تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.89 از 122 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام برهمگی
چقدر استاد ریزبینانه ومسلط بر رفتارچاقها هر بخشی رو توضیح میدن و همه چی از دوران چاقیشون یادشونه و نکته ای باقی نمیمونه .
من که اوایل با این دوره آشنا شدم فکرمیکردم من چرا اینهمه باورهای اشتباه دارم ولی رفتارغذاییم صحیحه . واین رو از کامنتهای اولم میتونید متوجه بشید .
ولی امروز منی که فکر میکردم از سن ۲۵ سالگی روند چاقیم شروع شد وتا اون سن متناسب بودم سخت در اشتباه بودم . واینکه استاد میفرمایند از متناسبهایی الگو بگیرید که رفتار غذاییشون درسته کاملا درسته .
چون من خودم متناسبی بودم که رفتارغذاییم کاملا اشتباه بوده است والان براتون کلا توضیح میدم .
من در کودکی همش باورم این بود که غم و غصه باعث لاغر شدن میشه و هرفردی که به نوعی مشکل داشت دراطرافم میدیدم همشون لاغربودند .
وچون خودم درکودکی باداشتن یه سری مشکلات خاص همش غصه میخوردم این باور باعث شد متناسب نشون بدم اما هرموقع ناهار یا شام میخوردم سنگین میشدم و همون پای سفره میافتادم و سریع خوابم میبرد که پدرم به شوخی همش به همون میگفت مگه له بورده بینج پلا ره بخردنی . شمالی گفتم .
ولی من با این رفتارم همش متناسب بودم وهرکی منو میدید تعجب میکرد با این هجمه غذا چطور متناسبم واز غذاخوردن لذت میبردم چون هرچقدر میخوردم وسنگین میشدم بازم متناسب بودم .
چون باور داشتم غم وغصه باعث لاغری میشع واین در ناخودآگاه من بود و قدرت این باور از قدرت غذا خوردنم بیشتربود . تا قبل از ورودبه این دوره این باور رو داشتم .و چون من خیلی کودکی به خاطر یکی ازمسایل زندگیم غصه میخوردم باعث شد من لاغربمونم .
والان که درس امروز رو خوب گوش دادم فهمیدم که من تا سن ۲۵ سالگیم درقالب متناسب بودم وکم کم کمی ازمشکلاتم کمتر شد یواش یواش اون باور اینکه غم وغصه باعث چاقی میشه قدرتش درمن کمترشد وهرسری که فکرشو میکنم نوسان اون مشکل درمن باعث چاقی ولاغری میشد تا جایکه با قانون جذب آشنا شدم و فهمیدم ریشه تمام مشکلات درون خودمه و …. دیگه مشکلاتم یه جورایی برام بی اهمیت شد
وکم کم ازقالب متناسب بودن ظاهری خارج شدم ولی اون رفتارهای زشت غذایی و سنگین شدن بعد غذا که فکر میکنم مثل بعضی از دوستان از محیط خانه یادگرفتم قدرتش بیشتر وبیشتر شد به طوریکه من متناسب رسیدم به وزن ۷۴ کیلو . بالای ۱۶ یا بیشتر اضافه وزن .
و هر سری که بیشتر وبیشتر میشد من ربطش دادم به شغلم و کم تحرکی و … .واین باورهای اشتباه روند چاقی منو سریع تر میکرد .
استاد ازتون ممنونم من همش فکرمیکردم معنای گرسنگی وسیری رو میفهمم و فکر میکردم اگه درد شکم بعد غذا نداشته باشم یعنی درست غذا خوردم ولی الان متوجه شدم سنگین شدن بعد صرف غذا که من از خردسالی تا به الان داشتم واون رو طبیعی میدونستم یک رفتار نادرستی است که من پیغام سیری رو نگرفتم یا یه جورایی ازش رد شدم .
بعد اصلاح فرمولهای ذهنی تا به الان کلی از رفتارهای نادرستم اصلاح شد ووقتی با دوره رایگان پیش رفتم الان اون سنگینی رو اصلا ندارم و تعجب میکردم که تا چندساعت بعد غذا خوردن خوابم نمیاد و این رفتاراشتباهم بعد سالیان سال درست شد .
استادعزیز ازتون سپاسگزارم که اینقدر موشکافانه وقت میزارید و موضوعات رو بررسی میکنید و آموزش میدید .
هر سری که ویس تون رو گوش میدم انگار یه مطلب جدیدی بود که انگارسری قبل خوب گوش نکردم و ازش رد شدم .
ودرتکرار متوجه میشم .
با اشتیاق و استمرار مراحل بعدی رو طی میکنم .
گام 19(تکرار1)
بنام خدا
چاقی ما نه ارثیه ، نه ژنتیکیه ، نه سوخت و سازیه و….بلکه به این دلیله که برای خودمون فرمول های ذهنی چاق کننده ایجاد کرده بودیم و سالهاست که از آنها در زندگی روزمره استفاده میکردیم .
ما به دلیل ایجاد کردن فرمول های چاق کننده در ذهنمان چاق شدیم ، ولی هردفعه که تصمیم گرفتیم لاغر بشیم به سراغ تغییر رفتارهای چاق کننده خودمون رفتیم .
به ما گفتن چاقیم ، چون غذا زیاد میخوریم یا از هر غذایی استفاده میکنیم . بخاطر همین ما هم اومدیم از برنامه غذایی و رژیم برای لاغر کردن خودمون استفاده کردیم .یا چون فعالیت بدنی پایینی داریم و اگه میخوایم لاغر بشیم باید هر روز یک ساعت پیاده روی یا ورزش و… کنیم .
پس هردلیلی برای چاقی ما عنوان شد براساس واکنش جسمی ما بوده است و هیچ توجهی به فرمول های ذهنی نبود .
من خودم هردفعه که برای لاغر شدن شکست میخوردم بازم باید پا میشدیم و ادامه میدادم حالا از هر روش دیگه ای که شده !چون قبول نداشتم که من باید با اضافه وزن زندگی کنم و یسری افراد با لاغری و تناسب اندام فوق العاده !
نمیتونستم بپذیرم اگه قراره چیز خوبی برای یسری افراد باشه ، باید برای منم باشه !
ولی من برعکس دلیل چاقی خودم رو مصرف یسری از غذاهای خاص نمیدونستم ، درواقع تا قبل از 13 سالگی اصلا دلیلی برای چاق شدن نداشتم !! ولی اضافه وزن داشتم . بعد کم کم که خودم اقدام به لاغر کردن کردم باعث ایجاد یسری فرمول های ذهنی در خودم شدم .
اصلی ترین فرمول هم غذا خوردن بود ! به این صورت بود که فکر میکردم شاید مقدار غذایی که من مصرف میکنم بیش از اندازه است و بخاطر همین چاق شدم ! در صورتی که گاهی اوقات یسری از وعده هارو غذا نمیخوردم و همینطور هم حجم غذام زیاد هم آنچنانی نبود ! ولی چون از کودکی بار ها به طور ناخواسته شنیده بودم که آدم اگه زیاد غذا بخوره چاق میشه و نمونش هم در مادرم دیده بودم ،شاید در کودکی این باور به طور ناخوداگاه در ذهن من فرمولش نوشته شد و ازونجایی هم که مادر من همیشه از دوران کودکی بخاطر باورهای مزخرف و نادرستی که برای سلامتی بیشتر و رشد قد و …. داشت به زووورر میخواست بهمون غذا بده ، فرمول های ذهنم با رقتار های نادرست ترکیب شد و فرمول های چاق کننده ایجاد شد و در من رفتار های نادرست غذایی شکل گرفت !
ولی هیچوقت من زندگی در بدن چاق رو قبول نمیکردم و نخواهم کرد .!
پس من متوجه شده بودم که علت چاقی من زیاد غذا خوردن یا حتییی غذا خوردن است ! و من سعی میکردم برای اینکه لاغر بشم غذانخورم یا رژیم هایی رو که غذاهایه کمتری در اون مصرف میشد و جزو رژیم های سخت محسوب میشد و بگبیرم .
این تلاش من با تمرکز بر واکنش جسمی یعنی خوردن بود و به همین دلیل نتیجه ای در لاغر شدن داعمی من نداشت .
درسته که در اون مدت با رعایت اون رژ یم ها خیلی لاغر شده بودم و دلیلشو غذا نخوردن میدونستم و هرکس هم که بهم میگفت خیلی لاغر شدما مامانم بهشون میگفت که خودش و کشت دیگه !
ولی دیگه تا یجایی میتونستم خیلی کم غذابخورم. تا ابد نمیتونستم ! ضعیف شده بودم و بعد از مدتی که شروع میکردم عادی غذا بخورم با اینکه مقدار عادی هم کاملا مناسب بود و زیاد نبود ، دوباره چاق میشدم !
خوردن واکنش رفتاری من بود که ربطی به چاقی و لاغر شدن من نداشت ولی من نگاه و تصوری که درباره خوردن داشتم فرمول اصلی بود که باعث چاق و لاغر شدن من میشد !
چون که من تصور میکردم چون زیاد غذامیخورم چاق میشم پس به همین دلیل اگه کم غذا میخوردم یا اصلا غذا نمیخوردم مقداری لاغر میشدم و اگه دوباره به سبک عادی یا یزره بیشتر از حد اون رژیم های سخت میخوردم ، دوباره جاق میشدم .!
این خیلی مهمه که ما تفائت فرمول های ذهنی چاق کننده رو با رفتارها و واکنش های چاق کننده بدونیم ، چون بهمون در این مسیر کمک میکنه .
در دورانی که من سعی میکردم غذا نخورم و از غذا خوردن میترسیددم خیلی از افراد ، به ویژه دوست صمیمیم و میدیدم که خیلییی بیشتر از من حتی مقدار حجم غذایی که زمانی که اضافه وزن هم داشتم بیشتر میخورن ولی متناسبن ! و من تعجب میکردم و واقعا حرصم میگرفت !
و کم کم داشت این فرمول در من ایجاد میشد که من ژنتیک چاقی دارم ! اما نمیخواستم که ژنتیک چاقی داشته باشم ، به هیچ وجه نمیتونستم قبولش کنم و حتی چند بار هم درباره چگونگی تغییر ژنتیک جستجو کرده بودم ! استاد اینم بگم که من زمانی که بدنیا اومده بودم چشمام آبی تیله ای بود و به سبز تغییر رنگ داد بعد هم که کم کم بزرگ شدم رنگ چشمام از سبز به فندقی، عسلی تغییر کرد و من واقعا میخوام که چشمام دوباره سبز بشه ! و برای تغییر دادنش خیلی جستجو کردم و روش هایی دیدم که خیلیی خطرناک بوده و احتمال اینکه که حتی ادم بینایی خودش و هم از دست بده وجود داره !
ولی مطمعنم که چشمام هم سبز میشه جون قبلا بوده پس بازهم میشه ! بعد از این که تو این مسیر اومدم با خودم خیلی فکر کردم که چه فرمولی باعث شده که رنگ چشمام از سبز روشن مقداری تیره تر بشه و فندقی ، عسلی بشه و چند تا هم فرمول پیدا کردم که همه رو به راحتی میتونم نقص کنم !
پس امکانش هست که تو این مسیر برای روشن کردن چشمام هم نتیجه بگیرم ؟؟
برگردیم به موضوع اصلی ، خب من در این مسیر متوجه شدم که دلیل تاثیر غذا خوردن در چاق تر شدن من و تاثیر نداشتن غذاخوردن در چاقی افراد به دلیل تفاوت در فرمول های ذهنی من و انها بوده است !
این نوع تفکر هم درباره غذاخوردن از مادرم آموزش دیده بودم و حتی الان هم مادرم و همینطور مادرش دیدگاهشون درباره غذاخوردن چاق شدنه نه رفع نیازشون !!ولی من فرمول های ذهنی که درباره غذاخوردن داشتم رو شکستم .
خانواد و اطرافیان ما دیدگاه های خودشون رو درباره موضوعات مختلف به ذهن ما منتقل میکنن که همین عقیده ارثی بودن چاقی هم از همین طریق به ما منتقل شده بود .
برای شناسایی فرمول های ذهنی باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنیم .
مثلا پرخوری کردن ! همه افراد چاق از پرخوری کردن ناراضی هستن و هربار که پرخوری میکنن ، خودشونو سرزنش میکنن و احساس بد چاق تر شدن رو در خودشون شکل میدن و حتی بارها هم تصمیم قاطع گرفتن که دیگه پرخوری نکنن اما موفق به انجام ندادن پرخوری نشدن !
برنامه های رژیمی هم همه تاکید بر چگونه خوردن در مهار پرخوری افراد چاق دارند !اینکه غذارو آروم بخوریم و کاملا بجوییم تا زودتر سیر بشیم و دیگه بیشتر نخوریم.
در واقع کسی که پرخوری میکنه اصلا حس سیری رو احساس نمیکنه که آروم غذاخوردن بخواد تاثیری در ایحاد احساس سیری در اون ها به وجود بیاره ! در هر حالت در پرخوری جسم سیره ولی مغز گرسنس پس هیچ ربطی نداره که ما بخوایم آروم غذا بخوریم یا نخوریم !
پرخوری کردن یک واکنش جسمی است و تحت تاثیر فرمول های ذهنی صورت میگیرد و به هیچ وجه نمیتوان با کنترل کردن میزان خوردن یا چگونه خوردن ، فرمول های مغزی افراد را تغییر داد!
پس با تغییر فرمول های ذهنی میتوان واکنش های جسمی را تغییر داد نه با فشارآوردن به جسم !
جسم ما همیشه به رفتار های ما واکنش های متفاوتی میدهد. در بیماری ها ، گرسنگی ، تشنگی ، خستگی و… واکنش های جسم باهم متفاوت است .
درلاغری با ذهن آنچیزی که مهمه تغییر فرمول ها و افکاری است که درباره چاقی در ذهنمون ذخیره کردیم .
پس اگه ما به واکنش های جسممون در برابر کارهامون توجه کنیم به راحتی میتونیم رفتار های اشتباهمون و شناسایی و بعد با ایجاد فرمول های صحیح ، رفتار صحیح داشته باشیم .
چون واکنش جسمی فر چاق با فرد لاغر نسبت به سیر شدن متفاوت است .
در لاغری با ذهن انچیزی که مهمه تغییر فرمول ها و افکاری است که درباره چاقی در ذهن خودمون داریم و این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد .
موضوعی که بسیار مهم است و به ما در کنترل خوردن ، رفتار ها و واکنش های ما به مواد غذایی کمک میکنه مدیریت و کنترل خودمونه !
مهم ترین موضوع مدیریت رفتارهای غذاییمون هست .چون افرادی که اضافه وزن دارند ، هیچ مدیریتی روی واکنش ها و رفتار های خودشون به مواد غذایی ندارند و هر عاملی سبب تحریک کردن اونا به خوردن میشه .
و در واقع این موادغذایی هستند که براشون تصمیم میگیرند که چه مقدار باید مصرف کرد .
مثلا بعضی غذاهارا که دوست داریم به ی مقدار، و بعضی غذاهارو که خیلییی بیشتر دوست داریم بیشتر مصرف میکنیم و مواد غذایی درحال مدیریت خوردن ما هستند و ما هیچ مسولیتی در قبال خوردن خودمون به عهده نداریم ! و هر ماده غذایی به شکلی مارو تحریک به خوردن میکنه .. یا همینطور واکنش های روحی افراد مثلا ناراحتی یا عصبی بودن یا خسنگی و افسردگی و…ویا هرموضوعی که باعث ایجاد واکنش عصبی در ما بشه رو باعث پرخوری در خودشون میدونن در هنگام مواجه شدن با هرکدوم از این عوامل طبعا بیشتر میخورن !
پس این تنها فرمول های ذهنی افراد متناسب با افراد چاق هست که باهم فرق میکنه و باعث میشه که هرکدوم از این افراد در موقعیت های مختلف ، واکنش های مختلفی از خودشون نشون بدن !
و همین تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم میشه ! نه ژنتیک و محل زندگی و بیماری و هورمون و….خیلی موضوعات دیگر که افراد چاق برای توجیح اضافه وزنشون از اون استفاده میکنند .
در واقع تفاوت در ذهن و الگویی هایی است که ما خودمون به خودمون دادیم ! چون ذهن دقیقا مثل یک کامپیوتریه که سیستم عاملی روش نصب نشده و ما خودمون میخوایم و تصمیم میگیریم که مثلا از سیستم عامل ویندوز استفاده کنیم یا لینوکس !
پس ما خودمون تصمیم میگیریم که میخوایم به چه شکلی رفتار کنیم !
و در ادامه مغز ما هم با استفاده از این فرمول های ذهنی به جسم ما واکنش میده و دستور میده که ما چجوری باید رفتار کنیم !
مثلا مواقعی که خودم پرخوری میکردم و میدونستم که سیرم و بدنم احتیاجی به غدا نداره و نمیخواستم هم که بخورم اما نمیتونستم هم که جلوی خودمو بگیرم ! انگار خودم نبودم. ما باید اون چرایی و اون فرموله رو کشف کنیم .
زمانی که اون فرموله شناسایی بشه و تغییر پیدا کنه ، واکنش های رفتاری ما خود به خود تغییر میکنه .و اصلا دیگه نیاز به سختی و رنج و… نیست .
ما انسان هستیم ، عقل و اراده داریم و به قول خودمون اشرف مخلوقات هستیم !! و باید بتونیم خیلی راحت چیزی و که به ضرر ماست رو برطرف کنیم !
اگه هم نمیتونیم ، بخاطر اینه که بلد نیستیم و گرنه ما ناتوان نیستیم ! خودمون داریم خودمون و ضعیف میکنیم و به خودمون برچسب های بی ارادگی و ناتوانی و … میزنیم .
شخصی مثل من که بارها از راه های مختلف برای لاغرشدن اقدام کردم وبیخیالم نمیشدم و آرام نداشتم اتفاقا آدم خیلی توانمندیم و آدم ضعیفی نبودم ، ضعیف کسیه که یبار تصمیم میگیره که انجام بده و با اولین شکست رها میکنه .
کسی که از هر روشی برای لاغر شدن خودش استفاده کرده و شکست خورده ولی دوباره از روش های دیگه ای اقدام کرد که هر کدوم سخت تر و رنج آور تر از دیگری بود و درنهایت بخاطر اینکه روش اشتباه بوده شکست خوردن . اینها افراد توانمندی هستند و همه ی کسانی که الان در این مسیر هستند ، جزو این افراد هستند .
دقیقا من هم وقتی به گذشته ی خودم پی میبرم که برای لاغرشدن چه کارهایی انجام دادم و یا حتی در مسایل دیگر که سختی هایی و متحمل شدم که حتی از لاغرشدن هم خیلییی سخت تر بود !
استاد حالا شما هفته ای 3روز یا 4 روز میرفتید ! من هر روززز تابستون تو گرما پیاده میرفتم تو پارک دو ساعت میدویدم و پیاده هم برمیگشتم خونه و عرق سوز و داغون میشدم و فقط هم در روز تنها تمام وعده های غذایی من تخم مرغ آبپز بود و فقط 5 عدد تخم مرغ ابپز میخوردم تو روز خیلی هم سخت بود ولی من بازهم ادامه میدادم . و بعد که نتیجه نمیگرفتم رژبم و عوض میکردم، فعالیت و عوض میکردم اما بازم نتیجه نمیداد و یا دقیقا اگه نتیجه میداد برای مقطع کوتاهی جواب میداد و دوباره بعد از ی مدت کوتاه و دوباره وزن قبلی و .. اینا
ببخشید اینو میگم ولی استمرارر و جججررررر داده بودم ! و اصلا هم جا نزده بودم و این همه تلاش هم کردم تا متناسب بشم ولی نشدم .این نشان از توانایی منه ! من حتی اگه 10% این توانایی و که برای کارایی که برای لاغرشدن تو روش های سخت دیگه انجام داده بودم رو اینجا تو این مسیر داشته باشم ، 100% نتیجه میگیرم ! که البته دارم .
همه ی ما برای اینکه لاغر بشیم ، خیلی زحمت کشیدیم ، خیلی توانایی به خرج دادیم ولی چون روش اشتباه بوده ، نتیجه نگرفتیم و فکر کردیک که مشکل از خودمونه ، مثلا خودم که میگفتم شانسم بده که من باید چاق و مریض باشم و بقیه باید لاغر و خوش اندام باشن و هرکاری که دلشون میخواد انجام بدن .
ولی وقتی با این روش آشنا شدم ، دقیقاا اولین نتایجی که من گرفتم احساس خوب و آرامش خاطر و بعد صلح با خودم بود .
ولی در شرایط قبلی من همش متنفر تر میشدم از خودم و به خودم میگفتم اگه تو اینجوری نبودی مجبور نبودیم اینهمه سختی بکشیم و یا اینهمه رژیم بگیریم و….با تمام اون غمی که داشتم از انجام تمام اینکارا بازم انجامشون میدادم چون مجبور بودم و عاشق لاغری بودم .
ولی تو روش ذهنی دیگه خبری ازینا نیست !من که اصلا دراز میکشم رو تختم و همیشه تمرینامو انجامش میدم و بین اون حتی به بقیه کارامم میرسم !
یعنیی دیگه از این راحت تر نمیشد و الانم که کاهش وزن و سایز و در بدن خودم دارم ارام ارام احساس میکنم !خدایی لاغر شدن انقدر آسون بود ؟؟
و نکته جالب تر اینکه همه ی ما به نحوی با این مسیر آشنا شدیم که از نظر ما اتفاقی بوده ولی در صورتی که به انتخاب خدا بوده چون همونطور که استاد گفتن ، هیچ گونه تبلیغی برای این روش انجام نشده !
پس تفاوت رفتارهای ما با افراد متناسب تونسته به ما ضربه هایی بزنه و مارو از حالت طبیعی خارج کنه !
استاد انقدر با محبت هستند و انقدر لطف دارند که حتی برای اشخاصی که هنوز شرایط شرکت در دوره ها رو به هردلیلی ندارن ، هم آموزش گذاشتن چون واقعا در شان ما نیست که تا آخر عمرمون چاق بمونیم ، خیلی زشته !!
اتفاقا استاد چند مدت پیش من تو اینستاگرام ناخواسته با پستی مواجه شدم که فرد خیلی چاقی فکر کنم حدود 400 /500 کیلو داشت ، خودشو از آپارتمانش پرت کرده بود و بیرون و خودکشی کرده بود و نیروهای کمکی نمیتونستنن حتی جنازشو حرکت بدن !! خیلیی دیدن این ویدیو برام ناراحت کننده بود که ی انسان حتی مرگشم مشکل باشه برای بقیه !! واقعاا این افراد نیاز به کمک دارن ! اون شخص دیگه دیدن خودش تو اون وضعیت براش خیلی سخت بود که بخواد ادامه بده و نصمیم گرفت به زندگیش پایان بده .
چون اضافه وزن بر خلاف فشاری که به جسم میاره ، صدها برابر به ذهن و اعصاب افراد فشار میاره و همه چیزو مختل میکنه !
استاد چون خودشون دارن تجربه میکنن که واقعاا شرایط زیبا و فوق العاده ایه زندگی در جسم متناسب ، احساس آرامش و دوستی با خودمون و لذت و شاادی و…. میخوان که به ما هم کمک کنن تا ماهایی که واقع ارزومون لاغر شدنه ، به این شرایط برسیم !
واقعا هم همینطوره من حتی زمانی که با روش های اشتباه لاغر شده بودم هم سبکی خاص و اغتماد بنفس فوق العاده بالایی پیدا کرده بودم و دوستان زیادی هم پیدا کرده بودم !
واقعاا لذت بخش بود .
بنابراین ماهایی که با این مسیر اشنا شدیم ، صلاحیت و لیاقت لاغر شدن رو داریم.
موضوع اصلی اینه که افراد چاق حس سیری خودشون رو در فشار اومدن به جسمشون میدونن ، در صورتی که حس سیری واقعی ذهنیه ! و ما باید به صورت ذهنی متوجه بشیم که سیر شدیم یا نه !
افراد چاق اونقدر میخورن که دیگه جای نفس کشیدن نمیزارن ! تا شکمشون درد نگیره و حالت تهوع نگیرن احساس سیری خودشون رو حس نمیکنن! دز صورتی که افراد لاغر و متناسب اصلا همچین تجربه ای از احساس سیری خودشون ندارن و خیلی راحت احساس سیری خودشون رو درک میکنن و میتونن به اندازه بخورن !
افراد متناسب حتی اگه در انبوهی از غذاهای مختلف هم قرار بگیرند ، بازهم زیاده روی نمیکنند ولی افراد چاق علاوه بر اینکه باید از هرمدل بخورن ، حتی باید خودشون و از اون مدلایی هم که میخورن هم بترکونن !
البته مثل اینکه افراد متناسب با رفتار های غذایی درست ! نه اینایی که ما تو اینستاگرام میبینم و حرصمون میگیره ، این افراد فقط کافیه در شریطی قرار بگیرن که باورشون نسبت به چاقی و چاق نشدن شون شکسته بشه ، اصلاا فاجعه به بار میادد !!
هر موقع واکنش جسمی در ما به وجود میاد ، معمولا مواقعیه که بدن ما دچار مشکل شده ، مثلا زمانی که ما ضربه ای به بدنمون وارد میشه ، درد رو احساس میکنیم و بدنمون واکنش میده یا همین چند روز پیش که من حالم خوب نبود و متوجه شدم که که مشکلی برام پیش اومده و من با خوردن دارو رفعش کردم و واکنش های بدنم الان کاملا طبیعی شده .
حالا به نسبت اون بیماری که میگیریم ویا اون ویروس که باعث بیماری در ما شده بدنمون واکنش نشون میده .
بدن وقتی دچار مشکل بشه و بخواد مارو باخبر کنه واکنش جسمی نشون میده ! چون نمیتونه که با ما حرف بزنه ! و مارو با واکنش در جسم از اون مشکل باخبر میکنه تا ما بتونیم بهش کمک کنیم .
در حالت گرسنگی که در افراد چاق وجود نداره یا به ندرت وجود داره واکنش متفاوتی ایجاد میشه ، مثلا من شکمم صدامیخوره و حالت تهوع میگیرم که حتی اون احساس حالت تهوع من بر اثر گرسنگی و سیری کاملاا باهم متفاوت هستند !!! ….
و ما با این واکنش ها متوجه میشیم که مشکلی هست که با مقداری غذا برطرف میشه .
بنابراین واکنش بدن همواره در برابر مشکلاته !
پس ما هروقتی که داریم غذامیخوریم و بدنمون واکنش میده ، چه از طریق فشار شکم ، احساس خفگی و گرم شدن و ….اینا نشونه ی اینه که ما اشتباه رفتار کردیم و داریم به جسممون ضربه میزنیم .که جسممون داره به اینشکل واکنش میده .ولی ما توجه نکردیم .
و فکر میکردیم که این درسته!
در فرد چاق سیری برابر با یک واکنش جسمیه که این خیلیی خطرناکه .و وقتی یک فرد چاق غذا میخوره ، حتما باید یک تفاوت جسمی رو احساس کنه تا متوجه سیری خودش بشه ، باید حالت سنگینی کنه ، ولی در افراد متناسب اصلا اینطوری نیست و به اندازه نیاز خودشون میخورن و اصلا هیچ احساس سنگینی و بدی بعد از غذاخوردن ندارن ! و غذاخوردنشون دقیقا مثل سایر اعمال بدنشونه ، مثل تنفس کردن و ضربان قلب و …
همونطور که کسی از نفس کشیدن خسته نمیشه ، اذیت نمیشه ، چون به طور اتوماتیک این عمل داره انجام میشه .
ولی در خوردن باید حتما در ما فشار بیاد ی واکنش فیزیکی ببینیم که حس کنیم سیر شدیم .
باید سعی کنیم طوری غذابخوریم که اذیت نشیم و فشاری به ما تحمیل نشه و قبل از اینکه اون فشار و حس کنیم دیگه نخوریم ، مثل من که الان دقیقا اینطوری رفتار میکنم .
اصلا نباید برای ما مهم باشه که چه ماده غذایی رو داریم میخوریم یا کجا هستیم و..
غذا باید به عنوان یک ماده یا موضوعی که نیازی رو در ما برطرف کنه معنا و مفهوم داشته باشه . نه معنای لذت بردن و چبران کردن و…
که متاسفانه تو بیشتر افراد و خانواده هایی که اضافه وزن دارند خوردن به هر دلیلی وجود داره
این طرز نگاهه به غذا خوردن مشکل سازه ؛ باید یادبگیریم که طرز نگاهمون و به لذت بردن و غذاخوردن و فرمول های اینا تغییر بدیم ، کی گفته فرمول لذت بردن باید غذا خوردن باشه ؟! فیلم و سریال وو رقص و موزیک و گردش و…
جرا همش تمرکز ما در هر مواقعی رو خوردنه ؟
باید این مسیله رو برطرف کنیم ، اگه این مسیله برطرف بشه ، خود به خود لاغر میشیم !
باید طوری غذابخوریم که به اون واکنشه بدن نرسیم ، باید انقدر واکنش بدن برای ما زشت و زننده و ناپسند باشه که به هیچ وجه اجازه ندیم به اون حد برسیم ! و حتی اگه اینطوری شد خودمون رو حتی سرزنش هم بکنیم !
این درواقع سرزنش نیست ، نوعی تنبیهه ، ذهن ما نیاز داره به تنبیه شدن وقتی که رفتار اشتباهی رو انجام میده و به خودمون نهیب بزنیم که همچین رفتاری انجام دادیم .
ولی استاد من به خودم نهیب نمیزنم و میگم اشکال نداره ، دفعه بعد سعی کن بهتر باشی و اینطوری جواب گرفتم البته چند باری هم سعی کردم با نهیب زدن خودمو درست کنم که تغییر نکرده بود به همین دلیل اینطوریبیشتر جواب داد .
ما انسان هستیم و در شان ما نیست که پرخوری کنبیم ! حتی در حیوانات و در طبیعت هم پرخوری وجود نداره ! ما در طبیعت حیوانی رو نمیبیبیم که پرخوری کنه یا بیشتر از حد نیاز بدنش غذا مصرف کنه . درنده ترین حیوانات هم حتی وقتی سیر بشن دیگه به کسی حمله نمیکنن و آرام میشن ؛ مگه اینکه برای دفاع از خودشون بخوان به چیزی صدمه بزنن .
ما اشرف مخلوقات هستیم ، یعنی همچین رفتاری در حد ما هست ؟
البته یهو نمیشه تغییر کرد ولی باید سعی کنیم که آرام آرام این رفتارو دور کنیم . و به خودمون یاد آوری کنیم که این چه نوع رفتاری بود که انجام دادیم تا تشویق بشیم دفعه بعد دیگه اون رفتار و انجام ندیم !
و حتی وقتی هم رفتار درستی داشتیم ، به اندازه خوردیم و سبک بودیم هم خودمون رو تشویق کنیم .
برای رفتار خوبمون خودمون و تشویق کنیم ، برای رفتار بدمون هم خودمون و سرزنش کنیم که برای بهتر شدن انگیزه بگیریم .و مشتاق بشیم که رفتار بهتری از خودمون نشون بدیم .
رفتارمون باید در شان یک انسان باشه !
نباید اجازه بدیم غذاها و یا بسته بندی های شرکت ها برای ما حد و مرز خوردن مشخص کنن . من خودم اینطوریم که یک چیزی و هیچوقت کامل و تا ته نمیتونم بخورم ، یک بیسکوییت و کامل نمیتونم بخورم و یا مثلا یک نوشابه یا یک بستنی و بیشتر اوقات نمیتونم تا تهش بخورم و بقیه رو میدم برادرم بخوره .
بسته بندی محصولات به این معنی نیست که حتماا این برای یکنفره ، هیچ کس در حدی نیست که بخواد تایین کنه که ما چیکار کنیم چی کار نکنیم ، در هر موضوعی !
افراد متناسب به حجم غذایی که سرو میشه یا نوع بسته بندی و تنوع غذایی اهمیت نمیدن و به مقداری که نیاز داشته باشن مصرف میکنن ولی در افراد چاق حتما باید براشون مشخص بشه که چی کار کنن چی کار نکنن ، مثل بچه هاا ! خدایی خیلی زشته !
رفتارمون رو تنظیم کنیم و صحیح رفتار کنیم تا از زندگی کردن لذت ببریم ! به واکنش های خودمون بعد از غذاخوردن توجه کنیم ! و براساسا اون خودمون رو سرزنش یا تشویق کنیم .
و سعی کنیم که دیگه درد پرخوری و برطرف کنیم .
هیچ دارویی براش وجود نداره ، فقط خودمونیم .
شاد و پیروز و متناسب باشید .
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! اگر اکنون شما چاق هستید، به هیچ کدام از دلایلی که برای چاقی تان نوشته اید ربطی ندارد بلکه فقط به این دلیل است که فرمولهای ذهنی چاق کننده را در خودتان ایجاد کرده اید و هر بار چون فقط سعی در تغییر رفتارهای چاقی داشته ایم و فرمولهای چاق کننده تغییری نکرده، ما در لاغر شدن شکست خورده ایم. مثلا تا زمانی که برنج نمیخوریم لاغر میشویم ولی بعد که دوباره خوردن آن را شروع میکنیم، چاق میشویم نه به این دلیل که خوردن برنج چاق کننده است بلکه به این دلیل که فرمول ذهنی ما به این شکل است که خوردن برنج چاق می کند و هرچه میزان این فرمولهای ذهنی بیشتر باشد ترس از خوردن و درنتیجه انتظار چاق شدن بیشتر است. اگر تفاوت بین فرمولهای ذهنی چاق کننده و واکنشهای چاق کننده را درک کنیم با آگاهی بیشتری در مسیر لاغری با ذهن قدم برمیداریم. چاقی ارثی نیست و از طریق ژنتیک منتقل نمی شود ولی عقاید و رفتارهای درمورد مواد غذایی و چاقی از طریق خانواده به ذهن شما منتقل میشود. بنابراین ابتدا مهم است که فرمولهای چاق کننده را کشف کنید و برای این کار باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنید. مثلا توجه کنید که ترس از پرخوری باعث چاقی شما میشود چون شما این فرمول ذهنی را دارید که اگر زیاد غذا بخورید یا اگر تند غذا بخورید، چاق تر میشوید و حتما این اتفاق برایتان رخ می دهد و هرچقدر هم بخواهید با فشار آوردن به جسم پرخوری را کنترل کنید، امکان ندارد چون فرمان پرخوری از طریق ذهن صادر میشود. باید فرمولهای ذهنی خود را در واکنش های رفتاری نسبت به غذاها را شناسایی کنیم و فرمولهای ذهنی متفاوتی برای لاغر شدن را به جای آنها در ذهن ایجاد کنیم و به مرور جسممان نیز تغییر می کند. مثلا واکنش جسمی افراد چاق در مواجهه با سیری با افراد متناسب متفاوت است و توجه به این تفاوت ها هست که به ما کمک می کند تا رفتار مناسبی داشته باشیم و البته این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد. در واقع مواد غذایی و حالات روحی ما و هر چیزی که یک واکنش عصبی روی ما دارد، تعیین کننده میزان خوردن ما هستند. اگر ما فقط 10 درصد از تلاشی را که در سایر روشهای لاغری و فعالیت هایمان برای لاغری به کار برده ایم در روش لاغری با ذهن به کار ببریم حتما نتیجه میگیریم و به این باور میرسیم که مشکل از بی ارادگی و ناتوانی ما نبوده است. مثلا من خودم 3 روز در هفته باشگاه میرفتم و روزهایی که میخواستم به باشگاه بروم افسردگی میگرفتم برای همان یک ساعتی که قرار بود سختی بکشم و همیشه با خودم میگفتم اگر من متناسب بودم از این زمانی که صرف باشگاه می کنم میتوانستم خیلی بهتر و شادتر استفاده کنم به جای زجر کشیدن و کل زمان را به ساعت نگاه کردن و منتظر تمام شدنش ماندن!
چرا ما نمیتوانیم به صورت ذهنی متوجه نقطه سیری خودمان بشویم و فقط فشار بدن ما را متوجه سیری می کند؟ باید افراد متناسب با رفتار غذایی صحیح را درنظر بگیریم و دقت کنیم بدن وقتی واکنش نشان می دهد که دچار مشکل شده باشد. در ذهن آدم چاق سیر شدن حالتی است که یک واکنش جسمی را مشاهده کند. افراد متناسب هیچ سنگینی بعد از غذا خوردن ندارند. اشتباه است که تصور کنیم سیر شدن یعنی یک تغییر فیزیکی در بدن و باید قبل از ایجاد فشار از غذا خوردن دست بکشیم و اصلا غذا خوردن نباید معنای لذت بردن داشته باشد یا مثلا چون برای آن هزینه کرده ایم تا آخر غذا را بخوریم میتوانیم اضافی غذا را با خودمان بیاوریم و بعدا که باز گرسنه بودیم استفاده کنیم. یا اگر غذا مجانی هست خودمان را خفه کنیم! بدن شما سطل زباله نیست و شما مسئول خوردن غذاهای اضافه نیستید حتی اگر فکر می کنید دور ریختن آنها اصراف است.
هروقت این رفتارهای اشتباه را انجام دادیم ذهن خودمان را تنبیه کنیم مثلا من از این به بعد اگر از حد نیاز بیشتر خوردم و بعدش بدنم واکنش جسمی نشان داد، خودم را سرزنش کنم و به خودم میگویم مگر تو قحطی زده ای، مگر غذا ندیده ای که خودت را خفه می کنی؟!
حتی در روایات اسلامی هم فرموده اند که چند لقمه قبل از اینکه سیر بشوید از غذا خوردن دست بکشید که باعث سلامتی بدنتان می شود و هروقت هم رفتار صحیح را انجام دادیم خودمان را تشویق کنیم و مثل یک انسان رفتار غذایی داشته باشیم. من میخواهم موقع غذا خوردن خودم را یک پرنسس ببینم که برای خوردن هم آداب و رسوم خاصی دارد و در شان یک پرنسس رفتار می کند.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزمان و دوستان گرامی
الان که در مورد رژیم فکرش را میکنم می بینم این نهایت بی احترامی به ما بود که کسان دیگر به ما بگویند چی بخور چقدر بخور و کی بخور
مثل کسی که خودش توانایی تصمیم گرفتن نداره و مثل کسی که عقلش نمیرسه که چی براش خوبه و اونه که باید کنترل در خوردنش داشته باشه نه اینکه غذا کنترل را به دست بگیره برای همین کسان دیگر این اجازه را به خودشان میدهند که به ما امر و نهی بکنند و به اسم رژیم ما را کنترل کنند
خوشحالم که الان دیگر خودم کنترل را به دست گرفته ام و این دوره بی نظیر به ما یاد میده که چطور خودمان کنترل خوردنمان را به دست بگیریم و برای همین در این دوره بی احترامی به ما نمیشه که بگویند چی بخور و چی نخور فقط به ما یاد میده که برای رفع گرسنگی به اندازه نیاز بدن بخور و نه برای هیچ چیز دیگر
ما در محیطی بزرگ شدیم که برایمان عادی کردند که از غذا برای رفع احساسات بیشماری استفاده کنیم
حوصله سر رفتن ناراحت شدن استرس داشتن عصبانی شدن همراه شدن با دیگران لذت بردن بیشتر از تماشای فیلم
اینها فقط چند نمونه برای خوردن بود که به ما یاد داده بودند اما الان که فهمیدیم غذا خوردن باید فقط برای رفع گرسنگی باشد و وقتیکه سیر شدیم دست از خوردن برداریم همین یک مورد ما را به تناسب اندام میرساند
هر وقت که به سمت غذا میرویم یک لحظه صبر کنیم و از خودمان بپرسیم چرا میخواهیم غذا بخوریم اگر برای هر چیز دیگر به غیر از گرسنگی باشد آنرا با کار دیگری عوض کنیم
برای خودمان لیستی تهیه کنیم که برای رفع چه احساسی چه عملی جایگزین خوردن کنیم
مثل گوش دادن به موسیقی مثل رفتن به پیاده روی مثل خواندن کتاب مثل تماس گرفتن با کسی که از هم صحبتی با او لذت میبریم
هر کس طبق علاقه هایی که دارد برای خودش برنامه ریزی کند
این خود ما هستیم که میدانیم در چه موردی از چه حرکتی برای برطرف کردن آن احساس استفاده کنیم که برایمان لذت بخش باشد
بعد از تکرار و تمرین این جایگزین ها بصورت عادت در ذهن ناخودآگاه ما ثبت میشود و دیگر حتی احتیاج به فکر کردن نداریم خود بخود و بدون تامل ذهن ناخودآگاه تصمیم گیری میکند و ما به راحتی آنرا به اجرا میگذاریم
به خودمان یاد بدهیم که مثل افراد متناسب فقط از طریق دهان غذا بخوریم و نه از حواسهای دیگرمان
با آموزشهایی که دیده ایم راههای تحریک شدن از طریق حواس پنج گانه را کنترل کنیم
وقتیکه خودمان در کنترل باشیم آنوقت است که حق اشرف مخلوقات بودن را ادا کرده ایم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیز
من حدود پونزده سالی همه نوع روش لاغری رو امتحان کردم و جواب گرفتن من کاملا موقتی بود ودر ضمن هر بار نتیجه کمتری میگرفتم تا جایی که دیگه سختترین روشها رو امتحان میکردم و نتیجه تقریبا صفر بود چون معتقد بودم که جواب نمیگیرم و بدن من مقاوم شده
وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم که واقعا پرتلاش بودم و واقعا قوی بودم فقط راه درست رو نمیدونستم
و الن خدارو شکر آرامش دارم و این نشون میده که من دارم راه صحیح رو میرم
این مسیر درست رو خدا به من نشون داده و من هم در بودن در این مسیر استمرار دارم
اززمانی که با این مسیر آشنا شدم به خیلی ها این روش رو معرفی کردم که حس میکردم واقعا نیاز دارن به این روش ولی با اینکه بادیدن این فایلها خیلی حس خوبی بشون دست داده و میگفتن اشتیاق زیادی برای ادامه دادن دارن ولی زود به بهانه وقت نکردن کنار گذاشتن و به بعدا موکول کردن ادامه دادن رو
پس من واقعا توی این راه هم قوی هستم که اینجور دارم ادامه میدم و هیچکس و نمیشه به زور واداشت که توی مسیر بمونه
من به خودم میبالم که باخیال آسوده مسیر امن و ایمن رو دارم ادامه میدم و خدارو شکر میکنم که به من کمک میکنه و کنار من هست تا من با آرامش مسیرم رو طی کنم
از زمان شروع این مسیر تغییرات زیادی در خودم حس کردم و دیدم یکی ازین تغییرات آرامش درونی من و صلح با خودم و مواد خوراکی هست و تغییر دیگرم فرمولهایی ذهنی چاق کننده من برام تا حد زیادی آشکار شدن
ریزه خواری من خیلی کم شده تا حد زیادی روی خوردنم تسلط پیدا کردم ولی هنوز کار داره و فکر میکنم هنوز بیشتر از نیازم میخورم نه ددر حد ترکیدن اما میدونم با مقدار کمتر هم سیر میشم پس بازم تمرین میکنم و بادقت بیشتر به حد مناسبم میرسم
هربار که به اندازه خوردم به خودم تبریک میگم وهربار بیشتر خوردم میگم نه رفتارت درست نبود و بامقدار کمترهم سیر میشدی واین اضافه خوردنت بی دلیل بود
بازهم سپاس فراوان از استاد عزیز
سلام به استاد عزیزم
گام ۱۹
یه فایل بی نظیر که بی نهایت نکته داشت
#فرمول اصلی چاقی نگاه من به مواد غذایی:در ذهن من برنج نان پیتزا همه چاق کننده بود ههمه اینها عقایدی بود که از خانواده به ما منتقل شده بود اما طبق گام قبلی دیگه خاطره از غذا ها ندارم
##پرخوری نتیجه فرمولهای ذهنی است که مااعلب بعد از واکنش جسم بهش توجه میکنیم
##هیچ مدیریتی روی واکنش نداریم
##مواد غذایی هستند که خوردن ما رو مدیریت میکنند
##تفاوت در ذهن و الگوی ماست
##ما انسانیت و عقل داریم و اراده
## اگر نمیتوانیم روش یاد نداریم انسان ضعیفی نیستیم بلکه قوی هستیم چون بی نهایت روش امتحان کردیم فقط به علت روش اشتباه نتیجه اشتباه بوده
##اگه ده درصد انرژی در روش قبلی در این روش بزاریم ۱۰۰در ۱۰۰ نتیجه عالی دریافت می کنیم
اما موضوع اصلی تفاوت افکار
چرا افراد چاق باید اینقدر بخورن که فشار بیاد رو شکم و احساس سنگینی کنند
اما افراد متناسب زیاده روی نمیکنند
و نکته مهم هر وقت ما واکنش جسمی شروع شد یعنی بدم ما دچار مشکل شده که بدن ما داره نشون میده
که این واکنش باد کردن شکم احساس خفگی فشار شکم اینها خطر ناک و نشانه سیری نیست
افراد متناسب اصلا به این درجه نمی رسند چون به اندازه نیاز مصرف میکنند
تمرین امروز
از امروز به حدی میخورم که فشار به بدنم تحمیل نشه
اصلا مهم نباشه کجا هستم و چه غذایی هست نگاه نکنم که غذا نذری یا اسراف میشه
و به اون حس زننده و زشت نرسم
اگه به اون حس برسم خودمو سرزنش کنم که حیوان که درنده هستند این کار نمیکنن پس من که اشرف مخلوقات نباید این کار بکنم
اگر قبل از اینکه به اون حد برسم غذا نخوردم خودمو تشویق کنم
پس رفتار من باید در شان یه انسان باشه
سپاس فراوان از این فایل زیبا
درود خداقوت :
گام نوزدهم :
چاقی ما نه ارثی است نه علتش پایین بودن سوخت ساز بدوه
در این فایل صحبت میکنیم که ما با ید یک مدیریت در واکنش مون نسبت به مواد غذایی داشته باشیم
و متاسفانه این مواد غذایی هستن مه تصمیم میکیرن ما چقد مصرف کنیم و اونا دارن خوردن نارو مدیریت میکنن
و هر ناده غذایی مارو تخریک میکنه برای خورد و بعضی ا رفتارهای ذهنی خودمون
مثلاافسردگی ناراحتی خستگی اینافرمول های اشتباه تاثیر گذار هستن در میزان مصرف ما نسبت به مواد غذایی
تفاوت رفتارهای ما باعث تفاوت رفتارهای جسمی ما هست
رفتار ذهن ما متفاوته نسبت با رفتارهای مناسب یک فرد متناسب
مثال یک رفتار ذهنی اینه که ما خودمون هم میدونیم که کاملا سیر هستیم ولی باز غذا میخوریم و باید این رفتارها شناسایی بشه و تعغیر بدیم
اتفاقا افرادی که بار رها از دوره های متفاوتی برای لاغر شدن استفاده میکردن اینا افراد بسیار قوی هستن با انگیزه بالا چون هر بار که نتیجه نمیدیدن نا امید نمیشدن بلکه دوباره شروع میکردن
ما توانایی زیادی داریم ما اشر ف مخلوقات هستیم ما توانایی درک و فهم بالای داریم پس خیلی راحت میتوتیم خوردن خودمون رو کنترل کنیم و برای خوردنمون مدیریت داشته باشیم و اینا نشانه توانایی ماست
اینکه تا به امروز ما موفق نشدیم که متناسب بشیم برای بی ارادگی و ضعیف بودن ما نیست بلکه برای بلد نبودن ما بوده یا علت اشگتباه بودن روش بوده .
در روش ذهنی باید ازش لذت ببری .استرسی وجود نداشته باشه و هرچه جلوتر میرییم برامون انگیزه بیشتری بیاره نشون میده این روش روش درستی است چون تعغیرات رو به خوبی حس میکنیم در دوره متناسب ذهنی خبری از رنج و حس بد و محدود کردن غذا نیست و نتیجه های لذت بخش و خوبی هم به ارمغان میاره
باید این تفاوت رفتارهای بین افراد چاق و متناسب رو کشف کرد .
بعضی از این رفتار برخورد من با مواد غذایی با سفره مهمونی ها
و واقعا چراباید بسته بندی مواد غذایی تصمیم گیرنده باشه مقدار خوردن من
نوع ماده غذایی و رنگ و لعابش اتفاقا الان من متوجه میشم که وقتی زیاده روی میکردم در لحظه شاید کمی از خوردن لذت میبردم ولی با استرس و عذاب وجدان همراه بود
یکی از این رفتار های اشتباه افراد چاق از طریق فشار جسمی زیاد احساس سیری میکردن با فشار روی معده با زیاده روی بیش از اندازه
ولی افراد متناسب میبینیم که به راحتی بعد از اینکه نیازشون برطرف شد از غذا خوردن دست میکشه و دیگه ماری له میزان بسته بندی و نوع و غذا و کیفیت غذا تبرک بودن و گناه نداشتن و اسراف و گرون بودن مواد غذایی ندارن
و برای بدنشون ارزش قاعل هستن که زمانی اخساس سیری از طریق ذهن براشون پیش اومد دست از غذا خوردن بکشن .نه اینکه واکنش جسم باشه
پس من از این فایل یاد گرفتم چاقی من ارثی نیست بلکه بعضی ذهنیتهای اشتباه که از خانواده به من ارث رسیده
دوم مواد غذایی چاق کننده نیست رفتار من با مواد غذایی جاق کنندست
سوما .اینکه من اکر از این روش لذت بردم و اشتیاق برای ادامه دادن داشتم یعنی روش روشی درست است
چهارم .واکنش جسمی و فشار جسمی مثل فشار روی معده نشون دهنده سیری نیست بلکه اون چیزی که ذهن تشخیص میده دیگه بدن نیاز به غذا نداره
مورد پنجم اینه که نگاه کردن من به مواد غذایی اینکه تبرکه .میزان بسته بندیشه .برای تفریحه .برای نار احتی .برای سود کردن .برای اسراف نکردن باید درست بشه و این رفتا ها پاک بشه و اگه این نگاه رو رد کنیم و درست کنیم
خود به خود لاغر میشویم 💞
نشان های دریافت شده
به نام خدا
در ذهن من شیرینی و هرچیزی که شکر داره یعنی چاق شدن و معتقد بودم چون از بچگی خیلی به ما آب قند دادند حالا هم ما اینطوری شدیم و طعم های شیرین رو دوست داریم البته خیلی دیدم آدم های متناسبی رو که عاشق شیرینی هستند و اصلا هم چاق نیستن.
فایل امروز خیلی خوب بود فکر می کنم یه صفت مشترک بین همه آدمهای چاق
دقیقا من هم همیشه وقتی احساس میکردم معدم باد کرده و سنگین شده میگفتم که سیر شدم قبل از دوره بعد از سنگینی همش احساس عذاب وجدان داشتم و می گفتم باز هم پرخوری کردم واقعاً که چرا نمیتونم به اندازه بخورم ولی الان بیشتر اوقات در حد نیاز میخورم البته بعضی مواقع هم از دستم در میره و پرخوری می کنم ولی سریع خودم را قانع می کردم و می بخشیدم و میگفتم دفعه بعدی حواسم هست،
ولی حالا از امروز می خوام از این روش استفاده کنم من از شیر و پلنگ که کمتر نیستم اون ها هم با آن خوی درندگیشون به اندازه خودشون غذا می خورند تو چه جوری اشرف مخلوقات هستی که نمی تونی خودت رو کنترل کنی که به اندازه خودت بخوری چرا میزاری مواد غذایی واسه تو تصمیم بگیرند در صورتی که ما در تمام جوانب زندگی مون خیلی حساس هستیم که کسی در زندگی ما دخالت نکنه و فقط خودمون برای خودمون تصمیم بگیریم و نمیزارم کسی تو تصمیماتمون دخالت کنه و چرا باید بزاریم مواد غذایی بیجان بتونن تو تصمیمات ما دخالت کنند.
از امروز قویتر عالی تر و بهتر پیش به سوی لاغری
سلام استاد واقعا درس خیلی مهمی بود من وقتی به گذشته نگاه می کنم که وقتی به یک مهمانی می رفتیم تا وقتی که همه چیز سر سفره بود می خوردیم تا تمام شود از خودم خجالت می کشم وبا خودم می گم با بی فرهنگی تمام داشتم غذا می خوردم وای که چه کار زشت ونا پسندی چه جور داشتم با دست خودم به سلامتی خودم لطمه می زدم تازه بعد از اون خوردن فجیع دستم را روی دلم می گذاشتم ومی گفتم وای دلم چه قدر ورم کرده و تا شب از ورم معده و روده رنج می بردم و تازه فهمیدم که خودم را برای یک لذت چند دقیقه ای ساعت ها شکنجه می دادم اما حالا تا وقتی که گرسنه ام نباشه لب به خوردن چیزی نمی زنم و وقتی که سیر بشوم و معده ام دستور سیری بدهد زود از سر سفره بلند می شوم و تازه فهمیدم چه قدر این طوری خوردن لذت بخش است وفرهنگ ودیسیپرین آدم بالا می ره و کسی به چشم یک آدم نخورده بهم نگاه نمی کنه و اون درد و رنج های بعدش هم دیگه نیست پس بیاییم و برای سلامتی و راحتی خودمون ارزش قایل باشیم وبه خودمون احترام بگذاریم و همیشه دنبال بهترین ها باشیم
نشان های دریافت شده
به نام خدای عشق و مهربانی
روز ۱۳۵: روز چهل و دوم تکرار ، چهارشنبه ۱۴۰۰/۶/۳
سلام چهارشنبه تون شاد
خدای مهربان که عادل است، همه افراد را متناسب آفریده است. آنچه در جسم ما نمود می یابد نشانه باورهای ذهنی ماست. پس تفاوت جسمی مشاهده شده بین افراد متناسب و چاق مربوط به تفاوت در فرمول های ذهنی ماست. در ذهن چاق بسیاری از شرایط محیطی و احساسی با دستور به خوردن برابر است ولی این فرمولها در ذهن بکر انسان نیست و فرمولهای غلطی است که با آموزشهای خانوادگی و محیطی در ذهن ایجاد شده و رفتار مطابق این باورها ، به چاقی جسم ما منجر شده است.
هر یک از افراد چاق برای غلبه بر چاقی گامهای فراوانی برداشته اند که چون مسیر غلط بود به نتیجه نرسیدیم و این موضوع سبب کاهش خودباوری ما برای غلبه بر چاقی ما شده است.
در مسیر صحیح لاغری با ذهن تصمیم داریم بر باورهای ذهنی خود کار کنیم و بجای فشار جسمی به درمان باورهای ذهن چاق می پردازیم. راه موفقیت در این روش شناسایی و درمان این باورهاست. می خواهیم در اوج آرامش در حین اصلاح باورها و صلح با چاقی در مسیر عشق به تناسب اندام حرکت کنیم.
یکی از تفاوتهای رفتاری ناشی از ذهن متناسب و ذهن چاق تشخیص نقطه سیری و دست کشیدن از غذاست.
بدن ما به هر آنچه برایش مشکل ایجاد کند واکنش می دهد. وقتی پرخوری می کنیم و دچار نشانه های مختلف فشار شکمی و … می شویم به جسم خود ضربه می زنیم و جسم خود را وادار به واکنش می کنیم. ذهن چاق به اشتباه سیر شدن را با دریافت واکنش جسمی برابر می داند.
باید باورهای درست در ذهن ایجاد کنیم تا رفتار ما اصلاح شود. نگاه ذهن چاق به غذا غلط است. غذا در ذهن چاق ابزار رفع خستگی، رفع استرس ، لذت بیشتر و …. است. در حالیکه غذا یک نعمت الهی برای تامین انرژی بدن ماست.
باید هر روز سعی کنیم بر تشخیص نقطه سیری خود متمرکز باشیم و بیشتر از حد نیاز خود نخوریم. غذا خوردن ما باید مناسب شخصیت انسانی ما باشد. باید هر بار تلاش کنیم بهتر عمل کنیم و به اندازه نیاز خود مصرف کنیم.
بازد قدرت را به دست بگیریم و خودمان تعیین کنیم که نیاز جسم ما به غذا چقدر است و قدرت را از محیط ، نوع غذا ، تزئینات میز غذا و تنوع غذاها بگیریم و شخص خود ما تعیین کننده میزان مصرفمان باشیم.
برای هر روز بهتر شدن باید رفتار درست خود را تشویق کنیم و برای تکرار رفتار غلط هم تنبیه را بکار ببریم.
من از امروز تصمیم می گیرم برای انجام صحیح پایبند بودن به دست کشیدن از غذا با دریافت پیغام سیری یک تیله زیبا به خودم جایزه بدهم و وقتی تعداد تیله ها به ۱۱۰ عدد رسید برای خودم یک جایزه بخرم و برای هر بار پرخوری و عدم انجام رفتار صحیح انسانی سه تیله از خودم می گیرم.
می دانم که تکرار یک رفتار درست برای جلوگیری از مصرف انرژی زیاد ، به عادت تبدیل می شود و با انجام درست این تمرین برای مدتی، رفتار غلط تمایل به پرخوری حذف خواهد شد.
خدایا خودت مرا به این مسیر هدایت کردی پس مرا به شکل عالی هدایت و حمایت فرما.