تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.86 از 118 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
من مدتیه که اصلا احساس فشار به معده رو نداشتم و سوزش سر دل هم که همراه همیشگی من بود تقریبا فراموشم شده احساس عذاب وجدان بعد از غذا هم مدتیه ندارم ولذت از غذا و طعم اونو خیلی بیشتر احساس میکنم خیلی خوشحالم که به این مرحله رسیدم وخدا روشکر میکنم. دیروز سحری که خوردم متوجه نشدم و بر اساس باورهای قبلی که فردا کشته نمونم کمی بیشتر خوردم و حالم تا ظهر بد بود و امروز بخاطر معده ام نتونستم روزه بگیرم یعنی اینقدر متفاوت شدم و خودم متوجه نشدم؟؟؟؟!!!
یه نکته جالب بگم نوه پنج ساله من چند روز پیش در برابر اصرار همسرم برای غذا خوردنش میگفت باباجون هر کسی باندازه نیاز بدنش باید غذا بخوره ومن باندازه نیازم خوردم وبدنم میگه بسه!!!!
نشان های دریافت شده
چقدر عالی ❤️تبریک میگم به شما و نوه شما. دختر من هم به پدرش که گاهی اصرار میکنه همین جمله رو میگه. 🥰
نشان های دریافت شده
رفتارمون در شان یک انسان باشه واقعا همیشه تا حد خفگی می خوردم همینطور بی خودی وقتی تو خونه بودم همش باید یه چیزی می خوردم و مخصوصا غذای بیرون خیلی منو سنگین می کرد بعد از هر بار خوردن غذای بیرون من احساس خیلی بدی می کردم …
خدا رو شکر که الان خیلی وقته که دیگه احساس سنگینی نکردم ولی بعضی وقتا هنوز بی خودی چیز می خورم ولی دیگه هر چی می خورم با لذت و احساس خوبه خدا رو شکر فکر بعدش و نمی کنم که وای من اینو خوردم حالا اینجور حالا اونجور مثل قبل
ولی مثلا برای خیلی از چیزها هم خودم و باید تشویق کنم یه جعبه شکلات خردیم جمعه البته همسرم از دستش من نمی خرم دیگه ولی از اون دو سه روز من فقط یکی از اون خوردم اگه قبلا بود الان تموم شده!
یا مثلا نون قندی الان هنوز مونده االان چند روزه از دست من دوام آوردم!
ولی من الان به احساسم توجه می کنم و هر روز توجه ام و به احساسم می دم !و دارم تمرین طبیعی بودن و اتوماتیک شدن غذا خوردن و می کنم
نشان های دریافت شده
سلام. این فایل خیلی خوبه. این نکته رو یاد گرفتم که باید در شأن یک انسان رفتار کنم. من فقط باید نذارم به فشار شکم برسم وقتی که سبک از سر سفره بلند میشم یعنی به اندازه ی نیازم خوردم و درست عمل کردم و باید احساس خوبی داشته باشم.
1.تا گرسنه نشدم، غذا نخورم.
2.قبل از رسیدن به فشار شکم، دست از غذا بکشم.
3.مطمئن باشم که درست رفتار کردم و راضی باشم.
4.خودم رو تشویق کنم و سعی کنم وعده بعدی هم درست رفتار کنم.
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت همه دوستان عزیزم.این فایل هم شگفت انگیز بود امروز سه بار گوش دادم و خیلی خوب مفهوم رو درک کردم و من تا به امروز اصلا فشار شکم رو حس نکردم ودر حد یکی دوبار که خیلی خودمو تنبیه کردم اونم به خاطر غذای مورد علاقم.ولی یه چیزی همیشه برام سواله که من تا زمانی که گرسنه نشم سعی میکنم غذا نخورم ولی زمانی هم که گرسنه میشم اصلا احساس سیری رو متوجه نمیشم و فقط تا زمانی که به فشار شکم نرسم دست از غذا میکشم .از استاد میخام منو راهنمایی کنه چون خیلی دلم میخاد عین افراد متناسب احساس سیری رو درک کنم که حتی میگن یک لقمه هم جا نداریم.لطفا منو راهنمایی کنید؟؟
نشان های دریافت شده
ممنونم بابت راهنماییتون ?
نشان های دریافت شده
سلام دوستان
چقدر این فایل مثل بقیه فایلها عالی بود ومن تصمیم دارم چندین بار ان را تکرار کنم
من یاد گرفتم ک به اندازه از غذاها استفاده کنم وب رنگ ومدل غذاها زیاد توجهی نکنم وهمیشه سعی کنم ب اندازه غذا مصرف کنم و لازم نیست ک کاملا سیر باشم ک دست از غذا خوردن بکشم
من سعی میکنم ک در مورد غذاها رفتار درستی از خودم نشان بدهم وزمان غذا خوردن هواسم ب خوردن غذا باشه تا بتوانم پیغام سیری را متوجه بشوم چون من اکثر اوقات مشغول غذا خوردن هستم ولی هواسم جای دیگری ست وب کارهای دیگری هم مشغول هستم ب خاطر این گاهی اوقات اصلا متوجه نمیشوم ک غذا تمام شد ومن غذا خوردم ?
از این ب بعد سعی میکنم هواسم ب غذا خوردن وواکنش ک بدنم نشان میدهد باشد وسعی کنم انسانی با غذا ها رفتار کنم
نشان های دریافت شده
سلام چه فایل عالیه هزاربارم گوش کنم کم از زمانی که برای بار اول این فایل گوش کردم خیلی خیلی خوردنم بهتر شد دقیقا می دونستم الان زیاده روی کردم یا نه. خب طی سالیان دراز با اضافه خوری چشم من (همه ما البته) به حجم زیاد عادت می کنه و اون رو اندازه بدن می دونه بعد از اینکه با کار کردن روی باورهامون در دوره بدن نیاز واقیش نشون میده هرچقدرم که می کشیدم چشمم که عادت به حجم زیاد داشت می گفت نه خیلی کم داری می ریزی! ولی فرشته دورنم می گفت نه این اندازت نباید زیادش کنی؛ با گوش کردن به این فایل تا حد زیادی تونستم از فشار شکم رها بشم و جالب بدونید دیگه معده درد ندارم جمله ای که هرروز با خودم تکرار می کنم اینه : من همیشه قبل از سیر شدن دست از غذا می کشم.
گوش کردن به این فایل این نکته رو به یادم میاره که وقتی زیاده روی کردم به خودم بگم واقعا ارزش این حال بد داشت ؟ که قطعا جوابش نه.
نشان های دریافت شده
با سلام
وقتی فایل را گوش میدادم دیدم من هم در گذشته که زیاد غذا و خوراکی می خوردم به دلیل همین مواردی بود که شما فرمودید من هم به اتفاقات دور وبر خودم با خوردن واکنش نشان میدادم. با غذا شادی میکردم ، با غذا ناراحتی ام را می خواستم رفع کنم .با غذا می خواستم تفریح کنم و وقتی می خوندم ائمه فرموده اند قبل از سیری دست از غذا بکشید و دو لقمه مونده به سیری غذا نخورید می گفتم چطوری ؟ چکار کنم ؟ از اول مهر که دوره را شروع کردم یواش یواش و کم کم با خوندن میثاق نامه و گوش دادن فایل ها به سمت رفتارهای طبیعی رفتم .غذا و خوراکی برای من ابزار نیست .یک سوخت برای بدنم است که برای انجام کارها و فعالیت هایم بهش نیاز دارم .خیلی خوشحالم برای این همه تغییر و وقتی رفتار الانم را با قبل مقایسه می کنم باورش خیلی سخته که آیا این من هستم ؟ گویی گنجایش معده ام کمتر شده و خود به خود یک مقدار که می خورم نمی تونم دیگه به خوردن ادامه بدم. من کار خاصی نکردم .من فقط فایل ها را گوش دادم و تمرینات را انجام دادم .قبلاً چقدر دعا می کردم تا بتونم خودمو کنترل کنم .اما الان به راحتی این کار را انجام میدهم .انگار یک نفر با یک کنترل داره منو هدایت می کنه کی غذا بخورم کی غذا نخورم و چقدر از هر غذا بخورم . این فوق العاده است .این دوره هم خودش شگفت انگیز است وهم شگفت انگیز ساز است .
سلام استاد گفتین افراد لاغر با رفتار زشت غذایی به نظرم هیچ کسی نیست که در حد انفجار بخوره وچاق نشه چون من دیدم اون افراد رو اونا ممکنه چند وعده غذایی دیگه و یا حذف میکنن یا خیلی کم میخورند
نشان های دریافت شده
فایل عالی بود ،خدارو شکر الان یاد گرفتم که پیغام سیری رو تشخیص بدم وتا جایی که ممکنه قبل از سیری دست از غذاخوردن بر می دارم وبعضی وقتا بیشتر می خورم که اونم کم پیش میاد وخودم رو سرزنش می کنم اگه اینکاررو انجام بدم والان خیلی وشحالم که معنی سیری واقعی ودرست رو یاد گرفتم مرسی استاد
نشان های دریافت شده
روز ۴۲تکرار
سلام
نظرات دوستانو و جواب های استادو میخونم ،لذت میبرم
اینکه ما باور،، درست خوردن،، رو بسازیم تا هدایت بشیم به مسیر خوردن صحیح خوراکی ها
منم تا گرسنه نشم خوراکی نمیخورم واینم بگم که یه صدایی مدام تو سرم میگه برو یه چیزی بخور ،تو چندساعته هیچی نخوردی مخصوصا غروب به بعد
موقع سیر شدن هم دست از غذا میکشم ولی بدلیل اینکه از دوران بچگی نفخ معده شدید داشتم و دارم ،حتی اگر غذا هم کم بخورم ،ولی بمحض خوردن آب یا نوشیدنی ،شکمم ورم میکنه و تقریبا بیشتر اوقات اون احساس بد ورم کردن رو در شکمم احساس میکنم ،مثلا الان چند قاشق غذا خوردم وبعدش آب خوردم ،الان احساس بدی دارم
ولی به مرور تمام موانعی که واسمون پیش میاد بر اثر تکرار وتجربه از بین میره وبصورت ناخوداگاه خوردنمون صحیح میشه وبعدش بدون فکر کردن ،عادات غذایی درست تری خواهیم داشت ،هنوز یه حس های بدی دارم که بهم میگه ،ببین با خودت چیکار کردی ،الان نمیتونی باری به هر جهت رفتار کنی ،قبلا فرقی نمیکرد ،سیر هم بودم اگر غذایو میدیدم حتی ۱لقمه هم شده بود میخوردم ،ولی دیروز که خواهرم کوکو سبزی سرخ کرده بود و داشتن میخوردن وبمنم تعارف کرد ومن گفتم سیرم ،تعجب کرد ،گفت مگه میشه از کوکو سبزی داغ پر از سیر و گردو گذشت
بلخره تغییر کردن همت وتلاش وتکرار میخواد که ما ازشون زیاد داریم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
این فایل هم مثل بقیه فایلها بسیار قشنگ و آموزنده بود من خوشبختانه الان پیام سیری را دریافت میکنم و دچار پرخوری نمی شوم ولی قبل از شروع دوره لاغری با ذهن متوجه نمی شدم که کی سیر میشم برای همین چون میخواستم مواظب باشم که پرخوری نکنم دچار استرس میشدم ولی شکر خدا در نیمه راه انجام دوره مقدماتی نشانه سیری را تجربه کردم و چه احساس عالی و زیبایی بود مخصوصا وقتیکه می دیدم یک یا دو لقمه از غذایم مانده و من سیر شدم آنرا نمی خوردم و با شادی و نشاط فراوان آنرا دور می ریختم البته بعدا یاد گرفتم که چقدر غذا بکشم تا برایم کافی باشد و اضافه نیاید ??❤?