تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.86 از 118 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



من میخوام یه گام دیگه در جهت متناسب شدن بردارم و خوردن خودم رو کنترل و مدیریت کنم .
یکی از مشکلات رفتار ی ما چاقها این هست که مدیریت در خوردن نداریم و در واقع غداها هستن که ما رو مدیریت میکنن یه عده از غذاها رو دوست داریم بیشتر میخورییم یه عده رو دوست نداریم کمتر میخورییم و یه عده رو خیلی بیشتر دوست دارییم و بیشتر میخورییم در واقع این مواد غدایی هستن که ما رو مدیریت میکنن و ما را وادر به خوردن میکنن .
از طرفی هم خیلی از واکنشهای عصبی و روحی رو خوردن ما تاثیر میزار ه مثلا افسرده باشیم یا ناراحت باشیم یا عصبی باشیم یا هیجان زده باشیم یا خوشحال باشیم ما بیشتر پرخوری میکنیم .
ما همیشه باید به دنبال تفاوت رفتارهای متناسبها و چاقها باشیم
تفاوت متناسبها و چاقها در فرمولهای ذهنی متفاوت هست و همین تفاوت در رفتارها باعث تفاوت در جسم ما میشه در صورتی که خیلیها توجیه اصافه وزن رو در ژنتیک و ارثی یا قرص و دارو و ….میدونن .
مغز ما مثل یه کاعذ سفیدی هست که با این فرم لهای چاقی پر شده و همین مغز ما هست که به ما دستور خوردن با این فرمولها رو میده و دیدید که خیلی وقتها ما سیر هستم اما پر خوری میکنیم در عین حالی که میدونیم سیر هستیم و نیازی نداریم پس ما باید ببینم چرا اینطوریم ؟
وما باید این فرمولهای چاقی رو کشف کنیم و به محدود کردن غذا و ورزش و قرص و… نیست ما انسانیم و عقل داریم باید رفتاری رو که به صرر ما هست برطرف کنیم و اگر بلد نیستیم برطرف کنیم از ضعیفی ما نیست چون بلد نیستیم .
شخصی که بارها برای متناسب شدن اقدام کرده ولی موفق نشده صعیف نیست خیلی هم توانمند بوده در واقع ادم صعیف یه بار انجام بده دیگه دنبال نمیکنه ولی منی که بارها به دنبال لاعری بودم و تلاش کردم به خودم افتخار میکنم و میبینم چقدر توانمند بودم من قبلا خودم رو که به یاد میارم این حرفم بیشتر برام واضح میشه که توانمندم چون من در هر شرایطی خاک و آلودگی خوزستان که این چند سال اینجا زیاد بوده من باشگاه رفتم باد و بارون شدید بوده من باشگاه رفتم و یا گرمای شدید خوزستان بوده اما من باشگاه رفتم پسر شیرخوارم رو داشتم که با چه دردسری از ۷ ماهگی پسرم با هر شرایطی بوده ولی آرومش کردم رفتم و دختر کلاس اولی رو هم کنار پسسر شیر خوارم داشتم اما بازم رفته و خسته بودم اما رفتم و …. هیچ وقت بهانه نیاوردم من رفتم غیر از اینه که همه ی این مثالها نشان از توانمندی و تعهد و علاقه و اشتیاق من برای لاعری بوده بماند که چقدر من دکتر تغدیه رفتم انواع رژیم و محدویت ها رو کشیدیم و همیشه داخل جمع و با نخوردنم و یا غذای خاص خودم رو بردم و جدا خوردم مورد تشویق بقیه قرار گرفتم که چه اراده ای داری که تو هیچ وقت غذای سفره رو نمیخوری و منم همیشه گفتم چون مجبورم و من عاشق لاغریم باید اینطور بخورم .
چقدر من این کارها رو تکرار کردم رزیم و ورزش ونتیجه داعمی نمیگرفتم چرا مقطعی میگرفتم ولی من لاعری رو برای همیشه میخواستم نه در یه مقطع خاص اما نااامید نمیشدم .
و زمانی که با این مسیر اشنا شدم به خودم گفتم اگر اون تعهد و انگیزه و لشتیاق خودم رو بیارم داخل این روش ذهنی بزارم صد در صد نتیجه میگیریم .
من خیلی زحمت کشیدیم برای لاعری ولی هیچ وقت نتیجه داعمی نبود نزدیک ۱۸ سال من رزیم و ورزش رو داشتم و ویه زمان کوتاه ولش می کردم اما دوباره رزیم ورزش رو دنبال میکردم تا ۷ سال اخر زندگیم که دیگه پشت سر هم رژیم و ورزش داشتم ولی نتیجه دلخواه رو نمیدیدم و فکر میکردم من یه مشکلی دارم و هیچ وقت به ذهنم نمیرسید که راه من غلط هست و مشکل داره نه خودم در واقع مثل این هست که به قول استاد من بخواهم برم مشهد ولی به جای اینکه در راه رسیدن به مشهد حرکت کنم اشتباهی در راه رسیدن به شیراز حرکت کردم و من به مشهد اصلا نرسیدم نه اینکه مشهد نبوده راه من اشتباه بوده و به جای دیگه رسیدم .پس من خوب راه و مسیرم رو انتخاب نکردم و از راه غلط رفتم .
پس هیچ وقت خودت رو سرزنش نکن و سرکوب نکن چون تو قدر تمندی راهت علط بوده
من با روش لاغری با ذهن اولین چیزی که به دست اوردم آرامش بود بعد احساس خوب و بعد رابطه ی عالی با خودم و بعد اعتماد به نفس و بعد رابطه ی عالی با بقیه و ….. دقیقا برعکس روشهای دیگه لاعری ک همش استرس و درد و ناراحتی بودن .
من توسط خداوند به این راه هدایت شدم و خدا رو شکر که من رو با این روش اشنا کرد پس من حتما نتیجه ی خوب رو میگیریم .
من هم کنجکاوم تفاوت رفتار چاقها و لاعرها رو درک کنم و بیبینم چقدر من رفتار داشتم که به من صربه زده و من رو از تناسب خارج کرده .
من همیشه از چاقی خودم بدم میومد و خجالت میکشیدم در واقع اضافه وزن صدها برابر جسم ما به روح ما ضربه میزنه.
و من وقتی متناسب بشم خیلی شرایط عالی پیدا میکنم از هر لحاط هم جسمی و هم روحی عالی میشم و هستم و بسیار تجربه ی دلپدیری هست ..
چرا چاقها اینقدر باید بخورن که از فشار جسمی متوجه بشن سیر هستن ؟چر ا باید با فشار شکمی یا خفگی یا ضربان قلب شدید یا حالت تهوع و .. بفهمیم و بعدش به دنبال خوردن چیزی بشیم بخوریم تا کمی سبک بشیم .
ولی متناسبها اصلا همچین کاری نمیکنن
متناسبی منطورم هست که رفتارهای صحیح دا شته باشه .
چرا متناسبها این موضوع رو درک میکنن و به اندازه میخورن چرا چاقها درک نمیکنن ؟؟
ما زمانی که در جسممون مشکلی داریمم یه واکنش در جسم ما پیدا میشه مثلا اگر سرما خورده باشیم و یا مریض باشیم ابریزش بینی و گلو درد داریم یا زمانی که چیزی به ما برخورد میکنه ما درد رو در جسممون و اون نقطه احساس میکنیم پس واکنش بدن همواره در برابر مشکلات هست .
پس هر وفت عدا بخوری و جسم ما واکنش نشون بده این مشخصه که ما اشتباه رفتار کردیم اما ما توجه نکردیم .
پس من بارها در حدی خوردم که دلم درد گرفته یا حتی استفراع میکردم و یا به دنبال خوردن یه چیز ترش بودم تا اون غدا رو هضم کنم و یا سنگین شدم طوری که نتونستم تکون بخورم بعد از غدا و خوابیدم و فکر میکردم این سیری هست ..
ادم چاق وقتی عدا میخوره باید یه حالت سنگینی رو احساس کنه که بفهمه سیر ولی متناسب صلا همچین احساسی نداره و خوردنش مثل بقیه کارهای جسمش هست مثل نفس زدن و یا پلک زدن و یا … اصلا فشاری برای انجام این کارها به هیچ شخصی نمیاد و حالا در خوردنم متناسبها بهشون فشار نمیاد و اتوماتیک هست و لی درچاقها خوردن اتوماتیک نیست و با فشار فیزیکی همراه هست .
اگر ما همیشه به حدی بخوریم که اون فشار رو نداشته باشیم موفق میشیم .
و اصلا نباید برای ما مهم باشه چه عذایی داریم میخوریم یا اینکه در چه جایی هستم من باید به غدا به عنوان یه ماده غذایی که نیاز جسم ما رو برطرف میکنه نگاه کنیم و نه اینکه معنای لدت بردن یا جبران کردن یا اینکه پولش رو دادم و …. اینا همه دیدگاه غلط هست که ما داریم
مثلا زمانی که داخل یه هتل هستیم و پولش رو دادیم میخواییم بیشتر بخورییم که جبران پول داده بشه ولی چرا بیشتر نفس نمیکشیم چرا ؟؟؟
چرا ما میخواییم اسراف نشه میخوریم ؟به حاطر اینکه پولش رو دادیم بیشتر میخوریم ؟به خاطر اینکه حالمون خوب بیشتر میخوریم ؟حالمون بد بیشتر میخورم ؟چرا ؟؟؟.
باید به این حس زشت و زننده سنگینی بعد از عدا نرسیم و باید این حس رو برای دهن بد کنیم که اجازه ندیم به اون برسیم
اگر جایی به این حد زننده و زشت خوردیم باید به خودمون چیزی بگیم که خودمون رو تنبیه کنیم و ذهن به این تنبیه نیاز داره و اگر این تنبیه نباشه تکرار میشه .
پس من برای این رفتار باید خودم رو سرزنش کنم چون من انسانم مگر حیوان هستم حتی درنده ترین حیوانات هم وقتی سیر هستن به کسی برای عدا حمله نمیکنن مگر بخوان از خودشون دفاع کنن پس چرا من اینطورم هر چی غدا موند روی سفره من میخورم هر چیزی در اطرافم بود من میخورم ؟؟؟چرا ؟؟
من میخوام این حالت سنگینی بعد از غذا رو از خودم دور کنم و باید الفاطی رو به خودمون بگیم کع تکرار نکنیم و برعکس اگر عالی رفتار کردی هم خودت رو تشویق کن و با این کار انگیزه بگیری برای ادامه دادن .
رفتار من باید انسانی باشه در حد یه انسان و نباید اجازه بدیم عداها برای من حد و مرز خوردن رو تعیین کنن و یا کارخانه ها با بسته بندی خودشون برای من مشخص کنن یا رستورانها برای من مشخص کنن باید چقدر بخورم چرا متناسبها به این چیزا اهمیت نمیدن و کاری به سلف سرویسها و عدای اطراف ندارن و هر چقدر بتونن میخورن ولی چاقها هر چقدر بزرگتر میخورن و هر چقدر سفره رنگینتر بازم میخورن
من باید رفتارم رو تنطیم کنم و رفتار صحیحی رو داشته باشم
من باید به واکنش جسمم بعد از عدا توجه کنم و اگر رفتار بد غذایی داشتم و درد شکم و سنگینی و حالت بدی و ..داشتم بدونم رفتار علط داشتم و باید این درد پرخوری و زیاد خوردن و سنگینی رو برطرف کنم و هیچ دارووی نداره فقط خودم باید برطرفش کنم .
من اینجا یه مثال برای خودم میارم چند شب پیش شب یلدا بود و یه سفره ی رنگین و عالی داشتیم و هم متناسب داخل حمع ما بود هم چاق داخل جمع ما بود ولی من به شخصه انتخاب کردم از چه غدایی به چه مقدار بخورم اگه قبلا بود هر چی در اطرافم بود باید میخوردم تا به این حالت زشت و زننده ی سنگینی برسم اما امسال اگاهانه عمل کردم چطور اگاهانه عمل کردم :
برام مهم نبود امشب فلان شب مثل بقیه شبها اگر گرسنه بودم میخوردم و اگر گرسنه نبودم و میل نداشتم نمیخوردم .
نمیگفتم فلان خوراکی مورد علاقه ی من باید بخورم نه چون اون حس سیری رو گرفته بودم نمیخوردم .و فکر نکردم خوشحالی امشب من با زیاد خوردن برابر هست .خوشحالی خودم رو با پوشیدن یه لباس زیبا که دوست داشتم نشون دادم از بودن در کنار خانوادم لدت بردم و با اهنگهای شاد گوش کردن لدت بردم و با خندیدن بیشتر و عکاسی و …. من بیشتر لدت بردم .
و من حتی طوری شد که از پفک و چیپس گدشتم و نخوردم و گفتم من یه مقدار میبرم فردا بخورم و الان جا ندارم و خیلی جالب بود برای خودم داخل یه پاکت گزاشتم و اوردم خونه و فردا شب چند دونه خوردم و این خیلی برای من نقطه ی خوبی بود چون هنوزم از چیپس و پفک گدشتن یکم سخت هست ولی مشخصه هر چقدر جلو تر میرم داخل این دورهای ذهنی تسلطم بر خودم بیشتر میشه و خودم رو در خوردن مدیریت میکنم و نمیزارم عذاها من رو مدیریت بکنن و سر سفره هم به جای اینکه دو ساندویچ رو کامل بخورم نصف یه ساندویچ رو خوردم پس هر چقدر دقیتر میشم میبینم خودم انتخاب کردم چقدر و چه مقدار از چه عدایی بخورم در این شب عالی با سفره ای پر از خوراکیهای مختلف خودم رو محک زدم و بازم از خودم راضیم و عالی بود
فایل “فرمولهای ذهنی چاق کننده را بشناسيم “:
ما تا الان همه متوجه شدیم که صد در صد ریشه های چاقی ما در ذهن ماست.
به نطر من ،ما همواره 2 نوع گرسنگي داریم :
1. گرسنگي فیزیکی
2. گرسنگی احساسی
ا. گرسنگی فیزیکی وقتی به سراغ ما میاید که ما واقعاً گرسنه هستیم. زمانی هم که بدن انرژي لازم را دریافت میکند، ما احساس سیری میکنیم و این سرنخی است براي ما که در غذا خوردن بیشتر، توقف کرده و ديگربعد از احساس سیری نخوریم. این نوع غذا خوردن به ما احساس منفی درباره غذا خوردن نمیدهد.
2. گرسنگی احساسی ناگهانی به سراغ ما میاید که ما
واقعاً گرسنه نیستیم. ما متمايل به خوردن غذای خاصی میشویم و حتی ممكن است در خوردن یک غذا پرخوری کنيم در عین حال که ما کنترلی هم بر غذا خوردن نداریم. این نوع غذا خوردن به ما احساس شرم و گناه هم میدهد.
ما داریم اصول اموختن لاغری به ذهن خود را یاد میگیریم و با به کارگیری فرمولها ی لاغری، علاوه بر اینکه پس از سالها به رویای خود میرسیم ،بعلاوه تا ابد در رویای خود باقی میمانیم.
نشان های دریافت شده
با سلام وعرض ادب 🌺💐
من از زمان شرکتم در ایندوره و گوش دادن به فایل های صبح گاهی واجرای میثاق نامه جلوی اینه وحس مسوولیت پذیری که در من برای مدیریت جسم وذهنم ایجاد نموده با فریاد زدن هر روزیم ومتعهد شدنم نسبت به پذیرش تقصیراتم وتساهلات وهم پیمان شدنم با فرشته درونم جهت پذیرفتن سختی های مسیر تا انتهای هدف ورسیدن ، وتوجه ام به انسانهای متناسب دورو برم والگو پذیری از آنان واسکن نمودن آن الگوها روی سیستم عامل ذهنم وبومی کردن اموخته هایم بر اساس طبیعت وذات جسمم وتوجه کمتر نمودن به مواد غذایی وخوردن درحد رفع نیاز جسمی کاملا درمن احساس آرامش وشادی وعالیی ایجاد نموده ، آری این قدرت ذهن منه که با متمرکز شدن روی متناسب شدنم وداشتن احساس عالیم مرا به سرعت وراحتی به لاغری میرساند❤️👌🏻👏👏
حال که ذهن تا این حد کارآمد ومتمرکز برنامه وهدفم شده من هم بایستی حواسم باشد که:
تمرکزم را از روی موضوعاتی که از توانش خارج است وآن را به تحلیل میبرد ،بردارم ، موضوعاتی که مربوط به دیگران ( مسائل ومشکلات خانواده ام ویا آشنایان و…) ویا جهان پیرامونم( مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، بیماری همه گیر و…) را که من نبایستی قدرت وانرژی ذهنم را برای دیگران سوخت کنم وحواسم به خودم باشد چرا که من مسوول دیگران نیستم، وپازل بندی ذهنم بایستی روی تکه های لاغری خودم متمرکز باشد وبس، تا برسم به آن چه لایقش هستم (احسن الخالقین) ❤️👌🏻👏👏💃💃💃💃💃💃💃
واما مبحث فرمول های چاق کننده ذهنی:
همان طور که در طی این دوره شگفت انگیز آموختم وجه تمایز انسانهای چاق از متناسب ها در ذهن انهاست ، چگونه؟؟؟
۱- در ذهن یک فرد چاق روبرویی با مواد غذایی برابر است با از خود بیخود شدن وزمام وافسار شان را دست مواد غذایی سپردن یعنی مدیریت شدن انها با مواد غذایی😣😣
در حالیکه فرد متناسب با مواجه شدن با هر ماده غذایی از حق انتخاب خود وبه اندازه نیاز جسمی مصرف میکند 👌🏻👌🏻
۲-فرد چاق تحت تبلیغات شرکت های تولیدی مواد غذایی وتا ته بسته بندی شده مواد غذایی را( فرضا ۸ قاچ پیتزا) را بدون توجه به نعمت عظیم مدیریت وحق انتخاب ، میخورد ، 😣😣ولی یک فرد متناسب اصلا توجهی به این امور ندارد وبر اساس پیش فرض هایش در صورت نیاز واقعی غذا میخورد نه خوردن غذا👌🏻👌🏻
۳-فرد چاق تحت تاثیر واکنش های روحیش فرضا ، هنگام شادی وخوشحالی ودرمجالس شادی ودورهمی تا حد خفگی میخورد ، ویا برای رفع ناراحتی وافسردگی وغم وغصه به خوردن پناه می آورد در حالیکه متناسب ها همچین رفتار غلط غذایی بعنوان الگو در ذهنشان ذخیره نشده وصرفا برای رفع نیاز واقعی غذا میخورند وبس👌🏻👌🏻💃
۴-در ذهن فرد چاق هیچ الارمی نسبت به سیری شنیده نمیشود وتنهابا فشار جسمی ( دردشکم ویا خفگی ویا بالارفتن ضربان قلب و…)یعنی همان حالتی که در مواجه با مشکل ( فرضا درد قسمتی از بدن در هنگام برخورد ویا ضربه خوردن از یک جسم خارجی) بدن عکس العمل نشان میده، متوجه سیری میشود😔😔
در حالیکه فرد متناسب به محض سیر شدن بی توجه به اینکه چی داره میخوره ویا در چه موقعیت ویا حالت روحی قرار دارد بر اساس پیش فرضاش دست از غذا میکشد ونهایت لذت هم از خوردنش میبرد👌🏻❤️
پس من مریم از امروز متعهد میشوم که:
مسوولیت ومدیریت مواد غذاییم را به عهده بگیرم ودرصورت گرسنگی واقعی غذا بخورم وبه محض سیر شدن دست از غذا بکشم وبه آلارم ذهنم برای سیری توجه کنم واز حق انتخابم استفاده کنم که تاحد رفع نیاز جسمی غذا بخورم ودیگر اجازه نمیدهم که بعد از هر خوردنی مرا فشار جسمی ویاخواب( ده دقیقه بعداز زیاده روی) فراگیرد، چرا که هر اضافه خوری وشکستی که از رژیم ها وراههای قبلی داشتم صرفا به خاطر عدم اگاهیم به مدیریت قدرت ذهنم بوده، که امروز من آن را با انتخاب ومدیریت خودم در دست دارم وبزودی خواهم شد آنچه که انتظارش میرود وخواهم شد چه بخواهم وچه نخواهم، چرا که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست👌🏻👏💃💃💃💃💃💃
نشان های دریافت شده
اگه به پاسخ های جسم توجه کنیم متوجه رفتارمونمیشیم.وقتی سنگین و کسل میشیم یعنی در خوردن غذا زیاده روی کردیم.بعنوان یه انسان و اشرف مخلوقات این خیلی رفتار بدی هست که فشار شکم ایجاد بشه.باید قبل از رسیدن به مرحله جسمی از طریق ذهن پیغام سیری رو دریافت کنیم.افراد متناسب طبق پیش فرضشان خیلی ساده این پیغام رو دریافت ناخودآگاه دست از غذا می کشند.من تا حدود زیادی موفق به دریافت پیغام سیری در هر وعده غذایی میشم و معمولا کمتر پیش میاد که مثل قبل پرخوری کنم.زمان هایی که کمی از مسیر دور میشم بیشتر پیش میاد.
توصیه دین ما هم اینه که قبل از سیر شدن دست از غذا بکشیم و الحق در تمام احادیث ائمه نکات زندگی هست که بعضا حکمتشون رونمیدونیم ولی الان این مورد رو بخوبی درک می کنم .
بعضا بین تشخیص سیری یا نیاز بدن اشتباه می کنم ولی از علایم جسمم بعد از غذا متوجه میشم که پرخوری کردم یا نیاز بدنم بوده.معمولا در اثر پرخوری حالت خواب آلودگی پیش میاد که بدن به حالت ریکاوری میره برای جبران پرخوری.
الحق که خداوند چه سیستم هوشمند بینظیری برای ما ساخته و قدرش رونمیدونیم.
این روزها ترسم از غذا خوردن کمتر شده وگاهی از نظر خودم زیاد میخورم ولی بعد متوجه میشم که نیاز بدنم بوده و میگم نوش جونم.
واقعا غذا خوردن بدون ترس و باندازه لذتبخشه. و لذت بیشتر زمانی که میبینی همه چیز مرتب و رو روال خودشه.هر چی دوست داری وهرچقدر دوست داری می خوری و لاغر متناسب هم میشی.این آرزوی محال خیلیهاست که ما بهش رسیدیم.😊😊🌺🌺🌺
خیلی وقتت شنیدم که میگن بهترین آپشنی که خدا به انسان میده اینه که هرچقدر میخواد بخوره وچاق نشه😅
یعنی الان بهترین آپشن رو خدا بهمون داده
نشان های دریافت شده
من قبلا انقدر میخوردم که علاوه برفشار شکم نفس نمیتونستم بکشم ولی خدارو شکر از وقتی که به فایلهای استاد گوش کردم دیگه آرامش دارم واصلا درحد خفگی وفشار شکم نمیخورم ومیتونم به اندازه بخورم وتا وقتی گرسنه نشم سراغ خوردن نمیرم ودر برابرغذاها اصلا ضعف ندارم وهمیشه این احساس ردارم که نعمتهای خدا فراوونه ومن میتونم همیشه از این نعمتها استفاده کنم پس چرا باید برای خوردن ولع داشته باشم وبعدش میبینم که خیلی ساده از کنار خیلی چیزها میگذرم ولحظاتی که درحال غذا خوردن هستم سعی میکنم که تازمانی که از خوردن لذت میبرم غذا بخورم وبه محض اینکه لذتی از غذا خوردن نمیبرم از آن دست میکشم وآنموقع اصلا احساس خفگی وفشار ودرد شکم ندارم فقط احساس گرسنگیم برطرف شده واین یعنی من سیرم
نشان های دریافت شده
من قبل شرکت دراین دوره نمیدونستم کی یا چطوری متوجه پیام سیری بشم وتاحدی می خوردم که سنگین می شدم واونقدر اون کارو انجام دادم که ناراحتی معده گرفتم ونیاز به دارو پیداکردم وکمرم آسیب دید ونیاز به درمان پیدا کردم ولی الان متوجه پیام سیری می شم وبعضی وقتا قبل از سیر شدن دست از غذا خوردن برمیدارم واحساس سبکی بهم دست می ده چون یک عمر پرخوری کردم وبه معدم فشار آوردم والان به اندازه وبااطمینان به خودم غذا می خورم خداجونم شکرت که من رو به این مسیر پر از آزادی وآرامش هدایت کردی
نشان های دریافت شده
با سلام
واقعا خدارو شکر می کنم توی این مسیر و توی این دوره قرار گرفتم با انجام این تمرینات با هربار که سر سفره نشستم و به برخوردم فکر کردم با استمرار الان بعد از گذشت چندماه به اندازه نیازم غذا می خورم و با احساس سیری اما نه با احساس فشار و اذیت به محض اینکه احساس می کنم کافیه به راحتی از غذا دست می کشم و برام اهمیتی نداره اون غذا چه غذایی فقط اندازه نیازم غذا می خورم و حالا دارم نتیجه اش رو هم می بینم. دیروز بعد از چندین ماه وقتی گرسنه نبودم چند لقمه اضافه خوردم و معدم اذیت شد و از خودم بدم اومد و متعهد شدم دیگه چنین رفتار زشتی نکنم اصلا از فشار شکم و احساسش بیزارم و وقت غذا به خودم می گم اصلا دوست ندارم معدم فشار بده چون حس بدیه پس به موقع دست از غذا می کشم همش با تمرین و آگاهانه پیش میاد می تونیم دوباره همون انسان متناسبی بشیم که طبیعت ماست ب تمرین می تونیم به راحتی رفتار غذایی درست رو یاد بگیریم.
نشان های دریافت شده
با سلام
واقعا خدارو شکر می کنم توی این مسیر و توی این دوره قرار گرفتم با انجام این تمرینات با هربار که سر سفره نشستم و به برخوردم فکر کردم با استمرار الان بعد از گذشت چندماه به اندازه نیازم غذا می خورم و با احساس سیری اما نه با احساس فشار و اذیت به محض اینکه احساس می کنم کافیه به راحتی از غذا دست می کشم و برام اهمیتی نداره اون غذا چه غذایی فقط اندازه نیازم غذا می خورم و حالا دارم نتیجه اش رو هم می بینم. دیروز بعد از چندین ماه وقتی گرسنه نبودم چند لقمه اضافه خوردم و معدم اذیت شد و از خودم بدم اومد و متعهد شدم دیگه چنین رفتار زشتی نکنم اصلا از فشار شکم و احساسش بیزارم و وقت غذا به خودم می گم اصلا دوست ندارم معدم فشار بده چون حس بدیه پس به موقع دست از غذا می کشم همش با تمرین و آگاهانه پیش میاد می تونیم دوباره همون انسان متناسبی بشیم که طبیعت ماست.
نشان های دریافت شده
فشار شکمی
مدیریت خیلی مهم است ما افراد چاق مدیریتی روی مواد غذایی نداریم و موادغذایی خوردن ما رو کنترل میکنند
در حالی که افراد متناسب به هیچ وجه اینگونه نیستند
تنوع مواد غذایی و زیاد بودن مواد عدایی حالات روحی افسردگی ناراحتی عصبی بودن خستگی هیچ کدام باعث پرخوری افراد متناسب نمیشود ولی افراد چاق رو مجبور به پرخوری میکند
علت چاقی شدن افراد نه ارثه نه کم تحرکی نه تیروئید نه دارو نه پرخوری
بلکه تفاوت فرمول های ذهنی فرد متناسب با فرد چاق باعث ایجاد اختلاف رفتاری در نتیجه اختلاف وزن میشود
من آدم قوی هستم چون ۱۷ سال برای لاغری تلاش کردم رژیم های مختلف ورزشهای مختلف.قرص چسب پودر …ولی نتیجه نگرفتم علت نتیجه نگرفتن من نبودم بلکه روش ها غلط بو د چون اگه صحیح بود من لاغر شده بودم ولاغر مانده بودم
الان که یک سال و۹ماه در این مسیرم خیلی حال روحی وروانی من عالی شده آرام شده ام
و خلاصه
وقتی بیماری در بدن ایجاد میشود یا بدن با هر مشکلی برخورد میکند واکنش نشان میدهد پس حالت سنگینی بعد از غذا واکنش بدن به رفتار اشتباه ماست
چرا من به عنوان اشرف مخلوقات خدا باید چنین رفتار زشتی از خودم نشون بدم؟؟؟؟؟
چرا باید آنقدر بخورم که بدنم واکنش بدهد؟؟؟؟
افراد متناسب به هیچ وجه بعد از غذا سنگین نمیشود یا حالت بدی ندارند
چون ان ها نگاهشان به غذا عین آب واکسیزن است غذا فقط فقط برای تامین انرژی بدن است نه تفریح نه لذت بردن نه سرگرمی نه وقت گذراندن نه رفع خستگی نه رفع کسلی و نه رفع بیحوصلگی
پس از همین امروز سعی میکنی قبل از حس سنگینی و حال بد دست از غذا بکشی بدن ما خیلی کم مصرف است حتی با یک سیب میتواند زنده بماند
اگه رفتار خوب انجام دادی خودتو تشویق کن و اگه نه خودتو تنبیه
ذهن ما باید متوجه اشتباه بودن رفتارش بشود
خدایا شکرت با مسیری آشنا شدم که روز به روز حالم بهتر میشه
حال روحی وروانی من عالی شده است امیدوار شدم رفتارهای غذایی من عالی شده به مواد غذایی عطش ندارم و واقعا بهترین حال دنیا رو دارم ذهنم که کامل متناسب شود جسمم هم آرام آرام متناسب میشود
نشان های دریافت شده
سلام
استاد عزیزم شما کاملا درستمی فرمایید که علت تفاوترفتاری ما نسبت به غذاها با متناسبها اینه که بلد نیستیم آگاه نیستیم نمی دونیم که رفتار صحیح کدومه رفتار صحیح رو یاد نداریم
هدایت شدیم به اینجا که یاد بگیریم
ومن یاد گرفتم که غذا فقط و فقط برای تولید انرژی مورد نیازم برای ادامهحیاته خدای مهربون این هنر و این علم رو به بشر آموخت که از مواد اولیه طبیعی غذاهای متنوع و خوش آب و رنگ وخوشمزه بسازه و میل کنهو علاوه به دریافت انرژی مورد نیاز لذت هم ببره و خدارو شکر کنه
ما حق نداریم برای هیچ مورد غیر از این از غذا استفاده کنیم
حق نداریم وقتی عصبی یا افسرده یا غمگین یا تنها یا خسته ایم دست به غذا ببریم اصلا غذا مال اینجور مواقع نیست
گاهی هم پیش می آد که همزمان با صرف وعده غذاییمون کهاتفاقا گرسنه هم هستیم بخاطر موضوعی خشمگین یا غمگین و یا دچارحالات احساسی ناخوشایند میشیم
اینجور مواقع باید از صرف غذا خوددار ی
کنیم تا حدااقل کمی به آرامش برسیم بفهمیم چی داریم می خوریم و پیام سیری رو دریافت کنیم این برای ارزشگذاری برای سلامتی و خودمون خیلی بهتره
ولی خیلی وقتها دچار احساسات ناخوشایند میشیم مثلا اسنرس و می دونیم که سیریم ولی باز برای تسکین استرس دست به غذا میشیم که نتیجه این رفتارا اضافه وزنه
باید متوجه احساسمون باشیم وقتی به سمت مواد غذایی می ریم از خودمون بپرسیم آیا واقعا گرسنه ای ؟ شایدم تشنه ای مغزت داره آلارم اشتباهی می زنه
یک لیوان آب بخوریم …..