💡 خیلی از آدما فکر میکنن لاغری یعنی جنگ با غذا یا رفتن به باشگاه، اما تجربه من (و کلی آدمی که این راهو رفتن) نشون داده:
📌 اگه باور به لاغری رو توی ذهنمون ایجاد کنیم، بدنمون خودش راهو بلده… خودش شروع میکنه به متناسب شدن.
🌱 پس بیا اینو با خودت تکرار کن:
“من باور دارم که میتونم لاغر بشم، و این باور هر روز قویتر میشه!” 💪😌
چگونه چاق شدن را باور کردم
راستش رو بخوای، من بیشتر از ۳۵ سال از عمرم رو با چاقی گذروندم. توی اون سالها هر کاری که فکرشو بکنی برای لاغر شدن انجام دادم…
اما هیچکدوم نتیجهی موندگاری نداشت 😞
الان که چند ساله سبک زندگیم تغییر کرده و از ته دل به باور به لاغری رسیدم، خیلی خوب میفهمم چرا اونهمه تلاش بینتیجه بود.

از بچگی هزار بار از اطرافیانم شنیده بودم که:
- چاق بودن یعنی سالم بودن!
- 🍚 «چاقی نشونهی قوته!»
- 💪 «اگه لاغر باشی مریض میشی!»
- 🛡️ «چاقی یه جور محافظ بدنه!»
و کلی جملهی دیگه که ناخودآگاهِ منو پر کرده بود از تعریف و تمجید برای چاق شدن…
نتیجه چی شد؟ توی ناخودآگاهم، چاقی شده بود چیز خوب، چیز خواستنی!
یه جور حس امنیت، سلامتی و قدرت… اما توی زندگی واقعی چی؟
تو آینه که خودمو نگاه میکردم، واقعاً ناراحت میشدم. از نفسنفس زدن موقع پله رفتن خسته شده بودم، از قضاوت آدما، از لباس پیدا نکردن، از سنگینی بدنم… همهچی آزاردهنده بود.
ذهنم دو تکه شده بود.
🔹 یه بخشش (ذهن ناخودآگاهم) چاقی رو خوب و طبیعی میدونست
🔹 بخش دیگهش (ذهن منطقی و آگاه من) میخواست لاغر شه و از این وضعیت خلاص بشه
ولی چون ذهن ناخودآگاه همیشه قویتره، هرچقدر هم که رژیم میگرفتم یا ورزش میکردم، تهش باز میرسیدم به نقطهی اول یا حتی بدتر…
واقعیت اینه که من هیچوقت باور به لاغری نداشتم!
من چاق بودن رو باور کرده بودم. و خب، هر آدمی طبق باورهاش زندگی میکنه.
🧠 ذهن من پر بود از باورهایی مثل:
- “چاقی ارثیه”،
- “ما خانوادگی چاقیم”،
- “لاغری برای بقیهست، نه من”،
و اینا همه باعث میشدن یه دیوار نامرئی دور من بکشه و اجازه نده لاغری رو حتی تصور کنم.

چطور باور به لاغری رو توی ذهنمون بسازیم؟! 🧱✨
میدونی ساختن باور به لاغری درست و حسابی، یه جورایی شبیه ساختن فونداسیون یه ساختمونه.
همونطور که نمیتونی با دو تا آجر و یه کیسه سیمان ساختمون بسازی، با یه جمله انگیزشی هم نمیتونی یه باور قدرتمند توی ذهنت بسازی.
اینجا هم نیاز به «مصالح» داری، هم نیاز به «نقشه مهندسی» و فوتوفن!
و در مورد باور به لاغری، این مصالح چیا هستن؟
- 📚 محتوای نوشتاری
- 🎥 ویدیوهای آموزشی
- 📝 تمرینهای روزانه دورههای آموزشی تناسب فکری
هر بار که داری یه مقاله از سایت تناسب فکری رو میخونی، یه قطعه آجر داری میذاری توی پایههای باور به لاغری خودت.
هر وقت یه تمرین ذهنی انجام میدی، انگار داری ملات میریزی تا این آجرها خوب بچسبن و محکم شن.
راز مهم: ذهن ناخودآگاه، رئیس پنهان ماست! 👀🧠
حالا یه نکته خیلی خیلی مهم این وسط هست.
ذهن ما دوتا بخش داره:
🔸 ذهن آگاه (همین که الان داری باهاش این متن رو میخونی)
🔸 ذهن ناخودآگاه (همونی که پشتپرده تصمیم میگیره چی بخوری، کی وسوسه شی، و کی خسته شی از تلاش!)
ما معمولاً فکر میکنیم با منطق و اراده تصمیم میگیریم، اما واقعیت اینه که ذهن ناخودآگاه مثل یه برنامهنویس حرفهای داره تمام انتخابها و واکنشهای ما رو از قبل برنامهریزی میکنه!
خب حالا چطور این ذهن ناخودآگاه رو قانع کنیم که ما باید لاغر بشیم و میتونیم لاغر بشیم؟
ورود به ذهن ناخودآگاه فقط از یه در ممکنه 🪟
اون در، اسمش هست ذهن آگاه.
تو باید بارها و بارها محتوای خوب و مفید بخونی، تمرین کنی، تکرار کنی و بذاری این حرفا بشن صدای غالب توی ذهنت.
🔁 هر چی بیشتر تکرار کنی، بیشتر این اطلاعات از ذهن آگاهت میریزن توی ذهن ناخودآگاهت
🌱 هر چی بیشتر تغذیه فکریت رو آگاهانه کنی، خاک ذهن ناخودآگاهت حاصلخیزتر میشه
و وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاهت کمکم تغییر کنن، اولین چیزی که حسش میکنی احساس خوبیه که بدون دلیل خاصی میاد سراغت.
همون احساس سبکی، امید، انگیزه، و آرامشی که نشون میده داری متحول میشی.

چطور باور به لاغری بسازیم؟ 🎯🧠
ذهن ما یه بخش مخفی داره به اسم ناخودآگاه. همونه که تصمیم میگیره کی گرسنه بشی، کی از مسیر خسته شی، کی ناامید بشی، و کی یهو بری سر یخچال بدون اینکه بدونی چرا! 🧁😅
اما این ذهن ناخودآگاه، خودش اطلاعات تولید نمیکنه… ما از طریق ذهن آگاه (منطق، تصمیم، یادگیری)، کمکم اطلاعات رو به خوردش میدیم.
هرچی بیشتر تکرار کنیم، بیشتر اون اطلاعات تو ذهن ناخودآگاه ثبت میشه. و اینجوریه که باور به لاغری بهتدریج شکل میگیره 💡
خوراک ذهنتو کنترل کن! 🍽️📺
ببین… همونطور که بدن ما با غذایی که میخوریم ساخته میشه، ذهنمون هم با اطلاعاتی که بهش میرسه شکل میگیره.
اگه از صبح تا شب درگیر اخبار استرسزا، سریالهای منفی، یا آدمایی باشی که مدام غر میزنن و ناامید حرف میزنن، ناخودآگاهت با همون چیزا تغذیه میشه. نتیجهش چی میشه؟
ذهن تو پر میشه از ترس، تردید و باورهای محدودکننده. درست مثل اینه که به بدن فقط غذای ناسالم بدی، خب معلومه مریض میشه! 🤯
اما برعکسش هم صادقه…
وقتی روزت رو پر میکنی با مطالب الهامبخش، آموزشهای تناسب فکری، و تمرینهایی که تو رو یاد آرامش، امید و تغییر میاندازن، در واقع داری خوراک سالم و مقوی به ذهنت میدی. اینجوری ناخودآگاهت شروع میکنه به قویتر کردن باورهای مثبت. 🌱
📌 یادت باشه ذهن ناخودآگاهت مثل یه اسفنج میمونه؛ هرچی اطرافش باشه رو جذب میکنه، چه بخوای چه نخوای! پس اگه کنترلش نکنی، بهطور خودکار پر میشه از چیزایی که اصلاً به کارت نمیاد.
نتیجهاش چیه؟ 😍
وقتی این مسیر رو درست بری، یه روز میبینی یه اتفاق عجیب افتاده:
✅ حس میکنی آرومتری ✅ به خودت امیدوار شدی
✅ دیگه اون فشار همیشگی رژیم و وزن رو حس نمیکنی ✅ انگار یه چیزی از درون داره کمکت میکنه!
آره… این همون باور به لاغریه که توی وجودت ریشه کرده و حالا داره تو رو جلو میبره ❤️🔥
حالا وقتشه یک قدم مهم برداری 🧘♂️🍏
اگه تا اینجا خوندی، یعنی تو آمادهای برای ساختن باور به لاغری 💖 یعنی دیگه نمیخوای قربانی افکار چاقکننده، رژیمهای خستهکننده یا تردیدهای بیپایان باشی.
تو میخوای یه بار برای همیشه این مسیر رو از ریشه درست شروع کنی 🌱 و خبر خوب اینه که دقیقاً برای همین هدف، دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» طراحی شده 🎓🌈
یه دورهی شگفتانگیز که مثل یه قطبنما، ذهنت رو به سمت سبک شدن هدایت میکنه.
✅ با آموزشهایی ساده اما عمیق
✅ تمرینهایی که کمکم باور به لاغری رو توی ذهنت جا میاندازن
✅ و همراهی قدم به قدم برای ساختن اون فونداسیون محکمی که گفتیم
اگه میخوای:
- باور کنی که میتونی بدون زجر و محدودیت لاغر بشی
- ذهنت رو از نو برنامهریزی کنی
- و مسیر لاغری رو با حس آرامش و اطمینان بری…
🟢 دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همون چیزیه که نیاز داری.
حالا دیگه وقتشه برای ساختن «تو»ی جدید اقدام کنی.
یه توی متناسب، آروم، با اعتمادبهنفس و با یک باور ریشهدار به لاغری 💪🌟
🔗 برای شروع سفر به سرزمین لاغرها، روی لینک زیر کلیک کن و اولین قدم رو محکم بردار:
ما اینجاییم تا تو رو تا رسیدن به نسخه سبکتر، شادتر و لاغرتر از خودت همراهی کنیم ❤️
✍️ تمرین آموزشی – ساختن باور به لاغری 📖
آیا میدونی یکی از مهمترین کلیدهای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن، ساختن و تقویت باور به لاغریه؟ 🤔💡
درست مثل اینکه بخوای یه خونه محکم بسازی، اما اول باید فونداسیونش رو بسازی 🧱… تو هم اگه میخوای برای همیشه لاغر بمونی، باید از ریشه باور کنی که میتونی 💪🌱
توی این تمرین، با کمک مطالب آموزشی سایت تناسب فکری، قدمبهقدم میریم جلو تا این باور طلایی رو بسازیم و محکمش کنیم. پس اول متن رو با دقت بخون، ویدیوی آموزشی رو تماشا کن، و بعد به سؤالات زیر توی بخش نظرات پاسخ بده ✨
📌 سؤالات تمرینی:
- 👀 نگرش تو درباره باور به لاغری چیه؟ واقعاً باور داری که لاغر میشی؟
- 📉 تو گذشته وقتی رژیم میگرفتی یا ورزش میکردی، چقدر باور داشتی که موفق میشی؟
- 🔄 بعد از هر بار تلاش، چقدر فکر میکردی دوباره چاق میشی؟
- 💭 در مورد چاق شدن، باور داشتن به چاقی چقدر روی بدنت اثر گذاشته؟
- ⏳ آیا پیش اومده که منتظر چاق شدن باشی؟ این انتظار از کجا اومده بود؟
- 🧠 از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدی، چقدر دیدگاهت درباره لاغر شدن تغییر کرده؟
- 📝 برنامهات برای ساختن باور به لاغری چیه؟ برامون بنویس!
- ❌ چه هدفهایی داشتی که از اول شک داشتی و هیچوقت هم بهش نرسیدی؟
- ✅ چه خواستههایی داشتی که از همون اول مطمئن بودی موفق میشی و شدی؟
- 🎥 برداشت شخصیات از ویدیوی آموزشی رو کامل و انشایی بنویس.
❓حالا نوبت توئه!
تو چطور میخوای باور به لاغری رو در خودت بسازی؟ 🤔
تجربهت از گذشته و الان رو با ما و بقیه اعضا توی بخش نظرات بنویس.
همین نوشتنها باعث میشن ذهنت دوباره برنامهریزی بشه و قدرت باورت بیشتر شه 💬✨
⌨️ منتظریم که نظر تو رو بخونیم، چون همین گفتوگوهاست که مسیر ذهنی لاغر شدنمون رو میسازه!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.10 از 89 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
گام پنجم باور لاغر شدن را در خود ایجاد کنید
به نام خدا 🌺🌺🌺
✅باور لاغری مهمترین موضوعی است که باید در ذهن خود ایجاد کنیم تا به شکل آسانتری لاغر شوید
و برای همیشه لاغر بمانیم لاغرماندن خیلی مهم است تمام مدتی که مثل یویو وزنم کم وزیاد میشد .
می دانستم که نمی توانم با هر رژیمی، نتایجی که گرفتم را ثابت نگه دارم همیشه نگران بودم که چگونه و چه راهی به من کمک میکنه .
در گرفتن رژیم ها توانمند بودم و حسابی وزن کم میکردم ولی حیف که نمی توانستم نگهش دارم حالا میفهمم چون باور لاغری و لاغر ماندن نداشتم .
می دونستم باید مرتب سختی بکشم شاید بتوانم ریزش سایزووزن را حفظ کنم این آخرین بار آمدم همه لباسهایم را رد کردند یا تنگ کردم که دیگه راه برگشت نداشته باشم .
ولی مگر تا کی می توانستم تحمل کنم مشکل از جسم من نبود مشکل در ذهنم بود .
اصلا اهمیت نداشت من چقدر دوست دارم لاغر شوم یا تلاش می کنم لاغر شوم
آنچه اهمیت داشت علاقه و اطمینان من به چاق بودن و چاق تر شدن بود .
✅مهمترین موضوعی که سبب شده بود سال های زیادی از آن را با اضافه وزن سپری کنم باور کردن چاقی بود از نظر من مهمترین عاملی که مانع لاغر شدن افراد میشود نداشتن باور لاغر شدن است.
چطور باور کنیم که می توانیم لاغر شویم
✅ باور به معنی انتظار شما از زندگیتان است
✅ اگر با همسرمان مشکل دارید باید یاد بگیریم انتظارمان را از همسرمان عوض کنیم .
✅مهم نیست چقدر تلاش می کنی در کسب و کارمهم انتظارت در این زمینه است.
موقع فیلتر تلگرام برایم مهم نبود که تلگرام فیلتر بشه باور داشتن خداوند راه های زیادی برای کسب و کار من باز میکنه حسم خوب بود .
❇این باور یعنی همین انتظار از خودم و خداوند این بود که هر اتفاقی بیفته مانعی برای من نمی شود انتظار من از کارم یعنی پیشرفت.
در روابط چه انتظاری از همسر داری پس اون این رفتار را با تو دارد .
✴پس باور به معنی انتظار
گوش دادن فایل های رایگان و پولی مهم نیست انتظار از خود مون که لاغر شدن باشه
اگرفکر میکنید نمیتوانید لاغر بشوید ومیگین شاید این فایل یک معجزه کرد پس لاغر نمیشه فایل ها لاغر نمی کند اگر باور لاغری را نداشته باشید.
ما از اکثرمون اعتماد به نفس پایینی داریم وقتی می خواستیم یک کار را به به نتیجه برسونیم از بس که اعتماد به نفسمون پایین بود نمی توانستیم اون کاررو انجام بدهیم.
هر کدام از ما به تعداد روزهایی که اضافه وزن داریم تخریب شدیم احساس ناتوانی در لاغر شدن می کنیم.
انتظار اشتباه ما را شکست میده باید باور مون از خودمان درموردلاغرشدن تغییر بدهیم باید فایل ها را با حالت اشتیاق گوش بدهیم.
✅ باید باور لاغر شدن را در خودمان تقویت کنیم بامرور هنرها و کارهایی که به خوبی می توانیم انجام بدهیم که تصور کنید باورهای ما یک حلقه به قطر۱۰سانت وانتظارت لاغری ۲۰.امکان نداره که از حلقه رد بشه .
حلقه باور خودمان را باید بزرگ کنیم تا بتوانیم گوی لاغری رد بشه انتظار ما برآورده بشه
✅ خیلی سخته باید لشکر یک نفر ترتیب دهیم
باور ثروت ⏪وقتی همه اطرافیان میگن پول نیست به دست آوردنش سخته.
پس چیکار کنیم کوچک کردن خواسته در ذهنمون خیلی راحتتره ماشین خوب خانه و رفاه میخواهیم بگیم اینقدر افراد هستن که اینها رو دارند این که چیزی نیست .
✅ لاغر شدن را باید در ذهنمان کوچک کنیم هر وقت آدم لاغری رو دیدید بگین این همه آدم لاغر من هم یکی مثل اینها.
✳لاغر شدن درذهن کوچک کنیم باور زیادمیشه علاقه اشتیاق بیشتر میشه و نتیجه میگیری .
هر کدام از ما که تلاش کردیم ِلاغر شویم چون باور داریم که می توانیم لاغر شویم .
در ذهن ما به شکل پیش فرض هست که می توانیم ثروتمند شویم اما مسیرشو بلد نیستیم.
باید از طریق ذهن وارد بشیم.
✅ انتظار ما لاغری است ولی بعضی روزها بیشتر می خوریم ؟ غذا ارتباطی به چاقی ندارد وقتی توجه می کنی به غذا یعنی انتظارت لاغری نیست. نگران غذا خوردنت نباش. نگران چند روز غذا بیشتر خوردن نباشید. با استمرار درست میشه.
⛔ به زور خودمان را محدود نمی کنیم
✅آیا وقتی متناسب شدیم باز هم باید تمرین کنیم؟ تمرین نه ولی مرور بله
نشان های دریافت شده
گام ۵۰ :باور لاغر شدن را در خود ایجاد کنید .
در تمام سالهاکه برای لاغر شدن تلاش می کردم و بی نتیجه می ماند چون ترس از لاغر نشدن در من نهادینه شده بود و لاغر شدن برای من کار بسیار بسیار سخت و طاقت فرسایی بود !!!چرا؟؟چون بارها تلاشهای من بی نتیجه بود و این ناباورری مثل یک کوهی در من استوار بود و خدا را شکر که واقعا از این حس وحشتناک رها شدم .ممنونم استاد
همیشه می شنیدم که افراد چاق قوی و سالمتر هستند (مادرم می گفت غذا بخور که چاق بشی تا در مقابل مریضی بتونی توام بیاری)
افراد چاق زیباتر هستندچون توپر هستند نواقص آنها پوشیده می شه
مهربانتر هستند
سفیدتر و خوش پوست هستند
مورد پسنده همسران خود هستند
این شنیدنیها برای من ذهن چاقی به ارغوان آورد که هنوز هم مرا در گیر می کند
مهمترین موضوعی که باعث شده سالهای زیادی در این شرایط باشم باور کردن چاقی بود فکر می کردم فقط خوردن باعث چاقی می شه برای همین همیشه ترس از خوردن داشتم و هنوز این نرس از بین نرفته خیلی بهتر شدم ولی گاهی درگیر می شم به گفته استاد مهمترین عاملی که مانع لاغر شدن می شه نداشتن باور لاغر شدن و این عدم باور دلایل مختلفی دارد ،مثلا:تمام سالها برای لاغر شدن تلاش کردم با رژیمهای سخت و مختلف با ورزشهای سخت و متفاوت با هزینه های زیاد ،همه و همه بی نتیجه و هر بار نا امید این نا امیدی باعث ناباوری قدرتمندی در من شد و سالها این ناباوری را با خود حمل می کردم خیلی حس بدی است خدا را هزار بار شکر که از این بارسنگین رها شدم
نتیحه:ما باید باور کنیم که می توانیم لاغر بشیم و اندازه لاغری ما بستگی به باور ما دارد و باور ما همون انتظار ماست مثلا : روی لاغری با ذهن خوب اموزش ببینیم و خوب کار کنیم اما انتظار ما لاغری نباشه مثلا شک کنیم و باور نکنیم هیچ تغییری حاصل نخواهد شد چگونه ناباوری را از بین ببرم ؟؟ باید توجه داشته باشم در این مدتی که با روش لاغری با ذهن بودم هیچگونه ورزشی انجام ندادم .هیچ گونه رژیمی نداشتم حتی یک لحظه به آن فکر نکردم و با گوش دادن و تمرین وتکرار لاغر شدم همین افکار همراه با نتیجه ایی که دبدم یعنی انتظارم با خواسته ام یکی بوده باید باور کنم و اطمینان داشته باشم کهبا نتیجه عالی می رسم ، خدا را شکر
مثلا :در کار و کسب :اگر مورد تعریف و تمجید واقع شویم یعنی خودباوری ما قوی است و خود رابسیار توانمند می دانیم ولی اگر بر عکس بجای تعریف سرزنش بشیم خودباوری در ما کمرنگ شده و توانایی خود را هم دست کم می گیریم .
لاغری با ذهن هم همینطور است اگر خود را لایق بدانیم خود را باور داشته باشیم و عجله نداشته باشیم در اموزش استمرار داشته باشیم این انتظار از خودمون مطمئنا به نتیجه می رسیم
انتظار از خودمون چی است ؟می توانیم لاغر بشیم با اشتیاق اموزشها را دنبال کنیم حوصله داشته باشیم و همانطور که هستیم خود را بپذیریم و فقط تکرار کنیم اما !!!!اگر منتظر معجزه ای باشیم نتیجه نمی گیریم
مدتها تلاش کردیم لاغر بمانیم و نشده خودباوری ما را شکست داده باید روی این خودباوری همانطور که گفتم با مرور موفقییتهایی که تا حالا داشیم تمرکز کنیم تا خودباوری را دوباره در خود شکوفا کنیم
مثلا:خیاطی که من خیلی خوب انجام می دهم بدون آموزش کسی د. این کار حرفه ای هستم و از این کارم پول می سازم ، با تمرکز روی همین موضوع خودباوری در من شکل خوبی به خود می گیرد تمرکز روی این گونه توانمندها باعث خودباوری ما می شه مثل اشپزی خیاطی رانندگی کار کردن با موبل کار کردن خانه داری فرزندان خوب تربیت کردن .لاغری هم مثل همه اینهاست
لاغر شدن را در ذهنمون کوچک کنیم :چگونه؟ابن همه آدم لاغر و خوش اندام در اطراف خود هر روز می بینیم که راحت و خوشحال زندگی می کنند پس ما هم می توانیم به خواسته خود برسیم ما هم می تونیم لاغر باشیم مثل آنها
راههای تغییر انتظار دو مورد است :مرور و توجه به موفقیتیهایی که داشتیم و داریم
کوچک کردن لاغری :من هم می توانم لاغری را یاد بگیرم و لاغر بسم مثلا:۳۰۰گرم در ماه می خوام کم کنم و با ذوق و اشتیاق هدفم را دنبال کنم و انتظارم از خودم لاغری و تناسب اندامی که دوست دارم باشه ،ادامه می دم تا موفق بشم و تمرین و تکرار و مرور موقییتها باعث می شه که باورم قوی بشه و مرا همیشه در مسیر قرار بده.ایستادن در مسیر بعنی رسیدن به هدف.🙏
نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
باور همون انتظار ما از زندگی مان هست . و هرچی الان در زندگی مان تجربه میکنیم نگاه و انتظار ما به زندگیست.
آدم هایی که در مسیر زندگی شون مرتب تحقیر میشدن و اگه یک کار رو اشتباها انجام میدادن آنقدر سرزنش میشدند که با تکرار این سرزنش ها کم کم خودشون هم پذیرفتن که من با بقیه فرق دارم و من نمیتونم .
و این نتونستم ها که در ذهن ما ریشه گرفت اعتماد به نفس و خودباوری ما را از چشممان محو کرد . تا جای که اگه کاری مهم رو انجام میدادیم ولی نگرش خودمون به خودمون این بود که کاری ارزشمند نبود و این باعث شد که کم کم خودمون رو دوست نداشته باشیم و مشکلات ما بیشتر بشه.
حالا نداشتن همین اعتماد به نفس انتظارمان از زندگی رو هم پایین آورد و همین عامل باعث شد که درانجام بیشتر کارها خودمون رو ناتوان ببینیم و نتوانیم به موفقیت بزرگی دست پیدا کنیم .
پس با یادآوری و مرور موفقیت هایی که در مسیر زندگیم داشتم میتونم اعتمادبه نفس خودمو پیدا کنم و روز به روز بیشتر کنم و کم کم انتظارم از زندگی تغییر میکنه و هر چیزی که برای یکی دست نیافتنی باشه برای من به راحتی دست یافتنی میشه.
دوم هدفم رو در ذهنم کوچیک کنم وقتی بیل گیتس و امثال آنها میتونند ثانیه ای درآمد میلیاردی داشته باشن پس دیگه خواسته من که دیگه هیچی نیست از لحاظ مالی .
در زمینه متناسب شدن هم همینطور وقتی دوستام توانستند روی باورهاشون و انتظارشون از زندگی کارکنند و موفق بشن پس منم میتونم .
وقتی انتظار از زندگی مان رو تغییر میدیم اولا نباید به عامل بیرونی گره بزنیم دوما نباید به چی جوری شدنش کاری داشته باشیم .
وقتی ما روی ذهنمان کار میکنیم از هر لحاظ مالی سلامتی متناسب شدن و انتظارمان از زندگیمون رو با تمرین خودباوری تغییر میدییم خدای بزرگ خودش مسیرها رو برامون هموار میکنه و ما را به هدفمون میدونه .
دلیل نمیشه قبلا تو زمینه ای موفق نبودم
دلیل نمیشه قبلا نمی تونستم متناسب بشم
دلیل نمیشه قبلا روابط خوبی نداشتم
دلیل نمیشه قبلا وضع مالی خوبی نداشتم و…
پس الان هم نتونم. من قبل یه آدم بودم با کلی افکار واحساس و باورهای منفی و یک انتظار پوچی از زندگی
ولی الان آدمی هستم که باورهام و احساسم و نگرشم مثبته و خوبه و باورهای اشتباهم رو شناسایی میکنم و همشو ردش میکنم و باور خوب جایگزین میکنم .و انتظار خوب زندگی کردن که حق طبیعی خودم میدونم .
یک فکر چه مثبت و چه منفی می تونه باعث یک باور درست و یا غلط بشه همیشه شنیده بودم افکار شما باورهای شما رو بوجود میارن و باور شما زندگیتون رو می سازه ولی به خوبی درکش نکرده بودم و فکر میکردم با تکرار یک جمله تاکیدی باور من تغییر پیدا میکنه و همیشه تصورم این بود خیلی باید در سختی و رنج باشم تا به نتیجه برسم من در این مورد یک مثال عینی که برای خودم پیش اومد این بود که در محل کارم یک خانمی همکارم بودن و من همیشه متوجه میشدم که آقای مدیر خیلی بیشتر هوای ایشون رو دارن چون ایشون مشکلات مالی زیادی داشتن و من همیشه انتظارم این بود که آقای مدیر با من برخورد بدی داشته باشن و همیشه هم همین اتفاق می افتاد تا اینکه در یک جلسه که همه نیروها بودن آقای مدیر از من تقدیر و تشکر کردن و باور من نسبت به ایشون عوض شد واقعا تغییر باور کار سختی هست و لاغری با ذهن تمام تصورات قبلی منو نسبت به باور و تغییر اون زیر و رو کرد و یک تعریف صحیح رو بمن یاد داد که باور یعنی انتظاری که شما در هر زمینه ای در زندگی از خودتون دارید البته باورهای ما همیشه منفی بوده چون به قول استاد اونقدر ما رو تحقیر کردن و تو سرمون زدن که کلا یادمون رفته چطوری باور سازی کنیم در مورد لاغری اگر فکر کنیم که توانایی لاغر شدن رو نداریم لاغر نمی شیم و فایلها نمی تونن ما رو لاغر کنن بلکه فقط مسیر درست رو به ما یاد میدن و اگر ما انتظارمون از زندگی تغییر بدیم می تونیم به هدف برسیم لاغری با ذهن این فرصت رو دوباره بمن داد که بدونم انتظارم از خودم توی زندگی چیه ؟ و این باور سازی نیاز به کار کردن روی افکار داره اول باید توانمندیهای خودم رو درک کنم ببینم در گذشته چه کارهایی انجام دادم وقتی به گذشته نگاه میکنم واقعا حرفی برای گفتن دارم قبول شدن توی دانشگاه ،رانندگی ،کارمند بودن توی یک سازمان خوب ،تدریس کامپیوتر ،هنرهای دستی ، خلاصه خیلی کارهای دیگه پس لاغری هم مثل همون کارهاست که باید یاد بگیرم و کم کم لاغری هم طبیعی میشه و من در اون استاد میشم به همین راحتی ،وقتی ما حلقه باورهامون کوچیک باشه و گوی خواسته هامون بزرگ باشه نمی تونیم به اون خواسته برسیم و بزرگ کردن باورهامون خیلی سخته چون در اطرافمون افراد منفی بافی هستن که ما رو تضعیف میکنن پس برای بزرگ کردن باورهامون باید خواسته هامون کوچیک کنیم و همیشه در همه موارد این جمله طلایی استاد یادمون باشه کوچک کردن خواسته در ذهن خیلی راحت تر از بزرگ کردن باورهای ذهنی ماست. با این فرمول طلایی به هر خواسته ای که داریم خواهیم رسید در مورد لاغری باید لاغر شدن رو در ذهن کوچیک کنیم و به آدمهای لاغر بیشتر توجه کنیم و از دیدن افراد لاغر لذت ببریم و با خودمون بگیم این همه افراد لاغر من هم یکی مثل اونها ،و از دیدن فردی که از ما چاق تر هست خوشحال نشیم که خدایا شکرت از من چاق تر هم وجود داره که این کار توجه ما رو به چاقی بیشتر میکنه ،وقتی لاغر شدن در ذهن ما کوچیک شد انتظارات ما از خودمون تغییر میکنه و اشتیاق ما برای ادامه مسیر بیشتر میشه و موفقیت ما صددرصد خواهد بود.
نشان های دریافت شده
سلام سلام 😍😍
امروز جمعه ۲۴ اردیبهشت است. و من قرار است که گام میانی دوره ی مسیر لاغری من را انجام دهم.
۱.خدارو شکر میکنم که تا اینجای مسیر همراه وحامی من بود.
۲.هم چنین بی نهایت سپاسگزارم که از میانه ی مسیر ،راه من از اتوبان لاغری به بزرگراه لاغری رسید و از فردا ، شنبه، با اشتیاق دوره را همراه با استاد شروع خواهم کرد.من فکر می کردم که هردو را باهم پیش ببرم اما این مثالِ اتصال اتوبان به بزرگراه برای من روشن کرد که باید تمرکزم را روی دوره ی ورود به سرزمین لاغرها بگذارم و همین کار را هم خواهم کرد.🌹
۳.وقتی به شروع و ادامه ی دوره با همراهی استاد فکر میکنم احساس دختر کوچولویی را دارم که می خواهد با ذوق و شوق تمام قسمت های یک باغ زیبا را نشان پدرش بدهد و از گردش با پدرش لذت ببرد و شادی کند.😍🥰
۴.برای دوستانی که در اتوبان لاغری من (این دوره) ادامه می دهند ،آرزوی سلامتی،شادی و تناسب اندام میکنم .😘
موضوع امروز ؛ باور لاغر شدن
کلمه ی باور قبلا برای من به این شکل بود که باید چیزی از بیرون را تحت عنوان باور وارد ذهنم کنم و از نتایج آن استفاده کنم .
✅تا اینجای مسیر لاغری من ، به این نتیجه رسیده ام که در لاغری با ذهن دو موضوع بسیار دارای اهمیت است : باورِ من میتوانم متناسب شوم و حذف موانع لاغری .
در واقع با همین دو کلید میتوان از شر اضافه وزن رها شد و تناسب جسمی را تجربه کرد.
فایل تصویری💻📖🎧✏:
✅تعریف ساده شده ی باور ؛ انتظار شما از زندگی تان است.اگر خیلی با خودت صادق باشی و واقعا انتظاراتت رو از زندگی بنویسی میبینی که دقیقا داری نتیجه ی همان انتظارها را تجربه میکنی.
انتظار خیلی فرق داره با چیزهایی که دوست داری تجربه کنی ، انتظار با رویاهای ما تفاوت دارند. مثال واضحش میشه رویا = لاغری / چاقی = انتظار و مشخص هست که انتظار داره شرایط را رقم میزنه نه رویاها و آرزوها.
✅این سوالاتی که بین فایل ویدیویی میاد مثل زنگ تفریح بین کلاس میمونه 😅😅.
چند کیلو اضافه وزن دارید؟
والا ، آخرین بار که میشد پارسال شایدم بیشتر که رفتم روی مین ، ۷۰ کیلو بودم حالا ۲ کیلو هم به خودم تخفیف میدم 😅 با فرض اینکه ۶۸ کیلو هستم الان، بنده ۱۴ کیلو اضافه وزن دارم.
وزن ایده آل شما چه وزنی است؟ ۵۴ کیلوگرم🥰🥰
آیا در وزن ایده آل خود بوده اید؟ بله ، کلاسپنجم دبستان ۵۰ کیلو بودم که البته آن زمان همین عدد اضافه وزن بود برای من 😅 الان ولی بزرگ شدم میشه وزن ایده آل و دوست داشتنی ام 🥰 به عبارتی عدد سلامتی و شادی من.
✅برای تغییر کردن ما نیاز به دو بال داریم :اولی تغییراتی که روی فرمول های ذهنی میدهیم شامل همین فایل گوش کردن ها و تمرین انجام دادن ها می شود و بال دوم ؛ تغییر انتظار ما نسبت به خودمان و موضوعی که میخواهیم تغییر کند.نمی شود تنها با یک بال به مقصد رسید.
✅جهان، پاسخ انتظار شما از زندگی را می دهد.
✅وقتی من میخواهم به خواسته ام برسم، خداوند راه های مختلفی برای موفق شدن به من نشان می دهد.
✅باور من این است که چیزی نمی تواند مانعِ (سلامتی، موفقیت،خوشبختی و ثروتمند شدن ، به آرزوها رسیدن) من بشود.
✅انتظارت چیه از خودت در لاغر شدن؟
من هرروز از بودن در مسیر تناسب فکری ، احساس خیلی خوبی دارم.
من انتظارم از خودم متناسب بودنمه…
من انتظارم از خودم اینکه همونی باشم که همیشه بهش فکر می کنم.
منانتظارم از خودم تناسب اندام ایده آل هستش..
من انتظارم از فایل گوش دادن و تمرین انجام دادن، نتیجه گرفتن و متناسب شدن هست.
من انتظارم از خودم خوش اندام بودن هستش.
✅مرور توانایی های خودت به ایجاد انتظار لاغری از خودت خیلی کمک میکنه؛
۱.من خواندن و نوشتن را یادگرفتم.
۲.من حل مسائل پیچیده ریاضی ،فیزیک و شیمی را آموختم لاغری که دیگه کاری نداره 😊.
۳.من زبان انگلیسی را یاد گرفته ام.
۴.من زبان فرانسه را یاد گرفته ام و هرروز دارم بیشتر یاد میگیرم.
۵.من کار کردن با موبایل و لپ تاپ را گرفتم.
۶.من دانشگاه دو بار و رشته ها و دانشگاه های خیلی خوبی پذیرفته شدم.
۷.من دوچرخه سواری را با تمرین کردن یاد گرفتم.
۸.من آشپزی کردن را یاد گرفتم.من پخت حلوا و کیک وپیتزا و.. خودم یادگرفتم.
۹.من قبلا که عکس پروفایل گذاشتن در سایت سخت بود ،توانستم عکس روی پروفایلم بگذارم.
۱۰.منانجام کارهای خانه را یاد گرفتم.
۱۱.من رانندگی کردن را یادگرفته ام.
۱۲.من توانستم به ترسم از تاریکی و تنهایی غلبه کنم .
۱۳.منتوانستم خودم تنهایی بیرون بروم و جاهای جدید را خودم پیدا کنم.
۱۴.من خیلی راحت کلی کار یاد گرفتم ، پس خیلی راحت ،راحت راحت لاغر میشم.🥰😇
✅تکنیک کوچک کردن خواسته ها؛
با استفاده از دیدن فراوانی خواسته هایمان در جهان ، به این باور می رسیم که هرچیزی که ما میخواهیم به فراوانی در جهان وجود دارد و بسیاری از انسان ها شرایط ایده آل من را به راحتی هرروز دارند تجربه می کنند ، پس من هم میتوانم خیلی راحت شرایط ایده آلم را تجربه کنم🥰😊.
✅کوچک کردن خواسته در ذهنت خیلی راحت تر از بزرگ کردن باورهای ذهنی است.
💎این همه آدم ها را ببین که متناسب اند؛ استاد، شگفتی سازان ، دوستانم مثل زهرا،ساناز،مرضیه،ریحانه،دختر دوست مامانم و این همه آدم هایی که عکس های آنها را میبینم.
💎این همه آدم را ببین که به راحتی ازدواج کرده اند و ایده آل شان را پیدا کرده اند مثل بهار، مثل فاطمه ، مثل عمو ها و دایی ها و خاله هایم خوب منم یکی مثل اینها🥰
💎این همه آدم را ببین که هم ثروتمند هستند و هم متناسب .مثل فاطمه، مثل ریحانه، مثل مریم،مثل عروس عمه ام.و…. خوب منم یکیمثل این ها.
✅غذا ،اصلا ارتباطی به موضوع چاقی و لاغری ندارد.👊🏻
اصلاح رفتارهای غذایی فقط با تکرار کردن تمرینات ،به صورت ناخودآگاه ایجاد می شود.
✅بعد از متناسب شدن، مرور باید در دستور کار ما باشد.
اگر یک فرد موفق ادامه ندهد مراحل را یکی یکی بر میگردد سرجای اولش.
✅نکته ی پایانی ؛ به خاطر تلاش هایی که تا الان برای لاغری کردی به خودت افتخار کن چون در ناخودآگاهت ،این امید و نور ایمان برای اینکه من میتوانم متناسب شوم را داری 🥰😇.
خدایا شکرت که تا اینجا همراهی ام کردی .. از تو سپاسگزارم و میخواهم که در شروعی دوباره باز هم عالی هدایت و حمایتم کنی.
و ایمان دارم که همیشه همراهم هستی.
سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
ممنون و متشکر از نوشته خوب و مفیدتون.
سلام
هر چقدر در هر موضوعی در زندگی رو باور کنیم در همون موضوع موفق تر میشیم و ساختن باور ها در زندگی به عهده خود ماست و وقتی یک باور رو در خودمون پرورش دادیم باید انتظار رسیدن به اون رو هم داشته باشیم .
و بهتره که انتظار افکار منفی رو در ذهنمون از بین ببریم و انتظار درست تر رو جایگزین کنیم که حتما در این مسیر به هدف و نتیجه دلخواه میرسیم.
و من باور دارم که میتونم لاغر و متناسب بشم و هر روز انتظار لاغر و متناسب شدن دارم.
همونطور که تونستم خیلی راحت آشپزی یاد بگیرم میتونگ لاغری رو هم یاد بگیرم و لاغر شدن هم مثل رلنندگی یاد گرفتنه که خیلی راحت یاد گرفتم
و هر خواسته ای که در زندگی دارم رو در ذهنم کوچک کنم چون با کوچک کردن خواسته میشه به همون خواسته رسید .
نشان های دریافت شده
سلام .
باید باور داشته باشیم که در بدن ما هم مثل تمام مردم لاغر شدن هست که جریان داره . ما هر چقدر که غذا بخوریم ما دهها برابر اون انرژی مصرف کنیم تا انرژی غذا رو استخراج کنیم . مابقیش هم که فاسده و باز کلی انرژی مصرف بشه تا این مواد اضافه دفع بشه .
برای ما هضم و جذب و دفع مواد غذایی عادت شده و باورمون اینه خب اینها انرژی نمیخوان که . پس انرژی غذای ما میره واسه ذخیره .
خب پس انتظارمون از غذا خوردن میشه چاق شدن و چاقی رو برای خودمون رقم میزنیم . در حالی که
خلقت میگه خوردن فقط یک تجربه است و درست مثل دیدن شنیدن نفس کشیدن حرف زدن تفکر کردن که تجاربی هستند برای دریافت لذت بیشتر خوردن هم یکی از همین تجربه هاست که برنامه هاش همه در پیشفرض بدن ما هست . تناسب اندام در پیشفرض ذهن ماهست .
به نظر من تصویر اصلی ذهن ما متناسب شدنه که هر لحظه داره چاقی رو از بین میبره .
ما چاقی رو با اراده ایجاد می کنیم .
بدن ما ناخواداگاه چاقی رو حذف می کنه .
حالا ما اومدیم اینجا که ارادمون رو با ناخوداگاهمون تنظیم کنیم و باورها و کدهای اصلی وجودمون رو بپذیریم .
پس باید انتظارمون رو از خودمون تغییر بدیم .
ما باید انتظارمون در هر حالتی کاهش وزن و رسیدن به وزن ایده آل باشه .
انداممون همیشه داره چربی های اضافه رو دفع می کنه پس انتظارمون هم همین باشه . ما چون تجربه ی چاق شدن رو داریم ایمان و اعتمادمون به خودمون کم شده . برای همین هنوز انتظارمون از خودمون تغییر نکرده . باید به توانمندی خودمون ایمان داشته باشیم . توانایی ما برای لاغر شدن بیش از توانایی ما برای چاق شدن هست .
ما فقط باید در ثبت نگرش های اصلی کوشش کنیم تا بتونیم باورهای همسو با آفرینش در خودمون پدید بیاریم .
به هر قدری که انتظارمون از خودمون تغییر کنه نتیجه تغییر می کنه .
این روند اصلی خلقت هست . ما باید این روند رو بپذیریم و دست از برنامه های چاق کننده برای خودمون برداریم .
همون ذهنی که دستور به خوردن میده همون ذهن هم قادره دستور به هضم و جذب و دفع بده و همون ذهن هم قادره این انرژی دریافتی رو تبدیل به چاقی یا تبدیل به لاغری کنه .
پس باید کدهای ذهنی رو تغییر داد تا منطبق با خلقت بشه .
راههای تغییر انتظار دو مورد هست:
۱- با مرور موفقیتهای گدشته و کارهای گدشته به خودمون بگیم لاغری هم راحت یاد میگیریم و راحت راحت لاغر میشم.
من چنین تجربه ای رو سر آموختن رانندگی داشتم . اون زمان که هنوز رانندگی بلد نبودم فقط میگفتم خدایا اینا چطوری رانندگی میکنند یعنی میشه منم مثل اینا راحت بتونم للاغر بشم . من استمرار ورزیدم تا یاد گرفتم و بهش عادت کردم .
من آشپزی و خیاطی بلدم . خیلی راحت اول آموختم بعد تکرار کردم و استمرار ورزیدم .
درس خوندم . اولش یاد گرفتم بعد استمرار ورزیدم .
به حدی که در مسیرمون استمرار داشته باشیم به نتایج و موفقیتهای عالی میرسیم و انتظارمون از خودمون میشه موفقیت .
لاغر شدن رو وقتی یاد بگیریم برای آسون میشه کوچیک میشه . ما همونطور که از اول عمرمون تا الان کلی چیز یاد گرفتیم لاغر شدن رو هم یاد میگیریم و با استمرار داشتن در اون ماهر میشیم و لاغری دائمی رو برای خودمون به ارمغان میاریم .
مورد بعدی کوچک کردن خواسته مون هست . لاغر شدن رو برای خودمون بزرگ نکنیم .
وقتی هدفی برای ما بزرگ در نظر گرفته میشه احساسی که به ما متبادر میشه این هست که ما نمیتونیم به هدف برسیم . خیلی سخته ما نمیتونیم و …. . لاغر شدن رو کوچکترین خواسته ی خودمون کنیم چون دقیقا ما از همین روش چاق شدیم . چاقی اونقدر برامون کوچیک شد و تواناییمون برای چاق شدن زیادتر شد این احساس یعنی احساس چاقی .
ما چاق شدن رو خیلی کوچیک و آسون دیدیم برای همین بهشدسترسی پیدا کردیم . پس حالا هم باید لاغر شدن رو برای خودمون کوچیک و دستیافتنی بدونیم تا انتظارمون راحت لاغر شدن باشه .
من دیشب میخواستم حیاط خونمون رو جارو کنم . برادر همسرم کلی چوب خشک جمع کرده وسط حیاط که ببره بیرون . چند روز بود این چوبهای خشک وسط حیاط . دیروز از جاریم پرسیدم این چوبها برای چیه گفت چیزی نیست و همسرش میخواست ببره بیرون . خلاصه ایشون از خونه بیرون رفتن و من اول میخواستم این همه چوب بلند رو بیرون ببرم . دیدم این کار با چادر خیلی سخته گیر می کنه و خلاصه اذیتم میکنه . یهو راه حلی به ذهنم رسید . گفتم آتیش درست میکنم و همه رو میسوزونم . اولش گفتم وای این همه چوب چجوری همه رو آتیش بزنم . باتوجه به درسهایی که آموخته بودم گفتم تو شروع کن و استمرار داشته باش همه اش پودر میشه و میره .
خلاصه من آتیش درست کردم و چوبها رو یکی یکی میشکستم و داخلش می انداختم . خیلی با لذت و آرام . فکر کنم یک ساعت شایدم کمتر بیشتر طول نکشید اون همه چوب رو من با کوچک کردن و حرکت مستمر همه رو در آتش سوزوندم تازه آخرهاش باز هم دلم نمیومد کنار بزارم توی باغچه دنبال چوب میگشتم آتش خاموش نشه .
کوچک کردن کار فرایند رو برامون راحت و لذتبخش میکنه و انتظارمون رو تغییر میده . اون کار بزرگ و سخت برات میشه یه کار کوچیک و لذتبخش و به نظر مهمترین نکته استمرار داشتن هست تا کم کم و آرام و آرام هدف خودشو بهمون نشون بده . وقتی چوبها تموم شدن و از اون همه چوب فقط یکم خاکستر مونده بود گفتم ببین لاغری هم همینه . اهداف دیگتم همینه . اولش خیلی بزرگ به نظرت میاد ولی وقتی کارو کوچیک کنی و در اون استمرار داشته باشی و لذت ببری از کاری که داری انجام میدی به خودت میای میبینی از اون همه اضافه وزن هیچی نمونده . یواش یواش لاغری خودبخود پدیدار شد .
نشان های دریافت شده
گام ۵۰ ،سلام وقت بخیر ،،در ذهن منهم چاقی برابر بود با قوی تر بودن ،زور و انرژی داشتن، دفاع از خود، سالم وسلامت بودن،صورت تپل داشتن یعنی مهربون بودن،،،،یادمه تو کودکستانمون ،من و همکلاسی هام که اکثرا پسرهارو انتخاب میکردم ،فقط در حال کتک زدن دخترا بودیم مخصوصا اون دختراییکه لاغرتر هم بودن و از اون حالتمون خیلی خوشمون میومد و من تا سالهای کودکیمو ،پسرونه لباس میپوشیدم و اصلا دوست نداشتم با دخترها دوست باشم و این حالت تا الانم ادامه داره و من ترجیح میدم دوستان کمتری داشته باشم ، چاقی در من تعریفی از قدرت بدنی داشته که اون زمانها لذت بخش بوده ،،به مرور زمان که بزرگتر شدم ،اون احساسات تغییر کرد، دیگه دوست نداشتم چاق باشم،لباسام تو تنم قشنگ نبودن،مسخره میشدم ،سرزنش میشدم ،دلم میخواست نرمال باشم ولی درونم به سمت دیگه ای میرفت و این کشمکش سالها ادامه داشت ،،من در درونم باور کرده بودم که فقط میتونم چاقو چاقتر باشم و اصلا نمیدونستم بغیر از اون انتخاب ،راه دیگه ای هم هست ،،پذیرفتنم باعث شده بود ،بیشترو بیشتر در باتلاق چاقی غرق بشم ،،،،،اولین بار که کلمه باورهارو شنیدم هنگ کرده بودم ،وقتی متوجه شدم ما از طریق باورهامون تجربیات متفاوتیو خواهیم داشت ،تصمیم گرفتم زندگی جدیدی بر پایه و اساس قوانین جهان هستی برای خودم خلق کنم،،اون زمانها که تازه وارد دوره های ذهنی شده بودم ،وقتی اون آگاهی ها در من وارد میشد ،گنگ و گیج بودم ،من سالها یاد گرفته بودم که ناراحت باشم،توجه کنم بر ناخواسته ها،گلایه کنم،مقصر تمام اتفاقات زندگیمو ،پدر ومادر ،همسر ،خدا و اطرافیانم بدونم ،بسیار منفی نگر بودم،ناامید بودم،زود عصبی میشدم،زود رنج بودم وووو و تو اون آموزش ها میگفتن نباید تلوزیون نگاه کنی،اخبار منفی دنبال نکن،مثبت نگر باش ، اولین کاری که انجام دادم خداحافظی با تلوزیون و اخبار منفی بود،چونکه قبلنا خودم یه پا منتشر کننده اخبار ناراحت کننده بودم ، تلاش میکردم صحبتهای منفی نداشته باشم و بعد از مدتی متوجه شدم ،اطرافم خالی شده ،تنها شدم ،دیگه دوست نداشتم با اطرافیانم صحبت های سبک قدیممو داشته باشم،در جاهاییکه قرار میگرفتم و حرف های ناراحت کننده زده میشد ،درونم بهم اخطار میداد و سعی میکردم اون محیطو ترک کنم، افرادی که بشدت بمن نزدیک بودن ،بسرعت خودبخود ازم دور شدن ،،با افراد کمتری ولی با کیفیتر همنشین شدم و همون افراد باعث رشد من در همه زمینه ها شدن، تفریحاتم متفاوت تر شد،مسافرت هام با کیفیتر شد ،پول بیشتری وارد زندگیم شد ، در اصل من با توجه بر خواسته هام که (اون زمانها زیاد درکی نداشتم) ،وارد دنیایی فراوانی شدم ،البته با طی کردن تکاملم ،،،استاد به نکته مهمی اشاره کردید ،اینکه شما روی خودتون کار میکردید ولی انتظار داشتید همسرتون همون رفتارهای گذشته رو داشته باشه ،،منم وقتی روی روابطم با اطرافیانم کار میکردم ،انتظار رفتار نامتعادلو از اونها داشتم و انگار منتظر بودم با من بی محبتی کنن و دقیقا همون رفتارها با من میشد ،در ضمن گفتگوهای درونی منفی زیادی باهاشون داشتم و یه جنگ درونی که ترکش هاش هنوزم در زندگیم هست و هر روز به خودم یادآوری میکنم که من باید باید به مسائل زندگیم جور دیگه ای نگاه کنم و کار راحتی نبوده و نیست ولی من انجامش میدم ،و متوجه شدم حجم و فشار ناراحتی هام بسیار فروکش کرده ،هر چند کامل رفع نشده ولی بهتر شده ،،باید انتظاراتم نسبت به دیگران تغییر کنه تا تلاش من به نتیجه برسه ،مثلا انتظار من از بچه هام این بوده که همیشه اتاقشون بهم ریخته و نامرتبه و مدام با همین موضوع باهاشون مسئله دارم ،از این به بعد باید انتظار تمیز بودن ازشون داشته باشم ،،باید انتظار رفتار محبت آمیز و احترام از خانواده م داشته باشم بجای اینکه مدام غر بزنم و بگم اینا که منو هیچی حساب نمیکنن،اینا بمن محبت نمیکنن ،در اصل وجود خودمو زیر سئوال بردم که من آدم ارزشمندی نیستم که حتی عزیزان من بهم احترام بذارن و محبت کنن ،باید انتظار آسان انجام شون کارهامو داشته باشم بجای اینکه بگم منکه میدونم کارهام حل نمیشه ،،باید انتظار احترام از همراه زندگیم داشته باشم بجای اینکه بگم منکه شانس ندارم ،،و خدارو شکر در بیشتر مسائل زندگیم تونستم نتایج خوبی بگیرم ،به اندازه ای که خودمو شایسته یه زندگی عالی بدونم نتایج وارد زندگی من شده و خواهد شد ،،حتما از این به بعد به انتظارات خودم توجه بیشتری میکنم تا بتونم بهتر بسازمشون،،،اعتماد بنفس پایین باعث شکست های مکرر ما شده که یکی از عاملینش،چاقی ما بوده که نتونستیم خود حقیقی مونو بروز بدیم و قدرت های درونی ما دیده نشدن ،سرزنش وقضاوت شدن های مکرر در دوران کودکی ،از ما تصویر یک خود ناتوان ساخته که الان میخواییم هر کاریو شروع کنیم ،اون تصویر شکست خورده ،در ما انتظار شکستو بوجود میاره و ما حتی دوست نداریم وارد کاری بشیم ،،،خدارو شکر هر روز به عشق گوش کردن و خوندن و نوشتن ،،،،، وارد دوره هام میشم ،،،مرور کردن موفقیت هامون در زندگی باعث میشه که ذهن ما باور کنه که ما انسان توانمندی هستیم ،،،بعضی از موفقیت های من ،،، من تونستم در کودکی دوچرخه سواریو یاد بگیریم ،من راننده ماهری هستم،من تونستم خونه خوبی در منطقه خوب تهران بخرم ،من تونستم ماشین بخرم ،من تونستم زندگیمو به خوبی مدیریت کنم،من تونستم مادر خوبی باشم ،من فرزند خوبی هستم برای مادرم،من شاگرد عالی بودم برای تمام مربی هام و اساتیدم ،من تونستم با تغییر ذهنم به جایگاه با کیفیتری برسم،من تونستم سالها یک بدمینتونست ماهر باشم و الان هم یک تنیسور خوب هستم،من تونستم در کلاس رقصم عالی عمل کنم و ادامه بدم،من قبلا یک عکاس و تصویر بردار خوبی بودم و الان هم فیلم های خودمو میتونم تدوین کنم ،من دست پخت عالی دارم ،من تونستم دوره های زبان انگلیسی به خوبی طی کنم،من تونستم با کنترل ذهنم روابط خوبی برای خودم خلق کنم ،من تمام شناهارو یاد گرفتم ،من چندتا از ورزش های مورد علاقمو خوب انجام میدادم ،من یک شخصیت قوی و قدرتمند و ارزشمند برای خودم ساختم که انتظارش از خودش بهتر شدن و ارتقاء زندگیشه ،من تونستم با قدرت ذهنم ۲ سایز کم کنم اونم براحتی ، من تونستم ۱۴ ماهه هر روز در سایت مشارکت داشته باشم و هنرجوی بینظیری برای خودم و استادم باشم وووووووووو برای رسیدن به خواسته هامون باید اون خواسته کوچیک بشه و آلودگی های ذهنی ما برداشته بشه تا خواسته ما در وسعت وجود ما قرار بگیره، مثلا ما نمیتونیم با یک لیوان بریم کنار دریا و انتظار داشته باشیم تمام آب دریا در لیوان ما جا بشه ،اگر کل آب دریارو میخواییم باید ظرف بزرگی ببریم با خودمون ،هر چقدر خودمونو لایق داشته های بیشتری بدونیم ،ظرفمون بزرگتر میشه و میتونیم برداشت های بیشتری داشته باشیم ،،ولی قبلا به ما گفتن ،انقدر حریص نباش ،به کم قانع باش،پاهاتو از گلیمت درازتر نکن و ما یاد گرفتیم پامونو دراز نکنیم و بهمون یاد داده بودن گلیممون هم خیلی کوچیکه ،،اگر بهمون گفته بودن پاهاتو هر چقدر دوست داری دراز کن و گلیمتو بزرگتر کن ،الان برای داشتن ،بدیهی ترین خواسته هامون ،انقدر بالا و پایین نمیشدیم ،،ما حتی نمیتونیم تصور کنیم که به بعضی از خواسته هامون میتونیم برسیم ،،فکر میکنیم یه چیز اشتباه رخ داده ،،معلومه جهان هم چیزی زیادی برامون نمیذاره ، چونکه ظرفمون کوچیکه ،،، متاسفانه مادر من بسیار دید منفی به پول و مردم و جهان داره ، بهش بگی سلام حالت چطوره ؟ از هر در منفی صحبت میکنه بجز حال خوب ،،بخاطر همین ترجیح میدم توی خونه ،زیاد باهاش روبرو و یا هم صحبت نشم ،،و زمان هاییکه مهمان داریم و مادرم شروع میکنه به سخنرانی کردن ، اون محلو ترک میکنم و سعی میکنم خودمو در دام حرفاش نندازم ،چونکه بشدت افکار و باورهای منفی داره که ۴۵ ساله داره کنار گوش من تکرارشون میکنه و نق میزنه ،قبلا باهاش همکاری هم میکردم ولی الان اصلا ،،،، قبلا خواسته هام برام بسیار بزرگ و دست نیافتنی بودن ،وقتی یاد گرفتم که خواسته های من در برابر قدرت خداوند هیچ چیزی نیستن و اونها فقط در ذهن محدود من بزرگ شدن ،میتونم به خواسته هام راحتر فکر کنم و حتی بخواهمشون ،،مثلا یکی از خواسته بزرگ من ،مهاجرت به آمریکا بوده و هست ،قبلا که فقط دلم میخواست ولی بعد از اون شروع کردم به کوچیک کردن رفتن به آمریکا و دیدن زیبایی های آمریکا و هر سریال ،مستند و چیزی که به آمریکا مربوط میشه رو دنبال میکنم ،و مدام به ذهنم میگم که اصلا رفتن به آمریکا چیزی نیست ،و برای خودم مثال میزنم افرادی که مدام میرن آمریکا ،مثلا پدر خودم چندین سال پیش امریکا رفته و تمام کشورهایی که در ذهن ما محدودش کردن را به مدت طولانی مونده ،یا پارسال که سفری به کوبا داشتم ،و در خلیج مکزیک شنا میکردم و فقط با میامی آمریکا ۱۶۰ کیلومتر فاصله داشتیم ،مدام به خودم میگفتم ،ببین فریده وقتی تونستی بیایی آمریکای جنوبی ،میتونی تا میامی هم بری ،دقیقا پرواز ما از آسمان نیویورک ،تمپا و میامی ،رد شد و نشست تو فرودگاه کوبا ،در همون حین از توی هواپیما از فضای بالای فلوریدا فیلم گرفتم و به خودم یادآور شدم که به زودی در فرودگاه میامی فرود میایی و از اون به بعد بت رفتن به آمریکا در من شکسته شده و با بودن در دوره های ذهنی و تمریناتم ،،دارم به خودم ،احساس ارزشمندیو میدم که اصل رسالت من اینه که در این دنیا خوب و لاکچری زندگی کنم،کل این جهانو خداوند برای من آفرید و گفت برو با امکاناتی که در ذهنت گذاشتم ،بساز هر آنچه رو که میخواهی ،،مثلا خداوند که نگفت ،خب ،فریده و ۹۵ درصد از آدم ها بیان این طرف که بی پولی و چاقی وشکست و بیماریه خب ۵ درصد هم برن اون طرف که پول و ثروتو شادیه ،،،نه خدا این قوانینو نذاشت ،من اشتباه متوجه شدم ،من به گفته الگوهام توجه کردم و پذیرفتم و الان در حال تجربه زندگی هستم که همراستای باورها و انتظارات منه ،اگر میخوام تغییر بدم کل زندگیمو ،باید اون فریده قبلیو بشکنم و از نو بسازمش ،باید فریده چاقو ،خاموشش کنم و فریده جدیدی بسازم مثل آدم های نرمال که فقط انتظارشون از خودشون سلامتیه ،تناسبه ،،، داشتن ماشین خاص،باغ ویلای لوکس،تناسب اندام،سلامتی و زندگی مرفه که چیزی نیست ،واقعا در مقابل جهان،کهکشان،خداوند،سیارات،ستاره ها،خورشید،زمین ووووو جزء هم حساب نمیشه ،آخه برای جهان چه فرقی میکنه پول و ثروت بده به ایلان ماسک یا بده به من ،با منکه خصومتی نداره ،من خودمو باور نکردم ،من خودمو کوچیک میبینم در مقابل خواسته هام ،، ،بودن در همین دوره های لاغری با ذهن ،باعث شده من هر تکنیکی یاد میگیرم در جنبه های دیگه زندگیمم اجرا کنم ،کما اینکه من در دوره خلق آرزوها با قدرت ذهن و چندتا دوره دیگه هم همزمان هستم ،ولی مجموعه این تلاش ها ،داره نتیجه میده ،هم در لاغری ،هم در روابط و مالی من ،،،اینهمه آدم لاغر ،منم مثل یکی از اینها ،من چه فرقی دارم با بقیه ،، خدارو شکر میکنم که نوشتن و گوش دادن این فایلو ساعت ۱۱ صبح شروع کردم و الان ساعت ۲ ظهره ،البته هنوز نتونستم کامنت این بخشو بخونم اونم تکلیف شبم باشه ،سپاسگذار خداوند هستم که منو در مسیر شنیدن این آگاهی های ناب قرار داد ،هرچند این فایلو پارسال هم گوش کرده بودم ولی درک امسالم متفاوت تر از قبله ،،ممنونم برای این دوره های بینظیر
نشان های دریافت شده
سلام
روز و روزگارتون بر وفق مراد
چقد قشنگ و مفهومی باور رو تعریف کردید ،همیشه شنیده بودم باور چه جوری درست میشه و همه این طور تعریف میکنن شما اومدی از نتیجه گفتی و من هی فک کردم بهش تو ابعاد مختلف دیدم آره آره باورم تو هر کدوم همون انتظارمه منع از اون اتفاق ، مثلا تو روابط هم میخام بدم موضوع خاصی رو با شخص مورد نظر مطرح کنم با توجه به شناخت و تجربه های برخورد اون فرد میام سناریو میریزم و انتظارم اون برخورده و خیلی وقتا آگاه نیستم ، انتظارم یه ناخواسته است که آرامش ذهنمم بهم میریزه…
الان خوب اینو میدونم باید آگاهانه هواسم به خاستم باشه
من چی میخام ؟ دوس دارم چی اتفاق بیافته ؟ انتظار اونو بکشم
تو همه ابعاد تو کار تو روابط تو سلامتی تو تناسب اندام تو ثروت … تجربه و خاطرات رو بذارم کنار قضاوت زدایی کنم
اجازه بدم امروز رو با انتظار خاسته بدون پیش فرض ها زندگی کنم
مخصوصا در مورد تناسب اندام من خیلی باورم و انتظارم رو ناخواسته است … بابا فیدبک لاغری میگیرم این همه آدم بهم میگن لاغر شدی … میگم نه بابا اونا فک میکنن من لاغر شدم
خوب چرا ؟ وقتی تو مسیری چرا لاغر نشی ؟ چرا باور نمیکنی هنوز ؟ آگاهانه منفی بافم رو گوشش رو میپیچونم میگم ببین
چرا لاغر نشم قطعا لاغرتر شدم و در مسیر تکامل تناسب اندام هستم، به امید شگفتی ساز شدن 💪
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۵۰ وبازم ی موضوع مهم دیگه که چطور میتونیم باور کینیم که میتونیم لاغر بشیم ونکته مهم اینکه افرادیکه به هر طریقی از محتوا استفاده میکنن به دو گروه تقسیم میشه گروه اول اونهایی هستن که به نتیجه میرسن وگروه دوم اونهاییکه به نتیجه نمیرسن واینا چرا به نتیجه میرسن یا نمیرسن هر فرد به اندازه ایکه موضوع لاغری با ذهن باور میکنه میتونه نتیجه بگیره ونتیجه هم میگیره باور در تناسب اندام هم نقش بسزایی داره باور یعنی چی به زبان ساده وسریح باور یهنی انتطار داشتن من از زندگی وخیلیها نمیدونن باور یعنی چی منم نمیدونستم فکر میکردم باور یعنی حرفهای استادمو قبول کردن البته تا من حرفی به دلم نشینه قبول نمیکنم وشنیدیم که میگن هر چیزی رو باور کنی وارد زندگیت میشه وخیلی افراد اصلا نمیدونن باور چی هست و درباره لاغری هم همین طور هروقت ی فرد لاغر میبینیموباید به خودمون بگیم که این همه ادم که لاغر هستند منم یکی از اونها این همه ادم لاغر هست پس منم میتونم لاغر بشم وقتی لاغری کوچیک کنی مانتظارت اینکه منم میتونم لاغر بشم واشتیاقت بیشتر میشه وعلاقه بیشتر پیدا میکنی خیلی عالیتر مطالب دننبال میکنی وبه نتیجه عالی میرسی پس باور لاغر شدن در خودت ایجاد کن باور یعنی چی انتظارت از خودت چیه باید انتظارتاز خودت لاغر شدن باشه راه حلش چیه اول اینکه با مرور موفقیتهای گذشته ومرور کارهاییکه یاد گرفتی وانجام دادی والان به راحتی انجام میدی به خودت اطمینان بدی لاعریم یاد میگیرم وخیلی راحت راحت راحت لاغر میشم دوم لاغر شدن در ذهنت کوچیک کنی اینهمه ادمها لاغر شدن پس منم میتونم لاغر بشم ولی انتظارت از خودت لاغر شدن باشه با علاقه میای تمرین انجام میدی وهر کدوم از ما بارها وبارها تلاش کردیم که لاغر بشیم وچون روشمون غلط بوده به نتیجه نرسیدیم پس فکر نکنیم که من نمیتونم لاغر بشم چون نا خوداگاهدما میدونه که ما میتونیم لاغر بشیم اون میدونه که ما میتونیم لاغر بشیم
استاد نمیدونم چرا وقتی داریم دیدگاه مینویسیم واگه ی مکثی داشته باشیم هی متن میاد به اولین جمله میاد بالا ومن تمرینمو نوشتم ولی یادم رفت که گوشیمو بذنم به شارژ قط شد دوباره بقیه شو نوشتم حالا دیدم انقد شده دوباره فردا مینویسم
سلام دوست عزیز
من بررسی کردم مشکلی نداشت