0

تا وقتی باورهای چاق کننده داری، لاغر نمی‌شی! (گام ۱۳۱)

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:

“چرا با اینکه انقدر تلاش می‌کنم، باز هم چاقم؟!” 😔

وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کم‌تحرکی نیست،

بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کننده‌ست که سال‌هاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭

مثل یه برنامه پنهانی که بی‌صدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافه‌وزن می‌بره.

قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمول‌های ذهنی پنهان و ببینیم چطور می‌تونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶‍♀️🌿

ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کننده‌ایم 🧠🍽️

سال‌هاست ذهنمون داره ما رو چاق می‌کنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا می‌ندازیم!

اگه اضافه‌وزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

باورهای چاق کننده

اگه یه کم دقیق‌تر نگاه کنی، حتما دیدی که آدم‌هایی اطرافت هستن که بیشتر از تو می‌خورن، کمتر از تو ورزش می‌کنن ولی متناسبن! 🤔

چرا اون‌ها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون می‌خورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن می‌کنی؟

جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.

تو سال‌هاست با جمله‌هایی زندگی کردی که مثل سم آروم‌آروم وارد ذهنت شده‌ن:

  • «برنج چاق می‌کنه»
  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «تا ورزش نکنم لاغر نمی‌شم»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم!»
  • «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
  • «اگه گرسنه بمونم، حالم بد می‌شه»

اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخش‌ان. 📻

مغزت طبق همین برنامه‌ها، برات گرسنگی می‌سازه، ولع ایجاد می‌کنه، عذاب وجدان می‌فرسته، یا حتی باعث می‌شه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.

در واقع، خیلی وقت‌ها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنه‌ست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.

فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚

سال‌ها پیش خودم این رو تجربه کردم.

تصور می‌کردم دلیل چاقی‌ام برنجِ. 🍚❗می‌گفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست می‌شه.»

پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄

برای سیر شدن، سالاد می‌خوردم، سبزی می‌خوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر می‌کشید.

درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…

ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓

انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.

و اینجا بود که فهمیدم:

📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کننده‌ایه که ذهنم بهشون ایمان داره.

ما سال‌ها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀

تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟

چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟

چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟

ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر می‌کنه؟»

واقعیت تلخه، ولی شفافه:

ما چاق هستیم چون ذهن‌مون چاق فکر می‌کنه.

باورهای چاق کننده

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمول‌هایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.

چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.

تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب می‌شن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقته‌ست.

راه نجات چیه؟ 🛤️

✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده

برنامه‌ریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده

✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا

زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی

و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.

همون‌طور که من از وقتی «فرمول‌های ذهنی» رو شناختم، نه‌تنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمی‌ترسم، دیگه احساس شکست نمی‌کنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.

یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاق‌کننده و باورهای چاق‌ کننده است است.

یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق می‌کنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨‍👩‍👧‍👦🧠

تو جمله‌ای که بالا گفتم، دقت کن:

«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»

یعنی چی؟

یعنی چیزی که از خانواده‌م به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!

بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کننده‌ای بود که اون‌ها بهش ایمان داشتن.

ما تو خیلی از زمینه‌های زندگی‌مون به خانواده‌مون شبیه‌ایم:

💸 طرز فکر درباره پول

💬 شیوه ارتباط با دیگران

🍽️ حتی نگاه‌مون به غذا و بدن خودمون…

ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر می‌کنیم که ارثیه!

در حالی‌که همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کننده‌ست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.

🧭 مسیر لاغری از باور شروع می‌شه، نه از حذف غذا

تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰

و هر لقمه‌ای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…

هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمی‌تونه نجاتت بده. 💊🛑

🔑 کلید تغییر اینه که بفهمی:

«من چاق نیستم چون زیاد می‌خورم؛
من زیاد می‌خورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کننده‌ست.» 💡

وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته می‌شه.

لاغری‌ای که از ذهن شروع می‌شه، نه از معده. 🧠❤️‍🔥

🎯 رژیم نمی‌تونه حریف باورهای چاق کننده بشه!

اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا می‌رسه چیه؟

🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم می‌گیرم!»

و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خسته‌کننده:

📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامه‌ریزی دقیق وعده‌ها، و 😖 محدودیت‌های طاقت‌فرسا…

اما بذار یه سوال مهم بپرسم:

❓ آیا رژیم می‌تونه اون صداهایی که توی ذهنت می‌پیچه رو خاموش کنه؟

صداهایی مثل:

«الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»

«تو استعداد چاقی داری!»

«بدنت بدون این غذا ضعف می‌کنه»

«یه بار که چیزی نمی‌شه!»

🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…

باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠

🧠 چرا رژیم نمی‌تونه باور رو عوض کنه؟

رژیم‌ها میان و می‌رن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچ‌کدوم نمی‌تونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.

همون جایی که سال‌هاست باورهای چاق کننده مثل برنامه‌هایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.

مثلاً:

«برنج چاق‌کننده‌ست!» 🍚

«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️

«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمی‌شم!» 🤯

تو ممکنه سال‌ها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…

ولی آخرش برگشتی سر خونه‌ی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.

🔬 نگاه علمی به این موضوع:

در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:

«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرک‌های ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»

یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خسته‌ای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.

پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشه‌ی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

تغییر باورهای چاق کننده

🌱 راه‌حل چیه؟ تغییر فرمول‌های ذهنی

اگر می‌خوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافل‌ان:

🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!

  • یاد بگیری چی باعث پرخوری‌ته؟
  • چرا بعضی غذاها برات وسوسه‌انگیزن؟
  • چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان می‌شی؟
  • چرا رژیم برات شبیه شکنجه‌ست؟
  • چرا همیشه برمی‌گردی به رفتارهای قبلی؟

👣 توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد می‌گیری.

یاد می‌گیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.

✍️ چرا تمرین‌ بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟

ذهن ما سال‌ها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق می‌کنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق می‌شم» برنامه‌ریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیم‌ها هم نمی‌تونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشه‌ای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید می‌فرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد می‌کنن. ✨

🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی

لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:

  • 🍚 اولین غذایی که فکر می‌کنی باعث چاقی‌ته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
  • 📻 کدوم جمله چاق‌کننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار می‌شه؟ سعی کن از کودکی ریشه‌ش رو پیدا کنی.
  • ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنی‌ت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
  • 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
  • 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمی‌دونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.

🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.

💬 نوبت توئه!

حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کننده‌ای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار می‌شه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.89 از 122 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11807
180 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متناسب موفق
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۳ ۱۹:۱۲
      مدت عضویت: 1998 روز
      امتیاز کاربر: 15389 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 491 کلمه

      به نام داددارمهربان🌷🌷

      باسلام برهمگی 🌺🌺

      چاقی من به خاطر ارث  وسوخت وساز پایین نیست بلکه نتیجه فرمول های ذهنی چاق کننده است .ما به خاطر داده های که اشتباهی وارد بدنمان شده چاق شدیم  هربار که خواستیم لاغر شویم به جای اینکه داده های اشتباه رو تغییر بدهیم به سراغ جسم خودمان رفتیم و رفتارهای چاق کننده خودمان را تغییر دادیم .

      رژیم های سنگین برایمان نوشته شد بهمراه ورزش های سخت و خسته کننده ،برنج ۶تا۸ قاشق اونم دو روز درهفته .روزی که برنج داشتم اینقدر باید سالاد وسبزی میخوردی که ۶قاشق برنج در آن گم میشد .و چقدر اون دو روز خوشحال بودم که برنج دارم .

      وااای به روزهای گه میخواستم فست باشم سوپ چربی سوز رو میخوردم که هنوز از بوی آن سوپ بدنم میلرزه .الحق به خاطر همین چربی سوز بود که از ترس چربی هات آب میشد 😅.

      هرچی بیشتر در رژیم غرق میشدم فرمول های بیشتری در مورد مواد غذایی در ذهنم ایجاد میشد و ترسم از خوردن بیشتر میشد و درهمه حال منتظر چاقی بودم .

      درک این تفاوت فرمول های ذهنی چاق کننده و رفتارها و واکنش های چاق کننده به ما کمک میکند تابا آگاهی بیشتر در مسیر لاغری با ذهن قدم برداریم .

      بعضی تفکر واندیشه های پدر ومادر ها به فرزندان ارث میرسد مثلا مادرمن چاقی را تندرستی میداند وقتی رژیم گرفتم و به تناسبم نزدیک شدم .مادرم خیلی بارژیمم مخالفت میکرد .بعد یک مدت دیسک کمرم خیلی اذیتم میکرد و من یک مدت خونه نشین شدم .مادرم علت آن را لاغر شدنم میدانست به طوری که خودمم باور کردم نکنه حرفش درست باشه .تااینکه الان که بعد دو سال دوباره چاق شدم و دوباره دیسکم عود کرده و من یک ماهه با لاغری با ذهن آشنا شدم و دارم این باور غلط خودمو اصلاح میکنم که تناسب باعث بیماری من نمی شود .

      برای لاغری آسان وساده باید مهارت شناسایی فرمول های چاقی رو کسب کنیم .مثلا اینکه غذا رو آروم بجویم واین آرام آرام خوردن باعث میشه پرخوری نکنیم.

       این باور درست نیست چون پرخوری نتیجه فرمولی است که در ذهن ایجاد شده .این سوالی بود که خیلی از استاد میپرسیدند که آرام جویدن باعث میشه که کمتر پرخوری کنیم آیا درسته که این کار رو انجام بدیم استاد میگفتند من این کار رو نمیکردم .دلم میخواست علتشو بفهمم که به شکر خدا در این فایل فهمیدم.

      پس باید فرمول های ذهنی راتغییر دادتاواکنش جسم تغییر کند .

      ما باید مثل فرد متناسب رفتار کنیم در هنگام مواجهه با سفره رنگین ، دل و دین خود رو ازدست ندهیم .  باید بدانیم غذا برای لذت و شکم چرانی های زیاد نیست بلکه انرژی برایمان تولید میکند که برای زندگی و زندگی کردند به آن احتیاج داریم .

      رفتار ما باید انسانی باشد و درشان انسانی که خلیفه خدا در روی زمینه .اجازه ندهیم برای اشرف مخلوقات غذا تعیین تکلیف کند .خداوند خالق ماست و خودش میداند چه آفریده .

      از خودش میخواهم که به ما کمک کند تا رفتارمان رو تنظیم کنیم و به واکنش هاا توجه کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام بهرامیان
      الهام بهرامیان
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۷ ۱۴:۵۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      فرمول های ذهنی چاق
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 726 کلمه

      بنام خداوند حکیم. گام 19. فرومول های چاق کننده…..
      سلام خدمت دوستان هم مسیر واستادبزرگوارم.
      دیروز با یکی از اقوام که چند ماهی هست عمل اسلیو انجام داده چت می کردم.
      ایشون اضافه وزن بالایی داشتن. وهر وقت می اومدن منزل ما از اونجایی که افردا چاق درددل های مشترک زیادی باهم دارن مدام راجب چاقی واینکه از چه روشی برا لاغری کمک بگیریم صحبت می کردیم.
      دیروز بعد مدتها باهم چت که کردیم برام عکسی از خودش فرستاد که خیلی لاغر ومتناسب شده بود.
      گفتم خیلی برات خوشحالم وکلی انرژی مثبت براش فرستادم. ولی خودش اصلا خوشحال نبود
      همش می گفت برام دعا کن به اون وزن مورد نظرم برسم. می گفت همسرم خیلی ازم شاکیه ومی گه دیگه از این لاغر تر نشو صورتت زشت شده ولی خودم می گم حتی شده جداهم بشم باید لاغر بشم
      می گفت همش احساس می کنم دارم زیاد غذا می خورم واین باعث شده همش بترسم.
      واکنش من به این حرفها زمین تا آسمان با قبل فرق کرده اگه قبلا بود فوری می گفتم. اره ببین نون وبرنج نخور یا برو باشگاه یا اینکه دیگه از این به بعد رسبدی به چربی های قدیمی تر وکندتر لاغرمی شی یا اینکه تو دیگه شاید نتونی از این لاغرتر بشی چون استخون بندیت وژنتیکت چاقه.
      ولی می دونید چی بهش گفتم؟
      گفتم عزیزم اولا که لاغری اصلا زشتت نکرده بلکه خیلی هم بهت میاد همون همسرت اگه اینجوری دوست داره ومشکلی نداری پس چرا داری اینقد فشار روحی وروانی به خودت وارد می کنی بعدشم اینکه از این به بعد دیگه توجهتو از رو بدنت بردار دیگه خودتو وزن نکن. به خودت وبدنت ظلم نکن بزار سیر بشی به خودت گشنگی نده وبعد خوردنت دیگه اصلا فکر نکن چی شد وچرا شد بسپار به بدنت اون بلده چکار کنه.
      به ظاهر قبول کرد ولی مطمعنم عمل نمی کنه چون خودمم قبلا همین افکار رو داشتم.
      ترسیدم جریان سایت رو براش بگم ونپذیره.
      چیزی نگفتم ولی خیلی براش ناراحتم اون رفته زیر تیغ جراحی حتی بخاطر ناراحتی قلبیش خیلی هم ریسکش بالا بود.
      با این وجود بازم تو رژیمه بازم از غذا وحشت داره واز همه مهم تر حالش خوب نیست😔.
      برای خودم خیلی خوشحالم من از اون آدمای بودم که عمل رو خیلی قبول داشتم دوست داشتم مثل هنرپیشه ها که اینجوری لاغر شدن عمل کنم وهمیشه به همسرمم می گفتم. ولی از دیروز تا حالا خیلی خوشحالم که خدا هنوز لایقم دونسته وبه این مسیر هدایتم کرده. دریافتم از فایل ونوشته های قبل فایل که بی نظیر بودن مثل همیشه👍.
      سالها توسط دیگران راجب غذا وچگونگی غذا خوردن وچگونگی عملکرد ونقش غذا در بدن برای ما صحبت شده ولی تا حالا هیچ کس مثل استاد عطاروشن به این زیبایی وسادگی برای ما روشن نکرده.
      غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند هیچ ماده غذایی قدرت چاق کنندگی ندارد.
      سوخت وساز همه انسان ها چه چاق وچه لاغر به یک صورت است.
      چاقی از طریق خون ونژاد وارث منتقل نمی شود.
      هیچ عمل بیرونی مانند کم تحرکی. بیماری. افزایش سن ومصرف دارو عامل چاقی ما نیست.
      فقط رفتار با غذا. فکری که پشت اون رفتاره. واز همه مهم تر باوری که باعث اون رفتار شده باعث چاقی ماست.
      در یک اتاق فکر که همه کاره اون ذهن است باوری ساخته شده ودوستورات لازم صادر شده وجسم بیچاره فقط یک عمل کننده است.
      تا وقتی که فورمول های ذهنی چاق کننده به مغز داده بشه محصول فقط چاقیست. با جبر وفشار ومحدودیت هیچ چیزی درست نمی شود.
      باید با آموزش فرمول های لاغری یادگرفته شود وجایگزین فرمول های چاقی شود تا کدها به مغز داده شود ومحصول جدید که لاغریست تولید شود.
      من تا اینجا رو با جون ودل باور کردم وبا ایمان کامل قبول دارم. دیگه در نحوه رسیدن به ابن هدف وچگونگی اجرا شدنش باید.
      اول به خودم اعتماد کنم که می توانم وشدنی است وبعد در همه حال همراهی خدا واینکه با خواست او به اینجا هدایت شده ام را باور کنم وبعد ذهنم رو بسپارم به صدای دلنشین وتصویر دلسوز استاد عطاروشن تا روشی رو که خودشون رفتن وبه نتیجه عالی رسیدن رو به من یاد بدن.
      من هنوز هیچ دوره ای رو نخریدم ولی منتظرم نموندم تا جور شدن اوضاع برای خریدم از هر فایلی که تو سایته واستاد سخاوتمندانه می زارن استفاده می کنم تا حالم خوب باشه. احساسم خوب بمونه. ویاد بگیرم ویاد بگیرم. خیلی خیلی خیلی خیلی مردین استاد🙏💓

      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۴ ۱۴:۰۱
      مدت عضویت: 2203 روز
      امتیاز کاربر: 717 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 552 کلمه

      سلام استاد گرانقدر،سال نو شما مبارک سالهای زیادی از عمر عزیزم با چاقی گذشت در همه کارها معذوریت داشتم و هنوز هم دارم در دوران دبیرستان بسیار لاغر بودم که مادرم بمن قرص اشتها آور میدادن که من غذای بیشتری بخورم یادمه یک تابستون که رفته بودیم تهران خونه عموم ،همه بمن می گفتن غذا بخور که چاق بشی زن عموی من همیشه برنج ته قابلمه که چرب تر بود بمن میدادن که من چاق بشم و هیچ کدوم از این چیزها منو چاق نکرد ولی بعد از ازدواجم چون توی فامیل میگفتن دخترهای فامیل بعد از ازدواج و بارداری چاق میشن وزن من بالا رفت و من در بارداری اول سیزده کیلو اضافه وزن پیدا کردم و با هر رژیم و حلقه زدن و کمربند لاغری و قرص شاید دو کیلو لاغر شدم و بعد از بارداری دوم حسابی چاق شدم و از نظر من چاق شدن طبیعی بود من همیشه از خوردن شیرینی و نوشابه و برنج و نون می ترسیدم و اونها رو عامل چاق شدنم میدونستم و هیچ وقت معنی سیر شدن رو نفهمیده بودم و فکر میکردم سیری یعنی فشار شکم و خوردن در حد خفگی و باید اونقدر بخوری که دیگه از اون غذا بدت بیاد ولی تو این سه ماهی که با این سایت آشنا شدم خدا رو شکر فهمیدم سیری را با ذهن خودم درک کنم نه با فشار بر جسمم ،الان از غذا خوردنم لذت می برم و برنج و نون و شیرینی رو عامل چاقی خودم نمیدونم و هروقت میل داشته باشم نوشابه و برنج و شیرینی و هر ماده غذایی دیگه می خورم و این اولین عیدی هست که برای خوردن شیرینی و آجیل و غذا حرص و ولع ندارم و ذهن من مثل یک فرد متناسب آگاهانه تصمیم میگیره که چی بخوره و چی نخورده ،و چه لذتی داره که حاکم بر ذهن خودت هستی و اسیر مواد غذایی نیستم و به اندازه مورد نیاز غذا می خورم و هر روز این انتظار رو از جسمم دارم که لاغرتر بشم چون من در این مسیر هستم اگر من لاغر نشم پس کی میخواد لاغر بشه ،و وقتی افراد فامیل در مورد رژیم و باشگاه رفتن حرف میزنن و موادغذایی رو عامل چاقی شدنشون میدونن و خانمهای فامیل وقتی توی جمع از چاق شدنشون توی عید حرف میزنن که بعد از عید رژیم رو شروع کنیم و بریم باشگاه من توی دلم به حرفهاشون میخندم و وقتی خودم رو می بینم که با لاغری با ذهن در حال متناسب شدن حتی در عید هستم خدا رو شکر میکنم که من برگزیده و هدایت شدم و هنوز خیلی از افراد این روش یعنی لاغری با ذهن حتی به گوششون نخورده و هنوز دارن این چرخه معیوب رو دنبال میکنن تازه میفهمم اگر رژیم و باشگاه جواب میداد اکثر افراد دغدغشون لاغر شدن نبود و توی هر جمعی امکان نداره از چاقی و لاغری و رژیم و باشگاه حرف نزنن ،وما که با این روش آشنا شدیم تنها روشی که در دنیا باعث تناسب میشه می‌فهمیم چه قدر برگزیده و خاص بودیم که انتخاب شدیم خدایاااااا شکرت و من هرلحظه برای سلامتی و موفقیت استاد عزیزم دعا میکنم و از ایشون بسیار متشکرم که تجربیات بسیار بسیار ارزشمندشون رو به این راحتی در اختیار ما میگذارن ،سپاس استاد مهربانی ها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۹ ۰۹:۵۸
      مدت عضویت: 2462 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      گام ۱۹

      سلام وقت بخیر

      بر اثر پذیرش چاقی خودم ،مجبور شدم سالها تحت رژیم های سخت باشم،بیشتر غذاها برای من ممنوع بود و در ذهن من خطرناک تعریف شدن،برنج غذایی که خیلی مورده علاقه من بود و حتی حاضر بودم برنجو بپزم با روغن و نمک ،خالی بخورم ولی برنجو تو غذام حذف نکنن و تو تمام رژیم ها برنج یا حذف میشد یا چند قاشق بود،بعد از یه مدتی که موهامون میریخت،میگفتن بخاطر کمبود ویتامین B ،جالبه وقتی وارد دوره شدم و سایز کم کردم،همزمان ریزش مو هم گرفتم،متوجه شدم اون باور قدیمی در من داره اجرا میشه،به خودم مرتب میگفتم ،منکه رژیم نیستم ،منکه کمبودی برای بدنم نمیذارم و آرام ارام ریزش موهام کمتر شد ،

      برای ذهن من نون،برنج ،روغن،شیرینی جات ووووووووو

      چاق کننده تعریف شده بود ،غذای اصلی ما ایرانی ها هم که همین هاست ،انقدر بجای غذا سالاد خورده بودم که دیگه متنفر بودم از خیار و گوجه و مخصوصا کاهو ، همیشه انجیر و خرمای خشک همراهم بود که اگر گرسنه شدم داشته باشم

      دقیقا تو سریال اوشین که اون زمانها پخش میشد میدیدم‌ که ژاپنی ها صبحونه نهار شام برنج میخوردن ولی هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم که پس چرا اونها چاق نمیشن، و زیاد شنیده بودم ژاپنی ها بعد از غذاشون چایی میخورن چونکه داغه چربی غذارو میبره ،یا اونا چونکه سرخ کردگی نمیخورن لاغرن

      مادرم نظرش این بود و هنوزم هست که برنجو باید فقط در یک وعده مصرف کرد اگر ظهر برنج بخوره دیگه شب نمیخوره،یا اگر شام بخواد بره مهمونی ،نهارو برنج نمیخوره که بتونه شام برنج بخوره

      یعنی برنج تو ذهن بیشتر ماها چاق کننده است

      ۲ بار تو یه رژیمی شرکت کردم باید آهسته غذارو چندین مرتبه میجویدیم ،تازه تو یه روشش باید فایل های هیپنوتراپی هم در حین‌ خوردن غذا گوش میدادم که خیلی زجر آور بود که صدایی تو گوش من بگه ،قاشقو بردار ،غذارو بخور ،خوب بجو ،لذت ببر و منهم باید همراه اون صدا غذا میخوردم،اصلا نمیفهمیدم دارم چی میخورم

      من یکی از همون افرادی هستم که هر راه سختیو رفتم که بتونم به نتیجه برسم

      چهارشنبه سوری که با عده ای از دوستانمون که طبیعت گرد هستن رفته بودیم خارج از تهران برای تفریح و آتیش بازی ،یکی از آقایونی که اونجا بود ،یدفعه اومد طرف من و دوستم و شروع کرد از عمل کوچیک کردن معده ش تعریف کردن و گفت ۱۵۰ کیلو بوده و خیلی راضی بود و پیشنهاد میکرد که دوست منهم که چاق هستن و در دوره مقدماتی هستن، این عملو انجام بده،منم تو دلم گفتم ما که تو مسیر درست قرار گرفتیم و خوشحال شدم که دغدغه آدم های چاقو دیگه ندارم

      منم خودمو انسان شجاع و خاصی میدونم که سالها پای هدفم ایستادم و هنوزم دارم تلاش میکنم ،راه های زیادیو رفتم حتی به اشتباه ولی بلخره خواستم که لاغر بشم و در انتها خداوند منو هدایت کرد به این سایت و روش عالی

      قبلا ،موقع سیر شدن ،همچنان چند لقمه شاید بیشتر میخوردم ولی الان این‌ موضوع خیلی کمرنگتر شده

      خدارو شکر در حال یادگیری و تشویق خودم هستم بسمت هدفم‌

      از زمانیکه یاد گرفتم وقتی گرسنه هستم غذایی مصرف کنم و زمانیکه سیر شدم ادامه ندم ،این مسئله هم برام راحتر شده و مطمئنم که بهتر هم عمل خواهم کرد ،مثلا دیشب رستوران رفتم ، ۲ تیکه کوچیک نون سیر خوردم،چندتا چنگال پستو و یک برش پیتزا ،احساس کردم سیر شدم بقیه غذارو نخوردم

      غذاها مارو چاق نمیکنن بلکه نوع نگاه ما و عملکرد ماست که مارو در ردیف چاق ها یا متناسب ها قرار میده

      منم میخوام جزء ردیف متناسب ها باشم و به دستورات جدید ذهنم عمل کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۲ ۰۳:۰۵
      مدت عضویت: 2383 روز
      امتیاز کاربر: 22163 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 488 کلمه

      با سلام.🤩
      فرمول های ذهنی چاق کننده
      برای چاق شدن فرمول های زیادی دست به دست هم دادند تا این شرایط بوجود آمده اما بعضی ها به جهت بیشتر تکرار شدن و قدمت طولانی تر ،نقش و اثر پررنگ تری در چاقی دارند…
      میخوام مثالی از زندگی خودم بزنم در مورد فرمولِ شانس …
      شاید من میلیونها بار گفته باشم که ما شانس نداریم و این جمله ی ۳ کلمه ای تبدیل به باوری شده که همه ی تصمیمات زندگی من رو تحت الشعاع قرار داده …
      در مورد لاغر شدن،در مورد تحصیلات،در مورد ازدواج و تشکیل زندگی ، در مورد شغل ، و‌ غیره….
      وقتی که بیشتر تکرار میکنی آموزش های لاغری با ذهن رو به یک جایی میرسی که میفهمی باید چیزی در درونت تغییر کنه تا جسم و شرایط بیرونی ات هم تغییر کنه …
      همینطور که از یک جایی موضوع شانس نداشتن در ذهن من طبیعی شد همونطور هم باید این موضوع تغییر کنه و هر باور اشتباهی به همین صورت …

      فایل صوتی:
      مدیریت رفتار در مقابل مواد غذایی
      واکنش های روحی ما روی برخورد ما با مواد غذایی خیلی تاثیرگذار است و باعث میشود بیشتر بخوریم در صورتی که همان واکنش ها ،در افراد چاق باعث میشود نتوانند غذا بخورند .همین تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم افراد متناسب و چاق میشود…
      مغز ما بر اساس همین فرمول های ذهنی به جسم دستور میدهد.
      تلاش های من برای لاغری:
      تلاش ۱۰ ساله ی من برای لاغر شدن،استمرار داشتن ،شکست خوردن اما دوباره روشی جدید امتحان کردن،تحمل درد بدن ناشی از ورزش اما باز ادامه دادن و…
      اگر من ۱۰٪ این تلاش را روی مسیر لاغری با ذهن بگذارم ،نتیجه ی فوق العاده و شگفت انگیزی کسب میکنم.

      فشار اضافه وزن بیشتر بر ذهن است تا جسم:
      چاقی در جسم فقط باعث بزرگ شدن جثه و ایجاد بیماری میشود اما در ذهن تا بی نهایت میتواند گسترده شود از کمبود اعتماد به نفس تا خجالتی بودن و افسردگي میتواند از عوارض چاقی باشد …

      چرا از واکنش های جسمی باید پیغام سیری را دریافت کنیم؟
      فشار شکم ، اعتراض بدن به این رفتار اشتباه ماست نه نشانه ی سیر شدن ….
      واکنش بدن ،همواره در برابر مشکلات است ..
      احساس سیری نباید باعث هیچ واکنش جسمی در ما بشود.
      سیر شدن به هیچ وجه یک تغییر فیزیکی نیست بلکه یک فرآیند ذهنی است که مغز ما بر اساس فاکتورهای داخلی و مقداری که به انرژی نیاز دارد ،آن را تعیین میکند ..
      مثل نفس کشیدن که اتوماتیک است و هیچ فشار و سختی به جسم ما تحمیل نمیکند .
      تنبیه برای رفتار بد ، تشویق برای رفتار خوب :
      پرخوری در حیوانات اصلا معنا ندارد‌..تو که انسان هستی …خودت انتخاب کن چطور رفتار کنی ، وقتی پرخوری کنی حتی از حیوانات هم ….. پایین تری .
      در شان یک انسان رفتار کن در خوردن …
      اجازه نده مواد غذایی،بسته بندی غذاها ،مقدار پُرس غذا ،تعیین کنه که تو چه قدر باید بخوری … تحت تاثیر هیچ چیزی در خوردن نباش… به تنوع اهمیت نده …
      و از صحیح زندگی کردن لذت ببر..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۷ ۲۱:۴۳
      مدت عضویت: 2543 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,654 کلمه

      گام ۱۹: فرمولهای ذهنی چاق کننده را بشناسیم .
      سلام .
      نکات استخراج شده از متن و تحلیل جمله به جمله ی آن .
      ۱- دلیل چاقی ما فرمولهای چاق کننده ایست که در ذهنمان ایجاد کرده ایم و از آن در زندگی روزمره ی خود استفاده کردیم .
      پس دلیل چاقی ما دو فاکتور هست
      ۱- فرمولهای ذهنی چاق کننده و ایجاد کردن آنها در ذهن توسط خودمان
      ۲- استفاده کردن از آن در زندگی روزمره ی مان باز هم توسط خودمان .
      پس دلیل اصلی چاقی خودم هستم و راه آن هم دو فاکتور بالاست . برای لاغر شدن هم از همین راه باید اقدام کنم .
      خودم بخواهم و فرمولهای ذهنی لاغر کننده ایجاد کنم (که البته خیلی از اونها ایجاد کردن نمیخواهد پیش فرض ذهن هست )
      و دوم فرمولهای لاغر کننده را در زندگی روزمره به کار ببرم . مورد دوم بسیار مهم است . (به کار گیری فرمولهای لاغر کننده به طور عادی و طبیعی در زندگی روزمره .)
      وقتی میخواهیم این فرمولها را به کار بگیریم شاید در ابتدا نیاز به تشویق کردن خودمان داشته باشیم ولی باید اونقدر اونها رو استفاده کنیم که استفاده کردن از آنها برای ما طبیعی شود یعنی فکر نکنیم کار شاقی انجام میدهیم . برای خودمان طبیعی و عادی کنیم استفاده کردن از فرمولهای لاغر کننده را .

      ۲- نگاه و تصور ما درباره ی مواد غذایی فرمول اصلی ذهنیست که باعث چاق یا لاغر شدن ما می شود .
      من در مورد مواد غذایی چه تصوری دارم . من در مورد اغلب غذاها تصور چاق کنندگی دارم . این ذهنیت باید تغییر کند . مواد غذایی قدرت چاق کنندگی ندارند . بلکه مصرف بیش از اندازه ی آنها هست که خارج از نیاز بدن است و تصور انسان را به سمت چاقی میبرد .
      در ذهن ما پرخوری = چاقی معنا گرفته .
      پرخوری = احساس بد تا چندین ساعت .
      پس وقتی پرخوری احساس مارا بد می کند چرا این کار را انجام دهیم .
      ۳- ما در مورد غذاها تصور چاق کنندگی داریم .
      این نگرش غلط است . غذاها قدرت چاق یا لاغر کردن مارا ندارند بلکه خود ما انتخاب های ما و ذهنیت ما و عملکرد ماست که عامل چاق یا لاغر کردن ماست .
      ۴- درک تفاوت بین فرمولهای ذهنی چاق کننده و رفتار و واکنشهای چاق کننده به ما کمک می کند تا با آگاهی بیشتری در مسیر لاغری با ذهن قدم برداریم .
      مثال برنج و ژاپنیها و تناسب اندام آنها .
      تفاوت بین فرمول های ذهنی چاق کننده و واکنش چاق کننده چیست ؟
      فرمول ذهنی چاق کننده در ذهن است که ما آن را ایجاد کرده ایم (دلیل اول چاقی) و این فرمول سبب تولید رفتاری مطابق همان الگو می شود . (استفاده در زندگی روزمره دلیلی دوم چاقی )
      ۶- در ذهن یک فرد چاق
      برنج = چاق شدن
      در ذهن یک فرد متناسب
      برنج = غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن .
      خب ما با تغییر زاویه ی نگاهمان به مواد غذایی میتوانیم فرمول ذهنی را تغییر دهیم .یعنی ما هم برنج را غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن میدانیم اما علت چاقی ما مورد دوم است و آن هم استفاده ی زیاد از آن در زندگی روزمره یعنی ما حتی از فرمولهای درست هم بد استفاده کردیم و در جهت چاقی از ان بهره بردیم .
      یعنی فقط تغییر فرمول ذهنی کافی نیست عملکردن آن در جهت لاغر شدن در زندگی روزمره هست که باعث لاغر شدن میشود . رعنی همان فرد ژاپنی که هر روز برنج میخورد چه مقدار از آن برنج استفاده می کند که او را متناسب می کند .
      پس توجه به مقدار مواد غذایی نیز مهم است . چون خداوند در این مورد آیه فرستاده نگفته چی بخورید و چی نخورید گفته بخورید و بیاشامید اما زیاده روی نکنید .
      پس زیاده روی کردن را باید کنار بگذاریم . حتی همان برنج را نیز عاملی برای سیر شدن هم بدانیم اگر در زندگی روزمره زیاد از آن استفاده کنیم آن زیاده روی سبب چاق شدن میشود . چون زیاده روی سبب میشود محتویات ذهن انسان به سمت چاق شدن هدایت شود و ما شاید یکبار در روز پرخوری کردیم اما بارها این پرخوری را در ذهن مرور کردیم و تبدیل به خاطره کردیم و این خاطره سبب چاق شدن ما شد .
      ۷- عقاید خانواده ی ما به ذهن ما منتقل میشود .
      بله شاید عبارت چاق = ژنتیکی یک عبارت غلط است اما عقاید چاقی دقیقا تحت تاثیر تربیت خانواده ما در ما شکل گرفته خواسته یا ناخواسته ما چاق شدن و فرمولهای چاقی را از اطرافیان خود آموختیم و بارها و بارها آن ها را در زندگی روزمره تکرار کردیم و چاقی مهمان جسم ما شد .
      پس این اطلاعات چاق کننده از خانواده ی ما به ما رسید همانطور که خیلی از مسائل دیگر نیز از طریق عقاید خانواده به ما رسید .
      ۸- خانواده و اطرافیان ما دیدگاههای خود در مورد موضوعات مختلف را به ذهن ما منتقل می کنند و ما اکنون از همین شیوه نیز در جهت کاهش وزن استفاده می کنیم .
      اطلاعات لاغر کننده را مجددا از طریق ۵ حس خود به ذهن می دهیم تا محتویات ذهن ما دوباره در جهت لاغری جریان یابد . برنامه نویسی ذهنی میکنیم و بعد ان را در زندگی روزمره تکرار می کنیم .
      ۹- اگر میخواهیم به شکل ساده و آسان لاغر شویم باید مهارت شناسایی فرمولهای چاق کننده را کسب کنیم .
      فرمولهای چاق کننده همان افکار تکرار شونده ای هستند که فضای ذهن را در چرخه ی چاقی نگه میدارند ‌.
      ۱۰- جهت افزایش مهارت خود در شناسایی فرمولهای ذهنی باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنید .
      چیزی که از این جمله برداشت میکنم اینست که ما باید رفتارهای خود و سناریوی ذهنی موجود در آن رفتار را تجزیه و تحلیل کنیم . مثلا شخصی خوردن صبحانه را دوست دارد اما میداند با خوردن صبحانه از همان اول صبح دروازه ی خوردن را گشوده و تا آخر شب مرتب در مدار خوردن می چرخد . این شخص علت خوردن صبحانه را توصیه ی پزشکان میداند مبنی بر اینکه صبحانه در اول صبح انرژی لازم را در طی روز حفظ می کند در حالیکه برای شخص من اصلا اینطور نیست . خوردن صبحانه آن هم در اول صبح فقط باعث میشود من تا اخر شب در مسیر خوردن باشم . پس فرمول اصلی شناسایی شد . در ذهن یک انسان متناسب خوردن صبحانه = سیر بودن و انرژی داشتن
      ولی در ذهن من
      خوردن صبحانه = افزایش ولع و باز شدن دهان تا اخر شب .
      پس من با توجه به میل خودم از انجایی که میدانم اول صبح اصلا نیازی به خوردن ندارم صبحانه را اصلا نمیخورم و اتفاقا تا ساعت دو و سه بعد از ظهر هم گرسنه نمیشم .
      بعد که گرسنه شدم باز هم با آنچه که در ذهن خودم است از هر ماده ی غذایی که دلم میخواهد استفاده میکنم اما به اندازه ای که سناریوهای چاق کننده شروع به فعالیت نکنند و باعث زیاده روی بشوند . به اندازه ای که مزه ی غذا از دهانم افتاد . معمولا هم بسیار زود این اتفاق می افتد . حد سیر شدن را فشار شکم در نظر نگیرم حد سیر شدن را ذهنی بدانم و احساس خود را در نظر بگیرم . خلاصه اونقدری نخورم که عذاب وجدان بگیرم و اونقدری هم کم نباشه که دلم باز بخواد و هی به ریزه خواری رو بیاره . حدی باشه که خودم راضی باشم . احساس رضایتمندی به من میگوید که چه مقدار کافیست .
      ۱۱- مثال عذاب وجدان پرخوری برای درک بهتر مطلب
      ۱۲- پرخوری کردن یک واکنش جسمیست و تحت تاثیر فرمانهای مغزی صورت میگیرد همان سناریوهایی که در دو گام قبل کاملا درک کردم . به هیچ وجه نمیتوان با کنترل کردن میزان خوردن یا چگونگی خوردن افراد ، فرمولهای مغزی آنها را تغییر داد .
      ۱۳- پرخوری نتیجه ی فرمولهاییست که در ذهن ما ایجاد شده .
      بخور هنوز جا داری .
      بخور خوشمزه است .
      بخور هنوز سیر نشدی .
      بخور دلت میخواد بازم بخوری .
      بخور حیفه بمونه بد مزه میشه بعدا
      بخور از دهن میفته
      بخور سرد میشه
      بخور کیف داره
      بخور ببین چه محشری شده
      و …..
      ۱۴- با تغییر فرمولهای ذهنی می توان واکنشهای جسمی را تغییر داد نه با فشار آوردن به جسم .
      نخور دیگه سیر شدی .
      کافیه دیگه نیازت برطرف شد .
      لزومی نداره تا ته غذا بخوری .
      موارد دیگری هم برای لذت بردن هست .
      نخور بزار سبک باشی و فرز .
      هر چقدر سبکتر باشی راحتتر می تونی حرکت کنی .
      غذا بیرون هست چرا باید قالبهای روعن رو همش با خودت حمل کنی خب کنار بزار هروقت خواستی ازش میخوری . چه نیازی هست اونقدر بخوری که انباشته بشه . بفرستش بره به قدر نیاز در درون و بیرون هست .
      تو که این همه خوردن رو امتحان کردی و حال بدت رو دیدی حالا نخوردن رو انتخاب کن بزار حال خوب لاغری در وجودت جاری بشه تا انتظارت از خودت لاغر شدن باشه .
      از نخوردن لذت ببر .
      نخوردن برات عادی و طبیعی باشه نه کار شاق و خارق العاده .
      تو نیازی به این همه خوردن نداری .
      رفتار درونی خودت رو خودت باید اصلاح کنی هیچ کسی نمیتونه تورو اصلاح کنه و سرنوشتت رو تغییر بده مگر خودت بخوای و رفتارهای درونی و فرمولهای درونیت رو تغییر بدی
      و ..‌‌..
      ۱۵- مراحل لاغری با ذهن
      ۱۵-۱ شناسایی فرمولهای ذهنی در واکنشهای رفتاری نسبت به غذاها
      ۱۵-۲ ایجاد کردن فرمول های ذهنی متفاوت برای لاغر شدن
      ۱۵-۳ تغییر رفتار غذایی به مرور
      ۱۵-۴ تغییر جسم با توجه به تغییر رفتار
      ۱۶- جسم ما همیشه به رفتارهای ما واکنشهای متفاوتی نشان می دهد .
      پس اگر ما فرمولهای ذهنی را تغییر دهیم واکنش رفتاری درونی ما تغییر میکند و رفتار بیرونی ما همسو با رفتار درونی ما شکل میگیرد و این دو رفتار با خواسته ی ما همسوست و جسم ما به این رفتارها واکنش نشان می دهد و لاغر میشود . خیلی عادی و طبیعی لاغر میشویم .
      ۱۷- واکنش بدن در زمان تشنگی و گرسنگی و دیگر رفتارها متفاوت است .
      ۱۸- رفتار صحیح از ایجاد فرمولهای صحیح و فرمولهای صحیح از شناسایی رفتارهای اشتباه شکل می گیرد و شناسایی رفتارهای اشتباه از توجه کردن به واکنش بدن شکل میگیرد .
      ۱۹- واکنش جسمی فرد چاق نسبت به سیر شدن با واکنش جسمی افراد متناسب بسیار تفاوت دارد و توجه به این تفاوت میتواند به ما کمک کند که رفتار مناسبی داشته باشیم .

      ۲۰- شناسایی واکنشهای جسمی ما نسبت به رفتار غذایی ما میتواند تاثیر فوق العاده ای در توانمند شدن ما در لاغر شدن داشته باشد .
      ۲۱- برای لاغری با ذهن آنچه مهم است تغییر فرمولها و افکاریست که درباره ی چاقی در ذهن خود داریم و این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد .

      متن این گام سرشار از مطالب فوق العاده ای بود که واقعا باید دونه دونه جملات بهش توجه میشد تکرار میشد تحلیل میشد تا بهتر درک کنم . همین محتواها چقدر میتونه ذهنیت من رو تغییر بده و الگوهای لاغر کننده و رفتار صحیح رو در من ایجاد کنه . البته کننده ی کار خودمون هستیم ولی داریم یاد میگیریم . درست مثل آموزش رانندگی . ما پشت فرمان نشستیم ولی داریم یاد میگیریم که چطور از این وسیله برای رانندگی استفاده کنیم . اینجا هم ما داریم رانندگی ذهن رو یاد میگیریم .
      یادمه اولین روزهایی که حدودا ده سال پیش داشتم رانندگی یاد میگرفتم توی ذهنم می اومد نگاه میکردم به ماشینهای مردم و میگفتم مردم چطوری دارن حرکتش میدن یعنی من میتونم روزی مثل اونها انقدر راحت و بدون دغدغه و ترس بشینم و رانندگی کنم .
      یعنی یادگرفتنش رو یه امر محال میدونستم تا ده جلسه ی اول حتی نمیدونستم ترمز یعنی چی . اصلا درک نمیکردم طفلک مربی خیلی ناراحت میشد ولی یاد نمیگرفتم تا مربی رو تغییر دادم مربی جدید به محض اینکه نشست توی ماشین گفت پاتو بزار روی ترمز ببین این ترمزه حسش کن ببین واکنش ماشین در مقابل این ترمز چیه ببین ماشین می ایسته . حالا پاتو بزار روی کلاژ آروم بیار بالا ببین واکنش ماشین چیه ببین ماشین داره حرکت میکنه حالا پاتو بزار روی گاز ببین ماشین داره سرعت میگیره . یعنی من از طریق واکنشهای ماشین تونستم رفتار صحیح رو پیدا کنم و تازه تونستم درک کنم رانندگی یعنی چی و بعدشم چند جلسه تمرین و بعد هم دو سه بار امتحان تا بالاخره قبول شدم اما درک من از همون کلام مربی بود که از واکنشهای ماشین پی به رفتار صحیح با ماشین بردم و الان هم دقیقا یاد همون اتفاق افتادم . ما از واکنش جسم میتونیم رفتار صحیح غذایی رو پیدا کنیم . هر رفتاری که انجام بدیم جسم یه واکنش نشون میده و ما از طریق واکنشهای بدن می تونیم بفهمیم الان چه رفتاری باید انجام بدیم .
      استاد چه نکته ی خوبی در این متن برام جا افتاد . چقدر عالی بود و چقدر قابل درک .
      ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

      نکات برداشت شده از فایل در انتها برداشت خودم رو مینویسم .
      ۱- ما مدیریتی روی واکنشهامون نسبت به مواد غذایی نداریم ‌. یعنی این مواد غذایی هستند که ررای ما تصمیم میگیرند چقدر باید بخوریم .
      ۲- ما مسئولیتی در قبال خوردنهامون نداریم و مواد غذایی مارو تحریک میکنه به خوردن .
      ۳- ناراحتی – افسردگی – خستگی و …یک واکنش عصبی را در ما ایجاد می کند و بر روی خوردن ما اثر می گذارد .
      ۴- تفاوت من با افراد متناسب در فرمولهای ذهنی من است و این تفاوت سبب ایجاد رفتارهای متفاوت در من و افراد متناسب میشود .
      ۵- تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم میشود .
      ۶- ذهن ما یک نوار خالیست و خودمان داریم مرتب روی آن ضبط می کنیم .
      ۷- ما انسان هستیم و عقل و اراده داریم . قطعا می توانیم مثل یک انسان عمل کنیم .
      ۸- ما ضعیف نیستیم . اقدامهای مختلف ما جهت لاغر شدن نشان داده که ما چقدر پرقدرت هستیم منتها بلد نبودیم و راه درست آن را نمی دانستیم . ‌ (ما بد نبودیم ، بلد نبودیم)

      ۹- لاغری با ذهن رنج کشیدن نیست .
      ۱۰- اضافه وزن صدها برابر به ذهن فشار وارد می آورد .
      ۱۱- کاهش وزن صدها برابر تاثیر جسمی بر سلامتی روح و روان انسان اثر مثبت دارد .
      ۱۲- من صلاحیت و لیاقت متناسب شدن دارم .
      ۱۳- موضوع بررسی شده : تفاوت بین افکار انسانهای چاق و متناسب هست ‌.
      در ذهن یک فرد چاق سیر شدن = یک واکنش جسمی
      در حالیکه یک فرد متناسب وقتی غدا میخوره احساس سنگینی بعدش نداره .
      وقتی به رفتارهای بدنی توجه کنیم هر وقت مشکلی وجود داره بدن واکنش نشون میده پس هر وقت که ما غذا میخوریم و جسممون واکنش مثل نفس نفس افتادن ، درد شکم و …. نشون میده یعنی ما با اون غذا خوردن به جسممون ضربه وارد کردیم که جسم واکنش نشون میده .
      همیشه به حدی بخوریم که فشار جسمی بخ ما تحمیل نشه .
      غذا به عنوان موضوعی که نیاز بدن رو تامین میکند باید باشد نه معنای لذت بردن ، جبران کردن و ….
      نگرش ما به غذا مشکل برای ما ایجاد میکنه . این دیدگاه و نگرش مشکل زارو تغییر بدیم .
      رفتار نامتناسب باید اونقدری برامون زشت باشه که نزاریم به اون حد برسیم .

      برداشت من از فایل در مورد مدیریت روی واکنشهای جسمی نسبت به رفتارمون بود . .
      ما باید مسئولیت خوردنهامون رو بپذیریم و طوری بخوریم که به جسم فشار نیاد و جسم دچار واکنش نشه و حد سیر شدن رو ذهنی در نظر بگیریم که مشکلی برای جسم ایجاد نشه .
      سعی کنیم نگرش و افکارمون رو مطابق افراد متناسب تغییر بدیم و غذا رو فقط برای رفع نیاز جسمی بخوریم (یکی از بندهای تعهدنامه در دوره )
      با دقت در واکنشها و مدیریت واکنشهامون رفتار صحیح غذایی رو پیدا کنیم و ذهن خودمون رو از فرمولهای چاق کننده پاک کنیم و فرمولهای لاغر کننده رو در زندگی روزمره استفاده کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ۰۱:۵۶
      مدت عضویت: 2220 روز
      امتیاز کاربر: 13017 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 961 کلمه

      با سلام گام ۱۹–فرمولهای ذهنی چاق کننده را بشناسیم.
      همیشه فکر می کردم یکی از دلایل چاقی سوخت و ساز بدنم پایین است—
      یا خوردن غذاهایی که کربوهتدرت مثل برنج و نان و…است برای همین همیشه درگیر رژیم های مختلف بودم —
      یا اینکه تحرک در حد عرق کردن زیاد —
      -یا ازدواج وبا بعد از تولد فرزند و خیلی دلایل دیگری مثل خوردن قرص های ویتامین و یا داروهای افسردگی که توسط اطرافیان شنیده می شد را عامل اضافه وزن می دانستم غافل از اینکه هیچکدوم از اینها عامل چاقی نیستند چون با بودن تمام این دلایل افراد متناسب زیادی هستند پس همه اینها رد می شوند -هر وقت با شخص متناسبی برخورد داشتم فکر می کردم که یک تفاوتی بین من و او هست ولی نمی دانستم چی هست تنها فکری که می کردم می گفتم حتمی سوخت ساز بدنش با من فرق دارد یا بیشتر ورزش می کند ‌کلی سوال در ذهنم. ‌خیلی وقتها آنها تشویق می کردم و می پرسیدم چه سکرتی داری که متناسب هستی غافل از اینکه تفاوت در ذهن ماست (افراد متناسب در وزنی که مد نظر من هست صبحت می کنم چون من همیشه متناسب بودم و هستم بالاترین وزن من ۵۸کیلو بوده)حتی می پرسیدم چه می خورند چه ورزشهای می کنند و از هر کسی یک ایده می گرفتم و کارهای که می گفتم انجام می دادم و وقتی به اونون چیزی که می خواستم نمی رسیدم خودم را سرزنش می کردم وناامید. غافل از اینکه بلد نبودم نه اینکه تلاش نداشتم و خدا را شکر که با گوش کردن فایل ها و آگاهی‌هایی که در این مدت دریافت کردم متوجه شدم که خیلی فرمولهای ذهنی من تغییر کرده و یکسری عادتهای خوب جایگزین عادتهای بد شد .مواد غذایی دیگر برای من تصمیم نمی گیرند من تصمیم می گیرم چی بخورم و موقع گرسنگی بخورم.و به اندازه بخورم.
      من همیشه در خوردنم مدیریت داشتم اما از راه درست نبوده و خودم را از خوردن خیلی غذاها محروم و محدود می کردم و همیشه ترس از خوردن را داستم که باعث آزار روح و روانم می شد چون بلد نبودم و اکنون که یاد گرفتم و باز هم مدیریت روی واکنش به مواد غذایی دارم با یک حساس کاملا متفاوت بدون ترس از غذا خوردن بدون محرومیت و محدودیت از مواد غذایی و فرمولهای ذهنی من الان کلی تفاوت دارد با فرمولهای ذهنی قبل از آشنایی با این دوره لاغری با ذهن.چند روز پیش رفتیم مسافرت یک طبیعت بسیار زیبا با هوای بهاری بسیار لذت بخش-در هتلی که اقامت داشتیم چند رستوران مجعز با غذاهای متنوع با دسرهای متفاوت و پیش غذاهای متنوع -روز اول صبح یک قهوه داخل آتاق درست کردم خوردیم و برای صبحانه رفتیم پایین داخل رستوران نشستیم اول قهوه و چایی و آب آوردند که من آب را ترجیح دادم چون قهوه را خورده بودم و متوجه شدم که اصلا میل به صبحانه ندارم به شوهرم گفتم من هیچی میل ندارم و اومدیم بیرون و رفتیم کنار ساحل واز زیبایی‌های اطراف کنار اقیانوس لذت بردیم اینجا من برای خوردن تصمیم گرفتم و اونون صبحانه رنگ و رنگ و با شیرینهای متنوع و منظره زیبای بیرون رستوران همراه با آبشاری که می آمد اصلا وسواس و تحریک برای خوردن نشدم( در صورتی که خیلی ها بخاطر منظره زیبا هم که شده ترجیح می دهند بنشیند و غذا بخورم )یک ماشین کرایه کردیم رفتیم دوره جزیره را بگردیم بین راه شوهرم گفت گرسنه هستی چیزی بخوریم که اصلا گرسنه نبودم و بعد از ظهر بر گشتیم هتل و ساعت ۷/۵ رفتیم رستوران برای شام که من گفتم یک غذا برای هر دو ما کافی است با یک سالاد با وجودی که ساعت‌ها چیزی نخورده بودم فقط به اندازه‌ای خوردم که نیاز داشتم ولی همسفری که با ما بود تمام غذایش را خورد و می گفت که حیف است پول داده اگه نخوره اسراف می شه وحتی دسر هم سفارش داد و خورد ‌خیلی هم چاق بود و فکر می کرد من غذا خوردن را دوست ندارم که بهش کفتم من بیشتر نمی توانم بخورم با تعجب مرا نگاه می کرد.روز دوم دو باره ماشین گرفتیم و رفتیم hiking قبل از اینکه بریم شوهرم گفت بریم چیزی بخوریم که انرژی برای بلا رفتن داشته باشیم که من اصلا میل نداشتم ولی شوهرم با همسفرمون همبرگر خوردند و رفتیم تا ارتفاع ۵هزار فوت با شیب خیلی تند و خیلی راحت و با انرژی مسیر را رفتم بدون خوردن غذایی که مثلا انرژی داشته باشم در صورتی که قبلا برای همچین برنامه‌ای حتمی کلی خوراکی مثل آجیل میوه و حتی ساندویچ بر می داشتم که خوردن در طبیعت و بالارفتن بالای کوه با خوراکی بیشتر تفریح دارد این هم یک تغییر دیگه.و ساعت های ۵ بود که رفتیم رستوران و غذا سفارش دادیم و من باز هم اصلا ولع گرسنگی نداشتم همانقدر که نیاز داشتم خوردم می خوام بگم که توی این مسافرت خیلی تغییرات را در خودم دیدم و خیلی لذت بخش بود برام که بدون هیچ محرومییت و محدودیتی بود کاملا آزاد بودم انتخاب با خودم بود حس گرسنگی خیلی کم داشتم و این نشان از این است که فرمولها تغییر کرده ممنونم استاد از آگاهی های بی دریغ شما استاد .این مسافرت یک محک خوبی بود برام که اصلا خودم فکر نمی کردم که تغییرات اینقدر وسیع باشد به گفته استاد کسانی که با این دوره آشنا شده‌اند صلاحیت و لیاقت لاغر شدن را دارند این واقعیتها و تغییرات را نوشتم تا دوستانی که ذره ای شک دارند بدانند که اگر شک نکنند و علاقه داشته باشند موفق می شوند ادامه بدهند عادتهای خود را بررسی کنند موانع را به موقع شناسایی کنند و به گفته استاد استمرار داشته باشند حتمی موفق می شوند مهم‌تر اینکه وقت تعیین نکنند فقط کاری که استاد می گوید باید انجام داد .مجددا از شما استاد متشکرم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار solmazmilan@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۳/۰۳ ۱۹:۴۴
        مدت عضویت: 2007 روز
        امتیاز کاربر: 11165 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        سلام زری خانوم عالی بود دیدگاهت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۳۹۹/۱۲/۱۷ ۱۵:۱۰
        مدت عضویت: 2543 روز
        امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        چقدر متنتون عالی بود زری جان . کلی انرژی مثبت بهمون دادی . ممنون از لطف شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار زری احمدی
          زری احمدی
          ۱۳۹۹/۱۲/۱۸ ۰۳:۳۳
          امتیاز کاربر: 0

          نشان های دریافت شده

          فرمول های ذهنی چاق
          محتوای دیدگاه: 15 کلمه

          خوشحالم فاطمه سادات عزیز که واقعیت تغییر ذهن من به شما انرژی مثبت داد .

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۹ ۱۶:۴۶
      مدت عضویت: 2152 روز
      امتیاز کاربر: 13428 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 666 کلمه

      بنام خدا 🌸 گام نوزدهم . فرمول های چاق کننده:فرمول های ذهنی درافرادچاق به شکل چاق کننده روی ذهن اونها تاثیر می‌گذارند درطی این مدت که این فایلها روامرین میکردم وبا هاگوش میدادم به این رسیدم که چراازخوردن میترسم وبه این رسیدم که من به خودم اطمینان ندارم و قدرتی دربرابر موادغذایی ندارم و ازخودم نشون نمیدم به همین خاطر زمانیکه غذامیخورم وزیاده روی میکنم این دلیله وچون اطمینان ندارم مدیریتی روی خوردن خودم ندارم واین یعنی همونطورکن که در فایل گفته شد مدیریت خوردن من چه اندازه خوردنم به دست موادغذایی هست.
      علت چاقی وفشارشکم فقط به این منتهی نمیشه بلکه خاطرات وتصاویرذهنی نقش مهمی در چاقی هم ایفامیکندپس موضوع. دیگه ای هم که درطی این مدت هست اشتیاق داشتن هست اشتیاق برای چاقی وعملکردن براساس خاطرات گذشته وسیری وخفگی یعنی خارج شدن از حالت طبیعی بدن که همون لاغری هست ورسیدن به چاقی .. چاقی واکنش ذهن به جسم هستش وفشارشکم هم غیرطبیعیه چون کسیکه سیرمیشه زمانی که به اندازه کافی خورده دیگه نبازبه پرخوری واضافه خوردن ندارم اما برای اینکه تجربه ی لذت بخش رودوباره خوردن اون غذاروتجربه کنه تصمیم میگیره که بیشترمصرف کنه و به همین خاطر به خوردن ادامه میده تابه فشارشکم برسه . فشارشکم یک احساس سنگینی هست وچاقی و اضافه وزن به صورت یک تصویر واقعیت پیدامیکنن که همگی اونهادرزمانی فقط یک فکر بودن و باتکرارشدن اونها وعمل شدن به اونها واقعیت فیزیکی پیدامیکنن فشارشکم به خاطر فقط خوردن نیست خیلیاهستن که غذامیخورم امابه فشار شکم نمیرسن چون خوردن پریدن اونها به صورت اتوماتیک هست ماهرروزداریم به نیازهای اتوماتیک بدنمون جواب میدیم با توجه به اونها بعضی ازاونهاهم کاملادرونیه وخودبخودی توسط بدن انجام میشه وغذاهم اتوماتیکه چون اکثر جریان های بدن اتوماتیک انجام میشه ولی درذهن افرادچاق ازحالت اتوماتیک خارج میشه یعنی اونها غذامیخورن وسیرمیشن امابعدازاون دوباره ادامه میدن به خوردن و درنهایت رسیدن به خفگی وفشارشکم درطبیعت روند تکامل همیشه .جودداره ولاغربشم طبیعت بدن انسانه اماچون انسان قدرت انتخاب داره به همین خاطر افرادی هستن که لاغرن وبدن اونها طبق طبیعت اونهاعمل می‌کنه موقع گرسنگی غذامیخورن وموقع سیری دست میکشم ازغذاو به سمت غذابه عنوانهای مختلف نمیرن وفقط رفع نیاز طبیعیشون براشون مهمه اماافرادچاق اینطور نیست بلکه ای اونهاخروج ازحالت طبیعی طبیعیه چون در ذهن اونها اینطوری نامه ریزی شده چاقی درذهن اونها به عنوان یک حالت طبیعی هست به خاطر برنامه ریزی ای که در ذهن اونها هست وبه همین خاطر به هر اندازه که در ذهن اونها چاقی طبیعی باشه اونها چاق میشن و سرعت چاقیشون افزایش پیدامبکنه امادرطبیعت خداوند به این شکل نیست هیچ حیوانی چاق نیست چون ذهن ندارن وقدرتی انتخابی ندارن واونهاطبق فرمول‌های ازقبل نوشته شده در ذهنشون عمل میکنن دوطرززندگی کردن اونها وهمه چیزاونها به صورت ناخودآگاه انجام میشه واتوماتیک میدونن که در بهاردرکجاکوچ کنم درزمستان ودرپتییزودرتابستان وچطوروچطوربتیدعمل کنن تازنده بمونن اماانسان چون قدرت انتخاب داره وبراساس پارامترهای بیرونی اون که ذهنی هست وبراساس توجه کردن و الگوبرداری کردن واموزش دیدن هست عمل میکنه وله اندازه‌ای که تکرارمیکنه نتیجه میگیره وبعدخودش به اونها اضافه می‌کنه وتجربیاتش وعلمش گسترده تر میشه درچاقی هم به همین شکل هست من که فکرشو میکنم می بینم به شدت علاقه به گسترش دادن چاقی دورخودم بودم فکرکردن به چطورخوردن برای لذت بیشتراحساس درباره‌ی انواع غذاها شکل غذاها وچطورلذت بردن از تعطیلات به وسیله ی غذاخوردن وچطورتکزاکردن ورسیدن به تجربه ی خاطرات لذت بخش وتکراریادگیری های گذشته واضافه کردن به عادتهامه همگی به اندازه ی سالها ی عمرم قدمت پیداکرده ودرمن ودرذهنم تثبیت شده وله صورت ناخودآگاه وبدون فکرکردن مثل زمانیکه دستم میخولدبسوزه اماباحساس کردن ناخودآگاه دستم قبل از اینکه بسوزه برمیدارم بدون اینکه بخوام بهش فکربکنم درباره ی وفشارشکم به اندازه‌ای که تکرار شده بدون فکرکردن من اونوانجام میدادم وبعدازاینکه تموم میشد ناراحت میشدم که اونها درمان به صورت ناخودآگاه ثبت شده بود چاقی در ناخودآگاه وفشارشکم وفرمولهای چاق درذهن هستن پس برای لاغرشدن باید فرمول‌های ذهن روتغییردادوبایداستمرارداشت تابه نتیجه رسیده طبیعت لاغری چون لاغری طبیعت بدن هست نه. چاقی و لاغری ازچاقی خیلی راحت تروسریعترهست وروندتکاملش هم عالیه مثل چاقی نیست.وتغییرشخصیت ازپایه واحساس شکل میگیره زمانیکه فرمول‌های ذهن تغییرمیکنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۳ ۰۸:۵۲
      مدت عضویت: 2513 روز
      امتیاز کاربر: 434 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,006 کلمه

      باسلام گام ۱۹ : فرمولهای ذهن چاق کننده رابشناسیم
      تاحالا باگوش کردن به فایلها و با انجام تمرینات هم ذهنمون به ارامش واطمینان مسیر لاغری رسیده وهم به این باور رسیدیم که علت چاقی ما حالتهای روحی وبیماری وارث وژنتیک نیست وهرچه راعامل چاقی نام بردیم فقط بهانه هایی برای بهتر وبیشتر خوردنمان و لذت بردن از غذاهایی بوده که خاطرات خوبی از انها داشتیم به همین دلیل تصمیم اگاهانه به خوردن میگرفتیم بلکه علت چاقی ما فرمولهای چاق کننده ذهنی ما که همان عادات رفتار غذاییمان هست  بوده که باانجام انها چاق میشدیم که هربار ما باروشهای مختلف میخواستیم وتصمیم میگرفتیم لاغر بشیم در واقع برای افزایش عادتهای چاق کننده حرکت میکردیم .اگر رژیم غذایی میگرفتیم وخودرا ازخوردن محروم میکردیم چون غذاراعامل چاقی جسم می دانستیم به همین دلیل برای لاغر شدن از دستورهای غذایی پزشک بنام رژیم غذایی استفاده میکردیم.اگر کم تحرکی را باعث چاقی خود میدانستیم ورزش وپیاده روی رابرای تحرک زیاد وعرق ریختن واب شدن چربیها برای متناسب شدن انتخاب میکردیم.هرروشی که برای لاغر شدن استفاده کردیم انهارادلایل چاقی خود میدانستیم .هرتلاشی که انجام میدایم مثل نخوردن نان وبرنج وسرخ کردنی وکره وشیرینی وخامه ونوشابه وفست فود و………..همه توجه واکنش جسم ما بوده به غذا خوردن به همین علت تمام تلاشهای ما بی نتیجه می مانده چون اینها همه فرمولهای ذهنی چاق کننده ای بودند که به وسیله حذف انها می خواستیم به لاغری برسیم با داشتن فرمولهای غذایی چاق کننده درذهن وتکرار انها مثل انواع سسها و پیتزا ولازانیا وماکارونی و……….. باورکرده بودیم که هر چیزی بخوریم برایمان چاق کننده است حتی اب .هرچه فرمولهای ذهنی چاقی بیشتر ی درباره اثر موادغذایی در ذهن ایجاد بشه ترس از غداخوردن ومنتطر چاق شدن درمابیشتر می شود وبرای لاغر شدن نخوردن وحذف ان مواد غذایی را انجام میدهیم .درصورتیکه این تصورات ماست که مواد غذایی مثل برنج یا نان چاق کننده است . اما در نگاه به بعضی از کشورها وحتی مناطق وشهر هایی از کشورما هستند میبینیم که خوردن برنج جزء اداب وسنت اصلی غذایی شان حتی دروعده صبحانه است بااین وجود اکثر مردمشان متناسبند اما برا ی ما خوردن برنج ونان یکی از عوامل چاقیمان است. درنظرمان چاق نشدنشان دراثر خوردن برنج نداشتن استعداد چاقی بود ودرما داشتن استعداد چاقی .وقتی با مسیر لاغری با ذهن اشنا شویم متوجه می شویم که تفاوت ما با لاغرها درفرمولهای ذهنی ورفتار غذایی مان است نه استعداد چاقی .برای متناسبها برنج یک ماده غذایی لذیذ ومقوی برای سیر شدن است وبرای چاقها عامل پرخوری ولذت برای چاق شدن . در ذهن همه مصرف برنج از هر نوعی یک عامل چاقی است که یک باور غلط است در مورد چاقی مثل باور چاقی ارثی وژنتیکی است وخیلی باورهای دیگر که از خانواده به ما منتقل شده .غذا ها عامل چاقی نیستند که با حذف انها وفشار برجسم وسختی لاغر شویم لاغر شدن باید به اسانی وراحتی مورد پذیرش ذهن باشدوباید عوامل وفرمولهای چاق کننده راشناسایی کنیم که بهترین راه استفاده از دوره های لاغری با ذهن است .برای پیدا کردن فرمولهای چاق کننده اول باید عوامل ایجاد انها را درخود پیدا کنیم .
      وقتی ما عامل چاقی را در حد ترکیدن خوردن می دانیم وبوسیله رژیم که محدود ومحروم کردنمان از خوردن است و تند خوردن را عامل دیگر چاقی می دانیم وبا ارام جویدن واهسته تر خوردن مدت خوردن وچگونگی خوردن راتغییر می دهیم وبا محدود کردن ومحروم کردن از خوردن وتغییر چگونگی ومدت خوردن برای لاغر شدن تلاش می کنیم متوجه نیستیم که چاقی یک واکنش غذا خوردن جسم نسبت به بیش از اندازه خوردن است که دراثر فرمان مغز صادر می شود که دردست مانیست و ما به هیچ وجه با کنترل میزان وچگونگی ومدت خوردن نمی توانیم چاقی را به لاغری تبدیل کنیم .فقط با تغییر در فرمولهای ذهنی وواکنش جسم به خوردنمان می توانیم به لاغری برسیم نه با کنترل وچگونگی خوردن . پس باید فرمولهای ذهن درواکنش رفتاری جسم به خور ن راشناسایی کنیم و فرمولهای صحیح را یاد گرفته وکم کم انها را جایگزین فرمولهای غلط بکنیم تا به مرور زمان رفتار غذایی ماتغییر کند وجسم ماهم مطابق با رفتار غذایی درست ما تغییر کند وما لاغر شویم 🏵باید واکنش رفتار غذایی خود را نسبت به خوردن مدیریت وکنترل کنیم .اصلی ترین مطلب در چاقی نداشتن مدیریت برخوردن واستفاده از موادغذایی است .در افراد چاق مواد غذایی هستند که خوردن ما را کنترل می کنند وبرای ما تعیبن میکنند که ازهرغذا چقدر مصرف کنیم وبعضی هارا بیشتر مصرف می کنیم وقتی مواد غذایی خوردنمان را مدیریت می کنند دراین حال ما مسئولیتی درمقابل خوردن مواد غذایی نداریم چون هر غذایی به شکلهایی مثل بو طعم  رنگ   مزه   عکس     بسته بندی و……. مارا تحریک به خوردن می کنند وعلاوه بر واکنش جسمی بصورت چاقی   بر واکنش روحی ما بصورت تحریکات عصبی وافسردگی وناراحتی وخستگی باعث ایجاد واکنش عصبی در ما می شود که در بیشتر خوردن ما موءثر است . تفاوت متناسبها وچاقها هم در همین است یعنی فرمولهای ذهنیشان که درموقعیتهای مختلف واکنشهای غذایی متفاوت دارد وهمین تفاوت دررفتارغذاییشان است که باعث تفاوت درجسمشان بصورت چاقی یا لاغربودن است نه ارث وژنتیک
      ومحیط زندگی واداب ورسوم و تیروئید و………همه این موارد توجیه وبهانه بیش از اندازه خوردن وپیدا کردن اضافه وزن وچاق شدن است .
      این تفاوت رفتار غذایی چاق ها با لاغرها در الگوهای ذهنی متفاوت انهاست که خودمان وارد وذخیره در ذهنمان کردیم . مغز ما یراساس این اطلاعات والگوهای وارد وذخیره شده در ذهن فرمان چگونه خوردن راصادر می کند.مثلا درافراد چاق بااینکه خیلی غذا خوردن درحد شکم درد وخفگی است ولی باز با اوردن خوراکی می خورند . به هنگام شناسایی‌ فرمولهای ذهنی و  جایگزینی فرمولهای صحیح و تغییرانها ،واکنش غذایی ما بطور اتوماتیک عوض می شود بدون رنج وفشار وسختیه رژیم گرفتن وورزش کردن .اینکه ما بارها اقدام به لاغرشدن کردیم ولی شکست خوردیم ا بی ارادگی وبی عرضگی وضعیفی مانبوده بلکه راهمان رابلد نبودیم ومسیر را اشتباه می رفتیم .وگرنه تحمل پیمودن این همه راههای سخت وبا فشار ورنج اور برای لاغرشدن نشانه اراده وتوانایی مادر رسیدن به لاغری است پس ما بی عرضه نیستیم بلکه مسیر درست را نمی دانستیم .بادیدن تصاویر افراد متناسب در تبلیغات غذایی وروشهای لاغری ما فکر میکردیم که ناتوانیم وخوب عمل نکردیم واراده نداشتیم وخودراسرزنش میکردیم در صورتیکه چنین نبوده وما ففط راه را بلد نبودیم و علاوه برضربه به جسم به روحمان هم لطمه میزدیم.استفاده از روش لاغری با ذهن فواید زیادی دارد که علاوه برتناسب جسم بر ارامش روح وشادی ونشاط وبهبود شرایط زند.گی وارتباطات وشرایط کاری وهمه جنبه زندگی اثر مثبت دارد.روش لاغری با ذهن بسیار اسان است چون بدون تحرک وزحمت زیادی واتلاف وقت ورفت وامد در شلوغی ها وهزینه ان چنانی وسختی ، فایل ها در دسترس است وبا انجام تمرینات وعمل درست به انها به نتایج عالی میرسیم .
      اختلاف خوردن چاقها تامرزشکم درد ولاغرها فقط در حد سیری در این است که لاغرها اگر به مقدار زیاد ومتنوع غذا هم برسند زیاده روی نکرده وبه اندازه مورد نیاز بدنشان وفقط برای رفع گرسنگی می خورند.اما چاقها وقتی از خوردن بیش از سیری شکم درد می گیریند یعنی رفتاربدی باجسم خود داشتند ومانعی بوده که باعث ایجاد مشکل درد در شکم اوشده مثل وقتی که ما بیماریم درد داریم ویا وارد شدن ضربه ای در بدن ان قسمت از شدت ضربه دچار درد می شود.درد واکنش بدن است در برابر اصابت ضربه خورده شده به جسم .
      در فرد لاغر موقع گرسنگی صدای غارو غور شکم ویا درد ویا احساس ضعف ولرزه ومور مور اندام واکنش بدن در برابر گرسنگی اعلام گرسنه بودن می کند در فرد چاق هم درد شکم وپیچش همراه بادرد وسخت نفس کشیدن تا حد خفگی خوردن سنگین شدن وخسته شدن از پرخوری نشانه واکنش بدن برای بیش از اندازه خوردن است. پس درد در مقابل واکنش به چیزی ایجاد می شود.
      با این توضیحات متوجه تفاوت واکنش رفتار خوردن در لاغرها وچاق ها می شویم که در چاق هاسیرشدن در حد خفگی وحالت سنگینی علایم سیری است اما لاغر ها هیچ وقت به این علایم نمی رسند وبعد از خوردن احساس سنگینی ندارندچون به اندازه لازم بدن میخورد مثل تنفس کردنشان ضربان قلبشان که خسته نمی شود ولی افراد چاق از خوردن زیاد خسته می شوندوسیر شدن برایشان معنی خسته شدن از خوردن وتغییر فیزیکی بدن وفشاربه شکم ودرد شکم را دارد.
      برای متناسب شدن باید قبل از فشار امدن به بدن از خوردن بلند شویم نباید به رنگ وبو وطعم ومزه وجشن ومهمانی وتنوع غذایی ورستوران ودور همی وتفریح و تعارف و……….
      توجه کنیم واهمیت دهیم .به غذا به عنوان یک وسیله رفع نیاز بدن ورفع گرسنگی باید نگاه کرد نه لذت نه جبران کردن    نه حروم میشه وحیفه   نه پولشو دادم      نه فرصت .وقتی غدا خوردن براساس این بهانه ها و نقطه نظرها باشد برای جسم نتیجه ای جز چاقی ندارد. 🌹

      اگر این بهانه ها را کنار بگذاریم ووقتی غذا می خوریم بیش از سیری بافشارودرد شکم ودرحد خفگی وتهوع وترکیدن نخوریم وبه اندازه بخوریم به مرور زمان کم کم وخودبخود لاغر می شویم .باید پر خوری را برای خودمان کاری زشت وغیر انسانی معنی کنیم وبرای این کار عناوینی انتخاب کنیم مثلا مگه قحطی زده ایم   ازجنگ فرار کردی   نخورده وندیده ای    شکمو      چاقاله پر خور       می ترکی      خجالت بکش از خوردنت         حیوان هم به اندازه سیری می خوره           هرچه درسفره یا سر میز هست که نباید بخوری و…………وهمینطور تنبیه برای خودمان برای هربار ویا تکرار بد خوری بگذاریم وخودمان راسرزنش کنیم .
      اگر هم رفتار غذایی درست داشتیم ودرست وبه اندازه خوردیم ونقطه گرسنگی وسیری را رعایت کردیم وریزه خواری وبد خوردن رانداشتیم حتما خودمان را تحسین وتشویق کنیم تا ذهنمان به انجام مواقع درست وبد رفتار غذایی اگاه شو د.
      یک روش دیگر کنترل خوردن این است که اجازه ندهیم غذا برای ماتصمیم بگیرد وحدو مرز خوردن را با رنگ وبو وطعم وزرق وبرق وبسته بندی هاوتبلیغات وتنوعش تعیین کند.فردمتناسب به هیچکدام از اینها توجهی ندارد فقط به اندازه نیاز بدن وسیر شدنش می خور د.بارعایت این نکات میتوان هرروز یک قدم به تناسب نزدیک وامیدوارتر به لاغر شدن درمسیر ادامه داد.
      از شروع گام اول تا حالا تغییرات خوبی در رفتار غذاییم ایجاد شده ریزه خواری ندارم توجه به نقطه سیری وگرسنگی را متوجه ورعایت می کنم البته یکی دو مورد کمی زیادتر خوردم ولی نه به اندازه شکم درد بلکه با داشتن احساس سیری بیشتر.  بااینکه عاشق خوردن بودم اصلا میل به هله هوله خوردن نداشتم وانجام هم ندادم   همینطور با اینکه روی میز میوه وشیرینی وتنقلات همیشه هست ولی واقعا ای ۲۰ روز خیلی کم به اندازه چند دانه مغز وتنقلات وچند دانه بیسکوییت کرم داربیشتر نخوردم .واقعا ازصدای غرغر شکم برای گرسنگی لذت میبرم وهمینطور منتظر شنیدن واکنش شکمم هستم حتی به نقطه گرسنگی هم که میرسم به خودم میگویم هنوز زوده با راحتی وارامش نه با رنج وناراحتی البته هنوز تغییر ی حاصل نشده که بقول استاد زوده وزمان تعیین کننده نیست بلکه تغییر جسم ملاک است وهمینقدر که این تغییرات حاصل شده، خیلی خوشحالم وشکر گزار وبی صبرانه منتظرم برای امدن فردا وشنیدن فایل بعدی وانجام تمریناتش.
      پس باید به رفتار خوردن واحساسی که از ان داربم دقت کنیم که در هروعده غذایی از هرچه می خوریم به اندازه بخوریم وبه واکنش جسم برای سیری توجه کنیم که اگر احساس سنگینی ودرد شکم وحال بد داشتیم به خود تذکر داده و بگوییم رفتار غیر انسانی داشتیم وبرای خود تنبیه بگذاریم وبرای دفعه بعد رفتار صحیح غذایی را جایگزین
       کنیم تا رفتار صحیح خوردن در ما بوجود اید .درد پر خوری را خود بوجود اوردیم باید خودمان هم درمانش کنیم ودارویی ندارد جزانجام رفتار صحیح غذابی .
      من وخانوادم هم قبلا که متناسب بودیم در خانه می خوردیم اما درمهمانی وجشن که می رفتیم اصلا میلی به خوردن نداشتیم شاید فقط یک میوه می خوردیم طوریکه صاحب مهمانی یاجشن واطرافیان به ما می گفتند اومدید مهمانی ها فقط یک شبه چرا نمی خورید هرکس می خواد بره مهمانی یا جشن از یک هفته قبل نمی خوره تا بتونه انجا خیلی بخوره شما چرا برعکس هستید ولی نمیدونم از کی رفتارم برعکس شد بااینکه تاقبل از مهمانی یا جشن خورده بودم ولی انجا هم درحد ترکیدن می خوردم گاهی چیزهایی هم هنوز باقی می موند که من از انها نخورده بودم ولی خداروشکر الان تب خوردنم خیلی افتاده امیددارم که حتما متناسب میشم وتا اخر مسیر ادامه میدهم.
      از خدا برای همه چیز متشکرم واز شما استاد گرامی بابت تلاش وتوجه تان برای رفع مشکل اضافه وزن وتمام گرفتاریهایی که با حل شدن این معزل انها هم تحت تاثیر ان حل می شوند بسیار سپاسگزارم وتشکر از اینکه صادقانه وخالصانه انچه درتوان دارید دراختیار هدایت شدگان به سوی لاغری قرارمیدهید توفیق روز افزون وسلامت شما وعزیزانتون را از خدا خواهانم⚘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 574 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام۱۹ مهمترین موضوع لاغری اینکه ما کنترل ومدیریتی روی واکنشهای مون به مواد غذایی نداشتیم واینکه ما کنترای روی مواد غذائ نداریم غذاها روی ما کنترل دارن بعضی از غذاهارو خیلی دوست داریم وبیستر میخوریم هر مواد غذایی که بهش برخورد میکنیم میخوریم ما مسئولیتی رویدخوردن خودمون نداریم هر ماده غذایی مارو تحریک به خوردن میکنه واما تعاوت افراد چاق با لاغر فقط روی فرمولهای ذهنی اونهاست نه چیز دیگه واین تفاوتهاست که باعث تفاوت درجسممون شده وفکر میکردیم ژنتیک داروها تیروئید ما رو چاق کردن وذهن ما مثل ی نوار خالیه وما این فرمولهارو بهش دادیم وبر اساس این فرمولها رفتار غذایی ما تغییر کردن وما پر خوری میکنیم ووقتی که این فرمولها شناسایی بشن خود بخود مشکل حل میشه ما انسانیم عقل وشعور داریم وباید بتونیم چیزیکه برای ما ضرر داره رو انجام ندیم ما ضعیف نیستیم وفقط بلد نبودیم چکار کنیم از بسکه فرمولهای غلط بهمون گفتن از طریق رسانا و…ما ناتوان نیستیم بر عکس خیلیم توانا هستبم چون بارها وبارها رژیم گرفتیم وروشهای نادرست مختلف امتحان کردیم وبه نتیجه نرسیدیم وخوشبختانه با روش ذهنی اشنا شدیم و این روش تنها روش که میتونه مارو به مقصد برسونه ما چه کارهایی رو برای لاغر شدن نکردیم از قرص ودارو رزیم وچه زحمتها ورنجهاییکه نکشیدیم وبه نتیجه نرسیدیم چون این روشها اشتباه بوده اما از زمانیکه با لاغری با ذهن اشنا شدیم مشتاقتر شدیم وچون بیماریمون کمتر شده واسترسمون کمتر شده احساسمون بهتر شده و..چون تنها روش یکه ما رو به مقصد میرسونه وخدا ما رو انتخاب کرده هدایت کرده برای لاغرشدنوواین بزرگترین سند برای لاغر شدنمون وباید دقت کنیم به رفتارهای غذائ خودمون با افراد متناسبحالا تفاوت بین انسانهای چاق وانسانهای لاغر در چیهچرا ما انقد دوست داریم بخوریم چرا نمیفهمیم که کی گشنمونه وکی سیریم چرا ی فرد متناسب با انبوهی از غذا ودثر و…مواجه بشه زیاده روی نمیکنه ودر حد نیازش مصرف میکنه اما ما چی ما چطور رفتار میکنیم چه اختلافی لین من واون وجود داره بدن زمانی واکنش میده که ی مشکلی وجود داره هر وقت غذا میخوریم بدن ماواکنش نشون میده ووقتی ما بعد از خوردن غدا حس بدی داشتیم وسنگین بودیم وبه شکممون فشار میمود معلومکه ما اشتباه کرویم وغذا زیادی خوردیم باید توجه کنیم به این موضوع واگر اینجوری شد خودمونو سرزنش کنیم وبگیم که اخه این چه کاریه کردی خیلی زشته در شان تو نیست این غدا ها همیشه هستن وهر وقت خواستی واراده کروی میتونی بخوری پس زیاوه روی نکن حتی برای غذاییکه خیلی دوست داریاصلا برامون مهم نباشه که چه غذایی رو میخوری غذارو نباید بعنوان تفریح یا حوصله ام سر رفته یا وقتی عصبانی هستی نگرانی پولش دادم و…بخوری فقط باید وقتی واقعا گشنت شد ودر حد نیازت بخوری مثل انسانهای متناسب ووقتی اینجوری غذا خوروی خدوتو تشویق کن وتا بخودت انگیزه بدی واگر ی روزی زیاده روی کروی وحتی یکمم بود عکس العمل نشون بده وخودتو سرزنش کن ما انسانیم وخدادند ما رو اشرف مخلوقات قرار داده یعنی ما رو برترین کرده از حیوانات وهر چیزیکه تو دنیا وجود داره پس رفتارمون هم باید مانند انسان باشه در شان انسان باشه ما نباید بذاریم غذاها بر روی ما کنترل داشته باشن وهمین طور بسته بندی اونها نباید مارو فریب بدن ما قبلا فکر میکریم ی بسته چیپس باید ی نفر بخوره اما الان مثل ی انسان رفتار میکنیم وی بسته رو خانواده میخوریم بسته بندیهای متنوع درست میکنن برای گول زدن ما وما نباید گول بخوریم وبا این گار یک قدم دیگه بسوی لاغری برمیداریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم