سپاسگزاری نزدیکترین و قویترین فرکانس به خداوند است. این نزدیکی به معنای فاصله مکانی نیست بلکه باعث ایجاد احساس آرامش عمیق درونی میشود.
استفاده از عبارت «سپاسگزارم» میتواند کلام ما را به سمت توجه و نزدیکی به خداوند هدایت کند اما شکرگزار بودن در قلب و ذهن است که سبب تجربه درجات عالی در زندگی میشود.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.47 از 88 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

✨️🌺 به نام خدای دانا و مهربان 🌺✨️
سلام خدمت استاد عزیز
امروز با حالمو بهتر کن هدایت شدم اینجا و مطمئنم خداوند بی دلیل منو به اینجا هدایت نکرده 😍
۱- نگرش و عملکردم درباره توجه به نعمت های خودم و دوری از حسادت
راستش من کلا آدمی نیستم که زیاد خودم رو با دیگران مقایسه کنم. هر چیزی که دارم، ازش لذت میبرم. بیشتر وسایل خونه من جهیزیه خودمه و الان حدود سی ساله دارم با عشق ازشون استفاده میکنم. مبل های خونه هم همون مبل های جهیزیه منه که فقط روکششون رو عوض کردم. هیچ وقت نگفتم چون قدیمی شدن باید کنار گذاشته بشن. برعکس، برای تک تک وسایلم ارزش قائلم و دوستشون دارم.
اتفاقا وقتی میبینم یکی خونه قشنگ خریده، ماشین نو گرفته یا به موفقیتی رسیده، از ته دل خوشحال میشم. دوست دارم موفقیتش رو ببینم، تحسینش کنم و بهش تبریک بگم. هیچ وقت از اینکه دیگران داشته باشن ناراحت نشدم.
البته قبل از اینکه با این آموزش ها آشنا بشم، بعضی وقت ها با خودم میگفتم چرا با اینکه این همه تلاش میکنیم، سطح زندگیمون اون طور که دلم میخواد تغییر نمیکنه. یا گاهی خودم رو با زندگی بقیه مقایسه میکردم، ولی نه جوری که بخوام حسادت کنم یا آرامشم رو از دست بدم. الان دیگه کاملا باور دارم که مقایسه کردن فقط حال آدم رو خراب میکنه و هر کسی مسیر و شرایط مخصوص خودش رو داره.
۲- آدم هایی که کمتر خودشون رو با دیگران مقایسه میکنن.
اگر بخوام صادقانه بگم، خیلی کم دیدم کسی واقعا خودش رو با دیگران مقایسه نکنه. شاید خیلی ها توی حرف بگن ما مقایسه نمیکنیم، ولی توی رفتارهاشون میشه این موضوع رو دید. مثلا وقتی یکی ماشین جدید میخره، میگن خدا شانس بده، اون شاسی بلند سوار شده، ما هنوز این ماشین رو داریم. یا میگن شوهر فلانی اینقدر بهش محبت میکنه، چرا همسر من اینجوری نیست.خود من هم سال ها پیش بعضی وقت ها این مدل مقایسه ها رو انجام میدادم، ولی کم کم یاد گرفتم که این کار فقط آرامش آدم رو میگیره و هیچ فایده ای نداره. الان هر وقت موفقیت کسی رو میبینم، براش خوشحال میشم و باور دارم هر کسی توی مسیر زندگی خودش قرار داره.
۳- نعمت هایی که راحت وارد زندگیم شدن
من همیشه حس کردم هر نعمتی که بدون فشار و سختی زیاد وارد زندگیم شده، برکت و آرامش بیشتری برام داشته.یادم میاد سال ها با همون یخچال قدیمی جهیزیه زندگی میکردیم. بعد تصمیم گرفتیم یه یخچال ساید بخریم، اون هم بیشتر به خاطر پسرم که وقتی خونه دیگران میرفت دست به یخچال ساید دیگران میزد، منم دوست داشتم توی خونه خودمون هم راحت باشه. چون شرایط مالی مون خوب نبود، یخچال رو قسطی خریدیم و همسرم زیر فشار قسط ها خیلی اذیت شدو همیشه سرزنشم میکرد همون تجربه باعث شد یاد بگیرم اگر قراره چیزی وارد زندگیم بشه، بهتره با آرامش و رضایت باشه، نه با استرس و فشار.یه نعمت دیگه هم پرایدمون بود. شاید خیلی ها مسخره اش میکردن، ولی من عاشقش بودم. همیشه ازش تشکر میکردم و میگفتم تو زمانی وارد زندگیم شدی که واقعا بهت احتیاج داشتم و خیلی جاها کنارمون بودی. بعد از چند سال همسرم خودش تصمیم گرفت یه ساینا صفر بخریم، ولی حتی بعد از اون هم هر وقت پراید رو سوار میشم، بازم از ته دل ازش قدردانی میکردم. شاید برای بعضی ها عجیب باشه، ولی من واقعا معتقدم باید قدر هر نعمتی رو بدونیم.
۴- نعمت هایی که فقط برای عقب نموندن از دیگران وارد زندگیم کرده باشم
صادقانه میگم اصلا یادم نمیاد چیزی رو فقط برای چشم و هم چشمی خریده باشم. همیشه اول از خودم میپرسم آیا واقعا بهش احتیاج دارم یا نه، و آیا الان شرایط خریدش رو داریم یا نه.
مثلا خیلی از اطرافیانم دستگاه قهوه ساز دارن، ولی چون خودم اهل قهوه نیستم، هیچ وقت احساس نکردم باید فقط برای دکور یا عقب نموندن از بقیه بخرمش. یا الان خیلی ها میگن مبل هات قدیمی شده، عوضش کن، ولی من هنوز از مبل هام راضی ام و تصمیم گرفتم وقتی با حمایت خدا خونه بزرگ تری خریدیم، اون موقع برای خونه جدید مبل نو بخرم. برای همین هیچ وقت دوست نداشتم فقط به خاطر حرف مردم یا اینکه از کسی عقب نمونم، چیزی وارد زندگیم کنم.کلا این جمله رو بارها تکرار کردم هر کی داره برای راحتی و آسایش خودش داره چرا باید بهم فخر بفروشیم یا فکر کنیم دنیا فقط برای ماست .
✨️ دنیا به اندازه همه فراوانی داره ✨️
۵- نظرم درباره اینکه هر انسانی به اندازه لیاقتش صاحب شرایط زندگیش میشه
من تا حد زیادی با این جمله موافقم. البته الان فکر میکنم لیاقت فقط به معنی تلاش کردن نیست، بلکه به باورهای ما، احساس ارزشمندی و شکرگزاری هم ربط داره.
یه خاطره از زندگیم همیشه برام درس بزرگی بوده. یه زمانی هر وقت از همسرم پول میخواستم وقتی میگفتم دو هزار بده ، هزار میداد ، هزار بده ، پونصد میدا منم ، غر میزدم که چرا کمتر دادی. ولی پسرم هر مبلغی که میگرفت، با ذوق تشکر میکرد. یه روز همسرم بهم گفت تو هیچ وقت از چیزی که بهت میدم راضی نیستی، ولی پسرمون همیشه قدردانی میکنه. این حرف واقعا یه تلنگر بزرگ برای من بود.از اون روز به بعد سعی کردم هر وقت همسرم برای زندگی کاری میکنه، ازش تشکر کنم، براش دعا کنم و قدردان زحمت هاش باشم. حتی گاهی براش پیام مینویسم و ازش بابت تلاش هایی که برای خانواده میکنه تشکر میکنم. واقعا هم دیدم این قدردانی ها چقدر روی حال خوب خودمون و آرامش زندگی تاثیر گذاشته.
از وقتی هم با آموزش های زندگی با طعم خدا آشنا شدم، بیشتر از قبل یاد گرفتم بابت همه نعمت هایی که دارم شکرگزار باشم. الان باور دارم وقتی از خونه ای که توش زندگی میکنم، از تختی که روش میخوابم، از ماشینی که سوارش میشم و از همه نعمت های کوچیک و بزرگ زندگیم لذت ببرم، خدا هم نعمت های بیشتری سر راهم قرار میده.به نظر من اگر کسی از داشته های الانش لذت نمیتونه ببره اگر بیشتر هم خدا بهش بده همیشه ناراضیه .
کسی که از شرایط زندگیش راضی نیست، قبل از هر چیزی باید نگرشش رو عوض کنه، احساس لیاقتش رو بیشتر کنه و یاد بگیره از داشته هاش لذت ببره.و شکر گذار داشته هاش باشه و وقتی این اتفاق بیفته، راه برای تغییرهای بزرگ تو زندگی هم کم کم باز میشه.
به نام خداوند جانآفرین
حکیم سخن بر زبانآفرین 🤍
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی عطا روشن و دوستان همراه و هممسیر در سایت ارزشمند تناسب فکری 🌿✨
🌸 روایت شکرگزاری، لیاقت و گشایش🌸
«شکر نعمت، نعمتت افزون کند🎉
کفر نعمت، از کفت بیرون کند»🎊
این بیت ساده اما عمیق، سالهاست که در گوش جان من زمزمه میشود؛ بیتی که شاید بارها شنیده بودم، اما معنای واقعیاش را تازه در سالهای اخیر، با تمام وجود لمس کردهام.
پروردگار بارها و بارها در قرآن کریم از **شکرگزاری** سخن گفته است؛ نه از سر نیاز خودش، که خداوند بینیاز مطلق است، بلکه از سر لطف و حکمت برای ما انسانها. شکرگزاری برای خدا سودی ندارد، اما برای انسان، **راه نجات، راه گشایش و راه دیدن نعمتهاست** 🌈
شکر نعمت به من یاد داد که زندگی فقط «نداشتنها» نیست.
شکرگزاری کمک کرد تا داشتههایم را ببینم؛
زیباییهای جسمیام را،
نعمتهای معنویام را،
آدمهای خوب اطرافم را،
و حتی سختیهایی را که مرا عمیقتر، پختهتر و آگاهتر کردند.
وقتی شکر میکنم، انگار عینک تازهای به چشم میزنم 👓✨
عینکی که دنیا را شفافتر، دقیقتر و زیباتر نشان میدهد.
زندگی جذابتر میشود،
دل آرامتر میشود،
و امید، دوباره جوانه میزند 🌱
🌼 از قناعت تا مقایسه
من در ذات خودم آدم قانعی بودم.
با زندگیام کنار میآمدم،
با شرایط موجود سازگار بودم،
و بلد بودم از همان داشتههای ساده لذت ببرم.
اما بهتدریج، صدای بیرون بلندتر شد…
دیگران مدام مرا با دیگران مقایسه میکردند:
«ببین فلانی کجاست!»
«ببین همسنوسالت چی دارد!»
«چرا تو پیشرفت نکردی؟»
و من، آرامآرام، از یک آدم قانع تبدیل شدم به یک **آدم مقایسهگر** 😔
سالها خودم را با دیگران مقایسه کردم؛
زندگیام را، بدنم را، موفقیتم را،
و حتی ارزشم را…
کمکم باور کردم که:
من لایق زندگی کردن نیستم،
لایق دوست داشتن خودم نیستم،
لایق شاد بودن نیستم…
مگر اینکه شبیه دیگران شوم.
این باور، مثل خوره به جانم افتاده بود 🖤
بهجایی رسیدم که حتی بابت داشتههای دیگران حسادت میکردم؛
نه از بدجنسی،
بلکه از حس کمبودن.
فکر میکردم آنها **اراده دارند** و من ندارم.
فکر میکردم آنها «لایقاند» و من نیستم.
و این فکر، از هر درد جسمی، آزاردهندهتر بود.
📘 تجربهای با شکرگزاریِ سطحی
برای رهایی از این حال، کتاب *معجزه شکرگزاری* راندا برن را خواندم.
هر روز تمرینها را انجام میدادم.
هر روز، مثل یک طوطی 🦜، ده تا موهبتم را مینوشتم.
اوایل حالم کمی بهتر میشد،
اما بعد دوباره همان چرخه تکرار میشد…
چرا؟
چون من **فقط شکر میکردم، اما باور نداشتم**.
چون هنوز نگاهم به نداشتههایم قفل بود.
چون در اعماق دلم، خودم را توانگر نمیدیدم.
داشتههای دیگران در چشمم بزرگ بود،
دور از دسترس بود،
و حتی غیرممکن.
تا اینکه کمکم فهمیدم:
شکرگزاری فقط نوشتن نیست ✍️
شکرگزاری **دیدن، حس کردن و زندگی کردن با نعمتهاست**
🌷 درس بزرگ از یک همسایه
در کودکی، همسایهای داشتیم…
زنی مهربان، ساده، آرام و عجیباً شاد 🌸
از نظر مالی آدم متمولی نبود.
تنها زندگی میکرد.
فرزندی نداشت.
اما خانهاش همیشه پر از نور بود.
روضه، سفره، نذری، خیرات…
دلش باز بود، دستش باز بود، زبانش پر از شکر.
با حقوق بازنشستگی همسرش زندگی میکرد و همیشه میگفت:
«حقوق شوهرم برکت داره.»
هرگز نشنیدم بگوید:
«فلانی ماشین دارد، من ندارم.»
یا
«فلانی خانه دارد، من ندارم.»
اگر کسی چیزی میخرید، میگفت:
«مبارکش باشه، خدا زیادش کنه، ماشاالله.» 🤍
از داشتههایش لذت میبرد،
شاد بود،
و آرامش عجیبی داشت.
وقتی در قرعهکشی بانک برنده شد،
با همان پول سفر رفت ✈️
نه حرص زد، نه ترسید، نه نگران فردا شد.
وقتی خانهاش در طرح افتاد،
زودتر از همه خانه پیدا کرد،
و صاحبخانه، خانه را زیر قیمت به او فروخت.
و او…
همیشه خدا را شکر میکرد.
حتی وقتی از سختیهای خانه قبلی میگفت،
آخرش میگفت: «خداروشکر، الان خیلی بهتره.»
آن زن، **تجسم شکرگزاری واقعی** بود 🌼
و زندگیاش، پاسخ خدا به شکرش.
✨ گشایشهای ناگهانی
چند سال پیش، در حال مدیتیشن بودم…
خواهرم آمد داخل اتاق و گفت:
«فرشتههات کار خودشون رو کردن! حقوق معوقه بابا رو ریختن، و وام هم گرفته.»
انگار درِ رحمت الهی یکدفعه باز شد 🚪✨
حال دل من و خانوادهام خوب شد.
نه فقط بهخاطر پول،
بلکه بهخاطر حس امنیت و لطف خدا.
یا زمانی که دانشجو بودم…
مسئول مالی جشن فارغالتحصیلی شدم،
در حالی که واقعاً **هیچ پولی نداشتیم**.
در حال نامهنگاری برای گرفتن تسهیلات بودیم،
که یکی از اساتید آمد و پاکتی داد و گفت:
«برید جشنتون رو بگیرید.»
و باورکردنی نبود…
اساتید و کارکنان دانشگاه، هرکدام بخشی از هزینه جشن را دادند.
و آن جشن، شد **بهترین جشنی که در عمرم تجربه کردم** 🎉🤍
🎓 تحصیل، رنج و چاقی
رشتهای که در کنکور انتخاب کردم را دوست نداشتم.
فقط برای اینکه زودتر قبول شوم و دیگران دست از سرم بردارند، انتخابش کردم.
چهار سال تحصیل کردم…
با اشک،
با غر،
با درد،
با افسردگی.
دارو مصرف کردم 💊
چاق شدم.
و همزمان، خودم را بابت چاقی، بابت ضعف، بابت خستگی سرزنش کردم.
کلاس، امتحان، دانشگاه…
همهاش برایم عذاب بود.
اما باز هم جلو رفتم.
🌟 لیاقت، شکر و حقیقت
جملهای هست که میگوید:
«هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب شرایط میشود.»
و من امروز این را جور دیگری میفهمم.
لیاقت از نظر خدا یعنی:
**دیدن نعمتها، شکر کردن، و قدر دانستن.**
نه خودسرزنشی،
نه زجر کشیدن،
نه له کردن خودمان.
هر وقت از ته دل گفتم «خدایا شکرت»،
واقعاً شکرت،
نه از سر اجبار…
حال دلم بهتر شد،
نعمتها بیشتر شد،
و زندگی نرمتر شد 🌈
امروز باور دارم:
من لایق بهترینها هستم،
چون اول از همه **خدا را دارم** 🤍
و وقتی با داشتههایم خوب رفتار کنم،
وقتی شکرگزار باشم،
وقتی زیباییهای دنیا و آفریدههای خالقم را ببینم،
درِ رحمت الهی، خودش باز میشود…
بیدعوا،
بیاجبار،
بیترس.
و این، بزرگترین آرامش دنیاست ✨🙏
من سپاسگزار نعمت های الهی هستم💫🎉
من سپاسگزار نعمت های الهی هستم💫🎉
من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 💫🎉
من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 💫🎉
من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 💫🎉
خدایاشکرت 🍄🦄
خدایاشکرت 🍄🦄
خدایاشکرت 🍄🦄
به نام خداوندگاری که همواره کنار من است
۱)راستش نه! من همیشه توجهم به داشته های خودم نبوده، و این چیزی که استاد میگن رو من به وضوح با پوست و گوشتم درک کردم. مثلا درباره مساله ازدواج، من هنوز، ازدواج نکردم، با اینکه خیلی دوست دارم این مورد برای من رخ بده و هنوز ۱۰۰درصد رخ نداده،وقتی من زندگی متاهلی بقیه رو میبینم، بشدت ناراحت و غمگین میشم! احساس نداشتن و کمبوو همه ی وجودم رو فرا میگیره، و حرف حرف حرف در ذهنم، خوش به حالش اینم سر خونه زندگیشه، بچه هاشو داره، شوهرشو داره، و انقد حالم بد میشه که گاهی چشمام لبریز از، اشک میشه. واقعا خیلی بده این قضیه. این که شرایط فعلیم رو نپذیرم! هرچقد ک من نتونم باش کنار بیام و بپذیرمش تحمل کردنش سخت و سخت تر میشه، هرروز حسم بدتر میشه و به همون نسبت از نعمت ها و خداوند دورتر میشم، حتی نمیتونم بیام روی خودم کار کنم انقد که ذهنم روی اون قضیه کلیک میکنه، نکته بعدی درباره درآمده! من شاغلم و خداروشکر درامد ماهیانه دارم، کارمندم.راضی ام. حالا شما فکر کن، چند وقت پیش با شخصی از نزدیکان ملاقات کردم ک ایشون از من کوچکترن، گفتن درامدم خیلی خوب شده و این ماه فلان قدر دراوردم و…. و من یه لحظه حس حسادت کردم! گفتم اینجور میگه درامد خوب شده و این ماه انقدر و… و منیک ازش بزرگترم و کارمندم انقد در نمیارم! و احساس کم ارزشی کردم، احساس بی ارزشی کارم، درآمدم، وقتی که میزارم و پر از نارضایتی شدم نسبت به زندگیم و درآمدم. حتی اگر ما تو یه زمینه ی زندگیمون اوکی باشیم با شرایطمون، وقتی توجه کنیم به شرایط بقیه ک از شرایط ما بهتره، همون شرایطی ک ما باهاش راحت بودیم، خوب بود و…. از نظرمون کم ارزش و بد میشه! و دیگه لذت نمیبریم تو زندگیمون. و لذت نبردن و حس بد همانا، و دور شدن از مسیر نعمت همانا.
۲)یکی از خواهرای خودم اینطوره، خیلی کمه توش این مقایسه کردن شرایط خودش ودیگران و تا حد زیادی آرامش داره، و بخاطر این آرامش میتونه از لحظه های زندگیش بیشتر لذت ببره و با خودش و زندگی و شرایطش در صلح باشه، اصلا آرامش در وجودش دیده میشه و خیلی هم بهتر میتونه روی بهبود شخصیت خودش وقت بزاره و تمرکز کنه.
۳)ورود من به رشته دانشگاهی فرهنگیان و معلم شدنم بدون هیچ تقلایی رخ داد، من هیچوقت دنبال کار نگشتم! خودش اومد! من ب محض ورودم ب دانشگاه استخدام شدم. خیلی نعمت هایی بوده ک خود ب خود اومدن تو مسیر زندگیم و من ازشون لذت بردم و کیفیت زندگیم رو بهتر کردن، مدرسه ای ک امسال توش تدریس کردم، کلا مدارسی ک تا الان توشون تدریس کردم اینجور بودن، بدون تقلا، بدون گشت و شناخت و معرفی و…. مدارس خیلی خوبی بودن.همکار و دوست جدید امسالم، بیرون رفتن دیشبم، شغل اینترنتی و درامدی ک ازش داشتم. برای اینا هیچ کار خاصی نکردم، ذهنم رو مشغولشون نکردم و اتفاقا تو علی بی غم ترین حالت ممکن بودم براشون و اوکی شدن برام خود ب خود.
۴)نمیدونم! یادم نمیاد، فقط اینکه نه بخاطر چشم و هم چشمی و…. که به خاطر نیاز، اشتیاق یا هرچی ک بشه اسمش رو گذاشت، من بعضی موقعا برای یه سری خواسته هام خیلییییی تقلا میکنم! اما هربار فقط یکم نزدیکشون میشم و دوباره از خواسته ام فاصله میگیرم! تقلا تقلا تقلا! خیلی آزار دهنده میشه.
۵)قبولش دارم، ولی باور کردن و عمل بر طبق اون هست که مهمه که هنوز، تو این کار دارم. هرکی طبق لیاقتش چیز میز به دست میاره! این لیاقت همون آرامش احساس خوبه که از افکار و نگرش های درست میان. هرچی نگرش های بهتری در خودمون ایجاد کنیم، آرامش و احساس خوب ما بیشتر میشه و طبق قانون جذب، اتفاقاتی رو جذب خواهیم کرد ک پر آرامش و احساس خوب باشن. پس اگر شرایط من خوب نیست، بخاطر نگرش ها و میزان آرامش خودمه،بهتره از متهم کردن دیگران، مقصر دونستن دیگران، متنفر شدن از دیگران بخاطر مقصر دونستنشون، دست بردارم… بهتره قبول کنم که خودم ساختم و خودم میتدنم درستش کنم. به قول اون یکی استادم، خودم، خودمو تو این چاه انداختم، خودمم میتونم خودمو بکشم بیرون. خبر امیدوار کننده ایه.
به وضوح تو زندگی خودم و اطرافیانم دیدم ک افرادی که آرامش بیشتری دارند، زندگی و شرایط بهتری دارند. خود من زمان هایی ک در آرامش هستم، حالم بهتره، شرایطم به مراتب بهتره، اتفاقات خوب پیش میرن و زمان هایی ک حالم و حسم بده، انگار، از زمین و آسمون برام میباره.
بنام رب وهاب و هدایتگرم
سلام به دوستان عزیزم
در مورد توجه کردن به آنچه بقیه دارن
گاه گاهی خودم و داشته هام رو با بقیه مقایسه میکنم و فکر میکنم اگر اون اوضاع یا شرایط بود شاید برای من بهتر بود، و اینجوری دچار بازی مقایسه میشم که همیشه با احساس نارضایتی و ندیدن آنچه که دارم یعنی داشته هام هست
و توجه کردم وقتی هدفمند نباشم همش حواسم به زندگی بقیه هست. برای همین باید همش حواسم به خودم زندگیم و چیزهایی که میخوام و دوست دارم و شناخت خودم باشم تا حواسم روی چیزهایی که بقیه دارن نباشه. یعنی مشغول خودم باشم.
و از وقتی خودم اینطور شدم یعنی سعی کردم که اینطور باشم و کاری به اینکه هر کسی چی داره نداشته باشم، چون هر کسی هر چی داره مناسب خودش هست و با توجه با باورهاش هست، هر کسی داره نون باورش رو میخوره، و در نتیجه افرادی که با من بودند هم به همین شکل شدن و واقعا تمرکزشون روی خودشون هست نه بقیه چون خودم سعی کردم تمرکزم روی خودم باشه و ایندهمش لطف خدا و هدایت های خدا بوده و هست.
و دقیقا نعمت هایی که به صورت ساده و راحت وارد زندگیم شدن دقیقا لذتبخش تر بودن تا نعمت هایی که تلاش کردم چون بقیه دارن منم داشته باشم و وقتی چون بقیه داشتن منم سعی کردم تا داشته باشمشون واقعا از بودنشون اون لذتی که میخواستم نچشیدم و فهمیدم باید خودم واقعا چیزی رو دوست داشته باشم و واقعا بخوام تا از داشتنش لذت ببرم و خداوند در این مسیر بسیار هدایتم کرد، زمانی که خواسته ای رو خواستم فقط برای دل خودم نه اینکه چون به بقیه توجه کردم و دیدم بقیه دارن پس منم باید داشته باشم، زمانی که خواسته ای رو برای حال دل خودم خواستم یعنی فارغ از هر کسی دیگه، و واقعا به بهترین شکل هم آسون و هم به طریقی لذتبخش وارد زندگیم شد، خدایاشکرت رب وهابم برای همه نعمت هایی که میبینم و نمیبینم و تو به من ارزانی داشتی.
دقیقا همینطور هست هر انسانی مسیر زندگی خودش رو داره، هر انسانی باورهای خودش رو در مورد هر چیزی داره و به فراخور اون نعمت ها وارد زندگیش میشه، برای همین مقایسه کردن افراد با هم و حسرت خوردن برای چیزی که بقیه دارن کاری عبث و بیهوده هست
چون هر فردی با فرد دیگه متفاوته
هر آدمی علایق استعداد ها و خواسته هایی متفاوتی داره و اشتیاقی که برای هر چیزی تو زندگیش داره هم با بقیه متفاوته، دز نتيجه این چیزها باعث میشه چیزهایی که بقیه داشته باشن با داشته های ما متفاوت باشه و برای همین ما نمیتونیم خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم.
رب وهابم برای تمام نعمت ها ازت سپاسگزارم
الهی به امید تو❤️❤️❤️
به نام خداوند هستی بخش مهربان
مقایسه زندگی دیگران با زندگی خودم را از قبرها داشته ام و همیشه حسرت زندگی دیگران باعث ناراحتی خودم بود ولی بعد که فهمیدم نباید به نعمتهای دیگران حسرت لوازم از اینکه دیگران چه نعمتهایی دارند خوشحال می شدم و شکر گزاری می کردم اما نمی دانم درست متوجه شدم که این کار را هم نباید بکنم و اصلاتوجهی به داشته های دیگران نکنم ؟
ولی در مورد میزان لیاقت انسانها کاملاً به این موضوع موافق هستم و این دیدگاه را دارم خلایق را هر چه لایق ،گو نهایت سعی خود را می کنم که لیاقت داشتن نعمتهای بیشتر را برای خودم فراهم کنم
سلام و درود
به این دلیل که خیلی از ما نسبت به زندگی دیگران و داشته های دیگران حسرت می خوریم و این یک عادت تقریبا مشترک بین همه ماست بنابراین اینکه فکر کنیم از امروز که متوجه این اشتباه شدم از دیدن نعمت های دیگران خوشحال شده و سپاسگزاری می کنم به نظر من امر محال و غیرممکنی است شاید در کلام بشه نشون داد که خوشحال هستیم و خدا رو شکر میکنیم ولی نقش اصلی تاثیری است که در احساس ایجاد می شود که به این راحتی نمی شه عادت قبلی رو تغییر داد.
بنابراین بهترین راهکار اینه که جایی که با نعمت های دیگران مواجه شدید همان روند سپاسگزاری و تحسین نعمت ها رو داشته باشید و در باقی موارد بی توجهی به زندگی دیگران بهترین راهکار می باشد.
موفق باشید
نشان های دریافت شده
بنام خدا
حسرت خوردن درمورد زندگی دیگران نمیدونم شاید من فکر می کنم فقط یابقیه هم بامن هم عقیده هستن که ما ایرانی ها ونه فقط ماکه همه ی مردم دنیا حس ت زندگی همدیگه رو میخوریم حالا یه سریازیاد یه سری هاکم. امامن واقعا با تمام وجود چیزهای زیادی برای حسرت زندگی دیگران رو خوردن وحسادت و تنفر داشتن از کسی که اون نعمت روداره . من در زندگیم به شکلهای مختلف دچارش شدم.ومیشم همیشه . اما میدونم که نمیتونم مثل اون شخص باشم چون اون شخص معلوم نیست با چه شرایطی داره زندگی میکنی واصلا باطن زندگیش چیه پس حسرت خوردن نداره . دیشب شب آرزوها بودازخدا خواستم منو به خواسته هام برسونه این بار این خواسته ها فقط برای خودمن . نه برای کس دیگه یعنی مثلاً من با اشک واه ازخدامیخوام که این مشکل روبرام حل کن درصورتیکه میگم برام اماواقعیتش برای کس دیگه ای دارم دعامیکنم به اسم خودمه وای واقعیت برای دیگری به خاطر همین هم هست که برآورده نمیشه یااگرهم میشه نتیجه ی مناسب ودلخواه منو ندارن چون بامن هماهنگ نیست . من لیستی از آرزوهام . من به خاطر نعمت های که خدابهم داد ه سپاسگزارم.و به خداوند ایمان دارم.
به نام خداوند بخشنده مهربان
۱. از همان زمان کودکی یادم میاد وقتی دوستم ماشینشون پیکان بود و ما پراید داشتیم بعد که اونها پراید خریدن من چقدر خوشحال بودم که ماشین بهتری خریدن، خداروشکر میکنم که هیچوقت به کسی حسادت نکردم
۲.مادربزرگم که واقعا الگو هستن برای من توی زندگی، هر وقت که دارم مطالب قانون جذب رو میخونم میگم با اینکه مادربزرگم سواد ندارن و چیزی هم از قانون جذب و انرژی مثبت نمیدونن اما دقیقا همین رفتارها رو دارن و از نظر آرامش هم واقعا ایشون آرام و صبور هستن، و از نظر مادیات زندگی هم واقعا با اطرافیانشون متفاوت هستن
۳.نعمت های بسیار زیادی وارد زندگیم شده از وقتی که وارد دوره ها شدم اما بعضیهاشون هم با وام یا قسط بوده اما در حدی که میدونین از پسش بر بیایم و اذیت نشیم.
۴.هیچوقت همچین چیزی نبوده توی زندگیم اما در حد خیلی کوچک که به ذهنم میاد اینکه چون باشگاه میرفتم و همه پودر پروتئین مصرف میکردن و من توی ذهنم اومد چون همه مصرف میکنن من هم سنگین ورزش میکنم پس بخرم، اما حتی حس خوبی هم نسبت به خریدن اون نداشتم ولی چون همه میخریدن من هم خریدم اما حتی یک سومش رو هم نخوردم و نمیتونمم بقیه اش رو بخورم، باید بدم به کس دیگه لااقل اسراف نشه.
۵.واقعا همینطور هست و من از خیلی سال پیش این رو فهمیدم که خیلی ها اگر یکم از وضع الانشون بهتر بودن حتی جواب سلام آدم رو هم نمیدادن. و یه ضرب المثل هم قدیمی ها در مورد این دارن. و یک مثال دیگه که همیشه از قدیمیها شنیدم اینکه خدا به اندازه دلت بهت میده، خدا به دل آدما نگاه میکنه، دقیقا همینه
به نام خدای مهربان
1.اوایل (ینی قبل ازینکه کتابی به اسم معجزه شکرگزاری رو بخونم)خیلی اینجوری بودم که مثلا به زندگی همه نگاه میکردم و من هم از همه نظر توجه میکردم بهشون؛هم به مادیات شون هم به روابط شون ،از همه نظر نگاه میکردم و اینجوری فکر میکردم که:چرا من مثل اینا نیستم،مگه من چی کم دارم ؟و کلی حسرت پشت سر هم که باعث میشد در نهایت همون صدای توی مغزم بهم بگه تو هیچوقت قرار نیست چنین چیزایی رو ببینی الکی بهش فکر نکن ؛فقد خودتو خسته میکنی در نهایت هم قراره زندگیت نهایتن یه پله دو پله از مامان بابات بهتر باشه…اینو بگم که همیشه فقط حسرت در دلم ایجاد میشد؛هیچگونه احساس حسادتی در من نبود که مثلا ببینم کسی چیزی داره و من عصبانی بشم ازینکه چرا فلانی اینو داره،نباید داشته باشه…همش حسرت بود،همش…و تغییر نگرش من در این مورد از جایی شروع که کتاب معجزه شکرگزاری رو خوندم و نگرشی تازه در من ایجاد شد که سپاسگزار همه ی نعمت های زندگیم باشه حتی کوچک ترین هاش که به نظر هیچکس نمیومد…و بعد ازون که وارد مسیر بیداری الهی شدم و در حال حاضر تمامی توجهم فقط و فقط به داشته های بیکران زندگیمه که روز به روز بیشتر میشه و من از داشتنشون بی نهایت از خداوند بزرگ سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
2.واقعیتش چنین فردی رو تا به حال توی زندگیم ندیدم از نزدیک؛ولی خب وقتی مصاحبه ی افراد موفق جهان رو میبینم همیشه یکی از اولین مواردی که بهش توجه میکنم همینه که این افراد اصلا توجهی به زندگی دیگران ندارند و فقط تمرکزشون روی خودشونه؛آرامشی که توی صحبت هاشون دارن،و اطمینانی که اونا رو جذاب ترو موفق تر جلوه میده واقعن قشنگه…وخب من خودم الان متوجه شدم که حدود یک سال و خرده ای هست که خودم هم هیچ توجهی به زندگی کسی نکردم و توی این یکسال خیلی پیشرفت های زیادی داشتم ،چیزی که شاید ب چشم کسی نیاد (که در هر صورت هم برام مهم نیس)ولی من خودم ریز ترین پیشرفت های خودم رو متوجه میشم و بابت شون شکرگزارم
3.مثلا یکیش برای من اینه که من سالها آرزوی داشتن لپ تاپ سیستم بالا و مجهز رو داشتم…تا اینکه پدرم همین چند ماه پیش بدون اینکه وام بگیره یا قسط و چکی بده ،برام به صورت کاملا نقدی یه لپ تاپ خفن آخرین مدل خرید…این چیزیه که من آرزو کردمش و به صورت خود به خودی و در بهترین حالت وارد زندگیم شد…مطمعنم که درباره ی بقیه موارد هم همینه
4.من واقعا تا حالا ازین کارا نکردم؛ینی حنی اون زمانی هم که از لحاظ روحی و ارتعاشی بسیار پایین بودم ولی خداروشکر میکنم که این یه مورد رو تا حالا انجام ندادم…مثلا اینکه بخام برای رو کم کردن فلانی اینو حتمن بخرم یا خودم رو به زحمت بندازم فلان چیز و بخرم برای اینکه دربارم اینجور و اونجور بگن ؛تا حالا انجام ندادم این کار و ولی در اطرافیانم به شدت این مورد رو دیدم؛جالبه من همون موقع هم که این آگاهی ها رو نداشتم وقتی اینجور افراد رو میدیدم که خیلی خودشون رو به آب و آتیش که حتما چشم همو در بیارن با مادیات و اینجور چیزا ،خندم میگرفت و پیش خودم میگفتم واقعن ینی انقدر مهمه؟که اینجور دارین خودتون رو عذاب میدین؟
5.من کاملن با این عبارت موافقم چون با تمام سلول های بدنم احساسش کردم که من دقیقن در همون شرایط و موقعیت و جایگاهی هستم که باید باشم…هیچ اشتباهی پیش نیومده و من از هر لحاظ که به زندگیم نگاه میکنم میبینم که من دقیقن چیزهای رو در زندگیم دارم،چیزهایی وارد زندگی من شدن که به اندازه ی سطح لیاقت و شایستگی من بودند.و با داشتن این طرز تفکر و نگرش روز به روز تلاش کردم و تلاش میکنم که سطح لیاقت خودم رو بالا ببرم و بیشتر در خودم احساس شایستگی دریافت نعمت های بیکران خدا رو ایجاد کنم.
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
امروز با خودم تصمیم گرفتم گله و شکایت نکنم البته من نمیخواستم مثل استاد در مورد نعمت های زندگی دیگران گله و شکایت نکنم فقط میخواستم تو زندگی عادی شکایت نکنم ، غر غر نکنم
به نظر خودم اصلا اهل گله و شکایت نیستم ولی امروز هر جمله ای که گفتم یا میخواستم بگم شکایت کردن بود مثلا به شوهرم گفتم چرا اینقدر ماشینو دور پارک کردی شاید به نظر اینها مهم نباشه ولی تو قوانین این عالم مهمه
امروز بهم سخت گذشت چون آگاهانه داشتم این موضوع رو درست میکردم ولی وقتی شب شد دیگه کم کم میتونستم غر غر امو مدیریت کنم ولی وقتی چند تا اتفاق خوب که اصلا فکرشو نمیکردم افتاد فهمیدم چقدر زود جواب میده با اینکه من فقط داشتم تلاش میکردم دوستان ما فقط باید از درون تغیر کنیم و گرنه قانون جذب هیچ کاری برای ما نمیتونه انجام بده
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
با عرض سلام ادب و احترام
من سپاسگزار نعمت های الهی هستم
خدایا شکرت بابت تمام نعمت هایی که دارم
خدایا شکرت که خدایی چون تو دارم
شکر گذاری کلید فزونی نعمت های خداوند است شکر گذاری فقط این نیست که با کلام بگوییم خدایا شکرت بلکه باید با حس خوب باشه باید واقعا از ان چیزی که داریم بابتش تشکر میکنم راضی باشیم.
بعضی ها داشتن نعمت را فقط در داشتن خونه و ماشین و ویلا و… . میبینند در صورتی که ما یه عالمه نعمت داریم که چشممون رو روشون بستیم مثلا من بچه های سالم و قوی دارم که بابتشون شکرگذار م شغل دارم چشم های سالمی دارم هوای تمیزی داریم همسایه های خوبی داریم دوستان خوبی دارم باید بابت اینا شکر گذارم باشم اگه کسی فکر میکنه چیزی برای شکر گذاری نداره لااقل باید غر نزنه دست از گلایه و شکایت برداره انرژی بد نفرسته حس بقیه رو بد نکنه بعضی وقتا مثلا من حالم خوب نیست ولی با گله و شکایت کردن و غر زدن باعث میشم حال بچه ها م هم بد میشه و مثل زنجیره بهم وصل هستیم
وقتی که ما به چیزهایی که دیگران دارند توجه کنیم داریم احساس کمبود میکنیم و این حس ناسپاسی رو داریم به کاینات میفرستیم ما باید به انچه خودمون داریم توجه کنیم و درمورد انچه دیگران دارند حرف نزنیم و توجه نکنیم. اگه ما ناسپاسی کنیم از خدای خودمون دور میشم
باید لذت بردن از زندگی برای ما عادت بشه از چیزهایی که داریم لذت بردیم من چند سال پیش که هنوز خیلی چیزها رو نداشتم با خودم میگفتم اگه من مثلا تو خونه خودم بودم چقدر احساس بهتری داشتم اگه من فلان ماشین رو داشتم خیلی حالم خوب بود بعدا که به اینها رسیدم دیدم نه حال خوب اصلا به این چیزها ربطی نداره و من بدنبال اون شادی و ارامش درونی بودم ارامشی که همیشه داشته باشم شادی که هیچ چیز درش تاثیر گذار نباشه و اون را فقط میتونیم در کنار خدای مهربان داشته باشیم
اگر فردی توی زندگیش موفق هست و به همه چی رسیده یا چیزهایی داره که ارزوی من است یعنی اینکه جایگاهش در همین جا بوده یعنی لیاقت داشتن این نعمات را داشته پس من نباید حسادت کنم یه حس ناسپاسی داشته باشن
باید توجه خودمون را روی داشته های خودمون بگذاریم وقتی که ما راضی باشیم به انچه که داریم از حس نارضایتی رها میشیم و فرکانس ما تغییر پیدا میکنه و خداوند نعمت هایی را که ما لیاقتش رو داریم سر راهمون قرار میده. من هیچ نمیتونم قضاوت کنم که چرا فلانی داره و من ندارم مثل دوتا همکلاسی که یکی بیشتر درس میخونه و نمره بیشتری میگیره و یکی نمره ۱۵میگیره نمیتونیم بگیم چونکه توی یک کلاس بودن معلمشون یکی بوده امکانات مدرسه یکی بوده چرا نمره ای متفاوت گرفتن شاید توی خونه اونی که نمره بیشتر گرفته بیشتر تشویق شده بیشتر درس خونده پس لیاقت گرفتن نمره بیشتر رو داشته
به اندازهای که افکار و باور ما درست باشه و همسو با جهان هستی باشیم خداوند به ما نعمت خواهد داد
۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.
تا جایی که یادم میاد هیچ وقت نسبت به کسی حسادت نکردم بیشتر غبطه خوردم شاید اینم یه جور ناسپاسی باشه چونکه همیشه میگفتن غبطه خوردن کار خوبیه ولی حسادت نه قبل از اینکه با مقوله شکر گذاری اشنا بشم تا پنج سال پیش خیلی شکر گذار نعمت هام نبودم یا بهشون توجه نمیکردم ولی الان چند سال هست که شکر گذار نعمت هایم هستم ولی با حس خوب واینکه خدا به همه به اندازه لیاقتشو ن میده پس اگه من به خدا اعتماد دارم به اندازه ی لیاقتم به من خواهد داد نه تنها نعمت های مادی بلکه در تمام زمینه های زندگی و مادی و دنیوی من را رشد خواهد داد
۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید.
بله دقیقا چند نفر هستن که کارشون به کار کسی نیست خیلی در مورد دیگران حرف نمیزنن و شرایط خوبی دارن و در ارامش هستن
۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید.
خونه و ماشین که با وام و قسط بود ه چند بار پول از پدرم و پدر شوهرم بهمون رسیده که واقعا مورد نیاز ما بوده و یه کادو طلا که بهم هدیه دادن و چند تا هدیه دیگه که بدردم خورده و یه زمین در یه شهر دیگه که شوهرم راحت تونست از یکی از دوستاش بخره که بمونه برای بچه هام
و بزرگترین نعمتی که خدا بهم داده دوتا بچه سالم هست که بدون دوا و دکتر خدا بهم داده و میبینم در اطرافم که چه کسایی هستن که حسرت بچه دارند و چقدر خرج دکتر و دارو کردن ولی از نعمت داشتن بچه محروم هستن خدایا شکرت که من دو تا بچه سالم دارم
۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.
یادم نمیاد که همچین چیزی خواسته باشم یا همچنین کاری کرده باشم همیشه بر اساس انچه داشتیم حتی اگه وامی گرفتیم اول حساب و کتاب کردیم ببینیم قسط شو میتونیم بدیم یا نه که وام گرفتیم اینجوری نبوده که اذیت بشیم
نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید
دقیقا همین طور هست من ادمهایی رو دیدم که اگه یه کم مال و منال شون بیشتر بود باور کنید شاید ادم میکشتن از بس که بی جنبه و بی لیاقت هستن یا دیدم کسی رو که پولی بدستش رسیده و نفهمیده چه جوری خرجش کنه و الکی الکی تمومش کرده پس واقعا من به این نتیجه رسیدم که خدا براساس لیاقت هر کسی بهش نعمت میده
خدایا شکرت که تورا دارم