0

تا وقتی باورهای چاق کننده داری، لاغر نمی‌شی! (گام ۱۳۱)

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:

“چرا با اینکه انقدر تلاش می‌کنم، باز هم چاقم؟!” 😔

وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کم‌تحرکی نیست،

بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کننده‌ست که سال‌هاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭

مثل یه برنامه پنهانی که بی‌صدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافه‌وزن می‌بره.

قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمول‌های ذهنی پنهان و ببینیم چطور می‌تونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶‍♀️🌿

ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کننده‌ایم 🧠🍽️

سال‌هاست ذهنمون داره ما رو چاق می‌کنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا می‌ندازیم!

اگه اضافه‌وزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

باورهای چاق کننده

اگه یه کم دقیق‌تر نگاه کنی، حتما دیدی که آدم‌هایی اطرافت هستن که بیشتر از تو می‌خورن، کمتر از تو ورزش می‌کنن ولی متناسبن! 🤔

چرا اون‌ها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون می‌خورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن می‌کنی؟

جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.

تو سال‌هاست با جمله‌هایی زندگی کردی که مثل سم آروم‌آروم وارد ذهنت شده‌ن:

  • «برنج چاق می‌کنه»
  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «تا ورزش نکنم لاغر نمی‌شم»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم!»
  • «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
  • «اگه گرسنه بمونم، حالم بد می‌شه»

اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخش‌ان. 📻

مغزت طبق همین برنامه‌ها، برات گرسنگی می‌سازه، ولع ایجاد می‌کنه، عذاب وجدان می‌فرسته، یا حتی باعث می‌شه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.

در واقع، خیلی وقت‌ها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنه‌ست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.

فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚

سال‌ها پیش خودم این رو تجربه کردم.

تصور می‌کردم دلیل چاقی‌ام برنجِ. 🍚❗می‌گفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست می‌شه.»

پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄

برای سیر شدن، سالاد می‌خوردم، سبزی می‌خوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر می‌کشید.

درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…

ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓

انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.

و اینجا بود که فهمیدم:

📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کننده‌ایه که ذهنم بهشون ایمان داره.

ما سال‌ها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀

تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟

چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟

چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟

ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر می‌کنه؟»

واقعیت تلخه، ولی شفافه:

ما چاق هستیم چون ذهن‌مون چاق فکر می‌کنه.

باورهای چاق کننده

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمول‌هایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.

چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.

تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب می‌شن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقته‌ست.

راه نجات چیه؟ 🛤️

✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده

برنامه‌ریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده

✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا

زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی

و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.

همون‌طور که من از وقتی «فرمول‌های ذهنی» رو شناختم، نه‌تنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمی‌ترسم، دیگه احساس شکست نمی‌کنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.

یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاق‌کننده و باورهای چاق‌ کننده است است.

یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق می‌کنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨‍👩‍👧‍👦🧠

تو جمله‌ای که بالا گفتم، دقت کن:

«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»

یعنی چی؟

یعنی چیزی که از خانواده‌م به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!

بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کننده‌ای بود که اون‌ها بهش ایمان داشتن.

ما تو خیلی از زمینه‌های زندگی‌مون به خانواده‌مون شبیه‌ایم:

💸 طرز فکر درباره پول

💬 شیوه ارتباط با دیگران

🍽️ حتی نگاه‌مون به غذا و بدن خودمون…

ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر می‌کنیم که ارثیه!

در حالی‌که همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کننده‌ست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.

🧭 مسیر لاغری از باور شروع می‌شه، نه از حذف غذا

تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰

و هر لقمه‌ای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…

هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمی‌تونه نجاتت بده. 💊🛑

🔑 کلید تغییر اینه که بفهمی:

«من چاق نیستم چون زیاد می‌خورم؛
من زیاد می‌خورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کننده‌ست.» 💡

وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته می‌شه.

لاغری‌ای که از ذهن شروع می‌شه، نه از معده. 🧠❤️‍🔥

🎯 رژیم نمی‌تونه حریف باورهای چاق کننده بشه!

اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا می‌رسه چیه؟

🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم می‌گیرم!»

و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خسته‌کننده:

📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامه‌ریزی دقیق وعده‌ها، و 😖 محدودیت‌های طاقت‌فرسا…

اما بذار یه سوال مهم بپرسم:

❓ آیا رژیم می‌تونه اون صداهایی که توی ذهنت می‌پیچه رو خاموش کنه؟

صداهایی مثل:

«الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»

«تو استعداد چاقی داری!»

«بدنت بدون این غذا ضعف می‌کنه»

«یه بار که چیزی نمی‌شه!»

🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…

باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠

🧠 چرا رژیم نمی‌تونه باور رو عوض کنه؟

رژیم‌ها میان و می‌رن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچ‌کدوم نمی‌تونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.

همون جایی که سال‌هاست باورهای چاق کننده مثل برنامه‌هایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.

مثلاً:

«برنج چاق‌کننده‌ست!» 🍚

«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️

«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمی‌شم!» 🤯

تو ممکنه سال‌ها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…

ولی آخرش برگشتی سر خونه‌ی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.

🔬 نگاه علمی به این موضوع:

در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:

«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرک‌های ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»

یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خسته‌ای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.

پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشه‌ی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

تغییر باورهای چاق کننده

🌱 راه‌حل چیه؟ تغییر فرمول‌های ذهنی

اگر می‌خوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافل‌ان:

🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!

  • یاد بگیری چی باعث پرخوری‌ته؟
  • چرا بعضی غذاها برات وسوسه‌انگیزن؟
  • چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان می‌شی؟
  • چرا رژیم برات شبیه شکنجه‌ست؟
  • چرا همیشه برمی‌گردی به رفتارهای قبلی؟

👣 توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد می‌گیری.

یاد می‌گیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.

✍️ چرا تمرین‌ بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟

ذهن ما سال‌ها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق می‌کنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق می‌شم» برنامه‌ریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیم‌ها هم نمی‌تونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشه‌ای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید می‌فرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد می‌کنن. ✨

🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی

لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:

  • 🍚 اولین غذایی که فکر می‌کنی باعث چاقی‌ته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
  • 📻 کدوم جمله چاق‌کننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار می‌شه؟ سعی کن از کودکی ریشه‌ش رو پیدا کنی.
  • ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنی‌ت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
  • 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
  • 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمی‌دونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.

🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.

💬 نوبت توئه!

حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کننده‌ای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار می‌شه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.89 از 122 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11807
180 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ghandian5
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۱۳:۰۴
      مدت عضویت: 2392 روز
      امتیاز کاربر: 4053 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 519 کلمه

      گام نوزدهم:
      تنها دلیل چاقی ما اینست که فرمولهای چاقی را در خود ایجاد کردیم و سالها از ان استفاده کردیم و در ان استاد شده ایم. و جالب اینجاست که دلیل چاقی ما همین فرمولهای چاقیست ولی برای لاغر شدن سراغ رفتارهای چاق کننده میرویم که هیچ ربطی به چاق شدن ما نداشته است.
      بعضیها علت چاقی را نوع غذا میدانند که خنده دار است چون این غذاها را افراد لاغر هم میخورند پس انها هم باید چاق شوند ولی نمیشوند پس در کل اشتباه است. یا بعضیها کم تحرکی را علت میدانند که بارها این دلیل را هم نفی کردیم.هیچ کس از فرمول ذهنی حرفی نمیزند که علت اصلی چاقی است. ازین طرف جسم تحت فشار رژیم قرار میگیرد از طرف دیگر فرمولها همچنان بدون تغییر به کار خود ادامه میدهند.
      نگاه و تصور ما از ماده غذایی فرمول اصلی چاقی یا لاغری ماست مثلا اگر تصور کنیم نان چاق کننده است باعث چاقی میشود . بعضیا میگن اب هم بخوریم چاق میشویم شاید واقعا باعث چاقی انها شود چون چنین تصوری دارند.
      هر چه میزان فرمولها از مواد غذایی بیشتر ذخیره شود ترس از خوردن نیز بیشتر میشود.
      بنظرم یکی از فرمولهای من شام خوردن در شب است که فکر میکنم اگر اخر شب شام یا خوردنی بخورم باعث چاقی میشود و بدن فرصت هضم مواد غذایی را ندارد و حداقل دو ساعت قبل خواب باید شام خورد این ایده برای سلامتی خوب است ولی اینکه شام خوردن باعث چاقی میشود اشتباه است چون خیلیها شام میخورند و اصلا چاق نمیشوند منظورم انواع غذاهای پختنی است چون ما شام پختنی نمیخوریم. البته من هر موقع گرسنه شدم یه چیزی میخورم ولی این فرمول را هم در ذهنم داشتم.
      اگر فرمولهای اشتباه در مورد غذاها را حذف کنیم با خیال راحت میتوانیم هر چیزی که میخواهیم بخوریم.
      در مورد برنامه غذایی که به افراد میدهند به این صورت است که خوردن تحت کنترل مغز است و دستور ان پرخوری است ولی برنامه میزان غذای افراد متناسب است که اصلا با هم جور در نمی اید .و به شکست منجر میشود.
      مدیریت واکنش ما به مواد غذایی خیلی مهم است.
      واکنشهای روحی نیز موثر است مثلا موقع ناراحتی عصبانیت خوشحالی بیشتر میخوریم.
      فرمولهای عجیب غریبی که افراد چاق در ذهن خود دارند باعث چاقی میشود.ذهن مثل نوار خالی است و ما الگو بهش میدیم. وقتی این فرمولها اصلاح بشه نیاز به فشار جسمانی نیست چون راه حل این مشکل خیلی اسونه.
      در تبلیغات روشهای گوناگون فک میکردیم که افرادی که از ان استفاده میکردند نتیجه میگیرند و وقتی ما نمیتوانیم پس مشکل از ماست. در حالی که برعکس بود و ما هیچ تقصیری نداشتیم.
      چرا ما نمیتونیم بصورت ذهنی بفهمیم که سیر شدیم و اینقد میخوریم تا واکنش بدنی داشته باشیم. وقتی واکنش جسمی داریم مشکلی هست یعنی زباد خوردیم.حتی جوقع گرسنگی نیز واکنش هست.نباید مهم باشد چه میخوریم فقط به اندازه نیاز باید باشد مثل نفس کشیدن که بیش از اندازه نفس نمیکشیم.اگه زیاد خوردیم باید ذهن خود را تنبیه کنیم و هشدار بهش بدیم.حتی حیوانات هم با خوردن به خود اسیب نمیزنند و ما انسانها خیلی وقتها به ان توجه نداریم و با خوردن به خود اسیب میزنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shine bright like a sky
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۰۲:۰۸
      مدت عضویت: 2174 روز
      امتیاز کاربر: 299 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 475 کلمه

      🐥سلام سلام🐥
      من قبلا بنده غذا بودم.
      یعنی چی؟ یعنی اینکه هیچ اختیاری نداشتم که چقدر بخورم، دست خودم نبود و انگار که غذا من و مثل عروسک خیمه شب بازی تو دستاش داشت۰
      موقعی که چاق شده بودم با خودم میگفتم چیشده؟ چرا اینطوری شدم؟ منکه لاغر بودم قبلا. سوال بزرگی بود برام.
      چقد ورزش های هوازی انجام دادم. در واقع همون کاردیو ،با حرکات سریع و پشت سر هم. دو هفته هر روز یک ساعت یا بیشتر انجام میدادم. از این دو هفته ها زیاد بود یا هوازی بود یا طناب زدن ۱۰۰۰ تا یا دراز نشست و ورزشایی از این قبیل ،دیگه کم کم نمیکشیدم دیگه دیگه ریه هام و قلبم و همه جام بنده خداها داشتن فریاد میزدن که بسه باباااا الان نابود میشیم.
      👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑
      و خبر خوب من تو این چند روز اینکه از قبلا کم تر میلم میکشه غذا بخورم چون توجه کردم به مواقعی که سیر میشم.
      شده که گاهی اوغات یکم احساس فشار خیلی کمی بکنم. که زود از بین میره ولی بازم این یعنی پیشرفت.
      نمیدونم کارم درسته یا نه ،بعد از غذا دستمو میزارم رو معدم که ببینم آیا فشار بهش میاد یا نه. وقتی یکم قلمبه شده باشه میفهمم که یکم فشار بهش اومده.
      خیلی خوب شدم دیگه اون حس بد بعد غذام و که ندارم
      وقتاییم که یکم فشار روش میاد فکرام میاد وسط که عههه زیاد خوردی که اینطوری شد. ولی اصلا توجه نمیکنم و سریع به یه چیز دیگه فکر میکنم یا خودمو توجیه میکنم که نهه اشکال نداره دفعه بعدی با صبر و حوصله میخورم.
      الان خوشحال ترم چون حسم میگه که اره به اندازه نیاز بدنت خوردی.
      اولای تمرین که بودم خیلی صبر میکردم تا خیلی گشنم بشه ولی هرچی صبر میکردم واکنش بدنی نداشتم که دلم غورغور کنه و گشنگی میکشیدم🤦‍♀️ وقتی دیگه خیلی گشنم بود میرفتم چیزی میخوردم.
      وای😂 اولاش یه حس گشنگی کوچیک میومد میگفتم با خودم نهه واستا هر وقت شکمت غورغور کرد بخور هیچی دیگه ، صبر میکردم صبر میکردم منتظر بودم تا یه کاری بشه ، بعد یه غور کوچیک میکرد میگفتم نه حساب نیست باید بیشتر شه شاید اصن از گشنگی نبوده، غور سوم و که میکرد بلند میشدم میرفتم سر یخچال.😂 تا سه نشه بازی نشه.😂 ولی زیاده روی میکردم چون هنوز نمیدونستم باید چیکار کنم.
      البته واکنش بدنی گاهی اوغات دارم ولی گاهی اوغاتم ندارم. یعنی گشنمه و میدونم که خیلیم گشنمه ولی هیچ کاریم نمیشه و بدنم چیزی نمیگه فقط میدونم که گشنمه.
      دیروز و امروز با سوزش معده بیدار شدم گفتم ای بابا منکه خواب بودم چیزی نخوردم چرا درد میکنه. بعد که صبحانه خوردم فهمیدم گشنم بوده😅😂
      یه بارم خیلی بی حال بودم حالم بد بود بعد مامانم گفت گشنته ، منم گفتم نههه گشنم نیست. بعد که غذا خوردم فهمیدم چقد گشنم بوده نمیدونستم. و بعدش حالم خوب شد😂
      وقتی بعد گشنگی غذا میخورم و سیر میشم حالم خوب میشه چشام باز میشه😂👁👁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۷ ۲۳:۲۷
      مدت عضویت: 2383 روز
      امتیاز کاربر: 22163 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 876 کلمه

      با سلام☺️.
      بیشترین تفاوتی که من بین خودم و افراد متناسب میدیدم، شانس بود. یعنی میگفتم خوش به حالش چه شانسی داره که همچین هیکلی داره.. و تمام متناسب هایی که من دیدم پوست و موهای خوبی هم داشتند بنابراین میگفتم خدا از همه چیز بهترینش رو بهش داده..
      همیشه بودن در کنار افراد متناسب برای من سخت بود چون بقیه مثلا وقت غذا همیشه مقدار خوردن ما را باهم مقایسه میکردند یا مادرم میگفت تو یک وقت اندازه ی اون نخوریا😕😕…
      از اینکه همیشه به آنها اصرار می‌شد که بیشتر بخور ولی من باید کمتر میخوردم، ناراحت میشدم و ترجیح میدادم که در این جمع ها خیلی کمتر از حالت عادی غذا بخورم تا حرفی برای گفتن نباشد..
      تفاوت بین ما و افراد متناسب باید در سطح افکار و باورهایمان نسبت به جسم بررسی بشود..
      به طور مثال : من دوتا دخترعمه دارم که خیلی متناسب هستند و تا الان نشده ببینم که نگران چاقی و لاغری باشند. و اگر حرفی هم می‌زنند فقط برای سپری کردن وقت در بین دوستان است..
      اما در همین جمع، عده ای که چاق هستند مدام از چاق تر شدن، چگونه لاغر شویم، ژن ما مشکل‌داره 😂 و غیره صحبت میکنند و وضعیت آنها از چاقی تغییر خاصی نمیکند…

      استفاده از فرمول های چاق کننده به طور مداوم در زندگی باعث ایجاد شرایط اضافه وزن برای جسم و چاقی برای ذهن شده است.
      ما با تغییر فرمول ها چاق شدیم اما برای لاغر شدن به دنبال تغییر رفتار رفته ایم.. تغییر رفتار گام بعدی است که بعد از تغییر فرمول ها و افکار اتفاق می‌افتد.
      و مرحله‌ی دوم تغییر رفتار است..
      مثال نقض؛ به ما گفتند چون هر غذایی میخوریم و فعالیت کمی داریم چاق هستیم، اما زندایی پدرم، به خاطر مریضی های دیگر فقط غذاهای آبپز میخورد، شام نمیخورد، فست فود مصرف نمی‌کند، نوشابه نمیخورد.. در ضمن به استخر و باشگاه هم میرود اما چاق است.. و در تمام سال های زندگی یک سال کاملا لاغر بوده و چند سال چاق و در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری هایی که چاق و لاغر شدن های پیوسته در او بوجود آمده اند..
      ربط دادن چاقی به مواد غذایی مختلف :
      مثال برنج را که استاد توضیح دادند، من هم این باور را در مورد برنج داشتم.
      مورد بعدی نان بود که حتی اگر مصرف نان در صبحانه را هم خیلی محدود میکردم، باز هم همان مقدار، باعث ترس از چاق شدن به خاطر نان در وجود من میشد..
      کلا وقتی یک غذا را عامل چاقی بدانیم حتی خوردن یک مقدار کم از آن، باعث ایجاد این فکر می‌شود که با خوردن این ماده ی غذایی، من چاق میشوم..
      ما در این گام یاد میگیریم که ماده ی غذایی نقشی در جسم ما ندارد، بلکه نگاه و تصور ما از مصرف آن ماده است که باعث تغییر شرایط جسم ما می شود.
      این تصور چاق کننده بودن مواد غذایی باعث شده بود که هروقت کسی را میدیدم که لاغر شده، ازش میپرسیدم چی خوردی لاغر شدی ؟🤔 
      ارثی بودن عقاید چاقی نه خودِ چاقی:
      افکار و رفتارهایی که از سوی خانواده، دوستان، رسانه وغیره بارها به ما گفته شده باعث شده است که تعاریف ما هم از جسم و شرایط آن، خیلی مشابه نظرات اطرافیان باشد ولی آیا حقیقت جسم ما که خداوند آفریده است، هم همینطور است؟ 🤔 
      پاسخ این است که خیر.. چون میلیون ها انسان هستند که آگاهی های متناسب دريافت کرده اند و یا اصلا آگاهی های اشتباه را به ذهنشان راه نداده اند و متناسب اند.. چون خداوند در قرآن فرموده است که انسان را متعادل و متناسب آفریده است بنابراین ذات واقعی ما، متناسب بودن است و این حرف هایی که شنیده و باور کرده ایم، وهم و تصور باطل داشتن از جسم است. 
      برای لاغر شدن باید به عامل ایجاد کننده ی آن توجه کنیم.. مثلا اگر پرخوری میکنیم باید توجه کنیم که علت اینکه من میخواهم بیشتر از نیازم غذا بخورم چیست؟ 🤔 و آن عامل را تغییر دهم تا رفتار متفاوت تری هم نشان بدهم… 
      درباره ی تفاوت بین افراد چاق و لاغر باید به این موضوع توجه کنیم که مثلا گرسنگی برای فرد چاق و فرد لاغر به چه معناست؟ /یک فرد متناسب از کجا می‌فهمد سیر شده است و یک فرد چاق چطور پیغام سیری را دریافت میکند؟ / واکنش افراد متناسب هنگامی که سیر هستند به غذایی که دوست دارند چیست؟ و این واکنش در افراد چاق چگونه است؟ 
      درک این تفاوت ها و تلاش برای شبیه کردن رفتارمان به افراد متناسب باعث می‌شود که جسم ما هم مانند آنها متناسب بشود. /
      فایل صوتی 🎧🎶:
      آگاهی از موضوعات جدید و مختلف درباره چاقی و لاغری باعث می‌شود که ما یک گام به سمت لاغری برداریم. 
      مهم ترین موضوع، مدیریت رفتار و واکنش های مان هنگام مواجهه با مواد غذایی است.. 
      واکنش جسم در مقابل مشکلات است پس وقتی از زیاد خوردن دچار فشار شکم می‌شویم این نشانه ی سیری نیست بلکه ی نشانه ی اعتراض جسم به زیاده‌روی ما است.. و این کار ما باعث رنج بدن می‌شود… 
      غذا خوردن نباید باعث ایجاد فشار در جسم ما بشود. 
      سیر شدن تغییر فیزیکی در جسم نیست بلکه یک پیام مغزی است که باید توسط مغز ارسال بشود نه توسط شکم!!! 😏 
      ذهن ما نیاز به تنبیه شدن دارد.. 
      در طبیعت هم، حیوانات برای بیشتر خوردن، رفتارهای وحشیانه از خود نشان نمی‌دهند.. 
      برای رفتار خوب، خودت را تشویق کن و برای رفتار بدت هم خودت را سرزنش کن تا انگیزه بگیری برای تغییر رفتارت و بهتر کردن عملکرد هرروزه ات…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sofiashirazi667
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۴ ۱۱:۰۱
      مدت عضویت: 2149 روز
      امتیاز کاربر: 3799 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام..من خدا را سپاس گذارم ک منو هدایت و راهنمایی کرد تا بااین دوره آشنا بشم و روز ب روز آگاه تر و روشن تر🙏من ک همه اش مواد غذایی را عامل چاق بودن و پرخوری خودم میدونستم نمی گفتم مشکل از منه مثلا ناهار و شام و رو باید ب موقع بخوری اگه بعدتر از وقت خودش بخوری چاق میشی مثلا عصر بخوای ناهارت رو بخوری یا شام رو باید سر شب بخوری دیر وقت بخوری عامل چاقی من این چند ماهی ک وارد این دوره شدم هر موقع بدنم نیاز داره چیزی میخورم کار ب زمانش ندارم .من دیشب خونه ی داداشم دعوت بودیم قبل از شام نخود اوردن خوردیم چند دقیقه ی بعدش کباب زدن من دیگه سیر شده بودم شام و نخوردم اصلا زیاده روی نکردم چون میدونستم سیرم یعنی شکر خدا پیام سیری رو خیلی خوب متوجه میشم اصلا یه لقمه بیشتر هم نمیتونم ک بخورم حالا هر غذایی باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۳ ۱۷:۱۷
      مدت عضویت: 2496 روز
      امتیاز کاربر: 7370 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,840 کلمه

      همیشه مواد غدایی هستن که خوردن ما چاقها رو مدیریت میکنن و ما هیچ مسولیتی در مقابل خوردنمون نداریم و این مواد غذایی هستن که مسولیت خوردن ما رو به عهده دارن و ما رو تحریک به خوردن میکنن ( من خودم قبلا هر شیرینی و کیک شکلاتی که با شکلات اضافه روش تزین شده بود و یا کلا کاکاییویی بود من فقط شروع به خوردن میکردم ودیگه هیچی متوجه نمیشدم ولی امشب خونه مادرم از همین مدل کیکهای دبل چاکلت بود و من به زور یه ذره خوردم و گفتم میل ندارم و اصلا دیگه نخوردم چون واقعا هیچ هوسم نشد واین یه تغییر بز رگ در من بود در کنار تمام تغییرات گذشته امدر این مسیر ) بعضیها با هر واکنش عصبی شروع به خوردن میکنن مثلا خستگی و یا سر درد و یا هیجانی شدن و یا ناراحت شدن سریع شروع به خوردن میکنن (منم قبلا با خوشحال بودن زیاد میخوردم ولی حالا خیلی مسلط شدم و وقتی خوشحالم متوجه هستم و به رفتارم نطارت میکنم ببینم میخوام بخورم و اگر دارم میخورم چرا میخورم ؟؟؟گرسنه هستم یا نه ؟؟؟ و همین آگاه بودنم کلی پیشرفت هست برای من و خوشحالم و هر چیزی رو به هر بهانه ای که مثلا خوشحالم وارد بدنم نمیکنم )
      و همین رفتار چاقها باعث شده ما در موقعیتهای مختلف واکنش غذایی ما هم مختلف باشه اما این بر خلاف متناسبها هست( مثلا من در سفرها و یا عیدها و یا فضا سبز و پارک و دورهمی و یا رستورانها و یا خونه ی مادرم بیشتر میخورم) و چاقها این رو گردن ارث و ژنتیک میندازن اما تفاوت چاقها و متناسبها در ذهن اونها هست که ذهن چاقها دستور پر خوری رو صادر میکنه وممکنه ما سیر باشیم اما ذهن ما دستور خوردن رو صادر میکنه (منم قبلا اینطور بودم که سیر بودم اما ذهنم دستور پرخوری صادر میکرد ولی الان دیگه ذهنم خیلی فرق کرده خودم باورم نمیشه مثلا ظهر همسرم کباب کوبیده ی عالی خریده بود از جای مورد علاقه ی من و سیخ هاش هم خیلی معمولی هستن شاید بعضیا ام بگن خیلی کوچیک هستن و دوتا سیخش کم باشه و من هم قبلا با دوبرابر اینا شاید سیر میشدم اما امروز با یکی و نصفی من کاملاسیر بودم و دیگه نخواستم بخورم و بقیه اش رو دادم به همسرم و کمی بعد خودم متعجب بودم که چه رفتاری ناخود آگاه از من سر زد همون کبابها که قبلا خیلی دوست داشتم رو تو نستم یه مقدارش رو نخورم چقد عجیب و همینه که میگم ذهنم تغییر کرده .).
      ما انسانیم عقل داریم و ار اده داریم خیلی راحت باید موضوعی رو که به ضرر ما هست اون رو بر طرف کنیم و انجامش ندیم و یا ا دامه ندیم و نباید بگیم چون ضعیف هستیم نمیتونم انجامش ندی

      م باید بگیم ما راه درست رو بلد نیستیم و انسانهایی که بارها اقدام به لاغری کردن و اما نتیجه نگرفتن چون روش اشتباه بوده این افراد بسیار توانمند هستن و من هم جز این دسته بودم (چون بارها در حد ۲۰ و یاا ۳۰ کیلو و بیشتر لاعر شدم ولی ماندگار نبوده )و خیلی به خودم افتخار میکنم که منم جز این دسته بودم من بارها رفتم ورزش شدید داخل باشگاه در حالی که باد و بارا ن شدید و خاک بوده و دو بچه ی کوچیک داشتم اما هیچ وقت ترکش نکردم فقط مربی یا ورزشم رو عوض میکردم ولی رهاش نمیکردم و هیچ وقتم نتیجه دایمی نداشته و خیلی من تلاش و استمرار داشتم برای لاغری از طریق ورزش و ورژیم و اگر اون تلاشم رو بیارم اینجا صدر صدر موفق میشم و دوباره میگم من خیلی توانمند بودم و پشتکار و تلاش داشتم طوری که اگر یه روز به هر دلیلی باشگاه نمیرفتم از مربی تا مدیریت باشگاه نگرانم بودن که چرا نرفتم چون تحت هر شرایطی ورزشم رو ترک نمیکردم ولی چون مسیر اشتباه بوده من نتیجه نگرفتم ولی من خیلی توانمند بودم (جسم من مشتاق لاغری هست فقط کافیه راه درست رو بهش نشون بدم که اونم آموزش لاِغری هست با صبر و تعهد و استمرا و اشتیاق ) .
      من هم زمان با انجام تمرینای ذهنی فقط وزن و سایزم تغییر نکرد بلکه روحیم و آرامشم هم عالی شده و ارتباطم با خودم عالی شد ه ایمانم و توکلم بهتر شده بر خلاف گذشته ام که با ورزش،و رژیم من در زجر و سختی بودم و همیشه حالم بد بود و من افسرده بودم و هیچ وقت نتایج خوبی برای همیشه دریافت نکردم و لی در این مسیر عالی من همیشه دارم نتایج رو میبینم و این هدایت خدای مهربان من هست که با این دورها و سایت آشنا شدم .
      من همیشه به دنبال تفاوتهای رفتاری چاقها و متناسبها هستم و متوجه شدم که کجا چه رفتار ی به من ضربه زده و من رو از مسیر درست تناسب اندام خارج کرده .
      و من وقتی چاق بودم همیشه چاقی به ذهن من خیلی فشار میورد صدها برابر جسم به ذهن من فشار میورد ( مثلا چاقم چقدر زشتم یا انگار پیر زنم یا اینکه چاقم چقدر بد تیپم و یا چاقم فلان لباس رو نپوشم که مسخرم بکنن) .
      و کافیه ما متناسب بشیم جهان ماعالی میشه و همه چیز در ما تغییر میکنه مثلا تمام بیماریها از جسم ما خارج میشه و ما احساس سبکی و آرامش و … میکنیم .
      چرا ما که اضافه وزن داریم از فشار جسمی باید متوجه بشیم که سیر هستیم ولی یه فرد متناسب در انبوه غذاها که قرار بگیره بازم رفتارش متناسب هست
      چه اختلافی بین من و متناسبها هست ؟؟ومن از فشار شکمی متوجه میشم ولی اونها به اندازه نیاز میخورن و ماباید توجه کنیم و آگاه باشیم که هر وقت در بدن ما مشکلی باشه بدن ما واکنش نشون میده مثلا وقتی سرما خورده باشیم آبریزش بینی و گلو درد داریم یا وقتی که پای ما جایی میخوره پای ما در میگیره و در هر صورت بدن در مقابل مشکلات واکنش نشون میده حالا هر وقت ما غدا بخوریم و احساس خفگی کنیم یا ضربان قلب بره بالا و یا نفس نفس بزنیم و یا شکممون درد بگیره ما داریم به بدن خودمون ضربه میزنیم ولی اشتباه متوجه شدیم که این نقطه ی سیری هست و چاقها حتما باید به حالت سنگینی در بدنمون برسیم که بفهمیم سیریم (چون خوردن ما چاقها اتوماتیک نبوده و دستی به وسیله خودمون انجام میشده و این بلا رو به سر خودمون می آوردیم و من یادم بعضی وقتها درموقعیتهای خاص اینقدر میخوردم تا خیلی ببخشید استفراِغ میکردم در این حد پرخوری میکردم و یا اینکه انقدر سنگین میشدم و معده ام در میگرفت که تنها راهش رو انگشت کردن داخل حلق خودم و بالا آوردن میدونستم در این حد پرخوری میکردم و اذیت میشدم )ولی متناسبها بعد از غذا اصلا احساس سنگینی نمیکنن مثل تنفس کردن اونها و یا پلک زدن اونها خوردن هم اتوماتیک انجام میشه ولی چاقها اشتباه متوجه شدن سیری یعنی فشار آوردن به یه نقطه ی بدن و اگر میخواهیم همیشه به حدی غذا بخوریم که احساس سیری بکنیم و باید به غذا به عنوان یه ماده ی خوراکی نگاه کنیم که میخواد نیاز بدن ما رو برطرف کنه نه برای لذت و یا جبران کردن و یا پولش رو دا دم و یا اینکه اسراف نشه و … هست که این غلط هست مثلا بارها شده رفتیم داخل یه هتل که پولش رو دادیم چرا بیشتر غدا میخوریم چرا ؟؟این چه نگاهی هست ؟؟و ما همیشه برای لذت بردن برای ضربه زدن و برای سود یا منفعت کردن و یا خیلی کارها ی دیگه ما زیاد میخوریم و چرا ما اینطوریم ؟؟ (ما چرا داخل هتل که میریم بیشتر نفس نمیکشیم یا حموم نمیکنیم یا بیشتر نمیخوابیم چرا فقط بیشتر میخوریم )ما باید به این حالت پرخوری حالت زشت و زننده بدیم و هر جا زیاد خوردیم به خودمون الفاظی رو نسبت بدیم که ذهن دیگه تنبیه بشه و تکرار نکنه و اگر نگیم ذهن دوباره تکرار میکنه و من باید برای پرخوری خودم حدی تعیین کنم که اگر بیشتر خوردم به خودم نهیب بزنم در طبیعت حتی درنده ترین حیوانات هم وقتی سیرن دیگه حمله نمیکنن مگر بخوان از خودشون دفاع کنن ولی من انسان چرا اینطورم ؟؟
      من باید این حلالت سنگینی رو بعد از غدا رو از خودم دور کنم واگر انجام دادم خودم رو سرزنش کنم و بلعکس اگر رفتارم خوب بود خودم رو تشویق کنم که ذهن انگیزه بگیره و همیشه بگو رفتار من باید انسانی باشه و در شان یه انسان باشه و اجازه ندید شرکتها و بسته بندیها برای تو حد و مرز خوردن تعیین کنن ؟کی گفته دیگران باید برای ما حد و اندازه تعیین کن کی گفته؟؟؟ چرا متناسبها به این حد و اندازه ها توجه ندارن و به اندازه نیازشون مصرف میکنن و متناسبها اصلا کاری به مواد غذایی و زمانها و مکانها ندارن و اما ما هر چقدر پیترا بزرگتر میخوریم سفره رنگینتر ما میخوریم (من قبلا خودم با یه پیتزا اصلا راضی نمیشدم و دوتا رو کامل میخوردم تازه منتطر بودم اگر از بچهام موند یا همسرم اونم بخورم حتی اگر سیر هم بودم ولی میخوردم اما جدیدا من در خواست میکنم از شوهرم یکی بخریم برا دوتامون آخه زیاده و بزرگن مگر من چقدر میخورم و جالبه که میخورم و سیر هم میشم و هم بقیه تعجب میکنن و هم خودم ومن قبلا که با متناسبها میرفتم فست فودی و اونها به این شکل رفتار میکردن و من تعجب میکردم که چرا نمیخورین یعنی چی نمیتونم ولی حالا خودم دقیقا در همون حد میخورم و سیر هم هستم )
      هر وقت بعد از غذا احساس سنگینی و شکم درد داشتی بدون رفتارت غیر انسانی بوده و خودت باید برطرفش کنی و هیچ دارویی نداره و این درد شکم و زیاد خوردن و سنگینی رو باید برطرف کنیم (من که موقع غذا به خودم میگم اول اینکه سیر هستی یا گرسنه و اگر گرسنه بودم واقعا شروع به خوردن میکنم و بعد میگم بدون هیچ خاطره ای و ذهنیتی از این غذا بخور و بگو به خودت که این غذا برای ادامه ی حیاط و زندگی من نیاز هست و من در حد رفع این نیاز جسمی خودم باید غذا بخورم مثل اکسیژن که برای بدن من نیازه هست و اگر دیدم دارم لقمه های اضافه بر میدارم سریع به خودم میگم من از اون حالت زشت و زننده ی سنگینی بعد از غذا متنفرم و میخوام سبک باشم و به یاد تعهدم و هدفم میفتم و ادامه نمیدم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جاودانگی
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۱ ۰۰:۱۵
      مدت عضویت: 2273 روز
      امتیاز کاربر: 990 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 493 کلمه

      سلام.
      از روزیکه تمرین یک هفته ای رو شروع کردم که تا وقتی واقعا گرسنه نشدید و واکنش بدن و حس نکردید غذانخورید و وقتی اون حس نیاز ازبین رفت دست بکشید رو شروع کردم این جمله ها رو درک کردم که در فرد متناسب خوردن مثل سایر اعمال بدنشه عین نفس کشیدن و …..! یادمه بارها و بارها سیر بودم اما یکی از بیرون میومد و میخواست غذابخوره تعارف میکرد چون بلد نبودم این چیزارو ،و بقول شما غذاها منو مدیریت میکردن توی رودروایسی میموندم و دوسه لقمه به زور میخوردم که دل طرف مقابل نشکنه .یعنی حاضربودم به جسم خودم بی احترامی کنم اذیتش کنم معده درد بگیرم اما به اون ادم نه نگم !چقدر رفتارم فرق کرده با اون وقتا خدایا هزار مرتبه شکرت . همین امشب همه بستنی میخوردن به منم تعارف کردن اگه قدیما بود امکان نداشت نخورم چون بستنی دوست دارم ولی فورا گفتم من الان نمیخورم سیرم بعدا میخورم و کیف کردم ازاین رفتارم . مگه میشه دیگه بااین همه آموزش جدید یه بستنی بتونه منو وادار کنه به رفتار اشتباه ؟؟؟؟ بقدری این سنگینی بعد غذارو برای خودم زشت میدونم که فعلا پیش نیومده تجربش کنم تو این مدت مسیر لاغری. و چون قبلا معدم شدید درد میگرفت بعد هرغذا اینو هی یاداوری میکنم که بیشتر از نیاز خوردن یعنی همون معده دردا همون اذیت شدنا و بخاطر همین یه موردم شده دیگه نمیتونم بیش از نیازم بخورم . قبلا وعده های غذاییم طبق ساعتای خاصی بود و بابقیه سر سفره غذانخوردن یه حالتی داشت برام تا صدام میکردن میرفتم برای غذا ولی الان دیگه قاعده ی خیلی دقیقی ندارم ساعتی که گرسنمه میرم سراغ غذا حتی اگه بابقیه فرق داشته باشه . اوایل متعجب بودم که میدیدیم دلدرد میگیریم یا بی میلیم بازم غذا میخوریم و فکر میکردم آدمای چاق بی ارادن نمیتونن جلو خودشونو بگیرن ولی لاغرا بزور خودشونو کنترل میکنن که خوش هیکل بمونن و خودمو اونوقتا خیلی سرزنش میکردم ولی قضیه چیز دیگه بوده . رفتارای ما اتوماتیک وار تحت کنترل فرمولای ذهنیمون بوده وگرنه ما بی اراده نبودیم . باید مدام بخودمون یادآوری کنیم غذا دقیقا مثل اون اکسیژنه است مگه ما بیش از حد نیازمون اکسیژن و میفرستیم توریه خودمونو هلاک میکنیم بیشتر نفس بکشیم پس با غذام باید رفتارمون طبیعی باشه به صدای بدنمون گوش بدیم خدا بهترین سیستم و برامون قرار داده دل ضعفه یعنی که تو نیاز داری و وقتی اون حسه رفع میشه یعنی اوکی شدی دیگه ادامه نده غذا که تموم نمیشه مگه شده وعده ای بی غذا بمونیم که نگران غذاییم.هروقت شبانه روز گرسنه شدیم دوباره میریم یه چیزی میخوریم .دیگه از این بهتر وجود نداره که من کنترل بدنمو رفتارامو دستم بگیرم مثل یک انسان کاملا متناسب رفتار کنم و به اون چیزی که میخوام به راحتی برسم، بدون زجر کشیدن و اعصاب خوردی که زمان رژیمای جورواجور هممون تجربه کردیم .بارعایت همین مورد خودبخود لاغر میشیم .ممنون استاد همیشه شاد و موفق باشید🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۰ ۱۱:۰۲
      مدت عضویت: 2446 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,270 کلمه

      سلااااام یکی از بی نظیرترین فایلهای دوره است این فایل فوق العاده
      برای دفعه سوم هست که این فایل رو گوش میدم و هربار کلی آگاهی دهنده و هشدار دهنده هست برای من دفعه دومی که این فایل رو گوش دادم با خودم گفتم نه نباید به خودمون القاب بد بدیم ما باید بادخودمون مهربون باشیم یعنی چی که به خودم بگم مگه تو …. هستی که اینقدر میخوری …..
      ولی وقتی با خودم خلوت کردم و دیدم که بعد از یکسال فایل گوش دادن هنوز هم من گاهی این رفتار رو دارم و دیدم بارها استاد گفتن که گوش دادن به تنهایی شما رو لاغر نمیکنه و باید عمل کنید به آنچه در فایل گفته میشه اونوقت نتیجه میگیرید چند باری که به حد پرخوری رسیده بودم و با فشار شکم که نشونه آسیب به این جسم بیچاره ام هست رسیدم حرفای استاد یادم اومد و به خودم گفتم مگه تو …هستی که اینهمه میخوری تو که پیغام سیری رو درک میکنی چرا اینقدر خنگ بازی در میاری و خودت رو به نفهمی میزنی تو که امروز فهمیدی که با نصف بشقاب هم سیر شدی چرا خودت رو گول زدی که نه هنوز سیر نشدم چرا توی مهمونی بازم برای خودت پلو کشیدی به خاطر اینکه از خورشتت هنوز مونده بود و گذاشتی که باز غذاها برات تصمیم بگیرن چقدر بخوری تا کی میخوای خودت رو گول بزنی که چون دارم فایل گوش میدم اشکالی نداره بخورم یا چون در مسیر هستم اشکالی نداره و اگه کم بخورم یعنی از شیرینیها میترسم نه من از هیچ غذایی نمیترسم برای همین که ثابت کنم که نمیترسم بیشتر میخورم و میگم بببن من چاقتر نشدم با اینکخ امسال این همه نون خامه ای و قطاب و نون برنجی و…. خوردم
      واقعا که از رفتار خودم در برابر مواد غذایی خجالت میکشم و حالا میفهمم که عمل کردن چقدر مهمه و اینکه چرا بعضی از دوستان زودتر نتیجه میگیرن و بعضیها دیر تر تفاوت فقط در همین نکته مهمه”عمل کردن و عمل کردن”؟👌👌👌
      میخوام برای خودم فرمولهای ذهنی چاق کننده که تا حالا یاد گرفتم رو مرور کنم
      ۱_بعضی از غذاها و خوراکیها چاق کننده هستن مثل برنج مثل نون ،شیرینی ،کیک ،شکلات و هر انچه با شکر درست میشه،پیتزا و غذاهای سرخ کرده که در روغن زیاد پخت میشن ،ولی بعضی غذاها چاق نمیکنن مثل میوه ها ،سبزی،کاهو هویج و خیار و …
      (دلیل این فرمول رفتار پدرم و مادرم بوده پدر من همیسه میگن من از برنج متنفرم برنج باعث میشه شکم بیاری و همیشه همه جا با افتخار میگن من هفته ای به بار برنج میخورم و هر وقت مامان برنج درست کنن دعوا میکنن،روی برنج خوردن توی وعده شام به شدت حساسن و همیشه به برادرم میگن نخور ابن برنج ها رو ابنقدر داری چاق میشی به خاطر همین بدنج ها هست)در صورتیکه همسر من که کاملا متناسب هستن علاقه زیادی به برنج دارن و حتی اگه در وعده صبحانه هم برنج داشته باشیم میخورن و چاق هم نمیشن
      ۲_لذت و تفریح مساوی خوردن
      ابن فرمول در ذهن افراد چاق خیلی قدرتمنده و برای ما دورهمی و سفر ورستوران وعروسی و دیدن سریال و فیلم مورد علاقه،مهمانی ،افطاری و هر تجمعی حتی مراسم ختم وروضه هم برای خوردن هست و بعد از اون مراسم از نحوه پذیرایی و مواد خوراکی که بود صحبت میکنیم و نحوه تعارف و اصرار میزبان به خوردن بیشتر رو دلیل احترام به خودمون میدونیم
      ۳_فشار شکم ودرد شکم=سیری
      تا زمانی که جسم علامت نده ما همچنان به خوردن ادامه میدیم و در واقع پیغام سیری برای ما همون درد شکمی هست و معمولا با احساس سنگینی و فشار و اینکه حتی دیگه نمیتونیم نفس بکشیم هم از سر سفره بلند میشیم
      به قول یکی از اساتید دانشگاه که روحانی بودن،درست اینه که یک سوم معده غذا باشه یک سوم مایعات یک سوم هم برای رود وبدل شدن هوا حالا بعضیها میگن یک سوم غذا که میخوریم اب هم نمیخوایم به جاش غذا میخوریم هوا هم میخواد رد شه میخواد رد نشه😅
      واقعا این همون رفتار ما افراد چاقه
      ۴_غذا =لذت ،غذا=ارامش،غذا=حال خوب در صورتیکه در ذهن افراد متناسب غذا یعنی تامین انرژی برای همینه که ما در مواقع ناراحتی میخوریم در موقع عصبانیت میخوریم موقع نگرانی میخوریم در موقع هیجانی شدن میخوریم ولی اونا فقط موقع گرسنگی میخورن و چه بسا در این شرایطی که ما میخوریم اونا کاملا بی اشتها میشن و میلشون شدیدا کاهش پیدا میکنه
      ۵_به محض احساس سبکی معده =خوردن
      ما معمولا اجازه نمیدیم پیغام گرسنگی رو دریافت کنیم و قبل از گرسنگی غذا میخوریم در صورتیکه اونا تا زمانی که احساس گرسنگی نکردن چیزی نمیخورن
      ۶_احساس گرسنگی=عصبانیت
      خستگی=گرسنگی
      خود من وقتی خسته باشم زودتر عصبانی میشم کم حوصله میشم و خیلی وقتها با خوردن خستگیم هم رفع میشه وقتی میخورم اروم میشم و حوصله پیدا میکنم خدا نکنه خسته و گرسنه باشم دیگه زمین وزمان رو به هم میدوزم😶😶😶😅
      در صورتیکه قانون اینه که اگه خسته ای درمانش استراحته نه خوردن👌
      ۷_دیدن،شنیدن،لمس کردن و بوییدن و چشیدن =لذت خوردن
      همینکه استاد میگن لاغرها فقط با دهانشون میخورن چاقها با چشم وگوش و دست و بینی و دهانشون😅😅😅
      ۸_لاغر شدن=سختی،رنج،محدودیت،نخوری،عرق ریختن
      در صورتیکه در افراد لاغر متناسب موندن و کاهش وزن بسیار اسونه و برعکس چاق شدن حتی یک گرم اضافه کردن سخته
      ۹_چاق بودن=حسرت داشتن
      حسرت داشتن اندام متناسب،حسرت خرید کردن با حال خوب و بدون اعصاب خوردی ،حسرت لذت بردن از جسمت جلوی آینه مخصوصا آینه اتاق پرو😶،حسرت خوردن و چاق نشدن،حسرت خوردن یه وعده غذایی یا شیرینی بدون ترس،حسرت شنیدن جمله”چقدر لاغر شدی از دیگران”،حسرت سفر رفتن و چاق نشدن،حسرت پوشیدن لباسهای رنگ روشن،چهار خونه،کوتاه،اندامی،حسرت شنیدن “بله از همه مدلها سایز شما داریم”از زبان فروشنده ها،حسرت دیدن شکم تخت،حسرت پوشیدن نیم تنه،حسرت استخر رفتن با حال خوب و لذت،حسرت سلامتی،حسرت اعتماد به نفس برای حضور درجمع و بیان نقظه نظرت و هزاران حسرت دیگه😶😶😶😶
      ۱۰_داشتن اندام متناسب=رژیم دائمی و ورزش مادام العمر
      در صورتیکه خیلی از افراد لاغر رو میشناسیم که هیچ وقت رعایت رژیم خاصی رو کردن و نه حتی دو قدم راه رفتن
      ۱۱_بارداری =چاقی
      ۱۲_ازدواج=چاقی
      ۱۳_سن ۴۰ به بعد=چاقی
      ۱۴_متابولیسم پایین=چاقی
      اصلا چیزی به اسم متابولیسم پایین وجود نداره
      ۱۵_ژنتیک=چاقی
      ۱۶_کم تحرکی=چاقی
      ۱۷_کم کاری تیرویید،تنبلی تخمدان،کیست تخمدان=چاقی
      ۱۸_بلوغ=چاقی
      ۱۹_شیردهی=لاغر نشون به سادگی
      ۲۰_شیر ندادن=چاق موندن
      ۲۱_خواب زیاد یا خوابیدن بعد از ناهار=چاقی
      ۲۲_خوردن شام=چاقی
      ۲۳هله هوله خوری=چاقی
      ۲۴_مزاج سرد=چاقی
      ۲۵_خوردن در ساعات اخرشب=چاقی
      ۲۶_چاقی =زیبایی وااااای که چقدر این فرمول خطرناکیه همین فرموله که باعث ترس ما از لاغر شدن میشه چون دیدیم افرادی رو که با لاغر شدن افتادگی پوست پیدا کردن یا پوستشون تیره و خشک شده یا بارها شنیدیم گفتن”گوشت گفته کجات زشته بیام قشنگش کنم”
      ۲۷_چاقی=خواستنی تر بودن و دوست داشتنی تر بودن
      اینم یکی از اون فرمولهایی هست که واقعا جلوی ما رو برای لاغر شدن گرفته برای اینکه برای همسرمون جذاب تر باشیم چاق شدیم و لاغر هم نمیشیم در صورتیکه اصلا جذابیت به ظاهر نیست چقدر یه خانم خوش استایل خوش پوش با اعتماد به نفس با صورت زیبا و جوان و متناسب جذابه واقعا👌👌👌👌😍😍😍
      ۳۰_دور ریختن غذای اضاف اومده=اسراف
      همین فرمول باعث میشه ته مونده غذای بچمون رو بخوریم و غذای مونده در یخچال رو بخوریم
      ۳۱_پول دادیم و هزینه کردیم=باید بخوریم
      واقعا چقدر زیادن این فرمولهای چاق کننده ذهن ما
      پس همینه که لاغر نشدیم هر تلاشی هم کردیم بی فایده بوده تا زمانی که اینها در ذهن ما ذخیره است و داره کار میکنه چه انتظاری هست ما لاغر بشیم
      به قول استاد ما ادمهای ضعیفی نیستیم فقط لاغر شدن رو بلد نبودیم و با این ذهن پراز فرمول چاق کننده چطور میشه لاغر شد ومهمتر اینکه لاغر موند
      فقط و فقط یادگیری لاغری از طریق ذهنی هست که میتونه ما رو برای همیشه متناسب کنه و تمام کساییکه به این مسیر هدایت شدن انتخاب شده از طرف خداوند عالم بودن و همین افتخار باعث شور و اشتیاق ما هست برای ادامه دادن این مسیر به قول استاد”یا لاغر میشم یا میمیرم”راه دیگه ای نداره😊😊😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
        ۱۴۰۰/۰۶/۱۱ ۱۵:۱۰
        مدت عضویت: 2270 روز
        امتیاز کاربر: 2285 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام دوست عزیز مطلبتون خیلی عالی بود و این که چقدر آدمهای چاق شبیه هم فکر و رفتار میکنن .کلی لذت بردم . موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار saberizahra80
          ۱۴۰۰/۰۶/۱۲ ۰۹:۵۶
          مدت عضویت: 2446 روز
          امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 6 کلمه

          سلام دوست عزیز .

          ممنونم از محبتتون❤

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۱۸:۴۱
      مدت عضویت: 2234 روز
      امتیاز کاربر: 1227 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,338 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
      👣 گام نوزدهم :تفاوت یک فرد چاق و فردمتناسب درفرمول ها ذهنی این افراد است
      🙂☺️ چاقی ما به دلیل عوامل بیرونی مث ارث🤔 مث تیروئیدکم کار یا سوخت ساز پایین نیست بلکه به دلیل اینه که فرمول ها ذهنی چاق کننده در ذهن خودمون ایجاد کردیم.
      ذهن مث یک نوار خالی است که ما اومدیم بهش آموزش دادیم چاقی رو ترس از خوردن زیاده خوردن رو و نگرش درباره مواد غذایی رو بهش یاد دادیم
      الان اگه بریم از یک فرد متناسب راجب پیتزا برنج خامه سوال بپرسیم اون ها هیچ نگرانی از خوردن این غذا ها ندارن و بگی نگرشت درباره این مواد غذایی چی هست آیا این مواد چاق کننده هستن و با اطمینان خاطر میگن اینم یه غذا مث بقیه غذا هاهست و هیچ فکری دربارش ندارن ترسی از خوردنش ندارن داستانی تو ذهنشون درباره مواد غذایی و تاثیر اون بر جسم خودشون ندارن. 🤨
      واما از یک فرد چاق بپرس از خودمون بپرسیم چرا راه دور بریم قبل این روش چقدر از خوردن غذا ها ترس داشتیم من خودم جوری بودم که میگفتم آره چون آب کم میخورم چاق تر میشم دیگه به این حد رسیده بودم که از یه پفک خوردن هم ترس داشتم و میترسیدم که چاق ترم کنه و هرجا که زیاد می‌خوردم فوری میگفتم ای وای که چاق شدم و هر موقع که رژیم بودم میگفتم آلان که برنج نمی‌خوردم پفک نمی‌خورم وخیلی چیزها دیگه که تو ذهنم عامل چاقیم بود رو میگفتم چون نمی‌خورم لاغر دارم میشم
      همینجا میشه فهمید تفاوت ذهن یک فرد متناسب با چاق رو
      افراد متناسب کنترل خوردن خودشون داشتن ولی یک فرد چاق هیچ کنترلی روی خوردن خودش نداشت و مواد غذایی بودن که خوردن اون کنترل میکردن و بهش میگفتن هر مواد غذایی به چه میزانش مصرف کن.
      و یک تفاوت دیگم که هست و روی خوردن افراد متناسب تاثیر نمی‌ذاره ولی روی افراد چاق تاثیر میذاره حالات روحی است که روی خوردن افراد چاق هم خیلی تاثیر اون فرد ناراحته خهسته است افسرده است بیکار است بی حوصله است خوشحال است از خوردن استفاده می‌کنه ولی یک فرد متناسب چنین رفتاری نداره. 🤪😒
      تفاوت ما افراد چاق با افراد متناسب در الگو ها و فرمول ها ذهنی ماست یعنی بدن ما توانایی لاغر شدن داره ما ضعیف نیستیم ما خیلی هم قوی هستیم چون قبلا خیلی روش ها سخت انجام دادیم واسه لاغر شدن اما چون روشمون اشتباه بوده شکست خوردیم یعنی بدن ما خودش به طور پیش فرض عاشق متناسب شدن و ماهم این توانایی داریم و وقتی تو این مسیر هستی و الان در هر شرایطی جسمی با هر وزن سنی که هستی خداوند انتخابت کرده چون این توانایی درما ها دیده که به این مسیر هدایتمون کرده همیشه طبق گفته این اون عمل میکردی و با فشار محدودیت میخواستی نشد چون ذهن ما کاری که براش سخت باشه انجام نمیده حالا بیا یبار به پاس هدایت خداوند و تشکر از استاد عطار روشن این روش آموزش ببین تمرین کن و عمل کن به گفته ها استاد خیلی سریع در خودت تغییراتش مبینی نگاه جسمت نکن نگاه رفتارت نگرشت درباره مواد غذایی کن مطمعنم اگه به آموزش ها عمل کرده باشی تا الان خیلی تغییرات داشتی چون منم خودمم یکی هستم مث شما و تغییرات در خودم مبینم پس بهترین روش روش لاغری با ذهن است اموزش استمرار اشتیاق وعمل کردن که خیلی مهمه این میشه شگفتی قرن جدید 🤩😍🤩
      ما افراد چاق سیر شدن و گشنگی بلد نبودیم الان تفاوت سیری در افراد چاق ولاغر توضیح میدم متفاوت در طرز نگرش آنها با مواد غذایی رو ،😊🤗☺️ اولا واسه هر یک از احساس ها ما بدن یک واکنش از خودش نشون میده موقع بریدن شدن دست موقع تندتند دویدن موقع گرسنگی واسه هر حالت بدن یک واکنش نشون میده. 😐😑😙
      ووقتی یک فرد خیلی گرسنه باشه یک واکنش نشون میده مث درد شکم صدای شکم و میفهمیم گشنمون است و باید غذا بخوریم 🙄😋🤭
      واما اینجا نیومدیم می‌خوردیم که به حالت خفگی درد شکم سنگینی ایجاد بشه تا بگیم سیر شدیم و منتظر یه بار فیزیکی هستیم یه واکنش از بدن که بگیم سیر شدیم ولی یک فرد متناسب در حد رفع نیازش مصرف می‌کنه و قبل از درد شکم یا حالت خفگی دست از خوردن می‌کشه چون تو ذهن فرد متناسب سیری مساوی است با رفع نیاز بدن 🤗😋
      ولی تو ذهن فرد چاق سیری مساوی است با 😰😫😨😱
      فشار شکم خفگی سنگینی و این تفاوت‌ها باعث میشه تفاوت در جسم هاهم ایجاد بشه ،🙄🤫😬
      باید مث یک فرد متناسب عمل کنیم و سیری مساوی باشه با رفع نیاز بدن نه واسه سرگرمی نه واسه تفریح ناراحتی پولش دادم حیف است نذری است گناه است اسراف میشه زیاده روی نکنیم و نگرشمون نسبت به خوردن عوض کنیم ودرحد نیاز بدن مصرف کنیم غذارو.
      وباید جوری غذا بخوریم که به اون حالت زشت زننده نرسه 😊
      حتی درنده ترین حیوانات هم زیاده روی نمیکنن در خوردن و اندازه نیازشون میخورن و دانبال غذا بیشتر نیستن
      پس بیاییم این آموزش هارو نه فقط حفظ کنیم بلکه عمل کنیم بهش و در شأن یک انسان رفتار کنیم و مواقعی که به اون حالت سنگینی خفگی میرسیم خودمون تنبی کنیم و به خودمون بگیم چرا این کارو کردی حتی حیواناتم این کارو نمیکنن ووقتی قبل اون حالت دست از خوردن کشیدیم خودمون تشویق کنیم وبگیم به خودمون آفرین وانگیزه بدیم به خودمون 😍🤩
      اجازه ندیم مواد غذایی مارو کنترل کنن وبگن به چه اندازه بخور خودمون کنترل بدست بگیریم برده مواد غذایی نباشیم و هر روز بدون اون داستان ها که راجب مواد غذایی داریم غذا بخوریم و قبل اون حالت زشت زننده پرخوری دست بکشیم از خوردن عمل کنیم به این آموزش ها تا موفق بشیم خداوند خالق ماست و ما خالق وضعیت و شرایط الان خودمون هستیم ،😌😉

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار smoazamiy@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۱۵:۳۶
      مدت عضویت: 2027 روز
      امتیاز کاربر: 430 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 919 کلمه

      سلامی دیگر در یک روز دیگربراساس گوش دادن ب یک فایل دیگر😍
      ایستگاه نوزدهم مسیر لاغری من(فرمول های ذهنی چاق کننده رو شناسایی کنیم)🤔🧐
      بزرگترین تفاوت افراد متناسب و چاق دررفتارهای غذایی وواکنش نسبت ب مواد غذایی میباشد.افراد متناسب غذا را انتخاب و نحوه خوردن را کنترل میکنند .ولی در افراد چاق بر عکسه ،ب این صورت ک مواد غذایی کنترل خوردن را در دست دارند ، واین ب شکل واضحی درمن وجود داشته ک موقع های ک سیر بودم و میلی نداشتم باتوجه ب نگاه کردن ب غذا خوردن پسر و همسرم ، یا دیدن مواد بستبندی شده ، در حالت سیری و پرخوری بازم پرخوری میکردم ، و اینها تنها در تفاوت فرمول های ذخیره در ذهن است ،
      ذهن ما مثل یک نوار خالیه ، ک خودمون پرش میکنیم از افکار و باورها ،این افکار ممکنه درست باشن ،یا غلط ،ولی در اصل پیش فرض ما متناسب بوده و ما با دستکاری خودمون اون و از حالت خودکار خارج ، و ب حالت دستی ذخیره ش کردیم ،
      حالا برای اینک بتونیم ب پیش فرض و حالت خودکار برگردیم باید دنبال فرمول هایی ذهنی لاغری باشیم ،،،همیشه در زمان های چاقی و رژیم همیشه ب ما تاکید میکردن چون بر اثر پر خوری ، بی تحرکی ، ورزش نکردن ، تند تند غذا خوردن ، خواب زیاد ، مصرف دارو چاق شدیم ،،حالا باید با گرفتن رژیم ، ورزش کردن ، تحرک فیزیکی زیاد ، آهسته غذا خوردن ،لاغر بشیم و هر دلیلی برای چاقی داشتیم بر اساس واکنش جسمی بوده و هیچ توجهی ب فرمول های ذهنی نکرده ایم.
      یک نمونه این تفاوت ها درافراد متناسب و چاق نحوه سیر بودنشون هست ،
      نقطه سیری فرد متناسب بدون فشار شکم و احساس خفگیه وبا لذت و آرامش و بدون اینکه چشمم دنبال غذا باشه از سفره فاصله میگیره ،،در حالی ک نقطه سیری یک فرد چاق مساوری است با فشار شدید شکم و حالت خفگی 😐🤕 و افراد متناسب براساس نیاز بدن مواد غذایی مصرف میکننداماافراد چاق براساس بخور کمه بخور نیست دیگ بخور گیرت نمیاد بخور گرون خریدم .بخور همین ی شبه س.و نیاز خودشون رو با پر خوری و عذاب وجدان بعدش تامیین میکنن..
      خب حالا اگ ما بخواهیم مثل یک فرد متناسب برخورد کنیم ؛اول باید ذهن رو برنامه ریزی کنیم ، بعد دنبال جایگزین های فرمول لاغری بجای فرمول های چاقی باشیم ، ما باید آموزش ببینیم و یاد بگیریم ک ذهنمون رو هدایت کنیم ب مسیر لاغری با تمرین ، با تکرار ،و صبر،و این تمرین و آموزه ها رو باید بعمل تبدیل کنیم ب شکلی ک تا زمانی ک گرسنه نشدیم غذا نخوریم ، ودر مواقع سیری با بی توجهی ب مواد غذایی بسته بندی شده اون رنگ اون تصاویر روشون تحریک ب خوردن نشیم ، ی سری ضعف ها هم هست ک ذهنیه و علایم واقعی گرسنگی نیست باید ب آنها هم بی توجه بود ،ما برای چاق شدن تلاشی نکردیم فقط براثر ی سری افکاری ک درما بوجود آمده و کی وکجاش و نمیدونیم چاق شدیم و ربطی ب پر خوری یا بی تحرکی نداره و ما برای لاغری هم تلاشی نخاهیم کرد فقط افکاری رو جایگزین میکنیم ک پیش فرضمون رو بیاد بیاریم ک ماهم ی روزی متناسب بوده ایم و اون روز رو دوباره بدست خواهیم آورد باصبر و تمرین و اشتیاق داشتن ب لاغری و تناسب اندام در مسیر للغری با ذهن….ما باید مواظب ورودی افکارمون باشیم ح حالمون بد نشه ..عجله کردن باعث رهایی نشه ..چاق بودن هروزه ی ما باعث سرد شدنمون از مسیر نشه .و مارو از هدفمون دور نکنه..
      لاغری یک هنره ک باید مثل خیلی دیگ از هنرها آموختش و یادش گرفت ..و این آموختنها در هر هنری نیاز ب زمان دارد…و با عجله کردن کار پیش نمیره فقط خودمون رو خسته میکنیم ..مگه ما برای چاق شدن زمان تعیین کردیم یا ی شبه یا یک ماهه یا یکساله چاق شدیم ..در ازای صبرو اشتیاقمونب لاغری سالهایی رو ک چاق شدیم رو سپری نخاهیم کرد برای لاغری بلکه در مدت زمان کمتراز اون زمانی ک ما چاق شدیم لاغر خوهیم شد ..چرا؟؟؟چون ذهن مشتاق لاغر شدن هست ..چون پیش فرضش لاغری است …چون در مسیر های اشتباه باز هم وزن و سایز کم کرد اگ برگشت بدلیل فرمول های چاق کننده ذهن بوده است ،اگ ما ب آموزش ها عمل کنیم خیلی زود ب هدفمون نزدیک و نزدیکتر میشویم انشاءالله 🙏😍💃
      تغییرات من 🖐️👸
      دیروز ناهار برای خودم و پسرم میخاستم سیب زمینی سرخ کنم ..بعد ۴ تا سیب زمینی متوسط رو ب کوچیک رو انتخاب کردم ۳ تاش رو خورد کردم اومدم چهارمی و خرد کنم گفتم ک زیاده وچهارمی خرد نکردم💃و موقع خوردن هم با چند لقمه نون و سیب زمینی سیر شدم و بقیه ش رو پسرم خالی و بدون نون خورد و ازین بابت خیلی خوشحالمم ک اون سیب زمینی رو خورد نکردم و نتونستمم اون ۳ تا خرد شده رو کامل بخورم و خدارو بابت این تغییر شکر میکنم🙏🤗
      دیشبم جاتون خالی قیمه بادمجون داشتیم ک داخلش آلو ریخته بودم تقریبا ساعت ۹شب شام خوردیم و من خیلی راحت بدن ترس غذام و خوردم با ۲یا۳تا ته دیگ سیبزمینی ، و ب نقطه سیری رسیدم ..و چون داخل غذام آلو بود ساعت ۱ گرسنه ام شد و ۵.۶ قاشق دیگ برنج و خورشت خوردم و اصلا نترسیدم و عذاب وجدان نگرفتم و خیلی آرام و سبکم خوابیدم و خوابم برد…البته قبلش فایل گوش دادم ولی بی خواب نبودم براسر پرخوری..خوابم نمیبردامیدوارم متوجه بشید چی میگم..و ازین تغیراتم خدارو شکر راضی ام و پرقدرت تر ادامه میدم و هروز اشتیاقم ب فردا بیشتر میشه🌹😊💃
      ب امید موفقیت و تغییرات دوستان همسیر🙏موفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️حبيبه😊
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۱۴:۳۱
      مدت عضویت: 2512 روز
      امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 645 کلمه

      سلام سلام 🙋‍♀️
      روزتون خوش💚
      تا گام ١٩ همراه هستم و هم خيلي خوشحالم و حس و حالم خوبه و همينطور خيلي دارم بهتر درك ميكنم روش تناسب ذهني رو ، اينكه ايمانم به اين مسير خيلي نسبت به روزاي اول قوي تر شده و اطمينان دارم كه اين مسير بي نظيره و حسم داد ميزنه كه اين روش درست ترين روش رسيدن بِه تناسب اندامه و ماندن در اندام متناسب ، چون تجربه كردم روش هاي ديگه رو و ديدم كارم تو روش هاي قبل مثل اين ميموند كه خونه رو آب برداره از لوله شكسته اي آب بزنه بيرون و من فقط تقلا كنم و با دستمال مدام آب رو از زمين جمع كنم ، تا نرم شير فلكه رو ببندم و اون لوله درست نشه كار من فقط رنج بي پايانه و يه جايي خسته ميشم ميگم ولش كن اصلا بذار آي بگيره همه جارو….
      از اون روش ها هسته شدم گفتم ولش كن بسه رنج و سختي بذار چاق بموني و هدايت شدم بِه راه درست ، به يادگيري به منبع درست، خدايا شكرت
      من متعهدم بِه مسير و تا لاغر شدن لاغر موندن و تا آخر از اين مطالب جدا نميشم ، چون هدفم ارزشمنده چون لياقت لاغري رو دارم و ميخام خلق كنم اندامي متناسب رو💚
      خيلي برام نكته اي كه در متن بود ، جالب بود كه هر چه فرمولهاي بيشتري درباره تاثير مواد غذائي بر جسم در ذهن ايجاد بشه ترس از مواد غذائي بيشتر ميشه اين ترس يعني لياقت چاقي لياقت چاقي يعني مسير چاقي يعني رفتن بِه سمت چاقي، يادم مياد زماني كه باشگاهمون راه افتاد و خودم اونحا مدير بودم هر روز ورودي و فرمول هاي چاقي ميگرفتم مربي ها توصيه هاشون رژيم ها اينطوري بخور آروم بخور سالاد بخور ورزش بكن وگرنه بر ميگردي نون بربري دلت خاست ماهي يك بار ماكاروني كم بخور گياه خواري كن رستوران ميري يه غذا نخوري نصفش بسه شام سبك بخور يا نخور شير بخور برنج قهوه اي بخور نون جو بخور نون يك كف دست …. خداي من ، من اون روزا بمباران فرمول هاي چاقي شدم و چون فك ميكردم مربي ها خيلي درست ميگن همشون رفت نشست تو ذهنم و يه سال تكرار شد و من هر روز ترسم از مواد غذائي بيشتر و بيشتر شد، يعني طوري كه اولين قاشق پر از سرزنشه پر از اطلاعاتي غلط در مورد اون مواد غذائيه و هميشه حس بد بعد خوردن ، عذاب وجدان
      واقعا من بازيچه دست غذاها بودم ، كنترل من دست مواد خوراكي بود ، كنترل من دست خاطرات خوشمزه غذاها بود ، بوي غذاها… هنوزم از بين نرفته واي تو اين ٢٠ روز خيلي كمتر شده ، خيلي احساسم خوبه ، با خودم آشتي كردم، حس تنفر به خودم رو خيلي كمتر كردم و در مراحل دوستي هستم، اين روزا بيكار ميشم فرمان خوردن مياد مخصوصا عصرها و خاطرات اون خوراكي رو برام تكرار ميكنه ، اين تايم ها هنوز كنترلم دست ناخودآگاهم با فرمول هاي اشتباهه و همون اعتباد خوردن ، ازش ميپرسم چي ميخاي ؟ گشنه نيستي كه ، ميگه فقط بخورم بخورم
      ، بهش ميگم آخه ياد گرفتم ميدوني كه خوردن فقط براي رفع نيازه بدنه ، نياز جسمي براي ادامه زندگي ، نه براي وقت گذروندن نه براي شادي و هيجان و خوشي ، شادي ميخاي؟ بيا اين همه كار ديگه ميشه انجام داد تا بعدشم احساس خوب داشت ولي بعد خوردن بي موقع كه گرسنه نيستي ميدوني كه حست بد ميشه و حال بدي داري ، پس بيا يه كاري كنيم حالمون خوب باشه
      حالم خوبه و ميدونم اين فرمول هاي اشتباه در حال اصلاح شدن هستن و هر روز دارم ياد ميگيرم و فرمول درست به ذهنم ميدم
      قطعا با تغيير فرمول ذهني ميشه واكنش جسمي را تغيير داد ، نه با سختي و فشار آوردن …
      خيلي از اينكه زمانم رو ساعت ها براي فايل و متن و كامنت خوندن و نوشتن ميذارم خوشحالم و ميخام شگفتي ساز بشم به اميد خدا💚💪
      خدايا شكرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم