تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.86 از 118 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام. خیلی خوشحالم که با دوره ای آشنا شدم که افکار چاق کننده را یاد میگیرم کدوم هاست نه مواد غذایی..
توجه به رفتارم میکنم و نتیجه رو به رفتار و افکارم مربوط میدونم و نسبت میدم نه به شانس و ژنتیک و…
فایل فشار شکم در واقع میخواد بگه که احترام به جسمت بذار تا احترام از جسمت دریافت کنی که همون تناسب اندام هستش.
جسم ما که با ما دشمنی نداره هر فرمولی بهش میدیم نتیجه اش رو به خود ما برمیگردونه.
احساس فشار شکم بدترین حسی هست که یک فرد چاق تجربه میکنه و با این حال نمیتونه تکرارش نکنه..
خیلی خوشحالم که تغییر رفتار دادم..
روزهای بیشتری درست رفتار میکنم..
روزهای زیادی احساس خوب دارم..
خدایا شکرت 💚
نشان های دریافت شده
عااالی بود دوست عزیز از نوشته تون لذت بردم
خیلی خوشحالم در دوره ای هستم که به جای فکر کردن به غذاهای چاق کننده به افکار چاق کننده فکر می کنم ودر حال اصلاح ذهن وجسمم هستم.🧚🧚
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
چقدر این فایل عالی بود. الان که به رفتارهای غذایی خودم فکر می کنم می بینم متاسفانه من معمولا به غذاها اجازه میدادم که برام تصمیم بگیرن…
به فروشنده های مواد غذایی اجازه میدادم که برام تصمیم بگیرن و بسته خوراکی بزرگتری را به من بدن و انگار من مجبور بودم که همه را بخورم…
بستنی های بزرگ که هر چی می خوری تموم نمیشه و....
از مدتها قبل این موضوع ذهنم را به خودش مشغول کرده بود که چرا رستوران ها اینقدر ظرفای غذا و حجم غذاشونو زیاد کردن؟
با وجودی که بسختی همه ی غذا را می خوردم با خودم فکر میکردم این ها از سر مهربونی و محبتشون هست که اینکارو می کنن و این نشونه ی رستوران مطمئن و خوبه و با وجودیکه با خوردن کامل غذا خیلی اذیت میشدم بازم اینکارو میکردم و از خودم اراده نداشتم که مقداریش را بخورم…
یا پیتزای یک نفر را می خوردم و فقط یکی دو تیکه ازش باقی می موند و بعدشم خیلی اذیت میشدم و هی خودم را سرزنش میکردم و عصبی می شدم که چرا خوردم؟؟؟؟؟ خلاصه خیلی با خودم کلنجار می رفتم و تصمیم می گرفتم که دیگه تکرار نکنم ولی چند لحظه بعد که حالم بهتر می شد تصمیم م را فراموش می کردم و اشتباهم به کرات تکرار میشد و همیشه از دست خودم عصبانی بودم ولیی به فضل خدا از زمانی که به این گروه هدایت شدم خیلی رفتار غذاییم تغییر کرده و من با تمرین و تکرار تونستم بر خودم مسلط بشم و بتونم موقع غذا خوردن خودم تصمیم بگیرم و حالا اگر حجم غذا زیاد باشه به هیچ وجه اضافه شو نمی خورم و پیتزا را فقط دو تیکه شا می خورم و واقعا هم اگر بیشتر بخورم اذیت میشم مثل اینکه معدم به این شرایط عادت کرده و خودم هم دیگه وقتی سیر شدم هی به غذا ناخونک نمی زنم و از این موضوع خیلی خوشحالم و خودم را تشویق میکنم.
البته هنوزم گاهی اشتباه میکنم و فوری خانم حسود منفی باف سر میرسه و آهنگ سرزنش و ناامیدی را سر میده که تو آدم سست اراده ای هستی دیدی نتونستی؟
تو نمی تونی و خیلی جملات ناامید کننده ی دیگه ولی خدا را شکر با جنس حرفاش آشنا شدم و دیگه فریب حرفاشو نمی خورم و ناامید نمیشم و باز هم تلاش خودم را میکنم تا در برخورد با مواد غذایی تصمیم درستی بگیرم.
حالا که به گذشته ها فکر میکنم با خودم میگم مگر من انسان نیستم؟ چرا اینطور غذا می خوردم ؟چقدر رفتارهام زشت و غیر انسانی بوده و از خودم خجالت میکشم و از خدای خودم پوزش می طلبم و بهش قول میدم که همیشه سر غذا خوردن مثل یک انسان رفتار کنم و از بین غذاهای متنوع موجود در سفره فقط یکی را که معمولا خیلی بیشتر دوست دارم انتخاب میکنم و دیگه به بقیه شون ناخونک نمیزنم و این را موفقیت بزرگی برای خودم میدونم…
خدایا شکرت که به این مسیر عالی هدایتم کردی و چشمانم را به روی حقیقت گشودی🙏
خدایا همونطور که مرا هدایت کردی در ادامه ی مسیر ثابت قدم بدار و یاری کن تا بتونم به هدف عالی خودم که متناسب شدن هست برسم و مطمئنم که با هدایت و حمایت تو حتما میرسم 🙏🙏🙏
شاد و سلامت و سرافراز باشین.
نشان های دریافت شده
سلام و درود , استاد عزيز & دوستان سرزمين لاغرى با ذهن😊
روز چهل و دوم تكرار ,
🔵 فرمول هاى ذهنى چاق كننده را بشناسيم . قبل از دوره ى آموزشى , برام سوْال بود , مى شه من به اندازه ى كافى غذا بخورم⁉️🤔 اما از وقتى در اين مسير قرار گرفتم , باور كردم كه مى شه .😊👍در غذا خوردنم , تغييرات كوچكى رو احساس مى كنم . من قبلا نون , دو برش مى خوردم , 🍞🍞 اما الان گاهى اوقات يه برش نون مى خورم ,🍞 و احساس خوبى هم دارم , نه اينكه من تصميم بگيرم كه يه برش نان كافى ست , نه ‼️ به طور خودكار , يه برش نون مى خورم . ممكنه دوباره طبق عادت قديمى 2 برش نون هم دوباره بخورم , اما همين كه اين تغيير رو , در خودم مى بينم خوشحال و سپاسگزارم . الان مدتى هست كه ديگه بيسكوييت هم نمى خورم , و شكلات تلخ رو هم با درصد پايين شكرش مى خورم .🍫 توجهم روى غذا , كمتر شده , وقتى هم غذا مى خورم , پيام سيرى رو معمولا دريافت مى كنم . و فاصله ى بين خوردنهام خيلى بيشتر شده , بعداز غذا هم معمولا چيزى نمى خورم . ديشب چند برش پيتزا ى سبزيجات خوردم , اما بعد از ساعتى , 2 بار رفتم كه كمى از نون دور پيتزاى مخصوص روى ميز رو هم بخورم , اما جالبه , انگارى يه نيروبى منو نمى زاشت كه بخورم و منصرف شدم . اين تغييرات هر چند كوچك هستند اما كم كم تغييرات بيشتر و بيشتر مى شن و من هم مانند افراد متناسب غذا مى خورم . تغييرات بزرگ از تغييرات كوچك شروع مى شن , و اين نشانه هاى كوچك نشون مى ده كه باورهاى اشتباه ذهنى م يواش يواش دارن تغيير مى كنن😍 و اين نكته براى من اهميت ويژه اى داره كه غذا رو با آرامش بخورم . من غذا رو حتى وقتى آرامش نداشتم مى خوردم , بخاطرِ اينكه غذا روى ميز بود و من فكر مى كردم الان بايد غذامو بخورم چون تازه و گرم هست ,الان بخورم بهتره .
اما حالا با خودم مى گم , از گرسنگى كه نمى ميرى , اگه در حالت آرامش نيستى , غذاتو نخور , ✋ بزار بعدا . هر روز كه مى گذره , خداروشكر و سپاس , باور ذهنى من به اين مسير محكم تَر مى شه .
با تشكر فراوان , شاد و پيروز باشيد♥️💜

نشان های دریافت شده
خداروشکر مدت خیلی زیادی هست طوری غذا نخوردم که شکم درد بگیرم درد احساس کنم اما باز جاهایی بوده که رفتار صحیح نداشتم و به خاطر اون ها هنوز ی احساسی به من میگفت تو توانایی نداری که در مقابل غذا خودتو کنترل کنی !
و ناامیدم میکرد حالا من اعتقادم ب اینکه خودم تصمیم گیرنده ام کاریه که خودم انجام نه کس دیگه ای خودم باید مراقب رفتار هام باشمو امیدمو از دست ندم و این راه کار تبیه و تشویق ذهن رو اجرایی میکنم و مطمئنما که باعث مبشه رفتار بهتری داشته باشم ، من باید در مقابل غذا یک رفتار انسانی داشته باشم چون حتی حیوانات هم پرخوری نمیکنند ، این بدن خانه خداست باید صحیح غذا بخورم رفتار انسانی=اندازه نیاز خوردن 🌻🌻🌻
نشان های دریافت شده
سلام…..
من فقط امروز بعد مدتها که با شماها هستم و دیگه پرخوری عصبی رو بهکل ترک کرده بودم یه مقدار چند ساعت پیش زیاد سمت یخچال رفتم و هر دفعه هم یه تیکه یه چیزی خوردم.اینم بابت اتفاقیه که فکر کنم از دیروز غروب سرم اومده و پام از زانو پیچخورده وترس از عمل کردن واینطور چیزا تمرکز منو کم کرده.یعتی اینم یه جور کد نویسیه ها. متوجه هستم. چون ناراحتم و درد دارم و استرس دارم پس طبیعیه پرخوری کنم.نه نه نه.دیگه زیر بار این حرف نمیرم.اولا اینکه ایشالا زود خوب میشه و به عمل نمیکشه و بعدش خوب چه دلیل داره که اینجوری کد بدم به ذهنم.چرا کد این شکلی نوشته نشه که مثلا درد و استرس دارمو میلم نمیکشه. گشنم نیست.کاملا سیرم.دقیقا مثل چیزی که آبجی کوچیکه کاملا متناسب من رفتار میکنه.با کوچکترین ناراحتی یا تنش یا هر چی کلی لاغر میشه چون کد دادهدبه ذهنش که مثلا فکرم مشغوله ومیل به غذا ندارم…و یه چیز دیگه که میخواستم بگم استاد من هر چی از شما یا دوستان گلم میشنوم از پر خوری هاتون میگین که الان چون تونستین این پرخوری رو کم کنین و شایدم ترک کنین لاغر و متناسب شدین.ولی منی که اصلا نمیخوردم و دا،م رژیم بودم و گنجشکی میخوردم و بایت همینم چشمم تو غذاها مونده که پر خوری عصبی شدم …من الان بر عکس شدم دیگه.من هیچ وقت طعم درست غذا خوردن با همسرمو پسرم رو نچشیدم .اونا غذاهای رنگ و وارنگ منومیخوردن و خودم شیر میخوردم و دلیل افسردگی منم همین محرومبت غذایی بود حالا دارم از همه چی سر سفره ناهار شام میخورم و به اندازه میخورم.اصلا حسم بد نیست. بدون عذاب وجدان و با آرامش میخورم.اابته تا جایی که ذهنم یاری بده تا پیغام سیری نه بیشتر. اصلا خاطر ندارم من صبحانه خورده باشم .ولی امروزا با لذت و آرامشی که بعد خدای مهربونم از شما دارمش صبحانه میخورم.مزه مربا و عسل و پنیر یادم رفته بود.خدایا مرده متحرکی بودم که قبل سن پیری پیر و فرسوده بودم.همش میگفتم من الان از نظر جسمی بیمار نیستم و سالمم و از غذا محرومم ومثلا سالمندا با وجود ده تا بیماری نباید بخورن.چه فرقی داشتیم.عذابی کشیدم من.بیاری خدا الان تو مسیر لاغریم و ایشالا بزودی نتیجه مو میبینم و عکس شگفتی مو واستون میفرستم…
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام من خيلي خوشحال هستم كه توانمند هستم و به خودم افتخار ميكنم با وجود اين همه شكست بازم روش هاي جديد رو امتحان كردم و دست از تلاش برنميداشتم تا اينكه با اين روش ارزشمند اشنا شدم خدا رو شكر در اين روش به نتيجه ي دلخواهم ميرسم بلاخره با وجود اين همه زحمت به اين روش مهم دست پيدا كردم در اين روش بدون زحمت خيلي اسان مثل اب خوردن وزن كم ميكنم و به نتيحه ي دلخواهم ميرسم
در اين روش پيغام سيري رو دريافت ميكنم و همجبنين پيغام گرسنكي
من قبلا تا حايي غذا ميخوردم كه دلم درد ميگرفت و اون دل درد رو برابر با سيري ميدونستم و هر ساعت بدون اينكه گرسنه باشم غذا ميخوردم و هيج لذتي از غذا خوردن نميبردم و هميشه بعد از غذا اخساس بدي داشتم و عذاب وجدان ميگرفتم كه چرا اينقدر خوردم و به خودم قول ميدادم كه ديكه نخورم ولي بازم وفتي روبرو ميشدم انجام ميدادم اين رفتار زشت رو ديكه كلافه بودم از اين رفتارم 😫
خدا رو شكر الان به صورت دهني متوجه سير شدنم ميشوم و جقدر احساس خوبي بعد از غذا دارم 🙏🏻
ما اكه بتونين اين مسله ي(پرخوري)رو رعايت كنيم خود به خود لاغر مبشيم
خدايا ممنونم ازت كه منو با اين روش اشنا كردي و توانستم خيلي زيبا و عالي با مواد خوراكي روبرو شوم اين مدا غذا خوردن يكي از ارزوهاي من بوده 🙏🏻👏🏻😌خدايا ممنونم شكر🙏🏻
نشان های دریافت شده
سلام ، با شنیدن این فایل تمام سالهای زندگیم جلوی چشمم ظاهر شد ، الگوی فکری من در مورد احساس سیری کاملا اشتباه بود ، من فشار شکم را علامت سیری میدونستم برای همین همیشه بعد از غذا خوردن معده و کل شکم من درد میگرفت و هر دفعه هم عذاب وجدان میگرفتم که چرا پرخوری کردم که حالا این همه درد باید تحمل کنم و هر دفعه به خودم قول میدادم که این دفعه ی آخره ، اما همیشه تکرار میشد چون من اسیر غذا بودم ، تبلیغات تلویزیون با بسته بندی های قشنگ برای خوردن من تصمیم میگرفتن و من وسوسه میشدم ، سفره های متنوع و رنگارنگ و غذای های متنوع برای من تصمیم میگرفتن که بیشتر بخورم ، من از خودم هیچ اراده ای نداشتم و هر روز ضعیف و متزلزل تر میشدم چون من بنده غذا بودم ، خدا را شکر از زمانیکه توی دوره شرکت کردم این عادت زشتم به مرور کم شد و خیلی بهتر شدم اما اعتراف کنم که دیشب ی مقدار ته دیگ ماکارونی بیشتر خوردم و دچار مقداری فشار شکم شدم و اذیت شدم و رفتار غیر انسانی انجام دادم ، از خدا میخام کمکم کنه که این موارد کم را هم بتونم کنترل کنم و رفتار غذایی یک انسان متناسب با شخصیت را داشته باشم و بیشتر از این دیگه به جسمم آسیب نزنم ، من مسئول ترمیم جسمی هستم که با عادات زشت خرابش کردم
باسلام خدمت استاد:
فشار شکم: بهنظر من این فایل واقعا عالیه من همیشه فقط به فکر خوردن بودم وبه شکل غذا اهمیت میدادم اینکه کجا باشم یاباکی غذا بخورم واینکه من بهترین فکرافتادم که من چرا پرخوری میکنم دلیلش چیه واقعا فهمیدم به دلیل اینکه ازبچگی بهم یادداده بودن که اگه نخوری نمیرسی اگه عجله نکنی غافل میشی واین نه فقط درغذاخوردن که حتی در زندگی عادی هم وقتی به جایی که کاراداری داریم میریم وبه قول خودشون دیگران زرنگی میکنن وحریص هستن بابت اینکه حتما جلوباشن کسی نیادوایسه وحقشون روبخوره والان درداستان پرخوری وفشارشکم ماداریم به خودمون ضربه میزنیم اگرباکسی غذامیخوریم ویادرجایی هستیم و غذامیخوریم بالا خره که اون میزواون جاجمع میشه واون شخصی هم که باماست غذای خودشونو هوا یا نمیشه اماین ماهستیم که به خودمون ضربه میزنیم بارفتارمون به جسممون فشارمیاریم ونتیجه ای که پیش میاد حاصل رفتارماس رفتاراشتباهی که براساس باوراشتباه درباره ی غذاست درباره ی اینکه من بخورم شاید بعدنباشه گیرم نیادیااینکه حالا فرصت پیدا کردیم مگه چندبار بش میاد یامثلا اینکه غذاروحتمابایدتاته خوردنمیشه دورانداخت یاسهم منه رفتم خریدم وبایدیادبگیرم استفاده کنم این هم یک آموزش اشتباه هست که به وسیله ی باوراشتباه واین باوربراساس آموزش اشتباه توسط خانواده جامعه تلویزیون انیمیشن
توسط فیلم هارفتارمدرسه وحتی نکته های آموزشی که هر کدوم به شکلی درباره ی حریص بودن ویاطمع کارنبودن ورفتاروباورناهمخوان درباره زندگی هم دراین شرایطی که توش قرارمیگیریم درنحوه خوردن ورفتارباخودورفتارباغذا درماشکل میگیرد همونطورکه گفتین کسی که باغذاهوردن ورفتارباخودورفتارباغذا مشکل داره بادیگران هم مشکل پیدا میکنه پس اول باید یاد بگیریم به خودمون احترام بذاریم تابتونم جسم سالم و بدون مشکل داشته باشیم و بتونیم درجنبه های دیگه ی زندگی محترم باشیم تادرماشخصیت درست شکل بگیره 🌸🌸
درپناه خداباشید یاحق🌸🌸🌸
این فایل را وقتی اولین بار گوش کردم کلا شکه شدم که وای من هرگز در زندگیم در مورد غذا خوردنم و زمان استاپ کردنش فکر نکردم همیشه به حدی میخوردم که دیگه واقعا نتونم بخورم و این همراه با همان فشاری بود که توضیح دادید. حتی در زمانی که رژیم داشتم با مواد کم کالری اینکار را میکردم . الان که این دوره را دارم در زندگیم اجرا میکنم کلا برام کیفیت زندگی تغییر کرده و کلا در هر کاری این موضوع داره برام کار میکنه که اگر دارم فشار میارم اشتباهه و باید با احساساتم جلو برم . البته من یک چیز دیگر را در مورد پرخوریم هم متوجه شدم و اون هم اینکه آرامش درونی که نباشه ، آدم با چیزهای مختلفی دنبال اون شادی و هیجان ولذته که خوب در دسترس ترینش همون غذا هست و من هم که از کودکی خیلی حرفه ای این لذت بردنها را آموزش دیدم و تا یکم زندگی بالا و پایین میشه این عادتها برمیگرده و ایجاد تغییر در آن نیاز داره به تکرار و از همه مهمتر عجله نکردن هست. لاغری را باید زندگی کرد.
سپاس
نشان های دریافت شده
سپاسگزارم، نکته بسیار مهمی در این فایل هست. حد سیری و حالت بعد آن ؛ حقیقتش این روزها تمام تمرکز من روی آن هست. خودم فکر میکنم هر روز گامی هر چند گاهی کوچک دارم بر میدارم و به نظرم میاد چالش خیلی خیلی عالی هست و خیلی بهتر از رژیم گرفتن و محدودیت هست چراکه ما با رژیم و محدودیتهای که در مواد غذایی و اندازه اش داشتیم تمرکزمون بر مواد غذایی بود ولی الان تمرکزمون بر بدنمون و احترام به آن است و همچنین شناخت واکنشهای جسمانیمون که مرتبط با ذهن ما میباشد. خوب به نظرم میرسه خیلی علم بزرگسیت و این شناخت خیلی خیلی زندگی ما را از هر لحاظ متحول میتونه بکنه حداقل برای من که هر روزش یک تحول هست. گاهی فکر میکنم اگر متناسب همیشه بودم شاید انقدر هم روزی به آگاهیم از این طریق اضافه نمیشد🥰 شکر خدا.