✨ قدرت باور برای کاهش وزن، همون چیزی بود که تا مدتها نادیده میگرفتم…
📍 این جلسه ادامه گام ۶۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
واقعاً هیچ چیز به اندازه ساختن این قدرت توی ذهن، نمیتونه مسیر لاغری رو برات هموار کنه 💫
👨🦱 من تا حدود ۳۵ سالگی همیشه با اضافهوزن دستبهگریبان بودم. آخرین عددی که ترازو برام نشون داد؟ 😅 ۱۳۵ کیلوگرم!
بارها تصمیم گرفتم لاغر بشم… رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، هر چی بگی!
هربار یه ذره سایزم کم میشد، یه کم سبکتر میشدم، ولی… 💥 به طرز عجیبی، دوباره با سرعت نور برمیگشتم به همون وضعیت قبلی!
در این جلسه میآموزیم:
✨ قدرت تغییر کردن؛ باور کردی که میتونی؟! 😌💪
یهسری از روشهای لاغری بودن که واقعاً هیــــچ اثری روم نداشتن! نه سایزم کم میشد، نه وزنی ازم کم میشد، فقط وقت و انرژیم تلف میشد 😩
و خب معلومه! هربار پیش خودم فکر میکردم:
«شاید من اصلاً قدرت لاغر شدن ندارم!»

ولی راستش… من قدرت چاق شدن رو توی ذهنم ساخته بودم، خوب هم ساخته بودم 😅
و همین باعث میشد با کلی زحمت و فشار شاید یه ذره وزنم کم بشه، امااااا… 🎢 به راحتی و بدون هیچ زحمتی دوباره چاق میشدم! مثل یه فنر که تا رهاش کنی، با سرعت میپره بالا!
📌 اون سالها (حدود ۳۵ سالگی)، این بالا و پایین شدنهای وزن و سایز من یه چیز رو خوب نشون میداد:
تو ذهنم یهسری باور و فکر ریشهای داشتم که قدرت چاق شدن رو فعال کرده بودن… نه قدرت لاغر شدن رو.
📉 وقتی یه ذره لاغر میشدم، به جای اینکه خوشحال باشم، نگران بودم:
«نکنه دوباره چاق بشم؟»
و خب… این نگرانی همون قدرت ذهنی من برای بازگشت به چاقی بود. انتظار واقعی من از آیندهم همون چاقی بود، نه تناسب.

🧠 نشونههای قدرت چاقی ذهن! 😮💨
بذار با یه سوال شروع کنیم:
واقعاً چرا بعضیها هر کاری میکنن وزنشون تکون نمیخوره؟ 🤔
جوابش سادهست: چون هنوز قدرت چاقی ذهن فعاله، نه قدرت باور برای کاهش وزن! 😌✨
ذهنشون هنوز به یهسری باورهای چاقکننده چسبیده…
🔍 اینا نمونههایی از همون باورهای چاقی هستن که تو ذهن خیلیها جا خوش کردن:
🗯️ «من لاغر بشو نیستم چون چاقی توی خونمونه، ارثیه!»
🗯️ «من تحرک ندارم، معلومه که لاغر نمیشم!»
🗯️ «سوختوساز بدن من کمه… تقصیر من نیست!»
🗯️ «دارم دارو میخورم؛ با این شرایط مگه میشه لاغر شد؟»
🗯️ «استخونبندیم درشته؛ اصلاً از اول همینجوری بودم!»
🗯️ «من پرخوری عصبی دارم، نمیتونم جلو خودمو بگیرم!»
و اینا تازه فقط چندتا از هزار تا توجیه ذهنیان که آدم برای ادامهی چاقی خودش رو قانع میکنه 😅
❗ حالا نکتهی طلایی اینجاست:
🔸 هرچقدر بیشتر این فکرها رو تو ذهنت مرور کنی،
🔸 هرچی بیشتر دربارهشون با بقیه حرف بزنی،
🔸 و هرچی بیشتر این دلایل رو باور کنی،
داری نشون میدی که قدرت باور برای کاهش وزن رو نداری و در عوض قدرت چاقی ذهن در تو فعاله! 💣
و وقتی قدرت ذهن تو سمتِ چاقی باشه، هر چقدر هم جسمت بجنگه، ذهنت آخرش میبره… و تو برمیگردی سر خونهی اول! 🎢.

✨ ایجاد قدرت باور برای کاهش وزن؛ نقطه شروعی متفاوت برای لاغری واقعی! 💪🧠
اگه رویای لاغر شدن داری (که خب اکثرمون داریم 😅)، اولین و مهمترین چیزی که باید توی ذهنت جا بندازی اینه که:
تو قدرت باور برای کاهش وزن رو داری!
نه از اون قدرتهایی که با رژیم و دویدن روی تردمیل میاد، یه قدرت عمیقتر… یه قدرتی که از باور ذهنی میاد 💫
💣 راز مهم: هر چی بیشتر به بدن فشار آوردی، ذهنت قویتر چاق شد!
یه حقیقت تلخ ولی واقعی:
هرچقدر که بدن رو با اراده و زور و کنترل تحت فشار گذاشتی، همزمان ذهنت هم قویتر شد… ولی نه در جهت لاغری 😞
بلکه توی مسیر ساختن ترس از غذا، خشم از بدن، وسواس کالری و اعتیاد به شکست.
نتیجهش؟ یه ذهن با قدرت چاقی زیاد + یه جسم خسته = ادامهی چاقی 🚫
پس راه چیه؟ 🤔
راه، نه توی محدود کردنه، نه توی حذف غذاهای موردعلاقهته
راهش توی ساختن فرمول ذهنی لاغری و ایجاد قدرت باور برای کاهش وزنه. فرمولی که بهت یاد بده:
✅ تو میتونی متناسب بشی بدون زجر کشیدن
✅ لاغر شدن میتونه طبیعی و لذتبخش باشه
✅ ذهن تو میتونه دوست و هممسیر بدنت بشه
🌱 قدرت باور برای کاهش وزن رو فعال کن!
به جای اینکه مدام دنبال روشهای بیرونی باشی، یه بار برای همیشه بیا باور درونیتو بسازی:
💭 «من میتونم بدون زور، لاغر بشم.»
💭 «بدن من دوست داره سبک و سالم باشه.»
💭 «من دارم ذهنم رو برای لاغری تربیت میکنم.»
💭 «من فرمول ذهنی لاغری رو یاد میگیرم.»



💡 چطور قدرت ذهنمون رو از چاقی ببریم سمت لاغری؟ ✨
ببین دوست خوبم! همونطور که یه روز ناخودآگاهت رو با افکار چاقکننده پر کردی، حالا هم میتونی قدمبهقدم ناخودآگاهت رو با باورهای لاغرکننده جایگزین کنی 🤲🧠
اسمش رو میذاریم: ساختن قدرت باور برای کاهش وزن! 🌈
قدم اول: شناسایی باورهای چاقی 🧩
اول باید بدونی دقیقاً داری چی رو باور میکنی.
یه دفتر بردار یا اپ یادداشت گوشیت رو باز کن و صادقانه بنویس:
❓ چرا فکر میکنی نمیتونی لاغر بشی؟
❓ چه دلیلهایی برای چاقی خودت داری که مدام تکرار میکنی؟
همین نوشتن ساده، کلی آگاهی میاره. چون تا خودت نفهمی چی توی ذهنت هست، نمیتونی تغییرش بدی ✍️📖
فرایندی که به شکل ویژه در دروه ورود به سرزمین لاغرها از طریق تمرینات مختلف انجام میشه و این قدم اول و مهمترین قدم برای ایجاد قدرت باور برای کاهش وزنه.
قدم دوم: گفتوگو با ذهن 💬
بجای اینکه بگی: ❌ «من سوختوسازم کمه، لاغر نمیشم»
✍️ در ادامه هم توی گام ۶۴ سراغ «مقاومت ذهنی در کاهش وزن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم
من لاغر میشم. من اطمینان دارم لاغر میشم. از زمانی که فایل ها رو شروع کردم، مطمئن بودم لاغر میشم. این توانایی در بدن من هست. من می تونم. زمانی که متناسب بودم و یه مقداری وزنم اضافه شد. من ترسیدم از چاق تر شدن. من با رفتارهام نشون دادم از چاقی می ترسم. هر بار رژیم گرفتن میدونستم من چاق میشم. من اطمینان داشتم که چاق میشم. ولی من خیلی وقته چاق شدن رو دوست ندارم. اضافه وزن رو دوست ندارم. نمی خوام با افزایش سن، مریض بشم
من می خوام متناسب بشم. من میدونم لاغری با ذهن آسون ترین کار دنیاست.
من میدونم در راه درستی گام برداشتم. چون خیلیا نتیجه گرفتن، پس من هم میتونم.
حسم خیلی خوب شده و هیچ وقت احساس چاق بودن ندارم. من میدونم با گوش دادن این فایل ها به معلومات من اضافه میشه. من روز به روز اطلاعات بیشتری در مورد لاغری بدست میارم. زیاد به خودم سخت نمیگیرم. من به بدنم توجهی نمی کنم. من به چاقی توجهی ندارم. من خودمو وزن نمی کنم.
من به وزن خودم بی توجهم. من خودمو متناسب میبینم. عدد روی ترازو برای من ملاک نیست. مهم ذهن منه که متناسبه. کاسه چه کنم چه کنم دستم نمیگیرم برای لاغری. من میدونم و اطمینان دارم که میشه و در مسیر درستی گام برداشتم.
اخه چه کاری بود اون زمان که مدام خودمو وزن میکردم. مدام به بدنم توجه میکردم. من با این رفتارهم به اضافه وزنم توجه میکردم. ولی الان نه. حسم نسبت به همه چی خوبه. من حتی خوشحال میشم از گرسنگی. من خوشحال میشم از به اندازه خوردن.
سلام همراهان عزیز و استاد گرامی
من قبل از لاغری باذهن خیلی دوست داشتم لاغر بشم هر کار کردم نشد ویه باور خیلی قوی داشتم ((من هر کاری کنم لاغر نمیشم ))ولاغیر شدن برام خیلی خلی سخت و غیر ممکن بود تا اینجای راه فهمیدم ایرادات من کجاست خوردنم تغییر کرده و کلی دستاوردهای عالی تو این زمینه داشتم حتی با اینکه در چاق ترین حالت طول عمرم هستم اصلا احساس چاقی مثل قبل ندارم من قبلا نهایت ۴ کیلو اضافه وزن داشتم ولی آزارم میداد ودائما جلوی چشمم بود وبهش توجه میکردم ولی الان ۱۰ کیلو اضافه دارم ولی خودمو اونقدر چاق نمیدونم خیلی سعی کردم برای خودم این باور که من هر کار کنم لاغر نمیشم رو بشکونم و میدونم باید ادامه بدم امروز به این نتیجه رسیدم هر انسان سالمی که دارای مغز و توانایی تفکر هست میتونه زندگی خودشو تغییر بده و تغییر بدن آسون ترین اون هست واین یعنی عدالت و آزادی پس من چون توانایی تفکر دارم میتونم به اندام دلخواهم برسم به نظرم الان در ذهن من تمام راههای رسیدن به لاغری ساخته شده ولی تا الان مسدود بود چون من باور نداشتم میتونم لاغر بشم از وقتی باور کردم منم هم مثل بقیه میتونم لاغر بشم مغز اجازه استفاده از مسیرهای جدید رو به سلول های مغزی من میده و فرمان از دست دادن چربی ها رو میده و اندام ایده آل من که در اصل من باید اون شکلی باشم به من میده مثل یه راننده که اجازه استفاده از یه پیست رو تا حالا نداشت در حالی که ماشین و پیست آماده بود والان اجازه داره تو اون پیست رانندگی کنه
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
قبل از اینکه با سایت تناسب فکری آشنا بشم به چاقی و چاق تر شدن خودم باور داشتم و مطمئن بودم که سال بعد حتما از امسال چاق تر خواهم بود و این اطمینان بخاطر دلایلی که برای چاقی خودم داشتم به وجود اومده بود که این اطمینان هم بخاطر اطلاعاتی که از اطرافیان و دنیای پیرامونم دریافت میکردم نشئت میگرفت . این اطمینان و فضا رو برای ما ایجاد میکردن که چاقی همیشه در کمین ماست و با کوچک ترین لغزش و اشتباه دامن مارو میگیره پس برای رهایی از اون باید رژیم گرفت و در تغذیه رعایت کرد ولی چون چاقی در خیلی از موارد وجود داشت و تقریبا همه چیز توانایی چاق کردن مارو داشت این رژیم گرفتن باعث مصونیت از چاقی نمیشد و چاق ها هر روز چاق تر و کسانی هم که لاغر هستن اگر رعایت نکنن چاق میشن یعنی دنیای ما چاق ها یا چاقی بود یا تلاش برای چاق تر نشدن و همیشه فک میکردیم که کسانی لاغر هستن همیشه در حال کنترل تغذیه و رعایت کردن هستن . ولی واقعیت چیز دیگه ای بود متناسب ها اصلا آشنایی با دنیای ما نداشتن و اصلا روش هایی که به ما دیکته کرده بودن برای تناسب همیشگی برای اونها بی معنی و بی اساس بود و به طور بی رحمانه ای مارو در معرض این اطلاعات قرار میدادن همین چند روز پیش یه خبر توی یه کانال خبری دیدم که تنهایی باعث میشه میل انسان ها به شیرینی بیشتر بشه وقتی این خبر رو دیدم چندتا چیز توی ذهنم مرور شد که ببین چطور برای ما باورسازی میکنن که تنهایی باعث میل بیشتر به شیرینی میشه و از طرفی دیگه شیرینی خوردن رو عامل چاقی میدونن و از اونجایی که تنها بودن اجتناب ناپذیره و گاهی اوقات میشه که انسان تنها باشه این باور رو خیلی قشنگ در ما ایجاد میکنن که تنهایی مساوی ست با چاق شدن با خودم گفتم وای که چقدر در گذشته در معرض همچنین اطلاعاتی قرار میگرفتم و خیلی راحت و ناخودآگاه و آهسته باورها و نگرش های چاقی در من ایجاد میشد و جالب اینجاست که خودشون با ایجاد باورهای اشتباه باعث چاقی آدم ها میشن بعد خودشون برای چاقی که خوشون عاملش بودن راهکار تجویز میکنن .پس من نتیجه میگیرم که اگر تا امروز چاق هستم اطمینان محکمی که به چاق بودن خودم داشتم باعث چاقی بوده و اگر میخوام لاغر بشم باید اطمینانم از خودم لاغری باشه نه به روش لاغری . من باید دیدم به روش لاغری با ذهن این باشه که با گوش دان به فایل ها آموزش می بینم که چطور مثل یک فرد متناسب عمل بکنم ؟ چطور مثل یک فرد متناسب فکر کنم ؟چطور مثل یک فرد متناسب زندگی کنم ؟چطور مثل یک فرد متناسب نفس بکشم ؟چطور مثل یک فرد متناسب حرف بزنم ؟ و من قراره با کارهایی که انجام میدم با تغییر افکار و نگرشم لاغر بشم نه اینکه فایل ها باعث لاغری من بشن.
با سلام
من تا قبل از آشنایی با سایت قدرت لاغر شدن رو در خودم نمی دیدم و احساس ما یاس داشتم نسبت به لاغری و با وزنم و چاقیم کنار اومده بودم حتی وقتایی که تصمیم می گرفتم با رژیم یا ورزش وزن کم کنم اصلا در خودم نمی دیدم که بتونم دوباره لاغر بشم به همین خاطر هدفم رو نیمه کاره رها میکردم.
اما از روزی که با سایت آشنا شدم و با دیدن عکس شما و با توجه به چیزهایی که در مورد تغییر با قدرت ذهن به گوشم خورده بود ،شک به دلم راه ندادم و اون حس کنار اومدن با چاقی و افسوس خوردن گذشته لاغرم رو کنار گذاشتم.
تاثیر داشتن قدرت لاغر شدن در تناسب مثه داشتن اعتماد به نفس در اجرای یک سخنرانی هست .اگر تمام حرفها و نکته های متن سخنرانی رو حفظ باشی ولی اعتماد بنفس صحبت در جمع رو نداشته باشی ,بی فایده ست و قطعا سخنرانی خوبی از آب در نمیاد.
بنام خداوند قدرتمند مطلق یکتا و حاضر مهربان وشفا بخش و حامیو عاشق پیشرفت ما،
درود و رحمت و برکت سلامت لذت هدایت ثروت معنوی و مادی نعمت سعادت دوجهان عمر با عزت طولانی راه رشد و صدق و راستی و آگاهی نور خدا حمایت گذشت امید ایمان باور قدرت پناه و محبت خدا بخشندگی و امیدو ارامشو آسایش و لذت و شادی و مغفرت صداقت معرفت مودت رآفت بزرگواری و خیرو نیکی و نیکویی و کمال همه از سوی خداوند روانه هر لحظه به سوی زندگی شما استاد عالیقدر و گرامی،
استاد کلا این روش و به خود اومدن اینکه:کیم و چیم چه قدرتهایی دارم اومده وارد شده به تقویت تمام باورهام در همه زمینه ها،
اومده وارد زندگیم از ریشه در همه مسائل مربوط به من وارد شده و داره قویترم میشه،کم کم دارم حتی فکر میکنم و حالا عمیقتر و بهتر میخوامدرکش کنم،نمیخوام فقط بشنوم، من میخوامبفهمم با تک تک سلولهام،از ذوق و شوق آنقدری با خودم شبا قبل خواب حرف میزنم اگر همسرم طفلی بیدار نشه و اذیتش نکنم میخوام پاشم فایل گوش بدم و آگاهی بگیرم اصلا ترمز بریدم گویا اما مدام به خودم میگم آرامآرام ،
استاد:ایمانو باورمم داره یاد میگیره قوی بشه اطمینان کنه به خداوند از ته قلبم و همه اعماق وجودم که نمیدونمم کجاست دارم یاد میگیرم که چگونه نسبت به عظمت و قدرت خداوندایمانم قدرتمندتر بشه،دارم به مسائلی فکر میکنم تا حالا فکر نمیکردم ، اصلا ایمان چی هست ؟
یا تکرار موضوعات قبلی برام انگار به رنگ دیگه شدن و عمیقتر داره برام جلوه پیدا میکنه انگار قبلا فقط میشنیدم ولی نمیفهمیدم و الان به خودم میگم چرا تا حالا نفهمیدم این موضوعات را تازه هنوزم میدونم جا داره برای گسترش بی نهایت این درک و فهمم،
انگار درجه بندی داره درجه ام داره میاد بالاتر و دارم کم کم بیشتر میفهمم باور میکنم و ایمان میارم به شایستگی و عدالت خدا در تواناییها و لیاقت و عزت و احترام و بزرگی و قدرتی که به من داده و مثل خودش به من از خودش عطا کرده و چقدر براش عزیزم،و اینکه نمونه کوچک مثل خودش که خالق باشم و اصلا کیم و چیم چکار باید کنم و چطوری و دارم هم یاد میگیرم هم یادم میاد که چه جایگاهی باید داشته باشم ؟!،
اینکه واااای خداوند مهربان که عشق هست و مارو آنقدر دوست داره و عاشقمون، خداوند عزیز جهان و کهکشان را برای رشد و پیشرفت ما مسخر کرده،
تا ما آزادی و لذت بیشتری بدست بیاریم و حس قدرتمندی و توانایی شادی و بینهایت و ابدی بودن را ایمان بیاریم و داشته باشیم و،نهایتا برسیم به عشق خودش و عشق ورزی و احترام و باور از ته دل و صادقانه به خود مهربان عظیم الشآن بزرگوار یکتاش،
نکات طلایی فایل آموزشی:
استاد :
چقدر زیبا گفتید:وااااای ی ی خدایا شکرت از لاین آگاهیها توسط بندگان عالی و نور و هدایت و اگاهیت و کمکت خداوندا !!!!!!!!!!!!!استاد چه فرمودید و چه آموزشی به به به به !!!!!!
«چرا تغییر احساسی در سطح ذهن راحتتر و زودتر ایجاد میشه اما تغییر جسمی نه؟؟؟»
یا چرا تغییر با چنین سرعتی در احساسات ما لحظه ای و ثانیه ای میتونه باش؟
فرمودید :طبیعی که جسم نمیتونه به سرعت ذهن در تغییر باشه بلکه جسم میاد به برآیند و حالت پایدار کلی واکنش ذهن شما پاسخ میده و تغییراتش را نشان میدهد!!!!!
به اندازه احساس لاغری پایداری که در ذهنتون شکل بگیرد به همون اندازه جسمتون لاغر میشود و به شما پاسخ میدهد،
*نکته:
حالا برات سئوال شده ؟شما که اولش باورت چاق بوده که لاغر نمیشی حالا اومدی فقط با چند تا فایلی که گوش میدی و به قول خودتم تمریناتو با ذوق و شوق هم داری انجام دمیدی و مسیر را هم داری طی میکنی اما هنوز باور نداری و مطمئنی چاق می مونی و لاغر نمیشی باز میپرسی چرا لاغر نمیشم ؟
خوب شمایی که از اول انتظارت روی بی ایمانی و ناباوری بوده در لاغر شدن و اینکه چاق می مونی و لاغر نمیشی و اطمینان داشتی چاق می مونی!
حالا اومدی در لاغری با ذهن با همون افکار و باور اشتباه انتظار پیدا کردی به یک طریق دیگر با همین فقط چند تا فایل گوش دادن ولی با همون باور غلط اولیه،لاغر بشی؟خوب عزیز وقتی شما هنوز نیومدی این قدرت و باور و اطمینان و عقیده را در ذهنت ایجاد کنی انتظار چی داری؟
شما فقط و فقط خودت باعث میشی توسط باور و ایمان و اطمینان و قدرت ذهن خودت لاغرت میشی و باید بگی من شایسته هستم من باور دارم لاغر میشم و اطمینان دارم لاغر میشم ایمان دارم
و فقط از راهنماییهای استاد و دیگر دوستان و ایجاد بااااور در خودم و ایمان به قدرت و اطمینان و باور لاغرشدن درون خودم باعث میشه که من لاغر بشم.
حالا الان که شما آگاهی پیدا کردی که با باورت میتونی لاغر بشی و باید عقیده ات رو با دلایل درست عوض کنی که میتوان و میشود از مسیر درست لاغر شد با باور لاغر شدن و قدرت ذعن
ما در این دوره نیومدیم فقط حالمون خوب بشه اومدیم تغییر جسمی پیدا کنیم متناسب شویم
*زیباترین و بالاترین جمله :
من میتونم لاغر بشم و الان میخوامیادش بگیرم،
نگو امتحان کنم این روشو ببینم چی میشه ؟
الان چون آگاه شدی ،بگو الان اومدم لاغر بشم حالا که آگاهی پیدا کردی اشکال تو باورت هست عوضش کن و لاغری را جزو توانایی و باور خودت بدان و انجام بده و یاد بگیر و عوض کن باورتو و بگو لاغر میشوم بدن من توانایی داره ذهن من قدرت داره من باور دارم ،
اصلا شما از اینکه احساستون تغییر میکند ازش خبر نداشتی و تنقلات نمیخوری به هوله نمیخوری ولع و حرصت کم شده میزان خوردنت کم شده،
الآنم کلا هم نیومدی در این دوره احساست فقط عوض شود اومدی تغییر در جسم و لاغری ببینی،
اما الآنم چون فقط توجهت فقط به جسمت هست و کاری به احساست نداری اونها خیلی زود عوض میشوند،
من قرار لاغر شوم: من من من من من،خودم خودم خودم خودم
این نگرش باید اصلاح شود :نه فایل نه روش نه رژیم نه ورزش نه دمنوش نه ماساژ نه کمربند لاغرمون نمیکنه ما خودمون باید بخواهیم وباید یاد بگیریم لاغر شویم،
مثل رفتن به کلاس گیتار اگر اطمینان نداشتی یاد بگیری خوب نمیرفتی کلاس گیتار ولی کلاسو رفتیو یاد گرفتی میدونی و میتونی ،تازه خیلی کلاسها هستن و بودن که دیگران بهتون گفتن نمیتونی اما گفتید میتونم و باورت بوده میتونی و رفتی یادم گرفتی چون نگرشت این بوده میتونی،
استاد جمله همیشگی در ذهنم:
طبیعت ذهن و بدن من لاغری هست و
ذهنی که لاغر شود خود ب خود شما بخوای و نخوای لاغر میشوی استاد ایمان دارم ،
خدایا ممنونم
استاد ممنونم
استات راستی من میرم بیرون دیگه هوس نمیکنم مدام بخواهم بخورم یا در خونه هستم یا موقع خوردن غذا اصلا یادم میره ترسو رژیم و وسطاش یادم میاد بعد میگم خوب مافین من حتی تصویر معده ام را در ذهنم اندازشو میبینم بعد میگم آنقدر عالی برای من ،منتهی همش به ذهنم میگم ذهن عزیزم تو محدود نیستی آزادی هر چقدر و هر وقت گفتی من محدودیت نمیکنم ولی بدون لاغریو سلامتی حق تو و من تورو از هیچ چیزی هم منع نمیکنم آزادی لذت برای تو
استات ذهنم لیاقتی نشون میده آنقدر قشنگ و درست دستور میده جسمم هماهنگ خوشحال میشه و خوب رفتار میکنه.
خدایا بازم شکرت استاد بازم واقعا ممنونمهم فریاد میزنید آگاهی بهمون میدهید از اون طرف من متوجه میشم دلتون میخواد ما یاد بگیریم و آگاهی پیدا کنیم در لاغر شدنمون .و این مسیر زیبا نه تنها در لاغری در همه زمینه ها که برای من عالی بوده .خدایا شکرت .
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 63 : باور کنید قدرت لاغرشدن را دارید
چیزی که من از این فایل دریافت کردم اینکه که باید مسیر لاغری با ذهن رو مثل سایر مهارت هایی که ما آموزش میبینیم در نظر بگیریم یعنی ما محور باشیم ما اون مهارت رو آموزش میبینیم و اونو یاد میگیریم . همان طوری که در سایر مهارت های با رفتن به کلاس آموزشی و مدتی آموزش دیدن اون مهارت رو یاد میگیریم و قبل از شروع یادگیری به آموزش دیدن به اون علاقه نشون دادیم وبا شرکت کردن در دوره ها اون مهارت مورد نظر رو کسب کردیم . باید در مسیر لاغری با ذهن هم به همین شکل عمل کنیم و با خودمون بگیم که من میخوام مهارت لاغر شدن رو یاد بگیرم حالا چیکار باید بکنم ؟ باید در کلاس آموزش مهارت لاغری شرکت کنم . سایت تناسب فکری کلاس آموزشی یادگیری مهارت لاغری هستش که با گوش دادن گام به گام به فایل ها در مسیر آموزش لاغری قرار میگیرم . پس فایل های سایت فقط باید ابزار یادگیری من باشن نه عامل لاغری من !!!! من با بودن در سایت تناسب فکری و با به کار بردن نکات و راهنمایی هایی که استاد در فایل ها در اختیار من قرار میدن در لاغری با ذهن مهارت پیدا میکنم ومسیر برام روشن میشه و به مرور لاغر میشم. در تمام جملاتی که در سطر بالا به کار بردم کلمه من به چشم میخوره این کلمه من یعنی من میخوام لاغر بشم و قدرت رو به خودم میدم و همه چیز به من ختم میشه و من عامل لاغری خودم هستم . در مسیر چاقی هم من خواستم که چاق باشم هرچند عوامل مختلفی رو عامل چاقی خودم میدونستم ولی باز من به اون ها قدرت داده بودم وگرنه اونها اصلا قدرت چاق کنندگی منو نداشتن ولی من این قدرت رو به اونها دادم مثلا وقتی از خوردن به نوع ماده غذایی ترس داشتم و میگفتم که این غذا منو چاق میکنه درواقع خودم این قدرت رو به اون غذا دادم واجازه رو براش صادر کردم که منو چاق بکنه. پس در چاقی با اینکه آگاه نبودم و بقیه عوامل رو عامل چاقیم میدونستم ولی در واقع در پشت پرده خودم عامل چاقیم بودم . پس در لاغری هم خودم عامل لاغریم هستم و فایل های سایت تناسب فکری راهنمای من در این راه.
به نام خداوند قشنگم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات اطمینان لاغری
به نام خداوندی که به او اطمینان کامل دارم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
اطمینان لاغر شدن
اطمینان داشتن نه تنها در چاقی و لاغری بلکه در تمام مسائل زندگی ما نقش دارد
با نگاهی عمیق تر به زندگی افراد چاق متوجه میشویم آنها بزرگترین آسیبی که دارند از چاقی میخورند بخاطر یک مانع بزرگ بنام اطمینان داشتن است
اطمینان به چه معناست؟
اطمینان یعنی یک جور خاطر جمعی یعنی اعتماد و ایمان داشتن و شک به دل راه ندادن
حالا این اطمینان چطور باعث چاقی میشه ؟
اطمینان به خود یا همون اعتماد به نفس تاثیر خیلی زیادی در باورهای ما داره ،اینکه در درون خودمون دنبال کشف کلید حل مسائل باشیم و تمام آنچه در بیرون ما وجود دارد برای ما فقط حکم ابزاری برای رسیدن به خواسته هایمان و موفقیت بیشتر در زندگی باشد
وقتی یک فرد چاق به خودش اطمینان و باور ندارد ،و چاقی را جز جدا نشدنی زندگی اش میداند و مدام تقلا میکند برای رهایی از چاقی از طریق استفاده از ابزارهای بیرونی مثل توجه به نحوه خوردن و انواع رژیم و یا توجه به فعالیتهای جسمش و انواع ورزش و یا حتی پا را فراتر میگذارد و روشهای دارو و جراحی را وسیله ی رفع چاقی که از رفع آن عاجز است میداند،در تمام این روشها قدرت را از خودش میگیرد و به چاقی میدهد و روز به روز انتظار چاقی باعث چاقتر شدنش میشود
او انتظار دارد این ابزارها او را لاغر کنند برای همین تن به هر کاری میدهد و مدام از این شاخه به آن شاخه میپرد بلکه معجزه شود و بالاخره یکی از این ابزارها او را لاغر کنند
اما هرگز به این توجه نکرده که اطمینان او به پذیرش سرنوشت چاق به پذیرش شکست خوردن در برابر چاقی به پذیرش بی فایده بودن تلاشهای پیاپی اش به پذیرش ایراد در درونش
او را تبدیل به یک فرد شکست خورده کرده
اگر کمی پایمان را فراتر از هدف لاغر شدنمان بگذاریم به خوبی میبینیم افراد چاق بدلیل همین عدم اطمینان دچار مشکلات زیادی در زندگی هستند
من ویژگی اطمینان را در خودم بررسی کردم و نتایج جالب توجهی بدست آوردم
دقت کردم ببینم این اطمینان و اعتماد نداشتن چه تاثیراتی در زندگی ام داشته اما من اینجا سعی میکنم در جنبه موضوع بحث لاغری آنها را بسط بدهم متوجه شدم که باعث شده بود که:
۱-همیشه من بدترین حالت را تصور میکردم
و نیمه خالی لیوان را میدیدم مثلا به محض اقدام برای روشهای لاغری از همان اول میگفتم خدا کند روی من جواب بدهد و انتظارم لاغر نشدن بود
۲-شکاک بودم
و به زمین و زمان با دیده شک نگاه میکردم و وقتی مربی یا پزشکی برنامه خاصی را به من معرفی میکرد برای لاغری فکر میکردم برای پر کردن جیب خودش نگران است و قصد دارند من را گول بزنند
۳-روی موارد منفی هر موضوعی تمرکز میکردم
چیزی که انتظار داشتم پیش برود نشدن بود مثلا وقتی برنامه جدیدی برای لاغری را شروع میکردم از همان ابتدا به فکر سوزش معده و خستگی و رنج و فشار و عدم نتیجه مطلوب بودم
۴-خودم را مدام تخریب میکردم
و از چاقی ام از بدنم متنفر بودم ،مثلا بارها برای سرم زدن رفتم وقتی روی تخت دراز میکشیدم میگفتم یا خدا الان میشکنه یا وقتی روی ترازو میرفتم هم میگفتم الان ترازو هنگ میکند و میپوکد و در همه جا خودم را حقیر میدیدم بخاطر چاقی ام و قبل اینکه کسی چیزی بگوید خودم را تیرباران میکردم
۵-قدرت بخشیدن در من کم شده بود
اگر کسی خطایی میکرد نمیتوانستم او را ببخشم من حتی خودم را هم نمیتوانستم ببخشم و دلیل تمام رنجهایی که از چاقی میبردم بخاطر اینکه فکر میکردم بخاطر پرخوری و کم تحرکی من اتفاق افتاده از خودم عصبانی میشدم و نفرت من از خودم از همینجا استارت میخورد
و نمیتوانستم خودم را ببخشم و زمانی که بواسطه رژیمها و ورزشهای رنج میکشیدم مدام به خودم میگفتم حقته حقته دلم خنک شد زجر بکش
۶-از دیگران فاصله میگرفتم
تنهایی و انزوا را بیشتر از بودن در جمع دوست داشتم چون همیشه فوبیای قضاوت شدن داشتم و از اینکه دیگران چاقی من را ببینند بدم می آمد برای همین همیشه قبل عروسی ها یا مهمانی ها یا عید نوروز که به ناچار باید با دیگران ارتباط میگرفتم شروع میکردم به گرفتن انواع رژیمهای زود بازده و سخت و ورزشهای طاقت فرسا تا نکند کسی چاقی من را ببیند
۷-باید روی همه چیز زندگی ام کنترل می داشتم
اگر چیزی از کنترل من خارج میشد بسیار عصبی و پرخاشگر میشدم کلا تاب و تحمل خارج شدن فرمان مدیریت زندگی ام را نداشتم و باید همه چیز به باب میل من پیش میرفت مثلا زمانی که یکی از بچه هایم مریض میشد حتی یک سرماخوردگی ساده به شدت آشفته میشدم و احساس میکردم نیرویی نظم زندگی مرا بهم زده و عصبی میشدم و قدرت درست فکر کردن را نداشتم در مورد چاقی هم چون کنترل چاقی ام از دستم خارج شده بود و حتی با وجود رنجهای زیاد نتوانسته بودم چاقی ام را مهار کنم عصبی و پرخاشگر میشدم
۸-قدرت انتخاب نداشتم
معمولا انتخاب میشدم و به اجبار تن به آن کار میدادم ،حتی در خرید یک لباس ساده هم چاقی قدرت انتخاب من را گرفته بود من مجبور به انتخاب بودم چون سایز من چیزی که من دوست داشتم بپوشم پیدا نمیشد ،در مورد غذاها هم این خوراکی ها بودند که من را انتخاب میکردند چون من هیچ قدرتی در نخوردن و پرخوری نکردن آنها نداشتم و حتی وقتهای رژیم گرفتن دیگران بودند که به من میگفتند چه بخورم و من باز هم حق انتخاب نداشتم
این عدم اطمینان در من مشکلات زیادی بوجود آورده بود اینها بخش کوچکی از آن مشکلات است و امروز به شکر خداوند عزیز و راهنمایم من بار دیگر هدایت شدم و یک مانع ذهنی قدرتمند را یاد گرفتم و تعهد میدهم این مانع را رفع کنم
این مانع لاغری نداشتن اطمینان در من بود
و اما بپردازیم به یک سوال مهم
چرا ما خیلی زود نتیجه احساسی میگیریم اما خیلی دیر نتیجه جسمی میگیریم؟
گفتیم که انسان دارای سه بعد جسم و ذهن و روح است
روح که در کالبد جسم محصور شده و زمان خوابیدن ما از جسم بیرون میرود و در عالم معنا سیر میکند و قدرت جابجایی سریع را دارد مثلا ما در خواب قادریم بعد مسافت و زمان و مکان را طی کنیم اما همین روح زمانی که در جسم محصور است زمان و مکان برایش معنا دار میشود و زمانی که روح وارد بدن میشود به یک حالت پایدار میرسد
ذهن هم که بخش دیگر وجود ما بود قدرت انتقال سریع را دارد و قادر به تغییر سریع احساس است و ذهن خیلی راحت تغییر میکند مثل تبدیل شادی به غم در یک لحظه کوتاه و یا حتی خیلی از ما تجربه تبدیل غم به شادی را در مراسم عزاداری عزیز از دست رفته ای تجربه کرده ایم
چون ذهن فرار است و قابلیت انتقال سریع به موضوعات مختلف را دارد مثلا بسیار پیش آمده که مشغول نماز هستیم اما فکرمان هزار جا میرود
پس ما برای موفقیت در زندگی نیازمند این هستیم که این بخش وجودمان را کنترل کنیم و آن را به حالت پایدار برسانیم
در مقابل این دو بعد فرار و ناپایدار، جسم پایدار ما وجود دارد که به سرعت تغییر نمیکند و تجربه اینکه درمان بیماری ها به زمان نیاز دارد یا چاق شدن یا لاغر شدن مستعد گذشت زمان است این را به خوبی اثبات میکند
و در لاغری با ذهن زمانی که روح پایدار ما در جسم با انرژیهای پاک که آنها را از احساس ما دریافت میکند قرار میگیرد و ذهن ما هم به کمک یادگیری اصول ذهنی به یک حالت پایدار و کنترل شده میرسد کم کم جسم ما هم تحت تاثیر این دو بعد قرار میگیرد و لاغری پایدار اتفاق می افتد
خدایا سپاسگزارم که مانعی دیگر را برایم آشکار ساختی و مرا کمک کردی بتوانم تفکر کنم و در خودم کنکاش کنم تا بتوانم انسان بهتری باشم
الهی به امید تو
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.
اولین بار که رژیم گرفتم عالی لاغر شدم دومین بار هم مدت بیشتری طول کشید ولی لاغر شدم سومین بار که چاقتر هم شده بودم تنونستم حتی یه هفته رژیم رو تحمل کنم و بعد از اون دچار ولع شدید خوردن شدم من در تمام مدتی که در حال گرفتن رژیم و ورزش کردن برای لاغر شدن بودم داشتم قدرت چاقی رو در ذهنم تقویت میکردم چون به چاقیم تمرکز کرده بودم ازش متنفر بودم و عوامل مختلفی رو دلیل چاقیم میدونستم وداشتم هر لحظه اونا رو مرور میکردم ولی خودم از این موضوع اطلاعی نداشتم الان فهمیدم به خاطر همین بود که من آخرین بار نتونستم رژیم رو ادامه بدم .چون فرمولها زیاد شده بودن باور ها قویتر شده بودن ودر نتیجه قدرت چاقی ذهن من بیشتر شده بود.
حالا به لطف خداوند میدونم که تنها راه لاغر شدن از طریق ذهن و ایجاد قدرت لاغریست. از وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم به این راه ایمان داشتم من چند ماه هست که اینجا هستم هر چند تا الان به مقدار جزیی لاغر شدم اما تغییرات احساسی زیادی داشتم تغییرات غذایی هم زیاد داشتم واز مسیر لذت میبرم و عجله ای ندارم و اطمینان دارم که متناسب خواهم شد.
دلیل محکم من برای ایجاد شدن قدرت لاغری در ذهنم این هست که خداوند در ابتدا من رو متناسب آفریده بود و من خودم این تناسب رو از بین بردم وحالا دوباره با قدرتی که خداوند به من داده خودم ، خودم رو متناسب میکنم .البته اوایل که وارد دوره شده بودم من هم فکر میکردم که با فایلها و مطالب سایت لاغر خواهم شد و اصلا به توانایی خودم فکر نمیکردم. اما بعد از مدتی که مطالب رو خوندم وفایلها رو دیدم یاد گرفتم که توانایی لاغر شدن در من هست همانطور که توانایی چاقی در من بود و من خودم هستم که میتوانم خودم رو متناسب یا چاق کنم و عوامل بیرونی در چاقی و لاغری ما هیچ تاثیری ندارند.
این سایت در حکم راهنما ومعلم ما هست که به ما راه درست تناسب رو میآموزد که برای لاغری باید چگونه فکر کنیم و چگونه رفتار کنیم .شرایط جوی ذهنمون رو پایدار کنیم و اغلب اوقات احساس لاغری داشته باشیم ومن به لطف خداوند اغلب احساس لاغری دارم. از شما استاد بزرگوار متشکرم که مارو با قدرت ذهنمون آشنا کردین. من آفریده ی خدای بزرگ هستم ، بسیار خوشحال و سپاسگذارم که خداوند مرا به صورت خودش خلق کرده و توانا در خلق خواسته هایم. (هر چیز که در جستن آنی ، آنی)
سلام استاد
چقدر خوشحالم که فایل من قدرت دارم که می توانم لاغر بشوم را گوش کردم و دانستم که هنوز مانع لاغری برای من وجود دارد چون هنوز گوشهی ذهن من گفته میشه که شاید هنوز من لاغر نشوم نه اینکه به این روش شک داشته باشم اصلا من می دانم ۱۰۰ درصد من از این روش باید لاغر شوم ولی گاهی توجه به چاقی ، استپ وزن ، توجه به شکم خودم ، ترس از خوردن بعضی از غذاها و فکر کردن که دوباره دارم پرخوری میکنم باعث می شود که لاغری من طولانی تر بشود من با اطمینان می گویم من حتما از این روش لاغر می شوم و بایداستمرار داشته باشم
نگرش شما درباره وجود قدرت ذهنی درباره چاق و لاغر شدن چیست؟ شرح دهید. نگرش من این است که من حتما از این روش لاغر میشوم چون اصلا استرس و فشاری روی ذهنم ندارم و می دانم که حتما از فکر چاق من چاق شدم و می دانم باید از ذهن لاغر شوم و قدرت ذهن خیلی بالاست
در گذشته که از روش های مختلف برای لاغر شدن تلاش می کردید قدرت لاغر شدن را در خود می دیدید یا تصور می کردید این روش لاغری قدرت لاغر کردن شما را دارد؟ شرح دهید
تصور می کردم که روش ها من را لاغر می کند ولی بعد از رها کردن دوباره چاق می شدم و متوجه اشتباه خود می شدم ولی الان چون من با رژیم و ورزش لاغر نمی شوم و ذهن من در آرامش است اعتماد دارم لاغری از این روش درست است