تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.89 از 122 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
باسلام گام ۱۹ : فرمولهای ذهن چاق کننده رابشناسیم
تاحالا باگوش کردن به فایلها و با انجام تمرینات هم ذهنمون به ارامش واطمینان مسیر لاغری رسیده وهم به این باور رسیدیم که علت چاقی ما حالتهای روحی وبیماری وارث وژنتیک نیست وهرچه راعامل چاقی نام بردیم فقط بهانه هایی برای بهتر وبیشتر خوردنمان و لذت بردن از غذاهایی بوده که خاطرات خوبی از انها داشتیم به همین دلیل تصمیم اگاهانه به خوردن میگرفتیم بلکه علت چاقی ما فرمولهای چاق کننده ذهنی ما که همان عادات رفتار غذاییمان هست بوده که باانجام انها چاق میشدیم که هربار ما باروشهای مختلف میخواستیم وتصمیم میگرفتیم لاغر بشیم در واقع برای افزایش عادتهای چاق کننده حرکت میکردیم .اگر رژیم غذایی میگرفتیم وخودرا ازخوردن محروم میکردیم چون غذاراعامل چاقی جسم می دانستیم به همین دلیل برای لاغر شدن از دستورهای غذایی پزشک بنام رژیم غذایی استفاده میکردیم.اگر کم تحرکی را باعث چاقی خود میدانستیم ورزش وپیاده روی رابرای تحرک زیاد وعرق ریختن واب شدن چربیها برای متناسب شدن انتخاب میکردیم.هرروشی که برای لاغر شدن استفاده کردیم انهارادلایل چاقی خود میدانستیم .هرتلاشی که انجام میدایم مثل نخوردن نان وبرنج وسرخ کردنی وکره وشیرینی وخامه ونوشابه وفست فود و………..همه توجه واکنش جسم ما بوده به غذا خوردن به همین علت تمام تلاشهای ما بی نتیجه می مانده چون اینها همه فرمولهای ذهنی چاق کننده ای بودند که به وسیله حذف انها می خواستیم به لاغری برسیم با داشتن فرمولهای غذایی چاق کننده درذهن وتکرار انها مثل انواع سسها و پیتزا ولازانیا وماکارونی و……….. باورکرده بودیم که هر چیزی بخوریم برایمان چاق کننده است حتی اب .هرچه فرمولهای ذهنی چاقی بیشتر ی درباره اثر موادغذایی در ذهن ایجاد بشه ترس از غداخوردن ومنتطر چاق شدن درمابیشتر می شود وبرای لاغر شدن نخوردن وحذف ان مواد غذایی را انجام میدهیم .درصورتیکه این تصورات ماست که مواد غذایی مثل برنج یا نان چاق کننده است . اما در نگاه به بعضی از کشورها وحتی مناطق وشهر هایی از کشورما هستند میبینیم که خوردن برنج جزء اداب وسنت اصلی غذایی شان حتی دروعده صبحانه است بااین وجود اکثر مردمشان متناسبند اما برا ی ما خوردن برنج ونان یکی از عوامل چاقیمان است. درنظرمان چاق نشدنشان دراثر خوردن برنج نداشتن استعداد چاقی بود ودرما داشتن استعداد چاقی .وقتی با مسیر لاغری با ذهن اشنا شویم متوجه می شویم که تفاوت ما با لاغرها درفرمولهای ذهنی ورفتار غذایی مان است نه استعداد چاقی .برای متناسبها برنج یک ماده غذایی لذیذ ومقوی برای سیر شدن است وبرای چاقها عامل پرخوری ولذت برای چاق شدن . در ذهن همه مصرف برنج از هر نوعی یک عامل چاقی است که یک باور غلط است در مورد چاقی مثل باور چاقی ارثی وژنتیکی است وخیلی باورهای دیگر که از خانواده به ما منتقل شده .غذا ها عامل چاقی نیستند که با حذف انها وفشار برجسم وسختی لاغر شویم لاغر شدن باید به اسانی وراحتی مورد پذیرش ذهن باشدوباید عوامل وفرمولهای چاق کننده راشناسایی کنیم که بهترین راه استفاده از دوره های لاغری با ذهن است .برای پیدا کردن فرمولهای چاق کننده اول باید عوامل ایجاد انها را درخود پیدا کنیم .
وقتی ما عامل چاقی را در حد ترکیدن خوردن می دانیم وبوسیله رژیم که محدود ومحروم کردنمان از خوردن است و تند خوردن را عامل دیگر چاقی می دانیم وبا ارام جویدن واهسته تر خوردن مدت خوردن وچگونگی خوردن راتغییر می دهیم وبا محدود کردن ومحروم کردن از خوردن وتغییر چگونگی ومدت خوردن برای لاغر شدن تلاش می کنیم متوجه نیستیم که چاقی یک واکنش غذا خوردن جسم نسبت به بیش از اندازه خوردن است که دراثر فرمان مغز صادر می شود که دردست مانیست و ما به هیچ وجه با کنترل میزان وچگونگی ومدت خوردن نمی توانیم چاقی را به لاغری تبدیل کنیم .فقط با تغییر در فرمولهای ذهنی وواکنش جسم به خوردنمان می توانیم به لاغری برسیم نه با کنترل وچگونگی خوردن . پس باید فرمولهای ذهن درواکنش رفتاری جسم به خور ن راشناسایی کنیم و فرمولهای صحیح را یاد گرفته وکم کم انها را جایگزین فرمولهای غلط بکنیم تا به مرور زمان رفتار غذایی ماتغییر کند وجسم ماهم مطابق با رفتار غذایی درست ما تغییر کند وما لاغر شویم 🏵باید واکنش رفتار غذایی خود را نسبت به خوردن مدیریت وکنترل کنیم .اصلی ترین مطلب در چاقی نداشتن مدیریت برخوردن واستفاده از موادغذایی است .در افراد چاق مواد غذایی هستند که خوردن ما را کنترل می کنند وبرای ما تعیبن میکنند که ازهرغذا چقدر مصرف کنیم وبعضی هارا بیشتر مصرف می کنیم وقتی مواد غذایی خوردنمان را مدیریت می کنند دراین حال ما مسئولیتی درمقابل خوردن مواد غذایی نداریم چون هر غذایی به شکلهایی مثل بو طعم رنگ مزه عکس بسته بندی و……. مارا تحریک به خوردن می کنند وعلاوه بر واکنش جسمی بصورت چاقی بر واکنش روحی ما بصورت تحریکات عصبی وافسردگی وناراحتی وخستگی باعث ایجاد واکنش عصبی در ما می شود که در بیشتر خوردن ما موءثر است . تفاوت متناسبها وچاقها هم در همین است یعنی فرمولهای ذهنیشان که درموقعیتهای مختلف واکنشهای غذایی متفاوت دارد وهمین تفاوت دررفتارغذاییشان است که باعث تفاوت درجسمشان بصورت چاقی یا لاغربودن است نه ارث وژنتیک
ومحیط زندگی واداب ورسوم و تیروئید و………همه این موارد توجیه وبهانه بیش از اندازه خوردن وپیدا کردن اضافه وزن وچاق شدن است .
این تفاوت رفتار غذایی چاق ها با لاغرها در الگوهای ذهنی متفاوت انهاست که خودمان وارد وذخیره در ذهنمان کردیم . مغز ما یراساس این اطلاعات والگوهای وارد وذخیره شده در ذهن فرمان چگونه خوردن راصادر می کند.مثلا درافراد چاق بااینکه خیلی غذا خوردن درحد شکم درد وخفگی است ولی باز با اوردن خوراکی می خورند . به هنگام شناسایی فرمولهای ذهنی و جایگزینی فرمولهای صحیح و تغییرانها ،واکنش غذایی ما بطور اتوماتیک عوض می شود بدون رنج وفشار وسختیه رژیم گرفتن وورزش کردن .اینکه ما بارها اقدام به لاغرشدن کردیم ولی شکست خوردیم ا بی ارادگی وبی عرضگی وضعیفی مانبوده بلکه راهمان رابلد نبودیم ومسیر را اشتباه می رفتیم .وگرنه تحمل پیمودن این همه راههای سخت وبا فشار ورنج اور برای لاغرشدن نشانه اراده وتوانایی مادر رسیدن به لاغری است پس ما بی عرضه نیستیم بلکه مسیر درست را نمی دانستیم .بادیدن تصاویر افراد متناسب در تبلیغات غذایی وروشهای لاغری ما فکر میکردیم که ناتوانیم وخوب عمل نکردیم واراده نداشتیم وخودراسرزنش میکردیم در صورتیکه چنین نبوده وما ففط راه را بلد نبودیم و علاوه برضربه به جسم به روحمان هم لطمه میزدیم.استفاده از روش لاغری با ذهن فواید زیادی دارد که علاوه برتناسب جسم بر ارامش روح وشادی ونشاط وبهبود شرایط زند.گی وارتباطات وشرایط کاری وهمه جنبه زندگی اثر مثبت دارد.روش لاغری با ذهن بسیار اسان است چون بدون تحرک وزحمت زیادی واتلاف وقت ورفت وامد در شلوغی ها وهزینه ان چنانی وسختی ، فایل ها در دسترس است وبا انجام تمرینات وعمل درست به انها به نتایج عالی میرسیم .
اختلاف خوردن چاقها تامرزشکم درد ولاغرها فقط در حد سیری در این است که لاغرها اگر به مقدار زیاد ومتنوع غذا هم برسند زیاده روی نکرده وبه اندازه مورد نیاز بدنشان وفقط برای رفع گرسنگی می خورند.اما چاقها وقتی از خوردن بیش از سیری شکم درد می گیریند یعنی رفتاربدی باجسم خود داشتند ومانعی بوده که باعث ایجاد مشکل درد در شکم اوشده مثل وقتی که ما بیماریم درد داریم ویا وارد شدن ضربه ای در بدن ان قسمت از شدت ضربه دچار درد می شود.درد واکنش بدن است در برابر اصابت ضربه خورده شده به جسم .
در فرد لاغر موقع گرسنگی صدای غارو غور شکم ویا درد ویا احساس ضعف ولرزه ومور مور اندام واکنش بدن در برابر گرسنگی اعلام گرسنه بودن می کند در فرد چاق هم درد شکم وپیچش همراه بادرد وسخت نفس کشیدن تا حد خفگی خوردن سنگین شدن وخسته شدن از پرخوری نشانه واکنش بدن برای بیش از اندازه خوردن است. پس درد در مقابل واکنش به چیزی ایجاد می شود.
با این توضیحات متوجه تفاوت واکنش رفتار خوردن در لاغرها وچاق ها می شویم که در چاق هاسیرشدن در حد خفگی وحالت سنگینی علایم سیری است اما لاغر ها هیچ وقت به این علایم نمی رسند وبعد از خوردن احساس سنگینی ندارندچون به اندازه لازم بدن میخورد مثل تنفس کردنشان ضربان قلبشان که خسته نمی شود ولی افراد چاق از خوردن زیاد خسته می شوندوسیر شدن برایشان معنی خسته شدن از خوردن وتغییر فیزیکی بدن وفشاربه شکم ودرد شکم را دارد.
برای متناسب شدن باید قبل از فشار امدن به بدن از خوردن بلند شویم نباید به رنگ وبو وطعم ومزه وجشن ومهمانی وتنوع غذایی ورستوران ودور همی وتفریح و تعارف و……….
توجه کنیم واهمیت دهیم .به غذا به عنوان یک وسیله رفع نیاز بدن ورفع گرسنگی باید نگاه کرد نه لذت نه جبران کردن نه حروم میشه وحیفه نه پولشو دادم نه فرصت .وقتی غدا خوردن براساس این بهانه ها و نقطه نظرها باشد برای جسم نتیجه ای جز چاقی ندارد. 🌹
اگر این بهانه ها را کنار بگذاریم ووقتی غذا می خوریم بیش از سیری بافشارودرد شکم ودرحد خفگی وتهوع وترکیدن نخوریم وبه اندازه بخوریم به مرور زمان کم کم وخودبخود لاغر می شویم .باید پر خوری را برای خودمان کاری زشت وغیر انسانی معنی کنیم وبرای این کار عناوینی انتخاب کنیم مثلا مگه قحطی زده ایم ازجنگ فرار کردی نخورده وندیده ای شکمو چاقاله پر خور می ترکی خجالت بکش از خوردنت حیوان هم به اندازه سیری می خوره هرچه درسفره یا سر میز هست که نباید بخوری و…………وهمینطور تنبیه برای خودمان برای هربار ویا تکرار بد خوری بگذاریم وخودمان راسرزنش کنیم .
اگر هم رفتار غذایی درست داشتیم ودرست وبه اندازه خوردیم ونقطه گرسنگی وسیری را رعایت کردیم وریزه خواری وبد خوردن رانداشتیم حتما خودمان را تحسین وتشویق کنیم تا ذهنمان به انجام مواقع درست وبد رفتار غذایی اگاه شو د.
یک روش دیگر کنترل خوردن این است که اجازه ندهیم غذا برای ماتصمیم بگیرد وحدو مرز خوردن را با رنگ وبو وطعم وزرق وبرق وبسته بندی هاوتبلیغات وتنوعش تعیین کند.فردمتناسب به هیچکدام از اینها توجهی ندارد فقط به اندازه نیاز بدن وسیر شدنش می خور د.بارعایت این نکات میتوان هرروز یک قدم به تناسب نزدیک وامیدوارتر به لاغر شدن درمسیر ادامه داد.
از شروع گام اول تا حالا تغییرات خوبی در رفتار غذاییم ایجاد شده ریزه خواری ندارم توجه به نقطه سیری وگرسنگی را متوجه ورعایت می کنم البته یکی دو مورد کمی زیادتر خوردم ولی نه به اندازه شکم درد بلکه با داشتن احساس سیری بیشتر. بااینکه عاشق خوردن بودم اصلا میل به هله هوله خوردن نداشتم وانجام هم ندادم همینطور با اینکه روی میز میوه وشیرینی وتنقلات همیشه هست ولی واقعا ای ۲۰ روز خیلی کم به اندازه چند دانه مغز وتنقلات وچند دانه بیسکوییت کرم داربیشتر نخوردم .واقعا ازصدای غرغر شکم برای گرسنگی لذت میبرم وهمینطور منتظر شنیدن واکنش شکمم هستم حتی به نقطه گرسنگی هم که میرسم به خودم میگویم هنوز زوده با راحتی وارامش نه با رنج وناراحتی البته هنوز تغییر ی حاصل نشده که بقول استاد زوده وزمان تعیین کننده نیست بلکه تغییر جسم ملاک است وهمینقدر که این تغییرات حاصل شده، خیلی خوشحالم وشکر گزار وبی صبرانه منتظرم برای امدن فردا وشنیدن فایل بعدی وانجام تمریناتش.
پس باید به رفتار خوردن واحساسی که از ان داربم دقت کنیم که در هروعده غذایی از هرچه می خوریم به اندازه بخوریم وبه واکنش جسم برای سیری توجه کنیم که اگر احساس سنگینی ودرد شکم وحال بد داشتیم به خود تذکر داده و بگوییم رفتار غیر انسانی داشتیم وبرای خود تنبیه بگذاریم وبرای دفعه بعد رفتار صحیح غذایی را جایگزین
کنیم تا رفتار صحیح خوردن در ما بوجود اید .درد پر خوری را خود بوجود اوردیم باید خودمان هم درمانش کنیم ودارویی ندارد جزانجام رفتار صحیح غذابی .
من وخانوادم هم قبلا که متناسب بودیم در خانه می خوردیم اما درمهمانی وجشن که می رفتیم اصلا میلی به خوردن نداشتیم شاید فقط یک میوه می خوردیم طوریکه صاحب مهمانی یاجشن واطرافیان به ما می گفتند اومدید مهمانی ها فقط یک شبه چرا نمی خورید هرکس می خواد بره مهمانی یا جشن از یک هفته قبل نمی خوره تا بتونه انجا خیلی بخوره شما چرا برعکس هستید ولی نمیدونم از کی رفتارم برعکس شد بااینکه تاقبل از مهمانی یا جشن خورده بودم ولی انجا هم درحد ترکیدن می خوردم گاهی چیزهایی هم هنوز باقی می موند که من از انها نخورده بودم ولی خداروشکر الان تب خوردنم خیلی افتاده امیددارم که حتما متناسب میشم وتا اخر مسیر ادامه میدهم.
از خدا برای همه چیز متشکرم واز شما استاد گرامی بابت تلاش وتوجه تان برای رفع مشکل اضافه وزن وتمام گرفتاریهایی که با حل شدن این معزل انها هم تحت تاثیر ان حل می شوند بسیار سپاسگزارم وتشکر از اینکه صادقانه وخالصانه انچه درتوان دارید دراختیار هدایت شدگان به سوی لاغری قرارمیدهید توفیق روز افزون وسلامت شما وعزیزانتون را از خدا خواهانم⚘