخواستن بیان خونمون قرص اشتها میخوردن و حتی اضافه غذاها رو میبردن و همش تعریف و تمجید از غذاها و من کیف میکردم که عجب پذیرایی کردم من بیشتر مهمان داشتم تا مهمانی رفتن چون واقعا الان که فکر میکنم چرا من این کارها رو کردم چرا ساعتها وقت میگذاشتم تا برای دیگران غذاهای آنچنانی درست کنم اصلا چه لزومی داشت بخوام خودم و به نمایش بگذارم واقعا حالا که چی ؟خونمون هتل پر ستاره بود با کلی غذاهای عالی و همینطور حس راحتی که به میهمانهام میدادم و واقعا جای صاحب خانه و مهمان عوض شده بود چقدر رفتارهای اشتباه داشتم چقدر متاسفم برای خودم اما هنوزم دیر نشده من درستش و میسازم من یاد میگیرم من هر روز یک گام به سمت رفتارهای درست برمیدارم من هر لحظه رفتارهای صحیح و یاد میگیرم و اگر اشتباه کنم اونو میپذیرم و برطرفش میکنم من پرخوری در ذهنم وجود نداره ،من اونقدری غذا نمیخورم که فشار شکمی درم بوجود بیاد ،من مثل انسان متناسب با مواد غذایی رفتار میکنم ،من نگرشم به مهمانی دادن تغییر کرده، من در مواجهه با مواد غذایی با عقلم انتخاب میکنم و از ذهن چاقم که داره اصلاح میشه پیروی نمیکنم ،من خاطرات چاقی که از مواد غذایی دارم و با خاطرات لاغری جایگزین میکنم، من دیگه نمیگم این حیفه، این اسرافه، این گناه داره، یعنی چی این حرفها خوب کمتر غذا تهیه کن که اسراف نشه، اضافه آمد دهن نزن بده فقیر، اصلا بده حیوانات خدا بخورند، تو داری گول شیطان و میخوری بهت میگه گناهه اسرافه و تو برمیداری میخوری؛ پس گناه نیست که بدنت که امانت الهیه رو داری نابود میکنی؟ این یه جور خودکشیه، همون قدر گناه داره ،همون قدر منفوره، منتها تو متوجه نبودی هر روز با دست خودت سم به بدن نازنینت وارد کردی و نتیجه اش شده کیلومترها فاصله گرفتن از انسانیت؛ اما دیگه بسه ،من بهترین خودم و میسازم من هدف دارم کسی که هدف نداره این مسیر به دردش نمیخوره یعنی هیچ کاری به دردش نمیخوره من عاشق مسیرم هستم من عاشق تناسب فکری ام عاشق هیچ وقت معشوقش و تنها نمیزاره این مسیر عشق منه بخاطر عشقم هر روز درست غذا میخورم رفتارهای ذهن چاقم و موانع و شناسایی میکنم تمریناتم و انجام میدم فایلهام و گوش میدم کامنتها رو میخونم زندگی سالم دارم من هدف دارم سالهاست هدف داشتم ولی چون آدرسش و بلد نبودم هیچ وقت نتونستم بهش برسم؛ اما الان آدرس دستمه و فقط باید هر روز یه قدم بردارم شاید خیلی طول بکشه ولی مهم اینه بهش میرسم ؛من با عشق کارم و انجام میدم هر روز که دارم گام برمیدارم سعی میکنم با تمام توانم جلو برم و تمرین کنم، من برای داشتن زندگی عالی ،اول از همه باید به خودم برسم، باید خودم و دوست داشته باشم ،نباید بخاطر خوش آمد دیگران خودم و آزار بدم (مثلا وقتی مهمون برام میاد)من هر روز با عشق ورزش میکنم ،من باشگاه نمیرم چون حس میکنم برای لاغری دارم میرم، مثل قبلا، من تو خونه خودم بدون اینکه تایم خاصی مد نظرم باشه یا بخوام جایی برم با گوشیم ورزش میکنم، هندزفری میزارم و یه ساعت تو دنیای خودم عشق میکنم و حس خیلی عالی بهم میده این کار، من ورزش نمیکنم لاغر بشم ؛من دارم گام صحیح در جهت مسیرم برمیدارم و احساس خوب در خودم بوجود میارم من هر روز کنار خانواده ام میشینم و با عشق به اندازه نیاز بدنم غذا میخورم من توی این چند روز خیلی عالی متناسب تر شدم جسمم عالی داره جلو میره و همه اینها رو از خداوند و استاد ارجمندم دارم همش میگم خدایا نمیدونم چطور سپاسگزاری کنم ؛ دیروز داشتم همین فایل و گوش میدادم بدون هندزفری همسرم شنید صحبتهای استاد و گفت حتما دوره ها رو هم تهیه کن و خیلی خوشش اومد و میگفت عالی شدی هم از لحاظ رفتاری هم جسمی و آخر شب خودش میخواست شیر بخوره گفت برام نصف لیوان بریز با اینکه متناسبه ولی صحبتهای زیبای استاد روش تاثیر گذاشته بود و من در دلم داشتم کیف میکردم که خداوند من و انتخاب کرده که از راهنمای خوبش استاد روشن عزیزم بهره ببرم و دیگه بهانه ای برای من خدا نگذاشته راه و چاه و نشونم داده و دیگه این منم که باید انتخاب کنم و جلو برم و دیگه گلایه ای پذیرفته نیست در درگاه خداوند پس با عشق ادامه میدم الهی به امید تو
به نام خدای مهربان
سلام مجدد به استاد عزیزم
استاد واقعا به اندازه خوردن حس سبکی داره و بی نظیره و صدرصدددد وقتی این مدلی میخورم احساس لاغری و سبکی بیشتری میکنم
دوستان توجه کنن که دارم میگم احساس سبکی و لاغری یعنی یه چیزی کاملا درونیه
یه حس فوقالعاده
و وقتی حس آدم خوب باشه مسلم که احساس لاغری تبدیل میشه به اندامی کاملا متناسب و لاغر
اتفاقا دو روزه ک معده درد دارم دیشب ک معدم به شدت میسوخت غذامو با خورشت قاطی کرده بودم با اینکه ب خاطر سوزش هیچ لذتیم نبرده بودم ولی چون با خورشت قاطی شده بود اون چند قاشق اخرم با بی میلی تمام خوردم و احساس بدی داشتم
ولی امشب ک معدم همون وضع بود غذامم خوشمزه بودا با خودم گفتم این احساس سوزش که نمیخواد بزاره من احساس سیری رو متوجه بشم
همون وعده غذاییم رو به دو قسمت تقسیم کرذم
نصفشو خوردم نصفشم گفتم اخر شب گشنم شد میخورم ک وعده دوم سوزش معدم خوب شده بود تازه بیشترم چسبید بهم
و من در هر دو وعده احساس سبکی میکردم
و این خیلی برام لذت بخش بود
البته ک چون پروسه ذهنی ک بیاد تبدیل بشه به عمل ک همون داستان ک قبل از احساس ترکیدن دس از غذا بکشیم من بعضی وقتا مثل دیشب کار درستی نکردم ولی خب اگه بخوایم نیمه پر لیوان رو ببینیم اغلب غذاهام فقط در حد سیر شدن رسیدن و پرخوری خیلی کم شده
و این تبدیل ذهنی به رفتار تمرین بیشتر میخواد
خیلی خیلی خیلی حواس جمعی بیشتری میخواد
و اینکه یادمون نره ک هیچ عجله ای نیست غذارو از دستمون نمیدزدن که با حوصله بزارین یخچال هر موقع بدن درخواست کرد باز به اندازه بخورین
البته ک چون شوهرم شبا بیشتر کارش و من شبا بیدكارم باعث میشه بازم گرسنه بشم وگرنه خیلی کم پیش میاد گرسنگی یه نفرو از خواب ناز بیدار کنه
و اینکه بحث علمی هس ک میگه بدن از فلان ساعت شروع به پاکسازی میکنه و ما نباید نصفه شبی چیزی بخوریم البته نمیدونم دقیق واقعیت داره یا نه
و در آخر اینکه همسرم داره شغلشو عوض میکنه پس شبا زودتر میخوابم و دیگه احساس گرسنگی رو متوجه نمیشم
مثالی ک استاد زدین راجب برنج دقیقا همین فرمولارو هم من هم دوستان داریم
نمیدونم واقعا چراااا انقد این برنج رو برای ما بولدش کردن چرا برنجی ک انقد خاصیت داره مثلا باید با گوشت فرق داشته باشه؟؟!
دوتاشونم غذان ک خدای بزرگ آفریده
تو رژیم ب خاطر نبود برنج ک ۷ ماه نخوردم موهای زیبامو از دس دادم
وقتی نیاز بدنه پس ضرر نداره
مهم نیس ک ما چی میخوریم فقط مهم ک تا قبل ترکیدن دست از غذا بکشیم حتی اگه اضافه مونده باشه
خدا شاهده من همین چند ماه پیش برنجمو در هفته دو س بار میخوردم هیچ تغییری هم در جسمم نبود
ولی حالا ک هر شب میخورم چون دارم از لحاظ ذهنی رو خودم کار میکنم چون من دیگه فرمولای قبل راجب مواد غذایی رو ندارم تازه روز ب روز دارم باریک ترم میشم
من عاشق لاغریم من عاشق اینم وزنم کم باشه سبک بخورم بخوابم بگردم
چون لاغری با جسم و روح من هم راستاس
و ب خاطر همینکه احساس فوق العاده ای رو به ما میده
الهی شکر برای وجود استاد عزیزم ک یکی از دستان خداست
الهی شکر و آفرین به خودم به اراده ای ک خدا بهم داده تا به راحتی به خواستم ک لاغریه برسم
سلام ب استاد قدرتمند
سلام ب دوستان خوبم
بحث امروز منو یاد اکثر ادم های متناسب اطرافم انداخت
یکیش پدر خودم …از وقتی خوب وبد رو تشخیص دادم و یادم میاد پدرم همیشه ب اندازه میخورد و. همیشه همین وزن وسایز مونده از جوانیش همین وزن بوده الانم ک ۷۸ساله شده همون وزن هست و مقدار غذاش هیچوقت بیشتر نشده…بارها شده ک وعده غذاییمون دیر میشد و هممون دچار ضعف میشدیم و زمانی ک سفره پهن میشد نمیدونستیم چجوری بخوریم ک زود وارد معدمون بشه😂
اما پدرم همیشه با همون آرامش همیشگی بدون ولع میخورد انگار ن انگار ک ضعف داره یا از وعده غذاییش گذشته ….جالبه ک پدرم همیشه قسمت خوبه مواد غذایی و انتخاب میکنه اگه غذای مورد علاقه ش نباشه ترجیح میده نون و پنیر بخوره 😂…واقعا استاد چطوری میشه ک انقد راحت و شیک میتونه خودشو کنترل کنه🤔…
هیچوقت ولع نداره و همیشه هم بهترین نوع غذا رو میخوره اما من و امثال من یه ولع خاصی داریم و انگار فقط اون خوراکی ک میتونه ولعمونو ازبین ببره و یه فرقیم ک بین افراد چاق و لاغر هست اینه ک فقط میخان شکمشونو زود پر کنن و به اون درجه ی سنگینی معده برسن…حتی ب علاقشونم دقت نمیکنن حاضرن بدون هیچ اطلاعی از سود و ضرر اون غذا امتحانش کنن ولی فقط سیر بشن ….در کل افراد چاق همه چیو دوست دارن از هیچی بدشون نمیاد😅…
واقعا این چیه درونشون ک انقد قشنگ هدایتشون میکنه ک حتی اجازه نمیده یک لقمه بابا یک لقمه هم اضافه نمیخورن ….
ینی واقعا پدر من همین شکلیه بارها شده توی طرفش دوتا قاشق مونده مادرم میگه خب بخور تمومش کن میگه نمیتونم سیرم همه بهش نگاه میکنن میگن ینی جای این یه قاشق دیگه رو نداری مگه میشه؟؟ میگه آره نمیتونم همین یه قاشق دلم درد میگیره اذیت میشم …
وای خدا بهشون حسودیم میشه😂😂.
اما یچیزی درونم میگه توام ب این درجه میرسی شک نکن…ب درجه ای ک ذهنت بدنت اشتهات همه باهم همسو بشن و هم عقیده ک ن ذهن اذیت شه ن بدن و در عین آرامش و حال خوب و با میل خودشون ب اندازه بطلبن
الهی ب امید خودت🙏
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد مهربان
تواین چند وقتی که دوره شما شروع کردم اویل با حس کنجکاویی بود ولی ته دل میگفت خدا تورو در بدترین شرایط به این مسیر هدایت کرده.
حالا دارم حدود ا ماهی هست گوش میدیم روی خودم عمل میکنم میبینم کارخدا بی حکمت نبوده.
امروز این فایل گوش کردم نشانه سیری در افراد نامتناسب خوب که فکرکردن دیدم من اصلا تا حالا به موضع به این شگل وبا این حس توجه نکردم .
چرامن فکر میکردن اگه معده پر پر بشه یعنی سیر شدی
پس من داشتن انفجاری رفتار میکردم .
چرا فکر نکردم سیری علامت داره افراد لاغر اصلا چطور غذا میخورن علامت سیری این افراد چطوریی فکر میکردم چون معده اون کوچیک بخاطر همین زود سیر میشن موضوع
یی چیز دیگه بود.
افراد متناسب چیزی به عنوان غذا خوردنی با علامت ما ندارن فقط تا جایی میخورن که نیازشون بر طرف بشه من افرادی لاغریی دیدم که نصف کمتر غذاشو خورده بفیه غذاشو برای گربه منزلش اورده در صورتی که اگه اگه غذایی بمونه که نمونه برای وعده بعدی در نتیجه ما چاق اونا لاغر به همین اسونی
افردا چاق سیری در صورتی قبول دارن که معده دیگه جایی برای خوردن نداشته باشه وتغیر فیزیکی اخساس کنن واین نتجش میشه چاقی.
افردا نامتناسب اگه دقت کنن در خوردن به اندازه.
اصلا محیط اطراف براش ملاک نباشه وفقط فقط تو چگونه خوردن وعلامت سیری دقت کنن مشگل بزگی روبرطرف کردن
.من برای خودم تشویق وتنبیم غذایی درست کردم از چیزی خیلی دوسش دارم گل گباه با اون برای خودم تشویقی درست کردم غذام اگه اشتباه بخورم یا ازحد خارج شه از چیزی خیلی ازشبدم میاد خودم با اون کلمه تنبه کنم
در خوردن ما افراد چاق به نظرم ملکه واری رفتا کنیم .
یعنی با ارامش ویواش یواش وبا ناز غذا بخوریم تا احساس بهتری داشته باشیم زودتر سیر بشیم ورفتا انسانی از خودمون نشون بدیم این غذاهاازز زمان ا دم وجود داشته تا ابد هست این ما هستیم که زندگی مدت داری تو این کره زمین زندگی میکنم پس به خوم میگم اسیر زندان بدن بخاطر خوردن زیاد نشو .
خودت سبک کن تو این مدت که مهمان کره زمین هستی. لذت فقط خوردن نباشه تو میتونی از رفتن به اطراف دیدن مناظر زیبا دیدن محیط قشنگ کبف دنیا کنیم نا با خوردن
خودرن زیادی تورو اسیر کرده غذاهای برای من حد مرز درست نکن خودم برای خودم زندگی کنم نه برای غدا امروز با کمال احترام به خودم درمو قع خوردن رفتار کردم با بشقاب غذام حرف زدم گفتم من تا اینجا سیر شدم اضافه تو بشقابم برای یی روز دیگه ست من عاشق لاغریی شدم
من با گل گیاهم حرف میزنم چون واقعا عاشق گل گیاه هستم
تا حالا برای چاقیم وبدنم اینگونه عاشقانه رفتار نکرده بودم از شما سپاسگزارم که من عاشق لاغریی کردیید عاشق تناسب اندام کردید ادم عاشق اگه سعی وتلاش ب موقع در جهت صحیح انجام بده به عشقش که لاغریی میرسه به امید همچین روزی
سلام و درود .
ممنون از فایل امروزتون و فرمولهایی که در این فایل گفتین .
بیشترین حسی که از این فایل گرفتم این بود که مثل یه انسان رفتار کن .
به نظر من تفاوت من با یه آدم متناسب تفاوت در انتخابامونه .
اون انتخاب کرده که بر اساس جسمش بخوره یا نخوره ولی من انتخاب کرده بودم که بر اساس هوای نفسم بخورم .
خب بزرگترین تغییر همینجا شروع میشه که من لازمه انتخابهامو تغییر بدم تا بتونم مثل یک انسان متناسب رفتار کنم تا شخصیت متناسبی که در وجودم هست رو کشف کنم و بشناسم .
وقتی همواره بر اساس گرسنگی و سیری غذا میخورم دیگه نه از چاقی میترسم نه از پرخوری و نه حتی از مواد غذایی نه از سرزنش نه از رژیم نه حتی از خود مواد غذایی .
در هیچ حالتی من اذیت نمیشم چون رفتارم رو بر اساس نیاز جسمم گذاشتم و تنوع طلبی و خواسته های بی رویه نفسم رو کنار گذاشتم .
وقتی یه چیزی رو میبینیم که دلمون میخواد در حقیقت این دل ما نیست که اون رو میخواد این هوای نفسی هست که به دلیل نوع انتخابهامون در ما شکل میگیره . اگه ما انتخابهامون رو بر اساس جسم تنظیم کنیم دیگه هوای نفس کم کمتر میشه . دیگه دنبال غذا و راضی کردن نفسمون از طریق غذا نیستیم . احساس لیاقت می کنیم . احساس انسان بودن میکنیم . غذا برامون تعیین خوردن و نخوردن نمی کنه بلکه خودمونیم که تصمیم میگیریم بر چه اساسی غذا میخوریم .
شاید بگیم خب اون وقتها هم ما خیلی تصمیم برای لاغری می گرفتیم ولی همیشه شکست میخوردیم دلیلش هم این بود که ما تصمیم میگرفتیم تا اینجا درست بود اما راهشو بلد نبودیم و از راه محدودیت میخواستیم به زور به کاهش وزن برسیم ولی الان راهشو یاد گرفتیم و حالا تصمیم میگیریم که از راه لاغری با ذهن و تغییر در الگوهای فکری و رفتاری و انتخاب خوردن و نخوردن بر اساس گرسنگی و سیری عمل کنیم . نتیجه گرفتن از این راه خیلی طبیعی و آسونه . چون وقتی فرمولهای چاقی اصلاح بشن و تحلیلهای ذهنی در مورد غذاها نداشته باشیم خب طبیعتا این وسواس ذهنی در مورد خوردن در ما از بین میره و ما شخصیت متناسبمون رو بر اساس طبیعت اصلی جسم میسازیم .
امر به خوردن که در ذهن ما مثل وسواس شده در حقیقت خود ماییم که چون به اون وسواس عمل کردیم در وجودمون قدرتمند شده . چاقی فقط یه وسواس فکریه . وقتی بهش عمل نکنیم کم کم و آروم اروم از بین میره .
من دارم آروم آروم به طبیعت اصلیم که لاغریه بر میگردم .
امروز که کاپشنمو میپوشیدم حس کردم کول شونه هام دیگه داره کم کم از بین میره . فقط دو هفته است دارم بر اساس نیاز جسمم غذا میخورم اما من در این دو هفته کلی فرمولهای ذهنی صحیح شنیدم و تکرار کردم و میبینم تغییرات مستمر داره در من اتفاق میفته در تغییرات موقت . از این تغییرات مستمر خیلی خوشحالم و ایمان دارم همین کار روی فرمولهای ذهنیم که امروز خیلی عالی در مورد تنوع طلبیم بود ، سال دیگه این موقع من رو به تناسب در جسمم هم میرسونه و مابقی عمرم رو دیگه در تناسب زندگی می کنم . چون خودم دارم زندگی در تناسب رو انتخاب می کنم .
انقدر بهش ایمان دارم که دیگه نگران اندام فعلیم نیستم و کاملا توجهم سمت تغییر الگوهای ذهنی و رفتاری و اصلاح اونها رفته .
فعلا نکته ای در خودم پیدا نکردم . اما جالبه من حتی فرمولهای چاقی رو در اطرافیانم هم پیدا می کنم . خاله ام داشت خیاطی میکرد کارش که تموم شد به من گفت عطا دوشاخه رو از پریز دربیار . یا اون یکی خاله ام داشت سیب میخورد گفت عطا پاشو این سیب و به مامان تعارف کن . یعنی حتی حال ندارن از جاشون بلند بشن و این فرمول رو من دیروز یاد گرفتم امروز در اطرافیانم دیدم . البته در خودمم هست ولی مدتیه دیگه خودم این کارای کوچک رو انجام میدم و به کسی نمیگم . جالبش برام اینه اونا هیچ وقت به من نمیگفتن کاراشون رو . چون میدونستن من از خودشون تنبل تر بودم ولی اونا هم متوجه تغییرات رفتاری من شدن .
نکته بعدی که از این درس یاد گرفتم این بود که سرزنش و تنبیه بعد از رفتار غلط چیز بدی نیست و این فرمول چاقی نیست . بلکه دیدگاه من به اون میتونه اون رو تبدیل به فرمول چاقی کنه یا لاغری .
یعنی سرزنش کردن در مسیر چاقی سبب چاقی میشه چون من تحلیلم اینه و سرزنش کردن در مسیر لاغری من و لاغر می کنه چون تحلیل من به این رفتار تغییر کرده .
پس همه چیز بر میگرده به سبک نگرش من و تحلیلهای من .
یک انسان متناسب غیر از اینکه رفتارش درسته تحلیلاتش هم درسته و چیزی که در رژیمها اصلا مد نظر قرار نمیدن همینه که اونها به تحلیلهای مغز ما در مورد چاقی و لاغری و غذاها کار ندارن . میگن رفتارتو که درست کنی لاغر میشی .
اما علت شکست رژیمها رو متوجه نشدن که ریشه در روح و روان ما داره . البته بعضی از متخصصین تغذیه هم دارن روان درمانی چاقی رو هم همراه با رژیم انجام میدن اما باز چون رژیم یعنی یه شخص از بیرون داره منو لاغر می کنه پس قدرت دست اونه پس اعتماد به نفس لازم رو به من نمیده .
(من ) در روش رژیم قوی نمیشه . قدرت انتخاب در رژیم نقشی نداره . احساس لیاقت نقشی نداره .
پس باوجود روان درمانی بازم اصل رژیم و برنامه دادن از بیرون غلطه چون بر اساس زبان بدن من نیست .
خوشحالم که به این راه هدایت شدم و فهمیدم تنها دلیل چاقیم خودم هستم . پس تنها دلیل لاغریم هم خودم هستم . خودمم که انتخاب می کنم . خودمم که تحلیل می کنم و با تغییر انتخابها و تحلیلها و رفتارم با مواد غذایی به راحتی به تناسب اندام هم میرسم . تناسب اندام همیشگی .
به نام خالق زیبایی ها سلام
خدا یا متشکرم برای تک تک هدایت هات خدا جونم یاریم کن بنویسم آنچه را که باید .چاقی به خاطر نوع مواد غذایی نیست چرا که یکی از اقوامم بسیار متناسب هست و از تمام مواد غذایی مصرف میکنه چیپس و پفک و کاکائو و برنج و نان و آب میوه های صنعتی و سس و…. تمام این هارو میخوره اما کاملا متناسب هست تفاوت او با من در نحوه برخوردمون نسبت به مواد غذایی هست مثلا من شیرینی تر میبینم همه رو میخواهم تست کنم ببینم چه جوری در واقع بافتش و طعمش در ذهنم تصور میکنم هر چند تا رولتی باشه اون نه تنها دو نمونه از شیرینی تر بر میداره و میخوره . اون هم خیلی راحت و با لذت دیگه چشمش دنبال شیرینی ها نیست اما من بعد این که تعارف کردن اون نوعی که از طعمش بیشتر خوشم اومد بنا به خاطره ای که ازش داشتم یا به این خاطر که تو لیست غذا های مورد علاقه من بود برمیدارم . او مهم نیست اب میوه اش بطری کوچک یا سس در یک ظرف و بسته بندی کوچک باشه یا هر ماده دیگه کاری به اندازه بسته و سایز خوراکی نداره اون مقدار که سیر بشه میخوره و بقیه رو میزاره کنار . او نگران خوردنش اصلا نیست نگران این که غذا زیاد بیاد هم نیست چون فکرش نگرشش که نتیجش این رفتارهاست نسبت به مواد غذایی کاملا متناسب هست
وقتی میریم مغازه فقط باید لوازم مورد نیازمون بگیریم نه این که بزاریم بسته بندی مواد غذایی یا حتی بافت و رنگ و شکل مواد غذایی تعیین کنه که چی بگیریم چه نگیریم چه قدر بخوریم چه قدر نخوریم تنها تنها باید به حرف جسممون نه افکاری که از محیط بیرون دریافت کردیم گوش بدیم و این کار ساده و آسان هست . همه ما از بچگی وقتی که نوزاد بودیم شیر به اندازه ای میخوردیم که سیر میشدیم و وقتی سیر میشدیم دیگه نمیخوردیم این موضوع در نوزاد ها هم الان میشه دید . پس پیش فرض همه ی ما تناسب اندام به اندازه نیاز غذا خوردن هست و ما باید بهش توجه کنیم همه ما پیغام سیری رو به راحتی دریافت میکنیم همین طور گرسنگی رو و اصلا پیچیده و عجیب و غریب نیست خیلی راحت و ساده هست اما نمیخوایم بهش گوش کنیم به خاطر فرمول های چاقی هست و من باید این فرمول ها رو شناسایی کنم تا به راحتی به نقطه سیری و گرسنگی بدن عزیم گوش بدم . وَ مٰا مِنْ دَابَّةٍ فِي اَلْأَرْضِ إِلاّٰ عَلَى اَللّٰهِ رِزْقُهٰا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهٰا وَ مُسْتَوْدَعَهٰا كُلٌّ فِي كِتٰابٍ مُبِينٍ هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر آنکه روزی اش با الله است و او، محل ماندن و انتقال هر جنبنده ای را می داند.همه در کتابی آشکار، (ثبت) استهود(آيه: 6)مریم روزی همه که شامل تمام نعمت ها حتی پیغام سیری و گرسنگی که بهترین نعمت ها ست بارب و از همه چی اطلاع داره پس واقع نگرانی لازم نیست دلت قرص و محکم به رب باشه و بدان که خداوند رحمتش بر خود نوشته عزیز دل من لِمَنْ مٰا فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ قُلْ لِلّٰهِ كَتَبَ عَلىٰ نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلىٰ يَوْمِ اَلْقِيٰامَةِ لاٰ رَيْبَ فِيهِ اَلَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ يُؤْمِنُونَ بگو آنچه در آسمان و زمین است از آن کیست ؟ بگو الله که مهر و رحمت را بر خود نوشته و شما را در روز قیامت که شکی در آن نیست گرد میآورد کسانی که به خود زیان زده اند ایمان نمی آورند. الانعام(آيه: 12) میبینی عزیز دلم باید به ربت به هدایت و رحمتی که برخودش واجب دانسته ایمان بیاری وگرنه جزو زیان کاران میشی . خداجونم بی نهایت ازت متشکرم برای تک تک نشانه ها و هدایت هات و این کلام زیبا و شیرین ت هر بار که بهت اعتماد کردم و ازت درخواست کردم شگفت زدم کردی و به زیبایی پاسخم دادی جوری که قلبم آرام گرفت یا رب العالمین به حقیقت تنها صاحب و مالک من تو هستی و بس دوست دارم بی انتها متشکرم که توهم من رو بیشتر از آنچه که فکر کنم دوستم داری . هر بار که یک قدم برداشتم برای بهبود زندگیم تو صد قدم برام برداشتی متشکرم متشکرم متشکرم باید به یاد داشته باشی مریم تو یک انسانی اشرف مخلوقات و این پیغام سیری و گرسنگی رو از ساده ترین موجودات هم دریافت میکنند حتی از دوران نوزادی هم این پیغام دریافت میکردی الان هم دریافت میکنی و این برخلاف قوانین خداوند که تو این پیغام دریافت نکنی( مثل این میمونه که رب بگه خوب دیگه این نعمت زیادی دریافت کردی دیگه نباید دریافتش کنی درواقع دریافت کردن و نکردن یه نعمت به صورت احساسی و واکنشی از طرف رب باشه و برخلاف قوانین ، درواقع مریم وقتی که تو به این دو احساس سیری و گرسنگی گوش نمیکنی داری کفر میورزی حالا چه جوری میتوانی سپاس گزار باشی که نتیجش لاجرم تناسب اندام بیشتر و بیشتر باشه گوش کردن به پیغام گرسنگی و سیری بدنت به هدایت رب و اعتماد کردن به این جسم بدون هیچ نگرانی و ترسی ) همه و همه ی این انتظارها و طرز نگرش تو نسبت به چاقی یعنی فرمول های چاقی در ذهنت باعث چاقی تو شده و بس و نه هیچ عامل بیرونی دیگه تو وقتی مدیریت ذهنت به دست بیاری در مسئله چاقی و تناسب اندام اونموقع که می توانی مسئولیت مابقی زندگیت در دست بگیری و دنیاتو اونجوری که میخوای بسازی. وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ اَلدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ و هنگامی که بندگانم از تو درباره ی من می پرسند، (بگو:) من نزدیکم و درخواست دعاکننده را آنگاه که مرا می خواند، اجابت می کنم.پس باید فرمانم را بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا هدایت یابندالبقره(آيه: 186)مریم هرچی بتوانی بیشتر به رب وجودت که همیشه بهش متصل هستی و اجابت میکنه خواسته های تورو وقتی صداش میکنی میتوانی به راحتی موفق بشی و به خواسته هات بررسی . میخواهم یه نکته رو بهت یاداورکنم خیلی از عادت ها مثل همیشه مسواک زدن مثل بودن در این مسیر و لذت بردن از مسیر و از انجام تمرین ها مثل خیلی از کارها و رفتارهای دیگه که به رب سپردی و به راحتی شد بخشی از عادت ها و شخصیت تو این رو هم به خودش بسپار و نگران هیچ چیز نباش همان طور که خودش میگه . قُلْنَا اِهْبِطُوا مِنْهٰا جَمِيعاً فَإِمّٰا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدٰايَ فَلاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ گفتیم: همگی، فرود آیید و چون هدایت و رهنمودم برای شما بیاید، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترس و هراسی بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین خواهند شدالبقره(آيه: 38) مریم تناسب فکری میدونی یعنی چی یعنی به دنیا و اطرافت به تمام مسائلت به صورت متناسب فکر کنی ، نگرش و افکارت مدیریت کنی و این طوری رفتارت مدیریت میکنی . درواقع زندگیت رو مدیریت میکنی . و این مسیر بهترین مسیری که درش قدم گذاشتی . بهت تبریک میگم به خاطر این که در این مسیر هستی و به این مسیر زیبا هدایت شدی تبریک میگم که به هدایت رب گوش کردی . خدایا متشکرم . متشکرم متشکرم .
یاحق