تا ۳۵ سالگی هر بار که برای لاغر شدن اقدام می کردم، انگار یه دیوار نامرئی جلو روم بود که نمیذاشت پیش برم.
انرژی زیادی صرف کردم، رژیمهای مختلف، ورزشهای سنگین، اما هر بار با ناامیدی برگشتم سر نقطهی اول… حتی گاهی چاقتر از قبل!
یه سوال مثل سایه دنبالم بود:
چرا با این همه تلاش، لاغر نمیشم؟ 🤷♀️
تا اینکه یه روز متوجه شدم، ریشهی ماجرا یه چیز دیگهست… و اون چیزی نبود جز نداشتن تعهد برای لاغر شدن 💡
چرا لاغر نمیشم؟! 🤔
وقتی یک سوال توی ذهنت شکل میگیره، ذهنت شروع میکنه به دادن جوابهایی که معمولاً ناراحتکننده و منفی هستن.
سوال من هم این بود: چرا لاغر نمیشم؟

وقتی یاد گرفتم سوالات خوب از خودم بپرسم، جواب های متفاوتی در ذهنم مرور شد و آرام آرام سبک فکر کردنم درباره خودم تغجوابهایی که تو ذهنم مدام تکرار میشد اینا بودن:
- چون چاقی تو ارثیه 👨👩👧
- چون تنبلی و کمتحرکی! 😴
- چون سوختوساز بدنم پایینِ 🔥
- چون غذای درستی نمیخورم 🍔 و کلی دلیل دیگه که فقط منو عقبتر میکشید.
اما به لطف خدا، وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم و تصمیم گرفتم از این نیروی درونی برای کاهش وزن استفاده کنم، فهمیدم که سوال اشتباه، جواب اشتباه میاره!
یادم افتاد که باید سوال رو عوض کنم؛ یعنی به جای اینکه بپرسم «چرا لاغر نمیشم؟» از خودم بپرسم:
چرا چاق میشم؟
و جوابها یه دفعه تغییر کردن:
- چون مدام به چاقی فکر میکنم 🧠
- چون از چاقتر شدن میترسم 😨
- چون باور دارم به سختی لاغر میشم ولی راحت چاق میشم ⚖️
- چون فکر میکنم بدنم باید همیشه چاق باشه 🚫
بعد از کلی فکر و نوشتن، رمز و راز چاق شدن برام روشن شد:
تمام این باورها و نگرشها مثل آهنربایی عمل میکنن که منو به سمت چاقی میکشن.
اما اینجا بود که تعهد برای لاغر شدن برام معنی واقعی پیدا کرد. تعهدی که فراتر از هر تصمیم و تلاشی بود که قبلاً داشتم.
قبلاً هم خیلی خوب تلاش کرده بودم، ولی وقتی نتیجه نمیدیدم یا دوباره چاق میشدم، خسته میشدم و انگیزهام رو از دست میدادم.
اما این بار، با تعهد برای لاغر شدن و استفاده از قدرت ذهن، تصمیم گرفتم مسیر رو تا آخر ادامه بدم و تسلیم نشم. 💪✨

✨ لاغری با ذهن برای لاغر شدن؛ تجربهای متفاوت
میدونی چی باعث شد لاغری با ذهن برای من انقدر جذاب بشه؟ 🤔
اینه که برای اولین بار احساس کردم دیگه نیازی نیست خودمو شکنجه بدم برای لاغر شدن.
برخلاف روشهای قبلی، اینبار خبری از رژیم نبود، خبری از دویدنهای نفسگیر یا وزن کردن تکه نان و دونه دونه قاشقهای برنج نبود! 🏃♀️🥵🍞🍚
تعهد برای لاغر شدن با ذهن یعنی رها شدن از تمام محدودیتهای بیرونی و رفتن به دلِ باورها و فرمولهایی که تو ذهنم ریشه داشتن.
همه چیز تو ذهنم جریان داشت:
تصاویری که سالها از خودم تو ذهن داشتم، فکرهایی که باعث میشدن احساس کنم هیچوقت نمیتونم لاغر بشم، و اون صدای همیشگی که بهم میگفت: «تو همیشه چاق میمونی…» 😞🌀
اما سختترین بخش ماجرا این بود که هیچ راهنما یا همراهی نداشتم. من تنها بودم، نه استادی، نه دورهای، نه حتی یه دوست که باهاش تبادل نظر کنم.
فقط مونده بودم با ذهنم، افکارم و یه تعهد برای لاغر شدن که مثل چراغی تو دل تاریکی روشن بود 🔦
قدمهام کند بود، اما با هر بار تمرین و تکرار، حس میکردم دارم به خود واقعیم نزدیکتر میشم. اینجا بود که فهمیدم لاغری واقعی، از درون شروع میشه، نه از بشقاب غذا… 🍽️🧠

🌟 داستان من؛ از تعهد برای لاغر شدن تا آموزش لاغری با ذهن
وقتی تغییرات بدنم واضح شد و اطرافیانم از دیدن من شگفتزده میشدن، کمکم احساس کردم که این مسیر، فقط برای خودم نیست.
یه حس درونی، یه نوع هدایت خاص از طرف خداوند، منو به سمت آموزش لاغری با ذهن کشوند 🙏
با اینکه هیچ آمادگی نداشتم؛ نه اعتمادبهنفس حرف زدن برای دیگران رو داشتم، نه میدونستم چطور چیزی که یاد گرفته بودم رو آموزش بدم.
اما یه چیز خیلی قویتر از همهی اون ندانستنها توی دلم بود:
➕ تعهد برای لاغر شدن و کمک به دیگران برای لاغر شدن
این تعهد بود که به من جرأت یادگیری داد، جرأت اشتباه کردن، تلاش کردن، ساختن.
همین تعهد باعث شد از سال ۹۵ کار با تلگرام رو شروع کنم و قدم به قدم لاغری با ذهن رو بین آدمهایی که مثل گذشتهی من بودن گسترش بدم 📲💬
هر روز در مسیر یادگیری بودم؛ درباره قدرت ذهن، کنترل افکار، تغییر فرمولهای ذهنی، مدیریت باورها… و باز همون تعهد، منو نگه داشت.
نه تخصص داشتم، نه تجربه… اما با تعهد برای لاغر شدن بود که به تخصص واقعی رسیدم. ✍️🧠
در نهایت، تصمیم گرفتم سایت تناسب فکری رو از صفر بسازم. بدون هیچ دانشی از طراحی سایت یا تولید محتوا، فقط با پشتکار و تکرار.
امروز اگه هزاران نفر عضو این سایت هستن و دارن مسیر لاغری با ذهن رو طی میکنن، فقط به خاطر همون تعهدیـه که از اول تو دلم بود.
من با تعهد برای لاغر شدن، نهتنها جسمم رو تغییر دادم، بلکه زندگیم، شغلم، رسالتم رو هم ساختَم. 🧡🌍

🎯 وضعیت الانِ تو = تعهدی که تا امروز داشتی
شاید عجیب به نظر برسه ولی واقعیت اینه که اگر هنوز چاق هستی، یعنی سالهاست با تمام وجودت به چاق موندن متعهد بودی! 😯
هر سالی که با اضافهوزن گذروندی، یعنی داری تو چاق شدن متخصصتر میشی.
🔄 اما خبر خوب اینه:
اگه واقعاً بخوای لاغر بشی، فقط کافیه همون تعهد رو برداری و به سمت لاغر شدن هدایتش کنی.
باید توی لاغر شدن همونقدر حرفهای بشی که تو چاق شدن شدی. و برای حرفهای شدن، فقط به یه چیز نیاز داری:
➕ تعهد برای لاغر شدن ✨
تعهدی که باعث بشه هر روز حتی یه قدم کوچیک برداری، ولی برداری… 💪
اونقدر متعهد باش که جملهی معروف «یا میمیرم یا لاغر میشم» دیگه فقط شعار نباشه، تبدیل بشه به واقعیت زندگیت. 🔥
💡 یادت باشه:
تعهد برای لاغر شدن، یه مسیر لذتبخشه!
هر چی جلوتر بری، احساس آرامش بیشتری میکنی. شادتر میشی، باانرژیتر، امیدوارتر، با اعتمادبهنفستر.
مهربونتر میشی با خودت، سالمتر میشی، چابکتر، و بله… متناسبتر 😍🏃♀️
چه تعهدی میتونه زیباتر از این باشه که برای خوشحالتر شدن، برای رها شدن از رنج اضافهوزن، برای رسیدن به خود واقعیت متعهد باشی به لاغر شدن؟ 🌈
🧭 جمعبندی: از امروز متعهد شو برای خودت، برای بدنت، برای آرامشت
اگر تا اینجا با من همراه بودی، حتماً خوب متوجه شدی که مسیر رسیدن به تناسب واقعی نه از رژیم شروع میشه، نه از ورزش سنگین، نه از ترازو…
بلکه از تعهد برای لاغر شدن شروع میشه؛ تعهدی از جنس عشق به خود، امید به تغییر و باور به قدرت ذهن 🧠💖
من با همین تعهد قدمبهقدم جلو رفتم، زمین خوردم، یاد گرفتم، بلند شدم و در نهایت راهی رو ساختم که حالا میتونم بهت بگم: تو هم میتونی!
برای اینکه بتونی این تعهد رو درون خودت زنده کنی، نیاز به مسیر درست و محتوای درست داری.
برای همین، در سایت تناسب فکری، سه دورهی قدرتمند طراحی شده که هر کدومش یه پله از نردبون موفقیت توئه:
برای شروع دوباره، برای ساختن نگاه جدید به لاغری، برای قدم گذاشتن در دنیای ذهنی متناسبها…
برای ریشهکن کردن باورهای محدودکننده، فرمولهای اشتباه و تمام الگوهایی که تا امروز مانع لاغریت شدن…
برای تقویت و تثبیت باورهای قدرتمند، رسیدن به سبک زندگی ذهنی متناسبها و حفظ تناسب برای همیشه…
✨ اگر آمادهای که مسئولیت لاغر شدنت رو خودت بهدست بگیری و با تعهد برای لاغر شدن جلو بری، این دورهها چراغ راهت خواهند بود.
یادت نره!
تو لایق رسیدن به بدنی متناسب، ذهنی آرام و زندگیای سبک و شاد هستی 💫
کافیه متعهد بشی… و شروع کنی.
✍️ اهمیت انجام تمرینات ذهنی برای لاغری
برای رهایی از افکار و باورهای محدودکننده درباره اضافهوزن، تنها راه، تمرین کردنه!
انجام تمرینات ذهنی یعنی قدم برداشتن در مسیر تعهد برای لاغر شدن 💪✨
با نوشتن، فکر کردن و مرور مجدد آموزشها، کمکم ذهن ما از فرمولهای چاقی پاک میشه و پذیرای افکار متناسبکننده میشه.
یادت باشه، هیچ تغییر پایداری بدون تمرین شکل نمیگیره.
🧠 سوالات تمرینی
- 💭 نگرش شما درباره تعهد داشتن برای چاق شدن چی بوده؟ توضیح بده.
- 🧩 با روشهای مختلف لاغری، چقدر در خودت تعهد برای لاغر شدن احساس میکردی؟
- 📉 چه نتیجهای از تعهدهای گذشتهات برای لاغر شدن گرفتی؟
- 🌱 در زندگیت کجاها با تعهد به نتیجه عالی رسیدی؟ بنویس.
- 🔍 قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، بیشتر به چاق موندن متعهد بودی یا لاغر شدن؟
- 🎯 آموزشهای لاغری با ذهن چه تغییری در تعهد تو برای لاغری ایجاد کرده؟
- 🗓️ برنامهت برای استفاده بهتر از محتوای آموزشی چیه؟ توضیح بده.
- 🏁 تعهدت برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به تناسب کامل رو بنویس.
💬 حالا نوبت شماست
دعوتت میکنم با تمام وجود به تمرینها پاسخ بدی و تجربهت رو توی بخش نظرات با ما و دوستانت به اشتراک بذاری 💬🧡
این کار، نهتنها تعهد برای لاغر شدن رو در تو تقویت میکنه، بلکه باعث میشه مسیرت روشنتر و انگیزهت بیشتر بشه.
ما مشتاق خوندن نوشتههای تو هستیم. همین حالا شروع کن ✍️😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.64 از 55 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 93 : تعهد داشتن برای لاغر شدن
تعهد داشتن خیلی در زندگی مهمه ما برای اینکه در هر جنبه ای از زندگی موفق باشیم باید تعهد لازم برای رسیدن به اون جنبه زندگی رو داشته باشیم مثلا ما خانم ها اگر آشپزی رو به طور قابل قبولی یاد گرفتیم در انجام اون تعهد داشته ایم شاید در ابتدای راه خیلی ها از غذاهارو خراب میکردیم ولی هرچه در این مسیر استمرار و تعهد داشتیم به مهارت کافی دست پیدا کردیم یا مثلا همین یادگرفتن خواندن و نوشتن ما هر روز سر ساعت مشخصی به مدرسه میرفتیم و برای یاد گرفتن خواندن و نوشتن تعهد داشتیم مطمئنا در ابتدای راه مهارت کافی رو نداشتیم ولی با تعهد داشتن خواندن و نوشتن رو به طور خیلی روان یاد گرفتیم .من خودم کارم کافی نت هستش که قبل از این شغلم اصلا مهارتی در کار کامپیوتری نداشتم ولی کار رو شروع کردم و در انجام اون تعهد دشتم و به مرور زمان منی که اصلا مهارتی نداشتم بدون هیچ گونه آموزش فقط با داشتن تعهد و انجام هر روز آون به مهارت کافی دست پیدا کردم . ویا شوهر خواهرم اصلا در کار خیاطی مهارتی نداشت و فقط با استفاده از الگوهایی که خواهرم از کلاس خیاطی برای آموزش میگرفت تمرین میکرد و شبانه روز برای انجام اینکار تعهد داشت به طوری که خواهرم که به کلاس خیاطی میرفت خیاطی رو رها کرد ولی شوهرش به دلیل علاقه و تعهد داشتن به یک خیاط ماهر تبدیل شد به طوری که ده سالی هست که از طریق این شغل درآمد کسب میکنه ویا مثال دیگه ای که میتونم بزنم اینکه برادرم لوازم آرایش و بهداشتی داره و قبل از اینکه این شغل رو انتخاب کنه اصلا در لوازم آرایشی تخصصی نداشت و اصلا لوازم آرایشی رو از هم تشخیص نمیداد ولی شروع به کار کرد الان بعد از چهار پنج سال به یه لوازم آرایش فروش حرفه ای تبدیل شده و چیزهایی میدونه و بلده که من با اینکه زن هستم اونارو بلد نیستم و نمیدونم چی هستش . پس فقط برای رسیدن به هر هدفی باید تعهد داشت و مهم نیست چه هدفی بزرگ یا کوچیک اون چیزی که مهمه تعهد داشتنه .
به نام خداوند پناه دهنده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات تعهد داشتن برای لاغری
به نام خداوند جهان آفرینم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
تعهد داشتن برای لاغر شدن
یکی از چیزهای مهمی که باید آن را یاد بگیریم و درکش کنیم و برایش وقت بگزاریم تعهد است
اما تعهد یعنی چه؟
تعهد یعنی وقتی ما خودمان را موظف میکنیم که یک سری کارهای لازم را برای رسیدن به خواسته مان انجام دهیم .و تغییر کردن را وظیفه خودمان بدانیم در واقع مسیولیت کامل آن کار را بپذیریم .
وقتی ما تعهد میدهیم در واقع داریم تمرکز خودمان و اهمیت موضوع مورد نظرمان را نشان میدهیم.
در مسیر لاغری با ذهن زمانی که روی خواسته لاغریمان تمرکز میکنیم و مسئولیت چاقی مان را میپذیریم در اصل داریم تعهد میدهیم که این چاقی را که در اثر اشتباهاتمان برای خودمان ساخته ایم با بودن در مسیر لاغری با ذهن و تمرین و تکرار رفع کنیم .
تعهد یعنی هر چیزی که باعث میشود ما تمرکزمان از روی خواسته لاغریمان برداشته شود و از مسیر لاغریمان دور شویم را بی خیال شویم و انجامش ندهیم .
پس باید ببینیم چه چیزهایی ممکن است تمرکز ما را به هم بزند.
باید ورودی هایمان را کنترل کنیم و تمام حواسمان را به هدفمان بدهیم و یقین داشته باشیم که چه بخواهیم چه نخواهیم لاغر خواهیم شد .
شاید بارها پیش آمده است که ما میخواهیم خواسته ای را بصورت هدف مهمی در زندگیمان پیگیری کنیم اما میترسیم و مضطرب میشویم که نکند به دلیل نداشتن تخصص لازم در راه رسیدن به آن هدف دچار مشکل شویم و یا شکست بخوریم .
نکته مهم اینجاست که:
درست است که داشتن تخصص مهم است اما تعهد داشتن از تخصص داشتن مهمتر است .
کسی که متعهد باشد تا به خواسته هایش برسد برای رسیدن به خواسته اش تلاش میکند و تخصص لازم را به دست می آورد اما اگر کسی تخصص داشته باشد اما متعهد نباشد هرگز موفق نمیشود.
در زندگی شخصی خودم خیلی موارد زیادی وجود دارد که من تخصص لازم را نداشته ام اما چون به مسیر رسیدن به خواسته ام متعهد بوده ام تلاش کرده ام و به تخصص لازم هم رسیده ام و حتی خیلی فراتر از تخصص در آن کار پیشرفت کرده ام .
مثلا
من زمانی که ازدواج کردم یک دختر جوان ساده و بی تجربه بودم که هیچ چیزی از زندگی مستقل و آداب همسرداری و خانه داری بلد نبودم حتی یک آشپزی ساده هم بلد نبودم .
اما چون به همسرم و مهمتر از آن به خودم تعهد داده بودم تا یک زندگی خوب و عالی را بسازم ،شروع کردم به یادگیری زندگی و اصول همسرداری ؛
از خواندن کتاب گرفته تا دقت به رفتارهای اطرافیانم هر چیزی که احساس میکردم خوب است را یاد میگرفتم و در زندگی ام به کار میبردم و هر چیزی میدیدم که ممکن است پایه های یک زندگی و رابطه را خراب کند درس میگرفتم و هرگز انجام نمیدادم .اطرافیان من بدون اینکه بدانند کتابها و الگوهای مصور زندگی من بودند .
و آرام آرام من تبدیل شدم به یک کدبانو و یک همسر فوق العاده که زندگی زیبا و رویایی برای عشقش و خودش ساخته بود.پس من با داشتن تعهد تخصص را خلق کردم .
یا مثلا
زمانی که من مادر شدم من هیچ تجربه ای از مادر شدن نداشتم. یک دختر ۲۳ ساله که حالا مسئولیت سه نوزاد نارس و بسیار کوچک را باید قبول میکرد.
نوزادانی که هیچ کس از بس کوچک بودند جرات نمیکرد حتی بغلشان کند چه برسد حمام کردن و شیر دادن و لباس پوشاندن .
یادم است وقتی برای اولین بار خواستم بچه ها را حمام کنم ،مادرم و مادر شوهرم جرات نکردند بچه ها را حمام کنند با آن همه تجربه بزرگ کردن بچه های خودشان و نوه های قبلیشان و هیچ کدامشان حاضر نشدند بچه ها را حمام ببرند .
من خودم به راحتی بچه ها را حمام کردم و آنها از تعجب شاخ درآورده بودند و مدام به هم میگفتند:” این کار خداست چه دل و جرأتی بهش داده “
من البته یقین کامل دارم خداوند به من نیروی مضاعفی داده بود و من به طرز معجزه آسایی تغییر کرده بودم .
اما من تعهد داشتم که مادری بی نظیر باشم و زمانی که همه میگفتند عمرا تو بتوانی دست تنها از پس بزرگ کردن سه قلوها بربیایی
من به خودم قول دادم تنهایی و با قدرت فرشتگانم را به کمک خداوند مهربان و حامی ام و حمایت اهل بیت عصمت (علیهم السلام)بزرگ کنم و همین تعهد من باعث شد که در بزرگ کردن بچه ها تمام توانم را بگذارم .
اوقات بیکاری ام که البته بسیار کم بود به جای خوابیدن کتابهای آموزشی و روانشناسی میخواندم و خودم را تبدیل کردم به یک مادر بی نظیر ،مادری که آنقدر تخصص پیدا کرده که الان مادران دیگر از تجربيات من برای بزرگ کردن بچه هایشان کمک میگیرند .
من در مسیر بزرگ کردن فرشتگانم به طور کامل و واضح معنای تعهد را درک کردم .
چه سالم باشم، چه بیمار ،چه گشنه باشم چه خواب آلود ،هر شرایطی داشته باشم من تعهد دارم مراقب فرزندانم باشم ..
خیلی روزها و شبها گذشت و من تنها و یکه فشار عظیمی را به دوش میکشیدم اما همین فشارها از من یک مصی قدرتمند و بی همتا ساخت .
خدایا سپاسگزارم که به من سه قلو عنایت کردی و توان نگهداری از فرزندانم را در وجود من نهادی و یاری ام کردی الهی شکرت
الان که به آن روزها فکر میکنم از نفهمی و بی مبالاتی آدمهایی که بار و فشار مادری من را هزار چندان میکردند به خدا پناه می آورم .واقعا چرا من جلوی این آدمها نمی ایستادم .
هر روز و هر شب خانه ما پر از مهمان بود مهمانهایی که فقط میخوردند و حتی ظرفهای خوردنشان را هم کمکم برنمی داشتند،یک دستم به غذا بود یک دستم به بچه ها و شیردهی و پوشک کردن و لباس شستن و جارو و رفت وروب منزل و پذیرایی از قوم تاتار
ای خدایم نگذرد از تک تکشان که من را بیست سال پیر کردند زیر فشار
من ۲۴ سال سن داشتم اما انگار از خواهر چهل و چند ساله ام هم پیرتر بودم وقت نداشتم موهایم را شانه بزنم از بس آن آدمهای بیشعور به من فشار می آوردند ولی من پای تعهدی که به خودم و خدای عزیزم داده بودم می ایستادم .
دوستان سه قلو داشتن خیلی خیلی سخت است.و من دست تنها شب تا صبح و صبح تا شب در حال تلاش برای آرامش و سلامت کودکانم بودم .شبها بچه ها را در کالسکه میگذاشتم و تا صبح راه میرفتم نکند مهمانهایم خوابشان به هم بخورد و خم به آبروی مبارکشان بیاید و صبح هم مثل کوزت همچنان در حال خدمت رسانی بودم .
اما نکته اینجاست با تمام آن فشارهای بیرونی و خستگیهای درونی خودم من جا نزدم من پا پس نکشیدم من بچه هایم را تقسیم نکردم .
شاید بپرسید چرا میگویم تقسیم
آخر همه برایم خط و نشان کشیده بودند که من نمیتوانم تنهایی بچه هایم را بزرگ کنم و میگفتند بچه ها را بین خانواده همسرم و خانواده خودم و خودم تقسیم کنم .
اما من صد سال سیاه حاضر نبودم جگر گوشه هایم را از خودم جدا کنم .برای همین هر دو خانواده خودم و همسرم من را لای منگنه گذاشته بودند و منتظر بودند من به ستوه بیایم .
حتی گاها همسرم را هم که تنها حامی و پشت و پناه من بود را تحریک میکردند که کمک حالم نباشد.
ولی من همه این ها را بخاطر بچه هایم تحمل میکردم و امروز که ثمره تلاشهایم را میبینم اول از هر چیز از خداوندم بسیار سپاسگزارم که به من توان فراوانی داد و بعد به خودم میبالم که طاقت آوردم و شدم همان چیزی که در ذهنم تصور میکردم یک مادر بینظیر و موفق الهی شکرت .
خدای بی همتایم از تو سپاسگزارم که فرشتگانت را روزی ام کردی آنها را در پناهت در سلامت و سعادت حفظ بفرما
خدای عزیزم از تو سپاسگزارم که همیشه حامی من هستی
استاد سپاسگزارم که اینقدر زیبا ما را به مسیر درست زندگی هدایت میکنید و ما را به یاد توانایی هایمان می اندازید .
الهی به امید تو
سلام استاد
چقدر در مورد تعهد داشتن که مهمترین کار در مورد لاغری با ذهن است خوب گفتید اگر انسان در هر کاری تعهد نداشته باشد حتی اگر تخصص هم داشته باشد در آن کار موفق نخواهد بود
تعهد داشتن خیلی مهمتر از تخصص داشتن است در هر کاری
من در زندگی در خیلی از کارها تعهد داشته و دارم من در محل کار سابقه ۲۳ سال کار دارم هنوز یاد ندارم صبح دیر به سر کاررفته باشم با اینکه چهار فرزند دارم همکارانی دارم که همیشه دیر به سر کار می آیند و هر ماه نامه کسر کار دریافت میکنند اگر اعلام کنند ۸ بیایید آنها ۸/۵ می آیند اگر بگویند شبهای قدر ۹ سر کار باشید آنها ۹/۱۵ می آیند همیشه گفتم این افراد در کارهایشان هم موفق نیستند و فقط آمدند سمبل کاری کنند و بروند و جالبه برای پستهای مدیریتی خیلی مشتاقند و از پستهای کارشناسی که کارزیاددارد پرهیز می کنند و همیشه از همه چیز ایراد می گیرند و خودشان را به حق می دانند و در اکثر کارها نظر می دهند که اگر این نظری را که دادند بگویند خودشان انجام بدهند نمی کنند و شانه خالی می کنند 🥺🥺🥺
من در زندگی خدا راشکر متعهد بودم و هستم و درس خواندن تا مقطع کارشناشی ارشاد در طول ۲۰ سال ، سرویس بچه هایم ، برنامه ریزی در زندگیم با داشتن ۴ فرزند ، شاغل بودن ، در همه ساعت در کنار همسرو فرزندانم بودم ، برنامه ریزی صحیح و متعهد بودن برای مادری و همسری ، متعهد بودن در محل کار با هر شرایط نامطلوب و درست کار کردن
اگر فردی در کارش متعهد نباشد در هیچ کاری حتی رفتن به موقع به منزل هم کارش درست نیست
نشان های دریافت شده
بنام خدا
برای لاغر شدن باید تعهد داشته باشیم
من خودم به این نتیجه رسیدم که وقتی به تعهدم پای بند بودم خیلی بیشتر نتیجه عالی گرفتم من از آبان ۹۸ تعهد بستم هم تو دفترم هم تو سایت و از همان روز که تعهد بستم دارم فعالیت میکنم البته نا گفته نمونه روزهایی کم و بیش داشتم که فعالین نداشتم و یا کمتر بوده اما بوده به قول استاد تو یکی از فایلها گفت که به مو می رسید اما نمیزاشتم قطع بشه منم بارها همین طور بودم و همین کار را میکردم نمیزاشتم این مو قطع بشه اصلا معجزه ی این مسیر اینه که اگه روزی تو مسیر نباشم یا کم باشم آن روزم خوب نیست ولی وقتی خوب فایل ببینم و بنویسم و کامنت بچه ها را بخونم چقدر حالم خوبه به خاطر همین هر جا برم هنسفری تو گوشمه بارها از اطرافیان حرف شنیدم که چرا تو جمع ما هنسفری گذاشتی و حواست به ما نیست اما نشنیده گرفتم و ادامه دادم
ادامه میدم چون تعهد بستم
ادامه میدم چون حالم خوبه
ادامه میدم چون فقط از طریق ذهن میتونم به رویای لاغری خودم برسم
ادامه میدم چون میخواهم لاغر شوم و لاغر خواهم شد
بله من نتیجه گرفتم در هر کاری استمرار داشته باشی موفق خواهی شد منم ایمان دارم که موفق میشوم .
در اینجا سپاس از خداوند که منو هدایت کرد و سپاس از استاد روشن عزیز که فرستاده خداوند است .
سلام و درود
چقدر این فایل عالی بود .
ممنون از شما .
چقدر حس خوبی داره صحبتهاتون .
من به لاغری متعهد هستم .
اما کدوم سبک از لاغری ؟
لاغری که با رنج و سختی به دست میاد؟
نه من به سبکی از لاغری متعهدم که از درونم به من الهام میشه .
به سبکی از لاغری متعهد میشم که گرد و خاک چاقی ذهنم رو برطرف می کنه .
به سبکی که منو به اینجا هدایت کرد تا بتونم به ارامش برسم .
سبکی که منو با خودم صلح داد .
سبکی که نیاز منو به من نشون داد .
سبکی که چشم و دل منو از درون سیر کرد .
من حالم این روزها خیلی خوبه .
البته یه مانعی بر سر راهم پدید اومد که به یاری خدا برداشتمش و حس خوبم در این سایت دوباره جاری شد .
انتخاب من سبک لاغری هست که منو از درون آزاد کنه . رها کنه .
من مدتیه دارم امتحان می کنم واقعا این روش خیلی آرومم کرده .
شناختن نیازهام . برچسب نزدن پرخوری به خودم .
استاد دارم لاغرتر میشم . من نیاز جسمم رو با تمرینات تغییر عادت شناختم .
اما نیاز ذهنمو در گام ۸۰ تا ۹۰ دوره لاغری با ذهن کشف کردم .
چقدر قشنگ آرام شدم . دیگه حتی یه بارم ولع نیومده سراغم . چون وقتی بیاد بهش میدم . به همین راحتی چشم ودلم سیر شده .
حتی وقتی جسمم سیر بود و میدیدم چشمم داره میدوه بهش تهمت چاقی نمیزدم اگه نیازم نبود چشمم نمیدوید چون وقتی بهش حق میدادم سیر میشد . استاد سرزنش و منع کردن حس بدی به آدم میده ولی به صلح رسیدن و تفکر مثبت نسبت به خود داشتن حس خوبی بهم میده . من خیلی از رفتارهام راضی شدم چون نیازهامو شناختم چون خودمو شناختم . من خیلی از این راه انرژی مثبت میگیرم .
کلی انرژی پیدا کردم کلی فعالتر شدم .
من به این سبک از لاغری متعهدم که دیگه ذهنم درگیر خوردن و نخوردن نیست .نخوردنام با حال خوبه خوردنامم با حال خوبه .
من واقعا راضی هستم از این سبک لاغری . دیگه به زور جلوی خودمو نمیگیرم .
استاد ذهن ما هم مثل جسم ما سیر میشه . وقتی سیر میشه از سر راه لاغری کنار میره و من نقطه ی سیری ذهنم و پیدا کردم .
خیلی دارم روی این نکته تمرکز می کنم که ذهنم سیر باشه . غذاها برام عادی شدن استاد .
خیلی حس خوبی داره که یه عالمه غذا جلوت باشه ولی چشم دلت ندوه براش .
چشم و دل گشنه خیلی بده . خیلی حس کمبوده .
ولی وقتی چشم و دل سیر میشه انسان به عزت نفس میرسه .
من گرسنگی ذهنمو پیدا کردم و پرش کردم . گرسنگی ذهن من از عدم تاییدم از غذا خوردنم بود .
من با خودم و عادتهام به صلح رسیدم چون یاد گرفتم چطور به خودم الگو بدم که دیگه ذهنم مقاومت نکنه . البته ذهنم نیست خودمم .
من باورم رو تغییر دادم .
من همیشه به اندازه نیازم خوردم اما اینو باور نداشتم چون نیازهام و نمیشناختم .
دقیق یادم از کی تونستم به این تشخیص برسم ولی از گام ۸۰ به بعد بود .
الانم مینویسم که بازم خودمو تایید کنم که به سبک لاغریم که انتخاب خودمه متعهد باشم .
هرکسی سبک لاغریش رو خودش انتخاب می کنه .
درست مثل همون زمان که ما یه سری باورهای عمومی چاقی داشتیم و یه سری باورهای شخصی چاقی الانم یه سری باورهای مشترک لاغری داریم و یه سری باورهای شخصی .
پیدا کردن نیازهای ذهنی برای من باور شخصی بود .
که البته زن عموم و خانوم الهام خضر لو ازش حمایت کردن که البته اگه این عزیزان هم حمایت نمی کردن من سبک لاغریم رو تنها انتخاب میکردم . زنعموم میگه تو از من پرقدرت تری عطا . تو حرفتو زدی و در مسیرت موندی البته تو اول راهی باید همین کارو میکردی . گفت ولی من خارج شدم چون دیگه حسم به تناسب فکری بد شده بود ولی من فکر نمی کنم حسش کاملا به کل سایت بد شده بودوگرنه منو اینجا معرفی نمیکرد و جالبه که من و ایشون هر دو با یه چالش در مسیر روبرو شدیم ایشون خودشون کنار رفتن ولی من مانعم رو کنار زدم و دارم ادامه ی مسیرم رو میدم .
زنعموم به خاطر اینکه در سایت موندم تحسینم می کنه ولی من فقط به تایید و تحسین خودم بها میدم . همه به من لطف دارن . قدر دانشون هستم ولی وابسته شون نمیشم فقط یاد میگیرم و ادامه میدم .
من دارم لاغری رو زندگی می کنم . بدون ترس بدون فرار بدون یختی بدون رنج . خیلی خوبه این سبک لاغریم .
من همیشه به این سبک از لاغری که آمیخته ای از روش شما و روش خودم هست متعهدم چون حس و حالم در این روش خوبه .
من فقط در مسیرم استمرار میدم چون این الگوها تازه هستن با نوشتن پررنگشون میکنم و بیشتر بهشون متعهد میشم .
اتفاقا متعهد بودن هم یکی از مفاهیمیست که ذهن چاق برداشت اشتباه ازش داره مثل اندازه خوردن مثل اراده کردن مثل تغییر کردن .
وقتی برداشت خودمون رو از کلمات درست کنیم اون وقت میبینیم کلمه همون کلمه است اما حس خوبی میده چون برداشت من درست شده .
من به حسم خیلی پایبندم . به حس لاغریم خیلی پایبندم .
نتیجه تعهدمم دارم میبینم .
تعهد داشتن خلاف میل و رغبت درونی حرکت کردن نیست همسو با میل و رغبت درونی حرکت کردنه درست مثل اراده .
اون وقت میبینیم چقدر قشنگ حس هامون رو میشناسیم چقدر قشنگ با خودمون آشتی می کنیم .
برای رسیدن به تعهد ، اول باید لاغر شدن رو شناخت . اول باید مفهوم لاغری بشناسیم . اون سبک از لاغری که دوست داریم رو از درونمون استخراج کنیم تا برداشتمون حتی از لاغر شدن معنا و مفهوم دلخواه باشه .
لاغری مبارزه کردن با خود نیست لاغری همسو شدن با خود هست .
لاعری برچسب چاقی و پرخوری زدن به خودمون و ذهنمون نیست .
لاغری یگانه شدن با خوده . لاغری پذیرش خوده . لاغری پیدا کردن نقطه ضعفها و رسیدن به سبک دلخواه خودمونه .
خلاصه که دقیقا مثل چاقی که چقدر بهش متعهد بودیم چون دلخواهمون بود الانم به لاغری متعهد می مونیم چون سبک دلخواهمونه و جالبترش اینه لاغری از نظر من همون چاقیه که وقتی بهش به صلح برسی نقاب چاقی رو بر میداره و خود واقعیش رو نشون میده .
وای عجب الهامی .
وای خدا باز به وجد اومدم .
وقتی لاغر بودیم با برچسبهایی که به خودمون زدیم کلا فیلتر چاقی روی دیدگانمون نصب کردیم و واقعیتی دیگه خلق کردیم . لاغری از درون فریاد میزد بردار این فیلترو . بردار این برچسبها رو اما ما هی متهم ترش می کردیم و او از نظر ما هی چاق و چاقتر میشد .
ولی وقتی میشنوی صداشو میبینی خدای تو همونه که همیشه بهش بدبین بودی . وقتی حستو بهش خوب میکنی میتونی صورت واقعیشو ببینی .
استاد به خدا اینا شعار نیست اینا واقعیت زندگی من شده . من در این سایت خدای دلخواه خودمو پیدا کردم . خدایی که دیگه باهاش درگیر نیستم . خدایی که دیگه چاقم نمیکنه . خدایی که هیچ وقت چاقی رو برای من نمیخواست . استاد ما دو تا خدا نداریم . ما یه خدا داریم اما نگاهمون بهش دوبین هست . سبک نگرشمون رو که اصلاح کنیم شیطانی دیگه نمیبینیم . انرژی شیطان همان خداست . و اینجاست که شیطان میگه من به بندگان مخلص تو کاری ندارم چون شناختنش . چاقی همون لاغریه . منتها کشف نشده . میدونم که خیلی ها حرفمو باور نمی کنند شاید حتی خود شما نپذیرید . اما اشکالی نداره . چون خدا داره منو از درون تایید می کنه و شاهدشم حال خوبمه . من از شما یاد گرفتم و همیشه مدیون شمام . ازتون همیشه حس لاغری گرفتم و میدونم معنا و مفهوم کلمات شما با معنا و مفهوم عبارات من حس دوگانگی نداره . دقیقا مثل همون معنای اراده کردن که چقدر سبک تفکرم نسبت بهش تغییر کرد .
به هر حال من همیشه به سبکی از لاغری پایبندم که حالمو خوب کنه و رفتارهامو خود به خود تعییر بده . در این صورته که حتی تعهد داشتن هم خود به خود اتفاق میفته . چون کاری همسو هم جهت با درونته . نه مبارزه و کاری خلاف میل درونیم .
“به نام خداوندی که حی است و حاضر ”
درود به دوستان تناسب فکری و استاد ارجمند ؛
گام نود و سوم : برای لاغر شدن متعهد باشید ؛
خدای خوب و مهربانم ، سپاس فراوان بابت لطف و مهربانی ات که همیشه و در همه حال ، شامل حالم می شود و از تو ممنونم که مرا یاری دادی تا بتوانم امروز ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ گام نود و سوم را بر دارم ، خدایا شکرت .
تعهد داشتن و متعهد بودن یکی از مهم ترین فاکتورهای موفقیت است یعنی اگر من به کاری علاقه مند باشم و در آن هم تخصص لازم را داشته باشم اما نسبت به انجام آن متعهد نباشم و خود را مجبور به انجام دادن آن نکنم قطعا در آن کار موفق نخواهم شد چون تعهد داشتن یعنی اینکه ما در هر شرایط و اوضاعی ،کاری را که می خواهیم انجام دهیم ، باید انجام دهیم تا با استمرار و ادامه دادن در انجام آن بالاخره به نتیجه ای که می خواهیم ، برسیم .خود من در همین مسیر لاغری با ذهن با وجود اینکه بسیار به درستی آن مطمئن هستم و ایمان دارم که از طریق همین راه و روش به خواسته ی خود یعنی تناسب اندام خواهم رسید اما باز گاهی اوقات پیش می آید که تحت تاثیر نجواهای منفی درونم تا حدودی از نتیجه نگرفتن از آن ناراحت و نا امید شوم اما باز به راه خود ادامه میدهم و در مسیر باقی می مانم و حال خود را خوب می کنم چون من از این مسیر و روش لذت می برم و آن را دوست دارم پس تحت هر شرایطی به راه خود ادامه میدهم و با در نظر گرفتن نتیجه ، خود را از ادامه ی مسیر منصرف نمی کنم چون مطمئنم بالاخره به چیزی که می خواهم ،می رسم .
من چون در چاق شدن تعهد داشته ام به همین دلیل چاق شده ام با ترس از چاق تر شدن ، ترس از لاغر نشدن ، با باور چاقی راحت است و لاغر شدن سخت است و … و حالا که می خواهم متناسب و لاغر شوم باید در لاغر شدن متعهد باشم با انجام هر روز تمرینات مرتبط و دیدن و شنیدن فایل های تصویری و صوتی و خواندن دیدگاه های دوستان هم مسیر و بودن در فضای لاغری .وقتی من خود استاد را می بینم که در شرایطی به راه خود ادامه داده اند که هیچ راهنما و هم مسیری نداشته اند اما متعهد بوده اند که به راهی که به آن اطمینان دارند ادامه دهند و به موفقیت های خوبی هم رسیده اند ،الگو می گیرم و انگیزه ام برای ادامه دادن بیشتر و بیشتر می شود .خود من هم در دوران دبیرستان یک بار تصمیم گرفتم از طریق رژیم سخت دکتر کرمانی لاغر شوم و وزن کم کنم و تقریبا دو ماه خود را متعهد کردم که تحت هر شرایطی از رژیم غذایی داده شده پیروی کنم و توانستم یازده کیلو از وزن خود کم کنم هر چند بعد از رها کردن رژیم وزن کم شده دوباره برگشت و چاق تر شدم اما در آن مدت کاملا رعایت می کردم.با این مثال به خود من هم ثابت شد که اگر در باره ی انجام کاری تعهد داشته باشیم حتی اگر مسیر ما نادرست باشد ، نتیجه می گیریم چه برسد به اکنون که من و شما عزیزان در مسیر و راه درستی هستیم و گام بر می داریم پس با تعهد داشتن در ادامه دادن راه خود و یادگیری بیشتر لاغری با ذهن چه بخواهیم و چه نخواهیم لاغر و متناسب می شویم و از تعهد داشتن خود نتیجه خواهیم گرفت .
“یا حق ”
نشان های دریافت شده
سلامب صح بهاری ودلشاد ومتعهد شما برای نتجه گرفتن وباعث نتیجه گیری انسانهای که متعهد به چاقی بودن ولی خبر نداشتن اره واقعا خبر نداشتم برای خود داشتم دنبال لاغریی مبگشتم وتعهد دادا بدوم که چاق وچاقتر بشم خیلی برام نکته جالبی داشت با تعهد شما من امروز به ابن اگاهی دلچسب رسیدم اگه تعهد شما نبود من متوحه این استباه نمی شدم دست مریضی
یار درخونه ما گردجهان میگردیم
بعضی جمله که شما تو سایت به کار میگیرد چنان درگیری ذهنی برای من به شخصه تولیدمیکنه که اگه بخوام بنویسم وکامل درک خودم توضیج بده انگشتم درد میگیره از شما بخاطر این کاری زیباتون تشکر میکنم
هر چی دارم به اخر این صد گام نزدیک میشم دلم نمبخوام تمام بشه واقعاکیف عظیمی برای من داره هر روز دا رم از بودن تو این مسیر مستوروعاشقتر به لاغریی میشم حالاشما رو کامل درک مبکنم که ارام وقرار نداریدبرای فهمدون ابن مسیر به دیگران من از روزی که فهمیدم ودرک کردم کجا هستم ودارم چه اگاهی دلچسب دریافت میکنم که همه مشکلات ابن سالهارو بر طرف کنم یی گنج عظیم بی پایان برای من یگی داره ای کاش کسانی که وارداین سایت میشن خدا کمک شون کنه خارج نشن با ادامه دادن تازه عطر عاشقی براشون با بودی دلپذیر هویدا میشه
من برای چاقی همه مراحل کامل بدون نفض ودرست انجام دادم وتو چاقی الحق کم نزاشتم حالا تومیسر برشکت دارم همون کار رو انجام میدم ولی معکوس پس قطع به یقین تو این مسیر به قدری لاغرخواهم شد که خودم ودیگران انگشت به دهام خوان ماند این به شماقول میدم
چون تا امروز خدازا شکرت دارم انجامش میدم وهر روز خود دارم حسش میکنم وزنم واره کم مبشه
تو تولد دوباره جای برای ای گاش وافسوس وچرا دیگه نمیزارم برام باشه
من تعهد دادم وکارهای چاقی رو انجام دادم واز اول این مسیرتو دفترم تو قسمت ۱۲ گام چندین مرتبه متعهد شدم به انجام دادن ولی امروز خودم تواین قسمت دوباره متعهد میشم برای ادامه دادن ازهیچ گونه تلاش وکوشس برای رسیدن به هدفم کوتاهی نکنم عظم خودم جزم کنم برای بهتر فهمیدن بهتر رفتار کردن بهتر عمل کردن جراقی باشم شایدیگی دیگه ازمن الگو برادای کنه برای نجات خودش روزیکه شما شروع کردید این فکر چراغ راه شما بود وحالابعد این سالها نور چراغ وجود شما به من رسید باعث روش وجود من شدن وجودم از اگاهی روشن کرد
خداوند والدین شما رو فرین رحمت حق خودس قرار بده وبه شماسالیان سال عمر با عزت عطا کنه تا باعث نجات افراد دبگه هم بشید من که دارید نجات میدید
انجه امرور در وجود من هست ومن میبینم تعهد به جاقی بود وانچه درابنده نزدیک اره نزدیک شاید دویا وشاید سه سال به نظرم خیلی نزدیک خواهم دید تعهد امروزخواهد بود برای اون روز پس من برای لاغری همین تعهد قبول کامل دارم
تو ایام عید من برای خواهر خودم ابن مسیر رو تو ًضیح دادم اون روز گذشته ۱۴ فرودین شروع کرده به دختر خواهر که ارایشگر هست خواستم که اگه کسی مشکلش مثل من هست این مسیر رو بهش یاد بده اون جراقی باش برای نجات کسی دیگه هنوز فابل امروز باز نکردم تو دیگاه هم نرفتم فقط با خوندن متن نوشته شما دارم مینویسم حسش عالی هست چون فقط داره از خودم واز ذهنم ببرون میاد پس من درست انجام دا م میدم سپاس بیکران از خداوند مهربان
با باز کردن دیدن فایل تمام کارهایی که بالا توضیح دادم مهر تائد زدم
یی نکته دیگه به نکات بالا اضافه میکنم واون انجام تعهد برای برگشت سلامتی به جسمم هست این رو هم به تعهد هم اضافه کنم
امروز من با بود ن تواین میسرمیخوام یی تو صیف داشته باشام امیداورم دلچسب باشه
روز اول که واردم شدم احساس این بود که برو یاد بگیر وزد فرار کن بیا تتا لاغر بشی
در باغ باز کردم دورام تاریک بود نور کوچکی فقط جلوی پام میدم عطرعجیبی درو خودم حسش کردن خم شدم باابنگه پابه شدت درد مبگردیی بوی خوش به مشام رسیددست کشیدم لمس کرد یی گل بود دلم نمبومد بکنمش اخه من عاشق گل گیاه هستم چطور دلم بیادگل بجینم کمی جلوتر رفتم بازم بوی عطر گل قویتر شد فکر برگرد دلم نه حیفه فکرم به درسر میفتی دلم نه برو حلو کمی به خودم قوت قلب دادم
پابلند کرد احساس کردم یی مانع حلو هست دست کشیدم مانع پیدا کردم از روش رعد شد بازم کمی جلوتر رفتم یی خط نرور دیدم جلوی پا یی ردیف گل بود وای ابنجا چه خبره باغ گل یی چند تا گلدون گله به مسیر ادامه دادم باز م دست انراز فکر بهت گفتم برگر میخو ری زمبن مکافت مبشه تاریگ هم که هست برای خودت مکافات درس کنی دلم باور ندارم ابنجا این شکلی باشه بزا برم جلو پام یاریم میکنه با جلو رفتن هی یی نوری جلو روشنتر میشه وای وای خدا من اینجا دشت گل اینجا به پهنایی دشت تا جشم کار میکرد تا نور دید داشت پر گل من عاشق واردسرزمین عاشق تری شدم خودم فکرن دلم دادم به گلهای این دشت کیفی عظیم تو دامن گلهای این دشت داشتم عطرش تمام وجودم پر کرد حالامن تودشت گل هستم نه توباغ گل دشت گل نسیب دل مهربانتون استاد هم مسیران بادکیفی عظیم قسمت همسیران باشه حداا نشده دشت گل باشید تا عطر گلهای بهاری این دشت شمارو نیز مسترو کنه وجودتون پر از نشاط عشق به خودتون کنه
خدا پشت وپناهتون یاحق حق نگه دارتو
نشان های دریافت شده
سلام
خدایا شکرت انقدر حس و حالم عالیه .
هر مطلبی از سایت رو میخونم دیگه ذهنم مقاومت نداره .
خدا میدونه چقدر خوشحالم .
خدامیدونه از اینکه میبینم سلیس و روان و با اشتیاق از نوشته ها عبور میکنم و پذیرش ذهنمو نسبت به همه ی مطالب سایت میبینم و حس میکنم چقدر خوشحال میشم .
بدن من به راحتی اب خوردن داره لاغر میشه .
عاشق لاغر شدن شدم . بیشتر عاشقش شدم .
لاغر شدن خیلی آسونه خیلی راحته . خیلی ساده است .
لاغر شدن لذتبخشه .
ذهنیت من نسبت به لاغر شدن همیشه سختتر از چاق شدن بود .
من فقط تکرار کردم و تمرین کردم تفکر کردم و تحلیل کردم .
نسبت به قبل درکم بالاتر رفته البته راه همیشه تا بینهایت هست و دانش هرگز تمامی ندارد .
اما از وضعیتی که اکنون دارم خوشحالم .
ذهن انسان به دلیل زیاده طلب بودن همواره دنبال بهترین می گردد و فارغ از لذت بردن از لحظه ی حال میشود .
زیاده طلبی در آموختن از یک سو بسیار دلچسب است و حرکت مداوم را سبب میشود و از یک سو حرص و ولع را در انسان زیاد می کند .
حرص به آموختن بیشتر حرص به دریافت دانش بیشتر .
البته کلمه حرص را به اشتیاق تبدیل می کنم .
من اشتیاق درک بیشتر را دارم .
وقتی مراحل لاغر شدن یکی یکی برایم باز میشود بهتر میفهمم که چقدر لاغر شدن را بیشتر دوست دارم .
چقدر در لاغری حس و حالم خوب است . چقدر راه لاغر شدن را دوست دارم .
امروز گام ۹۵ را هم دوباره مرور کردم و دیدم چقدر ای مطالب را دوست دارم .
مزایای لاغر شدن را بارها برای خودم میشمرم .
من در لاغر بودن احساس سرزندگی دارم .
در مسیر لاغری احساس رها شدن دارم .
در مسیر لاغری احساس لذت میکنم .
در مدار لاغری جوانتر میشوم .
در مدار لاغری از خوردن به اندازه ی نیازم لذت میبرم و از نخوردن لقمه های اضافی هم لذت میبرم .
در مدار لاغری از پیاده روی ام به اندازه ی نیاز لذت میبرم و از خوابم به اندازه ی نیاز لذت میبرم .
از بیداری ام به اندازه ی نیاز لذت میبرم و از نشستن به اندازه ی نیاز هم لذت میبرم . از بلند شدن برای انجام کارهای مورد نیازم لذت میبرم و خلاصه مدام در حال لذت بردن هستم .
لذت بردن انسان را متعهد می کند . من اگر به هر مسیری متعهد بودم چون در آن مسیر لذت را تجربه کردم و هرگاه لذت من در مدار لاغری بیش از لذت در مدار چاقی باشدمن در جهت لاغری خودم اقدام می کنم و این روزها میبینم که چقدر بیشتر دارم از مسیر لاغری لذت میبرم .
من ۴ سال و نیم است به مسیر لاغری متعهدم گرچه فراز و نشیبهایی داشتم ولی مجددا برگشتم . تعهد من مرا برمیگرداند . چون این مسیر را تنها راه لاغر شدن و لذت بخش ترین راه متناسب شدن می دانستم .
من اکنون حس می کنم بدنم در حال کاهش وزن است . من میفهمم وقتی ذهن من با لاغری همسو میشود جسمم بدون دغدغه راه لاغری را خیلی راحت طی می کند .
من از نخوردن لقمه های اضافه لذت میبرم .
تا این لذت را درک نکنیم لاغری رخ نمیدهد تا زمانیکه رنج نخوردن را به لذت نخوردن تبدیل نکنیم ذهن از نخوردن استقبال نمی کند .
ذهن همواره دنبال لذت است .
اما خصوصیت دیگر ذهن هم اینست که وقتی به درک موضوعی برسد حتی رنج آن نیز لذتبخش تر میشود .
یعنی وقتی با تمام وجودت عاشق راهی میشوی حتی سختیهای مسیر را با اشتیاق می پذیری .
وای خدای من که چقدر عشق زیباست . چنین عشقی که حتی سختیهایش برایت زیباییست و من شاهد این عبارت را حضرت زینب میدانم که گفت ما رایت الا جمیلا .
نمیدانم این دیوانگیست و جنون یا عشق است و اشتیاق .
مگر میشود انسان عاشق راهی شود که سر از پا نشناسد .
این حس عجله نیست چرا که در عجله حس نرسیدن موج میزند حس چرا نمیرسم چرا لاغر نمیشوم . در زمان عجله سوالهای اشتباه در ذهن نقش میبندد .
ولی در زمان آرامش اشتیاق موج میزند تو ارامی و مشتاق .
من اکنون هر آنچه این راه زیبا می گوید را با گوش جانم میشنوم و چه اشتیاقی از این بالاتر که همه فرمولها برای من لذتبخش شده .
ذهنیت و دیدگاه من کلا تغییر کرده و متعاقب آن میبینم چطور جسمم به راحتی دارد لاغر میشود .
جسم من همواره به لاغری متعهد است . وقتی من هم با لاغری متعهد بمانم ذهنم هم تعهد خود را آشکار می کند .
ذهن هم عاشق نگه داشتن عهد است . او همه چیز را در وجود خود دارد .
منتها من باید از او بخواهم . اکنون که مدتیست نیروی خوداگاه من هم با ناخوداگاه وجودم در جهت لاغری و انجام رفتار متناسب و مهمتر از همه با کسب تجربه لذتبخش از انجام رفتار متناسب همراه شده میبینم همان حال و هوای ۴ سال پیش و حتی بیشتر از آن در وجود من شکل گرفته .
دوباره دارم رشد می کنم .
گرچه من این ۴ سال و نیم همواره در حال رشد بودم اما اکنون رشد خودم را بهتر میبینم
من متناسبتر شدم .
هنوز یک هفته بیشتر از تولد پسر خواهر زاده ام نگذشته و من میبینم چقدر نسبت به آن زمان لاغرتر شدم .
به گمانم در این هفته ۲- ۳ کیلو کم کردم . آن هم به راحتی و با لذت .
و میبینم کاهش وزن چقدر سریع رخ میدهد وقتی ذهن با کاهش وزن همسو شود . وقتی ذهن عاشق لاغری شود . وقتی ذهن خودش ترغیب به هماهنگی بدهد . وقتی متقاعد شود که من لاغر شدن را بیش از چاق شدن دوست دارم .
ذهن من با رفتارم بهتر متقاعد میشود که من طالب چه راهی هستم .
در فایل ۹۵ شما کار کردن روی ۳ قسمت را سفارش کردید .
۱- تفکر
۲- رفتار
۳- تجربه و باور و انتظار از رفتار
یعنی اگر رفتار متناسب داشته باشی ولی انتظار لاغری نداشته باشی یا انتظار لاغر نشدن داشته باشی رفتار متناسب یا اصلا جسم را لاغر نمی کند و یا به زور و یا چاقی برمیگردد .
اگر فقط باور و فکر را درست کنیم در اثر تغییر فکر و باور ممکن است رفتار ما به چاقی ختم شود .
در راه ما همسویی در هر سه ی این مراحل مهم است .
من فکر متناسب را پذیرفتم .
رفتار متناسب را پذیرفتم .
اما مورد سوم را خیلی دقت نکرده بودم .
من انتظارم از این نوع عملکرد لاغریست .
انتظارم اینست که وقتی فکر و عملم خوب باشد قطعا لاغری به راحتی حاصل میشود .
این انتظار ذهن را متعهد میکند که من در خواست خودم با تمام وجودم در حال حرکتم و من لاغری را میخواهم .
تعهد در راه لاغری به ذهن خواسته ی مرا میفهماند و من به راحتی آب خوردن لاغر میشوم .
خدایا چقدر این راه شیرین است خدایا شکرت .
واقعا درک این حالی که الان دارم وجودمرا میلرزاند . من ذوق فراوانی دارم . خدایا به خاطر این درکها از تو سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر همه همراهان همیشگی و سلام و احترام ویژه به استاد گرامی
اول بگم که رسیدن به رسیدن به گامهای پایانی این مسیر زیبا خیلی هیجان انگیز است اول که شروع به مسیر 100 گام پیش خودم فکر میکردم حداکثر در 4 ماه تموم میشه ولی الان بیش از یک ساله که آرام و شاد در این مسیر م و هر لحظه و هر ایستگاه شادتر و سرحال به سمت مقصد حرکت میکنم.
اما موضوع اهمیت تعهد و مقایسه تعهد با تخصص از مسائل مهمی بود که اتفاقا در محیط کاری من خیلی در موردش صحبت میشه . من کارمند استانداری هستم و به دلیل تغییرات مدیریتی و انتصاب افراد مختلف در سمتشان این ارگان همیشه بحث در مورد اهمیت تخصص یا تعهد در میگیره. و البته اکثر افراد از جمله خودم امتیاز بیشتر را به تخصص میدیم تا تعهد اما این نگاه استاد و نتایج حاصله من رو به فکر برد و دارم لمس میکنم که شاید اهمیت تعهد را دست کم گرفتم، البته چند سالی شاهد این بودم که افرادی متخصص بی تعهد چقدر میتواند به دیگران آسیب بزنند و حتی تخصصشان بدون تعهد اخلاقی باعث بی رحمتر شدنشون هم ،یقه مثل پزشکی که بدون هیچ دلسوزی بیمار را وادار میکنه به خاطر هزینه هاش گاو خودش که تنها منبع درآمدش بود را بفروشه یا مهندسی که با داشتن تمام تخصص هاش اما منافع را بر تخصصش ترجیح میده و به آثار فاجعه بار اقدامش فکر نمیکنه پس تخصص مهمه اما مهمتر از اون تعهده . تعهد به اینکه باید بهترین خودمون رو به نمایش بگذاریم ، تعهد به اینکه آنچه برای خودمون می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم و تعهد به جانشین خدا بودن در زمین
به زندگی خودم که نگاه میکنم از نتایج کارهای متعهدانه خودم لذت میبرمی
25 سال انجام وظیفه عالی
کسب فوق لیسانس در شرایطی که هفته ای یک بار باید بین اراک و شیراز (حدود 13 ساعت تو ماشین بودن )تردد میکردم و بعد از برگشت سرکارم حاضر میشوم به مدت دو سال و نیم
قبولی در دانشگاه با وجود تغییر رشته
انجام ورزش حدود 15 سال البته مقاطعی هم قطع می شد به دلیل زایمان و..
انجام مطالعه و عشق به کتاب همه عمرم
علاقه به رشد فکری و معنوی ام در همه عمر
تعهد به ماندن در مسیر خدمت به خودم و دیگران
تعهد به مسیر یادگیری لاغری و تغییر زندگی و کسب نتایج عالی
حالا خوشحالم که با این آگاهی مقایسه تعهد و تخصص به نفع تعهد برام اینطور تداعی میشه که با تعهد میشه به تمام تخصص های لازم رسید و لی داشتن تخصص به تنهایی نمیتونه ضامن تعهد بشه پس من هم متعهد بودن را بیش از پیش اولویت قرار میدم و با افتخار به تواناییها و تخصص هام متعهدانه گامهای خودم را برمیداریم.
استاد عزیز بی نهایت سپاسگزارم.
خداوند مهربانم بی نهایت سپاسگزارم.