0

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری پایدار (گام ۱۳۳)

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری
اندازه متن

تو هم مثل خیلی‌ها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞

شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشه‌اش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی می‌کنن و مسیر لاغری رو سخت می‌کنن. 😔

اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری می‌تونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱

چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠

ذهن انسان مثل یک آرشیو بی‌نهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربه‌ای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره می‌کند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمره‌مان دارند.

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانه‌ی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه می‌دارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر می‌گذارد. 🧠✨

برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاش‌های گذشته‌شان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکست‌های متعدد در رژیم‌های سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.

این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار می‌شوند، نقش یک سد بزرگ را بازی می‌کنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را می‌گیرند.

هر بار که تلاش می‌کنیم و نتیجه نمی‌گیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره می‌کند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار می‌دهد که می‌گوید: «دوباره نمی‌شود» 🚫، «من نمی‌توانم لاغر شوم» 🙅‍♂️ یا «همیشه چاق می‌مانم» 🐘.

این چرخه‌ی تکراری و خسته‌کننده باعث می‌شود هر بار که تصمیم می‌گیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهن‌مان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکست‌های گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاق‌مان به شدت کاهش یابد. 😞💔

خاطرات لاغری

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭

خاطرات چاقی فقط یادآور شکست‌های گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغ‌های هشدار در ذهن ما عمل می‌کنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیمات‌مان تاثیر می‌گذارند.

وقتی به یاد می‌آوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیم‌مان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل می‌کنند.

مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان می‌کنیم 😔، قول می‌دهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهن‌مان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحت‌تر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمی‌گردیم.

این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود می‌اندازد و خیلی سخت می‌توانیم از آن رهایی پیدا کنیم.

چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠

ببین، خیلی از ما فکر می‌کنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر می‌شویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!

تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجه‌ای کوتاه‌مدت می‌رساند.

چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهن‌مان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود می‌آورند. 🌀

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشه‌ای و عمیقاً در ذهن‌مان دست ببریم و طوری برنامه‌ریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالم‌تر به شکل طبیعی و خودبه‌خود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨

وقتی باور کنیم که می‌توانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخاب‌های بهتر و سبک زندگی سالم‌تر می‌کند.

این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.

ذهن‌مان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز می‌کند و ما را به سمت اهداف‌مان می‌کشاند. 🎯🌈

پس اگر واقعاً می‌خواهی نتیجه‌ای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯

تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گل‌های رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمی‌داری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالم‌تر نزدیک‌تر می‌کنه 💪🧠.

در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو می‌بینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل می‌کنن 🚦🌟.

۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️

اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکننده‌ای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.

مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق می‌مانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک می‌کند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.

۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨

وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.

برای مثال به جای «نمی‌توانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمی‌دارم و موفق می‌شوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.

۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟

تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.

هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیده‌ای، لباس‌های مورد علاقه‌ات را می‌پوشی، احساس سبکی و شادی می‌کنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد می‌کنند و به رفتارهای سالم هدایتت می‌کنند.

۴. استمرار در تمرین‌های ذهنی ⏳📅

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمان‌بر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.

مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهن‌ات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.

۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡

نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک می‌کند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.

یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترس‌ها و نگرانی‌های خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راه‌های مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.

۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفته‌اند 🤝❤️

دیدن و شنیدن داستان‌های موفقیت دیگران باعث می‌شود باور کنیم که ما هم می‌توانیم تغییر کنیم.

عضویت در گروه‌ دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.

۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷

فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمان‌بر است و هر کس با سرعت خودش پیش می‌رود.

نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاش‌هایت افتخار کن.

این ۷ بخش مهم پایه‌های اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل می‌دهند.

با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، می‌توانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر می‌کنند. 🌟🚀

جمع‌بندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠

دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایده‌آل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟

چرخه‌ی شکست‌های گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، به‌طور کامل شکسته می‌شود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖

اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمان‌بر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.

استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک می‌کند تا این مسیر را سریع‌تر، لذت‌بخش‌تر و موثرتر طی کنی.

در این دوره، با تکنیک‌های علمی و تمرینات تخصصی آشنا می‌شوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت می‌کنند.

با تمرین‌های ساده و گام‌به‌گام، اشتیاق و انگیزه‌ات برای ادامه مسیر بالا می‌رود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسم‌ات شکل می‌گیرد. 🌱✨

پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.

فراموش نکن که تو شایسته‌ی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، می‌توانی به آرزوهای‌ات برسید. 🌈💪

📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡

  1. محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
  2. محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
  3. درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطره‌ای از چاق شدن و چاق‌تر شدن دارید؟ 🧠💭
  4. تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاق‌تر شدن بنویسید. 😞📉
  5. خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد می‌کند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود می‌آورد؟ ❤️‍🔥✨

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗

خیلی دوست دارم تجربه‌ها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزه‌مون برای ادامه راه قوی‌تر می‌شه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوال‌هات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.79 از 95 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11589
162 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار mojgan
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۸ ۱۸:۰۶
      مدت عضویت: 2477 روز
      امتیاز کاربر: 8586 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      با سلام
      به لطف خدا در این چند ماه هربار استاد هر تمرینی رو که دادند من تمام مدت سعی می کردم به عمل تبدیلش کنم هرروز؛ و حالا که چند ماه گذشته نسبت به هیچ غذایی خاطره ای به اون معنا ندارم حتی وقتی یه نفر با آب و تاب از یه غذایی حرف می زنه خندم می گیره که خب غذاست دیگه قصر نیست که این همه با هیجان ازش حرف می زنی. چند وقت پیش رفتم توی مغازه کلوچه مورد علاقم رو دیدم که نمی تونستم ازش بگذرم هرچی نگاش کردم که بخرم گرسنم نبود خیلی راحت گفتم خب میل ندارم واسه چی بخرم . حتی به اینکه بخر واسه بعدتم فکر نمی کنم. و می دونم متناسب شدن خیلی خیلی راحت تر از اون چیزی که ما فکر می کنیم و یک امر کاملا طبیعیه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۴ ۲۱:۳۱
      مدت عضویت: 2509 روز
      امتیاز کاربر: 17423 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      باعرض سلام ،من اون غذاهایی که دراولویت هستن برام به خاطر خاطرات دوران بچه گیه وقتی برای عید مامان کلوچه ی خرمایی وردویی می پخت وبوی گرمش تمام خونه رو پر می کرد وعصرا عصرونه باچایی همه خانواده دور هم جمع می شدیم وبالذت می خوردیم ویا در ایام معملی مخصوصا تابستونا مامان حتما با چای عصر یا کیک ،بسکویت یاخرما می ذاشت والان هم همون عادت رو تکرار می کنه واینها اولویت من در خوردن شدن ،هر وقت محرم می شه یاد حلیم وخورشت قیمه نذری میوفتم که بنظرم طعم فوق العاده ایی داشت واینجوری من خیلی از غذاها رو با خاطراتم ربط می دم والان بعد از گوش دادن به این فایل وکار کردن روی کانالهای عصبی سعی می کنم این رفتار رو اصلاح کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا رضاخانی
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۴ ۱۳:۵۴
      مدت عضویت: 2509 روز
      امتیاز کاربر: 43217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      یکی از موضوعات مهم در چاقی خاطرات است
      در واقعا مغز ما براساس اطلاعات تصمیم گیری میکند و این اطلاعات ما بهش دادیم براساس شنیده ها و تجربیات طی زندگی
      و اگه در مورد موضوعی اطلاعات کاذبی به مغز داده باشیم مغز همیشه تصمیم اشتباه میگیرد
      افراد چاق در مورد موادغذایی خاطرات دارند هردفعه با اون ماده ی غذایی برخورد میکنند این خاطرات باعث پرخوری میشود
      پس من از امروز که متوجه این مساله شدم باید تمام سناریوهای در مورد مواد غذایی رو حذف کنم
      و رفتارهای خودتو در یه هفته در نظر بگیر و ببین که کدام رفتار غذایی تو بر اساس خاطرات است
      از همین امروز دیگه نباید وقتی با غذایی مواجه میشوی بهش فک کنی یا در مورد خوردن آن نقشه ی ذهنی بکشی
      دقیقا همینطوره
      من و۳تی با غذای نذری روبرو میشدم یاد خاطرات میافتادم و بیشتر از حد نیاز مصرف میکردم یا فسنجان لوبیا پلو قهوه
      از همین امروز فکر کردن به غذا تعطیله.
      اشتها فقط یه واکنش ذهنی نسبت به مواد غذایی است
      واین واکنش هم بر اساس اطلاعاتی است که خودمان در آن ذخیره کردیم
      با استمرار و اشتیاق اطلاعات کاذب را با اطلاعات صحیح جایگزین میکنیم😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      ۱۳۹۹/۰۷/۲۳ ۲۰:۵۵
      مدت عضویت: 2142 روز
      امتیاز کاربر: 7845 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان متناسبم….
      من هر چی پایینتر رفتم و نظرات دوستان رو‌خوندم همه میگفتن ما در برابر غذایی که دوسش داریم زیاد در حد خفگی میخوردبم.الان نه. به مزه غذاها فکر نمیکنم و نمیخوریم .برعکس من. من فقط مشکلم در چاقی ذهنم بوده.چون من شده دوره هایی یکی دوماهه داشتم که نمیخوردم.‌قد بچه ده ساله میخوردم.گنجشکی. سالهاست بیاد ندارم صبحانه خورده باشم.‌الان مدتیه دارم با لذت میخورم.‌نه اینمه دا،م به غذا و خوردنی فکرکنما .نه‌ .فقط صبح که پا میشم وقتی یادم میفته منم عین آدمای عادی میتونم صبحانه از هر چیزی بخورم‌ دلم غنج میره و ذوق میکنم.‌سفره کوچیکی میندازم و هر روز یکی دو‌نوع صبحانه میارم و با پسر کوچیکم میخوریم.بدون دغدغه و عذاب وجدان. با آرامش به اندازه میخورم.حالم خوبه. حسم خوبه‌ .تازه میفهمم بقیه چقد خوشبخت بودن و حالا منم خوشبختم.‌خدا رو شکر….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادى
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۷ ۰۲:۵۸
      مدت عضویت: 2233 روز
      امتیاز کاربر: 24258 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 457 کلمه

      سلام استاد ارجمند & دوستان گرامى سرزمين لاغرى با ذهن😊
      🔴 فايل , لاغرى با ذهن و تاثير خاطرات ,
      شيطان مى گه , همه چى تموم شد‼️
      ذهن منفى بافم سالها مى گفت , نمى شه‼️ تو به اين دليل و اون دليل چاق شدى و اينقدر من رو سرگرم استدلالهاى خودش كرد كه منم باور كردم و از خودم غافل شدم و مراقبت نكردم , انگارى سالها من خودم رو فراموش كردم با همين استدلالهاى ذهن منفى بافم .
      اما خبر خوب اينه كه , خدا مى گه , همه چى خوبه , همه چى درست مى شه . خدا مى گه , همه چى در درون خودته , آرامش , شادى , احساس خوب , ثروت , و…و …و…
      و تو مى تونى با قدرت شگفت انگيز ذهن ت دوباره لاغر بشى . و من به خدا اعتماد مى كنم , نه به فريبهاى ذهن منفى بافم . تمام اعضاى بدنم لحظه لحظه , شب و روز به من خدمت مى كنند , ذهن من هم همينطور .
      پس من مى تونم با قدرت شگفت ت انگيز ذهنم لاغر بشم . همانطورى كه با فريب ذهن منفى بافم چاق شدم . بارها شنيده ام كه خدا مى گه , همه چى حتى شفا در درون خود شماست . اما با خودم مى گفتم , چگونه‼️ چطور‼️و الان در اين مسير دريافتم كه من قدرت ذهنم رو دست كم گرفته بودم و اصن نمى دونستم كه ذهنم چگونه مى تونه به من كمك كنه‼️🤔 فراموش كرده بودم كه با قدرت ذهنم بود كه سالهاى سال موفق شدم كتاباى درسى م رو بخونم و در امتحانات موفق بشم , رانندگى ياد بگيرم و خيلى چيزاى ديگه …
      ذهنى كه هنوز كه هنوزه پس از گذشت سالها , جدول ضرب رو مثِ آب خوردن برام يادآورى مى كنه , خدارو شكر و سپاس💗💗
      خدايا , من توبه مى كنم كه سالهاى سال , اينهمه ثروت و هديه ى گرانبها به من بخشيدى و من سپاسگزار هم نبودم . و من براى همه ى هدايا و نعمتها و رحمتهاى شگفت انگيزى كه در بدنم دارم , سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم . خيلى مطالب , پيرامون قدرت ذهن خونده ام و شنيده ام , اما در اين مسير براى من قابل فهم و درك شد , متشكرم استاد عزيزم كه به لطف خداى مهربان , من رو با قدرت شگفت انگيز ذهنم و همچنين با ذهن منفى بافم آشنا كردى . هر آنچه پيش مى آيد , براى خيريت من در كار است , و مسئله ى چاقى من براى خيريت من در كار است , به همين خاطر من خودم رو در اين مسير بهتر مى شناسم و حتى به قدرت شگفت انگيز خودم پى مى برم .
      با تشكر فراوان , شاد و خرّم باشيد💖💙

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شیرین محصلی
        ۱۳۹۹/۰۸/۰۴ ۲۳:۰۳
        مدت عضویت: 2509 روز
        امتیاز کاربر: 17423 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 44 کلمه

        سلام دوست عزیز من هم مثل شما تازه دارم توانایی های خودم رو باور می کنم ،این در حالیکه همیشه شنیدیم وبه ما گفته شده ما انسانها اشرف مخلوقات خدا هستیم ،باور این حرف کافیه ودر تمام جنبه های زندگی بهمون کمک می کنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghazalgolipur
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۴ ۱۳:۵۸
      مدت عضویت: 2229 روز
      امتیاز کاربر: 3896 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      “من خوردن را لذت و تفریح نمیدانم و فقط برای رفع نیاز جسمی خود غذا میخورم”
      حالا بیشتر دقت میکنم میبینم که بله منم زیاد از روی خاطرات تصمیم میگرم که چجوری غذا بخورم مثلا میگم عه این همون غذایی که از بچگی عاشقشم و باعث میشه نتونم خودمو کنترل کنم ….و تمام سعی خودم رو بر این میزارم که با غذاهای مورد علاقمم مثل باقی غذاها و مثل افراد متناسب رفتار کنم و از روی خاطره یا هرچیز دیگه غذا نخورم بلکه اندازه نیاز خودم و با لذت و ارامش غذا بخورم خیلی عادی و معمولی مثل افراد متناسب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۲ ۰۰:۳۵
      مدت عضویت: 2497 روز
      امتیاز کاربر: 5966 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 451 کلمه

      سلام . امروز روز چهارم تعهد من به لاغریست .
      به این قسمت سایت هدایت شدم .
      شما فرمودید :

      برای لاغری با ذهن آنچه مهم است تغییر باورها و افکاری است که درباره چاقی در ذهن خود داریم، و این کار نیاز به اشتیاق و استمرار در تغییر کردن دارد.

      من الان ۴ روزه دارم روی باور ۶۰ کیلویی خودم کار میکنم .
      یعنی نمیدونید چه نتایجی گرفتم .
      من باور کردم ۶۰ کیلو هستم و در مدار ۶۰ کیلویی هستم و آنچه از محیط اطرافم جذب من خواهد شد مطابق وزن ۶۰ کیلویی من خواهد بود .
      نگهداشتن خودم در این باور چه ثمراتی برام داشت ؟ امروز روز چهارم هدایت شدم به کوه رفتن . اونم با لذت . نرفتم که لاغر بشم . رفتم که لذت ببرم . من یه آدم ۶۰ کیلویی هستم که اونقدر سبکم که واقعا از کوه رفتن لذت میبرم .
      با خانواده ی همسر رفتیم . خیلی خوب بود . تازه نکته ی قابل توجه از واکنش ذهنیم بازم لذتبخشتر بود .
      اونها صبحانه ای فراوان از انواع خامه ها و مرباها و …. که ترتیب داده بودن . جالبش این بود برای من که من این همه رو میدیدم ولی اصلا دستور خوردن صادر نمیشد . اصلا بی نهایت لذتبخش بود .
      من از نخوردن اون غذاها بیشتر لذت میبردم نه به خاطر اینکه بخوام لاغر بشم ابدا . این واکنش ذهن من بود . من اون لحظه از نخوردن اون غذاها لذت میبردم و چون مبنای زندگیم رو گذاشتم بر لذت میدیدم نخوردن اون صبحانه ی مفصل به من لذت بیشتری میده . حالا نه اینکه بگم این رفتار دقیقا باید هرروز تکرار بشه نه . ولی لذت بردنه باید دقیقا هرروز تکرار بشه .
      لذت من از وزن ۶۰ کیلویی و تمام واکنشهایی که از این وزن بهم میشه روز به روز بیشتر و بیشتر میشه .
      من امروز که روز چهارم تعهدم بود این دو تا جذب عااالی رو داشتم یه جذب قابل توجه دیگمم در امروز این بود که من تا ۱۱:۳۰شب هم احساس گرسنگی نداشتم اصلا یادم میرفت اونقدر که به اون لذته توجه داشتم .

      روز چهارم من عالی گذشت . خیلی لذتبخش بود .
      من در وزن ۶۰ کیلویی هستم و تمام چیزهایی که جذب خواهم کرد باعث لذت من خواهند شد . من شایسته ی لذت بردن در وزن ایده آلم هستم . من از بودن در وزن ۶۰ کیلویی بسیار لذت میبرم . من از وزن ۶۰ کیلو بسیار لذت میبرم . لذت من در این کزن روز به روز بیشتر و بیشتر میشود . همه چیز در این وزن عالیست .
      تا ببینم نگهداشتن این باور فردا چه چیزهایی را جذب من خواهد کرد . خدایا سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zohre.taheri.345
      ۱۳۹۹/۰۷/۰۹ ۰۲:۰۳
      مدت عضویت: 2377 روز
      امتیاز کاربر: 1185 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 654 کلمه

      با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
      یکی از فامیل های ما که در یکی از کشورهای اروپایی زندگی میکنه تعریف میکرد…
      روزهای اولی که رفته بودیم چون غریب بودیم و خیلی برای ایران دلتنگ میشدیم برای اینکه قدری این دلتنگی برطرف بشه آخر هفته ها با چندتا دوستان ایرانی دیگه قرار میذاشتیم بریم پارک و طبق عادت ایرانی مون هر کدوم از خونواده ها یک قابلمه غذا می پخت و میرفتیم پارک…
      ی قسمتی از پارک فرش پهن میکردیم و ی سفره ی بزرگ پهن میکردیم و قابلمه ها را می چیدیم دور سفره و حالا بخور و کی نخور…
      خارجی هایی که از کنار کا رد میشدن از دیدن این صحنه ها خیلی با تعجب به ما نگاه میکردن که حالا چطور می خوایم اینهمه غذا را می خوایم بخوریم و اونا هر کدومشون فقط ی بطری آب دستشون بود و قدم می زدن…. خلاصه کم کم فهمیدم غذا خوردن هرگز اولویت زندگی اینها نیست
      در واقع اونها کار میکردن تا از زندگی لذت ببرن و شاد باشن و ما کار میکردیم که بخوریم و می خوردیم تا بتونیم کار کنیم…
      کلا سبک زندگی شون با ما خیلی متفاوت بود و اون روش زندگی عالی بود و البته صحیح و بر اساس پس زمینه های ذهنی شون که دست نخورده مونده بود و براساس همون فرمول های صحیح زندگی میکردن و به همین دلیل بود که اونها اکثرا متناسب بودن…
      یا مثلا وقتی سرکار بودیم و وقت ناهار بود ما ایرانی ها حتما قابلمه ای پر از غذا داشتیم و در کمال تعجب میدیدیم که اونها یا ی دونه سیب زمینی پخته پیچیده بودن توی فویل و با ی دونه سس می خوردن یا ی بسته چیپس، این ناهارشون بود… کم کم ما هم تحت تاثیر شیوه ی غذایی اونها قرار گرفتیم و دیگه کمتر غذای مفصل همراه میبردیم و به مرور وقتی به روش صحیح عمل کردیم لاغر و متناسب شدیم…
      لازم به ذکره که ایشون قبل از رفتن بسیار چاق بود و الان خیلی متناسب و خوش اندام هستن…
      متاسفانه ما از بچگی همیشه غذا پختن و غذا خوردن اولویت اول زندگی مون بوده… همیشه وقتی دور هم جمع میشدیم قطعا موضوع دور همی ی غذای خوشمزه بود آشی دلمه ای و یا غذاهای خوشمزه و وسوسه انگیز دیگه و کلی هم در مورد اون غذا به به و چه چه میکردیم…
      و بنابراین همه ی خاطرات خوب ما با خوردن معنا میشد…
      واین در ذهن ما باقی موند و در واقع ما برای ذهنمون تفریح و لذت را با خوردن تعریف و ثبت کردیم…
      و همین شد که هر تفریح و لذتی برامون به معنای پرخوری بود اصلا تفریح و سرگرمی و لذت یعنی خوردن یک غذای خوشمزه و این بود علت چاقی و اضافه وزن مون..‌
      و همه ی خاطرات خوب ما با خوردن و پرخوری همراه بود و این بصورت یک فرمول در ذهنمون ثبت شد و بنابراین غذاها همیشه برای ما شدن خاطرات خوب و ما با دیدن هر غذا یا شنیدن وصف اون به طور ناخودآگاه به اون غذا حمله میکردیم و در حد خفگی می خوردیم و این را یک تفریح و لذت می دونستیم و اصلا به نیاز بدنمون توجه نداشتیم و هر روز چاق و چاقتر میشدیم..
      و حالا باید این فرمول های غلط را در ذهنمون اصلاح کنیم و باور کنیم که لذت و تفریح و سرگرمی هرگز به معنای خوردن و پرخوری نیست….
      باید بیاموزیم که غذا خوردن صرفا برای تامین نیاز بدن برای سلامتی و ادامه ی حیات هست نه هیچ دلیل دیگه ای….
      و اینکار با تمرین و تکرار اتفاق می افته و وقتی به ذهنمون آموزش دادیم خیلی راحت و آسون لاغر میشیم همون‌طور که خیلی راحت و آسون چاق شدیم…
      خدایا مرا یاری کن تا روش صحیح زندگی را بیاموزم و در خوردن از نعمات تو فقط نیاز بدنم و سلامتی ام را در نظر بگیرم و همانطور که مرا به این مسیر صحیح و عالی هدایت کردی باز هم برای ادامه مسیر مرا هدایت و حمایت کن تا به نتیجه ی عالی متناسب شدن برسم.
      موفق باشین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار f.aminian1968
      ۱۳۹۹/۰۶/۲۵ ۱۴:۵۵
      مدت عضویت: 2352 روز
      امتیاز کاربر: 535 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      با سلام
      از کودکی آموخته ایم که خوردن لذت دارد و این لذت را در مهمانی پیک نیک مسافرت ایام بی حوصلگی وخیلی مراسمهای عروسی عزا و تولد وغیره با خوردن همراه کرده ایم.😡😡😡
      در حالی که به جای خوردن میتوانستم لذتهای دیگری در این موقعیتها ببریم مثل بازیهای دسته جمعی کارهای گروهی مسابقه وخیلی لذتهای دیگه🏃‍♀️🏃‍♀️🕺🕺💃💃💃🧗‍♂️🧗‍♀️🏃‍♂️🏃‍♂️
      این لذتها به صورت خاطره در ذهن ما ثبت شده وما رجوع به خاطراتتمون الان هم از لذت خوردن استفاده میکنیم ولی ما که از اضافه وزن خود رنج میبریم باید این فرمول ذهن مان را عوض کنیم وازتاثیر خاطرات بر ذهنمان بکاهیم تا بتوانیم با جایگزین کردن فرمولهای صحیح در مسیر تناسب اندام درست حرکت کنیم.🙆‍♀️🙆‍♀️👏👏❤💚💙

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار f.masi1
      ۱۳۹۹/۰۶/۱۸ ۲۳:۲۳
      مدت عضویت: 2430 روز
      امتیاز کاربر: 928 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      با سلام
      من بادقت در گذشته وخاطراتم متوجه شدم که بیشتر لذتهای زندگی من باخوردن همراه بوده درواقع بیشتر ذهنم درگیر لذت خوردن بوده وبرعکس هروقت رژیم گرفتم فقط خاطرات رنج وسختی بااعصابی خراب رو به یاد میارم خیلی وقتها همین طور تو مهمونیها ودورهمی ها فقط دهانم درحال جنبیدن بوده درحالی که از بعضی از خوردنیها لذت هم نمیبردم وانگار که ذهنم عادت کرده بود که هروقت دورهمی یا مهمانی هست من باید بخورم به خودم میومدم که یه عالمه خوردم در واقع خاطرات خوردنهای قبلی باعث میشد که بیرون رفتن من با لذت خوردن باید همراه باشه تاجایی که اتوماتیک انجام میشد واون اواخر دیگه نه مزه ونه میزان خوردن آگاهانه نبود
      من یادمه اوایل نوجوانیم اصلا قورمه سبزی رو دوست نداشتم ودر واقع جزء دوست داشتنیهای من نبود ( همون زمانی که متناسب بودم) جالبه که اینقدر توفیلمها وسریالهای تلویزیونی درمورد سنتی ترین وخوشمزه ترین غذا نام برده میشد واینقدر این جمله رو شنیده بودم که ایرانی باشی وقرمه سبزی دوست نداشته باشی عجیبه، که ناخوداگاه فکر کردم که شاید من عجیبم که دوستش ندارم وکم کم به سمتش کشیده شدم باور کنید هربار که قورمه سبزی میخورم دقیقا این جمله ها توذهنم میاد وهمون احساس دوست نداشته بودنش رو در اعماق ذهنم حس میکنم
      الان تلاش میکنم که خاطرات خوبی با نخوردن ها وبه اندازه نیازم خوردنها پیدا کنم وآگاهانه این مساله رو در ذهنم لذت بخش کنم همین که دراین دوره از خودم وجسمم راضی هستم وصبح میثاق نامه رو بالذت دیدن اندامم درآینه انجام میدم واول صبح بافایل صبحگاهی میرقصم ولذت میبرم وبا شکرگذاری احساس خوبی پیدامیکنم قدم بزرگی در ساختن خاطرات خوب همزمان با متناسب شدن هست ومن از مسیر تناسب اندام ذهنی دارم لذت میبرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا