تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.89 از 122 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
“به نام الله ، یکتا پروردگار عالم”
درود و سلام به همگی؛
گام نوزدهم : فرمول های ذهنی چاق کننده؛
الان که دارم می نویسم صبح پنج شنبه ۲۲ دی ۱۴۰۱ می باشد و من گام نوزدهم را بر می دارم.در این گام استاد به فرمول های ذهنی چاق کننده اشاره داشتند.درسته که من الان در مسیر لاغری قرار دارم ولی باز گاهی اوقات پرخوری دارم و رفتارم با بعضی از غذاها و خوراکی ها درست و انسانی نیست و من باید خیلی بیشتر و بیشتر به نحوه ی رفتار و عملم با غذاها و خوراکی ها دقت کنم تا بتوانم این مسیر را بهتر و صحیح تر طی کنم و به هدفم که لاغری و تناسب اندام است برسم.نکته این جاست که من چطوری می توانم به این رفتار و عمل خودم مسلط بشوم تا آن را کنترل کنم و از پرخوری و زیاده خوری جلوگیری کنم.من هم باید مانند خود استاد از تکنیک تنبیه و تشویق برای ذهنم بهره ببرم یعنی هر وقت که پر خوری کردم و دچار حالت های بد و زشت آن شدم مانند درد در ناحیه ی شکم یا احساس خفگی و یا عذاب وجدان از اینکه زیاد خوردم باید خودم را با القاب و عناوین زننده و زشت و نازیبا مورد شماتت قرار دهم و آن حس بد را به ذهنم القا کنم که کار خوب و لذت بخشی انجام نداده ام و به خودم ضرر رسانده ام و در مقابل هر وقت به درستی رفتار کردم و به اندازه از مواد غذایی و خوراکی خوردم با القاب و عنوان های زیبا و قشنگ خودم را تشویق کنم که ذهنم متوجه شود درست عمل کرده ام و از کار خود لذت می برم تا کم کم این عمل و رفتار من به فرمول مغزی مفید و لذت بخش تبدیل شود و جزوه رفتارهای همیشگی من قرار بگیرد.البته این کار مستلزم تمرین،تمرین،تمرین و استمرار در انجام آن دارد که به ملکه ی ذهنم تبدیل شود و با موفقیت کامل در انجام آن من نصف بیشتر مسیر لاغری خودم را طی خواهم کرد و هرچه بیشتر به لاغری و تناسب اندام نزدیک تر می شوم و به آن میرسم.لاغری و متناسب شدن حق طبیعی من است و من لیاقت آن را دارم پس حتما لاغر و متناسب می شوم.باید بیشتر به فرمول های چاق کنند ه ی موجود در ذهنم دقت کنم و آنها را شناسایی کنم تا بتوانم با فرمول های لاغری و صحیح و درست آنها را جایگزین کنم و از این فرمول ها بهره ببرم و لذت بی نهایت لاغری را به خودم بچشانم و از مزایای بیشمار آن بهره مند شوم.ما همگی می توانیم اگر بخواهیم.
با سلام و دورود
داستان چاقی من از رمانی شروع شده که من کلید تنظیمات ذهنی خودم در مورد خوردن را عیر فعال کردم و آن را روی تنظیمات دستی قرار دادم . تا قبل از این زمان من می خوردم بدون اینکه از خوردن بترسم و چاق شوم واما از رمانی که تلقینات و افکار چاق کننده در دهن من پر رنگ شد و من باور کردم باید میزان خوردنم را خودم کنترل کنم شروع به چاق شدن کردم چون من نمیدانستم :
ذهن من کنترل کننده بهتری است تا جسمم . پس کمتر از نیاز خوردم ،به جسمم فشار آوردم و جسمم احساس کمبود کرد و در مرحله بعد تلاش کرد جبران کمبود کند، ذهن من در حسرت ماند و سعی کرد لذت را به من بازگرداندو مرا به خوردن بیشتر وسوسه کرد. من نمیدانستم : هر چقدر سعی کنم چیزی را بیشتر کنترل کنم ، آن چیز من را بیشتر کنترل خواهد کرد . اینطور من چاق شدم
اما حالا که چاق شده ام میدانم باید تلاش کنم ذهنم مسولیت تنظیم رفتارهای غذایی من را بر عهده بگیرد.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
بسیار متفاوت بود موضوع این فایلتون
خیلی مفید هم بود
از این به بعد مطمئنم که هر وقت نزدیک به سیری بشم حتما یاد حرفهای شما میوفتم و راحتتر دست میکشم .
اینکه برامون توضیح دادید که از متناسب منظورتون متناسبی هستش که رفتار غذایی درستی داره ، خیلی لازم بود .
ممنونم استاد گرامی از مطالب با ارزشتون
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت الهام خانم گل ،خیلی از کامنتتون لذت بردم وبراتون بهترین ها رو آرزو میکنم
اما چند تا موضوع رو دلم خواست بهتون بگم
درنوشتتون نوشته بودین که دلم میخواد زیاد کار کنم نه ورزش سخت
لطفا از خودتون سوال کنید چرا میخوایید مدام کار کنید
آیا اینم مانع ذهنی شما برای افزایش تحرک شما برای تناسب اندامتون نیست ؟
درثانی درسته که آهسته وپیوسته عالیه وعجله اشتباه وهرکسی زمان تناسی اندام خودشو داره مثلا من بعد یک سال ونیم دراین سایت تازه دارم متناسب میشم وتناسب اندامم هم شدت گرفته وهرروز بیشتر از دیروز متناسب میشم به طوری که عکسمم دررده شگفتی سازان جدید قرار داده شده اما با این حال بازم با سرعت تمام دارم لاغر میشم
اما به نظرم بیشتر روی این مانع ازذهنتونم کار کنید واز بین ببریدش که چرا سه وعده باید خورد اصلا وچرا فکر میکنید همه مردم دنیا ۳ وعده میخورن
دراصل اگه خوب به افراد متناسب نگاه کنید والگو برای خودتون بردارید متوجه میشید که نه تنها۳ وعده نمیخورن بلکه اصلا وعده نمیخورن
یعنی زمان گرسنگی میخورند وعلائم گرسنگیشون از بین رفت دیگه نمیخورن مثلا میخورن تا غاروقور شکمشون بخوابه یا ضعف ناشی از گرسنگیشون رفع شه وصبر نمیکنن شکمشون فشار بیاد بهش یا نیاد حتی اگه با دوقاشق سیر بشن دست میکشن
من خودم شخصی رو دارم که تایم زیادی رو میخوابه ولاغر لاغره
بلند میشه ساعت ۱۲ ظهر نگاه میکنه ناهار باب میلش هست یا نه اگه باشه یکم میخوره ومیره اگه نه میره بیرون ویا گاهی ساعت ۳ شب غذا میخوره یا حتی شیرینی خامه ای
اینو میگم که بدونید کم خوردن خیلیم خوبه به قول استاد بدن ما رو یک سیب هم میتونه انرژیش تامین کنه وتا این حد بدن ما کم مصرف واصلا نترسید که زود سیر میشین و….هزاران ترسی که خودمم داشتم
دقیقا فکر کنید دارید مثلا یه حرفه ای یاد میگیرید یه هنری یه شبه که یا حتی یه ماهه که قطعا نفر اول اون رشته نخواهید شد
ولی وقتی استاد به شما میگن مثلا درنقاشی فقط یک قطره از رنگ آبی بردار دراین قسمت کار شما نمیتونی بگی پس چرا همه ده قطره برمیدارن کم کم تلاش میکنی قلمو رو جوری داخل رنگ بزنی که یک قطره برداشته بشه
یا وقتی دررقص استاد رقص به شما میگن مدل دستتون این طور بگیرید نمیتونید بگید کجای دنیا اینجور میرقصن همه تو عروسی ها از خود بی خود میشن وهیچکدومشونم از این قوانینم رعایت نمیکنن
استاد به شما میگن بله حق با شماست ولی اصول رقص مثلا ایرانی این ودرصورتی که بخوایید این هنر بیاموزید به بقیه نباید فکر کنید وفقط تمرکز وتوان خودتون روی این کار معطوف کنید
دراصل خود من وقتی برای اولین بار دریک عروسی دخترخانومی رو دیدم که اصولی میرقصه تازه متوجه تفاوت فاحش رقص خودم واون شدم
تازه فهمیدم بعداز ۲۰ سال رقصیدن چیزی بلد نیستم
تناسب اندامم همینه چاقی مثل رقصیدن هپلی هپول وسط جمع که بپر بپر میکنن وعرق میریزن وخیلیم خوشحالن ولی کسی واقعا نمیرقصه وهنر وزیبایی خلق نمیکنه
شما تنها زمانی به تناسب اندام میرسید که خودتون با بقیه مقایسه کنید که چه میکنن هنر متناسب شدن ومتناسب فکر کردن بیاموزید وبا تلاش وتمرین اثر خودتون خلق کنید وشگفتی ساز بشین
بازم براتون آرزوی بهترین ها رو دارم به امید روزی که درجمع شگفتی سازان بدرخشید
نشان های دریافت شده
سلام عزیزم ممنونم از لطف ومحبتتون عزیزم
تبریک میگم بهتون از کسب نتایج عالی که گرفتین .
گلم من مجبوری خودم رو وادار به کار کردن نمیکنم عاشق فعالیت هستم خودجوش لذت میبرم از فعال بودنم یه جوری میشه اینقدر یه روز فعالیت میکنم دیگه چند روز استراحت میدم به خودم چون پام درد میکنه پس برای لاغری نیس کارهای خونه رو قبلا تنبلی میکردم اینقدر میخوردم انرژی نداشتم ولی حالا جایی از خونه نامرتب باشه نمیتونم تمیز نکنم نمیتونم بشینم یا عاشق حیوانات شدم دوست دارم کار کردن باهاشون رو جوجه دارم هر روز باید به اونا مثل بچه رسید من عاشقانه دارم بهشون میرسم دوست دارم اینقدر سبک بشم که بتونم کارهایی که عاشقشونم انجام بدم مثل رسیدگی به حیوانات
آب وغذا دادن به حیوانات رو دوست دارم یا تمیز کردن جاشون رو چند تا گاو داریم تو روستا اسب داریم من عاشقانه به اونها میرسم نه برای اینکه لاغر بشم بعد دوره من انرژیم بالاتر رفته خوب این انرژی باید یه جایی آزاد بشه کلا فعالیت برام لذت بخشه ورزش کردن نه چون ورزش وبرای لاغری میرفتم ولی حالا کار کردن وفعالیت رو برای دل خودم برای عشق کردن برای لذت بردن میخوام
دوست دارم سبک بشم تا فعالیتهای که عاشقشم راحت انجام بدم ازاینکه به خاطر زانودرد نمیتونم ناراحتم
واینکه گلم من شاید کشورهای خارجی رو دقیق ندونم چند وعده میخورن ولی تو ایران خودمون سه وعده میخورن دو میان وعده هم میخورن ولی همه چاق نیستن کلی آدم لاغر و متناسب داریم پس مشکل از وعده ها نیس مشکل از ذهن نامتناسبمون هست که از غذاها می ترسیم وبهشون قدرت میدیم و چاق میشیم .
خوب شما بگین شما که لاغر شدین یه وعده خوردین که لاغر شدین؟
کاش پیامتون رو در پاسخ به دیدگاه من مینوشتین برای خوندن دیدگاه خانم شهربانو اومدم اینجا هدایتی پیامتون رو دیدم
موفق باشی گلم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت الهام خانم گل وعزیز دل
بانوی دوستداشتنی ومهربان خیلی از شما بابت تبریکات صمیمانتون سپاسگزارم وآرزو مندم هر چه زودتر شمارو هم درقسمت شگفتی سازان ببینم
دوست عزیز
اینکی من گفتم وعده نمیخورن اصلا درخارج از کشور نیست دقیقا منظورم افراد اطرافم هستن درخود ایران
وعده یعنی شما خودتون ملزوم ومجبور میدونید که درسه وعده غذایی یا چیزی میل کنید که درانسان های متناسب وجود نداره
افراد متناسب پرخور درجایی استاد عزیز بهشون اشاره کردن که ما تا تمام افکارمون درست نشده حق پیروی ازشون رو نداریم ودرضمن این گونه افراد افراد با رفتار پرخطرن که هر روز ممکنه به علت شکسته شدن باورشون چاق بشن وتناسبشون از دست بدن
شما درسته که درهر سه وعده احساس گرسنگی میکنید
اما واقعا واکنش گرسنگی هم دریافت میکنید
یعنی غاروقور دارید یا ضعف جسمانی وخالی بودن شکم واحساس تهی بودن درشکمتون دارید
یا نه ظهر شده وبوی غذا پیچیده تو خونه وباورچاقم میگه به به چه بخوریم
ظهر شد زنگ گشنگیش به صدا درمیاد
من خودم از وقتی دقیق شدم به خودم دیدم خیلی مواقع همه ناهار خوردن خوب منم خوردم
میوه خوردن منم خوردم ولی دراصل واقعا گرسنه نبودم
درمورد فعالیتم از اونجایی که بخش زیادی از کودکیمو درروستا سه ماه تابستان بودم خیلی خوب میدونم
خانم های عزیز روستایی چقدر کار دارن وچقدر زحمت میکشن وعاشق کار کردن وشعارشون اینکه حالا پاشیم چی کار کنیم واز نشستن واستراحت بیزارن وفقط موقعی که توان نداشته باشن یا کارشون تموم بشه استراحت میکنن
برخلاف چیزی که درذهن ما فرو بردن که تحرک عامل نشاط سلامتی ولاغریه
دراصل برعکسش صحت داره
بدن ما در۲۴ ساعت برای زنده بودن درحال تحرک وپویاییه وبه اندازه کافی فعالیت میکنه
وتحرک خارجی تنها برای گذران زندگیه ومنکه ندیدم
فرد متناسب واقعی رو که از تحرک وفعالیت زیاد لذت ببره واونو عامل سلامتی خودش وتناسبش بدونه
اتفاقا اکثر افراد متناسب واقعی از دیدگاه ما چاق ها انسان های تنبل پرخواب وکم تحرکین که بهشون میگیم جون ندارن طفلیا درصورتی که خیلیم از مم وشما جون دار ترن وچابک ترن ولی چون دلیلی برای تحرک اضافه نمیبینن انجامش نمیدن
واتفاقا از اینکه بهشون نحیف وبیجون بگیم استقبال میکنن وزندگیشونو درنهایت راحتی آرامش وبا دلخواهشون انجام میدن
مثلا من دوستی دارم که متناسب بسیار واصلا پیاده روی نمیکنه ودائم سوار ماشین ومیگه خسته میشم من لاغرم جون ندارم
ولی باهاش مسابقه دوبدی ده متر جلوترت میدو
یا میگه من لاغرم معده ام خیلی کوچولو اصلا نمیتونم بخوره معده ام پاره میشه وخونریزی میکنه دکتر گفته زیاد نخوریا معده ات پاره میشه تو نمیتونی زیاد بخوری
حالا دروغ وراست بهشون این باورودادن یا از خودشون درمیارن
دوست عزیز فقط چاره کار وارد کردن مواد غذایی یا خوراکی به اندازست که هرچه کمتر بهتر وکم کم بدنتون عادت میکنه که کمترم مشکلی نیست
درجواب سوال شما
بله من ۳ وعده نمیخورم
وگاهی تا ظهر گرسنه نمیشم وچیزی نمیخورم
وظهرم هر ساعتی باشه از یک تا ۶ عصر هرزمان گشنه بشم هرچی دلم بخواد میخورم مثلا شده ناهار قورمه سبزی پختم ساعت ۵ نون پنیر سبزی خوردم چون دلم خواسته
ویا ده شب قورمه سبزی خوردم ولی تا سیر شدم بلند شدم یعنی تا ضعفه رفته جمع کردم نشستم پای قابلامه تا تهشو بخورم والان مدتیه تو نعلبکی غذا میخورم
ومثل متناسبا میگم نمیتونم بیشتر معده ام درد داره میگیره😉
موفق ومتناسب باشین
نشان های دریافت شده
ممنونم از پاسخت گلم بازم تبریک میگم بهتون
گلم من تو روستا ساکن نیستم ولی تو روستا خونه داریم همسرم چون عاشق حیوانات هست چند تا گاو واسب وغاز ومرغ و جوجه نگه میداره من عاشق حیوانات نبودم می ترسیدم ازشون فرار میکردم ولی از وقتی تو دوره شرکت کردم کلا عاشق حیوانات شدم وترسم ریخته و این رو از برکات دوره میدونم چقدر من درین دوسال لذت بردم از زندگی با حیوانات چقدر حیوانات انرژی مثبت دارن
وبه خاطر زانودردم امسال کمتر رفتم ولی هر وقت رفتم شارژ میشم میام
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی گلم
نشان های دریافت شده
با سلام وصبح بخیر خدمت الهام خانم گل
خیلی ممنون بابت تبریک دوبارتون وبراتون آرزوی سلامتی وتناسب اندام رو خواستارم
با اینکه خودمم حیواناتو خیلی دوست دارم اما فقط در روستاها نه درقفس وآپارتمان ها
اما چون زانو درد دارین بیشتر مراقب خودتون باشین لطفا وبه خودتون عشق بورزید ببشتر
با آرزوی شاد کامی وسلامتی برای شما وهمگی دوستان عزیزم💐💐
نشان های دریافت شده
سلام خدای مهربان و عزیزم
پرخوری کردن یکی از رفتارهای معمول روزانه افراد چاق هست افراد چاق هرروز دچار پرخوری میشن بااینکه خودشون فکر میکنن چیزی نمیخورن ولی در اصل خیلی چیزها رو میخورن ولی فکر میکنن بدنشون استعداد چاقی داره یا بدنشون قند سوزه وچربی سوز نیس یا تحرک کافی ندارن یا اشتهاشون زیاده یا غم وغصه زیاد میخورن یا استرس زیاد دارن یا قرص خاصی میخورن یا ازدواج کردن چاق شدن یا بارداری چاق میکنه آدمو و… ولی در اصل این طور نیس
>افراد چاق عاشق خوردن هستن عاشق اینکه هر لحظه به غذا فکر کنن یا به غذا ناخنک بزنن با غذا عشق وحال کنن غذا برای افراد چاق برای رفع گرسنگی یا برای زنده موندن نیس برای همین همواره دچار فشار شکم هستن اونا غذا رو به دلایل مختلف میخورن اونا برای غذا خوردن برنامه خاصی ندارن بدون برنامه میخورن میبیننن میخورن می شنون میخورن راه میرن میخورن میچشن میخورن بو میکنن میخورن بیرون میرن میخورن بیرون نمیرن میخورن خوردن براشون عادت شده ولی دیگه این طور نمیشه زندگی کرد
;اونا برده واسیر غذا ها هستن باید دست ازین پرخوری ها زیاده خوری ها بردارن .اونا دیگه خودشونو باختن فکر نمیکنن دیگه بشه ازین پرخوری ها رها شد اونا دوس دارن لاغر بشن ولی خوردن رو نمیتونن ترک کنن دوست دارن بخورن همش ولی لاغر بشن دوست دارن همون آدم سابق باشن ولی یه دوره ی معجزه بخش یا یه داروی لاغری بیاد اونا رو لاغر کنه همه دنبال اینن که هیچ کاری نکنن ولی لاغر بشن یا لاغر بمونن . ولی اینطور نمیشه هر چیزی بهایی داره
;باید از یه جایی شروع کنن و مایی که اینجا هستیم شروع کردیم ولی باید سعی کنیم تا حد امکان درس رفتار کنیم اینم مرحله به مرحله میشه درست کرد میدونین همه چی تکاملی هست حتی پرخوری نکردن .واقعا ذهن من خیلی تغییر کرده فرمان درس میده ولی من خودم بعضی جاها نمیخوام درس رفتار کنم ودچار فشار شکم میشم . این راه محدودیت زمانی مکانی ومحدودیت غذایی نداره واین خیلی عالیه درستشم همینه
;الان به ذهنم رسید خیلی اساتید بزرگ جذب درثروت و کار و درآمد آزادی زمانی و مکانی رو تبلیغ میکنن ولی وقتی به لاغری و سلامتی می رسه خودشون رو از لحاظ زمانی و مکانی و غذایی محدود میکنن و یه وعده یا دو وعده غذا میخورن همه چیز نمیخورن برنج نمیخورن یا نون نمیخورن چون فکر میکنن سیستم هورمون ها رو می ریزه به هم اگه اینطور بود همه ژاپنی ها الآن باید بیماری دیابت داشته باشن یا هندی ها یا شمالی ها یا همشون بیمار و چاق باشن یادر ثروت میگن برای پولدار شدن نباید سختی بکشی صبح تا شب بدویی ولی تو لاغری و سلامتی میان میگن بدون پیاده روی کردن بدون فعالیت نمیشه لاغر شد با یه جا نشستن ذهنی نمیشه لاغر شد .
من با دوره لاغری درین دو سال فعالیت و انرژییم این قدر بالا رفته که دیکه به زانوهام وبدنم فشار اومده اینقدر دوست دارم تو خونه وروستا فعالیت کنم عاشق فعالیت شدم بدون اینکه چیزی نخورم یا بدون حذف چیزی اشتهام خودش کم شده ساعتها گرسنه نمیشم . دوست دارم کار کنم . نه برم ورزش ورزش حس خوبی بهم نمیده چون سالها رفتم ورزش پیاده روی یا سالن که متنفر شدم. به نظرم برای خانمهای خانه دار اینقدر کار هست تو خونه که فعال باشن نیاز نیس برن جایی اگر برای هوا خوری و تفریح برن پیاده روی یا بیرون در مورد اون صحبتی نیس ولی برای لاغر شدن اصلا ورزش خاص یا پیاده روی نیاز ندارم من.
;مردی در شهر ما هست ده ساله ساعتها در کوه ودشت زیبای اینجا پیاده میره میاد ولی چاقه من به این نتیجه رسیدم هر چقدر هم بیشتر ورزش کنی بدن به غذای بیشتری احتیاج پیدا میکنه چون انرژی زیادی مصرف میکنی نیاز به استراحت بیشتری داری و اگه ندی نیازشو بدن افت میکنه وبدنتو تخریب میکنی واینکه تا چه وقت میخوای ورزش کنی تا اخر عمر که نمی تونی بری ورزش پس ورزش در ذهنم برای لاغری دیکه برای لاغر شدن منتفی شده. من دیگه برای لاغری به ورزش نیاز ندارم من.
دارم به ذهنم یاد میدم که خوردن خوبه ولی به اندازه . خوردن خوبه ولی برای اینه که گرسنه نباشی وبتونی فعالیت های روزمره تو انجام بدی ذهنم داره تازه داره یاد میگیره گرسنگی وسیری رو تازه داره الفبای لاغری رو یاد میگیره نباید اونو سرزنش کنم نباید ازش ناراحت بشم که چرا نمیتونی درس رفتار کنی باید تشویقش کنم باید آرام آرام بهش یاد بدم ذهنم مثل کودک نوپاست که داره راه رفتن یاد میگیره نباید انتظار داشته باشم از همین اول کار بتونه بدوئه باید صبور باشم و بزارم تمرین کنه تکرار کنه یاد بگیره
یه جایی هم اگه دیدم خودشو ول کرده تلاش نمیکنه کمی باهاش تند برخورد کنم تا به خودش بیاد تا تلاشش رو بیشتر کنه با زور نمیشه ذهنو به رفتار درس ترغیب کرد یا یهو یه وعده بهش غذا داد سالها سه وعده خوردی چطور یه دفعه ای میخوای یه وعده بهش بدی یا کجای دنیا آدمها یه وعده میخورن همه با یه وعده خوردن لاغر میشن نیاز به حذف چیزی هم نیس .
>با عجله چیزی درس نمیشه با یه روز نمیشه همه الفبا رو به یه بچه یاد داد فایده نداره برای ذهنم همینطوره من نمیخوام یه شبه لاغر بشم یا چند ماهه لاغر بشم و دوباره چاق بشم من دوس دارم تکاملی لاغر بشم و لاغر بمونم دوس دارم راحت لاغر بشم زجر نکشم بدون هیچ محدودیت غذایی و زمانی و مکانی غذا بخورم میخوام آروم آروم لاغر بشم میخوام برای خودم لاغر بشم نه دیگران برای همین عجله ندارم
میخوام یواش یواش عاداتم درس بشه نه یهویی
همه این یهویی ها محکوم به شکست هست و محکوم به سختی کشیدن ولذت نبردن از زندگی و اینو خیلی ها درک نکردن من به وجود استاد عزیزم افتخار میکنم .< به قول استاد لاغر شدنی هنره که در مسیر عادی روزمره زندگی باشه همین وبس فقط باید صبور بود و زندگی کرد واز زندگی لذت برد اونوقته که میبینی لاغری هم میاد خوبم میاد من به لاغر شدنم ایمان دارم
نشان های دریافت شده
دوست عزیزم الهام
دیدگاهتو خوندم عالی بود حتما نظرمو برسم خونه برات می نوبسم ..توی مسیر برگشت هستم به تهران …
اگه بدونی چقدر توی این شهر کوهپایه ای خنک به من و مامان خوش گذشت امروز ۱۳ روز شد که توی این شهر بهشتی گذروندم … واقعا نفس کشیدم شبا یخ می کردم توی بهارخواب ، دو تا پتو می کشیدم روم ،زیر پشه بند راحت و آسوده می خوابیدم ….جاتون واقعا خالی ، اینجا یه جای دیدنی داره به نام پارک سر چشمه ..اصلا از نظر منظره بینظیره .
عزیزم امیدوارم یه روز به این شهر بهشتی از توابع اصفهان بیایی و لذت ببری البته اگر بتونی شهریور بیایی که عالیه آفتابش کم جونتر میشه و روزهاش هر از گاه ابری میشه و خنک اما شبهاش بی استثناء واقعا خنک آخر شبا یخ می کنی انگار رفتی تو یخچال نشستی :))
حالا اگه بدونی چطور داخل اتوبوس خودمو تحویل گرفتم که تا مقصدم که پنج ساعت راهه راحت برم برسم …آخه من خودمو خیلی دوست دارم همه اش دنبال راحتی و آسایشم …عشقم بکشه از جون و دل فعالیت هم می کنم اگر نه فقط استراحت ….زیر پام یه صندلی متحرک گذاشتم تکیه گاهم یه بالشتک گذاشتم که حرکت و توقف ماشین ، اذیت نشم …
خلاصه که با راحنی تمام توی مسیرم ….منتظرم ببینم چه وقت سر و صدای شکمم در می آد یه چیزی بخورم یه تخم مرغ آبپز بدون نون برداشتم و یه مقدار انگور همین کافیه صبحانه صبح زود خوردم باز یه تخم مرغ آب پز با کمی نون و یه فنجون چای …..تازگیا کامل متوجهم احساس گر سنگی که بعد از نفخ و سوزش معده سراغم می آد با گرسنگی واقعی که همراه با قار و قور شکم هست فرق داره و دارم کاملا کاذب بودنشو تشخیص می دم اتفاقا جدیدن که به فرمول خوردن بعد از این حالت بها و اهمیت نمی دم و چیزی نمی خورم خیلی راحت ترم و از نخوردن دارم لذت می برم مگر اینکه سر و صدای شکممو حس کنم که یه جایی هست پایینتر از سر معده ….جالبه تا حال متوجه این موضوع نبودم …..امروز صبح ناشتا یه قرص اومپرازول خوردم خیلی بهترم چند دقیقه ای میشه که حس می کنم کمی سر معده ام ناراحته انگار داره میگه چیزی بخور ولی من نمی خورم میگم هنوز قار و قور شکمم که پایینتره درنیومده پس صبر می کنم و از نخوردن لذت می برم …دیگه به ساعت خاص برای خوردن اهمیت نمی دم ..هر وقت شکمم سر و صدا کرد غذا می خورم و سعی می کنم همراه با سیری کامله کاملم نباشه هنوز میل داشته باشم که دست بکشم …..به نظرم به کلید طلایی متناسب شدن دسترسی پیدا کرده باشم . الان مسافرصندلی کناری سیب تعارف کرد گفتم ممنون میل ندارم تشکر ،توی کیف خودم هست ، تشکر
ممنون الهام جون که پای صحبتام نشستی ..حتما از عطاری کامبوجارو تهیه می کنم ، ببینم این محصولو خودت درست می کنی به عطاریا می فروشی ؟
اگر اینطور باشه که خیلی عالیه
موفق باشی در مسیر تغییر کردن ….
نشان های دریافت شده
سلام عزیزم
خیلی خوشحال شدم از پیامت وخیلی خوشحال تر که جای با صفا وزیبایی رفتی وخوش گذروندی واقعا از حس پیامتون عشق کردم ولذت بردم عاشقتم گلم
آفرین بهت گلم ایشالا به سلامت برسی آفرین که خیلی عالی در مسیر هستی وبرای لاغری اشتیاق زیادی داری
توکل به خدا ما هم لاغر میشیم چون داریم تلاش میکنیم خدا هیچ تلاشی رو بی نتیجه نمی زاره خدا با ماست
گلم آره در سال 97کسب وکار خانگی راه اندازی کردم و مستقیم وهم به عطاری میفروختم درآمد خوبی داشتم اوایل کارم بود محصول ناشناخته بود و شهر کوچک یکسال فروختم واقعا اعتماد به نفس فوق العاده ای پیدا کرده بودم هم کارهاش رو خودم میکردم همسرم مخالفت میکرد خانواده همسرم هم به نوعی دیگر یک سال فروختم ولی به خاطر عجله و رعایت نکردن قانون تکامل رها کردم دوست داشتم یه شبه پولدار بشم کارخانه بزنم اینقدر عجله داشتم ولی خودباوری هم داشتم الآن که به اونروز ها فکر میکنم اصلا باورم نمیشه من اون همه کار کردم در یکسال واقعا باورم نمیشه حتی برای مجوز هم رفتم پیش فرماندار هم رفتم من که تنهایی هیچ جا نرفته بودم
ولی به امید خدا بازهم اون خودباوری رو دردر خودم به وجود میارم وبه استقلال مالی میرسم
عزیزم موفق و سلامت باشی
نشان های دریافت شده
سلام الهام جان ،
خوبی خوشی ؟ الهی خوب و خوش باشی
الان دارم از عطاری برمی گردم عرق کامبوجا خریدم محصول کاشان …حالا فهمیدم که این محصول تایید وزارت بهداشت هم داره…از امشب مصرفشو شروع می کنم الهی که شفا باشه برام …ممنون از راهنماییت عزیزم
نشان های دریافت شده
الهام عزیز ، ممنون از پیامی که فرستادی ، از شرح موفقیتت خوشحال شدم …
اینمحصول کامبوجا که میگی از عطاری بخرم مجوز ساخت از وزارت بهداشت هم داره ؟ شما که میگی چند وقتی هست دیگه چیزی تولید و عرضه نمی کنی …اگر این کامبوجا محصول ساخت خودته پس الان عطاری ها از کجا می آرن می فروشن ؟
عزیزم منم شهرای آذربایجانو خیلی دوست دارم ولی چون زبانشونو بلد نیستم تا حالا به اون شهرها سفر نکردم فقط یکبار چند سال پیش با مامان رفتیم سرعین اردبیل و لذت بردیم از هوای عالی ….
امیدوارم بازم قسمتم بشه برم …
امیدوارم یه روز از نزدیک ببینمت و میزبانت باشم و کلی از لاغری با ذهن با هم حرف بزنیم .و اصلا چند روزی کنار هم باشیم صبحها با هم فایل صبحگاهی گوش کنیم و شادی کنیم بعدم با هممیثاق نامه بخونیم چه کیفی میده یه دوستی اینطوری :))
نشان های دریافت شده
سلام مجدد
نه گلم محصول ساخت من نیس منم یادش گرفتم خودم طبیعی وارگانیگشو برای خودم درس کردم.اول خودم مصرف کردم نتیجه دیدم بعد فکر تولید و فروش محصول به ذهنم رسید .
عطاریها دارن اونا اصل و طبیعی هستن ولی تازگی ها کارخونه ایش هم اومده من مصرف کردم کارخونه ایشو اصلا به درد نمیخوره هیچ خواصی نداره عین دلستره
ولی طبیعیش کمی ترشه بوی سرکه میده وگازداره ولی معده رو اصلا اذیت نمی کنه کلی خواص هم داره واقعا به جای نوشابه آدم بخوره کلی بدنو سم زدایی میکنه و سرشار از ویتامین هست .برای همه ی بدن خوبه چون پاکسازی انجام میده تو آسیای شرقی بیشتر مصرف میشه و واقعا طول عمر زیادی میکنن بیش از صد سال
خودتون باید امتحان کنید ببینید تحقیق کنید بعد عاشقش میشید .
چه آرزوی قشنگی کردین به امید خدا خدارو چه دیدی
شاید همدیگه رو یه روز از نزدیک دیدیم
منم مشتاق دیدارتون هستم
فعلا خدانگهدار تون باشه
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ، چقدر از نوشته ی شما لذت بردم ، منم با شما هم عقیده هستم ، آزادی باید تو همه چیز باشه ، نه فقط آزادی زمانی ، مالی و مکانی ، بلکه تو خوردن هم باید آزادی باشه ، وقتی ذهن را تحت فشار محدودیت و نخوردن قرار ندی و ذهن درک کنه که آزاده ، مغز خودش خود به خود دستور زیاد نخوردن را صادر میکنه ، و پرخوری از بین میره ، و آدم رفتار درست غذایی را یاد میگیره بدون فشار و محدودیت و سختی ، لاغری با ذهن بهترین و آسانترین راه لاغر شدن و درست ترین راه زندگیه ، بخصوص وقتی که بهترین استاد دنیا همراهت باشه ، خدایا شکرت که هدایتمون کردی به این مسیر زیبا ، الهام عزیز آرزو میکنم با اندام متناسب زیبا تو این دنیای قشنگ همیشه شاد و سلامت باشی
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
ممنونم ازت گلم از دیدن پیامتون خیلی خوشحالم وخدارو شکر می کنم که دوستان عالی ومثبت اندیش دارم که به همدیگه عشق و امیدو آگاهی میدن .
ممنونم از دعای قشنگی که برام کردین .
آخر این راه شادی آرامش ولذت و لاغری و سلامتی هست بدون هیچ محدودیتی
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
ببخشید من یه سؤال دارم من راستش کامل درک نکردم فشار شکم چطور میشه
بعد استفاده از دوره غذای من کم شده اصلا دیگه به مقدار توجه نمیکنم ولی وقتی واقعا دیگه نمیتونم بخورم خوردنم متوقف میشه دیگه زورم بکنم نمیتونم بخورم اونوقت دست می کشم زود هم سیر میشم بعدش کمی اذیت میشه معده ام چند روزه فکر میکنم نکنه معده ام مشکل پیدا کرده
نمیدونم رفتارم درسته یا همون فشار شکم هست یا زیاده خوری
زود احساس پری معده میکنم و معده ام اذیت میشه
سلام و درود
درباره این موضوع و سایر موضوعات مربوط به خوردن در دوره اصلاح پرخوری و اشتها به صورت مفصل توضیح داده شده است.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز،
امروز میرم با دقت دوره کنترل اشتها و پرخوری رو یکبار دیگه با دقت می خونم و نظرمو می نویسم .
اما جدیدن مطمئن شدم که علت عدم موفقیتم در ایجاد فاصله گذاری نسبتا زیاد مثلا ۶ ساعت بین وعده های غذاییم، وجود مشکل در جهاز هاضمه و سیستم گوارش منه … میشه گفت از زمانی که شروع به چاق شدن کردم مشکلات گوارشی و نفخ و سوزش سر دل برام بوجود اومد تا قبل از اون لاغر و متناسب بودم و همچین مشگلی نداشتم …
این ناراحتی گاهی به دلیل استرس یا فشارای عصبی که اینروزا اجتناب ناپذیره به اوج می رسه عصبی ترممی کنه یعنی هر وقت سر معده ام شروع به سوزش می کنه و احساس ورم و سنگینی پیش می آد حالت گرسنگی بهم غالب میشه …یعنی انگار این حالت برام تبدیل به یک فرمول شده و همیشه هم اجرا شده
فرمول : نفخ و سوزش = خوردن
با خوردن بسرعت بهبود پیدا می کنه و علائم حاد از بین میره و اعصابم بهتر میشه چون سوزش معده ام تسکین پیدا می کنه ولی ورم و بزرگی باقی می مونه همراه با بادگلو …. چند سال پیش به دلیل مشگل نفخ و ترش کردن معده ام آندوسکوپی شدم یکسری دارو مصرف کردم دیگه ترش نمی کنم ولی سوزش و نفخ از بین نرفته ….
در حقیقت اگر این بیماری باعث پرخوری شده باشه دلیلش خوردن روی سیری نبوده و نیست من واقعا احساس گرسنگی پیدا می کنم و فرمول ، اجرا میشه تا آروم بشم .
فعلا که شهرستانم از هوای گرم تهران فرار کردم اومدم یه چند روز از هوای کوهستانی و خنک شهر خوانسار استفاده کنم پس فردا برمی گردم تهران و حتما پیش پزشک میرم ببینم چه باید بکنم …
نشان های دریافت شده
سلام خانم شهربانوی عزیزم
امیدوارم بهتون خوش بگذره چه کار خوبی کردین .شهر ما یکی از مناطق خوش آب و هوای آذربایجان هست بااینکه تابستان هست گرمی هوا آدمو خیلی اذیت نمیکنه باد خنکی میوزه .امشب نزدیکهای صبح هوا سرد شده بود بااینکه چند روزه به خاطر خنکی هوا پنجره هارو میبندیم ولی بازم سرد بود بخاری رو روشن کردم😝
سفر حس خوبی داره واقعا دلم یه سفر کوتاه خواست
در مورد معده تون منم چند سال پیش این مشکل رو داشتم معده ام سوزش داشت فکر میکردم همش گرسنه هستم اسید معده ام فکر کنم زیاد بود از پرخوری هم بود داروی معده میخوردم ولی چهار ساله به لطف خدا برطرف شد خدا هدایتم کرد به محصولی که خودم تو خونه درس کردم و مصرف کردم اسمش کامبوچا یا کامبوجاس از عطاری ها می تونید تهیه کنید یا اگر توانستید قارچش رو تهیه کنید وخودتون درس کنید این عالی میشه خواصش هم خیلی زیاده برای قند و فشار خون و چربی خون وکبد چرب عالی جواب میده مشتریانم بازخورد میدادن
من چهارساله دیگه قرص نخوردم همون هفته اول خوب شد سوزش معده ام دیگه چند وقته نمیخورم کامبوجا ولی معده ام درد نمی کنه
یا اگر نتونستین سرکه سیب طبیعی رو با آب مخلوط کنید بخورید بعد غذا اینم عالیه به شرط اینکه در هر دو مورد زخم معده نداشته باشید
امیدوارم براتون مفید باشن گلم
نشان های دریافت شده
سلام دوست بسیار خوب و عزیزم خانم خضرلو
از راهنماییت بی نهایت ممنونم حتما از عطاری تهیه می کنم …من مطمئنم اگر مشگل معده ام برطرف بشه حتما روی لاغرتر شدنم تاثیر مثبت می ذاره ….
اینو تهیه می کنم نتیجه اشو برات گزارش می کنم …
بازم از شما ،عزیز ،تشکر می کنم ..
نشان های دریافت شده
ممنونم عزیزم
ان شاءالله براتون مفید خواهد بود گلم
با آرزوی سلامتی برای همه مردم جهان و همه دوستان عزیزم
نشان های دریافت شده
ممنونم استاد
ان شاءالله شرایط فراهم میشه منم دوره رو خرید میکنم .
به نام خدا
بنده دفعه سوم هست که دوره را شرکت میکنم دفعه اول که اصلا انگار اومده بودم یه دنیای دیگه و خیلی با حرفای استاد مخالفت میکردم و همش میگفتم مگه میشه اینا چرته ولی دفعه دوم هم دوباره همین راهو برای لاغر شدن انتخاب کردم یه مقداری هم لاغر شدم جالبه که هر جا استاد میگفت باید رفتار ما تغییر کنه من فقط تو ذهنم رفتار غذایی بود البته که وقتی با قبل مقایسه میکنم خیلی تغییر کردم ولی گفتگوی منفی ذهنم همیشه بود و همیشه این باور گوشه ذهن من بود که من هر کار کنم لاغر نمیشم واما اینبار از جلسه اول ایمان داشتم لاغر میشم و بازخوردای خوبی میگرفتم تو این چند جلسه فهمیدم نقطه ضعفم تو مهمانی و مسافرت و دورهمی هست و رفتار غذایی اشتباه دارم که دیشب تو یه مهمانی یک ساعت یه شیرینی خامه ای جلوی من بود و من علاقه ای به خوردنش نداشتم اگه قبلا بود طبق عادت اون شیرینی رو میخوردم ولی دیروز فقط به خودم گفتم بدنم الان نیازی به این شیرینی نداره و اصلا دیگه تحریک نشدم به خوردنش حالا میفهمم تغییر در رفتار فقط تغییر در رفتار جسمی ودر مقابل غذاها نیست و تغییر افکار هم شامل میشه خیلی برای این آگاهی هایی جدید از استاد متشکرم و خوشحالم که به جان و دلم میشینه ایمان دارم لاغری درمن شروع شده ایمان دارم بزودی شاهد لاغری جسمم وتناسب اندامم هستم و ایمان دارم جزو شگفت انگیزان قرار میگیرم و عکسم میره تو آلبوم شگفت انگیزان
نشان های دریافت شده
به نام خدا
چقدر خوبه وقتی از صبح بلندبشیم آنقدر توذهنمون اهداف ومسیر زندگیمون جذاب باشه که ناخودآگاه درمحیط پیرامونمون بتونیم بهش توجه کنیم .
من خودم وقتی صبح ازخونه میزنم بیرون اول بابت آب وهوا که پاک وتمیز و معتدل هست شکرگذاری میکنم . بعد زیبایی های طبیعت رو که میبینم همینطور . وقتی راه میرم ناخودآگاه بابت استایل بدنی زیبا و تقریبا متناسبم شکرگذاری میکنم وهمینطور الی آخر .
وقتی فردی رومیبینم که متناسب هست ناخودآگاه تودلم تحسینش میکنم که کدهای مخرب چاقی رو به ذهنش اضافه نکرده یاهمینطور فرد موفق وثروتمند و باقی چیزها رو که درمسیر اهدافم هستند .
منم اوایل جزو گروه چاقها بودم و درد ورنج چاقی . امیدواربودم که من میتونم متناسب بشم . تمارینم رو به صورت عملی انجام دادم خیلی . آنقدر که ملکه ذهنم شد که حتی موقع کرونا پیش پزشکم میرفتم ذهنم میرفت پیش استایل بدنی پزشک که خدایا اون که کم تحرکه . وضع مالیش عالیه میتونه بهترین غذاها رو بخوره پشت میز نشینه و… چقدر خوب که متناسبه ودیگر تمارین عملی که درکامنتهای قبلیم نوشتم واجراش کردم و لذت میبرم .
لذت میبرم که زندگی کردنم هدف مند شده است . اینکه میدونم باید توجهاتم رو روی ورودی هام بزارم وگلچین کنم وزوم کنم روی خواستم . ونکات مثبت زندگی .
امروز یه مقدارشیر برداشتم گرم کردم وموقع خوردن احساس کردم زیاد داخل ظرف ریختم یه مقداری در کاسه خودم ریختم ومابقی رو گذاشتم روی اجاق .
وچقدر حس خوبی بهم داد که من مجبورنیستم همشو بخورم چون حالا همشو گرم کردم .
وقتی باذهنم میتونم زندگیمو خلق کنم خوب این کلر رومیکنم . اوایل یه کم ذهن فشار میاره نه به خاطرسختی . چونکه میخاد تو مسیرامنش بمونه اما الانا انگاردلش میخاد که من همین مسیر رو برم . و منو تشویق میکنه بیا برو توسایت . درسته تقریبا متناسب شدی . اما من دلم میخاد بیای توسایت واین آگاهیهای ناب رو نوش جان کنم .
منم به ذهنم میگم چشم . ولذت میبرم وحس خوبی دارم .
الانا به خاطر متناسب شدن نمیام به خاطر احساس خوب وآرامش وآگاهیهای نابش میام توسایت .
آنقدر بعدمدتی ذهنم ازاین فرمول های اشتباه تخلیه میشه که احساس سبکی میکنم . آخه اینکه یکی ازبزرگترین دغدغه زندگیمون حل بشه و فضای ذهن آزادتر بشه با انرژی بیشتری برای مابقی خواسته هام وقت میزارم .
من آزادانه بین اینهمه موادغذایی آنچه دلم میخادمیخورم .ولذت میبرم . ونگران هیچی هم نیستم . زندگی بهم لبخند میزند ومن آرامش دارم .
خدایا شکرت بابت هدایت به این مسیر الهی .
سپاسگزارم از استادعزیز بابت انتشار این آگاهیهای ناب .
نشان های دریافت شده
من یاد گرفته بودم ک رژیم بگیرم فک میکردم چن من نمیتونم رعایت کنم چرا چن مثلا چیزی ک دوس دارم همسرم گرف اورد من نمیتونم و از این رو چاق میشم
بارها وقتی همسرم پفک و نوشابه میگرف دعواش میکردم اما الان نوشابه میگیره میمونه یخچالم
چرا
چن من اون تعریفها رو از مواد غذایی برداشتم حسرت حرص و ولعی نیس و من ازادم ب اندازه نیاز بدنم بخورم
هرکی میبینی میگن کم بخور جلوی خودتو بگیر چ خبرته
و من و امثال من یاد گرفتن ک لاغری مساوی با رژیم گرفتن ورزش کردن شام نخوردن برنج نخوردن کم خوردن
در حالی من تو فامیلمون هستند کسایی ک ورزش نمیکنن و رژیم نمیگیرن پیاده روی نمیکنن تموم وعده هاشونم میخورن اصلا نمیدونن خوردن و نخوردن چیه
و متناسبن پس اینها مشکل کار نبود مشکل ذهن من و تعریفهایی بود ک منو حریص کرده بود
مثل حیوونی بودم ک اختیار از دستم در رفته بود
این باعث شده بود واقعا از لحاظ روحی داغون بودم چن واقعا دیگه ب اخر خط رسیده بودم
خوردن عذاب وجدان ناراحتی شده بودن کل زندگی من
ن از زندگی لذتی میبردم ن از خونم ن از دخترم
اما اومدم اینجا یاد گرفتم ک هرچی یاد گرفتم همه اشتباهن باید تغییرشون بدم
من پذیرفتم ک خودم مسئول اشتباهاتم هستم خواستم و شروع کردم ب ادامه دادم
من باور دارم ک ب همه چیزی خواهم رسید من خیلی فرق کردم خیلی کم پیش بیاپرخوری کنم شکمم درد بگیره
من نیازهای خودمو فراموش کرده بودم
اصلا همه چیر خوردن نخوردن میدیدم
من یادگرفتم ک طبیعت انسان لاغریه و بدن همواره تلاش میکنه منو ببره ب حالت سلامتی بدن من عاشق سلامتیه لاغری هم یک بعد از سلامتیه
خیلی از بیماریها از چاقیه بیشتر روح من مریض شد
طبیعت من لاغریه
و چاقی بدیهیه
طبیعیش اینه ک من لاغر نحیف و زیبایی اندام داشته باشم
طبیعیش اینه نیازاتمو راحت بخرم لباس های رنگی شاد بگیرم شیک پوش باشم من لایق اینها هستم وبهشون میرسم چن لایق بهترینهام لایق طبیعت بدنم لایق زیباییها لایق ارامش لایق آزادی رهایی لایق لاغری و متناسب موندن و پوشیدن لباسهایی ک دوسدارم
لایق سلامتیم لایق روح و ذهن سالم وجسم سالم و سلامت هستم
لاغری در من هس چیزی جدا از من نیس فقط دفن شده بود زیر خروار خروار خاک سنگ
خدا هدایتم کرد تا من اون سنگ ها و خاکها رو برطرف کنم پاکش کنم
من ب اون گنجهای درونم دوباره میرسم ایمان دارم و اون موقع این ک میگم فریباجانم افرین دیدی تونستی مطمئنا اعتماد بخودم بیشتر و بیشتر میشه شادابتر میشم روحیم بالاتر میره احساس عالی دارم
اینک برم مغازه بگم سایز ۳۸ بدین تموم وجود پر از هیجان وشادابی میشه
تصور این دیگه بتونم همه چیز بپوشم دیونه کرده اره من شکر میکنم ک در این مسیرم
مسیر سرسبز زندگی لاغری زیبایی
من با لاغری راحتر و سبکتر میشم جسمم ب سلامتتر میشه زنده تر میشه پر انرژی میشه
سلام به همه واستاد نازنین
وااقعا خداروشکر می کنم که در مسیر لاغری هستم ،وبه خودم می بالم که در جمع کسانی هستم که از افراد فرهیخته هستند کسانی که اهل فکر هستن ،اهل تعمق هستن ،با فکر کردن بنتایج شگفت انگیز دست پیدا می کنن ،چقدر برایم جالب بود این نتیجه ای که استاد اشاره کردن بهش ،فقط کسانی باین نکات در زندگی می رسن که اهل گرفتن اشارت ها هستن ،لطافت و ظرافت فکر دارن ،بنظر من خداوند بعضی قلبها رو محرم این نکته های لطیف می دونه و هرکسی نمی تونه این نکته هارو دریافت و هضم کنه
استاد خلاصه الان شما یه جورایی پیر و مرشد ما هستین 😊
بله منم در این تفاوت ها می اندیشم
مثلا اون نکته که استاد اشاره داشتن ،هروقت غذایی اضافه بمونه ،انگار یه ماموریت بهم می دادن که تو تمومشون کن
برای این تموم کردن احساس آرامش می کردم ،انگار یه کار معنوی انجام داده بودم ،انگار از اسراف جلوگیری کرده بودم
حالا که فکر می کنم می بینم دو برابر گناه کردم ،هم نعمت خدا رو در جایی مصرف کرده بودم که نیازی نبود ،هم به جسم خودم آسیب زده بودم ،حالا می فهمم که فکر کردن چرا عبادته چرا از عبادت ۷۰ سال بالاتره ،
اینهارو باید دقت داشته باشیم و ازش بسادگی عبور نکنیم
مممنون استاد که به ما درس عمیق بودن و تعمق کردن می دین