تو هم مثل خیلیها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞
شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشهاش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی میکنن و مسیر لاغری رو سخت میکنن. 😔
اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری میتونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱
چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠
ذهن انسان مثل یک آرشیو بینهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربهای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره میکند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمرهمان دارند.

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانهی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه میدارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر میگذارد. 🧠✨
برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاشهای گذشتهشان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکستهای متعدد در رژیمهای سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.
این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار میشوند، نقش یک سد بزرگ را بازی میکنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را میگیرند.
هر بار که تلاش میکنیم و نتیجه نمیگیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره میکند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار میدهد که میگوید: «دوباره نمیشود» 🚫، «من نمیتوانم لاغر شوم» 🙅♂️ یا «همیشه چاق میمانم» 🐘.
این چرخهی تکراری و خستهکننده باعث میشود هر بار که تصمیم میگیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهنمان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکستهای گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاقمان به شدت کاهش یابد. 😞💔

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭
خاطرات چاقی فقط یادآور شکستهای گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغهای هشدار در ذهن ما عمل میکنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیماتمان تاثیر میگذارند.
وقتی به یاد میآوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیممان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل میکنند.
مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان میکنیم 😔، قول میدهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهنمان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحتتر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمیگردیم.
این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود میاندازد و خیلی سخت میتوانیم از آن رهایی پیدا کنیم.
چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠
ببین، خیلی از ما فکر میکنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر میشویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!
تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجهای کوتاهمدت میرساند.
چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهنمان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود میآورند. 🌀
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشهای و عمیقاً در ذهنمان دست ببریم و طوری برنامهریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالمتر به شکل طبیعی و خودبهخود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨
وقتی باور کنیم که میتوانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخابهای بهتر و سبک زندگی سالمتر میکند.
این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.
ذهنمان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز میکند و ما را به سمت اهدافمان میکشاند. 🎯🌈
پس اگر واقعاً میخواهی نتیجهای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯
تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گلهای رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمیداری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالمتر نزدیکتر میکنه 💪🧠.
در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو میبینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل میکنن 🚦🌟.
۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️
اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکنندهای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.
مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق میمانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک میکند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.
۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨
وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.
برای مثال به جای «نمیتوانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمیدارم و موفق میشوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.
۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟
تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.
هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیدهای، لباسهای مورد علاقهات را میپوشی، احساس سبکی و شادی میکنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد میکنند و به رفتارهای سالم هدایتت میکنند.
۴. استمرار در تمرینهای ذهنی ⏳📅
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمانبر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.
مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهنات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.
۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡
نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک میکند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.
یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترسها و نگرانیهای خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راههای مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.
۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفتهاند 🤝❤️
دیدن و شنیدن داستانهای موفقیت دیگران باعث میشود باور کنیم که ما هم میتوانیم تغییر کنیم.
عضویت در گروه دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.
۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷
فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمانبر است و هر کس با سرعت خودش پیش میرود.
نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاشهایت افتخار کن.
این ۷ بخش مهم پایههای اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل میدهند.
با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، میتوانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر میکنند. 🌟🚀
جمعبندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠
دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایدهآل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟
چرخهی شکستهای گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، بهطور کامل شکسته میشود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖
اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمانبر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.
استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک میکند تا این مسیر را سریعتر، لذتبخشتر و موثرتر طی کنی.
در این دوره، با تکنیکهای علمی و تمرینات تخصصی آشنا میشوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت میکنند.
با تمرینهای ساده و گامبهگام، اشتیاق و انگیزهات برای ادامه مسیر بالا میرود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسمات شکل میگیرد. 🌱✨
پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.
فراموش نکن که تو شایستهی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، میتوانی به آرزوهایات برسید. 🌈💪
📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡
- محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
- محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
- درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطرهای از چاق شدن و چاقتر شدن دارید؟ 🧠💭
- تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاقتر شدن بنویسید. 😞📉
- خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد میکند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود میآورد؟ ❤️🔥✨
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗
خیلی دوست دارم تجربهها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزهمون برای ادامه راه قویتر میشه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوالهات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.76 از 92 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
روز ۳۸ تکرار
سلام وقتتون بخیر
من یه قراری با خودم گذاشتم که فایلهارو گوش بدم،تمریناتشو انجام بدم وحتما حتما باهاشون زندگی کنم ،یعنی هر چی یاد میگیرم عملیش کنم ،ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است،یعنی الان یاد گرفتم سیر شدم دست بکشم از خوردن،حالا اون غذا میخواد قرمه سبزی باشه که مورد علاقمه یا یه غذای عادی باشه و واقعا دارم انجام میدم ،البته خیلی وقته مهمونی نرفتم ولی حتما تو اون موقعیت هم میتونم خودمو کنترل کنم ووقتی سیر شدم تمامش کنم ،من خیلی مشکلی با این موضوع ندارم ،بدلیل اینکه قبلا هم پرخور نبودم ،ولی الان همون ۲قاشق اضافه رو هم نمیخورم ،غذاهای زیادی هستن که من ازشون خاطره دارم ،قبلا با دوستم همش حرف غذا میزدیم،منم همیشه در حال پختن غذاهای بسیار پر رنگ و لعابی بودم وعکسشو میفرستادم واسش ومیگفتم آماده باش برای خوردن این غذای خوشمزه ،تنها تفریحمون ،خوردن خوراکی های متفاوت بود ،البته که من کم میخوردم ،ولی با اینحال منم تو این ۱سال اخیر چاقتر شده بودم،،،از زمانیکه تو دوره شرکت کردم دیگه از اون غذاهای لذیذ کمتر درست کردم واگرم درست کردم ،عکسشو نفرستادم،از غذا ومزه ش تعریف نمیکنم ،به دوستمم گفتم زیاد از غذا حرف نزنه ،،بقول استاد باید هرچی یاد میگیریم تو زندگیمون اجراش کنیم
یکی از مواردی که الان یادم اومد این بود که ،من همیشه از بچگی به خوش خوراکی معروف بودم ومادرم به خواهرام میگفت از فریده یاد بگیرید سنگ هم بهش بدی میخوره،و من همیشه آماده خوردن هر چیزی ،حتی بدمزه بودم که حرف مادرم وبقیه رو تایید کنم واونا از من خوششون بیاد
ناخنک زدن به غذا وخوراکی که عادت شدیدم بود این عادت از مامانم زیاد دیدم وهنوزم میبینم ،الان گاهی واسم پیش میاد که یچیزی دهنم بذارم یدفعه یادم میاد وبعضی اوقات اون خوراکی از دهنم در اوردم ونخوردم،این روزا آگاهتر شدم به رفتارهای قبلیم
نشان های دریافت شده
سلام دوستان عزيز بنظرم كليدي ترين نكات اين دوره ميتونه توجه بي اندازه براي رسيدن به هدف لاغري مون باشه من از اوايل دوره همش عجله داشتم تمرين هامو انجام ميدادم خوب ولي شتاب داشتم و از روزي ك فهميدم بايد در اين مسير فقط صبوري كرد ارامش دارم حس حركت به جلو رفتن حس ميكنم تمرين هامو خوب انجام ميدم ولي عجله ندارم و بايد خودمون همينجوري ك هستيم دوست داشته باشيم و انقد چشم انتظار لاغري نكشيم و مهم ترين رفتارم ك دقت ميكنم تغيير كرده مثل قبل همراه غذام چيزي به عنوان اين كه مثلن با اين بيشتر مزه ميده ندارم مثلن قبل دوره همراه غذا بايد سالاد ماست يا ترشي حتمان وجود داشت ولي الان اصن دقتم خيلي اوردم پايين به اندازه نياز جسمم غذامو ميخورم خيلي ام لذت ميبرم من بيشتر ازين لذت ميبرم كه ديگه مثل قبل متكي به غذا يا تركيبب غذا مثل نوشابه نون سالاد يا هر چيزي نيستم و حس جالبي ك من دارم اين بعضي وقتا از نخوردن خيلي لذت ميبرم حسي كه هيچوقت تجربش نكرده بودم چون الان ميتونم ذهن منفي بافمو كنترل كنم ولي قبلن اصن دركي از لذت نخوردن نداشتم و بنظرم قوي ترين نيرو كمك به من خداست ازش سپاسگزارم ك در اين مسيرقرار گرفتم
نشان های دریافت شده
سلام من تصمیم گرفتم خاطرات و تصاویری که باعث تغییر در رفتار درست من میشه رو اینجا بنویسم.
من به دلیل کرونا دیگه نان سنتی مصرف نکردم که البته دیدم چه تصمیم خوبی گرفتم و میخوام دیگه نان سنتی نخورم چون خیلی احساس سبکی و خوبی داره و دیگه سنگین نمیشم. به خاطر همین نان تست میگم برای من تهیه کنند. چند شب قبل دیدم پدرم 5 بسته نان تست خریده و یه حس گناهی در من شکل گرفت که اگر من همش رو نخورم خراب میشن و برکت خدا اسراف میشه و گناه برای من نوشته میشه طبق خاطرات قبلیم که اگر غذاتو تا آخر نخوری خدا دوست نداره یا برات گناه مینویسه یا این حرف که برای اینکه بزرگ و قوی بشی باید غذاتو تا آخر بخوری و بشقابت سفید بشه. این افکار غلط در یک ثانیه در ذهنم مرور شد و باعث شد نان تست زیاد مصرف کنم که مثلا نمونه و خراب بشه. دیشب بود که متوجه این اشتباه شدم که اولا من که زیادی خرید نکردم پس مسؤل خراب شدنشون نیستم. دوما چرا من باید به بدنم ضربه بزنم که این ها خراب نشه؟ بدنم مهم تره یا نان؟؟؟؟؟
اینهمه خوراکی تو خونه هستش یعنی پاشم همه رو بخورم که یه وقت خراب نشه؟؟؟؟ به من چه. من در این دنیای به این بزرگی مسئول خودم هستم و تنها کارم و وظيفه ام اینکه این جسم، روح و ذهن خراب نشه، بلکه هرروز سالم تر، شادتر و متناسب تر باشه. و تصمیم گرفتم موقع غذا فقط به اندازه نیازم بخورم و اون مقدار اضافه رو هرروز کم تر کنم چون اونا در بدن مثل سنگی میشن که نمیذارن چرخدنده های ذهن و جسم بهدرستی کارشون رو انجام بدن.
به نظرم خاطرات خیلی مهم هستن در مقدار استفاده از غذا. برای همین هروقت که باهاشون برخورد کردم اینجا مینویسم تا هم برای ذهنم تثبیت بشه و استفاده از اون خاطره رو متوقف کنه و هم بمونه برای استفاده ی دیگر دوستان که امیدوارم براشون مفید باشه.
نشان های دریافت شده
به نظرم چون از بچكي بهمون گفتم نان مقدسه و حتي اگر تكه اي از نان روي زمين بود بايد لقد نشه و انقدرررر تكرار شده كه نان براي هممون مقدس شده و فراموش كرديم بدنمون از همه چيز مقدستره
نشان های دریافت شده
سلام. خاطرات تاثیر خیلی مهمی در مقدار استفاده ی من از یک ماده غذایی دارند. برای مثال اگر تا حالا غذایی رو نخورده باشم و باهاش مواجه بشم یا اصلا میل ندارم به خوردنش و نمیخورم یا خیلی کم مصرف میکنم. این عادت حتی قبل از آشنایی با دوره تناسب اندام با قدرت ذهن هم در من وجود داشت. و در واقع در مورد غذاها خیلی سنتی برخورد میکنم و اصلا اشتیاقی برای امتحان کردن غذاهای جدید ندارم.
اما مثلا دیشب فلافل داشتیم و یاد خاطراتم افتادم و زیاده روی کردم. یا امروز لوبیا پلو داشتیم با سیر ترشی و دوغ که این سه تا در ذهن من فرمول لذتبخشی داشتن و هروقت با این غذاها مواجه میشدم زیاد تز حدم مصرف میکردم و امروز متوجه این فرمول اشتباه شدم که در من وجود داره ولی ازش بی خبر بودم..
نشان های دریافت شده
با عرض سلام
فایل امروز خیلی عالی بود منو ب فکر برد ک از چه زمانی وچگونه چاق شدم؟
یادم اومد زمانیکه ب مدرسه میرفتم وهمه روزه بودند من هم مجبور بودم ب دروغ بگم روزه هستم در صورتی ک از بچگی تحمل گرسنگی نداشتم و بلافاصله دل درد میگرفتم ب خاطر همین مادر بزرگم غذای مرا در یک اتاق میگذاشت ک بقیه متوجه نشوند ک من روزه نیستم وب قول خودش گناه نکنم ومن یاد گرفتم بیشتر در تنهایی غذا بخورم واز تنهاییم اینطوری لذت ببرم چون همیشه در جمع ها خیلی خیلی کمتر میخورم وخجالت میکشم ک غذا بخورم حتی جلوی شوهر وبچه هایم ومادرم وتنهایی خوردن برایم همراه با لذت وارامشه والبته پر خوری ??من باید این عادت را ک سالهاست دارم را تغییر بدهم وترک کنم ک البته کار راحتی نیست ولی من تصمیم گرفتم ب هدف خودم برسم ومثل همه شما عزیزان متناسب بشوم وبا شوق وعلاقه ب راه خودم ادامه میدم وب تناسب اندام میرسم انشاالله ?
استاد سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
چقدر جالب الان كه فكر ميكنم منم هميشه دوست دارم مخفي از همه غذا بخورم و خجالت ميكشم جلوي همه غذا بخورم براي همين اكثرا گرسنه از عروسي و مهماني ها برميگردم خانه😅
سلام بر همگی امان از غذاها و خاطراتش
دیروز برای نهار داشتم اش رشته میپختم و مدام یاد اش رشته های بعد از ظهرهای سیزده به در میفتادم کلا روحیم خیلی خوب بود و خودم برای مقابله با اش اماده کرده بودم چون وقتی خاطرات با خوردن میکس میشه دیگه اصلا نقطه سیری پیدا نمیشه خوشبختانه با. خوردن یک بقاب دیگه نتونستم به خوردن ادامه بدم واین برام عالی بود عالی
نشان های دریافت شده
سلام این فایل کمک فوق العاده ای به من کرد همون بار اول که گوشش کردم سعی کردم درمورد تمام غذاها دیگه نه خاطره ای داشته باشم نه بهشون فکر کنم و خیلی توی این زمینه موفق بودم البته دو سه باری هم خطاکردم ولی در کل الان درمورد هیچ غذایی یا خاطره ای ندارم یا اگه بعضی از غذاهای مورد علاقم (شاید یکی فقط) خاطرات لذت بردن ازشون سراغم میاد چون می دونم چه تاثیر بدی قرار روی خوردنم بذاره سریع ذهنمو منحرف می کنم یا به خودم میگم اینم مثل غذاهای دیگه ست فرقی نداره. الان که فکر می کنم می بینم قبلا اول یه دل سیر غذارو توی ذهنم تصور می کردم حسابی که عطش می گرفتم می نشستم سر غذا این بود که هرچی می خوردم بازم نمی تونستم دست بکشم خیلی بد بود بعدم می گفتم من آدم خوش غذاییم اگر دوستی کسی کنارم بود می گفت خوش به حالت من اینطوری نیستم به غذا منم توی دلم کلی حسرت می خوردم که کاش منم مثل اون بودم. ولی الان خیلی خوب شدم نمی گم صد در صد به هرحال سالها این شکلی زندگی کردم ولی به جرات می گم هفتاد درصد خوب شدم .
نشان های دریافت شده
با سلام.این فایل منو به خاطرات غذاهایی برد که بیشتر باهاش خاطره داشتم .به قول استاد ما چون خوردن غذا رو لذت و تفریح میدونیم .همیشه برای سرگرم کردن یا دورهمی ها غذا های خوب میپزیم و چون دیگران از طعمش تعریف میکنن ماهم خوشحال میشیم و لذت میبریم که همیشه در دورهمی ها غذا هارو وسیله تفریح کنیم و تنوع بدیم و از خوردن اونها لذت ببریم.
من زمانی که با دوستام به بیرون میرفتیم خیلیامون که چاق بودیم همیشه پیشنهاد میدادیم بریم یه چیزی بخوریم و لذت ببریم اما برخی دوستام که متناسب بودن میگفتن بریم ارم بریم یه جای دیدنی اصلا علاقه ای به خوردن نداشتن و الان که به رفتارشون فکر میکنم میبینم که اونها فقط غذا رو برای رفع گرسنگی میخورن نه برای لذت و تفریح و خاطره درست کردن و چیزهای دیگه.
من خاطرات زیادی با غذاها دارم و خیلی از غذاها رو به خاطر که از قبل به اون خاطره فکر میکنم میخوردم ولی از امروز میخام خاطراتو کم رنگ کنم و اصلا به غذاها فکر نکنم .و مثل یه ادم متناسب غذا بخورم.دقیقا خطرات شیرین باعث خوردن های ما میشه که اصلا نیاز ما نیست و ما به خاطر چشیدن طعم دوباره خاطره وزنده کردن اون خاطره تن به خوردن میدیم.به امید روزی که بیایم و خاطره های لاغر شدن رو مرور کنیم .مثلا بگیم امروز رفتم خرید و وقتی تو پرو لباس دلخواهم با رنگ مورد علاقم رو پوشیدم و اون رو خریدم و از شدت خوشحالی تا ساعت ها نتونستم چیزی بخورم.
نشان های دریافت شده
سلام به همه عزیزان
انگار بار اولی بود که این فایل را گوش میدادم .هر بار که یک فایل را گوش میکنم یک چیزی می فهمم و از یک نظر منو تحت تاثیر قرار میده .استاد کاملاً درست می گوئید ما غذا خوردن را با همه چیز قاطی میکردیم و فقط یک غذا خوردن ساده نبوده ، وسیله انتقام بوده ، وسیله شادی بوده ، وسیله تجدید خاطرات بوده ، وسیله لذت بوده ، وسیله فرار از غصه و ناراحتی بوده ، وسیله تشکر بوده ، وسیله صواب کردن بوده و….. چرا تا حالا من به این فکر نکرده بودم ؟ یا اگر موردی هم فکر کردم چرا حساب غذا خوردن را از خوردن غذا به دلایل مختلف جدا نکرده ام . باز می رسم به اون جمله طلایی استاد که ((علت غذا خوردن مهم است )).من می تونم به جای خاطرات قدیمی که فقط لذت از خوردن را به یاد من می آورد ، از یک منظر دیگه به اون خاطرات نگاه کنم مثلاً به جای اینکه تا می گویند قورمه سبزی بگم وای مامانم چه قورمه سبزیهایی درست می کنه بوش تا ته کوچه میره و… بگم دست پخت مامانم خوبه و یاد اون دورهمی خونه مامان بیفتم ، وقتی همه خواهران و برادرانم دور هم جمع می شویم .اصلاً من می تونم خاطرات جدیدی ایجاد کنم و سناریوی جدیدی برای غذاهایی که خاطراتش منو به خوردن بیشتر وادار میکنه بنویسم .
یادم نیست در کدوم فایل بود که استاد گفتند ، من می تونم از اندازه خوردن غذا لذت ببرم و این بشه خاطره ی جدیدی برای من .مثل الان که در دوره هستم .مثل یک ماه پیش که خونه خواهرم شیرینی دلخواه منو آوردند و من چون گرسنه نبودم میل نداشتم و نخوردم .هر وقت اسم اون شیرینی میاد و یا می بینم اونو یاد اون بار می افتم و خودم لذت می برم که اون دفعه گرسنه نبودم نخوردم . من شنیده ام روانشناسان وقتی می خواهند شخصی را مداوا کنند که در کودکی یک اتفاق بدی براش افتاده و اون باعث شده مثلاً یک تیک عصبی پیدا کنه .با یادآوری خاطره او را می برند به همان زمان و بعد اون تیکه از خااطره را با تلقین کلامی و..عوض می کنند . همین فایل امروز باعث شد من به یکی از اشکالات بزرگ رفتاری خودم پی ببرم .من همیشه دنبال این بودم لقمه کوچک بردارم ولی یک بار این کار را می کردم ولی باز دوباره لقمه های بزرگ بر میداشتم مخصوصا غذاهای نونی .همین الان موقع نوشتن یادم اومد که وقتی من 5 یا 6 ساله بودم ، وقتی موقع غذا خوردن از روی علاقه به پدر خدابیامرزم نگاه می کردم دیدم یک لقمه بزرگ را در دهنشون می گذارند و من از اونجا لقمه نونم را بزرگ می گرفتم و به بچه ها می گفتم من هم مثل آقا جان غذا می خورم و یا می گفتم بچه ها مثلاً من آقا جان هستم و بعد لقمه را به روش ایشون برمیداشتم .پدرم هیکل متناسبی داشتند و پرخور هم نبودند ولی این کار ایشون در من تأثیر گذاشته بود که حالا من باید ان شاالله تغییرش بدهم .(ان شاالله به کمک استاد و با تجربه های دوستان )چقدر این نوشتن خوبه و چقدر تأثیر گذاره .ممنونم استاد
نشان های دریافت شده
چقدر از نوشته شما لذت بردم .جابهجایی خاطرات پیشنهاد خوبی بود?
نشان های دریافت شده
خاطرات من از خوردن بیشتر مربوط به ترس ازخوردن بوده هرچی فکر می کنم می بینم طی این سال ها هرچی میخوردم همیشه ترس از چاقی همراهم بوده این که مثلا عصرهای زمستون همیشه شیر کاکائوی داغ با پیراشکی یا کیک می خوردیم وتابستون با خوردن بستنی و این به صورت عادت همیشگیم شده بود وحتی اگه گرسنه هم نبودم می خوردم اوایل برام لذت بخش بوداما بعداز اضافه وزن فقط برام باترس همراه بودندوهیچ لذتی نداشتندالان خوشحالم که به ذهنم دارم یادمیدم که فقط هنگامی که میل دارم بخورم وسعی کنم باتغییر عادت خوردن وازبین بردن خاطرات قبلی روش درست را انتخاب کنم.