تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.89 از 122 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
به نام خداوند جان و خرد❤سلام و درود🌸
رفتار ما باید انسانی باشد باید قدر این بدن و موهبت و نعمتی که خداوند در اختیار ما قرار داده را بدانیم و با رفتارهای اشتباه لیاقت آن را پایین نیاریم…
ما یه انسان هستیم،،،من سنا اشرف مخلوقات هستم،،،سنا جانم تو روح پاک خدا هستی و لیاقت بهترین ها و عالی ترین هارو داری،،،نه اینکه هر ماده غذایی رو بخوری،غذایی که چند روزه مونده رو بخوری،،،اضافه غذا دیگران رو بخوری،،،غذا رو تا آخر بخوری بگی حیفه،،،،نه نه نه تو حرفی بدنت حیفه ،،،تو باید بهترین هارو بخوری و ارزش بهترین مواد غذایی رو داری😊
تو به عنوان اشرف مخلوقات نباید با غذا جوری رفتار کنی که باعث حال بد تو بشه،،،برعکس غذا برای نیاز بدن ما واجبه برای سلامتی و شادابی ما لازمه ما باید جوری غذا بخوریم که وقتی از سر سفره پامیشیم احساس عالی داشته باشیم لبخند بزنیم☺نه اینکه با دل درد و سنگینی یه گوشه بشینم منتظر یه چایی باشیم که شاید چایی فرجی بکنه تازه با اون همه غذایی که خوردیم حتما هم با چایی باید یه شکلاتی شیرینی و…چیزی بخوریم که بهتر نمیشیم که هیچ بدترم میشیم و تو این زمان فقط کافیه یکی صدامون بزنه بیا که با عصبانیت ما مواجه میشه،به جای اینکه از خودمون ناراحت باشیم که چرا انقد زیاد خوردیم از طرف مقابل ناراحتیم که چرا مارو صدا زده تازه غذا خوردم😐
من به شخصه چند روزه این تمرین رو دارم انجام میدم ونتایج رو میبینم،،،زمانایی که صد در صد تمرین رو درست انجام میدم و به محض احساس سیری دست از غذا میکشم چه از لحاظ روحی چه جسمی خیلی سرحال و شاداب هستم…ولیییی زمانی که نود درصد تمرین رو درست انجام میدم و فقط ده درصد بیشتر میخورم،حتی یه لقمه بیشتر قشنگ اون احساس دل درد و سنگینی رو دارم و به خودم تذکر میدم که نگاه کن حتی اون یه لقمه بیشتر باعث واکنش فیزیکی توی معده تو شده یعنی مازاد نیاز بدنت خوردی و دفعه دیگه سعی کن صد در صد انجام بدی….
خدارو شکر من با این تمرین حالم خیلی خوبه که هر موقع گرسنگی ما به واکنش فیزیکی تبدیل شد غذا بخوریم و تا زمانی که این واکنش تموم شد ادامه بدیم و از حس بد فشار شکم دور باشیم…با این تمرین خیلی حجم غذام کم شده و در مقابل کم شدن خیلی احساس خوبی دارم و همش خودمو تشویق میکنم و ذوق میکنم از پیشرفت هام😍
مطمئن هستم من موفق ترین شگفتی ساز میشم🤩
لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من روز به روز به تناسب اندام نزدیک تر میشوم🌟
طبیعت بدن من لاغری هستش و مشتاق لاغر شدن و لباسای خوشگل پوشیدنه🦋🥰❤
میخواهم میتوانم میشود💪
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت به سادگی و یه زیبایی و عزتمندانه به وزن دلخواهم رسیدم😇
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت بهترین استاد و بهترین آموزش و بهترین مسیر رو برایم قرار دادی🙂
با سلام استاد گرامی باشنیدن این فایل فهمیدم که مثلا من امروز یهر چرا کمی بیشتر خوروم چون باز دوباره موادغذایی برای من تصمیم گرفت وگفت چون عذا زیاد درست کرده ای باید بیشتر بخوری که نماند بار دیگر نتوانستم مدیریت کنم مواد غدایی رو وبعصی وقتها که خسته هستم یا در مسافرت هستم یا درتفریح هستم یا …ویا واکنشهای روحی من مثل خیلی خوشحالی . تفاوت من با ادمهای متناسب چیست ایا فکر میکنم دوباره باید باز روی فرمولهای ذهنی تمرکز کنیم فرمولهایی که خودمون وارد ذهنمون کردیم وزمانی که این فرمولها شناسایی بشن فرمول جدید ودرست وارد ذهن ما بشن واکنش رفتاری ما هم تعییر میکنهچرا واقعا ماکارهای تکراری اشتباه رو هی تکرار میکنیم وقتی خوب فک میکنم به این نتیجه میرسم که ما ادمهای چاق واقعا توی اراده کم نداریم توی همین تکرار هم خوب هستیم اخه همین تکرار وممارست رو هم خیلی از ادمها نمیتونند انجام بدن حالا ما خوب تکرار میکنیم ولی هرچند به علط اخه ما راهش رو بلد نبودیم از بیراهه رفتیم وفقط خودمون رو خسته کردیم اگه از راهش بریم بسیار هم موفق وازهمه لاعرها هم شاگرد زرنگتریم وحالا تفاوت من با یک ادم متناسب در چی هستش واقعا چرا مانمیتونیم به طور صحیح غذابخوریم چرا واقعا ما در حد خفگی میخوریم واگر ده نوع غذاببینیم باید از همه در حد خفه شدن بخوریم چرا واقعا با کمی فکر کردن ودیدن ادمهای متناسب مثل پسر خودم چرا حتما ما باید واکنش جسمی داشته باشیم که بفهمیم که سیر شدهایم یعنی دیگه در حالت خوبمون اینقدر میخوریم که بالای شکممون باید یک فشاری ایجاد بشه چرا واقعا حتما باید بدن بدبختمون یک نشانه ای از خودش بروز بده تا بفهمیم سیر شدهایم چرا نقطه سیری ما مساوی با یک ازار به بدنمونه چرا واقعا چرا میگم ازار اخه چرا اینقدر نفس نمیکشیم که ریه هامون درد بگیره یا اینقدر لباس رهم نمیپوشیم که بدنوم احساس سنگینی کنه یا چرا روی هم کفش نمیپوشیم که پاهامون خسته بشه اخه بدنما نمیزاره به حد درد برسیم زود بهمون الارم میده ودیگه اون کار رو برای بار دیگه انجام نمیدیم اخه بدنمون اسیب دیده وذهنمون نمیزاره که تکرار بشه خاطره این کارها توی ذهن میمونه ودیگه تکرار نمیکنه ولی درحین غذاخوردن ماشکممون درد میگیره بعضی وقتها حالت تهوع داریم احساس سنگینی میکنیم ولی دوباره در وعده بعدی این کارها رو تکرار میکنیم چرا واقعا همش به خاطر فرمولهای اشتباه ذخیره شده در ذهنمونه در موارد بالا ما هیچ فرمول اشتباهی وارد هن نکردیم ولی در خوردن تا دلت بخواد ما فرمولهای اشتباه داریم کهوارد دهنمون خودمون کردیم واقعا چرا ما وقتی مثلا به کنار دریا میریم حتما باید سبد مملو از خوراکی رو برداریم وکنار دریا بخوریم واصلا راه نریم ولذت دریا رو نبریم وبا بچه هامون ماسه بازی نکنیم دنبال بچه هامون ندویم با بچه هامون توپ بازی نکنیم وکارهاز مختلفی که میتونیم به غیر از خوردن انجام بدیم ویا چرا کنار ساحل همیشه مواد خوراکی مبفروشند واقعا چرا چرا اینقدر خوردن طبیعی که خداوند برای ما قرار داده است رو با مشکل روبرو کرده ایم بابا مگه این هم چیزی به عیر از نفس کشیدنه چرا زیادی هوا نمیخوریم چرا اینقدر توی این مورد خلل ایجاد کردیم چرا وقتی مراسمی داریم مثل عروسی فقط میخوریم ومیزبان فقط به فکر خوردن مهمانه یا درتفریحاتمون چی برداریم چی بخوریم چرا نمیگیم بریم جایی که هوا بیشتر بخوریم یا چون دارم میرم تفریح باید کفش بیشتری ببرم یا لباس بیشتری بردارم یا بپوسم یا زیاد بریم اونجا پلک زیادی بزنیم چرا همیشه باید به بدنوم اسیب بزنیم چراباد همیشه یک فشاری توی شکممون حس کنیم باید سعی کنیم دیگه این فشار رو حس نکنیم دیگه بیاییم بدنمون رو کمی در این مورد استراحت بدیم ودیگه بسه اینقدر ادیتش کردیم واون خوردن بیش ا حدز که اون تجربه کرده خیلی زشت وزننده است واقعا بسه دیگه بزاریم اونم نفس بکشه دیگه قت داشته باشه کمیبه خودش وتر میم خود ش برسه اخه همش در حال هضم غذای اصافی ما است بیاییم به غذا هم مثل هوا نگاه کنیم نه از نفس کشیدن ما عداب وجدان میگیریم نه اینقدر نفس میکشیم که ریه هامون درد بگیره پس غذاخوردن هم همیکه از امروز اینقد بخوریم که دیگه فشاری وسستی در بدنومون احساس نکنیم وبعدش هم ع اب وجدان از خوردن غذا دیگه نداشته باشیم این مقدار لذا حق بدنمون بدای انجام کارهای روزمرها اش بیاییم دیگه طبیعی بشیم واز این ادم مصنوعی خلاص بشیم وگه از امروز بیایم وبا بدنمون دوست بشیم واینقدر ا ذیتش نکنیم ببخشید این حرف رو میزنم من خودم رو میگم وقصد جسارت به هیچ کسی رو ندارم میخوام از این به بهد که پرخوری کردم به خودم بگم اندازه یک گوسفند هم نیستی که به اندازه نیازش میخوره واگه سیر باشه توی دشت پرا از علف هم ببریش دیگه نمخوره بابا اندازه اونم نیستی مثلا من انسانم واشرف مخلوقاتم حالا گرفتار شکمم شدم وبنده وبرده مواد عدایی شدم واون مواد غدایی برای من تعیین تکلیف میکنه من مثلا خداوند تمام خوشید وماه رو دراختیارم قرارد اده که بسازم دنیام رو نه خراب کنم دنیامرو من ارزشم در نزد خدا بیشتر از این حرفهاست که نتونم خوردنمو مدیریت کنم باید این فرمولهای پلاسیده ذهنمو عوص کنم ودیگه به ریسمون نخ نخ شده این فرمولها به چه عمیق چاقی فرو نروم از امروز فقط وفقط فقط یواش یواش مثل ادم مثل انسان مثل اشرف مخلوفات مثل انسان کامل غدا بخورم وخودم رو بابت رفتار درستم خودم رو تشویق واحساس خوبی داشته باشم وخدارو بابت تمام نعمتهایش شکر کنم وخدایا شکرت واقعا که غذارو افریدی تا ما فقط صرفا انرژی لازم برای انجام کارهای روز مره مان رو با خوردن اون غدا بدست بیاریم خدایا شکرت .
سلام دوست هممسیر من
چقدر عالی نوشتید و توضیح دادید من که لذت بردم واقعا کامنت شما ارزنده و مفید و پر از آگاهی بود برای من .
امیدوارم به اندام رویایی خودتون به همراه سلامتی کامل برسید و لدت ببرید
سلام دوست عزیز
تبریک میگم به شما چقدر عالی نوشتید
لطفا از اینتر کردن برای پاراگراف بندی دیدگاه استفاده کنید
به این شکل نوشته شما راحت تر خونده می شه و قابل درک تر می شه
متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام🙂
استاد این فایل از دقیقه ۲۱ میپره آخرین دقیقه و ۷ دقیقه اش پخش نمیشه بصورت آنلاین موقع دانلود هم تا ۷۰ درصد دانلود رخ میده بعد پیغام download failed میاد ممنون میشم یه بررسیش بکنین🙏
کنات این فایل تا این لحظه؛
چاقی ما حاصل عقایدی هست که از خانواده به ما منتقل شده عقایدی که اونا در مورد غذاها داشتن اینکه کدوم غذاها چاق کننده هستن کدوم غذاها کالری بالایی دارن چه مقدار غذا چاق میکنه
تحرک باعث تناسبه و بی تحرکی چاقی میاره
خواب زیاد چاق میکنه
پدر من هنوز که هنوزه اعتقادشون اینه که برای لاغر شدن باید کم غذا بخوری
و من از سنین نوجوانی یادمه که همواره به مادرم درباره کم خوردن تذکر دادن و این همه تذکر فقط نتیجه اش شده چاقی مادرم و ما بچه ها 😑
مادرم از نوجوانی من بارها و بارها رژیم گرفتن هربار ۱۰ کیلو ۱۵ کیلو کم شدن مجدد برکشته
چندین سال باشگاه رفتن دریغ از یه کیلو کاهش وزن فقط در اون سالها وزن و سایز اضافه نشده سالها پیاده روی کردن نتیجه اش فقط شده زانو درد
با اینکه مادرم کلا دختر متناسب و لاغری بودن وقتی ازدواج کردن و تا بعد از فرزند دوم هم همچنان متناسب بودن و اینهمه سختی و رنج رژین و پیاده روی به خاطر تذکر دادنهای مکرر پدرم باعث شد که هم ایشون و هم فرزندانشون همگی از تناسب خارج بشن 🤨
وقتی همه ما از بچگی بارها شنیدیم که برنج چاق میکنه
هر روز برنج خوردن چاق میکنه
ماکارونی چاق میکنه
شیرینی جات چاق میکنه
هله هوله چاق میکنه
نوشابه چاق میکنه
هر چی شکر داشته باشه چاق میکنه
نون با برنج چاق میکنه
یکجا نشستن چاق میکنه
آدمهای چاق تنبلن همین تنبلی باعث چاقیشون شده
بعدها که بزرگتر شدیم باورهای دیگه هم اضافه شدن مثل بارداری چاقی میاره کم کاری تیرویید باعث چاقی میشه داروهای تقویتی چاق میکنن …..
ودر نهایت این باورها باعث فرمانهای مغزی ای شدن که پرخوری و رفتارهای چاق کننده دیگه رو بوجود آوردن و تکرار اون رفتارها تبدیل به عادتهای ما شده و جسم چاق رو برای ما ساخته😬
با این اوصاف تنها روشی میتونه ما رو متناسب کنه که این عقاید و باورها رو تغییر بده و تمام روشهایی که تمرکزشون بر جسم هست و کاری به افکار و ذهن ندارن محکوم به شکست هستن👌👌👌
یکی از رفتارهای متفاوت ما با افراد متناسب پرخوری تا اندازه فشار شکم واحساس خفگی هست در صورتیکه افراد متناسب هرگز بیش از نقطه سیری نمیخورن و به محض سیری دست از خوردن میکشن و بعد از اون هر نوع شیرینی و غذای رنگارنگ و خوشمزه هم براشون بیارن میلی ندارن و نمیخورن ولی ما اصلا نقطه سیری رو گم کردیم و در حدی میخوریم که فشار شکم ودرد شکم یا احساس خفگی پیدا کنیم اونوقت دست از خوردن میکشیم
افراد متناسب خوردنشون هم مثل سایر اعمال بدن اتوماتیک هست وهرگز حتی یه لقمه هم بیشتر از نیازشون نمیخورن ولی افراد چاق خوردن رو دست کاری کردن و دیگه از حالت اتوماتیک خارج شده
نکته اینه که بدن ما در واکنش به فشار درد رو ظاهر میکنه پس هربار که ما بعد از خوردن فشارشکم ودرد شکم داریم به این معنی هست که زیاده روی کردیم و فشار بیش از اندازه بر معده وارد کردیم
با تمرینی که استاد دادن برای دریافت احساس گرسنگی و سیری و بعد از اون اقدام کردن برای دریافت و دست کشیدن از غذا ما کم کم به یاد میاریم که نقطه سیری کجاست و باتمرین اونو بهتر درک میکنیم وبه مرور رفتارهای خوردن ما اتوماتیک صحیح میشه
خود این تمرین گام مهمی برای تناسب هست اونم به روشی آسون و بدون محدودیت👌👌👌👌
همین به اندازه نیاز مصرف کردن منجر میشه که انرژی اضافه ای باقی نمونه که تبدیل به چربی بشه و در نواحی مختلف بدن ذخیره بشه در واقع ما به جای افزایش چربی سوزی ،چربی سازی رو متوقف میکنیم و اینطوری تناسب آروم آروم در جسم ما خودش رو نشون میده😊😊😊😊
سلام دوست عزیز
فایل صوتی بررسی شد
مشکلی در پخش شدن و دانلود شدن نداشت
از مرورگر گوگل کروم برای استفاده از محتوای سایت استفاده کنید.
نشان های دریافت شده
سلام و درود به مشتاقان تناسب اندام
استاد من با اینکه فکر میکنم یه ۱۸ کیلویی اضافه وزن داشته باشم اما واکنش رفتاری من در حین خوردن کاملا شبیه افراد متناسب هست و خدا رو شکر معنای گرسنگی و سیری رو با حسم متوجه میشم به راحتی .
اما بعضی از غذاها مثلا خوردن گوشت حیوانات محلی مثل مرغ و خروس و… یا کله پارچه و کره رو اصلا نمیتونم بخورم حتی موقعی که متناسب بودم و آنها رو یه کمی میخوردم بلافاصله احساس خفگی و سنگینی میکردم و حسم بد میشد که چرا خوردم. بعد چند بار که این حالت تکرار شد برام . دیگه این غذاها رو نمیخورم .
البته وقتی کودک بودم از خانواده می شنیدم که اینها غذاهای خیلی مقوی هستند .
میشه یه مقدار راهنمایی کنید که این حالتها برای چیه ؟
سلام دوست عزیز
چا اهمیتی داره برای چیه؟
چیزی رو که دوست نداری نمی خوری
مثل چیزی که دوست داری و میخوری
باسلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم گام نوزدهم فرمول های ذهنی چاقی را بشناسیم الان که فکرشو میکنم میبینم چقدر آدم میتونه انتخاب مسیر درست تو زندگی مارو برای رسیدن به اهدافمون مهم باشه سالها خودمو درحسرت اون چه که دوست داشتم وانتخاب مسیر اشتباه قرار گرفتم با فرمولهای اشتباهی به خورد ذهنم دادم و تنو جسم بیچاره رو اذیت کردم فرمولهای اشتباهی که روز به روز من در مسیری اشتباه قرار داده بود اینکه چاقی من حاصل اینکه من ارثی چاقم اینکه من آب کم میخورم اینکه برنج، نون ماکارانی،شیرینجات خلاصه زمین زمانو مقصر چاقی خودم میدونستم و با انتخاب راههای اشتبا اقدام به لاغری های موقت اما سخت و طاغت فرسا میکردم وغافل ازاینکه جسم من مقصر نیست واین ذهن و فکر من هستش که در مسیری اشتباه قرار گرفته آمال خدارو شکر میکنم که من رو هدایت کرد و در مسیر درست قرار گرفتم یادم میاد من عاشق صبحانه خوردن بودم و خیییییلی دوست داشتم چای شیرین بخورم اما میترسیدم که بخورم و چاق بشم اما الان هر چیزی که بخوام میخورم اما به اندازه نیاز بدنم از همه مهمتر بدون ترس استرس و عذاب وجدان و هروز تلاش میکنم فرمول های چاقی رو پیدا کنم و فرمولی های درست لاغری رو جایگزین کنم و به یاری افکار درست و فرمول های لاغری جسممو به تناسب ایده آل و آرزوی دیرینه برسون اینکه از غذاها درست و در حد نیاز بدنم استفاده کنم و با غذاها درست برخورد کنم ولع نداشته باشم و زمان برام مطرح نباش اینکه وقتی من مسیرم درست باشه بدون شک نتیجه ام عال خواهد بود باز هم خدارو سپاسگذارم که من رو به این مسیر هدایت کرد و همیشه دع گوی استاد عزیز و گرامی هستم و آرزو میکنم همه دوستان در این مسیر موفق باشن با تشکر
به نام خدایی که در این نزدیکیست.
مسیر لاغری من _گام نوزدهم: ( فرمول های ذهنی چاق کننده دلیل چاقی افراد است)
من قبلاً هیچ مدیریتی روی مواد غذایی نداشتم و این مواد غذایی بودن که برای من تصمیم میگرفتند که چه غذایی رو کجا و چه زمانی بخورم چون در خانواده ای بزرگ شدم که همه اضافه وزن داشتن و این طور آموزش دیده بودم که مواد غذایی وسیله ای برای تفریح و سرگرمیه و کلا لذت بردن از زندگی یعنی بیشتر و بهتر از انواع و اقسام مواد غذایی مصرف کردن ومن بزرگ تر که شدم و بعد از اینکه ازدواج کردم کم کم همه آموزش ها رو در زندگیم تبدیل به عمل میکردم و الحق که خوبم نتیجه میداد و من روز به روز چاق و چاقتر میشدم و در همه حال در حال خوردن بودم وبعد به زمین و زمان ناسزا میگفتم که چرا من اینقدر اضافه وزن دارم و مثلاً فلانی شانس داره و لاغره ولی هیچ وقت به رفتار های افراد چاق دقت نمیکردم که شاید رفتار های صحیح او دلیل لاغریش باشه و رفتار های اشتباه من دلیل چاقیه من باشه . فقط میگفتم مشکل من از ژنتیکمه هر کاری هم کنم درست نمیشه و متناسب شدن برام فقط یک آرزو بود . ولی هیچ وقت هم نمی تونستم با اضافه وزنم کنار بیام وهیچ وقت از اندامم راضی نبودم و همیشه
برای لاغرشدن خیلی تلاش میکردم و از انواع دمنوش های گیاهی ، قهوه ، پودرهای لاغری، چای سبز، ورزش و پیاده روی و باشگاه استفاده می کردم یادمه تازه زایمان کرده بودم بچه شیرخواره مو میزاشتم پیش همسرم و میرفتم پیاده روی و کلی تلاش میکردم واسه اینکه دیگه چاق تر نشم .و چون در استفاده از اون روشها من به نتیجه دلخواهم نمی رسیدم فکر میکردم که اشکال از منه در صورتیکه اون روشها غلط و نادرست بودن وگرنه من که تلاش مو میکردم جسم بیچارمم که با من همکاری میکرد و مقداری از وزنم کم میشد ولی کاهش وزنم هیچ وقت ماندگار نبود پس من آدم ضعیفی نبودم چون من تلاش مو میکردم وهر کس هر پیشنهادی برای لاغر شدن میداد من اونو تبدیل به عمل میکردم اگه موفق نمیشدم چون اون روشها نادرست بودن و در مدت زمان استفاده از اون روشها من همیشه فقط رفتار های چاق کننده مو تغییر میدادم و سعی میکردم که در اون مدت اون رفتار هامو انجام ندم و مقداری از وزنم کم میشد و به محض اینکه مدت زمان استفاده از اون روشها تموم میشد چون فرمول های چاق کننده ذهنم هیچ تغییری نکرده بودند در نتیجه دوباره آرام آرام جسمم شروع به چاق شدن میکرد و چون لاغرشدن رو از روش درست بلد نبودم خودمو آدم ضعیف و ناتوانی میدونستم .
و همیشه عصبی و ناراحت و افسرده و شاکی از خداوند عزیزم بودم که چرا منو این جوری و با ژنتیک چاق آفریده . اما زمانی که به این مسیر درست لاغری از طریق ذهن آشنا شدم فهمیدم که صحیح ترین روش برای متناسب شدن و متناسب ماندن فقط و فقط استفاده از همین روشه و روشهای دیگه همه غلط و نادرستن. و یاد گرفتم که من انسان خیلی شجاعی هستم که هیچ وقت با چاقیم کنار نیومدم و همیشه به دنبال راهکارهای مختلفی برای خلاصی از چاقیم بودم و فهمیدم که باید لاغرشدن رو یاد بگیرم و برای این کار باید اول فرمول های چاق کننده مو تغییر بدم و اونا رو اصلاح کنم و وقتی که فرمولهای نادرست در ذهنم تغییر کنه کم کم رفتار های چاق کننده هم تغییر میکنن و با تکرار و تمرین وتبدیل آموزش ها به عمل در زندگیم کمکم جسمم تغییر می کنه و لاغری در من نمایان میشه همین دیروز که دخترمو برده بودم مهد و چون مدارس بخاطر ویروس کرونا تق و لق مربیش دو ماه بود که منو ندیده بود وقتی که منو دید با تعجب گفت چقدر لاغر شدی . ازم پرسید رژیم گرفتی ؟ چه کار کردی؟ ومن با خنده گفتم نه .. و مدام میگفت حتما نون و برنج 🍚 نمی خوری؟ ومن گفتم نه اتفاقا هر چی دلم بخواد به اندازه میخورم .و اصلا نمی دونستم که چه جوری بهش توضیح بدم . تا خونه فقط لبخند میزدم و مطمئن بودم که دیگه چاق نمی شم تازه از این لاغرترم میشم. چون دارم لاغرشدن رو یاد میگیرم و هرچه بیشتر بگذره ومن تکرار و تمرین آموزش هام بیشتر بشه به تجربم اضافه میشه و من متناسب تر میشم و بیشتر لذت میبرم . بر عکس روش های نادرست دیگه که وقتی از اونا استفاده می کردم وکمی کاهش وزن داشتم اگه بعد از مدتی کسی منو میدید و میگفت لاغر شدی من کلی هیجان زده بودم که توضیح بدم که چه کار کردم و چه اتفاقی افتاده ولی ته قلبم ایمان داشتم که دوباره چاق میشم. ولی در این روش ایمانم کامل دارم که درست ترین روش ، برای هر کس فقط استفاده از قدرت ذهن خودشه . و ، وقتی که به گذشته فکر میکنم میبینم که چقدر رفتار های چاق کننده قبلی من به من ضربه زدن و باعث شدن که جسم من از حالت طبیعی خودش خارج بشه و هر روز مدام چاق و تپل تر بشه . الان که به این مسیر زیبا هدایت شدم تازه دارم میفهمم که چقدر تفاوت وجود داره بین رفتار های من با رفتار های یک فرد متناسب یک فرد چاق غذا میخوره برای تفریح و سرگرمی و لذت ولی فرد متناسب غذا میخوره فقط برای رفع نیاز بدنش . فرد چاق در همه حال : شادی، غم هیجان در حال خوردنه ولی فرد متناسب فقط زمان گرسنگی غذا میخوره .فرد چاق با حالت سنگینی و فشار شکم دست از خوردن غذا میکشه ولی فرد متناسب به محض اینکه پیغام سیری رو دریافت کرد دیگه به خوردن ادامه نمیده وسبک و سرحال از کنار غذا رد میشه . فرد چاق وقتی که گرسنه باشه هر چی که دم دستش باشه میخوره و اصلا براش مهم نیست فقط میخواد سیر بشه ولی فرد متناسب اصلا این طور نیست اگه غذای مورد علاقه اش نباشه اونو نمی خوره منتظر میمونه تا غذای مورد علاقه شو بخوره . ……..
واین تفاوت بین رفتار هاست که باعث تغییر جسم میشه . نه ژنتیک و ارث، شانس و خواست خداوند، استفاده از برنج 🍚 و نون و چربی و هزار جور دلیل دیگه که همه شون بهانه های افراد چاق برای بیشتر خوردنه. و از بین اینا خوردن در حد ترکیدن و سنگینی و فشار شکم یک رفتار رشت و زننده ست که من قبلاً بار ها و بارها این رفتار رو انجام دادم و همین جا از جسم عزیزم عذر خواهی میکنم که با تکرار این رفتار اشتباه بهش ضربه زدم و باعث چاقی و اضافه وزنم شدم و به اشتباه فکر می کردم که نقطه سیری یعنی خوردن در حد فشار شکم و باید اینقدر میخوردم تا به این حد برسم وبعد دچار عذاب وجدان میشدم و همیشه تو خونه مون کلی عرق نعناع و رازیانه و گلاب و عرقیات گیاهی واسه نفخ معده و لاغری داشتم که بعد از غذا برای اینکه عذاب وجدانم کمتر بشه از اونا استفاده می کردم. و اصلا نمیدونستم که این حالت یه جور واکنش که بدنم داره از خودش نشون میده و سعی می کنه که به من بفهمونه که من با این رفتارم دارم واسه بدنم یک مشکلی به وجود میارم همون طوری که وقتی سرما میخورم آب ریزش بینی دارم یا گلو درد و بدن درد دارم فوراً متوجه میشم و به فکر درمانم میوفتم . در مورد اضافه وزنم هم همینطور ه بدن من وظیفه شو به خوبی انجام میداد با واکنش نشون دادن از خودش زنگ خطر رو برای من به صدا در میاورد ولی من ندانسته هر روز با تکرار این رفتار زننده بیشتر و بیشتر به خودم ضربه میزدم غافل از اینکه خداوند حکیم بدن منو این همه هوشمند آفریده .ومن حق ندارم بدنی رو که خداوند صحیح و سالم به امانت دست من سپرده با انجام رفتارهای نادرست غذایی پارکینگ انواع بیماریها وچاقی و اضافه وزن کنم و اگه قبلاً این رفتارهای نادرست رو داشتم و تکرار میکردم به خاطر این بوده که من لاغرشدن رو بلد نبودم و فقط چاق شدن رو آموزش دیده بودم و خیلی خوب یاد گرفته بودم ولی الان دیگه فهمیدم ودارم هنر زیبای لاغرشدن و لاغر موندنو یاد میگیرم و خدا رو شکر که مدتیه دارم درست رفتار میکنم و آموزش هامو به درستی در زندگیم تبدیل به عمل میکنم . به آرامش رسیدم وایمان دارم که این روش درست ترین روش برای متناسب شدن و مهم تر از اون متناسب موندنه . هر روز پوستم داره بهتر میشه ، با خودم و با خدای عزیزم دوست شدم و دیگه هیچ کسی رو مقصر مشکلاتم نمیدونم ، دیگه تو خواب نفسم نمیگیره ، سبک و سرحال از کنار سفره غذا بلند میشم ، دیگه کمر درد و پا درد و بیماری های دیگه ندارم ، کلی سایز و وزن کم کردم ، لباس های شیک و رنگ شاد میپوشم و میدونم که متناسب شدن حق طبیعی و الهی منه ومن لیاقت داشتن این خواسته رو دارم و اونو به زمان بندی الهی میسپارم تا بیشتر و بهتر در زندگی واقعی من دیده بشه . ان شا الله
با تشکر از زحمات بیدریغ شما استاد گرامی که هر روز ما رو یک قدم به سمت رسیدن به هدفم مون راهنمایی میکنید.و با آرزوی بهترین ها برای همه.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همه دوستان عزیز
اول یه سوال: این همون فایل گام نهم بود. درسته؟
ارث بردن افکار به نظرم بهترین عبارت بود. اگر دقت کرده باشید پدر یا مادر یک پزشک معمولا پزشک است. خواهران و برادران پزشک زیادی دیده ایم. فامیلی که وقتی جمع شوند بالای 90 درصد پزشک هستند. چرا؟ یعنی آن ها استعداد فوق العاده ای دارند که بقیه خانواده ها ندارند؟ نه! قطعا نه! فرزندان در این خانواده ها اینقدر پزشک اطراف خود دیده اند که پزشک شدن را یک امر عادی و معمول زندگی می دانند. در نظر آنها پزشک شدن کار سختی نیست آنها فرمول خاص زندگی خودشان را دارند. چاقی هم همین طور است. به خانواده یک آدم چاق نگاه کنید : معمولا پدر یا مادر و خیلی از وابستگان و فامیل یک فرد چاق، ها چاق هستند. چون آن ها اینقدر آدم های چاق دیده اند که چاقی روند طبیعی در زنگی آن هاست و فکر می کنند باید چاق شوند.
در خیلی از موارد زندگی به ارث بردن تفکرات و انتقال باور ها را می بینیم. مثل دین. فکر میکنید که اگر ما در جامعه مسیحی به دنیا می آمدیم مسلمان می شدیم؟؟ خیلی کم و انگشت شمار هستند انسانهایی که به این باور رسیده اند که نباید از دین پدر و مادر خود تقلید کنند. اما اکثریت آدم ها این چنیند که از اعتقادات و آداب و رسوم خانواده و فامیل خود پیروی می کنند.
وقت، وقتِ هنجارشکنی های این چنینی است.
درست است که من در خانواده ای بزرگ شده ام که اکثر آن ها چاق هستند اما من یک انسان مستقل هستم. یک موجودیت مستقل با خلقتی بی نظیر. من باورهای خودم را می سازم و به آن ها پایبند خواهم بود.
زندگی در مسیر لاغری را دوست دارم. با عزم و اراده بیشتر هر روز به این راه ادامه می دهم و اجازه نمی دهم افکار دیگران در من نهادینه شود. من فکر و باور خودم را دارم و بهترین ها را برای خودم خلق می کنم.
خدایا شکرت. سپاسگزارم که مسیرهای هدایت را هر روز برای من روشن تر می کنی و هر روز بر شادی و سلامتی و آرامش زندگی من اضافه میکنی.
برای همه دوستان آرزوی سلامتیو لاغری و تناسب اندام دارم.
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب همه دوستان و استاد عزیز.گام نوزدهم فرمول هایی ذهنی چاق کننده را بشناسیم .اگه ما چاقیم ب دلیل ارثی بودن یا سوخت و ساز پایین بدن نیست بلکه ب خاطر فرمول هایی ذهنی چاق کننده ی است ک در ذهنمون ایجاد شده و سالهاست ک ازشون استفاده می کنیم ما ب دلیل فرمولهایی چاق کننده که در ذهنمان ایجاد شده چاق شده ایم اما هر بار خواستیم لاغر بشیم ب سراغ رفتارهای چاق کننده خود رفتیم فرو کردن تو مغز ما ک چاقیم و چون از هر غذایی استفاده می کنیم به همین دلیل برای ما برنامه های غذایی نوشتند ک اگر می خواید لاغر بشید باید طبق این برنامه غذایی ،غذا خورد یکی از دلایل مهم دیگه بی تحرکی و تحرک کم رو دلیل چاقیمون میدونستنن و ورزش کردن رو عامل لاغری ما میدونستند هر دلیلی رو ک واسه چاقی ما میاوردند بر اساس واکنشهای جسمی بوده است و هیچ توجهی ب فرمول هایی ذهنی نشده ،خوردن مواد غذایی مثل برنج و سس و نوشابه رو عامل چاقی می دونستیم ودر رژیم گرفتن هامون این مواد ها را کم یا قطع می کردیم عامل چاقی را از این مواد می دانستیم و با کم کردن آن نتیجه مقطعی می گرفتیم و در آخر چون ک نمی دونستیم تا آخر اون نخوردن ها را رعایت کنیم و قتی خوردن برنج و سس و…را شروع می کردیم به سرعت نور اون چاقی رفته بر می گشت هر چه فرمول هایی،بیشتری در باره تاثیر مواد غذایی بر جسم در ذهن من ایجاد میشد ترس من از خوردن مواد غذایی بیشتر حتی انتظار چاق تر شدن رو داشتیم تفاوت بین ادم متناست و آدم چاق در فرمولهایی ذهنی آنهاست اگر ما فکر میکنیم ک چاقی ارثی است ب این دلیل نیست ک از طریق ژنتیک چاقی ما منتقل شده بلکه ب این دلیل است ک افکار خانوادمون درباره چاقی به ما منتقل شده است ما اگر می خوایم لاغر شویم برای فرمول هایی چاق کننده در خودمون رو پیدا کنیم برای شناسایی فرمول های چاق کننده باید ب عامل ایجاد کننده هر وضعیت در خود توجه کنیم ،با تغییر فرمول هایی ذهنی واکنش جسمی هم تغییر میکنه نه با فشار آوردن ب جسم افراد چاق مدیریتی روی واکنش هایی رفتاری شون ندارند
مثلا بعضی غذاها رو ک دوس داریم زیاد میخوریم بعضی غذاها رو نه ،تفاوت در رفتار افراد چاق و متناسب هست ک تفاوت در جسم هست تفاوت این دو در الگو هایی ذهنشون هست ذهن ما مث یک نوار خالی هست و ما اون رو پر می کنیم از اطلاعات ، ی ادم چاق ک چندین بار رژیم گرفته و به نتیجه نگرفته و شکست خورده ادم بی ارده نیست اتفاقا افراد توانمندی هستند فقط از لاغری اطلاعی نداره و باید اصول لاغری رو شناسایی کنه و استمرار در لاغری باعث متناسب شدنش میشه افراد متناسب اصلا تفاوت غذاها براشون مهم نیست و در مقابل انواع غذاها هم ک قرار بگیرن فقط ب اندازه رفع نیاز بدنشون میخورن واصلا احساس کمبود در وجود شون نیست ک هرچی ببینن بگن نکنه فردا نباشه یا حیفه ،یا حروم میشه ،گناه داره و هزاران دلیل دیگه ک ادم های چاق میارن ما اصلا نباید برامون فرق کنه ک چ مواد غذایی مصرف میکنم و فقط باید ب اندازه نیاز بدنمون استفاده کنیم ان شاالله همگی ما در این را موفق بشیم 🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم🤔ما چاق هستیم چون یک سری باورهای اشتباه از کوچیکی توی ذهن ما جاساز کردن که بی تحرکی منجر به چاقی و اضافه وزن میشه و چاقی ما ارثی هست و ما کلا استخوان بندیمون محکم هست برای همین هرچی میخوریم چاق میشویم و ما کلا استعداد چاق شدن داریم 😔😔😔و از این باورهای اشتباه که ما هم بدون تحقیق و تفحص فقط با دیدن چهارتا نمونه بارز دلایل هاشون که خودشون بود خیلی راحت پذیرفتیم که چاق شدن جز برنامه بدنیمون هست 😔توی مسیری که چاق شدیم بارها شد انواع رژیم های غذایی برای بهبود حالمون استفاده کردیم توی تمام رژیم ها برنج و نون رو همیشه چاق کننده معرفی کردن و همیشه با یک کفگیر برنج یا کف دست نون باید روز تو شب می کردی😔فقط بحث نخوردن یا کم خوردن بود .که فلان غذا اینقدر کالری داره و باعث چاقی میشه .تحرک و عرق کردن باعث چربی سوزی میشه ⛹️♀️🚴♂️ فلان دمنوش 🍵باعث لاغری میشه.در واقع همیشه ما رو ترسوندن که غذاها عامل چاقی ما هستن و باید ازشون پرهیز کنیم تا یکمی به وزن متعادل برسیم .وقتی ترس از خوردن خوره جونت باشه نمیتونیم تحمل کنیم و نخوریم بالاخره بعد یکم کلنجار رفتن با ذهنمون به این نتیجه میرسیم یکمی خوردن اشکال نداره همین یکمی یکمی حسابی ما رو چاق کرد😔در طول این مدت در تلاش بودیم نتیجه چاقی رو عوض کنیم و هیچ وقت به این فکر نکردیم که اول باید چاقیمون رو ریشه یابی کنیم ببینیم اصلا ما چرا چاق شدیم🤔 چرا خیلی ها لاغرند و هر چی میخورن چاق نمیشن🤔 ولی ما جرات خوردن یک کیک کوچولو نداریم و فورا چاق میشیم🤔اما الان متوجه میشیم که فقط باورهای اشتباه چاق کننده سال ها ما رو یاری کرده برای چاق شدن و باعث شده سال ها با ترس غذا هارو کالری شمار بخوریم 😔 خب حالا دیگه وقت بها دادن به باورهای اشتباه و خانمان خراب کن نیست و باید به پا خیزم و تمام باورها رو از ذهنم پاک کنم و خیلی با اراده به سمت باورهای متناسب شونده و لیاقت بهترین ها داشتن حرکت کنم و در این مسیر از هیچ تلاشی کوتاهی نکنم .چون به قول استاد هیچ کس عزیز تر از خودت نیست 😊خدا رو شکر از وقتی با سایت آشنا شدم و رو خودم کار کردم خیلی از باورهای اشتباهم نابود شدن و به جاش رویای لاغری و حال خوش وآرامش توی سراسر زندگیم در جریانه 😊دیگه حرص و وله غذا خوردن ندارم😊 دیگه به اندازه نیازم میخورم😊و هر وقت سیرم هر غذاییم بیارن دیگه نمیخورم😊 ناخونک به غذاها نمیزنم😊تمام کارهام حتی غذا خوردنم با لذت هست .کلا حس و حال خوبی دارم 😊
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
منم قبلا در موقعیت های مختلف (عروسی، دورهمی، خوشحالی، ناراحتی و…) مدام دستم به خوردن بود، تا حد خفگی میخوردم، با اینکه خیلی از غذاها برام چاق کننده تعریف شده بود (برنج، نون، شیرینی ها، سرخ کردنی ها و…)، اما چون برنامه ریزی ذهنم به سمت چاقی رفته بود دیگه دست خودم نبود مدام فرمان خوردن صادر میشد و من جز اطاعت کردن کاری از دستم برنمیومد، البته گاهی خودم رو تنبیه میکردم و خودم رو در رژیم سخت و یا ورزش طولانی مدت قرار میدادم، ولی این تنبیه ها نهایت 2 ماه طول میکشید، بعد خسته میشدم و رهاش میکردم و دوباره پرخوری ها شروع میشد .. هیچ مدیریتی روی خوردنم نداشتم و روز به روز چاق تر میشدم😔. روش های مختلفی هم واسه لاغر شدن استفاده کردم رژیم، دمنوش، قهوه سبز، پیاده روی، طناب زدن، دراز و نشست و… اما لاغر نشدم. لاغر نشدم چون خودم رو لایق لاغری ندیدم😔.اما از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، افکار و رفتارم 180 درجه عوض شد، خودم رو لایق متناسب بودن میدونم😊، خودم رو انسان شجاع و توانمندی میدونم که سالها پای هدفم ایستادم، درسته مسیرم اشتباه بود اما دست از تلاش بر نداشتم، همین استمرار داشتنم باعث شد که به مسیر صحیح هدایت بشم. خداروشکر در مسیر صحیح ثابت قدم بودم و شرایط زندگیم رو تغییر دادم😊. دیگه مثل متناسب ها رفتار میکنم😊، خیلی وقته که از فرمول های لاغر کننده ای که پیش فرض ذهنم هست استفاده میکنم😊، دیگه مثل سابق حرص و ولع خوردن ندارم، دیگه تا حد خفگی نمیخورم، دیگه اجازه نمیدم بسته بندی غذاها، مقدار پُرس غذا برام تعیین کنه که من چه قدر باید بخورم، دیگه به تنوع غذایی اهمیتی نمیدم، مثل متناسب ها غذا رو برای رفع نیاز جسمم میخورم، مثل متناسب ها به اندازه نیازم غذا مصرف میکنم، مثل متناسب ها میتونم حد سیری ام رو ذهنی تشخیص بدم😊.