0

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی مغزت داره علیهت کار می‌کنه؟ 😩

انگار هر بار تصمیم می‌گیری لاغر بشی، یه نیروی نامرئی از درون، تو رو به سمت خوردن بیشتر می‌بره 🍰🤯

در واقع، اون چیزی که نمی‌ذاره وزن کم کنی، نه تنبلیه، نه ارثیه… بلکه همون کدنویسی ذهن برای لاغر شدنه که تا الان انجام نشده! 🧠💻

همون‌طور که کامپیوتر بدون کد درست کار نمی‌کنه، ذهن ما هم بدون برنامه‌ریزی درست، نمی‌تونه بدن متناسب بسازه.

تو این مقاله می‌خوام با زبون ساده و تصویری بهت نشون بدم که چطور می‌تونی ذهن خودت رو مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای برای کاهش وزن برنامه‌ریزی کنی 🌱💡

آماده‌ای خودت رو از نو “کدنویسی” کنی؟ ✨

ضرورت کدنویسی ذهن برای لاغر شدن ✨🧠

تصور کن هر روز صبح بیدار می‌شی با این نیت که “از امروز دیگه همه‌چیز فرق می‌کنه!” ولی تا ظهر نشده، خودت رو در حال خوردن چیزایی می‌بینی که قرار بود حذفشون کنی… 😞

دوباره شب که می‌رسه، وجدان‌درد، احساس شکست، و صدایی در ذهنت که می‌گه: «تو نمی‌تونی لاغر شی!» یا «تو همیشه همین‌جوری می‌مونی!» 😔

حالا یه سؤال مهم: چرا با اینکه واقعاً می‌خوای لاغر بشی، نمی‌تونی؟

نه، جوابش اراده نیست، ژنتیک هم نیست.

جوابش اینه که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن تا حالا به صورت اصولی در ذهن تو انجام نشده! 🤯

ذهن ما دقیقاً مثل یه سیستم عامل یا کامپیوتر عمل می‌کنه. هر فکری که بارها و بارها تکرارش می‌کنی، مثل یه “کد برنامه‌نویسی” وارد مغزت می‌شه و مغز هم طبق اون کد رفتار می‌کنه.

اگه سال‌ها به خودت گفتی:

  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «همه خانوادم چاق‌ان، پس منم باید باشم»
  • «با استرس فقط می‌تونم بخورم» اینا در واقع تبدیل شدن به کدهای ذهنی چاق‌کننده‌ای که مغزت براساس اون‌ها بهت فرمان می‌ده: بخور، ذخیره کن، حرکت نکن 🧁🍕🛋

📚 در مطالعه‌ای درباره علوم اعصاب و رفتاری عنوان شده که:

«باورهای ذهنی افراد درباره غذا و بدن، در شکل‌گیری عادات خوردن و حتی متابولیسم بدن نقش کلیدی دارند.»

یعنی مغزت فقط ابزار اجراست. این خودت هستی که باید دستور درست بهش بدی… و اینجاست که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن وارد ماجرا می‌شه 💻💪

🔁 همون‌طور که با بازنویسی کدهای اشتباه در یک برنامه کامپیوتری می‌شه عملکرد رو اصلاح کرد، تو هم می‌تونی با بازنویسی افکار و باورهای ذهنی اشتباه، رفتار غذایی و جسمی‌ت رو تغییر بدی.

در این مقاله می‌خوام برات توضیح بدم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن دقیقاً یعنی چی؟ چطور انجامش بدی؟ و چرا بدونش هیچ روشی جواب نمی‌ده؟

آماده‌ای ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنی؟ ✨

🟩 کدنویسی ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاقی یا لاغری می‌شه؟ 🧠💾

وقتی از کدنویسی ذهن برای لاغر شدن حرف می‌زنیم، شاید در نگاه اول این واژه‌ها فنی و عجیب به‌نظر برسن، ولی واقعیت اینه که این مفهوم خیلی ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

🧩 بذار برات با یه مثال بگم:

فرض کن یه کامپیوتر داری که قراره وزن تو رو کاهش بده. اما تو از روز اول بهش دستور دادی:

  • من عاشق شیرینی‌جاتم
  • بدون نون سیر نمی‌شم
  • اگه ناراحت باشم باید یه چیزی بخورم

❗ یعنی به‌جای دستور «لاغر شو»، بهش گفتی: «بخور، چاق شو، زخیره کن!»

و مغزت مثل یه کامپیوتر فرمان‌پذیر، دقیقاً همون چیزی رو که بهش دادی، بهت برگردونده.

🧠 مغز انسان مرکز فرماندهی بدنه، ولی خودش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

برنامه‌نویسش تویی!

تو هستی که از طریق تکرار افکار، باورها، احساسات و تصویرسازی‌های ذهنی، اون رو کدنویسی می‌کنی.

✅ وقتی بارها با احساس بد از چاقی رنج کشیدی،

✅ بارها با تصویر خودت در آینه دلسرد شدی،

✅ بارها گفتی «نمی‌تونم»،

همه‌ی اینا مثل نوشتن کد توی مغزته: «من چاق می‌مونم»

و تا وقتی این کدها پاک نشن و جایگزین نشن، حتی بهترین رژیم‌ها هم کار نمی‌کنن.

🎯 در ادامه مقاله، درباره اینکه این کدها چطور ثبت شدن و چطور می‌تونی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو انجام بدی مفصل صحبت می‌کنیم.

🟢 اما یادت باشه: تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهنی تو کدهای چاقی رو اجرا می‌کنه، هیچ راه بیرونی‌ای نمی‌تونه تو رو نجات بده…

🟩 چرا بیشتر روش‌های لاغری شکست می‌خورن؟ 🤷‍♀️🚫

حتماً شنیدی که می‌گن: «رژیم گرفتم، ۵ کیلو کم کردم، ولی بعدش برگشت!» یا «یه مدت باشگاه می‌رفتم، وزن کم شد ولی ولش کردم، دوباره چاق شدم!»

🔁 این داستانِ تکراری خیلی از آدم‌هاست…

و اگه صادق باشیم، شاید خودمون هم بارها این مسیر رو رفتیم!

حالا سؤال اصلی اینه: چرا این همه تلاش، این همه سختی، این همه هزینه… ولی باز هم چاقی برمی‌گرده؟ 😟

🧠 جواب ساده‌ست: چون کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام نشده.

یعنی مغز، هنوز همون “نرم‌افزار چاقی” رو اجرا می‌کنه.

وقتی تو با رژیم گرفتن، فقط غذا رو کم می‌کنی ولی افکار و باورهای ذهنی‌ت همون قبلی هستن، مغزت بعد یه مدت به حالت قبلی برمی‌گرده.

مثل این می‌مونه که بخوای روی یه کامپیوتر ویروسی، برنامه سالم نصب کنی.

تا وقتی ویروس پاک نشه، اون برنامه درست اجرا نمی‌شه! 🦠💻

📊 در تحقیق منتشرشده توسط انجمن روانشناسی آمریکا مشخص شده که:

بیش از ۸۰٪ افرادی که وزن کم می‌کنن، طی دو سال دوباره به وزن اولیه یا بیشتر از اون برمی‌گردن، مگر اینکه تغییرات ذهنی و رفتاری عمیق در سبک زندگی و باورها ایجاد بشه.

💡 یعنی چی؟ یعنی اگر باورهای ذهنی چاق‌کننده مثل:

  • من با غذا آرام می‌گیرم
  • بدن من مقاومه
  • فقط با رژیم سخت می‌شه لاغر شد در ذهن باقی بمونن، حتی اگر ۱۰ کیلو کم کنی، ذهن ناخودآگاهت تو رو دوباره به نقطه شروع برمی‌گردونه.

🔄 ذهن مثل یه GPS می‌مونه. تا وقتی مقصد رو «چاقی» تنظیم کردی، حتی اگه چند کیلومتر به سمت لاغری بری، باز هم برت می‌گردونه!

🎯 پس باید کاری عمیق‌تر از رژیم گرفتن انجام بدی… باید بری سراغ ریشه.

ریشه‌ای به اسم: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

در بخش بعدی دقیقاً بهت می‌گم این کدها چطوری توی ذهن ما ثبت شدن و چطور می‌تونی شروع به بازنویسیشون کنی… مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای که اپلیکیشن زندگی جدیدش رو طراحی می‌کنه 💻✨

🟩 کدهای ذهنی چاقی چطور در ذهن ما ثبت و بازنویسی می‌شن؟ 🧠📝

کودکی رو تصور کن که کنار سفره نشسته، هنوز سیر نشده ولی مامانش با مهربونی می‌گه:

«بخور عزیزم، اگه نخوری ضعیف می‌شی!»

یا وقتی غذاشو کامل خورد، همه تحسینش می‌کنن: «آفرین که غذاتو تموم کردی!» 😇🍽️

همین جمله‌های به ظاهر ساده، شروع کدنویسی ذهن برای چاق شدن هستن.

ذهن کودک، مثل زمین حاصل‌خیزیه که هر چیزی توش کاشته بشه، رشد می‌کنه. وقتی سال‌ها این پیام‌ها رو می‌شنوه، باور می‌کنه که:

  • خوردن = محبت گرفتن
  • پرخوری = تشویق شدن
  • نرفتن سراغ غذا = گناه یا بی‌ادبی

و اینجوری کم‌کم، کدهای ذهنی چاقی، در ناخودآگاه ما ثبت می‌شن 😶💾

📚 طبق تحقیق منتشرشده در Appetite Journal، تجربیات اولیه زندگی، پیام‌های والدین و محیط خانوادگی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری باورهای غذایی دارند.

افرادی که در دوران کودکی تشویق به پرخوری می‌شدن، در بزرگسالی بیشتر مستعد پرخوری هیجانی و چاقی مزمن هستن.

❗ حالا سؤال مهم: اگه این کدها سال‌هاست در ذهن تو ثبت شدن، آیا راهی هست که پاکشون کنی؟

جواب اینه: بله! و اینجاست که «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن» وارد می‌شه 💻🧠

🔄 برای بازنویسی ذهن، باید دو قدم مهم برداری:

🧩 ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی

اول باید بفهمی چه باورهایی در ناخودآگاهت هست که تو رو چاق نگه داشته.

مثلاً:

  • «من فقط با شیرینی آروم می‌گیرم»
  • «لاغری برای بقیه‌ست، نه من»
  • «من همیشه چاق بودم، همیشه هم می‌مونم»

وقتی این افکار رو با دقت بنویسی و ببینی چقدر تکرارشون کردی، متوجه می‌شی مغزت فقط داره به فرمان‌های خودت عمل می‌کنه! 🤯

🧩 ۲. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده

حالا وقتشه که افکار و باورهای جدیدی رو جایگزین کنی. مثل:

  • «بدن من می‌تونه تغییر کنه»
  • «من هر روز سبک‌تر و متناسب‌تر می‌شم»
  • «من لیاقت زندگی با جسم سالم و رها رو دارم» 🌿

با تکرار این افکار به همراه تصویرسازی و احساس خوب، تو داری برنامه جدیدی توی ذهن ناخودآگاهت نصب می‌کنی. همون کاری که یه برنامه‌نویس با نرم‌افزار جدید می‌کنه 💡🧘‍♀️

و این دقیقاً کاریه که در دوره آموزشی پیشرفته لاغری با ذهن انجام می‌شه:

📥 شناسایی کدهای مخرب

📤 نصب کدهای متناسب‌کننده

و این یعنی شروع واقعی «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن»

🟩 چرا باید مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای ذهن خودت رو بازنویسی کنی؟ 👨‍💻🧠

شاید تا حالا فکر می‌کردی که لاغر نشدن تقصیر بدنت، ژنتیک یا شرایط زندگیته… ولی اگه از دید یه برنامه‌نویس به ذهن خودت نگاه کنی، همه‌چیز شفاف‌تر می‌شه.

🎯 یه برنامه‌نویس حرفه‌ای وقتی می‌بینه برنامه‌ای که نوشته درست کار نمی‌کنه، چی کار می‌کنه؟

اول از همه، به خودش شک می‌کنه نه به سیستم.

شروع می‌کنه کدها رو مرور کردن. خط‌به‌خط بررسی می‌کنه که کجا اشتباه نوشته، کجا دستور اشتباه داده، کجا باید اصلاح بشه.

❌ برنامه‌نویس هیچ‌وقت کامپیوتر رو مقصر نمی‌دونه

❌ هیچ‌وقت نمی‌گه «خدا نخواست» یا «سیستم مشکل داره»

✅ اون می‌دونه که نتیجه‌ای که می‌بینه، حاصل کدهایی هست که خودش نوشته.

حالا همین موضوع رو بیار به دنیای ذهن خودت:

ذهن تو، مثل یه کامپیوتر فوق‌پیشرفته‌ست.

کدهایی که سال‌ها با فکر، احساس، باور، جمله‌های تکراری و تجربه‌ها توی اون نوشتی، الان دارن زندگیتو اجرا می‌کنن.

پس اگه بدنت اون چیزی نیست که می‌خوای…

🌟 وقتشه نقش برنامه‌نویس ذهن خودت رو به عهده بگیری

🌟 وقتشه به‌جای شکایت از نتیجه، بگردی دنبال کدهای اشتباهی که ثبت کردی

🌟 وقتشه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو جدی بگیری

👩‍💻 برنامه‌نویس واقعی، خودش رو مسئول نتیجه می‌دونه.

🌱 و تو هم اگه بخوای واقعاً لاغر شی، باید شجاعت اینو داشته باشی که مسئولیت ذهن خودت رو بپذیری.

🟢 این یعنی: اگه چیزی که الان داری، نتیجه‌ی کدهای قبله، چیزی که می‌خوای، نتیجه‌ی کدهای جدیده!

و تو می‌تونی از همین لحظه شروع کنی به بازنویسی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن.

🟩 چرا تلاش‌ برای لاغری بدون تغییر کدنویسی ذهن، بی‌نتیجه می‌مونه؟ 😩🔁

اگه چند ساله که داری تلاش می‌کنی لاغر بشی، ولی هنوز نتیجه‌ای که می‌خوای رو نگرفتی، اول از همه بدون: تو تنها نیستی! 💛

اما نکته مهم‌تر اینه که مشکل از اراده‌ی تو نیست، از رژیم نیست، از ورزش نکردن هم نیست…

👀 مشکل اصلی اینجاست: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هنوز اتفاق نیفتاده.

تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهن تو همون باورهای قبلیه، هر چقدر هم تلاش کنی، مثل اینه که سعی کنی با طناب پوسیده از چاه بیای بالا!

مثلاً:

  • صبح‌ها با انگیزه بلند می‌شی که رژیم رو رعایت کنی
  • ظهر وسط کار، خسته‌ای و یه چیزی شیرین می‌خوری
  • شب وجدان‌درد می‌گیری و به خودت می‌گی: «بازم شکست خوردم!»
  • و فردا دوباره همین چرخه تکرار می‌شه… 🔄🍫

🧠 ذهن ناخودآگاهت، با کدهای قدیمی چاقی داره رفتار می‌کنه:

  • «غذا منو آروم می‌کنه»
  • «من همیشه چاق بودم»
  • «موقع استرس باید بخورم»

ذهن ناخودآگاه بیش از ۹۰٪ تصمیمات رفتاری انسان رو کنترل می‌کنه. تا زمانی که این بخش ذهن بازنویسی نشه، تغییرات پایدار در سبک زندگی غیرممکنه.

پس مهم نیست چقدر اراده کنی، چون فرمان اصلی از ذهن ناخودآگاهت میاد!

و تنها راه تغییر این فرمان‌ها، بازنویسی کدهای ذهنیه، یعنی همون چیزی که در مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام می‌دیم 💻🧠

💡 حالا چه کار باید بکنی؟

✅ تلاش بیرونی رو متوقف نکن، ولی تکیه‌ی اصلی رو بذار روی تغییر درونی

✅ افکارت رو بنویس، باورهای تکراری ذهنی‌ت رو پیدا کن

✅ با تمرین، فایل صوتی، تصویرسازی، تکرار مثبت، کدهای جدید رو جایگزین کن

✅ با ذهنی متناسب، رفتارهای متناسب به‌صورت طبیعی ازت سر می‌زنه

🎯 درست مثل افرادی که بدون سختی رژیم، فقط با تغییر نگاه و احساسشون نسبت به غذا و بدن، شروع به لاغر شدن می‌کنن…

و تو هم می‌تونی جزو اون‌ها باشی.

🟩 مراحل کدنویسی ذهن برای لاغر شدن: از تشخیص تا تثبیت 🧠➡️💪

اگه تا اینجا با دقت خوندی، احتمالاً الان کاملاً آماده‌ای که بدونی چطور باید مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی.

اینجا دقیقاً همون کاریه که من در دوره لاغری با ذهن به هنرجوهام یاد می‌دم:

چطور با تمرین‌های ساده ولی عمیق، ذهنشون رو از حالت چاق‌کننده به حالت متناسب‌کننده تغییر بدن ✨

بیاید قدم‌به‌قدم با هم جلو بریم:

✅ ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی 💣📝

اولین قدم کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، شناسایی افکار و باورهایی‌یه که باعث چاقی شدن.

یعنی باید صادقانه بشینی و از خودت بپرسی:

  • من واقعاً درباره لاغری چی فکر می‌کنم؟
  • چه جملاتی رو مدام تو ذهنم تکرار می‌کنم؟
  • وقتی غذا می‌بینم، چه احساسی دارم؟

📌 تمرین نوشتاری ساده‌ای که من به هنرجوها می‌دم، اینه:

چند روز پشت سر هم هر فکری که درباره غذا، خوردن، گرسنگی، اندام، یا چاقی در ذهنت میاد، یادداشت کن.

بعد از چند روز، خودت می‌فهمی که چه کدهایی داره ذهن تو رو هدایت می‌کنه! 🤯

✅ ۲. تشخیص الگوهای احساسی چاق‌کننده 😥🍫

تو خیلی وقت‌ها فقط از روی گرسنگی فیزیکی غذا نمی‌خوری؛

گاهی برای فرار از استرس، بی‌حوصلگی، تنهایی، عصبانیت یا حتی خوشحالی می‌خوری.

و ذهن تو یاد گرفته که غذا = آرامش.

این یه کد خیلی عمیقه که باید شناسایی بشه.

📌 تمرین پیشنهادی من برای این بخش:

هربار که احساس نیاز به غذا داشتی، قبل از خوردن، لحظه‌ای مکث کن و از خودت بپرس:

«الان گرسنه‌م، یا یه احساس رو دارم تجربه می‌کنم؟»

✅ ۳. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده 🌱🧠

اینجا قسمت جذاب ماجراست:

وقتی فهمیدی چه کدهایی داری، وقتشه جایگزینشون کنی با باورهای جدید مثل:

  • بدن من قابل تغییره
  • من توانایی متناسب شدن رو دارم
  • غذا فقط برای تغذیه‌ست، نه آرامش

✅ اینجا از فایل‌های صوتی تأثیرگذار، تصویرسازی ذهنی مثبت، تمرین‌های نوشتاری و مراقبه کمک می‌گیریم تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن به عمق ذهن ناخودآگاه نفوذ کنه.

تکرار جملات تأکیدی همراه با احساس، یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای تغییر باورهای عمیق در ذهن ناخودآگاه است.

✅ ۴. تثبیت کدنویسی جدید با تکرار و احساس ✨📣

تغییرات ذهنی، مثل ورزش دادن یه عضله‌ست.

اگه فقط یه‌بار انجامش بدی، هیچ تغییری نمی‌کنی. ولی اگه با اشتیاق و احساس خوب تکرارش کنی، ذهن ناخودآگاهت اونو به‌عنوان کد جدید می‌پذیره.

📌 هنرجوهایی که با تمرکز، فایل‌های صوتی دوره رو گوش می‌دن، تمرین‌ها رو می‌نویسن، تصویرسازی می‌کنن و از تکرار نمی‌ترسن، دقیقاً همون‌هایی‌ان که به نتایج فوق‌العاده می‌رسن. 💫

📸 در آلبوم «شگفتی‌سازان ذهنی» می‌تونی تصاویر هنرجوهایی رو ببینی که با همین مراحل ساده اما پیوسته، تونستن از ذهن چاق‌کننده به ذهن لاغر‌کننده برسن… بدون رژیم، بدون ورزش اجباری، فقط با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن 💚

🟩 جمع‌بندی و دعوت دوستانه:

مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو همین امروز شروع کن! 🌟💚

تا اینجا با هم فهمیدیم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن یعنی چی، چرا روش‌های قدیمی رژیم و ورزش به تنهایی کافی نیستند، و چطور می‌تونیم با تغییر کدهای ذهنی، رفتار و سبک زندگی‌مون رو به سمت تناسب اندام واقعی هدایت کنیم.

یادت باشه: ذهن ما مثل یه کامپیوتر فوق‌العاده پیشرفته‌ست که فقط به کدهایی که بهش می‌دیم واکنش نشون می‌ده.

وقتی کدهای چاق‌کننده رو پاک کنی و به جای اون کدهای متناسب‌کننده بذاری، نتیجه‌اش یه زندگی پرانرژی، سالم و متناسبه 🌈✨

🎯 پیشنهاد ویژه برای تو:

برای اینکه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن برات راحت‌تر و علمی‌تر باشه، من دو دوره‌ی فوق‌العاده طراحی کردم:

  1. دوره اصلاح پرخوری و کنترل اشتها در مغز در این دوره یاد می‌گیری چطور پرخوری هیجانی و افکار نادرست درباره غذا رو کنترل کنی و به ذهن ناخودآگاهت فرمان کنترل اشتها بدی. این دوره پایه‌ی مهمی برای شروع کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هست.
  2. دوره پیشرفته لاغری با ذهن در این دوره تخصصی‌تر، به صورت عمیق‌تر روی بازنویسی کدهای ذهنی کار می‌کنیم، تمرین‌های عملی و فایل‌های صوتی ویژه استفاده می‌کنیم تا کدهای لاغری به صورت پایدار تثبیت بشن و به زندگی روزمره‌ات منتقل بشن.

🧘‍♀️ تو می‌تونی انتخاب کنی که همچنان به روش‌های قدیمی ادامه بدی یا اینکه از همین الان مسئولیت تغییر ذهن و زندگی‌ات رو بپذیری و با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، آینده‌ای روشن‌تر بسازی.

اگر آماده‌ای تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی، همراه من باش تا با کمک تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنیم و زندگی متناسب و شادی رو تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.47 از 432 رای

پادکست صوتی
https://tanasobefekri.net/?p=13063
123 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۹/۳۰ ۰۱:۵۱
      مدت عضویت: 2422 روز
      امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,115 کلمه

      منم قبل از اشنایی با این دورها هر وقت به جای تفریحی و مکانهای سرسبز و پارک ها و باغ و دورهمی و مهمانی و …….. میرفتم باید بیشتر میخوردم چون میگفتم اومدم بیرون باید خوش بگدرونم پس تا میتونستم میخوردم و یک گام دیگه به سمت چاقی برمیداشتم .حالا خیلی از این کار فاصله گرفتم ولی هنوزم کم و بیش اینطور میشم قبلا هر دفعه که میرفتم تفریح یک گام دیگه میشد به سمت چاقی و لی حالا از هر ده دفعه بیرون رفتنم شاید یه دفعه رو با این فکر غلط تفریح کنم و خوش بگدرونم که اونم به خاطر این هست که هنوز باید باورهام و فرمولهای ذهنیم تغییر کنن و باید روشون کار کنم و نه دفعه رو به خوبی و با افکار خوب سپری میکنم و من تمام توجهم رو میارم روی نه دفعه که درست عمل کردم و کاری به اون یه دفعه ندارم که نا امید بشم و میگم همینکه تعداد رفتارهای صحیح من از رفتارهای غلط من بیشتر هست این نشان از تغییر کردن من هست و به خودم میگم حتی استاد هم که در این مسیر ساعتها کار میکنه و کلی از ما جلوتر هست ولی بارها اشاره داشتن که خطاهایی داشتن ولی مهم نیست و گفته نباید توجه کنیم.

      من فکر میکنم به قول استاد که داخل یکی از فایلها گفتن ایرانیها معمولا همه چیزشون با خوردن هست معمولا عزاداریشون با خوردن هست شادیشون با خوردن هست تفریحشون با خوردن هست و جشناشون با خوردن هست و …..که اینم یه فرهنگ اشتباه هست بین ایرانیا هست.
      ذهن توانایی داره از لاعری به سمت چاقی حرکت کنه و از چاقی به سمت لاغری حرکت کنه یعنی ذهن توانایی تغییر کردن و یادگیری دوباره و چند باره رو داره اما این دو مسیر با هم تفاوت دارن و زمانی که لاغری و میخواهی به سمت چاقی حرکت کنی حرکت اسونتر هست چون صفحه ی ذهن سفید هست به راحتی به نتیجه دلخواه میرسه ولی اگه بخواد دوباره همین مسیر رو برگرده اما دیگه این مسیر برگشت به راحتی نیست چون ذهن سفید نیست و مثل کاغذ خط خطی هست که میخواد نقاشی بکشه پس کار سختتر هست البته سخت که نه باید ذهن آموزش ببینه تا فرمولها و تصاویر درست رو دوباره ایجاد کنه و جایگزین بکنید.

      وقتی ما لاغریم و میخواییم چاق بشیم معمولا خیلی راحت تونستیم چاق بشیم ولی از چاقی به لاغری ذهن پر از فرمولهای چاق کننده هست و ترس از چاقتر شدن داریم و از خودمون بدمون میاد و…. اینها همه باعث میشه تصویرهای چاقتری در ذهن داشته باشیم .
      پس ما با کدنویسی میتونیم شرایط جسمییمون رو تغییر بدیم.
      پس ذهن فرد چاق پر از فرمولها و کدهای چاقی هست .
      تصویر سازی بر مبنای چیزی که نیست سخت هست یعنی الان ما چاقیم و هیچ وقت هم خودمون رو در هیچ سنی در تناسب ندیدیم پس چطور بخواییم تصویر لاعر از خودمون رو تجسم کنیم؟ این سخته ولی با انجام تمرینها ی دوره این توانایی رو پیدا میکنیم که با انجام تمرینها و نوشتن اونها ما تصویرهای ذهنی تناسب خودمون رو با نوشتن پیدا میکنیم و همین کار باعث میشه حرکت ما به سمت متناسب شدن بره اما خدا رو شکر بازم من خوشحالم چون من از زمانی که خودم رو میشناسم تا زمان ازدواجم کاملا لاعر بودم و بعد از ازدواجم چاق شدم که اونم بارها با رزیم گرفتن براش تلاش کردم که دوباره متناسب بشم و چاقی خودم رو نپدیرفتم و اخرین بار رژیم اساسی من در ۶یا ۵سال پیش
      بود که با رزیم بسیار عالی و متناسب شدم و در این ۵ سال پیش هم به قول استاد مثل یو یو بودم همش در رفت و امد بین چاقی و لاعری با زجر و سختی و ناراحتی بودم و کلی عکس و لباس از دوران تناسب خودم دارم پس تصویر ذهنی لاعری از خودم بسیار در ذهنم هست و خود لاغرم رو به راحتی به یاد میارم و بازم خدا رو سپاسگزارم .
      پس برای فرد چاق تصویر سازی بر مبنای چیزی که نیست سخت هست .
      ذهن ما در اول مثل کاعذ سفیدی بوده و ما هدایت شدیم به سمت چاق شدن و این کدها و فرمولها ثبت شده و اما حالا که چاقیم ذهن ما مثل یه کاغذ خط خطی هست که میخواییم روی اون نقاشی بکشیم و این احتیاج به اموزش داره و دادن کدنویسی و فرمولهای صحیح داره
      و فرد چاق ذهنش مملو از افکار و کدهای چاقی و تصویر چاق کننده هست .
      متناسب شدن بر اساس کد نویسی لاغری امکان پدیره و ما هم میتونیم همین ذهن رو برای لاغری کدنویسی کنیم
      منم چند تا از کدنویسی و فرمولهایی که در این مسیر لاغری جایگزین کدهای چاقی کردم رو مثال میزنم مثلا :

      من عاشق جسمم و خودم هستم و عاشقانه خودم و تمام نافرمی های جسمم رو دوست دارم و به تک تک سلولهای جسمم عشق میدم در هر لحظه و جسمم به این با ارزشی رو تبدیل به سطل اشغال هر مواد غذایی در اطرافم نمیکنم .

      جسم من روند طبیعیش به سمت متناسب شدن هست و دوست داره به سمت تناسب حرکت کنه و من هم با به اندازه خوردن باید این فرصت رو به جسمم بدم تا من رو به سمت تناسب ببره

      جسم من توانایی متناسب شدن با قدرت ذهن رو داره چون لاعری یه هنر که باید اون رو یاد بگیریم و برای یاد گیری و هر آموزشی نیاز به قدرت ذهن داریم

      هیچ عامل بیرونی مثل قرص و ورزش و رژیم و ورزش در لاغری من تاثیر داعمی نداره فقط خودم میتونم با تغییر از درون خودم لاغری رو به دست بیارم .

      من مسولیت چاقی و لاغری خودم رو قبول میکنم و خودم در این راه لاعری به خودم کمک میکنم و در این مسیر از هیچ تلاشی سر باز نمیزنم.

      من انتطارم از خودم این هست که هر روز لاغر تر
      و متناسبتر بشم و .

      هیچ غذایی قدرت چاق کردن من رو نداره و من رو چاق نمیکنه و این رفتارهای ما هستن که ما رو چاق میکنن..

      من اشتها ندارم و چیزی به این اسم در جسم ما وجود خارجی نداره که من بخوام بگم این نمیزاره نخیر من خودم قدرت انتخاب دارم که تصمیم بگیریم چه مقدار غذا در چه زمانی بخورم .
      و ….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۹ ۱۸:۱۶
      مدت عضویت: 2422 روز
      امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,008 کلمه

      ما در گذشته وقتی به مکان زیبا یی میرفتیم بیشتر در مسیر چاق شدن قدم بر میداشتیم و تفریحات باعث چاق شدن ما میشد ن و می گفتیم اومدیم بیرون پس باید بیشتر بخوریم تا لذت بیشتری ببریم و چاقتر میشدیم پس قبلا در تمام تفریحاتمون (مثل پارک و فضا سبز و سفر و دور همی ودید و باز دید عید و …)یه گام دیگه به سمت چاق شدن برمیداشتیم ولی حالا داریم با این آموزشها یه گام به سمت لاغر شدن برمیداریم (که تفریح هیچ ارتباطی به پرخوری نداره مبتونیم برای تفریح بیشتر در اون مکان قدم بزنیم و یا بازی کنیم و یا با فرد مورد علاقمون بیشتر حرف بزنیم و یا آهنگی گوش کنیم و …).
      گفته های دوست عزیزی که خیلی لاغر بوده و دوست داشته چاق بشه :
      بدون هیچ دوره ای و بدون هیچ آگاهی از این دوره ها ی قدرت ذهن وقتی من غذا میخوردم دستم رو روی شکمم میکشیدیم و به خودم میگفتم چقدر عالی شدی و چقدر خوب شدی به به و با این کارکه هر روز انجام میدادم اینقدر چاق شدم که دیگه کسی من رو نشناخت و به هیچ وجه میزان غذام رو تغییر ندادم فقط با تغییر فکرم تونستم چاق بشم و این فرد میگفت من با نیروی ذهنم و تصویر ذهنم تونستم چاق بشم پس چرا حالا نمیتونم دوباره بت این نیروی ذهنم لاغر بشم ؟؟؟؟( این دوست عزیز نمونه ی واضح برای تغییر جسم با قدرت ذهن هست و این فرد تو نسته چاق بشه پس میتونه دوباره لاغر بشه و اینجا به خالق بودن خودمون پی میبریم که ما انسانها میتونیم جسم و شرایط دلخواهمون رو با قدرت ذهن رقم بزنیم و خلق کنیم پس من هم وقتی میخوام غدا بخورم بلعکس میخوام بگم که تو هیچ قدرتی برای چاق کردن جسم من نداری تو میری در بدن من برای تناسب و لاغری جسمم و میری در بدنم برای سلامتی و …. فقط با لذت غذا رو به اندازه ی نیازم میخورم )

      جواب استاد :
      این همان کدنویسی هست
      و این فرد زمانی که لاغر بوده چون هیچ فرمولی در ذهنش نبوده و ذهنش مثل بر گه ی سفیدی بوده که هیچ فرمول چاقی روی اون نوشته نشده بود و خیلی راحت تونسته خودش رو چاق کنه با عبارت ساده و در واقع شروع کرده به کد نویسی برگه ی سفید ذهنش با اون عباراتی که گفته و تصویر چاق خودش رو هم در ذهنش مجسم کرده و راحت چاق شده (در واقع خیلی مهم هست که ذهن زمانی که سفید هست در هر موضوعی یا سفید بمونه و یا هر اطلاعات غلطی به اشتباه به اون ندیم که همون ورودیهای ما میشن و چون بارها میشنویم و میبینیم دیگه میشن افکار و بلور و اندیشه های ما و سخت هست کمرنگ کردن اونها مگر روی خودت همیشه کار کنی تا اون کدهای قبلی کمرنگ بشن و به جاش کدهای جدید رو به ذهنمون بدیم و کار کنیم و این کدهای ذهنی حذف نمیشن فقط میتونن کمرنگ بشن و به جاش کدهای جدید که یاد میگیریمم پررنگ بشن و خروجی ما بر اساس همون کدهای پررنگ هست و مغز دستورهای جدید صادر میکنه و ما رفتارهای جدید خواهیم داشت ) و حالا که در چاقی به سر میبرد این ذهن ذهن قبلی نیست و سفید نیست و مملو از فرمولهای چاق کننده هست و کلی عادات چاق کننده به این فرد اضافه شده مثل پرخوری و مثل تنفر از خودش،و اعتماد به نفسش پایین اومده و نگران چاقتر شدن خودش بوده(منم کلی از این ترسها و تنفرها داشتم یادم میاد هر وقت روی وزنه میفرتم کلی میترسیدیم که نکنه از این چاقتر بشم و کلی نگران میشدم و وقتی هم موزنم رو میدیم که بیشتر شده شاید گریه هم میکردم و ناراحت میشدم و یا وقتی لباسی برام تنگ میشد از چاقی متنفرتر میشدم و داخل آیینه با حال بد به خودم نگاه میکردم من در هر دو بارداریم بعد از زمان تولد فرزندم تا نزدیک به یک سالگیشون من شکم بند میبستم و حتی از تو خوابم دوست نداشتم درش بیارم و یه جاهایی شکمم حساسیت میزد ولی دوست نداشتم شکمم رو ببینم و به خیال خودم با اینکار کمک چاقیم میکنم و شکمم کوچیک میشه وهر چقدر ترسم و تنفرم بیشتر میشد همزمان حسرتم برای لاغر شدن دو چندان میشد و هین طور گله و شکایتم از چاقی خیلی بیشتر میشد و همین پکیج افکار و کارهای اشتباه کافی بوده که من رو به راحتی هر ماه از ماه پیش چاقتر کنه و چقدر در مسیر اشتباه بودم خدا رو شکر که حالا کلی آگاهی عالی و ناب دارم از طریق لاغری با قدرت ذهن و من خیلی از کارهای گذشته رو انجام نمیدم و به جاش کلی کار دیگه انجام میدم و لاِغرتر هم میشم ) و اینها رو سخته که تغییر بده و لی میشه دوباره لاغر شد و تا حالا ذهنت سفید بوده اما تو خط خطیش کردی و حالا میخوایی روی صفحه ی خط خطی دوباره خط بکشی و این نیاز به آموزش داره .
      این فرد با کد نویسی خودش رو چاق کرده و حالا دوباره با کد نویسی میتونه خودش رو لاغر کنه ولی حالا که میخواد خودش رو لاغر کنه چون ذهنش مملو از فرمولهای چاق کننده هست نمیتونه این فرد خودش رو لاغر کنه (واقعا سخته برای کسی که چاقی رو یاد گرفته حالا به هر دلیلی که خودش داره بتونه خودش رو دوباره لاغر کنه با روشهای اشتباه مثل ورزش و رژیم و جراحی و … آخه ما چاقی رو یاد گرفتیم و کدهای زیادی به مغز مون دادیم و خروجی اون کدهای چاقی میشه دستورهای پرخوری که مغز صادر میکنه و ما همیشه میخوریم و ناراحتیم و عذاب وجدان داریم ولی نمیشه با رژیم و ورزش و جراحی ما این کدهای چاقی رو حذف کنیم و لاغر بشیم ما باید از طریق آموزش کدهای لاغری به مغز خودمون بدیم و لاغری هم به ما داده میشه مثلا کد چاقی که من داشتم غدا نخور باید کم بخوری و گرسنه باشی تا لاغر باشی و اگر همه چیز بخوری و سیر هم باشی تو چاق میشی و در نهایت میشد ترس از خوردن و همین کد ترس از خوردن نتیجه اش چاقی بیشتر بود برای من )
      وقتی که در وضعیت اصافه وزن هست تجسم جسم لاعر سخت هست برای فرد چون ما چیزی رو که هست میبینیم و فکر کردن به چیزی که نیست برای ما سخته حالا ممکنه فردی یه مقطعی به بعد چاق شده باشه که تصویر ذهنی برای این افراد خیلی راحت تر هست ولی افرادی هستن که از همون اوایل زندگیشون چاق بودن و تصویر لاغری از خودش وجود نداره که بخواد اون رو مرور کنه و اینحا کار سختتر هست چون ذهن تو نمیپزیره اما با انجام تمرینات و گام به گام ما به تصویر ذهنی ایده ال میرسیم و اون رو کدنویسی میکنیم و به مرور ایجاد میشه .(من خودم از بعد از دوران نامزدیم چاقتر شدم واقعا نمیدونم چه طوری فقط میدونم بیشتر میخوردم خیلی بیشتر از قبلم میخوردم و من خیلی چیرها رو تا قبل از ازدواجم اصلا دوست نداشتم و نمیخوردم مثل ماهی و یا بادمجان سرخ شده و یا خرما و یا شیرینی و یا چایی ولی بعد از ازدواجم همه چیز خور شدم واقعا چیزی نبود که نخورم و از هر مزه ی جدیدی هم استقبال میکردم مثلا اگر در خانواده ی همسرم غذایی بود قدیمی که من تا حالا نخورده بودم حتی اسمش رو هم نشنیده بودم خیلی راحت میخوردم و خوشم میومد وکلا یه ادم دیگه شدم که به قول چاقها اشتها ی زیادی داشتم برای خوردن و لی سریع در هر مقطعی رزیم میگرفتم و به زور وزن کم میکردم اما دوباره برمیگشت و من بعد از ازدواجم مرتب در حال رژیم و کاهش وزن بودم و همیشه هم نتیجه ی عالی گرفتم ولی ماندگار نبوده برای همین وقتی به عکسهای گدشته ام نگاه میکنم تا سن ۱۷سالگی که کاملا لاغر بودم و بعد از اون هم در بین رفت و آمد بین چاقی و لاغری بودم ولی عکسهایی از خودم که لاغر بودم رو به راحتی میشه پیدا کنم و من حتی تا ۶ سال پیش با رژیم عالی تونستم لاغر بشم و ۵۹ کیلو شدم و تمام لباسها و عکسهای من هستن و با نگاه کردن به اونها لذت میبرم پس تصویر ذهنی لاغری رو از خودم دارم )
      در واقع چیزی که هست رو باید نبینی و یا توجه نکنی و چیزی رو که نیست باید ببینی و به اون توجه کنی این یکم سخته ولی اگر بتونی به لاغری که دوست داری توجه کنی صدر صدر در کنار بقیه آمورشها موفق میشی
      و ما میتونیم ذهنی رو که چاق شده مجددا کد نویسی کنیم و اون رو لاغر کنیم.
      من هم کدهای اشتباه زیاد داشتم مثلا :

      1. خوردن =چاقی
      2. گرسنه بودن =لاغری
      3. ورزش کردن و عرق ریختن =لاعری
      4. بی تحرکی =چاقی
      5. سختی کشیدن و زجر کشیدن =لاغری
      6. راحتی و آسانی = چاقی
      7. فست فود خوردن و برنج و شیرینی و .. غذاهای سرخ شده خوردن اونم در شام =چاقی

      حذف کردن وعده ی غذایی و یا غدای پخته و سبک در شام خوردن =لاِغری

      قرصها و داروهای کم کاری تیرویید و هورمونی استفاده کردن =چاقی
      حذف کردن یه سری مواد غذایی و محدودیت داشتن در خوردن =لاغری
      و همه ی مواد غذایی رو مثل بقیه در هر زمان استفاده کردن =چاقی
      و……
      و اینجا میخوام بگم من دارم لاغری رو واقعا آموزش میبینم و لاغری یاد گرفتنی هست و از یه نسل به نسل بعد میتونه اموزش داده بشه چطور ؟؟من قلا که رژیم بودم و چون من اکثر مواقع با حال بد و محدودیتها در رژیم بودم و از ترس چاقتر شدن نمیخوردم همیشه تلافی این حرص ولعم رو و نخوردنم رو بر روی افراد خانوادم خالی میکردم مثلا دخترم کوچیک بود براش غدا میزاشتم و اگر نمبخورد اینقدر عصبانی میشدم که نگو چرا نمیخوره ؟مگر معده نداره ؟چرا اشتها نداره ؟؟و به زور و جنگ و دعوا وارد دهنش میکردم که چقدر روزای بدی بودن و حالا که فکرش رو میکنم میگم داشتم با خودم و دخترم چیکار میکردم و یا همسرم که بسبار لاغر بود و من غدا برای ایشون زیاد میکشیدیم و اگر میگفت نمیخوام سیر هستم و یا داخل ظرفش غذا میموند بسیار عصبانی میشدم و یا غر میزدم که بخور دیگه این دو لقمه چی هست اسراف نشه و یا تعجب میکردم چرا نمیخوره و وادار به خوردنش میکردم و همیشه همسرم گله داشت کمتر درست کن که اینطور نشه و اصافه نیاد ولی من حرص خودم رو داشتم روی ایشون خالی میکردم و اما الان که در این مسیرم هر چیزی که میخوام بیارم حد کم و اعتدال رو رعایت میکنم و کمتر غدا درست میکنم و یا با چایی یه تیکه از کیک رو چند برش میز نم و سه برش کوچیک برای من و همسرم میارم و کامل اون کیک رو نمیارم و به هیچ وجه کسی رو وادار به خوردن نمیکنم حتی پسرم هر جا گفت سیرم میگم باش مامان میزارم برای بعدا اگه گرسنه شدی بخور و اصلا کاری بهش ندارم و هر چیزی اضافه موند حرص نمیخورم میگم حتما سیر هستن و نمیتونن بخورن و جا ندارن دیگه و تازه اگر خیلی کسی جلوی من پرخوری کنه تعجب میکنم و حالم بد میشه که چرا این رفتار رو داره و …
      که بازم میخوام از استاد عزیز تشکر کنم که لاغری رو اینقدر قشنگ دارن به ما اموزش میدن و ما هم به اطرافیان خودمون آموزش میدیم و من مطمعنم میتونم با قدرت ذهن لاغری رو خلق کنم و خالق جسم خودم باشم فقط با قدرت ذهنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۶ ۱۷:۰۹
      مدت عضویت: 2422 روز
      امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,211 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

      من هم قبلا که در این مسیر نبودم و با این آموزشها آشنایی نداشتم  تفریح =خوردن بود  و اصلا یکم دقیقتر بخوام بگم  لذت بیشتر در زندگی =خوردن  بیشتر  بود  و هر وقت میخواستم بیشتر از سفرم لدت ببرم بیشتر میخوردم  هر وقت میخواستم بیشتر از دورهمی با دوستان و خانوادم لذ ت ببرم بیشتر میخوردم هر وقت میخواستم بیشتر از بودن در اون فضای سبز پارک و باغ لذت ببرم کلی بیشتر میخوردم وهر وقت میخواستم از روزم بیشتر لدت ببرم در اون روز بیشتر میخوردم و خوراکیهای خوشمزه ای تهییه میکردم و میخوردم که بیشتر لدت ببرم حتی یک دور خوردن ساده با ماشین در سطح شهر رو هم با خوردن یک بستنی و یا یک ماده ی خوراکی برای خودم بیشتر لذت بخش میکردم و احساس میکردم حالا خوب شد خیلی لدت بردم  …..و اما الان بعد ا ز یک سال و نیم بیشتر بودن در سایت اصلا همچین دید و طرز فکزی ندادم واقعا این چه نوع نگاهی بوده که من داشتم چرا فقط با خوردن بیشتر حالم خوب میشد و یا آرام میشدم و یا خوشحالی میکردم چرا ؟؟؟؟چرا به یک خرید کردن خودم رو دعوت نمیکردم و یا به یک کتاب خواندن و یا یک تماس با فرد عزیزی و یا  چرا به دیدن یک فیلم و یا مستند عالی خودم رو تشویق نمیکردم و یا یک پیاده روی و یا آهنگ زیبا گوش دادن و یا یک کار زیبای دیگه مثل رقصیدن و یا ……اما الان دیگه  خدا رو شکر این دید و نگاه رو ندارم  خوردن  در ذهن من  فقط برای یه چیز هست برای رفع نیاز جسم من  هست اونم وقتی که جسم من بهم پیام بده  و احتیاج به مواد عذایی  داشته باشه و دیگر هیچ نه برای رفع خستگیم و یا سر دردم و یا خوشحالی بیشتر و…. واقعا خوشحالم که به این درک رسیدم چون میبینم که هنوز اطرافیان من مثل گذشته ی من هستن و در هر زمان و مکانی  و در هر موقعیتی فقط به دنبال خوردن هستن و واقعا این تغییرات برای من ارزشمند هست و کلی احساس تناسب از درون به من دست میده که چقدر من فرق کردم و چقدر من  در مسیر درست هستم و به زودی نتایج عالی خواهم گرفت .

      چون الان واقعا به اندازه ی نیاز خوردن رو پیدا کردم و دارم یادش میگیرم و  می خوام اینقدر تکرارش کنم تا  در این کار مهارت پیدا کنم  پس هر وقت به اندازه میخورم تو دلم میگم آفرین تو داری به هدفت که لاغری هست نزدیکتر مبشی بازم یک قدم به لاغری نزدیک تر شدی و خودم رو تشویق میکنم که دارم عالی عمل میکنم و در تمرینهای خودم یک خونه برای ثبت موفقیتهام رنگ میکنم   و واقعا حالا دیگه  طوری  شدم  که  نمیتونم اصلا پرخوری  حالا چه کم و یا زیاد  داشته باشم  حالا شاید هر از گاهی اتفاق بیفته ولی واقعا تعداد اون رفتارهای پرخوری من  کم هست و همین روند  خیلی جای امیدواری  داره .و من رو خوشحالتر میکنه که به زودی یک جسم جدید لاغر تر  رو تجربه خواهم کرد .

      در واقع من دوست دارم لاغر بشم و به اون لاغری که در گذشته داشتم دوباره برسم در حالی که ذهن من الان چاق هست و جسم من چاق هست و اون لاغری ایده ال و کامل وجود نداره . در واقع زمانی که من  در لاغر ی کامل بودم در دوران قبل از ازدواجم ذهن من پاک و سفید بوده و هیچ کدی بر روی اون نوشته نبوده و اما بعد از اازدواجم که که یکم تو پر تر شدم و همه گفتن چقدر خوب شدی و خوشگلتر شدی و همه میگفتن اینطوری بهت بیشتر میاد و … و خودمم بیشتر راضی بودم از خودم پس داشتم اون موقع کدهای چاقی رو بر روی ذهن پاکم مینوشتم و از چاقی خودم بیشتر لذت میبردم تا جایی که دیکه خیلی چاق شدم و دیدم کم کم هیچ لباسی به تنم نمیره همه ی مانتوهام تنگ شدن و در بازار به سختی باید لباسی بخرم و اون وقت بود که  دیگه  من استرس داشتم و ناراحت بودم و اما هی بیشتر چاق میشدم  چون روی ذهن پاکم کد نوبسی کرده بودم و اون وقت که یکم چاق شدم و همه گفتن حالا خوب شدی و خوددم بیشتر خوشم میومد اون وقت داشتم به ذهنم تصویر چاقی بیشتر میدادم و ذهنم هم من رو به  سمت چاقی بیشتر هدایت  میکرد  تا یکم یکم دیدم خیلی چاق شدم و خواستم به هر طریقی شده خودم رو لاغر کنم و اما دیگه ذهن من اون ذهن پاک نبود  و پر از فرمولهای چاقی بود برای همین سخت بود و من بارها تلاش میکردم با ورزش و رژیم عالی لاغر میشدم اما هیچ وقت لاغری من  ماندگار نبودو من همیشه مغلوب ذهن چاقم میشدم  چون راهم غلط بوده و ذهنم رو تغییر نمیدادم فقط داشتم به جسمم فشار میوردم و به این طریق لاغری  دایمی امکان پذیر نبود و هر چقدر من بیشتر از چاقی و جسمم بدم میومد داشتم تصویر چاقی رو در ذهن خودم پررنگتر میکردم  در واقع  من در گذشته روی یک صفحه ی سفید خط کشیدم و حالا برای لاغری دارم لابه لای اون خطها فرمولهای لاغری رو مینویسم و این یکم سخت تر هست و نیاز به آموزش داره و اول باید فرمولهای  چاقی رو شناسایی کنیم و بعد فرمولهای لاغری رو جایگزین کنیم .

      پس با کدنویسی من خودم رو چاق کردم و دوباره با کدنوبسی هم میشه خودم رو لاغر کنم ولی الان یکم سخت تر هست  و کار میبره ولی با بودن در دوره ها و عمل کردن به آموزشها ما میتونیم تغییر کنیم و تصویر ذهنی جدید ایحاد کنیم که خیلی تاثیر گذار هست چون برای خیلی ها که از اول چاق بودن سخته که  تصویر لاغری رو در ذهنشون ایجاد کنن اما برای  خود من  که بعد از ازدواجم چاق شدم و تا سن ۱۷ سالگی متناسب بودم و تازه بعد از ازدواج  هم به هر چنگ و دندونی بود خودم رو لاغر نگه میداشتم و به قول استاد همیشه در حال رفت و امد بین چاق و لاغری بودم و اکثر وقتها  من تلاش میکردم و با ورزش و رژیم خودم رو لاغر میکردم اما   این لاغری   ماندگار بود یکم تصویر ذهنی ایحاد کردن از لاغری خودم راحت تر از خیلی افراد هست که از اول چاق بودن  چون حتی من تا همین  ۶ سال پیش به هر زجر و سختی و تقلایی که بود در اندام رویایی خودم که ۵۹ کیلو هست بودم ‌که  بسیار اندام دخترانه و ظریفی بود و کلی به خاطر اون  در باشگاه و دکتر تغذیه  تشویق شدم در واقع  به خاطر این همه کاهش وزنم    چون در حد ۳۰ کیلو کم کرده بودم اما چه فایده که  خیلی ماندگار نبود  اما من هنوز عکسها و لباسهای اون دوران رو دارم و برام بیشتر باور پذیر هست که  دوباره به دستش میارم و اون حق من بوده و هست و اون لاغری مال من هست و من کلی تصویر عالی در ذهنم از دوران تناسبم دارم .

      پس ذهن ما در ابتدا که لاغر بودیم  مثل یک کاغذ سفید بوده و اما  ما  که علاقمند شدیم به چاقی ،کدهای چاقی در ذهن ما ثبت شده و ما  چاق شدیم و من الان دارم مجددا ذهنم رو کدنویسی میکنم برای لاغر شدن و تا الان هم بسیار موفق بودم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10
گردونه هدایا گردونه هدایا