تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.86 از 118 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همه دوستان عزیز
اول یه سوال: این همون فایل گام نهم بود. درسته؟
ارث بردن افکار به نظرم بهترین عبارت بود. اگر دقت کرده باشید پدر یا مادر یک پزشک معمولا پزشک است. خواهران و برادران پزشک زیادی دیده ایم. فامیلی که وقتی جمع شوند بالای 90 درصد پزشک هستند. چرا؟ یعنی آن ها استعداد فوق العاده ای دارند که بقیه خانواده ها ندارند؟ نه! قطعا نه! فرزندان در این خانواده ها اینقدر پزشک اطراف خود دیده اند که پزشک شدن را یک امر عادی و معمول زندگی می دانند. در نظر آنها پزشک شدن کار سختی نیست آنها فرمول خاص زندگی خودشان را دارند. چاقی هم همین طور است. به خانواده یک آدم چاق نگاه کنید : معمولا پدر یا مادر و خیلی از وابستگان و فامیل یک فرد چاق، ها چاق هستند. چون آن ها اینقدر آدم های چاق دیده اند که چاقی روند طبیعی در زنگی آن هاست و فکر می کنند باید چاق شوند.
در خیلی از موارد زندگی به ارث بردن تفکرات و انتقال باور ها را می بینیم. مثل دین. فکر میکنید که اگر ما در جامعه مسیحی به دنیا می آمدیم مسلمان می شدیم؟؟ خیلی کم و انگشت شمار هستند انسانهایی که به این باور رسیده اند که نباید از دین پدر و مادر خود تقلید کنند. اما اکثریت آدم ها این چنیند که از اعتقادات و آداب و رسوم خانواده و فامیل خود پیروی می کنند.
وقت، وقتِ هنجارشکنی های این چنینی است.
درست است که من در خانواده ای بزرگ شده ام که اکثر آن ها چاق هستند اما من یک انسان مستقل هستم. یک موجودیت مستقل با خلقتی بی نظیر. من باورهای خودم را می سازم و به آن ها پایبند خواهم بود.
زندگی در مسیر لاغری را دوست دارم. با عزم و اراده بیشتر هر روز به این راه ادامه می دهم و اجازه نمی دهم افکار دیگران در من نهادینه شود. من فکر و باور خودم را دارم و بهترین ها را برای خودم خلق می کنم.
خدایا شکرت. سپاسگزارم که مسیرهای هدایت را هر روز برای من روشن تر می کنی و هر روز بر شادی و سلامتی و آرامش زندگی من اضافه میکنی.
برای همه دوستان آرزوی سلامتیو لاغری و تناسب اندام دارم.
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب همه دوستان و استاد عزیز.گام نوزدهم فرمول هایی ذهنی چاق کننده را بشناسیم .اگه ما چاقیم ب دلیل ارثی بودن یا سوخت و ساز پایین بدن نیست بلکه ب خاطر فرمول هایی ذهنی چاق کننده ی است ک در ذهنمون ایجاد شده و سالهاست ک ازشون استفاده می کنیم ما ب دلیل فرمولهایی چاق کننده که در ذهنمان ایجاد شده چاق شده ایم اما هر بار خواستیم لاغر بشیم ب سراغ رفتارهای چاق کننده خود رفتیم فرو کردن تو مغز ما ک چاقیم و چون از هر غذایی استفاده می کنیم به همین دلیل برای ما برنامه های غذایی نوشتند ک اگر می خواید لاغر بشید باید طبق این برنامه غذایی ،غذا خورد یکی از دلایل مهم دیگه بی تحرکی و تحرک کم رو دلیل چاقیمون میدونستنن و ورزش کردن رو عامل لاغری ما میدونستند هر دلیلی رو ک واسه چاقی ما میاوردند بر اساس واکنشهای جسمی بوده است و هیچ توجهی ب فرمول هایی ذهنی نشده ،خوردن مواد غذایی مثل برنج و سس و نوشابه رو عامل چاقی می دونستیم ودر رژیم گرفتن هامون این مواد ها را کم یا قطع می کردیم عامل چاقی را از این مواد می دانستیم و با کم کردن آن نتیجه مقطعی می گرفتیم و در آخر چون ک نمی دونستیم تا آخر اون نخوردن ها را رعایت کنیم و قتی خوردن برنج و سس و…را شروع می کردیم به سرعت نور اون چاقی رفته بر می گشت هر چه فرمول هایی،بیشتری در باره تاثیر مواد غذایی بر جسم در ذهن من ایجاد میشد ترس من از خوردن مواد غذایی بیشتر حتی انتظار چاق تر شدن رو داشتیم تفاوت بین ادم متناست و آدم چاق در فرمولهایی ذهنی آنهاست اگر ما فکر میکنیم ک چاقی ارثی است ب این دلیل نیست ک از طریق ژنتیک چاقی ما منتقل شده بلکه ب این دلیل است ک افکار خانوادمون درباره چاقی به ما منتقل شده است ما اگر می خوایم لاغر شویم برای فرمول هایی چاق کننده در خودمون رو پیدا کنیم برای شناسایی فرمول های چاق کننده باید ب عامل ایجاد کننده هر وضعیت در خود توجه کنیم ،با تغییر فرمول هایی ذهنی واکنش جسمی هم تغییر میکنه نه با فشار آوردن ب جسم افراد چاق مدیریتی روی واکنش هایی رفتاری شون ندارند
مثلا بعضی غذاها رو ک دوس داریم زیاد میخوریم بعضی غذاها رو نه ،تفاوت در رفتار افراد چاق و متناسب هست ک تفاوت در جسم هست تفاوت این دو در الگو هایی ذهنشون هست ذهن ما مث یک نوار خالی هست و ما اون رو پر می کنیم از اطلاعات ، ی ادم چاق ک چندین بار رژیم گرفته و به نتیجه نگرفته و شکست خورده ادم بی ارده نیست اتفاقا افراد توانمندی هستند فقط از لاغری اطلاعی نداره و باید اصول لاغری رو شناسایی کنه و استمرار در لاغری باعث متناسب شدنش میشه افراد متناسب اصلا تفاوت غذاها براشون مهم نیست و در مقابل انواع غذاها هم ک قرار بگیرن فقط ب اندازه رفع نیاز بدنشون میخورن واصلا احساس کمبود در وجود شون نیست ک هرچی ببینن بگن نکنه فردا نباشه یا حیفه ،یا حروم میشه ،گناه داره و هزاران دلیل دیگه ک ادم های چاق میارن ما اصلا نباید برامون فرق کنه ک چ مواد غذایی مصرف میکنم و فقط باید ب اندازه نیاز بدنمون استفاده کنیم ان شاالله همگی ما در این را موفق بشیم 🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم🤔ما چاق هستیم چون یک سری باورهای اشتباه از کوچیکی توی ذهن ما جاساز کردن که بی تحرکی منجر به چاقی و اضافه وزن میشه و چاقی ما ارثی هست و ما کلا استخوان بندیمون محکم هست برای همین هرچی میخوریم چاق میشویم و ما کلا استعداد چاق شدن داریم 😔😔😔و از این باورهای اشتباه که ما هم بدون تحقیق و تفحص فقط با دیدن چهارتا نمونه بارز دلایل هاشون که خودشون بود خیلی راحت پذیرفتیم که چاق شدن جز برنامه بدنیمون هست 😔توی مسیری که چاق شدیم بارها شد انواع رژیم های غذایی برای بهبود حالمون استفاده کردیم توی تمام رژیم ها برنج و نون رو همیشه چاق کننده معرفی کردن و همیشه با یک کفگیر برنج یا کف دست نون باید روز تو شب می کردی😔فقط بحث نخوردن یا کم خوردن بود .که فلان غذا اینقدر کالری داره و باعث چاقی میشه .تحرک و عرق کردن باعث چربی سوزی میشه ⛹️♀️🚴♂️ فلان دمنوش 🍵باعث لاغری میشه.در واقع همیشه ما رو ترسوندن که غذاها عامل چاقی ما هستن و باید ازشون پرهیز کنیم تا یکمی به وزن متعادل برسیم .وقتی ترس از خوردن خوره جونت باشه نمیتونیم تحمل کنیم و نخوریم بالاخره بعد یکم کلنجار رفتن با ذهنمون به این نتیجه میرسیم یکمی خوردن اشکال نداره همین یکمی یکمی حسابی ما رو چاق کرد😔در طول این مدت در تلاش بودیم نتیجه چاقی رو عوض کنیم و هیچ وقت به این فکر نکردیم که اول باید چاقیمون رو ریشه یابی کنیم ببینیم اصلا ما چرا چاق شدیم🤔 چرا خیلی ها لاغرند و هر چی میخورن چاق نمیشن🤔 ولی ما جرات خوردن یک کیک کوچولو نداریم و فورا چاق میشیم🤔اما الان متوجه میشیم که فقط باورهای اشتباه چاق کننده سال ها ما رو یاری کرده برای چاق شدن و باعث شده سال ها با ترس غذا هارو کالری شمار بخوریم 😔 خب حالا دیگه وقت بها دادن به باورهای اشتباه و خانمان خراب کن نیست و باید به پا خیزم و تمام باورها رو از ذهنم پاک کنم و خیلی با اراده به سمت باورهای متناسب شونده و لیاقت بهترین ها داشتن حرکت کنم و در این مسیر از هیچ تلاشی کوتاهی نکنم .چون به قول استاد هیچ کس عزیز تر از خودت نیست 😊خدا رو شکر از وقتی با سایت آشنا شدم و رو خودم کار کردم خیلی از باورهای اشتباهم نابود شدن و به جاش رویای لاغری و حال خوش وآرامش توی سراسر زندگیم در جریانه 😊دیگه حرص و وله غذا خوردن ندارم😊 دیگه به اندازه نیازم میخورم😊و هر وقت سیرم هر غذاییم بیارن دیگه نمیخورم😊 ناخونک به غذاها نمیزنم😊تمام کارهام حتی غذا خوردنم با لذت هست .کلا حس و حال خوبی دارم 😊
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
منم قبلا در موقعیت های مختلف (عروسی، دورهمی، خوشحالی، ناراحتی و…) مدام دستم به خوردن بود، تا حد خفگی میخوردم، با اینکه خیلی از غذاها برام چاق کننده تعریف شده بود (برنج، نون، شیرینی ها، سرخ کردنی ها و…)، اما چون برنامه ریزی ذهنم به سمت چاقی رفته بود دیگه دست خودم نبود مدام فرمان خوردن صادر میشد و من جز اطاعت کردن کاری از دستم برنمیومد، البته گاهی خودم رو تنبیه میکردم و خودم رو در رژیم سخت و یا ورزش طولانی مدت قرار میدادم، ولی این تنبیه ها نهایت 2 ماه طول میکشید، بعد خسته میشدم و رهاش میکردم و دوباره پرخوری ها شروع میشد .. هیچ مدیریتی روی خوردنم نداشتم و روز به روز چاق تر میشدم😔. روش های مختلفی هم واسه لاغر شدن استفاده کردم رژیم، دمنوش، قهوه سبز، پیاده روی، طناب زدن، دراز و نشست و… اما لاغر نشدم. لاغر نشدم چون خودم رو لایق لاغری ندیدم😔.اما از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، افکار و رفتارم 180 درجه عوض شد، خودم رو لایق متناسب بودن میدونم😊، خودم رو انسان شجاع و توانمندی میدونم که سالها پای هدفم ایستادم، درسته مسیرم اشتباه بود اما دست از تلاش بر نداشتم، همین استمرار داشتنم باعث شد که به مسیر صحیح هدایت بشم. خداروشکر در مسیر صحیح ثابت قدم بودم و شرایط زندگیم رو تغییر دادم😊. دیگه مثل متناسب ها رفتار میکنم😊، خیلی وقته که از فرمول های لاغر کننده ای که پیش فرض ذهنم هست استفاده میکنم😊، دیگه مثل سابق حرص و ولع خوردن ندارم، دیگه تا حد خفگی نمیخورم، دیگه اجازه نمیدم بسته بندی غذاها، مقدار پُرس غذا برام تعیین کنه که من چه قدر باید بخورم، دیگه به تنوع غذایی اهمیتی نمیدم، مثل متناسب ها غذا رو برای رفع نیاز جسمم میخورم، مثل متناسب ها به اندازه نیازم غذا مصرف میکنم، مثل متناسب ها میتونم حد سیری ام رو ذهنی تشخیص بدم😊.
نشان های دریافت شده
به نام داددارمهربان🌷🌷
باسلام برهمگی 🌺🌺
چاقی من به خاطر ارث وسوخت وساز پایین نیست بلکه نتیجه فرمول های ذهنی چاق کننده است .ما به خاطر داده های که اشتباهی وارد بدنمان شده چاق شدیم هربار که خواستیم لاغر شویم به جای اینکه داده های اشتباه رو تغییر بدهیم به سراغ جسم خودمان رفتیم و رفتارهای چاق کننده خودمان را تغییر دادیم .
رژیم های سنگین برایمان نوشته شد بهمراه ورزش های سخت و خسته کننده ،برنج ۶تا۸ قاشق اونم دو روز درهفته .روزی که برنج داشتم اینقدر باید سالاد وسبزی میخوردی که ۶قاشق برنج در آن گم میشد .و چقدر اون دو روز خوشحال بودم که برنج دارم .
وااای به روزهای گه میخواستم فست باشم سوپ چربی سوز رو میخوردم که هنوز از بوی آن سوپ بدنم میلرزه .الحق به خاطر همین چربی سوز بود که از ترس چربی هات آب میشد 😅.
هرچی بیشتر در رژیم غرق میشدم فرمول های بیشتری در مورد مواد غذایی در ذهنم ایجاد میشد و ترسم از خوردن بیشتر میشد و درهمه حال منتظر چاقی بودم .
درک این تفاوت فرمول های ذهنی چاق کننده و رفتارها و واکنش های چاق کننده به ما کمک میکند تابا آگاهی بیشتر در مسیر لاغری با ذهن قدم برداریم .
بعضی تفکر واندیشه های پدر ومادر ها به فرزندان ارث میرسد مثلا مادرمن چاقی را تندرستی میداند وقتی رژیم گرفتم و به تناسبم نزدیک شدم .مادرم خیلی بارژیمم مخالفت میکرد .بعد یک مدت دیسک کمرم خیلی اذیتم میکرد و من یک مدت خونه نشین شدم .مادرم علت آن را لاغر شدنم میدانست به طوری که خودمم باور کردم نکنه حرفش درست باشه .تااینکه الان که بعد دو سال دوباره چاق شدم و دوباره دیسکم عود کرده و من یک ماهه با لاغری با ذهن آشنا شدم و دارم این باور غلط خودمو اصلاح میکنم که تناسب باعث بیماری من نمی شود .
برای لاغری آسان وساده باید مهارت شناسایی فرمول های چاقی رو کسب کنیم .مثلا اینکه غذا رو آروم بجویم واین آرام آرام خوردن باعث میشه پرخوری نکنیم.
این باور درست نیست چون پرخوری نتیجه فرمولی است که در ذهن ایجاد شده .این سوالی بود که خیلی از استاد میپرسیدند که آرام جویدن باعث میشه که کمتر پرخوری کنیم آیا درسته که این کار رو انجام بدیم استاد میگفتند من این کار رو نمیکردم .دلم میخواست علتشو بفهمم که به شکر خدا در این فایل فهمیدم.
ما باید مثل فرد متناسب رفتار کنیم در هنگام مواجهه با سفره رنگین ، دل و دین خود رو ازدست ندهیم . باید بدانیم غذا برای لذت و شکم چرانی های زیاد نیست بلکه انرژی برایمان تولید میکند که برای زندگی و زندگی کردند به آن احتیاج داریم .
رفتار ما باید انسانی باشد و درشان انسانی که خلیفه خدا در روی زمینه .اجازه ندهیم برای اشرف مخلوقات غذا تعیین تکلیف کند .خداوند خالق ماست و خودش میداند چه آفریده .
از خودش میخواهم که به ما کمک کند تا رفتارمان رو تنظیم کنیم و به واکنش هاا توجه کنیم .
نشان های دریافت شده
بنام خداوند حکیم. گام 19. فرومول های چاق کننده…..
سلام خدمت دوستان هم مسیر واستادبزرگوارم.
دیروز با یکی از اقوام که چند ماهی هست عمل اسلیو انجام داده چت می کردم.
ایشون اضافه وزن بالایی داشتن. وهر وقت می اومدن منزل ما از اونجایی که افردا چاق درددل های مشترک زیادی باهم دارن مدام راجب چاقی واینکه از چه روشی برا لاغری کمک بگیریم صحبت می کردیم.
دیروز بعد مدتها باهم چت که کردیم برام عکسی از خودش فرستاد که خیلی لاغر ومتناسب شده بود.
گفتم خیلی برات خوشحالم وکلی انرژی مثبت براش فرستادم. ولی خودش اصلا خوشحال نبود
همش می گفت برام دعا کن به اون وزن مورد نظرم برسم. می گفت همسرم خیلی ازم شاکیه ومی گه دیگه از این لاغر تر نشو صورتت زشت شده ولی خودم می گم حتی شده جداهم بشم باید لاغر بشم
می گفت همش احساس می کنم دارم زیاد غذا می خورم واین باعث شده همش بترسم.
واکنش من به این حرفها زمین تا آسمان با قبل فرق کرده اگه قبلا بود فوری می گفتم. اره ببین نون وبرنج نخور یا برو باشگاه یا اینکه دیگه از این به بعد رسبدی به چربی های قدیمی تر وکندتر لاغرمی شی یا اینکه تو دیگه شاید نتونی از این لاغرتر بشی چون استخون بندیت وژنتیکت چاقه.
ولی می دونید چی بهش گفتم؟
گفتم عزیزم اولا که لاغری اصلا زشتت نکرده بلکه خیلی هم بهت میاد همون همسرت اگه اینجوری دوست داره ومشکلی نداری پس چرا داری اینقد فشار روحی وروانی به خودت وارد می کنی بعدشم اینکه از این به بعد دیگه توجهتو از رو بدنت بردار دیگه خودتو وزن نکن. به خودت وبدنت ظلم نکن بزار سیر بشی به خودت گشنگی نده وبعد خوردنت دیگه اصلا فکر نکن چی شد وچرا شد بسپار به بدنت اون بلده چکار کنه.
به ظاهر قبول کرد ولی مطمعنم عمل نمی کنه چون خودمم قبلا همین افکار رو داشتم.
ترسیدم جریان سایت رو براش بگم ونپذیره.
چیزی نگفتم ولی خیلی براش ناراحتم اون رفته زیر تیغ جراحی حتی بخاطر ناراحتی قلبیش خیلی هم ریسکش بالا بود.
با این وجود بازم تو رژیمه بازم از غذا وحشت داره واز همه مهم تر حالش خوب نیست😔.
برای خودم خیلی خوشحالم من از اون آدمای بودم که عمل رو خیلی قبول داشتم دوست داشتم مثل هنرپیشه ها که اینجوری لاغر شدن عمل کنم وهمیشه به همسرمم می گفتم. ولی از دیروز تا حالا خیلی خوشحالم که خدا هنوز لایقم دونسته وبه این مسیر هدایتم کرده. دریافتم از فایل ونوشته های قبل فایل که بی نظیر بودن مثل همیشه👍.
سالها توسط دیگران راجب غذا وچگونگی غذا خوردن وچگونگی عملکرد ونقش غذا در بدن برای ما صحبت شده ولی تا حالا هیچ کس مثل استاد عطاروشن به این زیبایی وسادگی برای ما روشن نکرده.
غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند هیچ ماده غذایی قدرت چاق کنندگی ندارد.
سوخت وساز همه انسان ها چه چاق وچه لاغر به یک صورت است.
چاقی از طریق خون ونژاد وارث منتقل نمی شود.
هیچ عمل بیرونی مانند کم تحرکی. بیماری. افزایش سن ومصرف دارو عامل چاقی ما نیست.
فقط رفتار با غذا. فکری که پشت اون رفتاره. واز همه مهم تر باوری که باعث اون رفتار شده باعث چاقی ماست.
در یک اتاق فکر که همه کاره اون ذهن است باوری ساخته شده ودوستورات لازم صادر شده وجسم بیچاره فقط یک عمل کننده است.
تا وقتی که فورمول های ذهنی چاق کننده به مغز داده بشه محصول فقط چاقیست. با جبر وفشار ومحدودیت هیچ چیزی درست نمی شود.
باید با آموزش فرمول های لاغری یادگرفته شود وجایگزین فرمول های چاقی شود تا کدها به مغز داده شود ومحصول جدید که لاغریست تولید شود.
من تا اینجا رو با جون ودل باور کردم وبا ایمان کامل قبول دارم. دیگه در نحوه رسیدن به ابن هدف وچگونگی اجرا شدنش باید.
اول به خودم اعتماد کنم که می توانم وشدنی است وبعد در همه حال همراهی خدا واینکه با خواست او به اینجا هدایت شده ام را باور کنم وبعد ذهنم رو بسپارم به صدای دلنشین وتصویر دلسوز استاد عطاروشن تا روشی رو که خودشون رفتن وبه نتیجه عالی رسیدن رو به من یاد بدن.
من هنوز هیچ دوره ای رو نخریدم ولی منتظرم نموندم تا جور شدن اوضاع برای خریدم از هر فایلی که تو سایته واستاد سخاوتمندانه می زارن استفاده می کنم تا حالم خوب باشه. احساسم خوب بمونه. ویاد بگیرم ویاد بگیرم. خیلی خیلی خیلی خیلی مردین استاد🙏💓
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرانقدر،سال نو شما مبارک سالهای زیادی از عمر عزیزم با چاقی گذشت در همه کارها معذوریت داشتم و هنوز هم دارم در دوران دبیرستان بسیار لاغر بودم که مادرم بمن قرص اشتها آور میدادن که من غذای بیشتری بخورم یادمه یک تابستون که رفته بودیم تهران خونه عموم ،همه بمن می گفتن غذا بخور که چاق بشی زن عموی من همیشه برنج ته قابلمه که چرب تر بود بمن میدادن که من چاق بشم و هیچ کدوم از این چیزها منو چاق نکرد ولی بعد از ازدواجم چون توی فامیل میگفتن دخترهای فامیل بعد از ازدواج و بارداری چاق میشن وزن من بالا رفت و من در بارداری اول سیزده کیلو اضافه وزن پیدا کردم و با هر رژیم و حلقه زدن و کمربند لاغری و قرص شاید دو کیلو لاغر شدم و بعد از بارداری دوم حسابی چاق شدم و از نظر من چاق شدن طبیعی بود من همیشه از خوردن شیرینی و نوشابه و برنج و نون می ترسیدم و اونها رو عامل چاق شدنم میدونستم و هیچ وقت معنی سیر شدن رو نفهمیده بودم و فکر میکردم سیری یعنی فشار شکم و خوردن در حد خفگی و باید اونقدر بخوری که دیگه از اون غذا بدت بیاد ولی تو این سه ماهی که با این سایت آشنا شدم خدا رو شکر فهمیدم سیری را با ذهن خودم درک کنم نه با فشار بر جسمم ،الان از غذا خوردنم لذت می برم و برنج و نون و شیرینی رو عامل چاقی خودم نمیدونم و هروقت میل داشته باشم نوشابه و برنج و شیرینی و هر ماده غذایی دیگه می خورم و این اولین عیدی هست که برای خوردن شیرینی و آجیل و غذا حرص و ولع ندارم و ذهن من مثل یک فرد متناسب آگاهانه تصمیم میگیره که چی بخوره و چی نخورده ،و چه لذتی داره که حاکم بر ذهن خودت هستی و اسیر مواد غذایی نیستم و به اندازه مورد نیاز غذا می خورم و هر روز این انتظار رو از جسمم دارم که لاغرتر بشم چون من در این مسیر هستم اگر من لاغر نشم پس کی میخواد لاغر بشه ،و وقتی افراد فامیل در مورد رژیم و باشگاه رفتن حرف میزنن و موادغذایی رو عامل چاقی شدنشون میدونن و خانمهای فامیل وقتی توی جمع از چاق شدنشون توی عید حرف میزنن که بعد از عید رژیم رو شروع کنیم و بریم باشگاه من توی دلم به حرفهاشون میخندم و وقتی خودم رو می بینم که با لاغری با ذهن در حال متناسب شدن حتی در عید هستم خدا رو شکر میکنم که من برگزیده و هدایت شدم و هنوز خیلی از افراد این روش یعنی لاغری با ذهن حتی به گوششون نخورده و هنوز دارن این چرخه معیوب رو دنبال میکنن تازه میفهمم اگر رژیم و باشگاه جواب میداد اکثر افراد دغدغشون لاغر شدن نبود و توی هر جمعی امکان نداره از چاقی و لاغری و رژیم و باشگاه حرف نزنن ،وما که با این روش آشنا شدیم تنها روشی که در دنیا باعث تناسب میشه میفهمیم چه قدر برگزیده و خاص بودیم که انتخاب شدیم خدایاااااا شکرت و من هرلحظه برای سلامتی و موفقیت استاد عزیزم دعا میکنم و از ایشون بسیار متشکرم که تجربیات بسیار بسیار ارزشمندشون رو به این راحتی در اختیار ما میگذارن ،سپاس استاد مهربانی ها
نشان های دریافت شده
گام ۱۹
سلام وقت بخیر
بر اثر پذیرش چاقی خودم ،مجبور شدم سالها تحت رژیم های سخت باشم،بیشتر غذاها برای من ممنوع بود و در ذهن من خطرناک تعریف شدن،برنج غذایی که خیلی مورده علاقه من بود و حتی حاضر بودم برنجو بپزم با روغن و نمک ،خالی بخورم ولی برنجو تو غذام حذف نکنن و تو تمام رژیم ها برنج یا حذف میشد یا چند قاشق بود،بعد از یه مدتی که موهامون میریخت،میگفتن بخاطر کمبود ویتامین B ،جالبه وقتی وارد دوره شدم و سایز کم کردم،همزمان ریزش مو هم گرفتم،متوجه شدم اون باور قدیمی در من داره اجرا میشه،به خودم مرتب میگفتم ،منکه رژیم نیستم ،منکه کمبودی برای بدنم نمیذارم و آرام ارام ریزش موهام کمتر شد ،
برای ذهن من نون،برنج ،روغن،شیرینی جات ووووووووو
چاق کننده تعریف شده بود ،غذای اصلی ما ایرانی ها هم که همین هاست ،انقدر بجای غذا سالاد خورده بودم که دیگه متنفر بودم از خیار و گوجه و مخصوصا کاهو ، همیشه انجیر و خرمای خشک همراهم بود که اگر گرسنه شدم داشته باشم
دقیقا تو سریال اوشین که اون زمانها پخش میشد میدیدم که ژاپنی ها صبحونه نهار شام برنج میخوردن ولی هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم که پس چرا اونها چاق نمیشن، و زیاد شنیده بودم ژاپنی ها بعد از غذاشون چایی میخورن چونکه داغه چربی غذارو میبره ،یا اونا چونکه سرخ کردگی نمیخورن لاغرن
مادرم نظرش این بود و هنوزم هست که برنجو باید فقط در یک وعده مصرف کرد اگر ظهر برنج بخوره دیگه شب نمیخوره،یا اگر شام بخواد بره مهمونی ،نهارو برنج نمیخوره که بتونه شام برنج بخوره
یعنی برنج تو ذهن بیشتر ماها چاق کننده است
۲ بار تو یه رژیمی شرکت کردم باید آهسته غذارو چندین مرتبه میجویدیم ،تازه تو یه روشش باید فایل های هیپنوتراپی هم در حین خوردن غذا گوش میدادم که خیلی زجر آور بود که صدایی تو گوش من بگه ،قاشقو بردار ،غذارو بخور ،خوب بجو ،لذت ببر و منهم باید همراه اون صدا غذا میخوردم،اصلا نمیفهمیدم دارم چی میخورم
من یکی از همون افرادی هستم که هر راه سختیو رفتم که بتونم به نتیجه برسم
چهارشنبه سوری که با عده ای از دوستانمون که طبیعت گرد هستن رفته بودیم خارج از تهران برای تفریح و آتیش بازی ،یکی از آقایونی که اونجا بود ،یدفعه اومد طرف من و دوستم و شروع کرد از عمل کوچیک کردن معده ش تعریف کردن و گفت ۱۵۰ کیلو بوده و خیلی راضی بود و پیشنهاد میکرد که دوست منهم که چاق هستن و در دوره مقدماتی هستن، این عملو انجام بده،منم تو دلم گفتم ما که تو مسیر درست قرار گرفتیم و خوشحال شدم که دغدغه آدم های چاقو دیگه ندارم
منم خودمو انسان شجاع و خاصی میدونم که سالها پای هدفم ایستادم و هنوزم دارم تلاش میکنم ،راه های زیادیو رفتم حتی به اشتباه ولی بلخره خواستم که لاغر بشم و در انتها خداوند منو هدایت کرد به این سایت و روش عالی
قبلا ،موقع سیر شدن ،همچنان چند لقمه شاید بیشتر میخوردم ولی الان این موضوع خیلی کمرنگتر شده
خدارو شکر در حال یادگیری و تشویق خودم هستم بسمت هدفم
از زمانیکه یاد گرفتم وقتی گرسنه هستم غذایی مصرف کنم و زمانیکه سیر شدم ادامه ندم ،این مسئله هم برام راحتر شده و مطمئنم که بهتر هم عمل خواهم کرد ،مثلا دیشب رستوران رفتم ، ۲ تیکه کوچیک نون سیر خوردم،چندتا چنگال پستو و یک برش پیتزا ،احساس کردم سیر شدم بقیه غذارو نخوردم
غذاها مارو چاق نمیکنن بلکه نوع نگاه ما و عملکرد ماست که مارو در ردیف چاق ها یا متناسب ها قرار میده
منم میخوام جزء ردیف متناسب ها باشم و به دستورات جدید ذهنم عمل کنم
نشان های دریافت شده
با سلام.🤩
فرمول های ذهنی چاق کننده
برای چاق شدن فرمول های زیادی دست به دست هم دادند تا این شرایط بوجود آمده اما بعضی ها به جهت بیشتر تکرار شدن و قدمت طولانی تر ،نقش و اثر پررنگ تری در چاقی دارند…
میخوام مثالی از زندگی خودم بزنم در مورد فرمولِ شانس …
شاید من میلیونها بار گفته باشم که ما شانس نداریم و این جمله ی ۳ کلمه ای تبدیل به باوری شده که همه ی تصمیمات زندگی من رو تحت الشعاع قرار داده …
در مورد لاغر شدن،در مورد تحصیلات،در مورد ازدواج و تشکیل زندگی ، در مورد شغل ، و غیره….
وقتی که بیشتر تکرار میکنی آموزش های لاغری با ذهن رو به یک جایی میرسی که میفهمی باید چیزی در درونت تغییر کنه تا جسم و شرایط بیرونی ات هم تغییر کنه …
همینطور که از یک جایی موضوع شانس نداشتن در ذهن من طبیعی شد همونطور هم باید این موضوع تغییر کنه و هر باور اشتباهی به همین صورت …
فایل صوتی:
مدیریت رفتار در مقابل مواد غذایی
واکنش های روحی ما روی برخورد ما با مواد غذایی خیلی تاثیرگذار است و باعث میشود بیشتر بخوریم در صورتی که همان واکنش ها ،در افراد چاق باعث میشود نتوانند غذا بخورند .همین تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم افراد متناسب و چاق میشود…
مغز ما بر اساس همین فرمول های ذهنی به جسم دستور میدهد.
تلاش های من برای لاغری:
تلاش ۱۰ ساله ی من برای لاغر شدن،استمرار داشتن ،شکست خوردن اما دوباره روشی جدید امتحان کردن،تحمل درد بدن ناشی از ورزش اما باز ادامه دادن و…
اگر من ۱۰٪ این تلاش را روی مسیر لاغری با ذهن بگذارم ،نتیجه ی فوق العاده و شگفت انگیزی کسب میکنم.
فشار اضافه وزن بیشتر بر ذهن است تا جسم:
چاقی در جسم فقط باعث بزرگ شدن جثه و ایجاد بیماری میشود اما در ذهن تا بی نهایت میتواند گسترده شود از کمبود اعتماد به نفس تا خجالتی بودن و افسردگي میتواند از عوارض چاقی باشد …
چرا از واکنش های جسمی باید پیغام سیری را دریافت کنیم؟
فشار شکم ، اعتراض بدن به این رفتار اشتباه ماست نه نشانه ی سیر شدن ….
واکنش بدن ،همواره در برابر مشکلات است ..
احساس سیری نباید باعث هیچ واکنش جسمی در ما بشود.
سیر شدن به هیچ وجه یک تغییر فیزیکی نیست بلکه یک فرآیند ذهنی است که مغز ما بر اساس فاکتورهای داخلی و مقداری که به انرژی نیاز دارد ،آن را تعیین میکند ..
مثل نفس کشیدن که اتوماتیک است و هیچ فشار و سختی به جسم ما تحمیل نمیکند .
تنبیه برای رفتار بد ، تشویق برای رفتار خوب :
پرخوری در حیوانات اصلا معنا ندارد..تو که انسان هستی …خودت انتخاب کن چطور رفتار کنی ، وقتی پرخوری کنی حتی از حیوانات هم ….. پایین تری .
در شان یک انسان رفتار کن در خوردن …
اجازه نده مواد غذایی،بسته بندی غذاها ،مقدار پُرس غذا ،تعیین کنه که تو چه قدر باید بخوری … تحت تاثیر هیچ چیزی در خوردن نباش… به تنوع اهمیت نده …
و از صحیح زندگی کردن لذت ببر..
نشان های دریافت شده
گام ۱۹: فرمولهای ذهنی چاق کننده را بشناسیم .
سلام .
نکات استخراج شده از متن و تحلیل جمله به جمله ی آن .
۱- دلیل چاقی ما فرمولهای چاق کننده ایست که در ذهنمان ایجاد کرده ایم و از آن در زندگی روزمره ی خود استفاده کردیم .
پس دلیل چاقی ما دو فاکتور هست
۱- فرمولهای ذهنی چاق کننده و ایجاد کردن آنها در ذهن توسط خودمان
۲- استفاده کردن از آن در زندگی روزمره ی مان باز هم توسط خودمان .
پس دلیل اصلی چاقی خودم هستم و راه آن هم دو فاکتور بالاست . برای لاغر شدن هم از همین راه باید اقدام کنم .
خودم بخواهم و فرمولهای ذهنی لاغر کننده ایجاد کنم (که البته خیلی از اونها ایجاد کردن نمیخواهد پیش فرض ذهن هست )
و دوم فرمولهای لاغر کننده را در زندگی روزمره به کار ببرم . مورد دوم بسیار مهم است . (به کار گیری فرمولهای لاغر کننده به طور عادی و طبیعی در زندگی روزمره .)
وقتی میخواهیم این فرمولها را به کار بگیریم شاید در ابتدا نیاز به تشویق کردن خودمان داشته باشیم ولی باید اونقدر اونها رو استفاده کنیم که استفاده کردن از آنها برای ما طبیعی شود یعنی فکر نکنیم کار شاقی انجام میدهیم . برای خودمان طبیعی و عادی کنیم استفاده کردن از فرمولهای لاغر کننده را .
۲- نگاه و تصور ما درباره ی مواد غذایی فرمول اصلی ذهنیست که باعث چاق یا لاغر شدن ما می شود .
من در مورد مواد غذایی چه تصوری دارم . من در مورد اغلب غذاها تصور چاق کنندگی دارم . این ذهنیت باید تغییر کند . مواد غذایی قدرت چاق کنندگی ندارند . بلکه مصرف بیش از اندازه ی آنها هست که خارج از نیاز بدن است و تصور انسان را به سمت چاقی میبرد .
در ذهن ما پرخوری = چاقی معنا گرفته .
پرخوری = احساس بد تا چندین ساعت .
پس وقتی پرخوری احساس مارا بد می کند چرا این کار را انجام دهیم .
۳- ما در مورد غذاها تصور چاق کنندگی داریم .
این نگرش غلط است . غذاها قدرت چاق یا لاغر کردن مارا ندارند بلکه خود ما انتخاب های ما و ذهنیت ما و عملکرد ماست که عامل چاق یا لاغر کردن ماست .
۴- درک تفاوت بین فرمولهای ذهنی چاق کننده و رفتار و واکنشهای چاق کننده به ما کمک می کند تا با آگاهی بیشتری در مسیر لاغری با ذهن قدم برداریم .
مثال برنج و ژاپنیها و تناسب اندام آنها .
تفاوت بین فرمول های ذهنی چاق کننده و واکنش چاق کننده چیست ؟
فرمول ذهنی چاق کننده در ذهن است که ما آن را ایجاد کرده ایم (دلیل اول چاقی) و این فرمول سبب تولید رفتاری مطابق همان الگو می شود . (استفاده در زندگی روزمره دلیلی دوم چاقی )
۶- در ذهن یک فرد چاق
برنج = چاق شدن
در ذهن یک فرد متناسب
برنج = غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن .
خب ما با تغییر زاویه ی نگاهمان به مواد غذایی میتوانیم فرمول ذهنی را تغییر دهیم .یعنی ما هم برنج را غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن میدانیم اما علت چاقی ما مورد دوم است و آن هم استفاده ی زیاد از آن در زندگی روزمره یعنی ما حتی از فرمولهای درست هم بد استفاده کردیم و در جهت چاقی از ان بهره بردیم .
یعنی فقط تغییر فرمول ذهنی کافی نیست عملکردن آن در جهت لاغر شدن در زندگی روزمره هست که باعث لاغر شدن میشود . رعنی همان فرد ژاپنی که هر روز برنج میخورد چه مقدار از آن برنج استفاده می کند که او را متناسب می کند .
پس توجه به مقدار مواد غذایی نیز مهم است . چون خداوند در این مورد آیه فرستاده نگفته چی بخورید و چی نخورید گفته بخورید و بیاشامید اما زیاده روی نکنید .
پس زیاده روی کردن را باید کنار بگذاریم . حتی همان برنج را نیز عاملی برای سیر شدن هم بدانیم اگر در زندگی روزمره زیاد از آن استفاده کنیم آن زیاده روی سبب چاق شدن میشود . چون زیاده روی سبب میشود محتویات ذهن انسان به سمت چاق شدن هدایت شود و ما شاید یکبار در روز پرخوری کردیم اما بارها این پرخوری را در ذهن مرور کردیم و تبدیل به خاطره کردیم و این خاطره سبب چاق شدن ما شد .
۷- عقاید خانواده ی ما به ذهن ما منتقل میشود .
بله شاید عبارت چاق = ژنتیکی یک عبارت غلط است اما عقاید چاقی دقیقا تحت تاثیر تربیت خانواده ما در ما شکل گرفته خواسته یا ناخواسته ما چاق شدن و فرمولهای چاقی را از اطرافیان خود آموختیم و بارها و بارها آن ها را در زندگی روزمره تکرار کردیم و چاقی مهمان جسم ما شد .
پس این اطلاعات چاق کننده از خانواده ی ما به ما رسید همانطور که خیلی از مسائل دیگر نیز از طریق عقاید خانواده به ما رسید .
۸- خانواده و اطرافیان ما دیدگاههای خود در مورد موضوعات مختلف را به ذهن ما منتقل می کنند و ما اکنون از همین شیوه نیز در جهت کاهش وزن استفاده می کنیم .
اطلاعات لاغر کننده را مجددا از طریق ۵ حس خود به ذهن می دهیم تا محتویات ذهن ما دوباره در جهت لاغری جریان یابد . برنامه نویسی ذهنی میکنیم و بعد ان را در زندگی روزمره تکرار می کنیم .
۹- اگر میخواهیم به شکل ساده و آسان لاغر شویم باید مهارت شناسایی فرمولهای چاق کننده را کسب کنیم .
فرمولهای چاق کننده همان افکار تکرار شونده ای هستند که فضای ذهن را در چرخه ی چاقی نگه میدارند .
۱۰- جهت افزایش مهارت خود در شناسایی فرمولهای ذهنی باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنید .
چیزی که از این جمله برداشت میکنم اینست که ما باید رفتارهای خود و سناریوی ذهنی موجود در آن رفتار را تجزیه و تحلیل کنیم . مثلا شخصی خوردن صبحانه را دوست دارد اما میداند با خوردن صبحانه از همان اول صبح دروازه ی خوردن را گشوده و تا آخر شب مرتب در مدار خوردن می چرخد . این شخص علت خوردن صبحانه را توصیه ی پزشکان میداند مبنی بر اینکه صبحانه در اول صبح انرژی لازم را در طی روز حفظ می کند در حالیکه برای شخص من اصلا اینطور نیست . خوردن صبحانه آن هم در اول صبح فقط باعث میشود من تا اخر شب در مسیر خوردن باشم . پس فرمول اصلی شناسایی شد . در ذهن یک انسان متناسب خوردن صبحانه = سیر بودن و انرژی داشتن
ولی در ذهن من
خوردن صبحانه = افزایش ولع و باز شدن دهان تا اخر شب .
پس من با توجه به میل خودم از انجایی که میدانم اول صبح اصلا نیازی به خوردن ندارم صبحانه را اصلا نمیخورم و اتفاقا تا ساعت دو و سه بعد از ظهر هم گرسنه نمیشم .
بعد که گرسنه شدم باز هم با آنچه که در ذهن خودم است از هر ماده ی غذایی که دلم میخواهد استفاده میکنم اما به اندازه ای که سناریوهای چاق کننده شروع به فعالیت نکنند و باعث زیاده روی بشوند . به اندازه ای که مزه ی غذا از دهانم افتاد . معمولا هم بسیار زود این اتفاق می افتد . حد سیر شدن را فشار شکم در نظر نگیرم حد سیر شدن را ذهنی بدانم و احساس خود را در نظر بگیرم . خلاصه اونقدری نخورم که عذاب وجدان بگیرم و اونقدری هم کم نباشه که دلم باز بخواد و هی به ریزه خواری رو بیاره . حدی باشه که خودم راضی باشم . احساس رضایتمندی به من میگوید که چه مقدار کافیست .
۱۱- مثال عذاب وجدان پرخوری برای درک بهتر مطلب
۱۲- پرخوری کردن یک واکنش جسمیست و تحت تاثیر فرمانهای مغزی صورت میگیرد همان سناریوهایی که در دو گام قبل کاملا درک کردم . به هیچ وجه نمیتوان با کنترل کردن میزان خوردن یا چگونگی خوردن افراد ، فرمولهای مغزی آنها را تغییر داد .
۱۳- پرخوری نتیجه ی فرمولهاییست که در ذهن ما ایجاد شده .
بخور هنوز جا داری .
بخور خوشمزه است .
بخور هنوز سیر نشدی .
بخور دلت میخواد بازم بخوری .
بخور حیفه بمونه بد مزه میشه بعدا
بخور از دهن میفته
بخور سرد میشه
بخور کیف داره
بخور ببین چه محشری شده
و …..
۱۴- با تغییر فرمولهای ذهنی می توان واکنشهای جسمی را تغییر داد نه با فشار آوردن به جسم .
نخور دیگه سیر شدی .
کافیه دیگه نیازت برطرف شد .
لزومی نداره تا ته غذا بخوری .
موارد دیگری هم برای لذت بردن هست .
نخور بزار سبک باشی و فرز .
هر چقدر سبکتر باشی راحتتر می تونی حرکت کنی .
غذا بیرون هست چرا باید قالبهای روعن رو همش با خودت حمل کنی خب کنار بزار هروقت خواستی ازش میخوری . چه نیازی هست اونقدر بخوری که انباشته بشه . بفرستش بره به قدر نیاز در درون و بیرون هست .
تو که این همه خوردن رو امتحان کردی و حال بدت رو دیدی حالا نخوردن رو انتخاب کن بزار حال خوب لاغری در وجودت جاری بشه تا انتظارت از خودت لاغر شدن باشه .
از نخوردن لذت ببر .
نخوردن برات عادی و طبیعی باشه نه کار شاق و خارق العاده .
تو نیازی به این همه خوردن نداری .
رفتار درونی خودت رو خودت باید اصلاح کنی هیچ کسی نمیتونه تورو اصلاح کنه و سرنوشتت رو تغییر بده مگر خودت بخوای و رفتارهای درونی و فرمولهای درونیت رو تغییر بدی
و ....
۱۵- مراحل لاغری با ذهن
۱۵-۱ شناسایی فرمولهای ذهنی در واکنشهای رفتاری نسبت به غذاها
۱۵-۲ ایجاد کردن فرمول های ذهنی متفاوت برای لاغر شدن
۱۵-۳ تغییر رفتار غذایی به مرور
۱۵-۴ تغییر جسم با توجه به تغییر رفتار
۱۶- جسم ما همیشه به رفتارهای ما واکنشهای متفاوتی نشان می دهد .
پس اگر ما فرمولهای ذهنی را تغییر دهیم واکنش رفتاری درونی ما تغییر میکند و رفتار بیرونی ما همسو با رفتار درونی ما شکل میگیرد و این دو رفتار با خواسته ی ما همسوست و جسم ما به این رفتارها واکنش نشان می دهد و لاغر میشود . خیلی عادی و طبیعی لاغر میشویم .
۱۷- واکنش بدن در زمان تشنگی و گرسنگی و دیگر رفتارها متفاوت است .
۱۸- رفتار صحیح از ایجاد فرمولهای صحیح و فرمولهای صحیح از شناسایی رفتارهای اشتباه شکل می گیرد و شناسایی رفتارهای اشتباه از توجه کردن به واکنش بدن شکل میگیرد .
۱۹- واکنش جسمی فرد چاق نسبت به سیر شدن با واکنش جسمی افراد متناسب بسیار تفاوت دارد و توجه به این تفاوت میتواند به ما کمک کند که رفتار مناسبی داشته باشیم .
۲۰- شناسایی واکنشهای جسمی ما نسبت به رفتار غذایی ما میتواند تاثیر فوق العاده ای در توانمند شدن ما در لاغر شدن داشته باشد .
۲۱- برای لاغری با ذهن آنچه مهم است تغییر فرمولها و افکاریست که درباره ی چاقی در ذهن خود داریم و این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد .
متن این گام سرشار از مطالب فوق العاده ای بود که واقعا باید دونه دونه جملات بهش توجه میشد تکرار میشد تحلیل میشد تا بهتر درک کنم . همین محتواها چقدر میتونه ذهنیت من رو تغییر بده و الگوهای لاغر کننده و رفتار صحیح رو در من ایجاد کنه . البته کننده ی کار خودمون هستیم ولی داریم یاد میگیریم . درست مثل آموزش رانندگی . ما پشت فرمان نشستیم ولی داریم یاد میگیریم که چطور از این وسیله برای رانندگی استفاده کنیم . اینجا هم ما داریم رانندگی ذهن رو یاد میگیریم .
یادمه اولین روزهایی که حدودا ده سال پیش داشتم رانندگی یاد میگرفتم توی ذهنم می اومد نگاه میکردم به ماشینهای مردم و میگفتم مردم چطوری دارن حرکتش میدن یعنی من میتونم روزی مثل اونها انقدر راحت و بدون دغدغه و ترس بشینم و رانندگی کنم .
یعنی یادگرفتنش رو یه امر محال میدونستم تا ده جلسه ی اول حتی نمیدونستم ترمز یعنی چی . اصلا درک نمیکردم طفلک مربی خیلی ناراحت میشد ولی یاد نمیگرفتم تا مربی رو تغییر دادم مربی جدید به محض اینکه نشست توی ماشین گفت پاتو بزار روی ترمز ببین این ترمزه حسش کن ببین واکنش ماشین در مقابل این ترمز چیه ببین ماشین می ایسته . حالا پاتو بزار روی کلاژ آروم بیار بالا ببین واکنش ماشین چیه ببین ماشین داره حرکت میکنه حالا پاتو بزار روی گاز ببین ماشین داره سرعت میگیره . یعنی من از طریق واکنشهای ماشین تونستم رفتار صحیح رو پیدا کنم و تازه تونستم درک کنم رانندگی یعنی چی و بعدشم چند جلسه تمرین و بعد هم دو سه بار امتحان تا بالاخره قبول شدم اما درک من از همون کلام مربی بود که از واکنشهای ماشین پی به رفتار صحیح با ماشین بردم و الان هم دقیقا یاد همون اتفاق افتادم . ما از واکنش جسم میتونیم رفتار صحیح غذایی رو پیدا کنیم . هر رفتاری که انجام بدیم جسم یه واکنش نشون میده و ما از طریق واکنشهای بدن می تونیم بفهمیم الان چه رفتاری باید انجام بدیم .
استاد چه نکته ی خوبی در این متن برام جا افتاد . چقدر عالی بود و چقدر قابل درک .
ازتون بی نهایت سپاسگزارم .
نکات برداشت شده از فایل در انتها برداشت خودم رو مینویسم .
۱- ما مدیریتی روی واکنشهامون نسبت به مواد غذایی نداریم . یعنی این مواد غذایی هستند که ررای ما تصمیم میگیرند چقدر باید بخوریم .
۲- ما مسئولیتی در قبال خوردنهامون نداریم و مواد غذایی مارو تحریک میکنه به خوردن .
۳- ناراحتی – افسردگی – خستگی و …یک واکنش عصبی را در ما ایجاد می کند و بر روی خوردن ما اثر می گذارد .
۴- تفاوت من با افراد متناسب در فرمولهای ذهنی من است و این تفاوت سبب ایجاد رفتارهای متفاوت در من و افراد متناسب میشود .
۵- تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم میشود .
۶- ذهن ما یک نوار خالیست و خودمان داریم مرتب روی آن ضبط می کنیم .
۷- ما انسان هستیم و عقل و اراده داریم . قطعا می توانیم مثل یک انسان عمل کنیم .
۸- ما ضعیف نیستیم . اقدامهای مختلف ما جهت لاغر شدن نشان داده که ما چقدر پرقدرت هستیم منتها بلد نبودیم و راه درست آن را نمی دانستیم . (ما بد نبودیم ، بلد نبودیم)
۹- لاغری با ذهن رنج کشیدن نیست .
۱۰- اضافه وزن صدها برابر به ذهن فشار وارد می آورد .
۱۱- کاهش وزن صدها برابر تاثیر جسمی بر سلامتی روح و روان انسان اثر مثبت دارد .
۱۲- من صلاحیت و لیاقت متناسب شدن دارم .
۱۳- موضوع بررسی شده : تفاوت بین افکار انسانهای چاق و متناسب هست .
در ذهن یک فرد چاق سیر شدن = یک واکنش جسمی
در حالیکه یک فرد متناسب وقتی غدا میخوره احساس سنگینی بعدش نداره .
وقتی به رفتارهای بدنی توجه کنیم هر وقت مشکلی وجود داره بدن واکنش نشون میده پس هر وقت که ما غذا میخوریم و جسممون واکنش مثل نفس نفس افتادن ، درد شکم و …. نشون میده یعنی ما با اون غذا خوردن به جسممون ضربه وارد کردیم که جسم واکنش نشون میده .
همیشه به حدی بخوریم که فشار جسمی بخ ما تحمیل نشه .
غذا به عنوان موضوعی که نیاز بدن رو تامین میکند باید باشد نه معنای لذت بردن ، جبران کردن و ….
نگرش ما به غذا مشکل برای ما ایجاد میکنه . این دیدگاه و نگرش مشکل زارو تغییر بدیم .
رفتار نامتناسب باید اونقدری برامون زشت باشه که نزاریم به اون حد برسیم .
برداشت من از فایل در مورد مدیریت روی واکنشهای جسمی نسبت به رفتارمون بود . .
ما باید مسئولیت خوردنهامون رو بپذیریم و طوری بخوریم که به جسم فشار نیاد و جسم دچار واکنش نشه و حد سیر شدن رو ذهنی در نظر بگیریم که مشکلی برای جسم ایجاد نشه .
سعی کنیم نگرش و افکارمون رو مطابق افراد متناسب تغییر بدیم و غذا رو فقط برای رفع نیاز جسمی بخوریم (یکی از بندهای تعهدنامه در دوره )
با دقت در واکنشها و مدیریت واکنشهامون رفتار صحیح غذایی رو پیدا کنیم و ذهن خودمون رو از فرمولهای چاق کننده پاک کنیم و فرمولهای لاغر کننده رو در زندگی روزمره استفاده کنیم .