0

تا وقتی باورهای چاق کننده داری، لاغر نمی‌شی! (گام ۱۳۱)

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:

“چرا با اینکه انقدر تلاش می‌کنم، باز هم چاقم؟!” 😔

وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کم‌تحرکی نیست،

بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کننده‌ست که سال‌هاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭

مثل یه برنامه پنهانی که بی‌صدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافه‌وزن می‌بره.

قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمول‌های ذهنی پنهان و ببینیم چطور می‌تونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶‍♀️🌿

ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کننده‌ایم 🧠🍽️

سال‌هاست ذهنمون داره ما رو چاق می‌کنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا می‌ندازیم!

اگه اضافه‌وزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

باورهای چاق کننده

اگه یه کم دقیق‌تر نگاه کنی، حتما دیدی که آدم‌هایی اطرافت هستن که بیشتر از تو می‌خورن، کمتر از تو ورزش می‌کنن ولی متناسبن! 🤔

چرا اون‌ها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون می‌خورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن می‌کنی؟

جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.

تو سال‌هاست با جمله‌هایی زندگی کردی که مثل سم آروم‌آروم وارد ذهنت شده‌ن:

  • «برنج چاق می‌کنه»
  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «تا ورزش نکنم لاغر نمی‌شم»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم!»
  • «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
  • «اگه گرسنه بمونم، حالم بد می‌شه»

اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخش‌ان. 📻

مغزت طبق همین برنامه‌ها، برات گرسنگی می‌سازه، ولع ایجاد می‌کنه، عذاب وجدان می‌فرسته، یا حتی باعث می‌شه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.

در واقع، خیلی وقت‌ها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنه‌ست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.

فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚

سال‌ها پیش خودم این رو تجربه کردم.

تصور می‌کردم دلیل چاقی‌ام برنجِ. 🍚❗می‌گفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست می‌شه.»

پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄

برای سیر شدن، سالاد می‌خوردم، سبزی می‌خوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر می‌کشید.

درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…

ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓

انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.

و اینجا بود که فهمیدم:

📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کننده‌ایه که ذهنم بهشون ایمان داره.

ما سال‌ها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀

تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟

چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟

چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟

ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر می‌کنه؟»

واقعیت تلخه، ولی شفافه:

ما چاق هستیم چون ذهن‌مون چاق فکر می‌کنه.

باورهای چاق کننده

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمول‌هایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.

چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.

تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب می‌شن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقته‌ست.

راه نجات چیه؟ 🛤️

✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده

برنامه‌ریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده

✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا

زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی

و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.

همون‌طور که من از وقتی «فرمول‌های ذهنی» رو شناختم، نه‌تنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمی‌ترسم، دیگه احساس شکست نمی‌کنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.

یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاق‌کننده و باورهای چاق‌ کننده است است.

یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق می‌کنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨‍👩‍👧‍👦🧠

تو جمله‌ای که بالا گفتم، دقت کن:

«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»

یعنی چی؟

یعنی چیزی که از خانواده‌م به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!

بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کننده‌ای بود که اون‌ها بهش ایمان داشتن.

ما تو خیلی از زمینه‌های زندگی‌مون به خانواده‌مون شبیه‌ایم:

💸 طرز فکر درباره پول

💬 شیوه ارتباط با دیگران

🍽️ حتی نگاه‌مون به غذا و بدن خودمون…

ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر می‌کنیم که ارثیه!

در حالی‌که همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کننده‌ست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.

🧭 مسیر لاغری از باور شروع می‌شه، نه از حذف غذا

تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰

و هر لقمه‌ای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…

هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمی‌تونه نجاتت بده. 💊🛑

🔑 کلید تغییر اینه که بفهمی:

«من چاق نیستم چون زیاد می‌خورم؛
من زیاد می‌خورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کننده‌ست.» 💡

وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته می‌شه.

لاغری‌ای که از ذهن شروع می‌شه، نه از معده. 🧠❤️‍🔥

🎯 رژیم نمی‌تونه حریف باورهای چاق کننده بشه!

اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا می‌رسه چیه؟

🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم می‌گیرم!»

و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خسته‌کننده:

📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامه‌ریزی دقیق وعده‌ها، و 😖 محدودیت‌های طاقت‌فرسا…

اما بذار یه سوال مهم بپرسم:

❓ آیا رژیم می‌تونه اون صداهایی که توی ذهنت می‌پیچه رو خاموش کنه؟

صداهایی مثل:

«الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»

«تو استعداد چاقی داری!»

«بدنت بدون این غذا ضعف می‌کنه»

«یه بار که چیزی نمی‌شه!»

🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…

باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠

🧠 چرا رژیم نمی‌تونه باور رو عوض کنه؟

رژیم‌ها میان و می‌رن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچ‌کدوم نمی‌تونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.

همون جایی که سال‌هاست باورهای چاق کننده مثل برنامه‌هایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.

مثلاً:

«برنج چاق‌کننده‌ست!» 🍚

«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️

«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمی‌شم!» 🤯

تو ممکنه سال‌ها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…

ولی آخرش برگشتی سر خونه‌ی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.

🔬 نگاه علمی به این موضوع:

در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:

«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرک‌های ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»

یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خسته‌ای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.

پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشه‌ی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

تغییر باورهای چاق کننده

🌱 راه‌حل چیه؟ تغییر فرمول‌های ذهنی

اگر می‌خوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافل‌ان:

🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!

  • یاد بگیری چی باعث پرخوری‌ته؟
  • چرا بعضی غذاها برات وسوسه‌انگیزن؟
  • چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان می‌شی؟
  • چرا رژیم برات شبیه شکنجه‌ست؟
  • چرا همیشه برمی‌گردی به رفتارهای قبلی؟

👣 توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد می‌گیری.

یاد می‌گیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.

✍️ چرا تمرین‌ بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟

ذهن ما سال‌ها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق می‌کنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق می‌شم» برنامه‌ریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیم‌ها هم نمی‌تونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشه‌ای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید می‌فرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد می‌کنن. ✨

🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی

لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:

  • 🍚 اولین غذایی که فکر می‌کنی باعث چاقی‌ته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
  • 📻 کدوم جمله چاق‌کننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار می‌شه؟ سعی کن از کودکی ریشه‌ش رو پیدا کنی.
  • ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنی‌ت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
  • 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
  • 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمی‌دونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.

🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.

💬 نوبت توئه!

حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کننده‌ای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار می‌شه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.89 از 122 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11807
180 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۷ ۲۱:۴۳
      مدت عضویت: 2543 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,654 کلمه

      گام ۱۹: فرمولهای ذهنی چاق کننده را بشناسیم .
      سلام .
      نکات استخراج شده از متن و تحلیل جمله به جمله ی آن .
      ۱- دلیل چاقی ما فرمولهای چاق کننده ایست که در ذهنمان ایجاد کرده ایم و از آن در زندگی روزمره ی خود استفاده کردیم .
      پس دلیل چاقی ما دو فاکتور هست
      ۱- فرمولهای ذهنی چاق کننده و ایجاد کردن آنها در ذهن توسط خودمان
      ۲- استفاده کردن از آن در زندگی روزمره ی مان باز هم توسط خودمان .
      پس دلیل اصلی چاقی خودم هستم و راه آن هم دو فاکتور بالاست . برای لاغر شدن هم از همین راه باید اقدام کنم .
      خودم بخواهم و فرمولهای ذهنی لاغر کننده ایجاد کنم (که البته خیلی از اونها ایجاد کردن نمیخواهد پیش فرض ذهن هست )
      و دوم فرمولهای لاغر کننده را در زندگی روزمره به کار ببرم . مورد دوم بسیار مهم است . (به کار گیری فرمولهای لاغر کننده به طور عادی و طبیعی در زندگی روزمره .)
      وقتی میخواهیم این فرمولها را به کار بگیریم شاید در ابتدا نیاز به تشویق کردن خودمان داشته باشیم ولی باید اونقدر اونها رو استفاده کنیم که استفاده کردن از آنها برای ما طبیعی شود یعنی فکر نکنیم کار شاقی انجام میدهیم . برای خودمان طبیعی و عادی کنیم استفاده کردن از فرمولهای لاغر کننده را .

      ۲- نگاه و تصور ما درباره ی مواد غذایی فرمول اصلی ذهنیست که باعث چاق یا لاغر شدن ما می شود .
      من در مورد مواد غذایی چه تصوری دارم . من در مورد اغلب غذاها تصور چاق کنندگی دارم . این ذهنیت باید تغییر کند . مواد غذایی قدرت چاق کنندگی ندارند . بلکه مصرف بیش از اندازه ی آنها هست که خارج از نیاز بدن است و تصور انسان را به سمت چاقی میبرد .
      در ذهن ما پرخوری = چاقی معنا گرفته .
      پرخوری = احساس بد تا چندین ساعت .
      پس وقتی پرخوری احساس مارا بد می کند چرا این کار را انجام دهیم .
      ۳- ما در مورد غذاها تصور چاق کنندگی داریم .
      این نگرش غلط است . غذاها قدرت چاق یا لاغر کردن مارا ندارند بلکه خود ما انتخاب های ما و ذهنیت ما و عملکرد ماست که عامل چاق یا لاغر کردن ماست .
      ۴- درک تفاوت بین فرمولهای ذهنی چاق کننده و رفتار و واکنشهای چاق کننده به ما کمک می کند تا با آگاهی بیشتری در مسیر لاغری با ذهن قدم برداریم .
      مثال برنج و ژاپنیها و تناسب اندام آنها .
      تفاوت بین فرمول های ذهنی چاق کننده و واکنش چاق کننده چیست ؟
      فرمول ذهنی چاق کننده در ذهن است که ما آن را ایجاد کرده ایم (دلیل اول چاقی) و این فرمول سبب تولید رفتاری مطابق همان الگو می شود . (استفاده در زندگی روزمره دلیلی دوم چاقی )
      ۶- در ذهن یک فرد چاق
      برنج = چاق شدن
      در ذهن یک فرد متناسب
      برنج = غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن .
      خب ما با تغییر زاویه ی نگاهمان به مواد غذایی میتوانیم فرمول ذهنی را تغییر دهیم .یعنی ما هم برنج را غذایی خوشمزه و مقوی برای سیر شدن میدانیم اما علت چاقی ما مورد دوم است و آن هم استفاده ی زیاد از آن در زندگی روزمره یعنی ما حتی از فرمولهای درست هم بد استفاده کردیم و در جهت چاقی از ان بهره بردیم .
      یعنی فقط تغییر فرمول ذهنی کافی نیست عملکردن آن در جهت لاغر شدن در زندگی روزمره هست که باعث لاغر شدن میشود . رعنی همان فرد ژاپنی که هر روز برنج میخورد چه مقدار از آن برنج استفاده می کند که او را متناسب می کند .
      پس توجه به مقدار مواد غذایی نیز مهم است . چون خداوند در این مورد آیه فرستاده نگفته چی بخورید و چی نخورید گفته بخورید و بیاشامید اما زیاده روی نکنید .
      پس زیاده روی کردن را باید کنار بگذاریم . حتی همان برنج را نیز عاملی برای سیر شدن هم بدانیم اگر در زندگی روزمره زیاد از آن استفاده کنیم آن زیاده روی سبب چاق شدن میشود . چون زیاده روی سبب میشود محتویات ذهن انسان به سمت چاق شدن هدایت شود و ما شاید یکبار در روز پرخوری کردیم اما بارها این پرخوری را در ذهن مرور کردیم و تبدیل به خاطره کردیم و این خاطره سبب چاق شدن ما شد .
      ۷- عقاید خانواده ی ما به ذهن ما منتقل میشود .
      بله شاید عبارت چاق = ژنتیکی یک عبارت غلط است اما عقاید چاقی دقیقا تحت تاثیر تربیت خانواده ما در ما شکل گرفته خواسته یا ناخواسته ما چاق شدن و فرمولهای چاقی را از اطرافیان خود آموختیم و بارها و بارها آن ها را در زندگی روزمره تکرار کردیم و چاقی مهمان جسم ما شد .
      پس این اطلاعات چاق کننده از خانواده ی ما به ما رسید همانطور که خیلی از مسائل دیگر نیز از طریق عقاید خانواده به ما رسید .
      ۸- خانواده و اطرافیان ما دیدگاههای خود در مورد موضوعات مختلف را به ذهن ما منتقل می کنند و ما اکنون از همین شیوه نیز در جهت کاهش وزن استفاده می کنیم .
      اطلاعات لاغر کننده را مجددا از طریق ۵ حس خود به ذهن می دهیم تا محتویات ذهن ما دوباره در جهت لاغری جریان یابد . برنامه نویسی ذهنی میکنیم و بعد ان را در زندگی روزمره تکرار می کنیم .
      ۹- اگر میخواهیم به شکل ساده و آسان لاغر شویم باید مهارت شناسایی فرمولهای چاق کننده را کسب کنیم .
      فرمولهای چاق کننده همان افکار تکرار شونده ای هستند که فضای ذهن را در چرخه ی چاقی نگه میدارند ‌.
      ۱۰- جهت افزایش مهارت خود در شناسایی فرمولهای ذهنی باید به عامل ایجاد کننده هر وضعیتی در خود توجه کنید .
      چیزی که از این جمله برداشت میکنم اینست که ما باید رفتارهای خود و سناریوی ذهنی موجود در آن رفتار را تجزیه و تحلیل کنیم . مثلا شخصی خوردن صبحانه را دوست دارد اما میداند با خوردن صبحانه از همان اول صبح دروازه ی خوردن را گشوده و تا آخر شب مرتب در مدار خوردن می چرخد . این شخص علت خوردن صبحانه را توصیه ی پزشکان میداند مبنی بر اینکه صبحانه در اول صبح انرژی لازم را در طی روز حفظ می کند در حالیکه برای شخص من اصلا اینطور نیست . خوردن صبحانه آن هم در اول صبح فقط باعث میشود من تا اخر شب در مسیر خوردن باشم . پس فرمول اصلی شناسایی شد . در ذهن یک انسان متناسب خوردن صبحانه = سیر بودن و انرژی داشتن
      ولی در ذهن من
      خوردن صبحانه = افزایش ولع و باز شدن دهان تا اخر شب .
      پس من با توجه به میل خودم از انجایی که میدانم اول صبح اصلا نیازی به خوردن ندارم صبحانه را اصلا نمیخورم و اتفاقا تا ساعت دو و سه بعد از ظهر هم گرسنه نمیشم .
      بعد که گرسنه شدم باز هم با آنچه که در ذهن خودم است از هر ماده ی غذایی که دلم میخواهد استفاده میکنم اما به اندازه ای که سناریوهای چاق کننده شروع به فعالیت نکنند و باعث زیاده روی بشوند . به اندازه ای که مزه ی غذا از دهانم افتاد . معمولا هم بسیار زود این اتفاق می افتد . حد سیر شدن را فشار شکم در نظر نگیرم حد سیر شدن را ذهنی بدانم و احساس خود را در نظر بگیرم . خلاصه اونقدری نخورم که عذاب وجدان بگیرم و اونقدری هم کم نباشه که دلم باز بخواد و هی به ریزه خواری رو بیاره . حدی باشه که خودم راضی باشم . احساس رضایتمندی به من میگوید که چه مقدار کافیست .
      ۱۱- مثال عذاب وجدان پرخوری برای درک بهتر مطلب
      ۱۲- پرخوری کردن یک واکنش جسمیست و تحت تاثیر فرمانهای مغزی صورت میگیرد همان سناریوهایی که در دو گام قبل کاملا درک کردم . به هیچ وجه نمیتوان با کنترل کردن میزان خوردن یا چگونگی خوردن افراد ، فرمولهای مغزی آنها را تغییر داد .
      ۱۳- پرخوری نتیجه ی فرمولهاییست که در ذهن ما ایجاد شده .
      بخور هنوز جا داری .
      بخور خوشمزه است .
      بخور هنوز سیر نشدی .
      بخور دلت میخواد بازم بخوری .
      بخور حیفه بمونه بد مزه میشه بعدا
      بخور از دهن میفته
      بخور سرد میشه
      بخور کیف داره
      بخور ببین چه محشری شده
      و …..
      ۱۴- با تغییر فرمولهای ذهنی می توان واکنشهای جسمی را تغییر داد نه با فشار آوردن به جسم .
      نخور دیگه سیر شدی .
      کافیه دیگه نیازت برطرف شد .
      لزومی نداره تا ته غذا بخوری .
      موارد دیگری هم برای لذت بردن هست .
      نخور بزار سبک باشی و فرز .
      هر چقدر سبکتر باشی راحتتر می تونی حرکت کنی .
      غذا بیرون هست چرا باید قالبهای روعن رو همش با خودت حمل کنی خب کنار بزار هروقت خواستی ازش میخوری . چه نیازی هست اونقدر بخوری که انباشته بشه . بفرستش بره به قدر نیاز در درون و بیرون هست .
      تو که این همه خوردن رو امتحان کردی و حال بدت رو دیدی حالا نخوردن رو انتخاب کن بزار حال خوب لاغری در وجودت جاری بشه تا انتظارت از خودت لاغر شدن باشه .
      از نخوردن لذت ببر .
      نخوردن برات عادی و طبیعی باشه نه کار شاق و خارق العاده .
      تو نیازی به این همه خوردن نداری .
      رفتار درونی خودت رو خودت باید اصلاح کنی هیچ کسی نمیتونه تورو اصلاح کنه و سرنوشتت رو تغییر بده مگر خودت بخوای و رفتارهای درونی و فرمولهای درونیت رو تغییر بدی
      و ..‌‌..
      ۱۵- مراحل لاغری با ذهن
      ۱۵-۱ شناسایی فرمولهای ذهنی در واکنشهای رفتاری نسبت به غذاها
      ۱۵-۲ ایجاد کردن فرمول های ذهنی متفاوت برای لاغر شدن
      ۱۵-۳ تغییر رفتار غذایی به مرور
      ۱۵-۴ تغییر جسم با توجه به تغییر رفتار
      ۱۶- جسم ما همیشه به رفتارهای ما واکنشهای متفاوتی نشان می دهد .
      پس اگر ما فرمولهای ذهنی را تغییر دهیم واکنش رفتاری درونی ما تغییر میکند و رفتار بیرونی ما همسو با رفتار درونی ما شکل میگیرد و این دو رفتار با خواسته ی ما همسوست و جسم ما به این رفتارها واکنش نشان می دهد و لاغر میشود . خیلی عادی و طبیعی لاغر میشویم .
      ۱۷- واکنش بدن در زمان تشنگی و گرسنگی و دیگر رفتارها متفاوت است .
      ۱۸- رفتار صحیح از ایجاد فرمولهای صحیح و فرمولهای صحیح از شناسایی رفتارهای اشتباه شکل می گیرد و شناسایی رفتارهای اشتباه از توجه کردن به واکنش بدن شکل میگیرد .
      ۱۹- واکنش جسمی فرد چاق نسبت به سیر شدن با واکنش جسمی افراد متناسب بسیار تفاوت دارد و توجه به این تفاوت میتواند به ما کمک کند که رفتار مناسبی داشته باشیم .

      ۲۰- شناسایی واکنشهای جسمی ما نسبت به رفتار غذایی ما میتواند تاثیر فوق العاده ای در توانمند شدن ما در لاغر شدن داشته باشد .
      ۲۱- برای لاغری با ذهن آنچه مهم است تغییر فرمولها و افکاریست که درباره ی چاقی در ذهن خود داریم و این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد .

      متن این گام سرشار از مطالب فوق العاده ای بود که واقعا باید دونه دونه جملات بهش توجه میشد تکرار میشد تحلیل میشد تا بهتر درک کنم . همین محتواها چقدر میتونه ذهنیت من رو تغییر بده و الگوهای لاغر کننده و رفتار صحیح رو در من ایجاد کنه . البته کننده ی کار خودمون هستیم ولی داریم یاد میگیریم . درست مثل آموزش رانندگی . ما پشت فرمان نشستیم ولی داریم یاد میگیریم که چطور از این وسیله برای رانندگی استفاده کنیم . اینجا هم ما داریم رانندگی ذهن رو یاد میگیریم .
      یادمه اولین روزهایی که حدودا ده سال پیش داشتم رانندگی یاد میگرفتم توی ذهنم می اومد نگاه میکردم به ماشینهای مردم و میگفتم مردم چطوری دارن حرکتش میدن یعنی من میتونم روزی مثل اونها انقدر راحت و بدون دغدغه و ترس بشینم و رانندگی کنم .
      یعنی یادگرفتنش رو یه امر محال میدونستم تا ده جلسه ی اول حتی نمیدونستم ترمز یعنی چی . اصلا درک نمیکردم طفلک مربی خیلی ناراحت میشد ولی یاد نمیگرفتم تا مربی رو تغییر دادم مربی جدید به محض اینکه نشست توی ماشین گفت پاتو بزار روی ترمز ببین این ترمزه حسش کن ببین واکنش ماشین در مقابل این ترمز چیه ببین ماشین می ایسته . حالا پاتو بزار روی کلاژ آروم بیار بالا ببین واکنش ماشین چیه ببین ماشین داره حرکت میکنه حالا پاتو بزار روی گاز ببین ماشین داره سرعت میگیره . یعنی من از طریق واکنشهای ماشین تونستم رفتار صحیح رو پیدا کنم و تازه تونستم درک کنم رانندگی یعنی چی و بعدشم چند جلسه تمرین و بعد هم دو سه بار امتحان تا بالاخره قبول شدم اما درک من از همون کلام مربی بود که از واکنشهای ماشین پی به رفتار صحیح با ماشین بردم و الان هم دقیقا یاد همون اتفاق افتادم . ما از واکنش جسم میتونیم رفتار صحیح غذایی رو پیدا کنیم . هر رفتاری که انجام بدیم جسم یه واکنش نشون میده و ما از طریق واکنشهای بدن می تونیم بفهمیم الان چه رفتاری باید انجام بدیم .
      استاد چه نکته ی خوبی در این متن برام جا افتاد . چقدر عالی بود و چقدر قابل درک .
      ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

      نکات برداشت شده از فایل در انتها برداشت خودم رو مینویسم .
      ۱- ما مدیریتی روی واکنشهامون نسبت به مواد غذایی نداریم ‌. یعنی این مواد غذایی هستند که ررای ما تصمیم میگیرند چقدر باید بخوریم .
      ۲- ما مسئولیتی در قبال خوردنهامون نداریم و مواد غذایی مارو تحریک میکنه به خوردن .
      ۳- ناراحتی – افسردگی – خستگی و …یک واکنش عصبی را در ما ایجاد می کند و بر روی خوردن ما اثر می گذارد .
      ۴- تفاوت من با افراد متناسب در فرمولهای ذهنی من است و این تفاوت سبب ایجاد رفتارهای متفاوت در من و افراد متناسب میشود .
      ۵- تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم میشود .
      ۶- ذهن ما یک نوار خالیست و خودمان داریم مرتب روی آن ضبط می کنیم .
      ۷- ما انسان هستیم و عقل و اراده داریم . قطعا می توانیم مثل یک انسان عمل کنیم .
      ۸- ما ضعیف نیستیم . اقدامهای مختلف ما جهت لاغر شدن نشان داده که ما چقدر پرقدرت هستیم منتها بلد نبودیم و راه درست آن را نمی دانستیم . ‌ (ما بد نبودیم ، بلد نبودیم)

      ۹- لاغری با ذهن رنج کشیدن نیست .
      ۱۰- اضافه وزن صدها برابر به ذهن فشار وارد می آورد .
      ۱۱- کاهش وزن صدها برابر تاثیر جسمی بر سلامتی روح و روان انسان اثر مثبت دارد .
      ۱۲- من صلاحیت و لیاقت متناسب شدن دارم .
      ۱۳- موضوع بررسی شده : تفاوت بین افکار انسانهای چاق و متناسب هست ‌.
      در ذهن یک فرد چاق سیر شدن = یک واکنش جسمی
      در حالیکه یک فرد متناسب وقتی غدا میخوره احساس سنگینی بعدش نداره .
      وقتی به رفتارهای بدنی توجه کنیم هر وقت مشکلی وجود داره بدن واکنش نشون میده پس هر وقت که ما غذا میخوریم و جسممون واکنش مثل نفس نفس افتادن ، درد شکم و …. نشون میده یعنی ما با اون غذا خوردن به جسممون ضربه وارد کردیم که جسم واکنش نشون میده .
      همیشه به حدی بخوریم که فشار جسمی بخ ما تحمیل نشه .
      غذا به عنوان موضوعی که نیاز بدن رو تامین میکند باید باشد نه معنای لذت بردن ، جبران کردن و ….
      نگرش ما به غذا مشکل برای ما ایجاد میکنه . این دیدگاه و نگرش مشکل زارو تغییر بدیم .
      رفتار نامتناسب باید اونقدری برامون زشت باشه که نزاریم به اون حد برسیم .

      برداشت من از فایل در مورد مدیریت روی واکنشهای جسمی نسبت به رفتارمون بود . .
      ما باید مسئولیت خوردنهامون رو بپذیریم و طوری بخوریم که به جسم فشار نیاد و جسم دچار واکنش نشه و حد سیر شدن رو ذهنی در نظر بگیریم که مشکلی برای جسم ایجاد نشه .
      سعی کنیم نگرش و افکارمون رو مطابق افراد متناسب تغییر بدیم و غذا رو فقط برای رفع نیاز جسمی بخوریم (یکی از بندهای تعهدنامه در دوره )
      با دقت در واکنشها و مدیریت واکنشهامون رفتار صحیح غذایی رو پیدا کنیم و ذهن خودمون رو از فرمولهای چاق کننده پاک کنیم و فرمولهای لاغر کننده رو در زندگی روزمره استفاده کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۷ ۱۵:۱۰
      مدت عضویت: 2543 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 17 کلمه

      چقدر متنتون عالی بود زری جان . کلی انرژی مثبت بهمون دادی . ممنون از لطف شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 14