0

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری پایدار (گام ۱۳۳)

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری
اندازه متن

تو هم مثل خیلی‌ها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞

شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشه‌اش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی می‌کنن و مسیر لاغری رو سخت می‌کنن. 😔

اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری می‌تونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱

چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠

ذهن انسان مثل یک آرشیو بی‌نهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربه‌ای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره می‌کند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمره‌مان دارند.

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانه‌ی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه می‌دارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر می‌گذارد. 🧠✨

برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاش‌های گذشته‌شان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکست‌های متعدد در رژیم‌های سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.

این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار می‌شوند، نقش یک سد بزرگ را بازی می‌کنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را می‌گیرند.

هر بار که تلاش می‌کنیم و نتیجه نمی‌گیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره می‌کند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار می‌دهد که می‌گوید: «دوباره نمی‌شود» 🚫، «من نمی‌توانم لاغر شوم» 🙅‍♂️ یا «همیشه چاق می‌مانم» 🐘.

این چرخه‌ی تکراری و خسته‌کننده باعث می‌شود هر بار که تصمیم می‌گیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهن‌مان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکست‌های گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاق‌مان به شدت کاهش یابد. 😞💔

خاطرات لاغری

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭

خاطرات چاقی فقط یادآور شکست‌های گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغ‌های هشدار در ذهن ما عمل می‌کنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیمات‌مان تاثیر می‌گذارند.

وقتی به یاد می‌آوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیم‌مان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل می‌کنند.

مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان می‌کنیم 😔، قول می‌دهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهن‌مان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحت‌تر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمی‌گردیم.

این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود می‌اندازد و خیلی سخت می‌توانیم از آن رهایی پیدا کنیم.

چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠

ببین، خیلی از ما فکر می‌کنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر می‌شویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!

تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجه‌ای کوتاه‌مدت می‌رساند.

چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهن‌مان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود می‌آورند. 🌀

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشه‌ای و عمیقاً در ذهن‌مان دست ببریم و طوری برنامه‌ریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالم‌تر به شکل طبیعی و خودبه‌خود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨

وقتی باور کنیم که می‌توانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخاب‌های بهتر و سبک زندگی سالم‌تر می‌کند.

این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.

ذهن‌مان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز می‌کند و ما را به سمت اهداف‌مان می‌کشاند. 🎯🌈

پس اگر واقعاً می‌خواهی نتیجه‌ای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯

تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گل‌های رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمی‌داری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالم‌تر نزدیک‌تر می‌کنه 💪🧠.

در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو می‌بینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل می‌کنن 🚦🌟.

۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️

اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکننده‌ای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.

مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق می‌مانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک می‌کند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.

۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨

وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.

برای مثال به جای «نمی‌توانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمی‌دارم و موفق می‌شوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.

۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟

تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.

هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیده‌ای، لباس‌های مورد علاقه‌ات را می‌پوشی، احساس سبکی و شادی می‌کنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد می‌کنند و به رفتارهای سالم هدایتت می‌کنند.

۴. استمرار در تمرین‌های ذهنی ⏳📅

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمان‌بر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.

مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهن‌ات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.

۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡

نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک می‌کند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.

یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترس‌ها و نگرانی‌های خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راه‌های مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.

۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفته‌اند 🤝❤️

دیدن و شنیدن داستان‌های موفقیت دیگران باعث می‌شود باور کنیم که ما هم می‌توانیم تغییر کنیم.

عضویت در گروه‌ دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.

۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷

فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمان‌بر است و هر کس با سرعت خودش پیش می‌رود.

نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاش‌هایت افتخار کن.

این ۷ بخش مهم پایه‌های اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل می‌دهند.

با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، می‌توانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر می‌کنند. 🌟🚀

جمع‌بندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠

دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایده‌آل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟

چرخه‌ی شکست‌های گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، به‌طور کامل شکسته می‌شود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖

اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمان‌بر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.

استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک می‌کند تا این مسیر را سریع‌تر، لذت‌بخش‌تر و موثرتر طی کنی.

در این دوره، با تکنیک‌های علمی و تمرینات تخصصی آشنا می‌شوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت می‌کنند.

با تمرین‌های ساده و گام‌به‌گام، اشتیاق و انگیزه‌ات برای ادامه مسیر بالا می‌رود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسم‌ات شکل می‌گیرد. 🌱✨

پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.

فراموش نکن که تو شایسته‌ی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، می‌توانی به آرزوهای‌ات برسید. 🌈💪

📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡

  1. محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
  2. محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
  3. درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطره‌ای از چاق شدن و چاق‌تر شدن دارید؟ 🧠💭
  4. تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاق‌تر شدن بنویسید. 😞📉
  5. خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد می‌کند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود می‌آورد؟ ❤️‍🔥✨

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗

خیلی دوست دارم تجربه‌ها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزه‌مون برای ادامه راه قوی‌تر می‌شه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوال‌هات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.76 از 92 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11589
162 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۹ ۱۸:۰۰
      مدت عضویت: 1094 روز
      امتیاز کاربر: 60630 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 576 کلمه

      به نام خدای مهربان 😇

      باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم 🙋‍♀️❤🌹

      لاغری باذهن و تغییر خاطرات🤔 

      راه لاغر شدن از طریق برگشت مسیر چاقی هستش  بله من با ذهنم نپذیرفتن چاقی در خودم وبا جمع کردن خاطرات براساس شنیده ها در باره خوردن و چی خوردن وجه چجوری خوردن باعث لذت کاذب شد که بعضی از غذاه رو خیلی در ذهنم بزرگ و خوشمزه بدونم و همین خاطرات فیلم درباره قورمه سبزی که خیلی خوشمزه هست باعث میشه در برخورد با اون زیاد تر از نیازم بخورم و همیشه برای خوشمزه تر شدنش تلاش می کنم ولی باید درج ارزش شو در ذهنم پایین بیارم و یک غذای معمول برای گرفتن انرژی بدنم استفاده کنم نه برای لذت بردن از طعمی 

      خاطرات در ذهنمون خیلی مهم چون تاثیر زیادی در تصمیماتمون داره چون مغز براساس اطلاعات ما عمل میکنه و اگه اطلاعات اشتباه باش عملکرد مون هم اشتباه است 

      از طریق دیدن وشنیدن وگوش دادن وجمع کردن اطلاعات درباره غذاها و طعم های متفاوت ترکیبهای غذایی متنوع باعث میشه در  مغزمون ذخیره بشه واین ها باعث میشه دنبال اجرای کردن در عمل ما در برخورد با غذاها شده و بعدش فکر می کنیم اشتهای ما زیاد وهر تصمیم میگیریم براساس اطلاعات خودتون عمل می کنیم پس باید تجربیات و خاطرات گذشته مون نسبت به غذا رو در ذهنمون پاک کنیم 

      در برخورد با غذا بدونه توجه به خاطرات بدون فکر کردن بهش وبدونه تکرار کردن این که چقدر جا افتاده ولذید شده بدونه هیچ نظری فقط ازش استفاده کنیم واین بی فکر بودن و توجه نکردن بهش در ما باعث میشه برخورد بهتری داشته باشیم 

      پس بدونه توجه به خاطرات غذایی گذشته با غذاها بر خورد کنیم 

      مثل قضاوت دیگران بر اساس خاطراتی که از اون شخص داریم و نسبت به همون خاطرات با اون فرد برخورد می کنیم این هم عمل کرد مغز بر اساس اطلاعاتش درباره همون فرد واکنش میده پس مخزن مغزنمون باید از نگرش واطلاعات خوب پر کنیم 

      نقش خاطرات درباره چاق شدن در اثراطلاعات درباره انواع غذاها در فرهنگ و سنت ومذهب واعیاد ومراسم ها درباره آنه داریم باعث میشه زیاد رویی کنیم واز نظر احساسی به اون غذاها قدرت داده و خودمونودر برابرش ناتوان دانسته و همین نگرش باعث برخورد ناجالب در ما میشه 

      حالا در افراد چاق درباره خیلی از غذاها اطلاعات کاذب داریم چون در ذهنمون سناریونویسی داریم وباعث میشه خیلی بخوریم چون ذهن من براساس همین اطلاعات کاذب واغراق آمیز کردن اون غذا درما باعث میشه بیشتر بخوریم 

      اشتها وجود نداره بلکه اطلاعات کاذب وجود داره 

      بایددر تغییر خاطرات خوردن و تغییر عادتها تلاش کنی 

      افراد متناسب هیچ واکنش درباره غذاه ندارن وبه اندازه نیاز شون میخورن 

      باید آموزش ها را در زندگی عمل کنیم تا نتیجه بگیریم 

      وقتی لاغر و سالم بشم چقدر حال خوبی رو تجربه میکنم ولذت میبرم لباسها توی تنم چقدر زیبا تر دیده میشه 

      خاطرات تناسب اندام رو باید در ذهنم ایجاد کنم شکمی تخت چقدر شگفت انگیز وزیباست ولباسها چقدر بیشتر بهم میان وای رنگ روش چقدر من رو جوانتر نشون میده باید دنبال جمع کردن خاطرات لاغری برای ذهنم باشم باید سبکی ولذت سلامتی رو تصور کنم  خوردن غذا در حد نیاز ولذتی در حد رفع گرسنگی داشته باشم نه این که با خوردن دنبال لذت بیشتر ورسیدن به آرامش باشم

       .بلکه اول باید آرامش رو در ذهنم ایجاد کنم بعد غذا بخورم نه با غذا خوردن دنبال آرامش ولذت باشم 

      نباید درباره طعم و مزه و رنگ وبو غذاهابا کسی و حتی در ذهنمون با خودمون حرف بزنیم 

      باید کاملا بهش بی تفاوت باشیم مثل افراد متناسب 

      با سپاس فراوان از استاد عزیزم🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌹 

      خدایا به امید تو 🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهان‌گرامی 

      به نظرم ما برعکس اون راهی که اومدیم وبه اضافه وزن 

      رسیدیم رو بر عکس کنیم ولاغیر رو تجربه کنیم ..ما با خاطراتمون در مورد چاقی ورفتارهامون باعث شده چاق بشیم …..

      ذهن ما کخ محل ذخیره ی خاطرات است باعث تصمیم گیری ها وعملکرد مامیشه ..ما این اطلاعات رو به مغز مون دادیم وما اونها رو مرور می‌کنیم….وورق میزنیم

      وخودم ثبت کردم ..ولی اشتباه ثبت کردم …باید چیزای دیگه ای ثبت میکردم که به سودم بشه …نه اینکه ثبت کردم که من با بارداری چاق میشم…من خوراکم زیاد شده وباقی بعد از بارداریم میمونه …من با شیر دهی چاقتر شدم …من بعد از ورزش که ترک میکردم…میگفتم 

      که من چاقتر میشم ..من فوبیای ۵ کیلو اضافه وزنم من را به چاقی سوق داد ..تمرکز روی چاقی..و ترس …

      و نا امیدی…وسرزنش خودم..وترس از خوراکی‌ها.. 

      وفرار از چاقی ..ودوری از اون ..برعکس بیشتر به سمتش کشیده شدم وچاقتر شدم …اصلا چرا من قبول کردم که سوخت وسازم پایینه …چرا 

      من ژنتیک دارم 

      من بعد از بارداری چاق شدم

      من ……

      ذهنم فقط رو چاقی تمرکز کرد والان چاق شدم

      ولی الان میخام تمرکزم رو بزارم رو لاغری وتمرینهای لاغری

      وسایت تناسب اندام وموندن در مسیر 

      بازم خدا رو شکر 

      کخ به این سایت هدایت شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 517 کلمه

      به نام تنهاترین و کاملترین و بزرگترین منبع عشق اگاهی و کمال پیشرفت خیر خواهی ‌ثروت در همه چیز و آموزگار بی نظیر یکتای جهان،

      درود و رحمت بی‌انتهای خداوند بر زندگی شما جاری استاد گرامی و ارجمند,

      استاد من این فایل رو خوندم و گوش دادم،

      باز از خدا کمک خواستم:

      از خدا خواستم ضمیر ناخوداگاهم را ببینم باهاش صحبت کنم تا کمکم کنه و در این مسیر پیشرفت کنم،

      شب اول بعد از دیدن و خواندن این فایل تصویری از فرد نورانی پر از انرژی جلوی من و در محضر خدا خداوند نشستیم هر دو و همه محیط اطرافمان به خداوند منبع اصلی همون نور مانند وصل بودیم،

      نگاهم کرد گفت چی از من میخوای گفتم تو هنر خلق و منبع قدرت اصلی  و ارتباط من با خداوندم هستی بهم کمک کن لاغر بشم همکاری ازت می‌خوام،

      و دیروز ۱۷ دی ماه  ساعت ۸ شب به فایل گام ۱۷ گوش کردم و تمام شده بود که،

      یکدفعه دوباره ضمیر ناخوداگاهم نشست روبروم اینبار سخت شد که من حرف بزنم،

      گفت من همان خدای تو هستم من همان هستم 

      هر چه خواستی به تو به آسانی داده شد،

      یکدفعه به طور ناگهانی 

      گذشتگذشته خ وب من اون قسمت از رفتارهای لاغریم و خوردنی‌هایی که می‌خوردم و چطور و چه مقدار که درست بود و من همیشه لاغر بودم رو دوباره 

      زنده یادم اومد من کی بودم چکار میکردم و رفتار میکردم چقدر غذا رو چطوری می‌خوردم و خالم خوب بود و لاغر بودم،گفت گذشته تو خوب بوده آموزگار تو راه تو همینه انگار،

      به طور ناگهانی تمام دایره باطل افکار و منفی و رفتار های چاقی من از یاد من رفتن و فروکش کردن ،

      من الان ۱۴.۵ ساعت انگار معجزه و تولدی شده برام رفتار چاقی من یادم رفته و برام‌تعجب آوره الان مگه میشه من چنین رفتارهایی رو انجام میدادم من ؟؟؟!!!

      چاقی من و رفتارم تعجب آور و وحشتناک انگار ازبک دایره مرداب مانند باطل انداخته شدم بیرون،

      و یک تینای درست که قبلاً بودم دوباره بیرون اومد از خاطرات خوب درستم و متولد شدم به خدا خس و افکار چاقی دیگه به هیچ غذایی ندارم تمام رفتار و اعمال چاقیم یادم رفته و برام تعجب اوره خود چاقیمو فراموش کردم و متعجبم چرا من اینطوری بودم اصلا مگه می‌شده من اینطوری باشم حسچافی برام غریبه ،عوضش خس لاغری یک حس اشنای دیرینه انگار اومد من اینم الانم اانگار که نه دقیقا الان همون ایمای لاغر از گذشتم شدم دارم الان اینطوری فکر میکنم و زندگیمیکنم و به طور ناخواداگاه عجیب نشستم به نوشتم رفتارهای لاغریکه دیشب داشتم دوباره زندگیشون میکردم ازکجا این افکار اومدن و در آخر معجزه خداوند همون 

      قدرت تخیل شده به ما همون ندا رو در وجودم حسگر م که بهم لبخند میزد به این سرعت به این معجزه دهنم بسته شده استاد من ایمای متولد شده از همون خاطرات قبل الان ۱۴ ساعت یادم رفته و متعجب از رفتار قبلا و خس اشنای و دوباره شخصیت لاغریم شدم خواستم بگم خداوند همیشه میخواد و حاضر برات بهترین و رقم بزنه و خداوندی که عاشق ماست منتظر همیشگی پیشرفت ماست ازش ممنونم و در پایان از شما استاد گرامی حس میکنم شفا پیدا کردم و تمام اما ادامه میدهم با خدا و شما و تمام خلق مهربانش.🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 135 کلمه

      به نام خداوند مهربان و
      درود و رحمت و برکت سلامتی خداوند یکتا بر شما هر لحظه جاری براتون باش استاد ارجمند و گرامی،
      استاد اول اینکه
      شما فرمودید افراد باید آمادگی داشته باشند برای ورود و هدایت به طرف آموزش های شما دقیقا من داشتم حالا به نوع دیگه به خودم میگفتم تینا اصلا تصویر سازی قبلی نسبت به غذاها نداشته باش قبل خوردنسون عادی و اما شکرگزار و لذت بصورت متعادل همین
      واقعا موضوع خاطرات موضوعی که خویش از لذت بردن باعث پرخوری میشه بدست ناامیدت می‌کنه از لاغر شدنت،
      اما به لطف الله با متعادل رفتار کردن میشه هم لذت برد و شکرگزار همیشه اندازه ای خورد که راضی باشیم و متعادل خورده باشیم الهی شکرت از راهنمایی چهدایتد و از شما استاد راهنما و کمک خداوند به ما هزاران بار تشکر 🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۲ ۱۶:۲۳
      مدت عضویت: 1130 روز
      امتیاز کاربر: 7585 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 222 کلمه

      به نام خداسلام لاغری با ذهن و تاثیر خاطرات تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم که خاطرات چقدر میتونن تاثیر بزارناز قرمه سبزی و ته دیگ کلی خاطرات تو ذهنم ثبت شده بود از اینکه هر وقت بریم بیرون جوجه میزنیم به بدن و حال میده 

      از اینکه وقتی دور هم جمع میشی خوراکی بخری و بشینی بخوری 

      از اینکه ماه رمضون خوراک زولبیا و بامیه است  

      یا خاطرات مهمونی های عید 

      یا دست‌پخت شخص خاصی تو فامیل 

      همیشه هر وقت رژیم شروع میکردم و میخواستم برم خونه مامانم میگفتم از دست‌پخت مامانم و ماکارانی هاش و فسنجون هاش نمیشه گدشت بیخیال رژیم و اتقدر میخوردم که آخر شب حالم بد میشد

      یا مثلا شب یلدا آنقدر باید می‌خوردیم که فکر می‌کردیم اگر کم خوردیم  کوتاهی کردیم همش و همش بخاطر اطلاعاتی بود که من به ذهنم داده بودم و اون طبق اون اطلاعات فرمان میداد  

      همونطور که خیلی طبیعی چاق شدم حالا هم باید خیلی طبیعی لاغر بشم

      تا به حال به این نکته توجه نکرده بودم که من سالهاست تو یه وزن ثابت موندم چون باور دارم میتونم ولی چرا باور نمیکنم که من میتونم لاغر بشم و خیلی راحت تو اون وزن تا آخر عمرم بمونم و یاد آوری این نکته مهم برای من که اگر من توانایی دارم خودم رو چندین سال تو این وزن نگه بدارم پس توانایی هم دارم لاغر بشم و لاغر بمونم ممنونم استاد بابت این فایل

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۲ ۰۹:۰۵
      مدت عضویت: 1179 روز
      امتیاز کاربر: 8615 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 602 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی

      خدا را شاکرم 1402/08/2 توانستم این فایل را گوش بدهم 

      درمورد تاثیر خاطرات استاد خیلی خوب گفتید که ابتدا افکار چاق کننده +رفتار چاق کننده +خاطرات چاق کننده= چاق شدن است و چه خوب مثال ته دیک ماکارونی و آبگوشت را توضیح دادید و درهمان حال که من داشتم این فایل را گوش میدادم دلم این غذاها و با این شرایط را دلم خواست و فهمیدم که هنوز افکار من چاق کننده است و لاغر نشده است و باید سعی کنم که ابتدا درمورد غذاها زیاد فکر نکنم تا دراین مسیر نیفتم و مثل افراد متناسب عمل کنم که غذا را برای رفع گرسنگی میخورند نه با لذت وولع زیاد افکار لاغر کننده +رفتار لاغرکننده +خاطرات لاغر شونده = لاغر شدن 

      . بازم ممنون که اینقدر خوب شفاف سازی انجام میدهید .

      درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید. چه خاطره ای از چاق شدن و چاق تر شدن دارید.

      استاد من از ابتدای تولدم چاق بودم و همه عمرمن خاطرات خوب و بد چاقی است تا زمانی که به مدرسه نرفته بودم یادمه که توسط پدرو مادر و حتی دایی هایم تشویق میشدم که چاقم و هرکسی به نوعی من را با اجدادم مقایسه میکردند و از زورآزمایی و شجاعت آنها برایم میگفتند که توهم مثل آنها باش وقتی که به مدرسه رفتم و خودم را با همکلاسی هایم مقایسه کردم و دیدم که درخیلی از کارها و بازیها ازآنها عقب تر هستم کمی ناراحت بودم ولی در راهنمایی و دبیرستان شروع کردم از انواع رژیمها استفاده کردن و هرروز ناامیدتر از قبل که من ارثی چاقم و بعد از ازدواج و بارداریها روز به روز چاق تر شدم و تا الان که 46 سال دارم برای اولین بار است که بدون ناراحتی و با احساس خوب دراین مسیر هستم و هیچگونه سختی و فشار روحی و روانی به من وارد نشده است و انشاالله تا آخر عمر دراین مسیر خواهم بود 

      تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاق تر شدن بنویسید. من خاطرات چاقی به خاطر ناامیدی از چاقی زیاد دارم هرموقع کسی میگفت فلان رژیمی گرفتم و 10کیلو لاغر شدم سریع به سراغ آن رژیم میرفتم و بعد از مدتی خسته و ناراحت آن را رها میکردم و دوباره چاق میشدم و همیشه این ترس از چاق تر شدن با من بود و هرگز من را رها نکرده و الان خدا را شکر با شرکت دراین سایت 50% ترس از چاقی در من از بین رفته چون هنوز با توجه به مرور خاطرات میدانم هنوز ترس از چاقی درمن وجود دارد که انشاالله با تکرار و تمرین ان را هم از بین خواهم برد 

      خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد می کند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما بوجود می آورد.

      قبل از آشنایی با این سایت همه ی زندگی من خاطرات چاقی بود و از لاغری اصلا خاطره ای نداشتم ولی الان با فکر کردن به خاطرات چاقی خیلی ناراحت میشوم و هرگز دیگر دوست ندارم به ان وضع برگردم و احساس خوبی ندارم و درمورد فکر کردن به خاطرات لاغری خیلی خوشحال هستم و می دانم که انشاالله من هم به زودی لاغر میشوم و میتوانم خیلی از کارهایی که افراد لاغر انجام میدهند بدون هیچ محدودیتی انجام دهم . 

      مثل انواع ورزش – بازدید از جاهای پر پله – انتخاب بهترین لباسها با رنگهای شاد – شرکت درجلسات بدون ترس از نگاه دیگران – خوردن غذا درجمع بدون ترس از نگاه دیگران – خرید با احساس خوب بدون راه رفتن زیاد برای سایز بزرگ پیدا کردن و هزینه کمتر -و خیلی از کارهای دیگر که افراد متناسب انجام مدهند و ما قادر به انجام آنها نبودیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,046 کلمه

      به نام خداوند بی نظیرم

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام 

      این فایل چالش بزرگ و جالبی برای من داشت و البته آموزش ناب از گامی تازه خداوند را سپاسگزارم که به همراه استاد روشن ضمیرم در این مسیر گام برمیدارم عجب فایلی بود عجب آموزشی خدای من دو روزی‌ست در این گام در حال تغییر افکار و خاطرات چاق کننده و بررسی آن هستم من هر گام را تا یاد نگیرم گام جدید برنمیدارم به شکر خداوند من در این گام خاطرات چاقی ام را مرور کردم دیدم وای خدای من چقدر در این زمینه کار دارم اول بگویم من نمی‌دانم این روشی که من انجام دادم کار درستی است یا نه ولی میدانم روی من جواب خوبی داده برای همین به کسی توصیه نمیکنم انجامش را چون واکنش‌ها و درسهایی که ما میگیریم و سطح نگرش افراد متفاوت است 

      استاد جان من خاطرات چاقی ام را مرور کردم بررسی کردم که من نسبت به چه غذاها و خوراکی هایی خاطرات چاقی دارم و زمانی که با آن مواد غذایی روبرو میشوم اختیار از کف میدهم و رفتار چاق کننده انجام می‌دهم نقاط ضعفم را شناسایی کردم دیدم من همه چیز خوار هستم برعکس قبل که متناسب بودم آن زمان من بسیار بد غذا بودم و هر چیزی نمی‌خوردم و به قول مادرم کلی ادا و اطوار داشتم تا اینکه ازدواج کردم و ذهنم چاق شد و متاسفانه از رودربایستی وغیره ،مجبور بودم بدغذایی را کنار بگذارم و به مرور با دوران خوش ازدواج خاطرات چاق کننده شروع کردند به رشد کردن ؛ من در این گام دیدم خوب من همه چیز میخورم و زیاد هم میخورم حالا بیام ببینم چه چیزهایی برام طور دیگری تعریف شده در ذهنم رفتم تا رسیدم به پیتزا 

      رفتم و تمام وسایل پیتزا را بر طبق ذهن چاقم خریدم سه مدل پنیر بهترین کالباس و سوسیس و….دقیقا مطابق فرمول‌های ذهن چاقم تمام لوازم پیتزا را تهیه کردم و کلی پیتزا در انواع مختلف پختم ایتالیایی و مخصوص و ….هر چی که ذهن چاقم باهاش خاطرات داشت و بدون هیچ محدودیت سیری یا ترس از غذا هر طور دوست داشتم رفتار کردم با پیتزاها تا اینجا من طبق ذهن چاقم و خاطراتش گام برداشته بودم حالا نوبت آن رسیده بود که جای این خاطرات چاقی را با خاطرات لاغری جایگزین کنم تا دیگر در مواجه با هر مدل پیتزایی مثل شخص متناسب برخورد کنم و علت و معلول رفتار و خاطره غلط را پاک کنم بعد صرف پیتزا ساعتها فکر کردم از ابعاد مختلف نگاه کردم که خوب حالا با رفتاری که با ذهن چاق انجام دادی حالت چطور است ؟تو روزهاست مثل شخص متناسب با مواد غذایی رفتار کرده ای الان حالت خوب است یا روزهای قبل که متناسب فکر کردی ؟مدام احساسها و خاطرات روزهای قبل خودم از متناسب رفتار کردن را از جنبه های مختلف مقایسه کردم و سعی کردم مهر باطلی بر شیرینی خاطره پیتزا بزنم ولی قصه همینجا تمام نشد فردا شب دوباره همان پیتزاها را مهیا کردم و بسیار هم گرسنه بودم حالا زمان امتحان آزمایش خط زدن خاطرات چاقی من بود بدون توجه به اینکه الان این یه آزمایشه یا نیست نشستم سر میز و مشغول خوردن غذا شدم جالب بود با تکه سوم برش پیتزا کاملا سیر شدم و دیگه ادامه ندادم و بسیار بعدش حالم عالی بود من تونستم به جای خاطره چاق پیتزا خاطره لاغر پیتزا رو جایگزین کنم 

      تست بعدی من خوردن تنقلات و میوه موقع تماشای فیلم بود همه مدل تنقلات و میوه مهیا کردم و با خاطرات ذهن چاق شروع کردم به مصرف بدون ترس خوراکی ها دوباره بعد خوردن مقایسه ها رو ادامه دادم و سعی کردم افکار زیبای تناسب فکری رو در ذهنم نقش ببندم و خاطرات چاقی رو خط بزنم آخر شب دوباره تنقلات و میوه و فیلم مورد علاقه ام اما اینبار من دست هم نزدم چقدر جالب این خاطره چاقی رو هم با استدلال با خاطره لاغری جایگزین کردم راستی چقدر لذت بخشه موقع تماشای فیلم چیزی نخوری و فقط حواست به فیلم باشه چه قشنگ چه جذاب‌ من در این آزمایش هم موفق شدم قبلا که رژیم میگرفتم و از روش‌های تغییر رفتاری جلو میرفتم همش چشمم دنبال غذاها بود و ولع خاصی داشتم و بعد رژیم مثل قحطی زده ها با مواد خوراکی رفتار میکردم و یا از ترس چاقتر نشدن از بس خودم رو محروم میکردم که یه وقتایی توجیه میکردم که بابا عیب نداره الان بخور دوباره از فردا رژیم بگیر جبران کن و این حالات همیشه باعث شده بود که من نتونم در مواجهه با خوراکی ها درست رفتار کنم الان که تحت آموزش‌های ذهنی هستم به لطف خداوند و استاد روشن عزیز دارم این ولعها و حسرتها و خاطرات چاقی رو با خاطرات جدید لاغری جایگزین میکنم تا به حال مثلا در مورد همون پیتزا من یا رژیم بودم نمیتونستم اونقدر که میخوام بخورم یا دیر به دیر درست میکردم چون فکر میکردم فست فود چاق کننده است و با ترس میخوردم و همین‌ها باعث حس ولع میشد و خاطرات خوب از طعم اون و لذت خوردنش گوشه ذهنم بود همیشه تا با این آزمایش تونستم خط بطلان بر اون حرص و ولعها و افکار چاقی بزنم و به خودم ثابت کنم که پیتزا هم یه غذاست مثه بقیه غذاها و ازش نترس و به اندازه نیازت مصرف کن این جملات که: حیفه تا داغه و تموم میشه و اینا مال ذهن چاقه، میشه لذت برد و البته به قاعده مصرف کرد؛ میشه فیلم دید و کیف هم کرد، ولی سالم و متناسب هم بود ؛

      البته مرور خاطرات چاقی همگی عذاب آور هستن حتی شیرین‌ترین و خوشمزه ترین هایشان چون بعد صرف آن ماده غذایی که خاطرات چاقی باعث شده بودند  در صرف آن خوراکی ها زیاده روی کنیم حالا بعد مصرف هم حس جسمی خیلی  بدی را تجربه کرده ایم و هم سرزنشهای روحی خودمان که مدام به جان خودمان غر زده ایم که چرا پرخوری کرده ایم؛

       من فهمیدم باید هر زمان نسبت به هر ماده غذایی ردی از خاطره چاقی پیدا کردم یاد آزمایش پیتزا بیفتم و آن خاطره چاقی را با افکار درست و رفتار درست به خاطره لاغری دربرابر آن ماده غذایی تبدیل کنم خدایا در این مسیر زیبا کمکم کن تا بهترین خودم باشم خدایا من خوب میدانم نمیتوانم به عقب برگردم و شروع را عوض کنم اما می‌توانم از جایی که الان هستم شروع کنم و پایان را عوض کنم الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        بسیار عالی توضیح دادید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رقیه
      ۱۴۰۲/۰۳/۲۶ ۱۱:۲۴
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      سلام فایلهای امروز واقعا برام موثر و تاثیر گزار بود اینکه من الان چند وقته تو سایت هستم و خیلی با اشتیاق دنبال میکنم دیدگاههارو میخونم یاداشت میکنم فایلها رو گوش میدم و چقدر از رفتارام عوض شده ولی دقیقا همش میگفتم پس چرا اونطور که باید لاغر نشدم انگار فعلا تا اینجا جسمم هیچ تغییری نکرده تازه فهمیدم فعلا تو مسیرم هنوز تو مرحله فکرم هنوز باورهای لاغری درونم تثبیت نشده خیلی دقیق شدم به درونم میبینم هنوز ترس دارم هنوز غذاها قدرت دارن برام هنوز باید قویتر برم جلو تمرین و تکرار تکرار

      خاطرات چاقی زیاد دارم که یاداوریش ناراحتم میکنه و حسرت دارم من چون یه دفعه اضافه کردم تمام لباسهای زمان تناسبم رو میبینم حسرت میخورم یا اون دوران که همه تعریفم رو میکردم که چقدر خوش هیکلی یادم میاد ناراحت میشم .میخوام مهمونی برم یه عالمه لباس دارم هی میپوشم درمیارم میبینم مناسب نیست تنگ هست عصبی میشم حسرت میخورم.ولی اونموقع که متناسب بودم هر چی دوست داشتم میپوشیدم هر رنگی میپوشیدم چقدر اعتماد به نفس داشتم

      منم دقیقا خیلی تو ذهنم خاطرات چاقی مرور میکنم الان که دقیق میشم درسته تو مسیر لاغریم ولی خاطرات چاقی مرور میکنم قبل غذا خوردن فکر میکنم یا وعده بعدی نیومده میگم چی میخورم چقدر باید بخورم.رقیه جان از امروز رو اینا کار کن امروز میشینم خاطرات زمان متناسبم رو تو ذهنم مرور میکنم یادم بیاد چطور بودم چیکار میکردم چطور راه میرفتم چطور غذا میخوردم

      زمانی که متناسب بودم اصلا قبلش به اینکه قراره چی بخورم فکر نمیکردم فعل بداهه غذا درست میکردم  اونجا که سیر میشدم دست میکشیدم بوی غذا تحریکم نمیکرد.اصلا تو ذهنم غذا نمیخوردم موقع غذا خوردن به غذا فکر نمیکردم.وااای خدای من پس چرا انقد عوض شدم یهو.شاید یه دلیلش ازدواج کردم منی که خانه داری نمیکردم یهو همه از دستپختم تعریف کردن و من هر روز غذاهای خوشمزه درست میکردم و عاشق این بودم و هستم که غذا درست کنم مهمون بیاد خونمون فقط بخورن. نمیدونم…..

      باید تمرین کنم تو ذهنم با متناسب بودن زندگی کنم باید انقد تمرین کنم که خاطرات چاقی و اون ترس درونم کم رنگ بشه.باید مثل متناسبا راه برم غذا بخورم غذا درست کنم زندگی کنم.یه بار یه دوست متناسبی بهم یه جمله ای گفت خیلی خوشم اومد گفت من سر سفره همیشه حس ملکه بودن به خودم میگیرم  اینکه عین یه ملکه میشینم  مثل یه ملکه قاشق برمیدارم غذا میکشم  ومیخورم.چون ملکه ها با کلاس رفتار میکنن و این باعث میشه من به اندازه نیازم و با ارزش به خودم غذا بخورم

      خدایا میدونم تو مسیر درست هستم فقط کمکم کن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار مهدیه
        ۱۴۰۳/۰۵/۰۳ ۱۰:۵۷
        مدت عضویت: 1261 روز
        امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        رقیه جان،دوست هم مسیرم حرفات،حرفای منم هست،امیدوارم بتونم منم مثه دوست شما،با خودم خوب رفتار کنم و ملکه وار غذا بخورم و اهمیت بدم عالی بود جملاتتون.امید ب تناسب شدن همه مون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۲ ۰۴:۲۱
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 560 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و همه دوستان 

      خاطرات چاقی یادمه وقتی مدرسه  راهنمایی میرفتم. بعدظهری ک بودم برا نهار از ساندویچی نزدیک ب مدرسه دوتا دوتا ساندویچ میگرفتم میخوردم خخخ 

      وای اون زمان اصلا به خوردنم آگاه نبودم مثل الان ک زمان باربی شدن نبود اون زمان این چیزا اصلا مد نبود و کسیم بهم نمیگف نخور چاق میشی و فلان

       ولی زمان دبستانم یادم نمیاد پر خوری داشته باشم اون زمان متناسب بودم 

      خاطره بعدی دانشگاه میرفتم باز اون موقعم اندازه الان باربی شدن مد نبود دانشگاهم  ک میرفتم همش غذای آماده میخوردم و فسفود تا زمانی ک خودمو وزن کردم وحشت زده شدم حالا اون قدام زیاد نبودا ولی برا منکه اکثرا وزنم ۷۰الی ۷۲ بود 

      باعث تعجب بود ک یهو وزنم شده ۷۵ کیلو 

      یهو ب خودم اومدم با چربی ها قهر کردم با برنج قهر کردم با چیزای شیرین قهر کردم و ته چیزای شیرین ی ساقه طلایی بود و کشمش ک با چایی میخوردم و قندی ک تو نون اینا بود 

      طوری بود ک دوستام منو باید ب زور میبردن ک ی بستنی بخوریم باهم

      ک وزنم اومد پایین عالی شده بودم ولی ریزش مو گرفتم و مجبور شدم ک رژیمو ترکش کنم 

      بعد کم کم هر سال برگشتم ب وزن قبلی

      خاطره بعدی همین پارسال بعد‌ ول کردن چندین ماه باشگاهم بود ک  وزنم رف یهو رف بالا شدم ۷۵ 

      یادمه لباس باشگاه نمیتونستم پیدا کنم ینی یکم شکمم میزد بیرون خیلی ناراحت و ناامید شده بودم 

        

      وقتی ب لاغری فکر میکردم خیلی ازم دور بود خیلی راهش سخت بود و فاکتورهای مواد غذایی تو ذهنم مرور میشد ک اینو اونو ن

      باید بخوری و به تو ضرر داره باید ب خودت گشنگی بدی کم بخوووررر 

      بعد بیا ورزشم کن حتما لاغر میشی دیگه چیزی تو بدن نمیمونه کههه 

      هر موقع کم میخوردم ذهنم بهم میگف اره اینجوری خوبه اخی هیچی نخورده مظلوم عالم 

      احساس ضعیف بودن میکردم ک انگار خیلی بهم ظلم شده … احساس سبکی میکردم و معده درد میومد سراغم 

      این دختر رو نگا کنید کم خورده و الان بدنش ضعف کرده پس حتما لاغر میشه 

      یعنی کم خوردن باعث میشد ی تصوریر لاغر و ضعیف بیاد سراغم 

      کم خوردن مساوی شد با لاغری 

      حتی ضعف لحظه ای با لاغری 

      ولی همش اشتباه بود چون باورم راجب مواد غذایی ایراد داشت چون اگه میخورم یه مانع بزرگ میومد تو ذهنم که وقتی خوردی چه انتظاری داری از خودت 

      میخوای لاغرم بشی  😢

      اون موقع لذت نمیبردم کی از اینکه خودشو لاغر و ضعیف ببینه خوشش میاد 

      الان هم هرچی دوس دارم میخورم هم لذت میبرم 

      ولی به اندازه  تموم تلاشمو میکنم آگاهانه غذا بخورم و اندازه ک احساس ترکیدن نداشته باشم 

      و با اینکه اندازه خوردم این سبکی لذت بخش هم هست  

      خب من  کمو بیش رفتارم مثل لاغرها شده بود بعد رژیمم حالا الان مراقب ترم آگاه ترم ولی خب بی شباهت هم نبودم 

      یادمه پارسال رفته بودیم شمال با همسرم شام کوبیده گرفتیم کباب ها زیاد بود یعنی برای صرف  شام زیاد بود اگه ب همسرم بود میگف بخوریم همه رو ولی من پیشنهاد دادم ک نگه داریم برا فردا 

      برنج میزارم میخوریم 

      حالا منی ک پدرم آشپز

       عالیه و کوبیده عالی میپزه 

      شاید اگه خواهرم جای من بود چون خاطرات عالی داریم ک به به کوبیده بابا باشه هرچی باشه میخوریم ولی من با اینکه یادی کردم ادامه ندادم 

      نگفتم همین الان بخور ک دیگه نیس 

      ولی مطمانم خواهرم  اگه جای من بود همه رو همون شب میخورد

      خاطره دیگه از غذاها ندارم به اون صورت ک باعث بشه در این زمان من از لحاظ داده ذهنی شروع ب پر خوری کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohsenzadehyazdi@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۲/۰۸ ۲۲:۰۸
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 1234 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 229 کلمه

      سلام و درود خدمت استاد عزیز  و دوستانم

      چقدر این دوره برای من جذابه🤩🤩🤩 کلمه به کلمه محتوای نوشتاری و صوتی استاد انگار در مورد منه

      مثال های بسیار عالی و واقعی و آموزه های تاثیر گذاری رو میشنوم که  اونا رو عمیقا درک میکنم و این روزها دارن رفتار جدیدی رو برای من شکل میدن🤩 خوشحالم و شاکر😊 مرور خاطرات چاقی رنج آوره… اینکه لباسی که دوست داری اندازه ات نیست 

      وقتی توی آینه نگاهی به خودت میندازی خوشت نمیهد

      نمیتونی از درد زانو چندتا پله رو پشت سرهم بری

      تو نشست و برخواست کندی و دوساعت طول میکشه تا جابه جا بشی

      همیشه سعی داری تا به یک شکلی خود واقعیت رو مخفی کنی و کوچیکتر جلوه بدی واقعا این موارد ناراحت کنندس… اما حسی که از مرور خاطرات لاغری داریم خیلی بهتره 

      حتی فکر بهش هم ادم رو سبک بال میکنه

      من گاهی تصاویری که مربوط به اولین کاهش وزن  خیلی خوبم رو دارم نگاه میکنم و چقدر لذت میبرم

      از متناسب بودنم 

      ممتونم استاد که اینقدر خوب و عالی فضای بعد از متناسب شدن رو برامون شرح میدید

      به یاری خدا حتما موفق میشیم

      من خیلی دوست دارم بیشتر براتون بنویسم اما نی نی کوچولو اجازه نمیده  کولیک داره و کل روز مشغولش هستم با وجود سختی کارم با جدیت دارم گام ها رو طی میکنم و ادامه میدم و اولین وقتی که بچم آروم میشه میام توی سایت و استفاده میکنم.

      استاد نکات آموزشیتون عالیه

      خدا حفظتون کنه

      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا